💫
زلفت چو شب و چهره چو روزی نیکوست
من روز و شبت ز بهر آن دارم دوست
آن کو ز رخت روز و ز زلفت شب ساخت
پیوسته نگهدار شب و روز تو اوست
#اوحدی_مراغه_ای
#چکامه_پارسی
@AdabSar
زلفت چو شب و چهره چو روزی نیکوست
من روز و شبت ز بهر آن دارم دوست
آن کو ز رخت روز و ز زلفت شب ساخت
پیوسته نگهدار شب و روز تو اوست
#اوحدی_مراغه_ای
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔅 پرسش شما
با درود . می خواستم بدانم که روز مرد و پدر در تاریخ ایران چه روزی بوده ؟ روز زن داریم و خوشبختانه هر سال سپندارمزگان یادآوری می شود و بیشتر مردم آشنا هستند ولی نمی دانیم روز مرد چه روزی است .
پاسخ ادبسار 👇👇
با درود . می خواستم بدانم که روز مرد و پدر در تاریخ ایران چه روزی بوده ؟ روز زن داریم و خوشبختانه هر سال سپندارمزگان یادآوری می شود و بیشتر مردم آشنا هستند ولی نمی دانیم روز مرد چه روزی است .
پاسخ ادبسار 👇👇
👴🏻👨🏻 @AdabSar
🎁 آشنایی با روز مرد و پدر در ایران
❄️ در گذشتههای دور در ایران، روز ویژهای برای بزرگداشت مردان و پدران در گاهشماری پیشبینی نشده بود ولی در روزها و آیینهایی، بر جایگاه مردان نیک روزگار ارج مینهادند که برجستهترین آنها دوم بهمن و جشن بهمنگان بود. بهمنگان، چنانچه از نامش پیداست، در کنار دیگر آیینهایش، ویژهی بزرگداشت جایگاه مردان نیکاندیش و اندیشهورز بود. این روز از آن مردان درستکار بود و نزدیکترین پیوند را با روز مرد و پدر داشته و دارد.
🔥 چند سال پیش، انجمن موبدان زرتشتی پس از رایزنیهای بسیار، روز جشن شهریورگان را به شوند(دلیل) شهریاری بر خویش، روز مرد و پدر نامید. به گفتهی کوروش نیکنام، روز دوم بهمن(جشن بهمنگان)، روز ششم فروردین(زادروز نمادین زرتشت) و هفتم آبان(روز بزرگداشت کوروش) نیز از نامزدهای این روز بودند ولی برگزیده نشدند. ایزد شهریور، پس از بهمن یا وهومن در میان ایزدان ششگانه، جایگاه دوم خرد، اندیشهی نیک و منش پاک را داشت. شهریورگان، روز پادشاهی آرزو شده، پادشاهان دادگر، شهریاران شایسته و کردار نیک در ایران باستان و به گمان زادروز داراب یا داریوش هخامنشی بود. در این جشن ایرانیان برای شادباشگویی به دیدار پادشاه میرفتند.
💫 بهمنگان از آنرو برگزیده نشد که همزمان با روز پشتیبانی و پاسداری از زندگی جانوران بود. فرشته یا امشاسپند بهمن، پاسدار جانوران بود.
روز هفتم آبان، روز بزرگداشت کوروش بزرگ هخامنشی، روز مرد و پدر نبوده و نیست. ولی از آنجا که کوروش را پدر ایران میدانند و گویا پارسیان روزگار کوروش او را پدر مینامیدند، گاه به نادرست گمان میشود که هفتم آبان روز پدر در ایران است ولی این روز در باور دوستدارانش، "روز کوروش، پدر ایران" است.
گمان میرود که جشنهای بهمنگان و شهریورگان کهنتر از بزرگداشت کوروش و زادروز زرتشت هستند.
📜 دربارهی زادروز داراب بخوانید:
t.me/AdabSar/8248
دربارهی شهریورگان بخوانید:
t.me/AdabSar/8245
t.me/AdabSar/8247
دربارهی بهمنگان بخوانید:
t.me/AdabSar/5785
t.me/AdabSar/9848
دربارهی روز بزرگداشت کوروش بخوانید:
t.me/AdabSar/8915
✍🏻 #پریسا_امام_وردی
👴🏻👨🏻 @AdabSar
🎁 آشنایی با روز مرد و پدر در ایران
❄️ در گذشتههای دور در ایران، روز ویژهای برای بزرگداشت مردان و پدران در گاهشماری پیشبینی نشده بود ولی در روزها و آیینهایی، بر جایگاه مردان نیک روزگار ارج مینهادند که برجستهترین آنها دوم بهمن و جشن بهمنگان بود. بهمنگان، چنانچه از نامش پیداست، در کنار دیگر آیینهایش، ویژهی بزرگداشت جایگاه مردان نیکاندیش و اندیشهورز بود. این روز از آن مردان درستکار بود و نزدیکترین پیوند را با روز مرد و پدر داشته و دارد.
🔥 چند سال پیش، انجمن موبدان زرتشتی پس از رایزنیهای بسیار، روز جشن شهریورگان را به شوند(دلیل) شهریاری بر خویش، روز مرد و پدر نامید. به گفتهی کوروش نیکنام، روز دوم بهمن(جشن بهمنگان)، روز ششم فروردین(زادروز نمادین زرتشت) و هفتم آبان(روز بزرگداشت کوروش) نیز از نامزدهای این روز بودند ولی برگزیده نشدند. ایزد شهریور، پس از بهمن یا وهومن در میان ایزدان ششگانه، جایگاه دوم خرد، اندیشهی نیک و منش پاک را داشت. شهریورگان، روز پادشاهی آرزو شده، پادشاهان دادگر، شهریاران شایسته و کردار نیک در ایران باستان و به گمان زادروز داراب یا داریوش هخامنشی بود. در این جشن ایرانیان برای شادباشگویی به دیدار پادشاه میرفتند.
💫 بهمنگان از آنرو برگزیده نشد که همزمان با روز پشتیبانی و پاسداری از زندگی جانوران بود. فرشته یا امشاسپند بهمن، پاسدار جانوران بود.
روز هفتم آبان، روز بزرگداشت کوروش بزرگ هخامنشی، روز مرد و پدر نبوده و نیست. ولی از آنجا که کوروش را پدر ایران میدانند و گویا پارسیان روزگار کوروش او را پدر مینامیدند، گاه به نادرست گمان میشود که هفتم آبان روز پدر در ایران است ولی این روز در باور دوستدارانش، "روز کوروش، پدر ایران" است.
گمان میرود که جشنهای بهمنگان و شهریورگان کهنتر از بزرگداشت کوروش و زادروز زرتشت هستند.
📜 دربارهی زادروز داراب بخوانید:
t.me/AdabSar/8248
دربارهی شهریورگان بخوانید:
t.me/AdabSar/8245
t.me/AdabSar/8247
دربارهی بهمنگان بخوانید:
t.me/AdabSar/5785
t.me/AdabSar/9848
دربارهی روز بزرگداشت کوروش بخوانید:
t.me/AdabSar/8915
✍🏻 #پریسا_امام_وردی
👴🏻👨🏻 @AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅 پیام شما
🌾سیزده در فرهنگ ایرانیان بدشگون نیست!
ایرانیان ، شمارک ۱۳ را اَشویک( مقدس) دانستەاند.
زیرا در چرخەی باستان، به هنگام گاهشماری، سال را به ۳۶۰ روز بخش میکردند(به شوند اینکه هر روزشان ۳۰ روز بود، جشن برگزار میکردند و نام هر یک از استورهشان بود و نمیخواستند چینش آن را به هم بزنند)
ولی برای درست شدن گاهشمار ۳۶۵روزه به برخی از ماهها پنج روز(فَنج روز) میافزودند، به هر کدام از آن ماهها که بیشتر در بهار و تابستان بود یک روز میافزودند و به آن روزی که در ماه ۳۰روزه افزودند اَوَرداد (روز زیادی) میگفتند تا به یک سال ۳۶۵روزه برسند. اگر بَهیزَکی (سال کبیسە) میشد، بهجای اینکه هر چهار سال آنرا بهیزک کنند و به ۳۶۶ روز دگرگونش کنند، شش تسوک(ساعت) واپسین را به شمار نمیآوردند. بر این برایند پس از ۱۲۰ سال، یک سال ۱۳ماهه نیز داشتیم که این سیزدهم را "بِهرَگ،بِهیزَک: روز خجسته و مبارک،بهترین روز" میگفتند و زبانزد " ۱۲۰ساله بشی" هم از اینجا آمده است.
نویسنده و فرستنده: #سورن
#نوروز #سیزده_بدر
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅 پیام شما
🌾سیزده در فرهنگ ایرانیان بدشگون نیست!
ایرانیان ، شمارک ۱۳ را اَشویک( مقدس) دانستەاند.
زیرا در چرخەی باستان، به هنگام گاهشماری، سال را به ۳۶۰ روز بخش میکردند(به شوند اینکه هر روزشان ۳۰ روز بود، جشن برگزار میکردند و نام هر یک از استورهشان بود و نمیخواستند چینش آن را به هم بزنند)
ولی برای درست شدن گاهشمار ۳۶۵روزه به برخی از ماهها پنج روز(فَنج روز) میافزودند، به هر کدام از آن ماهها که بیشتر در بهار و تابستان بود یک روز میافزودند و به آن روزی که در ماه ۳۰روزه افزودند اَوَرداد (روز زیادی) میگفتند تا به یک سال ۳۶۵روزه برسند. اگر بَهیزَکی (سال کبیسە) میشد، بهجای اینکه هر چهار سال آنرا بهیزک کنند و به ۳۶۶ روز دگرگونش کنند، شش تسوک(ساعت) واپسین را به شمار نمیآوردند. بر این برایند پس از ۱۲۰ سال، یک سال ۱۳ماهه نیز داشتیم که این سیزدهم را "بِهرَگ،بِهیزَک: روز خجسته و مبارک،بهترین روز" میگفتند و زبانزد " ۱۲۰ساله بشی" هم از اینجا آمده است.
نویسنده و فرستنده: #سورن
#نوروز #سیزده_بدر
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🌱🌹 @AdabSar
و من در خویش جوری هستم که هتا(حتی) نمیتوانم برایت زندگیای آرزو کنم که بیخزان و بیزمستان باشد. نمیتوانم تنها این را بگویم که سالی پر از شادی و کامیابی داشته باشی. نمیشود بگویم که برایت سالی پر از دارایی و تندرستی میخواهم!
من و تو میدانیم که زندگی بسیار زیبا، ولی دشوار و شکننده است! میدانیم همانگونه که گاهی کامگار میشویم، جاهایی هم ناکام میشویم یا دستکم باید برای رسیدن به برخی خواستهها و آرزوهایمان چندی درنگ کنیم.
یاد گرفتهایم که بیماری هر از گاهی در ما، یا یکی از نزدیکان و دوستانمان مهمان میشود تا آموزههای سخت آدمبودن را به یاد آوریم. میدانیم که گاه به داشتن دارایی و گاه به نداشتناش، گرفتار میشویم.
میدانیم ازین بهار تا آن بهار، یک سال راه است؛ پر از رخدادهای تلخ و شیرینی که بسیاری از آنها خواست و گزینش ما نیستند، ولی گریزناپذیرند.
نمیخواهم بگویم تو را به خدا میسپارم و آسوده باش که خدا نمیگذارد هیچ رویداد بدی برایت رخ دهد! چون میدانم که ناخواستنیها، همان اندازه فراوانند که سپردنهای نارس و نادانستهی ما!
دیگر بهاندازهای بزرگ شدهایم که بدانیم در هفتسین، چیزهایی را میچینیم که هراسِ نبودن، کمشدن یا ازدستدادنشان را داریم.
بهاندازهای اندوخته داریم که دریابیم مردم، این بهانههای خوشرنگ و شاد را همچون دمی مهند(مهم) میشمارند، برای اینکه خودشان را به آن راه بزنند که انگار زندگی با آرزوها و شادباشهای ما بچرخد! شاید این خود نمایش نیروی اُمید در آدمی باشد که با لبخند به رویارویی هر گمان و رخدادی میرود!
میدانی! میخواهم اینبار برایت آرزویی کنم که تو را در سراسر فراز و نشیب زندگی، در سرما و گرمایِ روزگار، در همهی بارانها، برفها، توفانها، خشکسالیها، شکستها و کامیابیها، شادیها و اندوهها، ازدستدادنها و بهدستآوردنها؛ در پناه و استوار بدارد!
آرزو میکنم، چنان به خودت رسیده باشی و برسی، بهاندازهای خدا در خودت داشته باشی و بیابی، چنان در دلات آگاهی و در اندیشهات روشنایی باشد و بیاید که سراسر زندگی را، هرجور که پیش رود، شورمندانه، اُمیدوارانه، سرافرازانه و شیداوار زندگی کنی!
تو نیز مرا همین آرزو کن.
باشد که سال آینده، همین آغاز بهار، خوشنود از خود و آنچه گذشته، به یکدیگر لبخند بزنیم و همچنان چون بهار، شیفته و دلسپار زندگی باشیم.
✍🏻 نویسنده: ناشناس
برگردان به پارسی: #ادبسار #نوروز
🌱🌷 @AdabSar
و من در خویش جوری هستم که هتا(حتی) نمیتوانم برایت زندگیای آرزو کنم که بیخزان و بیزمستان باشد. نمیتوانم تنها این را بگویم که سالی پر از شادی و کامیابی داشته باشی. نمیشود بگویم که برایت سالی پر از دارایی و تندرستی میخواهم!
من و تو میدانیم که زندگی بسیار زیبا، ولی دشوار و شکننده است! میدانیم همانگونه که گاهی کامگار میشویم، جاهایی هم ناکام میشویم یا دستکم باید برای رسیدن به برخی خواستهها و آرزوهایمان چندی درنگ کنیم.
یاد گرفتهایم که بیماری هر از گاهی در ما، یا یکی از نزدیکان و دوستانمان مهمان میشود تا آموزههای سخت آدمبودن را به یاد آوریم. میدانیم که گاه به داشتن دارایی و گاه به نداشتناش، گرفتار میشویم.
میدانیم ازین بهار تا آن بهار، یک سال راه است؛ پر از رخدادهای تلخ و شیرینی که بسیاری از آنها خواست و گزینش ما نیستند، ولی گریزناپذیرند.
نمیخواهم بگویم تو را به خدا میسپارم و آسوده باش که خدا نمیگذارد هیچ رویداد بدی برایت رخ دهد! چون میدانم که ناخواستنیها، همان اندازه فراوانند که سپردنهای نارس و نادانستهی ما!
دیگر بهاندازهای بزرگ شدهایم که بدانیم در هفتسین، چیزهایی را میچینیم که هراسِ نبودن، کمشدن یا ازدستدادنشان را داریم.
بهاندازهای اندوخته داریم که دریابیم مردم، این بهانههای خوشرنگ و شاد را همچون دمی مهند(مهم) میشمارند، برای اینکه خودشان را به آن راه بزنند که انگار زندگی با آرزوها و شادباشهای ما بچرخد! شاید این خود نمایش نیروی اُمید در آدمی باشد که با لبخند به رویارویی هر گمان و رخدادی میرود!
میدانی! میخواهم اینبار برایت آرزویی کنم که تو را در سراسر فراز و نشیب زندگی، در سرما و گرمایِ روزگار، در همهی بارانها، برفها، توفانها، خشکسالیها، شکستها و کامیابیها، شادیها و اندوهها، ازدستدادنها و بهدستآوردنها؛ در پناه و استوار بدارد!
آرزو میکنم، چنان به خودت رسیده باشی و برسی، بهاندازهای خدا در خودت داشته باشی و بیابی، چنان در دلات آگاهی و در اندیشهات روشنایی باشد و بیاید که سراسر زندگی را، هرجور که پیش رود، شورمندانه، اُمیدوارانه، سرافرازانه و شیداوار زندگی کنی!
تو نیز مرا همین آرزو کن.
باشد که سال آینده، همین آغاز بهار، خوشنود از خود و آنچه گذشته، به یکدیگر لبخند بزنیم و همچنان چون بهار، شیفته و دلسپار زندگی باشیم.
✍🏻 نویسنده: ناشناس
برگردان به پارسی: #ادبسار #نوروز
🌱🌷 @AdabSar
Forwarded from ادبسار
🌬🌧🌧🌧
@AdabSar
مردم هیچ سرزمینی به اندازهی ایرانیان آب را گرامی نمیداشتند.
#هرودوت
⚔افسانهی نبرد ایزد تیشتر با دیو اَپوش⚔
ایزد تیر یا تیشتر، ایزد همهی آبها، باران و باروری بود. داستان جنگ او با دیو خشکسالی یا دیو اپوش، خواندنی است.
دیو اپوش با هر ترفندی کوشید از بارش باران جلوگیری کند؛ ولی تیشتر به یاری ایزد باد، آبها را از زمین به آسمان فرستاد و پس از ۱۰شبانهروز خود را همچون مرد جوان بلندبالایی درآورد که توان پرواز داشت و در آسمانها جای گرفت و توانست از ابرها به سوی زمین باران بفرستد.
اين باران همچون همیشه نبود؛ هر چکهی آن به بزرگی يک مرد تنومند بود.
پس از چنين بارشی، آب زمين را فرا گرفت و جانوران موتَک(موذی) را از ميان برد. اگر شماری از آنها جان بهدر بردند، خود را پنهان کردند.
يک بار ديگر ايزدِ باد دست بهکار شد و آبها را به کرانههای زمين برد و يک دریای افسانهای به نام دريای فراخکرد ساخت. همين که دیو خشکسالی دریافت که تیشتر و یارانش چه کردهاند، تيشتر اينبار خود را به سان گاوی زرينشاخ درآورد و ۱۰شبانهروز ديگر در آسمان پرواز کرد و همچنان از ابرها باران باراند.
در دههی سوم نیز همچون اسبی سپید و زيبا درآمد و این کار را دنبال کرد. در اين زمان که بسان اسب بود، به دريای فراخکرد رفت تا آنجا را از زهر جانوران زيانبخش پاکيزه کند. ولی ديو اپوش دست او را خوانده و او نيز خود را همچون اسبی درآورده بود که يال و گوش نداشت و سياه و ترسناک بود. در اينجا بود که نبردی رو در رو ميان آنها درگرفت.
در آغاز اين جنگ، ديو اپوش نيرومندتر از تيشتر جنگید و پيروز شد. او توانست ايزد تيشتر را هزار گام از دريای فراخکرد دور و جهان را چندی دچار خشکی و تشنگی کند. تيشتر، آزرده و شکست خورده به پيشگاه خداوند رفت و گفت که ناتوانیاش برای این است که مردم نیایش شايستهای برای او بجا نیاوردهاند. خداوند به او نیرویی داد برابر ۱۰مرد جوان، ۱۰کوه، ۱۰رود و..
با اين پشتوانه تیشتر در نبرد دوم پيروز شد و اينبار او بود که ديو خشکسالی را هزار گام دور کرد و باز هم با یاری ايزدِ باد، ابرها را به هر سوی آسمان راند تا همهجا را سرشار از باران کنند.
در اين داستان همانگونه که تيشتر همکارانی داشت، دیو خشکسالی نيز از دیوهای دیگر یاری گرفته بود. یکی از آنها دیو آذرخش(رعد و برق) بود. زيرا در نبرد دوم، هنگامی ايزد تيشتر گرز خود را بر آتشی که در ابرها نهفته بود، کوبید، آتش زبانه کشید و یکی از یاوران دیو خشکسالی از ترس خروشی برآورد و نابود شد؛ همين رویداد باران را فراوانتر کرد. تيشتر کمکم توانست بر خشکسالی چیره شود و ۱۰شبانهروز برای زمین باران بفرستد.
زهری که از جانوران موتَک بر روی زمین مانده بود، همراه با این آبها به دریاها رفت و مایهی شوری و تلخی آب دریاها شد. ولی آبهای پاکیزه به کشتزارها و چراگاهها راه يافت و مایهی سرسبزی و تازگی شد.
اين رویداد فرخنده در سيزدهمین روز ماه، در يک زمان افسانهای رخ داد و برای مردمی که از خشکسالی بیم داشتند، روز باران فرخنده بود. بهويژه اگر اين روز، از پی نوروز و در آغاز بهار از راه میرسید. پس باید برای تماشای زیبایی بهار از خانهها بيرون میآمدند و با جشن و شادی برای داشتن سالی پر باران نيايش میخواندند.
با این کار، دلخوری ایزد تیشتر نیز از میان میرفت تا او به یاری کشت و کارشان بیاید. آنها سبزهها را به آب روان میسپردند تا به تیشتر بگویند که سرسبزی و باروری زمین در گرو آب و باران است و با اين کار نمادين از او میخواستند بارش را از آنها دريغ نکند.
تیشتر به اندازهای ارزشمند بود که نام او را بر درخشانترین ستارهی آسمان و گل سرسبد ستارههای خرس بزرگ گذاشته بودند.
#فرهنگ_ایران #نوروز #سیزده_بدر
@AdabSar
🌬🌧🌧🌧
@AdabSar
مردم هیچ سرزمینی به اندازهی ایرانیان آب را گرامی نمیداشتند.
#هرودوت
⚔افسانهی نبرد ایزد تیشتر با دیو اَپوش⚔
ایزد تیر یا تیشتر، ایزد همهی آبها، باران و باروری بود. داستان جنگ او با دیو خشکسالی یا دیو اپوش، خواندنی است.
دیو اپوش با هر ترفندی کوشید از بارش باران جلوگیری کند؛ ولی تیشتر به یاری ایزد باد، آبها را از زمین به آسمان فرستاد و پس از ۱۰شبانهروز خود را همچون مرد جوان بلندبالایی درآورد که توان پرواز داشت و در آسمانها جای گرفت و توانست از ابرها به سوی زمین باران بفرستد.
اين باران همچون همیشه نبود؛ هر چکهی آن به بزرگی يک مرد تنومند بود.
پس از چنين بارشی، آب زمين را فرا گرفت و جانوران موتَک(موذی) را از ميان برد. اگر شماری از آنها جان بهدر بردند، خود را پنهان کردند.
يک بار ديگر ايزدِ باد دست بهکار شد و آبها را به کرانههای زمين برد و يک دریای افسانهای به نام دريای فراخکرد ساخت. همين که دیو خشکسالی دریافت که تیشتر و یارانش چه کردهاند، تيشتر اينبار خود را به سان گاوی زرينشاخ درآورد و ۱۰شبانهروز ديگر در آسمان پرواز کرد و همچنان از ابرها باران باراند.
در دههی سوم نیز همچون اسبی سپید و زيبا درآمد و این کار را دنبال کرد. در اين زمان که بسان اسب بود، به دريای فراخکرد رفت تا آنجا را از زهر جانوران زيانبخش پاکيزه کند. ولی ديو اپوش دست او را خوانده و او نيز خود را همچون اسبی درآورده بود که يال و گوش نداشت و سياه و ترسناک بود. در اينجا بود که نبردی رو در رو ميان آنها درگرفت.
در آغاز اين جنگ، ديو اپوش نيرومندتر از تيشتر جنگید و پيروز شد. او توانست ايزد تيشتر را هزار گام از دريای فراخکرد دور و جهان را چندی دچار خشکی و تشنگی کند. تيشتر، آزرده و شکست خورده به پيشگاه خداوند رفت و گفت که ناتوانیاش برای این است که مردم نیایش شايستهای برای او بجا نیاوردهاند. خداوند به او نیرویی داد برابر ۱۰مرد جوان، ۱۰کوه، ۱۰رود و..
با اين پشتوانه تیشتر در نبرد دوم پيروز شد و اينبار او بود که ديو خشکسالی را هزار گام دور کرد و باز هم با یاری ايزدِ باد، ابرها را به هر سوی آسمان راند تا همهجا را سرشار از باران کنند.
در اين داستان همانگونه که تيشتر همکارانی داشت، دیو خشکسالی نيز از دیوهای دیگر یاری گرفته بود. یکی از آنها دیو آذرخش(رعد و برق) بود. زيرا در نبرد دوم، هنگامی ايزد تيشتر گرز خود را بر آتشی که در ابرها نهفته بود، کوبید، آتش زبانه کشید و یکی از یاوران دیو خشکسالی از ترس خروشی برآورد و نابود شد؛ همين رویداد باران را فراوانتر کرد. تيشتر کمکم توانست بر خشکسالی چیره شود و ۱۰شبانهروز برای زمین باران بفرستد.
زهری که از جانوران موتَک بر روی زمین مانده بود، همراه با این آبها به دریاها رفت و مایهی شوری و تلخی آب دریاها شد. ولی آبهای پاکیزه به کشتزارها و چراگاهها راه يافت و مایهی سرسبزی و تازگی شد.
اين رویداد فرخنده در سيزدهمین روز ماه، در يک زمان افسانهای رخ داد و برای مردمی که از خشکسالی بیم داشتند، روز باران فرخنده بود. بهويژه اگر اين روز، از پی نوروز و در آغاز بهار از راه میرسید. پس باید برای تماشای زیبایی بهار از خانهها بيرون میآمدند و با جشن و شادی برای داشتن سالی پر باران نيايش میخواندند.
با این کار، دلخوری ایزد تیشتر نیز از میان میرفت تا او به یاری کشت و کارشان بیاید. آنها سبزهها را به آب روان میسپردند تا به تیشتر بگویند که سرسبزی و باروری زمین در گرو آب و باران است و با اين کار نمادين از او میخواستند بارش را از آنها دريغ نکند.
تیشتر به اندازهای ارزشمند بود که نام او را بر درخشانترین ستارهی آسمان و گل سرسبد ستارههای خرس بزرگ گذاشته بودند.
#فرهنگ_ایران #نوروز #سیزده_بدر
@AdabSar
🌬🌧🌧🌧
Forwarded from ادبسار
☀️🌱☀️🌱
@AdabSar
🔅 آشنایی با جشنهای ایرانی
🌱☀️ سیزده به در
"سیزده بهدر"، پایانبخش جشنهای نوروز و به اندازهی نوروز کهن است و پیدایش آن به پیدایش نوروز بازمیگردد.
✨✨گمانهای پژوهشی و افسانهای دربارهی پیدایش سیزده بهدر:
1⃣ سیزده بهدر در تیر روز از فروردین برگزار میشود و ایزد تیر یا تشتر، ایزد باران در افسانههای ایرانی بود.
در روز سیزده بهدر مردم برای پیروزی ایزد تیر بر دیو خشکسالی یا دیو اَپوش نیایش میکردند و نیایش آنها در دشتها و با برگزاری جشن و آیین و پایکوبی انجام میشد. بر این پایه سیزده بهدر جشن بارانخواهی برای کشتزارهای نورسته بود و اگر ایزد تیر بر دیو اپوش پیروز میشد، سال پر بارانی در پیش بود.
این روز همزمان با آغاز نیمسال دوم کشاورزی بود.
2⃣ بر پایهی باورهای دیرین، بلندی سال(سن) کیهان ۱۲ستاره دارد و هر ستاره هزار سال فرمانروایی میکند. پس جهان گیتایی(مادی) ۱۲هزار سال است و با پایان آن، جهان به آشفتگی نخستین خود بازمیگردد. از این رو، نوروز به نشانهی ۱۲هزار سال، در ۱۲روز برگزار میشود و بر پایهی داستان دیگری، ۱۲هزار سال زندگی در جهان گیتایی به پایان میرسد، سوشیانت باز میگردد و زندگی در پردیس(بهشت) آغاز میشود. پس نوروز ۱۲روز است و سیزده بهدر نشانهی زندگی در بهشت است که در دشت و بوستان برگزار میشود. از اینرو سیزدهم فروردین، پایانبخش جشنهای نوروز است. در سنگنبشتههای سومری و بابلی نیز آمده که نوروز ۱۲روز است و با جشنی در باغها به پایان میرسد. بر این پایه نوروز و سیزده بهدر بیش از ۴هزار سال پیشینه دارد.
3⃣ جمشید، پادشاه پیشدادی، هر سال پس از ۱۲روز نوروز به دشت یا باغی خرم میرفت و با مردم دیدار میکرد. با گذشت زمان این آیین با سیزده بهدر ماندگار شد.
4⃣ بر پایهی افسانههای زرتشتی، فَرَوَهَرها هر سال با آغاز فروردین به زمین میآمدند و با خود فراوانی میآوردند. آریاییها در جشن سور(چهارشنبهسوری و یا سور باستان) با روشن کردن آتش در بامها به پیشواز آنها میرفتند و در روز سیزدهم فروردین با رفتن به دشت و باغ، با فروهرها بدرود میگفتند.
✨✨واژهی "سیزده بهدر":
هرچند نویسندگانی چون دهخدا نام سیزده بهدر را به چم در کردن بدشگونی دانستهاند ولی شماری از آنها میگویند سیزده بهدر برای در کردن بدشگونی نبود. به گفتهی شماری از نویسندگان، گمان میرود که این نام به چم "سیزده به سوی در و دشت" باشد.
-چو هر دو سپاه اندر آمد ز جای
تو گفتی که دارد در و دشت پای!
✨✨آیینهای سیزده بهدر:
برچیدن هفتسین: در این روز سفرهی هفتسین برچیده میشود و خوراکیهای آن را با خود به میبرند و در این روز میخورند.
پیشکش کردن سبزه به آب: ایرانیان باستان سبزهها را به آب میسپردند و با اینکار پیشکشی به ایزد تیر میدادند. این کار امروز به زیستبوم ما آسیب میرساند.
گره زدن سبزه: گره زدن سبزه به ایران کهن باز میگردد. گفته میشود مشی و مشیانه پسر و دختر همایند(دوقلو) کیومرس و نخستین پدر و مادر روی زمین بودند، آنها در روز سیزدهم فروردین به همسری هم درآمدند و هنگامی که میخواستند با هم پیمان زناشویی ببندند، شاخهی گیاه "مورد" را برای پیمان بستن گره زدند. گفته میشود در ایران باستان که هنوز دین در آن راه نداشت، این آیین را همسران جوان هنگام پیمان بستن انجام میدادند.
بر پایهی افسانههای ایرانی، مشی و مشیانه از خوردن سیب یا گندم باز داشته و از بهشت نیز رانده نشدند. اهورامزدا به آنان کشت گندم، دامداری، خانهسازی، هنر، پیشه و همآغوشی آموخت؛ در زمین خاکی پدید آمدند، یکی از دنده دیگری پدید نیامد و تنها یکی مایهی آرامش دیگری نبود، هر دو درکنار هم و با هم بالیدند. آنها در پنجاه سال هژده(هجده) فرزند زادند.
پختن آش: پخت آش در بیشتر جشنهای ایرانی دیده میشد و از آنجا که بیشتر مردم با یاری هم آن را فراهم میکردند، نمادی از کار گروهی بود. بهویژه در بهار که از سبزیهای تازه روییدهی کوه و دشت برای پخت آش بهره میبردند. پس از چندی خوردن کاهو و سکنجبین هم به آیینهای این روز افزوده شد.
هماوردجویی جوانان، پایکوبی گروهی، اسبدوانی(به نشانهی نبرد ایزد تیشتر با دیو اپوش) و آب بازی از دیگر آیینهای سیزده بهدر بود. در سمرکند(سمرقند) و بخارا فالگوش ایستادن نیز جزو این آیینها بود.
@AdabSar
#پریسا_امام_وردی
_________________
برگرفته از:
۱- یادداشت "زروان"
نویسنده: #فریدون_جنیدی
۲- جشنهای ایران باستان
نویسنده: #حسین_محمدی
۳- از اسطوره تا تاریخ
نویسنده: #مهرداد_بهار و #ابوالقاسم_اسماعیل_پور
_________________
#فرهنگ_ایران #نوروز #سیزده_بدر
@AdabSar
☀️🌱☀️🌱
@AdabSar
🔅 آشنایی با جشنهای ایرانی
🌱☀️ سیزده به در
"سیزده بهدر"، پایانبخش جشنهای نوروز و به اندازهی نوروز کهن است و پیدایش آن به پیدایش نوروز بازمیگردد.
✨✨گمانهای پژوهشی و افسانهای دربارهی پیدایش سیزده بهدر:
1⃣ سیزده بهدر در تیر روز از فروردین برگزار میشود و ایزد تیر یا تشتر، ایزد باران در افسانههای ایرانی بود.
در روز سیزده بهدر مردم برای پیروزی ایزد تیر بر دیو خشکسالی یا دیو اَپوش نیایش میکردند و نیایش آنها در دشتها و با برگزاری جشن و آیین و پایکوبی انجام میشد. بر این پایه سیزده بهدر جشن بارانخواهی برای کشتزارهای نورسته بود و اگر ایزد تیر بر دیو اپوش پیروز میشد، سال پر بارانی در پیش بود.
این روز همزمان با آغاز نیمسال دوم کشاورزی بود.
2⃣ بر پایهی باورهای دیرین، بلندی سال(سن) کیهان ۱۲ستاره دارد و هر ستاره هزار سال فرمانروایی میکند. پس جهان گیتایی(مادی) ۱۲هزار سال است و با پایان آن، جهان به آشفتگی نخستین خود بازمیگردد. از این رو، نوروز به نشانهی ۱۲هزار سال، در ۱۲روز برگزار میشود و بر پایهی داستان دیگری، ۱۲هزار سال زندگی در جهان گیتایی به پایان میرسد، سوشیانت باز میگردد و زندگی در پردیس(بهشت) آغاز میشود. پس نوروز ۱۲روز است و سیزده بهدر نشانهی زندگی در بهشت است که در دشت و بوستان برگزار میشود. از اینرو سیزدهم فروردین، پایانبخش جشنهای نوروز است. در سنگنبشتههای سومری و بابلی نیز آمده که نوروز ۱۲روز است و با جشنی در باغها به پایان میرسد. بر این پایه نوروز و سیزده بهدر بیش از ۴هزار سال پیشینه دارد.
3⃣ جمشید، پادشاه پیشدادی، هر سال پس از ۱۲روز نوروز به دشت یا باغی خرم میرفت و با مردم دیدار میکرد. با گذشت زمان این آیین با سیزده بهدر ماندگار شد.
4⃣ بر پایهی افسانههای زرتشتی، فَرَوَهَرها هر سال با آغاز فروردین به زمین میآمدند و با خود فراوانی میآوردند. آریاییها در جشن سور(چهارشنبهسوری و یا سور باستان) با روشن کردن آتش در بامها به پیشواز آنها میرفتند و در روز سیزدهم فروردین با رفتن به دشت و باغ، با فروهرها بدرود میگفتند.
✨✨واژهی "سیزده بهدر":
هرچند نویسندگانی چون دهخدا نام سیزده بهدر را به چم در کردن بدشگونی دانستهاند ولی شماری از آنها میگویند سیزده بهدر برای در کردن بدشگونی نبود. به گفتهی شماری از نویسندگان، گمان میرود که این نام به چم "سیزده به سوی در و دشت" باشد.
-چو هر دو سپاه اندر آمد ز جای
تو گفتی که دارد در و دشت پای!
✨✨آیینهای سیزده بهدر:
برچیدن هفتسین: در این روز سفرهی هفتسین برچیده میشود و خوراکیهای آن را با خود به میبرند و در این روز میخورند.
پیشکش کردن سبزه به آب: ایرانیان باستان سبزهها را به آب میسپردند و با اینکار پیشکشی به ایزد تیر میدادند. این کار امروز به زیستبوم ما آسیب میرساند.
گره زدن سبزه: گره زدن سبزه به ایران کهن باز میگردد. گفته میشود مشی و مشیانه پسر و دختر همایند(دوقلو) کیومرس و نخستین پدر و مادر روی زمین بودند، آنها در روز سیزدهم فروردین به همسری هم درآمدند و هنگامی که میخواستند با هم پیمان زناشویی ببندند، شاخهی گیاه "مورد" را برای پیمان بستن گره زدند. گفته میشود در ایران باستان که هنوز دین در آن راه نداشت، این آیین را همسران جوان هنگام پیمان بستن انجام میدادند.
بر پایهی افسانههای ایرانی، مشی و مشیانه از خوردن سیب یا گندم باز داشته و از بهشت نیز رانده نشدند. اهورامزدا به آنان کشت گندم، دامداری، خانهسازی، هنر، پیشه و همآغوشی آموخت؛ در زمین خاکی پدید آمدند، یکی از دنده دیگری پدید نیامد و تنها یکی مایهی آرامش دیگری نبود، هر دو درکنار هم و با هم بالیدند. آنها در پنجاه سال هژده(هجده) فرزند زادند.
پختن آش: پخت آش در بیشتر جشنهای ایرانی دیده میشد و از آنجا که بیشتر مردم با یاری هم آن را فراهم میکردند، نمادی از کار گروهی بود. بهویژه در بهار که از سبزیهای تازه روییدهی کوه و دشت برای پخت آش بهره میبردند. پس از چندی خوردن کاهو و سکنجبین هم به آیینهای این روز افزوده شد.
هماوردجویی جوانان، پایکوبی گروهی، اسبدوانی(به نشانهی نبرد ایزد تیشتر با دیو اپوش) و آب بازی از دیگر آیینهای سیزده بهدر بود. در سمرکند(سمرقند) و بخارا فالگوش ایستادن نیز جزو این آیینها بود.
@AdabSar
#پریسا_امام_وردی
_________________
برگرفته از:
۱- یادداشت "زروان"
نویسنده: #فریدون_جنیدی
۲- جشنهای ایران باستان
نویسنده: #حسین_محمدی
۳- از اسطوره تا تاریخ
نویسنده: #مهرداد_بهار و #ابوالقاسم_اسماعیل_پور
_________________
#فرهنگ_ایران #نوروز #سیزده_بدر
@AdabSar
☀️🌱☀️🌱
Forwarded from ادبسار
☀️🌱☀️🌱
@AdabSar
🔅آشنایی با جشنهای ایرانی
❎باورهای نادرست دربارهی سیزده بهدر❎
رویدادهای باستانی همواره با افسانه درآمیختهاند و داوری دربارهی درستی آنها نشدنی و یا دشوار است.
دربارهی جشن سیزده بهدر نیز چندین باور نادرست در میان مردم رواگ دارد که به دید میرسد برخی از آنها کوششی برای سست کردن کیستی(هویت) ایرانیان باشد.
❌سیزده بهدر، بهجا مانده از رویداد پوریم:
یکی از دیدگاهها که ناصر پورپیرار و شماری دیگر میگویند این است که جشن سیزده بهدر جشن یهوتکان(یهودیان) برای رویداد پوریم است. گفته میشود در زمان خشایارشاه و در روز سیزده فروردین، کشتار بیش از ۷۰هزار ایرانی به دست یهوتکان رخ داد و دیگر ایرانیان به دشتها گریختند تا از مرگ و گزند دور شوند. کهننگاران بسیاری این رویداد را دروغین میدانند. ولی چنانچه راست هم باشد، جشن سیزده بهدر بسیار پیش از زمان خشایارشاه بوده و رواگ داشت و پیدایش آن پیوندی با پوریم ندارد.
همچنین شمار دیگری از نویسندگان که به پوریم باور دارند، زمان آن را ششم اسپند و چند تن نیز یکی از روزهای ماه مارس(دهم اسپند تا یازدهم فروردین) دانستهاند.
❌دروغ سیزده بهدر:
دروغ سیزده که چندسالی است شوربختاته هتا(حتا) در رسانههای گروهی کشور نیز رواگ یافته، هرگز بخشی از آیین ایرانیان نبود. دروغ سیزده که از دروغ آوریل گرفته شده، یک شوخی است که در آغاز ماه آوریل(دوازدهم فروردین) گفته میشود و داستان آن به زمان کارل نهم فرانسه و دگرگونی در زمان برگزاری جشنهای سال نو برمیگردد.
❌سیزده بهدر برای در کردن بدشگونی:
باور به بدشگون بودن هر چیزی، باوری از روی ناآگاهی است. بر پایهی داستانها و افسانهها، چند شوند برای بدشگونی سیزده گفتهاند. ولی باید دانست که در ایران، روز سیزدهم هر ماه روزی نیک، فرخنده و از آن ایزد باران بود.
۱← بدشگونی سیزده به پیمان شکنی یهودا، سیزدهمین پیرو مسیها، پیامبر ترساییان(مسیحیان) برمیگردد. یهودا سیزدهمین کسی بود که به او پیوست و مایهی گرفتاری و مرگ مسیها شد. باور به بدشگونی سیزده از ترساییان به فرهنگهای بسیاری راه یافته است.
۲← بدشگونی سیزده، باوری است که روشگرایان(سُنیها) به شَوَند(دلیل) زاده شدن علی، پیشوای نخست گروهیان(امام اول شیعیان) در روز سیزدهم ماه رجب دارند. در بسیاری از بنمایهها این باور را دروغین و مایهی دشمنی و جدایی آنان دانستهاند.
۳← بد شگونی سیزده به شوند رویداد تلخ پوریم و کشتار ایرانیان است. برای آشنایی بیشتر بنگرید به:
telegram.me/AdabSar/6599
۴← در سیزدهمین روز از سال نو مسر(مصر)ی که همچون نوروز ایرانیان بود، آتشفشانها خروشیدند و زمینلرزهای سنگین مایهی مرگ مردم در زیر آوار و آتش شد. از اینرو مردم در سیزدهم سال نو به یاد جانباختگان و گریز نمادین از مرگ، به دشتها پناه میبردند.
۵- سیزدهم فروردین بدشگون است، زیرا پس از ۱۲هزارسال زندگی در جهان گیتایی، زمین به ویرانی نخستین خود باز میگردد و سیزدهبهدر نماد بازگشت به این آشفتگی است.
✅✅ سخن پایانی:
چنانچه به هر یک از این دیدگاهها و بدشگونی سیزده فروردین باور داشته باشیم، باید بدانیم که روزهای سراسر سال یادآور رویدادهایی تلخ است و باید روزهای سراسر سال را بدشگون بدانیم. ولی این دیدگاه هرگز با زندگی ایرانیانی که بهانههای فراوانی برای جشن و شادی و نیایش داشتند، همسو و همخوان نیست.
#پریسا_امام_وردی
____________
#فرهنگ_ایران #نوروز #سیزده_بدر
@AdabSar
☀️🌱☀️🌱
@AdabSar
🔅آشنایی با جشنهای ایرانی
❎باورهای نادرست دربارهی سیزده بهدر❎
رویدادهای باستانی همواره با افسانه درآمیختهاند و داوری دربارهی درستی آنها نشدنی و یا دشوار است.
دربارهی جشن سیزده بهدر نیز چندین باور نادرست در میان مردم رواگ دارد که به دید میرسد برخی از آنها کوششی برای سست کردن کیستی(هویت) ایرانیان باشد.
❌سیزده بهدر، بهجا مانده از رویداد پوریم:
یکی از دیدگاهها که ناصر پورپیرار و شماری دیگر میگویند این است که جشن سیزده بهدر جشن یهوتکان(یهودیان) برای رویداد پوریم است. گفته میشود در زمان خشایارشاه و در روز سیزده فروردین، کشتار بیش از ۷۰هزار ایرانی به دست یهوتکان رخ داد و دیگر ایرانیان به دشتها گریختند تا از مرگ و گزند دور شوند. کهننگاران بسیاری این رویداد را دروغین میدانند. ولی چنانچه راست هم باشد، جشن سیزده بهدر بسیار پیش از زمان خشایارشاه بوده و رواگ داشت و پیدایش آن پیوندی با پوریم ندارد.
همچنین شمار دیگری از نویسندگان که به پوریم باور دارند، زمان آن را ششم اسپند و چند تن نیز یکی از روزهای ماه مارس(دهم اسپند تا یازدهم فروردین) دانستهاند.
❌دروغ سیزده بهدر:
دروغ سیزده که چندسالی است شوربختاته هتا(حتا) در رسانههای گروهی کشور نیز رواگ یافته، هرگز بخشی از آیین ایرانیان نبود. دروغ سیزده که از دروغ آوریل گرفته شده، یک شوخی است که در آغاز ماه آوریل(دوازدهم فروردین) گفته میشود و داستان آن به زمان کارل نهم فرانسه و دگرگونی در زمان برگزاری جشنهای سال نو برمیگردد.
❌سیزده بهدر برای در کردن بدشگونی:
باور به بدشگون بودن هر چیزی، باوری از روی ناآگاهی است. بر پایهی داستانها و افسانهها، چند شوند برای بدشگونی سیزده گفتهاند. ولی باید دانست که در ایران، روز سیزدهم هر ماه روزی نیک، فرخنده و از آن ایزد باران بود.
۱← بدشگونی سیزده به پیمان شکنی یهودا، سیزدهمین پیرو مسیها، پیامبر ترساییان(مسیحیان) برمیگردد. یهودا سیزدهمین کسی بود که به او پیوست و مایهی گرفتاری و مرگ مسیها شد. باور به بدشگونی سیزده از ترساییان به فرهنگهای بسیاری راه یافته است.
۲← بدشگونی سیزده، باوری است که روشگرایان(سُنیها) به شَوَند(دلیل) زاده شدن علی، پیشوای نخست گروهیان(امام اول شیعیان) در روز سیزدهم ماه رجب دارند. در بسیاری از بنمایهها این باور را دروغین و مایهی دشمنی و جدایی آنان دانستهاند.
۳← بد شگونی سیزده به شوند رویداد تلخ پوریم و کشتار ایرانیان است. برای آشنایی بیشتر بنگرید به:
telegram.me/AdabSar/6599
۴← در سیزدهمین روز از سال نو مسر(مصر)ی که همچون نوروز ایرانیان بود، آتشفشانها خروشیدند و زمینلرزهای سنگین مایهی مرگ مردم در زیر آوار و آتش شد. از اینرو مردم در سیزدهم سال نو به یاد جانباختگان و گریز نمادین از مرگ، به دشتها پناه میبردند.
۵- سیزدهم فروردین بدشگون است، زیرا پس از ۱۲هزارسال زندگی در جهان گیتایی، زمین به ویرانی نخستین خود باز میگردد و سیزدهبهدر نماد بازگشت به این آشفتگی است.
✅✅ سخن پایانی:
چنانچه به هر یک از این دیدگاهها و بدشگونی سیزده فروردین باور داشته باشیم، باید بدانیم که روزهای سراسر سال یادآور رویدادهایی تلخ است و باید روزهای سراسر سال را بدشگون بدانیم. ولی این دیدگاه هرگز با زندگی ایرانیانی که بهانههای فراوانی برای جشن و شادی و نیایش داشتند، همسو و همخوان نیست.
#پریسا_امام_وردی
____________
#فرهنگ_ایران #نوروز #سیزده_بدر
@AdabSar
☀️🌱☀️🌱
👍1
🍃🍂 goo.gl/qst1Rb
سیزدهمین روز نوروز را به دیدار نازنینترین بیمار این سرزمین، «زیستگاه خستهجان» برویم.
برای دیدار بیمار تبر نمیبریم، آتش نمیبریم، دود نمیبریم، خاشه(زباله) نمیبریم، تیر و تفنگ نمیبریم.
تنها و تنها مهر و دوستی میبریم.
#سیزده_بدر
🍃🍂 @AdabSar
سیزدهمین روز نوروز را به دیدار نازنینترین بیمار این سرزمین، «زیستگاه خستهجان» برویم.
برای دیدار بیمار تبر نمیبریم، آتش نمیبریم، دود نمیبریم، خاشه(زباله) نمیبریم، تیر و تفنگ نمیبریم.
تنها و تنها مهر و دوستی میبریم.
#سیزده_بدر
🍃🍂 @AdabSar
🌿🌱 goo.gl/0VQrUD
نخستین تکه تَپَنگِهای(پلاستیکی) که به دست آدمی ساخته شد، هنوز در خاک جُدایِش(تجزیه) نشده است.
جُدایِشِ هر تکه تَپَنگِه در زمین، افزون بر سَدها سال زمان میبرد.
زیستبوم زیبای ما رو به نابودی است،
با آن مهربان باشیم و برای شادابیاش بکوشیم.
#سیزده_بدر
🌳🍃 @AdabSar
نخستین تکه تَپَنگِهای(پلاستیکی) که به دست آدمی ساخته شد، هنوز در خاک جُدایِش(تجزیه) نشده است.
جُدایِشِ هر تکه تَپَنگِه در زمین، افزون بر سَدها سال زمان میبرد.
زیستبوم زیبای ما رو به نابودی است،
با آن مهربان باشیم و برای شادابیاش بکوشیم.
#سیزده_بدر
🌳🍃 @AdabSar
Forwarded from ادبسار
🍂🍂🍂🍂🍂
goo.gl/wBrCol
دلی که بسته به مهر دلی نشد دل نیست
زمین که بستر تخم گُلی نشد سنگیست
چو روی تو باران و نور و بهار
دلم همه دامان دشت و کِشتهی یار
به هر نگاه تو یک غنچه بشکفدم
به هر ندای تو بلبل ترانه سر کندم
زمین، شکوفه، درختان و مرغ هزار
چو کشتزار جان من و کشتکاری یار
فرستنده و سراینده #حمید_محمدی
#سیزده_بدر
@AdabSar
goo.gl/wBrCol
دلی که بسته به مهر دلی نشد دل نیست
زمین که بستر تخم گُلی نشد سنگیست
چو روی تو باران و نور و بهار
دلم همه دامان دشت و کِشتهی یار
به هر نگاه تو یک غنچه بشکفدم
به هر ندای تو بلبل ترانه سر کندم
زمین، شکوفه، درختان و مرغ هزار
چو کشتزار جان من و کشتکاری یار
فرستنده و سراینده #حمید_محمدی
#سیزده_بدر
@AdabSar
🌦🌱 goo.gl/9RL9M1
آنان که از نام «روز طبیعت» بهجای «سیزده بهدر» و از نام «چهارشنبهی آخر سال» بهجای «چهارشنبهسوری» بهره میگیرند، آماجشان فراموشی کیستی و فرهنگ کهن ایران است.
در تاجیکستان هم هنگامیکه فرمانروایان همبودگرا(کمونیست) نتوانستند مردم را از جشنهای نوروزی بازدارند، گفتند جشن بگیرید، ولی نگویید «نوروز»! بگویید «جشن بهار»!
#سیزده_بدر
🌦🌱 @AdabSar
آنان که از نام «روز طبیعت» بهجای «سیزده بهدر» و از نام «چهارشنبهی آخر سال» بهجای «چهارشنبهسوری» بهره میگیرند، آماجشان فراموشی کیستی و فرهنگ کهن ایران است.
در تاجیکستان هم هنگامیکه فرمانروایان همبودگرا(کمونیست) نتوانستند مردم را از جشنهای نوروزی بازدارند، گفتند جشن بگیرید، ولی نگویید «نوروز»! بگویید «جشن بهار»!
#سیزده_بدر
🌦🌱 @AdabSar
Forwarded from ادبسار
📽 @AdabSar
⚓️ بر روی کشتیات پناهگاه مساز
هرگز در خانه مخواب
تا با دشمن رویارو نشوی
"وایکینگها" روی سپرشان میخوابند
و شمشیرشان در دستشان
و پناهگاهشان دریای آبی است
زمانی که توفان خشمگینانه میخروشد
بادبانها را برافراز
آنهنگام که پادشاهِ توفانها نمایان میشود
بگذار کشتی را براند
بهتر است کشتی بر توفان سوار شود
تا اینکه به آن بکوبد
زیرا کسی که به توفان میکوبد
بردهی ترسش است!
🏹 گروهی از وایکینگها گرفتار توفان میشوند و کشتیشان در نزدیکی خشکی میتَکابد. از بخت بد، خود را درون مرزهای دشمن مییابند.
goo.gl/n5EvbL
🎞 توژ(فیلم): مردان اپاختری(شمالی) – رزمنامهی وایکینگها
✍🏻 با زیرنویس شیوای #پارسی_پاک، برای نخستین بار در ایران
🎓 به کوشش ارزشمند #میلاد_فرخ_وند
🔦 بازبینی #مجید_دری و #ارشک_امیری_توسلی
🇮🇷 سازگار با فرهنگ ایرانی
🎁 پیشکش نوروزی #ادبسار، بزرگترین رسانهی تلگرامی پارسیگرایان جهان، به هموندان و پارسیدوستان🎁
🎞 شناسنامهی توژ:
🏹 مردان اپاختری - رزمنامهی وایکینگها
🎥 ساخت کشور آلمان، سوییس و آفریکای خورتابی – سال ۲۰۱۴
⏳ زمان: ۹۷ دم(دقیقه)
🖥 واکافتگی(رزولوشن) : ۵۳۶×۱۲۸۰
🎬 کارگردان: کِلُدیو فاه
📝 نویسندگان: باستیَن زک، متایاس باوِر
🎭 بازیگران: جِیمز نُرتِن، رایان کوانتن، تام هاپِر
#نوروز
📽 @AdabSar
⚓️ بر روی کشتیات پناهگاه مساز
هرگز در خانه مخواب
تا با دشمن رویارو نشوی
"وایکینگها" روی سپرشان میخوابند
و شمشیرشان در دستشان
و پناهگاهشان دریای آبی است
زمانی که توفان خشمگینانه میخروشد
بادبانها را برافراز
آنهنگام که پادشاهِ توفانها نمایان میشود
بگذار کشتی را براند
بهتر است کشتی بر توفان سوار شود
تا اینکه به آن بکوبد
زیرا کسی که به توفان میکوبد
بردهی ترسش است!
🏹 گروهی از وایکینگها گرفتار توفان میشوند و کشتیشان در نزدیکی خشکی میتَکابد. از بخت بد، خود را درون مرزهای دشمن مییابند.
goo.gl/n5EvbL
🎞 توژ(فیلم): مردان اپاختری(شمالی) – رزمنامهی وایکینگها
✍🏻 با زیرنویس شیوای #پارسی_پاک، برای نخستین بار در ایران
🎓 به کوشش ارزشمند #میلاد_فرخ_وند
🔦 بازبینی #مجید_دری و #ارشک_امیری_توسلی
🇮🇷 سازگار با فرهنگ ایرانی
🎁 پیشکش نوروزی #ادبسار، بزرگترین رسانهی تلگرامی پارسیگرایان جهان، به هموندان و پارسیدوستان🎁
🎞 شناسنامهی توژ:
🏹 مردان اپاختری - رزمنامهی وایکینگها
🎥 ساخت کشور آلمان، سوییس و آفریکای خورتابی – سال ۲۰۱۴
⏳ زمان: ۹۷ دم(دقیقه)
🖥 واکافتگی(رزولوشن) : ۵۳۶×۱۲۸۰
🎬 کارگردان: کِلُدیو فاه
📝 نویسندگان: باستیَن زک، متایاس باوِر
🎭 بازیگران: جِیمز نُرتِن، رایان کوانتن، تام هاپِر
#نوروز
📽 @AdabSar
Forwarded from ادبسار
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«ادبسار» بزرگترین رسانه تلگرامی پارسیگرایان، شما را به دیدن توژ "مردان اپاختری" فرامیخواند
نخستین توژ با برگردان پارسی در ایران
به کوشش میلاد فرخ وند
پیشکش نوروزی ادبسار به پارسیدوستان
@AdabSar
نخستین توژ با برگردان پارسی در ایران
به کوشش میلاد فرخ وند
پیشکش نوروزی ادبسار به پارسیدوستان
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅 پیام شما
درود دوستان ارژمندم!
روزگارتان خوش!
🔅 جشن "سیزدهبدر" چیست؟ - بخش نخست
ما اکنون به یافتههایی رسیدیم که پرده از روی دروغ ۱۴۰۰سالهی تازیان برمیدارد! و آن اینکه سیزدهبدر از ورجاوندترین(مقدسترین) روز ایرانیان بود.
از زمان چیرگی تازیان به ایران، آنان بیشتر باورهای ایرانیان را پلید(نحس) شمردهاند. یکی از آنها آیین"سیزدهبدر "است که به باور ایرانیان نماد زایش و آغاز جهان است و "مشی و مشیانه" در همند(طبیعت) پیمان دوآژین(ازدواج) میبندند و چون گواهی برای دوآژینشان نمییابند، ناگزیر سبزه را گواه میگیرند و سبزه را گره میزنند.
اکنون ما میدانیم که ایرانیان زمانِ جهان را به دوازده بخش که هر بخش هزار سال بود، بخش میكردند و در پایان فرجامین هزاره یا هزاره دوازدهم، رستاخیز(قیامت) میشد و هر روانی داوری میشد و پاداش یا پادافره(مجازات) خویش میگرفت.
بر پایهی این داوری، بدکاران انگره مینو(روان ناشاد) و نیککاران پاداشِ سپنته مینو(شادترین روانها) دریافت میکردند!
اینک، باور ایرانیان برای دوهزارهی یازدهم و دوازدهم را از نسک(کتاب)های "دینکرد"، "ذاتاسپرم" و بنمایههای دیگر بجا ماندهی پهلوی که کمابیش نزدیک به هم هستند، میآورم.
باورها بر این است که سوشیانت(موعود و نجاتدهنده) در سیسالگی فراخوان سراسری میکند و ستم را از ریشه میکَنَد. پس باید در سال ۹۷۰ زاده شود تا در آغاز هزاره، ۳۰ساله باشد.
ببینیم بننبشتهای پیشینیان چه میگویند!
هزاره یازدهم:
این رهاننده بنام "اوشیدَر/هوشیدر"(پرورندهی پرهیزکاری) است. سیسال مانده به پایان هزارهی زرتشت(هزاره دهم) دوشيزهای پانزده ساله هنگام آبتنی در دریاچهی هامون، از تخمه یا فرهی بازمانده از زرتشت در این دریاچه باردار شده و"هوشیدر" زاده میشود! نام این دوشيزه "نامیگ پَد"(دارندهی پدر پر آوازه) است.
هوشیدَر در سیسالگی که آغاز هزارهی دوازدهم است، به فراخوانِ همگانیِ خویش میپردازد و...!
تا اینکه ۹۷۰ سال پس از آن، هنگامهی هزارهی هوشیدر(یازدهم) به پایان نزدیک میشود. در سال ۱۲۰۱ ترسایی(میلادی) یا ۵۸۰ خورشیدی، از دختری ۱۵ساله بهنام "اِردت فدری"(آبروی پدر) در هنگام آبتنی در دریاچهی هامون از تخمه یا فرهی زرتشت باردار میگردد و فرزندی زاده میشود که نام او "اَستَوت ارت" است و اوست که کار نو کردن جهان و آیین مزدا را به انجام میرساند.
سوشیانس اَستَوت ارت(نیروی مادی و زمینی نیککار و ورجاوند)، بدکاران را پاداَفره میدهد. او دیو خشم، دیو آز، دیو تنبلی و دیوان دیگر را به دست ایزدِ سروش نابود میسازد. انگرهمینو(نکیر منکر) را با همهی آفریدههای تاریک و زشت به دوزخ فرو میافکند و سپنتا مینو را شادیانه(ارمغان/هدیه) میکند تا پس از پایان هزارهی دوازدهم و آغاز رستاخیز و انجام داوری، دوباره جهان استوت ارت(نیروی مادی و زمینیِ نیککار و سپنته) آغاز گردد!
اکنون میتوانیم دریابیم که چرا "۱۳"، که پس از ۱۲ میآید، نیکشگون و سپنتا(مقدس) است، چون روز زایش جهان است! هتا(حتی) میتوان گفت روز ۱۳ نوروز، روز جشن زایش و آغاز جهان است!
سوشیانت استوت ارت که اکنون ۳۰ ساله است (۶۱۰ خورشیدی و ۱۲۳۲ ترسایی)، خویشکاری(وظیفه) برانگیختن مُردگان را دارد.
مردگان رفتهرفته برانگیخته میشوند و پس از داوری فرجامین نزد ایزدِ مهرسروش رَشَن، از پُل چنوات یا چِینود(سرات) میگذرند.
این پل برای نیكوکاران پهن و برای بدکاران باریک است و لبهای چون تیغ دارد که دوزخ را راهنماست.
بر پایه مَرگَریِ(محاسبات) استاد ذبیح بهروز و انجمن نجوم شوروی(بلخ)، این روز برابر است با چهارم بهمن، ۶۱۰ خورشیدی! (۱۷ ژانویه ۱۲۳۲ ژانگاسی) که به شمار امروز، ۷۸۷ سال پیش است!
در این روز خورشید در میانه آسمان میایستد و آدمهای ورجاوند(مومنان) چون کیخسرو، گودرز، گیو، توس، پشوتن، گرشاسپ و... به یاری سوشیانت برمیخیزند.(زامیادیشت بند ۹۳ تا ۹۶)
هزارهی دوازدهم هم گذشت و وارونِ(خلاف) باورِ زرتشتیان، ایستادن آفتاب در آسمان و رستاخیز رخ نداد و بیپایگیِ این باورها روشن شد. بِیِک(ولی) این باورهای ریشهای توانستند دستمایهی پژوهش دانشمندان گردند که آنها بتوانند هاتا(حتی) روز آغاز هزارهی نخست را روز آدینه در ایرانویچ، جایی در میخِ پَدیم اَپاختر(قطب شمال) امروزی در ۱۲۸۷۳ سال پیش از زایش(میلاد) میداند! روز آغاز هزاره پنجم(هزارهی نخستین دولت فراگیر ایران بدست کیومرس) را روز دوشنبه میداند.(۶۷۶۵_۶۷۶۶ سال پیش از زایش) چون آنان سال را ۳۶۵ روز شمار کردند، باید ۱۲هزار سال را بر ۶سایه(ساعت/سات) و چندی زَنِش(ضرب)کنیم که نزدیک به ۷سال به آن افزوده میشود "اندرگاه" کبیسه.
نویسنده و فرستنده: #آرتاباز
#سیزده_بدر #نوروز #پیام_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅 پیام شما
درود دوستان ارژمندم!
روزگارتان خوش!
🔅 جشن "سیزدهبدر" چیست؟ - بخش نخست
ما اکنون به یافتههایی رسیدیم که پرده از روی دروغ ۱۴۰۰سالهی تازیان برمیدارد! و آن اینکه سیزدهبدر از ورجاوندترین(مقدسترین) روز ایرانیان بود.
از زمان چیرگی تازیان به ایران، آنان بیشتر باورهای ایرانیان را پلید(نحس) شمردهاند. یکی از آنها آیین"سیزدهبدر "است که به باور ایرانیان نماد زایش و آغاز جهان است و "مشی و مشیانه" در همند(طبیعت) پیمان دوآژین(ازدواج) میبندند و چون گواهی برای دوآژینشان نمییابند، ناگزیر سبزه را گواه میگیرند و سبزه را گره میزنند.
اکنون ما میدانیم که ایرانیان زمانِ جهان را به دوازده بخش که هر بخش هزار سال بود، بخش میكردند و در پایان فرجامین هزاره یا هزاره دوازدهم، رستاخیز(قیامت) میشد و هر روانی داوری میشد و پاداش یا پادافره(مجازات) خویش میگرفت.
بر پایهی این داوری، بدکاران انگره مینو(روان ناشاد) و نیککاران پاداشِ سپنته مینو(شادترین روانها) دریافت میکردند!
اینک، باور ایرانیان برای دوهزارهی یازدهم و دوازدهم را از نسک(کتاب)های "دینکرد"، "ذاتاسپرم" و بنمایههای دیگر بجا ماندهی پهلوی که کمابیش نزدیک به هم هستند، میآورم.
باورها بر این است که سوشیانت(موعود و نجاتدهنده) در سیسالگی فراخوان سراسری میکند و ستم را از ریشه میکَنَد. پس باید در سال ۹۷۰ زاده شود تا در آغاز هزاره، ۳۰ساله باشد.
ببینیم بننبشتهای پیشینیان چه میگویند!
هزاره یازدهم:
این رهاننده بنام "اوشیدَر/هوشیدر"(پرورندهی پرهیزکاری) است. سیسال مانده به پایان هزارهی زرتشت(هزاره دهم) دوشيزهای پانزده ساله هنگام آبتنی در دریاچهی هامون، از تخمه یا فرهی بازمانده از زرتشت در این دریاچه باردار شده و"هوشیدر" زاده میشود! نام این دوشيزه "نامیگ پَد"(دارندهی پدر پر آوازه) است.
هوشیدَر در سیسالگی که آغاز هزارهی دوازدهم است، به فراخوانِ همگانیِ خویش میپردازد و...!
تا اینکه ۹۷۰ سال پس از آن، هنگامهی هزارهی هوشیدر(یازدهم) به پایان نزدیک میشود. در سال ۱۲۰۱ ترسایی(میلادی) یا ۵۸۰ خورشیدی، از دختری ۱۵ساله بهنام "اِردت فدری"(آبروی پدر) در هنگام آبتنی در دریاچهی هامون از تخمه یا فرهی زرتشت باردار میگردد و فرزندی زاده میشود که نام او "اَستَوت ارت" است و اوست که کار نو کردن جهان و آیین مزدا را به انجام میرساند.
سوشیانس اَستَوت ارت(نیروی مادی و زمینی نیککار و ورجاوند)، بدکاران را پاداَفره میدهد. او دیو خشم، دیو آز، دیو تنبلی و دیوان دیگر را به دست ایزدِ سروش نابود میسازد. انگرهمینو(نکیر منکر) را با همهی آفریدههای تاریک و زشت به دوزخ فرو میافکند و سپنتا مینو را شادیانه(ارمغان/هدیه) میکند تا پس از پایان هزارهی دوازدهم و آغاز رستاخیز و انجام داوری، دوباره جهان استوت ارت(نیروی مادی و زمینیِ نیککار و سپنته) آغاز گردد!
اکنون میتوانیم دریابیم که چرا "۱۳"، که پس از ۱۲ میآید، نیکشگون و سپنتا(مقدس) است، چون روز زایش جهان است! هتا(حتی) میتوان گفت روز ۱۳ نوروز، روز جشن زایش و آغاز جهان است!
سوشیانت استوت ارت که اکنون ۳۰ ساله است (۶۱۰ خورشیدی و ۱۲۳۲ ترسایی)، خویشکاری(وظیفه) برانگیختن مُردگان را دارد.
مردگان رفتهرفته برانگیخته میشوند و پس از داوری فرجامین نزد ایزدِ مهرسروش رَشَن، از پُل چنوات یا چِینود(سرات) میگذرند.
این پل برای نیكوکاران پهن و برای بدکاران باریک است و لبهای چون تیغ دارد که دوزخ را راهنماست.
بر پایه مَرگَریِ(محاسبات) استاد ذبیح بهروز و انجمن نجوم شوروی(بلخ)، این روز برابر است با چهارم بهمن، ۶۱۰ خورشیدی! (۱۷ ژانویه ۱۲۳۲ ژانگاسی) که به شمار امروز، ۷۸۷ سال پیش است!
در این روز خورشید در میانه آسمان میایستد و آدمهای ورجاوند(مومنان) چون کیخسرو، گودرز، گیو، توس، پشوتن، گرشاسپ و... به یاری سوشیانت برمیخیزند.(زامیادیشت بند ۹۳ تا ۹۶)
هزارهی دوازدهم هم گذشت و وارونِ(خلاف) باورِ زرتشتیان، ایستادن آفتاب در آسمان و رستاخیز رخ نداد و بیپایگیِ این باورها روشن شد. بِیِک(ولی) این باورهای ریشهای توانستند دستمایهی پژوهش دانشمندان گردند که آنها بتوانند هاتا(حتی) روز آغاز هزارهی نخست را روز آدینه در ایرانویچ، جایی در میخِ پَدیم اَپاختر(قطب شمال) امروزی در ۱۲۸۷۳ سال پیش از زایش(میلاد) میداند! روز آغاز هزاره پنجم(هزارهی نخستین دولت فراگیر ایران بدست کیومرس) را روز دوشنبه میداند.(۶۷۶۵_۶۷۶۶ سال پیش از زایش) چون آنان سال را ۳۶۵ روز شمار کردند، باید ۱۲هزار سال را بر ۶سایه(ساعت/سات) و چندی زَنِش(ضرب)کنیم که نزدیک به ۷سال به آن افزوده میشود "اندرگاه" کبیسه.
نویسنده و فرستنده: #آرتاباز
#سیزده_بدر #نوروز #پیام_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅 پیام شما
جشن "سیزده بدر" چیست!؟ - بخش دوم
نکتهی کلیدی برای ارزشمندی واژهی "سیزده" این است که این رستاخیز، پایان جهان نبود وَنکه(بلکه) جهان دوباره میآغازید و دوازده هزارهی دیگر آغاز میگردید. از همین روی است که "روز ۱۳" در رِتانِ(تاریخ) ایران، روزی بسیار گرامی و بهشُگون بود. زیرا روز آغاز جهان، آغاز باران، آغاز سبزه و آغاز زندگی بود.
تازیان این روز را پلید(نحس) خواندند و از انجام جشن و نیایشهای ویژهی آن پیشگیری کردند. پدران ستمکشیدهمان از روی ناچاری سپنتای خود را پلید(مقدس خود را نحس) میخواندند، بِیِک(ولی) به هر بهانهای به هَمَند(طبیعت) میرفتند تا مَرخَشی/بداختری(نحسی) دروغینِ آن را از خانه دور کنند و به اَپرهام بسپرند و بدَر کنند!
نیاکان ما توانستند با این تَرفند هوشمندانه به تازیان، جشن سیزدهبدر را همچنان برپای دارند. بر آنان ببالیم و سیزدهبدرِ سپنتا را شادِ شادِ شاد به مانته(طبیعت) و هَمَند و سبزهزار برویم و به دستافشانی و پایكوبی بپردازیم که "شادی فروزهی اهورایی است".
پدران ما در فرهنگ ایرانی، سیزدهم هر ماه را جشن میگرفتند! روز سیزدهم ماه، تیرروز نام داشت و از آن ایزد تیر یا باران بود. پرتاب تیرِ آرش را نیز در کوهستانهای مازندران، در سیزده تیرماه میدانند که جشنی بهنام "تیرِ ما سیزه" در ماه آبان دارند.
همچنین اَرَبها(عربها) که پیش از اسلام در سایهی فرهنگ ایران بودند، سیزدهم تا پانزدهم هرماه را با سَرنَمای(عنوان) روزهای سپید، روزه میگرفتند که اندکی پس از اسلام از میان رفت!
پانوشت نگارنده:
۱- این پادافره "مینوی و روانی" است و دیو آز، دیو رشک، دیو پلیدی، دیو تنبلی و دیوان پتیار دیگر پاداَفره(مجازات) میشوند.
۲_ با یافتههای دیرینشناسی و باستانشناسی، گروهی را باور بر این است که پیشینهی ایرها یا ایرانیان نمیتواند به یک دورهی دوازدههزارساله و ۷۸۳سال کرانمند(محدود) باشد و بیش از آن است. امید که پرتو دانش، این تاریکیها را روشن نماید.
۳- شماری از واژگان این نوشته از پارسی پهلوی گرفته شدهاند. واژهی "ژانگاس" پهلوی است و آرِشِ(معنی) آن "سال میلادی" است. مانند واژهی "پَواسی" که چَم آن "هجری" است! واژهی "رِتان" نیز پهلوی و به چَمِ "تاریخ، بُنسالی و..." است.
پاینده باشید وکاستیها را ببخشایید!
ـ ۱۲ / ۱ / ۸۷۸۳
۱۳۹۷ العربی
کمترین "آرتاباز"
پاینده ایران سرافراز 🌹
نویسنده و فرستنده: #آرتاباز
#نوروز #سیزده_بدر #پیام_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅 پیام شما
جشن "سیزده بدر" چیست!؟ - بخش دوم
نکتهی کلیدی برای ارزشمندی واژهی "سیزده" این است که این رستاخیز، پایان جهان نبود وَنکه(بلکه) جهان دوباره میآغازید و دوازده هزارهی دیگر آغاز میگردید. از همین روی است که "روز ۱۳" در رِتانِ(تاریخ) ایران، روزی بسیار گرامی و بهشُگون بود. زیرا روز آغاز جهان، آغاز باران، آغاز سبزه و آغاز زندگی بود.
تازیان این روز را پلید(نحس) خواندند و از انجام جشن و نیایشهای ویژهی آن پیشگیری کردند. پدران ستمکشیدهمان از روی ناچاری سپنتای خود را پلید(مقدس خود را نحس) میخواندند، بِیِک(ولی) به هر بهانهای به هَمَند(طبیعت) میرفتند تا مَرخَشی/بداختری(نحسی) دروغینِ آن را از خانه دور کنند و به اَپرهام بسپرند و بدَر کنند!
نیاکان ما توانستند با این تَرفند هوشمندانه به تازیان، جشن سیزدهبدر را همچنان برپای دارند. بر آنان ببالیم و سیزدهبدرِ سپنتا را شادِ شادِ شاد به مانته(طبیعت) و هَمَند و سبزهزار برویم و به دستافشانی و پایكوبی بپردازیم که "شادی فروزهی اهورایی است".
پدران ما در فرهنگ ایرانی، سیزدهم هر ماه را جشن میگرفتند! روز سیزدهم ماه، تیرروز نام داشت و از آن ایزد تیر یا باران بود. پرتاب تیرِ آرش را نیز در کوهستانهای مازندران، در سیزده تیرماه میدانند که جشنی بهنام "تیرِ ما سیزه" در ماه آبان دارند.
همچنین اَرَبها(عربها) که پیش از اسلام در سایهی فرهنگ ایران بودند، سیزدهم تا پانزدهم هرماه را با سَرنَمای(عنوان) روزهای سپید، روزه میگرفتند که اندکی پس از اسلام از میان رفت!
پانوشت نگارنده:
۱- این پادافره "مینوی و روانی" است و دیو آز، دیو رشک، دیو پلیدی، دیو تنبلی و دیوان پتیار دیگر پاداَفره(مجازات) میشوند.
۲_ با یافتههای دیرینشناسی و باستانشناسی، گروهی را باور بر این است که پیشینهی ایرها یا ایرانیان نمیتواند به یک دورهی دوازدههزارساله و ۷۸۳سال کرانمند(محدود) باشد و بیش از آن است. امید که پرتو دانش، این تاریکیها را روشن نماید.
۳- شماری از واژگان این نوشته از پارسی پهلوی گرفته شدهاند. واژهی "ژانگاس" پهلوی است و آرِشِ(معنی) آن "سال میلادی" است. مانند واژهی "پَواسی" که چَم آن "هجری" است! واژهی "رِتان" نیز پهلوی و به چَمِ "تاریخ، بُنسالی و..." است.
پاینده باشید وکاستیها را ببخشایید!
ـ ۱۲ / ۱ / ۸۷۸۳
۱۳۹۷ العربی
کمترین "آرتاباز"
پاینده ایران سرافراز 🌹
نویسنده و فرستنده: #آرتاباز
#نوروز #سیزده_بدر #پیام_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادبسار
💫
شب آمد و باز رفتم اَندَر غم دوست
هم بر سر گریهای که چشمم را خوست
از خون دلم هر مُژهای پنداری
سیخیست که پارهی جگر بَر سَر اوست
#ابوسعید_ابوالخیر
#چکامه_پارسی
@AdabSar
شب آمد و باز رفتم اَندَر غم دوست
هم بر سر گریهای که چشمم را خوست
از خون دلم هر مُژهای پنداری
سیخیست که پارهی جگر بَر سَر اوست
#ابوسعید_ابوالخیر
#چکامه_پارسی
@AdabSar