@AdabSar
میتوانی که فریبم بدهی با نظری
پنجه انداختهای سوی شکار دگری
آه! دیوانهی آن لحظهی چشمان توام
که پلنگانه به قربانی خود مینگری
آنچنان رد شو که آشفته کنی موی مرا
ای که آسودهدل از بیشهی من میگذری
مرهمی بهتر از این نیست که زخمم بزنی
عشق، آماده بکن خنجر برندهتری
هیمه بر هیمهی این آتش سوزنده بریز
تا از آن جنگل انبوه نماند اثری
نکند بوی تو را باد به هر جا ببرد
خوش ندارم دل هر رهگذری را ببری!
#اعظم_سعادتمند
@AdabSar
میتوانی که فریبم بدهی با نظری
پنجه انداختهای سوی شکار دگری
آه! دیوانهی آن لحظهی چشمان توام
که پلنگانه به قربانی خود مینگری
آنچنان رد شو که آشفته کنی موی مرا
ای که آسودهدل از بیشهی من میگذری
مرهمی بهتر از این نیست که زخمم بزنی
عشق، آماده بکن خنجر برندهتری
هیمه بر هیمهی این آتش سوزنده بریز
تا از آن جنگل انبوه نماند اثری
نکند بوی تو را باد به هر جا ببرد
خوش ندارم دل هر رهگذری را ببری!
#اعظم_سعادتمند
@AdabSar
@AdabSar
"تو مَر دیو را، مردمِ بدشناس
کسی کو ندارد ز یزدان سپاس
🍀🍁🍀
هر آن کو گذشت از رهِ مردمی
ز دیوان شُمَر، مَشْمَر از آدمی
🌸🌹🌸
خرد گر برین گفتها نَگرَوَد
مگر نیکْمغزش همی نشنود
#فردوسی
🌺🌸🌺
هفتهای با پیشآمدهای خوب آرزومندم
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
@AdabSar
"تو مَر دیو را، مردمِ بدشناس
کسی کو ندارد ز یزدان سپاس
🍀🍁🍀
هر آن کو گذشت از رهِ مردمی
ز دیوان شُمَر، مَشْمَر از آدمی
🌸🌹🌸
خرد گر برین گفتها نَگرَوَد
مگر نیکْمغزش همی نشنود
#فردوسی
🌺🌸🌺
هفتهای با پیشآمدهای خوب آرزومندم
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
✨⚜✨⚜
@AdabSar
این زبان ناآشنا از کجا آمده است؟!
یادداشتی از اسماعیل امینی
ویرایش و برگردان به پارسی پاک: ادبسار
@AdabSar
هنگامی که میخواهید از دستگاههای خودپرداز پول بگیرید، روی نمایشگر مینویسد:
"دستگاه در حال شمارش وجه میباشد."
این میشود: دستگاه دارد پول میشمارد.
روی برخی پلهای رهگذر پیاده نوشته شده: "تکدیگری چهرهی شهر را زشت میکند."
این میشود: گدایی چهرهی شهر را زشت میکند.
راستی این زبان ناشناخته از کجا آمده است؟ در میان هفتاد میلیون مردم ایران، هتا(حتا) یک تن هست که به "پول" بگوید "وجه"؟ یا به "پول گرفتن" بگوید "دریافت وجه"؟
آیا یک ایرانی پیدا میشود که به "گدایی" بگویید "تکدیگری"؟
کسانی که این زبان را از زبان روزانه بِهتر میدانند، نام آن را گذاشتهاند "زبان سازمانی" و گمان میکنند که اگر به زبان رواگدار(رایج) مردم بنویسند، نوشتهشان سازمانی و آیینمند(رسمی) نخواهد بود.
پیش از دنبالهی سخن، چند سُهانِ(جملهی) دیوانی را با هم بخوانیم:
"اسقاط کافهی خیارات متصوره از طرفین متعاملین بهعمل آمد، علیالخصوص خیار غبن، اگرچه فاحش باشد."!!!
این سهانها را در گواهی دادوستدها مینویسند و گمان میکنند که اینگونه، از واژگان سازمانی و هودهای(حقوقی) بهره بردهاند. بیآنکه بیندیشند که کسی به این زبان سخن نمیگوید و کمتر کسی است که چمار(معنی) این سُهانهای ناآشنا را بداند.
زبان دیوانی، بازماندهی نوشتار دبیران پیشین و یکی از نمودهای چیرگی و خودکامگی دیوانی است. ابزاری برای پاسداری توانِشِ(اقتدار) سازمان و مرزکِشی میان مردم و کارگزاران سازمانی و استوار شدن پیشکاران دیوانسالاری در جایگاه برتر، به گونهای که مردم گمان کنند آن کسی که پشت میز نشسته، از آنان برتر است و هوده(حق) همیشه با اوست، چون پشت میز نشسته و زبان دیوانی یاد دارد.
ویچارهای(تعابیر) برساختهای مانند: "به پیوست ایفاد میگردد"، "ابتیاع فرمایید"، "اطلاع حاصل شد"، امر به ابلاغ فرمایید" و دهها واژهی مندرآوردی دیگر، نهتنها برای درازنویسی و خودنمایی زبانی است، که آرمان مهادین(اصلی) از کاربرد این زبان دروغین و بینشان، برتریجویی سازمان و کارگزاران آن بر دیگران است.
رهآورد این برتریجویی، خوار شمردن و از میدان به در کردن مردم، آن است که سَرزَنَنده(مُراجِع) که به زبان دیوانی میشود "اربابرجوع"، نه در جایگاه سروری و سزاواری، که در جایگاه برده و بندهی فرمانبردار سازمان نهاده میشود.
سُهانهای دستوری همچون: "از تمام صفحات شناسنامهات چهار سری کپی بگیر!"، "کپی تمام صفحات سند منزل را بیاور"، "این نامه را ببر طبقهی هفتم برای امضا، بعد ببر طبقه زیرزمین برای ثبت دبیرخانه، بعد بیاور همینجا!"
این سُهانهای دستوری و بسیاری از فرمانهای نابخردانه و ناسنجیده، که به نام "روش دیوانی" شناخته شدهاند، بیشتر برای ترساندن مردم و راندن آنان به جایگاه شرمساری و گردننهادن به فرمانروایی دیوانی است.
در یکی از دانشگاهها، دو سَراچِه(اتاغ) در کنار هم بودند که دانشجویان باید پروندهشان به نیابه(نوبت)، به آن دو سراچه میبردند. درِ یکی از سراچهها بسته بود ("در" در زبان دیوانی میشود "درب"!)
روی درِ بسته نوشته بود: "مراجعه از حیاط دانشگاه".
دانشجویان باید راهی دراز را در زیر آفتاب میرفتند و سپس زیر پنجرهی آن سراچه و در گرمای تابستان میایستادند تا نیابهشان شود.
از سرپرست آن سراچه پرسیدم "چرا همین درِ درون ساختمان را باز نمیکنید تا دانشجویان آسوده باشند و زیر آفتاب نمانند؟"
پاسخ داد: دانشجو اگر آسوده باشد، پُررو میشود و چشمداشت بیشتری دارد.
شالودهریزی زبان و روش سازمانی بر پایهی همین دیدگاه است که مردم چشمداشتی نداشته باشند.
زمانی پیمانی گذاشته شد تا برگه میهنی(کارت ملی) جایگزین شناسنامه شود تا گواهی کیستیِ مردم، همیشه همراهشان باشد و یک شمارهی ویژه برای هر کس(کد ملی) نشانگر نام و نشان آن فرد باشد. همین برگه میهنی که برای آسان شدن کار سازمانی و آسودگی مردم ساخته شده بود، دستاویز تازهی خودکامگان دیوانی شده است. اکنون رونوشت همهی رویههای شناسنامه و رونوشت پشت و روی برگه میهنی و خود شناسنامه و برگه میهنی و نیز شماره پیکی(کدپستی) خانه و کارجای(محل کار) برای هرگونه کار سازمانی بایسته(لازم) است!
مردم، خدیوان(صاحبان) مهادین دستگاه دیوانی هستند و همهی ساختمانها، سراچهها، میزها و جایگاههای دیوانی با پول مردم ساخته شده و باید برای کاریاری و زاوری(خدمت) مردم بهکار گرفته شود، ولی کسی که پشت میز نشسته و زبان دیوانی یاد دارد و از آییننامههای سازمانی سر در میآورد، خود را برتر میبیند و برای نگهداری این برتری و پیشگیری از پررو شدن مردم، هر روز ترفند تازهای بهکار میبندد.
#پارسی_پاک #ادبسار
@AdabSar
✨⚜✨⚜
@AdabSar
این زبان ناآشنا از کجا آمده است؟!
یادداشتی از اسماعیل امینی
ویرایش و برگردان به پارسی پاک: ادبسار
@AdabSar
هنگامی که میخواهید از دستگاههای خودپرداز پول بگیرید، روی نمایشگر مینویسد:
"دستگاه در حال شمارش وجه میباشد."
این میشود: دستگاه دارد پول میشمارد.
روی برخی پلهای رهگذر پیاده نوشته شده: "تکدیگری چهرهی شهر را زشت میکند."
این میشود: گدایی چهرهی شهر را زشت میکند.
راستی این زبان ناشناخته از کجا آمده است؟ در میان هفتاد میلیون مردم ایران، هتا(حتا) یک تن هست که به "پول" بگوید "وجه"؟ یا به "پول گرفتن" بگوید "دریافت وجه"؟
آیا یک ایرانی پیدا میشود که به "گدایی" بگویید "تکدیگری"؟
کسانی که این زبان را از زبان روزانه بِهتر میدانند، نام آن را گذاشتهاند "زبان سازمانی" و گمان میکنند که اگر به زبان رواگدار(رایج) مردم بنویسند، نوشتهشان سازمانی و آیینمند(رسمی) نخواهد بود.
پیش از دنبالهی سخن، چند سُهانِ(جملهی) دیوانی را با هم بخوانیم:
"اسقاط کافهی خیارات متصوره از طرفین متعاملین بهعمل آمد، علیالخصوص خیار غبن، اگرچه فاحش باشد."!!!
این سهانها را در گواهی دادوستدها مینویسند و گمان میکنند که اینگونه، از واژگان سازمانی و هودهای(حقوقی) بهره بردهاند. بیآنکه بیندیشند که کسی به این زبان سخن نمیگوید و کمتر کسی است که چمار(معنی) این سُهانهای ناآشنا را بداند.
زبان دیوانی، بازماندهی نوشتار دبیران پیشین و یکی از نمودهای چیرگی و خودکامگی دیوانی است. ابزاری برای پاسداری توانِشِ(اقتدار) سازمان و مرزکِشی میان مردم و کارگزاران سازمانی و استوار شدن پیشکاران دیوانسالاری در جایگاه برتر، به گونهای که مردم گمان کنند آن کسی که پشت میز نشسته، از آنان برتر است و هوده(حق) همیشه با اوست، چون پشت میز نشسته و زبان دیوانی یاد دارد.
ویچارهای(تعابیر) برساختهای مانند: "به پیوست ایفاد میگردد"، "ابتیاع فرمایید"، "اطلاع حاصل شد"، امر به ابلاغ فرمایید" و دهها واژهی مندرآوردی دیگر، نهتنها برای درازنویسی و خودنمایی زبانی است، که آرمان مهادین(اصلی) از کاربرد این زبان دروغین و بینشان، برتریجویی سازمان و کارگزاران آن بر دیگران است.
رهآورد این برتریجویی، خوار شمردن و از میدان به در کردن مردم، آن است که سَرزَنَنده(مُراجِع) که به زبان دیوانی میشود "اربابرجوع"، نه در جایگاه سروری و سزاواری، که در جایگاه برده و بندهی فرمانبردار سازمان نهاده میشود.
سُهانهای دستوری همچون: "از تمام صفحات شناسنامهات چهار سری کپی بگیر!"، "کپی تمام صفحات سند منزل را بیاور"، "این نامه را ببر طبقهی هفتم برای امضا، بعد ببر طبقه زیرزمین برای ثبت دبیرخانه، بعد بیاور همینجا!"
این سُهانهای دستوری و بسیاری از فرمانهای نابخردانه و ناسنجیده، که به نام "روش دیوانی" شناخته شدهاند، بیشتر برای ترساندن مردم و راندن آنان به جایگاه شرمساری و گردننهادن به فرمانروایی دیوانی است.
در یکی از دانشگاهها، دو سَراچِه(اتاغ) در کنار هم بودند که دانشجویان باید پروندهشان به نیابه(نوبت)، به آن دو سراچه میبردند. درِ یکی از سراچهها بسته بود ("در" در زبان دیوانی میشود "درب"!)
روی درِ بسته نوشته بود: "مراجعه از حیاط دانشگاه".
دانشجویان باید راهی دراز را در زیر آفتاب میرفتند و سپس زیر پنجرهی آن سراچه و در گرمای تابستان میایستادند تا نیابهشان شود.
از سرپرست آن سراچه پرسیدم "چرا همین درِ درون ساختمان را باز نمیکنید تا دانشجویان آسوده باشند و زیر آفتاب نمانند؟"
پاسخ داد: دانشجو اگر آسوده باشد، پُررو میشود و چشمداشت بیشتری دارد.
شالودهریزی زبان و روش سازمانی بر پایهی همین دیدگاه است که مردم چشمداشتی نداشته باشند.
زمانی پیمانی گذاشته شد تا برگه میهنی(کارت ملی) جایگزین شناسنامه شود تا گواهی کیستیِ مردم، همیشه همراهشان باشد و یک شمارهی ویژه برای هر کس(کد ملی) نشانگر نام و نشان آن فرد باشد. همین برگه میهنی که برای آسان شدن کار سازمانی و آسودگی مردم ساخته شده بود، دستاویز تازهی خودکامگان دیوانی شده است. اکنون رونوشت همهی رویههای شناسنامه و رونوشت پشت و روی برگه میهنی و خود شناسنامه و برگه میهنی و نیز شماره پیکی(کدپستی) خانه و کارجای(محل کار) برای هرگونه کار سازمانی بایسته(لازم) است!
مردم، خدیوان(صاحبان) مهادین دستگاه دیوانی هستند و همهی ساختمانها، سراچهها، میزها و جایگاههای دیوانی با پول مردم ساخته شده و باید برای کاریاری و زاوری(خدمت) مردم بهکار گرفته شود، ولی کسی که پشت میز نشسته و زبان دیوانی یاد دارد و از آییننامههای سازمانی سر در میآورد، خود را برتر میبیند و برای نگهداری این برتری و پیشگیری از پررو شدن مردم، هر روز ترفند تازهای بهکار میبندد.
#پارسی_پاک #ادبسار
@AdabSar
✨⚜✨⚜
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻نعناع =(پارسی تازیشده)، نانوک، پَذُور، بینِه(گیلکی)، زفوده
🔻ریحان = شاد اِسپَرم، وَنجَنَک، سِپَرغَم، نازبویه، پارَنبوی، بادروگ(ریحان کوهی)
🔻جعفری = (پارسی تازیشده)، جَفَّری، سَدبرگ، همیشه بهار، کوپوره
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#نعنا #ریحان #جعفری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻نعناع =(پارسی تازیشده)، نانوک، پَذُور، بینِه(گیلکی)، زفوده
🔻ریحان = شاد اِسپَرم، وَنجَنَک، سِپَرغَم، نازبویه، پارَنبوی، بادروگ(ریحان کوهی)
🔻جعفری = (پارسی تازیشده)، جَفَّری، سَدبرگ، همیشه بهار، کوپوره
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#نعنا #ریحان #جعفری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
پیشکش ما به چشم یار نیامد
خواستمش جان کنم نثار، نیامد
هرچه پریدند پلکهای تمنا
مژدهی پایان انتظار نیامد
جام شرابی که طعم بوسه به لب داشت
پیر شدیم و شبی به کار نیامد
هرچه درخشید ماه و جلوهگری کرد
هیچ پلنگی به کوهسار نیامد
آه که هربار یاد عشق تو کردم
در نظرم مرگ ناگوار نیامد
قافلهی عمر هست و حوصلهاش نیست
کیست که با زندگی کنار نیامد؟
#فاضل_نظری
@AdabSar
پیشکش ما به چشم یار نیامد
خواستمش جان کنم نثار، نیامد
هرچه پریدند پلکهای تمنا
مژدهی پایان انتظار نیامد
جام شرابی که طعم بوسه به لب داشت
پیر شدیم و شبی به کار نیامد
هرچه درخشید ماه و جلوهگری کرد
هیچ پلنگی به کوهسار نیامد
آه که هربار یاد عشق تو کردم
در نظرم مرگ ناگوار نیامد
قافلهی عمر هست و حوصلهاش نیست
کیست که با زندگی کنار نیامد؟
#فاضل_نظری
@AdabSar
💫
چه آسان لحظهها را به کام هم تلخ میکنیم
و چه ارزان میفروشیم لذت با هم بودن را!
چه زود دیر میشود
و نمیدانیم که، فردا میآید
شاید ما نباشیم...
#علی_صالحی
@AdabSar
چه آسان لحظهها را به کام هم تلخ میکنیم
و چه ارزان میفروشیم لذت با هم بودن را!
چه زود دیر میشود
و نمیدانیم که، فردا میآید
شاید ما نباشیم...
#علی_صالحی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«یانا»
"یانا"، نامی دخترانه و چندکشوری(بینالمللی) به مانی زیبا و درخشان است.
گفته میشود "یانا" در پارسی اوستایی به چم(معنی) نیکیرسان و نیکوییبخش است.
این نام در ترکی به ماناک(معنی) در کنار هم بودن، سوزان، سوزاننده، پخته و رسیده است.
در سانسکریت نیز "یانا" به چم گردشگری و "یاناک" به چم گردشگر است.
🇮🇷برخی از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 هانا، یسنا، دیانا، ماندانا، گیلانا، کیجانا، روشنا، روزانا و...
👦🏻 دانا، مانا، توانا و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#یانا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«یانا»
"یانا"، نامی دخترانه و چندکشوری(بینالمللی) به مانی زیبا و درخشان است.
گفته میشود "یانا" در پارسی اوستایی به چم(معنی) نیکیرسان و نیکوییبخش است.
این نام در ترکی به ماناک(معنی) در کنار هم بودن، سوزان، سوزاننده، پخته و رسیده است.
در سانسکریت نیز "یانا" به چم گردشگری و "یاناک" به چم گردشگر است.
🇮🇷برخی از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 هانا، یسنا، دیانا، ماندانا، گیلانا، کیجانا، روشنا، روزانا و...
👦🏻 دانا، مانا، توانا و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#یانا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻تعمیر = بازسازی، بازساختن، نوسازی، درستکردن، نیسارِش، بازآراستاری، دوبارهسازی، آباداندن، آبادکردن، آبادانی، پینهکاری، زندگیبخشیدن
🔻تعمیرکار = نیسارَندِه، نیسارگَر، بازسازنده
تعمیر کردن = پُرزیدن، ساز کردن(تاجیکستانی)، بازسازیکردن، بازساختن، نوسازیکردن، درستکردن، آباد کردن، نیساریدَن
🔻تعمیرکننده = نیسارَندِه، نیسارگَر، بازسازنده، آبادانی کن
🔻تعمیرگاه = بازسازگاه، بازساختگاه، نوسازگاه، نوساختگاه، سامانگاه، نیسارِشگاه
✍نمونه:
🔺تعمیرکار قابلی است =
نیسارگَر درخوری است
بازسازندهی شایستهای است
🔺مبالغی را صرف تعمیرات کرد =
پولهایی را هزینهی نوسازیها کرد
پولهایی را برای بازآراستاری داد
🔺این بنا احتیاج به تعمیرات کلی دارد =
این سازه نیاز به بازسازی کلان دارد
این ساختمان نیاز به نیسارِش کلان دارد
🔺رادیو را به تعمیرگاه بردم تا برایم تعمیرش کنند =
گیرانه را به نیسارِشگاه بردم تا برایم درستش کنند
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#تعمیر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻تعمیر = بازسازی، بازساختن، نوسازی، درستکردن، نیسارِش، بازآراستاری، دوبارهسازی، آباداندن، آبادکردن، آبادانی، پینهکاری، زندگیبخشیدن
🔻تعمیرکار = نیسارَندِه، نیسارگَر، بازسازنده
تعمیر کردن = پُرزیدن، ساز کردن(تاجیکستانی)، بازسازیکردن، بازساختن، نوسازیکردن، درستکردن، آباد کردن، نیساریدَن
🔻تعمیرکننده = نیسارَندِه، نیسارگَر، بازسازنده، آبادانی کن
🔻تعمیرگاه = بازسازگاه، بازساختگاه، نوسازگاه، نوساختگاه، سامانگاه، نیسارِشگاه
✍نمونه:
🔺تعمیرکار قابلی است =
نیسارگَر درخوری است
بازسازندهی شایستهای است
🔺مبالغی را صرف تعمیرات کرد =
پولهایی را هزینهی نوسازیها کرد
پولهایی را برای بازآراستاری داد
🔺این بنا احتیاج به تعمیرات کلی دارد =
این سازه نیاز به بازسازی کلان دارد
این ساختمان نیاز به نیسارِش کلان دارد
🔺رادیو را به تعمیرگاه بردم تا برایم تعمیرش کنند =
گیرانه را به نیسارِشگاه بردم تا برایم درستش کنند
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#تعمیر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
چقدر شب بکشم تا تو را ستاره کنم؟
و هر غروب بیایم تو را نظاره کنم؟
چقدر هرکه ز حال خراب من پرسید
به خشکسالی فوارهها اشاره کنم؟
چقدر تسبیح یاقوت را بچرخانم
برای دیدنت هرروز استخاره کنم؟
قرار ما سر هر پیک با سلام تو بود
بیا که توبه که نه، بیعتی دوباره کنم
شرنگ بدرقهی راه آن که باعث شد
تو را نصیب شبحهای بدقواره کنم
ستاره و شب و موهات، شعر و نقاشیست
چقدر شب بکشم ... روز پاره پاره کنم؟
#حسن_حسن_پور
@AdabSar
چقدر شب بکشم تا تو را ستاره کنم؟
و هر غروب بیایم تو را نظاره کنم؟
چقدر هرکه ز حال خراب من پرسید
به خشکسالی فوارهها اشاره کنم؟
چقدر تسبیح یاقوت را بچرخانم
برای دیدنت هرروز استخاره کنم؟
قرار ما سر هر پیک با سلام تو بود
بیا که توبه که نه، بیعتی دوباره کنم
شرنگ بدرقهی راه آن که باعث شد
تو را نصیب شبحهای بدقواره کنم
ستاره و شب و موهات، شعر و نقاشیست
چقدر شب بکشم ... روز پاره پاره کنم؟
#حسن_حسن_پور
@AdabSar
💫
ندارم عادت منتکشیدن، حال من خوب است
زِ بس با دستِ خود از پشت خود خنجر درآوردم
زِ عُمرِ رفته آهی ماند بر آیینهی جانم
طلا در کوره کردم، مُشتِ خاکستر در آوردم!
#حسین_جنتی
@AdabSar
ندارم عادت منتکشیدن، حال من خوب است
زِ بس با دستِ خود از پشت خود خنجر درآوردم
زِ عُمرِ رفته آهی ماند بر آیینهی جانم
طلا در کوره کردم، مُشتِ خاکستر در آوردم!
#حسین_جنتی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
از هر تاریکی تاریکتر، نادانی است!
#اوشنر_دانا
📕 بزرگان ایران باستان، نوشتهی م.آذری، رویه ۳۱
فرستنده: #بلال_ریگی
@AdabSar
💡📚📚💡
#اوشنر_دانا
📕 بزرگان ایران باستان، نوشتهی م.آذری، رویه ۳۱
فرستنده: #بلال_ریگی
@AdabSar
💡📚📚💡
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«نسرین»
🌸 نام دخترانهی "نسرین" برگرفته از گونهای گل خوشبو به رنگهای زرد و سپید، با گلبرگهای فراوان و ریز از خانوادهی گل نرگس است که به آن "رز جنگلی(وحشی)" هم میگویند.
🌼 بیشتر بزرگان زبان پارسی دربارهی ریشهی نام "نسرین" خاموش ماندهاند. چند تن نیز گمان میکنند که این نام ریشهی تازی داشته باشد. ولی "رسول رهین"، پژوهشگر افغان در نیپیک(کتاب) "سرگذشت زبان فارسی دری" واژهی "نسرین" را دارای ریشهی پارسی دانسته که از پارسی به تازی رفته است. همچنین در واژهنامهی تازی "المعانی" نیز "نسرین" را دارای ریشهی پارسی دانستهاند. "نسرین" در پارسی نام ساده است و به دید میرسد که با "نسترن" همریشه باشد.
🌸 آنچه که به گمانزد تازی بودن نام دامن میزند، واژهی "نَسرَین" است که آمیخته از "نسر+ــَین(نشان چندینهی[جمع] تازی)" و به چم دوستاره است که در پارسی نیز به پیروی از تازی به دو ستارهی نامدار آسمان "نسرین" میگویند. نام گل "نسرین" هم از پارسی به تازی رفته است.
🌼 نسرین در ادبسار(ادبیات) کهن ایران کنایه از چهرهی زیبا و تن نرم و نازک دلدار است:
که دارد چون تو معشوقی نگار و چابک و دلبر
بنفشهموی و نرگسچشم و لالهروی و نسرینبر!
#سلمان_ساوجی
- کنایه از زیبارویی:
به روی او دل بیمار عاشقان چو صبا
فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد
#حافظ
رُخش نسرین و بویش نیز نسرین
لبش شیرین و نامش نیز شیرین
#نظامی
- کنایه از فرارسیدن نوروز:
رسیدن گل و نسرین به خیر و نیکی باد
بنفشه شاد و کش آمد، سمن صفا آورد
#حافظ
🌸 گل نسرین نماد چیست؟
در میان گلها، "نسرین" نماد دلباختگی است.
نسرین زرد نشانهی امید، پشتکار، بردباری، آرامش، مهر و دلبستگی است.
نسرین سپید نماد دلدادگی و آرزو است.
گل نسرین در فرانسه نماد پیکار با بیماری چنگار(سَرَتان) است.
🌼 نامهای دخترانهی نسریندخت، نسرینمهر، نسرینرخ، نسرینرو، نسرینچهر و نسریننوش(نام همسر بهرام گور ساسانی) نامهای ایرانی آمیخته با "نسرین" هستند.
🇮🇷 شماری از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 نسترن، آفرین، مهرین، آترین، بهارین و...
👦🏻 سورین، سورن، سپهرین، برزین، آرین و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#نسرین
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«نسرین»
🌸 نام دخترانهی "نسرین" برگرفته از گونهای گل خوشبو به رنگهای زرد و سپید، با گلبرگهای فراوان و ریز از خانوادهی گل نرگس است که به آن "رز جنگلی(وحشی)" هم میگویند.
🌼 بیشتر بزرگان زبان پارسی دربارهی ریشهی نام "نسرین" خاموش ماندهاند. چند تن نیز گمان میکنند که این نام ریشهی تازی داشته باشد. ولی "رسول رهین"، پژوهشگر افغان در نیپیک(کتاب) "سرگذشت زبان فارسی دری" واژهی "نسرین" را دارای ریشهی پارسی دانسته که از پارسی به تازی رفته است. همچنین در واژهنامهی تازی "المعانی" نیز "نسرین" را دارای ریشهی پارسی دانستهاند. "نسرین" در پارسی نام ساده است و به دید میرسد که با "نسترن" همریشه باشد.
🌸 آنچه که به گمانزد تازی بودن نام دامن میزند، واژهی "نَسرَین" است که آمیخته از "نسر+ــَین(نشان چندینهی[جمع] تازی)" و به چم دوستاره است که در پارسی نیز به پیروی از تازی به دو ستارهی نامدار آسمان "نسرین" میگویند. نام گل "نسرین" هم از پارسی به تازی رفته است.
🌼 نسرین در ادبسار(ادبیات) کهن ایران کنایه از چهرهی زیبا و تن نرم و نازک دلدار است:
که دارد چون تو معشوقی نگار و چابک و دلبر
بنفشهموی و نرگسچشم و لالهروی و نسرینبر!
#سلمان_ساوجی
- کنایه از زیبارویی:
به روی او دل بیمار عاشقان چو صبا
فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد
#حافظ
رُخش نسرین و بویش نیز نسرین
لبش شیرین و نامش نیز شیرین
#نظامی
- کنایه از فرارسیدن نوروز:
رسیدن گل و نسرین به خیر و نیکی باد
بنفشه شاد و کش آمد، سمن صفا آورد
#حافظ
🌸 گل نسرین نماد چیست؟
در میان گلها، "نسرین" نماد دلباختگی است.
نسرین زرد نشانهی امید، پشتکار، بردباری، آرامش، مهر و دلبستگی است.
نسرین سپید نماد دلدادگی و آرزو است.
گل نسرین در فرانسه نماد پیکار با بیماری چنگار(سَرَتان) است.
🌼 نامهای دخترانهی نسریندخت، نسرینمهر، نسرینرخ، نسرینرو، نسرینچهر و نسریننوش(نام همسر بهرام گور ساسانی) نامهای ایرانی آمیخته با "نسرین" هستند.
🇮🇷 شماری از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 نسترن، آفرین، مهرین، آترین، بهارین و...
👦🏻 سورین، سورن، سپهرین، برزین، آرین و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#نسرین
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مقدمه = پیشگفتار، پیشگُفت، سرآغاز، پیشدرآمد، پيشآغاز، ديباچه
🔻مقدمه چینی = زمینهسازی، زمینهچینی، آغازگری
🔻بی مقدمه = بی پیشرو، بی دیباچه، بی پیشدرآمد، بی پیشینه
✍نمونه:
🔺"باستانی پاریزی" مقدمهی کتاب "سیاستمدار مورخ" را نوشت =
"باستانی پاریزی" پیشگفتار نبیگ "سیاستمدار مورخ" را نوشت
🔺در مقدمهی صحبتش موضوع مهمی را بیان کرد =
در سرآغاز سخنش جَستار مَهَندی را گفت
🔺بی مقدمه رفت سر اصل مطلب =
بی پیشدرآمد به سخن مِهادین پرداخت
🔺کاهش تولید، مقدمهچینی برای افزایش قیمت است =
کاهش فرآورش، زمینهسازی برای افزایش بها است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#مقدمه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مقدمه = پیشگفتار، پیشگُفت، سرآغاز، پیشدرآمد، پيشآغاز، ديباچه
🔻مقدمه چینی = زمینهسازی، زمینهچینی، آغازگری
🔻بی مقدمه = بی پیشرو، بی دیباچه، بی پیشدرآمد، بی پیشینه
✍نمونه:
🔺"باستانی پاریزی" مقدمهی کتاب "سیاستمدار مورخ" را نوشت =
"باستانی پاریزی" پیشگفتار نبیگ "سیاستمدار مورخ" را نوشت
🔺در مقدمهی صحبتش موضوع مهمی را بیان کرد =
در سرآغاز سخنش جَستار مَهَندی را گفت
🔺بی مقدمه رفت سر اصل مطلب =
بی پیشدرآمد به سخن مِهادین پرداخت
🔺کاهش تولید، مقدمهچینی برای افزایش قیمت است =
کاهش فرآورش، زمینهسازی برای افزایش بها است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#مقدمه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻جنس = (Goods, Commodity)، کالا
🔻اجناس = کالاها
✍نمونه:
🔺آیا حاضرید برای ابتیاع جنس استاندارد، هزینهی زیادتری تادیه کنید؟ =
آیا آمادهاید برای خرید کالای اِستانده، هزینهی بیشتری پرداخت کنید؟
🔺اجناس را داخل انبار بگذارید =
کالاها ر ا درون انبار بگذارید
🚩 واژهی "جنس" را برخی پارسی و برخی نیز یونانیِ تازیگشته می دانند.
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#جنس #اجناس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻جنس = (Goods, Commodity)، کالا
🔻اجناس = کالاها
✍نمونه:
🔺آیا حاضرید برای ابتیاع جنس استاندارد، هزینهی زیادتری تادیه کنید؟ =
آیا آمادهاید برای خرید کالای اِستانده، هزینهی بیشتری پرداخت کنید؟
🔺اجناس را داخل انبار بگذارید =
کالاها ر ا درون انبار بگذارید
🚩 واژهی "جنس" را برخی پارسی و برخی نیز یونانیِ تازیگشته می دانند.
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#جنس #اجناس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
سلام شیرهی شعرم، گلولهی نمکم
هنوز بی تو خودم مثل بغض میترکم
چه غنچهها که به سودای بوسه پیش از تو
میآمدند، ولــــی مـــــن نمیگـزید ککـــم
ولی تو آمدی و شور تازه آوردی
که دلپذیر شود روزگار بینمکم
کلک زدم کــــه نیایی، ولی ندانستم
که با نیامدنت کنده میشود کلکم
پری به پیلهام آوردی و من از آن روز
میان اینهمه گل با پـــر تو میپلکم
بدون شبهه خدا آفرید کــــوتاهت
که ختم قافیه باشی، سلام دلبرکم!
#غلامرضا_طریقی
@AdabSar
سلام شیرهی شعرم، گلولهی نمکم
هنوز بی تو خودم مثل بغض میترکم
چه غنچهها که به سودای بوسه پیش از تو
میآمدند، ولــــی مـــــن نمیگـزید ککـــم
ولی تو آمدی و شور تازه آوردی
که دلپذیر شود روزگار بینمکم
کلک زدم کــــه نیایی، ولی ندانستم
که با نیامدنت کنده میشود کلکم
پری به پیلهام آوردی و من از آن روز
میان اینهمه گل با پـــر تو میپلکم
بدون شبهه خدا آفرید کــــوتاهت
که ختم قافیه باشی، سلام دلبرکم!
#غلامرضا_طریقی
@AdabSar
@AdabSar
من از عطرِ آهستهی هوا میفهمم
تو باید تازهگیها
از اینجا گذشته باشی.
گفتوگویِ مخفی ماه وُ
پردهپوشیِ آب هم
همین را میگویند.
دیگر نیازی به دعای دریا نیست
گلدانها را آب دادهام
ظرفها را شستهام
خانه را رُفت و رو کردهام
دنیا خیلی خوب است،
بیا!
علامتِ خانهبودنِ من
همین پنجرهی رو به جنوبِ آفتاب است،
تا تو نیایی
پرده را نخواهم کشید!
#علی_صالحی
@AdabSar
من از عطرِ آهستهی هوا میفهمم
تو باید تازهگیها
از اینجا گذشته باشی.
گفتوگویِ مخفی ماه وُ
پردهپوشیِ آب هم
همین را میگویند.
دیگر نیازی به دعای دریا نیست
گلدانها را آب دادهام
ظرفها را شستهام
خانه را رُفت و رو کردهام
دنیا خیلی خوب است،
بیا!
علامتِ خانهبودنِ من
همین پنجرهی رو به جنوبِ آفتاب است،
تا تو نیایی
پرده را نخواهم کشید!
#علی_صالحی
@AdabSar