نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.13K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 طهران قدیم در عکس‌های آرشیو کاخ گلستان
— مقایسۀ نقشۀ تهران ناصری و تهران امروز

🔻در قسمت دوم مجموعه‌ی عکس‌های قاجاری لو رفته از آرشیو آلبوم‌خانه‌ی کاخ گلستان، قراره سراغ آلبوم شماره‌ی ۱۳۲ بریم و عکس‌هایی از تهران قدیم ببینیم. مکان‌ها و نشونه‌هایی که بعضیاشون هنوز هم باقی موندن و بعضیا نه. قراره که:

▪️آلبوم عکس شماره‌ی ۱۳۲ از مجموعه عکس های لورفتۀ کاخ گلستان رو ورق بزنیم.
▪️عکس‌های دیدنی از مناطق مختلف تهران در دوره‌ی قاجاریه رو ببینیم. مکان‌هایی مثل شماس‌العماره، میدان مشق (باغ ملی)، کاخ گلستان، دروازه دولت، توپ مروارید (مرواری) و... .
▪️به کمک یه نقشه‌ی قاجاری و قدیمی از تهران در دوره‌ی ناصرالدین شاه، در زمان سفر می‌کنیم و و با نقشه‌ی امروز تهران مقایسه‌ش می‌کنیم و تغییرات این شهر زیبا رو می‌بینیم.

🔗 تمام عکس‌ها در اینجا قابل مشاهده هستند.

#نگار_نو #آینه_تاریخ


🌾 @Naqdagin
📻 ما حقیقتا چه می‌دانیم؟
— اصول مبارزه در زمانۀ نهیلیسم


🗄پست مرتبط

📓اصول مبارزه در زمانهٔ نهیلیسم
📻 پیرامون کتاب «اصول مبارزه در زمانۀ نهیلیسم»



🌾 @Naqdagin
ما حقیقتا چه می‌دانیم؟
@Naqdagin
🎧ما حقیقتا چه می‌دانیم؟

🍂 در این مصاحبه #محمدمهدی_اردبیلی - متافیزیسین - تلاش می‌کند تا رویکرد شکاکانۀ رادیکال خود را که بعنوان بخش سلبی پروژه‌ای که در اصول مبارزه در زمانۀ نیهیلیسم آغاز کرده است، تشریح کند. این گفتگو تفسیر کتاب اصول مبارزه در زمانۀ نیهیلیسم نیست، اگر چه با مطالب کتاب مرتبط است. به نظر محمد خواننده باید با خود اثر مواجهه‌ای مسنقیم پیدا کند، چرا که اثر، حیات مستقل خویش را دارد و در معرض تفسیرهای گوناگون قرار دارد.

#فلسفیدن


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1️⃣ ادعای ترامپ: تنها خدا بود که من را نجات داد
کمپین انتخاباتی ترامپ با طراحی پوستر «دست خدا»، حمایت خود از ترامپ اعلام کرد.

2️⃣ #علیرضاموثق

وقتی یک روضه‌خوان، با وجود رتبۀ فساد اداری ما در جهان و آمار جنگیِ کشته‌های سالانه ‌در جاده‌ها (برای انحصار در عرضۀ خودروی بنجل داخلی و مافیای شکل‌گرفته حولش) و با وجود آمارِ دو رقمیِ تورم و بی‌کاری برای سالیان متمادی، خود را «لسانِ الله» می‌نامد، چرا ترامپ، بعنوان یک تاجر موفق و رئیس‌جمهور اسبق آمریکا، چنین توهمی بر ندارد که خدا نجات‌دهندۀ او بوده؟

می‌توان با قطعیتِ بالایی حدس زد که اگر یک هزارم قدرت نظامی و ثبات اقتصادی و وضعیتِ توسعه‌‌یافته‌ای که آمریکا دارد، ما داشتیم و ایران کشورِ مهاجرها و نخبه‌ها و فرصت‌ها بود، برخی به ادعای نزول کتاب و ارسال نبی و امام به ملل دیگر نیز می‌رسیدند!

الله (بر فرض وجود) می‌داند به چه کسی شاخ بدهد! به زبان فلسفی‌تر، میان ارتفاعِ ادعا و خودشیفتگیِ هر فرد-جامعه‌، با قد واقعی و وضعیت عینی آن، رابطه‌ای معکوس وجود دارد. هرچه در جامعه‌ای، خدا بیشتر کالایی برای فروش شود، آن جامعه بیشتر در انحطاط فرو رفته‌‌ و خواهد رفت.



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔻پیمان مولوی (کارشناس اقتصادی):
درک رتبۀ «آزادی اقتصادی» ایران، نقطۀ آغازین تحول اقتصادی است.



#اقتصاد #سیاست


🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 انقراضِ تمدنِ #ایران
— قسمت دوم: چرا ایران مهم است؟

🎙دکتر #شروین_وکیلی


🗄پست مرتبط

📺قسمت اول: شش تمدن
📓داریوش دادگر
📓اسطورۀ معجزۀ یونانی

#فلسفیدن #نقد_فرهنگ


🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 دکتر علی صاحبی و بقیۀ ماجرا
— نقد #آرین_اکبری و برخی روشنفکران و روان‌شناسان در مواجهه با یک رویداد مهم

🎙دکتر #نیما_اورازانی (روان‌شناس اجتماعی و انتقادی)

🍂 نکات بسیار مهمی بیان می‌شود که شنیدن با دقت‌شان، ضروری‌ست برای آموختنِ اصولی که حتی الیت جامعه نیز فاقد شناخت درستی از آنها هستند و چون شخصی مشهور را از دستۀ خود می‌دانند، با سوءاستفادۀ جدی‌اش از موقعیت شغلی-اجتماعی، برخوردی بشدت سوگیرانه و سهل‌گیرانه می‌کنند.

📻 فایل صوتی کم‌حجم (اینجا)

#تفکر_انتقادی
#نقد_روشنفکران #نقد_فرهنگ


🌾 @Naqdagin
دکتر علی صاحبی و بقیۀ ماجرا
@Naqdagin
🎧 دکتر علی صاحبی و بقیۀ ماجرا
— نقد #آرین_اکبری و برخی روشنفکران و روان‌شناسان در مواجهه با یک رویداد مهم

🎙دکتر #نیما_اورازانی (روان‌شناس اجتماعی و انتقادی)

🍂 نکات بسیار مهمی بیان می‌شود که شنیدن با دقت‌شان، ضروری‌ست برای آموختنِ اصولی که حتی الیت جامعه نیز فاقد شناخت درستی از آنها هستند و چون شخصی مشهور را از دستۀ خود می‌دانند، با سوءاستفادۀ جدی‌اش از موقعیت شغلی-اجتماعی، برخوردی بشدت سوگیرانه و سهل‌گیرانه می‌کنند.


#تفکر_انتقادی
#نقد_روشنفکران #نقد_فرهنگ


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 بررسیِ اظهارات مجتبی شکوری، در برنامه کتاب‌باز دربارۀ استفاده او از سهمیه در کنکور

🎙#پوریا_ناظمی


#نقد_فرهنگ


🌾 @Naqdagin
📘مجتبی شکوری، سهمیه و تاریخچۀ اعتراف
(۱/۳)
✍🏻#محبوبه_زمانیان

🍂 وقتی مساله‌ای در جامعه دیده می‌شود، از سطح جامعه و مردم انتظار نمی‌رود که بعنوان یک پرسش به آن بیاندیشند، اما از کسانی که در حوزۀ علوم‌انسانی فعالیت دارند انتظار می‌رود واکنش سرنوشت‌ساز‌تری به مساله داشته‌باشند.

🍂 متاسفانه آنقدر که اعتراف شکوری به واکاویِ زندگی خانوادگی‌اش منتهی شد، به خود مساله نزدیک نشد؛ اینکه به هر صورت، این اتفاق ممکن است دوباره بیافتد. یا اصلا چرا چنین شد؟ پرداختن به نیت گوینده و یا محرک او، و یا حتا مباحثی که حول اطراف پدر او شکل گرفت، صرفا می‌تواند خوراک رسانه‌ای خوبی باشد، اما چرا هیچ‌کس سعی نمی‌کند مساله را فراتر از این‌ها و بعنوان یک تمرین ذهنی، برای ساخت جامعۀ بهتر بداند؟

🍂 اگر ما نتوانیم از بحران‌ها درس بگیریم، آن‌ها به سطح گفتگوهای روزمره‌ و بی‌هدف و نتیجه تقلیل می‌یابند. وضعیت طوری‌ست که نه جامعه به این مسائل می‌اندیشد، و نه متخصص این کار؛ گویی تجربه‌ای قرار نیست ساخته شود تا در آینده، به کار آید و به سطح سرزنش اجتماعی تقلیل پیدا می‌کند.

🍂 البته خشم جامعه قابل درک است. اما وقتی بحرانی دیده می‌شود، به ما هشداری می‌دهد. این هشدار که انسان‌های قبل از ما، به چیزهای مهمی فکر نکرده‌بودند و ما با نتیجۀ آن روبروییم؛ پس بهتر است تمرین کنیم و فکر کنیم که چطور می‌توانیم به‌لحاظ نظری خودمان را قوی کنیم.
▪️▪️▪️

🍂 در امریکا به نشانه‌ی قدردانی از کسانی که برای کشورشان جنگیده‌اند پاداشی در نظر گرفته می‌شود. گاهی این پاداش می‌تواند اینده‌ی فرزندان و نوادگان ان فرد را تا چند نسل تضمین کند. اما چرا در ایران مساله‌ی سهمیه‌ی کنکور اين قدر حاشیه می‌سازد؟

🍂 تاکنون هیچ جامعه‌شناسی این مساله را از اساس مورد پژوهش قرار نداده‌است و يا این آسیب اجتماعی را بررسی کوتاه هم نکرده‌است. همین امر گواه بر این است که مسالۀ سهمیه، تنها یک مساله‌ی اجتماعی نیست، بلکه به تابو تبدیل شده‌است؛ یعنی از کارکرد اجتماعی سازنده‌ی خود خارج شده‌است. این اولین تفاوت نوع پاداش فرد «وطن‌پرست» بین ایران و امریکاست؛ یعنی کارکردی اجتماعی که منجر به تقویت روحیه‌ی «ایثار و فداکاری» در راه وطن می‌شود که در بحث «سهمیه‌ی کنکور» از دست رفته است و به امتیازی تبدیل شده‌است که نمونه‌ی ان را در «کاست و طبقه‌ی هندوستان» می‌بینیم.

🍂 همچنان‌که هر امتیاز اجتماعی باید بتواند کارکرد مثبت و دامنه‌داری در تعریف بالذات خود داشته باشد، یعنی از معنا تهی نشود، همینطور باید بتواند رقابت مفید و نتیجه‌ای سازنده و طولانی‌مدت ایجاد کند؛ یعنی ساختارها را مقابل هم قرار ندهد,،بلکه به تقویت بخش‌های دیگر ساختار اجتماعی منجر شود و رقابت منفی ایجاد نکند. اين هم دومین تفاوت یک مسالۀ مشترک بین ایران و امریکاست؛ یعنی پاداش و امتیازی که در یک رقابت به دست می‌آید، نه صرفا به این علت بنیادین است که استحقاق ان را دارد، بلکه موقعیت رقابتی ایجاد می‌کند که آن هم «رقابت منفی» محسوب می‌شود.

🍂 می‌توان دلایلی پیدا کرد که نشان بدهد چرا چنین تصمیمی گرفته شده‌است؛ مثلا می‌توان با توجه به نمونه‌های مشابه آن در دیگر کشورها، این پرسش را مطرح کرد که چه موانعی در قانون ایران، مانع اعمال قانونی مشابه آن در کشورهای دیگر وجود دارد؟ آیا علت آن هنجارهای فرهنگی است یا سیاست اقتصادی؟ ایا علت آن نبود ساختارهای مناسب است یا ضعف نظری قانون‌گذار؟

🍂 با این حال، مشخص است که این روشِ امتیاز دادن در ایران، نه برای امتیازگیرنده نفع طولانی‌مدت دارد و نه توانسته است به هدف خود وفادار باقی بماند، تا حایی که حتا فرد مستحق چنین پاداشی، خود را با همتای خود در جایی مانند امریکا مقایسه می‌کند و اين امتیاز را نوعی «انگ اجتماعی» می‌بیند.

🍂 روش سهمیه از اساس اشتباه و نادرست است. این درحالی‌ست که عموم کشورها، امتیازات قابل توجهی برای افرادی که در راه وطن جنگیده‌اند در نظر می‌گیرند، اما در ایران، استفاده از این امتیاز فرد را به «پنهان‌کاری» وادار می‌کند. این مساله هم سومین تفاوت آن با کشوری مانند امریکاست. این که فرد نباید از امتیازی که بابتِ خدمت به وطن دریافت می‌کند، با افتخار یاد کند و ناچار به پنهان‌کاری و يا دروغ گفتن می‌شود.

🍂 در چنین حالتی افراد یک جامعه بر سر یک دو راهی اخلاقی قرار می‌گیرند، و این یعنی به جز قانونی که نتوانسته به بهترین شکل، راه مناسبی برای دادنِ امتیاز بر حق این افراد پیدا کند، نمی‌توان کسی را سرزنش کرد. «قانون تنش‌زا» افراد جامعه را هم قربانی می‌کند.

🍂 ادامه‌ی بحث درباره‌ی چگونگی این قانون و باید و نبایدهای آن را به شما واگذار می‌کنم. اما بحث دیگری در داستان مجتبی شکوری و جود دارد که ان هم قابل توجه است و آن پدیده‌ی اعتراف است.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘مجتبی شکوری، سهمیه و تاریخچۀ اعتراف
(۲/۳)
✍🏻#محبوبه_زمانیان

🍂 اعتراف صبغه‌ی الهیاتی دارد. در مسیحیت کشیش نقش میانجی را مابین فرد و خدا بازی می‌کرد که فرد را از افکار ازاردهنده به‌نوعی خلاص می‌کرد. به احتمال زیاد، موقعیت اجتماعی اروپا به‌گونه‌ای بوده که فرد یا از صحبت کردن با دیگری، چه بسا نزدیک، درباره‌ی تمایلش به امر گناه و نامشروع هراس داشته‌است و یا به دلیلی که بنظر می‌آید همین باشد، غلبۀ «خرافات و سنت‌گرایی» منجر به «انگ‌زنی» می‌شد؛ در نتیجه، فرد نیاز به کسی داشت که بشنود، اما قضاوت نکند. این فرد همان کشیش بود.

🍂 اما گاهی پیش می‌آمد که فرد به چیزی اعتراف می‌کرد که جنبه‌ی حقوقی داشت؛ مثلا کسی را کشته‌بود یا قصد کشتن کسی را داشت. کشیشی که اعتراف او را می‌شنید، دچار بحران‌های اخلاقی و حقوقی می‌شد و در نهایت، باید تصمیم می‌گرفت این مساله را به بالادستان گزارش بدهد یا خیر. گاهی حتا نگهداری از چنین رازی می‌توانست به قیمت جان او تمام شود. مشابه این موقعیت را امروزه در روانشناسی می‌بينیم. قانونی که به روانکاو اجازه می‌دهد در صورت تشخیص جنایت یا رفتارهای خطرناک، اطلاعات را گزارش بدهد.

🍂 اما مسالۀ اعتراف به همین جا ختم نشد. در طول تاریخ مسیحیت، عمل اعتراف وارد مناسبات اجتماعی شد. چهره‌های دینی مانند اگوستین قدیس و چهره‌های ادبی مانند تولستوی نیز اعتراف‌نامه‌هایی نوشته‌اند، اما تفاوت اساسی آن با اعتراف نزد کشیش این بود که اعتراف در کلیسا، اهداف اجتماعی نداشت، اما در مورد جدیدتر آن، اعتراف نقش اجتماعی پیدا کرد.

🍂 در واقع، در اولی اعتراف یک عمل فردی و روانی و معنوی بود اما در دومی، یک عمل اجتماعی با مقاصد اجتماعی؛ به همین جهت، اعترافات تولستوی نه‌تنها بر ارزش او نیافزود، بلکه حتا آن را به نشانه‌ی غرور و خودخواهی هم معنا کردند؛ تا جایی که مقالاتی در نقد جنین عملی نوشته شد که معتقد بودند، اعتراف حالا به یک «امتیاز اجتماعی» تبدیل شده‌است و این درحالی‌ست که عمل اعتراف نزد کشیش، هیچ امتیازی برای فرد ندارد، بجز تصفیه‌ی روح و احوالات درونی.

🍂 اما چه شد که عمل اعتراف از حالت معنویت خارج شد و در قبح آن نوشتند؟ علت آن، مهم شدن جایگاه قانون و بالا رفتن ارزش آن در جامعه‌ی مدرن است. زمانی که تولستوی اعترافات خود را می‌نوشت، این عمل بسیار شایع بود و نویسندگان و حتا گاه سیاستمدارانِ بسیاری دست به آن می‌زدند. با رشد عقلانیت و اهمیت نقش فرد در ساختار اجتماعی، برای هر عمل فرد، نتیجه‌ای در جامعه دیده می‌شد.

🍂 اگر در گذشته سنت از اجتماع محافظت می‌کرد، در جامعه، قانون محافظ منافع فردی شد؛ در نتیجه، اعتراف دیگر به معنای گذشته نمی‌توانست فرد را تبرئه کند. فقط می‌توانست در مجازات فرد تخفیفی حاصل کند؛ در نتیجه، انسان در جامعه‌ی پسا-مسیحی، تحت نظارت قانون بود و هر عمل او با قانون سنجیده می‌شد و بنابراین، رابطه‌ی بین فرد با خدا توسط کشیش، به رابطه‌ی بین فرد و جامعه توسط قانون تبدیل شد. حالا جامعه بجای خدا نشسته، با این تفاوت که عمل فرد، نمی‌توانست حقی را از خدا زائل کرده‌باشد، اما عمل فرد مدرن قطعا تاثیری بر زندگی دیگران خواهد داشت.

🍂 با این توضیحات، این پرسش پیش می‌آید که ما می‌دانیم در اسلام، اعتراف به‌شکل مسیحیت هیچ نقشی ندارد و فرد در صورتی که مجرم محسوب شود، با تنبیه و مجازات شریعت اسلام روبرو خواهد شد. پس در این میانه، آیا اصلا اعتراف کسی مثل مجتبی شکوری، کارکردی اجتماعی دارد یا خیر؟ جواب من منفی است.

🍂 یک پدیده بدون تمام آن بسترها و ویژگی‌های خاص خودش، نمی‌تواند کارکرد مشابهی داشته‌باشد. در تطور تاریخی، فرد می‌بایست بجای اعتراف در برابر خدا، به اعتراف در برابر قانون گام برمی‌داشت. در دنیای مدرن هم دیگر اعترافاتی نظیر اعترافات تولستوی نمی‌تواند کارکردی داشته‌باشد. در دنیای معاصر، هر شهروند در برابر قانون پاسخگو خواهند بود. جامعه نیز بعنوان شاهد در دادگاه احضار می‌شود، اما مرجعیت جامعه‌ی مدرن در بخشش يا مجازات فرد دیگر، مانند مرجعیت کشیش نیست؛ این نقش به قانون محول شده‌است.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘مجتبی شکوری، سهمیه و تاریخچۀ اعتراف
(۳/۳)
✍🏻#محبوبه_زمانیان

🍂 در نتیجه، اگر قانون به چنین مساله‌ای رسیدگی نکند، دیگر آن عمل متهورانه و شجاعت فرد معترف در گذشته، در دنیای امروز «تهور و شجاعت» محسوب نمی‌شود. بلکه می‌تواند به «گرفتن امتیاز» و حتا به اصطلاح امروزی «زرنگی» محسوب شود؛ چرا که نه دیگر مرجعیت معنوی و دینی وجود دارد، و نه در پیشگاه قانون زانو زده‌است. در نتیجه، هیچ‌گونه مرجعیت اصیلی آن را نمی‌سنجد و این یعنی، نه دین بر او نظارتی دارد و نه قانون؛ بلکه صرفا اجرای یک نمایش و بازی بر صحنه‌ی جامعه است که به تعبیر منتقدان غربی ایدۀ اعتراف. «صورتک اخلاق بر چهره زدن است».

🍂 پدیده‌ی بحران‌ساز اجتماعی مانند «سهمیۀ کنکور»، به خودی خود هم پاداش برحق افراد مدنظر را از بین برده‌است، هم «شرم اجتماعی» تولید کرده‌است و هم اعتراف به آن، چهره‌ی فرد را نزد جامعه زشت‌تر می‌کند.

🍂 قانونی که بدون مشورت و بدون در نظر گرفتن علوم‌انسانی و اجتماعی نوشته شود، نتیجه‌ای نخواهد داشت جز این که «کژکارکرد» شود و به ساختارهای حیاتی جامعه آسیب برساند و افراد جامعه را رو در روی یکدیگر قرار دهد. چنین قوانینی، نمی‌توانند ضامن حقوق افراد باشند، حتا اگر مدعی آن باشند، بلکه به رقابت منفی و غیرانسانی درون جامعه دامن می‌زنند.

🍂 از آن بدتر، اینکه جنین جامعه‌ای، همواره بحران اخلاق دارد. جامعه‌ای که تا این حد پرسش‌ها و موقعیت‌های دوراهی اخلاقی را تجربه می‌کند، یعنی از «بحران عقلانیت» در ساختار رنج می‌برد. البته به این معنا نیست که چنین جامعه‌ای به اخلاق می‌انديشد، بلکه به این معناست که ناچار است بیاندیشد که چطور غیراخلاقی نباشد و این بحران، نتیجه‌ی از بین رفتن تمام نهادهای مهمی مانند نهاد قانون است که هیچ بحرانی را نمی‌بیند و به آن اهمیت نمی‌دهد.


#جامعه #نقد_فرهنگ #حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin |@jaiibarayeman
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 بررسی پشت‌پردۀ حمله به ترامپ
— آنتیفا و توماس متیو کروکس

🔸حمله به ترامپ در بحبوحۀ کمپین‌های انتخابات آمریکا ۲۰۲۴ می‌تواند تاثیرات فراوانی بر آیندۀ آمریکا داشته‌باشد. تصاویری که از آن حادثه مخابره شدند، برای طرفداران ترامپ، احساس قدرت و غرور، و برای مخالفان ترامپ، احساس استرس را به بار آوردند.


#آمریکا #سیاست #نقد_چپ


🌾 @Naqdagin