🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻البته = اگرچه، چراکهنه، هرآینه، بههرروی، هرچند، هرگز، همانا، بیگمان، بهراستیکه، بااینهمه، زنهار
🔻صدالبته= سَددَرسَد(صددرصد)
✍نمونه:
🔺البته درک درستی از آن ندارند=
هرچند/اگرچه دریافت درستی از آن ندارند
🔺فکر میکنی تورا بخشیدهام؟ البته که نه!=
گمان میکنی تورا بخشیدهام؟ بهراستی که نه!
میپنداری تورا بخشیدهام؟ بیگمان نه!
میگمانی تورا بخشیدهام؟ زنهار که نه!
بهگمانت تورا بخشیدهام؟ هرگز!
🔺البته قولی است مشهور که مطبوعات رکن و قوهی چهارم مملکتند=
هرآینه گفته میشود که چاپنامهها، ستون و نیروی جهارم کشورند
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
#البته
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻البته = اگرچه، چراکهنه، هرآینه، بههرروی، هرچند، هرگز، همانا، بیگمان، بهراستیکه، بااینهمه، زنهار
🔻صدالبته= سَددَرسَد(صددرصد)
✍نمونه:
🔺البته درک درستی از آن ندارند=
هرچند/اگرچه دریافت درستی از آن ندارند
🔺فکر میکنی تورا بخشیدهام؟ البته که نه!=
گمان میکنی تورا بخشیدهام؟ بهراستی که نه!
میپنداری تورا بخشیدهام؟ بیگمان نه!
میگمانی تورا بخشیدهام؟ زنهار که نه!
بهگمانت تورا بخشیدهام؟ هرگز!
🔺البته قولی است مشهور که مطبوعات رکن و قوهی چهارم مملکتند=
هرآینه گفته میشود که چاپنامهها، ستون و نیروی جهارم کشورند
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
#البته
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
بدان ای برادر که بیدادْشاه
پیِ پادشاهی ندارد نگاه
به آگندنِ گنجْ شادان بوَد
به زُفتی سرِ سرفرازان بوَد
خُنُک شاهِ با داد و یزدانپرست
کزو شاد باشد دلِ زیردست
به داد و به بخشش فزونی کنَد
جهان را بدین رهنمونی کنَد
نگه دارد از دشمنانْ کشورش
به ابر اندرآرَد سر و افسرش
به داد و به آرامْ گنج آگنَد
به بخشش ز دلْ رنج بپراگنَد
هرآنکس که او این هنرها بجُست
خرَد باید و حزم و رایِ درست
#شاهنامه #فردوسی
بادا که:
به کامِ تو گردد همه روزگار
گزینش: #جعفر_جعفرزاده
خوشنویسی: سعید خادمی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
پیِ پادشاهی ندارد نگاه
به آگندنِ گنجْ شادان بوَد
به زُفتی سرِ سرفرازان بوَد
خُنُک شاهِ با داد و یزدانپرست
کزو شاد باشد دلِ زیردست
به داد و به بخشش فزونی کنَد
جهان را بدین رهنمونی کنَد
نگه دارد از دشمنانْ کشورش
به ابر اندرآرَد سر و افسرش
به داد و به آرامْ گنج آگنَد
به بخشش ز دلْ رنج بپراگنَد
هرآنکس که او این هنرها بجُست
خرَد باید و حزم و رایِ درست
#شاهنامه #فردوسی
بادا که:
به کامِ تو گردد همه روزگار
گزینش: #جعفر_جعفرزاده
خوشنویسی: سعید خادمی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
ادبسار
🔥 هوشنگ پیشدادی که بود؟ پس از آشنایی با داستانهای #جشن_سده بد نیست بدانیم هوشنگ چه کسی بود. گفته میشود هوشنگ پسر سیامک و از نوادگان کیومرث یکی از پادشاهان پیشدادی ایران بود و در هرجا که مردم میزیستند آتشکدهای برپا کرد که همیشه روشن بود تا مردم برای…
✉️ پیام شما
فرستنده: «دیناروند»
درودها
و سپاس بسیار از زنده نگه داشتن فرهنگ و هنر ایران و ایرانی. بسیار درود
در جشن سده برخی لران در چهار طرف هوش (حیاط خانه) شاخههای کوتاه شده درختان را آتش میزنند و دور تا دورش دست در دست هم میرقصند و آواز میخوانند.
البته در قدیم به مجموع اتاقها و حیاط هوش میگفتند ولی امروزه فقط به محوطه محصور شده یا همان حصار خونه که دروازه ورودی هم دارد هوش میگویند.
دکتر سیروس حامی از شاهنامهپژوهان یزد
در پیامی تلگرامی از من پرسید شما به حیاط خانه چه میگویید؟ گفتم: هوش. برخی به کل خانه یعنی مجموع اتاقها وحیاط میگویند هوش. البته امروزه بیشتر در مناطق روستایی و بکر و در میان سالخوردهها این کاربرد بیشتر است. ایشان فرمودند به گمانم هوش شما از هوشنگ که اولین سرپناه را برای انسان ساخته، گرفته شده باشد.
#جشن_سده
@AdabSar
فرستنده: «دیناروند»
درودها
و سپاس بسیار از زنده نگه داشتن فرهنگ و هنر ایران و ایرانی. بسیار درود
در جشن سده برخی لران در چهار طرف هوش (حیاط خانه) شاخههای کوتاه شده درختان را آتش میزنند و دور تا دورش دست در دست هم میرقصند و آواز میخوانند.
البته در قدیم به مجموع اتاقها و حیاط هوش میگفتند ولی امروزه فقط به محوطه محصور شده یا همان حصار خونه که دروازه ورودی هم دارد هوش میگویند.
دکتر سیروس حامی از شاهنامهپژوهان یزد
در پیامی تلگرامی از من پرسید شما به حیاط خانه چه میگویید؟ گفتم: هوش. برخی به کل خانه یعنی مجموع اتاقها وحیاط میگویند هوش. البته امروزه بیشتر در مناطق روستایی و بکر و در میان سالخوردهها این کاربرد بیشتر است. ایشان فرمودند به گمانم هوش شما از هوشنگ که اولین سرپناه را برای انسان ساخته، گرفته شده باشد.
#جشن_سده
@AdabSar
ادبسار
✉️ پیام شما فرستنده: «دیناروند» درودها و سپاس بسیار از زنده نگه داشتن فرهنگ و هنر ایران و ایرانی. بسیار درود در جشن سده برخی لران در چهار طرف هوش (حیاط خانه) شاخههای کوتاه شده درختان را آتش میزنند و دور تا دورش دست در دست هم میرقصند و آواز میخوانند.…
✉️ پیام شما
فرستنده: «معمار ابراهیم»
با سپاس از کوششهای ادبساری
شما.
چندانکه نوشتهاید درگویشهای
لری به حیاط خانه هووش/حووش میگویند.
دربختیاری هم هَوْش میگویند.
بهگمان این از واژه هندوآریایی یا
هندوایرانی است.
در لاتین هم به خانه/ سرا/ جایگاه و همانند آن
هَوْس = house میگویند.
@AdabSar
فرستنده: «معمار ابراهیم»
با سپاس از کوششهای ادبساری
شما.
چندانکه نوشتهاید درگویشهای
لری به حیاط خانه هووش/حووش میگویند.
دربختیاری هم هَوْش میگویند.
بهگمان این از واژه هندوآریایی یا
هندوایرانی است.
در لاتین هم به خانه/ سرا/ جایگاه و همانند آن
هَوْس = house میگویند.
@AdabSar
🌾🌬 جشن بادبره نشانهی ارزشمندی «باد» در زندگی نیاکان
🌦 روز بیست و دوم هرماه از گاهشماری باستانی ایران «بادروز» نام داشت و گرامی داشته میشد. زیرا باد یکی از چهار آخشیج سپند (عنصر مقدس) و پاککننده بود. باد در زندگی کشاورزان ارزش ویژهای داشت. آنها دریافته بودند که باد چه دگرگونیهایی در زیستبوم و کشتوکار پدید میآورد. به این جشن «باذوره» نیز میگفتند. باد در زبان اوستایی «واتـَه» گفته میشد و ایزد باد از بزرگترین ایزدان ایرانی در باورهای زُروانی و زرتشتی بود.
🌦 پیشینیان سالی یکبار بادروز را جشن میگرفتند. ایرانشناسان دربارهی اینکه «جشن بادبره» در چه زمانی برگزار میشد دو گمان دارند.
برخی بادروز از دیماه و شماری دیگر همچون ابوریحان بیرونی بادروز از بهمنماه را درست میدانند. بیرونی در آثارالباقیه زمان جشن بادروز را روز ۲۲ بهمنماه میداند و مینویسد که در نوروز جشنوارهای همانند جشن بادروز در اسپادانا (اصفهان) و در یک هفته برگزار میشود.
🌦 در جشن بادروزی بازار همگانی برپا میشد و مردم در آن روز مانند جشن تیرگان رشتههایی از نخ هفترنگ را به آغوش باد میسپردند.
ابوریحان بیرونی میگوید که در گومِس (قم) و شهرها و روستاهای نزدیک به آن بادروز با شادی، پایکوبی و راه افتادن کاروانهای شادی همراه بود. همچنین در بازار ویژهی این جشن، ابزار شادمانی در دسترس بود: «روز بیست و دوم هر ماه باد نام دارد و در بهمن ماه این روز جشنی است که به همین نام معروف است. در قم و نواحی آن رسومی از شرب و لهو برای این عید قائل میشوند که مانند رسوم دیگر اعیاد است. چنانکه در اصفهان در ایام نوروز بازاری برپا میشود و عید میگیرند و آن را در اصفهان کژین گویند و فقط فرق باد روز و کژین آن است که آن یک روز و این یک هفته است.» برداشتها از نوشته بیرونی این است که جشن کژین در اسپادانا نیز در ستایش باد برگزار میشد.
🌦 «جشن باد» افسانهای خواندنی دارد. میگویند در هزارههای دور، هفت سال در سرزمین ما باد نوزید. پس از هفت سال در چنین روزی چوپانی نزد خسرو* رفت و گفت: دیشب بادی به آهستگی وزید تا جایی که موی گوسپندان اندکی جنبید. این رویداد ایرانیان را شاد کرد و «جشن بادروزی» پدید آمد.
در داستانها نوشتهاند «شبان نزد کسرا رفت» کسرا اربیده (تازی شده) خسرو است و در گذشته تازیان به همهی پادشاهان ایران کسرا میگفتند. در داستانهای جشن بادروزی نوشته نشده که فردید (منظور) کدام پادشاه ایران است. تنها میتوان گمان کرد که یکی از پادشاهان کهن پیش از ساسانیان باشد.
✍🏼 و 📸 #پریسا_امام_وردیلو
#جشن_های_ایرانی #بهمنگان #بادروز
📖📖 برداشت از:
- گاهشماری و جشنهای ایران باستان «هاشم رضی»
- جشنهای ایرانیان «عسگر بهرامی»
🌬🌾 @AdabSar
🌦 روز بیست و دوم هرماه از گاهشماری باستانی ایران «بادروز» نام داشت و گرامی داشته میشد. زیرا باد یکی از چهار آخشیج سپند (عنصر مقدس) و پاککننده بود. باد در زندگی کشاورزان ارزش ویژهای داشت. آنها دریافته بودند که باد چه دگرگونیهایی در زیستبوم و کشتوکار پدید میآورد. به این جشن «باذوره» نیز میگفتند. باد در زبان اوستایی «واتـَه» گفته میشد و ایزد باد از بزرگترین ایزدان ایرانی در باورهای زُروانی و زرتشتی بود.
🌦 پیشینیان سالی یکبار بادروز را جشن میگرفتند. ایرانشناسان دربارهی اینکه «جشن بادبره» در چه زمانی برگزار میشد دو گمان دارند.
برخی بادروز از دیماه و شماری دیگر همچون ابوریحان بیرونی بادروز از بهمنماه را درست میدانند. بیرونی در آثارالباقیه زمان جشن بادروز را روز ۲۲ بهمنماه میداند و مینویسد که در نوروز جشنوارهای همانند جشن بادروز در اسپادانا (اصفهان) و در یک هفته برگزار میشود.
🌦 در جشن بادروزی بازار همگانی برپا میشد و مردم در آن روز مانند جشن تیرگان رشتههایی از نخ هفترنگ را به آغوش باد میسپردند.
ابوریحان بیرونی میگوید که در گومِس (قم) و شهرها و روستاهای نزدیک به آن بادروز با شادی، پایکوبی و راه افتادن کاروانهای شادی همراه بود. همچنین در بازار ویژهی این جشن، ابزار شادمانی در دسترس بود: «روز بیست و دوم هر ماه باد نام دارد و در بهمن ماه این روز جشنی است که به همین نام معروف است. در قم و نواحی آن رسومی از شرب و لهو برای این عید قائل میشوند که مانند رسوم دیگر اعیاد است. چنانکه در اصفهان در ایام نوروز بازاری برپا میشود و عید میگیرند و آن را در اصفهان کژین گویند و فقط فرق باد روز و کژین آن است که آن یک روز و این یک هفته است.» برداشتها از نوشته بیرونی این است که جشن کژین در اسپادانا نیز در ستایش باد برگزار میشد.
🌦 «جشن باد» افسانهای خواندنی دارد. میگویند در هزارههای دور، هفت سال در سرزمین ما باد نوزید. پس از هفت سال در چنین روزی چوپانی نزد خسرو* رفت و گفت: دیشب بادی به آهستگی وزید تا جایی که موی گوسپندان اندکی جنبید. این رویداد ایرانیان را شاد کرد و «جشن بادروزی» پدید آمد.
در داستانها نوشتهاند «شبان نزد کسرا رفت» کسرا اربیده (تازی شده) خسرو است و در گذشته تازیان به همهی پادشاهان ایران کسرا میگفتند. در داستانهای جشن بادروزی نوشته نشده که فردید (منظور) کدام پادشاه ایران است. تنها میتوان گمان کرد که یکی از پادشاهان کهن پیش از ساسانیان باشد.
✍🏼 و 📸 #پریسا_امام_وردیلو
#جشن_های_ایرانی #بهمنگان #بادروز
📖📖 برداشت از:
- گاهشماری و جشنهای ایران باستان «هاشم رضی»
- جشنهای ایرانیان «عسگر بهرامی»
🌬🌾 @AdabSar
⛈ جشن بادبره و افسانهی ایزد نیکوکار و ویرانگر
⛈ باد یکی از چهار آخشیج سپند (عنصر مقدس) و پاککننده بود. باد در زبان اوستایی «واتـَه» و سپس «وای» گفته میشد و ایزد باد از بزرگترین ایزدان ایرانی در باورهای زُروانی و زرتشتی بود. باد در زندگی کشاورزان ارزش ویژهای داشت. آنها دریافته بودند که باد چه دگرگونیهایی در زیستبوم و کشتوکار پدید میآورد. به گمان «جشن بادبره» در بادروز از بهمن ماه برابر با بیستودوم این ماه در ایران باستان برگزار میشد.
⛈ ایزد باد یکی از کهنترین ایزدان هند و ایرانی است. در باور مردمان هندوایرانی جهان سه رده داشت: زمین، آسمان و هوا. نوشتهاند که ایزد باد (وای/وایو) بر هوا و پهنهی میان گنبد آسمان و روی زمین فرمان میراند. در نوشتههای کهن ایرانی از او به نام اندورا به چم (معنی) تهی یاد شده است. در آیینهای هندو او پیامآور خدایان است.
⛈ ایزد باد چهرهای دوگانه دارد. هم خوب بود و «وای وَه» یا «وای بِه» نام داشت و هم بد بود و سویهی بد او «وای وَتـتـَر» یا «وای بد» نامیده میشد. زیرا باد از هر دو جهان نیک و بد میگذرد و دو رفتار زیانبار و سودرسان دارد. او نیکوکار است ولی میتواند با نیروی ویرانگر خود همهچیز و همه کس را نابود سازد. او دو روی زندگیبخش و مرگآفرین دارد. هم نخستین دمی است که زندگی با او آغاز میشود و هم واپسین دمی است که مرگ را با خود به همراه میآورد. در افسانههای هندی به وای بد ایندرا میگفتند که از دیوها و اهریمنان بود.
⛈ مردم خورآسان (شرق) ایران بزرگ، ایزد وای را آفریننده و نگهبان پل چینوت (صراط) میدانستند. او را پشتیبان و آرامبخش روانهای درگذشته میدانستند و باور داشتند این ایزد روانهای درگذشتگان را در سفرشان به آسمان همراهی میکند. وای در دگرگونیهای زبانی بسیار به «واد» و «باد» دگرگون شد. ایزد وای در ویسپرد همراه آسمان و دریای فراخکرت که نماد جای تهی است ستوده شده است.
⛈ در افسانهها ایزد وایو گردونهای زرین دارد و خدایی نیرومند، فراخسینه، جنگجویی سهمناک، دلیر، تیزرو و پیروز شونده با تنپوش ارغوانی است. او زمانی که جامهی نبرد بر تن دارد با جنگافزار زرین خود دشمنان را دنبال و اهریمن را نابود میکند و از آفرینش اورمزد پاسداری میکند. وایو نماد آسمانی ارتشتاران است.
⛈ گفتنی است افسانههای باستانی ایزدان، پرشمارند و پیچیدهاند و در این یادداشتها تنها به گوشهای از آن میتوان پرداخت.
✍ گردآورنده: #پریسا_امام_وردیلو
#جشن_های_ایرانی #جشن_بادبره #بهمنگان #بادروز
📖 برداشت آزاد از:
- اسطورهشناسی ایزدان ایرانی «شروین وکیلی»
- دانشنامهی ایرانیکا
- امردادنیوز
- رسانه اینترنتی باستانشناس
⛈ آشنایی با جشنها و افسانههای در پیوند با ایزد باد
جشن یلدا و افسانهی ایزد باد:
t.me/AdabSar/21338
جشن تیرگان و همراهی ایزد باد با تیر آرش:
t.me/AdabSar/20893
t.me/AdabSar/20899
جشن سیزده بهدر و شکست دیو خشکسالی در همراهی ایزدان باد و باران:
t.me/AdabSar/20672
جشن خردادگان و شکست دیو گرسنگی و تشنگی به دست ایزد باد و ایزدبانوی خرداد:
t.me/AdabSar/20818
جشن امردادگان و رویاندن دوبارهی گیاهان به دست ایزد باد و ایزدبانوی امرداد:
t.me/AdabSar/20943
⛈ باد یکی از چهار آخشیج سپند (عنصر مقدس) و پاککننده بود. باد در زبان اوستایی «واتـَه» و سپس «وای» گفته میشد و ایزد باد از بزرگترین ایزدان ایرانی در باورهای زُروانی و زرتشتی بود. باد در زندگی کشاورزان ارزش ویژهای داشت. آنها دریافته بودند که باد چه دگرگونیهایی در زیستبوم و کشتوکار پدید میآورد. به گمان «جشن بادبره» در بادروز از بهمن ماه برابر با بیستودوم این ماه در ایران باستان برگزار میشد.
⛈ ایزد باد یکی از کهنترین ایزدان هند و ایرانی است. در باور مردمان هندوایرانی جهان سه رده داشت: زمین، آسمان و هوا. نوشتهاند که ایزد باد (وای/وایو) بر هوا و پهنهی میان گنبد آسمان و روی زمین فرمان میراند. در نوشتههای کهن ایرانی از او به نام اندورا به چم (معنی) تهی یاد شده است. در آیینهای هندو او پیامآور خدایان است.
⛈ ایزد باد چهرهای دوگانه دارد. هم خوب بود و «وای وَه» یا «وای بِه» نام داشت و هم بد بود و سویهی بد او «وای وَتـتـَر» یا «وای بد» نامیده میشد. زیرا باد از هر دو جهان نیک و بد میگذرد و دو رفتار زیانبار و سودرسان دارد. او نیکوکار است ولی میتواند با نیروی ویرانگر خود همهچیز و همه کس را نابود سازد. او دو روی زندگیبخش و مرگآفرین دارد. هم نخستین دمی است که زندگی با او آغاز میشود و هم واپسین دمی است که مرگ را با خود به همراه میآورد. در افسانههای هندی به وای بد ایندرا میگفتند که از دیوها و اهریمنان بود.
⛈ مردم خورآسان (شرق) ایران بزرگ، ایزد وای را آفریننده و نگهبان پل چینوت (صراط) میدانستند. او را پشتیبان و آرامبخش روانهای درگذشته میدانستند و باور داشتند این ایزد روانهای درگذشتگان را در سفرشان به آسمان همراهی میکند. وای در دگرگونیهای زبانی بسیار به «واد» و «باد» دگرگون شد. ایزد وای در ویسپرد همراه آسمان و دریای فراخکرت که نماد جای تهی است ستوده شده است.
⛈ در افسانهها ایزد وایو گردونهای زرین دارد و خدایی نیرومند، فراخسینه، جنگجویی سهمناک، دلیر، تیزرو و پیروز شونده با تنپوش ارغوانی است. او زمانی که جامهی نبرد بر تن دارد با جنگافزار زرین خود دشمنان را دنبال و اهریمن را نابود میکند و از آفرینش اورمزد پاسداری میکند. وایو نماد آسمانی ارتشتاران است.
⛈ گفتنی است افسانههای باستانی ایزدان، پرشمارند و پیچیدهاند و در این یادداشتها تنها به گوشهای از آن میتوان پرداخت.
✍ گردآورنده: #پریسا_امام_وردیلو
#جشن_های_ایرانی #جشن_بادبره #بهمنگان #بادروز
📖 برداشت آزاد از:
- اسطورهشناسی ایزدان ایرانی «شروین وکیلی»
- دانشنامهی ایرانیکا
- امردادنیوز
- رسانه اینترنتی باستانشناس
⛈ آشنایی با جشنها و افسانههای در پیوند با ایزد باد
جشن یلدا و افسانهی ایزد باد:
t.me/AdabSar/21338
جشن تیرگان و همراهی ایزد باد با تیر آرش:
t.me/AdabSar/20893
t.me/AdabSar/20899
جشن سیزده بهدر و شکست دیو خشکسالی در همراهی ایزدان باد و باران:
t.me/AdabSar/20672
جشن خردادگان و شکست دیو گرسنگی و تشنگی به دست ایزد باد و ایزدبانوی خرداد:
t.me/AdabSar/20818
جشن امردادگان و رویاندن دوبارهی گیاهان به دست ایزد باد و ایزدبانوی امرداد:
t.me/AdabSar/20943
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻ضبط = Record، سِدابرداری(صدابرداری)، آواگیری، واگَت، نگهداری، نگهداشت، گرفتن، بایگانی، از آنِ خود، بازداشت، فراهمآوردن
🔻ضبطصوت = سِداگیر، آواگیر، آوانگهدار، آوانگار
🔻ضبطکردن = To record، واگَتیدن، بهنواربرداشتن، گرفتن، نگاهداری، بایگانیکردن، از آنِ خود کردن، زیر فرمان آوردن، فروگرفتن
🔻ضبط کرد= بهنوار برداشت، واگَتید، گرفت، بایگانی کرد، از آنِ خود کرد، فروگرفت
🔻ضبط کن= بهنوار بردار، بِواگَت، سِداگیری کن، آواگیری کن، بگیر، بازداشت کن، بایگانی کن، از آن خود کن، فروگیر
🔻ضبط و ربط= گردآوری، آراستگی، سامان، سر و سامان، سرپرستی جایی یا کاری، یادداشتکردن
🔻ضَباط= بایگان، واگَتگر
🔻ضُباط= (ضابط ها)، بایگانها، واگَتگران
🔻ضباطت= بایگانی، نگهداشتن
🔻مضبوط= نگاهداشته، بایگانیشده، اُستُوان، استوار، از بر شده، بهیادسپرده، بازداشته، اَمیت(=بیغلط)
🔻مضبوطات= نگاهداشتهها، بایگانیشدهها
🔻مضبوطداشتن= نیک نگاهداشتن، استوارکردن، میت برگرفتن(میت=غلط)
🔻مضبوطکردن= نیک نگاه داشتن، استوارکردن، میت برگرفتن(میت=غلط)
🔻مضبوطه= نگاهداشته، بایگانیشده
✍نمونه:
🔺مخفیانه صدایش را ضبط کردند=
پنهانی سِدایش را واگَتیدند
پنهانی سِدایش را برداشتند
پنهانی سِدایش را گرفتند
پنهانی سِدایش را بهنواربرداشتند
🔺اموال مسروقه با مساعی مامورین انتظامی کشف و ضبط شدند=
کالاهای دزدیدهشده با پشتکار شهربانی یافته و نگهداشته شدند
دزدیدهها با کوششهای گَماردههای شهربانی بازیافته و فروگرفته شدند
🔺ضبطوربط امور را بر عهده گرفت=
سروساماندادن کارها را بر دوش گرفت
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
#ضبط #ضبط_صوت #ضباط #ضباطت #مضبوط #مضبوطه #مضبوطات #Record
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻ضبط = Record، سِدابرداری(صدابرداری)، آواگیری، واگَت، نگهداری، نگهداشت، گرفتن، بایگانی، از آنِ خود، بازداشت، فراهمآوردن
🔻ضبطصوت = سِداگیر، آواگیر، آوانگهدار، آوانگار
🔻ضبطکردن = To record، واگَتیدن، بهنواربرداشتن، گرفتن، نگاهداری، بایگانیکردن، از آنِ خود کردن، زیر فرمان آوردن، فروگرفتن
🔻ضبط کرد= بهنوار برداشت، واگَتید، گرفت، بایگانی کرد، از آنِ خود کرد، فروگرفت
🔻ضبط کن= بهنوار بردار، بِواگَت، سِداگیری کن، آواگیری کن، بگیر، بازداشت کن، بایگانی کن، از آن خود کن، فروگیر
🔻ضبط و ربط= گردآوری، آراستگی، سامان، سر و سامان، سرپرستی جایی یا کاری، یادداشتکردن
🔻ضَباط= بایگان، واگَتگر
🔻ضُباط= (ضابط ها)، بایگانها، واگَتگران
🔻ضباطت= بایگانی، نگهداشتن
🔻مضبوط= نگاهداشته، بایگانیشده، اُستُوان، استوار، از بر شده، بهیادسپرده، بازداشته، اَمیت(=بیغلط)
🔻مضبوطات= نگاهداشتهها، بایگانیشدهها
🔻مضبوطداشتن= نیک نگاهداشتن، استوارکردن، میت برگرفتن(میت=غلط)
🔻مضبوطکردن= نیک نگاه داشتن، استوارکردن، میت برگرفتن(میت=غلط)
🔻مضبوطه= نگاهداشته، بایگانیشده
✍نمونه:
🔺مخفیانه صدایش را ضبط کردند=
پنهانی سِدایش را واگَتیدند
پنهانی سِدایش را برداشتند
پنهانی سِدایش را گرفتند
پنهانی سِدایش را بهنواربرداشتند
🔺اموال مسروقه با مساعی مامورین انتظامی کشف و ضبط شدند=
کالاهای دزدیدهشده با پشتکار شهربانی یافته و نگهداشته شدند
دزدیدهها با کوششهای گَماردههای شهربانی بازیافته و فروگرفته شدند
🔺ضبطوربط امور را بر عهده گرفت=
سروساماندادن کارها را بر دوش گرفت
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
#ضبط #ضبط_صوت #ضباط #ضباطت #مضبوط #مضبوطه #مضبوطات #Record
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
ای دلبرِ ما مباش بی دل بَرِ ما
یک دلبر ما بِه که دوصَد(سد) دل بَرِ ما
نه دل بَرِ ما نه دلبر اَندَر بَرِ ما
یا دل بَرِ ما فرست یا دلبرِ ما
#ابوسعید_ابوالخیر
#چکامه_پارسی
@AdabSar
ای دلبرِ ما مباش بی دل بَرِ ما
یک دلبر ما بِه که دوصَد(سد) دل بَرِ ما
نه دل بَرِ ما نه دلبر اَندَر بَرِ ما
یا دل بَرِ ما فرست یا دلبرِ ما
#ابوسعید_ابوالخیر
#چکامه_پارسی
@AdabSar
بباید خرَد شاه را ناگزیر
هم آموزشِ مردِ برنا و پیر
دلِ پادشا چون گراید به مِهر
بر او کامها تازه دارد سپهر
دل و مغزِ مردمْ دو شاهِ تناند
دگر آلتِ تنْ سپاهِ تناند
چو مغز و دلِ مردم آلوده گشت
به نومیدی از رایْ پالوده گشت
بدان تنْ سراسیمه گردد روان
سپه چون زیدْ شاه بیپهلوان
چو روشن نباشدْ بپْراگنَد
تنِ بیروان را به خاک افگنَد
چنین هم چو شد شاه بیدادگر
جهان زو شود زود زیر و زبَر
بر اوبَرْ پس از مرگْ نفرین بوَد
همانْ نامِ او شاهِ بیدین بوَد
بدین دار چشم و بدان دار گوش
که اویَست دارندهی جان و هوش
هر آن پادشا کو جز این راه جُست
ز نیکیش باید دل و دست شُست
ز کشوَرْشْ بپْراگند زیردَست
همان از درَش مردِ خسروپرست
#شاهنامه #فردوسی
امید که:
تو را جاودان مهتری باد و ناز
گزینش #جعفر_جعفرزاده
خوشنویسی: سعید خادمی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
هم آموزشِ مردِ برنا و پیر
دلِ پادشا چون گراید به مِهر
بر او کامها تازه دارد سپهر
دل و مغزِ مردمْ دو شاهِ تناند
دگر آلتِ تنْ سپاهِ تناند
چو مغز و دلِ مردم آلوده گشت
به نومیدی از رایْ پالوده گشت
بدان تنْ سراسیمه گردد روان
سپه چون زیدْ شاه بیپهلوان
چو روشن نباشدْ بپْراگنَد
تنِ بیروان را به خاک افگنَد
چنین هم چو شد شاه بیدادگر
جهان زو شود زود زیر و زبَر
بر اوبَرْ پس از مرگْ نفرین بوَد
همانْ نامِ او شاهِ بیدین بوَد
بدین دار چشم و بدان دار گوش
که اویَست دارندهی جان و هوش
هر آن پادشا کو جز این راه جُست
ز نیکیش باید دل و دست شُست
ز کشوَرْشْ بپْراگند زیردَست
همان از درَش مردِ خسروپرست
#شاهنامه #فردوسی
امید که:
تو را جاودان مهتری باد و ناز
گزینش #جعفر_جعفرزاده
خوشنویسی: سعید خادمی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
از ایران بسی زن بپا خاسته است
که دیهیمها را بیاراسته است
#توران_شهریاری
#اسپندگان #سپندارمذگان
🌹❤️ @AdabSar
از ایران بسی زن بپا خاسته است
که دیهیمها را بیاراسته است
#توران_شهریاری
#اسپندگان #سپندارمذگان
🌹❤️ @AdabSar
🌍🌱 سپندارمذگان یا اسپندگان یکی از بزرگترین و افسانهایترین جشنهای ایرانی در ستایش سپندارمذ، ایزدبانوی زمین، از مهین ایزدان، نگهبان زمین، جانوران، سرسبزی و باروری، همچنین نماد مادری، مهربانی، فروتنی و بردباری بود.
سپندارمذ در ایران برنام (لقب) زمین و نماد عشق بود. زیرا با فروتنی و گذشت به همه مهر میورزید، زشت و زیبا را به یک چشم مینگریست و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود میپذیرفت.
این ایزدبانو به جانوران چراگاه میبخشید، از زاده شدن فرزندان نیک شادمان میشد و از راه رفتن زنان و مردان بداندیش و دزد آزرده میگشت ولی مادرانه تاب میآورد و در برابرشان شکیبا بود.
اسپندارمذگان در ایران باستان روز بزرگداشت زن و زمین بود. زیرا که زنان و زمین هر دو در ویژگیهای زایندگی، پدیدآوردن زندگی، باروری و رویش، هنباز (مشترک) بودند. این ویژگی از نام آنها و ریشهی یکسان زن و زمین نیز هویداست.
#پریسا_امام_وردیلو
#جشن_های_ایرانی #سپندارمذگان #اسپندگان
🌍🌱 @AdabSar
🌍🌱 سپندارمذگان یا اسپندگان یکی از بزرگترین و افسانهایترین جشنهای ایرانی در ستایش سپندارمذ، ایزدبانوی زمین، از مهین ایزدان، نگهبان زمین، جانوران، سرسبزی و باروری، همچنین نماد مادری، مهربانی، فروتنی و بردباری بود.
سپندارمذ در ایران برنام (لقب) زمین و نماد عشق بود. زیرا با فروتنی و گذشت به همه مهر میورزید، زشت و زیبا را به یک چشم مینگریست و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود میپذیرفت.
این ایزدبانو به جانوران چراگاه میبخشید، از زاده شدن فرزندان نیک شادمان میشد و از راه رفتن زنان و مردان بداندیش و دزد آزرده میگشت ولی مادرانه تاب میآورد و در برابرشان شکیبا بود.
اسپندارمذگان در ایران باستان روز بزرگداشت زن و زمین بود. زیرا که زنان و زمین هر دو در ویژگیهای زایندگی، پدیدآوردن زندگی، باروری و رویش، هنباز (مشترک) بودند. این ویژگی از نام آنها و ریشهی یکسان زن و زمین نیز هویداست.
#پریسا_امام_وردیلو
#جشن_های_ایرانی #سپندارمذگان #اسپندگان
🌍🌱 @AdabSar
🌍🌦 «سپنتهآرمییتی» امشاسپند یا فرشتهی #سپندارمذگان است، ساخته شده از واژگان اوستایی سپنت (پاک) + آرمییتی(فروتنی). در پهلوی آن را به خرد والا برگرداندند. او نماد باروری و رویاندن جوانهها پس از زمستانی سخت بود. سپندارمزد و اسپندارمذ از نامهای او هستند.
تنها دشمن و همیستار (رقیب) او دیو ناخشنودی و خیرهسری «ترومییتی» بود. هرکس مایهی ناخشنودی سپندارمزد و زنان که نماد باشندگی او بودند، میشد، یار ترومیییتی خوانده میشد.
در افسانهها فرشتهی اسپندارمذ یار نویسندگان و اندیشمندان بود. به نوشتهی پلوتارک، اردشیر دوم هخامنشی تندرستی همسرش استاتیرا که زنی فرزانه بود را از سپندارمذ خواستار شد.
سپندارمذگان را «جشن برزگران» نیز مینامند. زیرا برزگران همیاران سپندارمذ در رویاندن زمین هستند و در این زمان آمادهی کشتوکار میشوند.
بیرونی دربارهی این افسانه نوشته که «آرش شیواتیر» برای پسگیری سرزمینهای ایران از تورانیان جان در تیری گذاشت که به رهنمونی اسپندارمذ ساخته بود. او به منوچهر پیشدادی فرمان داد تا برای آرش تیر و کمان بسازد تا هنگام نیاز از مرزهای ایران پاسبانی کند.
#جشن_های_ایرانی #اسپندگان
🌦🌍🌱 @AdabSar
🌍🌦 «سپنتهآرمییتی» امشاسپند یا فرشتهی #سپندارمذگان است، ساخته شده از واژگان اوستایی سپنت (پاک) + آرمییتی(فروتنی). در پهلوی آن را به خرد والا برگرداندند. او نماد باروری و رویاندن جوانهها پس از زمستانی سخت بود. سپندارمزد و اسپندارمذ از نامهای او هستند.
تنها دشمن و همیستار (رقیب) او دیو ناخشنودی و خیرهسری «ترومییتی» بود. هرکس مایهی ناخشنودی سپندارمزد و زنان که نماد باشندگی او بودند، میشد، یار ترومیییتی خوانده میشد.
در افسانهها فرشتهی اسپندارمذ یار نویسندگان و اندیشمندان بود. به نوشتهی پلوتارک، اردشیر دوم هخامنشی تندرستی همسرش استاتیرا که زنی فرزانه بود را از سپندارمذ خواستار شد.
سپندارمذگان را «جشن برزگران» نیز مینامند. زیرا برزگران همیاران سپندارمذ در رویاندن زمین هستند و در این زمان آمادهی کشتوکار میشوند.
بیرونی دربارهی این افسانه نوشته که «آرش شیواتیر» برای پسگیری سرزمینهای ایران از تورانیان جان در تیری گذاشت که به رهنمونی اسپندارمذ ساخته بود. او به منوچهر پیشدادی فرمان داد تا برای آرش تیر و کمان بسازد تا هنگام نیاز از مرزهای ایران پاسبانی کند.
#جشن_های_ایرانی #اسپندگان
🌦🌍🌱 @AdabSar
🪽🦊 جشن آبسالان و فرخندگی روباهان بالدار
🦊 جشنهای پرشمار اسپندماه با «جشن آبسالان» آغاز میشود. آبپاشان و جشن روباه نامهای دیگر آن هستند. با بررسی برخی از گاهشماریهای کهن گفته شده که زمان برگزاری آن در ایران باستان برابر با یکم اسپند بود.
گمان میرود که این جشن به بهانهی پایان یخزدگی جویبارها، آب شدن برف، روان شدن آب چشمهها، به گوش رسیدن سدا(صدا)ی دلنواز رودخانهها و آواز پرندگان، شکفتن گیاهان و دیده شدن دوبارهی روباهان که ایرانیان آن را فرخنده میدانستند، برگزار میشد.
گویا آبسالان پیوند تنگاتنگی با نوروز و جشنهای فروردین دارد ولی داستانهای ناهمانندی نیز دربارهاش گفته شده است. شاید آبسالان یکی از جشنهای بارانخواهی بود که اکنون در استانهای خشک کشور به شیوههای دیگری برگزار میشود. از سویی در گاهشماری سیستانی، نام سومین ماه سال «اوسال» است شاید بتوان برداشت کرد که این جشن با گذشت روزگاران جابجا شده است.
🦊 افسانههای «جشن آبسالان» از زبان «ابوریحان بیرونی» و دیگران بسیار خواندنیاند:
- در روزگار کیانیان و در آستانهی بهار روباهان بالداری پدیدار میشدند که آمدن آنان مایهی خوشبختی مردم در آن روزگاران بود. پس از کیانیان، روباهان بالدار ناپدید شدند ولی تا روزگار ابوریحان (و تاکنون) مردم دیدن روباه در آستانهی بهار را نیک میشمردند.
- در این روز جمشیدشاه برای نخستین بار در دریا مروارید یافت. مردم نیز برای گذشتن سرمای سخت گذشته و نزدیک شدن بهار شادمانی میکردند.
- بیرونی از زبان ایرانشهری و او از زبان موبدان ارمنی گفتهاند که در این روز بر فراز یک کوه بزکوهی سپیدی پدیدار میشود. اگر بزکوهی فریاد بکشد سالی خوش و اگر فریاد نکشد خشکسالی در پیش است.
🦊 چند دیدگاه دربارهی چیستی آبسالان بخوانیم:
- آبسالان همریشه با آبشار و نشانهی پیدایش بهار است.
- آبسالان در پازند «آوساران» و در مینوی خرد «آپسالان» است. تفضلی و مککنزی با نگاه به هر دو، آن را به چمار (معنی) هنگام بهار و روز بهاری میدانند.
- در برگردان «مینوی خرد» به انگلیسی و همچنین نیبِرگ آن را روز توفانی و روز بارانی چمیدهاند (معنی کردهاند).
- در «ریگودا» این واژه «آپسارا» و به گمان به چمار ابر یا رگبار است که روی گیسوی بلند خورشید را میگیرد.
- نام «آبسال وهاری» در نوشتههای بیرونی شاید نشانهی نزدیک شدن به بهار باشد.
- سرودهای از ناصرخسرو میگوید #آبسالان با کمبود آب در پیوند است؛ نه با خرمی و سبزی بهار:
-همی تابد ز چرخ سبز عیوق
چو آتش بر صحیفه آبسالی!
- در سرودهی «ابو نواس» در سدهی دوم، آبسال به ماناک (معنی) باران و رگبار بهاری است. این واژه برای نخستین بار و برای نام بردن از جشنی فرخ در کنار نوروز و مهرگان آمده و پیداست که جشنی بزرگ بود.
-به حق المهرجان و نوکروز
و فرخروز آبسال الکبیس!
🦊 آیینهای جشن آبسالان:
بر پایهی افسانهها در این روز خداوند نیکی، بدی و چگونگی رخ دادن آنها را در دست گرفت. گفته شده که کیانیان جشن آبسالان را «بهارجشن» میگفتند.
ایرانیان در بامداد جشن آبسالان با نگاه به آسمان و ابرها، دربارهی فراوانی یا خشکسالی سال آینده پیشبینی میکردند. مردم و پادشاه در این روز به دشتها میرفتند و پیش از اینکه پادشاه خوراک بخورد، به او پوپک، جوجه و کرهخر پیشکش میکردند.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
#جشن_های_ایرانی #اسپندگان #جشن_آبسالان #آبسالان
🦊🪽 @AdabSar
🦊 جشنهای پرشمار اسپندماه با «جشن آبسالان» آغاز میشود. آبپاشان و جشن روباه نامهای دیگر آن هستند. با بررسی برخی از گاهشماریهای کهن گفته شده که زمان برگزاری آن در ایران باستان برابر با یکم اسپند بود.
گمان میرود که این جشن به بهانهی پایان یخزدگی جویبارها، آب شدن برف، روان شدن آب چشمهها، به گوش رسیدن سدا(صدا)ی دلنواز رودخانهها و آواز پرندگان، شکفتن گیاهان و دیده شدن دوبارهی روباهان که ایرانیان آن را فرخنده میدانستند، برگزار میشد.
گویا آبسالان پیوند تنگاتنگی با نوروز و جشنهای فروردین دارد ولی داستانهای ناهمانندی نیز دربارهاش گفته شده است. شاید آبسالان یکی از جشنهای بارانخواهی بود که اکنون در استانهای خشک کشور به شیوههای دیگری برگزار میشود. از سویی در گاهشماری سیستانی، نام سومین ماه سال «اوسال» است شاید بتوان برداشت کرد که این جشن با گذشت روزگاران جابجا شده است.
🦊 افسانههای «جشن آبسالان» از زبان «ابوریحان بیرونی» و دیگران بسیار خواندنیاند:
- در روزگار کیانیان و در آستانهی بهار روباهان بالداری پدیدار میشدند که آمدن آنان مایهی خوشبختی مردم در آن روزگاران بود. پس از کیانیان، روباهان بالدار ناپدید شدند ولی تا روزگار ابوریحان (و تاکنون) مردم دیدن روباه در آستانهی بهار را نیک میشمردند.
- در این روز جمشیدشاه برای نخستین بار در دریا مروارید یافت. مردم نیز برای گذشتن سرمای سخت گذشته و نزدیک شدن بهار شادمانی میکردند.
- بیرونی از زبان ایرانشهری و او از زبان موبدان ارمنی گفتهاند که در این روز بر فراز یک کوه بزکوهی سپیدی پدیدار میشود. اگر بزکوهی فریاد بکشد سالی خوش و اگر فریاد نکشد خشکسالی در پیش است.
🦊 چند دیدگاه دربارهی چیستی آبسالان بخوانیم:
- آبسالان همریشه با آبشار و نشانهی پیدایش بهار است.
- آبسالان در پازند «آوساران» و در مینوی خرد «آپسالان» است. تفضلی و مککنزی با نگاه به هر دو، آن را به چمار (معنی) هنگام بهار و روز بهاری میدانند.
- در برگردان «مینوی خرد» به انگلیسی و همچنین نیبِرگ آن را روز توفانی و روز بارانی چمیدهاند (معنی کردهاند).
- در «ریگودا» این واژه «آپسارا» و به گمان به چمار ابر یا رگبار است که روی گیسوی بلند خورشید را میگیرد.
- نام «آبسال وهاری» در نوشتههای بیرونی شاید نشانهی نزدیک شدن به بهار باشد.
- سرودهای از ناصرخسرو میگوید #آبسالان با کمبود آب در پیوند است؛ نه با خرمی و سبزی بهار:
-همی تابد ز چرخ سبز عیوق
چو آتش بر صحیفه آبسالی!
- در سرودهی «ابو نواس» در سدهی دوم، آبسال به ماناک (معنی) باران و رگبار بهاری است. این واژه برای نخستین بار و برای نام بردن از جشنی فرخ در کنار نوروز و مهرگان آمده و پیداست که جشنی بزرگ بود.
-به حق المهرجان و نوکروز
و فرخروز آبسال الکبیس!
🦊 آیینهای جشن آبسالان:
بر پایهی افسانهها در این روز خداوند نیکی، بدی و چگونگی رخ دادن آنها را در دست گرفت. گفته شده که کیانیان جشن آبسالان را «بهارجشن» میگفتند.
ایرانیان در بامداد جشن آبسالان با نگاه به آسمان و ابرها، دربارهی فراوانی یا خشکسالی سال آینده پیشبینی میکردند. مردم و پادشاه در این روز به دشتها میرفتند و پیش از اینکه پادشاه خوراک بخورد، به او پوپک، جوجه و کرهخر پیشکش میکردند.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
#جشن_های_ایرانی #اسپندگان #جشن_آبسالان #آبسالان
🦊🪽 @AdabSar
زنانِ میهن من بزرگ و برازندهاند
خانومانِ ملت من شادمان و سترگ است
پدرانمان دانا
و فرزندانمان دلیرند
بدین دلیل هرگز شکست نخواهیم خورد.
#کوروش
#سپندارمذگان #اسپندگان
👸🏻 @AdabSar
زنانِ میهن من بزرگ و برازندهاند
خانومانِ ملت من شادمان و سترگ است
پدرانمان دانا
و فرزندانمان دلیرند
بدین دلیل هرگز شکست نخواهیم خورد.
#کوروش
#سپندارمذگان #اسپندگان
👸🏻 @AdabSar
ایرانیان باورمند به #اسپندگان زمین را «ماده» و چون زنان، بارور، زاینده و پرورنده میدانستند که همه باشندگان(موجودات) بر پهنه او و در آغوش او پروریدهاند. از همین خاستگاه واژگانی چون «مام میهن» و «سرزمین مادری» پدید آمد و فراگیر شد.
در هنگامههایی از ایران باستان زن را زندگیبخش و فرزند را دنبالهی مادر میدانستند. سنگنبشتههای ایذه نیز گواه آن است. مردم نیز برای شناساندن خود، نام مادر را بجای نام پدر میگفتند. این باور با ساختار زنسالاری و مادرشاهی دگرسان(متفاوت) است.
در نمادهای ایرانی که در اوستا بازنمایی شده، پیوند زن و مرد به پیوند زمین و آسمان مانند است. زن بارور و شکیباست و مرد چون آسمان باران میبارد و آفتاب میتاباند تا زن/زمین فرزند بپرورد و او به زندگی فرا بخواند.
جشن #سپندارمذگان هنوز نزد پارسیان هند پایاست. در این روز به روی پاره كاغذ سخنانی چند از اوستا و پهلوی مینویسند و به در خانههای خود میآویزند تا از آسیب گزندگان و جانوران بر كنار بمانند. کشاورزان همین افسون را برای دور داشتن كشتزاران از گزندها به كار میبردند.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
#جشن_های_ایرانی
🤰🏻🌏 @AdabSar
ایرانیان باورمند به #اسپندگان زمین را «ماده» و چون زنان، بارور، زاینده و پرورنده میدانستند که همه باشندگان(موجودات) بر پهنه او و در آغوش او پروریدهاند. از همین خاستگاه واژگانی چون «مام میهن» و «سرزمین مادری» پدید آمد و فراگیر شد.
در هنگامههایی از ایران باستان زن را زندگیبخش و فرزند را دنبالهی مادر میدانستند. سنگنبشتههای ایذه نیز گواه آن است. مردم نیز برای شناساندن خود، نام مادر را بجای نام پدر میگفتند. این باور با ساختار زنسالاری و مادرشاهی دگرسان(متفاوت) است.
در نمادهای ایرانی که در اوستا بازنمایی شده، پیوند زن و مرد به پیوند زمین و آسمان مانند است. زن بارور و شکیباست و مرد چون آسمان باران میبارد و آفتاب میتاباند تا زن/زمین فرزند بپرورد و او به زندگی فرا بخواند.
جشن #سپندارمذگان هنوز نزد پارسیان هند پایاست. در این روز به روی پاره كاغذ سخنانی چند از اوستا و پهلوی مینویسند و به در خانههای خود میآویزند تا از آسیب گزندگان و جانوران بر كنار بمانند. کشاورزان همین افسون را برای دور داشتن كشتزاران از گزندها به كار میبردند.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
#جشن_های_ایرانی
🤰🏻🌏 @AdabSar
🌦🌳 «ابوریحان بیرونی» #سپندارمذگان را جشن مردگیران نامیده بود. «جلال خالقی مطلق» آن را دگردیسی از مژدهگیران یا همان پیشکش مردان به زنان میداند که به مژدگیران، مزدگیران و مردگیران دگرگون شد. او همچنین نوشته است از اینرو که دختران دم بخت را به همسرگزینی برمیانگیختند، اين جشن را «مردگيران» میناميدند.
#اسپندگان برای دختران شوهرنکرده نیز روز جشن و شادی بود ولی با گذشت سدهها، جایگاه آنان در این جشن کمرنگ و جایگاه زنان همسردار پررنگ شد.
به گفتهی بیرونی بسیاری از این آیینها باستانی نبودند و با گذر زمان به سپندگان افزوده شدند.
مردم ایران بر پایهی آیینی دیرین در این روز خجسته با همیاری یکدیگر میکوشند تا برای سپاسگزاری زندگی و بخششی که زمین به همهی زیستمندان میدهد، با آبادانی و ساخت و سازهای سودمند برای مردم و زمین، این مهر را پاسخ گویند.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
#جشن_های_ایرانی
🌳🌦 @AdabSar
🌦🌳 «ابوریحان بیرونی» #سپندارمذگان را جشن مردگیران نامیده بود. «جلال خالقی مطلق» آن را دگردیسی از مژدهگیران یا همان پیشکش مردان به زنان میداند که به مژدگیران، مزدگیران و مردگیران دگرگون شد. او همچنین نوشته است از اینرو که دختران دم بخت را به همسرگزینی برمیانگیختند، اين جشن را «مردگيران» میناميدند.
#اسپندگان برای دختران شوهرنکرده نیز روز جشن و شادی بود ولی با گذشت سدهها، جایگاه آنان در این جشن کمرنگ و جایگاه زنان همسردار پررنگ شد.
به گفتهی بیرونی بسیاری از این آیینها باستانی نبودند و با گذر زمان به سپندگان افزوده شدند.
مردم ایران بر پایهی آیینی دیرین در این روز خجسته با همیاری یکدیگر میکوشند تا برای سپاسگزاری زندگی و بخششی که زمین به همهی زیستمندان میدهد، با آبادانی و ساخت و سازهای سودمند برای مردم و زمین، این مهر را پاسخ گویند.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
#جشن_های_ایرانی
🌳🌦 @AdabSar
بِدان ای برادر که از شهرْیار
بجویَد خرَدمند هرگونه کار
یکی آنکه پیروزگر باشد اوی
ز دشمن نتابد گهِ جنگْ روی
دگر آنکه لشکر بدارد به داد
بداند فزونیِّ مردِ نژاد
سهدیگر که دارد به دل راستی
نیارد به داداَندرون کاستی
چهارم که با زیردستانِ خویش
همان باگهر دَرپرستانِ خویش
ندارد درِ گنج را بستهْ سخت
همیبارَد از شاخْ بارِ درخت
#شاهنامه #فردوسی
و آرزویم در این هفته این:
که جاوید بادی و روشنروان
گزینش: #جعفر_جعفرزاده
خوشنویسی: سعید خادمی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
بجویَد خرَدمند هرگونه کار
یکی آنکه پیروزگر باشد اوی
ز دشمن نتابد گهِ جنگْ روی
دگر آنکه لشکر بدارد به داد
بداند فزونیِّ مردِ نژاد
سهدیگر که دارد به دل راستی
نیارد به داداَندرون کاستی
چهارم که با زیردستانِ خویش
همان باگهر دَرپرستانِ خویش
ندارد درِ گنج را بستهْ سخت
همیبارَد از شاخْ بارِ درخت
#شاهنامه #فردوسی
و آرزویم در این هفته این:
که جاوید بادی و روشنروان
گزینش: #جعفر_جعفرزاده
خوشنویسی: سعید خادمی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌏💃🏻 #سپندارمذگان از جشنهای بهاری و روز مهر و پیوند همسران و فرمانروایی بانوان در شهر بود. مردان به نشانهی ادب برای نکوداشت و شادی بانوان خانواده میکوشیدند، آرزوهای زنان را به دیده میگذاشتند و به آنها گل و پیشکش میدادند. گفته شده ایرانیان نخستین مردمانی بودند که به نشانهی مهر و دوستی به یکدیگر گل میدادند.
#اسپندگان روز آزادی زنان از کار خانه و بیرون بود. آنان جامهی نو و زیبا میپوشیدند، با گلی در دست در بالای خانه مینشستند یا با دیگر زنان شادی میکردند. نیایش در آتشکدهها آیین پایانی روز بود.
بیرونی نوشته در این روز مردم کژدم بر سر در خانهها میآویختند تا گزند نیابند. معین نوشته از آغاز دمیدن روشنایی تا بر آمدن آفتاب، چشمپناهی بر برگهای چهارگوش مینوشتند و بر سه دیوار خانه میچسباندند.
#جشن_های_ایرانی
💃🏻🌍 @AdabSar
🌏💃🏻 #سپندارمذگان از جشنهای بهاری و روز مهر و پیوند همسران و فرمانروایی بانوان در شهر بود. مردان به نشانهی ادب برای نکوداشت و شادی بانوان خانواده میکوشیدند، آرزوهای زنان را به دیده میگذاشتند و به آنها گل و پیشکش میدادند. گفته شده ایرانیان نخستین مردمانی بودند که به نشانهی مهر و دوستی به یکدیگر گل میدادند.
#اسپندگان روز آزادی زنان از کار خانه و بیرون بود. آنان جامهی نو و زیبا میپوشیدند، با گلی در دست در بالای خانه مینشستند یا با دیگر زنان شادی میکردند. نیایش در آتشکدهها آیین پایانی روز بود.
بیرونی نوشته در این روز مردم کژدم بر سر در خانهها میآویختند تا گزند نیابند. معین نوشته از آغاز دمیدن روشنایی تا بر آمدن آفتاب، چشمپناهی بر برگهای چهارگوش مینوشتند و بر سه دیوار خانه میچسباندند.
#جشن_های_ایرانی
💃🏻🌍 @AdabSar
🌍🤰🏻 نه تنها روز اسپندارمذگان، که سراسر اسپندماه ویژهی ایزدبانوی سپندارمزد و زنان خردمند و درستکار بود و نه تنها سراسر اسپندماه، که روز پنجم هر ماه، اسپندروز نام داشت و نماد ایزدبانوی سپندارمذ، رویش و باروری زن و زمین بود. ایرانیان او را سرچشمهی مهر، بردباری و شکیبایی اهورامزدا میدانستند. این ایزدبانو مانند زمین شکیبا، فروتن و بارور بود و آرامش و سازش با پیرامون از ویژگیهایش. از این رو بانوان را از تبار خجستهی او دانستهاند.
باید دانست در ایران باستان این روز، روز زن به برداشت امروزی نبود. روز گرامیداشت زمین بارور شونده و زنان، این همتایان زمین بود.
در باورهای کهن، سپندارمذ، گام چهارم از شش گام آدمی به سوی خوشبختی بود. سپندارمذ، نماد مهر و فروتنی، بهرهگیری درست و اندیشمندانه از نیرو و توان بود. زیرا اندیشهی نیک، راهنمای آدمی به سوی مهربانی و فروتنی است. تا جایی که رفتار آدمی مایهی آسودگی خود و دیگران و مهرورزی به جهان میشود.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
#جشن_های_ایرانی #سپندارمذگان #اسپندگان
🤰🏻🌍 @AdabSar
🌍🤰🏻 نه تنها روز اسپندارمذگان، که سراسر اسپندماه ویژهی ایزدبانوی سپندارمزد و زنان خردمند و درستکار بود و نه تنها سراسر اسپندماه، که روز پنجم هر ماه، اسپندروز نام داشت و نماد ایزدبانوی سپندارمذ، رویش و باروری زن و زمین بود. ایرانیان او را سرچشمهی مهر، بردباری و شکیبایی اهورامزدا میدانستند. این ایزدبانو مانند زمین شکیبا، فروتن و بارور بود و آرامش و سازش با پیرامون از ویژگیهایش. از این رو بانوان را از تبار خجستهی او دانستهاند.
باید دانست در ایران باستان این روز، روز زن به برداشت امروزی نبود. روز گرامیداشت زمین بارور شونده و زنان، این همتایان زمین بود.
در باورهای کهن، سپندارمذ، گام چهارم از شش گام آدمی به سوی خوشبختی بود. سپندارمذ، نماد مهر و فروتنی، بهرهگیری درست و اندیشمندانه از نیرو و توان بود. زیرا اندیشهی نیک، راهنمای آدمی به سوی مهربانی و فروتنی است. تا جایی که رفتار آدمی مایهی آسودگی خود و دیگران و مهرورزی به جهان میشود.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
#جشن_های_ایرانی #سپندارمذگان #اسپندگان
🤰🏻🌍 @AdabSar
آرش کمانگیر و سپندارمذ
بخشی از داستان آرش کمانگیر که کمتر به آن مینگرند، آنجا است که از ایزدبانوی سپندارمذ یاد میشود. جشن سپندارمذگان که این روزها با نام روز عشق ایرانی هم شناخته میشود از جشنهای باستانی و با شکوه ایرانی است.
آنچه در داستان آرش کمانگیر چشمگیر است کمان ویژهای است که آرش با آن تیر را رها کرد. این کمان به فرمان سپندارمذ ساخته شد.
آرش با آنکه که میدانست پس از پرتاب تیر پیکرش پاره پاره خواهد شد، بر فراز کوهی بلند رفت و به نام خدا و میهن تیر را رها کرد…
🖋 #بزرگمهر_صالحی
بازخَن:
۱- بیرونی، ابوریحان محمد بن احمد (1389). آثارالباقیه عن القرون الخالیه. ترجمه اکبر داناسرشت. تهران: امیر کبیر. برگ های ۳۳۴-۳۳۵
@AdabSar
آرش کمانگیر و سپندارمذ
بخشی از داستان آرش کمانگیر که کمتر به آن مینگرند، آنجا است که از ایزدبانوی سپندارمذ یاد میشود. جشن سپندارمذگان که این روزها با نام روز عشق ایرانی هم شناخته میشود از جشنهای باستانی و با شکوه ایرانی است.
آنچه در داستان آرش کمانگیر چشمگیر است کمان ویژهای است که آرش با آن تیر را رها کرد. این کمان به فرمان سپندارمذ ساخته شد.
آرش با آنکه که میدانست پس از پرتاب تیر پیکرش پاره پاره خواهد شد، بر فراز کوهی بلند رفت و به نام خدا و میهن تیر را رها کرد…
🖋 #بزرگمهر_صالحی
بازخَن:
۱- بیرونی، ابوریحان محمد بن احمد (1389). آثارالباقیه عن القرون الخالیه. ترجمه اکبر داناسرشت. تهران: امیر کبیر. برگ های ۳۳۴-۳۳۵
@AdabSar