@AdabSar
تو باشی قهوهای باشد کنارش فال هم باشد
و در فنجان تلخم ذرهای اقبال هم باشد
چه میخواهد مگر دیوانهای مثل من از دنیا
در اوج قلهای باشد به پشتش بال هم باشد
من از خاطر نخواهم برد رنگ چشمهایت را
عسل فاسد نخواهد شد اگر صدسال هم باشد
تمنای کمک در عشق آسان نیست این یعنی
کسی حین سقوط از پرتگاهی لال هم باشد
نگو با خنده ترکم کن که لبخندت شگون دارد
توقع داری آدم در عزا خوشحال هم باشد؟
#سعید_صاحب_علم
@AdabSar
تو باشی قهوهای باشد کنارش فال هم باشد
و در فنجان تلخم ذرهای اقبال هم باشد
چه میخواهد مگر دیوانهای مثل من از دنیا
در اوج قلهای باشد به پشتش بال هم باشد
من از خاطر نخواهم برد رنگ چشمهایت را
عسل فاسد نخواهد شد اگر صدسال هم باشد
تمنای کمک در عشق آسان نیست این یعنی
کسی حین سقوط از پرتگاهی لال هم باشد
نگو با خنده ترکم کن که لبخندت شگون دارد
توقع داری آدم در عزا خوشحال هم باشد؟
#سعید_صاحب_علم
@AdabSar
💫
الهی دل به عشقت آشنا باد
به سوز و سازِ هجرت مبتلا باد
اگر درد و بلا عشق و جنون است
نصیبم تا ابد درد و بلا باد
#حسین_لاهوتی
@AdabSar
الهی دل به عشقت آشنا باد
به سوز و سازِ هجرت مبتلا باد
اگر درد و بلا عشق و جنون است
نصیبم تا ابد درد و بلا باد
#حسین_لاهوتی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
* مزد نماز و روزه *
خواجهمردی بود با نام نکو
با فر و جاه و زر و با آبرو
گاه آن آمد که رختش برکَنَد
تاروپودی بهر آنسو برتند
گفت: "ای نوباوگانِ در برم
یادگاران من و این همسرم
ای گرامیهای ناز و خوبرو
جان من اینک رسیده تا گلو
باغ و داراییِ من آنِ شما
باد ارزانیتان برگ و نوا
زین همه دارایی و آب و زمین
آنچه از من بر شماست این است این
چون نماز و روزه در گردن مراست
بازپردازشِ آنها بر شماست"
چشم بر بست و جهان بدرود گفت
زان سپس با دستشان در گور خفت
پس همه آیین او بگذاشتند
پاسِ نام و جاه او را داشتند
چون که پایان یافت آیینِ چهل
گفتشان آمد به بخشِ آب و گل
باغ و گاو و گوسفند و کشتزار
بود بهرِ خاندانش پُرشمار
گفت یک تن زان همه فرزند و زن
از نماز و روزه باید دم زدن
مزد گر از مُردهریگ گردد جدا
هم پدر خرسند گردد هم خدا
گفت یک دختر همی با آب و تاب
مزد روزه میدهیم از آسیاب
گفت فرزندی زمین زان دوردست
بهر بابا بسپریم ما بهتر است
این یکی گفت آن زمینی درخور است
میدهیم آن تکهی پاییندست
دخترش گفت از دکان بخشی دهیم
گفت زن دکانها را وا نهیم
یک پسر گفتا ز بُزها درخور است
این یکی گفتا ز بز بردار دست
دیگری گفتا دهیم از گاوها
آن دگر گفتا ز گندمزارها
هرکسی دم میزدی از این و آن
دیگری گفتی چنین است و چنان
گفتشان زینگونه چون بالا گرفت
نیز از انبار و کالاها گرفت
گفت زن یک روغنِ دان مانده است
اندر آن دیریست موش افتاده است
گرچه زود آن موش آوردم برون
آن پلشتی مانده در آن تاکنون
چند تن گفتا نکو باشد همی
بهرِ آن مزد این روا آید همی
هیچکس اینجا دگر چیزی نگفت
ماند رازِ موش پنهان و نهفت
دادمندانه هر آنچه داشت او
بخش شد در آن میان بی گفتگو
چندکوچه دورتر زین خاندان
بود آخوندی نزار و کم توان
مزد را دادند با آن کش و فش
تا بخوانَد او نماز و روزهاش
زان سپس آن انجمن پایان گرفت
دردِ مُردهریگشان درمان گرفت
روزها بگذشت و سال و ماهها
زن بدید آخوند را در راهها
دردِ راز زشت جانش میفشرد
روز و شب افسرده بود و میفسرد
هیچ نتوانست دندان بر جگر
بیشتر زینگونه برتابد دگر
رو به مردِ کمتوان گفتا که ما
شرمگین هستیم بسیار از شما
بس نماز و روزه جا آوردهاید
ای دریغا مزدِ آن بد بردهاید
روغنِ دانی که بردید آن زمان
مُردهی موشی برون بردیم از آن
زان زمان ما بهرِ آن افسردهایم
بهرِ پوزشخواستن آمادهایم
گفت آخوندش که: هان! من گفتمی
این چه بودی هر نمازی خواندمی
چون که خم میگشتمی در هر نماز
باد میآمد ز من چون بانگِ ساز!
سراینده و فرستنده #محمد_پوریان
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
* مزد نماز و روزه *
خواجهمردی بود با نام نکو
با فر و جاه و زر و با آبرو
گاه آن آمد که رختش برکَنَد
تاروپودی بهر آنسو برتند
گفت: "ای نوباوگانِ در برم
یادگاران من و این همسرم
ای گرامیهای ناز و خوبرو
جان من اینک رسیده تا گلو
باغ و داراییِ من آنِ شما
باد ارزانیتان برگ و نوا
زین همه دارایی و آب و زمین
آنچه از من بر شماست این است این
چون نماز و روزه در گردن مراست
بازپردازشِ آنها بر شماست"
چشم بر بست و جهان بدرود گفت
زان سپس با دستشان در گور خفت
پس همه آیین او بگذاشتند
پاسِ نام و جاه او را داشتند
چون که پایان یافت آیینِ چهل
گفتشان آمد به بخشِ آب و گل
باغ و گاو و گوسفند و کشتزار
بود بهرِ خاندانش پُرشمار
گفت یک تن زان همه فرزند و زن
از نماز و روزه باید دم زدن
مزد گر از مُردهریگ گردد جدا
هم پدر خرسند گردد هم خدا
گفت یک دختر همی با آب و تاب
مزد روزه میدهیم از آسیاب
گفت فرزندی زمین زان دوردست
بهر بابا بسپریم ما بهتر است
این یکی گفت آن زمینی درخور است
میدهیم آن تکهی پاییندست
دخترش گفت از دکان بخشی دهیم
گفت زن دکانها را وا نهیم
یک پسر گفتا ز بُزها درخور است
این یکی گفتا ز بز بردار دست
دیگری گفتا دهیم از گاوها
آن دگر گفتا ز گندمزارها
هرکسی دم میزدی از این و آن
دیگری گفتی چنین است و چنان
گفتشان زینگونه چون بالا گرفت
نیز از انبار و کالاها گرفت
گفت زن یک روغنِ دان مانده است
اندر آن دیریست موش افتاده است
گرچه زود آن موش آوردم برون
آن پلشتی مانده در آن تاکنون
چند تن گفتا نکو باشد همی
بهرِ آن مزد این روا آید همی
هیچکس اینجا دگر چیزی نگفت
ماند رازِ موش پنهان و نهفت
دادمندانه هر آنچه داشت او
بخش شد در آن میان بی گفتگو
چندکوچه دورتر زین خاندان
بود آخوندی نزار و کم توان
مزد را دادند با آن کش و فش
تا بخوانَد او نماز و روزهاش
زان سپس آن انجمن پایان گرفت
دردِ مُردهریگشان درمان گرفت
روزها بگذشت و سال و ماهها
زن بدید آخوند را در راهها
دردِ راز زشت جانش میفشرد
روز و شب افسرده بود و میفسرد
هیچ نتوانست دندان بر جگر
بیشتر زینگونه برتابد دگر
رو به مردِ کمتوان گفتا که ما
شرمگین هستیم بسیار از شما
بس نماز و روزه جا آوردهاید
ای دریغا مزدِ آن بد بردهاید
روغنِ دانی که بردید آن زمان
مُردهی موشی برون بردیم از آن
زان زمان ما بهرِ آن افسردهایم
بهرِ پوزشخواستن آمادهایم
گفت آخوندش که: هان! من گفتمی
این چه بودی هر نمازی خواندمی
چون که خم میگشتمی در هر نماز
باد میآمد ز من چون بانگِ ساز!
سراینده و فرستنده #محمد_پوریان
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
💫
هر لحظه نشینم به سر رهگذری
از بهر سراغِ دگری از دگری
از معنی خویشتن خبردار نیاَم
چون آینه کز عکس ندارد خبری
#مراد_صفوی
@AdabSar
هر لحظه نشینم به سر رهگذری
از بهر سراغِ دگری از دگری
از معنی خویشتن خبردار نیاَم
چون آینه کز عکس ندارد خبری
#مراد_صفوی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻قیاس= همسنجی، سنجش، وراندازی، فراسنجی، برآورد، برابریابی، آمایش، اَنگاشت، اندازهگیری
🔻قیاسات= سنجشها، آمایشها
🔻اصحاب قیاس= پیروان رای، خداوندان اندیشه
🔻بیقیاس= بیاندازه، بیشمار، بیکران، بسیار، نسنجیده
🔻روشنقیاس= زیرک، تیزهوش، خردهسنج
🔻صاحبقیاس= رایمند، کاردان، کارشناس، آگاه، روشنبین، ژرفنگر
🔻قابل قیاس= سنجشپذیر، سنجیدنی، آمایشپذیر
🔻مقدمه قیاس= زمینهی کرویز
🔻قیاس استثنایی= آمایش جداکرد
🔻قیاس اِقترانی= آمایش فرایی
🔻قیاس بسیط= آمایش ساده
🔻قیاس به نفس= باخود برابری، باخود
🔻قیاسپذیر= سنجشپذیر، سنجیدنی، آمایشپذیر
🔻قیاس خَلفی= آمایش واپسین
🔻قیاس سَفسَطی= آمایش زپاکانی
🔻قیاس شرطی= آمایش سامهای
🔻قیاس شعری= آمایش پنداری
🔻قیاس عکس= آمایش وارون
🔻قیاس غیرکامل= آمایش ناهَنگَرت
🔻قیاس فَراسی= آمایش دریایی
🔻قیاس فی نفسه= آمایش دَرخودی
🔻قیاس کامل= آمایش هَنگَرت
🔻قیاسکردن= سنجیدن، برآوردکردن، برابرکردن
🔻قیاسگرفتن= همسنجیدن، همسنجیکردن، سنجیدن، اندازهگرفتن
🔻قیاس مرکب= آمایش هَمبَوِش، آمایش هَمکرد
🔻قیاس مساوات= آمایش برابری
🔻قیاس مستقیم= آمایش سرراست، رودرروی، آمایش واپَسی
🔻قیاس معالفارق= همسنجی نابرابر، سنجش نابرابر، سنجش ناسان
🔻قیاس معکوس= آمایش وارون
🔻قیاس مقاومت= آمایش بازدار
🔻قیاس مقصول= آمایش جُدایَند
🔻قیاس موصول= آمایش پِیوَستار
🔻قیاس مخالفت= آمایش ناساز
🔻مقایسه= همسنجش، سنجش، همسنجی، سنجیدن، برابری
🔻قابل مقایسه= سنجیدنی
🔻مقایسهکردن= همسنجیدن، همسنجیکردن، سنجیدن
🔻مقیاس= پیمانه، اندازه، سنجه، سنجینه، سنجش، سنجیدار
🔻مقیاسکردن= اندازهکردن، سنجیدن
🔻مقیاسالارتفاع= بُلَنداسنج، فرازیاب، اوگ(اوج)نما، افرازیاب
🔻خط مقیاس= خد سنجش، خد سنجه
🔻در مقیاس وسیع= در اندازهی کلان
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#قیاس #قیاسات #مقایسه #مقیاس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻قیاس= همسنجی، سنجش، وراندازی، فراسنجی، برآورد، برابریابی، آمایش، اَنگاشت، اندازهگیری
🔻قیاسات= سنجشها، آمایشها
🔻اصحاب قیاس= پیروان رای، خداوندان اندیشه
🔻بیقیاس= بیاندازه، بیشمار، بیکران، بسیار، نسنجیده
🔻روشنقیاس= زیرک، تیزهوش، خردهسنج
🔻صاحبقیاس= رایمند، کاردان، کارشناس، آگاه، روشنبین، ژرفنگر
🔻قابل قیاس= سنجشپذیر، سنجیدنی، آمایشپذیر
🔻مقدمه قیاس= زمینهی کرویز
🔻قیاس استثنایی= آمایش جداکرد
🔻قیاس اِقترانی= آمایش فرایی
🔻قیاس بسیط= آمایش ساده
🔻قیاس به نفس= باخود برابری، باخود
🔻قیاسپذیر= سنجشپذیر، سنجیدنی، آمایشپذیر
🔻قیاس خَلفی= آمایش واپسین
🔻قیاس سَفسَطی= آمایش زپاکانی
🔻قیاس شرطی= آمایش سامهای
🔻قیاس شعری= آمایش پنداری
🔻قیاس عکس= آمایش وارون
🔻قیاس غیرکامل= آمایش ناهَنگَرت
🔻قیاس فَراسی= آمایش دریایی
🔻قیاس فی نفسه= آمایش دَرخودی
🔻قیاس کامل= آمایش هَنگَرت
🔻قیاسکردن= سنجیدن، برآوردکردن، برابرکردن
🔻قیاسگرفتن= همسنجیدن، همسنجیکردن، سنجیدن، اندازهگرفتن
🔻قیاس مرکب= آمایش هَمبَوِش، آمایش هَمکرد
🔻قیاس مساوات= آمایش برابری
🔻قیاس مستقیم= آمایش سرراست، رودرروی، آمایش واپَسی
🔻قیاس معالفارق= همسنجی نابرابر، سنجش نابرابر، سنجش ناسان
🔻قیاس معکوس= آمایش وارون
🔻قیاس مقاومت= آمایش بازدار
🔻قیاس مقصول= آمایش جُدایَند
🔻قیاس موصول= آمایش پِیوَستار
🔻قیاس مخالفت= آمایش ناساز
🔻مقایسه= همسنجش، سنجش، همسنجی، سنجیدن، برابری
🔻قابل مقایسه= سنجیدنی
🔻مقایسهکردن= همسنجیدن، همسنجیکردن، سنجیدن
🔻مقیاس= پیمانه، اندازه، سنجه، سنجینه، سنجش، سنجیدار
🔻مقیاسکردن= اندازهکردن، سنجیدن
🔻مقیاسالارتفاع= بُلَنداسنج، فرازیاب، اوگ(اوج)نما، افرازیاب
🔻خط مقیاس= خد سنجش، خد سنجه
🔻در مقیاس وسیع= در اندازهی کلان
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#قیاس #قیاسات #مقایسه #مقیاس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
برق چشمان تو یک جور دگر میگیرد
آتش عشق تو در هیزمِ تَر میگیرد
هستیاش را نکند یکسره بر باد دهی
بیسبب نیست برایت گلِ سر میگیرد
نه فقط من به تو دلتنگ که در باغچه هم
لاله از داغ تو دندان به جگر میگیرد
حکمت روشن این پلکزدنها این است
تیغِ ابرو بکشی چشم سپر میگیرد
مو پریشان نکنی کاش که در فلسفه هم
بحثها بر سر گیسوی تو در میگیرد
لااقل با غزلی تازه دلم را خوش کن
ماه کِی از دل این برکه خبر میگیرد
#سجاد_شهیدی
@AdabSar
برق چشمان تو یک جور دگر میگیرد
آتش عشق تو در هیزمِ تَر میگیرد
هستیاش را نکند یکسره بر باد دهی
بیسبب نیست برایت گلِ سر میگیرد
نه فقط من به تو دلتنگ که در باغچه هم
لاله از داغ تو دندان به جگر میگیرد
حکمت روشن این پلکزدنها این است
تیغِ ابرو بکشی چشم سپر میگیرد
مو پریشان نکنی کاش که در فلسفه هم
بحثها بر سر گیسوی تو در میگیرد
لااقل با غزلی تازه دلم را خوش کن
ماه کِی از دل این برکه خبر میگیرد
#سجاد_شهیدی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
نابرابر شده این جنگ، از آن میگذرم
هرکه پرسید کجا رفت، بگو بیخبرم
تو و خالِ لب و ابرو و دو تا چشمِ سیاه
در مقابل من بیچاره فقط یک نفرم!
#شاهد_رحمانی
@AdabSar
نابرابر شده این جنگ، از آن میگذرم
هرکه پرسید کجا رفت، بگو بیخبرم
تو و خالِ لب و ابرو و دو تا چشمِ سیاه
در مقابل من بیچاره فقط یک نفرم!
#شاهد_رحمانی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔷پارسیگویی هماره جایگزینکردن واژهای پارسی بهجای واژهی بیگانه نیست. گاهی میتوان با واگویِشِ درست واژه، پارسی را پاک سُخَنید.
بسیاری از واژهها پارسیاند، ولی بهگونهای نادرست و با زبانی بیگانه بازگو میشوند.
در پی، شماری از این واژهها را میآوریم و امید داریم که شما نیز در پربارترکردن این پِهرِست یاریمان کنید.
#اکراد= کُردان، کُردها
#الوار= لُران
#بلوط= بالوت، بلوت
#ترنج= ترنگ
#جناس= گِناد(شیوهای در نوشتن و سرودن)
#جناق= جَناغ، چَناغ
#جوز= گـَوز، گردو
#جوشقان= جوشخان
#جهنم= گَهنام
#دستجرد= دستگرد
#سراب= آپسار، آبسار
#غوز= گوژ، کوژ
#غوطه= غوته
#غوطهور= غوتهور
#قاق= کاک، نان کاک
#قاطر= کَرتَر، غاتر، استر
#قبا، قباء= کَپاه
#قبراق= گوبراک
#قپان= کَپّان
#قپی= غُپی، لاف
#قپیآمدن= غُپیآمدن، لافزدن
#قندهار= کندهار
#قو= غو
#قوچ= غوچ
#قوچان= غوچان
#قوز= گوژ، کوژ
#قوزپشت= گوژپشت، کوژپشت
#قوزَک= کوژَک، غوزَک
#نقره= نُکره، نُکرَک
#نقرهداغ= نُکرهداغ
#نق= نغ
#نقزدن= نغزدن
🔹شماری دیگر از این واژگان:
t.me/AdabSar/9292
t.me/AdabSar/9353
t.me/AdabSar/9495
t.me/AdabSar/9756
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔷پارسیگویی هماره جایگزینکردن واژهای پارسی بهجای واژهی بیگانه نیست. گاهی میتوان با واگویِشِ درست واژه، پارسی را پاک سُخَنید.
بسیاری از واژهها پارسیاند، ولی بهگونهای نادرست و با زبانی بیگانه بازگو میشوند.
در پی، شماری از این واژهها را میآوریم و امید داریم که شما نیز در پربارترکردن این پِهرِست یاریمان کنید.
#اکراد= کُردان، کُردها
#الوار= لُران
#بلوط= بالوت، بلوت
#ترنج= ترنگ
#جناس= گِناد(شیوهای در نوشتن و سرودن)
#جناق= جَناغ، چَناغ
#جوز= گـَوز، گردو
#جوشقان= جوشخان
#جهنم= گَهنام
#دستجرد= دستگرد
#سراب= آپسار، آبسار
#غوز= گوژ، کوژ
#غوطه= غوته
#غوطهور= غوتهور
#قاق= کاک، نان کاک
#قاطر= کَرتَر، غاتر، استر
#قبا، قباء= کَپاه
#قبراق= گوبراک
#قپان= کَپّان
#قپی= غُپی، لاف
#قپیآمدن= غُپیآمدن، لافزدن
#قندهار= کندهار
#قو= غو
#قوچ= غوچ
#قوچان= غوچان
#قوز= گوژ، کوژ
#قوزپشت= گوژپشت، کوژپشت
#قوزَک= کوژَک، غوزَک
#نقره= نُکره، نُکرَک
#نقرهداغ= نُکرهداغ
#نق= نغ
#نقزدن= نغزدن
🔹شماری دیگر از این واژگان:
t.me/AdabSar/9292
t.me/AdabSar/9353
t.me/AdabSar/9495
t.me/AdabSar/9756
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
ای زندگی بردار دست از امتحانم
چیزی نه میدانم نه میخواهم بدانم
دلسنگ یا دلتنگ چون کوهی زمینگیر
از آسمان دلخوش به یک رنگینکمانم
کوتاهی عمر گل از بالانشینیست
اکنون که میبینند خوارم در امانم
دلبستهی افلاکم و پابستهی خاک
فوارهای بین زمین و آسمانم
آن روز اگر خود بال خود را میشکستم
اکنون نمیگفتم بمانم یا نمانم
قفل قفس باز و قناریها هراسان
دل کندن آسان نیست آیا میتوانم؟
#فاضل_نظری
@AdabSar
ای زندگی بردار دست از امتحانم
چیزی نه میدانم نه میخواهم بدانم
دلسنگ یا دلتنگ چون کوهی زمینگیر
از آسمان دلخوش به یک رنگینکمانم
کوتاهی عمر گل از بالانشینیست
اکنون که میبینند خوارم در امانم
دلبستهی افلاکم و پابستهی خاک
فوارهای بین زمین و آسمانم
آن روز اگر خود بال خود را میشکستم
اکنون نمیگفتم بمانم یا نمانم
قفل قفس باز و قناریها هراسان
دل کندن آسان نیست آیا میتوانم؟
#فاضل_نظری
@AdabSar
💫
چو آتش سرکشی بگذار، کاین خاشاکِ نمدیده
نه آسانت به دست آورده تا دست از تو برگیرد
#تشبیهی_کاشانی
@AdabSar
چو آتش سرکشی بگذار، کاین خاشاکِ نمدیده
نه آسانت به دست آورده تا دست از تو برگیرد
#تشبیهی_کاشانی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
خندید و به جام زهر مهمانم کرد
در کهنهترین خاطره پنهانم کرد
آمد که پناهندهی قلبم باشد
در خاکِ خودم گلولهبارانم کرد!
#نیما_ماندگار
@AdabSar
خندید و به جام زهر مهمانم کرد
در کهنهترین خاطره پنهانم کرد
آمد که پناهندهی قلبم باشد
در خاکِ خودم گلولهبارانم کرد!
#نیما_ماندگار
@AdabSar
🍃🌸🌱🌸🍃
🌸@AdabSar
🌺 آشنایی با جشنهای ایرانی
🌸 جشن نیلوفر
🌺 "نیلوفر"، یکی از رازآمیزترین نمادهای باستانی در خورآیان(مشرقزمین) بهویژه هند و ایران و نماد والایی آدمی است. زیرا پای در گِل، تن در آب و چشم بر خورشید و آسمان دارد. این گل که در جهان باستان بسیار ارجمند بود بر دیوارهای کاخ آپادانا، در جامهی هخامنشیان و در تاغ بستان کرمانشاه دیده میشود. این گل از نمادهای آشتی و دوستی بود.
🌸 «جشن نیلوفر» در خردادروز از تیرماه برابر با ششم تیر در ایران برگزار میشد و یکی از بزرگترین و کهنترین جشنهای ایرانی بود. در برهان قاطع آمده که امردادروز از هر ماه(روز هفتم هرماه) جشن بود که این جشن در ماه خرداد یا امرداد جشن نیلوفر خوانده میشد. ولی بیشتر باستانشناسان باور دارند که این جشن روز ششم تیر بود. گفته میشود پادشاهان در این روز به برآوردن آرزوی مردم میپرداختند. روشن است که جشنهای چلهی تموز(یکم تیر تا دهم امرداد)، جشنهای آب و آفتاب و در پیوند با یکدیگر بودند ولی شوربختانه از چیستی و آیینهای جشن نیلوفر آگاهی برای ما نمانده است و ایرانشناسان به چند گمانزد بسنده کردهاند.
🌺 مهرپرستی یا خورشیدپرستی از نخستین کیش و آیینهای آدمی در جهان باستان بود و در باور ایرانیان گل نیلوفر با میترا یا مهر یا خورشید پیوند داشت؛ زیرا رویش سالیانه نیلوفر در چلهی تموز که گرمترین روزهای سال بودند رخ میداد و از سویی این گلها هر پگاه با سر زدن میترا یا خورشید میشکفتند و با فرو افتادنش بسته میشدند.
🌸 این ویژگی زیستی نیلوفر مایهی آن شد که نیلوفر و مهر یا آفتاب را از یک خاستگاه و در پیوند با یکدیگر بدانند و گرامیداشت نیلوفر گرامیداشت خورشید باشد.
از سویی در گاهشماری گاهنباری ایران، آغاز تابستان آغاز سال نو بود و جشن نیلوفر از نخستین جشنهای سال نو گاهنباری به شمار میرفت.
🌺 گمان دیگر این است که گل نیلوفر نماد آناهیتا ایزدبانوی آب بود و فرشتهی خرداد نگهبان آبها خوانده میشد. پیوند آب و آفتاب و نیلوفر بهانهی یکی از بزرگترین جشنهای ایران بود. در ماتیکان(کتاب) پهلوی بندهش نوشته شده که نیلوفر نشانهی ایزد آبان و ایزد آبان پاسدار آبها بود.
🌸 یکی دیگر از گمانها دربارهی چیستی جشن نیلوفر این است که جشن تیرگان در دو روز و با نامهای تیرگان کوچک و تیرگان بزرگ برگزار میشد.
تیرگان کوچک یا جشن نیلوفر(ششم تیر) روزی بود که مردم خسته از جنگ بودند. بر پایهی افسانهها آرش کمانگیر برای پرتاب تیری که مرزهای ایران را نشان دهد به بلندی رفت و نیروی جان در تیر نهاد و کمان کشید. سه روز پس از آن و به یاری ایزدِ باد تیر روی درختی در آنسوی خراسان فرود آمد. در این روز جنگ پایان یافت و جشن بزرگی برپا شد که تیرگان بزرگ نام گرفت.
ولی جشن تیرگان هفت روز پس از جشن نیلوفر برگزار میشد و بسیاری ایرانشناسان با این گمان همرای نیستند.
جایگاه ریشهدار گل نیلوفر یک باور هند و آریایی است. گل نیلوفر امروز در میان هندوان ارزش والایی دارد و یکی از نمادها در ورزش یوگا است.
@AdabSar
✍ #پریسا_امام_وردی
__________
برای آشنایی با نام نیلوفر به این دو پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/6589
t.me/AdabSar/6590
برای آشنایی با آبانگان و جایگاه آناهیتا به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/4906
برای آشنایی با نام آناهیتا به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/4912
__________
📚📚 برگرفته از:
۱- واژه نامهی دهخدا
۲- جشنهای آب #هاشم_رضی
۳- راهنمای زمان جشنها و گردهماییهای ملی ایران باستان #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۴- جشنها و آیینهای شادمانی در ایران (از دوران باستان تا امروز) #ابوالقاسم_آخته
۵- جشنها و آیینهای ایرانی با تکیه بر استوره و مردمشناسی #حسام_الدین_مهدوی
__________
#جشن_های_ایرانی #جشن_نیلوفر #تیرگان
🌺@AdabSar
🌱🌺🍃🌺🌱
🌸@AdabSar
🌺 آشنایی با جشنهای ایرانی
🌸 جشن نیلوفر
🌺 "نیلوفر"، یکی از رازآمیزترین نمادهای باستانی در خورآیان(مشرقزمین) بهویژه هند و ایران و نماد والایی آدمی است. زیرا پای در گِل، تن در آب و چشم بر خورشید و آسمان دارد. این گل که در جهان باستان بسیار ارجمند بود بر دیوارهای کاخ آپادانا، در جامهی هخامنشیان و در تاغ بستان کرمانشاه دیده میشود. این گل از نمادهای آشتی و دوستی بود.
🌸 «جشن نیلوفر» در خردادروز از تیرماه برابر با ششم تیر در ایران برگزار میشد و یکی از بزرگترین و کهنترین جشنهای ایرانی بود. در برهان قاطع آمده که امردادروز از هر ماه(روز هفتم هرماه) جشن بود که این جشن در ماه خرداد یا امرداد جشن نیلوفر خوانده میشد. ولی بیشتر باستانشناسان باور دارند که این جشن روز ششم تیر بود. گفته میشود پادشاهان در این روز به برآوردن آرزوی مردم میپرداختند. روشن است که جشنهای چلهی تموز(یکم تیر تا دهم امرداد)، جشنهای آب و آفتاب و در پیوند با یکدیگر بودند ولی شوربختانه از چیستی و آیینهای جشن نیلوفر آگاهی برای ما نمانده است و ایرانشناسان به چند گمانزد بسنده کردهاند.
🌺 مهرپرستی یا خورشیدپرستی از نخستین کیش و آیینهای آدمی در جهان باستان بود و در باور ایرانیان گل نیلوفر با میترا یا مهر یا خورشید پیوند داشت؛ زیرا رویش سالیانه نیلوفر در چلهی تموز که گرمترین روزهای سال بودند رخ میداد و از سویی این گلها هر پگاه با سر زدن میترا یا خورشید میشکفتند و با فرو افتادنش بسته میشدند.
🌸 این ویژگی زیستی نیلوفر مایهی آن شد که نیلوفر و مهر یا آفتاب را از یک خاستگاه و در پیوند با یکدیگر بدانند و گرامیداشت نیلوفر گرامیداشت خورشید باشد.
از سویی در گاهشماری گاهنباری ایران، آغاز تابستان آغاز سال نو بود و جشن نیلوفر از نخستین جشنهای سال نو گاهنباری به شمار میرفت.
🌺 گمان دیگر این است که گل نیلوفر نماد آناهیتا ایزدبانوی آب بود و فرشتهی خرداد نگهبان آبها خوانده میشد. پیوند آب و آفتاب و نیلوفر بهانهی یکی از بزرگترین جشنهای ایران بود. در ماتیکان(کتاب) پهلوی بندهش نوشته شده که نیلوفر نشانهی ایزد آبان و ایزد آبان پاسدار آبها بود.
🌸 یکی دیگر از گمانها دربارهی چیستی جشن نیلوفر این است که جشن تیرگان در دو روز و با نامهای تیرگان کوچک و تیرگان بزرگ برگزار میشد.
تیرگان کوچک یا جشن نیلوفر(ششم تیر) روزی بود که مردم خسته از جنگ بودند. بر پایهی افسانهها آرش کمانگیر برای پرتاب تیری که مرزهای ایران را نشان دهد به بلندی رفت و نیروی جان در تیر نهاد و کمان کشید. سه روز پس از آن و به یاری ایزدِ باد تیر روی درختی در آنسوی خراسان فرود آمد. در این روز جنگ پایان یافت و جشن بزرگی برپا شد که تیرگان بزرگ نام گرفت.
ولی جشن تیرگان هفت روز پس از جشن نیلوفر برگزار میشد و بسیاری ایرانشناسان با این گمان همرای نیستند.
جایگاه ریشهدار گل نیلوفر یک باور هند و آریایی است. گل نیلوفر امروز در میان هندوان ارزش والایی دارد و یکی از نمادها در ورزش یوگا است.
@AdabSar
✍ #پریسا_امام_وردی
__________
برای آشنایی با نام نیلوفر به این دو پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/6589
t.me/AdabSar/6590
برای آشنایی با آبانگان و جایگاه آناهیتا به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/4906
برای آشنایی با نام آناهیتا به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/4912
__________
📚📚 برگرفته از:
۱- واژه نامهی دهخدا
۲- جشنهای آب #هاشم_رضی
۳- راهنمای زمان جشنها و گردهماییهای ملی ایران باستان #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۴- جشنها و آیینهای شادمانی در ایران (از دوران باستان تا امروز) #ابوالقاسم_آخته
۵- جشنها و آیینهای ایرانی با تکیه بر استوره و مردمشناسی #حسام_الدین_مهدوی
__________
#جشن_های_ایرانی #جشن_نیلوفر #تیرگان
🌺@AdabSar
🌱🌺🍃🌺🌱
🎬
yon.ir/AdabSarO9
🎁 پیشکش تابستانی #ادبسار، بزرگترین رسانهی تلگرامی پارسیگرایان جهان به هموندان و پارسیدوستان🎁
لوگان ۲۰۱۹
logan
چکیدهی داستان: یک توژِ(فیلم) ابرقهرمانی آمریکایی ساختهی سال ۲۰۱۷ به نویسندگی و کارگردانی جیمز منگولد است که بر پایهی تَنومِگی(=کاراکتر) ولورین از هَمِستان(=شرکت) مارول کامیکس با هنرپیشگی هیو جکمن ساخته شدهاست. توژنامه این داستان بهرهگرفته از فَرچین نَسک(=مجموعه کتاب) لوگان مرد سالدیده، نوشتهی مارک میلر و استیو مکنایون است. این واپسین باریست که هیو جکمن در نخش لوگان در سری توژهای مردان ایکس به هنرنمایی میپردازد.
سال ۲۰۲۹، نزدیک به بیست و پنج سال است که جهش یافته تازهای به جهان نیامده و جهش یافتههای بازمانده هم همچون گذشته باترس و زیر جُلَکی میزیند. در این میان لوگان که سالدار گشته چَمَکِ(=قدرت)های خود را مانند زود درمانی تا اندازهی بسیاری از دست داده و به همراه کالیبان در مکانی دور افتاده در ساتراپِ(=ایالت) تگزاس زندگی میکند. پرارجترین کار لوگان تیمارِ چارلز اگزاویه / مَنیشار(=پرفسور) ایکس است که با سالخورده شدن مِنتَش(=ذهنش ) آشفتهگشته و نمیتواند نیروهایش را مهار کند و زمانهایی که میترسد به سختی به دیگران آسیب میزند. لوگان خرج زندگی خود را با رانندگی در میاورد و چشمبراه زمانی درخور است تا برای همیشه از کشور برون شود.
روزی زنی مکزیکی بنام گابریلا به سراغ لوگان میآید و به او میگوید آماده است در برابر انجام کاری به لوگان پول هنگفتی بدهد. لوگان نخست نمیپذیرد ولی وختی دوباره گابریلا را میبیند با پافشاری او و با رویکرد به اینکه برای برونروی از کشور به پول نیاز دارد، میپذیرد در برابر دریافت پول، او و دخترش بنام لورا را به داکوتای هُوتَری(=شمالی) ببرد.
بامداد روز دیگر لوگان به مهمانخانهای میرود که گابریلا و لورا درون آن استند ولی با پیکر بیجان گابریلا روبرو میشود و دردم مکان را میپَریژَد(=ترکمیکند) و به خانه خویش بر میگردد. درست در زمانی که لوگان پیمیبرد لورا به گونهی پنهانی در پشت خودرویش تا به اینجا آمده گروهی از مردان زیناوَند(=مسلح) به سوی آنها میآیند و ....
🎞 #توژ (#فیلم): لوگان
✍🏻 با زیرنویس شیوای #پارسی_پاک
🎓 به کوشش م.ت
آرایمانِ(تنظیم) زیرنوس: #عیسا_شراهی
🇮🇷 سازگار با فرهنگ ایرانی
+نکته: زیرنویس این توژ در پخشکنندهی تلگرامی دیده نمی شود و میباید نخست توژ را در نگارخانه(گالری) ذخیره نمایید و سپس از آنجا با نرمافزارهای پخش اندرویدی مانند mx player بازنمایید در بیشتر نرمافزارهای پخش اندرویدی زیرنویس دیده میشود وانگهی اگر دیده نشد می باید از بخشِ جُوتِشها(=تنظیمات) گزینه رمزگشا یا اِنکدور را روی یکی از آن سه گزینهاش بِجُوتید(=تنظیمکنید) تا زیرنویس پخشگردد.... با سپاس از شما بینندگان گرامی که ما را همراهی مینمایید.روزگارتان بکام
🎞 شناسنامهی توژ:
🏹 لوگان
🎥 ساخت کشور آمریکا– سال ۲۰۱۷
⏳ زمان:۱۳۷ دم(دقیقه)
🖥 واکافتگی(رزولوشن) : ۵۳۶×۱۲۸۰
🎬 کارگردان: جیمز منگولد
📝 نویسندگان:اسکات فرانک، جیمز منگولد، مایکل گرین
🎭 بازیگران: هیو جکمن، پاتریک استوارت، بوید هالبروک، استیون مرچنت، ریچارد ای گرانت، دافنه کین و ....
فرستنده م.ت
#توژ #تابستان
📽 @AdabSar
yon.ir/AdabSarO9
🎁 پیشکش تابستانی #ادبسار، بزرگترین رسانهی تلگرامی پارسیگرایان جهان به هموندان و پارسیدوستان🎁
لوگان ۲۰۱۹
logan
چکیدهی داستان: یک توژِ(فیلم) ابرقهرمانی آمریکایی ساختهی سال ۲۰۱۷ به نویسندگی و کارگردانی جیمز منگولد است که بر پایهی تَنومِگی(=کاراکتر) ولورین از هَمِستان(=شرکت) مارول کامیکس با هنرپیشگی هیو جکمن ساخته شدهاست. توژنامه این داستان بهرهگرفته از فَرچین نَسک(=مجموعه کتاب) لوگان مرد سالدیده، نوشتهی مارک میلر و استیو مکنایون است. این واپسین باریست که هیو جکمن در نخش لوگان در سری توژهای مردان ایکس به هنرنمایی میپردازد.
سال ۲۰۲۹، نزدیک به بیست و پنج سال است که جهش یافته تازهای به جهان نیامده و جهش یافتههای بازمانده هم همچون گذشته باترس و زیر جُلَکی میزیند. در این میان لوگان که سالدار گشته چَمَکِ(=قدرت)های خود را مانند زود درمانی تا اندازهی بسیاری از دست داده و به همراه کالیبان در مکانی دور افتاده در ساتراپِ(=ایالت) تگزاس زندگی میکند. پرارجترین کار لوگان تیمارِ چارلز اگزاویه / مَنیشار(=پرفسور) ایکس است که با سالخورده شدن مِنتَش(=ذهنش ) آشفتهگشته و نمیتواند نیروهایش را مهار کند و زمانهایی که میترسد به سختی به دیگران آسیب میزند. لوگان خرج زندگی خود را با رانندگی در میاورد و چشمبراه زمانی درخور است تا برای همیشه از کشور برون شود.
روزی زنی مکزیکی بنام گابریلا به سراغ لوگان میآید و به او میگوید آماده است در برابر انجام کاری به لوگان پول هنگفتی بدهد. لوگان نخست نمیپذیرد ولی وختی دوباره گابریلا را میبیند با پافشاری او و با رویکرد به اینکه برای برونروی از کشور به پول نیاز دارد، میپذیرد در برابر دریافت پول، او و دخترش بنام لورا را به داکوتای هُوتَری(=شمالی) ببرد.
بامداد روز دیگر لوگان به مهمانخانهای میرود که گابریلا و لورا درون آن استند ولی با پیکر بیجان گابریلا روبرو میشود و دردم مکان را میپَریژَد(=ترکمیکند) و به خانه خویش بر میگردد. درست در زمانی که لوگان پیمیبرد لورا به گونهی پنهانی در پشت خودرویش تا به اینجا آمده گروهی از مردان زیناوَند(=مسلح) به سوی آنها میآیند و ....
🎞 #توژ (#فیلم): لوگان
✍🏻 با زیرنویس شیوای #پارسی_پاک
🎓 به کوشش م.ت
آرایمانِ(تنظیم) زیرنوس: #عیسا_شراهی
🇮🇷 سازگار با فرهنگ ایرانی
+نکته: زیرنویس این توژ در پخشکنندهی تلگرامی دیده نمی شود و میباید نخست توژ را در نگارخانه(گالری) ذخیره نمایید و سپس از آنجا با نرمافزارهای پخش اندرویدی مانند mx player بازنمایید در بیشتر نرمافزارهای پخش اندرویدی زیرنویس دیده میشود وانگهی اگر دیده نشد می باید از بخشِ جُوتِشها(=تنظیمات) گزینه رمزگشا یا اِنکدور را روی یکی از آن سه گزینهاش بِجُوتید(=تنظیمکنید) تا زیرنویس پخشگردد.... با سپاس از شما بینندگان گرامی که ما را همراهی مینمایید.روزگارتان بکام
🎞 شناسنامهی توژ:
🏹 لوگان
🎥 ساخت کشور آمریکا– سال ۲۰۱۷
⏳ زمان:۱۳۷ دم(دقیقه)
🖥 واکافتگی(رزولوشن) : ۵۳۶×۱۲۸۰
🎬 کارگردان: جیمز منگولد
📝 نویسندگان:اسکات فرانک، جیمز منگولد، مایکل گرین
🎭 بازیگران: هیو جکمن، پاتریک استوارت، بوید هالبروک، استیون مرچنت، ریچارد ای گرانت، دافنه کین و ....
فرستنده م.ت
#توژ #تابستان
📽 @AdabSar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎬
«ادبسار» بزرگترین رسانهی تلگرامی پارسیگرایان جهان، شما را به دیدن توژ(فیلم) «لوگان» فرامیخواند
✍🏻 زیرنویس با واژگانِ نوین و شیوای پارسی
🎓 به کوشش م.ت
آرایمانِ(تنظیم) زیرنوس: #عیسا_شراهی
پیشکش تابستانی «ادبسار» به پارسیدوستان
#توژ #تابستان
📽 @AdabSar
«ادبسار» بزرگترین رسانهی تلگرامی پارسیگرایان جهان، شما را به دیدن توژ(فیلم) «لوگان» فرامیخواند
✍🏻 زیرنویس با واژگانِ نوین و شیوای پارسی
🎓 به کوشش م.ت
آرایمانِ(تنظیم) زیرنوس: #عیسا_شراهی
پیشکش تابستانی «ادبسار» به پارسیدوستان
#توژ #تابستان
📽 @AdabSar
@AdabSar
مثل عروسِ خان که میداند پسرزا نیست
حس میکنم عمر خوشیهایم به دنیا نیست
تهماندهی یک قهوهی تلخم که مدتهاست
در من کسی دیگر پی تعبیر فردا نیست
وابستگی تلخ است هنگامی که میفهمی
آنقدرهایی که خودش میگفت تنها نیست
نفرین به دست خالی و این دلسپردنها
نفرین به من نفرین به تصویری که زیبا نیست
از بیتفاوت بودنم هم درد میبارد
یعنی گلوی بغضکرده اهل حاشا نیست
تنهاییِ گنجشک بارانخوردهای هستم
که در خیابان هم برایش ذرهای جا نیست
عاشق که باشی تازه میفهمی که گاهی مرگ
چیزی به جز دلکندن از دلبستگیها نیست
دیشب نشستم با خودم از زندگی گفتم
گفتم ببین حال دلم خوب است اما نیست
#سجاد_صفری_اعظم
@AdabSar
مثل عروسِ خان که میداند پسرزا نیست
حس میکنم عمر خوشیهایم به دنیا نیست
تهماندهی یک قهوهی تلخم که مدتهاست
در من کسی دیگر پی تعبیر فردا نیست
وابستگی تلخ است هنگامی که میفهمی
آنقدرهایی که خودش میگفت تنها نیست
نفرین به دست خالی و این دلسپردنها
نفرین به من نفرین به تصویری که زیبا نیست
از بیتفاوت بودنم هم درد میبارد
یعنی گلوی بغضکرده اهل حاشا نیست
تنهاییِ گنجشک بارانخوردهای هستم
که در خیابان هم برایش ذرهای جا نیست
عاشق که باشی تازه میفهمی که گاهی مرگ
چیزی به جز دلکندن از دلبستگیها نیست
دیشب نشستم با خودم از زندگی گفتم
گفتم ببین حال دلم خوب است اما نیست
#سجاد_صفری_اعظم
@AdabSar
💫
گفته بودمچو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
#سعدی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
گفته بودمچو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
#سعدی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫
چون کثرتِ خلق را نمودار یکیست
در چشم خِرد اندک و بسیار یکیست
یک خواه و یکی طلب که در حلقهی ذکر
تسبیحِ هزار دانه را تار یکیست
#حاصل_مشهدی
@AdabSar
چون کثرتِ خلق را نمودار یکیست
در چشم خِرد اندک و بسیار یکیست
یک خواه و یکی طلب که در حلقهی ذکر
تسبیحِ هزار دانه را تار یکیست
#حاصل_مشهدی
@AdabSar