ΑпτiгeligioпΑгcives
177 subscribers
107 photos
2 videos
42 files
58 links
✍🏼 Text channel: @AntiReligion

Scientific,
historical
philosophical
psychology
sociology and ...
.
.
.
Download Telegram
جالب است بدانید علاقه هیو به زنان زیبا حتی پس از مرگ نیز ادامه داشت، او که محل دفن مجاور #مرلین_مونرو هنرپیشه زیبا و افسانه ای سینما را پیش تر به مبلغ ۷۵۰۰۰ دلار خریداری کرده بود در آن مکان نیز به خاک سپرده شد.

جوانکی درس خوان و شیفته زنان زیبا که مجله ای را با کمتر از هزار دلار تاسیس و تابو های بسیاری را شکست؛ در این میان ثروت خود را نیز چندین هزار برابر نمود، زنان بسیاری شیفته او شدند و اگرچه تنها سه بار ازدواج کرد اما رکورد بیش از دو هزار پارتنر جنسی را به خود اختصاص داد.

با این همه نه با فریب و اختلاس به ثروت رسید و نه با تعرض و تجاوز به لذت رسید. هیو هفنر متولد ۹ آوریل ۱۹۲۶ فوت ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۷.

🔚 پایان...

📎 #تابو #تفکرات_سنتی #تعرض #تجاوز #نیاز_جنسی #انقلاب_جنسی #عشق #بشر #ثروت #قدرت #جامعه #دیکتاتورها #محدودیت #دستورات_مذهبی #بحران‌های_اجتماعی #ارتباط_آزاد #سکس #سانسور #طلاق #زنان_برهنه #پلی_بوی #هیو_هفنر #مرلین_مونرو
🗂 @AntiReligionArchives
📚 مقاله شماره: #چهل_و_چهار

📝 عنوان: اعتبار یک سخن

🆔 https://t.me/AntiReligionArchives/633
اعتبار هیچ سخنی به گوینده‌ی آن بستگی ندارد، بلکه درست بر عکس، این درستی یک سخن است که به گوینده‌ی آن اعتبار می‌بخشد. یعنی اگر کسی سخنی درست و منطقی بگوید، نخست در محک واقعیت و دانش صحت آن به اثبات می‌رسد و سپس اعتبار آن به گوینده‌ی سخن منتقل می‌گردد.

مثلا اگر یکی از نظریه‌های انیشتین را در نظر بگیریم، نمی‌توانیم بگوییم که درستی آن به این سبب است که #انیشتین آن را بیان کرده، بلکه می‌گوییم چون #دانش صحت آن نظریه‌ را سنجیده و تایید کرده، #اعتبار این تایید، به طراح نظریه که اینشتین باشد منتقل شده و او را در یک جایگاه والای علمی نشانده است. البته ممکن است نظریه‌ای مدتی درست به نظر آید، اما با نظریه‌ای تازه‌تر ابطال گردد و اعتبار خود را از دست بدهد. ولی مرجع این تشخیص نیز دانش و #خرد است.
در نظام‌های بسته‌ی ایدئولوژیک اما وضعیت به گونه‌ی دیگری است و اعتبار یک #سخن در وهله‌ی نخست به گوینده‌ی آن بستگی دارد و نه بر عکس. یعنی شما نباید تلاش کنید صحت و سقم یک گزاره یا حکم، یا درستی و نادرستی یک نظر را با معیارهای علمی و منطقی بسنجید، بلکه باید بدون واکاوی، به مرجع اقتداری معین تمکین کنید و به سخن او گردن نهید و همزمان مراقب باشید که ناهمسویی با آن سخن، ممکن است برایتان پیامدهای خطرناکی داشته باشد.
برای نمونه در کشورهای کمونیستی سابق، هر کس می‌خواست نظری بدهد، باید حتما آن را با دیدگاه‌های #مارکس و #لنین سازگار نشان می‌داد یا با نقل‌قولی از #استالین یا #مائو، یا دست کم یکی از رهبران حزب #کمونیست مزین می‌کرد تا #وفاداری خود را به نظام حاکم نشان دهد، وگرنه دیدگاهش ارزشی نداشت و گاهی حتی «توهین به مقدسات» محسوب می‌شد.

#مقدسات در ایدئولوژی کمونیستی تا اندازه‌ای شبیه «مقدسات دینی» است. یعنی یک «ساحت برتر» وجود دارد که #تردید درباره‌ی آن جایز نیست و چون و چرا نمی‌پذیرد و باید به اعتبار ابدی آن تسلیم شد.

این #ساحت_برتر در کشورهای کمونیستی، ایدئولوژی «مارکسیسم ـ لنینیسم» یا اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم درکی بود که رهبران آنها از افکار مارکس و لنین داشتند و آن را در قالب منظومه‌ا‌ی فکری گنجانده بودند. جزمیت این ایدئولوژی به گونه‌ای بود که کسی جرئت نداشت صحت سخنی از مارکس یا لنین یا مائو را مورد تردید و #پرسش قرار دهد، بلکه بر عکس نام مارکس و لنین و مائو کافی بود تا درستی نظری را محرز کند!
در نظام «ولایت فقیه» که خود سنخی از نظام‌های بسته‌ی #ایدئولوژیک است، وضع از این هم خراب‌تر است. زیرا این نظام مشروعیت بلاواسطه‌ی خود را از «آسمان» می‌گیرد و دعوی #حکومت_الهی دارد.
از این‌رو «ساحت برتر» خصلتی مستقیما فرازمینی و #مقدس به خود می‌گیرد، یعنی درجه‌ی چون و چراناپذیری آن صدها بار از «ادیان سیاسی» مانند کمونیسم و فاشیسم بیشتر است.

در چنین نظامی، #اعتبار_سخن یکسره به گوینده‌ی آن ارتباط دارد و نه به عیار درستی آن، و هر چه این گوینده در سلسله‌مراتب دینی بالاتر باشد، سخنش نافذ‌تر و چون و چراناپذیرتر است! فرضا در سلسله‌مراتب شیعی، در بالاترین پله #کلام_الله قرار دارد و پس از آن سخنان #پیامبر و امامان و سپس مراجع شیعه و در راسشان #ولی_فقیه جای می‌گیرد.
از آنجا که در جمهوری اسلامی #دین و #حکومت درهم آمیخته‌اند، احکام و آموزه‌های دین و اظهارنظرهای مراجع دینی، طبعا به شکلی گسترده به حوزه‌های کشورداری و علمی و فرهنگی و اقتصادی رسوخ کرده‌اند و هر شخصیت دینی به خود اجازه می‌دهد در اموری اظهارنظر کند که از آن هیچ سررشته‌ای ندارد. فرضا فلان امام جماعت در سخنرانی‌های خود در خطبه‌های نماز جمعه، به پشتوانه‌ی دین درباره‌ی همه‌ی امور مملکتی اظهارنظر و بهتر است بگوییم «یاوه‌‌سرایی» می‌کند و هیچ احدی هم حق #اعتراض ندارد. در واقع روال کار همه‌ی مقامات نظام چنین است.
در کشوری که #شایسته‌_سالاری را ریشه‌کن ساخته و میدان را به «کوتوله‌ها» سپرده‌اند، از رئیس‌جمهوری گرفته تا وزیران و مجلسیان و فرماندهان سپاه و کارمندان عالی‌رتبه هر کس می‌خواهد مهملاتی به هم ببافد، در آغاز نقلی‌قولی از #قرآن یا #محمد یا علی را چاشنی آن می‌سازد تا به اصطلاح سخن خود را «مستدل» و در برابر #انتقاد بیمه کند!

اما حقیرانه‌تر و مضحک‌تر زمانی است که سخنگویان برای نشان دادن میزان #سرسپردگی خود به نظام، نه فقط به نقل‌قولی از پیامبر یا امامان متوسل می‌شوند، بلکه نام رهبر جمهوری اسلامی را هم پشتوانه‌ی آن می‌سازند تا بر #چاکرمنشی و #نوکرصفتی خود مهر تایید زده باشند! فرضا با عباراتی مهوع از این دست روبرو می‌شویم که: «همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند...»، یا «با الهام از سخن مقام رهبری باید گفت....» و غیره.
بدین‌سان در میهن ما تکرار یاوه‌های سردسته‌ی #یاوه‌_گویان، متضمن درستی و اعتبار یاوه‌ها‌ی دیگر است! و این #خامنه‌ای کیست که امروز ذکر نام او در ایران درستی هر مهملی را تضمین می‌کند؟

آخوندی شیعه که جز درس طلبگی و «علوم دینی» چیزی نمی‌داند و تخصصی در هیچ زمینه‌ا‌ی ندارد، اما از صدقه‌ی سر #انقلاب_اسلامی به جایگاه «خدایگان» رسیده و امروز در سایه یک حکومت وحشت، «نایب امام زمان» لقب گرفته و خود را مجاز می‌داند در هر زمینه‌ای از سیاست و فن‌آوری و دانش گرفته تا اقتصاد و هنر و ادبیات و موسیقی و نظامیگری اظهار لحیه کند. زیردستان حقیرش هم که در کشتار و سرکوب و چپاول همدست او هستند، چنین وانمود می‌کنند که از دهان او به جای یاوه، دُر و گوهر می‌بارد!

🔚 پایان...

📎 #اعتبار #سخن #دانش #خرد #دین #مارکس #لنین #استالین #مائو #کمونیست #وفاداری #مقدسات #تردید #ساحت_برتر #سرسپردگی #چاکرمنشی #نوکرصفتی #پرسش #ایدئولوژیک #شایسته_سالاری #قرآن #محمد #کلام_الله #یاوه #خامنه_ای #انقلاب_اسلامی
🗂 @AntiReligionArchives
📚 مقاله شماره: #چهل_و_پنج

📝 عنوان: فرهنگ خشونت

🆔 https://t.me/AntiReligionArchives/642
این نوشتار به طور کلی نگاهی روانشناسانه و جامعه شناسانه دارد به پدیده #خشونت و بررسی آن در جامعه ایران.
#تعریف_خشونت – انواع قدرت

از خشونت تعاریف متعددی می شود. #مهرداد_درویش_پور #جامعه_شناس و پژوهشگر مقیم سوئد #خشونت را نوعی ابراز #قدرت میداند که به قصد وادار کردن فردی به انجام کاری بدون خواست خودش صورت می پذیرد.
وی اضافه می کند، اگر قدرت را توانایی عمل برای رسیدن به هدف یا امکانی برای تغییر بدانیم، از سه نوع قدرت نام برده می شود:
۱- قدرت اقتصادی، که در آن منابع مالی و امکانات متفاوت اقتصادی تعیین کننده در این نوع قدرت است.

۲ـ قدرت ارزشی، دانش، عادات فرهنگ، ایدئولوژی، دین و تمام باورها به عنوان منبع ارزشی قدرت شناخته می شود. به این معنی قدرت یعنی نفوذ. نوعی پذیرش اجتماعی برای این نوع از قدرت وجود دارد. این نوع اعمال قدرت کم هزینه ترین اعمال قدرت است. مثل احزاب دمکراتیک که بدون اعمال خشونت قدرت خود را حاکم می‌کنند.

۳- قدرت به معنای زور، شکل سوم که برهنه ترین شکل قدرت است خشونت نام دارد. یعنی وادار کردن فرد به کاری خلاف میل خودش. خشونت پر هزینه ترین شکل اعمال قدرت است. جایی است که فرد و یا نهاد مشروعیت ندارد و تلاش دارد با اعمال زور به اهداف خود برسد. خشونت در همه سطوح خانواده، سازمان ها و نهادها و همچنین در سطح رابطه دولت و ملت به معنای زور و انجام کاری بر خلاف میل طرف مقابل است.
#تعریف_خشونت – تنبیه و عوارض تنبیه مداوم

#مرضیه_هادوی روانکاو مقیم آمریکا خشونت را بیرون ریزی #عصبانیت درونی به شکل منفی می‌داند. وی بر این باور است که کودک با دو نیرو به دنیا می آید، اول نیروی خشم وقتی شیرخوار است برای زنده ماندن نیازهای خود را با گریه نشان می دهد، برای شیر خوردن و یا حتی وقتی خیس می شود یا درد دارد، گریه می کند و فریاد می‌زند.

دوم نیروی عشق به زندگی است که تبلور آن در همان دوران شیر‌خوارگی وقتی می خندد و یا دستش را بالامی برد، دیده می‌شود. وقتی پدر و مادر به این دوتا نیرو به هردلیلی بجای اینکه پاسخ مثبت دهند، او را #تنبیه کنند، بچه این حالت خشونت و تنبیه را بتدریج درونی می کند، بویژه آنکه تنبیه بطور مدام انجام گیرد. کودک این نوع رفتار را به عنوان نرم باور می کند و آنرا به عنوان الگو می‌پذیرد.
#تنبیه الزاما فیزیکی نیست، تنبیه می تواند درنگاه و یا صدای پدر و مادر باشد.
بچه ها معمولا مشکلات را نمی توانند مطرح کنند و تاثیرات خشونت دربچه ها به دو نوع دیده می شود یکی در خوردنشان و یا خیس کردن جایشان و دوم در درسشان در مدارس تاثیر می گذارد که نمی توانند در دروس از خود تمرکز نشان دهند.
وقتی بچه تنبیه می شود، پیام این تنبیه این است که تو خوب نیستی، لیاقت نداری، کم کم خود فرد به خودش نگاه تحقیر آمیز می کند. در بزرگسالی، نمود این روند آن است که فرد در هر موقعیت قدرت که از خودش بالاتراست چه معلم باشد چه رییس محل کار در وجودش نوعی احساس ترس شکل می‌گیرد و خصوصیات دنباله روی در آنها تشدید می شود، چه در بچگی اعتماد به نفسشان بر اثر تنبیه مداوم از بین رفته. نمی توانند به درستی فکر کنند و معمولا دنباله رو می شوند و خیلی اضطراب دارند.
تاثیر دیگر تنبیه مداوم در بزرگسالی همذات پنداری با کسانی است که ظلم و اجحاف می کنند. مرضیه هادوی روانکاو می گوید:
«تحقیقات نشان می دهد کسانی که در دوران کودگی تنبیه های مداوم و شدید شده اند، در بزرگسالی اگر در موقعیت قدرت قرار گیرند همان اعمال قدرت و خشونت را بر افراد پایین خود اعمال می کنند. معمولا شکنجه گران کسانی هستند که در بچگی مورد خشونت و تنبیه مدام قرار گرفته اند.»
#انواع_خشونت_در_خانواده

#مهرداد_درویش_پور نویسنده و پژوهشگر به چهار نوع خشونت در خانواده اشاره دارد:

۱. رایج ترین نوع خشونت در خانواده خشونت فیزیکی است، مثل کتک زدن.

۲- خشونت روانی، یعنی استفاده از ابزار #تحقیر دیگری. مثلا بسیاری از مردان از خوار کردن زنان، منزوی کردن آنان و سلب اعتماد آنها برای به تمکین وادار کردن آنان استفاده می کنند . برای مثال اگر مردی به زنی بگوید: «تو هیچی نیستی و بدون من هیچ نیستی، من همه چیز برای تو فراهم کردم و بدون من کسی نبودی.» این فقط رجز خوانی نیست بلکه شکلی از خشونت روانی برای درهم کوبیدن اعتماد به نفس طرف مقابل است که در خانواده ها بسیار رایج است.

۳- خشونت جنسی، #تجاوز عریان ترین شکل خشونت جنسی است. حتی آزار اذیت جنسی هم نوعی خشونت جنسی است. مثل متلک پراندن، دستمالی کردن و یا انگولک کردن و یا دست زدن به بدن زنان بدون خواست خودش نیز اشکالی از خشونت جنسی است. خشونت جنسی مثلا در زندان خیلی عریان است. اما در محیط های کار مثل روءسا نسبت به زیردستان و یا استادان نسبت به دانشجویان نیز وجود دارد. علاوه بر آن شکل های پنهانی از خشونت جنسی نیز وجود دارد، مثلا اگر مردی بخواهد با زنی همخوابگی کنید و آن زن نخواهد این خود خشونت جنسی است. در منابع دینی ما مثلا اگر زن در مورد تکالیف جنسی همسرش تمکین نکند می توان او را مجازات کرد و یا به او خرجی نداد، درحالی که درکشوری مانند سوئد این شکلی از خشونت جنسی شناخته می شود. اگر یک شوهر با زنش همخوابگی کند که او تمایل به آن نداشته باشد نوعی تجاوز جنسی محسوب می شود.

۴- چهارمین شکل خشونت در خانواده خشونت مادی است، یعنی مثلا دعوا می شود، فرد ظروف را می شکند، طرف مقابل برای این که این خسارت وارد نشود، سکوت می کند.
حتی خودزنی که درمیان برخی از مردان وجود دارد، نوعی خشونت محسوب می گردد، کسی که خودش را می زند در واقع برای طرف مقابل حس گناه یا ترس ایجاد کند که طرف مقابل تمکین کند. از آنجایی که در طرف مقابل حس ترس و عذاب وجدان ایجاد می شود نوعی خشونت روانی برای به تمکین وادار کردن دیگری محسوب می گردد.
#تعریف_خشونت – فرایند خشونت‌زا

#شهلا_شفیق، نویسنده و پژوهشگر مقیم پاریس تعریف عمومی از خشونت را در موقعیت شیئ قراردادن شخص می داند، یعنی شخصیت فرد نه به عنوان فاعل و کنشگر بلکه به عنوان شیئ درنظر گرفته می‌شود.
در ایران با مجموعه‌ای از خشونت های مختلفی روبرو هستیم که به تولید و بازتولید هم کمک می کنند. در این کشور با حکومت تمامیت گرا مواجه‌ هستیم که مفهوم خشونت در آن مرکزی است.

در تمام جوامع دولت اقتدار را در دست دارد و زندان و پلیس در دست دولت است. در جامعه ای مثل ایران که حکومت طرحی برای #جامعه ایده آل دارد که انسان‌ها را طبق چارچوب‌ها و ارزش‌های خود بسازد و انسان هایی با ارزش های اسلامی تربیت کند، طبق نظر شهلا شفیق « کل این روند خشونت زاست و انسان را تبدیل به اشیائی می کند که باید در چارچوب آن قرار گیرند.»
باید توجه داشت که افراد جامعه در مقابل چنین طرحی مسلما مقاومت می کنند. در ایران امروز فرد مجبور است که دو چهره ای زندگی کند، یعنی از یک سو فرد در منزل مشروب می خورد و نماز نمی خواند، خود این فرد در جامعه و فرزندش در مدرسه مجبور است بگوید که والدینش در منزل نماز می خوانند و مشروب نمی‌خورند، به این دلیل ساده که در تقابل با ارزش های حاکم دولتی قرار نگیرد و بخاطر مشروب شلاق نخورد.

خود این فرایند، #دروغ_گویی بجای صداقت را به روندی مشروع تبدیل می کند در واقع فرد بر ارزش های فردی آگاهی دارد و نمی خواهد نقش‌‌‌های حاکم را قبول کند، ولی تحت فشار باید ارزش های حاکم را بپذیرد، خود این روند ایجاد تنش می کند و خشونت زاست.
شهلا شفیق جامعه شناس معتقد است که در طرح آرمانی جامعه اسلامی مطلوب، زنها باید به شکل خاصی لباس بپوشند و رفتار کنند و روابط جنسی به شکل ویژه‌ای سازماندهی شود. در جوهر خشونت‌زای این سیستم بی حقوقی مقدس می شود، از مذهب ایدئولوژی ساخته می شود و خشونت جنسی تقدیس می‌گردد.
#خشونت_بعنوان_نوعی_فرهنگ

خشونت برنامه ریزی شده دولت علیه شهروندان در همه کشورها وجود دارد. دولت انحصار خشونت را برای وادشتن شهروندان به رعایت قانون اعمال می‌‌کند. مثلا وقتی کسی دزدی می‌کند به زندان می رود.
درکشورهای دمکراتیک اگر شما رفتار خشونت آمیز از دولت می بینید با شکایت و استفاده از امکانات مقننه و مجریه می توانید رفتار خشونت آمیز دولت را به زیر سوال بکشید و با انتخابات احزاب عوض می شوند. مهرداد درویش‌پور استدلال می کند: «در کشورهای #دیکتاتوری قدرت مطلقه است و اقتدار به ذات. کسی قدرت نظارت و تغییر آنرا ندارد و نه تنها در این جوامع میزان خشونت همگانی تر است بلکه دراین جوامع قدرت حاکمه از یک موقعیت منحصر به فرد برخوردار است. اگر نتوانید آن قدرت را با زور به عقب برانید در برابر آن کار چندانی نمی توانید بکنید، به این ترتیب نوعی انحصار خشونت در دست #دولت بعلاوه همگانی تر بودن و بعنوان روش کار نوعی #فرهنگ تولید می کند و خشونت تبدیل به عرف جاری می شود. در کشورهای دیکتاتوری مهمترین منبع همگانی کردن و نهادینه کردن خشونت خود دولت ها هستند.»

عقب مانده ترین کشورها هنوز مجازات #اعدام را دارند و از آن بدتر آنرا همگانی می کنند, به جرم بدحجابی در خیابان‌‌ها #شلاق می زنند و یا در ملاء‌عام با جرثقیل اعدام می کنند برای اینکه اوج اقتدار خود را به نمایش بگذارند. با این باور که این نوع خشونت به جامعه یاد می دهد که کل جامعه #زندان است و شهروندان در دست زندانبانان اسریند و اگر کسی خطایی کند با مجازات سنگین روبرو خواهد شد.

مهرداد درویش‌‌‌پور پژوهشگر اضافه می کند: «همه پژوهش های جرم شناسانه نشان می دهد که در کوتاه مدت استفاده از سیتم های مجازاتی از این نوع ممکن است تولید هراس کند ولی در درازمدت شهروند را واکسینه می کند و خشونت را تنها همگانی‌تر می کند.» وی بر این باور است که با این استدلال اصلی‌ترین دلیل همگانی‌‌تر شدن خشونت در جامعه امروز ایران با این شکل لجام گسیخته بی تردید رفتار دولت است.
#علل_دیگر_خشونت

مهرداد درویش‌پور نویسنده معتقد است که عوامل اقتصادی مثل #فقر، #بیکاری و #ناامنی اقتصادی نوعی استیصال ایجاد می کند و رویکرد به طرف خشونت در گروه های محروم جامعه را تولید و بازتولید می‌نماید.
وقتی نهادهای اجتماعی یاری‌رساننده هنگام بروز مشکلات وجود نداشته باشد، طبیعتا خشونت به بلاواسطه ترین شیوه برای حل مشکلات تبدیل میشود. بنابراین فقط خشونت دولتی نیست که خشونت می آفریند.
وی باور دارد که باید به یک معنی زمینه های دیکتاتوری و #خشونت در جامعه گسترده باشد که بتوان با چنین حکومتی که ابعاد خشونت در آن بشدت در همه سطوح وجود دارد، روبرو شویم.

اما امروز با پیچیدگی در جامعه ایران روبرو هستیم. امروز بین جامعه مدنی ایران و دولت جمهوری اسلامی یک شکاف بسیار عمیق وجود دارد و چنین نیست که جمهوری اسلامی برازنده مردم ایران باشد.