ادبسار
@AdabSar در اين سرای بیكسی، كسی به در نمیزند به دشت پُـرمَلال مـا پـرنده پـر نمیزند يـكی ز شـب گرفتگان چـراغ بـر نمیكند كسی به كوچهسار شب درِ سحر نمیزند نشستهام در انتظار اين غـبار بیسـوار دريغ كـز شبی چنين، سـپيده سـر نمیزند دلِ خراب من دگـر…
سپیده سر نمیزند - هوشنگ ابتهاج
@AdabSar
@AdabSar
جانِ شما جهان شما دستِ دوم است
تصویرها در آینهها دستِ دوم است
بوی نمور کهنگی و نمگرفتگی
پیچیده است، بس که هوا دستِ دوم است
در روزنامهها خبری نیست، هرچه هست
یا راست نیست وَ یا دستِ دوم است
تا نور آن به ما برسد کهنه میشود
خورشید آسمان شما دستِ دوم است
کالای تازهای هم اگر دارد این جهان
تا میرسد به بندر ما دستِ دوم است
کالای این خرافهفروشان نوگرا
با آنکه هست تازهنما، دستِ دوم است
گفتی چرا دعا به اجابت نمیرسد؟
زیرا که دستهای دعا دستِ دوم است
کو آن خدای تازه و زیبای عاشقان؟
آه این خدایتان بهخدا دستِ دوم است!
#محمدرضا_ترکی
@AdabSar
جانِ شما جهان شما دستِ دوم است
تصویرها در آینهها دستِ دوم است
بوی نمور کهنگی و نمگرفتگی
پیچیده است، بس که هوا دستِ دوم است
در روزنامهها خبری نیست، هرچه هست
یا راست نیست وَ یا دستِ دوم است
تا نور آن به ما برسد کهنه میشود
خورشید آسمان شما دستِ دوم است
کالای تازهای هم اگر دارد این جهان
تا میرسد به بندر ما دستِ دوم است
کالای این خرافهفروشان نوگرا
با آنکه هست تازهنما، دستِ دوم است
گفتی چرا دعا به اجابت نمیرسد؟
زیرا که دستهای دعا دستِ دوم است
کو آن خدای تازه و زیبای عاشقان؟
آه این خدایتان بهخدا دستِ دوم است!
#محمدرضا_ترکی
@AdabSar
💫
در خودم گم شدهام، دست و دلم نیست به کار
تو نباشی، من و دست و دل و کارم به چه کار؟
#آریا_صلاحی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
در خودم گم شدهام، دست و دلم نیست به کار
تو نباشی، من و دست و دل و کارم به چه کار؟
#آریا_صلاحی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫
ببخش و بخور با زمان اندکی
که بر جای خویش است ازین هر یکی
چو دادی و خوردی و ماندی به جای
جهان را تویی بهترین کدخدای
#نظامی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
ببخش و بخور با زمان اندکی
که بر جای خویش است ازین هر یکی
چو دادی و خوردی و ماندی به جای
جهان را تویی بهترین کدخدای
#نظامی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
@AdabSar
مثل گرگی که دلش میل شبانی کرده
شوق دیدار تو من را هیجانی کرده
بیسبب نیست که دنیای مرا آغوشت
فارغ از دغدغهی قیدِ زمانی کرده
در برانداختنِ کاخِ خیالاتِ خوشم
چشم و ابروی تو همواره تبانی کرده
هر که از عشق تو شاعر نشود محکوم است
که خیانت به اساسات زبانی کرده
کلماتی که صداهای دل دهکده بود
با تو یکباره سرِ شعر جهانی کرده
روح این شاعر آرام بدخشانی را
دوری از دور و برت مرد روانی کرده
کفش همراهی تو پای فراوان دارد
مگر این کفش به هر پای کلانی کرده
تا شده قامت اگر پشتِ سرت عیب مدار
دل در این راه شکر خورده، جوانی کرده
قهوه با یاد تو تهماندهی شیرین دارد
مگر این قافیه من را عصبانی کرده!
#فرید_برزگر
@AdabSar
مثل گرگی که دلش میل شبانی کرده
شوق دیدار تو من را هیجانی کرده
بیسبب نیست که دنیای مرا آغوشت
فارغ از دغدغهی قیدِ زمانی کرده
در برانداختنِ کاخِ خیالاتِ خوشم
چشم و ابروی تو همواره تبانی کرده
هر که از عشق تو شاعر نشود محکوم است
که خیانت به اساسات زبانی کرده
کلماتی که صداهای دل دهکده بود
با تو یکباره سرِ شعر جهانی کرده
روح این شاعر آرام بدخشانی را
دوری از دور و برت مرد روانی کرده
کفش همراهی تو پای فراوان دارد
مگر این کفش به هر پای کلانی کرده
تا شده قامت اگر پشتِ سرت عیب مدار
دل در این راه شکر خورده، جوانی کرده
قهوه با یاد تو تهماندهی شیرین دارد
مگر این قافیه من را عصبانی کرده!
#فرید_برزگر
@AdabSar
💫
بیا دل بر دل پردرد من نِه
بیا رخ بر رخان زرد من نِه
به هر باده نمیگردد سرم مست
به پیشم بادهی خوکردِ من نِه
#مولوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
بیا دل بر دل پردرد من نِه
بیا رخ بر رخان زرد من نِه
به هر باده نمیگردد سرم مست
به پیشم بادهی خوکردِ من نِه
#مولوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻فنجان= Cup، پِنگان، جام
🔻فنجانک دستگاه تقطیر= پِنگانک دستگاه چِکِش
🔻فیروزهپنگان= پیروزهپنگان، آسمان
🔻فیل و فنجان= پیل و پِنگان
❗️برخی «فنجان» را برگرفته از «پِنگان» پارسی میدانند.
برخی نیز آن را برگرفته از «Pinax» یونانی میدانند.
✍نمونه:
🔺یه فنجون چایی براتون بریزم؟=
یک پِنگان چای برایتان بریزم؟
🔺رفتم آنجا، لنگان لنگان
شربت خوردم، «پنگان پنگان» #مولوی
🔺چیست این گنبد که گویی پُرگهر دریاستی
یا هزاران شمع در «پنگان»ی از میناستی #ناصرخسرو
🔺که آراید چه میگویی تو هرشب سبزگنبد را
بدین نورسته نرگسها و زراندود «پنگان»ها #ناصرخسرو
🔺کی ز انگشت همچو بادنگان(بادمجان)
تیر شاید گذاشت بر «پنگان»؟ #اوحدی
🔺در جهانی چه بایدت بودن
که به «پنگان» توانش پیمودن #سنایی
🔺سر و بن چون سر و بن «پنگان»
اندرون چون درون باتنگان(بادمجان) #بوشکور
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#فنجان #Cup
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻فنجان= Cup، پِنگان، جام
🔻فنجانک دستگاه تقطیر= پِنگانک دستگاه چِکِش
🔻فیروزهپنگان= پیروزهپنگان، آسمان
🔻فیل و فنجان= پیل و پِنگان
❗️برخی «فنجان» را برگرفته از «پِنگان» پارسی میدانند.
برخی نیز آن را برگرفته از «Pinax» یونانی میدانند.
✍نمونه:
🔺یه فنجون چایی براتون بریزم؟=
یک پِنگان چای برایتان بریزم؟
🔺رفتم آنجا، لنگان لنگان
شربت خوردم، «پنگان پنگان» #مولوی
🔺چیست این گنبد که گویی پُرگهر دریاستی
یا هزاران شمع در «پنگان»ی از میناستی #ناصرخسرو
🔺که آراید چه میگویی تو هرشب سبزگنبد را
بدین نورسته نرگسها و زراندود «پنگان»ها #ناصرخسرو
🔺کی ز انگشت همچو بادنگان(بادمجان)
تیر شاید گذاشت بر «پنگان»؟ #اوحدی
🔺در جهانی چه بایدت بودن
که به «پنگان» توانش پیمودن #سنایی
🔺سر و بن چون سر و بن «پنگان»
اندرون چون درون باتنگان(بادمجان) #بوشکور
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#فنجان #Cup
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
آیینه سرنوشت تبارش شکستن است
باغ دل من است و بهارش شکستن است
پاییز اگر که پای چپاول نهد به باغ
تنها نه گل که قسمت خارش شکستن است
در موجخیز عشق کسی برکنار نیست
سهم هرآنکه رفت کنارش شکستن است
آنرا که بار شیشه به همراه میبرد
سنگش مزن که داروندارش شکستن است
گفتم به خویش: دلبر اگر عهد عشق بست
در آن نبند دل که قرارش شکستن است!
دستم نمیرود بدهم دل به دست تو
وقتی که دستهای تو کارش شکستن است
شاعر اگرچه آینهی جاودانگیست
حتی نصیب سنگ مزارش شکستن است
#عباس_کیقبادی
@AdabSar
آیینه سرنوشت تبارش شکستن است
باغ دل من است و بهارش شکستن است
پاییز اگر که پای چپاول نهد به باغ
تنها نه گل که قسمت خارش شکستن است
در موجخیز عشق کسی برکنار نیست
سهم هرآنکه رفت کنارش شکستن است
آنرا که بار شیشه به همراه میبرد
سنگش مزن که داروندارش شکستن است
گفتم به خویش: دلبر اگر عهد عشق بست
در آن نبند دل که قرارش شکستن است!
دستم نمیرود بدهم دل به دست تو
وقتی که دستهای تو کارش شکستن است
شاعر اگرچه آینهی جاودانگیست
حتی نصیب سنگ مزارش شکستن است
#عباس_کیقبادی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
من همان رودم که بهر دیدنت مرداب شد
ماه من! بس کن ندیدنهای بیاندازه را
#حسین_دهلوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
من همان رودم که بهر دیدنت مرداب شد
ماه من! بس کن ندیدنهای بیاندازه را
#حسین_دهلوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫
ای دوست ای دوست ای دوست ای دوست
جورِ تو از آن کِشم که روی تو نکوست
مردم گویند: بهشت خواهی یا دوست؟
ای بیخبران، بهشت با دوست نکوست!
#ابوسعید_ابوالخیر
@AdabSar
ای دوست ای دوست ای دوست ای دوست
جورِ تو از آن کِشم که روی تو نکوست
مردم گویند: بهشت خواهی یا دوست؟
ای بیخبران، بهشت با دوست نکوست!
#ابوسعید_ابوالخیر
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🌺🌻🌸🌸🌻🌺
«...دگر گفت: کز بخششِ نیکخوی
کدام است نیکوتر از هر دو سوی؟
کجا* در دو گیتیش بار آورد
به سالی دو بارش بهار آورد؟
چنین گفت: کآن کس که با خواسته
به بخشش کند جانش آراسته
وگر بر ستاننده آرد سپاس
ز بخشنده بازارگانی شناس...»
*کجا=که
#فردوسی
🌸🌻🌺🌺🌻🌸
با آرزوی هفتهای بهتر از هفتهی پیش
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🌺🌻🌸🌸🌻🌺
«...دگر گفت: کز بخششِ نیکخوی
کدام است نیکوتر از هر دو سوی؟
کجا* در دو گیتیش بار آورد
به سالی دو بارش بهار آورد؟
چنین گفت: کآن کس که با خواسته
به بخشش کند جانش آراسته
وگر بر ستاننده آرد سپاس
ز بخشنده بازارگانی شناس...»
*کجا=که
#فردوسی
🌸🌻🌺🌺🌻🌸
با آرزوی هفتهای بهتر از هفتهی پیش
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
💫
ز دست عشق به جز خیر برنمیآید
وگرنه پاسخ دشنام، مهربانی نیست
به روی آینهی پُر غبار من بنویس:
بدون عشق جهان جای زندگانی نیست!
#فاضل_نظری
@AdabSar
ز دست عشق به جز خیر برنمیآید
وگرنه پاسخ دشنام، مهربانی نیست
به روی آینهی پُر غبار من بنویس:
بدون عشق جهان جای زندگانی نیست!
#فاضل_نظری
@AdabSar
👥👥👥👥
🔅پرسش شما
با درود و چشمداشت تندرستی
پی واژه «ساقی»تازیست یا پارسی؟ 🙏🙏🙏
🔅پاسخ ادبسار 👇👇👇
🔅پرسش شما
با درود و چشمداشت تندرستی
پی واژه «ساقی»تازیست یا پارسی؟ 🙏🙏🙏
🔅پاسخ ادبسار 👇👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻ساقی = ۱. ساغراَنداز، چَمانی، سَبوکِش، سَردِه، نوشگَر، میدِه، مِیگَر، جامگردان، آبرسان، آبدِه، آبدار، ۲. پیر، رهبر، ۳. دلدار، دلبر، ۴. افیونگر(پخشکنندهی مواد مخدر)
🔻ساقیانه= چمانیگون، سَردِهانه
🔻ساقی شب= ۱. ماه، ۲. بامداد، ۳. پیر، رهبر
🔻ساقیگری= چَمانیگری، نوشگَری، مِیگَری، جامگردانی
🔻ساقینامه= چمانینامه
✍نمونه:
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که کردی مرواد از یادت #حافظ=
دلبرا آمدن جشن همایون بادت
وان پیمانها که بستی مرواد از یادت
🔺بپیمود ساقی و مِی داد زود
تهمتن شد از دادنش شاد زود #فردوسی=
بپیمود مِیگَر و مِی داد زود
تهمتن شد از دادنش شاد زود
🔺بده ساقیا جام گیتینما
که او عیب ما را نماید به ما #فردوسی=
بده چمانیا جام گیتینما
که او آکِ ما را نماید به ما
🔺«نظامی« را شاعر اولین ساقینامه میدانند=
«نظامی» را سرایندهی نخستین چَمانینامه میدانند
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#ساقی #ساقیا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻ساقی = ۱. ساغراَنداز، چَمانی، سَبوکِش، سَردِه، نوشگَر، میدِه، مِیگَر، جامگردان، آبرسان، آبدِه، آبدار، ۲. پیر، رهبر، ۳. دلدار، دلبر، ۴. افیونگر(پخشکنندهی مواد مخدر)
🔻ساقیانه= چمانیگون، سَردِهانه
🔻ساقی شب= ۱. ماه، ۲. بامداد، ۳. پیر، رهبر
🔻ساقیگری= چَمانیگری، نوشگَری، مِیگَری، جامگردانی
🔻ساقینامه= چمانینامه
✍نمونه:
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که کردی مرواد از یادت #حافظ=
دلبرا آمدن جشن همایون بادت
وان پیمانها که بستی مرواد از یادت
🔺بپیمود ساقی و مِی داد زود
تهمتن شد از دادنش شاد زود #فردوسی=
بپیمود مِیگَر و مِی داد زود
تهمتن شد از دادنش شاد زود
🔺بده ساقیا جام گیتینما
که او عیب ما را نماید به ما #فردوسی=
بده چمانیا جام گیتینما
که او آکِ ما را نماید به ما
🔺«نظامی« را شاعر اولین ساقینامه میدانند=
«نظامی» را سرایندهی نخستین چَمانینامه میدانند
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#ساقی #ساقیا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
فریاد زدم: الف....
یکی پاسخ داد:
به به چه ب قشنگ و خوبی گفتی!
فریاد زدم: الف!!
یکی دیگر گفت:
زیباتر از این پ تاکنون نشنفتی!
فریاد زدم: الف!!!
یکی زد فریاد:
گاف است که گفتهای
چه حرف مفتی!
در دایرهی مبهم و محدود لغات
من مات شده در آن هجوم کلمات
فریاد زدم: من از الف میگویم
منظور من از الف همانا الف است
انگار که گوشهایتان منحرف است!
در وادی فهم واژهها گم شدهایم
از کثرت فهم بود یا کثرت وهم
دیریست پر از سوءتفاهم شدهایم
رفتار من و تو چیست روزان و شبان؟
یک نوع تجاوز گروهی به زبان!
انگار که دشمن الف تا یاییم
هر روز حریم واژه را
مورد تجاوز قرار میدهیم
#محمدرضا_ترکی
@AdabSar
فریاد زدم: الف....
یکی پاسخ داد:
به به چه ب قشنگ و خوبی گفتی!
فریاد زدم: الف!!
یکی دیگر گفت:
زیباتر از این پ تاکنون نشنفتی!
فریاد زدم: الف!!!
یکی زد فریاد:
گاف است که گفتهای
چه حرف مفتی!
در دایرهی مبهم و محدود لغات
من مات شده در آن هجوم کلمات
فریاد زدم: من از الف میگویم
منظور من از الف همانا الف است
انگار که گوشهایتان منحرف است!
در وادی فهم واژهها گم شدهایم
از کثرت فهم بود یا کثرت وهم
دیریست پر از سوءتفاهم شدهایم
رفتار من و تو چیست روزان و شبان؟
یک نوع تجاوز گروهی به زبان!
انگار که دشمن الف تا یاییم
هر روز حریم واژه را
مورد تجاوز قرار میدهیم
#محمدرضا_ترکی
@AdabSar
💫
من اگر برای سیبی، ز بهشت رانده گشتم
به هوای سیبت اکنون، به بهشت دیگر آیم
#حسین_منزوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
من اگر برای سیبی، ز بهشت رانده گشتم
به هوای سیبت اکنون، به بهشت دیگر آیم
#حسین_منزوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
جز یاد تو ای حسرت شیرینِ قدیمی
باور بکنی یا نکنی، از همه سیرم
لعنت به بهاری که بدون تو بیاید
وقتی تو نباشی به جهنم که کویرم
#محمدرضا_نظری
@AdabSar
جز یاد تو ای حسرت شیرینِ قدیمی
باور بکنی یا نکنی، از همه سیرم
لعنت به بهاری که بدون تو بیاید
وقتی تو نباشی به جهنم که کویرم
#محمدرضا_نظری
@AdabSar
@AdabSar
پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکیست
حرم و دیر یکی، سبحه و پیمانه یکیست
این همه جنگ و جدل حاصل کوتهنظریست
گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکیست
هر کسی قصهی شوقش به زبانی گوید
چون نکو مینگرم حاصل افسانه یکیست
این همه شکوه ز سودای گرفتاران است
وَرنه از روز ازل دام یکی، دانه یکیست
ره هر کس به فسونی زده آن شوخ، ار نه
گریهی نیمهشب و خندهی مستانه یکیست
گر زِ من پرسی از آن لطف که من میدانم
آشنا بر در این خانه و بیگانه یکیست
هیچ غم نیست که نسبت به جنونم دادند
بهر این یک-دو نفس عاقل و دیوانه یکیست
عشق آتش بود و خانهخرابی دارد
پیش آتش دل شمع و پر پروانه یکیست
گر به سرحد جنونت ببرد عشق، عماد
بیوفایی و وفاداری جانانه یکیست
#عماد_خراسانی
@AdabSar
پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکیست
حرم و دیر یکی، سبحه و پیمانه یکیست
این همه جنگ و جدل حاصل کوتهنظریست
گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکیست
هر کسی قصهی شوقش به زبانی گوید
چون نکو مینگرم حاصل افسانه یکیست
این همه شکوه ز سودای گرفتاران است
وَرنه از روز ازل دام یکی، دانه یکیست
ره هر کس به فسونی زده آن شوخ، ار نه
گریهی نیمهشب و خندهی مستانه یکیست
گر زِ من پرسی از آن لطف که من میدانم
آشنا بر در این خانه و بیگانه یکیست
هیچ غم نیست که نسبت به جنونم دادند
بهر این یک-دو نفس عاقل و دیوانه یکیست
عشق آتش بود و خانهخرابی دارد
پیش آتش دل شمع و پر پروانه یکیست
گر به سرحد جنونت ببرد عشق، عماد
بیوفایی و وفاداری جانانه یکیست
#عماد_خراسانی
@AdabSar