ادب‌سار
12.7K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼

بپرسید و گفت: «ای خِرَدْیافته
هنرها یک اندر دگر بافته
چه دانی کز او تن بُوَد سودمند؟
همان بر دلِ هر کسی ارجمند»

چنین داد پاسخ که:«چون تن درست
بُوَد، دل جز از شادمانی نجُست
همان آرزو تن‌درستی بُوَد
چو از درد روزی به سستی بُوَد»

امید که در این سال نو:
تورا ای جوان! تندرستی و بخت
همیشه بماناد با تاج و تخت
#فردوسی

فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸
💫

آمد بهار و عشق شکوفا شد از زمین
دست شکوفه باز درآمد از آستین

ای گل! کنار سبزه تورا دارم آرزو
نو می‌شوم اگر که شوم با تو همنشین

#سعید_قاسمی_فلاورجانی
فرستنده: ایرج
#نوروز #چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

در باغِ زمان عطرِ بهاران خوش باد
در دیده‌ی دل چشمِ نگاران خوش باد

با هر نَفسی ز بطن جان می‌آید
مستی ز شرابِ گُلعِذاران خوش باد

سراینده و فرستنده #عیسا_عماد
#نوروز
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
☀️🌱 @AdabSar

☀️آشنایی با جشن‌های ایرانی
🌱نخستین شنبه و چهارشنبه‌ی سال

🍃🍃 آنچه درباره‌ی جشن‌ها باید بدانیم این است که ایران سرزمین بسیار پهناوری بود و رسانه‌ای برای همسان‌سازی مردم نبود و چه‌بسا برخی جشن‌ها در هر گوشه از کشور به گونه‌ی دیگری برگزار شود. هرچند که در جشن‌های بزرگ، بسیاری از آیین‌ها در سرتاسر کشور همانند بودند.

🍃🍃 بی‌گمان جشن نخستین شنبه و نخستین چهارشنبه‌ی سال در ایران پس از پیدایش هفته در گاهشماری(تقویم) آغاز شده است. این جشن‌ها همچون سیزده‌به‌در، همراه با خانواده در دشت‌ها و باغ‌ها و در دل نوروز برگزار می‌شد. در این جشن‌ها آش می‌پختند، پایکوبی می‌کردند و جایگاه آب را در زندگی گرامی می‌داشتند. روز نخست هفته نماد آغاز کوشش و روز پنجم هفته یا چهارشنبه، روزی همایون و ارجمند در ایران بود. آنچه ما درباره‌ی این دو جشن می‌دانیم، بر پایه‌ی نوشته‌های پراکنده است.

🍃🍃 "شنبه گردش"
اکنون نخستین شنبه سال در بسیاری از شهرهای کشور به نام "شنبه‌گردش" شناخته شده است. "شنبه‌گردش"، بهانه‌ای برای بهره‌گیری از آب‌وهوای خوش بهاری است ولی درباره‌ی پیشینه و پیدایش آن هیچ نمی‌دانیم.
این جشن به‌ویژه در نیمروز(جنوب) خراسان، نایین و چهارمحال‌وبختیاری همچنان پایدار است و گمان می‌رود که بیش از ۴۰۰سال پیشینه دارد. در این روز از رفتن به خانه خویشان پرهیز می‌کنند و یکی از راین(دلیل)های برگزاری آن، زورآزمایی پهلوانان و نمایش زور و توان آن‌ها است. این زورآزمایی هنوز در سیزده‌به‌در امروزی دیده می‌شود و در استان‌های خورآیی(شرقی) و برخی شهرهای افغانستان پررنگ‌تر است که گمان می‌رود ریشه در فرهنگ پهلوانی سرزمین سیستان داشته باشد.
همچنین می‌گویند که "شنبه‌گردش" به‌جا مانده از "جشن شکار" است که در روزگاران کهن فرمانروایان بدان می‌پرداختند ولی درباره درستی این گمان نمی‌توان به روشنی داوری کرد.
در شهرکرد برای پخت آش، سبزی‌های تازه را می‌چینند و آش مچه و آش شنگ می‌پزند. آش شنبه‌گردش در شهر انار کرمان، آش "شنبه‌سال" نام دارد.

🍃🍃 "نخستین چهارشنبه سال"
جشن نخستین چهارشنبه سال در آذربادگان(آذربایجان) "چهارشنبه‌سو" یا "چهارشنبه‌آب" نام دارد و جشنی نمادین برای آب شدن یخ رودخانه‌ها و روان شدن آن‌ها است. دومین چهارشنبه سال "چهارشنبه آتش" و زمان گرم شدن زمین و آمادگی برای کشت، سومین چهارشنبه سال "چهارشنبه باد" و جشن وزیدن باد و بیدار کردن خاک و درختان بود. چهارمین چهارشنبه هم "چهارشنبه خاک" بود که خاک آماده کشت می‌شد و کشاورزی را آغاز می‌کردند. اکنون جشن‌های چهارگانه‌ی چهارشنبه در کشور آذربادگان در اسپندماه برگزار می‌شود.

🍃🍃 درباره‌ی نخستین شیوه‌ی برگزاری آن آگاهی نداریم. اکنون در مهاباد و روستاهای پیرامون آن، در نخستین چهارشنبه سال جشن میرنوروزی برگزار می‌شود. در این روز مردم از میان خود یک تن را برمی‌گزینند و نام "میر نوروزی" بر او می‌نهند. به او خونگر(خنجر)، تاگ(تاج)، کمربند، بازوبند، اسب و چیزهای دیگر می‌دهند. "غریب‌پور" در نبیگ/نیپیک(کتاب) "تئاتر در ایران" نوشته است که نمایش "میر نوروزی" نمایشی شوخناک(کمدی) و راهی برای هشدار دادن به فرمانروایان درباره‌ی دادگری و مردم‌داری است. گفته می‌شود جشن میر نوروزی نمادی از فرمانروایی جمشید، پادشاه باستانی ایران است.
در این جشن میر نوروزی یا امیر بهاری برای خود دو ویچیر(وزیر)، یک تلخک(دلقک) و یک میرزابنویس برمی‌گزیند و با همراهانش به میان مردم می‌رود؛ گران‌فروشان را به شیوه‌ی نمایشی کیفر می‌کند، خانواده‌ها را آشتی می‌دهد و به نیازمندان رسیدگی می‌کند.
در شوش دانیال مردم شبانه برای او خوراکی می‌گذارند تا بخورد و از او درخواست مُروا(دعای خیر) دارند. آن‌ها این کار را برای فراوانی یافتن خوان(سفره) و دارایی‌شان انجام می‌دهند.
میر نوروزی اگر بخندد از جایگاه چندروزه‌اش برکنار می‌شود. در پایان جشن او به خانه‌ی یکی از بزرگان پناهنده می‌شود. در برخی شهرها و روستاها او را در آب می‌اندازند و جشن به پایان می‌رسد. در نبیگ "آثار فرهنگی، باستانی و تاریخی استان کردستان" به این جشن پرداخته شده است.

#پریسا_امام_وردی
#فرهنگ_ایران #نوروز #شنبه_گردش #فروردینگان

☀️🌱 @AdabSar
🥂🎋🌱🥂
@AdabSar
عید شد ساقی بیا در گردش آور جام را
پشتِ پا زن دورِ چرخ و گردش ایام را

سین ساغر بس بود ای ترک ما را روز عید
گو نباشد هفت‌سین رندانِ دردآشام را

خلق را بر لب حدیثِ جامه‌ی نو هست و من
از شرابِ کهنه می‌خواهم لبالب جام را

هرکسی شِکر نهد بر خوان و برخواند دعا
من ز لعل شِکرینت طالبم دشنام را

هر تنی را هست سیم و دانه‌ی گندم به دست
مایلم من دانه‌ی خالِ تو سیم‌اندام را

سیر بر خوان است مردم را وَ من از عمر سیر
بی دلارامی کــــه برده‌ست از دلم آرام را

پسته و بادام نقل روز نوروز است و من
با لب و چشمت نخواهم پسته و بادام را

عود اندر عید می‌سوزد وَ من نالان چو عود
بی بتی کز خال هندو ره زند اسلام را

یکدگر را خلق می‌بوسند و من زین غم هلاک
کز چه بوسد دیگری آن شوخِ شیرین‌کام را؟

سرکه بر دستار خوان خلق و همچون سرکه دوست
می‌کند با ما تُرُش رنگین‌رخ گلفام را

لاجرم این عید خاص من که بادا پایدار
کر و فرش بشکند بازار عیدِ عام را

جاودان مانی و خوانی هر صباحِ روز عید
عید شد ساقی بیا در گردش آور جام را

#قاآنی
#نوروز
🍸🥀💐🍸 @AdabSar
#نیایش_نوروزی پارسی

ای کارگردان گردان سپهر
یزدان کیهان و کیوان و مهر

ای بینش‌افروز دل‌های پاک
چشمان ما را بپالا ز خاک

فرخنده گردان تو نوروز را
امسال و هرسال و هرروز را

شادی بگستر بر ایرانیان
بیچارگان را بساز آشیان

شرمی بیفزا به خیره‌سران
بر باد ده راز افسونگران!

سراینده و فرستنده #نادر_نوری
#نوروز
☀️🌱 @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

و برآمد بهاری دیگر
مست و زیبا و فریبا، چون دوست
سبدی پیدا کن
پر کن از سوسن و سنبل که نکوست
همره باد بهاری بفرست
پیک نوروزی و شادی بر دوست!

#نوروز
@AdabSar
نوروز - نوش‌آفرین و خداداد کاویانی
@AdabSar
#نوروز
کاری از "نوش‌آفرین" و "خداداد کاویانی"

نوروز ۲۵۷۸ ایرانی- هخامنشی
۲۷۲۷ ایرانی-مادی
۳۷۵۷ زرتشتی همایون باد!

فرستنده: #بابک_فخری

🎶 @AdabSar
♥️🇮🇷 @AdabSar

در آستانه‌ی نوروز بزرگ، جشنی از دور دستِ هزاره‌ها، از آن سوی روزگارانِ ناپیدا، برای هم‌میهنان ارجمندم در گستره‌ی این جهان بزرگ شادکامی و بهروزی آرزو دارم.

روز نو #نوروز نو
#هما_ارژنگی
تهران - بهمن ۱۳۹۳

دوش دیدم مامِ میهن را به خواب
چهره پر آژنگ و چشمانش پر آب

در نگاهش حسرت و غم بسته تار
دل پر آشوب و روانش پر شرار

سر به دامانش نهادم بی‌قرار
بی‌بهانه گریه کردم زار زار

گفتم: ای نام من ای ناموسِ من
واژه‌ی مهرت همه قاموسِ من

بازگو آخر چرا افسرده‌ای؟
این‌چنین سر در گریبان برده‌ای؟

داد پاسخ مامِ مهر آیینِ من:
دردمندم، با که گویم این سخن؟

من فلاتِ پاکِ ایران بوده‌ام
مهدِ گردان و دلیران بوده‌ام

سرزمینِ مهر و داد و راستی
دشمنِ جور و دروغ و کاستی

خاستگاهِ بخردی، دانشوری
مردمی، یزدان‌پرستی، سروری

دینِ من وجدان و نیکی پرورید
در جهان آیینِ رادی گسترید

روزگاری دامنِ این سرزمین
می‌گذشت از مصر و یونان تا به چین

بر جبینم چون نشانِ داد بود
مردمان را دل ز غم آزاد بود

لیک چون توفان خودکامی وزید
روزگارِ جهل و نادانی رسید

برد از من نامِ نیک و آبرو
شیوه‌ی نابخردانِ زشت‌خو

سینه‌ام درچنگِ اهریمن شکست
پاره‌پاره پیکرم از هم گسست

دشمن از هر سو به کرداری پلید
ساخت ترفندی و نقشی آفرید

تا که طفلانم ز من سازد جدا
نام‌ها بنهادشان ناآشنا

یا که تا مرزی ز نو آرد پدید
هرکجا تازید آنجا خط کشید

وین ندانستی که این نجدِ سپند
در جهان پاینده ماند بی‌گزند

مرزها زاییده‌ی پندار ماست
خط کشیدن‌های دشمن بی‌بهاست

اینک ای فرزندِ ایرانیِ من
چون شنیدی دردِ پنهانیِ من

با همه اندوه و ناخشنودی‌ام
می‌رسد پیکی پیِ بهبودی‌ام

می‌رسد پیکِ بهار از آسمان
همرهِ نوروزِ زرین پرنیان

از سمنگان تا بخارا، تاشکند
چاچ و مرو و آن سمرقند و خجند

شکی و شروان و قفقاز و آران
کابل و بلخ و هرات و بامیان

تیسفون و خانقین و بارزان
تا حلبچه مدفنِ آزادگان

هند و پاکستان و بحرین و ختن
با بلوچ و ترک و کرد و ترکمن

از چکادِ زاگرس و کوهِ سهند
بیستون و قاف و البرزِ بلند

سیردریا، زرفشان، اروندرود
سند و آمو و ارس آرد درود

خوزی و پشتون و مازی هم­ نوا
ازبک و تاجیک و افغان یک‌صدا

جمله با آواز و در خنیاگری
باز می‌خوانند با لفظِ دَری

شادی نوروز بر تو ارمغان
شاد بادا جشن و آیینِ مهان

ما همه فرزندِ دلبندِ توایم
تا جهان برجاست هموندِ توایم

وارثانِ دانش و اندیشه‌ایم
بخت یارانیم کز یک ریشه‌ایم

غم مبادت ای سترگِ بی‌خزان
با شکوه و فَرِ یزدانی بمان

ای بلندآوازه مامِ مهربان
جاودانی، جاودانی، جاودان!

♥️🇮🇷 @AdabSar
هما ارژنگی - روزِ نو نوروزِ نو
@AdabSar
با همه اندوه و ناخشنودی‌ام
می‌رسد پیکی پی بهبودی‌ام

می‌رسد پیکِ بهار از آسمان
همره نوروزِ زرّین پرنیان

روز نو #نوروز نو

چکامه‌ای برای ایران
سروده و سِدای #هما_ارژنگی

@AdabSar 🕊
Forwarded from ادب‌سار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما


در آستانه‌ی سال نو، تو را می‌ستاییم ای دادار بزرگ که سپهر بی‌کران را فراز گُستردی و خورشید تیزاسبِ جاودان پیروز را روشنی‌بخش آن کردی تا در پرتوی زرینش، غبار تاریکی از چهره‌ی زمین برگیرد و رویش و بالشِ گیاهان و پویشِ پویندگان را فراهم آورد.
تا درختان بارده، باربردارند و با سرهای خمیده سپاس تو را بجای آورند، تا گل‌هایِ نوشکفته، زرینه پرتو اش را بنوشند و چهره‌ی زمین را به زیباترین رنگ‌ها و نخش و نگارها بیارایند و...

باد بهاری بَروزید، اَبر فرو بارید،
خورشید بر زمین خندید،
سبزه بَر دمید و گُل شکُفید و
بلبل بَر شاخ آوا بَر کشید و
نوروزی دیگر آغازید
نوروزِ زیبا و دل‌افروز را پیشاپیش به شما
شاد باش و فرخنده باد می گویم
و برایتان شادکامی، تندرستی و نیک‌فرجامی را
آرزومندم.
بَزمْ بهاری‌تان شاد و روزگارتان پیروزگر باد.

فرستنده Am Sa
#پیام_پارسی #نوروز
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادب‌سار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما


پروردگارا!
تو را سپاس می‌‌گوییم که هنجار اُشا را بنیاد نهادی
زمین و آسمان، آب و گیاهان را آفریدی
با مهر خود، روشنایی و شادی را برای زندگی مردم پایدار ساختی
به ما آموختی تا با منش نیک به تو نزدیک شویم
با گفتار نیک، آیین راستی را گسترش دهیم
و با کردار نیک، سازنده و سودرسان باشیم.
اکنون که با گردش زمان، روزگاری تازه فراهم گشته است، با دست‌های برافراشته تو را نیایش می‌‌کنیم
برآنیم تا با کارهای درست خود، که از دانایی و خرد سرچشمه می‌‌گیرد، روان هستی را خشنود سازیم.
ای اهورامزدا، آرامش و آسایش را برای نیکوکاران جهان افزون گردان.
دیر زیویم، درست زیویم، شادزیویم
تا زیویم به کامه زیویم
گیتی‌مان به کامه باد به کامه تن
مینومان به کامه باد به کامه روان.

فرستنده #یوتاب
#پیام_پارسی #نوروز
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🇮🇷🌱
هان ای بهار خسته که از راه‌های دور
موج صدای پای تو می‌آیدم به گوش
وز پشت بیشه‌های بلورین صبح‌دم
رو کرده‌ای به دامن این شهر بی‌خروش

برگرد
ای مسافر گم‌کرده راه خویش
از نیمه‌راه خسته و لب‌تشنه بازگرد
اینجا میا... میا... تو هم افسرده می‌شوی
در پنجه‌ی ستمگر این شامگاه سرد

برگرد ای بهار
که در باغ‌های شهر
جای سرود شادی و بانگ ترانه نیست
جز عقده‌های بسته‌ی یک رنج دیرپای
بر شاخه‌های خشک درختان
جوانه نیست

برگرد و راه خویش بگردان ازین دیار
بگریز از سیاهی این شام جاودان...
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی

اکنون که ایران از تندآبه‌ی ویرانگر استان گلستان داغدار است و از نابخردی‌های پیش و پس از آن داغدارتر، بر ماست که همبسته‌تر از همیشه یاریگر هم‌میهنان خویش باشیم و چه در این رویداد، چه در روزهای دشوار دیگر، با هم به مردم‌داری و داد رفتار کنیم. تنها مردم برای ایران می‌مانند.

♥️🇮🇷 @AdabSar
☀️🌱
کُنون چون دگرگونه شد روزگار
بر آموزه‌ی نو شد آموزگار

سپید از سیه گوی و میدان ربود
زمستان به کُنجِ نَساری غُنود

مَرو در بَرِ باغ و بستان به خواب
بزن پنجه در پنجه‌ی آفتاب‌

بخوان نامه‌ی روزگار کهن
که بِنیوشی از نیک و بدها سخن

در این روزگار نُوِ فرودین
بخواهم ز دادارِ چرخ و زمین

که پیراید اندیشه‌ها را ز بد
بر آرایش دل به نیکی شود!

نوروزتان پیروز💐
سراینده و فرستنده #م_خ
#نوروز #چکامه_پارسی

☀️🇮🇷 @AdabSar
☀️🌱
هر گل که شکفته شعله‌ای پرسوز است
هر سبزه سوار جنگی پیروز است

انداخته‌ایم سفره‌ای بر خاک‌ات
«کوروش» پدرم بلند شو نوروز است!

#شهراد_میدری
#نوروز
☀️🌱 @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
☀️🌱 @AdabSar

🌱 آشنایی با جشن‌های ایرانی
☀️ آبریزان، شادباش‌نویسی، اسپیدانوشت، روز امید، هفدرو و خوردادگان

جشن‌های هفدرو، شادباش‌نویسی، اسپیدانوشت، روز امید و خوردادگان، جشن‌هایی به‌هم‌پیوسته بودند که در روز ششم فروردین(خوردادروز از فروردین‌ماه) در گاهشمار کهن ایران برگزار می‌شدند.

💧💧 روز خورداد در ماه فروردین، از آن فرشته‌ی خورداد یا نگهبان آب به‌شمار می‌رفت و روزی همراه با شادی و آب‌پاشی بود.
به باور آن‌ها، تن آدمی در زمستان آلوده به خاک و خاکستر شده و این شست‌وشو برای پاک کردن آن است و از سویی نمی‌گذارد که بیماری در هوا بماند.
در داستان دیگری گفته شده که پس از چندی خشکسالی، در این روز ناگهان باران فراوانی بارید، مردم از پریشانی رهیده و شاد شدند و به یکدیگر آب پاشیدند که "جشن آبریزان" نام گرفت. هرچند که این داستان را برای بسیاری از جشن‌ها نیز گفته‌اند.

🌔🌖 به باور ایرانیان باستان، آغاز فروردین نوروز کوچک نام داشت و شش روز پس از آن نوروز بزرگ آغاز می‌شد. بر پایه‌ی بن‌مایه‌های پهلوی، آن‌ها باور داشتند که هفتاد و دو رویداد بزرگ سرگذشت ایران در روز ششم فروردین رخ داده است. برخی از این رویدادها پیدایش "مشی" و "مشیانه"(نخستین مرد و زن روی زمین)، پیدایش گیومرت(کیومرس) از گیاه ریواس، آفرینش گویال(سیاره) مشتری که مایه‌ی نیک‌هنگامی است، زاده‌شدن هوشنگ پادشاه پیشدادی که شهرنشینی و سامان‌مندی شهری از زمان او آغاز شد، پیروزی سام نریمان بر آژی‌دهاک، پیدایی دوباره‌ی شاه کی‌خسرو و دیگر رهایی‌بخش‌ها(که باور داشتند جاودانه است)، آفرینش دبیره(خط) به دست جمشید*، برتخت‌نشستن جمشید، تیراندازی آرش، زاده‌شدن زرتشت و گفت‌وگوی زرتشت با اهورامزدا شماری از این رویدادها بودند. همچنین بر پایه‌ی این باورها خداوند در این روز از آفرینش جهان آسوده شد. از این رو به این روز "هفدرو"، "هفدورو" و "هودرو" می‌گفتند. بر پایه‌ی گمان دیگری که چندان پذیرفته نیست، هفده رویداد در روز ششم فروردین رخ داده است.
@AdabSar
💌💌 با آغاز نوروز بزرگ، ایرانیان آرزوها و خواسته‌های نیک خود را برای دیگران می‌نوشتند و به دست آن‌ها می‌سپردند و به آن "شادباش‌نویسی" می‌گفتند. همچنین در این روز برای سپیدروزی در سال نو نیایش می‌کردند و باور داشتند اهورامزدا در این روز بخت و شادکامی و نیک‌روزی سال نو را میان مردم بخش می‌کند. فرستادن شادباش‌برگ/فرخ‌برگ(کارت تبریک) نوروزی که تا دهه‌ی گذشته نیز در میان ما رواگمند(رایج) بود و نیایش در کنار هفت‌سین، به‌جامانده از این آیین است.
شاید آیین شادباش‌نویسی به شوند(دلیل) نو شدن سال و پیدایش دبیره(خط) در این روز باشد.
همچنین آرزوی داشتن سال نیک، باور به بخشش نیک‌روزی از سوی خداوند و چشم‌براهی بازگشت دوباره‌ی کی‌خسرو، انگیزه‌ی نام‌گذاری این روز به "روز امید" بود.

📜📜 درباره‌ی "اسپیدا نوشت" هم چند گمان‌زد داریم. شماری از نویسندگان "اسپیدا نوشت" را در پیوند با شادباش‌نویسی می‌دانند. برخی دیگر با نگر به آیین‌های زمان ساسانیان می‌گویند پادشاهان ساسانی در نوروز آیین‌نامه‌ها و بخشنامه‌های سالانه را روی برگه‌ها و پوست‌هایی می‌نوشتند و مهر می‌کردند که "اسپیدا نوشت" نام داشت. همچنین نوروز در زمان ساسانیان بسیار شکوهمندتر از گذشته برگزار می‌شد.

پارسیان هند و پاکستان این روز را با نام جشن خوردادگان می‌شناسند.
گفتنی است ششم فروردین در گاهشماری سُغدی و خوارزمی آغاز سال نو بود.

#پریسا_امام_وردی
________________
✍🏻✍🏻 پی‌نوشت: افسانه‌ی پیدایش دبیره به ‌دست جمشید این است که پس از آن که وی توانست بنویسد، به مردم مژده داد که روش او خداوند را خشنود کرده و به پاداش آن، از این پس مرگ، سرما، گرما و رشک در میان مردم نخواهد بود. از این رو دستور داد تا گورستان‌ها را ویران کنند. تا اینکه خواهرزاده‌اش بر او چیره شد و این بخشش‌ها از میان مردم رخت بربست.
________________
📚📚 برگرفته از:
۱- نوروز؛ جشن نوزایی آفرینش #علی_بلوکباشی
۲- تاریخ ایران باستان #حسن_پیرنیا
۳- مهره مهر #پوران_فرخزاد
۴- تاریخ نوروز و گاهشماری ایران #عبدالعظیم_رضایی
۵- نوروز خوش آیین #عبدالاحمد_جاوید
________________
#فرهنگ_ایران #فروردینگان #نوروز #اسپیدانوشت #روز_امید #هفدرو #شادباش_نویسی

☀️🌱 @AdabSar
👍1
@AdabSar

تاریخِ شما شرحِ برانداختنِ ماست
این کهنه‌کتابی‌ست که جلدش کفن ماست

این گربه‌ی کِزکرده‌ی چسبیده به دیوار
ته‌مانده‌ای از بیشه‌ی شیر وطن ماست

بی‌پرده بگوییم که در پرده نگنجیم
عریانی ما پاک‌ترین پیرهنِ ماست

چیزی که نداریم به تاراج شما رفت
آن چیز که مانده‌ست همان فوت و فن ماست

سرسختی فردوسی و سرمستیِ حافظ
آن لشکر پنهان‌شده در خویشتنِ ماست

معشوق غزل جلوه‌ای از روح حماسه‌ست
سهراب همان سروِ چمانِ چمنِ ماست

ای آن‌که به آیینِ عجم خُرده گرفتی
نوروز همان پاسخ دندان‌شکن ماست

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
این آیه‌ی کوتاه تمامِ سخن ماست

#حسن_قریبی
فرستنده: کوروش
#نوروز
@AdabSar
💫

چای من لبریز و لب‌دوز است و لب‌سوز است آآآآی!
می‌خوری با من تو چای؟
گرچه کامم تلخ و چایم تلخ و روزگارم نیز تلخ
اما دلبرم
گر تو آیی
لب گشایی
لب بریزی
لب بسوزی 
لب بدوزی
واااای!
بَه چه محشر می‌شود
اندازه‌ی یک چای خوردن
کامِ من شیرین نمایی!
دلبرم
ماهِ فروردین است و چایی
با تو می‌چسبد فقط!

#لیلا_زارع
@AdabSar
💫

من تورا بر شانه‌هایم می‌کشم
یا تو می‌خوانی به گیسویت مرا؟

زخم‌ها زد راه بر جانم ولی
زخمِ عشق* آورده تا کویت مرا

#اهورا_ایمان
#چکامه_پارسی

*. اِشغ
@AdabSar
🌧⚡️💨🇮🇷
@AdabSar
🔸نزن باران!

نزن باران که ایران غرق آب است
هوای شهر من امشب خراب است

نزن باران عزیزم مانده در راه
شب عید است اما می‌کشد آه

نزن باران که کشتی مانده بر گل
درون سینه داغی مانده بر دل

گناه مردمْ این‌جا بی‌گناهی‌ست
پر است از ثروت اما چون گدایی‌ست

گهی خشکی و قحطی حکم‌فرماست
گهی سیلاب و توفانی که برپاست

خدایا کشورم غرق تباهی‌ست
چنین ظلمی دگر بر ما روا نیست

خداوندا مزن باران رحمت
که این باران شده‌ست اسباب زحمت

همیشه سنگ‌ها بر پای لنگ است
سخن از آرزوهامان جفنگ است

نبار ای اَبرَکَم این‌جا بهار است
دل این مردم این‌جا زارِ زار است

نزن باران که ایران غرق آب است
نزن حال دل مردم خراب است

#فرزانه_فرهودی
فرستنده #یوتاب
@AdabSar
🌧⚡️❤️🇮🇷