ادب‌سار
12.6K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
@AdabSar

داشتیــم از یار انـگار انتــظاری بیشتر
سخت بی‌یاریم و از این بدبیاری بیشتر؟

زلف غدارش حریص و چشم مکارش چموش
می رود در دام او هـــــــر دم شکاری بیشتر

ما برایش جان فدا کردیم و او با طعنه گفت
«چیز دندان گیـــر مرغـــوبی نداری بیشتر؟»

گفتم او را بیشتر می‌خواهی از من نازنین؟
خنده‌ای زد، زیر لب گفت از تو آری بیشتر

هیچ‌کس را زیر بار تار مویش تاب نیست
می‌گذارد باد هـــم بــر شانه باری بیشتر

خوب با ما تا نکردی، بد گذشتی روزگار
گریه بایــد کـــرد اما خنده‌داری بیشتر

هر کسی از باغ لبهایش به قدری سهم داشت
سهــــــم ما هم دانه‌ی ســرخ اناری بیشتر

گفت مختاریم، یا من می‌روم یا خود برو
جبر محض است این مسلمان، اختیاری بیشتر

#سجاد_شهیدی
@AdabSar
💫

یا چشم بپوش از من و از خویش برانم

یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم

#فاضل_نظری
#چکامه_پارسی
@AdabSar
@AdabSar
"چه بندی دل اندر سرای سپنج؟
چه یازی به رنج و چه نازی به گنج؟
🌼🌺🌼
که از رنج دیگر کسی برخورد
جهانجوی دشمن چرا پرورد؟
🍀🌸🍀
چو خرم شود جای آراسته
پدید آید از هر سوی خواسته"
#فردوسی
🎋🌻🎋
با آرزوی هفته‌ای بی رنج و خرم

فرستنده #جعفر_جعفرزاده
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻تخصص = سررشته، کاردانی، گرایش، ویژگی
🔻تخصص داشتن = کاردان بودن، سررشته داشتن
🔻تخصصی = کاری، کارشناسی، کاردانی
🔻فوق تخصص = فراستاد
🔻واژه‌های تخصصی = دانش‌واژه‌ها، واژه‌های دانشیک

نمونه:
🔺در رشته‌ی پزشکی، تخصص قلب قبول شد =
در رشته‌ی پزشکی، گرایش دل پذیرفته شد

🔺در باغبانی تخصص داشت =
در باغبانی سررشته داشت
در باغبانی کاردان بود

🔺دایرةالمعارف واژه‌های تخصصی کامپیوتر را ابتیاع کرد =
دانشنامه‌ی واژه‌های دانشیک رایانه را خرید

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#تخصص
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

به اندازه بِه، هرکه او مِی خورد
که چون خوردی افزون، بکاهد خِرَد

اَروسی‌ست مِی، شادی آیین او
که شاید خِرَد داد کابین او

به زور آنکه با باده کَستی کند
فکنده‌ست هر گه که مَستی کند

دل تیره را روشنایی مِی است
که را کوفت غم؟ مومیایی مِی است

به دل مِی کند بددلان را دلیر
پدید آرد از روبهان کار شیر
@AdabSar
به رادی کشد زفت و بد مرد را
کند سرخ لاله‌رخ زرد را

به خاموش چیره‌زبانی دهد
به فرتوت زور جوانی دهد

خورش را گوارش مِی افزون کند
ز تن ماندگی‌ها به بیرون کند

بُدم مانده‌ی راه و مِی خوردنم
بدان بد که تا ماندگی بِفکَنَم

تو مِی ده، مگو کاین چِسان وآن چِراست
مبر مهر بر بیش و کم، کژ و راست


اَروسی = عروسی

#اسدی_توسی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

رسیدنت را
برای ماندنت می‌خواهم...

انگور
شیرین است
اما شراب
چیز دیگری‌ست!


#محسن_حسینخانی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود

ما را زمانه گر شکند ساز می‌شویم


#صائب_تبریزی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
زبان پارسی دُری‌ست شهوار
نه دُر، دریای جوشان گوهربار

فروماند زبان‌ها از بیانش
بُود برتر زگوهر واژگانش

#توران_شهریاری
#پارسی_پاک💎
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻مرحوم = شادروان، روانشاد، انوشَک‌روان، نوشین‌روان، آمرزیده، زنده‌یاد، درگذشته، از جهان‌رفته، نیک‌رفته، نیک‌یاد، هوفَروَرت، ویتَرتَک(پارسی پهلوی)

🔻مرحومه = شادروان، روانشاد، انوشَک‌روان، نوشین‌روان، آمرزیده، زنده‌یاد، درگذشته، از جهان رفته، نیک‌رفته، نیک‌یاد، هوفَروَرت، ویتَرتَک(پارسی پهلوی)

🔻مغفور = بخشوده، آمرزیده

نمونه:
🔺آن مرحوم، دار فانی را وداع گفته و چهره در نقاب خاک کشید =
آن روانشاد، سرای سپنج را بدرود گفته و چهره در پرده‌ی خاک کشید

فوت مرحومه‌ی مغفوره، والده‌ی عزیزتان را تسلیت عرض می‌نمایم =
درگذشت نوشین‌روان، مادر گرامیتان را با شما همدردم

🚩برای آگاهی بیشتر بنگرید به t.me/AdabSar/1068

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#مرحوم #مغفور
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
هَریمن ز هر سو کشیده سپاه
زمین چون پَر زاغ گشته سیاه

غمی بر دلم تنگ کرده جهان
شده کوژ پشتم، به‌سان کمان

یکی غمگسارم بُد اندر سرای
گرانمایه و نیک و زیبنده‌رای

مرا گفت زین‌سان چه باشی دُژَم
چه بر خود نَهی نارِسیده سِتم

ز شادی نشانی ندانی همی
بدین زندگانی نمانی دمی

همه رنج‌جو و نَژَندی چرا؟
چنین ناخوش و دردمندی چرا؟

شبت روز بینی و هم روز شب
ندیدم گُشایی به خنده دولب

تنِ خویش از چه بِداری بِه رَنج
چنین سوگوارِ سرای سِپَنج

غمِ روزگاران چه باشد همی؟
به گیتی کسی را نماند دمی

هم آن نامداران و گُنداوران
هم آن تاجداران و‌ اِسپَهبَدان

کنون نیست گشتند و ناپایدار
چه اندوه داری بِه دِل نیک‌یار؟

بدو گفتم ای بُت، مگو خیره‌خیر
دلم گشته ‌از زندگانیش ســــیر

چه گویی مرا تلخ این‌سان سخن
چه خواهی ز نابُردِه سالِ کهن

نه من را دگر شوری اندر سر است
نه اندیشه‌ام را به شادی دَر است

ندانی ز اندوهِ بســــــیارِ من
چه خواهی نَهی سر به تیمار من؟

چه خوش دارم این‌سان دمی را به پیش
چو بینم همه ‌میهن خویش ریش؟

همه خاک جویم به روز و شبان
خوش آن دم که کوتاه بینم زمان

پی‌نوشت:
خیره‌خیر: کار بیهوده
تیمار: پرستار
دُژَم: اندوهگین
ریش: زخم
زمان: مرگ
کوژ: خمیده
نَژَند: پژمرده

#کیخسرو_پشوتن
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
💫

یکی نبود به ما بگوید
از همان یکی بود یکی نبود
این قصه دروغ بود
تو تنها کلاغ مضحکی بودی که قرار نبود به خانه‌اش برسد
حالا هی بالا برو
هی پایین بیا
که قصه راست بود!


#فرید_احمدی
@AdabSar
💫

تا بتوانی بِکش به جان بارِ دلی
می‌کوش که تا شوی ز دل یارِ دلی

آزارِ دلی مجو که ناگاه کنی
کارِ دو جهان در سرِ آزار دلی

#ابوسعید_ابوالخیر
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💠🔷💠🔷
@AdabSar

یادداشتی برای روز شعر و ادب پارسی

در روزگاری که اندیشمندان و ابردانشمندانی چون پورسینا، بیرونی و رازی مقالات و رسالات خود را به زبان جهانی آن روزگار می‌نگاشتند و این زبان فراگرفته، آنچنان در جامعه رخنه کرده بود که فروغ قند پارسی رو به تلخی و خاموشی بود، ابرمردی تهمتن با فراست و تلاش خلاقانه، عمر خود را و دارایی خود را و آبروی خود را گذاشت تا مسیحاوار دمی بدمد بر فرهنگ و ادب این کهن بوم و بر، و از مرداب بیگانگی یکه و تنها، رستم‌وار دوباره رویاند هویت ایرانیان را، که می‌دانیم زبان است که ما را شکل می‌دهد و نخستین گام در بیگانگی با هویت و ریشه، تغییر زبان است.

این ابرمرد که نامش جاودان باد، سرودی پی‌افکند دژگونه که در برابر باد و باران بیگانگی و گذر زمان، اصالت این مردم نیکوسرشت و مهرورز را پاینده دارد، نظم جاودانی که آن روح بزرگ طرح زد، حالا بزرگترین حماسه بشری‌ست که هم بوی حماسه کهن گیلگمش را دارد و هم با اندیشه نوین انسان دوران ارتباطات و فضا سازگار است.

از فردوسی پاکزاد گفتن و چگونه گفتن، شانی می‌خواهد از اندیشه‌ای صاحب شان، پس سخن را به بوستان می‌بریم و در گلستان تفرجی می‌کنیم. سعدی شیرین‌سخن که شهد واژگانش را جهان چشیده است، دیگر ابرمرد دیار پارسی سخنان است که از دریای چین تا بهشت دوردست موعود سخنش بر زبان‌ها رفته است و صاحب‌نظران، ساختار اکنون زبان فارسی را در ادامه سخنوری ایشان می‌دانند و می‌گویند ما به زبان سعدی سخن می‌گوییم.

رودکی، خاقانی، نظامی، حافظ عزیز و جلال‌الدین رومی خلاق، هر یک از این گرامیان جاودان، آنقدر قدر و بزرگی دارند که تنها نام یکی‌شان کافی‌ست برای بالیدن و افتخار ورزیدن مردم این سرزمین اهورایی.

اما بهانه سخن من، امروز است، روزی نیکو که نامش "شعر و ادب پارسی"ست، اما گلایه‌ام از مصادف بودن این نامگذاری با بزرگداشت شاعری‌ست که نه در پارسی‌گویی سخنوری بزرگ است که مهم‌ترین اثر او را "حیدربابا دنیا یالان دنیا دی" می‌دانند و آن سروده‌اش به فارسی نیز که شهره شده است، تضمینی از سروده‌ی جناب مفتون همدانی‌ست با این مطلع:
"علی ای همای وحدت تو چه مظهری خدا را
که خدا نمود زینت به تو تخت انّما را"

اما اگر از معاصران در پی بهانه و زادروزی برای این نامگذاری بگردیم چه بهتر که از نیمای بزرگ یاد کنیم که شعرنوین پارسی را جان داد و نوری تاباند در شب دیجور و رهروانی چون شاملو، سهراب، فروغ و در ادامه منزوی دارد.

هدف از این قلم فرسایی و بیان دیدگاه، تلنگری بود برای تفکر!
بیست و هفتم شهریور، روز شعر و ادب پارسی، گرامی باد.


نویسنده و فرستنده: #محمد_سرو
#روز_شعر_و_ادب_پارسی

@AdabSar
💠🔷💠🔷
🇮🇷🇮🇷
@AdabSar

سروده‌ای از محمدحسین شهریار
🇮🇷پیشکش شده به فردوسی


فلک یک چند ایران را اسیر ترک و تازی کرد
در ایران خوان یغما دید و تازی ترکتازی کرد

گدایی بود و با تاج شهان یک چند بازی کرد
فلک این شیرگیر آهو، شکار گرگ و تازی کرد

وطن‌خواهی در ایران‌ خانمان‌ بردوش‌ شد چندی
بجز در سینه‌ها آتشکده ‌خاموش‌ شد چندی

بدان‌ با جان‌ پاک‌ موبدان آزارها کردند
سر گردن ‌فرازان‌ را فراز دارها کردند

که‌ تا احرار در کار آمدند و کارها کردند
به‌ شمشیر و قلم با دشمنان‌ پیکارها کردند

نخستین‌ فتح‌ و فیروزی نصیب‌ آل‌ سامان‌ شد
بدور آل‌ سامان‌ کار این‌ کشور به‌ سامان‌ شد

گه آن شد که ایرانی سبک خواند گران جانی
به‌یاد آرد زبان‌ و رسم‌ و آیین‌ نیاکانی

دگر ره‌ مادر ایران‌ ز نسل‌ پاک‌ ایرانی
مثال‌ رودکی زایید و اسماعیل‌ سامانی

پدید آمد یکی فرزند فردوسی توسی نام
سترون‌ از نظیر آوردن‌ وی، مادر ایام

‌چو دید آمیخته‌ خون عجم با لوث‌ اهریمن
به‌جای خوی افرشته‌ عیان‌ آیین‌ اهریمن

‌نژادی خواست‌ نوسازد ز بیم‌ انحطاط‌ ایمن‌
سلحشور و هنرآموز و پاک‌ آیین‌ و رویین‌تن

‌پی افکند از سخن‌ کاخی ز قصر آسمان‌ برتر
در آن‌ جام‌ جم‌ و آیینه‌ی دارا و اسکندر

به‌گاه‌ نیش‌، کلک‌ آتش‌‌آلودش‌ همه‌ خنجر
به‌گاه‌ نوش‌، نظم‌ شهد آمیزش‌ همه‌ شکر

چو از شهنامه‌، فردوسی چو رعدی در خروش‌ آمد
به‌ تن‌ ایرانیان‌ را خون ملیت به‌جوش‌ آمد

زبان پارسی گویا شد و تازی خموش‌ آمد
ز کنج‌ خلوت‌ دل‌ اهرمن‌ رفت‌ و سروش‌ آمد

به‌ میدان‌ دلیری تاختی بوالفارسی کردی
کسی با بی‌کسان‌ در روزگار ناکسی کردی

چه‌ زحمت‌ها به‌ جان‌ هموار در آن‌ سال‌ سی کردی
به‌ قول‌ خویشتن‌ زنده‌ عجم‌ زان‌ پارسی کردی

عجم‌ تا زنده‌ باشد نام‌ تو ورد زبان‌ دارد
به‌ جان‌ منت‌پذیر توست‌ این جان‌ تا که‌ جان‌ دارد!


#شهریار #روز_شعر_و_ادب_پارسی

@AdabSar
🇮🇷🇮🇷
1
🇮🇷🇮🇷
@AdabSar

🖋🕯 زبان پارسی، یکی از چهار زبان پیشگامه‌ی جهان

زبان‌شناسان اروپایی، بیش از ۱۴۵ سال پیش در روز ۱۷ سپتامبر ۱۸۷۲ ترسایی برابر با ۲۶ شهريور ۱۲۵۱ خورشیدی و هم‌زمان با پادشاهی ناصرالدين‌شاه، در پايان نشست سه‌روزه‌ی شهر برلين، پس از بررسی و کاوش بسیار، چهار زبان را زبان دیرینه دانستند.

اين ۴ زبان یونانی، پارسی، لاتین و سانسکریت بودند. در اين نشست زبان‌های هند-آریایی نیز بررسی شده بود. بر پایه‌ی این پژوهش‌ها، زبان پارسی، از دید پیش‌گامه بودن، دومين زبان شناخته شد. پارسی از دید دیرپایی یک سده از لاتین و ۱۲ سده از انگلیسی پیش است.
در همين نشست، زبان اوستایی، شاخه‌ی ‌بدون گوينده‌ی زبان پارسی خوانده شد.

در نشست برلين، زبان‌شناسان پذيرفتند كه ادبسار پارسی در سده‌های میانی (قرون وسطا) در پیشگاه (صدر) ادبسار(ادبیات) ديگر سرزمین‌ها بوده و ايران در آن سده‌ها بيش از هر سرزمین ديگری سراينده، نويسنده و انديشمند داشته‌ است.

دهه‌ها پس از این نشست و در نشست‌های سال‌های ۱۹۲۲ و ۱۹۳۶ جايگاه دوم زبان پارسی پس از یونانی در ميان زبان‌های باستانی و آموزیک(کلاسیک) هند و آریایی بار ديگر پذیرفته شد.

@AdabSar

🖋🕯 چه ويژگی‌هایی یک زبان را در دسته‌ی زبان‌های آموزیک جای می‌دهد؟

زبان آموزیک، نخست باید باستانی باشد.
دوم از ديدگاه ادبی و چامه‌سرایی بسيار توانا باشد.
سوم در برابر بيش از هزار سال زندگی خود، دگرگونی‌های اندکی در واژه‌های آن پديد آمده باشد. (اگرچه هيچ زبانی در گذر زمان از دگرگونی‌ها به‌دور نبوده است.)

هرچه اين دگرگونی‌‌ها کمتر باشد، آن زبان پیش‌گامه‌تر است و پايداری بيشتری دارد. زبان ايرانيان اينک همان است که سرایندگان بزرگ به آن چامه گفته‌اند. همان واژگان و دستور زبان را دارد.


✍🏻 پی‌نوشت:
زبان آموزیک = زبان پیش‌گامه، زبان دیرینه، زبان کلاسیک

#روز_شعر_و_ادب_پارسی
@AdabSar
📚📕📖📚
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻شَمال = باد اَپاختَری، باد باختَری، نرم‌باد، باد نرم، باد خوش، دم‌باد، باد خنک
🔻شِمال = اَپاختَر، باختر*، بالادست، بالا، دست چپ
🔻شِمال شرقی = اَپاختَر خورآیی، اَپاختَر خورآیانی
🔻شِمال غربی = اَپاختَر خوربَری
🔻شِمالی = اَپاختَری، اَپاختَریک
🔻نیمکره شِمالی = نیمپادَک اَپاختَری، نیم‌گویال اَپاختَری
🔻نیمه شِمالی = اَپاختَرنیمه، نیمه‌ی اَپاختَری، نیمه‌ی بالایی

❗️پی‌نوشت:
۱. «باختَر» دِگَریده‌ی «اَپاختَر» است که به‌نادرست به‌جای «غرب» به‌کار می‌رود.
۲. گفته می‌شود «شِمال» را می‌توان پارسی دانست. چرا که «شِم» به چم(معنی) «سرما» است و در واژه‌ی «شمیران»(=جای سردسیر، در برابر تهران=جای گرمسیر) نیز با همین چِمار(معنی) آمده است.

✍️نمونه:
🔺بحر خزر در شمال ایران قرار دارد =
دریای مازندران در اَپاختَر ایران است
دریای کاسپیَن در بالای ایران است

🔺شَمال از جانب بغداد خیزد
گناه مردم شط‌العرب چیست؟ =
باد خنک از سوی بغداد خیزد
گناه مردم اروندرود چیست؟

🔺ز البرز بزرگ در شِمال ری
هر شب دم دلکش شَمال آید #بهار =
ز البرز بزرگ در بالای ری
هر شب دم دلکش نرم‌باد آید

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#شمال #شمالی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

لطف کن مسجد که می‌آیی رژت را پاک کن
مومنان با دیدنت حالی‌به‌حالی می‌شوند!

خواهشن چادرنمازت تیره باشد بهتر است
با گل پیراهنت حالی‌به‌حالی می‌شوند!

عذر می‌خواهم، ولی شلوار با مانتو بپوش
در هوای دامنت حالی‌به‌حالی می‌شوند!

این جماعت کاملن آماده‌ی گمراهی‌اند
با تماشا کردنت حالی‌به‌حالی می‌شوند!

عده‌ای آن‌قدر تعطیل‌اند و بی‌ایمان که با
تار موی خرمنت حالی‌به‌حالی می‌شوند!

بوی خوش، بعضن به این موضوع دامن می‌زند
چون که با عطر تنت حالی‌به‌حالی می‌شوند!

هیکل خوش‌فُرم خود را زیر چادر دفن کن
از وجود مانکنت حالی‌به‌حالی می‌شوند!

عده‌ای ایمان‌شان سست است، این بیچاره‌ها
با نظر بر گردنت حالی‌به‌حالی می‌شوند!

مومنان این روزها اوضاع‌شان این‌گونه است
یک نظر با دیدنت حالی‌به‌حالی می‌شوند!

#مصطفا_علوی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

تو بر نمی‌گردی…

وَ این غمگین‌ترین شعر جهان است!
که ترجمه نمی‌شود

یعنی تو را
به هیچ زبانی
نمی‌توان برگرداند؟!

#مینا_آقازاده
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

نفســـم، هم‌نفســـم کاش کنارم بودی
چشم در چشم من و عاشق و یارم بودی

یک نفس فاصله داریم و نفس بی تو گرفت
بی تو پاییز شدم، چون تو بهارم بودی

#هیرش_حسینی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«گرشا»

"گرشا" نام پسرانه به چم پادشاه کوهستان است.
"گرشا" آمیخته از گر+شا(شاه) است.
"گر" ریشه در واژه‌ی اوستایی "گِری"(کوه) دارد. این واژه در سانسکریت "گیری" است.

در نوشته‌های ابوریحان بیرونی، نام "گرشا" بَرنام(لقب) کیومرس (نخستین آدم روی زمین بر پایه‌ی افسانه‌های کهن ایرانی) است. در داستان‌های کهن نیز کیومرس "پادشاه کوه" نامیده می‌شد.

همچنین نام "گلشاه" نیز دگرگون شده‌ی "گرشا" است زیرا بندواژه‌ی(حرف) "ر" می‌تواند به "ل" دگرگون شود. همانگونه که واژه‌ی پهلوی "هربرز" به "البرز" دگریده شده است. درباره‌ی نام "کوشا" نیز یکی از گمان‌ها این است که دگرگون شده‌ی "گرشا" باشد.

در میان نام‌های همسان، گرشاسپ یک پهلوان ایرانی و نیای رستم است؛ ولی "گرشام" نامی برساخته(جعلی) است.

🇮🇷برخی از نام‌های ایرانی دخترانه و پسرانه‌ی هم‌آوا:
👧🏻 نیوشا، آشا، مانوشا، نوشا، آروشا و...
👦🏻 گرشاسب، آرشا، گردیا، گرزن، گردآفرید و...


#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#گرشا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
1