@AdabSar
نارفیقانم چه آسان انگ بیدردی زدند
تا که پنهان شد به لبخندی پریشانحالیام
سالها کنج قفس آواز خوش سر دادهام
تا نداند هیچ کس زندانی بیبالیام
بارها افتادم از پا، باز هم برخاستم
سختجانم کرده خوشبختانه بد اقبالیام
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
نارفیقانم چه آسان انگ بیدردی زدند
تا که پنهان شد به لبخندی پریشانحالیام
سالها کنج قفس آواز خوش سر دادهام
تا نداند هیچ کس زندانی بیبالیام
بارها افتادم از پا، باز هم برخاستم
سختجانم کرده خوشبختانه بد اقبالیام
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
💫
میان ابرو و چشم تو گیر و داری بود
من این میانه شدم کشته، این چه کاری بود؟
#عارف_قزوینی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
میان ابرو و چشم تو گیر و داری بود
من این میانه شدم کشته، این چه کاری بود؟
#عارف_قزوینی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫
دروگر زمان است و ما چون گیا
همانش نبیره، همانش نیا
جهان را چنین است ساز و نهاد
که جز مرگ را کس ز مادر نزاد
فرستنده و سراینده #خسرو_یزدانی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
دروگر زمان است و ما چون گیا
همانش نبیره، همانش نیا
جهان را چنین است ساز و نهاد
که جز مرگ را کس ز مادر نزاد
فرستنده و سراینده #خسرو_یزدانی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
@AdabSar
دلِ دیوانه کجا بند پذیرد؟ مگرش-
-شکنِ زلفِ بتی نام کنم زندان را
گر نه از آتش دل خشک شدی دیدهی تر
خلق را گفتمی آمادهشدن توفان را
شاید از دیدهی گریان مرا عذر نهد
هرکه بیند نظری آن دهنِ خندان را
#راوی_همدانی
@AdabSar
دلِ دیوانه کجا بند پذیرد؟ مگرش-
-شکنِ زلفِ بتی نام کنم زندان را
گر نه از آتش دل خشک شدی دیدهی تر
خلق را گفتمی آمادهشدن توفان را
شاید از دیدهی گریان مرا عذر نهد
هرکه بیند نظری آن دهنِ خندان را
#راوی_همدانی
@AdabSar
💫
ز اشک دیدهی من یاد آر اگر وقتی*
تو را گذر به لب رود و چشمهسار افتاد
#عارف_قزوینی
#چکامه_پارسی
*= وختی
@AdabSar
ز اشک دیدهی من یاد آر اگر وقتی*
تو را گذر به لب رود و چشمهسار افتاد
#عارف_قزوینی
#چکامه_پارسی
*= وختی
@AdabSar
👑 @AdabSar
🤴🏻شانزدهم مهر؛
روز بزرگداشت داریوش هخامنشی
⚜ ۵۲۲ سال پیش از زایش، در روز شانزدهم از ماه هفتم گاهشماری کهن ایران، داریوش پرآوازهی هخامنشی به شهریاری ایران رسید. اکنون که در سال ۱۳۹۷ خورشیدی هستیم، ۲۵۴۰ سال از آن میگذرد. در روز پانزدهم این ماه و در واپسین روزهای جشنهای بزرگ #مهرگان، نشستی با هفت تن از بزرگان پارسی پیرامون آیندهی فرمانروایی هخامنشی برگزار شد و فرداروزِ آن داریوش بر تخت نشست.
⚜ در سنگنبشتههای بیستون نوشته شده که او در روز دهم ماه «بَـگیادیش» با همراهی یارانش گئومات را در دژ او در ماد از پا درآورد. سپس پیروِ نوشتهی هرودوت، پنجروز پس از آن نشست بزرگان برگزار شد و پنج تن از هفت تن پادشاهی دوباره را برگزیدند و فردای آن روز داریوش پس از یک پیکار شهریار شد.
⚜ در نَبیگ(کتاب) «ریشههای دموکراسی و مجلس در ایران باستان» نوشته شده که در روز پانزدهم از ماه هفتم و پنج روز پس از کنار زدن گئومات مغ از تخت، داریوش و شش یار او نشستی را برگزار کردند که به نشست هفتتن نامدار شد. در این نشست «اوتان» که پیشتر پدرزن بردیا(پسر کوروش) و از دیگر یاران پختهتر بود سخن از کشورداری مردمسالارانه به میان آورد، از سودمندیهای برخورداری از یک فرمانروایی «رایمحور» سخن گفت و به نکوهش خودکامگی پرداخت. اندیشهپردازیهای اوتان در نوشتار هرودوت آمده است. دستنوشتههای کتسیاس در بایگانی پادشاهی یونان نیز بر درستی آن گواهی داده است. دوازده سال پیش از مردمسالارانه شدن شهر آتن و سیزده سال پیش از مردمپادی(جمهوری) شدن شهر رم، در ایران و از سوی اوتان دربارهی آن سخن رفت. به گمان، همین اندیشهی اوتان ایرانی پایهگذار چنین دگرگونیهایی در یونان و روم شد. سرانجام و در پایان نشست، پس از پذیرش دیدگاهی دیگر بهجای دیدگاه اوتان، او در کرداری ستایشبرانگیز و با اینکه خود آغازگر خیزش در برابر فرمانروایی مغ بود، از هَنبازی(شراکت) در هرآنچه از شهریاری به او میرسید کنار کشید و یک زندگی ساده را برگزید.
در پی گُزیرش(تصمیم)های نشست هفتتن، در بامداد روز سپسین در شانزدهم از ماه هفتم، داریوش پسر ویشتاسپ، شهریار کشور شد.
⚜ داریوش یکی از فرمانروایان هنایا(موثر) نهتنها برای ایران، که برای جهان بود. در زمان او سامانهای با سازوکار برای پیک و چاپار نامه و کالا راهاندازی شد و ارزش برخورداری از پول یکسان جهانی برای بازرگانی کشورها شناسانده شد. داریوش به ارزش کهننگاری(تاریخنویسی) و آگاشتن(ثبت) رویدادها برای آیندگان پیبرد و به گواه کتسیاس، دستک(سند)های کهن بجا مانده را در نسکخانه(کتابخانه)ها گردآوری و نگهداری کرد. در زمان او کهننگاری مسر(مصر)یان نیز گردآوری و ساماندهی شد و چنین بود که فرهنگ نگارش سرگذشت کشورها به یونان رفت.
⚜ شیوههای نخستین نفتبیزی(پتروشیمی)، فروش کوزههای آب پاک و آشامیدنی، هندازگری(مهندسی) آب، ساخت سازههای آبی و دریاگذر و آبراههای بزرگ، شاهراهسازی، یکسانسازی پول کشور، ساخت تختجمشید، برپایی سپاه جاویدان، سامانهی آگاهیرسانی شهریاری یا شهربانی برای برپایی یکسان بیهراسی(امنیت) در سراسر کشور و سامانه شناسایی مردم با شیوههای نخستین شناسنامه در زمان داریوش بنیادگذاری شد و این تنها بخشی از کوششهای وی برای میهن بود. او سامانهی خراچ(مالیات) را بر پایهی توانایی مردم برنامهریزی کرد، مرزها را استوار ساخت، دادگستری را سامان و بازرگانی دریایی را گسترش داد. از اینرو فرمانروایی و کوششهای او را برای جهان ارزشمند میدانند.
⚜ یادگارِ نوشتاری داریوش، سنگنوشتههای بیستون است که بزرگترین سنگنوشتهی جهان و برجستهترین نوشتهی کهن ایرانی و گواه(سند) ارزندهای برای کهننگاری(تاریخ) جهان است. به گمان بسیاری از شاهنامهپژوهان، فریدون شاهنامهی فردوسی همان داریوش نامدار هخامنشی است.
«به خواست اهورامزدا من چنینم که راستی را دوست دارم و از دروغ رویگردانم. دوست ندارم که ناتوانی از ناروایی(حقکشی) در رنج باشد.» (از سنگنبشتههای داریوش)
«ای اهورامزدا، به این کشور نیاید، نه سپاه دشمن، نه خشکسالی و نه دروغ» (نوشتهای بر سنگ آرامگاه داریوش در "نقش رستم" مرودشت پارس)
✍ گردآوری و نگارش: #پریسا_امام_وردی
_____________
✍🏻 برگرفته از:
1 - گاهشماری چهاردههزار سالهی ایرانی #فاروق_صفی_زاده
۲ - هفتهنامهی فرهنگی "امرداد"
3 - ریشههای دموکراسی و مجلس در ایران باستان #سورنا_فیروزی
👈🏻 برای آشنایی با نام #داریوش به این پیوند بنگرید:
T.me/AdabSar/4980
👑 @AdabSar
🤴🏻شانزدهم مهر؛
روز بزرگداشت داریوش هخامنشی
⚜ ۵۲۲ سال پیش از زایش، در روز شانزدهم از ماه هفتم گاهشماری کهن ایران، داریوش پرآوازهی هخامنشی به شهریاری ایران رسید. اکنون که در سال ۱۳۹۷ خورشیدی هستیم، ۲۵۴۰ سال از آن میگذرد. در روز پانزدهم این ماه و در واپسین روزهای جشنهای بزرگ #مهرگان، نشستی با هفت تن از بزرگان پارسی پیرامون آیندهی فرمانروایی هخامنشی برگزار شد و فرداروزِ آن داریوش بر تخت نشست.
⚜ در سنگنبشتههای بیستون نوشته شده که او در روز دهم ماه «بَـگیادیش» با همراهی یارانش گئومات را در دژ او در ماد از پا درآورد. سپس پیروِ نوشتهی هرودوت، پنجروز پس از آن نشست بزرگان برگزار شد و پنج تن از هفت تن پادشاهی دوباره را برگزیدند و فردای آن روز داریوش پس از یک پیکار شهریار شد.
⚜ در نَبیگ(کتاب) «ریشههای دموکراسی و مجلس در ایران باستان» نوشته شده که در روز پانزدهم از ماه هفتم و پنج روز پس از کنار زدن گئومات مغ از تخت، داریوش و شش یار او نشستی را برگزار کردند که به نشست هفتتن نامدار شد. در این نشست «اوتان» که پیشتر پدرزن بردیا(پسر کوروش) و از دیگر یاران پختهتر بود سخن از کشورداری مردمسالارانه به میان آورد، از سودمندیهای برخورداری از یک فرمانروایی «رایمحور» سخن گفت و به نکوهش خودکامگی پرداخت. اندیشهپردازیهای اوتان در نوشتار هرودوت آمده است. دستنوشتههای کتسیاس در بایگانی پادشاهی یونان نیز بر درستی آن گواهی داده است. دوازده سال پیش از مردمسالارانه شدن شهر آتن و سیزده سال پیش از مردمپادی(جمهوری) شدن شهر رم، در ایران و از سوی اوتان دربارهی آن سخن رفت. به گمان، همین اندیشهی اوتان ایرانی پایهگذار چنین دگرگونیهایی در یونان و روم شد. سرانجام و در پایان نشست، پس از پذیرش دیدگاهی دیگر بهجای دیدگاه اوتان، او در کرداری ستایشبرانگیز و با اینکه خود آغازگر خیزش در برابر فرمانروایی مغ بود، از هَنبازی(شراکت) در هرآنچه از شهریاری به او میرسید کنار کشید و یک زندگی ساده را برگزید.
در پی گُزیرش(تصمیم)های نشست هفتتن، در بامداد روز سپسین در شانزدهم از ماه هفتم، داریوش پسر ویشتاسپ، شهریار کشور شد.
⚜ داریوش یکی از فرمانروایان هنایا(موثر) نهتنها برای ایران، که برای جهان بود. در زمان او سامانهای با سازوکار برای پیک و چاپار نامه و کالا راهاندازی شد و ارزش برخورداری از پول یکسان جهانی برای بازرگانی کشورها شناسانده شد. داریوش به ارزش کهننگاری(تاریخنویسی) و آگاشتن(ثبت) رویدادها برای آیندگان پیبرد و به گواه کتسیاس، دستک(سند)های کهن بجا مانده را در نسکخانه(کتابخانه)ها گردآوری و نگهداری کرد. در زمان او کهننگاری مسر(مصر)یان نیز گردآوری و ساماندهی شد و چنین بود که فرهنگ نگارش سرگذشت کشورها به یونان رفت.
⚜ شیوههای نخستین نفتبیزی(پتروشیمی)، فروش کوزههای آب پاک و آشامیدنی، هندازگری(مهندسی) آب، ساخت سازههای آبی و دریاگذر و آبراههای بزرگ، شاهراهسازی، یکسانسازی پول کشور، ساخت تختجمشید، برپایی سپاه جاویدان، سامانهی آگاهیرسانی شهریاری یا شهربانی برای برپایی یکسان بیهراسی(امنیت) در سراسر کشور و سامانه شناسایی مردم با شیوههای نخستین شناسنامه در زمان داریوش بنیادگذاری شد و این تنها بخشی از کوششهای وی برای میهن بود. او سامانهی خراچ(مالیات) را بر پایهی توانایی مردم برنامهریزی کرد، مرزها را استوار ساخت، دادگستری را سامان و بازرگانی دریایی را گسترش داد. از اینرو فرمانروایی و کوششهای او را برای جهان ارزشمند میدانند.
⚜ یادگارِ نوشتاری داریوش، سنگنوشتههای بیستون است که بزرگترین سنگنوشتهی جهان و برجستهترین نوشتهی کهن ایرانی و گواه(سند) ارزندهای برای کهننگاری(تاریخ) جهان است. به گمان بسیاری از شاهنامهپژوهان، فریدون شاهنامهی فردوسی همان داریوش نامدار هخامنشی است.
«به خواست اهورامزدا من چنینم که راستی را دوست دارم و از دروغ رویگردانم. دوست ندارم که ناتوانی از ناروایی(حقکشی) در رنج باشد.» (از سنگنبشتههای داریوش)
«ای اهورامزدا، به این کشور نیاید، نه سپاه دشمن، نه خشکسالی و نه دروغ» (نوشتهای بر سنگ آرامگاه داریوش در "نقش رستم" مرودشت پارس)
✍ گردآوری و نگارش: #پریسا_امام_وردی
_____________
✍🏻 برگرفته از:
1 - گاهشماری چهاردههزار سالهی ایرانی #فاروق_صفی_زاده
۲ - هفتهنامهی فرهنگی "امرداد"
3 - ریشههای دموکراسی و مجلس در ایران باستان #سورنا_فیروزی
👈🏻 برای آشنایی با نام #داریوش به این پیوند بنگرید:
T.me/AdabSar/4980
👑 @AdabSar
@AdabSar
بر دهانت تهمتِ هستی گمانی بیش نیست
آب خضر از لعلِ جانبخشت نشانی بیش نیست
یکدم ای آرامِ جان بنشین که پیشت جان دهم
زانکه باقیماندهی عمرم زمانی بیش نیست
قصهی جانکندن فرهاد و کوه و بیستون
از غم و اندوهِ محرومی بیانی بیش نیست
#ارسلان_مشهدی
@AdabSar
بر دهانت تهمتِ هستی گمانی بیش نیست
آب خضر از لعلِ جانبخشت نشانی بیش نیست
یکدم ای آرامِ جان بنشین که پیشت جان دهم
زانکه باقیماندهی عمرم زمانی بیش نیست
قصهی جانکندن فرهاد و کوه و بیستون
از غم و اندوهِ محرومی بیانی بیش نیست
#ارسلان_مشهدی
@AdabSar
💫
یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی
زیر لب از آن کینهی دیرینه چه گفتی
از بوسهی گلگون تو خون میچکد ای تیر
جان و جگرم سوخت، به این سینه چه گفتی
#فاضل_نظری
#چکامه_پارسی
@AdabSar
یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی
زیر لب از آن کینهی دیرینه چه گفتی
از بوسهی گلگون تو خون میچکد ای تیر
جان و جگرم سوخت، به این سینه چه گفتی
#فاضل_نظری
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻ساعت= t.me/AdabSar/5980 و t.me/AdabSar/5993
🔻دقیقه= Minute، دَم، مایوک(اوستایی)
🔻دقیقهشُمار= دَمشمار
🔻عقربه دقیقهشمار= پَرَک دَمشمار، شاهَنگ دَمشمار
🔻ثانیه= Second، دَمَک، دُوُمَک، دویُم
🔻ثانیهشمار= دَمَکشمار، دُوُمَکشمار
🔻عقربه ثانیهشمار= پَرَک دَمَکشمار، شاهَنگ دُوُمَکشمار
✍نمونه:
🔺یکشصتم دقیقه را ثانیه گویند=
یکشستم دَم را دَمَک گویند
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#دقیقه #ثانیه #Minute #Second
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻ساعت= t.me/AdabSar/5980 و t.me/AdabSar/5993
🔻دقیقه= Minute، دَم، مایوک(اوستایی)
🔻دقیقهشُمار= دَمشمار
🔻عقربه دقیقهشمار= پَرَک دَمشمار، شاهَنگ دَمشمار
🔻ثانیه= Second، دَمَک، دُوُمَک، دویُم
🔻ثانیهشمار= دَمَکشمار، دُوُمَکشمار
🔻عقربه ثانیهشمار= پَرَک دَمَکشمار، شاهَنگ دُوُمَکشمار
✍نمونه:
🔺یکشصتم دقیقه را ثانیه گویند=
یکشستم دَم را دَمَک گویند
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#دقیقه #ثانیه #Minute #Second
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
آیینه سرنوشت تبارش شکستن است
باغ دل من است و بهارش شکستن است
پاییز اگر که پای چپاول نهد به باغ
تنها نه گل که قسمت خارش شکستن است
در موجخیز عشق کسی برکنار نیست
سهم هرآنکه رفت کنارش شکستن است
آنرا که بار شیشه به همراه میبرد
سنگش مزن که داروندارش شکستن است
گفتم به خویش: دلبر اگر عهد عشق بست
در آن نبند دل که قرارش شکستن است!
دستم نمیرود بدهم دل به دست تو
وقتی که دستهای تو کارش شکستن است
شاعر اگرچه آینهی جاودانگیست
حتی نصیب سنگ مزارش شکستن است
#عباس_کیقبادی
@AdabSar
آیینه سرنوشت تبارش شکستن است
باغ دل من است و بهارش شکستن است
پاییز اگر که پای چپاول نهد به باغ
تنها نه گل که قسمت خارش شکستن است
در موجخیز عشق کسی برکنار نیست
سهم هرآنکه رفت کنارش شکستن است
آنرا که بار شیشه به همراه میبرد
سنگش مزن که داروندارش شکستن است
گفتم به خویش: دلبر اگر عهد عشق بست
در آن نبند دل که قرارش شکستن است!
دستم نمیرود بدهم دل به دست تو
وقتی که دستهای تو کارش شکستن است
شاعر اگرچه آینهی جاودانگیست
حتی نصیب سنگ مزارش شکستن است
#عباس_کیقبادی
@AdabSar
💫
داغ غم نیست که از دست تو دارم بر دل
خال رسوایی عشق* است به رخسار دلم
#احولی_سیستانی
#چکامه_پارسی
*= اِشغ
@AdabSar
داغ غم نیست که از دست تو دارم بر دل
خال رسوایی عشق* است به رخسار دلم
#احولی_سیستانی
#چکامه_پارسی
*= اِشغ
@AdabSar
💫
تو رفتهای که بی من تنها سفر کنی
من ماندهام که بی تو شبها سحر کنم
تو رفتهای که عشق من از سر بهدر کنی
من ماندهام که عشق تو را تاج سر کنم
#فریدون_مشیری
@AdabSar
تو رفتهای که بی من تنها سفر کنی
من ماندهام که بی تو شبها سحر کنم
تو رفتهای که عشق من از سر بهدر کنی
من ماندهام که عشق تو را تاج سر کنم
#فریدون_مشیری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
چون بیوفایی دنیا بشناختم و بدانستم که این عروسِ زال، بسیار شاهانِ جوان را خَورد و بسی عاشقان سرانداز را از پای درآوَرْد، با خود گفتم: ای ابله، تو دل در کسی میبندی که دستِ ردّ بر سینهی هزار پادشاهِ کامگار و شهریارِ جبّار نهاده است، خویشتن را دریاب؛ که وقت تنگ است و عمر کوتاه و راهِ دراز در پیش. نَفْسِ من بدین موعظت انتباهی یافت و به نشاط و رغبت، روی به کار آخرت آورد.
📚کلیله و دمنهی نصرالله منشی، به کوشش دکتر محمدرضا برزگر خالقی، رویه: ۲۸۴
#برگردان_به_پارسی
#بلال_ریگی
چون ناتوختنِ جهان بشناختم و بدانستم که این اروسِ زال، بسیار شاهانِ جوان را خَورد و بسی دلباختگانِ سرانداز را از پای درآوَرْد، با خود گفتم: ای نادان، تو دل در کسی میبندی که دستِ وازَد بر سینهی هزار پادشاهِ کامگار و شهریارِ ستمکار نهاده است، خویشتن را دریاب؛ که زمان تنگ است و روزگار کوتاه و راهِ دراز در پیش. جانِ من بدین پند آگاهی یافت و به شادمانی و خواهش، روی به کار رستاخیز آورد.
🖇 پینوشت:
ناتوختن: بیوفایی کردن و پیمانشکنی را در پهلوی «اتوختن» گویند. (ابوالقاسم پرتو، واژهیاب، دفتر سیم، رویه: ۲۱۱۶)
اروس: واژهای است پارسی با ریشهی اوستایی و سانسکریت (فریدون جنیدی، واژهنامهی گویش مازندرانی، رویه: ۲۰۱)
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
چون بیوفایی دنیا بشناختم و بدانستم که این عروسِ زال، بسیار شاهانِ جوان را خَورد و بسی عاشقان سرانداز را از پای درآوَرْد، با خود گفتم: ای ابله، تو دل در کسی میبندی که دستِ ردّ بر سینهی هزار پادشاهِ کامگار و شهریارِ جبّار نهاده است، خویشتن را دریاب؛ که وقت تنگ است و عمر کوتاه و راهِ دراز در پیش. نَفْسِ من بدین موعظت انتباهی یافت و به نشاط و رغبت، روی به کار آخرت آورد.
📚کلیله و دمنهی نصرالله منشی، به کوشش دکتر محمدرضا برزگر خالقی، رویه: ۲۸۴
#برگردان_به_پارسی
#بلال_ریگی
چون ناتوختنِ جهان بشناختم و بدانستم که این اروسِ زال، بسیار شاهانِ جوان را خَورد و بسی دلباختگانِ سرانداز را از پای درآوَرْد، با خود گفتم: ای نادان، تو دل در کسی میبندی که دستِ وازَد بر سینهی هزار پادشاهِ کامگار و شهریارِ ستمکار نهاده است، خویشتن را دریاب؛ که زمان تنگ است و روزگار کوتاه و راهِ دراز در پیش. جانِ من بدین پند آگاهی یافت و به شادمانی و خواهش، روی به کار رستاخیز آورد.
🖇 پینوشت:
ناتوختن: بیوفایی کردن و پیمانشکنی را در پهلوی «اتوختن» گویند. (ابوالقاسم پرتو، واژهیاب، دفتر سیم، رویه: ۲۱۱۶)
اروس: واژهای است پارسی با ریشهی اوستایی و سانسکریت (فریدون جنیدی، واژهنامهی گویش مازندرانی، رویه: ۲۰۱)
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
جفا و جور تو باید کشید، من که کشیدم
طمع ز وصل تو باید برید، من که بریدم
ز پا برای تو باید فتاد، من که فتادم
به سر به کوی تو باید دوید، من که دویدم
به سینه داغ تو باید نهاد، من که نهادم
به دیده نقش تو باید کشید، من که کشیدم
به دل هوای تو باید نهفت، من که نهفتم
به جان بلای تو باید خرید، من که خریدم
ز دل برای تو باید گذشت، من که گذشتم
به جان برای تو باید رسید، من که رسیدم
#نورالدین_اصفهانی
@AdabSar
جفا و جور تو باید کشید، من که کشیدم
طمع ز وصل تو باید برید، من که بریدم
ز پا برای تو باید فتاد، من که فتادم
به سر به کوی تو باید دوید، من که دویدم
به سینه داغ تو باید نهاد، من که نهادم
به دیده نقش تو باید کشید، من که کشیدم
به دل هوای تو باید نهفت، من که نهفتم
به جان بلای تو باید خرید، من که خریدم
ز دل برای تو باید گذشت، من که گذشتم
به جان برای تو باید رسید، من که رسیدم
#نورالدین_اصفهانی
@AdabSar