Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 اسکاندیناوی، سنگرِ سستِ سوسیالیستها
🍂 کارنامۀ حکومتهای سوسیالیستی چندان قابل دفاع نیست، اما این موضوع باعث نشده که طرفداران این مکتب از بین بروند. سنگر اصلی این طرفداران در مقابل مخالفان نیز کشورهای پیشرفته حوزۀ اسکاندیناوی است.
🍂 اما #مسعودیوسف_حصیرچین، پژوهشگر اقتصادی توضیح میدهد که این جوامع سوسیال دموکرات، فاصله زیادی از این مکتب فکری دارند و در تمام این نمونههای موفق، سیاست «بازار آزاد» است که بر فضای اقتصاد حاکم است.
🗄پست مرتبط
📺 آیا سوئد یک کشور سوسیالیستی است؟
#نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @ecoiran_webtv
🍂 کارنامۀ حکومتهای سوسیالیستی چندان قابل دفاع نیست، اما این موضوع باعث نشده که طرفداران این مکتب از بین بروند. سنگر اصلی این طرفداران در مقابل مخالفان نیز کشورهای پیشرفته حوزۀ اسکاندیناوی است.
🍂 اما #مسعودیوسف_حصیرچین، پژوهشگر اقتصادی توضیح میدهد که این جوامع سوسیال دموکرات، فاصله زیادی از این مکتب فکری دارند و در تمام این نمونههای موفق، سیاست «بازار آزاد» است که بر فضای اقتصاد حاکم است.
🗄پست مرتبط
📺 آیا سوئد یک کشور سوسیالیستی است؟
#نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @ecoiran_webtv
📗بهبهانۀ روز جهانی منع خشونت علیه زنان
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 آیا تاکنون شنیدهاید که در طول تاریخ، یک زن با قمه و چاقو، به یک مرد تجاوز کند و سپس او را با خشونت و سبوعیت به قتل برساند؟ اگر هم باشد، بسیار نادر است و بهنسبت مردها شایع نیست.
🍂 هرچه فکر میکنم، یک پایه و عاملِ مهم در خصوص شرورِ عالم سیاست و جامعه را «ساختار جنسی مردانه و تنشها و فزونطلبیها و خشونتها و تکانههای آن» میبینم؛ شاید بیجهت نیست که در فرهنگ ما، تا این حد از فحشهای کافدار استفاده میشود و مآلا آن عضو خاص، بهعنوان مظهرِ خشونت و سلطهگری و قدرتجویی و افتخارِ مردانه، به همۀ عالم و آدم حواله میشود!
🍂 در فیلم «سنگ صبور» به کارگردانیِ عتیق رحیمی (که البته فیلم بدساختیست)، یک دیالوگ کلیدی وجود دارد. گلشیفته فرهانی که خود قربانی خشونت و نظام مردسالار است، در میانۀ جنگ و خشونت طالبان در افغانستان، نقل به مضمون میگوید: «مردها اگر عشق بازی بلد بودند، اینقدر باهم نمی جنگیدند!».
🍂 گویا سیاست در یک فرآیند طولانی و تاریخی، کاملا به تستوسترون و سازمان جنسیِ مردانه آلوده شدهاست و اکنون چون یک نرمافزارِ ویروسی، حتی در ذهن زنهای سیاستمدار، آثار تخریبیِ خود را عملیاتی میکند و مآلا قربانی میگیرد؛ دنیا باید زنانهتر شود و نیمۀ زنانۀ مردها (هنر و شعر و موسیقی و رقص و عشق و ظرافت و لطافت) تقویت شود تا جهان جای بهتری برای زندگی شود.
🍂 از اینکه در نسل جدید، مردها بعضاً زیر ابرو برمیدارند، خوشحالم؛ بگذار این ابهت خشن و پشمالو و شبهگوریل و توهم و قدرتِ پوشالی و خشنِ مردانه که به آن پُز میدهند و مآلا در فحشهایشان، از عبارت «فلانی زنصفت است یا از زن کمتر است یا شبیه به زن است» استفاده میشود، فرو بریزد.
🍂 غرب هم هنوز نیاز به پالایش دارد و آنچنان که باید، زنانه نشدهاست؛ در آمریکا هنوز یک زن رئیس جمهور نشدهاست و ترامپ که مجدد خیز برداشته برای برگشت به قدرت، کاملا تجسم «آلت تناسلی مردانه» است و دائم در حال نعوذ و تکانهای انفجاریست که به وجه لطیف و ظریف زنانۀ زندگی، با خشونت تجاوز میکند؛ پوتین و دیگر قدرتمندان تخریبگر و جنگگستر جهان نیز چنیناند. در چین نیز این رهبر نرِ حزب کمونیست است که معین میکند، در دورهای ۳۶ ساله که مصلحت میدانسته، زنان تنها «یک بچه» بیاورند، و در زمانی دیگر که این نر مصلحت بداند، در خانه بمانند و بیشتر بچه بیاورند!
🍂 تمدن بشری در دورهای از تاریخ، برای غلبه بر خشونت طبیعت، به غلبۀ وجه مردانه نیاز داشت، اما اینک به زمان رهایی از غلبه مردانگی رسیدهایم و نوبت به غلبۀ زنانگی رسیدهاست.
🍂 نمیخواهم در اینجا، از این منظر وارد تحلیل اسلام و تصویرِ نرینه و خشن و زمختی که از خدا و امر قدسی ارائه کرده و نظامِ حقوقیِ نرینهسالار و خشونتهایِ ساختاریاش (از جمله در توصیف جهنم و شکنجههای متنوع و سادیستیک آن و وعدۀ حوریان نارپستان و غلمانهای نوجوان در توصیفات بهشت، و نیز سبک عزاداریها و زنجیرزنیها و قمهزنیهای شیعیان) بشوم؛ لذا در نقدِ وجه معرفتی آن توقف میکنم؛ برای اهل تفکر و تحقیق، همین اشارات کافیست.
#زنان #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 آیا تاکنون شنیدهاید که در طول تاریخ، یک زن با قمه و چاقو، به یک مرد تجاوز کند و سپس او را با خشونت و سبوعیت به قتل برساند؟ اگر هم باشد، بسیار نادر است و بهنسبت مردها شایع نیست.
🍂 هرچه فکر میکنم، یک پایه و عاملِ مهم در خصوص شرورِ عالم سیاست و جامعه را «ساختار جنسی مردانه و تنشها و فزونطلبیها و خشونتها و تکانههای آن» میبینم؛ شاید بیجهت نیست که در فرهنگ ما، تا این حد از فحشهای کافدار استفاده میشود و مآلا آن عضو خاص، بهعنوان مظهرِ خشونت و سلطهگری و قدرتجویی و افتخارِ مردانه، به همۀ عالم و آدم حواله میشود!
🍂 در فیلم «سنگ صبور» به کارگردانیِ عتیق رحیمی (که البته فیلم بدساختیست)، یک دیالوگ کلیدی وجود دارد. گلشیفته فرهانی که خود قربانی خشونت و نظام مردسالار است، در میانۀ جنگ و خشونت طالبان در افغانستان، نقل به مضمون میگوید: «مردها اگر عشق بازی بلد بودند، اینقدر باهم نمی جنگیدند!».
🍂 گویا سیاست در یک فرآیند طولانی و تاریخی، کاملا به تستوسترون و سازمان جنسیِ مردانه آلوده شدهاست و اکنون چون یک نرمافزارِ ویروسی، حتی در ذهن زنهای سیاستمدار، آثار تخریبیِ خود را عملیاتی میکند و مآلا قربانی میگیرد؛ دنیا باید زنانهتر شود و نیمۀ زنانۀ مردها (هنر و شعر و موسیقی و رقص و عشق و ظرافت و لطافت) تقویت شود تا جهان جای بهتری برای زندگی شود.
🍂 از اینکه در نسل جدید، مردها بعضاً زیر ابرو برمیدارند، خوشحالم؛ بگذار این ابهت خشن و پشمالو و شبهگوریل و توهم و قدرتِ پوشالی و خشنِ مردانه که به آن پُز میدهند و مآلا در فحشهایشان، از عبارت «فلانی زنصفت است یا از زن کمتر است یا شبیه به زن است» استفاده میشود، فرو بریزد.
🍂 غرب هم هنوز نیاز به پالایش دارد و آنچنان که باید، زنانه نشدهاست؛ در آمریکا هنوز یک زن رئیس جمهور نشدهاست و ترامپ که مجدد خیز برداشته برای برگشت به قدرت، کاملا تجسم «آلت تناسلی مردانه» است و دائم در حال نعوذ و تکانهای انفجاریست که به وجه لطیف و ظریف زنانۀ زندگی، با خشونت تجاوز میکند؛ پوتین و دیگر قدرتمندان تخریبگر و جنگگستر جهان نیز چنیناند. در چین نیز این رهبر نرِ حزب کمونیست است که معین میکند، در دورهای ۳۶ ساله که مصلحت میدانسته، زنان تنها «یک بچه» بیاورند، و در زمانی دیگر که این نر مصلحت بداند، در خانه بمانند و بیشتر بچه بیاورند!
🍂 تمدن بشری در دورهای از تاریخ، برای غلبه بر خشونت طبیعت، به غلبۀ وجه مردانه نیاز داشت، اما اینک به زمان رهایی از غلبه مردانگی رسیدهایم و نوبت به غلبۀ زنانگی رسیدهاست.
🍂 نمیخواهم در اینجا، از این منظر وارد تحلیل اسلام و تصویرِ نرینه و خشن و زمختی که از خدا و امر قدسی ارائه کرده و نظامِ حقوقیِ نرینهسالار و خشونتهایِ ساختاریاش (از جمله در توصیف جهنم و شکنجههای متنوع و سادیستیک آن و وعدۀ حوریان نارپستان و غلمانهای نوجوان در توصیفات بهشت، و نیز سبک عزاداریها و زنجیرزنیها و قمهزنیهای شیعیان) بشوم؛ لذا در نقدِ وجه معرفتی آن توقف میکنم؛ برای اهل تفکر و تحقیق، همین اشارات کافیست.
#زنان #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘چین میخواهد زنان خانه بمانند و فرزند به دنیا بیاورند
— منتشره در اکونومیست
🖌 #ترجمه #مسعودیوسف_حصیرچین
🍂 در چین هر پنج سال یک بار، کنگرۀ ملی زنان برگزار میشود. مانند جلسۀ سالانۀ پارلمان یا خود جلسات پنج سال یک بار حزب کمونیست، گردهمآیی زنان هم برنامۀ…
— منتشره در اکونومیست
🖌 #ترجمه #مسعودیوسف_حصیرچین
🍂 در چین هر پنج سال یک بار، کنگرۀ ملی زنان برگزار میشود. مانند جلسۀ سالانۀ پارلمان یا خود جلسات پنج سال یک بار حزب کمونیست، گردهمآیی زنان هم برنامۀ…
Telegram
نقدآگین
📘چین میخواهد زنان خانه بمانند و فرزند به دنیا بیاورند
— منتشره در اکونومیست
🖌 #ترجمه #مسعودیوسف_حصیرچین
🍂 در چین هر پنج سال یک بار، کنگرۀ ملی زنان برگزار میشود. مانند جلسۀ سالانۀ پارلمان یا خود جلسات پنج سال یک بار حزب کمونیست، گردهمآیی زنان هم برنامۀ پرزرق و برقیست که روی فرشهای قرمز و زیر لوسترهای شیک تالار بزرگ خلق در پکن برگزار میشود. اندک افرادی توجهی به آن میکنند، اما در رویداد امسال که در اواخر اکتبر برگزار شد، تغییرات ظریفِ ادبیات مسئولان ارشد برخی نظرات را به خود جلب کرد. ظاهراً این تفاوتها، تأیید کنندۀ تغییر نظر دولت دربارۀ نقش زنان در جامعه بودند.
🍂 دههها بود که در تمام جلسات این کنگره، مسئولان تعهد دولت به برابری جنسی را تکرار میکردند؛ معمولاً هم با همان صراحتی که جیانگ زمین، رهبرِ وقت چین، برای اولین بار در سال ۱۹۹۵ استفاده کرد، اما در سخنرانی افتتاحیۀ امسال، دینگ شوییشیانگ این عبارتهای همیشگی را حذف کرد - آنها را حتی به شکل دیگری هم نگفت.
🍂 آقای دینگ، از اعضای کمیتۀ پولیتبورو، گروه ارشد تصمیمگیری حزب، توصیههایی خطاب به زنان داشت. آنان باید فلسفۀ شی جینپینگ، رهبر چین، را بخوانند و «درک درستی از ازدواج، عشق، زایمان و خانواده به دست بیاورند».
🍂 آقای شی البته در رویداد دیگری در ۳۰ اکتبر، در سخنرانیاش خطاب به رهبران «فدراسیون زنان تمام چین»، ارگانی تحت رهبری حزب، از «سیاست بنیادین برابری جنسیتی ملی» یاد کرد، اما از حضور زنان در محل کار یا دولت چیزی نگفت؛ شاید به این دلیل که در میان ۲۴ عضو پولیتبورو هیچ زنی وجود ندارد.
🍂 اکثر سخنرانی آقای شی دربارۀ باروری و خانواده بود. او گفت «باید فرهنگ ازدواج و فرزندآوری جدیدی را رواج دهیم» و افراد را تشویق کرد تا «داستانهای خوبی دربارۀ سنتهای خانوادگی بگویند». صحبتهایی که با دید محافظهکارانهاش نسبت به جامعه جور درمیآید. در گذشته، آقای شی دربارۀ اهمیت «همسران و مادران خوب» گفتهاست و هنجارهای اجتماعی پدرسالارانه را ترویج کردهاست.
🍂 اخیراً اما آقای شی و اطرافیان تماماً مذکرش، کمی مستأصل به نظر میآیند. چین دچار افول جمعیتی شده و همین مسئله، رشد اقتصادی این کشور را کند میکند و برای برعکس کردن این روند، زنان این کشور باید نوزادان بیشتری به دنیا بیاورند. سال پیش، برای نخستین بار از دهۀ ۱۹۶۰ به این سو، جمعیت این کشور کاهش یافت (افول جمعیت حاضر در بازۀ سن کار این کشور در سال ۲۰۱۲ آغاز شد). دولت سخت در تلاش است تا این روند را برگرداند. در سال ۲۰۱۶، سیاست تک فرزندی را که در چند دهۀ گذشته بر این کشور حکمفرما بود، حذف کرد و در سال ۲۰۲۱، سیاست هر زوج سه فرزند را اتخاذ کرد.
🍂 اما جوانان هنوز تمایلی به ازدواج و فرزندآوری ندارند. روز به روز، زنان بیشتری هنجارهای جنسیتی را انکار و سبکهای زندگی مستقل را انتخاب میکنند. بسیاری از جوانان، هم مرد و هم زن، به سختی میتوانند شغل پیدا کنند؛ چه برسد به اینکه خانهای بخرند و تشکیل خانواده بدهند.
🍂 مشوق فرزندآوری، مانند یارانۀ نقدی و بخشودگی مالیاتی، زوجها را قانع به فرزندآوری و پذیرفتن هزینههایش نکردهاست. میانگین تعداد زایمانها به ازای هر زن، بسیار پایینتر از مقدار لازم برای حفظ جمعیت است. همین حالا، چین بهسرعت پیر میشود و بار خدمات سنگین و سنگینتر میشود.
🍂 زنان چینی برای فهمیدن اینکه برابری جنسیتی، دیگر در میان اولویتهای حزب نیست، نیازی به تجزیه و تحلیل ادبیات مسئولان ندارند. از سال ۲۰۱۲ که آقای شی، قدرت را به دست گرفت، وضعیت روز به روز بدتر شدهاست. تازهترین شاخص شکاف جنسیتی جهانیِ مجمع اقتصاد جهانی که پیشرفت به سوی برابری میان زنان و مردان را میسنجد، چین را در جایگاه ۱۰۷ در میان ۱۴۶ کشور قرار میدهد. امتیاز چین در چندین حوزه افت کرده است، از جمله دستاوردهای آموزشی، توانمندسازی سیاسی و سلامت.
🍂 وضع دیگر کشورهای بزرگ بدتر است، اما سقوط چین در رتبهبندی، ظاهراً عمدی و نتیجۀ تلاش برای عقب راندن زنان به نقشهای سنتی است. الیویا چئونگ از مدرسۀ «مطالعات شرق و آفریقا» در دانشگاه لندن میگوید، چشمانداز آقای شی بسیار منفیبافانه است. به گفتۀ او «از نظر شی جینپینگ، اساساً زنان مانند باقی چینیها هستند: ریسکهایی که باید کنترل شوند و منابعی که باید آنها را برای رسیدن به رویای چینی مهار کرد».
#زنان #روشیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @yusefmasoud
— منتشره در اکونومیست
🖌 #ترجمه #مسعودیوسف_حصیرچین
🍂 در چین هر پنج سال یک بار، کنگرۀ ملی زنان برگزار میشود. مانند جلسۀ سالانۀ پارلمان یا خود جلسات پنج سال یک بار حزب کمونیست، گردهمآیی زنان هم برنامۀ پرزرق و برقیست که روی فرشهای قرمز و زیر لوسترهای شیک تالار بزرگ خلق در پکن برگزار میشود. اندک افرادی توجهی به آن میکنند، اما در رویداد امسال که در اواخر اکتبر برگزار شد، تغییرات ظریفِ ادبیات مسئولان ارشد برخی نظرات را به خود جلب کرد. ظاهراً این تفاوتها، تأیید کنندۀ تغییر نظر دولت دربارۀ نقش زنان در جامعه بودند.
🍂 دههها بود که در تمام جلسات این کنگره، مسئولان تعهد دولت به برابری جنسی را تکرار میکردند؛ معمولاً هم با همان صراحتی که جیانگ زمین، رهبرِ وقت چین، برای اولین بار در سال ۱۹۹۵ استفاده کرد، اما در سخنرانی افتتاحیۀ امسال، دینگ شوییشیانگ این عبارتهای همیشگی را حذف کرد - آنها را حتی به شکل دیگری هم نگفت.
🍂 آقای دینگ، از اعضای کمیتۀ پولیتبورو، گروه ارشد تصمیمگیری حزب، توصیههایی خطاب به زنان داشت. آنان باید فلسفۀ شی جینپینگ، رهبر چین، را بخوانند و «درک درستی از ازدواج، عشق، زایمان و خانواده به دست بیاورند».
🍂 آقای شی البته در رویداد دیگری در ۳۰ اکتبر، در سخنرانیاش خطاب به رهبران «فدراسیون زنان تمام چین»، ارگانی تحت رهبری حزب، از «سیاست بنیادین برابری جنسیتی ملی» یاد کرد، اما از حضور زنان در محل کار یا دولت چیزی نگفت؛ شاید به این دلیل که در میان ۲۴ عضو پولیتبورو هیچ زنی وجود ندارد.
🍂 اکثر سخنرانی آقای شی دربارۀ باروری و خانواده بود. او گفت «باید فرهنگ ازدواج و فرزندآوری جدیدی را رواج دهیم» و افراد را تشویق کرد تا «داستانهای خوبی دربارۀ سنتهای خانوادگی بگویند». صحبتهایی که با دید محافظهکارانهاش نسبت به جامعه جور درمیآید. در گذشته، آقای شی دربارۀ اهمیت «همسران و مادران خوب» گفتهاست و هنجارهای اجتماعی پدرسالارانه را ترویج کردهاست.
🍂 اخیراً اما آقای شی و اطرافیان تماماً مذکرش، کمی مستأصل به نظر میآیند. چین دچار افول جمعیتی شده و همین مسئله، رشد اقتصادی این کشور را کند میکند و برای برعکس کردن این روند، زنان این کشور باید نوزادان بیشتری به دنیا بیاورند. سال پیش، برای نخستین بار از دهۀ ۱۹۶۰ به این سو، جمعیت این کشور کاهش یافت (افول جمعیت حاضر در بازۀ سن کار این کشور در سال ۲۰۱۲ آغاز شد). دولت سخت در تلاش است تا این روند را برگرداند. در سال ۲۰۱۶، سیاست تک فرزندی را که در چند دهۀ گذشته بر این کشور حکمفرما بود، حذف کرد و در سال ۲۰۲۱، سیاست هر زوج سه فرزند را اتخاذ کرد.
🍂 اما جوانان هنوز تمایلی به ازدواج و فرزندآوری ندارند. روز به روز، زنان بیشتری هنجارهای جنسیتی را انکار و سبکهای زندگی مستقل را انتخاب میکنند. بسیاری از جوانان، هم مرد و هم زن، به سختی میتوانند شغل پیدا کنند؛ چه برسد به اینکه خانهای بخرند و تشکیل خانواده بدهند.
🍂 مشوق فرزندآوری، مانند یارانۀ نقدی و بخشودگی مالیاتی، زوجها را قانع به فرزندآوری و پذیرفتن هزینههایش نکردهاست. میانگین تعداد زایمانها به ازای هر زن، بسیار پایینتر از مقدار لازم برای حفظ جمعیت است. همین حالا، چین بهسرعت پیر میشود و بار خدمات سنگین و سنگینتر میشود.
🍂 زنان چینی برای فهمیدن اینکه برابری جنسیتی، دیگر در میان اولویتهای حزب نیست، نیازی به تجزیه و تحلیل ادبیات مسئولان ندارند. از سال ۲۰۱۲ که آقای شی، قدرت را به دست گرفت، وضعیت روز به روز بدتر شدهاست. تازهترین شاخص شکاف جنسیتی جهانیِ مجمع اقتصاد جهانی که پیشرفت به سوی برابری میان زنان و مردان را میسنجد، چین را در جایگاه ۱۰۷ در میان ۱۴۶ کشور قرار میدهد. امتیاز چین در چندین حوزه افت کرده است، از جمله دستاوردهای آموزشی، توانمندسازی سیاسی و سلامت.
🍂 وضع دیگر کشورهای بزرگ بدتر است، اما سقوط چین در رتبهبندی، ظاهراً عمدی و نتیجۀ تلاش برای عقب راندن زنان به نقشهای سنتی است. الیویا چئونگ از مدرسۀ «مطالعات شرق و آفریقا» در دانشگاه لندن میگوید، چشمانداز آقای شی بسیار منفیبافانه است. به گفتۀ او «از نظر شی جینپینگ، اساساً زنان مانند باقی چینیها هستند: ریسکهایی که باید کنترل شوند و منابعی که باید آنها را برای رسیدن به رویای چینی مهار کرد».
#زنان #روشیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @yusefmasoud
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺چپ، آخرین دین! (۱) (+)
— چرا سوسیالیست نیستم!
🎙 #مسعودیوسف_حصیرچین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چرا سوسیالیست نیستم!
🎙 #مسعودیوسف_حصیرچین
🗄پست مرتبط
📺 آیا سوئد یک کشور سوسیالیستی است؟
📺 اسکاندیناوی، سنگرِ سستِ سوسیالیستها
📻 چرا سوسیالیست نیستم؟
.
#نقد_چپ #نقد_ادیان#سوسیالیسم #مارکسیسم #شوروی #لنین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
چپ، آخرین دین! | بخش اول گفتگو با مسعود یوسف حصیرچین | چرا سوسیالیست…
🎧چپ، آخرین دین! (۱) (+)
— چرا سوسیالیست نیستم!
🎙 #مسعودیوسف_حصیرچین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چرا سوسیالیست نیستم!
🎙 #مسعودیوسف_حصیرچین
🗄پست مرتبط
📺 آیا سوئد یک کشور سوسیالیستی است؟
📺 اسکاندیناوی، سنگرِ سستِ سوسیالیستها
📻 چرا سوسیالیست نیستم؟
.
#نقد_چپ #نقد_ادیان#سوسیالیسم #مارکسیسم #شوروی #لنین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 چپ نو تجزیهگر ایران (+)
— بازی با اقلیتها
🎙 #مسعودیوسف_حصیرچین
🔸اقلیت را بر صحنه آوردن، بازی جدید چپ نوست که در تمام دنیا درحال انجام است، اما در ایران نوع خطرناکی از آن درحال انجام است؛ اینکه استاندار یک منطقه اهل آن منطقه باشد، اتفاق بدی نیست. اما اینکه قومیت و اهل آن-منطقه-بودن، امتیازی بیشتر داشتهباشد، برای انتخاب یک استاندار، و نه شایستگی آن فرد، بسیار خطرناک است.
🔸اینکه رئیسجمهور یک کشور بجای صحبت به زبان رسمی کشوری که نماینده رسمی آن است، به زبان قومیتی که با آن صحبت میکند، حرف بزند، بسیار خطرناک است. دیدار کردن یک رئیسجمهور با کسانی که رویای تجزیۀ این کشور را دارند، نیز اتفاق نادریست. جریان چپ نویی که حاکم بر ایرانزمین شده، مهیبتر از آن است که تن نحیف ایرانزمین آنرا تاب بیاورد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بازی با اقلیتها
🎙 #مسعودیوسف_حصیرچین
🔸اقلیت را بر صحنه آوردن، بازی جدید چپ نوست که در تمام دنیا درحال انجام است، اما در ایران نوع خطرناکی از آن درحال انجام است؛ اینکه استاندار یک منطقه اهل آن منطقه باشد، اتفاق بدی نیست. اما اینکه قومیت و اهل آن-منطقه-بودن، امتیازی بیشتر داشتهباشد، برای انتخاب یک استاندار، و نه شایستگی آن فرد، بسیار خطرناک است.
🔸اینکه رئیسجمهور یک کشور بجای صحبت به زبان رسمی کشوری که نماینده رسمی آن است، به زبان قومیتی که با آن صحبت میکند، حرف بزند، بسیار خطرناک است. دیدار کردن یک رئیسجمهور با کسانی که رویای تجزیۀ این کشور را دارند، نیز اتفاق نادریست. جریان چپ نویی که حاکم بر ایرانزمین شده، مهیبتر از آن است که تن نحیف ایرانزمین آنرا تاب بیاورد.
🗄پست مرتبط
📕آذربایجان، زبان فارسی و پزشکیان!
📕ووک و نقش کشیشهای تکهتکهساز
📕ژیژک: ووک و نوعی «جزماندیشی سکولار»
📻 مسعود پزشکیان و عادیسازی گفتمان قومگرایی
📻 ماجرای یک بوکسور جنجالی
📺 گفتگوی یک فعالِ چپ ووک با منتقدان
.
#نقد_چپ #چپ_ایرانی #استمرارطالبان#هویتگرایی #قومیتگرایی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
چپ نو تجزیه گر ایران | اقلیت بر صحنه آوردن | گفتگو با مسعود یوسف…
🎧 چپ نو تجزیهگر ایران (+)
— بازی با اقلیتها
🎙 #مسعودیوسف_حصیرچین
🔸اقلیت را بر صحنه آوردن، بازی جدید چپ نوست که در تمام دنیا درحال انجام است، اما در ایران نوع خطرناکی از آن درحال انجام است؛ اینکه استاندار یک منطقه اهل آن منطقه باشد، اتفاق بدی نیست. اما اینکه قومیت و اهل آن-منطقه-بودن، امتیازی بیشتر داشتهباشد، برای انتخاب یک استاندار، و نه شایستگی آن فرد، بسیار خطرناک است.
🔸اینکه رئیسجمهور یک کشور بجای صحبت به زبان رسمی کشوری که نماینده رسمی آن است، به زبان قومیتی که با آن صحبت میکند، حرف بزند، بسیار خطرناک است. دیدار کردن یک رئیسجمهور با کسانی که رویای تجزیۀ این کشور را دارند، نیز اتفاق نادریست. جریان چپ نویی که حاکم بر ایرانزمین شده، مهیبتر از آن است که تن نحیف ایرانزمین آنرا تاب بیاورد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بازی با اقلیتها
🎙 #مسعودیوسف_حصیرچین
🔸اقلیت را بر صحنه آوردن، بازی جدید چپ نوست که در تمام دنیا درحال انجام است، اما در ایران نوع خطرناکی از آن درحال انجام است؛ اینکه استاندار یک منطقه اهل آن منطقه باشد، اتفاق بدی نیست. اما اینکه قومیت و اهل آن-منطقه-بودن، امتیازی بیشتر داشتهباشد، برای انتخاب یک استاندار، و نه شایستگی آن فرد، بسیار خطرناک است.
🔸اینکه رئیسجمهور یک کشور بجای صحبت به زبان رسمی کشوری که نماینده رسمی آن است، به زبان قومیتی که با آن صحبت میکند، حرف بزند، بسیار خطرناک است. دیدار کردن یک رئیسجمهور با کسانی که رویای تجزیۀ این کشور را دارند، نیز اتفاق نادریست. جریان چپ نویی که حاکم بر ایرانزمین شده، مهیبتر از آن است که تن نحیف ایرانزمین آنرا تاب بیاورد.
🗄پست مرتبط
📕آذربایجان، زبان فارسی و پزشکیان!
📕ووک و نقش کشیشهای تکهتکهساز
📕ژیژک: ووک و نوعی «جزماندیشی سکولار»
📻 مسعود پزشکیان و عادیسازی گفتمان قومگرایی
📻 ماجرای یک بوکسور جنجالی
📺 گفتگوی یک فعالِ چپ ووک با منتقدان
.
#نقد_چپ #چپ_ایرانی #استمرارطالبان#هویتگرایی #قومیتگرایی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 چه کسی آتش جنگ ایران را روشن خواهد کرد؟ (+)
🎙 #مسعودیوسف_حصیرچین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙 #مسعودیوسف_حصیرچین
.
#نقد_چپ #چپ_ایرانی#هویتگرایی #قومیتگرایی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
آتش جنگ ایران
@Naqdagin
🎧 چه کسی آتش جنگ ایران را روشن خواهد کرد؟ (+)
🎙 #مسعودیوسف_حصیرچین
🌾 @Naqdagin
🎙 #مسعودیوسف_حصیرچین
.➖➖➖
#نقد_چپ #چپ_ایرانی#هویتگرایی #مسعود_پزشکیان #پزشکیان #قومیتگرایی
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نه آقای عبدالکریمی، آبادان فاحشهخانه نبود!
✍🏻#مسعودیوسف_حصیرچین
آقا بیژن «فیلسوف» است و میگوید «آبادان ما فاحشهخونۀ سربازان آمریکایی» بود! ارتجاع همین شکلیست، هر چقدر هم که خودش را پشت عناوین پرطمطراق و عبارتهای دهنپرکن پنهان کند، باز هم هم برمیگردد؛ بالاخره ارتجاع است و باید به گذشتهاش رجعت کند.
آقای فیلسوف بدون ذرهای شرم کل شهر را «فاحشهخانه» میخواند و به مردمش نسبت ناروا میدهد، همین جماعت از فحاشی مخالفانشان شاکی میشوند!
این نسبت فاحشهخانه را به کرۀ جنوبی هم میدهند! بارها پیش آمده از دیکتاتوری کرۀ شمالی گفتهام و بلافاصله گفتهاند «پس کرۀ جنوبی خوب است که فاحشهخانۀ سربازان آمریکایی است؟» اینها، همین شکلیاند، با دیدن مردمی که جور دیگری زندگی میکنند، موسیقی دیگری گوش میکنند، وقتی کنار ساحل میروند لباس دیگری میپوشند، میرقصند و خوشحالند، فقط یک چیز به ذهنشان میرسد: «فاحشه»!
نه آقای عبدالکریمی، آبادان فاحشهخانه نبود؛ جایی بود که مردم فرصت داشتند جوری زندگی کنند که شما برایشان نمیپسندید و برای همین بلافاصله به تنظیمات کارخانه برمیگردید و لب به دشنام باز میکنید!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻#مسعودیوسف_حصیرچین
آقا بیژن «فیلسوف» است و میگوید «آبادان ما فاحشهخونۀ سربازان آمریکایی» بود! ارتجاع همین شکلیست، هر چقدر هم که خودش را پشت عناوین پرطمطراق و عبارتهای دهنپرکن پنهان کند، باز هم هم برمیگردد؛ بالاخره ارتجاع است و باید به گذشتهاش رجعت کند.
آقای فیلسوف بدون ذرهای شرم کل شهر را «فاحشهخانه» میخواند و به مردمش نسبت ناروا میدهد، همین جماعت از فحاشی مخالفانشان شاکی میشوند!
این نسبت فاحشهخانه را به کرۀ جنوبی هم میدهند! بارها پیش آمده از دیکتاتوری کرۀ شمالی گفتهام و بلافاصله گفتهاند «پس کرۀ جنوبی خوب است که فاحشهخانۀ سربازان آمریکایی است؟» اینها، همین شکلیاند، با دیدن مردمی که جور دیگری زندگی میکنند، موسیقی دیگری گوش میکنند، وقتی کنار ساحل میروند لباس دیگری میپوشند، میرقصند و خوشحالند، فقط یک چیز به ذهنشان میرسد: «فاحشه»!
نه آقای عبدالکریمی، آبادان فاحشهخانه نبود؛ جایی بود که مردم فرصت داشتند جوری زندگی کنند که شما برایشان نمیپسندید و برای همین بلافاصله به تنظیمات کارخانه برمیگردید و لب به دشنام باز میکنید!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
نه آقای عبدالکریمی، آبادان فاحشهخانه نبود!
✍🏻#مسعودیوسف_حصیرچین
آقا بیژن «فیلسوف» است و میگوید «آبادان ما فاحشهخونۀ سربازان آمریکایی» بود! ارتجاع همین شکلیست، هر چقدر هم که خودش را پشت عناوین پرطمطراق و عبارتهای دهنپرکن پنهان کند، باز هم هم برمیگردد؛…
✍🏻#مسعودیوسف_حصیرچین
آقا بیژن «فیلسوف» است و میگوید «آبادان ما فاحشهخونۀ سربازان آمریکایی» بود! ارتجاع همین شکلیست، هر چقدر هم که خودش را پشت عناوین پرطمطراق و عبارتهای دهنپرکن پنهان کند، باز هم هم برمیگردد؛…
📘سقوط تا عمق ابتذال فلسفی
— بیژن عبدالکریمی و جعل تاریخ در جامهی تفکر
(۱/۳)
🍂 در روزگاری که واژهها چون کودکان بیسرپرست در خیابانهای بیرحم معنا سرگرداناند، و اندیشه در بازار مکاره عنوان و مدرک به ارزانترین قیمت به حراج گذاشته، مردانی قد میکشند با ریشهای تراشیده شده و کتهای تنگ آکادمیک، که از پشت تریبونهای دانشگاهی نه برای افروختن چراغی در تاریکی، که برای افکندن سایهای پر فریب بر روشنی، لب به سخن میگشایند. یکی از عریانترین نمونههای این ابتذال نظاممند، مردیست با نامی بزرگتر از ظرفیت اندیشهاش: بیژن عبدالکریمی. نامی که در دهان برخی چون وردی روشنفکرانه میچرخد، اما در جان حقیقتجویان چون طنین سُمضربه خران در تالار سکوت است.
🍂 او که زمانی سودای «فلسفۀ ایرانی» داشت، حالا با زبان چرکآلود و فهم تنکمایهاش، به تاریخ خیانت میکند. او در یاوهسرایی و دریدهگویی گستاخانه و بیشرمانهای، آبادان، این شهر پیشاهنگ مدرنیزاسیون، شهر نفت و خون و روشنفکری، را «فاحشهخانهی سربازان آمریکایی» نامیدهاست. جملهای که نه از سر نادانی، که از دریدگی برخاسته؛ دریدگی کسی که به جای تفکر، فقط هنر جلب توجه دارد؛ کسی که اگر نیاز باشد، حتی به استخوانهای پوسیده آزادیخواهان هم توهین میکند، به شرط آنکه چند ثانیه بیشتر در مصاحبهای دیده شود.
🍂 اما توهین او به آبادان، اتفاقی نیست؛ حاصل کینهای پنهان و تاریخیست. عبدالکریمی میداند که آبادان، در سرتاسر سده بیستم، چیزی فراتر از یک شهر نفتی بود. آبادان، ناساز با نگاره کاریکاتورگونۀ او، تنها محل پالایش نفت نبود؛ گهواره مدرنسازی ایران بود، یکی از نخستین آزمایشگاه های زیست شهری مدرن در خاورمیانه، نخستین جایی که مفاهیمی چون "شهروند"، "روزنامه"، "باشگاه"، "سینما"، "تشکل صنفی"، "تئاتر"، "جنبش کارگری"، "زن مستقل"، و "آزادی فرهنگی" در قالبی اجتماعی به ظهور رسیدند.
🍂 در جغرافیای تاریخی ایران، کمتر شهری را میتوان یافت که در چنین دوره کوتاهی، چنین اثر ژرفی بر تاریخ فرهنگی-سیاسی کشور نهاده باشد. آبادان، همان شهری است که در دهه بیست، نخستین تئاترهای اجتماعی را شکل داد. زن در این شهر، از پشتِپردۀ اندرونیها، شبستانها و گنجهخانهها به خیابان آمد، کار کرد، بازی کرد، نوشت، و حتی رقصید. این شهر یکی از نخستین ایستگاه های برخورد تمدنی ایران با "تجدد عینی" بود: نه تجدد کتابخانهای، نه فلسفهبافی دانشگاهی، بلکه مواجهه زنده با واقعیتهای تمدن غرب، در زیست روزمره شهروندان.
🍂 برای همین هم بود که سیاستمداران سنتگرا از آن میترسیدند، روحانیت از آن واهمه داشت، و اکنون بیژن عبدالکریمی، به زبان فلاسفه، عقدۀ آن دوران را بیرون میریزد. او نه با فاحشگی مشکل دارد، نه با سرباز؛ مشکل او با «تجدد» است. مشکل او با آغازهای نو است. آبادان، آغاز بود، و عبدالکریمی، چونان خفاشی که از طلوع متنفر است، از همین روست که لب به فحاشی گشوده است.
🍂 هرجا فکری مستقل شکل گرفت، هرجا زن ایستاد، هرجا کارگر سخن گفت، او آنجا را "فاحشهخانه" میبیند. چون ذهن او تنها جایی را "پاک" میداند که زن خاموش باشد، کارگر فرمانبردار باشد، دانشجو سرسپرده باشد، و تاریخ، دروغین باشد.
🍂 آیا عبدالکریمی میداند که یکی از نخستین اعتصابنامه های سازمانیافته کارگری در خاورمیانه، در آبادان نوشته شد؟ آیا میداند که روزنامه محلی "بهسوی فردا" در سال ۱۳۳۰، مقالاتی در دفاع از حقوق زنان و کارگران منتشر کرد؟ آیا میداند که در باشگاه نفت، سخنرانیهایی با حضور زنان بدون چادر انجام میشد، در دورهای که حتی در تهران نیز چنین فضایی وجود نداشت؟ البته که میداند. و همین دانستن، تیغش را تیزتر کرده است. این کینه عمیق از حقیقتی است که نمیتواند انکارش کند، پس گوه-آلودهاش میکند.
🍂 او بارها از "مدرنیته بومی" حرف زده. اما جز کلمات توخالی، هیچ تحلیلی از چگونگی ظهور و فروپاشی مدرنیسم ایرانی ارائه نکرده. چون اگر بهراستی اهل تفکر بود، باید به ریشههای آغاز تجدد مینگریست. و ریشهها، در آبادانند؛ در مدرسۀ رازی، در سینمای تاج، در باشگاهِ گلستان، در کافهی که دختران دانشآموز به آن پناه میبردند تا یک فنجان قهوه بنوشند و از آزادی خیال بگویند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بیژن عبدالکریمی و جعل تاریخ در جامهی تفکر
(۱/۳)
🍂 در روزگاری که واژهها چون کودکان بیسرپرست در خیابانهای بیرحم معنا سرگرداناند، و اندیشه در بازار مکاره عنوان و مدرک به ارزانترین قیمت به حراج گذاشته، مردانی قد میکشند با ریشهای تراشیده شده و کتهای تنگ آکادمیک، که از پشت تریبونهای دانشگاهی نه برای افروختن چراغی در تاریکی، که برای افکندن سایهای پر فریب بر روشنی، لب به سخن میگشایند. یکی از عریانترین نمونههای این ابتذال نظاممند، مردیست با نامی بزرگتر از ظرفیت اندیشهاش: بیژن عبدالکریمی. نامی که در دهان برخی چون وردی روشنفکرانه میچرخد، اما در جان حقیقتجویان چون طنین سُمضربه خران در تالار سکوت است.
🍂 او که زمانی سودای «فلسفۀ ایرانی» داشت، حالا با زبان چرکآلود و فهم تنکمایهاش، به تاریخ خیانت میکند. او در یاوهسرایی و دریدهگویی گستاخانه و بیشرمانهای، آبادان، این شهر پیشاهنگ مدرنیزاسیون، شهر نفت و خون و روشنفکری، را «فاحشهخانهی سربازان آمریکایی» نامیدهاست. جملهای که نه از سر نادانی، که از دریدگی برخاسته؛ دریدگی کسی که به جای تفکر، فقط هنر جلب توجه دارد؛ کسی که اگر نیاز باشد، حتی به استخوانهای پوسیده آزادیخواهان هم توهین میکند، به شرط آنکه چند ثانیه بیشتر در مصاحبهای دیده شود.
🍂 اما توهین او به آبادان، اتفاقی نیست؛ حاصل کینهای پنهان و تاریخیست. عبدالکریمی میداند که آبادان، در سرتاسر سده بیستم، چیزی فراتر از یک شهر نفتی بود. آبادان، ناساز با نگاره کاریکاتورگونۀ او، تنها محل پالایش نفت نبود؛ گهواره مدرنسازی ایران بود، یکی از نخستین آزمایشگاه های زیست شهری مدرن در خاورمیانه، نخستین جایی که مفاهیمی چون "شهروند"، "روزنامه"، "باشگاه"، "سینما"، "تشکل صنفی"، "تئاتر"، "جنبش کارگری"، "زن مستقل"، و "آزادی فرهنگی" در قالبی اجتماعی به ظهور رسیدند.
🍂 در جغرافیای تاریخی ایران، کمتر شهری را میتوان یافت که در چنین دوره کوتاهی، چنین اثر ژرفی بر تاریخ فرهنگی-سیاسی کشور نهاده باشد. آبادان، همان شهری است که در دهه بیست، نخستین تئاترهای اجتماعی را شکل داد. زن در این شهر، از پشتِپردۀ اندرونیها، شبستانها و گنجهخانهها به خیابان آمد، کار کرد، بازی کرد، نوشت، و حتی رقصید. این شهر یکی از نخستین ایستگاه های برخورد تمدنی ایران با "تجدد عینی" بود: نه تجدد کتابخانهای، نه فلسفهبافی دانشگاهی، بلکه مواجهه زنده با واقعیتهای تمدن غرب، در زیست روزمره شهروندان.
🍂 برای همین هم بود که سیاستمداران سنتگرا از آن میترسیدند، روحانیت از آن واهمه داشت، و اکنون بیژن عبدالکریمی، به زبان فلاسفه، عقدۀ آن دوران را بیرون میریزد. او نه با فاحشگی مشکل دارد، نه با سرباز؛ مشکل او با «تجدد» است. مشکل او با آغازهای نو است. آبادان، آغاز بود، و عبدالکریمی، چونان خفاشی که از طلوع متنفر است، از همین روست که لب به فحاشی گشوده است.
🍂 هرجا فکری مستقل شکل گرفت، هرجا زن ایستاد، هرجا کارگر سخن گفت، او آنجا را "فاحشهخانه" میبیند. چون ذهن او تنها جایی را "پاک" میداند که زن خاموش باشد، کارگر فرمانبردار باشد، دانشجو سرسپرده باشد، و تاریخ، دروغین باشد.
🍂 آیا عبدالکریمی میداند که یکی از نخستین اعتصابنامه های سازمانیافته کارگری در خاورمیانه، در آبادان نوشته شد؟ آیا میداند که روزنامه محلی "بهسوی فردا" در سال ۱۳۳۰، مقالاتی در دفاع از حقوق زنان و کارگران منتشر کرد؟ آیا میداند که در باشگاه نفت، سخنرانیهایی با حضور زنان بدون چادر انجام میشد، در دورهای که حتی در تهران نیز چنین فضایی وجود نداشت؟ البته که میداند. و همین دانستن، تیغش را تیزتر کرده است. این کینه عمیق از حقیقتی است که نمیتواند انکارش کند، پس گوه-آلودهاش میکند.
🍂 او بارها از "مدرنیته بومی" حرف زده. اما جز کلمات توخالی، هیچ تحلیلی از چگونگی ظهور و فروپاشی مدرنیسم ایرانی ارائه نکرده. چون اگر بهراستی اهل تفکر بود، باید به ریشههای آغاز تجدد مینگریست. و ریشهها، در آبادانند؛ در مدرسۀ رازی، در سینمای تاج، در باشگاهِ گلستان، در کافهی که دختران دانشآموز به آن پناه میبردند تا یک فنجان قهوه بنوشند و از آزادی خیال بگویند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
نه آقای عبدالکریمی، آبادان فاحشهخانه نبود!
✍🏻#مسعودیوسف_حصیرچین
آقا بیژن «فیلسوف» است و میگوید «آبادان ما فاحشهخونۀ سربازان آمریکایی» بود! ارتجاع همین شکلیست، هر چقدر هم که خودش را پشت عناوین پرطمطراق و عبارتهای دهنپرکن پنهان کند، باز هم هم برمیگردد؛…
✍🏻#مسعودیوسف_حصیرچین
آقا بیژن «فیلسوف» است و میگوید «آبادان ما فاحشهخونۀ سربازان آمریکایی» بود! ارتجاع همین شکلیست، هر چقدر هم که خودش را پشت عناوین پرطمطراق و عبارتهای دهنپرکن پنهان کند، باز هم هم برمیگردد؛…
📘سقوط تا عمق ابتذال فلسفی
— بیژن عبدالکریمی و جعل تاریخ در جامهی تفکر
(۲/۳)
🍂 او از "غربزدگی" آلاحمد بسیار واگو میکند. اما فراموش میکند که حتی آلاحمد، در خشم خود از غرب، هیچگاه به توهین به انسانها نرسید. او نقد میکرد، اما ننگ نمیپاشید. عبدالکریمی اما، نقد را نمیشناسد. تنها حربهاش، برچسبزدن است؛ آنهم برچسبهایی گندآلوده، با رنگ و بوی جنسی. چرا؟ چون هنوز در ژرفنای جانش، آزادی زن نه نشانهای از بیداری، که تهدیدیست علیه بنای کهنه روانش: روانی که هنوز در بند مادر و هراس از زن نیرومند است.
🍂 در ناخودآگاهش، زن آزاد، همان مادر قانونشکن و شهوت برانگیز است که باید سرکوب شود؛ و چون نمیتواند با میل جنسیِ خود به زن آزاد کنار بیایند، او را به روسپیبودن متهم میکند. این، همان مکانیسم دفاعیِ «فرافکنی» است که فروید از آن سخن میگوید: چون نمیتواند در خود، میل را بپذیرد، آن را بر پیشانی زن میکوبد. پس زن آزاد، نه بهخاطر کردار یا گفتارش، بلکه بهخاطر آزادیاش هدف میشود. چون آزادی زن، آینهای است که میل واپسزده مرد سرکوبگر را به رخ میکشد؛ و او ا از این آینه میهراسد.
🍂 آنچه هم عبدالکریمی در بند پایانی «توجیهنامه»اش در دفاع از یاوهاش نوشتهاست، بیش از آنکه روشنگری باشد، نشانۀ نوعی فرافکنی فروخورده است. او، همچون بسیاری از روشنفکران واپسگرا، بهجای مواجهه با حقیقتِ دهان گوه-آلوده اش، مسئولیت را به گردن «شیطنت رسانهای» میاندازد. دقیقاً همانجا که ناخودآگاه، حقیقت را بر زبانش آورده، اکنون در تلاش برای توجیه است.
🍂 اما آنچه از فروید آموختهایم این است: همواره چیزی در سخن هست که از قصد گوینده فراتر میرود. عبدالکریمی خواستهبود از «آبادان» سخن بگوید، اما از «زن آزاد» سخن گفت؛ خواسته بود از «اشغال خاک» بگوید، اما از ناموس و «تصرف تن» سخن گفت؛ اینجا دیگر رسانه مقصر نیست. این خود اوست که از آزار تصویر زن مستقل، شهر مدرن و بدن بیقیمت، برآشفته میشود، و آنگاه، در یک مکانیسم تدافعی کودکانه، نقش «مرد غیرتمند ملی» را بازی میکند.
🍂 فروید اگر زنده بود، به او میگفت:
او همچنان در پی «بازگرداندنِ» خاک به "پاکی"ست، اما در خیال او، این پاکی یعنی نبودن زن، خاموشی موسیقی، و حذف هر شور و حرکتی که بیاجازۀ او رخ دهد. ترس او از فاحشهخانه، در واقع ترس از آزادی است؛ ترس از جایی که زن و مرد، بینیاز از سایۀ پدرانۀ او، تن و صدا و انتخاب دارند، و این است راز خشم و توهین او به آبادان!
🍂 ذهن عبدالکریمی نه زنده است، نه پویا؛ بلکه پر از واژگان پوسیده، و برساختۀ ذهنیست که تاریخ را نه چون «رویداد»، بلکه چون «قصاص» میبیند. او تاریخ را نمیفهمد، بلکه از آن انتقام میگیرد؛ چون تاریخ، با تمام صداقتش، نمیگذارد دروغپردازان آسوده بخوابند.
🍂 آبادان را فاحشهخانه مینامد، چون ناتوان است از درک عظمت یک شهر؛
او زنی که در باشگاه فوتبال بازی میکرد را فاحشه میبیند؛
او دانشآموزی که بیروسری به کتابخانه میرفت را آلوده میداند؛
او شهری که آزادی را در زیست روزمره تجربه کرد را گناهکار خطاب میکند؛
و این نگاه، نه فلسفیست، نه فرهنگی؛ این یک نگاه بیمار است.
🔺نه آبادان فاحشهخانه بود، نه زنانش روسپی. فاحشهخانه ذهن کسانیست که زن آزاد را تهدید میدانند. روسپی، زبان آلودهای است که حقیقت را به تنفروشی وا میدارد. اگر روزی بخواهیم نام «فاحشهخانه واقعی» را ببریم، باید به دانشگاههایی اشاره کنیم که در آنها فلسفه به قدرت باج میدهد، حقیقت به تملق آلوده میگردد، و استاد، بهجای افقگشایی، به تحقیر حافظۀ ملی میپردازد.
🍂 عبدالکریمی با این جمله، خودش را از هر شرافت فکری ساقط کرد. دیگر نمیتوان او را صاحبنظر دانست. او صرفاً «مأمور حذف خاطرۀ تجدد» است. هر آنکه در این سرزمین روزی خواست آزاد باشد، حالا در کلمات او به تمسخر گرفته میشود. این «انتقام» است، نه «تحلیل».
🍂 در این میان، وظیفه ما چیست؟ آیا باید سکوت کرد و گذشت؟ نه. چون در جغرافیای زبان، سکوت، معادل همدستی و همداستانی است. باید نوشت. باید فریاد زد. باید حقیقت را آنقدر فریاد کرد تا گوشهای بسته باز شوند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بیژن عبدالکریمی و جعل تاریخ در جامهی تفکر
(۲/۳)
🍂 او از "غربزدگی" آلاحمد بسیار واگو میکند. اما فراموش میکند که حتی آلاحمد، در خشم خود از غرب، هیچگاه به توهین به انسانها نرسید. او نقد میکرد، اما ننگ نمیپاشید. عبدالکریمی اما، نقد را نمیشناسد. تنها حربهاش، برچسبزدن است؛ آنهم برچسبهایی گندآلوده، با رنگ و بوی جنسی. چرا؟ چون هنوز در ژرفنای جانش، آزادی زن نه نشانهای از بیداری، که تهدیدیست علیه بنای کهنه روانش: روانی که هنوز در بند مادر و هراس از زن نیرومند است.
🍂 در ناخودآگاهش، زن آزاد، همان مادر قانونشکن و شهوت برانگیز است که باید سرکوب شود؛ و چون نمیتواند با میل جنسیِ خود به زن آزاد کنار بیایند، او را به روسپیبودن متهم میکند. این، همان مکانیسم دفاعیِ «فرافکنی» است که فروید از آن سخن میگوید: چون نمیتواند در خود، میل را بپذیرد، آن را بر پیشانی زن میکوبد. پس زن آزاد، نه بهخاطر کردار یا گفتارش، بلکه بهخاطر آزادیاش هدف میشود. چون آزادی زن، آینهای است که میل واپسزده مرد سرکوبگر را به رخ میکشد؛ و او ا از این آینه میهراسد.
🍂 آنچه هم عبدالکریمی در بند پایانی «توجیهنامه»اش در دفاع از یاوهاش نوشتهاست، بیش از آنکه روشنگری باشد، نشانۀ نوعی فرافکنی فروخورده است. او، همچون بسیاری از روشنفکران واپسگرا، بهجای مواجهه با حقیقتِ دهان گوه-آلوده اش، مسئولیت را به گردن «شیطنت رسانهای» میاندازد. دقیقاً همانجا که ناخودآگاه، حقیقت را بر زبانش آورده، اکنون در تلاش برای توجیه است.
🍂 اما آنچه از فروید آموختهایم این است: همواره چیزی در سخن هست که از قصد گوینده فراتر میرود. عبدالکریمی خواستهبود از «آبادان» سخن بگوید، اما از «زن آزاد» سخن گفت؛ خواسته بود از «اشغال خاک» بگوید، اما از ناموس و «تصرف تن» سخن گفت؛ اینجا دیگر رسانه مقصر نیست. این خود اوست که از آزار تصویر زن مستقل، شهر مدرن و بدن بیقیمت، برآشفته میشود، و آنگاه، در یک مکانیسم تدافعی کودکانه، نقش «مرد غیرتمند ملی» را بازی میکند.
🍂 فروید اگر زنده بود، به او میگفت:
"تو از تجاوز نمیگویی، تو از رنج واگذاری قدرت میگویی. از اینکه خاک دیگر ملک تو نیست، زن دیگر فرمانبردار تو نیست، و آبادان دیگر قصبهای سنتی در خیال تو نیست"
او همچنان در پی «بازگرداندنِ» خاک به "پاکی"ست، اما در خیال او، این پاکی یعنی نبودن زن، خاموشی موسیقی، و حذف هر شور و حرکتی که بیاجازۀ او رخ دهد. ترس او از فاحشهخانه، در واقع ترس از آزادی است؛ ترس از جایی که زن و مرد، بینیاز از سایۀ پدرانۀ او، تن و صدا و انتخاب دارند، و این است راز خشم و توهین او به آبادان!
🍂 ذهن عبدالکریمی نه زنده است، نه پویا؛ بلکه پر از واژگان پوسیده، و برساختۀ ذهنیست که تاریخ را نه چون «رویداد»، بلکه چون «قصاص» میبیند. او تاریخ را نمیفهمد، بلکه از آن انتقام میگیرد؛ چون تاریخ، با تمام صداقتش، نمیگذارد دروغپردازان آسوده بخوابند.
🍂 آبادان را فاحشهخانه مینامد، چون ناتوان است از درک عظمت یک شهر؛
او زنی که در باشگاه فوتبال بازی میکرد را فاحشه میبیند؛
او دانشآموزی که بیروسری به کتابخانه میرفت را آلوده میداند؛
او شهری که آزادی را در زیست روزمره تجربه کرد را گناهکار خطاب میکند؛
و این نگاه، نه فلسفیست، نه فرهنگی؛ این یک نگاه بیمار است.
🔺نه آبادان فاحشهخانه بود، نه زنانش روسپی. فاحشهخانه ذهن کسانیست که زن آزاد را تهدید میدانند. روسپی، زبان آلودهای است که حقیقت را به تنفروشی وا میدارد. اگر روزی بخواهیم نام «فاحشهخانه واقعی» را ببریم، باید به دانشگاههایی اشاره کنیم که در آنها فلسفه به قدرت باج میدهد، حقیقت به تملق آلوده میگردد، و استاد، بهجای افقگشایی، به تحقیر حافظۀ ملی میپردازد.
🍂 عبدالکریمی با این جمله، خودش را از هر شرافت فکری ساقط کرد. دیگر نمیتوان او را صاحبنظر دانست. او صرفاً «مأمور حذف خاطرۀ تجدد» است. هر آنکه در این سرزمین روزی خواست آزاد باشد، حالا در کلمات او به تمسخر گرفته میشود. این «انتقام» است، نه «تحلیل».
🍂 در این میان، وظیفه ما چیست؟ آیا باید سکوت کرد و گذشت؟ نه. چون در جغرافیای زبان، سکوت، معادل همدستی و همداستانی است. باید نوشت. باید فریاد زد. باید حقیقت را آنقدر فریاد کرد تا گوشهای بسته باز شوند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
نه آقای عبدالکریمی، آبادان فاحشهخانه نبود!
✍🏻#مسعودیوسف_حصیرچین
آقا بیژن «فیلسوف» است و میگوید «آبادان ما فاحشهخونۀ سربازان آمریکایی» بود! ارتجاع همین شکلیست، هر چقدر هم که خودش را پشت عناوین پرطمطراق و عبارتهای دهنپرکن پنهان کند، باز هم هم برمیگردد؛…
✍🏻#مسعودیوسف_حصیرچین
آقا بیژن «فیلسوف» است و میگوید «آبادان ما فاحشهخونۀ سربازان آمریکایی» بود! ارتجاع همین شکلیست، هر چقدر هم که خودش را پشت عناوین پرطمطراق و عبارتهای دهنپرکن پنهان کند، باز هم هم برمیگردد؛…
📘سقوط تا عمق ابتذال فلسفی
— بیژن عبدالکریمی و جعل تاریخ در جامهی تفکر
(۳/۳)
🍂 بیژن عبدالکریمی فقط یک فرد نیست؛ او نشانه است. نشانه سقوط تفکر در کشوری که دانشگاهش، مدرک میدهد، نه اندیشه. او نشانۀ آنجاست که فیلسوف به «قواد» بدل میشود، و فاحشه، استعارۀ «حقیقتیست که به ایدئولوژی فروخته شده».
🍂 بگذارید جملههای پایانیام، بازگوییِ همان حقیقتهایی باشد که چند ماه پیش در نقدی بر عبدالکریمی نوشتم؛ حقیقتهایی که امروز در سخنان او درباره آبادان بهروشنی و به شکلی عینی اثبات شدهاند.
🍂 آبادان، نه فاحشهخانه بود و نه شهر گناه؛ که شهری بود ایستاده در متن تاریخ، زادهی پیوند نفت و نبض، رنج و رؤیا، ستم و شوق. شهری که در چهره زخمخوردهاش، ردی از امید، تلخی، دگرگونی و عصیان میدرخشید. آنچه نگاه سنتزده برنمی تافت، فسق نبود، بلکه زندگی بود: زیستن زن، نوا، حرکت تن، شرمزدایی از خواهش، و حقّ اندیشیدن بیرون از تجویز. این شهر، آینهای بود در برابر نگاه کهنهپرستی که قرنها به تاریکی عادت کرده بود؛ آینهای که نه فساد، بل آزادی را بازتاب می داد، و چون نگاه واپسگرا از روشنی گریزان است، تنها چارهاش در شکستن آینه است.
🍂 اما آینه، حتی اگر در هم شکسته و تکهتکه شود، باز همان تصویر را بازمیتاباند، و در هر بار نگاه، حقیقتی تلخ خود را آشکار میکند: آنکه نمیتواند با خویشتن رودررو شود، حقیقت را به فساد متهم می کند.
🍂 عبدالکریمی، با هر نگاه، باز با خویشتن روبهرو می شود؛ اینبار نه در چهرۀ یک فیلسوف، که در سیمای «قواد حقیقت». او نه متفکر و مروج اندیشه، که «قوادالفلاسفه» است. او خود فحشای فلسفه در شیرهکشخانهی قدرت و سیاست است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بیژن عبدالکریمی و جعل تاریخ در جامهی تفکر
(۳/۳)
🍂 بیژن عبدالکریمی فقط یک فرد نیست؛ او نشانه است. نشانه سقوط تفکر در کشوری که دانشگاهش، مدرک میدهد، نه اندیشه. او نشانۀ آنجاست که فیلسوف به «قواد» بدل میشود، و فاحشه، استعارۀ «حقیقتیست که به ایدئولوژی فروخته شده».
🍂 بگذارید جملههای پایانیام، بازگوییِ همان حقیقتهایی باشد که چند ماه پیش در نقدی بر عبدالکریمی نوشتم؛ حقیقتهایی که امروز در سخنان او درباره آبادان بهروشنی و به شکلی عینی اثبات شدهاند.
🍂 آبادان، نه فاحشهخانه بود و نه شهر گناه؛ که شهری بود ایستاده در متن تاریخ، زادهی پیوند نفت و نبض، رنج و رؤیا، ستم و شوق. شهری که در چهره زخمخوردهاش، ردی از امید، تلخی، دگرگونی و عصیان میدرخشید. آنچه نگاه سنتزده برنمی تافت، فسق نبود، بلکه زندگی بود: زیستن زن، نوا، حرکت تن، شرمزدایی از خواهش، و حقّ اندیشیدن بیرون از تجویز. این شهر، آینهای بود در برابر نگاه کهنهپرستی که قرنها به تاریکی عادت کرده بود؛ آینهای که نه فساد، بل آزادی را بازتاب می داد، و چون نگاه واپسگرا از روشنی گریزان است، تنها چارهاش در شکستن آینه است.
🍂 اما آینه، حتی اگر در هم شکسته و تکهتکه شود، باز همان تصویر را بازمیتاباند، و در هر بار نگاه، حقیقتی تلخ خود را آشکار میکند: آنکه نمیتواند با خویشتن رودررو شود، حقیقت را به فساد متهم می کند.
🍂 عبدالکریمی، با هر نگاه، باز با خویشتن روبهرو می شود؛ اینبار نه در چهرۀ یک فیلسوف، که در سیمای «قواد حقیقت». او نه متفکر و مروج اندیشه، که «قوادالفلاسفه» است. او خود فحشای فلسفه در شیرهکشخانهی قدرت و سیاست است.
📕دلقک کیست؟ زلنسکی یا عبدالکریمی؟
📕از مغاک عصر ظلمت
📕«بردگانِ جنسی» در اسلام و قصههای پر دروغِ روشنفکری دینی
📕عبدالکریمی را چه شده؟!
📺 بانمکترین حرف عبدالکریمی در مناظره
📕سقوط ج.ا سقوط روسیه و چین؟!
📕وقتی فیلسوف دچار ابتذال رسانه شود
📕چپ محور مقاومتی و آرمانشهرش
📕زیستجهان یا برگشت به غار افلاطون؟
📕درک وارونۀ فیلسوف محور مقاومت از امر ملی
📕خودرادیکالپنداری با ذهنی بسیجیمآب!
📕باز هم روشنفکران را نمیبخشم!🥲
📕نظریهپرداز استبداد و ارتجاع
📕روشنفکر و خُلق و زبانی بسیجیوار؟!
📻 عبدالکریمی و چپزدگی
📻 در ستایش سلحشوری
.
#نقد_روشنفکران #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧بیژن عبدالکریمی، نخبگان عمیق و آبادان (+)
🎙#امیر_جوادی، #مهدی_مرعشی و #مسعودیوسف_حصیرچین، و #محمد_ماشینچیان
🔸این پادکست به چندین موضوع از جمله اظهارنظر توهینآمیز، زنستیزانه، نامستند و نامعقول و غربستیزانۀ بیژن عبدالکریمی در مورد آبادان و واکنشهای اجتماعی به آن، نقش و تأثیر رسانههای اجتماعی بر جامعه و افراد، و همچنین طرح پیشنهادی «کوثر طلا» برای بانک مرکزی و فتوای مراجع در این زمینه میپردازد. سخنرانان به بررسی ابعاد مختلف این مسائل، از جمله پیشینه فکری عبدالکریمی، آزادی بیان در فضای مجازی، و اعتماد عمومی به نهادهای دولتی میپردازند. این گفتگو چالشها و پیچیدگیهای موجود در جامعه ایران را از زوایای مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مورد بحث قرار میدهد.
🔸بررسی اشتباه متعدد و مغالطاتی که در سخنانِ عبدالکریمی موجود است و نشاندهندۀ نگاه از بالا به پایین او به جامعه و مسئولیتگریزیِ آشکار اوست.
🔸آیا رسانههای اجتماعی فقط باعث گسترشِ شهرتِ افراد بیمایه شدهاست، یا بیمایگی علیشریعتیهای بالقوه را رو میکند و مانع از اثرگذاریهای مخرب آنها میشود؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#امیر_جوادی، #مهدی_مرعشی و #مسعودیوسف_حصیرچین، و #محمد_ماشینچیان
🔸این پادکست به چندین موضوع از جمله اظهارنظر توهینآمیز، زنستیزانه، نامستند و نامعقول و غربستیزانۀ بیژن عبدالکریمی در مورد آبادان و واکنشهای اجتماعی به آن، نقش و تأثیر رسانههای اجتماعی بر جامعه و افراد، و همچنین طرح پیشنهادی «کوثر طلا» برای بانک مرکزی و فتوای مراجع در این زمینه میپردازد. سخنرانان به بررسی ابعاد مختلف این مسائل، از جمله پیشینه فکری عبدالکریمی، آزادی بیان در فضای مجازی، و اعتماد عمومی به نهادهای دولتی میپردازند. این گفتگو چالشها و پیچیدگیهای موجود در جامعه ایران را از زوایای مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مورد بحث قرار میدهد.
🔸بررسی اشتباه متعدد و مغالطاتی که در سخنانِ عبدالکریمی موجود است و نشاندهندۀ نگاه از بالا به پایین او به جامعه و مسئولیتگریزیِ آشکار اوست.
🔸آیا رسانههای اجتماعی فقط باعث گسترشِ شهرتِ افراد بیمایه شدهاست، یا بیمایگی علیشریعتیهای بالقوه را رو میکند و مانع از اثرگذاریهای مخرب آنها میشود؟
📺 خودفیلسوفپندار ابرمغلطهکار
📺 ژاپن بیغیرت و سربازان آمریکایی
📺کاریکاتوری بدبو از شریعتی
📺 عبدالکریمی و تکرار بدون فکرِ کلمات عرزشیها
📺 رحیمپور ازغدیِ سهتیغهکرده
📻دربارۀ «آیین قدرت» و آیندۀ ایران
📻 دلقک: زلنسکی یا عبدالکریمی؟
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📻 عبدالکریمی و جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📕از مغاک عصر ظلمت؛ امآریآیِ بهاصطلاح «مغزِ» حکومت اسلامی
📕نقد و بررسی پاسخِ ایدئولوگ «مقاومت، حکومت اسلامی و رهبری»
📕«اصغر لجن و علی گاوکش» در دانشگاه
📕دیسکو و عیشونوش در نظر پدیدارشناس شیعه!
📊 نظرسنجی دربارۀ دیسکو، بار و روسپیخانه
📕نقدی بر تناقضاتِ معرفتی و نسبت آن با ساختار قدرت
📕مخالفتِ عوامانه و گلهوار
📕از مغاک عصر ظلمت
📕فیلسوفان آلمانی چه میگویند؟
📕درک وارونۀ فیلسوف محور مقاومت از امر ملی
📕باز هم روشنفکران را نمیبخشم!
📻 عبدالکریمی و چپزدگی
.
#نقد_روشنفکران #چپ_بدلی #چپ_ایرانی #مغلطجات #آبادان #حکومت_اسلامی #اقتصاد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
کورتکسگیت محسن رنانی
@Naqdagin
🎧کورتکسگیت محسن رنانی و بچه های شیکاگو در وزارت اقتصاد (+)
🎙#مسعودیوسف_حصیرچین، و #محمد_ماشینچیان و #مانی_بشرزاد، #رهام_جابری و #محمدرضا_مردانیان
🔸محسن رنانی صرفا یک فرد نیست، یک تیپ تولیدی جمهوری اسلامی و جریانِ اصلاحطلب است. نباید تصور کنیم صرفا با یک فرد طرفیم که این حد از ابتذال را در جایگاه استاد دانشگاه در جلویِ لنز دوربینها بیرون میریزد و به آنچه رقم میزند و بهنام خود ثبت میکند، خودآگاه نیست. اساتیدِ سرشناسِ بسیاری در دانشگاههای منحطِ ایران، آرایی نظیر او را در موضوعات تخصصی و غیرتخصصیشان، مزه نکرده و بدونِ طیکردن پروسۀ دشوار تحقیقاتِ معتبر آکادمیک، در رسانهها طرح میکنند و جادوی رسانه آنها را بدل به یک شومن بدل کردهاست که از نفسِ دیدهشدن و کوبیدن و تحقیر هر روزۀ بخش بزرگی از ایرانیان لذت میبرند.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب (بخش رنانی)
00:24:21 - نقد تئوریها و اظهارات اقتصادی محسن رنانی (بحث "کورتکس گیت")
00:25:56 - رد ادعای رنانی: ایران همیشه در عجله توسعه نبوده است
00:28:50 - مثالهای کره جنوبی و شمالی: توسعه در چند دهه نه صدها سال
00:29:42 - هنگ کنگ: نمونهای از تغییرات سریع توسعهای
00:54:46 - انتقاد شدید از دیدگاه رنانی درباره مانع بودن زبان فارسی برای توسعه
01:21:35 - رنانی مردم را مقصر میداند و دولت را تبرئه میکند: نقد نبود مبنای علمی نظریات
🌾 @Naqdagin
🎙#مسعودیوسف_حصیرچین، و #محمد_ماشینچیان و #مانی_بشرزاد، #رهام_جابری و #محمدرضا_مردانیان
🔸محسن رنانی صرفا یک فرد نیست، یک تیپ تولیدی جمهوری اسلامی و جریانِ اصلاحطلب است. نباید تصور کنیم صرفا با یک فرد طرفیم که این حد از ابتذال را در جایگاه استاد دانشگاه در جلویِ لنز دوربینها بیرون میریزد و به آنچه رقم میزند و بهنام خود ثبت میکند، خودآگاه نیست. اساتیدِ سرشناسِ بسیاری در دانشگاههای منحطِ ایران، آرایی نظیر او را در موضوعات تخصصی و غیرتخصصیشان، مزه نکرده و بدونِ طیکردن پروسۀ دشوار تحقیقاتِ معتبر آکادمیک، در رسانهها طرح میکنند و جادوی رسانه آنها را بدل به یک شومن بدل کردهاست که از نفسِ دیدهشدن و کوبیدن و تحقیر هر روزۀ بخش بزرگی از ایرانیان لذت میبرند.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب (بخش رنانی)
00:24:21 - نقد تئوریها و اظهارات اقتصادی محسن رنانی (بحث "کورتکس گیت")
00:25:56 - رد ادعای رنانی: ایران همیشه در عجله توسعه نبوده است
00:28:50 - مثالهای کره جنوبی و شمالی: توسعه در چند دهه نه صدها سال
00:29:42 - هنگ کنگ: نمونهای از تغییرات سریع توسعهای
00:54:46 - انتقاد شدید از دیدگاه رنانی درباره مانع بودن زبان فارسی برای توسعه
01:21:35 - رنانی مردم را مقصر میداند و دولت را تبرئه میکند: نقد نبود مبنای علمی نظریات
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:01:07 - انتقادات ایلان ماسک از دولت ترامپ
00:03:13 - بحث در مورد تشکیل حزب سیاسی جدید در آمریکا
.
.
.
01:34:07 - انتصاب آقای مدنیزاده و "بچههای شیکاگو"
01:35:37 - بررسی واکنشها به انتصاب مدنیزاده
01:53:20 - تحلیل برنامه اقتصادی "رشد عدالتمحور"
02:02:37 - انتقاد از رویکرد برنامه به FATF
02:06:43 - انتقاد از تمرکز برنامه بر افزایش مالیات
00:12:07 - اهمیت شفافیت و پاسخگویی در حکمرانی
02:20:53 - راه حلهای شناخته شده برای مشکلات اقتصادی ایران
📕کورتکس ایرانی یا مغز مروجان شبهعلم
❌ چرا ادعای رنانی شاخدار است؟
📺 وضع دانشگاه/علوم انسانی در ایران
📺 صاحب کورتکس بزرگ!
📕روشنفکرانِ وارونۀ ماحصلِ دورانِ انحطاط حکومت دینی
.➖➖➖
#نقد_روشنفکران #چپ_بدلی #چپ_ایرانی #مغلطجات #آبادان #حکومت_اسلامی #اقتصاد
🌾 @Naqdagin
📘محسن رنانی؛ عذرخواهی یا نمایش!
✍🏻#ناهید_زمانیان
🍂 در جهان امروز، روشنفکران نیز مانند سیاستمداران و سلبریتیها، در معرض چشمهای دائمی جماعت قرار دارند. اما تفاوت آنها با دیگران این است که ادعای «فهم» دارند؛ ادعایی که اگر فرو بریزد، سقوطشان عمیقتر است، و وقتی اشتباه میکنند، و یا حرفی میزنند که به مذاق جمع خوش نیامده، یا تحلیلی نادرست ارائه میدهند، دست به دامان چیزی میشوند که شبیه به توبه است: عذرخواهی عمومی.
🍂 این عذرخواهیها در ظاهر اخلاقیست، اما در عمل، بیشتر به ابزار بقا شباهت دارد تا نشانی از دگرگونی درونی. دقیقاً مانند توبههای دینی ، که اگر خالی از صداقت باشد، چیزی جز مناسک تهی نیست. فرد گناهکار در ظاهر توبه میکند، اما در خلوت خود همچنان به همان گناه میاندیشد. اینجا هم روشنفکر، در ظاهر عقبنشینی میکند، اما نه به دلیل تغییر در فهم، بلکه فقط برای حفظ جایگاه. بنابراین او به همان چیزهایی که دیروز گفت، امروز هم معتقد است، فقط یاد گرفته آنها را چطور پنهان کند، یا چگونه در لفافه بگوید. روشنفکرِ توبهکار، نه درگیر مسیر "فهم"، که سرگرم بازی زندهماندن در میدان پر از تیغ افکار عمومیست.
🍂 برای اثبات این مدعا، نیازی به گذشت زمان نیست؛ کافیست چند روز صبر کنیم تا همین روشنفکر توبهکار، سخن و نوشتهی بعدیاش را ارائه دهد؛ باز هم با همان نگاه، با همان درونمایه و با همان لحن، فقط در لباسی نو.
🍂 پس بیراه نیست اگر بگوییم: در بسیاری از این موارد، عذرخواهی برخی از روشنفکران، نشانهای از بلوغ آنان نیست، بلکه ترفندی برای بازسازی چهرهایست که در معرض خطر است.
▪️پینوشت نقدآگین:
🔸البته اگر بخواهیم یک مقایسۀ کوتاه و منصفانه و دقیقتر میان مواجهۀ محسنِ رنانی با بیژن عبدالکریمی کنیم، در هنگامۀ لغزش فرویدیای که رقم زدند (یکی مردم ایران را دارای کورتکسِ غیرکلفت بهخاطرِ رواجِ چندهمسری دانست که صدها سال توسعهیابیشان زمان نیاز دارد، دیگری مردم آبادان و سپس کل ایرانِ زمان پهلوی را «فاحشۀ آمریکاییها» دانست)، رنانی یکی دو نمره بالاتر است از هوشیاری به وضعیت جامعه و ضرورتِ نمایشِ صداقت و تواضع در ارتکاب خطاهایی چنین بزرگ؛ عبدالکریمی که بهعنوان یک فلسفهخوانده، حتی بویی از «تواضع معرفتی» و «معذرتخواهی صادقانه» هم نبرده، و از همان آغاز، همۀ منتقدانِ خود را یککاسه کرد و آنها را «بلندگوی امپریالیسم» یا «فریبخوردۀ رسانههای دشمن» و «مشتی مغرضِ سنگسارکنندۀ» خود دانست! و گفت در «شرایط حساس کنونی» و «خطرهای متوجه تمامیت ارضی» به این «مسائل حاشیهای» نباید توجه کرد! چیزی معادل مواجهۀ تراز حکامِ جهادیِ جمهوری اسلامی در هنگامِ علنیشدنِ اختلاسها که «نباید کش یابند»، یا مفاسد اقتصادی عظیم رو شده را به «لجنپراکنی ضدانقلاب» تعبیر کردند.
🔸گفتمان انقلاب و چپ محور مقاومتی چنان فرد را دچار خودشیفتگی و دیگریستیزی میکند، که اساسا توانِ نمایشِ معذرتخواهی و صداقت در پشیمانی هم از او میستاند، و فرد را به یک شخصیتِ عمیقا خودشیفتۀ گرفتار این توهم که همگان در حال دشمنی شبانهروزی با اویند، تبدیل میکند. فردی با سوءظن حداکثری و خودشیفتگی حداکثری. مبنای نگاه او به غرب نیز از همین وجه روانشناختی آب میخورد: غرب صبحوشام در حال توطئه علیه ماست و با تحفۀ تاریخیای که ما هستیم مشکل دارد، و هیچ مشکل جدیای در نوعِ حکمرانیِ ما نیست که از میان این همه کشور، اکثرا با شاخِ غرب سر و سر داریم و توان مشارکت و بهرهگیری از مزایای آن را از خود سلب کردهایم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nahidestan
✍🏻#ناهید_زمانیان
🍂 در جهان امروز، روشنفکران نیز مانند سیاستمداران و سلبریتیها، در معرض چشمهای دائمی جماعت قرار دارند. اما تفاوت آنها با دیگران این است که ادعای «فهم» دارند؛ ادعایی که اگر فرو بریزد، سقوطشان عمیقتر است، و وقتی اشتباه میکنند، و یا حرفی میزنند که به مذاق جمع خوش نیامده، یا تحلیلی نادرست ارائه میدهند، دست به دامان چیزی میشوند که شبیه به توبه است: عذرخواهی عمومی.
🍂 این عذرخواهیها در ظاهر اخلاقیست، اما در عمل، بیشتر به ابزار بقا شباهت دارد تا نشانی از دگرگونی درونی. دقیقاً مانند توبههای دینی ، که اگر خالی از صداقت باشد، چیزی جز مناسک تهی نیست. فرد گناهکار در ظاهر توبه میکند، اما در خلوت خود همچنان به همان گناه میاندیشد. اینجا هم روشنفکر، در ظاهر عقبنشینی میکند، اما نه به دلیل تغییر در فهم، بلکه فقط برای حفظ جایگاه. بنابراین او به همان چیزهایی که دیروز گفت، امروز هم معتقد است، فقط یاد گرفته آنها را چطور پنهان کند، یا چگونه در لفافه بگوید. روشنفکرِ توبهکار، نه درگیر مسیر "فهم"، که سرگرم بازی زندهماندن در میدان پر از تیغ افکار عمومیست.
🍂 برای اثبات این مدعا، نیازی به گذشت زمان نیست؛ کافیست چند روز صبر کنیم تا همین روشنفکر توبهکار، سخن و نوشتهی بعدیاش را ارائه دهد؛ باز هم با همان نگاه، با همان درونمایه و با همان لحن، فقط در لباسی نو.
🍂 پس بیراه نیست اگر بگوییم: در بسیاری از این موارد، عذرخواهی برخی از روشنفکران، نشانهای از بلوغ آنان نیست، بلکه ترفندی برای بازسازی چهرهایست که در معرض خطر است.
▪️پینوشت نقدآگین:
🔸البته اگر بخواهیم یک مقایسۀ کوتاه و منصفانه و دقیقتر میان مواجهۀ محسنِ رنانی با بیژن عبدالکریمی کنیم، در هنگامۀ لغزش فرویدیای که رقم زدند (یکی مردم ایران را دارای کورتکسِ غیرکلفت بهخاطرِ رواجِ چندهمسری دانست که صدها سال توسعهیابیشان زمان نیاز دارد، دیگری مردم آبادان و سپس کل ایرانِ زمان پهلوی را «فاحشۀ آمریکاییها» دانست)، رنانی یکی دو نمره بالاتر است از هوشیاری به وضعیت جامعه و ضرورتِ نمایشِ صداقت و تواضع در ارتکاب خطاهایی چنین بزرگ؛ عبدالکریمی که بهعنوان یک فلسفهخوانده، حتی بویی از «تواضع معرفتی» و «معذرتخواهی صادقانه» هم نبرده، و از همان آغاز، همۀ منتقدانِ خود را یککاسه کرد و آنها را «بلندگوی امپریالیسم» یا «فریبخوردۀ رسانههای دشمن» و «مشتی مغرضِ سنگسارکنندۀ» خود دانست! و گفت در «شرایط حساس کنونی» و «خطرهای متوجه تمامیت ارضی» به این «مسائل حاشیهای» نباید توجه کرد! چیزی معادل مواجهۀ تراز حکامِ جهادیِ جمهوری اسلامی در هنگامِ علنیشدنِ اختلاسها که «نباید کش یابند»، یا مفاسد اقتصادی عظیم رو شده را به «لجنپراکنی ضدانقلاب» تعبیر کردند.
🔸گفتمان انقلاب و چپ محور مقاومتی چنان فرد را دچار خودشیفتگی و دیگریستیزی میکند، که اساسا توانِ نمایشِ معذرتخواهی و صداقت در پشیمانی هم از او میستاند، و فرد را به یک شخصیتِ عمیقا خودشیفتۀ گرفتار این توهم که همگان در حال دشمنی شبانهروزی با اویند، تبدیل میکند. فردی با سوءظن حداکثری و خودشیفتگی حداکثری. مبنای نگاه او به غرب نیز از همین وجه روانشناختی آب میخورد: غرب صبحوشام در حال توطئه علیه ماست و با تحفۀ تاریخیای که ما هستیم مشکل دارد، و هیچ مشکل جدیای در نوعِ حکمرانیِ ما نیست که از میان این همه کشور، اکثرا با شاخِ غرب سر و سر داریم و توان مشارکت و بهرهگیری از مزایای آن را از خود سلب کردهایم.
📻 کورتکسگیت محسن رنانی و بچه های شیکاگو در وزارت اقتصاد
📕کورتکس ایرانی یا مغز مروجان شبهعلم
❌ چرا ادعای رنانی شاخدار است؟
📺 وضع دانشگاه/علوم انسانی در ایران
📺 صاحب کورتکس بزرگ!
📕روشنفکرانِ وارونۀ ماحصلِ دورانِ انحطاط حکومت دینی
📻بیژن عبدالکریمی، نخبگان عمیق و آبادان
📺 خودفیلسوفپندار ابرمغلطهکار
📺 ژاپن بیغیرت و سربازان آمریکایی
📺کاریکاتوری بدبو از شریعتی
📺 عبدالکریمی و تکرار بدون فکرِ کلمات عرزشیها
📺 رحیمپور ازغدیِ سهتیغهکرده
📻دربارۀ «آیین قدرت» و آیندۀ ایران
📻 دلقک: زلنسکی یا عبدالکریمی؟
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📻 عبدالکریمی و جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📕از مغاک عصر ظلمت؛ امآریآیِ بهاصطلاح «مغزِ» حکومت اسلامی
📕نقد و بررسی پاسخِ ایدئولوگ «مقاومت، حکومت اسلامی و رهبری»
📕«اصغر لجن و علی گاوکش» در دانشگاه
📕دیسکو و عیشونوش در نظر پدیدارشناس شیعه!
📊 نظرسنجی دربارۀ دیسکو، بار و روسپیخانه
📕نقدی بر تناقضاتِ معرفتی و نسبت آن با ساختار قدرت
📕مخالفتِ عوامانه و گلهوار
📕از مغاک عصر ظلمت
📕فیلسوفان آلمانی چه میگویند؟
📕درک وارونۀ فیلسوف محور مقاومت از امر ملی
📕باز هم روشنفکران را نمیبخشم!
📻 عبدالکریمی و چپزدگی
.
#نقد_روشنفکران #چپ_ایرانی #چپ_بدلی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nahidestan
Telegram
نقدآگین
🎧کورتکسگیت محسن رنانی و بچه های شیکاگو در وزارت اقتصاد (+)
🎙#مسعودیوسف_حصیرچین، و #محمد_ماشینچیان و #مانی_بشرزاد، #رهام_جابری و #محمدرضا_مردانیان
🔸محسن رنانی صرفا یک فرد نیست، یک تیپ تولیدی جمهوری اسلامی و جریانِ اصلاحطلب است. نباید تصور کنیم صرفا با…
🎙#مسعودیوسف_حصیرچین، و #محمد_ماشینچیان و #مانی_بشرزاد، #رهام_جابری و #محمدرضا_مردانیان
🔸محسن رنانی صرفا یک فرد نیست، یک تیپ تولیدی جمهوری اسلامی و جریانِ اصلاحطلب است. نباید تصور کنیم صرفا با…