نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
اصول مبارزه در زمانهٔ نهیلیسم.pdf
5 MB
#کتاب #فلسفیدن

📓اصول مبارزه در زمانهٔ نهیلیسم
— بر اساس نظریهٔ «نظام‌های تمثیلات»
جلد نخست: سطح سوژه

✍️ دکتر #محمدمهدی_اردبیلی

تعداد صفحات: ۷۰۶

پروبلماتیک : نهیلیسم و معنای زندگی
فصل ۱) مبارزه، استیصال و نظام
فصل ۲) روش‌شناسی: منطق و نظام تمثیلات
فصل ۳) معرفت‌شناسی
فصل ۴) هستی‌شناسی
فصل ۵) غایت‌شناسی: مدخل غایت‌شناسی، سعادت‌شناسی و ارزش‌شناسی
فصل ۶) باورشناسی (ایدئولوژی): دو اَبر نظام تمثیلاتِ علم و دین
فصل ۷) اخلاق
فصل ۸) سیاست
مؤخره: به‌سوی امید
ضمیمهٔ نظام: تمرینات تقویت سوژه
الف) ایدهٔ تمرینات
ب) تمرینات آگاهی: مشاهدهٔ ذهن-بدن-عواطف، خودآگاهی و دگرآگاهی
ج) تمرینات آمادگی: ترس‌زدایی، تاب‌آوری و تنهایی



🌾@Naqdagin
#ایران #فلسفیدن

📘سرنوشتْ بودن، علیه منجی

🍂 نیچه در آنک انسان سرفصلی دارد تحت عنوان «چرا من یک سرنوشتم؟». قطعاً اکثر قریب به اتفاق خوانندگان این عبارت و احتمالاً تمام معاصرانش این تعبیر را به تمسخر گرفتند و او را مجنونی خودشیفته پنداشتند. در مجنون و خودشیفته بودن او البته شکی نیست، اما مگر خود او واقعاً یک سرنوشت نبود؟ سرنوشتی که ما هنوز آن را زندگی می‌کنیم. سرنوشتی که هنوز سرنوشت همۀ ماست. قدرت خلاقۀ نیچه او را سرنوشت کرد. هر مبارز خلاقی امروز باید از خود چنین بپرسد: «چگونه می‌توان سرنوشت شد»؟

🍂 پاسخ چنین است: با قدرت خلاقه، شدت و البته بخت، از طریق حفظ آگاهی، آمادگی و قاطعیت. اما مهمتر از اینها با خواستِ مطلق: خواست سرنوشت شدن؛ یعنی در عین پذیرشِ هیچ بودن، به چیزی کمتر از «سرنوشت شدن» قانع نبودن. یعنی جسارت پذیرش مسئولیت سنگین و ترسناک سرنوشت بودن: «حال که سرنوشتم، اکنون چه باید بکنم؟» در اینجا بیش از آنکه تاکید بر آینده باشد، تاکید بر اکنون است. این «سرنوشت بودن» دقیقاً علیه ایدۀ وعدۀ «منجی» عمل می‌کند. چراکه امروز دیگر زرتشت بودن هنر نیست، حتی مسیح بودن. هر وعده‌دهنده‌ای باید سکوت پیشه کند. هر وعده‌دهنده‌ای دروغ می‌گوید. هر وعده‌دهنده‌ای شکستش را، جهلش را، ناتوانی‌اش را پنهان می‌سازد. یک قاعدۀ مبارزاتی: یا خودت باش سرنوشتی را که وعده می‌دهی، یا خفه شو.

🍂 تنها وعده‌ای را باور کن که زمانِ نجات را خودِ «اکنون» می‌داند. تنها منجیِ واقعی آن است که نجات داده است. اگر منجی‌ای هم در راهِ آمدن باشد، چه نیازی به وعده و پیشگویی؟ وعده‌دهنده حتی اگر درست هم بگوید شیاد است. گوش‌های ما پر از وعده است؛ وعده‌ای بر وعده‌ها اضافه نکن. دیگر هیچ وعدۀ منجی‌ای را باور نکن. دنیا پر است از وعدۀ آنهایی که از آمدن منجی در آینده خبر می‌دهند. مضحک‌تر از آنها، کسانی‌اند که ابتدا خود را منجی می‌نامند، اما در نهایت آنها هم وعدۀ منجی می‌دهند، یا به مضحک‌ترین شکل: وعدۀ آمدنِ دوبارۀ خودشان را. منجی‌ای که وعده می‌دهد منجی نیست. منجی اگر منجی باشد، باید در همان دم نجات دهد. مبارز وعده نمی‌دهد، بلکه خلق می‌کند: مسیرهای تازه را، ارزش‌های تازه را، و حتی معیارهای تازه را: به جای وعدۀ رسیدن به چراغ، خود اکنون بتاب.

برگرفته از کتاب «اصول مبارزه در زمانه‌ی نیهیلیسم»، صفحات ۱۰۷ و ۱۰۸، #محمدمهدی_اردبیلی



🌾@Naqdagin
مصائب آزادی
@Naqdagin
#فلسفیدن #ایران

🎧 مصائب آزادی
— انسان موجودی بردهٔ بندها و معتاد بردگی-ارباب‌ها

🎙 استاد #محمدمهدی_اردبیلی



🌾 @Naqdagin
📘در ضرورت پایداری و مقاومت ملی در دفاع تمام‌قد از دستاوردهای جنبش‌ ژینا

✍️ #حسام_سلامت
✍️ #محمدمهدی_اردبیلی


#ایران #زنان



🌾 @Naqdagin
📘امید به دولت

✍🏻#محمدمهدی_اردبیلی (استاد فلسفه و نویسندۀ کتاب «اصول مبارزه در زمانهٔ نهیلیسم»)

🍂 از نظر من، انتخابات این دوره اصلاً حائز اهمیت نیست، مانند انتخابات ریاست‌جمهوری قبلی. در شرایطی که بحران مشروعیت حاکمیت، عیان و برملا شده و هم حاکمان و هم طیف‌های مختلف مردم، از کاهش چشمگیر سرمایۀ اجتماعی و مقبولیت جمهوری اسلامی آگاه‌اند، شرکت یا عدم شرکت، هر دو به تنهایی واکنشی، منفعلانه‌ و بی‌ثمرند.

🍂 مسئلۀ اصلی این است که چگونه می‌توان از خودِ «امید به دولت» رها شد، چگونه می‌توان از خودِ فرافکنی مسئولیت ناکارآمدی به این یا آن رئیس‌جمهور، از خود بازیِ رقت‌انگیز و تحقیرآمیز انتخاب بین بد و بدتر، از خود محدودیت‌ها و قواعد بازی‌ای خارج شد که زمینش را حاکمیتی ناکارآمد، ایدئولوژیک و غیردموکراتیک رقم زده‌است.

🍂 چه رای بدهیم چه ندهیم، هیچ کار مهمی انجام نداده‌ایم و بازهم صرفا به یک عمل بی‌خاصیت امید بسته‌ایم.

[در این فراز و گزارۀ مکرر شده در متن دکتر اردبیلی البته سخنِ مهملی‌ست (می‌توانم مستند به کتاب خودش مهمل‌بودن سخنش را نشان دهم، ولی اینجا مقتضیِ چنین ارجاعاتی نیست)، همو برای همبستگی با مردم غزه، چفیه نیز بسته‌بود و عکس خود را در چنین وضعی منتشر کرده‌بود و بی‌شک این عملش را یک کنشِ جدی تلقی می‌کرد و نه نوعی سانتی‌مانتالیسم و عملی بی‌خاصیت.

مشخص است که ایستادن بر پای خرد و وجدانِ فردی خود، علی‌رغم تبلیغات همه‌جانبه و شبانه‌روزی حکومت و اراذل اصلاح‌طلب و روشنفکران رانتی، بر محور ترس‌افزایی و دمیدن در روحیۀ بردگی، یک کنشِ بسیار مهم و مقاومت جدی انسانی‌ست.

اینکه فرد علی‌رغم گله، بر اساس خرد نقاد خود تصمیم بگیرد و حاضر به بیعت با دروغ و فریبی چنین آشکار نشود و به حافظۀ خود برای یک امر سراسر وهم‌انگیز خیانت نکند، بی‌شک کنش ستایش‌برانگیز و موثری‌ست که مقدمۀ کنش‌های بعدی خواهد بود؛ خصوصا در جامعه‌ای که اساسا عادت داده‌شده به اینکه خودش را با صندوق بیعت و انتخاب میان منتخبان دستگاه خلافت، از ترس یکی دیگر، تعریف کند؛ بسان یک بردۀ بی‌اختیار و بزدل.

هر آلترناتیو و اقدام جایگزینی، وقتی این گام‌های نخستین برداشته نشده، اساسا در قد و قوارۀ چنین شخصیت‌های ساخته‌وپرداخته‌شده‌ای توسط نظام توتالیتر حاکم نیست].


🍂 کار مهم، یافتن راه‌های بدیل رهایی‌بخش برای مقابلۀ همزمان است با هرشکلی از استبداد، چه داخلی چه خارجی، مقابله با مکانیسم‌های فریبکاری رسانه‌ای، چه از سوی حکومت، چه از سوی اپوزیسیون، با تحمیل ایدئولوژیک سبک زندگی، با مکانیسم‌های ناعادلانه، چه دولتی چه خصوصی، چه شفاف چه غیرشفاف.

🍂 مسئله تغییر زمین بازی است، نه درجا زدن یا پسرفت به تجربه‌های شکست‌خورده‌ی تکراری و جنگ‌های زرگری بین شرکت و تحریم، بین بد و بدتر، بین ترس و نفرت، بین انفعال و انفعال.

🍂 با این وصف، من شخصاً در این انتخابات رای نخواهم داد؛ نه چون عدم شرکت را مبارزه می‌دانم، بلکه چون هیچ اهمیتی برای انتخابِ یک تدارکاتچیِ بی‌اختیار، آن هم از بین این گزینه‌های گوش به‌فرمان، قائل نیستم و در عوض، خواهم کوشید تا در راستای تحقق آزادی و پرورش آگاهی، به وظیفۀ سیاسی و اخلاقی‌ام، به‌عنوان شهروند، به‌عنوان انسان، بیرون از این مسیرهای بی‌خاصیتِ از پیش هدایت‌شده و اشغال‌شده، عمل کنم.

۷ تیرماه ۱۴۰۳


#حکومت_اسلامی #نقد_روشنفکران


🌾 @Naqdagin
ما حقیقتا چه می‌دانیم؟
@Naqdagin
🎧ما حقیقتا چه می‌دانیم؟

🍂 در این مصاحبه #محمدمهدی_اردبیلی - متافیزیسین - تلاش می‌کند تا رویکرد شکاکانۀ رادیکال خود را که بعنوان بخش سلبی پروژه‌ای که در اصول مبارزه در زمانۀ نیهیلیسم آغاز کرده است، تشریح کند. این گفتگو تفسیر کتاب اصول مبارزه در زمانۀ نیهیلیسم نیست، اگر چه با مطالب کتاب مرتبط است. به نظر محمد خواننده باید با خود اثر مواجهه‌ای مسنقیم پیدا کند، چرا که اثر، حیات مستقل خویش را دارد و در معرض تفسیرهای گوناگون قرار دارد.

#فلسفیدن


🌾 @Naqdagin
مسئولیت روشنفکر رادیکال
@Naqdagin
🎧مسئولیتِ «روشنفکر رادیکال»

🎙#محمدمهدی_اردبیلی

🔸در تعریفِ آزادی بحث‌های پیچیده فلسفی مطرح است که آزادی سلبی و ایجابی داریم و هر کدام چند نوع هستند. حتی اگر از آزادی سلبیِ عرفی شروع کنیم، آزادی یعنی نفی بردگی. یعنی من برده‌ چیزی نباشم و حق انتخاب داشته باشم و نه‌تنها انتخاب کنم، بلکه بر اساس آن عمل هم بکنم. یعنی چیزی مانع از تحقق خواست من نشود. اولین چیزی که به ذهن می‌رسد و به‌طور کلی نبردهای ما در مورد آزادی به آن اشاره دارد، آزادی از عوامل برده‌ساز بیرونی‌ست؛ یعنی یکسری عوامل در بیرون هستند، اعم از عوامل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، خانواده، آموزش‌وپرورش، حکومت‌ها، سرمایه‌داران و کارتل‌های اقتصادی که آزادی من را محدود می‌کنند و نمی‌گذارند من عاملیت داشته باشم. این‌ها مکانیسم‌های برده‌سازی می‌شوند که من را برده می‌خواهند.

🗄 پست‌ مرتبط
📓اصول مبارزه در زمانهٔ نهیلیسم
📕سرنوشتْ بودن، علیه منجی
🎧 آیا تمرین می‌تواند آزاد کند؟

.


#نقد_روشنفکران #نقد_فرهنگ #فلسفیدن



🌾 @Naqdagin
ملت میل - دوپامین
@Naqdagin
🎧 ملت میل؛ دوپامین در عصر افراطی‌گری (+)
— در این نشست مجموعه پانوراما و رسانه آثاروما به بررسی کتاب ملت میل به نویسندگی آنا لمبکی پرداخته است.

🎙#محمدمهدی_اردبیلی (فیلسوف)
🎙#جواد_حاتمی (استاد گروه روانشناسی دانشگاه تهران)
🎙#بهناز_دهکردی (مترجم کتاب)


🗄پست مرتبط
📕گزیده‌هایی از کتابِ «ملت دوپامین»
📺 ریشۀ اعتیاد چیست و چطور ترک کنیم؟
📻مسئولیتِ «روشنفکر رادیکال»
📓اصول مبارزه در زمانهٔ نهیلیسم

.


#نقد_کتاب #نقد_فرهنگ #زیست‌روان #معرفی_کتاب



🌾 @Naqdagin
📺 مبارزه برای آزادی

🎙#محمدمهدی_اردبیلی

▪️مقدمه و موضع‌گیری در قبال جنگ ایران و اسرائیل: دکتر اردبیلی موضع متفاوت خود را در قبال جنگ ایران و اسرائیل در مقایسه با دیدگاه‌های رایج مطرح می‌کند. او به همدلی بخش‌هایی از جامعه با مفهوم "ایران" و "وطن" در تقابل با اسرائیل اشاره می‌کند، همچنین دیدگاه گروهی که جمهوری اسلامی را شر بزرگ‌تری از اسرائیل می‌دانند و از حمله اسرائیل استقبال می‌کنند، و گروه سومی که هر دو طرف را محکوم می‌کنند، را معرفی می‌کند.

▪️پیوند مسئله فلسطین و جنبش زن، زندگی، آزادی: او مسئله فلسطین را با جنبش "زن، زندگی، آزادی" در ایران پیوند می‌زند و از مردم غزه و مسئله فلسطین به عنوان ظلمی آشکار و تعدی به انسانیت دفاع می‌کند. همچنین، مطالبات جامعه ایرانی در جنبش "زن، زندگی، آزادی" را به حق می‌داند و سرکوب آن را نقد می‌کند.

▪️تحلیل دوقطبی‌های سیاسی و راه سوم: دکتر اردبیلی دوقطبی‌سازی خطرناک بین طرفداران و مخالفان جمهوری اسلامی را نقد می‌کند و بر دفاع از "ایده‌ها" به جای طرفداری از جناح‌ها تأکید دارد. او ایده "راه سوم" را مطرح می‌کند که رادیکال و احیاکننده ایده‌های قابل دفاع در هر دو طرف است.

▪️ایران و اسرائیل: فراتر از دوقطبی جمهوری اسلامی-اسرائیل: او توضیح می‌دهد که در شرایط فعلی جنگ، مسئله فراتر از دوقطبی جمهوری اسلامی و اسرائیل است و به "ایران و اسرائیل" تبدیل شده است. او اشاره می‌کند که بخشی از مردم ایران متوجه شده‌اند که اسرائیل به دنبال منافع خود است و هدفش آزادی ایران نیست.

▪️نقد رویکردهای ضد جنگ و اهمیت اتحاد ملی: دکتر اردبیلی بیانیه‌هایی را که هر دو طرف جنگ (ایران و اسرائیل) را به یک اندازه محکوم می‌کنند، نقد می‌کند و بر اهمیت اتحاد ملی پویا، درون‌نقاد و گشوده به عنوان بزرگترین سلاح مردم تأکید دارد.

▪️عاملیت سیاسی فردی و مفهوم سرزمین: او بحث می‌کند که دفاع از ایران در شرایط فعلی به دلیل ماهیت اسرائیل و تهدید آن است، نه از روی عرق ملی متعصبانه. ایران به عنوان تنها کشوری که در منطقه جلوی اسرائیل ایستاده است، کارکردی فرامنطقه‌ای پیدا کرده است.

▪️نقد برچسب‌زنی‌های هویتی: او توضیح می‌دهد که برچسب‌زنی‌هایی مانند "چپ" مانع از شنیدن سخن تازه و تحلیل دقیق می‌شود و تأکید می‌کند که مسئله فلسطین یک مسئله انسانی فراتر از دسته‌بندی‌های چپ و راست است.

▪️مسئله آزادی و نقش عواطف کور: آزادی را به معنای رهایی از شر عواطف کوری مانند کینه و نفرت تعریف می‌کند. او بیان می‌کند که اسرائیل به دنبال ایران آزاد نیست و اهداف استراتژیک خود را دنبال می‌کند که شامل ایران ضعیف و تجزیه شده است.

▪️نقد همزمان حاکمیت، مردم و اپوزیسیون: او بر ضرورت نقد همزمان حکومت، مردم و اپوزیسیون و پرهیز از ساده‌سازی‌ها تأکید می‌کند و بحث در مورد مسئولیت تاریخی مردم در قبال انقلاب و نتایج آن را مطرح می‌سازد.

▪️ترس و جهل: عوامل فاجعه‌ساز: او ترکیب ترس و جهل را به عنوان عامل ایجاد فاجعه، به‌ویژه در شرایط جنگی، معرفی می‌کند و بر ضرورت آرام کردن ترس و جهل با آگاهی تأکید دارد.

▪️ماهیت خاص اسرائیل و بحران مشروعیت آن: اسرائیل را به عنوان یک کشور خاص با بحران مشروعیت، متفاوت از سایر کشورهای استبدادی توصیف می‌کند. او اسرائیل را "دولت غاصب" می‌داند و از سکوت یا حمایت کشورهای غربی از اسرائیل با وجود جنایات آن انتقاد می‌کند.

▪️چگونگی تبدیل شدن اسرائیل به بدیل مطلوب برای بخشی از جامعه ایران: او این پدیده را نتیجه هم‌دستی رفتار حاکمیت (از دست دادن سرمایه اجتماعی) و تبلیغات دشمنان می‌داند که منجر به ایده "هر کی غیر از اینا" می‌شود.

▪️فعالیت‌های اردبیلی در تهران در روزهای جنگ: او تصمیم به ماندن در تهران در طول جنگ را به عنوان یک کنش و عدم فرار بیان می‌کند و بر اهمیت درس گرفتن از اتفاقات جاری تأکید دارد.


📕در مقالۀ «گورکنان ایران یا چپِ همیشه طلبکار! دربارۀ بانیانِ "فلسطینیزه شدن" سیاست و پاسدارانِ ایدئولوژیِ اشغال‌گرانِ ولایی» به نقد و بررسی بخشی از دیدگاه او می‌پردازیم.

📕‏آسیب‌شناسی جریانِ ملّی در جنگ ۱۲روزه
📕چالش‌های یک فراخوانِ ناسیونالیستی به ارتش
📕در کاربست عقل و علم در سیاست
📕درس‌هایی «برای نیاموختن»
📕ایرانی عزیز؛ لطفاً از خود...پنداری دست بردار!
📉 هزینه‌ای که می‌توانست قدرت‌ساز باشد
📕صحت‌سنجیِ ادعایِ جنگاوران دربارۀ نیروی هوایی (نیابتی‌ها یا نیروی هوایی؟)
🔨 وقتی «چکش» خدا می‌شود
📕بحران جدید، راه‌حل‌های قدیمی

.


#ایران #چپ_ایرانی #سیاست #اپوزیشنقد



🌾 @Naqdagin
مبارزه برای آزادی با محمدمهدی اردبیلی
🎧مبارزه برای آزادی

🎙#محمدمهدی_اردبیلی

⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
02:34 - مقدمه و موضع‌گیری در قبال جنگ ایران و اسرائیل
05:13 - پیوند مسئله فلسطین و جنبش زن، زندگی، آزادی
10:11 - تحلیل دوقطبی‌های سیاسی و راه سوم
16:01 - ایران و اسرائیل: فراتر از دوقطبی جمهوری اسلامی-اسرائیل
19:19 - نقد رویکردهای ضد جنگ و اهمیت اتحاد ملی
23:34 - عاملیت سیاسی فردی و مفهوم سرزمین
27:55 - نقد برچسب‌زنی‌های هویتی (مانند "چپ")
34:14 - مسئله آزادی و نقش عواطف کور
42:59 - نقد همزمان حاکمیت، مردم و اپوزیسیون
48:48 - ترس و جهل: عوامل فاجعه‌ساز
52:01 - ماهیت خاص اسرائیل و بحران مشروعیت آن
01:04:03 - چگونگی تبدیل شدن اسرائیل به بدیل مطلوب برای بخشی از جامعه ایران
01:10:39 - فعالیت‌های اردبیلی در تهران در روزهای جنگ

📕در مقالۀ «گورکنان ایران یا چپِ همیشه طلبکار! دربارۀ بانیانِ "فلسطینیزه شدن" سیاست و پاسدارانِ ایدئولوژیِ اشغال‌گرانِ ولایی» به نقد و بررسی بخشی از دیدگاه او می‌پردازیم.

.


#ایران #چپ_ایرانی #سیاست #اپوزیشنقد



🌾 @Naqdagin
📘گورکنان ایران یا چپِ همیشه طلبکار! (۱/۳)
دربارۀ بانیانِ "فلسطینیزه شدن" سیاست و پاسدارانِ ایدئولوژیِ اشغال‌گرانِ ولایی

🔶میان تقلیل‌گرایی اخلاقی و واقع‌گرایی سیاسی: تله‌ای به نام "راه سوم" در سپهر فکری ایران


🍂 در سپهر فکری ایران، تکرار تاریخیِ تلاش‌هایی را شاهد بوده‌ایم که می‌کوشند از دوقطبی‌های فرساینده سیاسی و ایدئولوژیک بگریزند؛ دوقطبی‌هایی که از "سنت/مدرنیته" و "دین‌داری/عقلانیت" آغاز شده و تا مناقشۀ "اسرائیل/فلسطین" امتداد یافته‌اند. اما شاهدیم که از عبدالکریم سروش تا بیژن عبدالکریمی، و اکنون محمد مهدی اردبیلی، بسیاری از این کوشش‌ها در مواجهه با چنین دوگانه‌هایی، عملاً به چیزی جز بازتولید و تقویت گفتمان سویِ صاحب‌قدرت و سلطه در ایران‌زمین نینجامیده است؛ گفتمانی که خود سهمی اساسی در تولید و امتدادبخشی به بحران‌های تاریخی تا به امروز داشته‌است. این روایت‌ها، هرچند با زبانی شبه‌فلسفی آراسته می‌شوند، اما در نهایت، همان ایده‌های قدیمی را در قالبی نو ارائه می‌دهند، بدون آنکه زمینه‌سازِ تفکری عمیق و شجاعتِ شکاکیتی بدونِ محدوده و تحقیقی روش‌مند در این روایت‌های کلیشه‌ای شوند.

🍂 روایت ارائه‌شده توسط محمدمهدی اردبیلی نمونۀ بارزی از این کوشش‌های ناکام است؛ تلاشی برای رهایی از دوگانه‌های "رژیم ـ اپوزیسیون" و "فلسطین ـ اسرائیل"، با تکیه بر مفاهیمی چون "کرامت انسانی، راه سوم، و اتحاد ملی". اما این رویکرد، به‌رغم نیت‌های ظاهراً اخلاقی و انسانی‌اش، در ساختار نظری خود با کاستی‌هایی جدی روبرو است. این کاستی‌ها نه تنها می‌تواند به تولید نوعی "آگاهی کاذب" منجر شود، بلکه در نهایت، به جای حل مسائل پیچیدۀ جامعۀ ایران، صرفاً بر پیچیده‌سازی آن‌ها اصرار ورزیده و با حفظ ذهنیتی ایدئولوژیک و ساده‌انگار، عملا سرنوشت مردم ایران و حتی فلسطین و دیگر کشورهای منطقه را در وضعیتِ قربانی‌بودگی برای اوهام ایدئولوژیک نگه می‌دارد.

مقدمه: از جایگاه متهم تا مسند موعظه

🍂 محمدمهدیِ اردبیلی، بعنوان یک فیلسوف چپ‌گرا، کوشیده‌است که تا خود را از اتهاماتی که متوجه تبعات ویرانگر افکار چپ‌گرایانه، یهودستیزانه و غرب‌ستیزانه است، مبرا سازد و در جایگاه یک موعظه‌گر اخلاقی ظاهر شود. این تغییر جایگاه، به جای پذیرش مسئولیت فکری و تحلیل ریشه‌ای شکست‌های ناشی از سیاست‌های مبتنی بر این ایدئولوژی‌ها، به نوعی فرار رو به جلو می‌ماند که با پوشش اخلاقی، سعی در پنهان کردن ناتوانی در فهم واقعیت‌های پیچیده ژئوپلیتیک و منافع ملی دارد. جامعه ایران، امروز به ثمرات تلخ این افکار آگاهی یافته و دیگر نمی‌توان بسادگی با رفتن در جایگاهِ "موعظه‌گری اخلاق‌گرا" از زیر بار نقد ریشه‌ای این روایت‌ها شانه خالی کرد.

۱. راه سومی که در مبانی گرفتار است: بازتولید دوقطبی در لفافه اخلاق

🍂 اردبیلی به‌ظاهر تلاش می‌کند از دوقطبی‌های رایج فراتر رود، اما "راه سوم" او در عمل به بازتولید همان تقابل‌ها، در لفافه‌ای اخلاقی، می‌انجامد. او همچنان اسرائیل را در جایگاه "دولت غاصب" و ایران را در "موضع دفاعی" قرار می‌دهد. این بازتولید ساختار قربانی/جانی، مانع از هرگونه عادی‌سازی روابط و درک پیچیدگی‌های وجودی اسرائیل می‌شود و همچنان بر طبل تقابل می‌کوبد. این نگرش، فرصت‌های متعدد ایران برای توسعه و برقراری روابط سازنده با جهان را از بین می‌برد و کشور را در یک چرخه بی‌پایان خصومت نگه خواهد داشت.

۲. اخلاق بدون امر سیاسی: یا سیاستی که وانود می‌کند اخلاقی است؟

🍂 تأکید اردبیلی بر مفاهیم اخلاقی چون کرامت انسانی و عدالت، هرچند شریف است، اما زمانی که بدون توجه به ساختارهای پیچیده ژئوپلیتیک و منافع ملی بیان می‌شود، به اخلاق‌گرایی تهی بدل می‌شود. این اخلاق‌گرایی، نقشی ابزاری می‌یابد برای پوشاندن تحلیل‌های ناتمام و توجیه سیاست‌های ایدئولوژیک. مسئلۀ اسرائیل و فلسطین را نمی‌توان صرفاً به "اشغال" یا "مقاومت" تقلیل داد. این تحلیل ناقص و بی‌توجه به ابعاد تاریخی این مناقشه پیچیدۀ جهان، همیشه از نقد ریشه‌ای مبانی ایدئولوژیک خود، که منجر به "فلسطینیزه شدن" سیاست خارجی ایران و قربانی شدن منافع ملی و زندگی چند نسل از ایرانیان شده است، باز می‌ماند. این قربانی شدن، دقیقاً به گروگان‌گیری مردم ایران در چنبرۀ یک سیاست خارجی آرمان‌گرایانه و غیرواقع‌بینانه منجر شده است.

۳. سیاست بدون ابهام وجود ندارد: تداوم چارچوب کلاسیک چپ‌گرایانه


🍂 واقعیت‌های سیاسی خاورمیانه، بطور خاص موضوع فلسطین، قابل تحلیل با چارچوب‌های ذهنِ اسطوره‌اندیش: «اهورا/اهریمن‌»، «غاصب و اشغال‌گر / مظلوم و مستضعف» و «رژیم کودک‌کش / مبارزان با امپریالیسم - صهیونیسم»، یا دوگانه‌های مشابهی که طرف دیگر این مناقشه به وارونه ساخته، نیست.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin