Telegram
نقدآگین
📺 خامنهای: رفاه مردم آنها را بیدین میکند!
🔻مسعود روغنی زنجانی، رئیس سابق سازمان برنامه و بودجه ایران، در گفتوگویی با «عبدیمدیا» فاش ساخت که علی خامنهای در دیداری با اکبر هاشمی رفسنجانی، مخالفت خود را با بهبود وضعیت معیشتی مردم ایران اعلام کردهبود.…
🔻مسعود روغنی زنجانی، رئیس سابق سازمان برنامه و بودجه ایران، در گفتوگویی با «عبدیمدیا» فاش ساخت که علی خامنهای در دیداری با اکبر هاشمی رفسنجانی، مخالفت خود را با بهبود وضعیت معیشتی مردم ایران اعلام کردهبود.…
📘خاکسپاریِ توسعه: از سخنانِ میرباقری تا «ولایتِ مطلقۀ فقر»
✍🏻 زندهیاد #بیژن_اشتری
🔍 ذات نظامهای استبدادی و ناسازگاری با توسعه
🔸ذات اکثر نظامهای استبدادی با رشد اقتصادی و توسعه و رفاه سازگار نیست. دلیلش هم ساده است: رشد اقتصادی جامعه میتواند پایههای چنین نظامی را سست کند. در این نظامها، رشد اقتصادی فقط تا حدی که معیشت حداقلی یا بخور و نمیری برای مردم فراهم شود، پذیرفتنی است؛ اما نه بیشتر.
📢 اظهارات چهرههای مذهبی و مخالفت با توسعه
🔸 اخیراً حجتالاسلام میرباقری، عضو مجلس خبرگان و نامزد جبهه پایداری برای رهبری بعدی، گفته است:
🔸 همچنین، در خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی آمده است که بسیاری از روحانیون صاحب مقام جمهوری اسلامی، از جمله آقایان احمد جنتی و محمد یزدی، صراحتاً گفته بودند:
🔸 آقای علمالهدی، امام جمعه مشهد، نیز گفته است:
🔺🔺🔺این جملات نشان میدهد که بخش عمدهای از روحانیون حاکم هیچ اعتقادی به رونق اقتصادی واقعی ندارند. شعارهای رهبر درباره رونق تولید نیز در حد شعار توخالی باقی ماندهاند، زیرا این قشر قلباً و عملاً به تحقق این شعارها باور ندارد.
💭 دلایل مخالفت با رفاه و رشد اقتصادی
1️⃣ رفاه معادل فساد و دوری از خدا: بسیاری از روحانیون حاکم، رفاه و رونق اقتصادی را مساوی با فساد و دوری از دین میدانند.
2️⃣ تضعیف نظام حکومتی: رفاه زیاد ممکن است پایههای نظام اقتدارگرا را سست کند.
🌍 چالشهای توسعه و الزامات رشد اقتصادی
💎 رشد اقتصادی بدون سرمایهگذاری خارجی و باز کردن درهای کشور ممکن نیست. این امر نیازمند کنار گذاشتن عناد با جامعه جهانی و در پیش گرفتن رفتار متعارف جهانی است؛ موضوعی که با اصول جهانستیزانه نظام حاکم در تضاد است.
🔻رفاه مردم موجب:
▪️ارتقای سطح تحصیلات علمی و سست شدن باورهای سنتی.
▪️افزایش سفرهای خارجی و آشنایی با فرهنگهای دیگر.
▪️گسترش سبکهای زندگی غیرسنتی و متعارف جهانی.
🔺این تغییرات، سرکوب مردم را برای حکومت بسیار دشوارتر میکند.
🔗 در نهایت، روحانیون حاکم از ترس از دست دادن اقتدار خود، به جای حمایت از توسعه، عملاً گسترش فقر و معیشت حداقلی را ترجیح میدهند.
🖊 پینوشت نقدآگین
از ۱۳ فوریه ۲۰۲۵ که این متن ایشان منتشر شد در کانال تلگرامیشان تا ۱۱ مارس ۲۰۲۵ که سخنان مسعود روغنی زنجانی با عنوانِ 📺 خامنهای: رفاه مردم آنها را بیدین میکند! در نقدآگین منتشر شد، ۲۶ روز بیشتر فاصله نبود. بعدتر بخشی دیگر از سخنان خامنهای نیز از از او نقل شد با عنوان 📺 ما انقلابیایم؛ مالزی الگوی ما نخواهد بود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 زندهیاد #بیژن_اشتری
🔍 ذات نظامهای استبدادی و ناسازگاری با توسعه
🔸ذات اکثر نظامهای استبدادی با رشد اقتصادی و توسعه و رفاه سازگار نیست. دلیلش هم ساده است: رشد اقتصادی جامعه میتواند پایههای چنین نظامی را سست کند. در این نظامها، رشد اقتصادی فقط تا حدی که معیشت حداقلی یا بخور و نمیری برای مردم فراهم شود، پذیرفتنی است؛ اما نه بیشتر.
📢 اظهارات چهرههای مذهبی و مخالفت با توسعه
🔸 اخیراً حجتالاسلام میرباقری، عضو مجلس خبرگان و نامزد جبهه پایداری برای رهبری بعدی، گفته است:
«مردم ایران گول توسعه را نخواهند خورد.»
🔸 همچنین، در خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی آمده است که بسیاری از روحانیون صاحب مقام جمهوری اسلامی، از جمله آقایان احمد جنتی و محمد یزدی، صراحتاً گفته بودند:
«با رونقگیری بیش از حد اقتصاد کشور مخالفیم، چون به نظرمان رفاه زیاد باعث دوری مردم از خدا و پیغمبر میشود.»
🔸 آقای علمالهدی، امام جمعه مشهد، نیز گفته است:
«اگر زندگی و رفاه بر خدا ترجیح داده شود، وضع ما از زمان حضرت امام حسن بدتر خواهد شد و مظلومیت رهبری نیز از مظلومیت حضرت امام حسن بیشتر خواهد بود.»
🔺🔺🔺این جملات نشان میدهد که بخش عمدهای از روحانیون حاکم هیچ اعتقادی به رونق اقتصادی واقعی ندارند. شعارهای رهبر درباره رونق تولید نیز در حد شعار توخالی باقی ماندهاند، زیرا این قشر قلباً و عملاً به تحقق این شعارها باور ندارد.
💭 دلایل مخالفت با رفاه و رشد اقتصادی
1️⃣ رفاه معادل فساد و دوری از خدا: بسیاری از روحانیون حاکم، رفاه و رونق اقتصادی را مساوی با فساد و دوری از دین میدانند.
2️⃣ تضعیف نظام حکومتی: رفاه زیاد ممکن است پایههای نظام اقتدارگرا را سست کند.
🌍 چالشهای توسعه و الزامات رشد اقتصادی
💎 رشد اقتصادی بدون سرمایهگذاری خارجی و باز کردن درهای کشور ممکن نیست. این امر نیازمند کنار گذاشتن عناد با جامعه جهانی و در پیش گرفتن رفتار متعارف جهانی است؛ موضوعی که با اصول جهانستیزانه نظام حاکم در تضاد است.
🔻رفاه مردم موجب:
▪️ارتقای سطح تحصیلات علمی و سست شدن باورهای سنتی.
▪️افزایش سفرهای خارجی و آشنایی با فرهنگهای دیگر.
▪️گسترش سبکهای زندگی غیرسنتی و متعارف جهانی.
🔺این تغییرات، سرکوب مردم را برای حکومت بسیار دشوارتر میکند.
🔗 در نهایت، روحانیون حاکم از ترس از دست دادن اقتدار خود، به جای حمایت از توسعه، عملاً گسترش فقر و معیشت حداقلی را ترجیح میدهند.
🖊 پینوشت نقدآگین
از ۱۳ فوریه ۲۰۲۵ که این متن ایشان منتشر شد در کانال تلگرامیشان تا ۱۱ مارس ۲۰۲۵ که سخنان مسعود روغنی زنجانی با عنوانِ 📺 خامنهای: رفاه مردم آنها را بیدین میکند! در نقدآگین منتشر شد، ۲۶ روز بیشتر فاصله نبود. بعدتر بخشی دیگر از سخنان خامنهای نیز از از او نقل شد با عنوان 📺 ما انقلابیایم؛ مالزی الگوی ما نخواهد بود.
📺 ریشۀ «رفاهستیزی» خامنهای
📺 نقش خامنهای در شکستِ برجام
📕کدهای مهم در مصاحبۀ حسن روحانی
📕بصیرت رهبر و جیب خاندانِ شمخانی!
📕بصیرت ولی فقیه و ارزش پول ملی
📕ترامپ از ایران چه میخواهد؟
📕دو دروغ بزرگِ جلیلیون و رسانۀ میلی
📕آدمیرال شمخانی: نمادِ شایستهسالاری و حلالخوری در جبهۀ انقلاب!
.
#حکومت_اسلامی #اقتصاد #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘زنان ایران عبدالکریمیها را از یاد نخواهند برد و نمیبخشند؛ همانطور که فلسطینیان و سوریان نگاه ابزاری و دوگانۀ آنها به خود را
🔻الهه حسیننژاد قربانی نظامی شد که نهتنها جان زنان را بیارزش میداند، بلکه با قوانینی داعشیاش، این بیارزشی را رسمیت بخشیدهاست؛ بقول محسن برهانی:
🔸وقتی یک رانندۀ هیئتی ولایی، به بهانۀ "بیحجابی"، جرات میکند دختری را بکشد، باید پرسید چه ایدئولوژی فاسدی این جسارت را در او پرورانده؟
🔸رهبر که با دوژمن/آمریکا وقت و سرمایههای چند نسل را تباه کرده (و بنوعی جادهصافکنِ برادران قاچاقچی و آقازادههای کاسب تحریم شده) ذرهای به قوانین ضدزنِ نظامش، توجه نمیکند، و همۀ توجهش را معطوف به مذاکرات هزار و یک شب، و هستهایِ بیحاصل (حتی برای برق!)، و شعارهای توخالی مردمفریبانه چون نابودی آل سعود، محو اسرائیل و... کردهاست.
🔸اما کسانی مثل عبدالکریمیِ مدعی تفکر و شیدایِ مقاومت که صبحوشام برای غزه پست میگذارند، حتی یک پست دربارۀ قتل حکومتیِ الهۀ ایران نگذاشتهاند که چه عواملی از ایدئولوژی حکومت سببساز این جنایت فجیع شد؟ و چرا قوانین ارتجاعی تغییر نمیکنند بعد از نیمقرن آزمون و خطا؟ تا بسهم خود لااقل برای این تغییرات ضروری نقشی ایفا کنند! بشکل مشکوکی، خون فلسطینیان برای این افراد دچار بیماریِ غربستیزی و مالیخولیایِ امتگرایی، همیشه رنگینتر از خون ایرانیان و زنان ایرانی بودهاست.
🔸فلسطینی بیچاره نزد اینها صرفا یک بهانه است و همین هم مظلومیت او را مضاعف میکند. مشتی انسانِ غربستیز محافظهکارِ فرصتطلب، آنها را بهانه کردهاند و هیچکدام عمیقا به درد همان انسانهای گوشت و پوست و استخواندار نمیاندیشند.
🔸کسی که صادقانه به درد یک انسان بیاندیشد، بیشک این صداقت در نوع مواجهۀ فراگیرش با درد هر انسانی آشکار خواهد شد؛ خصوصا انسانهای نزدیک به خود، چراکه جای شعارهای قشنگ همیشه باز است، اما موقع عمل در حوزۀ مسئولیت است که انسانها سنجیده میشوند. چنین فردی برخوردش نیز معطوف به پایانِ رنج در اسرع زمان خواهد بود، و نه شوآف رنجهای افراد و بهرهگیری از بدن آن انسانها برای امتدادِ ایدئولوژی و آرمانهای ستیزهگرایانه که در آن فرد-فرد انسان و رنجهای هر یک از آنها، اولویت هزارمشان نیز نیست و خودی-غیرخودی بنیاد نگاهشان به انسانهاست.
🔺چنین کسی بیشک از آن جنایتی که در ۷ اکتبر رخ داده و عواملشان نیز با تمام وجود و بدونِ اما و اگر، ابراز بیزاری میکند چون آن عمل فقط عامل قتل انسانها و کودکان و پیرانِ بیگناه، اکثرا از حامیان حقوق فلسطینیان، و ربایش تروریستیشان نبود، بلکه یکی از عواملِ اصلی ویرانیِ غزه و قتلعام بسیاری از فلسطینیها نیز بود؛ نه آنکه از اولین لحظات، فکر او این باشد که چگونه چنین قساوت احمقانهای را توجیه کند تا یک سرِ ماجرا را اهریمن و دشمنان حق تصویر کند، و یکسر دیگر را اهوراییان و یاران مظلوم حسین که جز با توسلِ کور به جنگِ و شمشیر نمیتوانستند حقشان را بستانند، ولو به نابودی چند دههزار از مردمشان و آوارهسازی میلیونها تن منجر شوند.
🔺وجه تاریک و تاسفبارتر ماجرا اینجاست که کسی توجیهگر جنایاتِ هفت اکتبر میشود، به مردم خودش (که بدون سلاح به خیابان آمدند و کشته شدند و چند هزار نفر از آنها کور شدند و به نقاط حساس بدنشان شلیک شد یا در زندان مورد تجاوز و قتل حکومتی قرار گرفتند)، نسل پفکنمکیِ بینسبت با تاریخ ایران میگوید که بازیچۀ برساخت رسانهای دشمنان شدهاند! یا بابتِ حرکتهای اعتراضیای با کمترین خشونت و بدونِ سازماندهی چون عمامهپرانی، از لفظ مبتذل و خشونت استفاده کند! حامیِ حماس (مشهور به تروریسم کور نزد حتی امثال حسین دهباشی حزباللهی) و مداحِ تروریستهای مجاهدین خلق و حماس، که بر روح آنها سلام میفرستد، به ملتِ تحتِ اشغال ایرانی که میرسد، جز فحش و تهمت و تحقیر چیزی برای عرضه ندارد. در مقابل صاحبان قدرت و اصحاب ایدئولوژیِ مبتنی بر دیگرستیزی و خشونت و حذف، مودب و مداح میشود، در مقابل مردم بیسلاح و بهجان رسیده و فرودست، فحاش و تهمتزن و تحقیرگر. قطعا هایدگر نیز اگر در این زمانه بود، و در مواجهه با این حد از آگاهی ملی و جریان آزاد اطلاعات قرار میگرفت، بعد از چند دهه کشتار و اعدام کور و حذف همۀ گروهها، چنین با آبرو و اعتبار فلسفه قمار میکرد تا چند صباحی تریبون بگیرد و حقوق ماهیانه و بازنشستگیاش را از دست ندهد.
🔺اگر کسی در حمایت از مردم فلسطین صداقت و دردِ انسان داشت، از جنایات تاریخیِ خاندان اسد و یارانش در سوریه نیز بیلکنت فریاد میزد، نه آنکه بیش از یک دهه تا به امروز، زبان در کام بگیرد و از آزاد شدن نسبیِ سوریها بخاطر شکست جبهۀ مقاومت، دچار عزا شود و جز بدگویی کانالهای حکومتی را بازنشر نکند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻الهه حسیننژاد قربانی نظامی شد که نهتنها جان زنان را بیارزش میداند، بلکه با قوانینی داعشیاش، این بیارزشی را رسمیت بخشیدهاست؛ بقول محسن برهانی:
توجه نظام به رانِ زن هزار برابر بیش از جان آدم است.
🔸وقتی یک رانندۀ هیئتی ولایی، به بهانۀ "بیحجابی"، جرات میکند دختری را بکشد، باید پرسید چه ایدئولوژی فاسدی این جسارت را در او پرورانده؟
🔸رهبر که با دوژمن/آمریکا وقت و سرمایههای چند نسل را تباه کرده (و بنوعی جادهصافکنِ برادران قاچاقچی و آقازادههای کاسب تحریم شده) ذرهای به قوانین ضدزنِ نظامش، توجه نمیکند، و همۀ توجهش را معطوف به مذاکرات هزار و یک شب، و هستهایِ بیحاصل (حتی برای برق!)، و شعارهای توخالی مردمفریبانه چون نابودی آل سعود، محو اسرائیل و... کردهاست.
🔸اما کسانی مثل عبدالکریمیِ مدعی تفکر و شیدایِ مقاومت که صبحوشام برای غزه پست میگذارند، حتی یک پست دربارۀ قتل حکومتیِ الهۀ ایران نگذاشتهاند که چه عواملی از ایدئولوژی حکومت سببساز این جنایت فجیع شد؟ و چرا قوانین ارتجاعی تغییر نمیکنند بعد از نیمقرن آزمون و خطا؟ تا بسهم خود لااقل برای این تغییرات ضروری نقشی ایفا کنند! بشکل مشکوکی، خون فلسطینیان برای این افراد دچار بیماریِ غربستیزی و مالیخولیایِ امتگرایی، همیشه رنگینتر از خون ایرانیان و زنان ایرانی بودهاست.
🔸فلسطینی بیچاره نزد اینها صرفا یک بهانه است و همین هم مظلومیت او را مضاعف میکند. مشتی انسانِ غربستیز محافظهکارِ فرصتطلب، آنها را بهانه کردهاند و هیچکدام عمیقا به درد همان انسانهای گوشت و پوست و استخواندار نمیاندیشند.
🔸کسی که صادقانه به درد یک انسان بیاندیشد، بیشک این صداقت در نوع مواجهۀ فراگیرش با درد هر انسانی آشکار خواهد شد؛ خصوصا انسانهای نزدیک به خود، چراکه جای شعارهای قشنگ همیشه باز است، اما موقع عمل در حوزۀ مسئولیت است که انسانها سنجیده میشوند. چنین فردی برخوردش نیز معطوف به پایانِ رنج در اسرع زمان خواهد بود، و نه شوآف رنجهای افراد و بهرهگیری از بدن آن انسانها برای امتدادِ ایدئولوژی و آرمانهای ستیزهگرایانه که در آن فرد-فرد انسان و رنجهای هر یک از آنها، اولویت هزارمشان نیز نیست و خودی-غیرخودی بنیاد نگاهشان به انسانهاست.
🔺چنین کسی بیشک از آن جنایتی که در ۷ اکتبر رخ داده و عواملشان نیز با تمام وجود و بدونِ اما و اگر، ابراز بیزاری میکند چون آن عمل فقط عامل قتل انسانها و کودکان و پیرانِ بیگناه، اکثرا از حامیان حقوق فلسطینیان، و ربایش تروریستیشان نبود، بلکه یکی از عواملِ اصلی ویرانیِ غزه و قتلعام بسیاری از فلسطینیها نیز بود؛ نه آنکه از اولین لحظات، فکر او این باشد که چگونه چنین قساوت احمقانهای را توجیه کند تا یک سرِ ماجرا را اهریمن و دشمنان حق تصویر کند، و یکسر دیگر را اهوراییان و یاران مظلوم حسین که جز با توسلِ کور به جنگِ و شمشیر نمیتوانستند حقشان را بستانند، ولو به نابودی چند دههزار از مردمشان و آوارهسازی میلیونها تن منجر شوند.
🔺وجه تاریک و تاسفبارتر ماجرا اینجاست که کسی توجیهگر جنایاتِ هفت اکتبر میشود، به مردم خودش (که بدون سلاح به خیابان آمدند و کشته شدند و چند هزار نفر از آنها کور شدند و به نقاط حساس بدنشان شلیک شد یا در زندان مورد تجاوز و قتل حکومتی قرار گرفتند)، نسل پفکنمکیِ بینسبت با تاریخ ایران میگوید که بازیچۀ برساخت رسانهای دشمنان شدهاند! یا بابتِ حرکتهای اعتراضیای با کمترین خشونت و بدونِ سازماندهی چون عمامهپرانی، از لفظ مبتذل و خشونت استفاده کند! حامیِ حماس (مشهور به تروریسم کور نزد حتی امثال حسین دهباشی حزباللهی) و مداحِ تروریستهای مجاهدین خلق و حماس، که بر روح آنها سلام میفرستد، به ملتِ تحتِ اشغال ایرانی که میرسد، جز فحش و تهمت و تحقیر چیزی برای عرضه ندارد. در مقابل صاحبان قدرت و اصحاب ایدئولوژیِ مبتنی بر دیگرستیزی و خشونت و حذف، مودب و مداح میشود، در مقابل مردم بیسلاح و بهجان رسیده و فرودست، فحاش و تهمتزن و تحقیرگر. قطعا هایدگر نیز اگر در این زمانه بود، و در مواجهه با این حد از آگاهی ملی و جریان آزاد اطلاعات قرار میگرفت، بعد از چند دهه کشتار و اعدام کور و حذف همۀ گروهها، چنین با آبرو و اعتبار فلسفه قمار میکرد تا چند صباحی تریبون بگیرد و حقوق ماهیانه و بازنشستگیاش را از دست ندهد.
🔺اگر کسی در حمایت از مردم فلسطین صداقت و دردِ انسان داشت، از جنایات تاریخیِ خاندان اسد و یارانش در سوریه نیز بیلکنت فریاد میزد، نه آنکه بیش از یک دهه تا به امروز، زبان در کام بگیرد و از آزاد شدن نسبیِ سوریها بخاطر شکست جبهۀ مقاومت، دچار عزا شود و جز بدگویی کانالهای حکومتی را بازنشر نکند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 در نظام اسلامی «رانِ زنها» مهمتر از «جانِ آدمها»ست
🎙دکتر #محسن_برهانی (حقوقدان و استاد دانشگاه)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #محسن_برهانی (حقوقدان و استاد دانشگاه)
📺 عبدالکریمی: زنستیزی ج.ا «برساخت رسانهای»ست
📕از نیابت امام تا مصونسازیِ تجاوز
📕 از عدالت کیفری در غرب تا تا امنیت متجاوزان در "نظام مهدوی"
📕زنان ایران عبدالکریمیها را نمیبخشند
📕اسلامهراسی یا مسلمانهراسی؟
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📻 عبدالکریمی و جعل تاریخ در جامۀ تفکر
.
#حکومت_اسلامی #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧بیژن عبدالکریمی، نخبگان عمیق و آبادان (+)
🎙#امیر_جوادی، #مهدی_مرعشی و #مسعودیوسف_حصیرچین، و #محمد_ماشینچیان
🔸این پادکست به چندین موضوع از جمله اظهارنظر توهینآمیز، زنستیزانه، نامستند و نامعقول و غربستیزانۀ بیژن عبدالکریمی در مورد آبادان و واکنشهای اجتماعی به آن، نقش و تأثیر رسانههای اجتماعی بر جامعه و افراد، و همچنین طرح پیشنهادی «کوثر طلا» برای بانک مرکزی و فتوای مراجع در این زمینه میپردازد. سخنرانان به بررسی ابعاد مختلف این مسائل، از جمله پیشینه فکری عبدالکریمی، آزادی بیان در فضای مجازی، و اعتماد عمومی به نهادهای دولتی میپردازند. این گفتگو چالشها و پیچیدگیهای موجود در جامعه ایران را از زوایای مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مورد بحث قرار میدهد.
🔸بررسی اشتباه متعدد و مغالطاتی که در سخنانِ عبدالکریمی موجود است و نشاندهندۀ نگاه از بالا به پایین او به جامعه و مسئولیتگریزیِ آشکار اوست.
🔸آیا رسانههای اجتماعی فقط باعث گسترشِ شهرتِ افراد بیمایه شدهاست، یا بیمایگی علیشریعتیهای بالقوه را رو میکند و مانع از اثرگذاریهای مخرب آنها میشود؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#امیر_جوادی، #مهدی_مرعشی و #مسعودیوسف_حصیرچین، و #محمد_ماشینچیان
🔸این پادکست به چندین موضوع از جمله اظهارنظر توهینآمیز، زنستیزانه، نامستند و نامعقول و غربستیزانۀ بیژن عبدالکریمی در مورد آبادان و واکنشهای اجتماعی به آن، نقش و تأثیر رسانههای اجتماعی بر جامعه و افراد، و همچنین طرح پیشنهادی «کوثر طلا» برای بانک مرکزی و فتوای مراجع در این زمینه میپردازد. سخنرانان به بررسی ابعاد مختلف این مسائل، از جمله پیشینه فکری عبدالکریمی، آزادی بیان در فضای مجازی، و اعتماد عمومی به نهادهای دولتی میپردازند. این گفتگو چالشها و پیچیدگیهای موجود در جامعه ایران را از زوایای مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مورد بحث قرار میدهد.
🔸بررسی اشتباه متعدد و مغالطاتی که در سخنانِ عبدالکریمی موجود است و نشاندهندۀ نگاه از بالا به پایین او به جامعه و مسئولیتگریزیِ آشکار اوست.
🔸آیا رسانههای اجتماعی فقط باعث گسترشِ شهرتِ افراد بیمایه شدهاست، یا بیمایگی علیشریعتیهای بالقوه را رو میکند و مانع از اثرگذاریهای مخرب آنها میشود؟
📺 خودفیلسوفپندار ابرمغلطهکار
📺 ژاپن بیغیرت و سربازان آمریکایی
📺کاریکاتوری بدبو از شریعتی
📺 عبدالکریمی و تکرار بدون فکرِ کلمات عرزشیها
📺 رحیمپور ازغدیِ سهتیغهکرده
📻دربارۀ «آیین قدرت» و آیندۀ ایران
📻 دلقک: زلنسکی یا عبدالکریمی؟
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📻 عبدالکریمی و جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📕از مغاک عصر ظلمت؛ امآریآیِ بهاصطلاح «مغزِ» حکومت اسلامی
📕نقد و بررسی پاسخِ ایدئولوگ «مقاومت، حکومت اسلامی و رهبری»
📕«اصغر لجن و علی گاوکش» در دانشگاه
📕دیسکو و عیشونوش در نظر پدیدارشناس شیعه!
📊 نظرسنجی دربارۀ دیسکو، بار و روسپیخانه
📕نقدی بر تناقضاتِ معرفتی و نسبت آن با ساختار قدرت
📕مخالفتِ عوامانه و گلهوار
📕از مغاک عصر ظلمت
📕فیلسوفان آلمانی چه میگویند؟
📕درک وارونۀ فیلسوف محور مقاومت از امر ملی
📕باز هم روشنفکران را نمیبخشم!
📻 عبدالکریمی و چپزدگی
.
#نقد_روشنفکران #چپ_بدلی #چپ_ایرانی #مغلطجات #آبادان #حکومت_اسلامی #اقتصاد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
کورتکسگیت محسن رنانی
@Naqdagin
🎧کورتکسگیت محسن رنانی و بچه های شیکاگو در وزارت اقتصاد (+)
🎙#مسعودیوسف_حصیرچین، و #محمد_ماشینچیان و #مانی_بشرزاد، #رهام_جابری و #محمدرضا_مردانیان
🔸محسن رنانی صرفا یک فرد نیست، یک تیپ تولیدی جمهوری اسلامی و جریانِ اصلاحطلب است. نباید تصور کنیم صرفا با یک فرد طرفیم که این حد از ابتذال را در جایگاه استاد دانشگاه در جلویِ لنز دوربینها بیرون میریزد و به آنچه رقم میزند و بهنام خود ثبت میکند، خودآگاه نیست. اساتیدِ سرشناسِ بسیاری در دانشگاههای منحطِ ایران، آرایی نظیر او را در موضوعات تخصصی و غیرتخصصیشان، مزه نکرده و بدونِ طیکردن پروسۀ دشوار تحقیقاتِ معتبر آکادمیک، در رسانهها طرح میکنند و جادوی رسانه آنها را بدل به یک شومن بدل کردهاست که از نفسِ دیدهشدن و کوبیدن و تحقیر هر روزۀ بخش بزرگی از ایرانیان لذت میبرند.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب (بخش رنانی)
00:24:21 - نقد تئوریها و اظهارات اقتصادی محسن رنانی (بحث "کورتکس گیت")
00:25:56 - رد ادعای رنانی: ایران همیشه در عجله توسعه نبوده است
00:28:50 - مثالهای کره جنوبی و شمالی: توسعه در چند دهه نه صدها سال
00:29:42 - هنگ کنگ: نمونهای از تغییرات سریع توسعهای
00:54:46 - انتقاد شدید از دیدگاه رنانی درباره مانع بودن زبان فارسی برای توسعه
01:21:35 - رنانی مردم را مقصر میداند و دولت را تبرئه میکند: نقد نبود مبنای علمی نظریات
🌾 @Naqdagin
🎙#مسعودیوسف_حصیرچین، و #محمد_ماشینچیان و #مانی_بشرزاد، #رهام_جابری و #محمدرضا_مردانیان
🔸محسن رنانی صرفا یک فرد نیست، یک تیپ تولیدی جمهوری اسلامی و جریانِ اصلاحطلب است. نباید تصور کنیم صرفا با یک فرد طرفیم که این حد از ابتذال را در جایگاه استاد دانشگاه در جلویِ لنز دوربینها بیرون میریزد و به آنچه رقم میزند و بهنام خود ثبت میکند، خودآگاه نیست. اساتیدِ سرشناسِ بسیاری در دانشگاههای منحطِ ایران، آرایی نظیر او را در موضوعات تخصصی و غیرتخصصیشان، مزه نکرده و بدونِ طیکردن پروسۀ دشوار تحقیقاتِ معتبر آکادمیک، در رسانهها طرح میکنند و جادوی رسانه آنها را بدل به یک شومن بدل کردهاست که از نفسِ دیدهشدن و کوبیدن و تحقیر هر روزۀ بخش بزرگی از ایرانیان لذت میبرند.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب (بخش رنانی)
00:24:21 - نقد تئوریها و اظهارات اقتصادی محسن رنانی (بحث "کورتکس گیت")
00:25:56 - رد ادعای رنانی: ایران همیشه در عجله توسعه نبوده است
00:28:50 - مثالهای کره جنوبی و شمالی: توسعه در چند دهه نه صدها سال
00:29:42 - هنگ کنگ: نمونهای از تغییرات سریع توسعهای
00:54:46 - انتقاد شدید از دیدگاه رنانی درباره مانع بودن زبان فارسی برای توسعه
01:21:35 - رنانی مردم را مقصر میداند و دولت را تبرئه میکند: نقد نبود مبنای علمی نظریات
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:01:07 - انتقادات ایلان ماسک از دولت ترامپ
00:03:13 - بحث در مورد تشکیل حزب سیاسی جدید در آمریکا
.
.
.
01:34:07 - انتصاب آقای مدنیزاده و "بچههای شیکاگو"
01:35:37 - بررسی واکنشها به انتصاب مدنیزاده
01:53:20 - تحلیل برنامه اقتصادی "رشد عدالتمحور"
02:02:37 - انتقاد از رویکرد برنامه به FATF
02:06:43 - انتقاد از تمرکز برنامه بر افزایش مالیات
00:12:07 - اهمیت شفافیت و پاسخگویی در حکمرانی
02:20:53 - راه حلهای شناخته شده برای مشکلات اقتصادی ایران
📕کورتکس ایرانی یا مغز مروجان شبهعلم
❌ چرا ادعای رنانی شاخدار است؟
📺 وضع دانشگاه/علوم انسانی در ایران
📺 صاحب کورتکس بزرگ!
📕روشنفکرانِ وارونۀ ماحصلِ دورانِ انحطاط حکومت دینی
.➖➖➖
#نقد_روشنفکران #چپ_بدلی #چپ_ایرانی #مغلطجات #آبادان #حکومت_اسلامی #اقتصاد
🌾 @Naqdagin
Ashkan
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📺 آیا خدا واجبالوجود است؟
🍂 #بید_راندل Bede Rundle، فیلسوف تحلیلی بریتانیایی، یکی از چهرههای کمترشناختهشده اما عمیق و تأثیرگذار فلسفه تحلیلی قرن بیستم بود. او استاد فلسفه در کالج ترینیتی آکسفورد بود و در حوزههایی همچون فلسفه زبان، فلسفه ذهن، هستیشناسی، و فلسفه دین آثاری ماندگار برجای گذاشت.
🍂 ابتدا مروری خواهیم داشت بر مهمترین آرا و دغدغههای فلسفی راندل، و سپس تمرکز خود را بر دیدگاه متمایز او درباره ادراک و واقعگرایی ادراکی قرار خواهیم داد.
🔶مهمترین آراء فلسفی بید راندل
۱. چرا چیزی هست بهجای هیچچیز؟
🍂 در کتاب Why There is Something Rather Than Nothing، راندل این پرسش بنیادین را بازنگری میکند. برخلاف فلاسفهای که پاسخ را در خدا یا امور متعالی جستوجو میکنند، راندل معتقد است "نیستی" یک حالت ممکن نیست؛ زیرا چیزی به نام هیچچیز نمیتواند تحقق یابد. بنابراین، هستی ضروری است.
۲. زبان و فلسفه
🍂 در کتاب Grammar in Philosophy (1979)، راندل نشان میدهد که بسیاری از مسائل فلسفی ناشی از سوءبرداشتهای زبانیاند. این دیدگاه تحت تأثیر ویتگنشتاین متأخر است و نشان میدهد که تحلیل گرامر کاربردی زبان میتواند راهحل بسیاری از سردرگمیهای فلسفی باشد.
۳. ذهن و کنش
🍂 در کتاب Mind in Action (1997)، او مخالف تبیین علی اعمال انسانی از سوی باورها و تمایلات است. از نظر او، کنش انسانی خود نحوهای از ابراز باور است، نه معلول آن.
۴. واقعگرایی در ادراک
🍂 در کتاب Perception, Sensation and Verification، راندل واقعگرایی خاص خود را درباره ادراک ارائه میدهد که موضوع محوری این مقاله نیز هست.
🔶واقعگرایی ادراکی: مواجههای با سوبژکتیویسم
— مسئلۀ فلسفی: جهان را مستقیماً میشناسیم؟
🍂 در سنت فلسفه مدرن، از دکارت تا هیوم، پرسش محوری چنین بود: آیا ادراک ما از جهان واقعی است یا فقط تجربههای ذهنی ما هستند که به شکلی غیرمستقیم به جهان بیرون اشاره میکنند؟ این مسئله زمینهساز شکلگیری دیدگاههای ایدهآلیستی، بازنماییگرایانه، و در نهایت سوبژکتیویستی در ادراک شد. بر این اساس، برخی فیلسوفان مدعی بودند ما تنها "تصاویر ذهنی" یا "بازتابهای عصبی" را تجربه میکنیم، نه چیزهای واقعی را.
دیدگاه راندل: ادراک بهمثابه کنش با جهان
🍂 راندل با رد این تفکیک میان ذهن و واقعیت، از نوعی واقعگرایی دفاع میکند که بیمیانجی است ولی متکی بر تحلیل زبان و تجربه است. او واقعیت را نه از طریق تصویرسازی ذهنی، بلکه از طریق توان کنش و آزمون میشناسد.
۱. ادراک، کنش است نه تصویر
🍂 از نظر راندل، وقتی ما چیزی را "میبینیم" یا "لمس میکنیم"، در حال تعامل با آن هستیم، نه تماشای بازنمایی ذهنیاش. به عبارتی، ادراک نوعی رفتار و مواجهه است، نه صرفاً بازتاب درونی.
۲. احساس کافی نیست؛ تأیید لازم است
🍂 او اصطلاح "verifiability" (قابلیت تأییدپذیری) را به کار میبرد تا بگوید: تجربه ادراکی باید قابل آزمون، تکرار و پیشبینی باشد. ما تنها در صورتی میتوانیم بگوییم "چیزی را دیدیم" که امکان داشته باشد آن را در شرایط دیگر هم ببینیم، لمس کنیم، و برای دیگران توصیف کنیم.
۳. ادراک بیواسطه است، اما زبانی و زمینهمند
🍂 ادراک ما به زبان و زمینههای مفهومی گره خورده است. این یعنی تجربهی ما هرگز خام یا خالص نیست، ولی این امر آن را ذهنی یا نامعتبر نمیکند. بلکه نشاندهنده این است که فهم ما از جهان، از دل رفتار، کاربرد واژهها، و زندگی عملی ما بیرون میآید.
مثال: دیدن میز چوبی
فرض کنید فردی وارد اتاقی میشود و میگوید:
🔻سوبژکتیویست میگوید:
🔻راندل میگوید:
🔺در این مدل، ادراک نه صرفاً "احساس" است و نه نیازمند اثبات متافیزیکی؛ بلکه نوعی توان تعامل و فهم است که در بستر رفتار انسان معنا مییابد.
نتیجهگیری: واقعگرایی زبانی-عملی
🍂 راندل با بهرهگیری از فلسفه زبان عرفی، دیدگاهی واقعگرایانه اما غیرمطلق را ارائه میدهد. او معتقد است بسیاری از مسائل فلسفی در مورد ادراک، زاییده سوءبرداشت از زبان یا تلاش برای بازنمایی تجربه در قالبهای انتزاعی هستند. به جای آن، او میخواهد ما تجربهی ادراکی را در بافتِ رفتار، زبان و آزمونهای عملی درک کنیم.
🔺این نوع واقعگرایی، بینیاز از متافیزیک پیچیده، ولی سرسخت در برابر شکگرایی است؛ چون ما را به جای تردید در واقعیت، به کار با آن دعوت میکند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 #بید_راندل Bede Rundle، فیلسوف تحلیلی بریتانیایی، یکی از چهرههای کمترشناختهشده اما عمیق و تأثیرگذار فلسفه تحلیلی قرن بیستم بود. او استاد فلسفه در کالج ترینیتی آکسفورد بود و در حوزههایی همچون فلسفه زبان، فلسفه ذهن، هستیشناسی، و فلسفه دین آثاری ماندگار برجای گذاشت.
🍂 ابتدا مروری خواهیم داشت بر مهمترین آرا و دغدغههای فلسفی راندل، و سپس تمرکز خود را بر دیدگاه متمایز او درباره ادراک و واقعگرایی ادراکی قرار خواهیم داد.
🔶مهمترین آراء فلسفی بید راندل
۱. چرا چیزی هست بهجای هیچچیز؟
🍂 در کتاب Why There is Something Rather Than Nothing، راندل این پرسش بنیادین را بازنگری میکند. برخلاف فلاسفهای که پاسخ را در خدا یا امور متعالی جستوجو میکنند، راندل معتقد است "نیستی" یک حالت ممکن نیست؛ زیرا چیزی به نام هیچچیز نمیتواند تحقق یابد. بنابراین، هستی ضروری است.
۲. زبان و فلسفه
🍂 در کتاب Grammar in Philosophy (1979)، راندل نشان میدهد که بسیاری از مسائل فلسفی ناشی از سوءبرداشتهای زبانیاند. این دیدگاه تحت تأثیر ویتگنشتاین متأخر است و نشان میدهد که تحلیل گرامر کاربردی زبان میتواند راهحل بسیاری از سردرگمیهای فلسفی باشد.
۳. ذهن و کنش
🍂 در کتاب Mind in Action (1997)، او مخالف تبیین علی اعمال انسانی از سوی باورها و تمایلات است. از نظر او، کنش انسانی خود نحوهای از ابراز باور است، نه معلول آن.
۴. واقعگرایی در ادراک
🍂 در کتاب Perception, Sensation and Verification، راندل واقعگرایی خاص خود را درباره ادراک ارائه میدهد که موضوع محوری این مقاله نیز هست.
🔶واقعگرایی ادراکی: مواجههای با سوبژکتیویسم
— مسئلۀ فلسفی: جهان را مستقیماً میشناسیم؟
🍂 در سنت فلسفه مدرن، از دکارت تا هیوم، پرسش محوری چنین بود: آیا ادراک ما از جهان واقعی است یا فقط تجربههای ذهنی ما هستند که به شکلی غیرمستقیم به جهان بیرون اشاره میکنند؟ این مسئله زمینهساز شکلگیری دیدگاههای ایدهآلیستی، بازنماییگرایانه، و در نهایت سوبژکتیویستی در ادراک شد. بر این اساس، برخی فیلسوفان مدعی بودند ما تنها "تصاویر ذهنی" یا "بازتابهای عصبی" را تجربه میکنیم، نه چیزهای واقعی را.
دیدگاه راندل: ادراک بهمثابه کنش با جهان
🍂 راندل با رد این تفکیک میان ذهن و واقعیت، از نوعی واقعگرایی دفاع میکند که بیمیانجی است ولی متکی بر تحلیل زبان و تجربه است. او واقعیت را نه از طریق تصویرسازی ذهنی، بلکه از طریق توان کنش و آزمون میشناسد.
۱. ادراک، کنش است نه تصویر
🍂 از نظر راندل، وقتی ما چیزی را "میبینیم" یا "لمس میکنیم"، در حال تعامل با آن هستیم، نه تماشای بازنمایی ذهنیاش. به عبارتی، ادراک نوعی رفتار و مواجهه است، نه صرفاً بازتاب درونی.
"ما چون در جهان عمل میکنیم، آن را میشناسیم. نه اینکه ابتدا بشناسیم، سپس عمل کنیم."
۲. احساس کافی نیست؛ تأیید لازم است
🍂 او اصطلاح "verifiability" (قابلیت تأییدپذیری) را به کار میبرد تا بگوید: تجربه ادراکی باید قابل آزمون، تکرار و پیشبینی باشد. ما تنها در صورتی میتوانیم بگوییم "چیزی را دیدیم" که امکان داشته باشد آن را در شرایط دیگر هم ببینیم، لمس کنیم، و برای دیگران توصیف کنیم.
۳. ادراک بیواسطه است، اما زبانی و زمینهمند
🍂 ادراک ما به زبان و زمینههای مفهومی گره خورده است. این یعنی تجربهی ما هرگز خام یا خالص نیست، ولی این امر آن را ذهنی یا نامعتبر نمیکند. بلکه نشاندهنده این است که فهم ما از جهان، از دل رفتار، کاربرد واژهها، و زندگی عملی ما بیرون میآید.
مثال: دیدن میز چوبی
فرض کنید فردی وارد اتاقی میشود و میگوید:
یک میز قهوهای آنجاست.
🔻سوبژکتیویست میگوید:
این فقط تجربهی ذهنیِ رنگ و شکل است، که در ذهن او ساخته شده.
🔻راندل میگوید:
این ادراک، حاصل برخورد عملی و زبانی او با میز است. او میز را نه به عنوان تصویر، بلکه به عنوان بخشی از جهان تجربه میکند؛ میتواند روی آن ضربه بزند، موقعیتش را برای دیگران توصیف کند، و از آن استفاده کند.
🔺در این مدل، ادراک نه صرفاً "احساس" است و نه نیازمند اثبات متافیزیکی؛ بلکه نوعی توان تعامل و فهم است که در بستر رفتار انسان معنا مییابد.
نتیجهگیری: واقعگرایی زبانی-عملی
🍂 راندل با بهرهگیری از فلسفه زبان عرفی، دیدگاهی واقعگرایانه اما غیرمطلق را ارائه میدهد. او معتقد است بسیاری از مسائل فلسفی در مورد ادراک، زاییده سوءبرداشت از زبان یا تلاش برای بازنمایی تجربه در قالبهای انتزاعی هستند. به جای آن، او میخواهد ما تجربهی ادراکی را در بافتِ رفتار، زبان و آزمونهای عملی درک کنیم.
🔺این نوع واقعگرایی، بینیاز از متافیزیک پیچیده، ولی سرسخت در برابر شکگرایی است؛ چون ما را به جای تردید در واقعیت، به کار با آن دعوت میکند.
.
#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 آیا باور به خدای ادیان ابراهیمی موجه است؟ (+)
🎙مناظرۀ #وریا_امیری و آخوند #حسین_کامکار
👥 دعوت به مناظره در نقدآگین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙مناظرۀ #وریا_امیری و آخوند #حسین_کامکار
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:06:26 - برهان تنظیم دقیق
00:35:41 - تنوع ادیان و باورها
00:37:33 - بار ادعا (اثبات وجود خدا)
00:44:10 - برهان تنظیم دقیق (ادامه)
01:12:21 - بار ادعا (ادامه)
01:19:13 - برهان شر و صفات متناقض خدا
01:27:27 - برهان اختفای الهی
01:41:57 - تنوع ادیان (ادامه)
01:48:48 - برهان اختفای الهی (ادامه)
03:00:01 - صفات متناقض خدا (ادامه)
03:16:09 - برهان تنظیم دقیق (جمعبندی)
03:20:03 - نقش علم و طبیعتگرایی
03:45:35 - صفات متناقض خدا (ادامه)
03:46:24 - برهان اختفای الهی (جمعبندی)
03:51:48 - تنوع ادیان (جمعبندی)
03:52:10 - برهان شر (جمعبندی)
03:53:36 - نقش علم و طبیعتگرایی (ادامه)
03:56:49 - برهان شر (ادامه)
🔻این مناظره به بررسی عمیق و چندجانبه "موجه بودن باور به خدای ادیان ابراهیمی" میپردازد و چندین محور اصلی بحث را در بر میگیرد:
بار اثبات (Burden of Proof): یکی از نقاط اولیه مناظره این است که چه کسی مسئول ارائه دلیل است. یک طرف معتقد است که باور به خدا یک ادعای خاص است و بنابراین بار اثبات بر دوش خداباوران است، در حالی که طرف مقابل استدلال میکند که باور به خدا فطری است و این خداناباوران هستند که باید دلیل برای عدم وجود آن ارائه دهند.
برهان تنظیم دقیق (Fine-tuning Argument): این برهان بر پایه این مشاهده استوار است که ثابتهای فیزیکی جهان به گونهای باورنکردنی دقیق تنظیم شدهاند تا امکان حیات فراهم شود. یک طرف این دقت را نشانهای از یک طراح هوشمند (خدا) میداند، در حالی که طرف دیگر سعی در ارائه توضیحات طبیعتگرایانه (مانند جهانهای موازی یا تصادف) برای این تنظیم دارد.
برهان اختفای الهی (Divine Hiddenness Argument): این استدلال مطرح میکند که اگر خدایی خیرخواه و قادر وجود دارد که میخواهد انسانها او را بشناسند، چرا شواهد واضح و انکارناپذیری از وجود خود ارائه نمیدهد؟ پاسخها به این پرسش معمولاً حول مفهوم آزمایش الهی، اهمیت آزادی اراده، یا کافی بودن نشانههای موجود برای اهل تفکر میچرخد.
برهان شر (Problem of Evil): وجود رنج، درد، و شر در جهان از جمله قویترین چالشها علیه وجود خدای قادر مطلق و خیرخواه است. یک طرف این شرور را دلیلی بر عدم وجود چنین خدایی میداند، در حالی که طرف مقابل به دنبال ارائه دلایلی (مانند آزمایش الهی، آزادی انتخاب انسان، یا حکمتهای ناشناخته) برای توجیه وجود شر در کنار خدای خیر است.
صفات متناقض خدا در ادیان ابراهیمی: این بخش به بررسی تناقضات ظاهری در صفات منسوب به خدا در متون مقدس میپردازد، مانند اینکه خدا هم مهربان است و هم عذابدهنده، یا هم هدایتگر است و هم گمراهکننده. یکی از طرفین اینها را تناقض میبیند، در حالی که دیگری به دنبال تفسیرهای الهیاتی برای رفع این تناقضات ظاهری است.
تنوع ادیان و باورها: وجود تعدد ادیان و باورهای متفاوت در طول تاریخ و جغرافیا، سوالاتی را در مورد منحصر به فرد بودن یا برتری یک دین خاص (مانند ادیان ابراهیمی) مطرح میکند. پاسخها گاهی بر اشتراکات ادیان تأکید میکنند و گاهی بر دلایل برتری یک دین خاص.
نقش علم و طبیعتگرایی: این بحث به جایگاه علم در تبیین جهان و اینکه آیا علم میتواند جایگزین توضیحات فراطبیعی شود یا خیر میپردازد. یک طرف از طبیعتگرایی روششناختی (عدم نیاز به علل فراطبیعی در علم) دفاع میکند، در حالی که طرف دیگر بر محدودیتهای علم در پاسخ به تمام سؤالات وجودی تأکید دارد و برای برخی پدیدهها به توضیحات فراطبیعی نیاز میبیند.
👥 دعوت به مناظره در نقدآگین
📻 «برهان نظم» در ترازو
📻 بررسی مناظرۀ جردن پیترسون
📻 خدا، طراحی هوشمند و پیامبری
📺 آیا خدا واجبالوجود است؟
📕نقد برهان نظم [بخش اول | بخش دوم و سوم]
📕اگر کسی خالق ما بوده، مطمئناً باهوش نبوده
📓علم و دین: پنج پرسش
📻 جدالی درباب برهان علیت
📻 خدای سید حسینِ نصر در ترازو
📻 خداشناسی دینانی در ترازو
📻 نقدِ کانت و هیوم بر برهان علیت
📻 برهان علیت و مسألۀ شر
📻 مناظرهای درباب «محمد و اسلام»
📻 مناظرهای درباب «محمد و اسلام»
📻 روشنفکری و دینداری: تناقضها در کجاست؟
📺 بحث خدا: هریس و داوکینز
📺 مناظرۀ «فرگشتگرا» / «خلقتگرا»
📺 بینهایت محاله؟
📺 «باور» چیست؟
📺 چرا انسان «دیوها/خدایان/اجنه» را ساخت؟
📺 مناظره هوش مصنوعی خداباور با هوش مصنوعی آتئیست
📺 آیا براهین وجود خدا قانعکنندهاند؟
📺 بزرگترین چالش اعتقاد به خدا چیست؟
📺 خالق بینقص یا فرگشت
📺 بزرگترین چالش اعتقاد به خدا چیست؟
📺 از کشیشی پرشور تا بیخدایی قاطع
.
#فلسفیدن #نقد_ادیان #نقد_اسلام #نقد_قرآن #فاینتیونینگ #خداناباوری #مناظره #داروین #خداباوری #آتئیست #آتئیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘تناقضات خدای اسلام و یهود از نظر وریا امیری
— طرحشده در «آیا باور به خدای ادیان ابراهیمی موجه است؟»
🔻وریا امیری در بحث خود دربارۀ خدای ادیان ابراهیمی (که شامل خدای قرآن و یهود نیز میشود)، به تناقضاتی اشاره میکند که در صفات و اعمال منسوب به خدا در متون مقدس و الهیات این ادیان به چشم میخورند:
۱. مهربانی مطلق در برابر خشم و عذاب:
ادعا: خدای ادیان ابراهیمی "رحمان و رحیم"، "مهربانترین مهربانان" و سرچشمه مطلق عشق و بخشش معرفی میشود.
تناقض از نگاه امیری: در عین حال، همین خداست که در متون مقدس به اعمالی چون عذابهای سهمگین جهنمی، طوفانهای نابودگر، کشتار جمعی (در برخی روایات عهد عتیق)، و مجازاتهای سخت و بیرحمانه متهم میشود. چگونه یک موجود کاملاً مهربان میتواند به این میزان خشم و مجازات را اعمال یا دستور دهد؟
۲. عدالت مطلق در برابر رفتار تبعیضآمیز یا ناموجه:
ادعا: خداوند "عادل مطلق" است و هیچ ظلمی از او سر نمیزند و پاداش و کیفر او کاملاً بر اساس اعمال است.
تناقض از نگاه امیری: چگونه خدایی عادل میتواند برخی را "هدایت" و برخی را "گمراه" کند؟ (اشاره به آیاتی که گمراهی را به خدا نسبت میدهند) یا چرا در برخی روایتها (مثلاً در عهد عتیق)، دستور به نابودی کامل یک قوم داده میشود، حتی کودکان و بیگناهان؟ این اعمال، از دیدگاه عقل بشری، با عدالت مطلق سازگار نیستند. همچنین، مفهوم "قوم برگزیده" در یهودیت و برتری مسلمانان بر غیرمسلمانان در اسلام، با ایده خدای "عادل و برابر" برای همه مخلوقاتش چالش دارد.
۳. علم مطلق و قدرت مطلق در برابر "آزمایش" و "پشیمانی":
ادعا: خداوند "علیم مطلق" (همه چیزدان) و "قدیر مطلق" (قادر مطلق) است.
تناقض از نگاه امیری: اگر خدا همه چیز را میداند و قادر بر هر کاری است، پس "آزمایش" انسان چه معنایی دارد؟ نتیجه آزمایش از پیش برای او معلوم است و نیازی به رنج کشیدن انسانها نیست. همچنین، در برخی روایات (مانند پشیمانی خدا از خلقت انسان در تورات)، به نظر میرسد که خدا از اعمال خود "پشیمان" میشود که با صفات علم مطلق و قدرت مطلق (که نتیجهای جز خیر ندارد) در تناقض است.
۴. بینیازی مطلق در برابر نیاز به عبادت و ستایش:
ادعا: خداوند "بینیاز مطلق" است و وجود او وابسته به هیچ چیز نیست.
تناقض از نگاه امیری: اگر خدا بینیاز مطلق است، چرا تا این حد بر عبادت، ستایش، و اطاعت بندگان تأکید دارد و برای عدم انجام آنها مجازات تعیین میکند؟ این مسئله میتواند تداعیگر نوعی "نیاز" خدا به پرستش باشد که با صفت بینیازی مطلق او در تضاد است.
۵. قانونگذار مطلق و تغییرناپذیر در برابر "معجزات":
ادعا: خداوند آفریننده قوانین طبیعی و نظامبخش جهان است و کلام او نیز تغییرناپذیر است.
تناقض از نگاه امیری: معجزات (مانند شکافتن دریا، زنده کردن مردگان) به معنای "نقض" یا "تعلیق" قوانین طبیعی توسط خداست. اگر خدا قانونگذار است و قوانینش کامل و ثابت هستند، چرا خودش آنها را نقض میکند؟ این مسئله میتواند به ناسازگاری در ماهیت عمل الهی منجر شود.
۶. تناقض در رحمت الهی؟ نگاه وریا امیری به آیه "فزادهم الله مرضا"
در بحث تناقضات صفات خدای قرآن، وریا امیری به آیاتی اشاره میکند که بظاهر با صفات رحمانیت و هدایتگری مطلق خداوند در تعارض هستند. یکی از این موارد که میتواند ذیل همین بحث قرار گیرد، آیۀ ۱۰ بقره"خداوند بر بیماریشان افزود" یا "خداوند مرضشان را بیشتر کرد" است.
ادعا: خدای قرآن در بسیاری از آیات، خود را مهربان، رحیم، هدایتگر و خواهان رستگاری برای همه بندگانش معرفی میکند و میفرماید که جز هدایت، چیز دیگری از بندگان نمیخواهد.
تناقض از نگاه امیری: آیه "فزادهم الله مرضا" (و آیات مشابه آن در مورد گمراهی و مکر الهی)، به ظاهر این سوال را پیش میآورد که چگونه خدایی که رحمان و رحیم مطلق است، میتواند به طور فعالانه بر بیماری (روحی، فکری یا نفاق) عدهای بیفزاید؟ اگر هدف خدا هدایت و رستگاری همه است، چرا بر "مرض" کسانی که به خطا رفتهاند، اضافه میکند؟
چالش برای صفات: این آیه میتواند با صفات "هدایتگری عام" و "رحمت فراگیر" خدا که بارها در قرآن ذکر شده، در تناقض به نظر آید. از دیدگاه منتقدان، اگر خدا واقعاً میخواهد همه هدایت شوند، دلیلی ندارد که بر "بیماری" عدهای بیفزاید. این موضوع میتواند به بحث جبر و اختیار و مسئولیت انسان نیز کشیده شود؛ اگر خدا خودش بر مرض کسی میافزاید، آیا مسئولیت اعمال آن فرد همچنان کامل است؟
🔺این تناقضات، از دیدگاه وریا امیری و بسیاری از منتقدان، چالشهای جدی فلسفی را برای مفهوم خدای ادیان ابراهیمی مطرح میکنند و نشان میدهند که چگونه صفاتی که به خدا نسبت داده میشوند، در کنار یکدیگر یا در برابر اعمال منسوب به او، میتوانند به ناسازگاریهای مفهومی منجر شوند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— طرحشده در «آیا باور به خدای ادیان ابراهیمی موجه است؟»
🔻وریا امیری در بحث خود دربارۀ خدای ادیان ابراهیمی (که شامل خدای قرآن و یهود نیز میشود)، به تناقضاتی اشاره میکند که در صفات و اعمال منسوب به خدا در متون مقدس و الهیات این ادیان به چشم میخورند:
۱. مهربانی مطلق در برابر خشم و عذاب:
ادعا: خدای ادیان ابراهیمی "رحمان و رحیم"، "مهربانترین مهربانان" و سرچشمه مطلق عشق و بخشش معرفی میشود.
تناقض از نگاه امیری: در عین حال، همین خداست که در متون مقدس به اعمالی چون عذابهای سهمگین جهنمی، طوفانهای نابودگر، کشتار جمعی (در برخی روایات عهد عتیق)، و مجازاتهای سخت و بیرحمانه متهم میشود. چگونه یک موجود کاملاً مهربان میتواند به این میزان خشم و مجازات را اعمال یا دستور دهد؟
۲. عدالت مطلق در برابر رفتار تبعیضآمیز یا ناموجه:
ادعا: خداوند "عادل مطلق" است و هیچ ظلمی از او سر نمیزند و پاداش و کیفر او کاملاً بر اساس اعمال است.
تناقض از نگاه امیری: چگونه خدایی عادل میتواند برخی را "هدایت" و برخی را "گمراه" کند؟ (اشاره به آیاتی که گمراهی را به خدا نسبت میدهند) یا چرا در برخی روایتها (مثلاً در عهد عتیق)، دستور به نابودی کامل یک قوم داده میشود، حتی کودکان و بیگناهان؟ این اعمال، از دیدگاه عقل بشری، با عدالت مطلق سازگار نیستند. همچنین، مفهوم "قوم برگزیده" در یهودیت و برتری مسلمانان بر غیرمسلمانان در اسلام، با ایده خدای "عادل و برابر" برای همه مخلوقاتش چالش دارد.
۳. علم مطلق و قدرت مطلق در برابر "آزمایش" و "پشیمانی":
ادعا: خداوند "علیم مطلق" (همه چیزدان) و "قدیر مطلق" (قادر مطلق) است.
تناقض از نگاه امیری: اگر خدا همه چیز را میداند و قادر بر هر کاری است، پس "آزمایش" انسان چه معنایی دارد؟ نتیجه آزمایش از پیش برای او معلوم است و نیازی به رنج کشیدن انسانها نیست. همچنین، در برخی روایات (مانند پشیمانی خدا از خلقت انسان در تورات)، به نظر میرسد که خدا از اعمال خود "پشیمان" میشود که با صفات علم مطلق و قدرت مطلق (که نتیجهای جز خیر ندارد) در تناقض است.
۴. بینیازی مطلق در برابر نیاز به عبادت و ستایش:
ادعا: خداوند "بینیاز مطلق" است و وجود او وابسته به هیچ چیز نیست.
تناقض از نگاه امیری: اگر خدا بینیاز مطلق است، چرا تا این حد بر عبادت، ستایش، و اطاعت بندگان تأکید دارد و برای عدم انجام آنها مجازات تعیین میکند؟ این مسئله میتواند تداعیگر نوعی "نیاز" خدا به پرستش باشد که با صفت بینیازی مطلق او در تضاد است.
۵. قانونگذار مطلق و تغییرناپذیر در برابر "معجزات":
ادعا: خداوند آفریننده قوانین طبیعی و نظامبخش جهان است و کلام او نیز تغییرناپذیر است.
تناقض از نگاه امیری: معجزات (مانند شکافتن دریا، زنده کردن مردگان) به معنای "نقض" یا "تعلیق" قوانین طبیعی توسط خداست. اگر خدا قانونگذار است و قوانینش کامل و ثابت هستند، چرا خودش آنها را نقض میکند؟ این مسئله میتواند به ناسازگاری در ماهیت عمل الهی منجر شود.
۶. تناقض در رحمت الهی؟ نگاه وریا امیری به آیه "فزادهم الله مرضا"
در بحث تناقضات صفات خدای قرآن، وریا امیری به آیاتی اشاره میکند که بظاهر با صفات رحمانیت و هدایتگری مطلق خداوند در تعارض هستند. یکی از این موارد که میتواند ذیل همین بحث قرار گیرد، آیۀ ۱۰ بقره"خداوند بر بیماریشان افزود" یا "خداوند مرضشان را بیشتر کرد" است.
ادعا: خدای قرآن در بسیاری از آیات، خود را مهربان، رحیم، هدایتگر و خواهان رستگاری برای همه بندگانش معرفی میکند و میفرماید که جز هدایت، چیز دیگری از بندگان نمیخواهد.
تناقض از نگاه امیری: آیه "فزادهم الله مرضا" (و آیات مشابه آن در مورد گمراهی و مکر الهی)، به ظاهر این سوال را پیش میآورد که چگونه خدایی که رحمان و رحیم مطلق است، میتواند به طور فعالانه بر بیماری (روحی، فکری یا نفاق) عدهای بیفزاید؟ اگر هدف خدا هدایت و رستگاری همه است، چرا بر "مرض" کسانی که به خطا رفتهاند، اضافه میکند؟
چالش برای صفات: این آیه میتواند با صفات "هدایتگری عام" و "رحمت فراگیر" خدا که بارها در قرآن ذکر شده، در تناقض به نظر آید. از دیدگاه منتقدان، اگر خدا واقعاً میخواهد همه هدایت شوند، دلیلی ندارد که بر "بیماری" عدهای بیفزاید. این موضوع میتواند به بحث جبر و اختیار و مسئولیت انسان نیز کشیده شود؛ اگر خدا خودش بر مرض کسی میافزاید، آیا مسئولیت اعمال آن فرد همچنان کامل است؟
🔺این تناقضات، از دیدگاه وریا امیری و بسیاری از منتقدان، چالشهای جدی فلسفی را برای مفهوم خدای ادیان ابراهیمی مطرح میکنند و نشان میدهند که چگونه صفاتی که به خدا نسبت داده میشوند، در کنار یکدیگر یا در برابر اعمال منسوب به او، میتوانند به ناسازگاریهای مفهومی منجر شوند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
1️⃣ #رشنالیست
این اشتباه رو خیلیها میکنن، حتی تو مخالفین جمهوری اسلامی. دلیلش اینه که به ساختار دو حکومت توجه نمیکنن. بن سلمان پسر پادشاه عربستانه. مجتبی پسر ولی فقیه شیعه. این دو تا یکی نیستن.
پادشاه کارش ساماندهی امور کشوره. ممکنه یه پادشاه بد باشه و امور رو بد سامان بده، یا خودش مذهبی باشه و دست روحانیون رو باز بذاره، ولی پادشاه بعدی خوب باشه یا مشاوران خوبی کنارش باشن و کشور رو یهو صدسال به جلو پرت کنه. تو تاریخ فراوون داریم از اینا. بن سلمان، رضاشاه، شیخ زاید، ملکه ویکتوریا، لوئی چهاردهم، کاترین کبیر، امپراتور میجی و...
اما فرقی نداره ولی فقیه بعدی کی باشه. کلا کار ولی فقیه ارتقای کشور و سامان دادن امور دنیوی مردم نیست. کارش اجرای احکاماسلامی در جامعه، آمادهسازی مقدمات ظهور امام زمان و فرستادن مردم به بهشته. از ماهی نمیشه انتظار پرواز داشته باشی.
@Rationalisti1
2️⃣ آیت الله خامنهای:
🌾 @Naqdagin
این اشتباه رو خیلیها میکنن، حتی تو مخالفین جمهوری اسلامی. دلیلش اینه که به ساختار دو حکومت توجه نمیکنن. بن سلمان پسر پادشاه عربستانه. مجتبی پسر ولی فقیه شیعه. این دو تا یکی نیستن.
پادشاه کارش ساماندهی امور کشوره. ممکنه یه پادشاه بد باشه و امور رو بد سامان بده، یا خودش مذهبی باشه و دست روحانیون رو باز بذاره، ولی پادشاه بعدی خوب باشه یا مشاوران خوبی کنارش باشن و کشور رو یهو صدسال به جلو پرت کنه. تو تاریخ فراوون داریم از اینا. بن سلمان، رضاشاه، شیخ زاید، ملکه ویکتوریا، لوئی چهاردهم، کاترین کبیر، امپراتور میجی و...
اما فرقی نداره ولی فقیه بعدی کی باشه. کلا کار ولی فقیه ارتقای کشور و سامان دادن امور دنیوی مردم نیست. کارش اجرای احکاماسلامی در جامعه، آمادهسازی مقدمات ظهور امام زمان و فرستادن مردم به بهشته. از ماهی نمیشه انتظار پرواز داشته باشی.
@Rationalisti1
2️⃣ آیت الله خامنهای:
فَلا تُطِعِ الکٰفِرینَ وَ جٰهِدهُم بِه جِهادًا کَبیرًا؛... جهاد کبیر یعنی این؛ جهاد برای عدم تبعیّت، برای عدم دنبالهروی از دشمن. پس مسیر و جهتگیری ... این است؛... انقلابیگری،... تحکیم دین خدا.
ما اگرچنانچه دنبال اقامۀ حکم الهی و دین الهی نباشیم، چرا اینجا هستیم؟ چرا بنده اینجا باشم؟ خب همانهایی که بودند -یا آنها یا امثال آنها- بیایند اداره کنند حکومت را.
ما هستیم برای اینکه میخواهیم دین خدا را تحکیم کنیم؛ حاکمیّت دین خدا باید تحقّق پیدا کند؛ ما دنبال این هستیم؛ این است که اگرچنانچه کسی در راهش کشته شد، شهید در راه خدا است؛ این است که مردم ما جوانهایشان را اینجور سخاوتمندانه دادند و هنوز هم دارند میدهند؛ وَالّا اگر این نبود، خب رونق اقتصادی را دیگران و دیگران [انجام میدهند]؛ چرا بندۀ آخوند یا روحانی بیایم مشغول این کارها بشوم؟ میروم دنبال درس و بحث خودم؛ خب دیگران این کارها را میتوانند بکنند و انجام میدهند؛ در دنیا هم دارند انجام میدهند. اگر بحث دین خدا و تحکیم دین خدا و حاکمیّت الهی نباشد، بودن من و شما در اینجا اصلاً ضرورتی ندارد.
.➖➖➖
#حکومت_اسلامی #استمرارطالبان
🌾 @Naqdagin
Telegram
دین عقلانی | جعفر نکونام
🔴 وظیفۀ ولی فقیه، جهاد با کافران و تحکیم دین خدا
♦️آیت الله خامنهای:
فَلا تُطِعِ الکٰفِرینَ وَ جٰهِدهُم بِه جِهادًا کَبیرًا؛... جهاد کبیر یعنی این؛ جهاد برای عدم تبعیّت، برای عدم دنبالهروی از دشمن. پس مسیر و جهتگیری ... این است؛... انقلابیگری،... تحکیم…
♦️آیت الله خامنهای:
فَلا تُطِعِ الکٰفِرینَ وَ جٰهِدهُم بِه جِهادًا کَبیرًا؛... جهاد کبیر یعنی این؛ جهاد برای عدم تبعیّت، برای عدم دنبالهروی از دشمن. پس مسیر و جهتگیری ... این است؛... انقلابیگری،... تحکیم…
🔵 مقایسۀ میان حکومت دینی و حکومت سکولار
🔹با تکیه بر بیانات آیتالله خامنهای در دیدار اعضای مجلس خبرگان، ۶ خرداد ۱۳۹۵
✍🏻دکتر #جعفر_نکونام
🔹در جهان معاصر، دو منطق سیاسی در سازماندهی قدرت حکومتی با یکدیگر رقابت میکنند: منطق دینی که بنیاد خود را در امر الهی و وحیانی میجوید، و منطق سکولار که بر مبنای عقلانیت بشری و جدایی نهاد دین از دولت شکل گرفته است.
🔹آیتالله خامنهای، در یکی از صریحترین اظهارات خود، تمایز این دو منطق را نه صرفاً نظری، بلکه هویتی و وجودی توصیف میکند؛ بهگونهای که غایت، کارگزار، و حتی تلقی از «دشمن» در این دو پارادایم متفاوت است.
🔷۱. خاستگاه مشروعیت
▪️در حکومت دینی: مشروعیت، از «ولایت الهی» سرچشمه میگیرد. فقیه نه بر اساس رأی اکثریت، بلکه بر مبنای جانشینی پیامبر و امام معصوم در عصر غیبت، مکلف به اداره جامعه است.
▫️در حکومت سکولار: مشروعیت بر اساس خواست عمومی و رأی اکثریت است. دین نهایتاً الهامبخش اخلاق عمومی است، نه سازوکار حکومت.
🔷۲. هدف بنیادین حکومت
▪️در حکومت دینی: غایت نهایی، نه رفاه اقتصادی یا توسعه سیاسی، بلکه تحقق «دین خدا» و جهاد مداوم برای تثبیت شریعت است.
▫️در حکومت سکولار: حکومت با هدف تحقق منافع عمومی، بهزیستی شهروندان، و توسعه اقتصادی تشکیل میشود. دین در آن، امری خصوصی است و غایت سیاسی ندارد.
🔷۳. نسبت دین و اقتصاد
▪️در حکومت دینی: اقتصاد در حاشیه دین تعریف میشود، نه در مرکز آن. به تعبیر آیتالله خامنهای، اگر دغدغه اصلی دین نباشد، اداره اقتصاد را به دیگران هم میتوان سپرد:
▫️در حکومت سکولار: اقتصاد نه فقط هدف، بلکه معیار اصلی کارآمدی دولت است. دولت موظف است رشد، اشتغال، و رفاه را بیتوجه به مرجعیت دینی یا ایدئولوژیک تأمین کند.
🔷 ۴. جایگاه روحانیون
▪️در حکومت دینی: روحانیون، مدیران نظام سیاسیاند. چون اداره جامعه، تابع دانش فقهی و التزام به شریعت است، نه صرف مدیریت تکنوکراتیک.
▫️در حکومت سکولار: روحانیون، شأن فرهنگی یا اخلاقی دارند، اما از ساختار رسمی حکومت کنار گذاشته میشوند تا اصل بیطرفی حفظ شود.
🔷۵. نسبت با «دیگری» (کفار، دشمنان)
▪️در حکومت دینی: دشمن نه صرفاً یک بازیگر سیاسی، بلکه تهدیدی الهیاتی است. اصل «جهاد کبیر» علیه تبعیت از غیر مؤمنان، اساس سیاست خارجی میشود.
▫️در حکومت سکولار: دیگری، تهدید نیست، بلکه شریک بالقوه در نظام بینالملل است. تعامل، حقوق بشر، و دیپلماسی، جایگزین مواجهه ایدئولوژیک میشوند.
🔷جمعبندی: دین یا توسعه؟
🔹از نگاه آیتالله خامنهای، حکومت دینی نوعی تعهد الهی است، نه انتخاب سیاسی. هدف آن تحکیم دین است، نه رفاه یا پیشرفت.
🔻در نتیجه، اگر حکومت سکولار برای تأمین معیشت مردم شکل میگیرد، حکومت دینی برای اقامه شریعت و مقاومت در برابر سیطره غیرالهی ایجاد میشود. از منظر بروندینی، این دو پارادایم، دو پاسخ به پرسش بنیادین سیاستاند:
❓«قدرت برای چه؟ و از کجا؟»
▫️پاسخ اول: از خدا، برای دین.
▫️پاسخ دوم: از مردم، برای رفاه.
🔹و در این تمایز است که گاه، یک آخوند حاضر میشود حکومت کند، و گاه ترجیح میدهد تنها عمل مناسکی یا تعلیمی خود را انجام بدهد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @dineaqlani
🔹با تکیه بر بیانات آیتالله خامنهای در دیدار اعضای مجلس خبرگان، ۶ خرداد ۱۳۹۵
✍🏻دکتر #جعفر_نکونام
🔹در جهان معاصر، دو منطق سیاسی در سازماندهی قدرت حکومتی با یکدیگر رقابت میکنند: منطق دینی که بنیاد خود را در امر الهی و وحیانی میجوید، و منطق سکولار که بر مبنای عقلانیت بشری و جدایی نهاد دین از دولت شکل گرفته است.
🔹آیتالله خامنهای، در یکی از صریحترین اظهارات خود، تمایز این دو منطق را نه صرفاً نظری، بلکه هویتی و وجودی توصیف میکند؛ بهگونهای که غایت، کارگزار، و حتی تلقی از «دشمن» در این دو پارادایم متفاوت است.
🔷۱. خاستگاه مشروعیت
▪️در حکومت دینی: مشروعیت، از «ولایت الهی» سرچشمه میگیرد. فقیه نه بر اساس رأی اکثریت، بلکه بر مبنای جانشینی پیامبر و امام معصوم در عصر غیبت، مکلف به اداره جامعه است.
«ما هستیم برای اینکه میخواهیم دین خدا را تحکیم کنیم؛ حاکمیّت دین خدا باید تحقّق پیدا کند... اگر دنبال اقامۀ حکم الهی نباشیم، چرا اینجا هستیم؟»
▫️در حکومت سکولار: مشروعیت بر اساس خواست عمومی و رأی اکثریت است. دین نهایتاً الهامبخش اخلاق عمومی است، نه سازوکار حکومت.
🔷۲. هدف بنیادین حکومت
▪️در حکومت دینی: غایت نهایی، نه رفاه اقتصادی یا توسعه سیاسی، بلکه تحقق «دین خدا» و جهاد مداوم برای تثبیت شریعت است.
«اگر بحث دین خدا و تحکیم دین خدا و حاکمیت الهی نباشد، بودن من و شما در اینجا اصلاً ضرورتی ندارد.»
▫️در حکومت سکولار: حکومت با هدف تحقق منافع عمومی، بهزیستی شهروندان، و توسعه اقتصادی تشکیل میشود. دین در آن، امری خصوصی است و غایت سیاسی ندارد.
🔷۳. نسبت دین و اقتصاد
▪️در حکومت دینی: اقتصاد در حاشیه دین تعریف میشود، نه در مرکز آن. به تعبیر آیتالله خامنهای، اگر دغدغه اصلی دین نباشد، اداره اقتصاد را به دیگران هم میتوان سپرد:
«رونق اقتصادی را دیگران انجام میدهند... چرا بنده آخوند یا روحانی بیایم مشغول این کارها بشوم؟»
▫️در حکومت سکولار: اقتصاد نه فقط هدف، بلکه معیار اصلی کارآمدی دولت است. دولت موظف است رشد، اشتغال، و رفاه را بیتوجه به مرجعیت دینی یا ایدئولوژیک تأمین کند.
🔷 ۴. جایگاه روحانیون
▪️در حکومت دینی: روحانیون، مدیران نظام سیاسیاند. چون اداره جامعه، تابع دانش فقهی و التزام به شریعت است، نه صرف مدیریت تکنوکراتیک.
▫️در حکومت سکولار: روحانیون، شأن فرهنگی یا اخلاقی دارند، اما از ساختار رسمی حکومت کنار گذاشته میشوند تا اصل بیطرفی حفظ شود.
🔷۵. نسبت با «دیگری» (کفار، دشمنان)
▪️در حکومت دینی: دشمن نه صرفاً یک بازیگر سیاسی، بلکه تهدیدی الهیاتی است. اصل «جهاد کبیر» علیه تبعیت از غیر مؤمنان، اساس سیاست خارجی میشود.
«جهاد کبیر یعنی جهاد برای عدم دنبالهروی از دشمن.»
▫️در حکومت سکولار: دیگری، تهدید نیست، بلکه شریک بالقوه در نظام بینالملل است. تعامل، حقوق بشر، و دیپلماسی، جایگزین مواجهه ایدئولوژیک میشوند.
🔷جمعبندی: دین یا توسعه؟
🔹از نگاه آیتالله خامنهای، حکومت دینی نوعی تعهد الهی است، نه انتخاب سیاسی. هدف آن تحکیم دین است، نه رفاه یا پیشرفت.
🔻در نتیجه، اگر حکومت سکولار برای تأمین معیشت مردم شکل میگیرد، حکومت دینی برای اقامه شریعت و مقاومت در برابر سیطره غیرالهی ایجاد میشود. از منظر بروندینی، این دو پارادایم، دو پاسخ به پرسش بنیادین سیاستاند:
❓«قدرت برای چه؟ و از کجا؟»
▫️پاسخ اول: از خدا، برای دین.
▫️پاسخ دوم: از مردم، برای رفاه.
🔹و در این تمایز است که گاه، یک آخوند حاضر میشود حکومت کند، و گاه ترجیح میدهد تنها عمل مناسکی یا تعلیمی خود را انجام بدهد.
.
#حکومت_اسلامی #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @dineaqlani
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گویا در پایتخت جمهوری آذربایجان باکو نیم ساعت برق بدلیل یک نقص قطع میشه، و الهام علیف رئیسجمهور آذربایجان ضمن اخراج کردن وزیر نیرو از کار، وی را در رسانه ملی جلوی مردم بهش بابت قطعی برق نالایق توصیف کرده و او را با الفاظ تُند مورد خطاب قرار داد و از او خواست باید از مردم از کسانیکه در بیمارستانها در آسانسورها و شرکتها کارخانهجات علاف کرده است و همچنین به اقتصاد کشور ضربه زده است، عذرخواهی کند.
حال در کشور ما ضمن اینکه روزانه 4 ساعت برقمان را میبرند بعد دولتمردانمان بجای خودشان مردم را مقصر این امر میدانند:)))
جالب نیست؟
⚖️ صحتسنجی (اینجا: پست بعد)
.
#حکومت_اسلامی #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @TahlilZamane
Telegram
نقدآگین
گویا در پایتخت جمهوری آذربایجان باکو نیم ساعت برق بدلیل یک نقص قطع میشه، و الهام علیف رئیسجمهور آذربایجان ضمن اخراج کردن وزیر نیرو از کار، وی را در رسانه ملی جلوی مردم بهش بابت قطعی برق نالایق توصیف کرده و او را با الفاظ تُند مورد خطاب قرار داد و از او خواست…
⚖️ بررسی ادعای مربوط به جمهوری آذربایجان [پست بالا]:
🔸رویداد اصلی قطع برق گسترده در جمهوری آذربایجان به جولای ۲۰۱۸ بازمیگردد، نه نیم ساعت قطع برق در باکو. در آن زمان، نقص فنی در نیروگاه حرارتی مینگهچویر (Mingachevir)، که بزرگترین نیروگاه کشور است، باعث قطع برق گستردهای در سراسر کشور، از جمله پایتخت (باکو)، برای چندین ساعت شد. این قطعی برق در اوج گرما رخ داد و مشکلات زیادی از جمله اختلال در سیستم حمل و نقل، بیمارستانها و بخشهای صنعتی ایجاد کرد.
⚡️ اخراج وزیر نیرو و عذرخواهی عمومی:
بله، این بخش از ادعا تا حد زیادی صحیح است. الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان، در پی این حادثه، وزیر انرژی وقت، ناتیق علییف (Natig Aliyev) را برکنار کرد. همچنین، او در یک جلسه کابینه که از تلویزیون دولتی پخش شد، به شدت از عملکرد مقامات مسئول انتقاد کرد و آنها را "نالایق" (به زبان تند) توصیف کرد و از آنها خواست که به دلیل آسیبهای وارده به مردم و اقتصاد، عذرخواهی کنند. این رویداد بازتاب گستردهای در رسانههای بینالمللی نیز داشت.
📝 جمعبندی در مورد ادعای آذربایجان:
بنابراین، ادعای مربوط به اخراج وزیر نیرو، توصیف او به عنوان نالایق در رسانه ملی و مطالبه عذرخواهی عمومی توسط الهام علیاف به دلیل قطعی برق گسترده (نه صرفاً نیم ساعت در باکو)، صحیح است. تفاوت اصلی در مقیاس و مدت زمان قطعی برق است که یک حادثه گسترده و طولانیتر بوده، نه فقط نیم ساعت در پایتخت.
🔍 مقایسه با ایران:
بخش دوم متن، یک مقایسه و دیدگاه شخصی در مورد وضعیت مدیریت برق در ایران و واکنش مسئولان است. این قسمت یک "ادعا" برای صحتسنجی نیست، بلکه یک "نقد و مقایسه" از سوی نویسنده است.
💡 قطع برق روزانه در ایران:
بله، در سالهای اخیر، به ویژه در فصول گرم و سرد، قطع برقهای برنامهریزی شده و بدون برنامه در بسیاری از شهرهای ایران رخ داده است. مدت زمان و گستردگی این قطعیها متفاوت بوده و گاهی به چند ساعت در روز نیز رسیده است.
❗️ مقصر دانستن مردم توسط دولتمردان:
این نیز یک مشاهده رایج و نقد عمومی است. برای مثال، مسعود پزشکیان، یکی از مقامات ارشد، بارها ادعا کرده است که ایرانیان چندین برابر کشورهای اروپایی (مثلاً ۳ تا ۴ برابر) برق مصرف میکنند. اما این "دروغ شاخدار" با نقد جدی مواجه است؛ چرا که حتی با وجود مصرف بالاتر سرانه در ایران به دلیل یارانهها و عدم بهینهسازی، این آمارها اغلب بدون در نظر گرفتن فاکتورهایی چون: ۱. ناکارآمدی گسترده در شبکه تولید و توزیع برق (تلفات بالا)، ۲. فرسودگی زیرساختها و نیروگاهها، ۳. عدم سرمایهگذاری کافی در بهینهسازی و انرژیهای تجدیدپذیر، و ۴. شرایط اقلیمی (نیاز به سرمایش و گرمایش) مطرح میشوند که مسئولیت اصلی را از دوش سوءمدیریت و مشکلات ساختاری برمیدارند و صرفاً بر مصرفکننده نهایی متمرکز میکنند.
📊 مقایسه غلط سرانه مصرف برق ایران با کشورهای غربی
مسعود پزشکیان در مصاحبه تلویزیونی خود گفته سرانه مصرف برق در ایران چند برابر انگلستان، کانادا و آلمان است. برخلاف گفتههای پزشکیان، سرانه مصرف برق در این سه کشور به اضافه حدود ۷۰ کشور دیگر، بیشتر از سرانه مصرف برق در ایران است. بررسی دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا از مصرف برق کشورها در سال ۲۰۲۲ میلادی نشان میدهد سرانه مصرف برق در ایران با اختلاف نسبتا قابل توجهی کمتر از کانادا، بریتانیا و آلمان است. آمار مصرف کل، جمعیت و سرانه مصرف ۱۹۲ کشور را در این جدول میتوانید ببینید.
📌 نتیجهگیری کلی:
بخش عمدهای از اطلاعات مربوط به آذربایجان (اخراج و توبیخ وزیر نیرو در تلویزیون به دلیل قطعی برق گسترده) صحیح است، هرچند که جزئیات مربوط به مدت زمان و مکان (نیم ساعت در باکو) در مقایسه با رویداد واقعی (چندین ساعت در سراسر کشور در سال ۲۰۱۸) اندکی متفاوت است. بخش مقایسه با ایران نیز بازتابی از مشاهدات و نقدهای رایج در فضای عمومی است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸رویداد اصلی قطع برق گسترده در جمهوری آذربایجان به جولای ۲۰۱۸ بازمیگردد، نه نیم ساعت قطع برق در باکو. در آن زمان، نقص فنی در نیروگاه حرارتی مینگهچویر (Mingachevir)، که بزرگترین نیروگاه کشور است، باعث قطع برق گستردهای در سراسر کشور، از جمله پایتخت (باکو)، برای چندین ساعت شد. این قطعی برق در اوج گرما رخ داد و مشکلات زیادی از جمله اختلال در سیستم حمل و نقل، بیمارستانها و بخشهای صنعتی ایجاد کرد.
⚡️ اخراج وزیر نیرو و عذرخواهی عمومی:
بله، این بخش از ادعا تا حد زیادی صحیح است. الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان، در پی این حادثه، وزیر انرژی وقت، ناتیق علییف (Natig Aliyev) را برکنار کرد. همچنین، او در یک جلسه کابینه که از تلویزیون دولتی پخش شد، به شدت از عملکرد مقامات مسئول انتقاد کرد و آنها را "نالایق" (به زبان تند) توصیف کرد و از آنها خواست که به دلیل آسیبهای وارده به مردم و اقتصاد، عذرخواهی کنند. این رویداد بازتاب گستردهای در رسانههای بینالمللی نیز داشت.
📝 جمعبندی در مورد ادعای آذربایجان:
بنابراین، ادعای مربوط به اخراج وزیر نیرو، توصیف او به عنوان نالایق در رسانه ملی و مطالبه عذرخواهی عمومی توسط الهام علیاف به دلیل قطعی برق گسترده (نه صرفاً نیم ساعت در باکو)، صحیح است. تفاوت اصلی در مقیاس و مدت زمان قطعی برق است که یک حادثه گسترده و طولانیتر بوده، نه فقط نیم ساعت در پایتخت.
🔍 مقایسه با ایران:
بخش دوم متن، یک مقایسه و دیدگاه شخصی در مورد وضعیت مدیریت برق در ایران و واکنش مسئولان است. این قسمت یک "ادعا" برای صحتسنجی نیست، بلکه یک "نقد و مقایسه" از سوی نویسنده است.
💡 قطع برق روزانه در ایران:
بله، در سالهای اخیر، به ویژه در فصول گرم و سرد، قطع برقهای برنامهریزی شده و بدون برنامه در بسیاری از شهرهای ایران رخ داده است. مدت زمان و گستردگی این قطعیها متفاوت بوده و گاهی به چند ساعت در روز نیز رسیده است.
❗️ مقصر دانستن مردم توسط دولتمردان:
این نیز یک مشاهده رایج و نقد عمومی است. برای مثال، مسعود پزشکیان، یکی از مقامات ارشد، بارها ادعا کرده است که ایرانیان چندین برابر کشورهای اروپایی (مثلاً ۳ تا ۴ برابر) برق مصرف میکنند. اما این "دروغ شاخدار" با نقد جدی مواجه است؛ چرا که حتی با وجود مصرف بالاتر سرانه در ایران به دلیل یارانهها و عدم بهینهسازی، این آمارها اغلب بدون در نظر گرفتن فاکتورهایی چون: ۱. ناکارآمدی گسترده در شبکه تولید و توزیع برق (تلفات بالا)، ۲. فرسودگی زیرساختها و نیروگاهها، ۳. عدم سرمایهگذاری کافی در بهینهسازی و انرژیهای تجدیدپذیر، و ۴. شرایط اقلیمی (نیاز به سرمایش و گرمایش) مطرح میشوند که مسئولیت اصلی را از دوش سوءمدیریت و مشکلات ساختاری برمیدارند و صرفاً بر مصرفکننده نهایی متمرکز میکنند.
📊 مقایسه غلط سرانه مصرف برق ایران با کشورهای غربی
مسعود پزشکیان در مصاحبه تلویزیونی خود گفته سرانه مصرف برق در ایران چند برابر انگلستان، کانادا و آلمان است. برخلاف گفتههای پزشکیان، سرانه مصرف برق در این سه کشور به اضافه حدود ۷۰ کشور دیگر، بیشتر از سرانه مصرف برق در ایران است. بررسی دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا از مصرف برق کشورها در سال ۲۰۲۲ میلادی نشان میدهد سرانه مصرف برق در ایران با اختلاف نسبتا قابل توجهی کمتر از کانادا، بریتانیا و آلمان است. آمار مصرف کل، جمعیت و سرانه مصرف ۱۹۲ کشور را در این جدول میتوانید ببینید.
📌 نتیجهگیری کلی:
بخش عمدهای از اطلاعات مربوط به آذربایجان (اخراج و توبیخ وزیر نیرو در تلویزیون به دلیل قطعی برق گسترده) صحیح است، هرچند که جزئیات مربوط به مدت زمان و مکان (نیم ساعت در باکو) در مقایسه با رویداد واقعی (چندین ساعت در سراسر کشور در سال ۲۰۱۸) اندکی متفاوت است. بخش مقایسه با ایران نیز بازتابی از مشاهدات و نقدهای رایج در فضای عمومی است.
.
#حکومت_اسلامی #صحتسنجی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin