Forwarded from نقدآگین
#نظرسنجی ۲۳
دربارۀ روزۀ ماه رمضان کدام وصف حال شماست؟
دربارۀ روزۀ ماه رمضان کدام وصف حال شماست؟
Anonymous Poll
6%
۱. روزه میگیرم، چون حکم خداست، ولو برای سلامتی ضرر داشتهباشد.
11%
۲. روزه میگیرم، چون مسلمانم و از نظر علمی ثابت شده مفید بودنش برای سلامتی
19%
۳. روزه نمیگیرم، چون روزۀ مرسوم اسلامی را نیز مضر یا ناسودمند برای سلامتی میدانم.
53%
۴. روزه نمیگیرم، چون به اسلام بعنوان دین الاهی باور ندارم.
10%
۵. روزه نمیگیرم چون حال و حوصله یا طاقتش رو ندارم، مثل نماز.
Forwarded from نقدآگین
#نظرسنجی ۲۴
دربارهٔ مداخلهٔ دولت در ماه رمضان، نظر شما چیست؟
دربارهٔ مداخلهٔ دولت در ماه رمضان، نظر شما چیست؟
Anonymous Poll
5%
۱. مسلمانم. باید جلوی خوردن و نوشیدن علنی در خیابانها، رستورانها، کافهها و فستفودها را بگیرد
39%
۲. مسلمانم. نباید/حق ندارد جلوی خوردن علنی در خیابانها، رستورانها، کافهها و فستفودها را بگیرد
56%
۳. نامسلمانم. نباید/حق ندارد جلوی خوردن علنی در خیابانها، رستورانها، کافهها و فستفودها را بگیرد
Telegram
نقدآگین
📘کژفهمی دینانی از فرآیند شناخت
— تحریف پدیدار و لغزش در ایدهآلیسم ذهنی
(۱/۴)
🍂 غلامحسین ابراهیمی دینانی در گفتوگوی خود با مجری شبکه ۴ صدا و سیمای میلی جمهوری اسلامی، تفسیر شگفتی از مسئله شناخت و جایگاه پدیدارها در فلسفه کانت به دست میدهد. او میگوید:
این سخن نه با فلسفه کانت سازگار است و نه با هیچیک از نظامهای فلسفی مدرن که موشکافانه مسئله شناخت را واکاوی کردهاند.
🍂 برای درک خطای او، نخست باید برداشت درست کانت را بازشناسیم. کانت میان "چیز آنچنانکه هست" و "چیز آنچنانکه بر ما پدیدار میشود" جدایی مینهد. او هرگز نمیگوید که ما چیزها را "در خودمان" میبینیم، یا اینکه چیزها "صرفاً در ذهن ما" هستند. بلکه او نشان میدهد که آنچه ما تجربه میکنیم، "فرآوردۀ تأثیر چیزها بر نیروهای شناختیِ" ماست. میز در بیرون از ما وجود دارد، اما ما آن را نه بهگونهای مطلق، بلکه "در چارچوب ذهن و مقولههای شناختیِ خود" درک میکنیم.
🔺🔻دینانی این شکاف را نادیده میگیرد و کانت را بهاشتباه یک ایدهآلیست ذهنی (Subjective Idealist) مینماید، درحالیکه او یک ایدهآلیست فرارونده (Transcendental Idealist) است. این دو مفهوم فرقی بنیادی دارند:
— در ایدهآلیسم ذهنی، همچون ایدهآلیسم برکلی، همهچیز "فقط در ذهن ما" وجود دارد.
— در ایدهآلیسم فراروندۀ کانت، چیزها "مستقل از ذهن ما" وجود دارند، اما ما آنها را فقط "در چارچوب شناخت بشری خود" میشناسیم.
🍂 دینانی، با تفسیر نادرست خود، کانت را به مغاکی میکشاند که او خود از آن گریزان بود. اگر بپذیریم که میز را "فقط در خود" میبینیم، باید بگوییم که میز، مستقل از ذهن ما، وجودی ندارد؛ اما این سخن، نه رای کانت است و نه رای هیچ فیلسوف بزرگی که شناخت را جدی گرفتهباشد.
حال برای روشنتر-کردنِ اشتباه دینانی، بیایید یک نمونۀ ساده و بساویدنی بیاوریم.
🍂 یک روز سرد زمستانی را در خانه مادربزرگ خود تصور میکنید. هوا در بیرون سرد است و یادآور ترانه "زمستون" از افشین مقدم:
🍂 اما درون خانه گرما دلپذیر است. سماور در گوشهای از اتاق نشمین میجوشد و بخار چای در نور اندک بعدازظهر، بهآهستگی در هوا ناپدید میشود. استکانهای بلورین بر روی ترمهای تمیز چیده شدهاند، آماده برای ریختن چای.
🍂 مادربزرگ با دستهای نوزاشگر خود، قندهای شکسته را از قندان برمیدارد، در چای میریزد و با قاشق کوچکی به هم میزند. قندها آهستهآهسته ناپدید میشوند. شیرینی آنها تلخی چای را در استکان به آغوش میکشد. تلخ و شیرین به هم میآمیزند و با هم یکی میشوند.
🍂 اکنون، اگر از فرزندتان بپرسید: "قند کجا رفت؟"، پاسخی دوگانه خواهد داد: از یکسو، قند دیگر در برابر چشمانش نیست؛ در استکان چای فروشکسته و ناپدید شدهاست. از سوی دیگر، مزه شیرین چای را در هر جرعهای که مینوشد، احساس میکند. اما این مزه، چیزیست که او تنها در پدیدار چای مییابد و نه در خود قند. در اینجا، آنچه که فرزند شما میچشد، "پدیدار" قند است، نه خود آن.
🍂 کانت بر آن است که ما نمیتوانیم چیزی را بهسان "چیز در خود" بشناسیم، بلکه تنها "پدیدار" آن را تجربه میکنیم. به همان سان که مزۀ شیرین قند در چای استکان نمیتواند به شما "قند" واقعی را نشان دهد، ما نیز هیچگاه نمیتوانیم چیزی را به همان صورت که هست، بیرون از تجربه ذهنی خود بشناسیم.
🍂 در این نمونه، مزۀ شیرینی که فرزند شما تجربه میکند، برخاسته از پیوند میان او و چای است، نه از خود قند که به سان یک "چیز در خود"، همیشه برای او ناشناخته خواهد ماند.
🍂 اینگونه است که کانت به ما یادآوری میکند که هیچگاه نمیتوانیم "چیز در خود" را بیمیانجی بشناسیم، بلکه آنچه که میشناسیم، تنها پدیدارهایی است که از رهگذر حواس و ذهنمان تجربه میکنیم.
🔻بیایید این لحظه ساده نوشیدن چای را در پرتو اندیشه کانت بازبینی کنیم:
چای و قند، هر دو در بیرون از ما وجود دارند، مستقل از ذهن ما. اما شیرینی، تنها زمانی درک میشود که زبان و ذهن ما با هم کار کنند، آن را دریافت کنند و به تجربهای شناختپذیر تبدیل کنند.
🍂 از دید کانت، ما چیزها را همانگونه که بهراستی و در خود هستند، نمیشناسیم. ما تنها پدیدارهای آنها را، در چارچوبهای ذهنی خود، تجربه میکنیم و این درست همان چیزی است که دینانی آن را نادیده میگیرد.
🍂 فرض کنید همین کودک خودتان را که در یک روز آفتابی، زیر نور خورشید ایستاده و به سایهاش نگاه میکند. سایهاش "هست"، زیرا آن را میبیند، اما اگر دستش را دراز کند، هیچچیز بساویدنی نمییابد. سایه هیچگاه بهگونه مستقل وجود ندارد، بلکه تنها پدیداریست که به میانجی نور و موقعیت کودک شکل میگیرد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تحریف پدیدار و لغزش در ایدهآلیسم ذهنی
(۱/۴)
🍂 غلامحسین ابراهیمی دینانی در گفتوگوی خود با مجری شبکه ۴ صدا و سیمای میلی جمهوری اسلامی، تفسیر شگفتی از مسئله شناخت و جایگاه پدیدارها در فلسفه کانت به دست میدهد. او میگوید:
"میز را در خودت داری میبینی."
این سخن نه با فلسفه کانت سازگار است و نه با هیچیک از نظامهای فلسفی مدرن که موشکافانه مسئله شناخت را واکاوی کردهاند.
🍂 برای درک خطای او، نخست باید برداشت درست کانت را بازشناسیم. کانت میان "چیز آنچنانکه هست" و "چیز آنچنانکه بر ما پدیدار میشود" جدایی مینهد. او هرگز نمیگوید که ما چیزها را "در خودمان" میبینیم، یا اینکه چیزها "صرفاً در ذهن ما" هستند. بلکه او نشان میدهد که آنچه ما تجربه میکنیم، "فرآوردۀ تأثیر چیزها بر نیروهای شناختیِ" ماست. میز در بیرون از ما وجود دارد، اما ما آن را نه بهگونهای مطلق، بلکه "در چارچوب ذهن و مقولههای شناختیِ خود" درک میکنیم.
🔺🔻دینانی این شکاف را نادیده میگیرد و کانت را بهاشتباه یک ایدهآلیست ذهنی (Subjective Idealist) مینماید، درحالیکه او یک ایدهآلیست فرارونده (Transcendental Idealist) است. این دو مفهوم فرقی بنیادی دارند:
— در ایدهآلیسم ذهنی، همچون ایدهآلیسم برکلی، همهچیز "فقط در ذهن ما" وجود دارد.
— در ایدهآلیسم فراروندۀ کانت، چیزها "مستقل از ذهن ما" وجود دارند، اما ما آنها را فقط "در چارچوب شناخت بشری خود" میشناسیم.
🍂 دینانی، با تفسیر نادرست خود، کانت را به مغاکی میکشاند که او خود از آن گریزان بود. اگر بپذیریم که میز را "فقط در خود" میبینیم، باید بگوییم که میز، مستقل از ذهن ما، وجودی ندارد؛ اما این سخن، نه رای کانت است و نه رای هیچ فیلسوف بزرگی که شناخت را جدی گرفتهباشد.
حال برای روشنتر-کردنِ اشتباه دینانی، بیایید یک نمونۀ ساده و بساویدنی بیاوریم.
🍂 یک روز سرد زمستانی را در خانه مادربزرگ خود تصور میکنید. هوا در بیرون سرد است و یادآور ترانه "زمستون" از افشین مقدم:
"تن عريون باغچه چون بيابون
درختا با پاهای برهنه زير بارون"
🍂 اما درون خانه گرما دلپذیر است. سماور در گوشهای از اتاق نشمین میجوشد و بخار چای در نور اندک بعدازظهر، بهآهستگی در هوا ناپدید میشود. استکانهای بلورین بر روی ترمهای تمیز چیده شدهاند، آماده برای ریختن چای.
🍂 مادربزرگ با دستهای نوزاشگر خود، قندهای شکسته را از قندان برمیدارد، در چای میریزد و با قاشق کوچکی به هم میزند. قندها آهستهآهسته ناپدید میشوند. شیرینی آنها تلخی چای را در استکان به آغوش میکشد. تلخ و شیرین به هم میآمیزند و با هم یکی میشوند.
🍂 اکنون، اگر از فرزندتان بپرسید: "قند کجا رفت؟"، پاسخی دوگانه خواهد داد: از یکسو، قند دیگر در برابر چشمانش نیست؛ در استکان چای فروشکسته و ناپدید شدهاست. از سوی دیگر، مزه شیرین چای را در هر جرعهای که مینوشد، احساس میکند. اما این مزه، چیزیست که او تنها در پدیدار چای مییابد و نه در خود قند. در اینجا، آنچه که فرزند شما میچشد، "پدیدار" قند است، نه خود آن.
🍂 کانت بر آن است که ما نمیتوانیم چیزی را بهسان "چیز در خود" بشناسیم، بلکه تنها "پدیدار" آن را تجربه میکنیم. به همان سان که مزۀ شیرین قند در چای استکان نمیتواند به شما "قند" واقعی را نشان دهد، ما نیز هیچگاه نمیتوانیم چیزی را به همان صورت که هست، بیرون از تجربه ذهنی خود بشناسیم.
🍂 در این نمونه، مزۀ شیرینی که فرزند شما تجربه میکند، برخاسته از پیوند میان او و چای است، نه از خود قند که به سان یک "چیز در خود"، همیشه برای او ناشناخته خواهد ماند.
🍂 اینگونه است که کانت به ما یادآوری میکند که هیچگاه نمیتوانیم "چیز در خود" را بیمیانجی بشناسیم، بلکه آنچه که میشناسیم، تنها پدیدارهایی است که از رهگذر حواس و ذهنمان تجربه میکنیم.
🔻بیایید این لحظه ساده نوشیدن چای را در پرتو اندیشه کانت بازبینی کنیم:
چای و قند، هر دو در بیرون از ما وجود دارند، مستقل از ذهن ما. اما شیرینی، تنها زمانی درک میشود که زبان و ذهن ما با هم کار کنند، آن را دریافت کنند و به تجربهای شناختپذیر تبدیل کنند.
🍂 از دید کانت، ما چیزها را همانگونه که بهراستی و در خود هستند، نمیشناسیم. ما تنها پدیدارهای آنها را، در چارچوبهای ذهنی خود، تجربه میکنیم و این درست همان چیزی است که دینانی آن را نادیده میگیرد.
🍂 فرض کنید همین کودک خودتان را که در یک روز آفتابی، زیر نور خورشید ایستاده و به سایهاش نگاه میکند. سایهاش "هست"، زیرا آن را میبیند، اما اگر دستش را دراز کند، هیچچیز بساویدنی نمییابد. سایه هیچگاه بهگونه مستقل وجود ندارد، بلکه تنها پدیداریست که به میانجی نور و موقعیت کودک شکل میگیرد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘کژفهمی دینانی از فرآیند شناخت
— تحریف پدیدار و لغزش در ایدهآلیسم ذهنی
(۲/۴)
🔺در اینجا، سایه نه همانند یک چیز بیرونی مستقل است که بهگونه ای واقعی وجود داشتهباشد، و نه بهگونهای محض در ذهن کودک است. در واقع، سایه چیزیست که از پیوند کودک با محیط و شرایط نور بهوجود میآید. این همان چیزیست که دینانی در تفسیر کانت آن را نادیده میگیرد. او به اشتباه، کانت را با برکلی، فیلسوف ایدهآلیست ذهنی، همانند میسازد و میگوید که ما اشیاء را در "خود" میبینیم. اما این تفسیر، خطاست.
🍂 کانت به شیوهای موشکافانهتر میگوید که ما هیچگاه چیزها را بهگونهای مستقل و بیمیانجی نمیشناسیم. چیزها در بیرون از ما وجود دارند، اما آنچه ما تجربه میکنیم، تنها پدیدارهاییست که در پیوند با نیروهای شناختی خود درک میکنیم. به همانسان که سایه بهنحو مستقل وجود ندارد، بلکه پدیداریست که در پیوند با نور شکل میگیرد، چیزها نیز بهگونه مستقل از ذهن ما وجود دارند، اما آنچه ما تجربه میکنیم، پدیدارهای آنهاست.
🍂 دینانی با تفسیر نادرست خود از کانت، این شکاف مهم میان "چیز در خود" و "پدیدار" را نادیده میگیرد و کانت را به اشتباه به یک ایدهآلیست ذهنی تبدیل میکند.
🍂 این مثال سایه آشکارا نشان میدهد که چگونه دینانی بهخطا کانت را با برکلی اشتباه گرفته است. کانت هیچگاه مدعی نبود که همهچیز فقط در ذهن ما وجود دارد. بلکه او تاکید داشت که آنچه میشناسیم، پدیدارهاییست که از رهگذر ذهن و حواسمان به تجربه در میآید، نه خود چیزها. دینانی، بهجای اینکه این شکاف میان پدیدار و چیز در خود را درک کند، آن را به اشتباه به ذهنیت صرف کاهش دادهاست.
🍂 دینانی در سخن خود، با بیتوجهی به پیچیدگیهای پدیدارشناختی، میکوشد تا با سادهسازی یک پدیدار ظاهری، سر به سر واقعیت ادراکشده را به ذهن انسان نسبت دهد. او میگوید:
🍂 چنین می نماید که دینانی در اینجا نه تنها از پیچیدگیهای تجربه انسان در دنیای بیرونی ناآگاه است، بلکه در تلاشست تا بهشیوه ای یکسویه، جهان بیرونی را انکار کند و تنها بر ذهن متمرکز شود.
🍂 در پدیدارشناسی هوسرل تاکید بر این نکته است که هر پدیداری (پدیدار به معنای آنچه که بهصورت آگاهی در ذهن میآید)، همیشه بهگونه همزمان، زیر تاثیر دو عنصر قرار دارد: "موضوع" و "روی آوری" ذهنی.
🍂 هوسرل این دیدگاه را آشکارا در نظریه "روی آورندگی" خود پیش کشیدهاست، که بهمعنای آن است که "آگاهی همیشه آگاهی از چیزی است". در این فرایند، ذهن نمیتواند چیزی را بسازد که سراسر از جهان بیرون بیگانه باشد. به سخن دیگر، اگر میز در ذهن ما بهکردار یک پدیدار نموده میشود، این پدیدار از آنچه که در جهان بیرونی بهکردار میز وجود دارد، سرچشمه میگیرد.
🍂 در نقد سخن دینانی باید گفت که او بهاشتباه پدیدار میز را تنها به ذهن انسان نسبت میدهد و به انکار وجود میز در بیرون از ذهن میپردازد. از دیدگاه هوسرلی، میز نهتنها بهصورت پدیداری در ذهن انسان است، بلکه این پدیدار از "همپیوندی" با جهان بیرونی برآمدهاست.
🍂 میز، مستقل از ذهن ما وجود دارد و تنها در نتیجۀ ساختار ذهنی انسان است که میتوانیم آن را بهگونه پدیداری تجربه کنیم.
🍂 دینانی در اینجا، "همپیوندی" میان ذهن و جهان بیرونی را بر هم میزند و جهان بیرونی را از فرآیند ادراک انسان کنار می گذارد.
🍂 در نقد جزئیتر دیدگاه دینانی، باید گفت که او در سخن خود، سربسته، به "چیز در خود" کانتی و "روی آوری" هوسرلی پشت میکند. از دید کانت، ما هیچگاه به "چیز در خود" دسترسی نداریم؛ بلکه تنها پدیدارهایی از آن را تجربهمان مشاهده میکنیم.
🍂 هوسرل نیز از این امر پیروی میکند و بر این نکته تأکید دارد که هر پدیدار ذهنی همواره به یک "چیز" از جهان بیرونی تعلق دارد. با این حال، دینانی میخواهد این فرآیند دوگانه از ذهن و جهان را به یک بعد ذهنی کاهش دهد.
🍂 در پدیدارشناسی هوسرلی، آنچه که ما تجربه میکنیم، نهتنها یک ساخت ذهنی ناب نیست، بلکه از همپیوندی ذهن و جهان بیرونی بهوجود میآید. میز، مستقل از ذهن ما، وجود دارد و ما از راه حواس پنجگانه و ساختارهای ذهنی خود آن را تجربه میکنیم.
🍂 دینانی با گفتن این که "این میز را در خودت داری میبینی"، تنها به یک بعد ذهنی از تجربه اشاره میکند و از بعد بیرونی این تجربه چشم میپوشد. در واقع، او در تلاش است تا دنیای بیرونی را نادیده بگیرد و جهان را سرتاسر ذهنی کند، در حالی که این فرایند، نهتنها با پدیدارشناسی هوسرلی ناهمگون است، بلکه بهگونهای از «ناتمامی» در درک واقعیت میانجامد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تحریف پدیدار و لغزش در ایدهآلیسم ذهنی
(۲/۴)
🔺در اینجا، سایه نه همانند یک چیز بیرونی مستقل است که بهگونه ای واقعی وجود داشتهباشد، و نه بهگونهای محض در ذهن کودک است. در واقع، سایه چیزیست که از پیوند کودک با محیط و شرایط نور بهوجود میآید. این همان چیزیست که دینانی در تفسیر کانت آن را نادیده میگیرد. او به اشتباه، کانت را با برکلی، فیلسوف ایدهآلیست ذهنی، همانند میسازد و میگوید که ما اشیاء را در "خود" میبینیم. اما این تفسیر، خطاست.
🍂 کانت به شیوهای موشکافانهتر میگوید که ما هیچگاه چیزها را بهگونهای مستقل و بیمیانجی نمیشناسیم. چیزها در بیرون از ما وجود دارند، اما آنچه ما تجربه میکنیم، تنها پدیدارهاییست که در پیوند با نیروهای شناختی خود درک میکنیم. به همانسان که سایه بهنحو مستقل وجود ندارد، بلکه پدیداریست که در پیوند با نور شکل میگیرد، چیزها نیز بهگونه مستقل از ذهن ما وجود دارند، اما آنچه ما تجربه میکنیم، پدیدارهای آنهاست.
🍂 دینانی با تفسیر نادرست خود از کانت، این شکاف مهم میان "چیز در خود" و "پدیدار" را نادیده میگیرد و کانت را به اشتباه به یک ایدهآلیست ذهنی تبدیل میکند.
🍂 این مثال سایه آشکارا نشان میدهد که چگونه دینانی بهخطا کانت را با برکلی اشتباه گرفته است. کانت هیچگاه مدعی نبود که همهچیز فقط در ذهن ما وجود دارد. بلکه او تاکید داشت که آنچه میشناسیم، پدیدارهاییست که از رهگذر ذهن و حواسمان به تجربه در میآید، نه خود چیزها. دینانی، بهجای اینکه این شکاف میان پدیدار و چیز در خود را درک کند، آن را به اشتباه به ذهنیت صرف کاهش دادهاست.
🍂 دینانی در سخن خود، با بیتوجهی به پیچیدگیهای پدیدارشناختی، میکوشد تا با سادهسازی یک پدیدار ظاهری، سر به سر واقعیت ادراکشده را به ذهن انسان نسبت دهد. او میگوید:
«میز را میبینی یا نه؟ من هم میبینمش. این میز جلوی ماست، درست؟ میز در بیرون است یا نه؟ در بیرون است. من هم دستم را رویش میگذارم. والله اینطور نیست! این میز را در خودت داری میبینی».
🍂 چنین می نماید که دینانی در اینجا نه تنها از پیچیدگیهای تجربه انسان در دنیای بیرونی ناآگاه است، بلکه در تلاشست تا بهشیوه ای یکسویه، جهان بیرونی را انکار کند و تنها بر ذهن متمرکز شود.
🍂 در پدیدارشناسی هوسرل تاکید بر این نکته است که هر پدیداری (پدیدار به معنای آنچه که بهصورت آگاهی در ذهن میآید)، همیشه بهگونه همزمان، زیر تاثیر دو عنصر قرار دارد: "موضوع" و "روی آوری" ذهنی.
🍂 هوسرل این دیدگاه را آشکارا در نظریه "روی آورندگی" خود پیش کشیدهاست، که بهمعنای آن است که "آگاهی همیشه آگاهی از چیزی است". در این فرایند، ذهن نمیتواند چیزی را بسازد که سراسر از جهان بیرون بیگانه باشد. به سخن دیگر، اگر میز در ذهن ما بهکردار یک پدیدار نموده میشود، این پدیدار از آنچه که در جهان بیرونی بهکردار میز وجود دارد، سرچشمه میگیرد.
🍂 در نقد سخن دینانی باید گفت که او بهاشتباه پدیدار میز را تنها به ذهن انسان نسبت میدهد و به انکار وجود میز در بیرون از ذهن میپردازد. از دیدگاه هوسرلی، میز نهتنها بهصورت پدیداری در ذهن انسان است، بلکه این پدیدار از "همپیوندی" با جهان بیرونی برآمدهاست.
🍂 میز، مستقل از ذهن ما وجود دارد و تنها در نتیجۀ ساختار ذهنی انسان است که میتوانیم آن را بهگونه پدیداری تجربه کنیم.
🍂 دینانی در اینجا، "همپیوندی" میان ذهن و جهان بیرونی را بر هم میزند و جهان بیرونی را از فرآیند ادراک انسان کنار می گذارد.
🍂 در نقد جزئیتر دیدگاه دینانی، باید گفت که او در سخن خود، سربسته، به "چیز در خود" کانتی و "روی آوری" هوسرلی پشت میکند. از دید کانت، ما هیچگاه به "چیز در خود" دسترسی نداریم؛ بلکه تنها پدیدارهایی از آن را تجربهمان مشاهده میکنیم.
🍂 هوسرل نیز از این امر پیروی میکند و بر این نکته تأکید دارد که هر پدیدار ذهنی همواره به یک "چیز" از جهان بیرونی تعلق دارد. با این حال، دینانی میخواهد این فرآیند دوگانه از ذهن و جهان را به یک بعد ذهنی کاهش دهد.
🍂 در پدیدارشناسی هوسرلی، آنچه که ما تجربه میکنیم، نهتنها یک ساخت ذهنی ناب نیست، بلکه از همپیوندی ذهن و جهان بیرونی بهوجود میآید. میز، مستقل از ذهن ما، وجود دارد و ما از راه حواس پنجگانه و ساختارهای ذهنی خود آن را تجربه میکنیم.
🍂 دینانی با گفتن این که "این میز را در خودت داری میبینی"، تنها به یک بعد ذهنی از تجربه اشاره میکند و از بعد بیرونی این تجربه چشم میپوشد. در واقع، او در تلاش است تا دنیای بیرونی را نادیده بگیرد و جهان را سرتاسر ذهنی کند، در حالی که این فرایند، نهتنها با پدیدارشناسی هوسرلی ناهمگون است، بلکه بهگونهای از «ناتمامی» در درک واقعیت میانجامد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘کژفهمی دینانی از فرآیند شناخت
— تحریف پدیدار و لغزش در ایدهآلیسم ذهنی
(۳/۴)
🍂 دینانی بهگونه غیرمستقیم میخواهد جهان بیرونی را انکار کند و تنها بر ذهن تاکید داشتهباشد، اما این رویکرد، درست با بنیاد پدیدارشناسی هوسرلی در تضاد است. هوسرل آشکارا تاکید میکند که ما هیچگاه نمیتوانیم واقعیت بیرونی را یکسره در ذهن محصور کنیم. تجربههای حسی ما، همواره بهنحو غیرمستقیم از دنیای بیرونی سرچشمه میگیرند.
🍂 به سخن دیگر، آگاهی ما همیشه به چیزی تعلق دارد که از دنیای بیرون آمدهاست، و این تعلق به دنیای بیرون، همواره در فرآیند پدیداریِ تجربۀ موجود است.
🍂 اگر دینانی میگوید "این میز را در خودت داری میبینی"، او در واقع همۀ ساختارهای ادراکی ما را به یک بعد ذهنی کاهش میدهد. درحالیکه از دیدگاه هوسرلی، این میز نه تنها در ذهن ما پدیدار میشود، بلکه در بیرون از ذهن نیز وجود دارد و ارتباط ما با آن از رهگذر فرآیندهای حسی صورت میگیرد. این انکارِ دنیای بیرونی توسط دینانی، باعث میشود که او از درک واقعیت بهسان یک فرآیند پیچیدۀ ذهنی و بیرونی دور شود.
🍂 یکی از ابعاد بسیار مهم در پدیدارشناسی هوسرلی، تاکید بر نقش حواس پنجگانه است. برای مثال، ما میز را نهتنها از راه دیدن، بلکه از راه بساویدن، شنیدن و حتی بوییدن نیز تجربه میکنیم.
🍂 دینانی در سخنان خود تنها به دیدن اشاره میکند و در این روند، سایر ابعاد تجربه را نادیده میگیرد.
🍂 او میگوید که "این میز را در خودت داری میبینی"، اما در اینجا فراموش میکند که میز نهتنها از راه دیدن، بلکه از راه دیگر حواس نیز تجربه میشود. این نگاه یکبعدی، نشاندهندۀ کاستی در درک درست و فراگیرنده از تجربۀ انسانیست.
🍂 هوسرل تاکید دارد که تجربۀ ما از جهان، سر به سر از مجموع برهمکنشهای ما با جهان بیرونی، از جمله برهمکنشهای حسی، شکل میگیرد. دینانی با نادیده گرفتن این ابعاد، تجربۀ انسانی را به چیزی سادهسازیشده کاهش میدهد.
🍂 دینانی با انکار جهان بیرونی و محدود کردن تجربه، به یک بعد ذهنی، نگارهای نادرست از همپیوندی میان ذهن و جهان فراپیش مینهد. درحالیکه از دیدگاه هوسرلی، تجربۀ ما از جهان، همواره همپیوندی است از ذهن و جهان بیرونی، که در آن، جهان بیرونی نهتنها در ذهن پدیدار میشود، بلکه در خود آن نیز وجود دارد.
🔺دینانی با کنار گذاشتن این ابعاد تجربی و پیچیدگیهای آن، از حقیقت درک پدیداری و همزمان ذهنی و بیرونی بودن واقعیتها دور میشود.
🔻در سخنان دینانی، نخست چنین می نماید که او در حال بیان یک حقیقت خودپیدا و زودیاب است:
اما پس از آن که میگوید:
ناگهان وارد دالان پیچیدهای میشود و میگوید:
این تغییر ناگهانی در نگرش او و تاکید بر "در خودت داری میبینی"، مایۀ پیدایی تناقضات و مغالطاتی در واکاوی او میشود که میتواند آنها را نقد کرد. در این نقد، باید به چند نکتۀ مهم اشاره کرد که دینانی در سخن خود به آنها توجه بسندهای نداشتهاست.
🍂 دینانی نخست در بیان خود آشکارا به "میز جلوی ما" اشاره میکند و چنین مینماید که آهنگ او از سخنش این است که میز به کردار یک چیز مستقل، بیرون از ذهن انسان و در دنیای مادی قرار دارد. او در این بخش، بهروشنی از استقلال میز در «بیرون» سخن میگوید: "میز در بیرون است یا نه؟ در بیرون است" اما همینکه این ایده به جملههای بعدی منتقل میشود، تناقضی پیش میآید.
🍂 دینانی در ادامۀ گفتۀ خود به این نتیجه میرسد که "این میز را در خودت داری میبینی". در اینجا، او ناگهانی از دیدگاه خارجی به دیدگاهی ذهنی و درونگرایانه میرود، بدون اینکه روشن سازد چگونه این دو نگرگاه با یکدیگر همخوانی دارند.
🍂 به دیده هوسرل و روی هم رفته، در پدیدارشناسی، هیچگاه نمیتوان ادراکهای انسانی را یکسره به یک "واقعیت بیرونی" نسبت داد، چرا که تجربۀ ما از جهان، همواره از فیلتر ذهن و پدیدارهای آن گذر میکند. از این رو، دینانی در یک زمان، هم میز را به کردار یک چیز بیرونی و مستقل مینمایاند و هم آن را به کردار چیزی که در ذهن فرد پدیدار میشود؛ که این دو دیدگاه با هم تناقض دارند.
🍂 در اینجا دینانی بهگونهای بین دو سپهر ناهمسان در حال جابجاییست، بدون اینکه روشن کند که چگونه این دو سپهر از هم جدا میشوند.
🍂 یکی از دیگر خطاهای موجود در سخنان دینانی، تعمیم شتابان مفهوم "بیرون" و "درون" است. او بهتندی از "میز در بیرون" به "میز در خودت" گذر میکند، بدون اینکه پیوندی بین این دو مفهوم برقرار کند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تحریف پدیدار و لغزش در ایدهآلیسم ذهنی
(۳/۴)
🍂 دینانی بهگونه غیرمستقیم میخواهد جهان بیرونی را انکار کند و تنها بر ذهن تاکید داشتهباشد، اما این رویکرد، درست با بنیاد پدیدارشناسی هوسرلی در تضاد است. هوسرل آشکارا تاکید میکند که ما هیچگاه نمیتوانیم واقعیت بیرونی را یکسره در ذهن محصور کنیم. تجربههای حسی ما، همواره بهنحو غیرمستقیم از دنیای بیرونی سرچشمه میگیرند.
🍂 به سخن دیگر، آگاهی ما همیشه به چیزی تعلق دارد که از دنیای بیرون آمدهاست، و این تعلق به دنیای بیرون، همواره در فرآیند پدیداریِ تجربۀ موجود است.
🍂 اگر دینانی میگوید "این میز را در خودت داری میبینی"، او در واقع همۀ ساختارهای ادراکی ما را به یک بعد ذهنی کاهش میدهد. درحالیکه از دیدگاه هوسرلی، این میز نه تنها در ذهن ما پدیدار میشود، بلکه در بیرون از ذهن نیز وجود دارد و ارتباط ما با آن از رهگذر فرآیندهای حسی صورت میگیرد. این انکارِ دنیای بیرونی توسط دینانی، باعث میشود که او از درک واقعیت بهسان یک فرآیند پیچیدۀ ذهنی و بیرونی دور شود.
🍂 یکی از ابعاد بسیار مهم در پدیدارشناسی هوسرلی، تاکید بر نقش حواس پنجگانه است. برای مثال، ما میز را نهتنها از راه دیدن، بلکه از راه بساویدن، شنیدن و حتی بوییدن نیز تجربه میکنیم.
🍂 دینانی در سخنان خود تنها به دیدن اشاره میکند و در این روند، سایر ابعاد تجربه را نادیده میگیرد.
🍂 او میگوید که "این میز را در خودت داری میبینی"، اما در اینجا فراموش میکند که میز نهتنها از راه دیدن، بلکه از راه دیگر حواس نیز تجربه میشود. این نگاه یکبعدی، نشاندهندۀ کاستی در درک درست و فراگیرنده از تجربۀ انسانیست.
🍂 هوسرل تاکید دارد که تجربۀ ما از جهان، سر به سر از مجموع برهمکنشهای ما با جهان بیرونی، از جمله برهمکنشهای حسی، شکل میگیرد. دینانی با نادیده گرفتن این ابعاد، تجربۀ انسانی را به چیزی سادهسازیشده کاهش میدهد.
🍂 دینانی با انکار جهان بیرونی و محدود کردن تجربه، به یک بعد ذهنی، نگارهای نادرست از همپیوندی میان ذهن و جهان فراپیش مینهد. درحالیکه از دیدگاه هوسرلی، تجربۀ ما از جهان، همواره همپیوندی است از ذهن و جهان بیرونی، که در آن، جهان بیرونی نهتنها در ذهن پدیدار میشود، بلکه در خود آن نیز وجود دارد.
🔺دینانی با کنار گذاشتن این ابعاد تجربی و پیچیدگیهای آن، از حقیقت درک پدیداری و همزمان ذهنی و بیرونی بودن واقعیتها دور میشود.
🔻در سخنان دینانی، نخست چنین می نماید که او در حال بیان یک حقیقت خودپیدا و زودیاب است:
"میز را میبینی یا نه؟ من هم میبینمش. این میز جلوی ماست"
اما پس از آن که میگوید:
"میز در بیرون است یا نه؟ در بیرون است. من هم دستم را رویش میگذارم"،
ناگهان وارد دالان پیچیدهای میشود و میگوید:
"والله اینطور نیست! این میز را در خودت داری میبینی"
این تغییر ناگهانی در نگرش او و تاکید بر "در خودت داری میبینی"، مایۀ پیدایی تناقضات و مغالطاتی در واکاوی او میشود که میتواند آنها را نقد کرد. در این نقد، باید به چند نکتۀ مهم اشاره کرد که دینانی در سخن خود به آنها توجه بسندهای نداشتهاست.
🍂 دینانی نخست در بیان خود آشکارا به "میز جلوی ما" اشاره میکند و چنین مینماید که آهنگ او از سخنش این است که میز به کردار یک چیز مستقل، بیرون از ذهن انسان و در دنیای مادی قرار دارد. او در این بخش، بهروشنی از استقلال میز در «بیرون» سخن میگوید: "میز در بیرون است یا نه؟ در بیرون است" اما همینکه این ایده به جملههای بعدی منتقل میشود، تناقضی پیش میآید.
🍂 دینانی در ادامۀ گفتۀ خود به این نتیجه میرسد که "این میز را در خودت داری میبینی". در اینجا، او ناگهانی از دیدگاه خارجی به دیدگاهی ذهنی و درونگرایانه میرود، بدون اینکه روشن سازد چگونه این دو نگرگاه با یکدیگر همخوانی دارند.
🍂 به دیده هوسرل و روی هم رفته، در پدیدارشناسی، هیچگاه نمیتوان ادراکهای انسانی را یکسره به یک "واقعیت بیرونی" نسبت داد، چرا که تجربۀ ما از جهان، همواره از فیلتر ذهن و پدیدارهای آن گذر میکند. از این رو، دینانی در یک زمان، هم میز را به کردار یک چیز بیرونی و مستقل مینمایاند و هم آن را به کردار چیزی که در ذهن فرد پدیدار میشود؛ که این دو دیدگاه با هم تناقض دارند.
🍂 در اینجا دینانی بهگونهای بین دو سپهر ناهمسان در حال جابجاییست، بدون اینکه روشن کند که چگونه این دو سپهر از هم جدا میشوند.
🍂 یکی از دیگر خطاهای موجود در سخنان دینانی، تعمیم شتابان مفهوم "بیرون" و "درون" است. او بهتندی از "میز در بیرون" به "میز در خودت" گذر میکند، بدون اینکه پیوندی بین این دو مفهوم برقرار کند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘کژفهمی دینانی از فرآیند شناخت
— تحریف پدیدار و لغزش در ایدهآلیسم ذهنی
(۴/۴)
🍂 این امر نشاندهندۀ گونهای خطا در استدلال است که موجب میشود از یک مقوله (چیزهای بیرونی) به مقولهای سر به سر دیگرسان (چیزهایی درونگرایانه) بدون واکاوی ریربینانه و منطقی گذر شود.
🍂 اگر دینانی بخواهد که میز را به کردار پدیداری در ذهن ما توصیف کند، باید با موشکافی بیشتر روشن سازد که چگونه این تغییر از "میز بیرونی" به "میز درونی" در فرآیندهای ادراکی و ذهنی صورت میگیرد.
🍂 دینانی نخست به ما میگوید که میز در "بیرون" است و سپس ناگهان از این واقعیت میگذرد و به این نکته اشاره میکند که "میز را در خودت داری میبینی". این خطاست. او نخست از میز به کردار یک چیز مستقل و مادی یاد میکند، و سپس همهنگام، این چیز را به پدیداری ذهنی تبدیل میکند. این جابجایی غیرمستقیم بین مفاهیم "میز به کردار شیء بیرونی" و "میز به کردار پدیدار ذهنی"، نهتنها مایۀ سردرگمی میشود، بلکه مفهوم "میز" را از جنبههای گوناگون به شیوهای نادَرخور دستکاری میکند.
🍂 اینگونه جابجایی مفهومی، تناقضآمیز است، چراکه ما نمیتوانیم همزمان از دو گونۀ ناهمسانبودن برای یک چیز سخن بگوییم: هم به کردار یک شیء بیرونی و هم به کردار یک پدیدار ذهنی.
🍂 دینانی در بخش پایانی سخن خود، میگوید "این میز را در خودت داری میبینی". این عبارت، بهگونهای تجربۀ ذهنی یا درونی اشاره دارد، اما او از روشنسازی اینکه چگونه این "میز درونی" به "میز بیرونی" پیوند میخورد، رو برتافته است.
🍂 هوسرل و دیگر پدیدارسناسان به این نکته تاکید دارند که آنچه ما تجربه میکنیم، همواره یک پدیدار است که در ذهن ما به ریخت ویژهای درک میشود، اما این پدیدار به هیچ رو، بهمعنای ایجاد میز از هیچ در ذهن ما نیست.
🍂 میز در ذهن ما پدیدار میشود، اما نه به این معنا که آن را در "خود" بسازیم یا در "خود ما" باشد. بلکه این پدیدار به کردار نمایشی از چیزی که در جهان بیرون وجود دارد، پدیدار میشود. دینانی در اینجا مفهوم "در خود" را بهگونهای بهره میگیرد که گویی همه چیز یکسره در ذهن ما ساخته میشود، که این نادرست است.
🍂 سرانجام، دینانی در پایان سخن خود به این نکته میرسد که "میز را در خودت داری میبینی"، ولی از این نکته چشم میپوشد که اگر این میز در ذهن ماست، پس چگونه میتوان آن را به کردار یک حقیقت عینی و بیرونی پذیرفت؟
🍂 او بدون اینکه این گره را باز کند، بهتندی به نتیجهگیری میپردازد، و این خود یکی از خطاهای منطقی بزرگ در سخن اوست. او در تلاش است تا یک واقعیت بیرونی را توجیه کند، درحالیکه همهنگام، بهگونه غیرمستقیم به ذهنیت ادراکی اشاره میکند که در آن میز، تنها یک پدیدار است و نه یک چیز واقعی بیرونی.
🍂 سخن دینانی در عین سادگی، آکنده از تناقضات و مغالطات است. او سرراست از یک نگرگاه مادیگرایانه به یک نگرش ذهنی جابجا میشود، بدون اینکه این دو را به شیوهای منطقی پیوند دهد. بهرهگیری از اصطلاحات "بیرون" و "درون" بدون روشنسازی موبهمو و جابجایی نادرست بین آنها، مایه سردرگمی میشود و سرانجام نتیجههای غیرمنطقی به بار میآورد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تحریف پدیدار و لغزش در ایدهآلیسم ذهنی
(۴/۴)
🍂 این امر نشاندهندۀ گونهای خطا در استدلال است که موجب میشود از یک مقوله (چیزهای بیرونی) به مقولهای سر به سر دیگرسان (چیزهایی درونگرایانه) بدون واکاوی ریربینانه و منطقی گذر شود.
🍂 اگر دینانی بخواهد که میز را به کردار پدیداری در ذهن ما توصیف کند، باید با موشکافی بیشتر روشن سازد که چگونه این تغییر از "میز بیرونی" به "میز درونی" در فرآیندهای ادراکی و ذهنی صورت میگیرد.
🍂 دینانی نخست به ما میگوید که میز در "بیرون" است و سپس ناگهان از این واقعیت میگذرد و به این نکته اشاره میکند که "میز را در خودت داری میبینی". این خطاست. او نخست از میز به کردار یک چیز مستقل و مادی یاد میکند، و سپس همهنگام، این چیز را به پدیداری ذهنی تبدیل میکند. این جابجایی غیرمستقیم بین مفاهیم "میز به کردار شیء بیرونی" و "میز به کردار پدیدار ذهنی"، نهتنها مایۀ سردرگمی میشود، بلکه مفهوم "میز" را از جنبههای گوناگون به شیوهای نادَرخور دستکاری میکند.
🍂 اینگونه جابجایی مفهومی، تناقضآمیز است، چراکه ما نمیتوانیم همزمان از دو گونۀ ناهمسانبودن برای یک چیز سخن بگوییم: هم به کردار یک شیء بیرونی و هم به کردار یک پدیدار ذهنی.
🍂 دینانی در بخش پایانی سخن خود، میگوید "این میز را در خودت داری میبینی". این عبارت، بهگونهای تجربۀ ذهنی یا درونی اشاره دارد، اما او از روشنسازی اینکه چگونه این "میز درونی" به "میز بیرونی" پیوند میخورد، رو برتافته است.
🍂 هوسرل و دیگر پدیدارسناسان به این نکته تاکید دارند که آنچه ما تجربه میکنیم، همواره یک پدیدار است که در ذهن ما به ریخت ویژهای درک میشود، اما این پدیدار به هیچ رو، بهمعنای ایجاد میز از هیچ در ذهن ما نیست.
🍂 میز در ذهن ما پدیدار میشود، اما نه به این معنا که آن را در "خود" بسازیم یا در "خود ما" باشد. بلکه این پدیدار به کردار نمایشی از چیزی که در جهان بیرون وجود دارد، پدیدار میشود. دینانی در اینجا مفهوم "در خود" را بهگونهای بهره میگیرد که گویی همه چیز یکسره در ذهن ما ساخته میشود، که این نادرست است.
🍂 سرانجام، دینانی در پایان سخن خود به این نکته میرسد که "میز را در خودت داری میبینی"، ولی از این نکته چشم میپوشد که اگر این میز در ذهن ماست، پس چگونه میتوان آن را به کردار یک حقیقت عینی و بیرونی پذیرفت؟
🍂 او بدون اینکه این گره را باز کند، بهتندی به نتیجهگیری میپردازد، و این خود یکی از خطاهای منطقی بزرگ در سخن اوست. او در تلاش است تا یک واقعیت بیرونی را توجیه کند، درحالیکه همهنگام، بهگونه غیرمستقیم به ذهنیت ادراکی اشاره میکند که در آن میز، تنها یک پدیدار است و نه یک چیز واقعی بیرونی.
🍂 سخن دینانی در عین سادگی، آکنده از تناقضات و مغالطات است. او سرراست از یک نگرگاه مادیگرایانه به یک نگرش ذهنی جابجا میشود، بدون اینکه این دو را به شیوهای منطقی پیوند دهد. بهرهگیری از اصطلاحات "بیرون" و "درون" بدون روشنسازی موبهمو و جابجایی نادرست بین آنها، مایه سردرگمی میشود و سرانجام نتیجههای غیرمنطقی به بار میآورد.
🗄 پست مرتبط
📕سخنی با متکلمِ فیلسوفنما
📕دُم خروسِ بچهشیعهای در نقابِ فیلسوف!
📕نقدی بر دینانی: «دشمنان ایران چه کسانیاند؟»
📺 از مدعای دینانی تا جهنم قرآنی
.
#فلسفیدن #مغلطجات#نقد_روشنفکران #فلسفه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔹دوباره ماه رمضان از راه رسید و سیل مطالب شبهعلمی دربارهی فواید روزهداری در فضای مجازی به جریان افتاد. باید اشاره کنم که در تمام این سالهایی که به نقد اسلام پرداختهام، هیچ مقاله یا تحقیق علمی منسجمی ندیدهام که نشان دهد
🔹تمام این ادعاها ساختهوپرداختهی ذهن کسانی است که تلاش میکنند برای یک سنت غیرعقلانی، زادهی شبهجزیرهی عربستان، توجیهی علمی و منطقی دستوپا کنند.
✍🏻#اشکان
👥 دعوت به مناظره در نقدآگین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
دوازده ساعت نخوردن و نیاشامیدن میتواند تأثیر مثبتی بر سلامت افراد داشتهباشد.
🔹تمام این ادعاها ساختهوپرداختهی ذهن کسانی است که تلاش میکنند برای یک سنت غیرعقلانی، زادهی شبهجزیرهی عربستان، توجیهی علمی و منطقی دستوپا کنند.
✍🏻#اشکان
👥 دعوت به مناظره در نقدآگین
🗄پست مرتبط
📺 مقالاتِ علمی و روزۀ رمضان
📺 فَستینگ (نه روزهداریِ اسلامی) با سلامتی ما چه میکند؟
📺 رژیم فستینگ ۱۶/۸ و خطر ابتلا به بیماری قلبی؟
📺 تبارشناسی روزه: از اسلام تا ادیان باستان
📻 بازخوانی آیات روزه
📻 بستۀ روزه
📻نقدِ کانت و هیوم بر برهان علیت
📻 مناظرهای درباب «محمد و اسلام»
📻برهان علیت و مسألۀ شر
📺 بینهایت محاله؟
📺 ذهنیت غربی و شرقی
📺 «باور» چیست؟
📺 چرا انسان «دیوها/خدایان/اجنه» را ساخت؟
📕روزه در ترازوی قرآن: ۳ روز یا یک ماه؟
.
#نقد_اسلام #روزه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 شاید کس/کسانی ما را برای سرگرمی خود خلق کردهاند! (+)
🎙گفتگوی کانال #عینک با یک «خداباورِ غیرباورمند به اسلام و ادیان»
👥 دعوت به مناظره در نقدآگین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙گفتگوی کانال #عینک با یک «خداباورِ غیرباورمند به اسلام و ادیان»
👥 دعوت به مناظره در نقدآگین
🗄پست مرتبط
📻نقدِ کانت و هیوم بر برهان علیت
📻 مناظرهای درباب «محمد و اسلام»
📻برهان علیت و مسألۀ شر
📺 بینهایت محاله؟
📺 ذهنیت غربی و شرقی
📺 «باور» چیست؟
📺 چرا انسان «دیوها/خدایان/اجنه» را ساخت؟
.
#نقد_ادیان #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
اخلاق محمدی و روح بهفقری .pdf
1.8 MB
📓اخلاق محمدی و روح بهفقری
✍🏻#اشکان | تعداد صفحات: ۳۹
🔻نگاه انزواطلبانه و مرگخواهانه، هیچگاه مولد ثروت و رفاه نشده و البته نمیتواند باشد. در «محمدیسم»، لذت بهاندازهای ناشایست تلقی میشود که پیامبر اسلام، اندیشیدن به مرگ را راهی برای «دفع لذت» و حتی نوعی «فضیلت» میداند. از این رو، غزالی که خود دلباختۀ محمدبنعبدالله است، از وی نقل میکند:
🔸پیامبر اسلام آمد تا در نبردی دائمی با طبیعت انسانی بجنگد. او لذت، خوشی و شادی (که از عناصر تغییرناپذیر سرشت آدمی هستند) را بهشدت نکوهش میکند. انسان باید در افسردگی و پژمردگی غوطهور شود و در انتظار مرگ بماند، تا آن هنگام که روح ابدی، تن فانی را وداع گوید.
🔸اگر از خود میپرسید چرا جوامع اسلامی، با وجود کشفیات و اختراعات فراوان، همچنان در برابر عقلانیت، پیشرفت و کرامت انسانی ایستادهاند؟ چرا هنوز بسیاری از شهروندان، همچون بردگان زندگی میکنند؟ پاسخ را باید در نگاه محمدی به طبیعت آدمی جست. نگاهی که اصل را بر «انکار انسان و میل او به زندگی» میگذارد.
🔸گریز و ستیز با دنیا، آنگونه که در این جستار به آنها اشارتی رفت، نمیتواند هیچ ابزاری برای بنیاد نهادن اندیشه سیاسی به دست دهد. برای ایجاد طرح سیاسی، ضرورتا باید پذیرفت که دنیا از اهمیت برخوردار است.
🔻محمدیسم در پی آن رفته تا که صورت کریه از دنیا بدست دهد و امکان هرگونه معنا بخشی به دنیا را از درون تهی کند:
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
✍🏻#اشکان | تعداد صفحات: ۳۹
🔻نگاه انزواطلبانه و مرگخواهانه، هیچگاه مولد ثروت و رفاه نشده و البته نمیتواند باشد. در «محمدیسم»، لذت بهاندازهای ناشایست تلقی میشود که پیامبر اسلام، اندیشیدن به مرگ را راهی برای «دفع لذت» و حتی نوعی «فضیلت» میداند. از این رو، غزالی که خود دلباختۀ محمدبنعبدالله است، از وی نقل میکند:
پیغامبر گفت: بسیار کنید یاد غارتکنندۀ لذتها را! به ذکر مرگ، لذتها را منغص (ناگوار) کنید تا میل شما از آن منقطع گردد.
🔸پیامبر اسلام آمد تا در نبردی دائمی با طبیعت انسانی بجنگد. او لذت، خوشی و شادی (که از عناصر تغییرناپذیر سرشت آدمی هستند) را بهشدت نکوهش میکند. انسان باید در افسردگی و پژمردگی غوطهور شود و در انتظار مرگ بماند، تا آن هنگام که روح ابدی، تن فانی را وداع گوید.
🔸اگر از خود میپرسید چرا جوامع اسلامی، با وجود کشفیات و اختراعات فراوان، همچنان در برابر عقلانیت، پیشرفت و کرامت انسانی ایستادهاند؟ چرا هنوز بسیاری از شهروندان، همچون بردگان زندگی میکنند؟ پاسخ را باید در نگاه محمدی به طبیعت آدمی جست. نگاهی که اصل را بر «انکار انسان و میل او به زندگی» میگذارد.
🔸گریز و ستیز با دنیا، آنگونه که در این جستار به آنها اشارتی رفت، نمیتواند هیچ ابزاری برای بنیاد نهادن اندیشه سیاسی به دست دهد. برای ایجاد طرح سیاسی، ضرورتا باید پذیرفت که دنیا از اهمیت برخوردار است.
🔻محمدیسم در پی آن رفته تا که صورت کریه از دنیا بدست دهد و امکان هرگونه معنا بخشی به دنیا را از درون تهی کند:
زندگی دنیا جز بازی و هوسرانی هیچ نیست و همانا سرای دیگر برای اهل تقوا نیکوتر است، آیا تعقل نمیکنید؟ (انعام، ۳۲).
این زندگى دنیا جز سرگرمى و بازیچه نیست و زندگى حقیقى همانا در سراى آخرت است، اى کاش مىدانستند (عنکبوت، ۶۴).
.➖➖➖
#کتاب #نقد_اسلام #اقتصاد
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا شادی را ممنوع کردند؟ (+)
🔸بگیر و ببند. گشت و باتون و دستبند. حذف رقص و ساز و طرب. همه برای ساقط کردن شادی. زور و اجباری که برای زنها شدیدتر هم هست؛ در نوع پوشش و حتی رنگ لباسهایشان. به شهر که نگاه کنید، در خودروها و خانهها هم رنگی نمیبینید؛ خاکستری و تیره، مثل رنگ عبای آخوندها، یکدست و تهی از رنگ.
🔸شادی روزگاری دور در تاریخ ایران ارج و قربی داشته و برای پایدار ماندن و برقراریاش جشنها ترتیب داده میشد. چرا امروز به این حال و روز افتاده؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸بگیر و ببند. گشت و باتون و دستبند. حذف رقص و ساز و طرب. همه برای ساقط کردن شادی. زور و اجباری که برای زنها شدیدتر هم هست؛ در نوع پوشش و حتی رنگ لباسهایشان. به شهر که نگاه کنید، در خودروها و خانهها هم رنگی نمیبینید؛ خاکستری و تیره، مثل رنگ عبای آخوندها، یکدست و تهی از رنگ.
🔸شادی روزگاری دور در تاریخ ایران ارج و قربی داشته و برای پایدار ماندن و برقراریاش جشنها ترتیب داده میشد. چرا امروز به این حال و روز افتاده؟
🗄پست مرتبط
📕زندگیخواهی یا مرگخواهی؟ مسأله این است
📓اخلاق محمدی و روح بهفقری
📺 حکومت اسلامی و ضدیت با جشن و رقص
📺 مرگ و شادی در اسلام و زرتشتیت
📕مرگ؛ «عامل وحدت» در نظام توتالیتر
.
#نقد_شیعه #حکومت_اسلامی #نقد_فرهنگ #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 روانکاویِ «نبرد ترامپ با ایران» 🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی 🗄پست مرتبط 📺 روانکاویِ «دونالد ترامپ» 📺 روانکاوی و رفتارشناسیِ پزشکیان 📺 روانکاویِ «ولادیمیر پوتین» 📺 بازگشت ترامپ 📺 ترامپ، علیز و «سلامِ پایان»گفتنِ مکرر برای نظام! 📺 روانکاویِ «دونالد ترامپ»…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 روانکاوی «غربستیزی سنتگرایان»
🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DrEbrahime
🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی
🗄پست مرتبط
📺 روانکاویِ «نبرد ترامپ با ایران»
📺 روانکاویِ «دونالد ترامپ»
📺 روانکاوی و رفتارشناسیِ پزشکیان
📺 روانکاویِ «ولادیمیر پوتین»
📺 بازگشت ترامپ
.
#زیستروان #سیاست#روانکاوی #روانشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DrEbrahime
📘معاويه در منابع مستشرقان غربی و اروپایی
— قسمت اول
✍🏻 #مسعود_بابالحوائجی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
— قسمت اول
✍🏻 #مسعود_بابالحوائجی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic