💫
نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم ناشکیباست
چرا رفتی؟ چرا من بیقرارم؟
به سر سودای آغوش تو دارم
#سیمین_بهبهانی
@AdabSar
نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم ناشکیباست
چرا رفتی؟ چرا من بیقرارم؟
به سر سودای آغوش تو دارم
#سیمین_بهبهانی
@AdabSar
@AdabSar
اهل گردم، دل ديوانه اگر بگذارد
نخورم می، غم جانانه اگر بگذارد
گوشهای گیرم و فارغ ز شر و شور شوم
حسرت گوشهی میخانه اگر بگذارد
عهد کردم نشوم همدم پیمانشکنان
هوسِ گردش پیمانه اگر بگذارد
معتقد گردم و پابند و ز حیرت بِرَهَم
حیرت اين همه افسانه اگر بگذارد
شمع میخواست نسوزد کسی از آتش او
ليک پروانهی دیوانه اگر بگذارد
دگر از اهلشدن کار تو بگذشت عماد
چند گویی دل دیوانه اگر بگذارد
#عماد_خراسانی
@AdabSar
اهل گردم، دل ديوانه اگر بگذارد
نخورم می، غم جانانه اگر بگذارد
گوشهای گیرم و فارغ ز شر و شور شوم
حسرت گوشهی میخانه اگر بگذارد
عهد کردم نشوم همدم پیمانشکنان
هوسِ گردش پیمانه اگر بگذارد
معتقد گردم و پابند و ز حیرت بِرَهَم
حیرت اين همه افسانه اگر بگذارد
شمع میخواست نسوزد کسی از آتش او
ليک پروانهی دیوانه اگر بگذارد
دگر از اهلشدن کار تو بگذشت عماد
چند گویی دل دیوانه اگر بگذارد
#عماد_خراسانی
@AdabSar
💫
چنان دلبستهام کردی که با چشم خودم دیدم
خودم میرفتم اما سایهام با من نمیآمد!
#بنیامین_دیلم
@AdabSar
چنان دلبستهام کردی که با چشم خودم دیدم
خودم میرفتم اما سایهام با من نمیآمد!
#بنیامین_دیلم
@AdabSar
💫
کی باشد ازین تنگ برون آمدنم؟
نام است ازین ننگ برون آمدنم
گویی مگر از سنگ برون میآید
پروانهی از سنگ برون آمدنم
#جمالالدین_مسعود_خجندی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
کی باشد ازین تنگ برون آمدنم؟
نام است ازین ننگ برون آمدنم
گویی مگر از سنگ برون میآید
پروانهی از سنگ برون آمدنم
#جمالالدین_مسعود_خجندی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
«مَدخَل» واژهای بیگانه است که در زبان فارسی به چند چَم(معنی) بهکار میرود:
🔻مَدخَل:
ــ Entrance، درآیه، درگاه، آمدنگاه ،درآیگاه، درونشو، جای درآمدن، راه درآمدن، دروازه، گذرگاه، راه، روزن، ویتار
ــ سرواژه، سرشناسه
ــ پیشگفتار، دیباچه
ــ درآمد
🔻مَداخِل:
ــ Entrances، درآیهها، درگاهها، آمدنگاهها، درآیگاهها، درونشوها، جاهای درآمدن، راههای درآمدن، دروازهها، گذرگاهها، راهها، روزنها، ویتارها
ــ درآمد، درآمدها
ــ درهمبافتهها
ــ پارهها
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#مدخل #مداخل
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
«مَدخَل» واژهای بیگانه است که در زبان فارسی به چند چَم(معنی) بهکار میرود:
🔻مَدخَل:
ــ Entrance، درآیه، درگاه، آمدنگاه ،درآیگاه، درونشو، جای درآمدن، راه درآمدن، دروازه، گذرگاه، راه، روزن، ویتار
ــ سرواژه، سرشناسه
ــ پیشگفتار، دیباچه
ــ درآمد
🔻مَداخِل:
ــ Entrances، درآیهها، درگاهها، آمدنگاهها، درآیگاهها، درونشوها، جاهای درآمدن، راههای درآمدن، دروازهها، گذرگاهها، راهها، روزنها، ویتارها
ــ درآمد، درآمدها
ــ درهمبافتهها
ــ پارهها
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#مدخل #مداخل
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🇮🇷 @AdabSar 🇮🇷
هر زمان دشمنان تاختهاند، اخگرهای فرو نهفته در خوی و منش ما ایرانیان بیش از پیش پرشرار افروخته شده است. ما در خاکستر نماندهایم.
مانند بسیاری از مردمان و کشورهای جهان که از پهنهی تاریخ زدوده شدهاند.
من ایران را به ققنوس همسان کردهام؛ چرا که چندین بار ایران از درون خاکستر خود برخاسته است و همچنان پرشور جهان را افروخته است.
#میرجلال_الدین_کزازی
🇮🇷 @AdabSar 🇮🇷
هر زمان دشمنان تاختهاند، اخگرهای فرو نهفته در خوی و منش ما ایرانیان بیش از پیش پرشرار افروخته شده است. ما در خاکستر نماندهایم.
مانند بسیاری از مردمان و کشورهای جهان که از پهنهی تاریخ زدوده شدهاند.
من ایران را به ققنوس همسان کردهام؛ چرا که چندین بار ایران از درون خاکستر خود برخاسته است و همچنان پرشور جهان را افروخته است.
#میرجلال_الدین_کزازی
🇮🇷 @AdabSar 🇮🇷
@AdabSar
یکی رد شد شبیه او ، پر از ابهام و تردیدم
همینکه دیدمش جا خوردم و ناگاه ترسیدم
به یک لحظه تمام خاطرات کهنهام طی شد
زمین دور سرم چرخيد و من با چشم چرخیدم
همان چادر، همان هیبت، همان چشمان پر شورش
تمام ارتفاعش را به چشمم در نوردیدم
همینکه یادم آمد خندههای بیمثالش را
نمیدانم چه شد بیاختیار از خویش خندیدم
ته کوچه به چپ پیچید و یک لحظه نگاهم کرد
مسیرم را عوض کردم، درون کوچه پیچیدم
قدم را تندتر کردم، رسیدم در کنار او
خودم یادم نمیآید سوالی را که پرسیدم
حواسش پرت بود انگار، چادر از سرش افتاد
خدایا کور میگشتم ولی او را نمیدیدم
جهان تاریک شد، یک لحظه دیدم رقص چادر را
چو عطرش با نسیم آمد، منم در باد رقصیدم
همیشه در خیالاتم دلم مغرور و محکم بود
دو تار از موی او دیدم، شبیه بید لرزیدم
عذابی میکشم وقتی به یادش باز میافتم
به او گفتم ببخشید و ولی خود را نبخشیدم
پشیمانی ندارد سود وقتی عاشقش باشی
نباید عاشقش میگشتم اما دیر فهمیدم
#تقی_سیدی
@AdabSar
یکی رد شد شبیه او ، پر از ابهام و تردیدم
همینکه دیدمش جا خوردم و ناگاه ترسیدم
به یک لحظه تمام خاطرات کهنهام طی شد
زمین دور سرم چرخيد و من با چشم چرخیدم
همان چادر، همان هیبت، همان چشمان پر شورش
تمام ارتفاعش را به چشمم در نوردیدم
همینکه یادم آمد خندههای بیمثالش را
نمیدانم چه شد بیاختیار از خویش خندیدم
ته کوچه به چپ پیچید و یک لحظه نگاهم کرد
مسیرم را عوض کردم، درون کوچه پیچیدم
قدم را تندتر کردم، رسیدم در کنار او
خودم یادم نمیآید سوالی را که پرسیدم
حواسش پرت بود انگار، چادر از سرش افتاد
خدایا کور میگشتم ولی او را نمیدیدم
جهان تاریک شد، یک لحظه دیدم رقص چادر را
چو عطرش با نسیم آمد، منم در باد رقصیدم
همیشه در خیالاتم دلم مغرور و محکم بود
دو تار از موی او دیدم، شبیه بید لرزیدم
عذابی میکشم وقتی به یادش باز میافتم
به او گفتم ببخشید و ولی خود را نبخشیدم
پشیمانی ندارد سود وقتی عاشقش باشی
نباید عاشقش میگشتم اما دیر فهمیدم
#تقی_سیدی
@AdabSar
💫
نیست یاری تا بگویم راز خویش
ناله پنهان کردهام در ساز خویش
چنگ اندوهم خدا را زخمهای
زخمهای تا برکشم آواز خویش
#فروغ_فرخزاد
#چکامه_پارسی
@AdabSar
نیست یاری تا بگویم راز خویش
ناله پنهان کردهام در ساز خویش
چنگ اندوهم خدا را زخمهای
زخمهای تا برکشم آواز خویش
#فروغ_فرخزاد
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🌼🌸🌼
«اگر در فرازی و گر در نشیب
نباید نهادن سر اندر فریب
به دل نیز اندیشهی بد مدار
بداندیش را بد بود روزگار
نگر تا نسازی ز بازوی گنج
که بر تو سرآید سرای سپنج
گرت رای با آزمایش بود
همه روزت اندر فزایش بود»
🌸🌼🌸
#فردوسی
با امید به هفتهای بیگزند
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🌼🌸🌼
«اگر در فرازی و گر در نشیب
نباید نهادن سر اندر فریب
به دل نیز اندیشهی بد مدار
بداندیش را بد بود روزگار
نگر تا نسازی ز بازوی گنج
که بر تو سرآید سرای سپنج
گرت رای با آزمایش بود
همه روزت اندر فزایش بود»
🌸🌼🌸
#فردوسی
با امید به هفتهای بیگزند
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻عزا= سوگ
🔻عزادار= سوگوار
🔻عزاداری = سوگواری
🔻عزاگرفتن= بهسوگنشستن، زاریکردن، شیونکردن، خودخوری
🔻ایّام عزاداری= روزهای سوگواری
🔻صاحبعزا= سوگوار
🔻لباس عزا= جامهی سوگ، رخت سیاه
🔻مجلس ختم= پُرسِه
🔻مجلس ترحیم= پُرسِه
✍نمونه:
🔺از عزا چون بگذرد یکچندروز
کم شود آن آتش و آن عشق و سوز #مولوی=
از سوگ چون بگذرد یکچندروز
کم شود آن آتش و آن اِشغ و سوز
🔺فقدانش را عزا گرفته بودند=
نبودش را بهسوگ نشسته بودند
🔺عزا گرفته بود که مشکل خود را چطور حل کند=
خودخوری میکرد که گرفتاری خود را چگونه چاره کند
🔺گفته شده لباس عزاداری ایرانیان قدیم سفید بوده است=
گفته شده جامهی سوگواری ایرانیان باستان سپید بوده است
🔺مجلس ختم آن مرحوم فردا منعقد میگردد=
پُرسِهی آن بهشتیروان فردا برگزار میشود
❗️بیشتر در:
t.me/AdabSar/1068
t.me/AdabSar/6543
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#عزا #عزادار #عزاداری #ختم #ترحیم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻عزا= سوگ
🔻عزادار= سوگوار
🔻عزاداری = سوگواری
🔻عزاگرفتن= بهسوگنشستن، زاریکردن، شیونکردن، خودخوری
🔻ایّام عزاداری= روزهای سوگواری
🔻صاحبعزا= سوگوار
🔻لباس عزا= جامهی سوگ، رخت سیاه
🔻مجلس ختم= پُرسِه
🔻مجلس ترحیم= پُرسِه
✍نمونه:
🔺از عزا چون بگذرد یکچندروز
کم شود آن آتش و آن عشق و سوز #مولوی=
از سوگ چون بگذرد یکچندروز
کم شود آن آتش و آن اِشغ و سوز
🔺فقدانش را عزا گرفته بودند=
نبودش را بهسوگ نشسته بودند
🔺عزا گرفته بود که مشکل خود را چطور حل کند=
خودخوری میکرد که گرفتاری خود را چگونه چاره کند
🔺گفته شده لباس عزاداری ایرانیان قدیم سفید بوده است=
گفته شده جامهی سوگواری ایرانیان باستان سپید بوده است
🔺مجلس ختم آن مرحوم فردا منعقد میگردد=
پُرسِهی آن بهشتیروان فردا برگزار میشود
❗️بیشتر در:
t.me/AdabSar/1068
t.me/AdabSar/6543
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#عزا #عزادار #عزاداری #ختم #ترحیم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
کاشکی آسان شود با رفتنِ من مشکلت
گوشهای پهلو بگیرد قایقِ بیساحلت
آه ای دل، هیچبار اینگونه سنگینی نداشت
بار این رنج گران بر شانههای کاهلت
تو تمام هستیات را ریختی در پای عشق
در نظر اما نیامد هستی ناقابلت
اشکهایت را کسی از پشت لبخندت ندید
بیخبر بودند و غافل از غم ناغافلت
ماندن و افسردن و در خویشتن تنهاشدن
حاصلی جز این ندارد ماندن بیحاصلت
خنجری بر پشت احساس تو میآمد فرو
بوسه وقتی میزدی بر دستهای قاتلت
آه، ای روح مذبذب، رومی زنگینسب
از کدامین آبوخاک آغشتهاند آبوگلت؟
شک شبیه عنکبوتی بر یقینت خیمه زد
تا بهجایی که یقین کردی به شک باطلت
گرمی دست تو میزان دمای عشق بود
سرد شد وقتی که دستان تو، فهمیدم دلت!
#محمدرضا_ترکـی
@AdabSar
کاشکی آسان شود با رفتنِ من مشکلت
گوشهای پهلو بگیرد قایقِ بیساحلت
آه ای دل، هیچبار اینگونه سنگینی نداشت
بار این رنج گران بر شانههای کاهلت
تو تمام هستیات را ریختی در پای عشق
در نظر اما نیامد هستی ناقابلت
اشکهایت را کسی از پشت لبخندت ندید
بیخبر بودند و غافل از غم ناغافلت
ماندن و افسردن و در خویشتن تنهاشدن
حاصلی جز این ندارد ماندن بیحاصلت
خنجری بر پشت احساس تو میآمد فرو
بوسه وقتی میزدی بر دستهای قاتلت
آه، ای روح مذبذب، رومی زنگینسب
از کدامین آبوخاک آغشتهاند آبوگلت؟
شک شبیه عنکبوتی بر یقینت خیمه زد
تا بهجایی که یقین کردی به شک باطلت
گرمی دست تو میزان دمای عشق بود
سرد شد وقتی که دستان تو، فهمیدم دلت!
#محمدرضا_ترکـی
@AdabSar
💫
گل پرپر! کجا گیرم سراغت؟
صدای گریه میآید ز باغت
صدای گریه میآید شب و روز
که میسوزد دل بلبل ز داغت
#هوشنگ_ابتهاج
@AdabSar
گل پرپر! کجا گیرم سراغت؟
صدای گریه میآید ز باغت
صدای گریه میآید شب و روز
که میسوزد دل بلبل ز داغت
#هوشنگ_ابتهاج
@AdabSar
@AdabSar
دل بردی از من به یغما، ای ترک غارتگر من
دیدی چه آوردی ای دوست، از دست دل بر سر من
عشق تو در دل نهان شد، دل زار و تن ناتوان شد
رفتی چو تیر و کمان شد، از بار غم پیکر من
میسوزم از اشتیاقت، در آتشم از فراغت
کانون من سینهی من، سودای من آذر من
من مست صهبای باقی، زآن ساتگین رواقی
فکر تو در بزم ساقی، ذکر تو رامشگر من
دل در تف عشق افروخت، گردون لباس سیه دوخت
از آتش آه من سوخت، در آسمان اختر من
گبر و مسلمان خجل شد، دل فتنهی آب و گل شد
صد رخنه بر ملک دل شد، ز اندیشهی کافر من
شکرانه کز عشق مستم، می خوارم و می پرستم
آموخت درس الستم، استاد دانشور من
سلطان سیر و سلوکم ، مالک رقاب ملوکم
در سوزم و نیست سوگم، بین نغمهی مزمر من
در عشق سلطان بختم، در باغ دولت درختم
خاکستر فقر تختم، خاک فنا افسر من
با خار آن یار تازی، چون گل کنم عشقبازی
ریحان عشق مجازی، نیش من و نشتر من
دل را خریدار کیشم، سرگرم بازار خویشم
اشک سپید و رخ زرد، سیم من است و زر من
اول دلم را صفا داد، آیینهام را جلا داد
آخر به باد فنا داد، عشق تو خاکستر من
تا چند در های و هویی، ای کوس منصوری دل
ترسم که ریزند بر خاک، خون تو در محضر من
بار غم عشق او را، گردون نیارد تحمل
کی میتواند کشیدن، این پیکر لاغر من
دل دم ز سرّ صفا زد، کوس تو بر بام ما زد
سلطان دولت نوا زد، از فقر در کشور من
#صفای_اصفهانی
@AdabSar
دل بردی از من به یغما، ای ترک غارتگر من
دیدی چه آوردی ای دوست، از دست دل بر سر من
عشق تو در دل نهان شد، دل زار و تن ناتوان شد
رفتی چو تیر و کمان شد، از بار غم پیکر من
میسوزم از اشتیاقت، در آتشم از فراغت
کانون من سینهی من، سودای من آذر من
من مست صهبای باقی، زآن ساتگین رواقی
فکر تو در بزم ساقی، ذکر تو رامشگر من
دل در تف عشق افروخت، گردون لباس سیه دوخت
از آتش آه من سوخت، در آسمان اختر من
گبر و مسلمان خجل شد، دل فتنهی آب و گل شد
صد رخنه بر ملک دل شد، ز اندیشهی کافر من
شکرانه کز عشق مستم، می خوارم و می پرستم
آموخت درس الستم، استاد دانشور من
سلطان سیر و سلوکم ، مالک رقاب ملوکم
در سوزم و نیست سوگم، بین نغمهی مزمر من
در عشق سلطان بختم، در باغ دولت درختم
خاکستر فقر تختم، خاک فنا افسر من
با خار آن یار تازی، چون گل کنم عشقبازی
ریحان عشق مجازی، نیش من و نشتر من
دل را خریدار کیشم، سرگرم بازار خویشم
اشک سپید و رخ زرد، سیم من است و زر من
اول دلم را صفا داد، آیینهام را جلا داد
آخر به باد فنا داد، عشق تو خاکستر من
تا چند در های و هویی، ای کوس منصوری دل
ترسم که ریزند بر خاک، خون تو در محضر من
بار غم عشق او را، گردون نیارد تحمل
کی میتواند کشیدن، این پیکر لاغر من
دل دم ز سرّ صفا زد، کوس تو بر بام ما زد
سلطان دولت نوا زد، از فقر در کشور من
#صفای_اصفهانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مسواک۱= چوچ۱، دندانشو، دندانشوی، دندانشویه، دندانشویَک، دندانکاو، دندانسای، دندانپاککن، دندانزُدا، روفان، ژاکی۳، نیمبَگ۴، غَرواش۵، پیلو۶
🔻مسواکزدن= چوچیدن، روفانیدن، دندانشستن، دندانشویی
✍نمونه:
🔺مسواک وسیلهای است که از آن برای تمیزکردن دندان استفاده میکنند=
چوچ/دندانشو ابزاری است که از آن برای پاکیزگی دندان بهره میبرند
🔺قبل از خوابیدن، دندانها را مسواک بزنید=
پیش از خوابیدن، دندانها را بشویید/بروفانید
🚩 پینوشت:
۱ و ۲. «مسواک» نام درختچهای است که در زبان پارسی به آن «چوچ» گویند.
۳. ژاکی: درختچهای که شاخههای نازک آن را برای چوچیدن(مسواکزدن) بهکار میبردند.
۴. نیمبَگ: نام درختچهای است که شاخههای نورس آن برای دندانشویی(مسواکزدن) بهکار میرفته است.
۵. غَرواش: نام گیاهی است که کاربردی چون «چوچ» دارد.
۶. پیلو: نامِ پارسیی درخت «اراک» است که از چوب آن دندانشویَک(مسواک) میساختند.
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#مسواک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مسواک۱= چوچ۱، دندانشو، دندانشوی، دندانشویه، دندانشویَک، دندانکاو، دندانسای، دندانپاککن، دندانزُدا، روفان، ژاکی۳، نیمبَگ۴، غَرواش۵، پیلو۶
🔻مسواکزدن= چوچیدن، روفانیدن، دندانشستن، دندانشویی
✍نمونه:
🔺مسواک وسیلهای است که از آن برای تمیزکردن دندان استفاده میکنند=
چوچ/دندانشو ابزاری است که از آن برای پاکیزگی دندان بهره میبرند
🔺قبل از خوابیدن، دندانها را مسواک بزنید=
پیش از خوابیدن، دندانها را بشویید/بروفانید
🚩 پینوشت:
۱ و ۲. «مسواک» نام درختچهای است که در زبان پارسی به آن «چوچ» گویند.
۳. ژاکی: درختچهای که شاخههای نازک آن را برای چوچیدن(مسواکزدن) بهکار میبردند.
۴. نیمبَگ: نام درختچهای است که شاخههای نورس آن برای دندانشویی(مسواکزدن) بهکار میرفته است.
۵. غَرواش: نام گیاهی است که کاربردی چون «چوچ» دارد.
۶. پیلو: نامِ پارسیی درخت «اراک» است که از چوب آن دندانشویَک(مسواک) میساختند.
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#مسواک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
بودنت مهر عمیقیست، یقین است عزیز
قلب تو بکرترین جای زمین است عزیز
فکر من جز دل تو جای دگر نیست گلم
شوق چشمان تو مانند کمین است عزیز
لحظهای دور شوی من نفسم میگیرد
بی تو حال منِ دیوانه همین است عزیز
بیهوا خنده نکن، راه نرو، شعر نباف
ماه از دیدن تو خانهنشین است عزیز
دست من بود پرستشگه من بودی تو
چیزی ازسجده نگو، صحبت دین است عزیز
هی تبسم کن و بر جسم غزل روح بپاش
تو اگر اخم کنی قصه حزین است عزیز
#حسن_خلجی
@AdabSar
بودنت مهر عمیقیست، یقین است عزیز
قلب تو بکرترین جای زمین است عزیز
فکر من جز دل تو جای دگر نیست گلم
شوق چشمان تو مانند کمین است عزیز
لحظهای دور شوی من نفسم میگیرد
بی تو حال منِ دیوانه همین است عزیز
بیهوا خنده نکن، راه نرو، شعر نباف
ماه از دیدن تو خانهنشین است عزیز
دست من بود پرستشگه من بودی تو
چیزی ازسجده نگو، صحبت دین است عزیز
هی تبسم کن و بر جسم غزل روح بپاش
تو اگر اخم کنی قصه حزین است عزیز
#حسن_خلجی
@AdabSar