نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.14K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📻 چیستی آزادی و حدود آن

🎙گفتگوی برخی مخاطبان نقدآگین و جناب #اشکان

🍂 در دیالوگ‌های آتی نقداگین، برای افزایشِ کیفیت گفتگوها، شما نیز مشارکت کنید و تماشاچیِ محض نباشید. از بالا بردنِ دست و اجازه خواستن برای مشارکت در گفتگو شرم نکنید و نترسید و ترس‌های بی‌مبنای رایج در جامعۀ بسته و منبرمحورِ ایران را در خود بنگرید و طردشان کنید. اینکه بتوانید بلند بلند فکر کنید و فکر خود را، هرچند همراه با ضعف‌ها و خطاهای محتوایی و فرمی، در جمعی بازگو کنید و نقد شدنِ بی‌پردۀ آن را نیز پذیرا باشید، از ابهام‌ها و آشفتگیِ ذهنی‌تان خواهد کاست و باعث تقویتِ جسارت و مهارتِ شما در تفکر و ابراز صحیح‌تر و کم‌حاشیه‌ترِ خود و خودانتقادیِ بهینه‌تر خواهد شد.

🍂 قرار نیست همیشه افراد مشهور سخن بگویند و شنیده شوند؛ ما نیز باید هر روز گفتگو کردن در چنین جمع‌هایی (در کلاب‌هاوس و تلگرام و...) را تمرین کنیم و در آینۀ دیگران، ذهن خود را صیقل داده و تیزتر کنیم و بر شهامت‌مان در اندیشیدن و ابراز خود بیافزاییم.


#تفکر_انتقادی


🌾 @Naqdagin
چیستی آزادی و حدود آن
@Naqdagin
🎧چیستی آزادی و حدود آن

🎙گفتگوی برخی مخاطبان نقدآگین و جناب #اشکان


#فلسفیدن #سیاست


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 اگه #حافظ شیرازی تو آهنگ Hotel California با گروه Eagles همکاری می‌کرد‌!

🎙آواز
: Shine N Shid


🗄پست‌ مرتبط

📕حافظ و رندی
📕دعوی بی‌گناهی
📕یلدای حافظی
📕انسانی فراسوی قرآن و مکتب
📺حافظ از غیب خبری نمی‌دهد

#بوقت_آواز


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا ایرانیان سکولار شده‌اند؟
@Naqdagin
🎧 آیا ایرانیان سکولار شده‌اند؟

🎙#حسام_سلامت و #محمد_ملاعباسی

🔻حسام سلامت: جامعه ایران با سرعت به سمت نوعی از سکولاریسم می‌رود و این سکولاریسم درواقع به‌معنای نقد تبعیض است، چون واقعیت دولت دینی چیزی جز توزیع رانت بین دینداران نیست و بنیادش بر اساس تبعیض است، اما دینداران نیز در یک جامعه سکولار می‌توانند به‌راحتی زندگی کنند.

🔻محمد ملاعباسی: مسئله بیشتر از اینکه مربوط به تغییر نگاه آدم‌ها به دین باشد، یک مسئله سیاسی است. مسئولیت اصلی با دولت است، اما طرفداران سکولاریسم هم در به‌راه افتادن این چرخه نقش دارند. تلقی‌ای وجود دارد که آنها دست به تفتیش عقاید و طرد دیگران خواهند زد.


#جامعه #نقد_فرهنگ


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🛎🔗 جلسۀ لایو امروز در موضوعِ «معنای تاریخ رستگاری» احتمالا به‌خاطر برخی مشکلات فنی، در یوتیوب «فلسفه و دانش»📱 و پیجِ دکتر محسن بنائی 📱 پخش همزمان خواهد شد.

زمان: ۲۱ (بوقت ایران)، ۱۹:۳۰ (بوقت اروپای مرکزی)


#خبر_نقدآگین


🌾 @Naqdagin
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 معنای «تاریخ رستگاری»
— جلسۀ اول

🎙سلسله جلسات گفتگوی دو دوستِ پژوهشگر در حوزۀ تاریخ ایران، اسلام و ادیان، دکتر #محسن_بنائی و #آرمین_لنگرودی

🔗 تماشا در یوتیوب نقدآگین:


https://www.youtube.com/watch?v=VrUSyCOKT6E

🍂 «تاریخ رستگاری» چیست؟ دکتر محسن بنائی (نویسندۀ برخی مقالات با نام مستعار مزدک بامدادان) و آرمین لنگرودی، دو پژوهشگر در حوزۀ «تاریخ ادیان و اسلام و همچنین تاریخ ایران»، این اصطلاح را در مصاحبه‌ها و مقالاتی از خود به‌کار برده‌‌‌اند، اما این اصطلاح در نظرِ غالبِ مخاطبان فارسی‌زبان، با پس‌زمینۀ نگرش اسلامی-شیعی، ابهام‌آمیز جلوه می‌کرده و در موقعیت‌های مختلف، موضوع طرحِ سوال‌هایی از این دو محقق شده‌است. از این رو، تصمیم بر آن شد تا در این فرصت، به واکاوی بیشتر معنایِ این اصطلاح بپردازند.

🍂 برای نقد اسلام، حتی نزد محققان دانشگاهی در غرب، امر متداول آن بوده‌است که تاریخ اسلام را امری بدیهی و گزارشی بطور نسبی خدشه‌ناپذیر درنظر بگیرند و سپس بر مبنای اتکا و اعتماد به این تاریخ‌نگاری، به طرحِ نقدهای گوناگونِ اخلاقی و عقلانی و علمی و بین‌الادیانی وارد شوند، اما چند دهه است که پس از ورود محققان تجدیدنظرطلب در مطالعات اسلامی و تاریخ اسلام، و گسترش نگرش بازنگرانه و شکاکانه به فرآیند شکل‌گیری اسلام و تاریخ آن، از جمله توسط افرادی چون جان ونسبرو و شاگردانش مانند پاتریشا کرون و مایکل کوک (و دیگرانی مانند کریستف لوکزنبرگ)، علامت‌های سوالِ بزرگ و متعددی پیشِ روی هر فردِ اهل تحقیقی قرار گرفته‌است. اسلام‌شناسیِ تجدیدنظرطلبانه یا مکتب تجدیدنظرطلبانۀ مطالعات اسلامی، به هیچ عنوان یکدست نیست و حامیان این مکتب —گرچه روش‌شناسی آن را برتر می‌دانند— نظریه‌های متضادی از پیدایش اسلام و فتوحات مسلمانان ارائه کرده‌اند. این مکتب معمولاً در سوی مخالف مکتب کلاسیک اسلام‌شناسی قرار می‌گیرد.

🍂 برای مطالعۀ بیشتر در این زمینه، به پِلی‌لیست «نقدِ تاریخ اسلام» در کانالِ یوتیوب نقدآگین یا به هشتگ بازاندیشی در کانال تلگرام نقدآگین رجوع کنید. ما در حد وسع‌ خود، به نشر کتب و مقالات و پادکست‌ها یا ترجمه و بازخوانی صوتیِ محتواهای مرتبط با این رویکردِ پژوهشی پرداخته‌ایم و خواهیم پرداخت.


🗄 پست‌های مرتبط (اینجا)

#بازاندیشی #اختصاصی_نقدآگین


🌾 @Naqdagin
📘فشرده‌ای پیرامون «تاریخ رستگاری»، پیشینه و اعتبار آن

✍🏻#آرمین_لنگرودی

🌐 مطالعۀ متن کامل
زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه
🔖 ۲۶۰۱ واژه


#بازاندیشی #نقد_ادیان


🌾 @Naqdagin
📘فشرده‌ای پیرامون «تاریخ رستگاری»، پیشینه و اعتبار آن

✍🏻#آرمین_لنگرودی

🍂 دست‌بردن در «تاریخ»، پیشینه‌ای به درازای تاریخ نگارش آن دارد. هدف از آفرینشِ چنین تاریخی، آموزشِ و استوارسازیِ گونهٔ ویژه‌ای از باورهای دینی، قومی و یا ملی بود، که در راستای مسیر باور حکومتیِ معینی قرار داشتند.

🍂 برای «ایسوکراتِس» (Isokrates)، که در واقع نه یک فیلسوف، بلکه یک سیاستمدار بود، تاریخ‌نگاری به‌معنی «نگارش “اعمال‌ بزرگان” برای درس‌آموزی در مدیریت جهان آینده» بود. ما از اینگونه درس‌آموزی‌ها، به‌عنوان مثال، در نوشته‌های منتسب به او و از «کارنامه»های قهرمانان یونانی در نبرد علیه ایرانیان، آگاهی می‌یابیم، با این مضمون و فراخوان که «آتن به آموختن از اشتباهات خود از زمانِ اولین اتحاد دریایی و درس‌آموزی از آن، برای پیروزی‌های بعدی» بپردازد. شرح این «اعمال» را می‌توان به‌عنوان مثال در «کارنامهٔ فیلیپ»(Philipp II)، پدر اسکندر از مقدونیه ملاحظه کرد.

🍂 تمامیِ آثار تاریخی آن دوران که پس از گزنفون (تا سال ۳۶۲ پ.م)، که دارای عناوینی مانند «فیلیپیکا» یا «مقدونیکا» بودند و به سلطنت فیلیپ دوم می‌پرداختند، برای ما تنها به صورت چندین قطعه باقی مانده، یا تنها با نام برای ما شناخته شده‌اند. اینها شامل آثار «آناکسیمنس» (Anaximenes of Miletus)، «تئوپومپوس» (Theopompos) و «افورُس» (Ephoros) - جمع‌آوری شده در مجموعهٔ «مورخین یونانی» - هستند، که برخی از آنها به عنوان الگوها و یا شابلونهایی برای آثار بعدی و حتا غیریونانی برگرفته شدند.

🍂 در همین راستا، ما «کوروش‌نامه» (یا کارنامهٔ آرمانیِ کوروش) نوشتهٔ گزنفون (Xenophon) را داریم و بعدها بر همین اساس «اسکندرنامه» (Alexander Romance) را، که به باور خاور‌شناس آلمانی «نولدکه» (Theodor Nöldeke)[۱]، ترجمهٔ سوریِ از یک نوشتهٔ ایرانی بوده‌است. اینگونه آثار، بعدها در «کارنامه»های برایِ ما آشنای «هانیبال»، «میتراداتا» (مهرداد)، «هراکلئوس»، «اردشیر بابکان» و یا «آگوستوس» نیز یافتنی هستند؛ که خود نیز بیشتر به «کارنامه»های دیرینه‌ترِ خدایانی همچون «آترامخاسیس»، «گیلگمش»، «زئوس»، «میترا»، «اوزیریس» و ... باز می‌گشتند.

🍂 نخستین نکتهٔ مرکزی تمامی این «کارنامه»ها، که شرح «اعمال» و سرگذشت شخصیت‌های اسطوره‌ای، دینی، فلسفی و یا بعضاً تاریخی هستند، برشماری تواناییِ (aretḗ) والا و غیرطبیعی این شخصیت‌هاست، که بیشتر یا خود در جایگاه خدایان بودند و یا به‌عنوان سمبل و یا رهبر دینی و سیاسی با پشتوانهٔ خدایان قرار داشتند. برجسته کردن این توانایی‌ها در ادبیات را «آرِتالوژی» نامیده‌اند، که خود در چند وجه دینی، سیاسی، و اغلب بصورت ترکیبی از هر دو، می‌توانست کاربرد یابد.

🍂 «اسکندرنامه» نمونهٔ بسیار جالبی از این ترکیب است، که با اتکاء به یک شخصیت “تاریخیِ” واقعاً موجود، وجوه افسانه‌ای و خداییِ قهرمانِ خود را بصورتی آشکارا به نمایش می‌گذارد. این “ترکیب” در واقع، آمیزشی از واقعیت‌های موجود تاریخی و افسانه‌های ساختگی و یا رایج در میان مردم یک سرزمین (و در این نمونهٔ خاص، به‌شکل فولکلور ایرانی) بودند، که بگونهٔ “روایتی” و گزارشی در فُرم شخص سوم بیان می‌گشتند.

🍂 پایه‌های «فولکلورِ» این روایت‌ها و نقش راوی، به‌عنوان کسی که این باورها و افسانه‌های سرزمین‌های دیگر را بیان می‌دارد، خصیصهٔ دیگر اینگونه «کارنامه»ها را به ما معرفی می‌کند، که به فاکتور «سفر» و سبک «سفرنامه»نویسی اشاره دارند. اینگونه است که به‌عنوان نمونه، اسکندر “در راه خود” برای جهان‌گشایی در شرق، به سرزمین‌های بیگانه وارد شده و از باورها و نیازهای مردم آنها با اطلاع شده و تلاش به یاری مردم ساکن آنجا دارد (روایت جوج و ماجوج و ...).

🍂 این شیوهٔ گزارشی از «سفر»ها، «دوره‌گردی»ها، و یا «مهاجرت»ها، برای «دعوت و یاری مردم برای دست‌یازی به رستگاری»، آن جنبه‌ای‌ست که به داستان‌های غریب و اعمال اعجاب‌آمیز قهرمانان آن، باورمندیِ لازم را می‌داد. طبیعی‌ست که در چنین روایاتی، هرچه سرزمین دورتر و ناشناخته‌تر می‌نمود، به درجهٔ باورمندی «کارنامه»‌ها بیشتر می‌افزود.


🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه
🔖 ۲۶۰۱ واژه


🌾 @Naqdagin
📘تاریخ اسلام، یا تاریخ رستگاری؟
— قسمت یکم: محمد، پیامبرِ روزهایِ دوشنبه!

✍🏻 دکتر #محسن_بنائی

🌐 مطالعۀ متن کامل
زمان مطالعه: ۹ دقیقه
🔖 ۱۷۳۵ واژه

#بازاندیشی


🌾 @Naqdagin
📘تاریخ اسلام، یا تاریخ رستگاری؟
— قسمت یکم: محمد، پیامبرِ روزهایِ دوشنبه!

✍🏻 دکتر #محسن_بنائی

🍂 بنیاد پژوهش‌های بازنگرانه در تاریخ اسلام بر این انگاشت استوار است که واگویه[1] کلان پیدایش و برآیش اسلام، همان که بازتاب خود را در تاریخنگاری عباسی بازمی‌یابد، یک “تاریخ رستگاری”[2] است. از ویژگی‌های تاریخ رستگاری یکی رازآلودگی آن، یا انگشت‌نهادنش بر روزها و شمارگان و رخدادهایی‌ست که هماره و پیوسته، فراچشم خوانندگان نهاده می‌شوند. یک ویژگی دیگر، بهره جستن از الگوهای از پیش ساخته‌شده و بازگوئی آنها در بسترهای گوناگون است.

🍂 با جستجوی بازنگرانه در بنمایه‌های آنچه که تاریخنگاری اسلامی نامیده می‌شود، به پدیده‌ای شگرف برخوردم، که اگرچه پیشتر و از سوی خود نگارندگان این تاریخ نیز فرو نوشته شده‌بود، ولی در جایی ندیدم و نخواندم که کسی جستار یا نوشتاری ویژه در این باره فراهم آورده‌باشد، پدیدۀ «پیوند بزنگاه‌های برجستۀ زندگانی محمد با روز دوشنبه و ماه ربیع‌الاول».

🍂 شاید پیش از آغاز سخن بهتر باشد که به یک ادعای پُربسآمد پیروان اسلام‌پژوهی سنتی که تاریخ‌نگاری اسلامی را یک رخدادنگاری موشکافانه و بی‌گسست می‌داند،‌ پاسخ دهم. این سخن یا ادعا، به هیچ‌روی با درونمایۀ کتاب‌های پذیرفته‌شده از سوی مسلمانان مانند سیرۀ ابن‌هشام، طبقات ابن‌سعد یا تاریخ طبری نمی‌خواند[3]. بوارونه آن، اگرچه ما به نیکی می‌دانیم عبدالله در کدام روز هفته با آمنه همبستر شده و نطفۀ محمد را بسته‌است (دوشنبه)[4]، یا اگرچه می‌دانیم محمد در روز دوشنبه دوازدهم ربیع‌الاول سال عام‌الفیل چشم به جهان گشوده‌است، ولی نه‌تنها روز، که سال برانگیخته شدن او به پیامبری یا سال گریز و هجرت او از مکه به مدینه را نمی‌دانیم!

🍂 برای نمونه گفته می‌شود محمد در سال عام‌الفیل[5] زاده شده‌است و این رخداد را در سال ۵۷۰ میلادی دانسته‌اند، امروزه ولی می‌دانیم در این سال، نه جانشین، که جانشینِ جانشین ابرهه، فرمانروای یمن بود، ولی اگر همین سال را هم بپذیریم، اگرچه بعثت را در ۴۰ سالگی، دوران مکی (از بعثت تا هجرت) را ۱۳ سال، و دوران مدنی (از هجرت تا مرگ) را ۱۰ سال شمارده‌اند[6]، ولی باز هم دانسته نیست که محمد چند سال پس از برانگیخته‌شدن به پیامبری یا همان بعثت، به مدینه گریخته است. در طبقات ابن‌سعد زیر «مدت توقف پيامبر (ص) از هنگام بعثت تا هنگام هجرت در مكه‏»[7] چنین می‌خوانیم:

۱) در سن ۴۳ سالگى قرآن نازل شده و پس از آن ده سال در مكه اقامت فرموده است.

۲) پس از بعثت ۱۰ سال در مكه بوده است.

۳) عايشه و ابن عباس برايم نقل كردند پيامبر پس از نزول قرآن ۱۰ سال در مكه و ۱۰ سال در مدينه اقامت داشت.

۴) ۱۰ سال در مكه اقامت فرمود و در ماه صفر از مكه بيرون آمد و در ماه ربيع الاول وارد مدينه شد.

۵) پس از بعثت ۱۵ سال در مكه اقامت داشت. ۷ سال آن را نور و پرتوى مى‏‌ديد و سخنى نمى‏‌شنيد و ۸ سال به آن حضرت وحى مى‏‌شد، عفان در حديث خود مى‏‌افزايد كه ۱۰ سال هم در مدينه اقامت داشت.

۶) مردى پيش ابن عباس آمد و گفت: اين درست است كه ۱۰ سال در مكه و ۱۰ سال در مدينه به پيامبر (ص) وحى شده‌است؟ گفت: چه كسى چنين گفته‌است؟ همانا در مكه ۱۵ سال‏ به پيامبر (ص) وحى شده است بلكه بيشتر.

۷) فاصله ميان اول تا آخر نزول قرآن هيجده سال بوده است، هشت سال در مكه پيش از هجرت و ده سال در مدينه.

۸) از ابن عباس نقل مى‏كند پيامبر (ص) بعد از بعثت، ۱۳ سال در مكه بود.

🔺چرا باید بر روی درازای دوران مکی و مدنی اینچنین درنگ کرد؟ زیرا هجرت محمد از مکه به مدینه، آغاز سال‌شماری اسلامی است و بسیار مایه شگفتی خواهد بود، اگر مسلمانان، خود ندانند که پیامبرشان کی برانگیخته شده و در چه سالی به مدینه گریخته‌است. در همین چند “گزارش”، می‌توان به نیکی دید که تاریخ‌نگاری اسلامی اگرچه زمان زاده شدن محمد را به نیکی می‌داند (دوشنبه دوازدهم ربیع‌الاول سال عام‌الفیل)، ولی از نامیدن تاریخ دقیق دو رخداد سرنوشت‌ساز زندگی او ناتوان است، بدیگر سخن، بعثت، که بزنگاه زاده شدن اسلام است، می‌تواند زمانی میان سال‌های ۶۰۸ و ۶۱۳ رخ‌ داده باشد و همچنین هجرت می‌تواند در یکی از سالهای میان ۶۱۸ و ۶۲۵ روی داده‌باشد، ولی می‌دانیم که اسلام‌پژوهی سنتی سال ۶۲۲ را یکصدا سال هجرت می‌داند. براستی آغاز تاریخ‌گذاری اسلامی کدام سال است؟

🍂 رخداد سرنوشت‌ساز دیگری که تاریخ‌نگاری اسلامی زمان آن را بدرستی نمی‌داند، «معراج/اسراء» است. در بزرگی این رخداد همین بس که...

🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
زمان مطالعه: ۹ دقیقه
🔖 ۱۷۳۵ واژه


🌾 @Naqdagin
📘تاریخ اسلام، یا تاریخ رستگاری؟
— قسمت دوم: محمدهای گوناگون در گزارش‌های مسیحی

✍🏻 دکتر #محسن_بنائی

🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
زمان مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۷۷۳ واژه


🗄پست مرتبط
📺 معنای «تاریخ رستگاری»: جلسه اول
📺 سنجش تاریخ‌نگاری اسلامی:
جلسهٔ یکم: قسمت یکم| قسمت دوم
جلسهٔ دوم: قسمت یکم| قسمت دوم
📺 کدام محمد؟ با استاد محمدالمسیح
📺 محمد نبی یا رهبری یهودی-نصرانی؟
📺 دکتر ماجدی و عدم وجود پیامبران در اسناد
📻 کتاب «اسلام چگونه پدید آمد؟»
📻 سلمان و تاریخ‌تراشی عباسی
📻 چرا تاریخ‌پردازی عباسی؟
📕خَلق شخصیت محمد از روی مانی
📕محمد، پیامبرِ روزهایِ دوشنبه!
📕فشرده‌ای پیرامون «تاریخ رستگاری»

.


#بازنگری #نقد_اسلام



🌾 @Naqdagin
📘تاریخ اسلام، یا تاریخ رستگاری؟
— قسمت دوم: محمدهای گوناگون در گزارش‌های مسیحی

✍🏻 دکتر #محسن_بنائی

🍂 در بخش نخست این جستار آوردم که زندگی‌نامۀ محمد از الگوهای شناخته‌شدۀ یک تاریخ رستگاری پیروی می‌کند. با-این‌همه، پیروان اسلام‌پژوهی سنتی برآ‌ن‌اند که آمدن نام چهره‌های آغازین اسلام در گزارش‌های “هم‌زمانِ” مسیحی، گواهی استوار بر تاریخی‌بودنِ محمد و یاران اوست. براستی نیز ما در گزارشهایی از رخدادنگاران مسیحی روبروییم که در سده هفتم زیسته‌اند، یعنی در روزگاری که به گفتۀ تاریخ‌نگاران عباسی، اسلام بر محمد فروآمده و در جهان گسترده شده‌است. در این بخش به برخی از این گزارش‌ها و شیوه‌های دانشگاهی برخورد با آنها خواهم پرداخت[۱]. پیش از آن ولی ناگزیر از یک همسنجی میان‌‌دینی هستم.

🍂 برپایۀ انجیل‌های ترازمند[۲] عیسا به روزگار «هرود» چشم به جهان گشوده‌است[۳] و او فرمان به کشتن همۀ نوزادان پسر در «بت‌لحم» و پیرامون آن داده بوده‌است[۴]. امروزه با نگاه به گاه‌شمارِ رومی و بهره‌گیری از دانش سکه‌شناسی (Numismatics)، می‌دانیم که هرودِ بزرگ، در سال چهارم پیش از میلاد درگذشته بوده‌است و همۀ این داستان‌ها در راستای برساختن یک «تاریخ رستگاری» سروده شده‌اند. این مشتِ نمونۀ خروار را تنها از آن روی آوردم که نشان دهم، این پدیده ویژۀ اسلام و تاریخ‌نگاری عباسی نیست.

🍂 پیروان تاریخ‌نگاری عباسی ولی درست می‌گویند. ما در گزارش‌ها و گاهشماری‌های مسیحیِ “هم‌زمان“، به نام محمد و برخی دیگر از چهره‌های سرشناس تاریخِ آغازین برمی‌خوریم. “هم‌زمان” را از آن رو در گیومه آوردم، که نخست این هم‌زمانی تنها هنگامی معنی می‌یابد که ما تاریخ‌نگاری عباسی را دربست پذیرفته باشیم و دوم آنکه، کهن‌ترین دست‌نویس این نوشته‌ها از سدۀ دهم میلادی (کمابیش ۳ سده پس از برآیش فرمانروائی عربان) هستند. پس با این بن‌مایه‌های برون‌دینی که در آنها نام‌هایی چون محمد، عمر، ابوبکر، علی و . . . یافت می‌شوند، چه می‌بایدمان کرد؟ آیا می‌توان گفت همین چند یادکرد ما را بسنده‌ است که اسلام‌پژوهیِ بازنگرانه را از بیخ‌وبن به‌دست فراموشی بسپاریم؟ از نگاه پیروان تاریخ‎‌نگار عباسی، پاسخ بی‌گمان «آری‌»ست و آنان با آوردنِ یک یا دو گزاره از این نوشته‌ها که در آنها نام بنیان‌گذاران اسلام آمده، کار را پایان‌یافته می‌بینند. بدیگر سخن، سرتاسر استدلال آنان را می‌توان به «تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها» فروکاست، ولی این گزارش‌ها دربارۀ نقش‌آفرینان تاریخ‌نگاری عباسی چه می‌گویند؟

🔻«گاه‌شمار کوچک» از توماس پرسبیتی[۵]:
«در پگاهان آدینه هفتم فوریه ۶۳۴، جنگی میان نیروهای بیزانس و اعرابِ محمت (Mhmt) رخ داد».

🔻«گاهشمار سوریائی»[۶]:
«سپس خداوند فرزندان اسماعیل را بر سر آنان فرستاد، انبوه چون ماسه‌های کناره دریا، که رهبرشان موحامد (Muhammed) بود و در برابرشان نه دیوار و دروازه، تاب ایستادگی داشت و نه اسلحه و سپر».


🔻«گاهشمار بیزانسی–عربی»[۷]: این نوشته، کهن‌ترین گزارش به‌زبان لاتین است که به پیدایش اسلام پرداخته و از محمد یاد کرده‌است. این محمد ولی کوچکترین همانندی با محمد تاریخ‌نگاری عباسی ندارد:
«انبوه بزرگی از ساراسن‌های بسیج‌شده به استان‌های سوریه، عربیه و میانرودان حمله کردند. فرماندهی آنان را مردی بنام “مَحمِت” (Mahmet) بر عهده داشت که در اشرافی‌ترین قبیله این مردم به جهان آمده بود […] ساراسن‌ها […] دیگر هراسی از رومیان نداشتند. آنان استان‌هایی را که فتح کرده‌بودند از آنِ خود کردند و در دمشق، باشکوه‌ترین شهر سوریه، پادشاهی خود را بنیان گذاشتند […] فرمانروای ساراسن‌ها که پیشتر از او نام رفت [محمد، م. ب.]، پس از آنکه ۱۰ سال بر کشورِ زیرِ پادشاهی خود فرمان رانده‌بود، درگذشت. آنان او را چنان بزرگ و گرامی داشتند که او را در نوشته‌ها و سازه‌های دینی خود، «فرستاده و پیامبر» خدا نامیدند. بجای او «هَبوبِکّار» (Habubeccar) که او نیز زادۀ منطقه خلف خویش بود، از سوی ساراسن‌ها برگزیده شد. او لشکر بزرگی را به سرزمین‌های پارسیان کشید و شهرها و روستاها را ویران کرد».


🔺در دنبالۀ این گاه‌شمار، ما با «هَمر» (Hamer) و «اِثمان» (Etheman) روبرو می‌شویم، ولی پس از مرگ او، «موآبیا» (Moabia) بر تخت می‌نشیند و نشانی از علی در دست نیست. همچنین اگرچه «یزیت» (Yzit) پسر معاویه بسیار ستوده شده‌است، ولی سخنی از رخداد کربلا و حسین ابن‌علی نمی‌رود!

🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
زمان مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۷۷۳ واژه


🌾 @Naqdagin
عباسیان؛ گسست از مسیحیت و آغاز پیدایش اسلام
@Naqdagin
🎧 عباسیان؛ گسست از مسیحیت و آغاز پیدایش اسلام

🎙مصاحبه با #آرمین_لنگرودی و دکتر #محسن_بنائی


#بازاندیشی #خلافت_عباسی



🌾@Naqdagin