💫
بشکن خود را که بت شکستن این است
بگذر ز خودی، ز قید رَستن این است
در گوشهی خاطر عزیزان جا کن
در مذهب ما گوشهنشستن این است
#هاشم_کشمیری
@AdabSar
بشکن خود را که بت شکستن این است
بگذر ز خودی، ز قید رَستن این است
در گوشهی خاطر عزیزان جا کن
در مذهب ما گوشهنشستن این است
#هاشم_کشمیری
@AdabSar
@AdabSar
در این غروبِ سرد، تَشَر میزند سکوت
امشب دوباره سازِ دگر میزند سکوت
وقتی دهانِ پنجرهها بسته میشود
یعنی که بیملاحظه پَر میزند سکوت
خورشید مُرده است و در این زمهریرِ مرگ
در لابهلای آینه سر میزند سکوت
وقتی زبانِ زنجرهها را بُریدهاند
بر حنجرِ ترانه تبر میزند سکوت
نقشی شبیه بُغضِ کبودِ کبوتران
در کوچههای سردِ سحر میزند سکوت
من در اتاق کوچکِ خود فکر میکنم
روزی هزاربار به در میزند سکوت!
#یدالله_گودرزی
@AdabSar
در این غروبِ سرد، تَشَر میزند سکوت
امشب دوباره سازِ دگر میزند سکوت
وقتی دهانِ پنجرهها بسته میشود
یعنی که بیملاحظه پَر میزند سکوت
خورشید مُرده است و در این زمهریرِ مرگ
در لابهلای آینه سر میزند سکوت
وقتی زبانِ زنجرهها را بُریدهاند
بر حنجرِ ترانه تبر میزند سکوت
نقشی شبیه بُغضِ کبودِ کبوتران
در کوچههای سردِ سحر میزند سکوت
من در اتاق کوچکِ خود فکر میکنم
روزی هزاربار به در میزند سکوت!
#یدالله_گودرزی
@AdabSar
💫
ماه با دریا سخن میگوید و من روز و شب
چون صدف، از قیلوقال موجها گوشم پر است
#آرش_فرزامصفت
@AdabSar
ماه با دریا سخن میگوید و من روز و شب
چون صدف، از قیلوقال موجها گوشم پر است
#آرش_فرزامصفت
@AdabSar
💫
ای برده دلم به غمزه، جان نیز ببر
بردی دل و جان، نام و نشان نیز ببر
گر هیچ اثر بماند از من به جهان
تاخیر روا مدار، آن نیز ببر!
#عینالقضات_همدانی
@AdabSar
ای برده دلم به غمزه، جان نیز ببر
بردی دل و جان، نام و نشان نیز ببر
گر هیچ اثر بماند از من به جهان
تاخیر روا مدار، آن نیز ببر!
#عینالقضات_همدانی
@AdabSar
👥👥👥👥
🔅پرسش شما
در مورد ملاقه پرسش داشتم از شما
چندی پیش از یک شهروند کهنسال واژه ی آبگردان را شنیدم که به جای ملاقه به کار می برد.
🔅پاسخ ادبسار 👇👇👇
🔅پرسش شما
در مورد ملاقه پرسش داشتم از شما
چندی پیش از یک شهروند کهنسال واژه ی آبگردان را شنیدم که به جای ملاقه به کار می برد.
🔅پاسخ ادبسار 👇👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻ملاقه/ملاغه/مَلعَقه= کَترا، آشکَترا(گیلکی)، کَپچَک(پهلوی)، کَپچه(کفچه، کَبچه)
🔻ملاقه بزرگ= آبگَردان
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#ملاقه #ملاغه #ملعقه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻ملاقه/ملاغه/مَلعَقه= کَترا، آشکَترا(گیلکی)، کَپچَک(پهلوی)، کَپچه(کفچه، کَبچه)
🔻ملاقه بزرگ= آبگَردان
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#ملاقه #ملاغه #ملعقه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
بس به دل هست خیال رخ نیکوی تو-اَم
همهجا جلوه کند پیش نظر روی تو-اًم
شادم از اینکه به تیغ تو شدم کشته ولی
هست شرمندگی از رنجش بازوی تو-اَم
بهخدا یافتهام معنی آزادی را
تا گرفتار کمند سر گیسوی تو-اَم
رشتهی عشق تو در گردن من زنجیریست
که به هرجا که روم باز کشد سوی تو-اَم
من که صیدم نتوانست کند شیر فلک
کرد خوش صید به تیر نگه آهوی تو-اَم
پا ز کویت نکشم ور به جنان خوانندم
که بود به ز جنان خاک سر کوی تو-اَم
نه ز ایمان نه ز کفرم دگر آگاه «صغیر»
روز و شب بس به غم روی تو و موی تو-اَم
#صغیر_اصفهانی
@AdabSar
بس به دل هست خیال رخ نیکوی تو-اَم
همهجا جلوه کند پیش نظر روی تو-اًم
شادم از اینکه به تیغ تو شدم کشته ولی
هست شرمندگی از رنجش بازوی تو-اَم
بهخدا یافتهام معنی آزادی را
تا گرفتار کمند سر گیسوی تو-اَم
رشتهی عشق تو در گردن من زنجیریست
که به هرجا که روم باز کشد سوی تو-اَم
من که صیدم نتوانست کند شیر فلک
کرد خوش صید به تیر نگه آهوی تو-اَم
پا ز کویت نکشم ور به جنان خوانندم
که بود به ز جنان خاک سر کوی تو-اَم
نه ز ایمان نه ز کفرم دگر آگاه «صغیر»
روز و شب بس به غم روی تو و موی تو-اَم
#صغیر_اصفهانی
@AdabSar
💫
دختر افسانهگوی شب تویی
داستانگویِ شکر بر لب تویی
شهریارِ داستانهایت منم
شهرزادِ هر هزاران شب تویی
#شاهین_سپنتا
#چکامه_پارسی
@AdabSar
دختر افسانهگوی شب تویی
داستانگویِ شکر بر لب تویی
شهریارِ داستانهایت منم
شهرزادِ هر هزاران شب تویی
#شاهین_سپنتا
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔅پیام شما
با درود
در مورد واژه ملاقه(ملاغه) که ابزاری است دسته دار و دهن گود که برای بهم زدن و بر داشتن غداهایی که بیشتر به شکل مایع هستند استفاده میشود، در گذشته همه اینها از چوپ تراشیده میشد و هنوز هم در بعضی از خانواده تالشی از کترا چوپی استفاده میکنند
چون نوع چوپی آن در کف ظرف خراش ایجاد نمیکند
کترا با ملاقه یک تفاوت دارد این تفاوت دهنه کترا گود نبست اما پهن است که برای ریختن غذاهای جامد مثل برنج استفاده میشود
و کچه نیز همان قاشق است
ملاغه و کترا و کچه به گویش #تالشی است
تالشان اقوام ساکن گیلان از بازمانده گان کادوس های باستان هستند
پایدار باشید.
فرستنده: اسفندیار احمدی
✍پینوشت:
ملاقه: t.me/AdabSar/11364
#ملاقه #ملاغه #ملعقه
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔅پیام شما
با درود
در مورد واژه ملاقه(ملاغه) که ابزاری است دسته دار و دهن گود که برای بهم زدن و بر داشتن غداهایی که بیشتر به شکل مایع هستند استفاده میشود، در گذشته همه اینها از چوپ تراشیده میشد و هنوز هم در بعضی از خانواده تالشی از کترا چوپی استفاده میکنند
چون نوع چوپی آن در کف ظرف خراش ایجاد نمیکند
کترا با ملاقه یک تفاوت دارد این تفاوت دهنه کترا گود نبست اما پهن است که برای ریختن غذاهای جامد مثل برنج استفاده میشود
و کچه نیز همان قاشق است
ملاغه و کترا و کچه به گویش #تالشی است
تالشان اقوام ساکن گیلان از بازمانده گان کادوس های باستان هستند
پایدار باشید.
فرستنده: اسفندیار احمدی
✍پینوشت:
ملاقه: t.me/AdabSar/11364
#ملاقه #ملاغه #ملعقه
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
❤1
@AdabSar
از گلستان خوشتر و از انگبین شیرینتر است
آن سخنها که برآید از زبانِ پارسی
همچو گنجی میدرخشد آشکارا بر زبان
هم چه گنجی خفته باشد در نهانِ پارسی؟
میستاند دل ز هرکس بیگمان رخسارِ نیک
زه از این رخسارِ نیک و دلسِتانِ پارسی!
جامه گسترده ز دیبا، گر زمین در نوبهار
جُسته بیشک خود نشان از پرنیانِ پارسی
واژه بر واژه چو کوهی استوار است و همین
آتشی باشد به جانِ دشمنانِ پارسی
گشته همرای و همآوا، هر زبان و تیرهای
دوستدار و پُشتِبان و پاسبانِ پارسی
زنده و پاینده بادا کشورِ ایرانِ ما
تا کنارش جاودان ماند زبانِ پارسی
#کیخسرو_پشوتن
#چکامه_پارسی
@AdabSar
از گلستان خوشتر و از انگبین شیرینتر است
آن سخنها که برآید از زبانِ پارسی
همچو گنجی میدرخشد آشکارا بر زبان
هم چه گنجی خفته باشد در نهانِ پارسی؟
میستاند دل ز هرکس بیگمان رخسارِ نیک
زه از این رخسارِ نیک و دلسِتانِ پارسی!
جامه گسترده ز دیبا، گر زمین در نوبهار
جُسته بیشک خود نشان از پرنیانِ پارسی
واژه بر واژه چو کوهی استوار است و همین
آتشی باشد به جانِ دشمنانِ پارسی
گشته همرای و همآوا، هر زبان و تیرهای
دوستدار و پُشتِبان و پاسبانِ پارسی
زنده و پاینده بادا کشورِ ایرانِ ما
تا کنارش جاودان ماند زبانِ پارسی
#کیخسرو_پشوتن
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫
باز از سر زلفت دلِ آشفته خبر یافت
هر رشتهی مقصود که گم کرد، دگر یافت
صد قافله گر سعی بَرد در ره کعبه
در کعبه رسد آنکه سر کوی تو دریافت
#اهلی_شیرازی
@AdabSar
باز از سر زلفت دلِ آشفته خبر یافت
هر رشتهی مقصود که گم کرد، دگر یافت
صد قافله گر سعی بَرد در ره کعبه
در کعبه رسد آنکه سر کوی تو دریافت
#اهلی_شیرازی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔅پیام شما
درود و سپاس فراوان برای روشنگری که در زبان زیبا و آهنگین پارسی به فرجام می رسانید، بی گمان پس از فرهنگستان یکم با ارزشترین کنش در پالایش زبان درگاه شما است.
در پیرامون واژه ی کتاب باید بنگارم چندی پیش در کتابی زیر فرنام سرزمین جاوید (برگردان ذبیح الله منصوری، پوشینه ی نخست) در رویه های آغازین دفتر ( در پانوشت ها) چنین آمده بود واژه کتاب ایرانی است که با کتیبه هم ریشه است لیک نگارنده از بکار گیری واژه کتاب همواره دل دونیم (شک) داشت.
امید است بن مایه های دیگری نیز پیرامون واژه کتاب همرسانی گردد.
فرستنده: جاوید پیشرو
🚩 برابرهای پارسی «کتاب» را اینجا بخوانید:
t.me/AdabSar/3689
t.me/AdabSar/3695
t.me/AdabSar/10305
#کتاب
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔅پیام شما
درود و سپاس فراوان برای روشنگری که در زبان زیبا و آهنگین پارسی به فرجام می رسانید، بی گمان پس از فرهنگستان یکم با ارزشترین کنش در پالایش زبان درگاه شما است.
در پیرامون واژه ی کتاب باید بنگارم چندی پیش در کتابی زیر فرنام سرزمین جاوید (برگردان ذبیح الله منصوری، پوشینه ی نخست) در رویه های آغازین دفتر ( در پانوشت ها) چنین آمده بود واژه کتاب ایرانی است که با کتیبه هم ریشه است لیک نگارنده از بکار گیری واژه کتاب همواره دل دونیم (شک) داشت.
امید است بن مایه های دیگری نیز پیرامون واژه کتاب همرسانی گردد.
فرستنده: جاوید پیشرو
🚩 برابرهای پارسی «کتاب» را اینجا بخوانید:
t.me/AdabSar/3689
t.me/AdabSar/3695
t.me/AdabSar/10305
#کتاب
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🌺🍃🌱🌿☘🍀🌷
🌿🍀🍃
🍀🌿
🍃
🌱
🌷
فریدون فرّخ ستایش ببُرد
بمرد اوی و جاوید نامش نمرد
سخن مانَد اندر جهان یادگار
سخن بهتر از گوهر شاهوار
ستایش نبُرد آنکه بیداد بود
به گنج و به تخت مهی شاد بود
گسسته شود در جهان کام اوی
نخواند به گیتی کسی نام اوی
#فردوسی
با آرزوی هفتهای به کام و به آیین
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌷
🍃
🌿🌱
🍀🍃🌿
🌺🌿☘🍃🌱🍀🌷
🌿🍀🍃
🍀🌿
🍃
🌱
🌷
فریدون فرّخ ستایش ببُرد
بمرد اوی و جاوید نامش نمرد
سخن مانَد اندر جهان یادگار
سخن بهتر از گوهر شاهوار
ستایش نبُرد آنکه بیداد بود
به گنج و به تخت مهی شاد بود
گسسته شود در جهان کام اوی
نخواند به گیتی کسی نام اوی
#فردوسی
با آرزوی هفتهای به کام و به آیین
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌷
🍃
🌿🌱
🍀🍃🌿
🌺🌿☘🍃🌱🍀🌷
@AdabSar
گر چه مستیم و خرابیم چو شبهای دگر
باز کن ساقیِ مجلس سر مینای دگر
امشبی را که در آنیم غنیمت شمریم
شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر
مستِ مستم، مشکن قدر خود ای پنجهی غم
من به میخانهام امشب، تو برو جای دگر
چه به میخانه چه محراب، حرامم باشد
گر به جز عشق تو-اَم هست تمنای دگر
تا روم از پی یار دگری میباید
جز دل من دلی و جز تو دلارای دگر
نشیندهست گلی بوی تو ای غنچهی ناز
بودهام ورنه بسی همدم گلهای دگر
تو سیهچشم چو آیی به تماشای چمن
نگذاری به کسی چشم تماشای دگر
باده پیش آر که رفتند از این مکتب راز
اوستادان و فزودند معمای دگر
این قفس را نبود روزنی ای مرغ پریش
آرزو ساخته بستان طربزای دگر
گر بهشتیست، رخ توست نگارا که در آن
میتوان کرد به هر لحظه تماشای دگر
از تو زیبا صنم اینقدر جفا زیبا نیست
گیرم این دل نتوان داد به زیبای دگر
مِیفروشان همه دانند عمادا که بود
عاشقان را حرم و دیر و کلیسای دگر
#عماد_خراسانی
@AdabSar
گر چه مستیم و خرابیم چو شبهای دگر
باز کن ساقیِ مجلس سر مینای دگر
امشبی را که در آنیم غنیمت شمریم
شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر
مستِ مستم، مشکن قدر خود ای پنجهی غم
من به میخانهام امشب، تو برو جای دگر
چه به میخانه چه محراب، حرامم باشد
گر به جز عشق تو-اَم هست تمنای دگر
تا روم از پی یار دگری میباید
جز دل من دلی و جز تو دلارای دگر
نشیندهست گلی بوی تو ای غنچهی ناز
بودهام ورنه بسی همدم گلهای دگر
تو سیهچشم چو آیی به تماشای چمن
نگذاری به کسی چشم تماشای دگر
باده پیش آر که رفتند از این مکتب راز
اوستادان و فزودند معمای دگر
این قفس را نبود روزنی ای مرغ پریش
آرزو ساخته بستان طربزای دگر
گر بهشتیست، رخ توست نگارا که در آن
میتوان کرد به هر لحظه تماشای دگر
از تو زیبا صنم اینقدر جفا زیبا نیست
گیرم این دل نتوان داد به زیبای دگر
مِیفروشان همه دانند عمادا که بود
عاشقان را حرم و دیر و کلیسای دگر
#عماد_خراسانی
@AdabSar
💫
دردمندِ عشقت٭ را حال٭٭ از دو بیرون نیست:
یا ز عشق جان دادن، یا به درد خو کردن
#محمد_قهرمان
#چکامه_پارسی
٭= اِشغ
٭٭= هال
@AdabSar
دردمندِ عشقت٭ را حال٭٭ از دو بیرون نیست:
یا ز عشق جان دادن، یا به درد خو کردن
#محمد_قهرمان
#چکامه_پارسی
٭= اِشغ
٭٭= هال
@AdabSar
💫
تفسیر ندارد این پریشانی ما
تقصیرِ کسی نبوده ویرانی ما
تقدیرِ نوشته را چه تدبیر کنیم
تحریرِ غم است خط پیشانی ما
#محمد_ربیعی
@AdabSar
تفسیر ندارد این پریشانی ما
تقصیرِ کسی نبوده ویرانی ما
تقدیرِ نوشته را چه تدبیر کنیم
تحریرِ غم است خط پیشانی ما
#محمد_ربیعی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻طلا= تلا*، زر
🔻طلاآلات= تلاها، زرها، زرینهها
🔻طلاباف= تلاباف، زربفت
🔻طلاجات= تلاها، زرها، زرینهها
🔻طلاساز= تلاساز، زرساز
🔻طلافروش= ثلافروش، زرگر
🔻طلاکردن= تلاکردن، زرینکردن
🔻طلاکوب= تلاکوب، زرکوب
🔻طلاگرفتن= تلاگرفتن، در زر گرفتن، زراندودکردن
🔻طلای تمامعیار= زر ساو، زر ساوه
🔻طلای جعفری= زر دستافشار، زر مشتافشار، تلای ناب، زر ناب
🔻طلای خالص= تلای ناب، زر ناب، دَهدَهی
🔻طلای رایج= تلای رَواگدار
🔻طلای سفید= (پلاتین)، تلای سپید، زر سپید
🔻طلای قلب= دَهپنجی، تلای ناسَرِه، زر ناسَرِه
🔻طلایی= تلایی، زرین، زری، زرگون، رنگ زر، رنگ زرد، زردرنگ
🔻آب طلا= آب تلا، زرآب
🔻جام طلا= جام تلا، جام زرین
🔻سکه طلا= دانگ تلا، پارَک زر
🔻مدال طلا= نشان تلا، نشان زرین
🔻مطلا= زراندود، تلاکاریشده
🔻معدن طلا= کان تلا، کان زر
* «طلا» اَرَبیدهی(معرب) واژهی پارسی «تلا» است. در گذشته به زر سرخ، تلا گفته میشد.
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#طلا #طلایی #مطلا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻طلا= تلا*، زر
🔻طلاآلات= تلاها، زرها، زرینهها
🔻طلاباف= تلاباف، زربفت
🔻طلاجات= تلاها، زرها، زرینهها
🔻طلاساز= تلاساز، زرساز
🔻طلافروش= ثلافروش، زرگر
🔻طلاکردن= تلاکردن، زرینکردن
🔻طلاکوب= تلاکوب، زرکوب
🔻طلاگرفتن= تلاگرفتن، در زر گرفتن، زراندودکردن
🔻طلای تمامعیار= زر ساو، زر ساوه
🔻طلای جعفری= زر دستافشار، زر مشتافشار، تلای ناب، زر ناب
🔻طلای خالص= تلای ناب، زر ناب، دَهدَهی
🔻طلای رایج= تلای رَواگدار
🔻طلای سفید= (پلاتین)، تلای سپید، زر سپید
🔻طلای قلب= دَهپنجی، تلای ناسَرِه، زر ناسَرِه
🔻طلایی= تلایی، زرین، زری، زرگون، رنگ زر، رنگ زرد، زردرنگ
🔻آب طلا= آب تلا، زرآب
🔻جام طلا= جام تلا، جام زرین
🔻سکه طلا= دانگ تلا، پارَک زر
🔻مدال طلا= نشان تلا، نشان زرین
🔻مطلا= زراندود، تلاکاریشده
🔻معدن طلا= کان تلا، کان زر
* «طلا» اَرَبیدهی(معرب) واژهی پارسی «تلا» است. در گذشته به زر سرخ، تلا گفته میشد.
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#طلا #طلایی #مطلا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
دوباره یک نفر آمد مرا به هم زد و رفت
و سرنوشت مرا با جنون رقم زد و رفت
کسی که مثل همه گفت: دوستت دارم!
درست مثل همه آمد و به هم زد و رفت
درست مثل همه بیمقدمه از راه-
رسید و سنگ بر آیینهی دلم زد و رفت
مرا سپرد به کابوسها، به هرچه محال
به لحظههای من اینگونه رنگ غم زد و رفت
کسی که برکهی آرامش مرا آشفت
به هستیام -که نبود- آتشِ عدم زد و رفت
به چشمهای سیاهش دچار کرد مرا
کنار رویاهایم کمی قدم زد و رفت
تمام حرف من این است: آخر اینگونه
چگونه میشود از عهد عشق دم زد و...
#جعفر_عزیزی
@AdabSar
دوباره یک نفر آمد مرا به هم زد و رفت
و سرنوشت مرا با جنون رقم زد و رفت
کسی که مثل همه گفت: دوستت دارم!
درست مثل همه آمد و به هم زد و رفت
درست مثل همه بیمقدمه از راه-
رسید و سنگ بر آیینهی دلم زد و رفت
مرا سپرد به کابوسها، به هرچه محال
به لحظههای من اینگونه رنگ غم زد و رفت
کسی که برکهی آرامش مرا آشفت
به هستیام -که نبود- آتشِ عدم زد و رفت
به چشمهای سیاهش دچار کرد مرا
کنار رویاهایم کمی قدم زد و رفت
تمام حرف من این است: آخر اینگونه
چگونه میشود از عهد عشق دم زد و...
#جعفر_عزیزی
@AdabSar