ادب‌سار
12.7K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
@AdabSar

آه! جز آینه‌ای کهنه مرا همدم نیست
پیش چشمان خودت اشک بریزی کم نیست

یک خودآزاری زیباست که من تنهایم
لذتی هست در این زخم که در مرهم نیست

اشتیاقی به گشوده‌شدن این گره نیست
ورنه تنهایی من که گره‌اش محکم نیست

من از این فاصله‌ها هیچ ندارم گله‌ای
هر چه تقدیر نوشته‌ست بیفتد غم نیست

لذتی نیست اگر درد نباشد قبلش
لذتی بیشتر از شور پس از ماتم نیست

بی‌سبب درد که هم‌قافیه با مرد نشد
آدم بی‌غم و بی‌درد دگر آدم نیست

تو نبین ساکت و آرام نشستم کنجی
حرف ناگفته زیاد است، ولی محرم نیست

#تقى_سيدى
@AdabSar
💫

هرچند پیر و خسته‌دل و ناتوان شدم

هر گه که یاد تو کردم جوان شدم

#حافظ
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی
که بیایی و در این تنگیِ دل جا بشوی

تو فقط آمده بودی که دل از من ببری؟
بروی، دور شوی، قصه و رویا بشوی؟

#احسان_نصری
@AdabSar
🌬🌾🍃 @AdabSar

آشنایی با جشن‌های ایرانی
جشن فروردینگان یا فرودگ

در ایران باستان و آیین مزدیسنی، زمانی که روز و ماه هم‌نام می‌شدند، آن روز را جشن می‌گرفتند و هریک از جشن‌ها به بهانه‌ای برگزار می‌شد.

🍃🍃 نخستین جشن ماهانه(در کنار جشن‌های پرشمار هرماه) در فروردین‌روز از فروردین‌ماه برابر با نوزدهم فروردین در ایران باستان برگزار می‌شد.

🌾🌾 "فرودگ"، جشن درگذشتگان و باورمندی به مانایی راستی و درستی است.
در فروردین‌گان، ایرانیان برای روان پاک درگذشتگان خود آفرینگان‌خوانی و نیایش می‌کردند. اکنون زرتشتیان همچنان بر این آیین استوارند.
ایرانیان همواره مردمی شادخو بودند و از اندوه و سوگواری دوری می‌کردند و از این‌رو "فرودگ" نیز به‌گونه‌ی جشن برگزار می‌شد.

فروردین به چم (معنی) فَرَوَهَرها و ماه فروردین، ماه فروهرها است. فروردین‌گان نیز جشن ارج نهادن به فروهرها و روان پاک درگذشتگان بود.
بر پایه‌ی باور ایرانیان باستان، آدم از پنج بخش ساخته شده است:
روان، جان، فَرَوَشی(خود آسمانی)، فرجاد(وجدان) و تن.
فروهر یا فرَوَشی بخشی از بود(وجود) مینوی انسان است که روان نگهبان اوست. روان پس از مرگ به فرَوَشی خود می‌پیوندد.
در باورهای ایرانیان، فروهرها یکسره راستی و پاکی‌اند، از یاوران نیروهای اهورایی بشمار می‌آیند و اهورامزدا را در نبرد با اهریمن یاری می‌کنند.

🌱🌱 آنان باور داشتند که در سختی‌ها، ناخوشی‌ها، بیم و هراس باید از فروهرهای نیکان یاد کرد و یاری خواست. همچنین فروهر هر یک از نامداران برای زدایش گزند ویژه‌ای خوانده می‌شود. برای نمونه، فروهر جمشید برای زدایش تهی‌دستی و خشکسالی، فروهر فریدون برای زدایش ناخوشی و فروهر گرشاسب برای رویارویی با دشمن و دزد است. فَرَوَشی‌ها خویشکاری(وظیفه) پخش آب را بر دوش دارند. همچنین در نبرد تیشتر(ایزد باران) با دیو اپوش یا دیو خشکسالی، یاری‌رسان تیشتر هستند. فروهرها از پیکر گرشاسب نیز که تا هزاره اوشیدرماه در بیهوشی به سر می برد، نگهبانی می‌کنند.
ریشه‌ی باور به فَرَوَشی، پیش‌زرتشتی و وابسته به زمان آریایی‌ها است.
goo.gl/do74Va

🍀🍀 جشن‌های "فروردینگان" در ماه فروردین و "فروردگان" در واپسین روزهای اسپند(اسفند)، هر دو برای فروهر پاک درگذشتگان برگزار می‌شد. "ابوریحان بیرونی" هر دو جشن را به یک نام(فروردینگان) خوانده است. برای آشنایی با جشن "فروردگان" در اسپندماه به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/6421
✍🏻 #پریسا_امام_وردی
_____________
📚 برگرفته از:
۱- گاهشماری و جشن‌های ایران‌باستان #هاشم_رضی
۲- بدانیم و سربلند باشیم #منوچهر_منوچهرپور
۳- مراسم مذهبی و آداب زرتشتیان #اردشیر_آذرگشسب
_____________
#فرهنگ_ایران #فروردینگان
@AdabSar
🌬🌾🍃🍂
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻خشن= تندخو، سخت‌رو، درشت‌رو، ستیزه‌جو، خشمگین، ناهموار، ناهنجار، ناتراشیده، پَرغونه، زُفت، کدر(مانیک بنیادین)

🔻خشونت= درشتی، درشتخویی، درشت‌رویی، تندخویی، سخت‌رویی، ستیزه‌جویی، خشمگینی، پرخاشگری، بدرفتاری

نمونه:
🔺با خشونت و اخلاق‌های خشن چگونه مقابله کنیم؟
با تندخویی و رفتارهای تندخویانه چگونه رویارویی کنیم؟

🔺خشونت در رابطه از کجا می‌آید؟
پرخاشگری در پیوند از کجا می‌آید؟

🔺برخورد خشونت‌آمیزی داشت=
برخورد ستیزه‌جویانه‌ای داشت

🔺شخص خشنی است=
آدم خشمگینی است
تَنوم درشت‌رویی است


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#خشن #خشونت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
زخمه

گل در بر و می در کف و یارم متواری
در باغم و هر گل به دلم زخمه‌ی خاری

سخت است نظر بر سمن و سنبل و نسرین
وقتی که گلی خوبتر از این همه داری

هنگام بهاران و دلم رنگ خزان است
چون گل شکند عهد، خدایا چه بهاری؟

هر بلبل این باغ اسیر گل نازی
غوغاش چنان است که نتوان به لب آری

یاران همه در مستی و هر یک به کناری
دستی بنهادند به گیسوی نگاری

آرام گرفتند به آرامه‌ی جانی
ماییم گرفتار دل غرق شراری

#رضا_وفایـی_نژاد
@AdabSar
💫

تنها آیینه‌ی اتاقِ تو پیر نشانم نمی‌دهد

این جیوه را به اکسیر آغشته‌ای؟

#محمدعلی_بهمنی
@AdabSar
💫

رنگ چشمش را چه می‌پرسی ز من
رنگ چشمش کی مرا پابند کرد!

آتشی کز دیدگانش سر کشید
این دل دیوانه را در بند کرد

#فروغ_فرخزاد
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💠🔷🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما


🔸پیش‌نوشت:
«آهو» واژه‌ای پارسی است که چندین چمار(معنی) دارد:
۱. غزال، گوزن 
۲. آک، عیب
۳. بیماری، ناخوشی 
۴. بد، ناپسند
هموند گرامی «چنگیز محمدی کلهور» در پیامی که فرستاده‌اند این واژه‌ی زیبای پارسی را بیشتر شناسانده‌اند. با هم بخوانیم.


🌀 آهو āhu 🌀

⭕️به نقل از کتاب "فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی" دکتر حسن دوست، در فرخنامه آمده است:" آهو، آن است که در عربی عیب گویند".

⭕️در "برهان قاطع" آمده است: آهو جانوری ست که به تازی "غزال" خوانندش، و "مطلق عیب" را نیز گفته اند؛ خواه با مردم باشد و خواه با چیزهای دیگر،
و نیز به معنی "رم" باشد که از رمیدن است ، چه آهویی رمیدگی را گویند،
و نیز به معنی فریاد و آواز بلند هم آمده است،
و نیز نام مرضی که در عربی ضیق‌النفس خوانند،
و به طریق استعاره چشم را نیز آهو می گویند و شاهد و معشوق را هم گفته اند.

⭕️در فرهنگ معین واژه ی "آهو" در چند معنا آمده است:
1 - (اسم) عیب ، نقص
2 - بیماری ، مرض
3 - (صفت) بد، ناپسند.
آهومَند āhūmand : معیوب، ناقص
ز پیری مغزت آهومند گشتست
ز گیتی روزگارت در گذشتست
(ویس و رامین)

برهان قاطع، آهُومَند āhomand را چنین معنا کرده است: کسی را گویند که دروغ گوید تا مردم را فریب دهد. دکتر معین آن را "گناهکار" معنا کرده است.

⭕️در فرهنگ(لغت نامه) دهخدا آمده است:
آهو. (اسم) (از: آ نشانه سلب و نفی به معنی نه و نا + هوک"خوب"، به معنی عیب، نقص، خطا، صفت زشت، مقابل هنر و فضیلت.  
نکوهش رسیدی بهر آهوئی 
ستایش بد از هر هنر هر سوئی
(ابوشکور)
شنید این سخن شاه و نیرو گرفت 
هنرها بشست از دل آهو گرفت
(فردوسی)
ولیکن نبیند کس آهوی خویش 
ترا روشن آید همی خوی خویش
(فردوسی)

⭕️در فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر حسن دوست آهو را در همان معناز برهان قاطع آورده است و در ذیل واژه ی " آخو āxū" آن را " عیب و آهو" معنا کرده است،
اگر بشکنند سوگندان خویش از پس عهد و پیمان ایشان و آخو و عیب کنند در دین شما .... .(قصه های قرآن)
در فارسی میانه( پهلوی) āhög " عیب و نقص. āhugēnīdan " آلودن و ناپاک کردن"
دکتر حسن دوست گمان برده است، اشتقاق آخو در واژه ی اوستایی āhita به معنای آلوده ، کثیف و ناپاک، و āhiti " آلودگی و آلایش، باشد.
در سنسکریت āsita به معنای سیاه و تیره است.
آناهیتا ānāhitā یا ناهید نام ایزدبانوی ایران باستان به معنای پاک و بی عیب از مشتقات همین واژه دانسته شده است.

فرستنده #چنگیز_محمدی_کلهور
#ریشه_یابی_واژگان #آهو
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
1
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻فلاسک، Flask، Flasque:
- فِلِشک(از دید آوایی به «فلاسک» نزدیک است و بهتر در یاد می‌ماند)
- دمابان
- آبدان


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#فلاسک #Flasque #Flask
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶
@AdabSar

زخم‌ها بسیار اما نوشداروها کم است
دل که می‌گیرد تمام سِحر و جادوها کم است

هر نسیمی با خودش بوی تو را آورده است
بادها فهمیده‌اند اعجاز شب‌بوها کم است

تا تو لب وا می‌کنی زنبورها کِل می‌کشند
هرچه می‌ریزی عسل در جام کندوها کم است

بیشتر از من طلب کن عشق! من آماده‌ام
خواهش پروازکردن از پرستوها کم است

از سمرقند و بخارا می‌شود آسان گذشت
دیگر این بخشش برای خال هندوها کم است

عاشقم! یعنی برای وصف حال و روز من
هرچه فال خواجه و دیوان خواجوها کم است

من همین امروز یا فردا به جنگل می‌زنم
جرات دیوانگی در شهر ترسوها کم است!

#رضا_نیکوکار
@AdabSar
💫

یادگار من است
این درخت
که خستگی تبرت را می‌گیرد،
عمیق بزن!

#محمدعلی_بهمنی
@AdabSar
💫

از آمدن بهار و از رفتن دی
اوراق وجود ما همی گردد طی

می خور! مخور اندوه که فرمود حکیم
غم‌های جهان چو زهر و تریاقش مِی

#خیام
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما


درود و مهر بر شما
به بهانه خرده گیری بر بودجه های کشور برای سال ۱۳۹۷.
به بهانه بخش فرهنگستانی آن
🌺🌿🌺🌿
آری، من هم چندان به این شیوه کارکردن خوشبین نیستم.
نگهبانی و پاسداشت زبان و فرهنگ، بیش از آنکه بودجه و سرمایه گزاری بخواهد،
انگیزه ی همگانی می خواهد.
این کار فرهنگستان هر چند با ارزش است، ولی به این همه سرمایه نیاز نیست، اگر آموزش ما در آموزشگاه ها خردمندانه باشد.
🤔
آموزش زبان پارسی، نیاز به یادگیری دستور زبان پارسی، یادگیری ریشه واژه ها، و یادگیری همه پیشوندها و پسوندها در آموزشگاه هایمان دارد.
اگر با ریشه ها، پیشوندها و پسوندهای زبان فارسی آشنا شویم از توانایی این زبان به شگفتی خواهیم افتاد.

اندوخته زایشی یا ژنتیک همه جانداران گوناگون در این زمین خاکی تنها و تنها با چهار بازآلی(آدنین، گوانین، سیتوزین و اوراسیل) پدید آمده است.
اکنون با دستور کار روان و گویایی که زبان پارسی دارد و با این همه واژه، پسوند و پیشوند چه کارهایی که نمی شود کرد. چه سازه ها و سازهایی که نمی توان آفرید.
🌺🌿🎼🌺🌿🎼
اگر با دستور زبان و سپس با ریشه شناسی واژه ها و پسوندها و پیشوندهای زبان پارسی آشنا شویم و آنها خوب آموزش داده شوند، دیگر نیازی به برباددادن سرمایه کشور نیست.
زبان و ادب دانش آموخته های ما به اندازه ای پیشرفت خواهد کرد که هر کسی با کمی کوشش واژه ساز خواهد شد.
هر کس مانند جویباری کوچک چندین واژه ساخته و رها کرده که در کشور به رودخانه ای بزرگ و خروشان دگرگون می شود، که توان رویارویی با هر تازشی را خواهد داشت.
ولی اکنون کدام انگیزه ای در این کار است؟ چه آموزش داده می شود؟
دانشجوی ما هنوز درست نویسی و درست خواندن زبان خودمان را یاد نگرفته است که در پی یادگیری نوشتارهای ادبی با ساختار ویژه که امروز کاربردی ندارد، فرستاده می شود.
«نثر مسجع مرصع مردف مواخر» که در یک دوره ای رواگ داشته است تا چه اندازه نیاز امروزین ما را پاسخ می دهد.
آری، یادگیری آن خوب است، ولی یادگیری درست نوشتن و درست گفتن بسیار مهندتر است.
یادگیری چم و مانک یک واژه دورافتاده و کم کاربرد تازی و اربیک تا چه اندازه پاسخگوی نیاز ما است؟ مایی که هنوز با توانایی های زبان خودمان آشنا نشده ایم!!
مایی که هنوز با سازه ها و سازواره های زبان خودمان آشنا نشده ایم!!
این که آموزش می بینیم «الفارسی» است و برای آنکه آن را درست بیاموزیم نیاز است که بر هر دو زبان پارسی و تازی که ریشه و ساختار بیگانه ای با هم دارند آشنا شویم. دو چیزی که تنها کارشناسان زبان می توانند آنها را درست کنار هم بکار ببرند.
اگر در زمانی به نادرستی، کاربرد زبان اربیک در نوشتارها و سروده های پارسی ارزش بود و کاربردی داشت، امروز نه ارزش است و نه کاربردی دارد.

امروز همه به این پایه از آگاهی رسیده ایم که اینکار تا چه اندازه نادرست است و پیامد بد دارد.

اگر در زمانی، کسانی مانند مولوی، سعدی، پورسینا، رازی، انصاری و مانند آنها و بویژه "حافظ" برای به‌رخ کشیدن دانش و توانایی خود و گاهی دریافت دستمزد و پاداش، این کار نادرست را کردند!! امروز نیازی به آن همه کوشش و سرمایه گذاری نادرست نیست.
امروز می دانیم که بدست آوردن این "توانایی های نادرست" چه اندازه سرمایه و زمان می خواهد.
👌
امروز به کسی که در نوشتار خود زبان بیگانه را بکار ببرد پاداش نمی دهند
🙏
سخن من خرده گیری بر بودجه فرهنگستان ادب نیست؛ زیرا اگر این بودجه در انجا بکار نرود، جایی دیگر بکار خواهد رفت!! سخن من ناتوانی ما مردم در درست نوشتن و سخن گفتن است.
سخن من درست نیاموختن ساختار، واژه ها، پیشوندها و پسوندهای زبان خودمان در آموزشگاه هایمان است.
تا آنها را بخوبی نیاموخته ایم، چرا به نادرستی بر یادگیری زبان بیگانه و تازی پافشاری و سرمایه گذاری می شود.
آری، برای برخی از رشته ها، آن هم به گونه ای فشرده، شاید به آن سرمایه گذاری نیاز باشد، ولی نه به این گستردگی.
آری، این بودجه فرهنگستان در برابر سرمایه بزرگی که در آموزشگاه کشور برای توانمندی ما در آموزش دو زبان ناهمخوان می شود، بسیار ناچیز است.
کاربرد این بودجه دارایی هامان را برباد می‌دهد، ولی آن شیوه آموزش گذشته از دارایی ها، مغز، زمان و اندیشه جوانان ما را تباه می کند.

ای کاش ما به "توانایی های نادرست" گذشتگان می رسیدیم، ولی اینگونه نیست. ما دو رَج نوشته ای درست را نمی توانیم بنویسیم. زیرا هنوز به درستی زبان خودمان را نیاموخته ایم. زیرا زبان خودمان را درست آموزش نمی دهیم.
🤔🤔🤔
فرستنده #صفری_سنجانی
#پیام_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔷پارسی‌گویی هماره جایگزین‌کردن واژه‌ای پارسی به‌جای واژه‌ی بیگانه نیست. گاهی می‌توان با واگویِشِ درست واژه، پارسی را پاک سُخَنید.
بسیاری از واژه‌ها پارسی‌اند، ولی به‌گونه‌ای نادرست و با زبانی بیگانه بازگو می‌شوند.
در پی، شماری از این واژه‌ها را می‌آوریم و امید داریم که شما نیز در پربارترکردن این پِهرِست یاری‌مان کنید.

#ابلق= اَبلَک
#اذناب= دُنب‌ها، دم‌ها
#ذنب= دُنب، دم، دنبال، دنباله
#اریکه= اورنگ
#اسفنج= اسپَنگِه
#جزاء= (جِزیَه‌ها)، گَزیَت‌ها
#جند= گُند، سپاه، یاوران
#جندی= گُندی، سپاهی
#جندی_شاپور= گُندی‌شاپور
#جنود= گُندها، سپاهان
#جوال= گَوال
#جوالدوز= گَوالدوز
#جیره= گیره، روزیانه
#خفه= خپه
#خناق= خُناک
#قلیان= غَلیان
#مهمیز= مِهمیخ

🔹شماری دیگر از این واژگان:
t.me/AdabSar/9292
t.me/AdabSar/9353
t.me/AdabSar/9495


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

بد نیستم ولی تو مرا شاد فرض کن
از بند فکر و فلسفه آزاد فرض کن

کوهم، ولی بلندی اندیشه‌ی مرا
قبری برای مردن فرهاد فرض کن

در کنج سینه این ده آتش‌گرفته را
با رفت‌وآمد خودت آباد فرض کن

زیباترین حقیقت ممکن همین تویی
جز گیسوان خود، همه را باد فرض کن

از قبله‌ای که رو به خداوندی تو نیست
با احترام بگذر و الحاد فرض کن

غیر از تکان پیرهنت زیر آفتاب
هر سایه را سیاهی صیاد فرض کن

دیوانه‌ام، ولی تو مرا دست‌ِکم نگیر
شعر مرا جنون خداداد فرض کن!

#شهیر_داریوش
@AdabSar
@AdabSar

این روزها
مرموزترین آدم دنیا منم
دزدکی به یادت می‌افتم
دزدکی به یادت می‌خندم
دزدکی به یادت می‌خوابم
دزدکی به خیال لبهایت بوسه می‌زنم
دزدکی غمگینم
دزدکی ساکتم
اما...
آشکارا پیر شده‌ام
آشکارا ولی دزدکی!


#زهره_نیکـو
@AdabSar
💫

زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست
راه هزار چاره‌گر از چار سو ببست

شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو
ابرو نمود و جلوه‌گری کرد و رو ببست


#حافظ
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻آکواریوم= Aquarium، آبزی‌دان، آبزی‌گاه، آبزی‌نما، ماهی‌خانه

نمونه:
🔺آکواریوم محفظه‌ای شیشه‌ای است که در آن حیوانات و نباتات آبزی را نگهداری می‌کنند=
آبزی‌دان نِگَهدانی شیشه‌ای است که در آن جانوران و گیاهان آبزی را نگهداری می‌کنند


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#آکواریوم #Aquarium
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

زندگی با چشم گریان رفت، حیف
روی دریا اشکِ توفان رفت، حیف

خواب بودم بر سرِ زانوی وقت
عمر چون خوابِ پریشان رفت، حیف

گلشنِ با خونِ دل پرورده‌ام
جلوه‌گاهِ برف و باران رفت، حیف

عطرِ گُل در سطرِ باران ماند، ماند
فصلِ گُل در وصل و هجران رفت، حیف

رازِ گُل در نازِ گُل ناگفته ماند
سازِ دل با آهِ سوزان رفت، حیف

عشقِ شاعرزاد و شاعرپَروَرَم
در وفاتِ خود غزل‌خوان رفت، حیف

#گلرخسار_صفی_آوا
@AdabSar