ادب‌سار
13.3K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻معلول(علیل) = توانیاب، توانخواه، کم‌توان، ناتوان، زمین‌گیر، رنجور، بیمار، ازکارافتاده
🔻معلول ذهنی = پِژمان
🔻معلولیت = توانیابی، توانخواهی، کم‌توانی، ناتوانی، زمین‌گیری، رنجوری، بیماری، ازکارافتادگی
🔻معلولین/معلولان = توانیابان، توانخواهان، کم‌توانان، بیماران، ازکارافتادگان

نمونه:
🔺۳ دسامبر، روز جهانی معلولین را گرامی می‌داریم =
۳ دسامبر، روز جهانی توانخواهان را گرامی می‌داریم

🔺بیش از پانصدمیلیون‌نفر در جهان به‌نوعی با معلولیت مواجه هستند =
بیش از پانسدوَسان‌تَن در جهان به‌گونه‌ای با کم‌توانی/ناتوانی روبرو اَستند

🔺از معروف‌ترین معلولان دنیا می‌توان به «استفان هاوکینگ» اشاره کرد =
از نامدارترین توانیابان جهان می‌توان «استفان هاوکینگ» را نُماشت/نُمارید


#مجید_دری
#پارسی_پاک
#معلول #معلولین #معلولان #معلولیت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻معلول(علیل) = توانیاب، توانخواه، کم‌توان، ناتوان، زمین‌گیر، رنجور، بیمار، ازکارافتاده 🔻معلول ذهنی = پِژمان 🔻معلولیت = توانیابی، توانخواهی، کم‌توانی، ناتوانی، زمین‌گیری، رنجوری، بیماری، ازکارافتادگی 🔻معلولین/معلولان = توانیابان،…
🤍 روز سوم دسامبر، روز جهانی توانیابان(معلولین) است.
اگر توانیابی(معلولیت) را کاستی‌ای در سامانه‌ی روانی، مغزی، اندامی و یا سُهِشیک(حسی) آدمی بدانیم، آیا شما با واژه‌هایی چون «توانیاب، توانخواه، کم‌توان» برای این دسته از مردمان سازوارید(موافقید)؟
اگر دَمساز نیستید و پیشنهاد و برابر بهتری برای واژه‌ی «معلول» دارید، برای ادب‌سار بفرستید تا با دیگر هموندان نیز همرسانی شده و به رایزنی گذاشته شود.

#معلول #معلولین #معلولان #معلولیت

🤍 @AdabSar
@AdabSar


گر به گلگشت چمن می‌روی از من یاد آر
زین گرفتارِ قفس ای گل گلشن یاد آر

زآنکه یک عمر به پاداش وفاداری برد
لاله‌ی حسرت از این باغ به دامن یاد آر

هر زمان برق نگاهت زند آتش به دلی
ای گل ناز از این سوختهِ خرمن یاد آر

چون هلالم سر شوریده به زانوی غم است
از شب تارِ من ای کوکب روشن یاد آر

ای که بی لاله‌ی داغ تو بهارم نشکفت
گر به گلگشت چمن می‌روی از من یاد آر

#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
@AdabSar
💫

مهرِ کس را بی‌گدار از قلب خود بیرون مکن

قبل هر اخراج اگر اخطار باشد بهتر است

#اصغر_عظیمی_مهر
@AdabSar
💫

تخریب شده‌ست باز برپایش کن
طرحی بکش و دوباره زیبایش کن

عمری‌ست کویر در کما خشکیده‌ست
باران تو بیا دوباره احیایش کن

#محمدجواد_قیاسی
@AdabSar
ادب‌سار
📝 @AdabSar واژه‌سازی و ما بخش دهم فرستنده #بزرگمهر_صالحی کار بایسته‌ای که در این زمینه باید انجام داد، خواندن چگونگی گسترش چندی (کمیتی) و چگونگی (کیفیتی) زبان دانش ‌و فنی در گستره‌ی زبان‌های اروپایی، به‌ویژه انگلیسی و فرانسه است که به ما شناخت درستی درباره‌ی…
📝 @AdabSar
واژه‌سازی و ما
بخش یازدهم
فرستنده #بزرگمهر_صالحی

در نوشته‌.های پیشین درباره‌ی ریشه‌شناسی، نگریه‌ی «داریوش آشوری» را درباره‌ی کارهای واژه‌شناسی بازگفتیم و اکنون به چندوچون نگر استاد «محمد حیدری ملایری» این دانشمند برجسته در واژه‌شناسی خواهیم پرداخت.
کار او در زمینه‌ی ساختارهای زبانی بسیار برجسته است و ازدادهای (اطلاعات) واژگانی و ریشه‌شناسی و دیگر آگهدادهای زبانی‌اش از زبان‌های ایران باستان شایسته‌ی آتانش(توجه) است. با این دید، آیا می‌توان گفت واژه‌سازی‌اش نابجا و بی‌شَوَند(بی‌دلیل) پذیرفته باشد؟
آنجا که حیدری ملایری واژه‌ی «دیسول» را در برابر «فرمول» و واژه‌ی «نپاهشگاه» را در برابر «رصدخانه» می‌سازد (به راستی، چه نیاز ادبی یا زبانی یا دانشیک برای برساختن واژه‌ای به جای «رصدخانه» هست؟) و واژه‌ی «هموگش» را در برابر equation/همچندی( معادله) می‌سازد...
به‌راستی وختی(وقتی) حیدری ملایری واژه‌ی دیسول را در برابر فرمول می‌سازد و می‌نویسد که دیسول از «دیس»(شکل) به مانَک نما است و پسوند نخست‌اش آن است که در زنگوله و کوتوله و مشکوله و تُنگوله (تُنگ کوچک) و گلوله و گوله و جاشوله (در کُردی = خَر کوچک) است، آیا به‌راستی شنوندگان خود را ایرانیان کنونی می‌داند، یا خوانندگان خود را نژادی می‌داند بازمانده از زمان هخامنشیان یا اشکانیان یا ساسانیان که هنوز سخن گفتنشان این گونه است:
«او م دیبریه اُوُن کو خوب نیبـِگ اود رَگ نیبـِگ باریک دانیشن کاماگ کار انگوست اود فرزانیگ ساخوان هِم.»
بنده در گذشته هم به این اندیشیدم که آیا دانستن زبان‌های اوستایی و پهلوی و مانند آن‌ها، باید به ما دید گسترده‌تر بدهد یا هول هولکی هرچه از اوستایی و پهلوی یادگرفتیم، به پارسی نو بیاوریم؟
با این همه یکی از ویژگی‌های مهَند(مهم) کار استاد حیدری که نگاه‌ها را به سوی خود کشاند، همین واکاوی و ریشه‌شناسی واژه‌های پارسی پیشنهادی است. من با خواندن این ریشه‌شناسی‌ها بسیار بیشتر با زبان خود آشنا شدم. درباره‌ی بایستگی ساخت واژه‌ها نیز در پیشگفتار فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی و اخترگیتیک به فراوانی سخن گفته است و من آرمان دوباره‌گویی آن را ندارم.
نکته‌ی ارزشمند دیگری که در کار استاد حیدری دیده می‌شود یاری گرفتن از زبان‌های بومی ایران مانند کردی، لری، گیلکی و... است. کاری که «صادق کیا» در دهه‌ی ۱۳۴۰ آغاز کرد. من نمی‌دانم «گذشت و گستردگی دید» چه‌گونه در واژه‌سازی بازتابیده می‌شود؟ با سری به هایستگی (تایید) تکان دادن و دنبال کردن همان راهی که پیش تر می‌رفتیم؟ آیا جز این که همچون حیدری ملایری از دانسته‌هایمان برای ساختن واژه‌های تازه یاری بگیریم؟
او با دادن نمونه‌های کاربردی پساوندها و پیشاوندهای فراموش شده در زبان شناخته شده و امروزی (برای نمونه «ــول/ــوله» در کوتوله و زنگوله) به ما نشان می‌دهد که ما این پساوندها و پیشاوندها را در زبان امروزی‌مان هم داریم. پس می‌توانیم آن را در ساختن واژه‌های نو مانند «دیسول» به کار ببریم. و این سخن گفتن به زبان اوستایی و پهلوی نیست!

دنباله دارد
#واژه_گزینی
📝 @AdabSar
📜 آشنایی با دو واژه‌ی همسان(مشابه) و آوانگاری آن‌ها:

نیپیک (نی پی ک، Nipik) = ماتیکان، نَسک، کتاب
(بنگرید به: telegram.me/AdabSar/3689)

نَبِشتِه (Nabeshteh) یا نَبِشتَه (Nabeshtah) = نوشته شده، کتیبه
(بنگرید به: telegram.me/AdabSar/4099)

📜 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻تُپُق = تُپُغ، Fetlock ،Stumble
(«دهخدا» این واژه را ترکی دانسته، ولی «ابوالقاسم پرتو» در «واژه‌نامه» آن را به گونه‌ی «تپغ» و پارسی دانسته است.)

🔻تپق‌زدن = تپغ‌زدن، کند زبانی، کندی زبان، زبان‌پریشی، شُکوخیدَنِ(=لغزیدنِ) زبان، زبان‌گرفتگی، گرفتگی زبان، مِنومِن(Mennomen)

نمونه:
🔺چطور بدون تپق‌زدن و واضح صحبت کنیم؟ =
چگونه بی زبان‌گرفتگی و روشن سخن بگوییم؟

🔺در طول برگزاری مراسم چند بار تپق زد =
در درازای برگزاری آیین‌ها چند بار تپغ زد
در هنگام برگزاری جشن چند بار مِنومِن کرد

#مجید_دری
#پارسی_پاک #تپق
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar


چنان ز باده‌ی شوق تو سرگران شده‌ام
که فارغ از خود و وارسته از جهان شده‌ام

رسید جان به لب از محنتِ فراق مرا
اجل کجاست که مشتاق او به جان شده‌ام

گرفته دامن من گردِ غم ز هر طرفی
اسیر محنتِ این تیره‌خاکدان شده‌ام

تو آفتابی و من در هوای آن گَردی
که ذره‌ذره ز مهرت بر آسمان شده‌ام

مرا ز عشق تو بر دل هزار بار غم است
عجب نباشد اگر بر دلت گران شده‌ام

به زلف او نتوان گفت حالِ دل «اهلی»
اگر چو شانه ز سر تا قدم زبان شده‌ام

#اهلی_خراسانی
@AdabSar
💫

چه کنم دل به که بندم به کجا روی کنم

بازگو ای به کنار دگری خفته‌ی من

#سیمین_بهبهانی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

دلم پر است وليكن دل و دماغ ندارم
دلی شبيه دلِ خون خود سراغ ندارم

قرين سوز و گدازم به اين طريق بسازم
كه شمع‌ام و به جز از مرگ خود چراغ ندارم

#على_ركن_الدين
@AdabSar
🙍‍♀ @AdabSar

برده‌داری امروزین در سده‌ی ۲۱
به بهانه‌ی روز دوم دسامبر، سالروز برافکندن برده‌داری در جهان در سال ۱۹۶۰ ترسایی
#بزرگمهر_صالحی

شاید تنها شمار کمی از ما بتوانند گمان آن را نیز داشته باشند که با وجود آساها (قوانین) جهانی، هنوز هم در برخی از بخش‌های زمین کسانی هستند که کُرپانی (قربانی) برده‌داری به شیوه‌ای ناهمسان(متفاوت) از گذشته می‌شوند. ولی نبود آگاهی همگانی از برده‌داری در دنیای کنونی چندان هم جای شگفتی ندارد. چرا که امروزه برده‌داری رویکردی بازرگانی دارد. دادوستدی که پنهان، آرام و رازآلود انجام می‌گیرد، بی‌آنکه کسی به آن پی ببرد.

امروزه برده‌داری نمایی ناهمگون از گذشته به خود گرفته است‌ برای نمونه برده‌های امروزی به‌ویژه در بخش‌های تهی‌دست جهان بسیار ارزان‌تر از گذشته هستند. زیرا برده‌داران دیگر ناگزیر نیستند برای خرید برده هزینه‌های گزافی بپردازند و به دنبال آن کرپانیان امروزی برده‌فروشی نیز ارزش چندانی ندارند.
از آنجا که بردگان ناآگاه‌ترین مردمان از دادیک(حقوق) خود هستند و چشم‌انداز روشنی از آینده‌ی خود ندارند، به‌سادگی می‌توان بر شمارشان افزود یا از آن‌ها کم کرد. به‌سادگی می‌توان یک برده‌ی بیمار یا مرده را جابجا کرد و از میان بُرد.

امروزه بهره‌برداری برده‌وار از کودکان خردسال به پاژنام(لقب) نیروی کار به‌ویژه در برخی کشورها، کاری ساده انگاشته می‌شود. برابر آمار سازمان جهانی کار در سال ۲۰۱۵، هم‌اکنون در سراسر جهان ۱۶۸ وَسان (میلیون) کودک سرگرم کار هستند. این‌گونه کودکان بیشتر در کشتزارها به کار گرفته شده و یا به گدایی و کار در خانه گماشته می‌شوند‌ این کودکان در زمان‌هایی نیز کُرپانی گافیدن(تجاوز) استند.

ولی شاید تاریک‌ترین بخش برده‌داری امروزی، ترابُرد(انتقال) پنهان و گافیدن ژادین (تجاوز جنسی)ناخواسته به فرنام(عنوان) یکی از پیامدهای سوداگری آدمی در جهان کنونی باشد. دختران و زنان بسیاری به‌دست گروه‌های سازمان‌یافته از کشورهای آسیایی و آفریکایی فریفته شده و با اینکه استوارنامه ها و برگ‌های شناسایی‌شان نیز در همان‌جا به زور از آن‌ها گرفته می‌شود، به اروپای باختری(غربی) ترابرد و پس از گافیدن ناخواسته، در اگره‌ها(شریط)گوناگون زندگی و کاری بسیار بدی نگهداری شده و در جاهای ویژه‌ای با آرمان بهره‌برداری ژادین (جنسی) به بردگی گرفته می‌شوند.

انجمن اروپا چندی پیش در گزارشی نوشت که دسته‌های پنهان‌کار آدم در جهان سالانه بیش از ۴۰ وَسیار (میلیارد) دلار درآمد دارند.
آفریکا و مردمانش نیز همچنان از بهره‌برداری‌های نابجا و بردگی آسیب می‌بینند.
امروزه بسیاری از کشورهای پیشرفته همچون آمریکا نیز آزمایش‌های پزشکی ناروای خود را بر روی سیاه‌پوستان آفریکایی انجام می‌دهند.

به گفته‌ی دست‌اندرکاران سازمان مردمان همپیمان(ملل متحد)، با وجود گذشت بیش از ۲۰۰ سال از زمان برافکندن بردگی، هنوز این شیوه‌ی بهره‌کشی از آدم‌ها به گذشته نپیوسته و یک راستینگی رونده است! شوربختانه اکنون بردگی در بخش‌های گوناگون جهان به نماهای گوناگون و دَدمنشانه (وحشیانه) رو به پیدایش و گسترش است!

#پیام_پارسی
👦🏿 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻نوبت = پارسی تازی شده، نِیابِه، جاوَر، هنگام، گاه، پَستا، پاس، گردش، چرخه، بار

نمونه:
🔺آن به که نیابه را نگه داری (ابوشکور)

🔺نوبت عاشقی هم می‌رسد =
زمان شیفتگی هم می‌رسد
هنگام شیدایی هم می‌رسد
پَستای دلدادگی هم می‌رسد

🔺در هر نوبت هزار نفر قبول می‌شوند =
در هر نیابه هزار تن پذیرفته می‌شوند
در هر بار هزار تن پذیرفته می‌شوند

🔺آسیا به نوبت =
آسیا به نیابه

#مجید_دری
#پارسی_پاک #نوبت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
✂️💭 @AdabSar

شما گوناگونیِ گوارا و پرمایه‌ی پایان‌ناپذیرِ گیتی را می‌ستایید. از گل سرخ نمی‌خواهید بوی بنفشه بدهد. پس چرا روان آدمی، این ارزشمندترین دارایی، باید تنها به یک گونه هستی داشته باشد؟
من شوخ هستم، ولی دادیک(قانون) به من دستور می‌دهد که نرمش‌ناپذیر بنویسم. من بی‌پروا هستم ولی رَستَک(قانون) به من فرمان می‌دهد تا در نوشتن باسپاد(محافظه‌کار) باشم.

خاکستری! خاکستری تنها رنگ آیینی آزادی است.
هر چکه شبنمی که خورشید بر آن می‌تابد با بازیِ پایان‌ناپذیر رنگ‌ها می‌درخشد ولی خورشید مینوی(معنوی) با همه‌ی گونه‌‌گونی آدمیان و همه‌ی آنچه که شید(نور) آن را باز می‌تاباند باید خاکستری را، تنها رنگ آیینی را بسازد!
دیسه‌ی سرشتینِ(شکل ذاتی) روان سرخوشی و شید است ولی شما سایه را به تنها نمودِ(تجلی) درخور دگرانده‌اید(تبدیل کرده‌اید)؛ بر جان باید جامه‌ی سیاه پوشاند هرچند در میان گل‌ها نمی‌توان گل سیاه یافت!

گوهرِ جان همیشه راستین است، ولی شما از این سرشت چه می‌سازید؟ فروتنی یا سرخوردگی؟
گوته می‌گوید تنها واماندگان سرخورده هستند و شما می‌خواهید روان را چنین هَستارِ(موجود) بی‌سروپایی گردانید!

#کارل_مارکس
برگردان به #پیام_پارسی : #ادبسار

پی‌نوشت: کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۸۷ خورشیدی روز سیزدهم آذر را به نام روز پیکار با سخن‌بُری(سانسور) برگزید.

✂️💭 @AdabSar
🌸🍀🌼
🍀🌼
🌼
خردمند با مردمِ پارسا
چو جایی سَخُن رانَد از پادشا
همه سَخته باید که رانَد سَخُن
که گفتارِ نیکو نگردد کَهُن

نباید که گویی جز از نیکُوی
وُگَر بَد سراید کسی نشنوی

ببیند دلِ پادشا رازِ تو
همان بشنود گوشش آوازِ تو

چه گفت آن سَخُن‌گوی پاسخْ‌نیوش
که «دیوار دارد به گفتار گوش»
#فردوسى

امید که همواره:
به خشنودی کَردْگارِ جهان
خِرَد یار باد آشکار و نهان


فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌼
🍀🌼
🌸🍀🌼
💫

در سینه‌ی من خفته به قدرِ دو جهان آه

خواهم که برونش کنم اما نفسی نیست

#حامد_تبریزی
@AdabSar
💫


کم گوی و به جز مصلحت خویش مگوی
چیزی که نپرسند تو خود پیش مگوی

دادند دو گوش و یک زبانت ز آغاز
یعنی که دو بشنو و یکی بیش مگوی


#باباافضل_کاشانی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
.
حسابدار= شماردار، شمارگر
حسابداری= شمارداری، شمارگری
#پارسی_پاک
ـ…………………

آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
💭 @AdabSar

آدمی که از پرسیدن دست می‌کشد، از اندیشیدن باز ایستاده است.
چون اندیشیدن،
هرچه باشد،
پرسیدنی همیشگی است برای رسیدن
به پاسخ و آن آدمی که نمی‌اندیشد،
سخن هم نمی‌گوید،
تنها سدا(صدا)هایی از خود بیرون می‌دهد...
هر آن جا که فرهنگ خاموش می‌شود
یا خاموشش می‌کنند،
همبودگاه آدمیان(جامعه انسانی) می‌میرد!
و به همراهش زبان هم...

#ایوان_کلیما
#برگردان_به_پارسی

💭 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻ممنوع = بازداشته، ناروا، ناشایا، نشدنی، نابجا، بازداری‌شده، پنامیده
🔻ممنوعیت = بازدارندگی
🔻ممنوع‌الخروج = از رفتن بازداشتن، پیشگیری از بیرون رفتن
🔻ممنوع‌الورود = از آمدن بازداشتن، پیشگیری از آمدن به درون
🔻ورود ممنوع = درون‌شُد ناروا، درون نیایید، درون نشوید، درون نروید، درون‌شُد نابجا

نمونه
🔺ممنوع‌الخروج شد = از رفتن بازداشته شد
🔺ممنوع‌الورودش کردند = از آمدن بازش داشتند
🔺ورود افراد متفرقه ممنوع = تنها کارکنان
🔺استعمال دخانیات ممنوع = سیگار نکشید، دود نکنید
🔺توقف ممنوع = ایستادن ناروا، اینجا نایستید
🔺این عشق ممنوع است =
این مهر نارواست
این شیدایی نابجاست
این دلدلدگی نشدنی است

#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸