کشکول|محسن مهدیان
2.65K subscribers
484 photos
185 videos
6 files
279 links
روزنامه نگارم.
@mohsen_mahdian
اینجا هم از فعالیت های گروه جهادی محبین می نویسم.
@jahadi_mohebin
دغدغه رسانه ایم:
#خبرخوب
Download Telegram
⭕️جمنا و ظهور مجدد احمدی نژادی ها
محسن مهدیان

🔸چند روزی است اخبار جدیدی از تحرکات تیم انتخاباتی احمدی نژاد و یارانش در رسانه ها منتشر شده است که ظاهرا خلاف پیش بینی های گذشته است. پیش بینی می شد احمدی نژاد بعد از نهی رهبرانقلاب، به این دوره از انتخابات ورودی نداشته باشد.
البته بیانیه رسمی احمدی نژاد نیز این گمانه را تقویت کرد که دودی از تنور انتخاباتی این جمع بلند نمی شود.

بدون تردید آن بیانیه و صراحتش با فعالیت انتخاباتی این روزها قابل جمع نیست. پس سوال این است که چه چیز تغییر کرده است؟
حتما اتفاقی افتاده است که هزینه پشت کردن به آن بیانیه رسمی را نادیده گرفته اند.

🔹اما بالاتر از این بیانیه، نهی رهبر انقلاب است. رهبری انقلاب در توصیه پدرانه شان، علت نهی را هم بیان کردند و فرمودند که دوقطبی شدن مضر است و من این شرایط را به صلاح کشور نمی دانم. طبیعی است که مهمتر از آمدن یا نیامدن احمدی نژاد مراقبت از ایجاد این دوقطبی است. با این توصیف ورود غیرمستقیم احمدی نژاد آنهم با این ادبیات تند و تهدیدآمیز این روزها، خودش منشا دوقطبی است. چه تفاوتی میان زید و عمر است وقتی قرار است دوقطبی ساخته شود؟
اصلا کلید زدن دعواهای زودهنگام انتخاباتی به چه سبب است؟ و چه نفعی برای گروه احمدی نژاد دارد؟

به نظر می رسد این ظهور جدید احمدی نژادی ها را باید در نسبت با #جمنا تحلیل کرد. فاصله بین بیانیه احمدی نژاد و عبور از آن، تنها یک اتفاق بزرگ در منظومه سیاسی کشور است و آنهم شکل گرفتن جمنا است.

⁉️اما چرا جمنا احمدی نژاد و یاران را به واکنش کشاند؟

👈احمدی نژاد بعد از نهی بزرگ، علیرغم خطری که از جانب دولت مستقر می دید، به تعبیر خودش حاضر نشد با اصولگرایان همکاری کند. حتا پیشنهاد همکاری را هم پس می زند. چرا؟ چطور ممکن است یک نفر از جهت ایدئولوژیک، دولت موجود را خطر جدی برای انقلاب بداند و اما حاضر نباشد با جبهه رقیب دولت همکاری -ولو تاکتیکی- داشته باشد؟

👈پاسخ به این سوال در تلقی احمدی نژاد تا پیش از شکل گیری جمنا است. احمدی نژاد تصور می کرد تنها گزینه رای اور مقابل روحانی است و کنار گذاشتن وی از صحنه رقابت، به کاهش مشارکت انتخاباتی و در نهایت ماندگاری دولت حاکم می انجامد و او همچنان قهرمان این هم آوردی خواهد ماند.

🔴اما وحدت اخیر در میان جریان اصولگرایی این تصور باطل را بهم زد. جمنا توانست در سازوکاری نوین، بدنه جریان اصولگرایی را بهم نزدیک کند و وحدت پایین به بالا را به مرور شکل دهد. هرچند تا رسیدن به مقصود راهی طولانی در پیش دارد اما همایش اخیر جمنا باعث شد رقبا نگرانی جدی پیدا کنند. واکنش احساسی مخالفان را باید در توییت طعنه آلود آشنا و عکس العمل صریح رئیس جمهور و البته انتقاد تند و تیز برخی از "اصولگراهای ضدوحدت" نظاره کرد.

انتظار ها این بود که جمنا در بدو امر دچار تشویش و سردرگمی و اختلاف شود و در همان گام اول متوقف شود.

با این مقدمه جمنا باعث شد سیاست احمدی نژاد و یاران تغییر کرده و از بیانیه و نهی عبور کنند. اما این اقدام چه آورده ای برایشان دارد؟

📍🔹📍احمدی نژاد سیاستمدار زیرکی است و می داند بقایی بدون تردید ردصلاحیت است. اظهارات روز یک شنبه دادستان کل کشور درباره پرونده بقایی نیز اماره ای روشن برای این ردصلاحیت است.

پس ماجرا چیست؟
👈این پروژه برای شان بازی دو سر برد است. برداشت احمدی نژادی ها این است که تایید یا رد صلاحیت بقایی پروژه اصولگرایان در جمنا را ناکام می گذارد و همچنان احمدی نژاد را "منجی مظلوم" نگه می دارد.

تحلیل شان این است که
1⃣اگر بقایی رد صلاحیت شود، طرفداران احمدی نژاد به صورت کامل، رویاروی شورای نگهبان و نظام قرار می گیرند و این افسردگی سیاسی مشارکت را کاهش می دهد و بدون تردید اثرش را روی سبد رای اصولگرایان خواهد گذاشت.

2⃣و اگر بقایی تایید صلاحیت شود سبد رای جبهه انقلاب و اصولگرایی دچار شکن جدی می شود و باز هم از دو حالت خارج نیست. یا رای می آورند و می توانند کری خوانی سیاسی با نظام داشته باشند و یا شکست می خورند که در این صورت اصولگرایان را هم با خودشان پایین می کشند و باز هم پروژه ابقای روحانی تکمیل می شود و هزینه آن بدوش نظام می افتد.

⚠️در هر دوصورت پیش بینی شان بازی دوسر برد است. این تحرکات زودهنگام نیز برای جدا کردن همان بدنه مردمی از جمنا است تا در صورت ردصلاحیت، سبد رای اصولگرایی را دچار آسیب و کسری کنند و هیچ بعید نیست مستقیم و غیرمستقیم به سمت تحریم انتخابات بروند.

💢اما این همه ناشی از عدم شناخت احمدی نژاد از طرفدارانش است. همان اشتباهی که در ایام خانه نشینی و سالهای پایانی قدرت داشت. احمدی نژاد توجه ندارد و ظاهرا تجربه نشده است که پایگاه رای او از آن خودش نیست و طرفدارانش در دوراهی انقلاب و احمدی نژاد، همان راهی را می روند که نه دی رفتند.

منبع: صبح نو
@mahdian_mohsen
🏆📸راز "عکس یک باخت" بر روی طاقچه

🏠محله مخصوص تهران؛ کوچه "زیرطاقی" و تنها خانه ای که متعلق به یک ورزشکار قدیمی است.

🔹خانه حاج قاسم نورمحمد؛ که این روزها پا به سن گذاشته و از آن هیکل ورزشکاری جثه ای نحیف مانده است؛ و البته از آن روزهای قهرمانی ردای پهلوانی.

🔹به تعبیر خودش این خانه "محفل ذکر" است. تابلوهایی منقش به نام امیرالمومنین و زنگ مرشدی زورخانه ای و درب چوبی خانقاهی و منبت کاری به اذکار اهل بیت و علم کوچک و 5 تیغه که بر دیواری کهن تکیه زده است.

و اما طاقچه سنتی که روی آن دو قاب عکس قدیمی نشسته است. یکی عکس حضرت امام و دومی قاب کوچکی از آخرین کشتی حاج قاسم. عکسی که نشان می دهد داور دست حریف را بالا برده و ظاهرا تصویر شکست حاج قاسم است.

‼️اما راز این عکس روی طاقچه چیست؟
همه ماجرا در همین "باخت قاب کرده" است؛ درسهایی نهفته بر این قاب که نشاندنش بر طاقچه را فخرآور می سازد.

⛔️حاج قاسم به تعبیر خودش روزگاری را به جاهلیت جوانی و شهرت های زودگذر و لات بازی معرکه گیران سپره کرده بود. تا اینکه یک شکست همه چیز را عوض می کند.

🔆اینطور شروع کرد: "این عکس پیروزی است"
درست می گفت. پیروزی واقعی تغییر مسیر زندگی اش بود. هیچ گاه فکر نمی کرد چرخش روزگار او را از تشک زورآزمایی به صحنه واقعی مبارزه بکشاند.

⚠️خاطره تلخی از آن روز مسابقه داشت؛ با آب و تاب تعریف می کرد که چطور داور مسابقه به ناحق قضاوت کرده است و در حالیکه تماشاچیان هم به خشم آمده بودند دست حریف را به نشانه پیروزی بالا می برد.

همه تحول و دگرگونی درونی اش از این "خشم زجان برآمده"، رقم خورد. خشم مقدس آنروز در سالن کشتی؛ وقتی حاج قاسم سراسر قهر و غضب شد و برآشفته و برافروخته روی به جایگاه ورزشگاه و شاپورغلامرضا و دیگر درباریان کرد و فریاد کشید: " تا کی ظلم، تا کی جور، تا کی ستم به این مردم، تا کی ..."

و همان شد که آن خروش قهرمانانه، او را از برد و باخت در ظل طاغوت، پای معرکه پیرپهلوانان کشاند و به جرگه انقلابیون پیوند داد. برایمان اینگونه شرح می دهد: "روزها گذشت...کار به جایی رسید که شاگرد امام شدم؛ نه محب. که بین شاگردی و محب تفاوت هاست."

📍می گفت "برای شاگردی کردن و فهم آقا روح الله، سخنرانی ایشان را بارها و بارها گوش می دادم."

با یک خشم ظلم ستیزانه پای انقلاب آمد و به تعبیر خودش از "لات بازی" به "لوطی گری" رسید.

💧دستانش را به حالت تضرع و دعا بالا می برد و زیر لب استغفرالله می گوید و ریا را از خود دور ساخته و ادامه می دهد: " انقلاب که شد درب خانه را باز کردم و هرچه داشتم و نداشتم را به انقلابیون دادم که به حساب 100 امام ببرند و خرج انقلاب کنند"

🚩می گوید لوطی گری یک تصمیم شخصی است. اما مشتی گری فرق دارد؛ مشتی گری نشانی است که مردم می دهند. مردم باید یک لوطی را مشتی بدانند.

👈تعبیر ظریفی بود. تصمیم برای تغییر و همت ساختن برای لوطی گری، یک شروع مبارک است و اما کسوت مشتی گری را باید مردم دهند که شناخت مردم خطا نیست.

و از همین جمله که "مردم مشتی های روزگار را خوب می شناسند" وارد خاطره ای ماندگار شد که وقتی بر زبان میاورد، وجودش سرشار از شعف و لبالب از شوق می شد.

💠خاطره ای شنیدنی از حسینیه جماران؛
اینطور تعریف کرد: "آنروز ها بین مردم دو دستگی بود. اما این ظاهر ماجرا بود. عده ای علیه بنی صدر شعار می دادند و عده ای علیه شهید والامقام بهشتی. حال آنکه هردو گروه یک دسته بودند و مردم واقعی میان آنها نبود."
اما در ماجرای یک دیدار رسمی که جمعی از مردم به دیدار حضرت امام رفته بودند عده ای شعارهایی دادند که به زعم حاج قاسم انحرافی بود.

🔘"اماما اماما برای حفظ وحدت ساکت نشسته بودیم واگرنه دهان یاوه گویان را ما شکسته بودیم(یا ما بسته بودیم- تردید در نقل تاریخ)"
حاج قاسم می گوید: "من احساس کردم این شعار خواست امام نیست. از چهره ایشان فهمیدم" ؛ بعدهم اینطور توضیح می دهد"مردم هیچ گاه یاوه گو نمی شوند. مردم آنروز بر اساس تشخیص شان عمل کردند." می گفت این طرفداران بنی صدر بودند که خودشان دو دسته راه انداخته بودند و شعار می دادند؛ اینها مردم نبودند. اگر هم اقلیتی از مردم بودند ناشی از تبلیغات غلط بود.

و اینجا بود که حاج قاسم برای توقف شعارها در حسینیه جماران فریاد الله اکبر کشید و سمت و سوی شعار ها را عوض کرد.
با شور و طرب خاصی این ماجرا را تعریف می کند. احساس می کرد دل امام را با این نعره الله اکبری شاد کرده است و این حس دلپذیر را تا امروز نگه داشته بود.

🔻این نیز حکیمانه بجان مان نشست. مردم یاوه گو نیستند ولو اگر خطا کنند. تعبیر حاج قاسم چنین بود؛ " مردم ممکن است تشخیص خطا داشته باشند اما یاوه گو نیستند و این شعار دل امام را به درد می آورد"

🔵و اینطور برایمان راز عکس یک باخت تاریخی بر سر طاقچه روشن شد.
http://yon.ir/KGEN4

@mahdian_mohsen
🌳🌿محیط زیست و انقلابیون

محسن مهدیان

🍃یک پرسش ساده؛ چقدر دغدغه محیط زیست داریم؟
چقدر نسبت به آسیب دیدن جنگل ها و مراتع و صیانت و حفاظت از حیوانات دلواپسیم؟
دفاع از محیط زیست با چه کسی است؟ طرفداران صنفی محیط زیست؟ تشکل های دفاع از حیوانات و طبیعت؟ نهادهای مردمی کارشناسی و مجموعه های پژوهشی؟

گروه های متدین و انقلابی کجا هستند؟ محیط زیست را با کدام رویکرد دفاع می کنیم؟ مادی گرایی و از زاویه نگاه معیوب غرب و یا جایگاه حقیقی طبیعت در عالم؟

همه ما از اهمیت محیط زیست در نگاه رهبری باخبریم. اما چه نسبتی توانستیم با دلشوره ها و دلنگرانی های محیط زیستی ایشان برقرار کنیم؟

داستان آهوهای پارک جنگی اطراف تهران تاریخی شده است. ماجرای تذکر رهبر انقلاب برای حفاظت از زیستگاه آهوهای این پارک جنگلی که سرنوشت یک پروژه بزرگ شهری را تغییر داد.

🌾🍁برخی به جهت ولایت پذیری شان، موسمی و فصلی سراغ محیط زیست می روند و البته این مساله را اولویت دست چندم نظام می دانند و وقتی ورود می کنند که یک چالش محیط زیستی تبدیل به یک بحران امنیتی شود. مثلا تخریب طبیعت و تهدید آب کارون و خشک شدن تالاب های خوزستان زمانی برایشان ضریب پیدا می کند که بیم اعتراضات خیابانی رود و یا ریزگردها از یک چالش محیط زیستی به یک بحرانی سیاسی تبدیل شود.

🌻مخاطب پرسش ما جوان متدین انقلابی است. بنابراین کسانی که از محیط زیست به جهت دلمشغولی های صنفی و یا علائق کارشناسی و یا ژست های روشنفکری و دغدغه های مادی و ناقص غربی دفاع می کنند در معرض این سوال نیستند. و اما چرا انقلابیون ما کمتر نسبت به محیط زیست دغدغه دارند؟

پاسخ این سوال را باید در 2 سرفصل جداگانه تحلیل کرد. یکی فهم تعمیم نیافته از سریان وحدت در کثرت و امتداد نظام توحیدی تا نظام مادی و دوم شیوه و روش ناتمام از سبک زندگی دینی.

ضعف اعتقادی ما در فهم صحیح از این "نظام توحیدی" است. طبیعت را باید با نگاه معرفتی و حکمی الهی تحلیل کرد. طبیعت، هم "آیه" است و هم "نماد".
آیه، وجود حضرت حق و نماد، جلوه های وجودی حق است. بر همین اساس اهل معنا طبیعت را زبان گویای معشوق می دانند.

در نگاه توحیدی به هستی، طبیعت نه فقط آیه ای از وجود حق و بلکه جلوه ای از معشوق ازلی است. مثل اینکه حافظ طبیعت را تنها معبری برای استدلال و برهان علیت نمی داند بلکه آن را نمادی می پندارد که هر عنصرش جلوه ای از معشوق است. "هر که بر هرچه نظر کرد پرستید تو را"

مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست
به دست مردم چشم از رخ تو گل چیدن

همین ضعف معرفت شناختی، مقدمه اشکالی دیگر در سبک زندگی ماست. سبک زندگی را اگر توحیدی تعریف کنیم، زیست مومنانه و انقلابی امتداد دادن توحید تا جزئی ترین سطح زندگی است. زندگی توحیدی، جبهه حق را با همه اجزایش می بیند و محیط زیست و دفاع از حیوانات را جزئی از این نگاه جبهه ای به عالم می داند.

اگر محیط زیست را در امتداد توحیدی به عالم ماده تحلیل کنیم، جایگاهش در سبک زندگی فردی و اتفاقا سبک مبارزات انقلابی می درخشد. همین محیط زیست می تواند دست نظام سرمایه داری-امپریالیستی را در عالم رو کند و بی آبرو سازد.
افیون سرمایه داری و ظلم ساختاری امیپریالیسم جهانی را تنها با همین تخریب محیط زیست می توان به افکار عمومی جهان نشان داد.

در نهایت اینکه با نگاه توحیدی به طبیعت، دفاع از محیط زیست جزئی از زندگی مجاهدانه در جبهه حق است. دفاع از محیط زیست را از نمایش خارج کنیم؛ چه ژست های روشنفکری و چه اداهای تصنعی سیاسی.
حقیقت انقلابی گری توجه تام و تمام به همه اجزای جبهه حق از جمله طبیعت و غیره است؛ چه آنکه جبهه مقابل نیز با همین فهم جامع، دست به تغییر طبیعت زده است.

منبع: روزنامه قدس
@mahdian_mohsen
جمنا و دوراهی اصلح و صالح مقبول

محسن مهدیان
وظیفه جمنا را چه تعریف کردیم؟ قرار است این تشکیلات تا روز انتخابات چه چیز را رقم بزند؟

اگر قرار است با جمنا به وحدت رئوس اصولگرایی برسیم، این ضرورت به تشکیلات بزرگ و همایش و غیره نیاز ندارد. پیشتر هم عده ای ریش سفید دور هم جمع می شدند و برای نامزد نهایی به روش چانه زنی تصمیم می گرفتند.

به نظر میرسد جمنا با یک تغییر اساسی در ساخت تشکیلات و تعیین هدف جدی تری، وارد صحنه انتخابات شده است و همین تغییر است که نقطه امتیاز و مدل رشدیافته تجربیات گذشته است.

ائتلاف در راس، بدون توجه به بدنه و پایگاه های مردمی بزرگترین اشکال مدل های گذشته است. جمنا تلاش می کند ائتلاف را از بدنه آغاز کند. اگرچه راه بسیاری تا نیل به این مقصود در پیش دارد اما همین تصمیم، گام مبارکی است و یک قدم بلند نزدیکی به مردمگرایی است.

اما سوال این است که در ادامه راه قرار است چه اتفاقی بیافتد؟ بی عملی تا شب انتخابات و سپردن بازی به دست طبیعی سیاست؟

🔷نگرانی اینجاست؛ جمنا کدام سمت می رود: اصلح یا صالح مقبول؟

این بحث اختلافی جدید نیست. اما یک بدفهمی در این سطح وجود دارد که اگر توجه نشود اساس تشکیل چنین جمع هایی را زیر سوال می برد.

انتخاب میان اصلح و صالح مقبول تنها شب انتخابات نیست. شب انتخابات طبیعی است که بین اصلح و صالح مقبول، حکم، انتخاب صالح مقبول است. حکم عقل هم چنین است. مگر اینکه به تکلیف منقطع از نتیجه فکر کنیم که عقل سلیم چنین چیزی را برنمی تابد.

اما چند ماه مانده به انتخابات چی؟ بازهم بین اصلح و صالح مقبول باید سراغ صالح مقبول رفت؟

نگرانی کسانی که می گویند؛ از این قبیل جمع ها، اصلح در نمی اید بیراه نیست. مساله اینجاست که فلسفه وجودی چنین جمع هایی تبدیل اصلح به صالح مقبول است. البته این زحمت دارد و تلاش می خواهد. طبیعی است که چنین هدفی به همایش و جلسات داخلی منحصر نمی شود. کار رسانه ای و فعالیت پرحجم میدانی می طلبد. اساسا نقش کسانی که در جمنا دور هم جمع شدند همین است نه ریش سفیدی.
ریش سفیدی که در گذشته هم انجام می شد. به این فهم امتیاز جمنا در اتصال به بدنه است.

🔹جمنا باید به وحدت بدنه برسد و بدنه را پای کار نامزد اصلح بیارد نه صالح مقبول. انتخاب صالح مقبول برای شب انتخابات است و نیازی به جمنا و غیره ندارد. نزدیکی و همدلی در بدنه، خود به خود ائتلاف در راس می سازد. بدنه باید هدایت شود. جان فدا باید ساخته شود.

هدف فقط شکست رقیب نیست. برای کشور برنامه ریزی می کنیم نه برای صندوق انتخابات. قرار است یکی برود و یکی بیاید که در نهایت کار مردم و کشور جلو برود. این هدف البته زحمت دارد و کار شبانه روزی و هنر فعالیت اجتماعی می طلبد. باید کف میدان بود.

📍تکلیف امروز رای سازی است نه کشف رای. کشف رای برای یک هفته مانده به انتخابات است؛ نه روز تصمیم گیری برای نامزدها.

نامزد اصلح باید گفتمانی و منتقد وضع موجود و دارای برنامه و البته تجربه اجرایی و کارنامه روشن کارآمدی باشد. چنین نامزدی را اگر یافتیم باید اصلح مقبول کنیم.

منبع الف

@mahdian_mohsen
🔹داستان سیاسی شدن یک تاجر
🔸حاج اسدالله و دست امام

محسن مهدیان
برایم سوال بود که حاج اسدالله چطور انقلابی شده است؟ اهل بازار و کسب وکار آنچنانی و تجارت انحصاری و کلان چطور به انقلاب و انقلابی گری رسیده است؟

فرصتی شد خدمت حاج اسدالله عسگراولادی رسیدم. مفصل از گذشته گفت. از ایام جوانی و ماجرای ورودش به تجارت و از روزهایی که هیچ علاقه ای به سیاست نداشته است. حاج اسدالله تعریف کرد که از سیاست متنفر بوده و قبل انقلاب هیچگاه سمت سیاست نرفته است. می گفت راه ما از حاج حبیب الله جدا بود.

اما سیاسی شدن این تاجر بزرگ ماجرای جالبی دارد. بالاخره نام اسدالله همواره در کمپین های اقتصادی حمایت از انقلابیون و مدیریت اقتصادی ایام انقلاب و بعدها جنگ و غیره دیده می شود اما قبل انقلاب کجا بود؟ در ایامی که حاج حبیب الله در زندان ساواک بوده است، چرا هیچ خبری از اسدالله نیست؟

داستان زیبایی دارد. سیاسی شدن اسدالله عسگراولادی درسهایی در دلش نهفته است. این تغییر شگرف در سبک زندگی، همزمان با ایام انقلاب رقم می خورد و ردای سیاست را با کسوت نهضتی و انقلابی به تن می کند.

ماجرا به سالهای پیش از 57 بر می گردد که برای تجارت خشکبار با لندن وپاریس در رفت و آمد بود. در یکی از سفرها تصمیم می گیرد حاج حبیب الله را هم که سالها در زندان بوده است همراه خود پاریس ببرد. در پاریس به درخواست اخوی از فرصت استفاده می کنند و خدمت امام می رسند. حضرت امام ساعت ها با حاج حبیب الله گرم می گیرند و زمان خداحافظی به حاج اسدالله می گویند، "حبیب الله پیش ما می ماند" ولی شما اگر تهران می روید این بسته را هم دست آقای باهنر برسانید.

حاج اسدالله هم بی خبر از محتوای بسته، خواست امام را اجابت می کند و راهی تهران می شود. فردای آنروز در اسرع وقت خدمت شهید باهنر می رسند و امانتی امام را تحویل می دهند. اما این امانتی چیزی نبود جز فرمان تشکیل کمیته اعتصابات.

داستان این فصل از زندگی حاج اسدالله با باز کردن همین بسته رقم می خورد . شهید باهنر بعد از باز کردن مهر، به اسدالله می گوید تو هم درگیر این ماجرا هستی و درخواست می کند که در اجرای این فرمان کمک دهد. و حاج اسدالله که از چند فرسخی سیاست هم با کراهت عبور می کرده است، دلش نرم شده و می پذیرد و مسئول بانک مرکزی در کمیته اعتصابات می شود.

اسدالله از آنروز سیاسی شد و بعدها چند حکم اقتصادی از جمله مدیریت اموال هژبر یزدانی و بعد هم تشکیل اتاق بازرگانی را از حضرت امام دریافت کرد و بعد هم در دفاع مقدس فعال شد و تا امروز که هیچگاه زندگی اقتصادی اش از اهداف سیاسی انقلابی اش جدا نشده است.

سرنوشت جالبی است. این جذبه ناشی از اهلیت آدم هایی است که دارایی اصلی شان، آمادگی برای پذیرفتن "بسته های عاقبت بخیری" است. حاج اسدالله اهل مبارزه سیاسی نبود اما باخودش عهد بست بجز خمس شرعی، خمسی هم برای انفاق داشته باشد و از روز اول، 40 درصد درآمدش را برای خمس شرعی و انفاق کنار گذاشت. حلال و حرام کسب و کار و توجه به مردم و مستضعفین برایش مهم بود و به تعبیر خودش همین را هم در نجف و در جوار ضریح امیرالمومنین از حضرت خواسته بود.

اهل سیاست و انقلاب و قیام نبود که این نیز مسیرش فراهم شد. برای تجارت پاریس رفته بود و قصدش تنها فراهم کردن مقدمات دیدار امام و حاج حبیب الله بود و هیچگاه فکر نمی کرد که اینطور وارد سیاست شود.

با یک امانت دربسته از یک تاجر بی اعتنا به سیاست به یک فعال اقتصادی و انقلابی تبدیل شد که هیچگاه نتوانست بین زندگی تجاری و اهداف بلند سیاسی اش تفکیک قائل شود. کسی که اهل دستگیری است دستش را می گیرند. و چه دارایی از اعتبار و آبروی امروزش بیشتر.

امام هم می داند و می دانست که به هر دستی هر بسته ای ندهد. بسته های حضرت امام به دست هرکس رسید او را از فرش به عرش کشید. هر کس به سهم خودش؛ شهدا نیز با بسته انقلابی امام از کف محلات شهر، آسمانی شدند.

منبع؛ همشهری محله
http://yon.ir/W7NZl

@mahdian_mohsen
💠انتخابات خالی از قهرمان
💠آزمونی تاریخی برای جان فداها

محسن مهدیان
🔹انتخابات آتی ریاست جمهوری مهمترین و تاریخی ترین آزمون برای "جان فداهای انقلابی" ست. جان فدای انقلابی چه کسی است؟

کسانی هستند که با اعتقاد به گفتمان انقلاب اسلامی، نقشی فراتر از رای دادن پای صندوق دارند. این افراد کسانی هستند که بیشترین سهم را در جمع آوری آرای خاکستری دارند. از پخش تراکت در خیابان گرفته تا سخنرانی در مسجد و محله و دانشگاه. هرنامزدی که جان فدای بیشتری داشته باشد موفق ترست؛ چرا که کلید جلب آرا در دست همین جان فداهای متعصب است.

🔹جان فداها در همه دوره های انتخاباتی حاضرند اما چرا در این دوره نقش تاریخی دارند؟

پاسخ به این سوال را باید در ترکیب نامزدهای انتخاباتی در جبهه انقلاب دید. در دوره های گذشته، نامزدهای انتخاباتی دارای یک ویژگی روشن بودند و آنهم قهرمانی است. این نامزدها حداقل برای طرفداران متعصب خودشان قهرمان بودند. جان فدایی برای نامزدی که او را قهرمان می دانیم، البته سخت نیست.

👈اما این دوره ماجرا فرق می کند. این دوره عرصه رقابت بدون قهرمان است. خالی شدن زمین رقابت از قهرمان ها، به دو جهت است.

1⃣اول اینکه قهرمان در جامعه ما بیشتر یک امر ذهنی است. افراد تا وقتی پشت پرده اند، قهرمان و اسطوره اند. به محض اینکه امتحان پس می دهند از جایگاه قهرمانی تنزل می کنند، ولو اینکه بهترین کارنامه را هم داشته باشند.

جامعه ما همانقدر قهرمان ساز است که قهرمان کش است. و البته این دوره از انتخابات با آدم هایی مواجهیم که کارنامه دارند و نمی توانند آسمانی و قهرمان باشند.

2⃣اما دلیل دوم، سازوکار وحدت در راس جریان اصولگرایی است. اساسا ائتلاف یک اثر محتوم دارد و آنهم حذف تکثر قهرمان ها و معرفی یک نفر به عنوان نامزد نهایی است. طبیعی است که نامزد نهایی قهرمان همه گروه های سیاسی نخواهد بود.

اینجاست که نقش جان فداهای انقلابی، تاریخی می شود. پیشتر که قهرمان ها در میدان حاضر بودند، جان فدایی سخت نبود. اما به دلائل گفته شده، این دوره صحنه خالی از قهرمان است. و اساسا هر میزان جامعه رشد کند، شناخت اش از افراد زمینی می شود و "قهرمان های دست ساز" تقلیل می یابند. چه آنکه افراد را باید با همه خوبی ها و بدی هایشان انتخاب کرد.

🔷از اینجهت جانفدایی نیازمند انگیزه ای فراتر از گذشته است. باید با انگیزه مضاعفی تلاش کرد و نقش آفرینی داشت؛ انگیزه ای در تراز انقلاب اسلامی. افراد و گروه های موثر باید با هدف تقویت جبهه حق نقش بگیرند و از نامزد نهایی ائتلاف، حمایت کنند. این سبک "جان فدایی" گرچه سخت تر است اما قرابت بیشتری با تکلیف مداری انقلابی دارد.

امروز در شرایطی قرار داریم که تنها ائتلاف در راس نتیجه نمی دهد. چه بسا "وحدت جان فداها" مهمتر از "ائتلاف در راس" باشد. و وحدت جان فداها میسر نیست مگر با انگیزه های گفتمانی.

روزنامه صبح نو
@mahdian_mohsen
❤️نمادی از خانم سرخ پوش میدان فردوسی

🔷مدت ها پیش تعدادی از دختران تهرانی با لباس قرمز و به یاد بانوی #سرخ_پوش در میدان فردوسی دور هم جمع و خبرساز شدند.

داستان این خانم سرخ پوش را قدیمی ها بیاد دارند. اهل هنر با این سوژه ده ها شعر #عاشقانه سرودند و ترانه و فیلم ساختند.

🔸شاید لازم است برای زن سرخپوش میدان فردوسی نماد و یادمانی هم ساخته شود؛ نماد و تصویری از انتظار.

مدتی پیش فکر می کردم #نماد_متفاوت از #انتظار چه ترکیبی دارد و چه محتوایی خواهد داشت؟ طرح و نمادی شهری که تصویری تنبه آور از انتظار بسازد. با همین مقدمه ساخت دو نمونه از این نمادهای یادمانی را پیشنهاد می کنم.

1⃣یکم. سالها پیش در شمال #میدان_فردوسی، هر روز خانم #قرمز_پوشی با سبدی از گل می ایستاد و انتظار می کشید. برای خیلی ها سوال بود ماجرا چیست؟ تا اینکه بعد مدتها راز خانم سرخ پوش میدان فردوسی افشا شد. ماجرا از این قرار بود که این زن، به جوان رعنا و زیبایی دل می بندد و ماجرا تا آنجا می کشد که تصمیم به ازدواج می گیرند و روز و ساعتی را برای قول و قرار نهایی تعیین می کنند. اما از قضا در روز موعود شاه داماد قصه سر وعده حاضر نمی شود و دخترک ساعتها معطل و منتظر می ماند. آنروز می گذرد و فردا هم با ظاهر سرخ شیدایی و دسته گلی تازه سر قرار حاضر می شود؛ اما بازهم خبری نمی شود و فردا و فرداها و این قصه تا سالها ادامه پیدا می کند و زن هر روز با آرایش و لباس و جوراب قرمز و سبد گل سر قرار حاضر می شود و امیدوارانه میان عابران چشم می گرداند که نکند یکی از آنها همان باشد که باید. و اما در دوازدهمین سال این قرار عاشقانه یک روز انتظارش بسر می رسد و به قرار نمی رسد و به خواب ابدیت می رود.

2⃣دوم. مدتها پیش گزارشی داشتیم از پیرمرد خمیده و غمینی که هر روز و ساعت ها روی نیمکت پارک مقابل خانه می نشست و انتظار می کشید. اهل محل از این انتظار خبر داشتند و هیچگاه #نیمکت این پیرمرد را اشغال نمی کردند. اما ماجرای این پیرمرد نیمکت نشین چه بود؟

🔻داستان را اهل محل اینطور شرح دادند؛ سالها پیش این مرد روی همین نیمکت با فرزند برومندش وداع می کند و پسرک قول می دهد به زودی برگشته و پدر را در همین محل ببیند. از آنروز سالها می گذرد و اما خبری از پسر جوان نمی شود. جوان های همسن او یا خبر #شهادتشان می رسد و یا اسارت و اما از پسرک رعنای قصه خبری نمی شود و پدر همچنان در انتظار وفای عهد پسرش تا سالها روی همان نیمکت می نشیند و در انتظار فرزندی می ماند که احتمالا در یکی از آرامگاه های شهدای گمنام و در سینه خاک خفته و از دور نظاره گر پدر است.

🔴انتظار را باید از "زن سرخ پوش" و "پدر پیر شهید" آموخت. انتظار واقعی درک عمیق اضطرار است. نماد انتظار باید تذکر یک انتظار خالصانه و واقعی باشد. نمادی که هر وقت از کنار آن عبور کردیم از خودمان سوال کنیم؛ چقدر مضطریم؟ چقدر منتظریم؟

جنس #انتظار_مهدوی، #اضطراری چنین است؛ اضطراری که همه وجود فرد را خواستن و چشم براهی کند؛ آن وقت است که برای تعجیل در ظهورش هرکاری بربیاید کوتاهی نمی کند؛ چه آنکه از پدر پیر و زن سرخ پوش نشستن و چشم براهی برمیامد و از منتظران مضطر ایستادن و قیام.

http://yon.ir/OYfW4

@mahdian_mohsen
خطای رای گیری در جمنا

امروز مرحله دوم گزینش نامزدهای انتخاباتی اصولگرا انجام شد و رئیسی با بالاترین آرا به عنوان نفر اول جمنا معرفی شد و بعد از وی 4 نفر دیگر به شورای مرکزی معرفی شدند تا دو یا سه نفر برای ثبت نام در انتخابات نهایی شوند.

جمنا سازوکار رشد یافته و اصلاح شده فرآیند ائتلافی اصولگرایان در دوره های گذشته است با این حال رای گیری امروز اشکالات جدی روشی داشت که به نظر می رسد برای اعتبار جمنا مناسب نبود.

سوال اصلی این است که آیا رای شرکت کنندگان در مراسم امروز معیار عادلانه ای برای گزینش افراد است؟ معیار مناسبی برای ترتیب نامزدهاست؟

برای یک نظرسنجی ساده اولین شاخصی که مورد توجه قرار می گیرد، انتخاب جامعه آماری است. دهها ملاک برای پیدا کردن یک جامعه اماری مناسب مورد توجه قرار می گیرد تا نتیجه نظرسنجی علمی و مورد اتکا باشد. با این توضیح آیا تعیین تکلیف درباره آمدن یا نیامدن نامزدها به جمعی که هیچ شناختی از ترکیب آن نداریم منطقی است؟ قابل اعتنا است؟ عادلانه است؟

به نظر میرسد مهمترین وظیفه جمنا #کشف مقبولیت نامزدها است نه #رای_دادن به نامزدها. ایندو بسیار متفاوتند. کسانی که امروز در جمنا دور هم جمع شدند #نخبگان_سیاسی اند نه #نمایندگان_سیاسی_مردم. با این توضیح وظیفه نخبه سیاسی طراحی ساز وکاری روشن و عادلانه برای کشف مقبولیت نامزدها از میان مردم و جامعه است نه اینکه دور هم جمع شوند و رای دهند. روشن است که این افراد نماینده جبهه انقلاب نبودند که رای شان نهایی باشد.

رای امروز نشانه چیست؟ مثلا حذف ضرغامی با چه ملاکی صورت گرفته است؟ آیا وقعا کسانی که حذف شدند در جامعه مقبولیت نداشتند؟ با کدام ملاک کنار گذاشته شدند؟ ترتیب 5 نامزد اول چه مفهومی داشت و نشانه چیست؟ این انتخاب از چه منطقی پیروی می کند؟ اگر یک نامزد نتوانست یارکشی کند، باید از چرخه انتخاب کنار گذاشته شود؟

انتخاب امروز برخلاف مسیر گذشته جمنا یک ضعف اساسی محسوب می شد و به نظرمی رسد به اعتبار جمنا لطمه زد.

@mahdian_mohsen
چرا قالیباف انصراف داد؟

🔸قالیباف روز قبل از دور دوم رای گیری جمنا طی مصاحبه ای به 2 نکته بااهمیت اشاره کرد. اول اینکه اصلاح وضعیت کشور با دولت فعلی قابل تداوم نیست و همه برای این تغییر مهم باید کنار هم جمع شوند و تلاش کنند. دوم اینکه وحدت وفاداران انقلاب یک اصل منطقی در رقابت است و به همین جهت و در حمایت از نامزد نهایی اصولگرایان انصراف می دهد.

❗️اما منطق این انصراف چه بود؟ چرا در شرایطی که کشور نیازمند یک جابجایی اساسی در مدیریت اجرایی است رقیب اصلی رئیس جمهور مستقر باید اعلام انصراف کند؟

⚠️ شرایط اقتصادی کشور به نقطه ای رسیده است که بسیاری از طرفداران دولت فعلی نیز منتقد جدی وضع موجودند. بسیاری از آنها از بهبود شرایط اقتصادی اظهار ناامیدی می کنند. با این توضیح کسی می تواند در رقابت با روحانی دست برتر داشته باشد که جنس تقابل و رقابتش بیش از آنکه دوقطبی کاذب و غیرواقعی بسازد، دوگانه جهاد و بی عملی باشد. در چنین شرایطی نام مدیریت جهادی همواره با قالیباف بوده است. حضور قالیباف می تواند غیر از اصولگراها آرای خاکستری را هم جذب کند و با ایجاد دوگانه های اصلی اقتصادی و معیشتی حامیان منتقد روحانی را جذب کند. احتمالا جمنا نیز به همین جهت علیرغم انصراف قالیباف، نام وی را در لیست نامزدها قرار داده و رای گیری کرده است.

⁉️اما علت این انصراف چه بود؟ سه دلیل احتمالی وجود دارد.

1⃣اول اینکه پیروزی در انتخابات ۹۶ مهمتر از هر هدف دیگری است و این مهم نیز نیازمند جمع همه امکانات و برهم افزایی قوا در حمایت از یک نامزد است. طبیعی است که حضور همزمان دو نامزد اصلی به تحلیل نیروها منجر و شرایط رقابت سخت تر می شود. البته برای این هدف تعدادی باید از خودگذشتگی کنند.

2⃣دوم اینکه حضورهمزمان چند نامزد اصولگرا در شرایطی که یک نفر اصلی و باقی فرعی اند، می تواند مفید و احتمالا موثر باشد. اما همین امر با حضور دو نامزد اصلی می تواند نتیجه عکس دهد و مردم را دچار ابهام و سردرگمی کند.

3⃣سوم که از همه مهمتر است و احتمالا مورد توجه آقای قالیباف بوده، اینکه رقابت دو نامزد اصلی اصولگرا منجر به دو دسته شدن طرفداران و گروه های فعال انتخاباتی می شود و این دو دستگی با نزدیک شدن به روز انتخابات به رقابت درونی و احتمالا اختلافات داخلی منجر می شود. نزاعی که با کناره گیری یک نامزد به نفع دیگری در شب انتخابات هم به همدلی نمی رسد و لذا مهمترین و اصلی ترین مولفه قدرت در رقابت را که جانفداها هستند، تضعیف ساخته که این نیز به نفع جبهه انقلاب نخواهد بود.

با این سه مقدمه به نظر می رسد انصراف قالیباف منطقی است.

اما بعید به نظر می رسد با توجه به شرایط کشور و توان قالیباف در جمع کردن آرای میانه با پرهیز از دوقطبی های غیرواقعی، بزرگان سیاسی و دلسوزان انقلاب راضی به کناره گیری وی باشند.
باید منتظر ماند در چند روز آینده چه اتفاقی می افتد.

@mahdian_mohsen
🔷"نه به روحانی" یا تبیلغ "این" و "آن"

🔹روز گذشته جمعی از اهالی رسانه با محمدباقر قالیباف دیدار داشتند و در این دیدار نقاط قوت و ضعف حضور وی در عرصه رقابت را تحلیل کردند. در انتها نیز قالیباف شرایط سیاسی کشور را تحلیل کرد و البته از "آمدن" و "نیامدن" هم حرفی نزد.
اما این جلسه به جمله ای از قالیباف ختم شد که از جهاتی حائز اهمیت است.

🔸مضمون آخرین سخن وی که با حرارتی متفاوت از دیگر بخش ها بیان می شد؛ چنین بود: "برای تغییر این دولت هرکس هرکاری از دستش برمیاد باید انجام دهد. و البته هرکس در این مسیر با هر انگیزه و هدفی، خودی ها را تخریب سازد خیانت کرده است."

یک اصل کلیدی دراین انتخابات مراقبت و صیانت از نامزدهای جبهه انقلاب است. هدف گذاری اصلی تغییر دولت فعلی است؛ آنهم نه به سبب جهت گیری های حزبی و سیاسی؛ بلکه شرایط اقتصادی کشور. چه انکه تداوم وضع موجود فرجام جبران ناپذیری را از جهات اقتصادی و معیشتی برای مردم رقم می زند.

کار به جایی رسیده است که مهم، تصمیمات غلط این دولت نیست؛ بلکه اعتراضات به بی تصمیمی و کارنکردن و بی عملی و رخوت و سستی است.

بنابراین محتوای اصلی این دوره از رقابت ها " نه به روحانی"ست. باقی ماجرا نیز در فعالیت های ایجابی برای هر نامزد رقم می خورد نه رفتار سلبی و رقابت درونی. امروز "روحانی برو" از هر "فلانی بیا"یی مهمتر است.

جریان انقلاب باید رقابت سفید را کلید بزند. رقابتی که 2 اصل را تومان مورد توجه قرار دهد. 1⃣اولا این انتخابات، رقابت در زمین دوقطبی ها نیست؛ بلکه دوگانه کارآمدی و بی عملی است. تلاش ها باید با هدف عبور از مشکلات حاد و جدی مدیریتی و رفع گرفتاری های معیشتی صورت گیرد. از این جهت "نه به روحانی" با ادبیات سازنده و واقعی و پرهیز از دوقطبی های کاذب، مهمتر از تبلیغ فلانی و بهمانی است.

2⃣دوم اینکه دراین انتخابات، طرفداران کاندیداها باید تلاش کنند "نامزد اصلح" مد نظرشان را تا شب انتخابات بصورت ایجابی معرفی کنند و در نهایت همه پای کار "نامزد صالح مقبول" بیایند.

@mahdian_mohsen
🔴سنت الهی و پایان احمدی نژاد

احمدی نژاد ردصلاحیت شد و برای همیشه تاریخ کنار گذاشته شد. اما این پایان همراه با بروز و تحقق یک #سنت_الهی بود.

📍ماجرا را باید درست دید. احمدی نژاد اول در #افکار_طرفدارانش حذف شد و بعد در #نهادهای_انقلاب.

ردصلاحیت احمدی نژاد همراه با #رشد "فهم عمومی" و #شناخت "جامعه" از وی بود و این #دستاورد_بزرگ، بدون شک جز "عنایت الهی" میسر نبود؛ سنتی که در نسبت "ولی و امام امت" با مردم فهم می شود.

⚡️تردیدی در ردصلاحیت احمدی نژاد توسط شورای نگهبان نبود. عملکرد وی در زمان ریاست جمهوری، مهمترین دلیل ردصلاحیت بود. از "قانون شکنی ها" تا "اختلاف افکنی ها". اما این تصمیم نیازمند شناخت مردم بود که میسر شد.

ایامی که گذشت فرصتی فراهم کرد تا هوادارنش او را کنار بزنند. بسیاری از طرفداران وی پیش از شورای نگهبان او را حذف کردند و این بدون شک از امداد الهی بود.

کسانی که از یک سال پیش یقین داشتند چارچوب حقوقی و قانونی جمهوری اسلامی موجب ردصلاحیت وی در شورای نگهبان می شود همواره از یک امر نگران بودند؛ و آنهم شناخت مردم و توجیه افکار عمومی. ماجرای #پشت_بلندگو معجزه ای بود که پرده ها را انداخت و فهم عمومی را ارتقا داد.

توصیه "پشت بلندگو" را باید در نسبت "#رحمت و #عضب" الهی فهم کرد.

رحمتی که با آخرین تلاش های ولی امت برای حفظ یک فرد جاری شد. ردصلاحیت احمدی نژاد در شورای نگهبان بر همگان آشکار بود. اما رهبری نخواستند او به جایی برسد که ردصلاحیت شود. #خیرخواهی کردند و خواستند بماند. گفتند؛ این #توصیه هم برای "شما" مفید است و هم "کشور". اما خودش نخواست و رفت.

💠ولی امت چنین است؛ در هر حال تلاش می کند دست آدم خطاکار را بگیرد و حفظش کند. اما اگر باز هم اصرار کرد و نخواست و دست یاری را پس زد، سنت الهی چنین است که برای همیشه تاریخ حذف شود.

https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔷درباره ردصلاحیت همه روسای جمهور

⁉️برای خیلی ها این سوال پیش آمده است که چرا باید همه روسای جمهور یکی پس از دیگری ردصلاحیت شوند؟

این سوال درستی است. اما سوال مقدماتی این است که آیا ردصلاحیت این افراد خوب است یا بد؟

به تعبیر دیگر ردصلاحیت این افراد در یک مکانیزم قانونی خودش امر مثبتی است و از بی طرفی وعدالت حکایت می کند. این ردصلاحیت ها نشان می دهد که نظام "میزان حال فعلی افراد است" را با قاطعیت مورد توجه قرار می دهد.

اما چرا "حال فعلی" روسای جمهور با "حال قبلی شان" متفاوت است؟
چرا باید روسای جمهور بعد از قدرت صلاحیت شان را از دست دهند؟

فرض کنید یک نفر ثروت بسیاری داشته باشد اما امکان هزینه کردن آنرا نداشته باشد. چه اتفاقی می افتد؟ بدون شک احساس شکست درونی می کند و هر زمان ممکن است طغیان کند. مثل یک نخبه علمی که وقتی می بیند از علم او استفاده نمی شود راه مهاجرت را در پیش می گیرد.
مثال ساده تر آدمی است که حرف برای گفتن دارد اما بگویند حرف نزن. این احساس دارندگی می تواند واقعی یا توهم باشد.

⚡️ریشه ردصلاحیت روسای جمهور پیشین در همین احساس دارندگی است، همین حس قدرت نهفته است. احساس قدرتی که توان مدیریت آنرا ندارند.

ریاست جمهوری برخلاف بسیاری از پست ها و مسندها اعتبارش بیش از آنکه به جایگاهش باشد به منشا قدرت است. قدرت رئیس جمهور از رای مردم است.

رئیس جمهور با اقبال اکثریت مردم قدرت اجرایی پیدا می کند.
این قدرت مردمی اما به 4 یا 8 سال محدود شده است. حال آنکه فرد منتخب اقبال مردم را محدود نمی داند و همچنان خودش را به پشتوانه رای مردم دارای قدرت می داند. همین امر منشا انحراف می شود.

مثل پهلوانی که بگویند حق نداری از قدرتت استفاده کنی. مثل آدم متمولی که ناچار باشد هیچ خرجی نکند. روسای جمهور هم وقتی دوره شان تمام می شود، تلقی شان درست یا غلط این است که میز قدرت را باید تحویل دهند در حالیکه منشا قدرت همچنان هست.
👈این توهم منشا فساد است.

مشکل اینجاست که این افراد تصور می کنند رای مردم، رای به شخص آنهاست و مادام العمر است. حال آنکه این رای برای انجام کاری و در یک دوره محدود است.
اشتباه دوم این است که خیال می کنند با این اقبال تنها می شود در قامت یک رئیس جمهور ایفای نقش کرد. از آنجائیکه که آموزش فعالیت مدنی نیافته ایم، قدرت های غیر رسمی را قدرت نمی دانیم. مثلا حاضرنیستیم با یک تشکیلات سیاسی ابراز قدرت کنیم.

🚩فرض کنید موسوی اگر قانون شکنی نمی کرد و در حصر نبود، الان نمی توانست بزرگترین تشکیلات سیاسی را تشکیل دهد؟
🚩احمدی نژاد اگر مقابل قانون نمی ایستاد و اختلاف افکنی نمی کرد، الان فعالترین جریان سیاسی را تشکیل نمی داد؟

خلاصه اینکه برای بازگشت به قدرت رسمی دست به هرکاری می زنند و به سبب توهم آن قدرت پشتیبان، خود را بی نیاز از چارچوب و قانون و نصیحت و غیره می دانند و در نهایت چنان می شود که احراز صلاحیت نمی شوند.

https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔷تفاوت مدیر #تکنوکرات با مدیر #جهادی؟!

تا سالها پیش خیلی ها قالیباف را یک مدیر تکنوکرات می دانستند. اما با روی کار آمدن ‌این دولت، تکنوکرات ها #نمود واقعی پیدا کردند. حالا تفاوت های یک #تکنوکرات_کارگزارانی با یک #تکنوکرات_جهادی محسوس است.

💠فاصله ایندو مدیریت در سه بخش است؛

1⃣یکم. #انگیزه_فردی
انگیزه مدیر تکنوکرات در بهترین حالت "#کارایی" است. اما در مدیریت جهادی کارایی تنها یکی از انگیزه هاست. اصل مهمتر انگیزه های دینی و فرامادی است. مدیری که شغلش را جهت الهی می بخشد، #کار را #عبادت می داند نه صرفا منبع درآمد.

آثار این تفاوت انگیزشی در حوزه نتایج بسیار معنادار است. مهترین اختلاف را باید در بزنگاه ها مشاهده کرد. وقتی انگیزه فرا زمینی است، می توان انتظار داشت یک کار بحرانی خارج از بستر طبیعی اش به سرانجام برساند.

👈و #نتیجه اینکه؛
وقتی به دولت پول نفت نمی رسد دهها پروژه عمرانی اش نیمه تمام رها می شود.
و شهرداری با اینکه بودجه مترو را دولت نمی دهد اما اجازه نمی دهد کار زمین بماند.

2⃣دوم. #آثار_اجتماعی

مدیریت تکنوکرات به کارایی خلاصه می شود و دیگر آثار آن مورد توجه نیست. اما مدیر جهادی اثر اجتماعی و سیاسی یک تصمیم اقتصادی را مورد توجه قرار می دهد. مثلا برای او اهمیت دارد که اثر فرهنگی یک تصمیم خدماتی چیست. اثر اعتقادی یک سیاست عمرانی تا کجاست.

به همین جهت مدیر جهادی برای کار عمرانی اش نیز به فکر #پیوست فرهنگی و اعتقادی است.

👈و #نتیجه اینکه
همین مدیریت جهادی است که یک سازمان خدماتی را تبدیل به یک نهاد اجتماعی می کند.

3⃣سوم. #شایسته_سالاری

مدیرتکنوکرات هیچ گاه نمی تواند یک مدیر جهادی را بکار بگیرد چون از عهده مواجه شدن با انگیزه های ارزشی و فرا تکنیکی این مدیر جهادی برنمی آید، اما یک مدیر جهادی قدرت بکارگیری دهها مدیرتکنوکرات را دارد؛ چراکه می تواند از توانایی افراد برای هدایت کار به سمت هدف اصلی اش بهره ببرد.

👈و #نتیجه اینکه
مدیرتکنوکرات در گزینش نیرو بسیار #قبیله گرا و #جناحی است
و مدیرجهادی از همه ظرفیت های نظام بهره می برد.


#خلاصه اینکه مدیریت جهادی به کار #روح و #معنا می بخشد؛ حال آنکه مدیریت تکنوکرات خالی از چنین محتوایی است.

https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔷انقلابی در دروازه غار

#مردان_انقلابی وسط میدان اند و فقط #شعار نمی دهند. هرجا احساس کنند بار انقلاب روی زمین است احساس تکلیف کرده و مثل یک مجاهد وارد می شوند.

مجاهد انقلابی کسی است که برایش فرق نکند در میدان جنگ مستقیم با دشمن است یا مقابله با دشمنی غیرمستقیم در #دروازه_غار و #شوش و #هرندی و غیره.

⚡️قالیباف یک شعار ساده دارد؛ "هرچه #وعده دادم، #عمل کردم."

📍اما کدام وعده و کدام مسوولیت؟
بحث وظایف شهرداری به کنار، #مجاهد را باید جایی تحلیل کرد که داوطلبانه و خودجوش وارد میدان می شود؛ و تکلیف اخلاقی و انسانی و انقلابی اش اجازه نمی دهد #بی_تفاوت بماند.

مبارزه با آسیب اجتماعی یک نمونه است.
🔴رهبرانقلاب فرمودند در مبارزه با آسیب های اجتماعی 20 سال در انقلاب #عقبیم. 11 دستگاه در تهران مسوول رسیدگی به آسیب های اجتماعی اند و شهرداری #هیچ_مسئولیتی ندارد.

اما به جهت انسانی و اسلامی منتظر نمی ماند.
دهها طرح برای مقابله با آسیب های اجتماعی در تهران اجرا شد و بنا بر آمار تنها در یک مورد، هرمعتاد روزانه 8 هزار تومان هزینه برای شهرداری ایجاد کرده است.

اما چاره ای نیست؛ پای حفاظت از #انسان و #انسانیت در میان است و صیانت از #جامعه_اسلامی.

اما این همه ماجرا نیست.
نحوه مقابله با این آسیب ها مهمتراست. قالیباف طی این ۱۰ سال 2 هدف اساسی را دنبال کرده است.
1⃣یکم مبارزه با آسیب های اجتماعی به روش #مردمی. با همین هدف نهادهای مردم نهاد را تقویت کرده است.

2⃣دوم رفع علل اصلی آسیب، مثل اشتغال زایی و مهارت آفرینی برای مددجوها و آسیب پذیرها

نمونه اش مدارس #کودک_کار، طرح #بهاران و مامن #کارتن_خواب ها و حمایت از #زنان_سرپرست خانوار و گروه های #جهادی مقابله با فقر و آسیب و اعتیاد.

🔶خودش چنین می گوید: مقابله با آسیب اجتماعی #قهرمان نمی خواهد، #خدمتگزار #میدان می خواهد.

https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔸بالاخره چه کسی امضا کرد؟
🔹از تراکم خواری تا مناظره زنده

مدل سیاست ورزی تکنوکرات ها در #عدم_شفافیت است. تا وقتی شفافیت نباشد در قدرت اند و به محض تنویر فضای اجتماعی به شدت متضرر می شوند. برای همین مهمترین دغدغه این جریان حفظ وضع موجود و تداوم جهل عمومی از طریق مبارزه با شفافیت است.

این جریان در دهه 70 سابقه بسیار تلخی از تقابل با رسانه ها و منتقدان داشت.

تکنوکرات های امروز میراث داران همان جریان سابقند که حتا ژنرال های خود را هم تغییر ندادند و با همان طائفه "کهن سال" وارد میدان شده اند. مهمترین شاخص این جریان تکیه بر جهل مردمی و ساخت ظاهر دموکرات است.

تنها دو نمونه از سبک کنشی دولت در مواجهه با مخالفان را طی یکی دو روز گذشته مرور می کنیم.

1⃣یکم مواجهه رئیس جمهور محترم با پخش زنده مناظرات انتخاباتی بود.

بلافاصله بعد از اینکه خبر منع مناظره زنده در رسانه ها منتشر شد آقای روحانی در مصابحه ای به این تصمیم واکنش نشان داد و درخواست تجدید نظر کرد. در این میان احدی از ترکیب رای دهندگان خبر نداشت تا اینکه با مصاحبه یک عضو کمیته مسوول، مشخص شد نماینده های دولت در این کمیته مخالف برگزاری مناظره زنده بوده اند.

2⃣دوم اظهارات جناب رئیس جمهور درباره فروش تراکم در تهران است. جناب رئیس جمهور جوری وانمود کردند که عامل تراکم فروشی بی ضابطه و بلندمرتبه سازی در تهران مدیریت شهری است. ممکن است مردم درجریان قوانین جاری شهری نباشند اما آقای رئیس جمهور خوب می دانند که امضای چه کسی پای تراکم فروشی در تهران است.

بلندمرتبه سازی و فروش تراکم بر مبنای دو مجوز است. یکی طرح تفصیلی شهر که در دهه 70 و در زمان ریاست جمهوری وقت تصویب شده است و دیگر کمسیون ماده 5 است که نسبت به فروش تراکم و مجوز برج سازی تصمیم گرفته اند. درباره طرح تفصلی که تکلیف روشن است و تاریخ تصویب و ترکیب تصمیم گیران گویا است.

اما درباره کمسیون ماده 5 نیز این کمسیون شامل 8 عضو است که تنها یک عضو آن از شهرداری است و باقی یک نفر عضو شورای شهر و 6 نفر از شخصیت های حقوقی دولتی اند و تصمیم گیری اجماعی اتخاذ می شود.

👈با این تفاسیر امضای چه کسی پای بلند مرتبه سازی است؟
هرنوع شفافیت مانعی جدی بر حفظ قدرت تکنوکرات هاست؛ حیات این جریان به تداوم و استمرار جهل عمومی است.

https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔷مقایسه رفتار رهبری در مواجهه با موسوی و برجام و احمدی نژاد

1⃣یکم. بعد از #حوادث_88 بسیاری از سیاسیون معتقد بودند باید #موسوی و #کروبی را بلافاصله دستگیر و محاکمه کرد. برخی هم صریح تر اعدام را مطالبه کردند.

اما مدل رفتاری رهبری در آن ایام کاملا متفاوت از قاطبه سیاسیون بود. این مدل رفتاری را باید در همان گلایه اولیه از #خواص دید که چرا روشنگری نمی کنید؟ چرا خواص ساکتند؟ مثال عمار را زدند که کارش روشنگری بین صحابه بود.

◀️سبک کنشی رهبری باعث شد سران فتنه تا ماه ها آزاد باشند و آتش افروزی کنند. فرصت داشتند راه رفته را اصلاح کنند، اما یک اثر کلیدی اجتماعی هم وجود داشت و آنهم در نتیجه روشنگری رهبری و گذشت زمان، نشستن غبارها از فتنه و روشن شدن حق از باطل بود.

حصر سران فتنه یک سال و خرده ای بعد از انتخابات صورت گرفت و آن زمانی بود که بسیاری از حقایق برای مردم روشن شده بود. موسوی وقتی به حصر رفت که 9 دی شکل گرفته و مردم آگاهانه به میدان آمده بودند.

2⃣دوم. رهبری انقلاب در ماجرای #برجام برخلاف بسیاری از منتقدین تلاش کردند مذاکرات تا انتها پیش رود و توافقات صورت گیرد. رهبری با اینکه همان ابتدای راه پیش بینی کردند این مسیر به نتیجه نمی رسد اما از #مذاکره کنندگان حمایت کردند و اصل مذاکره را با رعایت برخی خطوط قرمز مورد تاکید قرار دادند. بسیاری این روش رهبری را تاب نیاوردند و راه شان را جدا کردند.

اما سرانجام این همراهی تا فرجام برجام چه بود؟ برجام شکل گرفت اما به بسیاری از وعده ها عمل نشد. دهها بار عهد شکنی صورت گرفت و بارها توافق طرفین مورد تهدید آمریکایی ها و تحدید غربی ها قرار گرفت.

◀️در نهایت برجام و مذاکرات یک دستاورد اجتماعی و فرهنگی بی نظیر داشت و آنهم رشد فهم عامه از سرانجام مذاکرات و شناخت واقعی از استکبار بود. دستاورد برجام ارتقای شناختی مردم از استکبار بود؛ که این مهم بر هزینه هایی که داده شد توفیر داشت.

3⃣سوم. احمدی نژاد در دوران ریاست جمهوری بارها و بارها مقابل قانون و امر رهبری ایستاد و اما کمتر کسی از توده مردم از جزئیات این روابط تلخ اطلاع داشت. از سویی در دوره او بیشترین حاشیه سازی ها و اختلاف افکنی ها شکل گرفت که موجب تنش های شدید سیاسی از راس تا کف جامعه شده بود.

واقعیت این بود که بازگشت احمدی نژاد به قدرت آسیب های فراوانی داشت که مهمترینش دودستگی و اختلافات شدید اجتماعی بود.

کنار گذاشتن احمدی نژاد توسط شورای نگهبان امر ساده ای نبود. بسیاری باور نمی کردند که رئیس جمهور منتخب مردم ردصلاحیت شود و کنار گذاشته شود.

و اما روش رهبری ابتدا در توصیه شخصی و بعد هم استفاده از "#پشت_بلندگو" یک اثر قطعی داشت و آن آشکار سازی نسبت احمدی نژاد با ولایت و نظام و انقلاب بود.

◀️نتیجه اینکه ردصلاحیت احمدی نژاد ابتدا در افکار عمومی و طرفداران و هواداران وی اتفاق افتاد و بعد ردصلاحیت صورت گرفت.

🔵خلاصه اینکه مدل رهبری در مواجهه با پدیده های سیاسی تنها و تنها از یک طریق است؛ رشد فهم عمومی و اتکا به برداشت اجتماعی و حرکت و جهت مردم.

این یعنی اعتماد و اعتقاد و باور اساسی به نقش مردم که متاسفانه در کمتر کسی از مسئولین سیاسی ما رویت می شود. آدم ها به محض اینکه به قدرت می رسند خود را بی نیاز از فهم جامعه می دانند.

همه اصلاحات اجتماعی و سیاسی رهبری از طریق بالاآوردن فهم اجتماعی و همراه کردن مردم صورت می گیرد. معنای عمیق #مردمسالاری_دینی نیز همین است.

https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
اظهارات آشنا تنها بی اخلاقی نبود
دموکراسیِ ترسیدن مثل سگ

🔴روز گذشته یک جمله جنجالی آشنا موج انتقادی گسترده ای را در شبکه های اجتماعی ایجاد کرد؛ او گفته بود نامزدهای انتخاباتی باید از مجری مناظرات #مثل_سگ بترسند.

اما این جمله را نباید صرفا #بداخلاقی تحلیل کرد. ماجرا فراتر از #بی_ادبی یک مسوول ارشد دولتی است.

🚩وضعیت #آزادی در #دولت_سازندگی را خیلی ها به خاطر دارند. نتیجه آن روزها که #اختناق و فضای #امنیتی_سیاسی حاکم بود، انتخابات و سرکار آمدن دولتی شد که مهمترین شعارش "آزادی بیان" بود.

سالهای ابتدایی دهه 70 هر منتقدی با کمترین بهانه ای دستگیر و حذف می شد. از عزت الله سحابی و فرشاد مومنی تا عباس عبدی و مهدی نصیری و خیلی های دیگر.

آنروزها رئیس دولت وقت به #دموکراسی_هدایت_شده قائل بود. اما این نوع دموکراسی چه شاخص هایی داشت؟

دولت فعلی وارث به حق از نسل همان دولت است. حتا ژنرال هایش نیز تغییر نکرده است.

👈شاخص های دموکراسی هدایت شده در ابتدای دهه 70 و تکرار آن در در ابتدای دهه 90 را باید در حرفها و عملکرد این چند روز دولت و دولتی ها دید.

1⃣یکم. #سانسور.
تا حد امکان و هرجا عملی باشد باید تیغ سانسور را تیز کرد.
نمونه اش تلاش برای حذف #مناظره_زنده انتخاباتی است. وزیر کشور صریح اعلام کرد که شاید لازم باشد برخی حرف ها در مناظرات حذف شود. لذا مناظره باید ضبط شده باشد.

2⃣دوم. #کنترل و ظاهرسازی دموکراسی
آزادی و دموکراسی در چنین مدلی تنها در ظواهر است. عمق و باطن، آزادی مدیریت شده و کنترلی است. نمونه آشکار این داستان را باید در حرف های آشنا مشاهده کرد وقتی تاکید دارد که مناظره باید با سوالاتی از قبل طراحی شده باشد و نامزدها باید بدانند این سوالها چیست.

3⃣سوم حاکمیت #رعب و #وحشت
و اما در نهایت آزادی در چنین سیستمی باید همراه با ترس و وحشت باشد تا اگر امکان کنترل قبلی نبود و شرایط سانسور هم ایجاد نشد، یک خودکنترلی قوی به جهت ترس و وحشت ایجاد شود که کسی جرئت نکند خلاف نظر اهل قدرت عمل کند.

نمونه آشکار این اصل هم در سخنان جنجالی آشنا است؛ وقتی می گوید، نامزدهای انتخاباتی باید "مثل سگ" از مجری مناظرات بترسند. از مجری بترسند یعنی از قدرت پشت سر مجری بترسند. یعنی از عواقب حرف شان بترسند.

4⃣چهارم و در نهایت هم، #بهم_زدن_بازی است.
در انتها نیز اگر نه "کنترل" جواب داد و نه "سانسور" و نه "ترس و حشت و اعمال زور"، بازی را بهم می زنند.
نمونه شفاف این بند آخر را باید در درخواست اخیر رئیس جمهور ببینید که قواعد اجماعی را نپذیرفت و اعلام کرد که در برنامه تلوزیونی روز جمعه شرکت نمی کند.

https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔷درباره درآمد 2.5 برابری

🔹قالیباف در بیانیه انتخاباتی خود اعلام کرد که درآمد کشور را در یک دوره 4 ساله 2.5 برابر افزایش می دهد.

بلافاصله از فردای انتشار بیانیه صدای مخالفان بلند شد که وعده قالیباف عملی نیست.

⚡️اما مخالفان قالیباف دو دسته اند.
یک دسته براساس شناختی که از توان خودشان دارند، مخالفت می کنند. این گروه مخاطب این نوشتار نیستند.

اما دسته دوم گروهی از اقتصاددانان هستند که شعار رشد دو و نیم برابری درآمدها را غیرواقعی می دانند. قالیباف هنوز جزییات این وعده را اعلام نکرده است و باید منتظر ماند؛ اما بدون تردید چنین شعاری غیرواقعی نیست.
اما چرا؟
🔴قالیباف وقتی شعار اشتغال 5 میلیونی را اعلام کرد عده ای گفتند ممکن نیست. مدتی بعد مشخص شد که این عدد همان هدف نهایی برنامه ششم است و معلوم نیست چرا برخی با اجرای اسناد بالادستی توسعه مخالف اند؟

درباره رشد اقتصادی نیز معیار برنامه ششم توسعه، رشد 8 درصدی است. راه رسیدن به این رشد البته نیازمند سرمایه گذاری در بخش های مختلف از جمله صنایع نوین، بهبود فضای کسب و کار و ایجاد شرایطی برای استفاده از ظرفیت های خالی مانده اقتصاد است.

رسیدن به چنین رشدی بدون تردید در کوتاه مدت همراه با تورم است. تورم رابطه معناداری با رشد اقتصادی دارد.

رشد حاصل از فشار تقاضا اساسا همراه با تورم است و در اقتصادهای در حال رشد اتفاق می افتد.
به یک معنا اگر رشد 8 درصدی با 17 درصد تورم(پیش بینی شده) همراه باشد سالانه 25 درصد رشد درآمدی خواهیم داشت که در پایان 4 سال دو و نیم برابر می شود.

حالا سوال اینجاست که آیا این رشد درآمدی یعنی رشد اقتصادی؟ یعنی رشد ناخالص ملی؟ طبیعی است که چنین برداشتی غلط است. کجا گفته شده رشد اقتصادی دو و نیم برابر؟ کجا گفته شده تولید ناخالص ملی یا داخلی چنین رشدی دارد؟

مساله مهم این است که کشور باید از شرایط رکودی خارج شود. خارج شدن از رکود به معنای تحریک تقاضا از طریق هدایت نقدینگی است.

👈البته ممکن است این سوال مطرح شود که رشد تورمی، اثر درآمدی را از بین می برد و مردم این رشد درآمدی را احساس نمی کنند . در اینجا باید گفت که درک عامه مردم از افزایش یا کاهش تورم تنها با معیار قدرت خرید پول صورت می‌گیرد نه تغییرات شاخص قیمت مصرف‌کننده. بنابراین رشد تورمی می تواند همراه با کنترل قیمت کالاهای اساسی برای مردم صورت گیرد و اجازه ندهد بار تورمی لازم برای کنده شدن از رکود اقتصادی، به اقشار مردم فشار آورد.

خلاصه اینکه وعده دو و نیم برابری دو بخش دارد. بخش اول که ظاهر ماجراست؛ خیلی پیچیده نیست. خروج از رکود و اتکا به رشد هدف گذاری شده در برنامه باعث رشد اسمی 25 درصدی می شود.

بخش دوم محتوای این رشد اسمی است که چطور این رشد ایجاد می شود و تورم به چه روشی کنترل می شود که قدرت خرید مردم آسیب نبیند.

https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔸چه کسی به نفع دیگری کنار می کشد؟
🔸🔸رئیسی یا قالیباف؟!

👈پاسخ به این سوال را نباید هیجانی و جناحی داد.

اگر بپذیریم #اصل_اول تغییر دولت است، آنوقت پاسخ جهت پیدا می کند.

مشکلات مردم و کشور به حدی پیچیده است که راهی جز تغییر دولت مستقر نیست.
با این مقدمه کدامیک باید به نفع دیگری کنار بکشد؟

💠باید تاکید شود که هردو نامزد با تمام قوا و در نهایت آمادگی آمده اند که پیروز میدان شوند. کسی نیامده کنار بکشد.
قالیباف و رئیسی متفاوت از جهانگیری و روحانی اند.
بین آقای رئیسی و آقای قالیباف نیز اختلافاتی وجود دارد. برنامه ها نیز متفاوت است. هرکدام نیز نسخه خودشان را برای نجات کشور دارند. اما هدف میانی تغییر دولت است. پس تاکتیک ها متناسب با همین راهبرد تعیین می شود.

با این توضیح پاسخ به سوال اصلی دو جواب دارد؛

1⃣اگر نظرسنجی ها حاکی از شکل گیری یک دوقطبی سیاسی میان آقای روحانی و یک نامزد اصولگرا باشد و نامزد دوم دچار ریزش رای شود و از سوی دیگر رای آقای روحانی در نظرسنجی رشد معنادار پیدا کند، طبیعی است که یکی به نفع دیگری باید کنار بکشد تا آرا در مرحله اول شکسته نشود.

اما باید بررسی شود که کنار رفتن کدام یک منجر به بالا رفتن رای دیگری می شود. مثلا اگر رئیسی به نفع قالیباف کنار رود طرفدارانش سمت روحانی می روند یا قالیباف؟

ممکن است رئیسی در نظرسنجی ها بالاتر باشد اما کناره گیری قالیباف باعث شود رای روحانی بیشتر شود. به همین جهت #جنس_رای هم مهم است و #تعداد_رای ملاک نهایی نیست.

2⃣اما اگر نظرسنجی ها به شکلی بود که فاصله روحانی از دو نامزد اصولگرا معنادار نبود و هردو نامزد توانسته بودند بخشی از آرای خاکستری را به نفع خودشان مصادره کنند، آنگاه با کنار کشیدن هریک، ممکن است آرا به نفع آقای روحانی تغییر کند. لذا در این شرایط، ماندن هر دو نامزد توصیه می شود تا انتخابات به دور دوم کشیده شود.

لذا کنار رفتن یا نرفتن هر یک از نامزدها به صحنه انتخابات و وضعیت نظرسنجی ها مربوط است.

https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
⚡️خطای برآورد جدی ستادهای انتخاباتی

👈دو گروه رای داریم؛ آرای #باثبات و آرای #شناور. آرای باثبات همان رای اعتقادی و #ایدئولوژیک است و آرای شناور آرای #خاکستری است.
برآورد تخمینی نشان می دهد 60 درصد آرا در هر انتخاباتی خاکستری است و تعیین تکلیف نهایی انتخابات نیز با همین آراست.

آرای باثبات از چند ماه مانده به انتخابات به "جمع بندی" رسیده اند اما آرای خاکستری در واپسین روزهای منتهی به انتخابات "تصمیم" می گیرند.

با این مقدمه طبیعی است که ستادهای انتخاباتی، بیشترین همت شان جذب آرای شناور است.
📍اما در این دوره ستادهای انتخاباتی دچار #اشتباه_برآورد اساسی شدند. همه همت ستادهای انتخاباتی معطوف به شبکه های اجتماعی شده است.

💠اما واقعا قشرخاکستری اینجا هستند؟
شبکه های اجتماعی #هیجان دارد اما اثر #کمپین های تبلیغاتی #کف_خیابان را ندارد.
👈به چند دلیل؛
1⃣اولا همه کسانی که عضو تلگرام هستند اهل سیاست نیستند و علاقه ای هم ندارند در تلگرام موضوعات سیاسی را دنبال کنند. بسیاری پیگیر موضوعات فان و سرگرمی و تعاملات دوستانه و فامیلی و غیره اند.

2⃣دوم اینکه بازدید ها در شبکه های اجتماعی غلط انداز است و تعداد بازدید یک پست به معنای خوانده شدن آن نیست.

3⃣سوم اینکه چرخش محتوای پست های انتخاباتی اغلب بین طرفداران متعصب و مخالفان و رقبا صورت می گیرد. این "چرخش هیجانی" در #غیاب آرای خاکستری است و بدست آرای شناور نمی رسد. ضمن اینکه "هیجان مباحثه با رقبا" یا "لایک طرفداران" باعث "غفلت از آرای شناور" می شود.

4⃣چهارم اینکه به جهت "تولید انبوه محتوا" در شبکه های اجتماعی، میزان و مدت اثرگذاری مطالب بسیار پایین است و افراد فرصت توقف روی یک پست را ندارند.

5⃣پنجم و از همه مهمتر اینکه پست های #بی‌روح تلگرامی و تویتری نسبت به تبلیغ چهره به چهره، کم اثر و قدرت انتقال دغدغه و انگیزه های نویسنده را ندارند. انتخابات تنها عرصه استدلال و منطق نیست. استدلال باید همراه با قدرت انگیزه و رگه های تعصبی باشد که قدرت #اقناعی داشته باشد.

https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw