نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘درس‌هایی «برای نیاموختن»

🔸جنگ کوتاه ایران ۹۰ میلیونی با اسراییل ۱۰ میلیونی و پیروزی مطلق اسراییل در این جنگ به‌خوبی نشون داد جمعیت زیاد مثل دوران قدیم عاملی تعیین‌کننده برای پیروزی در جنگ‌ها نیست. یک جمعیت کم اما مقتدر و مسلح به سلاح‌های روز دنیا، به‌مراتب از یک جمعیت زیاد اما دست خالی قوی‌تره. پس تبلیغ افزایش جمعیت بعنوان یک عامل ایجاد امنیت یا بازدارندگی دفاعی، اساسا استدلال غلط و گمراه کننده‌ایه.

✍🏻 #مهدی
@zehnejostejugar

🔸از اصلی‌ترین درس‌های این جنگ، اثبات عملیِ اشتباه بودن و خطرناکی یکی از ایده‌های محوری جمهوری اسلامیه: ایده‌ی ارجحیت تقوا (تعهد/اعتقاد) بر تخصص. نگاه کنید به میزان خجالت‌آور نفوذ و جاسوسی در عمیق‌ترین لایه‌های مربوط به اطلاعات امنیتی و نظامی کشور که تو این ۱۲ روز اثراتش رو دیدیم.

✍🏻 #صدرا_محقق
@mohem_mat

🏁من فکر می‌کنم در تاریخ هیچ جنگی هیچ کشوری این تعداد ژنرال از دست نداده حالا از مدتش که چند روز بوده بگذریم.

🔻نکته مهم این ماجرا این است که اکثر این افراد در پایتخت کشته شدند و اصلاً در خط مستقیم نبرد نبودند. چه چیزی باعث شد که ما به چنین وضعیتی بیفتیم ؟

1️⃣ بدون هیچ شک و تردیدی رخنه اطلاعاتی که ابعاد آن واقعاً قابل گفتن نیست چون این افراد تک تک ترور شدند

2️⃣ برتری هوایی دست دشمن بود و در کنار برتری اطلاعاتی می‌توانست هر زمان و هرجا فرماندهان ما را کشف و شهید کند

🔺این نشان دهنده نیاز به بازنگری کلی در رویکرد حاکمیت تقریباً نسبت به تمامی موارد امنیتی و نظامی و حتی حکمرانی خود دارد

✍🏻 #جنگاوران
@jangaavaran1390

🔸واسه درک وضعیت استثنایی امروز باید بدونید که تو جنگ‌ جهانی دوم، ارتش متفقین ۵ سال جنگید، ۱۵ میلیون سرباز و فرمانده‌ش کشته شد، ۵ میلیون سرباز و فرمانده میانی و عالی رتبه آلمان رو کشت تا بالاخره تونست به نفرات اصلی ارتش آلمان و‌ حزب نازی مثل هیملر، گورینگ، گوبلز و کایتل دست پیدا کنه. حالا اینجا یه سرباز صفر از دو طرف خش روش نیافتاده همهٔ بالاترین فرماندهان اصلی جمهوری اسلامی کشته شدن!

✍🏻 #رشنالیست
@Rationalisti1

📕در کاربست عقل و علم در سیاس
📉 هزینه‌ای که می‌توانست قدرت‌ساز باشد
📕صحت‌سنجیِ ادعایِ جنگاوران دربارۀ نیروی هوایی (نیابتی‌ها یا نیروی هوایی؟)
🔨 وقتی «چکش» خدا می‌شود
📕بحران جدید، راه‌حل‌های قدیمی

.


#نظامی #حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻در ادامه، چند متن از کانالِ یک شخصِ محترمِ فلسفه‌خواندۀ باستان‌گرا با رویکردِ غرب‌ستیزانه که دموکراسی و حتی نظام مشروطه را در مقابلِ نظام پادشاهی منحرف و ناکارآمد و پست و فاسد می‌داند به‌جهت نگاه نخبه‌گرایانه‌اش (جناب آقای خسرو یزدانی)، بازنشر می‌شود، و سپس نقد و بررسی آن منتشر می‌شود:

https://t.me/Naqdagin/16204
تنها چیزی که باید بمانَد ایرانِ یکپارچه زیرِ درفشِ شیر و خورشید است.
شیرازهٔ فرقهٔ عباپوشان در حالِ فروپاشی ست. به بهانهٔ پدافند از میهن از عبای گجستهٔ فرقهٔ بازنده آویزان نشویم!
سپاهِ بی آبروی دسیسهٔ ۵۷ سرکرده های خود را از دست داده و جانیانی چون رضایی ها و رادان ها مانده اند…
ارتشِ میهنی باید دوباره درفشِ شیر و خورشید را برافرازد و سپاهیانِ میهن پرست را در آغوشِ خود پناه دهد. ارتشِ میهنی باید سکان میهن را در دست گیرد، سرانِ گماشتهٔ عباپوشان را از خود برانَد و فرماندهانی براستی ایران پرست برگزیند تا از فروپاشیِِ کشور پیشگیری کند.
مردم از پشت بام ها باید یاری خواهی از ارتشِ میهنی را فریاد بزنند و درفشِ شیر و خورشید را بر دیوارها و بر پل ها بیاویزند.
ارتشِ میهنی که پاسبانِ آیندهٔ ایران خواهد بود نباید بگذارد که فرقهٔ عباپوشان و جنگیانِ مزدور و چپاولگرش به بهانهٔ همدوشی با اسرائیل هم میهنانِ ایران پرست را نیز کشتار کند و ایران را به سوی جنگِ داخلی بکشانَد.
در این روزهای دهشتبار ، ایران بر لبهٔ تیغ است که می زید. این لبه دو سویه دارد. به کدامین سو ایران را می بریم؟ آیا به سوی رهایی از چنگِ فرقهٔ عباپوشان یا به سوی گماشتگیِ بیشتر؟
اگر ارتشِ میهنی با درفشِ شیر و خورشید مردم را به سوی خود نکشد و امیدوارش نسازد فرقهٔ عباپوشان و جنگیانِ همدوشش ایران را به سوی فروپاشی خواهند برد.
سپاهیانِ میهن پرست باید هرچه زودتر از فرقهٔ عباپوشان بگسلند و جامهٔ ارتشِ میهنی به تن کنند و با درفشِ شیر و خورشید به یاریِ میهن و هم میهنان بشتابند. تنها ارتشِ میهن پرست و دسته های گسسته از سپاهیانِ انقلاب ۵۷ هستند که در کنار مردم توانِ خاموشیِ پایدارِ این جنگِ ویرانگر را دارند. ارتشِ میهنی همدوش با سپاهیانِ میهن پرستِ گسسته از سپاهِ فرقهٔ عباپوشان هر چه زودتر باید با ارتش و دولت امریکا وارد گپ و گفت برای خاموشیِ پایدارِ جنگ شوند.
ایران دیگر سامانِ سیاسی ندارد. سراسرِ کشور در آشفتگیِ خطرناک به سر می برد. دسته ای از سپاهیانِ فرقهٔ عباپوشان موشک های بی آماج می پراندند ولی اسرائیل برنامه ای بسیار دقیق را پیش برد و ضربه هایی مرگبار و ویرانگر بر کشور وارد آورد. ارتشِ کشور باید از خود بپرسد که آیا براستی دارد از میهن پدافند می کند یا از فرقه ای بیگانه با ایران.
ارتش باید به بنیادهای میهنی و تاریخیِ خود بازگردد و نگذارد بیش از این فرقهٔ خامنه ای کشور را به پاره پاره شدن و ویرانی بکشانَد. ارتش اگر به خود نیاید و راهِ تا به کنون رفته را دنبال کند و برای عباپوشانِ گجسته گماشتگی نماید دیگر از سرزمین و کشور ایرانِ ورجاوند چیزی نخواهد ماند.
اگر ارتشِ میهنی به خود نیاید و سپاهیانِ میهن پرست را نیز در آغوش خود نکشد و سپاهِ پاسدارانِ انقلاب اسلامی را منحل نسازد و فرقهٔ عباپوشان را از اورنگِ فرمان نراند، باورم بدارید که در نبردهای آیندهٔ نه چندان دور از نیروی جنگی ایران هیچ به جا نخواهد ماند و در آن روزهای تلخ حتا توانِ نبرد با دست اندازیِ کشورک ها را نیز نخواهیم داشت.
ارتش باید هرچه زودتر سکان راهبری را به دست گیرد و سپاهیانِ میهن پرست را به آغوش خود فرابخواند و دست در دست هم با درفش شیر و خورشید جداییِ خود از فرقهٔ عباپوشان را فراخوان دهد و هم هنگام و همدل و همراهِ مردمِ مهربانِ ایران دستِ آشتی به سوی همهٔ اعضای سازمان ملل دراز کند تا بتوانیم بی جنگ و ستیز مسیر ایران را برای پیمان های مهرآمیز و آبادان ساز هموار سازیم.

#خسرو_یزدانی
#تکانه
25-6-2025
@khosrowchannel

به کانالِ فلسفیِ « تکانه » در تلگرام بپیوندید.
Forwarded from Dr alibegli
اینکه ارتش سکان راهبری را بدست بگیرد که می شه حکومت نظامی و سپس پرچم رو بدست کی بدهد ؟
Forwarded from Khosrow
نقدآگین
اینکه ارتش سکان راهبری را بدست بگیرد که می شه حکومت نظامی و سپس پرچم رو بدست کی بدهد ؟
نخست باید ایران بیگانه زدایی بشود و فرقهٔ عباپوشان به زیر کشیده شوند و نظم بر جامعه حاکم بشود.
دوستان جهان را نیک بنگرید. ساعتی پیش در نشستِ ناتو ۹۰’در صدِ بحث ها و پرسش ها و هورا کشیدن ها دربارهٔ شکستِ ایرانی بود که جمهوریِ مرگِ فرقهٔ عباپوشان بر آن فرمان می راند و آن فقیه بزدل این خوارداشت را به میهن ما تحمیل کرد.
نظر مرا می خواهی؟
آری! من باورم در این جهانِ پرآشوب به فرمانرانیِ پادشاهی ست قدرتمند و ایران پرست. هیچ کشوری در جهان به اندازهٔ ایرانیان بنیادهای آیینی، استوره ای، حماسی، فلسفی، تاریخی و روانشناسانهٔ این گونه فرمانرانی را ندارد. آیین های تک خدایی بینش و منش و روشِ جمشیدی-فریدونی را تخریب کرده و آن را به سلطنت دگر کرده اند. هرگز نباید آیین هایی که به نیک و بدِ مینوی و آسمانی و تک خدایی باور دارند را به اورنگ فرمان نشاند. آیین های زرتشتی، یهودی، مسیحی و اسلام دیگر آیین ها را و دیگر خدایان را برنمی تابند و آنگاه که با قدرت و فرمانرانی همدست می شوند همه را با زور و کشتار و شکنجه از میان برمی دارند. ایدئولوژی های مدرن و بنیادهای مدرنیته یکسر از دلِ این آیین های زورگو و تکخدا بیرون آمده و همان بنیادها را لائیسیزه کرده اند. تاریخِ دموکراسی خود بر بنیادهای استوره ای در یونان به خود ریخت داده و هیچ به جز زدن و کشتن و ویران کردنِ دیگری نمی باشد.
آنچه برای ما ایرانیان می ماند و باید باریک بینانه از آن بهره گیریم آیین ها و استوره ها و تاریخِ خودمان است. ما باید آموزه های خودمان را هوشمندانه به کار بندیم. این به چمِ گرته برداری و بازگشت نیست. آموزه های ایران نه در پسِ پشت که به وارون در افق ایستاده اند. ما کشوری هستیم رنگین کمانی و باید هوشیارانه و مهربانانه فرمان برانیم. پس تنها مردان و زنانِ میهن پرست و پیمان نگاه دار می توانند بر ایران فرمان برانند. فریب دموکراسی و حقوق بشر را نخوریم. غرب و اسرائیل و شیعه پرستی همانی است که در این ۱۲ روز بر سرِ ایران و ایرانی آورد.
ایران باید بر بنیادِ «پیمان» سامان یابد و تنها بر بنیاد نگاه داشتنِ پیمان پیش برود و نگذارد پیمان شکنی در دل ها و اندیشه ها و فرمان ها رخنه کند. همهٔ دانایان باید خویشکاریِ خود را دریابند و در خویشکاریِ خود پیمان نشکنند. رأی نادانان تنها به پیمان شکنان یاری می رساند. باید به این درک برسیم که فرمانرانی کار هر کسی نیست و برگزیدنِ فرمانروای وارسته و شایسته نیز کار هر کسی نمی باشد. «توده» پرستی به باورِ من از میان برداشتنِ اهمیتِ بزرگِ مِهر به «مردم» است. مردم در دلِ استوره ها و تاریخ هماره پادشاهانِ مهرآیین و مردم دوست را دوست داشته اند و «شاهانِ» دگردیسی یافته به «سلطان» را از خود رانده اند. «شاهنامه» قانونِ اساسیِ ایران است و بر بنیادِ آموزه های شاهنامه می توان زیباترین، مهربان ترین و تندرست ترین و قهرمان ترین و عاشق ترین و پیمان پرست ترین و آبادترین کشور را سامان داد.
امیدم بر این است که دیدگانمان را نیک بگشاییم. به پسِ جنگِ جهانی دوم امریکا و یهودیان پیروز شدند. نخست چون هماوردی نداشتند آرام پیش می رفتند و می توانستند با فیلسوفانی چون روسو و کانت و جان لاک هم آوا گردند. ولی امروز هماوردانِ پرقدرتِ امریکا و یهودیان از سرشتی دیگرند. شوروی در آن روزی که گورباچف در ری کیاویک با ریگان ملاقات کرد دریافت که بازنده است. گورباچف دریافت که سال های پرقدرت و تکنولوژیکِ سالهای ۶۰ شوروی سپری شده اند و امریکا سال های نوری از شوروی پیشی گرفته است. همانجا بود که دیوار برلین فروریخت و نه دیرتر. امریکا امروز با هماوردِ غول پیکر و سوپرتکنولوژیکِ چین روباروست. من باورم به این است که آموزشِ هرودوت جای خود را در ارتش امریکا به توسیدید داده است و ترامپ و نتانیاهو بر بنیادهای دهشتناکِ «عهد عتیق» و
«لویاتانِ» هابز پیش می روند و دیگر در گونهٔ فرمانرانیِ امریکا و یهودیان جایی برای جان لاک ها و کانت ها و کیبوتزها وجود ندارد که از دروغ هایی چون رواداری و صلح ابدی سخن ساز کنند.
پس در جهانی این چنین بی رحم و دهشتناک جایی برای توده نوازی های دلچسب و فریبناک نمی ماند.
باید مردان و زنانِ براستی مصمم و ایران پرست بر اورنگ فرمان نشینند و براستی برای ایرانِ شکوفا و نیرومند و با سامان زیر درفش شیر و خورشید فرمانرانی و مردمداری کنند. هر ایرانی باید خویشکاری و تواناییِ خود را دریابد و در مرزهای دانایی و تواناییِ خود به ایران و ایرانی و به خود یار ی رساند و یاور باشد.
این آن پاسخِ کوتاهی ست که می توانم به پرسشِ شما بدهم.
شاد و سرفراز مانی
Forwarded from Khosrow
درودی دوباره
در گذر از روزهای دشوارِ عباپوش زدایی آنی که سزاوارِ اورنگِ پادشاهیِ راستین است خود را هویدا خواهد کرد.
این راه، راهِ دموکراسی های فریبناک و یا راهِ مشروطه نیست. راهی ست پیش بینی ناپذیر و آلوده به راز و سرشتِ آدمیان. از دلِ اوضاعِ خطرناکِ دوران مشروطه و پاره پاره شدنِ ایران بود که مردِ ایرانساز پدیدار گشت و نه از دلِ گپ و گفت های کافه نشینان و کانت پرستان و اسپینوزا ستایان.
ایران را نباید با کشورهای جوان سنجید. در ژرفای ما ایرانیان قانون هایی نانویسا فرمان می رانند. باید کاوید و کاوید و با این قانون ها نوآشنایی یافت. مردانِ تصمیم از دلِ رخدادهای شگفت و دهشتناک زاده می شوند و ما در دلِ این گونه رخداد ها می زی ایم. گاه آگاهانه و گاه ناآگاهانه.
بی غم مانی
📘وقتی 'شاهنامه' قانون اساسی می‌شود! (۱/۳)
واکاویِ چالش‌های یک فراخوانِ ناسیونالیستی به ارتش

🔻جناب آقای خسرو یزدانی (دانش‌آموختۀ فلسفه از دانشگاهِ سوربنِ پاریس) در مطالب اخیرش، با لحنی هشداردهنده و قاطع، ارزیابی رادیکالی از وضعیت کنونی ایران ارائه می‌دهد: کشور در آستانه‌ی "فروپاشی" و "ویرانی" قرار گرفته و "سامان سیاسی ندارد". نویسنده، "فرقه عباپوشان" (روحانیت حاکم) و "سپاه بی‌آبروی دسیسه ۵۷" را عامل اصلی این وضعیت می‌داند و با اشاره به حملات دقیق اسرائیل در برابر "موشک‌های بی‌آماج" سپاه، به ناکارآمدی و ناتوانی نهادهای حاکم در دفاع واقعی از میهن اشاره می‌کند.

🔍 ۱. تشخیص وضعیت و ریشه‌یابی بحران:

یزدانی، وضعیت کنونی ایران را در آستانه‌ی "پاره پاره شدن و ویرانی" و "آشفتگی خطرناک" می‌بیند. عامل اصلی بحران را "فرقه عباپوشان" (روحانیت) به رهبری "فقیه بزدل" (خامنه‌ای) و "سپاهیان مزدور و چپاولگرش" می‌داند که مسبب اصلی این انحطاط و تحمیل "خوارداشت" به میهن هستند. او عملکرد نظامی سپاه را (موشک‌های بی‌آماج در برابر حملات دقیق اسرائیل) ناکارآمد می‌داند و آن را در راستای دفاع از "فرقه بیگانه با ایران" قلمداد می‌کند، نه دفاع از میهن.

⚔️ ۲. راه‌حل پیشنهادی: کودتای نظامی و احیای هویت ملی‌گرایانه:

یزدانی ارتش را تنها ناجی کشور می‌داند و خواستار آن است که "ارتش میهنی سکان میهن را در دست گیرد"، "سران گماشته عباپوشان را از خود براند" و "فرماندهانی براستی ایران‌پرست" برگزیند. "درفش شیر و خورشید" (پرچم پیش از انقلاب و نماد هویت ملی‌گرایانه) باید "دوباره برافراشته شود" و مردم از پشت بام‌ها "یاری‌خواهی" را فریاد بزنند. ارتش باید "سپاهیان میهن‌پرست" (بخش‌هایی از سپاه که از فرقه بگسلند) را در آغوش خود پناه دهد و سپاه پاسداران را "منحل سازد." از لحاظ سیاست خارجی، ارتش و سپاهیان میهن‌پرستِ گسسته از سپاه باید "هرچه زودتر با ارتش و دولت آمریکا وارد گپ و گفت برای خاموشی پایدار جنگ شوند" و "دست آشتی به سوی همه اعضای سازمان ملل" دراز کنند تا مسیر "پیمان‌های مهرآمیز و آبادان‌ساز" هموار شود.

💡 ۳. پیوند با جهان‌بینی فلسفی:

این فراخوان برای اقدام نظامی، صرفاً یک تحلیل تاکتیکی نیست، بلکه ریشه در جهان‌بینی فلسفی عمیق‌تر نویسنده دارد. او معتقد است "مردانِ تصمیم از دلِ رخدادهای شگفت و دهشتناک زاده می‌شوند" و "آنی که سزاوارِ اورنگِ پادشاهیِ راستین است خود را هویدا خواهد کرد" (بدون فرآیندهای دموکراتیک). نویسنده به صراحت "راهِ دموکراسی‌های فریبناک و یا راهِ مشروطه" را طرد می‌کند و فلسفه‌های روشنگری و ایدئولوژی‌های مدرن را ناکارآمد و "فریب" می‌خواند. آیین‌های تک‌خدایی را "زورگو"، "برنتابنده دیگران" و "همدست با قدرت" می‌داند. او بر بنیان‌های اساطیری ایران (شاهنامه) و "قانون‌هایی نانویسا" در ژرفای ایرانیان تأکید دارد و جهان را "بی‌رحم و دهشتناک" تصویر می‌کند که در آن جایی برای "توده‌نوازی" نیست.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘وقتی 'شاهنامه' قانون اساسی می‌شود! (۲/۳)
واکاویِ چالش‌های یک فراخوانِ ناسیونالیستی به ارتش

⚖️ ۴. نقد سیاسی این دیدگاه:

الف) ریسک فاجعه‌آمیز جنگ داخلی: ارتش (ارتش جمهوری اسلامی) به رغم توانمندی‌ها، در برابر سپاه، فاقد نفوذ ایدئولوژیک و ساختار موازی اقتصادی و اطلاعاتی است. انتظار اقدام نظامی از آن علیه سپاه، ریسک یک جنگ داخلی تمام‌عیار و ویرانگر را به همراه دارد که می‌تواند به "پاره‌پاره شدن و ویرانی" کشور منجر شود.

ب) تناقض در مشروعیت و قدرت: ایده ظهور رهبری کاریزماتیک از دل بحران، بدون مکانیسم‌های شفاف انتخاب و کنترل قدرت، عملاً به معنای پذیرش یک دیکتاتوری بالقوه است. نفی دموکراسی، مشروطه و حقوق بشر، راه را برای استبدادهای جدید باز می‌کند. همچنین، تعارضِ آشکاری میانِ "مهر به مردم" و طرد آنها با نگاه نخبه‌گرایانه و برچسب‌های رایج میان ملایان به دموکراسی: "رأی نادانان" و "توده‌پرستی" وجود دارد.

ج) ساده‌انگاری در روابط خارجی و مشروعیت بین‌المللی: فرض اینکه یک دولت برآمده از کودتا، بسادگی می‌تواند با آمریکا و سازمان ملل وارد مذاکره شود، بسیار خوش‌بینانه است. مشروعیت بین‌المللی چنین نظامی با چالش‌های جدی مواجه خواهد بود.

د) خطر انزوای فکری و سیاسی: رد کامل و همه‌جانبه ادیان و ایدئولوژی‌های مدرن جهان، می‌تواند ایران را به انزوای فکری و سیاسی عمیق‌تری بکشاند و از گفتمان‌های غالب جهانی و فرصت‌های پیشرفت دور کند.

ه) تحلیل نظامی ساده‌انگارانه: کم‌رنگ کردن مطلق توان موشکی سپاه (بی‌آماج خواندن موشک‌ها) در برابر حملات اسرائیل، بیش از آنکه یک تحلیل نظامی دقیق باشد، گزاره‌ای برای توجیه حمله به سپاه است.

🔺این مانیفست، بازتابی قدرتمند از ناامیدی عمیق و اضطرار ملی است که به درستی برخی دردهای ایران را تشخیص می‌دهد. اما راه‌حل پیشنهادی آن، یک راهبرد ناممکن، رادیکال و پرخطر نظامی است که بر پایۀ یک فلسفۀ سیاسی ناسیونالیستی-باستان‌گرایانه و نخبه‌گرایانه بنا شده‌است. این طرح، با وجود جذابیت عاطفی برای برخی، در اجرا چالش‌های جدی نظری/عملی دارد و می‌تواند به جای نجات ایران از ورطۀ فروپاشی، آن را به سمت جنگ داخلی تمام‌عیار و هرج و مرج غیرقابل مهار سوق دهد. این دیدگاه، بیشتر بیانگر یک آرزوی مبرم برای نجات ملی از طریق یک اقدام قهرمانانه و ریشه‌ای است که هزینه‌ها و پیامدهای واقعی آن به شدت دست‌کم گرفته شده است.

👑 ریشه‌شناسی دیدگاه "ملی‌گرایی باستان‌گرایانه" و گرفتار آمدن در این درک از مسئله

🔻خسرو یزدانی در این متون که نمونه‌ای روشن از ملی‌گرایی باستان‌گرایانه‌اند، راه‌حلی رادیکال و مبتنی بر بازگشت به "خودِ" ایرانی را در برابر بحران کنونی پیشنهاد می‌کند. اما چرا این دیدگاه خاص، به چنین درکی از مسئله و راه‌حل (نفیِ مطلقِ دموکراسی، رد ادیان ابراهیمی، تأکید بر قدرت کاریزماتیک از دل بحران) می‌رسد؟ این مسئله ریشه‌های تاریخی، فلسفی و روانشناختی دارد:

۱. ایده‌آل‌سازی گذشته‌ی زرین و "خودِ" ناب:

▪️واقعیت‌گریزی از بحران: ملی‌گرایی باستان‌گرایانه، در مواجهه با بحران‌های عمیق و شکست‌های کنونی، بجای تحلیل واقع‌بینانه وضعیت پیچیده‌ی مدرن، به یک گذشته‌ی آرمانی و غالباً غیرواقعی پناه می‌برد. این گذشته (مثلاً ایران پیش از اسلام یا دوران شاهنامه) به عنوان عصر طلاییِ "خرد"، "پیمان"، "نیرو" و "سامان" تصویر می‌شود که در آن، ایران "ناب" و "اصیل" بوده است.

▪️راه‌حلِ نوستالژیک: این ایده‌آل‌سازی، راه حل مشکلات امروز را در احیای همان "عصر طلایی" می‌بیند. بنابراین، هر آنچه به زعم این دیدگاه، از آن اصالت دور شده (مانند "فرقه عباپوشان" یا "ایدئولوژی‌های مدرن غربی")، عامل انحطاط تلقی شده و باید حذف شود.

۲. رد "بیگانه" و "ناخالص" در هویت ملی:

▪️اسلام به مثابه عامل تخریب:
در هسته این نوع ملی‌گرایی، غالباً یک نگاه شدیداً ضدعرب و ضداسلام وجود دارد. اسلام (و به تبع آن، ادیان ابراهیمی دیگر) بعنوان عامل اصلی انحطاط ایران، تخریب "بنیادهای آیینی و اسطوره‌ای" ایرانی، و جایگزینی "منش جمشیدی-فریدونی" با "سلطنت" (دیکتاتوری) دیده می‌شود. این دیدگاه، فتوحات اسلامی را نه یک پدیدۀ تاریخی پیچیده، بلکه صرفاً یک "تجاوز" و "پاک‌کنندۀ" هویت اصیل ایرانی می‌بیند. از همین رو، "فرقۀ عباپوشان" بعنوان نمایندگان این "بیگانه" تلقی می‌شوند که باید مشمولِ "بیگانه‌زدایی" شوند.

▪️رد دموکراسی به عنوان محصول "زور": این دیدگاه، ایدئولوژی‌های مدرن و دموکراسی را نیز رد می‌کند؛ چرا که آن‌ها را محصولِ "آیین‌های زورگو و تک‌خدا" (که از نظر آن‌ها اساساً ادیان ابراهیمی هستند) می‌داند که تنها "لاییسیزه" شده‌اند. این نگاه، از ریشه‌های متنوع و فلسفی دموکراسی در اندیشه یونان باستان و تحولات عصر روشنگری چشم‌پوشی می‌کند و آن را صرفاً ابزاری برای سرکوب می‌پندارد.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘وقتی 'شاهنامه' قانون اساسی می‌شود! (۳/۳)
واکاویِ چالش‌های یک فراخوانِ ناسیونالیستی به ارتش

۳. اهمیت رهبرِ مقتدرِ کاریزماتیک و نفی "توده":

▪️اسطوره‌ی پادشاه-قهرمان: در ادبیات حماسی و اساطیری ایران باستان (مانند شاهنامه)، "شاهانِ مهرآیین" اغلب چهره‌هایی قدرتمند و الهی هستند که به تنهایی سرنوشت ملت را رقم می‌زنند. این روایت‌ها، بر نقش تعیین‌کننده فرد در مقابل جمع تأکید دارند. در مواجهه با بحران‌های کنونی، این باور تقویت می‌شود که تنها یک "مرد ایران‌ساز" یا "فرمانروای وارسته و شایسته" (که از دل "رخدادهای شگفت و دهشتناک" زاده می‌شود) می‌تواند کشور را نجات دهد.

▪️بی‌اعتمادی به دموکراسی و توده: این دیدگاه به طور طبیعی به بی‌اعتمادی عمیق به "توده‌ها" و "رأی نادانان" منجر می‌شود. چرا که دموکراسی، قدرت را به دست همین "توده" می‌دهد که از نظر این جریان، "فرمانروای وارسته" را نمی‌شناسد و "پیمان‌شکنان" را یاری می‌رساند. این نفی، راه را برای اقتدارگراییِ نوین به نام "نجات ملی" هموار می‌کند.

۴. جهان‌بینی "بی‌رحمانه" و توجیه خشونت:

▪️توسیدید و هابز: ارجاع به هرودوت، توسیدید، هابز و "عهد عتیق" به جای فیلسوفان روشنگری، نشان‌دهنده یک جهان‌بینی واقع‌گرایانه و بدبینانه به روابط بین‌الملل و سیاست است. در این جهان‌بینی، جایی برای "توده‌نوازی‌های دلچسب" و "صلح ابدی" نمی‌ماند و خشونت و زور، ابزارهای مشروع و حتی ضروری برای بقا و پیشبرد اهداف ملی تلقی می‌شوند. این می‌تواند به توجیه استفاده از زور برای تغییر داخلی نیز منجر شود.

🔺جمع‌بندی
ملی‌گرایی باستان‌گرایانه، در مواجهه با بحران‌های عمیق کنونی، به دلیل ایده‌آل‌سازی گذشته، رد افراطی "بیگانه" (چه دینی و چه سیاسی-فلسفی)، و تکیه بر اسطوره‌ی رهبران مقتدر، به این درک از مسئله و راه‌حل خاص می‌رسد. این دیدگاه، با وجود اینکه ممکن است نیت خیرخواهانه برای نجات کشور داشته باشد، اما با ساده‌سازی پیچیدگی‌های تاریخی و مدرن، به سمت راه‌حل‌های ناممکن و محال و رادیکال و اقتدارگرا سوق پیدا می‌کند که خود اگر یک در میلیون تحقق پیدا کنند، می‌تواند منجر به ایجاد بحران‌های جدید و حتی خطرناک‌تر (مانند جنگ داخلی و انزوای سیاسی) شود. این دیدگاه، در نهایت، یک واکنشِ هویتیِ عمیق به بحران‌های موجود است که از دریچه‌ی گذشته‌ای آرمانی به دنبال ساختن آینده‌ای متفاوت است.


.


#ایران #باستان‌گرایی #سیاست #اسطوره_و_سیاست


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘ایرانی عزیز؛ لطفاً از خود...پنداری دست بردار!

(در کل این متن، بجای ... هر کلمه‌ای می‌خواهید بگذارید! مثلا «شاخ»، یا اگر مایلید کلمه‌ای کمتر مودبانه)

✍🏻 #جناب_گاو

بعنوان ایرانی، ما استثنایی در دنیا و‌ در کائنات نیستیم. نه ما، هیچ ملت دیگری هم نیست. ما هم مثل همۀ دنیا بالا و پایین و اوج و حضیض داشته‌ایم. فرهنگ داشته‌ایم. تاثیر گذاشته‌ایم و تاثیر پذیرفته‌ایم.

ما بنا نیست آقای جهان یا حتی قدرت برتر منطقه باشیم. اغلب تاریخمان نبودیم، و دنیا تعجبی نکرد که نیستیم! بنا نیست فلسطین را آزاد کنیم یا عدالت را در جهان مستقر کنیم. بنا نیست فرهنگ خود را به دنیا صادر کنیم. بنا نیست قطب باشیم! بناست مثل خیلی کشورهای دیگر آدم‌وار زندگی کنیم، فرهنگ خودمان را داشته‌باشیم، با بقیه داد و ستد کنیم...

خود...پنداری ایرانی از نوع شیعی که دیدیم چه بلایی سرمان آورد؛ ولی فقط مختص این نوع که نیست! از نوع آریاییش بدتر!

در خیلی از «تحلیل»های تحلیلگران و مردم عادی این خود...پنداری موج می‌زند. طرف می‌گوید:
دول همسایه از اینکه ایران قطب ثروت و‌گردشگری و اقتصاد منطقه شود بیم دارند، چون به ضررشان است

نخیر جناب خود...پندار! مگر امارات که قطب اقتصادی منطقه شد به ضرر عمان یا حتی ایران بود؟ دیگری می‌گوید: «همه کشورهای منطقه به دلایل ژئوپلتیکی به ایران به چشم دشمن نگاه می‌کنند.» نخیر جناب خود...پندار! در چند دهه گذشته، تقریباً همیشه ایران بود که چوب در خانه زنبور کرد و هر جور توانست فتنه بر پا کرد، و کشورهای همسایه جنوبی در بسیاری اوقات با صبر ستودنی اغماض کردند. فقط داستان آن حماقت «برائت در مراسم حج» را در نظر بگیرید که تا چه حد عربستان تحمل کرد. یا رفتار صلحجویانه قطری‌ها را همین چند صباح جنگ با اسرائیل در نظر بگیرید و جفتک زدن‌های ایران را.

البته خود...پندار ایرانی خواهد گفت که
قطری‌ها و سعودی‌ها و اماراتی‌ها خوشحالند که آخوند بر ایران حاکم است، چون آخوند ایران را ضعیف نگه می‌دارد.

نخیر خود...پندار عزیز! آنها آنقدر عقل دارند که چار تا آدم عاقل را که هر روز دنبال فتنه نباشند در همسایگی‌شان ترجیح دهند.

اینها ادامه همان خود...پنداری «تمدن بزرگ» و امثال آن است. نوع دیگرش همان است که گمان می‌کنند اگر محمدرضاشاه در ایران مانده بود الان ایران بزرگ‌ترین قدرت دنیا یا چیزی شبیه به آن بود. ولی البته همان خود...پندار به این هم معتقد است که
قدرت‌های بزرگ محمدرضاشاه را بردند چون از قدرت یافتن ایران می‌ترسیدند

و
الان هم نمی‌خواهند آخوند برود.

نخیر خود...پندار عزیز! رفتن محمدرضاشاه حاصل اشتباهات خود او و خباثت روشنفکران و خریت ملت بود، و نرفتن آخوندها هم حاصل اینکه تغییر رژیم نیروی روی زمین می‌خواهد، و آمریکا بعد از عراق دیگر چنین خبطی نخواهد کرد و خود مردم هم جرات یا توان لازم برای چنین کاری ندارند. خلاصه به همه چیز مربوط است الا به «اهمیت ایران» در نزد خود...پندار ایرانی.

این خود...پنداری عوارض زیادی دارد؛ یکی آنکه مدام دنبال دشمن می‌گردد: نمی‌شود که ما شاخ منطقه و‌ دنیا باشیم و همه به ما حسادت نورزند و نخواهند به ما ضربه بزنند! هر حرکت هر کشوری یک حرکت حساب‌شده برای ضربه به ماست.

در جنگ، جمهوری آذربایجان مرزش را باز می‌کند، این نشانه این است که می‌خواهد جاسوسان اسراییلی را خارج کند.

پاکستان مرزش را می‌بندد، این نشان دشمنی اوست.

قطر و سعودی ترامپ را دعوت می‌کنند، این نشانه دشمنی قطر و سعودی با ماست.

قطر و سعودی برای آتش‌بس پادرمیانی می‌کنند، این نشان آن است که آنها می‌خواهند آخوند بماند تا ایران ضعیف بماند، یا آنکه آنقدر ترس از ایران برشان داشته که آمده‌اند جلو تا اسرائیل را نجات دهند!

ترکیه کانال ماهواره‌ای فارسی راه می‌اندازد، واویلا، وامصیبتا! حتماً اردوغان می‌خواهد نفوذ کند (انگار خود ما انواع کانالها به زبان‌های دیگر نداریم).

🔺همه و همه یا نیروی زیردست و مطیع مایند، یا دشمن حسودی که بزرگی ما را نمی‌تواند دید. ول کن بابا اسدالله! چقدر خود...پنداری!

به غیر از همه-را-دشمن-انگاری، این خود...پنداری عواقب دیگری هم دارد. یکی آنکه منابع ملی را به سوی پروژه‌های بزرگ و چشمگیر دولتی سوق می‌دهد. بالاخره «ملت بزرگ» باید علائم بزرگی هم داشته باشد. این است که راه‌آهنی از ناکجاآباد به ناکجاآباد ساخته می‌شود، طرح‌های عظیم کشت و صنعت دولتی راه می‌افتد، صنایع بزرگ فولاد در دل کویر مقدس می‌شوند، به دنبال بمب اتم می‌افتیم... برای «ملت باشکوه ایران» جاده و کشاورزی سنتی و صنایع کوچک و تجارت و صنایع دفاعی معمولی کافی نیست! ما بزرگتر از این حرف‌هاییم!

بس است این همه باد! ایران را این ایران‌بازی رمانتیک و این نارسیسیسمی که لقب «وطن‌دوستی» به خود گرفته نابود خواهد کرد.
من آنچه شرط بلاغ است با تو می‌گویم
تو خواه از سخنم پند گیر و‌خواه ملال

.


#نقد_فرهنگ



🌾 @Naqdagin
آسیب‌شناسی جریانِ ملّی در جنگ ۱۲روزه (۱)

در این اوضاع اسفناک البته مجال حیدری-نعمتی‌بازی نیست. باختی اگر بوده باخت یک ملّت است. باختی ملّی که نمی‌توان گردن نگرفت. نیش و کنایه مطلب فلذا نخست معطوف به خود نویسنده متن است، امّا برای جلوگیری از شکست‌های مشابه در کارزارهای آینده، چاره در آسیب‌شناسی‌هایی این چنینی است.

همان‌طور که بارها گفته شد، ملّت ایران در وضعیّت جنگی میان ج‌ا و اسرائیل عاملیّتی نداشت. تماشاچی بود، نه بازیگر. دولت برای آن به‌وجود آمده که سیاست را جایگزین تقدیر الهی کند. امّا این اِسمَا دولتِ ایران، چون دولتِ ملّت ایران نیست، متولّی تدبیر امورات شهروند ایرانی نمی‌توانست باشد. بنابراین جنگ او نیز جنگِ ملّت ایران نبود. با این‌حال سرنوشتی که جمهوری اسلامی برای ملّت ایران رقم زد، اجبارا تقدیر ایرانیان بود. وضعیّتی که سرنوشت شهروندِ ایرانی در آن کالمیّت بین یدی‌الغسّال است. همان وضعی که فروغی در کنفرانس ورسای ترسیم کرده بود و البته بدتر.

عدّه‌ای با آگاهی ازین واقعیّت تلخ، گمان بردند حالا که تماشاچی صحنه تئاتری هستند که ج‌ا ترتیب داده، پس حمله بیگانه می‌تواند بازی را تغییر دهد و به تماشاچی منفعل ایرانی، فاعلیّتی بدهد. ازین‌رو بر روی حمله اسرائیل قمار کردند. با این توجیه که «حمله خارجی، در کنار قیام داخلی آزادی می‌آورد» این البته تزی قدیمی بود که پیش از این بارها از سوی فرقه‌هایی چون مجاهدین‌خلق که توانایی سازماندهی نیروهای تحت فرمان خود را داشت، مطرح شده بود.

گروه هوادار جنگ خارجی درحالی بر روی چنین ایده‌ای قمار کرد، که از سازماندهی نیروهای خود ناتوان بود. یعنی حتّی به فرض برد در این قمار، قابلیّت استفاده از فرصت پیش‌آمده را محتملا نمی‌داشت. ازین بابت تمام سرمایه خود را بر روی خیزش مردمی سرمایه‌گذاری کرد که چون ذاتا مهندسی‌پذیر نبودند، در میانه بمباران‌های ارتش اسرائیل ار جا تکان نخوردند.

به‌بیان دیگر، هواداران جنگ، درحالی سرنوشت خود را به بخت سپردند که ماکیاولی در فصل ۲۵م کتاب «شهریار» (Il Principe) درباره رابطه بین بخت (Fortuna) و توانایی (Virtù) تذکّر داده بود : «کسی که سرنوشت خود را به بخت بسپارد، نابود می‌شود»

ماکیاولی می‌نویسد:
«Concludevo adunque che, variando la fortuna, e gli uomini stando nei loro modi ostinati, sono felici mentre concordano insieme, e, come discordano, infelici.»
ترجمه: «بنابراین نتیجه می‌گیرم آدمیانی که در روش‌های خود سرسختانه پافشاری می‌کنند، وقتی که بخت تغییر می‌کند تا زمانی که با بخت هماهنگ باشند خوشبخت‌اند و هنگامی که ناهماهنگ شوند، بدبخت می‌شوند.»

ازین سبب، ایرانیانی که به «بخت اسرائیل» (نتایج اقدامات اسرائیل) و نه توانایی خودشان تکیه کرده بودند، حالا که اسرائیل از آرزومندی‌‌های‌شان در ماشین جنگی‌ش نهایت بهره را برده، امّا پیروزی حاصله را وقف آزادی ملّت ایران نکرد، خود را قمارباخته انگاشتند.

علّت آن است که بخت نیرویی غیرقابل پیش‌بینی است که تنها با توانایی (Virtù) – یعنی تدبیر، سازمان‌دهی، و اقدام فعال – می‌توان آن را مهار کرد. در این سناریو
جمهوری اسلامی و اسرائیل به‌عنوان بازیگران سیاسی، توانایی (Virtù) دارند، زیرا ارتش، منابع، و قدرت تصمیم‌گیری در اختیارشان است. آن‌ها می‌توانند با استفاده از بخت (مثلاً ضعف طرف مقابل) به اهداف خود برسند. مردم ایران امّا، به‌دلیل فقدان سازمان‌دهی سیاسی یا نظامی، فاقد توانایی هستند و به بخت دیگران (پیروزی اسرائیل یا تصمیمات آن) وابسته‌اند. پس این وابستگی، موفقیتی را برای مردم تضمین نمی‌کند. ماکیاولی هشدار می‌دهد که تکیه به بخت دیگران، به‌ویژه نیروهای خارجی، شکننده و خطرناک است (فصل سیزدهم).

موفقیت بیش از آنکه به شانس وابسته باشد، به خرد، تدبیر و توانایی فرد در کنترل شرایط بستگی دارد. بخت تنها بخشی از سرنوشت را شکل می‌دهد که انسان‌های کاردان می‌توانند با پیش‌بینی و اقدام درست، آن را به نفع خود هدایت کنند.

ادامه دارد...
آسیب‌شناسی جریانِ ملّی در جنگ ۱۲روزه (۲)

نوشتیم که ملّت ایران در بحران جنگ به جای نقش‌آفرینی فعّال، تماشاچی منفعل بوده است. امّا باید بیفزاییم که این عدم عاملیّت به دلیل فقدان دولتی که متولّی ایران باشد، تحمیل شده است. در حالت عادّی اگر ج‌ا دولتِ ملّتِ ایرانیان می‌بود، در حمله بیگانه، ملّت به‌طور طبیعی در پشت دولت (ولو خطاکار) خود می‌ایستاد تا متولّی سرنوشت ایشان در برابر تقدیر خارجی باشد. بحران آن‌جا ظاهر شد که مردم دولت خارجی را از رژیم ج‌ا معتمدتر انگاشتند، اگرچه بر روی کاغذ دولت خارجی ذاتا نمی‌تواند آن‌چه را که ج‌ا ایران از مردم خود دریغ کرده، به آن‌ها ارزانی بدارد.

ماکیاولی در فصل ۲۵م از کتاب شهریار می‌گوید:
«Nondimanco, perché il nostro libero arbitrio non sia spento, giudico che possa essere vero che la fortuna sia arbitra della metà delle azioni nostre, ma che ancora essa ne lasci governare l’altra metà, o presso, a noi.»
ترجمه: «... برای اینکه اراده آزاد ما از بین نرود، بر این باورم که ممکن است درست باشد که بخت بر نیمی از اعمال ما حاکم است، اما نیمی دیگر، یا چیزی نزدیک به آن را به ما وامی‌گذارد.»

اینجا ماکیاولی تأکید می‌کند که وابستگی کامل به بخت، بدون بهره‌گیری از تدبیر و اراده (Virtù)، به شکست منجر می‌شود. درحالی‌که هواداران جنگ، به جای سازماندهی و تجهیز ملّی برای استفاده از فرصت‌هایی که بخت مساعد در اختیارشان قرار داده بود، عاملیّت واقعی را به فعّالیّت مجازی جهت تشویق یک طرف جنگ نزول دادند؛ این تماشاچی بودن، جهت فراموش کردن واقعیّت بازیگر نبودن خود، به مفهوم «شرّ ضروری» متوسّل شد.

"شر ضروری" (Necessary Evil) به چیزی اشاره دارد که به خودی خود مطلوب نیست یا حتی از نظر اخلاقی منفی تلقی شود، اما در شرایط خاص، برای دستیابی به هدفی بزرگ‌تر یا جلوگیری از ضرری بدتر، ضروری یا اجتناب‌ناپذیر است. این اصطلاح اغلب در «تحلیل‌های استراتژیک» استفاده می‌شود، و پذیرش برخی اعمال ناخوشایند را برای حفظ نظم یا منافع عمومی توجیه می‌کند. در اندیشه ماکیاولی شرّ ضروری به اقداماتی اشاره دارد که برای حفظ قدرت یا امنیت، حتی اگر غیراخلاقی باشند، لازم‌اند. او در فصل هجدهم «شهریار» می‌گوید که یک حاکم باید «شیر» (قدرت) و «روباه» (مکر) باشد و گاهی به «شر» متوسل شود.

منضم به وضع ایران، شرّ ضروری به معنای پذیرش حمله نظامی اسرائیل به ایران بود که به‌عنوان عملی ذاتاً مضر (به دلیل خسارات انسانی، اقتصادی، زیرساختی، غرور ملّی و ...) توسّط برخی از مردم به‌عنوان ابزاری ضروری برای سرنگونی رژیم ج‌ا توجیه می‌شد. با این وصف که حمله خارجی می‌تواند به خیزشی داخلی منجر شود که در نهایت آزادی را به ارمغان می‌آورد:

۱. باید توجّه کرد که ماکیاولی شرّ ضروری را به‌عنوان ابزاری برای اهداف مشخص و قابل دستیابی توجیه می‌کند، نه به‌عنوان قماری با نتایج نامعلوم. او در فصل سوم هشدار می‌دهد که اقدامات بزرگ بدون پیش‌بینی پیامدها می‌توانند به فاجعه منجر شوند. برای مثال از لویی دوازدهم فرانسه انتقاد می‌کند که با حمله به ایتالیا بدون برنامه‌ریزی برای اداره سرزمین‌های جدید، شکست خورد.

۲. بهره‌برداری از شرّ ضروری تنها برای کسی با عاملیّت سیاسی (قدرت تصمیم‌گیری) ممکن است. مردم عادّی ایران، به‌دلیل فقدان عاملیّت، نمی‌توانند به «شرّ ضروری» متوسّل شوند، زیرا نمی‌توانند نتیجه آن را کنترل کنند (مثلاً تبدیل شدن به «شر مطلق») یا ذی‌نفع منافع آن باشند. برای مثال، اسرائیل (به‌عنوان بازیگر سیاسی) ممکن است کشتن تعداد محدودی را «شرّ ضروری» بداند، تا امنیت میلیون‌ها نفر را تضمین کند. اما مردم ایران، که تماشاگرند، نمی‌توانند تعیین کنند که این شر، محدود بماند یا به فاجعه‌ای بزرگ (مثلاً تخریب گسترده یا اشغال) تبدیل شود. ماکیاولی در فصل سوم هشدار می‌دهد که اقدامات خشن، اگر کنترل نشوند، می‌توانند به نفرت عمومی منجر شوند، که برای هر حکومتی خطرناک است. در اینجا، مردم ایران در معرض پیامدهای تصمیمی هستند که کنترلی بر آن ندارند.

۳. شرّ ضروری تنها زمانی موجّه است که پیامدهای آن با قوّه تدبیر (ویرتو) کنترل شود. امّا در وضعیّتی که تماشاچیانِ جنگ بر اثرات آن عاملیّتی ندارند، (مقهور و بی‌اختیارند) نتایج آن غیرقابل پیش‌بینی است، چون به فورتونا (شانس) بیش از حد وابسته است. در نتیجه دفاع آنان از شرّ ضروری موجب می‌شود که به ابزاری جهت کاهش هزینه‌های انسانی خودِ این عنصر (که قرار بوده ابزار دست تماشاچیان باشد) تبدیل بشوند.

آیا حامیان این دیدگاه آماده‌اند تا مانند یک شهریار ماکیاولی‌وار، مسئولیت کامل پیامدهای شکستِ قمار بر روی «شر» را بپذیرند، یا صرفاً در دام خیال‌پردازی‌های غیرواقع‌بینانه افتادند؟
📘آسیب‌شناسی جریانِ ملّی در جنگ ۱۲روزه (۳)

در ادامه نقد توسل به «شرّ ضروری»، باید اذعان کرد که ناکامی رژیم در ایفای نقش لویاتان است که مردم را به احساس حالتی شبیه به وضع طبیعی هابز سوق داده. یعنی آنچه برخی را به توجیه «شرّ ضروری» واداشته، ترس از خود رژیم و جنگ داخلی‌ست که برای نیم قرن علیه مردم خود برپاداشته‌.

به بیان دیگر، وقتی رژیمی بر سر کار می‌آید که وعده می‌دهد نه تنها دنیا را آباد می‌کند، بلکه آخرت را نیز، اما در عمل هر دو را ویران می‌کند، آن ایمانِ وهم‌آلودِ اولیه به اینکه آمدن رژیم خیر است، جای خود را به هیچ‌انگاری تعصب‌آلوده‌تری می‌دهد که همه‌چیز شر است. وقتی رژیم، دولتِ ملت ایران نیست که سرنوشت مردم را از گزند تقدیر مصون بدارد، مردم سرنوشت خود را با هر تقدیر دیگری قمار خواهند کرد. بُن‌بَست اما این‌جاست که نیروی خارجی ذاتا نمی‌تواند نقش لویاتان مشروع را ایفا کند.

در واقع در فقدان یک لویاتان مشروع، و بدون وجود تدبیر (ویرتو) در مردمی که عاملیّتی ندارند، پذیرش «شرّ ضروری» به جای حلّ بحران، به قماری کنترل‌ناپذیر با بخت (فورتونا) تبدیل می‌شود.

این فقدان عاملیت سیاسی در مردم، نتیجه نبود تدبیر (ویرتو) در ساختارهای اجتماعی و سیاسی ایران است. ماکیاولی معتقد است که ویرتو نه‌تنها در حاکمان، بلکه در مردم نیز لازم است (۱). ملتی نیز که ویرتوی خود را از دست داده، به بردگی سیاسی دچار می‌شود. (۲) اگر مردم ایران فاقد سازماندهی مدنی یا رهبری با ویرتو باشند، نمی‌توانند از فرصت‌های فورتونا (مثل تضعیف رژیم در بحران) بهره‌برداری کنند و در نتیجه به توجیه «شر ضروری» روی می‌آورند. در ایران، سرکوب طولانی‌مدت کنشگری مدنی و نبود نهادهای مستقل، ویرتو جمعی را تضعیف کرده و مردم را به پذیرش بازیگران خارجی (مانند اسرائیل) به‌عنوان عامل تغییر سوق داده است.

ماکیاولی بخت را به رود خروشانی تشبیه می‌کند که اگر با سدهای محکم تدبیر (ویرتو) مهار نشود، همه‌چیز را ویران می‌کند. چنان‌که توجیه حمله خارجی، در فقدان سازماندهی داخلی، نوعی قمار با بخت است، زیرا نتایج آن غیرقابل پیش‌بینی است. (۳)

حامیان «شر ضروری» در ایران، به جای سازماندهی داخلی یا ایجاد ائتلاف‌های سیاسی (ساختن سدهای ویرتو)، به امید این بودند که حمله اسرائیل (بخت مساعد) به‌طور خودکار رژیم را سرنگون کند. ماکیاولی این رویکرد را نقد می‌کند، زیرا اتّکا به بخت بدون قدرت تدبیر، غیرقابل اعتماد است.

ماکیاولی مثال‌هایی از دولت‌هایی می‌آورد که به دلیل وابستگی به نیروهای خارجی مانند مزدوران یا متحدان غیرقابل اعتماد سقوط کردند. (۴) در مورد ایران، وابستگی به بازیگری مانند اسرائیل که منافع خاص خود را دنبال می‌کند، می‌تواند به جای آزادی، به هرج‌ومرج یا حتی اشغال منجر شود. از منظر ماکیاولی، این امید غیرواقع‌بینانه است. او درباره نیروهای خارجی می‌گوید که آن‌ها پس از پیروزی، منافع خود را دنبال می‌کنند و قدرت را به کسی واگذار نمی‌کنند مگر اینکه مجبور شوند یا منافعشان ایجاب کند. (۵) اسرائیل، در صورت پیروزی در یک جنگ فرضی، احتمالاً به دنبال حکومتی هم‌راستا با منافع خود (امنیت اسرائیل، کاهش نفوذ منطقه‌ای ایران) خواهد بود، نه واگذاری قدرت به مردم ایران بدون ساختار سیاسی مشخص.

ماکیاولی می‌گوید که حکّام جدید باید «سلاح‌های خود» را داشته باشند. (۶) مردم ایران، بدون سازمان‌دهی یا رهبری منسجم، نمی‌توانند قدرت را از یک نیروی خارجی (اسرائیل) مطالبه کنند. این تحلیل با واقعیت‌های ژئوپلیتیک هم‌خوانی دارد: اسرائیل و آمریکا در صورت دخالت، احتمالاً یک دولت دست‌نشانده یا تکنوکرات را ترجیح می‌دهند که ثبات را تضمین کند، نه یک انتقال قدرت مبهم به «مردم». اگرچه مردم می‌توانند با سازمان‌دهی توسط رهبری توانا، نقش فعالی ایفا کنند یا حتی در شرایط ضعف، توانایی می‌تواند با سازگاری و استفاده از فرصت‌ها، موفقیت خلق کند. (۷) همچنین رهبری با ویرتوی خارق‌العادّه می‌تواند با سازمان‌دهی مردم، بخت را به نفع خود تغییر دهد. منتها موفقیت در این‌جا به اتّکا به «سلاح‌های خود» بستگی دارد. مردم ایران و اپوزیسیون باید سازمان سیاسی یا شبکه‌ای منسجم بسازند، تا به‌جای امید به بخت اسرائیل، خودشان عاملیّت داشته باشند. (۸)

در واقع کلّ بحث ما بر روی این نکته تمرکز دارد که توسّل به شرّ ضروری، قمار بر روی بخت است. بختی که در فقدان عاملیّت مردم یا ویرتوی رهبری که ذی‌نفع آن باشد، چه مساعد باشد و چه نامساعد، منجر به پیروزی مردم نخواهد شد.

۱. گفتارها، کتاب اول، فصل ۵۵
۲. همان، کتاب دوم، فصل ۲۹
۳. شهریار، فصل ۲۵
۴. گفتارها، کتاب دوم، فصل ۳۰
۵. شهریار، فصل ۱۳
۶. همان، فصل ۶
۷. همان، فصل ۹
۸. همان، فصل ۶

📕چالش‌های یک فراخوانِ ناسیونالیستی به ارتش
📕در کاربست عقل و علم در سیاست
📕درس‌هایی «برای نیاموختن»

.


#ایران #سیاست #اپوزیشنقد



🌾 @Naqdagin‌ | @irbozorg
📺 مبارزه برای آزادی

🎙#محمدمهدی_اردبیلی

▪️مقدمه و موضع‌گیری در قبال جنگ ایران و اسرائیل: دکتر اردبیلی موضع متفاوت خود را در قبال جنگ ایران و اسرائیل در مقایسه با دیدگاه‌های رایج مطرح می‌کند. او به همدلی بخش‌هایی از جامعه با مفهوم "ایران" و "وطن" در تقابل با اسرائیل اشاره می‌کند، همچنین دیدگاه گروهی که جمهوری اسلامی را شر بزرگ‌تری از اسرائیل می‌دانند و از حمله اسرائیل استقبال می‌کنند، و گروه سومی که هر دو طرف را محکوم می‌کنند، را معرفی می‌کند.

▪️پیوند مسئله فلسطین و جنبش زن، زندگی، آزادی: او مسئله فلسطین را با جنبش "زن، زندگی، آزادی" در ایران پیوند می‌زند و از مردم غزه و مسئله فلسطین به عنوان ظلمی آشکار و تعدی به انسانیت دفاع می‌کند. همچنین، مطالبات جامعه ایرانی در جنبش "زن، زندگی، آزادی" را به حق می‌داند و سرکوب آن را نقد می‌کند.

▪️تحلیل دوقطبی‌های سیاسی و راه سوم: دکتر اردبیلی دوقطبی‌سازی خطرناک بین طرفداران و مخالفان جمهوری اسلامی را نقد می‌کند و بر دفاع از "ایده‌ها" به جای طرفداری از جناح‌ها تأکید دارد. او ایده "راه سوم" را مطرح می‌کند که رادیکال و احیاکننده ایده‌های قابل دفاع در هر دو طرف است.

▪️ایران و اسرائیل: فراتر از دوقطبی جمهوری اسلامی-اسرائیل: او توضیح می‌دهد که در شرایط فعلی جنگ، مسئله فراتر از دوقطبی جمهوری اسلامی و اسرائیل است و به "ایران و اسرائیل" تبدیل شده است. او اشاره می‌کند که بخشی از مردم ایران متوجه شده‌اند که اسرائیل به دنبال منافع خود است و هدفش آزادی ایران نیست.

▪️نقد رویکردهای ضد جنگ و اهمیت اتحاد ملی: دکتر اردبیلی بیانیه‌هایی را که هر دو طرف جنگ (ایران و اسرائیل) را به یک اندازه محکوم می‌کنند، نقد می‌کند و بر اهمیت اتحاد ملی پویا، درون‌نقاد و گشوده به عنوان بزرگترین سلاح مردم تأکید دارد.

▪️عاملیت سیاسی فردی و مفهوم سرزمین: او بحث می‌کند که دفاع از ایران در شرایط فعلی به دلیل ماهیت اسرائیل و تهدید آن است، نه از روی عرق ملی متعصبانه. ایران به عنوان تنها کشوری که در منطقه جلوی اسرائیل ایستاده است، کارکردی فرامنطقه‌ای پیدا کرده است.

▪️نقد برچسب‌زنی‌های هویتی: او توضیح می‌دهد که برچسب‌زنی‌هایی مانند "چپ" مانع از شنیدن سخن تازه و تحلیل دقیق می‌شود و تأکید می‌کند که مسئله فلسطین یک مسئله انسانی فراتر از دسته‌بندی‌های چپ و راست است.

▪️مسئله آزادی و نقش عواطف کور: آزادی را به معنای رهایی از شر عواطف کوری مانند کینه و نفرت تعریف می‌کند. او بیان می‌کند که اسرائیل به دنبال ایران آزاد نیست و اهداف استراتژیک خود را دنبال می‌کند که شامل ایران ضعیف و تجزیه شده است.

▪️نقد همزمان حاکمیت، مردم و اپوزیسیون: او بر ضرورت نقد همزمان حکومت، مردم و اپوزیسیون و پرهیز از ساده‌سازی‌ها تأکید می‌کند و بحث در مورد مسئولیت تاریخی مردم در قبال انقلاب و نتایج آن را مطرح می‌سازد.

▪️ترس و جهل: عوامل فاجعه‌ساز: او ترکیب ترس و جهل را به عنوان عامل ایجاد فاجعه، به‌ویژه در شرایط جنگی، معرفی می‌کند و بر ضرورت آرام کردن ترس و جهل با آگاهی تأکید دارد.

▪️ماهیت خاص اسرائیل و بحران مشروعیت آن: اسرائیل را به عنوان یک کشور خاص با بحران مشروعیت، متفاوت از سایر کشورهای استبدادی توصیف می‌کند. او اسرائیل را "دولت غاصب" می‌داند و از سکوت یا حمایت کشورهای غربی از اسرائیل با وجود جنایات آن انتقاد می‌کند.

▪️چگونگی تبدیل شدن اسرائیل به بدیل مطلوب برای بخشی از جامعه ایران: او این پدیده را نتیجه هم‌دستی رفتار حاکمیت (از دست دادن سرمایه اجتماعی) و تبلیغات دشمنان می‌داند که منجر به ایده "هر کی غیر از اینا" می‌شود.

▪️فعالیت‌های اردبیلی در تهران در روزهای جنگ: او تصمیم به ماندن در تهران در طول جنگ را به عنوان یک کنش و عدم فرار بیان می‌کند و بر اهمیت درس گرفتن از اتفاقات جاری تأکید دارد.


📕در مقالۀ «گورکنان ایران یا چپِ همیشه طلبکار! دربارۀ بانیانِ "فلسطینیزه شدن" سیاست و پاسدارانِ ایدئولوژیِ اشغال‌گرانِ ولایی» به نقد و بررسی بخشی از دیدگاه او می‌پردازیم.

📕‏آسیب‌شناسی جریانِ ملّی در جنگ ۱۲روزه
📕چالش‌های یک فراخوانِ ناسیونالیستی به ارتش
📕در کاربست عقل و علم در سیاست
📕درس‌هایی «برای نیاموختن»
📕ایرانی عزیز؛ لطفاً از خود...پنداری دست بردار!
📉 هزینه‌ای که می‌توانست قدرت‌ساز باشد
📕صحت‌سنجیِ ادعایِ جنگاوران دربارۀ نیروی هوایی (نیابتی‌ها یا نیروی هوایی؟)
🔨 وقتی «چکش» خدا می‌شود
📕بحران جدید، راه‌حل‌های قدیمی

.


#ایران #چپ_ایرانی #سیاست #اپوزیشنقد



🌾 @Naqdagin
مبارزه برای آزادی با محمدمهدی اردبیلی
🎧مبارزه برای آزادی

🎙#محمدمهدی_اردبیلی

⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
02:34 - مقدمه و موضع‌گیری در قبال جنگ ایران و اسرائیل
05:13 - پیوند مسئله فلسطین و جنبش زن، زندگی، آزادی
10:11 - تحلیل دوقطبی‌های سیاسی و راه سوم
16:01 - ایران و اسرائیل: فراتر از دوقطبی جمهوری اسلامی-اسرائیل
19:19 - نقد رویکردهای ضد جنگ و اهمیت اتحاد ملی
23:34 - عاملیت سیاسی فردی و مفهوم سرزمین
27:55 - نقد برچسب‌زنی‌های هویتی (مانند "چپ")
34:14 - مسئله آزادی و نقش عواطف کور
42:59 - نقد همزمان حاکمیت، مردم و اپوزیسیون
48:48 - ترس و جهل: عوامل فاجعه‌ساز
52:01 - ماهیت خاص اسرائیل و بحران مشروعیت آن
01:04:03 - چگونگی تبدیل شدن اسرائیل به بدیل مطلوب برای بخشی از جامعه ایران
01:10:39 - فعالیت‌های اردبیلی در تهران در روزهای جنگ

📕در مقالۀ «گورکنان ایران یا چپِ همیشه طلبکار! دربارۀ بانیانِ "فلسطینیزه شدن" سیاست و پاسدارانِ ایدئولوژیِ اشغال‌گرانِ ولایی» به نقد و بررسی بخشی از دیدگاه او می‌پردازیم.

.


#ایران #چپ_ایرانی #سیاست #اپوزیشنقد



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘 آتش‌بس جنگ ۱۲ روزه: گوش‌های کر!

✍🏻دکتر #احمد_بخارایی

۱ـ مگر قبلاً بارها نگفته‌بودیم که سیاست‌های جمهوری اسلامی، «#جنگ» را به دنبال خواهدداشت؟

۲ـ مگر قبلاً نگفتیم که در نبرد جنگی، «نیروی هوایی آتش‌بار» تعیین‌کننده است و ایران فاقد نیروی هوایی اثربخش است؟

۳ـ مگر قبلاً نگفتیم که نمی‌توان با تکیه بر «موشک از راه دور» انتظار پیروزی در جنگی را داشت که آمریکا به عنوان خصم در آن حضور دارد؟

۴ـ مگر قبلاً نگفته‌بودیم که دنیا نخواهدگذاشت ایران به #سلاح_هسته‌ای نزدیک شود و سر بزنگاه «تأسیسات هسته‌ای» را هدف قرار خواهدداد؟

۵ـ مگر قبلاً نگفته‌بودیم که ایران بنا به علل و دلایل بسیار در نبرد با #اسرائیل آسیب‌پذیر است و نهایتاً مشاهده شد که طی دوازده روز جنگ اخیر، اتوبان یک‌طرفه «تل‌آویو ـ تهران» در تسلط نیروی هوایی اسرائیل قرار گرفت و شلیک آن همه موشک بالستیک از سوی ایران منجر به کشته شدن حتی یک شخصیت مطرح نظامی در اسرائیل نشد اما حمله‌ی مینیاتوری و «نقطه‌زن» اسرائیل منجر به کشته شدن بسیار افسران سپاهی و دانشمندان هسته‌ای در «صف اول» در ایران شد و تقریباً مکانی باقی نماند (از پادگان‌ها و قرارگاه‌ها و پایگاه‌ها تا سازمان صداوسیما و ساختمان پلیس فتا و دروازه و ساختمان اداری زندان اوین!) که به آن حمله نشده‌باشد!؟

۶ـ این همه سانسور و «روایت‌سازی» از سوی صدا و سیما و تشدید رویه‌ی جنگ‌طلبی چه فرجامی داشت!؟

۷ـ مگر نمی‌شد به جای هزینه‌کرد «۲۰۰۰ میلیارد دلاری» طی بیست سال اخیر برای احداث تأسیسات هسته‌ای به سرمایه‌گذاری ۲۰۰ میلیارد دلاری در هر سال برای رشد ۸درصدی کشور اقدام می‌شد تا نهایتاً «رشد ۸۰درصدی» به ازای ۲۰۰۰ میلیارد دلار طی ۱۰ سال اتفاق می‌افتاد!؟

رشد ۸۰درصدی یعنی تقریباً دو برابر شدن رشد و توسعه‌ی ماندگار و ارزشمند کشور!

ما چه کردیم و اکنون پس از آتش‌بس، تأسیسات پرهزینه‌ی هسته‌ای ما در چه وضعیتی به‌سر می‌برند!؟

۸ـ و بالاخره مگر در هفته‌ی گذشته و روز آغازین جنگ نگفتیم و ننوشتیم که در هفته‌ی آتی (یعنی هفته‌ای که اینک در آن قرار داریم) جمهوری اسلامی با «توسل به ترامپ» و واسطه‌ها درخواست #آتش‌بس خواهدکرد و این نه نشانه‌ی موفقیت و پیروزی خواهد بود!؟

۹ـ پرسش: آیا بازگشت جمهوری اسلامی به میز «مذاکرات با آمریکا» طی روزهای آتی با قدرت خواهد بود یا با ضعف!؟ با تخریب تأسیسات هسته‌ای، دیگر جمهوری اسلامی چه تضمینی خواهد داد تا بتواند رفع «تحریم‌ها» را درخواست کند!؟

۱۰ـ آیا جمهوری اسلامی نمی‌خواهد بفهمد که با مدیریتی که دهه‌هاست در پیش گرفته #جامعه را با «ابربحران‌ها» مواجه ساخته است و با این فرمانی که در دست دارد کشور را به تباهی، بیش از پیش سوق می‌دهد!؟


📕در کاربست عقل و علم در سیاست
📉 هزینه‌ای که می‌توانست قدرت‌ساز باشد
📕صحت‌سنجیِ ادعایِ جنگاوران دربارۀ نیروی هوایی (نیابتی‌ها یا نیروی هوایی؟)
📕درس‌هایی «برای نیاموختن»
📕ایرانی عزیز؛ لطفاً از خود...پنداری دست بردار!
🔨 وقتی «چکش» خدا می‌شود
📕بحران جدید، راه‌حل‌های قدیمی
📕جمهوری اسلامی جنگ‌طلب!
📕چرا اسرائیل به ایران حمله کرد؟
📺 نابودی اسرائیل، یعنی ظهور امام زمان
📺 جنگ ما با اسرائیل، جنگ آخرالزمانه
📺 نقش خامنه‌ای در شکستِ برجام
📺خاکسپاریِ توسعه
📺 خامنه‌ای: رفاه مردم آن‌ها را بی‌دین می‌کند!
📺 ما انقلابی‌ایم؛ مالزی الگوی ما نخواهد بود.
📕کدهای مهم در مصاحبۀ حسن روحانی
📕چرا اسرائیل به ایران حمله کرد؟

.


#حکومت_اسلامی #سیاست



🌾 @Naqdagin‌ | @dr_bokharaei
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM