🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻هدف = (پارسی است)*، آماژ، آماج، تَموک، دَفَک، خَنگال، آرمان، انگیزه، نشانه تیر
🔻اهداف(هدفها) = آماجها
🔻هدفگیری = آماجگیری، دَفَکگیری
✍ نمونه:
🔺اهداف متحرک را هدف قرار دادند =
آماجهای جنبان را نشانه گرفتند
🔺هدفت از این کار چیست؟
انگیزهات از این کار چیست؟
🔺هرگز ز روی دفتر و دف در مصاف عشق
تیر امید کی چو شهان بر «دَفَک» زنیم(سنایی)
🔺سرش دیده به رخسار تو فرو گذرد
هر آنگهی که به «آماج» گاه او گذری(عماره)
🔺پسر خواجه دست کرد به کوک
خواجه او را بزد به تیر «تَموک»(عماره)
* فرهنگهای «دهخدا»، «معین» و «عمید» این واژه را تازی دانستهاند، ولی «ابوالقاسم پرتو» در «واژهیاب»، به گواه «فرهنگ کوچک زبان پهلوی» این واژه را پارسی دانسته است.
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #هدف #اهداف
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻هدف = (پارسی است)*، آماژ، آماج، تَموک، دَفَک، خَنگال، آرمان، انگیزه، نشانه تیر
🔻اهداف(هدفها) = آماجها
🔻هدفگیری = آماجگیری، دَفَکگیری
✍ نمونه:
🔺اهداف متحرک را هدف قرار دادند =
آماجهای جنبان را نشانه گرفتند
🔺هدفت از این کار چیست؟
انگیزهات از این کار چیست؟
🔺هرگز ز روی دفتر و دف در مصاف عشق
تیر امید کی چو شهان بر «دَفَک» زنیم(سنایی)
🔺سرش دیده به رخسار تو فرو گذرد
هر آنگهی که به «آماج» گاه او گذری(عماره)
🔺پسر خواجه دست کرد به کوک
خواجه او را بزد به تیر «تَموک»(عماره)
* فرهنگهای «دهخدا»، «معین» و «عمید» این واژه را تازی دانستهاند، ولی «ابوالقاسم پرتو» در «واژهیاب»، به گواه «فرهنگ کوچک زبان پهلوی» این واژه را پارسی دانسته است.
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #هدف #اهداف
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
📝 @AdabSar
پیش زنگ
✍ #بزرگمهر_صالحی
این روزها تار جهانگستر یا جهان وب پر شده است از آگهدادها(تبلیغات)، باشد که برداشت ما درست باشد از زمینهها. باری این نکته نه برای هشدار ونکه(بلکه) برای آغازی است در بارهی واژهسازی. چنانکه گاهی به دیده میآید، نوشتهاند این واژه ساخته شد و...
نخست اینکه ما همهی واژهها، چه برساخته و چه پیشنهادی را در زبان پارسی داریم که بسیاری بهنام پیشوند و پسوند در نوشتارهای کهن از یاد رفتهاند. این یادآوری به ما میآموزد که زبان توانمند پارسی دارای درخشش بسیاری است. دوستان بسیاری پیام میدهند که این واژه خوب هست، بگذاریم برابر؟
یا هزاران چرای دیگر که چندان هم کار سادهای در پیش نیست برای واژهسازی. ما میکوشیم با بهرهوری از گفتارها و نوشتارهای بزرگان پهنهی ادبسار(ادبیات) پارسی، گزارشی در این باره به خوانندگان پیشکش کنیم.
باشد که رهروی باشیم درست و به آیین.
⏳ دنباله دارد...
#واژه_گزینی
📝 @AdabSar
پیش زنگ
✍ #بزرگمهر_صالحی
این روزها تار جهانگستر یا جهان وب پر شده است از آگهدادها(تبلیغات)، باشد که برداشت ما درست باشد از زمینهها. باری این نکته نه برای هشدار ونکه(بلکه) برای آغازی است در بارهی واژهسازی. چنانکه گاهی به دیده میآید، نوشتهاند این واژه ساخته شد و...
نخست اینکه ما همهی واژهها، چه برساخته و چه پیشنهادی را در زبان پارسی داریم که بسیاری بهنام پیشوند و پسوند در نوشتارهای کهن از یاد رفتهاند. این یادآوری به ما میآموزد که زبان توانمند پارسی دارای درخشش بسیاری است. دوستان بسیاری پیام میدهند که این واژه خوب هست، بگذاریم برابر؟
یا هزاران چرای دیگر که چندان هم کار سادهای در پیش نیست برای واژهسازی. ما میکوشیم با بهرهوری از گفتارها و نوشتارهای بزرگان پهنهی ادبسار(ادبیات) پارسی، گزارشی در این باره به خوانندگان پیشکش کنیم.
باشد که رهروی باشیم درست و به آیین.
⏳ دنباله دارد...
#واژه_گزینی
📝 @AdabSar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸🍀🌺
🍀🌺
🌺
چنین است آیینِ خُرّمْجَهان
نخواهد گشادن به ما بر نهان
انوشه کسی کو بزرگی ندید
نبایستش از تخت شد ناپدید
بکوشی و ورزی ز هرگونه چیز
نَه مَردمْ نَه آن چیز مانَد به نیز
بیا تا همه دستِ نیکی بریم
جهانِ جهان را به بد نسپَریم
#فردوسى
و در این هفته امید آن:
که جفت تو بادا بهی و مهی
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌺
🍀🌺
🌸🍀🌺
🍀🌺
🌺
چنین است آیینِ خُرّمْجَهان
نخواهد گشادن به ما بر نهان
انوشه کسی کو بزرگی ندید
نبایستش از تخت شد ناپدید
بکوشی و ورزی ز هرگونه چیز
نَه مَردمْ نَه آن چیز مانَد به نیز
بیا تا همه دستِ نیکی بریم
جهانِ جهان را به بد نسپَریم
#فردوسى
و در این هفته امید آن:
که جفت تو بادا بهی و مهی
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌺
🍀🌺
🌸🍀🌺
چه نیکوست بهجای پارهگفتار زمخت «از این جهت» که نزد برخی از اهل ادب، دور از شیوایی خوانده شده است، با آسودهدلی از برابرهای پارسی و شکرین آن بهره ببریم: از این روی، از این رو، بدین روی، با این انگیزه و...
✍ #بلال_ریگی
📒 @AdabSar
✍ #بلال_ریگی
📒 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻تعلق = بستگی، دلبستگی، خویشی، خویشش، از آنی
🔻تعلق خاطر = وابستگی، دلبستگی
✍ نمونه:
🔺من به این خاک تعلق دارم =
من از آن این خاک هستم
من به این خاک بستگی دارم
🔺مدال طلا به او تعلق گرفت =
نشان زرین به او خویشی گرفت
نشان زرین از آن او شد
🔺تعلقِ خاطر ویژهای به شهرش داشت =
وابستگی ویژهای به شهرش داشت
🚩 دنباله دارد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #تعلق #تعلق_خاطر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻تعلق = بستگی، دلبستگی، خویشی، خویشش، از آنی
🔻تعلق خاطر = وابستگی، دلبستگی
✍ نمونه:
🔺من به این خاک تعلق دارم =
من از آن این خاک هستم
من به این خاک بستگی دارم
🔺مدال طلا به او تعلق گرفت =
نشان زرین به او خویشی گرفت
نشان زرین از آن او شد
🔺تعلقِ خاطر ویژهای به شهرش داشت =
وابستگی ویژهای به شهرش داشت
🚩 دنباله دارد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #تعلق #تعلق_خاطر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
📝 @AdabSar
بخش نخست
واژهسازی و ما
✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی
فردید (منظور) از واژهسازی، میتواند یکی از بندهای زیر باشد:
۱- ساختن واژههای نو بر پایهی واژههای یکریشه یا گزارهها با یاری شیوهها و دستور زبانی که در زبان پذیرفته شدهاند.
۲- فرایند واژهسازی، ساخت واژگان تازه یا ساخت واژههای نو (Word-making) (ساوانو، ساخته شده از ساخت واژهی نو) در زبانها و فرهنگهای گوناگون از ارزش و جایگاهی شکوهمند برخوردار استت.
چند راه واژهسازی:
۱- پیوستن بنواژه (مصدر) با وند(پیشوند یا پسوند) مانند کارگر، با خرد، بیزیان، همکاری، نابرابری
۲- زایش واژهها: فرایند زایش واژگان نوفرازی(پارگرافی) است از به کار واداشتن واژهها یا در برخی از نکتهها و نشانههای هستمند در پیرامون زبان به فرنام (عنوان) بن و ریشهای که وندها به آن چسبیده و واژههای تازه را بهدست میدهند.
برخی از چهارچوبهای واژهسازی در زیر آورده شدهاست:
۱- چهارچوب بن کنونی+«نده» همچون پرنده، خزنده، دونده، شنونده، راننده، خواننده، گیرنده
۲- چهارچوب بن کنونی+«ان» همچون باران، گریان، روان، گریزان
⏳ دنباله دارد
#واژه_گزینی
📚 بازخنها:
۱- صلحجو، علی (اسفند ۱۳۸۶)، نکتههای ویرایش، تهران: نشر مرکز
۲- زبان ادبی ذخیره تاجیک، چاپ نخست، دوشنبه، ۱۹۷۳.
۳- اصول و ضوابط واژهگزینی، فرهنگستان زبان و ادب فارسی
🗒 پیشگفتار را بخوانید:
t.me/AdabSar/17476
📝 @AdabSar
بخش نخست
واژهسازی و ما
✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی
فردید (منظور) از واژهسازی، میتواند یکی از بندهای زیر باشد:
۱- ساختن واژههای نو بر پایهی واژههای یکریشه یا گزارهها با یاری شیوهها و دستور زبانی که در زبان پذیرفته شدهاند.
۲- فرایند واژهسازی، ساخت واژگان تازه یا ساخت واژههای نو (Word-making) (ساوانو، ساخته شده از ساخت واژهی نو) در زبانها و فرهنگهای گوناگون از ارزش و جایگاهی شکوهمند برخوردار استت.
چند راه واژهسازی:
۱- پیوستن بنواژه (مصدر) با وند(پیشوند یا پسوند) مانند کارگر، با خرد، بیزیان، همکاری، نابرابری
۲- زایش واژهها: فرایند زایش واژگان نوفرازی(پارگرافی) است از به کار واداشتن واژهها یا در برخی از نکتهها و نشانههای هستمند در پیرامون زبان به فرنام (عنوان) بن و ریشهای که وندها به آن چسبیده و واژههای تازه را بهدست میدهند.
برخی از چهارچوبهای واژهسازی در زیر آورده شدهاست:
۱- چهارچوب بن کنونی+«نده» همچون پرنده، خزنده، دونده، شنونده، راننده، خواننده، گیرنده
۲- چهارچوب بن کنونی+«ان» همچون باران، گریان، روان، گریزان
⏳ دنباله دارد
#واژه_گزینی
📚 بازخنها:
۱- صلحجو، علی (اسفند ۱۳۸۶)، نکتههای ویرایش، تهران: نشر مرکز
۲- زبان ادبی ذخیره تاجیک، چاپ نخست، دوشنبه، ۱۹۷۳.
۳- اصول و ضوابط واژهگزینی، فرهنگستان زبان و ادب فارسی
🗒 پیشگفتار را بخوانید:
t.me/AdabSar/17476
📝 @AdabSar
Telegram
ادبسار
📝 @AdabSar
پیش زنگ
✍ #بزرگمهر_صالحی
این روزها تار جهانگستر یا جهان وب پر شده است از آگهدادها(تبلیغات)، باشد که برداشت ما درست باشد از زمینهها. باری این نکته نه برای هشدار ونکه(بلکه) برای آغازی است در بارهی واژهسازی. چنانکه گاهی به دیده میآید، نوشتهاند…
پیش زنگ
✍ #بزرگمهر_صالحی
این روزها تار جهانگستر یا جهان وب پر شده است از آگهدادها(تبلیغات)، باشد که برداشت ما درست باشد از زمینهها. باری این نکته نه برای هشدار ونکه(بلکه) برای آغازی است در بارهی واژهسازی. چنانکه گاهی به دیده میآید، نوشتهاند…
@AdabSar
رد میشود ز کوچهی بیتابیام هنوز
میتابد از دریچه به بیخوابیام هنوز
مبهوت مانده است به دنبال آن نگاه
پلکی نمیزند شب مهتابیام هنوز
زایندهرودِ من شبی از اصفهان گذشت
روزی که بازگردد مرغابیام هنوز
ماهی شد و کنار نیامد زدم به آب
موجش گذشت از من و گردابیام هنوز
میخواستم بگیرمش اما پرید و رفت
دنبال آن پرندهی چشمآبیام هنوز
#جواد_زهتاب
@AdabSa
رد میشود ز کوچهی بیتابیام هنوز
میتابد از دریچه به بیخوابیام هنوز
مبهوت مانده است به دنبال آن نگاه
پلکی نمیزند شب مهتابیام هنوز
زایندهرودِ من شبی از اصفهان گذشت
روزی که بازگردد مرغابیام هنوز
ماهی شد و کنار نیامد زدم به آب
موجش گذشت از من و گردابیام هنوز
میخواستم بگیرمش اما پرید و رفت
دنبال آن پرندهی چشمآبیام هنوز
#جواد_زهتاب
@AdabSa
ادبسار
📝 @AdabSar بخش نخست واژهسازی و ما ✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی فردید (منظور) از واژهسازی، میتواند یکی از بندهای زیر باشد: ۱- ساختن واژههای نو بر پایهی واژههای یکریشه یا گزارهها با یاری شیوهها و دستور زبانی که در زبان پذیرفته شدهاند. ۲- فرایند واژهسازی،…
📝 @AdabSar
واژهسازی و ما
بخش دوم
✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی
گروههای بسیاری برای شاهنامهخوانی و پارسیپژوهی، تارگاه و جایگاه درست کردهاند ولی دریغ از پارسی نوشتن. پارسینویسی پیشکش، واژههای کاربردی را با شکستهنویسی نابود مگردانید. درست نیست ما در سایهسار شاهنامه باشیم ولی پارسی ننویسیم شگفتتر آنکه با دیدن واژههای پارسی شگفتزده میشویم.
همانگونه که نمارش (اشاره) کردیم، زبان پارسی بر پایهی دستمایههای همدایشسازی( ترکیبسازی) خود، میدان گستردهای برای افزایش واژگانش دارد. ولی این کاری نیست که یکباره و به دست یک یا چند تن انجام شود. ونکه (بلکه) کاریست گامبهگام که در درازنای زایشها پیش میرود و چهبسا تجربههای دوباره و چندباره نیاز است تا به درستترین و رساترین واژهی بایسته برای یک درونمایه برسیم یا یک بایستگی درونی زبان را برای بیان یک مانک و درونمایه دریابیم. چنانکه گاه نیاز داریم برای رسیدن به بهترین برابر بایسته برای یک واژه در زبان پارسی از چند گامه (مرحله) گذر کنیم. در بخش سوم برای روشن شدن نوشتار چند نمونه میآوریم.
⏳ دنباله دارد
#واژه_گزینی
📝 @AdabSar
واژهسازی و ما
بخش دوم
✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی
گروههای بسیاری برای شاهنامهخوانی و پارسیپژوهی، تارگاه و جایگاه درست کردهاند ولی دریغ از پارسی نوشتن. پارسینویسی پیشکش، واژههای کاربردی را با شکستهنویسی نابود مگردانید. درست نیست ما در سایهسار شاهنامه باشیم ولی پارسی ننویسیم شگفتتر آنکه با دیدن واژههای پارسی شگفتزده میشویم.
همانگونه که نمارش (اشاره) کردیم، زبان پارسی بر پایهی دستمایههای همدایشسازی( ترکیبسازی) خود، میدان گستردهای برای افزایش واژگانش دارد. ولی این کاری نیست که یکباره و به دست یک یا چند تن انجام شود. ونکه (بلکه) کاریست گامبهگام که در درازنای زایشها پیش میرود و چهبسا تجربههای دوباره و چندباره نیاز است تا به درستترین و رساترین واژهی بایسته برای یک درونمایه برسیم یا یک بایستگی درونی زبان را برای بیان یک مانک و درونمایه دریابیم. چنانکه گاه نیاز داریم برای رسیدن به بهترین برابر بایسته برای یک واژه در زبان پارسی از چند گامه (مرحله) گذر کنیم. در بخش سوم برای روشن شدن نوشتار چند نمونه میآوریم.
⏳ دنباله دارد
#واژه_گزینی
📝 @AdabSar
من چندین بار گفتهام که اگر واژهای از زبانی ایرانی، چه زبان پارسی دری که زبان فراگیر است، چه زبانهایی که در سرزمینهای گوناگون ایران کاربرد دارند یا گویشهای بومی بمیرد، ایرانیِ جانآگاه، بیداردل و شیفتهی ایران در مرگِ آن واژه بهسوگ خواهد نشست. زیرا هنگامیکه واژهای میمیرد، بخشی از فرهنگ را با خود میمیراند.
✍ #میر_جلالالدین_کزازی
📒 @AdabSar
✍ #میر_جلالالدین_کزازی
📒 @AdabSar
ادبسار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻تعلق = بستگی، دلبستگی، خویشی، خویشش، از آنی 🔻تعلق خاطر = وابستگی، دلبستگی ✍ نمونه: 🔺من به این خاک تعلق دارم = من از آن این خاک هستم من به این خاک بستگی دارم 🔺مدال طلا به او تعلق گرفت = نشان زرین به او خویشی گرفت نشان زرین…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻متعلق = وابسته به، وابسته، پیوسته، خویش، از آنِ
🔻متعلقات = وابستهها، پیوستهها
🔻متعلق به = از آنِ
🔻متعلق کردن = خویشیدَن
✍ نمونه:
🔺جزایر سهگانه متعلق به ایران است =
گزیرکهای سهگانه از آنِ ایران است
🔺مجسمههای پیداشده به زمان ساسانیان متعلق است =
تندیسهای پیداشده به زمان ساسانیان وابسته است
🔺قسمتی از اموال متعلق به خود را به موسسه خیریه هِبه کرد =
بخشی از دارایی خویش را به بنیاد نیکوکاری بخشید
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #متعلق #متعلقات
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻متعلق = وابسته به، وابسته، پیوسته، خویش، از آنِ
🔻متعلقات = وابستهها، پیوستهها
🔻متعلق به = از آنِ
🔻متعلق کردن = خویشیدَن
✍ نمونه:
🔺جزایر سهگانه متعلق به ایران است =
گزیرکهای سهگانه از آنِ ایران است
🔺مجسمههای پیداشده به زمان ساسانیان متعلق است =
تندیسهای پیداشده به زمان ساسانیان وابسته است
🔺قسمتی از اموال متعلق به خود را به موسسه خیریه هِبه کرد =
بخشی از دارایی خویش را به بنیاد نیکوکاری بخشید
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #متعلق #متعلقات
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
خیمه بر ملکِ دل افراشته شاهی عجبی
ظاهر از جبههی او شوکت و جاهی عجبی
کرده از خال و خط و کاکل و زلف و گیسو
پی تسخیر دلم جمعْ سپاهی عجبی
تکیه بر زلفِ چو مارش زده گنجشکِ دلم
جسته دیوانه پی چاره پناهی عجبی
کشتهی عشق اگر محترم آید چه عجب
رَسته از تربت او مهرِ گیاهی عجبی
از درِ میکده عشّاق به مقصود رسند
بهر این قافله پیدا شده راهی عجبی
چشم مستش پی قتلم شده شاهد خط را
کُشَدم زار به تصدیق گواهی عجبی
عشق شد موجب محرومیت از وصل «فقیر»
وآخرم کشت ستمگر به گناهی عجبی
#فقیر_سمنانی
@AdabSar
خیمه بر ملکِ دل افراشته شاهی عجبی
ظاهر از جبههی او شوکت و جاهی عجبی
کرده از خال و خط و کاکل و زلف و گیسو
پی تسخیر دلم جمعْ سپاهی عجبی
تکیه بر زلفِ چو مارش زده گنجشکِ دلم
جسته دیوانه پی چاره پناهی عجبی
کشتهی عشق اگر محترم آید چه عجب
رَسته از تربت او مهرِ گیاهی عجبی
از درِ میکده عشّاق به مقصود رسند
بهر این قافله پیدا شده راهی عجبی
چشم مستش پی قتلم شده شاهد خط را
کُشَدم زار به تصدیق گواهی عجبی
عشق شد موجب محرومیت از وصل «فقیر»
وآخرم کشت ستمگر به گناهی عجبی
#فقیر_سمنانی
@AdabSar
💫
ما را چو روزگار فراموش کردهای
یارا شکایت از تو کنم یا ز روزگار
گر آرزوی روی تو جرمیست درگذر
ور انتظار وصلِ تو خونیست درگذار
#عمعق_بخارایی
@AdabSar
ما را چو روزگار فراموش کردهای
یارا شکایت از تو کنم یا ز روزگار
گر آرزوی روی تو جرمیست درگذر
ور انتظار وصلِ تو خونیست درگذار
#عمعق_بخارایی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻شیء = پَرموتِه، چیز
🔻اشیا = پَرموتِهها، چیزها
✍ نمونه:
🔺اطفال در چه سنی اشیا را دست میگیرند؟ =
نوزادان در چند سالگی چیزها را دست میگیرند؟
🔺این شیء باستانی در موزه نگهداری میشود =
این پَرموتِهی باستانی در گنجخانه نگهداری میشود
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
#اشیا #اشیاء #شی #شیء
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻شیء = پَرموتِه، چیز
🔻اشیا = پَرموتِهها، چیزها
✍ نمونه:
🔺اطفال در چه سنی اشیا را دست میگیرند؟ =
نوزادان در چند سالگی چیزها را دست میگیرند؟
🔺این شیء باستانی در موزه نگهداری میشود =
این پَرموتِهی باستانی در گنجخانه نگهداری میشود
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
#اشیا #اشیاء #شی #شیء
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
ادبسار
📝 @AdabSar واژهسازی و ما بخش دوم ✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی گروههای بسیاری برای شاهنامهخوانی و پارسیپژوهی، تارگاه و جایگاه درست کردهاند ولی دریغ از پارسی نوشتن. پارسینویسی پیشکش، واژههای کاربردی را با شکستهنویسی نابود مگردانید. درست نیست ما در سایهسار…
📝 @AdabSar
واژهسازی و ما
بخش سوم
✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی
با هم نگاهی میاندازیم به دیدگاه دانشور پرآوازه، داریوش آشوری
- برای Nihilisme / Nihilism در پارسی «نیستانگاری» و «نیستگرایی» و نیز «هیچگرایی» و «لاگرایی» را پیشنهاد کردهاند و بهویژه «نیستانگاری» بیشتر بهکار رفته است. ولی به نگر(نظر) ما، برابر درست نیهیلیسم «هیچانگاری» است. زیرا نیهیلیسم گاه به اندریافت(مفهوم) نایش بودش(نفی وجود) است و گاه نایش ارزش و این هر دو از مانک «هیچانگاری» به دست میآید.
- برای واژههای Elastic / Elastique و Elasticity / Elasticite در پارسی برابرهای «نرم»، «کشدار» و «کشسان»، و شایستگی «قابلیت کشش» و «کشسانی» را تا کنون بهکار بردهاند و چه بسا برابرهای دیگری نیز. ولی به گمان ما برابر درست و رسای این دو واژه (که از دانش گیتیک (فیزیک) تا بومدات( اقتصاد) به کار میرود «کشایند» و «کشایندی»ست که از بن ریشهی «کش آمدن» برگرفتهاند، مانند «خوشایند» از «خوش آمدن».
⏳ دنباله دارد
#واژه_گزینی
📝 @AdabSar
واژهسازی و ما
بخش سوم
✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی
با هم نگاهی میاندازیم به دیدگاه دانشور پرآوازه، داریوش آشوری
- برای Nihilisme / Nihilism در پارسی «نیستانگاری» و «نیستگرایی» و نیز «هیچگرایی» و «لاگرایی» را پیشنهاد کردهاند و بهویژه «نیستانگاری» بیشتر بهکار رفته است. ولی به نگر(نظر) ما، برابر درست نیهیلیسم «هیچانگاری» است. زیرا نیهیلیسم گاه به اندریافت(مفهوم) نایش بودش(نفی وجود) است و گاه نایش ارزش و این هر دو از مانک «هیچانگاری» به دست میآید.
- برای واژههای Elastic / Elastique و Elasticity / Elasticite در پارسی برابرهای «نرم»، «کشدار» و «کشسان»، و شایستگی «قابلیت کشش» و «کشسانی» را تا کنون بهکار بردهاند و چه بسا برابرهای دیگری نیز. ولی به گمان ما برابر درست و رسای این دو واژه (که از دانش گیتیک (فیزیک) تا بومدات( اقتصاد) به کار میرود «کشایند» و «کشایندی»ست که از بن ریشهی «کش آمدن» برگرفتهاند، مانند «خوشایند» از «خوش آمدن».
⏳ دنباله دارد
#واژه_گزینی
📝 @AdabSar
@AdabSar
همچو گل سرخ برو دست دست
همچو مِیای خلق ز تو مست مست
بازوی تو قوس خدا یافت یافت
تیر تو از چرخ برون جَست جست
غیرت تو گفت برو راه نیست
رحمت تو گفت بیا هست هست
لطف تو دریاست و من ماهیاش
غیرت تو ساخت مرا شَست شست
مرهم تو طالبِ مجروحهاست
نیست غم ار شستِ توام خَست خست
ای که تو نزدیکتر از دَم به من
دم نزنم پیش تو جز پست پست
گرچه یکی یوسف و صد گرگ بود
از دَمِ یعقوب کَرَم رَست رست
مست همه گرد در این شهر ما
دزد و عسس را شَهِ ما بست بست
#مولوی
@AdabSar
همچو گل سرخ برو دست دست
همچو مِیای خلق ز تو مست مست
بازوی تو قوس خدا یافت یافت
تیر تو از چرخ برون جَست جست
غیرت تو گفت برو راه نیست
رحمت تو گفت بیا هست هست
لطف تو دریاست و من ماهیاش
غیرت تو ساخت مرا شَست شست
مرهم تو طالبِ مجروحهاست
نیست غم ار شستِ توام خَست خست
ای که تو نزدیکتر از دَم به من
دم نزنم پیش تو جز پست پست
گرچه یکی یوسف و صد گرگ بود
از دَمِ یعقوب کَرَم رَست رست
مست همه گرد در این شهر ما
دزد و عسس را شَهِ ما بست بست
#مولوی
@AdabSar