📘«ادموند بِرک» برعلیهِ جزوه! (۵/۵)
باید گفت که این، خود اوج بیمسئولیّتی در درکِ انضمامی مشکلات و دعاوی پیش روی آرمان «بازپسگیری (دولت ملی) ایران» در این زمانهٔ خطیر است. این «نسبیّتاندیشی محض جبّارانه»، از قضا خود استوار بر یک تعهّد به انتزاعیاندیشی مبتنی بر «تصادم مجهولات» دارد و درست از همین روست که تقدّس صندوق رأی را تا مقام «تأسیس و تعریف ملّت و دولت» بالا میبرد. آشکار است که در تاریخ مدرن، «هیچ» ملّت و هیچ دولتی وجه تاسیسی و تعریفیاش را از صندوق رأی نگرفته، بلکه در بهترین حالت، صندوق رأی حامل یک همداستانی (Consensus) نمادین و تاریخی بر یک «فرم سیاسی» اما در درون روند زیرایستای «اصول میثاق مشروطیت (=دولت قانون)» در آن مملکت بوده. لازم به یادآوریست که صندوق رأی در مواقع بسیاری مورد دستبرد واقع شده که نتایجش از قضا علیه اصول مشروطیت آن دولتملت بهکار رفته.
رجوع به صندوق رأی در فازهای نخست پس از اسقاط رژیم ایلغار [برای رژیمی استفاده میشود که به مانند یک سپاه اشغالگر بر کشور حاکم است]، از جمله در قالب رفراندم، در صورت امکان میتواند بسیار سودمند و یاریگر باشد، اما تنها و تنها با داشتن درکی درست از پرسپکتیو حقوقی-سیاسی زمین بازی و قواعد موضوعهٔ پیشتر تاسیسشدهٔ دولتملت ایرانی، و جانمایی دقیق «مشروعیت سیاسی حاصل از صندوق رأی» در روند کلانتر بازآرایی مناسبات دولت ملی ایران پس از ۴۶ سال اشغالشدگی در نتیجهٔ فترت نظم ملی. این به این معناست که با «تشریفات درست برآمده از دولت قانون»، و نه در خلاء حاصل از یک عدمِ پستمدرن و سهلانگار، میتوان و باید به صندوق رأی برای «تثبیت» بازآرایی ستونهای نظم دولتملتی (= نظم ملی مشروع) رجوع کرد (و تعیین شکل نظام هم ذیلی از همین است)، اما توهم تاسیس شأن ملت و قواعد دولت ملی از نو، نهتنها سودمند نیست، که عمیقا آدرسی غلط و البته جاهطلبیای خطرناک است.
🔻لازم به یادآوری است که کلّ ارجاعات به ادموند برک از منبع زیر به ویراستاری J. G. A. Pocock برداشته شده:
Burke, Edmund. Reflections on the Revolution in France. Edited by J. G. A. Pocock. Indianapolis: Hackett Publishing Company, 1987, par. 200.
نیز متن آقای ا.ی.آ را در دفاع از جزوه در سایت فریدون میتوانید مطالعه کنید:
fereydoun.org/
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @irbozorg
باید گفت که این، خود اوج بیمسئولیّتی در درکِ انضمامی مشکلات و دعاوی پیش روی آرمان «بازپسگیری (دولت ملی) ایران» در این زمانهٔ خطیر است. این «نسبیّتاندیشی محض جبّارانه»، از قضا خود استوار بر یک تعهّد به انتزاعیاندیشی مبتنی بر «تصادم مجهولات» دارد و درست از همین روست که تقدّس صندوق رأی را تا مقام «تأسیس و تعریف ملّت و دولت» بالا میبرد. آشکار است که در تاریخ مدرن، «هیچ» ملّت و هیچ دولتی وجه تاسیسی و تعریفیاش را از صندوق رأی نگرفته، بلکه در بهترین حالت، صندوق رأی حامل یک همداستانی (Consensus) نمادین و تاریخی بر یک «فرم سیاسی» اما در درون روند زیرایستای «اصول میثاق مشروطیت (=دولت قانون)» در آن مملکت بوده. لازم به یادآوریست که صندوق رأی در مواقع بسیاری مورد دستبرد واقع شده که نتایجش از قضا علیه اصول مشروطیت آن دولتملت بهکار رفته.
رجوع به صندوق رأی در فازهای نخست پس از اسقاط رژیم ایلغار [برای رژیمی استفاده میشود که به مانند یک سپاه اشغالگر بر کشور حاکم است]، از جمله در قالب رفراندم، در صورت امکان میتواند بسیار سودمند و یاریگر باشد، اما تنها و تنها با داشتن درکی درست از پرسپکتیو حقوقی-سیاسی زمین بازی و قواعد موضوعهٔ پیشتر تاسیسشدهٔ دولتملت ایرانی، و جانمایی دقیق «مشروعیت سیاسی حاصل از صندوق رأی» در روند کلانتر بازآرایی مناسبات دولت ملی ایران پس از ۴۶ سال اشغالشدگی در نتیجهٔ فترت نظم ملی. این به این معناست که با «تشریفات درست برآمده از دولت قانون»، و نه در خلاء حاصل از یک عدمِ پستمدرن و سهلانگار، میتوان و باید به صندوق رأی برای «تثبیت» بازآرایی ستونهای نظم دولتملتی (= نظم ملی مشروع) رجوع کرد (و تعیین شکل نظام هم ذیلی از همین است)، اما توهم تاسیس شأن ملت و قواعد دولت ملی از نو، نهتنها سودمند نیست، که عمیقا آدرسی غلط و البته جاهطلبیای خطرناک است.
🔻لازم به یادآوری است که کلّ ارجاعات به ادموند برک از منبع زیر به ویراستاری J. G. A. Pocock برداشته شده:
Burke, Edmund. Reflections on the Revolution in France. Edited by J. G. A. Pocock. Indianapolis: Hackett Publishing Company, 1987, par. 200.
نیز متن آقای ا.ی.آ را در دفاع از جزوه در سایت فریدون میتوانید مطالعه کنید:
fereydoun.org/
.
#سیاست #اپوزیشنقد #ایران #فلسفه_سیاسی #محافظهکاری #ادموند_برک
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @irbozorg
Telegram
نقدآگین
📗راز بزرگ اسلام
— آشکار گشتن تاریخ مکتوم اسلام
🖌 #اودون_لافونتن
🔸«راز بزرگ اسلام» اثر ادن الفونتن، ترجمه محمدعلی شجاعی طباطبایی، تاریخ پنهانشده اسلام را از طریق تحقیقات تاریخی آشکار میکند. کتاب خاستگاه اسلام را در یهودیت ناصری ریشه یابی میکند و بیان میکند که این دین بر اساس متون یهودی ناصریان و با تغییرات و دستکاریهای خلفای اولیه برای توجیه حکومت خود شکل گرفته است.
🔸نویسنده به نبردهای اولیه اعراب و یهودیان ناصری با رومیان و ایرانیان، تلاش برای فتح اورشلیم و نقش شخصیتهایی مانند محمد، ورقة بن نوفل، ابوبکر، عمر، عثمان، معاویه و عبدالملک بن مروان در شکلگیری و تحریف تاریخ اولیه اسلام اشاره میکند.
🔸همچنین، کتاب به تفاوتهای فرقههای شیعه و سنی و نقش احادیث در توجیه و تفسیر قرآن میپردازد و نشانههایی از دستکاری متون قرآنی را با استناد به تحقیقات محققان مختلف ارائه میدهد. در نهایت، نویسنده بر ضرورت آشکار شدن حقایق تاریخی در مورد اسلام برای مسلمانان و جهان تأکید دارد.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— آشکار گشتن تاریخ مکتوم اسلام
🖌 #اودون_لافونتن
🔸«راز بزرگ اسلام» اثر ادن الفونتن، ترجمه محمدعلی شجاعی طباطبایی، تاریخ پنهانشده اسلام را از طریق تحقیقات تاریخی آشکار میکند. کتاب خاستگاه اسلام را در یهودیت ناصری ریشه یابی میکند و بیان میکند که این دین بر اساس متون یهودی ناصریان و با تغییرات و دستکاریهای خلفای اولیه برای توجیه حکومت خود شکل گرفته است.
🔸نویسنده به نبردهای اولیه اعراب و یهودیان ناصری با رومیان و ایرانیان، تلاش برای فتح اورشلیم و نقش شخصیتهایی مانند محمد، ورقة بن نوفل، ابوبکر، عمر، عثمان، معاویه و عبدالملک بن مروان در شکلگیری و تحریف تاریخ اولیه اسلام اشاره میکند.
🔸همچنین، کتاب به تفاوتهای فرقههای شیعه و سنی و نقش احادیث در توجیه و تفسیر قرآن میپردازد و نشانههایی از دستکاری متون قرآنی را با استناد به تحقیقات محققان مختلف ارائه میدهد. در نهایت، نویسنده بر ضرورت آشکار شدن حقایق تاریخی در مورد اسلام برای مسلمانان و جهان تأکید دارد.
در فاصلهی ۳۰ کیلومتری شمال شرق لاذقیه ویرانههایی از کاروانسرایی باقی ماندهاست که آنجا پایگاه قبیلهای کوچنشین و تاجر بودهاست. آنها را با نام قریش یا هان القریسیه میشناسند؛ رنه دوسو نیز در مورد این کاروانسرا سخن به میان آورده است و آن را خان القریشیه می نامیدهاست. این کاروانسرا در کنار رودخانهای با نام نهر القریشیه واقع شدهاست. در آنجا قبیلهی قریش میزیستهاست؛ حضور آنان در این منطقه کاملا اثبات شدهاست. این تایید کنندهی آن است که بت اِل (الله) خدای قریش بوده که آثار این بت در آنجا یعنی در ویرانههای شهر اوگاریت پیدا شدهاست.
🔻نقدآگین
🔸قبل از نشر کتاب در نقدآگین با مترجم آن مکاتبهای داشتیم و پیشنهاد دادیم متن ترجمه را در اختیار ما بگذارند تا ویراستاری بهتری برای کتاب انجام دهیم که متاسفانه قبول نکردند.
🔸کتاب نکات قابل توجهی را طرح میکند که سخن صرف نویسنده نیست و در تحقیقات تاریخی چند دههی اخیر، بسیاری محققان به سمت همین پرسشها و احتمالات رفتهاند؛ هرچند در مواردی مترجم و یا خود نویسنده از ادبیات شکاکانه و بررسی محققانه خارج میشود، و لحنی را برمیگزیند که از اعتبار متن یا لااقل خوانشِ همدلانهی یک خوانندهی منصف، کاسته میشود.
📻 یهودیان ناصری، مولفانِ قرآنِ اولیه
📻 مطالعاتی تازه پیرامون ریشههای تاریخی اسلام
📺 نقد تاریخی پیدایش اسلام (یکم | دوم)
📺 آیا اسلام دروغ است؟ (ابن اسحاق دجال)
📺 تاریخ گمشدۀ قرآن
📺 محمد هاجری: (محمد واقعی-تاریخی) رهبری یهودی که توسط روایات بنی عباس محو شد!
📺 معجزهٔ قرآن؟! آرای لوکزنبرگ به زبان ساده
.
#بازنگری #کتاب #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📗راز بزرگ اسلام
— آشکار گشتن تاریخ مکتوم اسلام
🖌#اودون_لافونتن
🔸«راز بزرگ اسلام» اثر ادن الفونتن، ترجمه محمدعلی شجاعی طباطبایی، تاریخ پنهانشده اسلام را از طریق تحقیقات تاریخی آشکار میکند. کتاب خاستگاه اسلام را در یهودیت ناصری ریشه یابی میکند و بیان میکند که این دین بر اساس متون یهودی ناصریان و با تغییرات و دستکاریهای خلفای اولیه برای توجیه حکومت خود شکل گرفته است.
🔸نویسنده به نبردهای اولیه اعراب و یهودیان ناصری با رومیان و ایرانیان، تلاش برای فتح اورشلیم و نقش شخصیتهایی مانند محمد، ورقة بن نوفل، ابوبکر، عمر، عثمان، معاویه و عبدالملک بن مروان در شکلگیری و تحریف تاریخ اولیه اسلام اشاره میکند.
🔸همچنین، کتاب به تفاوتهای فرقههای شیعه و سنی و نقش احادیث در توجیه و تفسیر قرآن میپردازد و نشانههایی از دستکاری متون قرآنی را با استناد به تحقیقات محققان مختلف ارائه میدهد. در نهایت، نویسنده بر ضرورت آشکار شدن حقایق تاریخی در مورد اسلام برای مسلمانان و جهان تأکید دارد.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— آشکار گشتن تاریخ مکتوم اسلام
🖌#اودون_لافونتن
🔸«راز بزرگ اسلام» اثر ادن الفونتن، ترجمه محمدعلی شجاعی طباطبایی، تاریخ پنهانشده اسلام را از طریق تحقیقات تاریخی آشکار میکند. کتاب خاستگاه اسلام را در یهودیت ناصری ریشه یابی میکند و بیان میکند که این دین بر اساس متون یهودی ناصریان و با تغییرات و دستکاریهای خلفای اولیه برای توجیه حکومت خود شکل گرفته است.
🔸نویسنده به نبردهای اولیه اعراب و یهودیان ناصری با رومیان و ایرانیان، تلاش برای فتح اورشلیم و نقش شخصیتهایی مانند محمد، ورقة بن نوفل، ابوبکر، عمر، عثمان، معاویه و عبدالملک بن مروان در شکلگیری و تحریف تاریخ اولیه اسلام اشاره میکند.
🔸همچنین، کتاب به تفاوتهای فرقههای شیعه و سنی و نقش احادیث در توجیه و تفسیر قرآن میپردازد و نشانههایی از دستکاری متون قرآنی را با استناد به تحقیقات محققان مختلف ارائه میدهد. در نهایت، نویسنده بر ضرورت آشکار شدن حقایق تاریخی در مورد اسلام برای مسلمانان و جهان تأکید دارد.
در فاصلهی ۳۰ کیلومتری شمال شرق لاذقیه ویرانههایی از کاروانسرایی باقی ماندهاست که آنجا پایگاه قبیلهای کوچنشین و تاجر بودهاست. آنها را با نام قریش یا هان القریسیه میشناسند؛ رنه دوسو نیز در مورد این کاروانسرا سخن به میان آورده است و آن را خان القریشیه می نامیدهاست. این کاروانسرا در کنار رودخانهای با نام نهر القریشیه واقع شدهاست. در آنجا قبیلهی قریش میزیستهاست؛ حضور آنان در این منطقه کاملا اثبات شدهاست. این تایید کنندهی آن است که بت اِل (الله) خدای قریش بوده که آثار این بت در آنجا یعنی در ویرانههای شهر اوگاریت پیدا شدهاست.
🔻نقدآگین
🔸قبل از نشر کتاب در نقدآگین با مترجم آن مکاتبهای داشتیم و پیشنهاد دادیم متن ترجمه را در اختیار ما بگذارند تا ویراستاری بهتری برای کتاب انجام دهیم که متاسفانه قبول نکردند.
🔸کتاب نکات قابل توجهی را طرح میکند که سخن صرف نویسنده نیست و در تحقیقات تاریخی چند دههی اخیر، بسیاری محققان به سمت همین پرسشها و احتمالات رفتهاند؛ هرچند در مواردی مترجم و یا خود نویسنده از ادبیات شکاکانه و بررسی محققانه خارج میشود، و لحنی را برمیگزیند که از اعتبار متن یا لااقل خوانشِ همدلانهی یک خوانندهی منصف، کاسته میشود.
📻 یهودیان ناصری، مولفانِ قرآنِ اولیه
📻 مطالعاتی تازه پیرامون ریشههای تاریخی اسلام
📺 نقد تاریخی پیدایش اسلام (یکم | دوم)
📺 آیا اسلام دروغ است؟ (ابن اسحاق دجال)
📺 تاریخ گمشدۀ قرآن
📺 محمد هاجری: (محمد واقعی-تاریخی) رهبری یهودی که توسط روایات بنی عباس محو شد!
📺 معجزهٔ قرآن؟! آرای لوکزنبرگ به زبان ساده
.
#بازنگری #کتاب #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 راز بزرگ اسلام
— آشکار گشتن تاریخ مکتوم اسلام
🔸در اپیزود بیست و یکم از #نقدآگینگپ به خلاصهای از مباحث طرحشده در این کتاب میپردازیم.
🔸«راز بزرگ اسلام» اثر ادن الفونتن، ترجمه محمدعلی شجاعی طباطبایی، تاریخ پنهانشده اسلام را از طریق تحقیقات تاریخی آشکار میکند. کتاب خاستگاه اسلام را در یهودیت ناصری ریشه یابی میکند و بیان میکند که این دین بر اساس متون یهودی ناصریان و با تغییرات و دستکاریهای خلفای اولیه برای توجیه حکومت خود شکل گرفته است.
🔸نویسنده به نبردهای اولیه اعراب و یهودیان ناصری با رومیان و ایرانیان، تلاش برای فتح اورشلیم و نقش شخصیتهایی مانند محمد، ورقة بن نوفل، ابوبکر، عمر، عثمان، معاویه و عبدالملک بن مروان در شکلگیری و تحریف تاریخ اولیه اسلام اشاره میکند.
🔸همچنین، کتاب به تفاوتهای فرقههای شیعه و سنی و نقش احادیث در توجیه و تفسیر قرآن میپردازد و نشانههایی از دستکاری متون قرآنی را با استناد به تحقیقات محققان مختلف ارائه میدهد. در نهایت، نویسنده بر ضرورت آشکار شدن حقایق تاریخی در مورد اسلام برای مسلمانان و جهان تأکید دارد.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— آشکار گشتن تاریخ مکتوم اسلام
🔸در اپیزود بیست و یکم از #نقدآگینگپ به خلاصهای از مباحث طرحشده در این کتاب میپردازیم.
🔸«راز بزرگ اسلام» اثر ادن الفونتن، ترجمه محمدعلی شجاعی طباطبایی، تاریخ پنهانشده اسلام را از طریق تحقیقات تاریخی آشکار میکند. کتاب خاستگاه اسلام را در یهودیت ناصری ریشه یابی میکند و بیان میکند که این دین بر اساس متون یهودی ناصریان و با تغییرات و دستکاریهای خلفای اولیه برای توجیه حکومت خود شکل گرفته است.
🔸نویسنده به نبردهای اولیه اعراب و یهودیان ناصری با رومیان و ایرانیان، تلاش برای فتح اورشلیم و نقش شخصیتهایی مانند محمد، ورقة بن نوفل، ابوبکر، عمر، عثمان، معاویه و عبدالملک بن مروان در شکلگیری و تحریف تاریخ اولیه اسلام اشاره میکند.
🔸همچنین، کتاب به تفاوتهای فرقههای شیعه و سنی و نقش احادیث در توجیه و تفسیر قرآن میپردازد و نشانههایی از دستکاری متون قرآنی را با استناد به تحقیقات محققان مختلف ارائه میدهد. در نهایت، نویسنده بر ضرورت آشکار شدن حقایق تاریخی در مورد اسلام برای مسلمانان و جهان تأکید دارد.
📻 یهودیان ناصری، مولفانِ قرآنِ اولیه
📻 مطالعاتی تازه پیرامون ریشههای تاریخی اسلام
📺 نقد تاریخی پیدایش اسلام (یکم | دوم)
📺 آیا اسلام دروغ است؟ (ابن اسحاق دجال)
📺 تاریخ گمشدۀ قرآن
📺 محمد هاجری: (محمد واقعی-تاریخی) رهبری یهودی که توسط روایات بنی عباس محو شد!
📺 معجزهٔ قرآن؟! آرای لوکزنبرگ به زبان ساده
.
#بازنگری #کتاب #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘غزه: قربانی بدمستیِ ۷۴ سالۀ بنیادگرایانِ اسرائیلستیز
— نقد این موضع، در ادامۀ متن
✍🏻 #مهدی_نصیری
تاریخ را نه از آخر که باید از اول خواند. آغازِ ویرانی و کشتار مردم غزه را هم نه حتی از حمله تروریستی ۷ اکتبر حماس، که باید از پیروزی انقلاب ۵۷ و بلکه ۳۰ سال جلوتر، از نطق نواب صفوی پدر ایدئولوژیک آیات خمینی و خامنه ای در ضرورت محو اسرائیل (چند روز پس از به رسمیت شناختن دولت اسرائیل توسط سازمان ملل) دید.
البته نواب در آن روز، پیش شرط نابودی اسرائیل را از بین بردن نظام پهلوی دانسته بود، چرا که ایران به صورت دوفاکتو و غیر رسمی، اسراییل را به رسمیت شناخته بود.
این اندیشه جهادی و انقلابی نواب صفوی (که افتخار ترور ۴ نخست وزیر شاه را در کارنامه اش دارد و اولین حامل قرائت اسلام تکفیری سید قطب به آقایان خمینی و خامنه ای است) بود که ایده آزادی قدس و محو اسرائیل را دال مرکزی ایدئولوژی انقلاب ۵۷ قرار داد و بیش از دو تریلیون دلار ثروت ملت ایران را هزینه ساخت سلاح هسته ای کرد و ملتی را به خاک فقر و فلاکت نشاند، تا روزی آرزوی دیرینه محو اسرائیل و آزادی قدس با حمله ای اتمی و کشتار صدها هزار مسلمان و یهودی عملی شود و آیت الله خامنه ای ولی امر مسلمین جهان در اورشلیم نماز جمعه اقامه کند و قدس را بر اساس اندیشه رهبر فکری اش سید قطب، مرکز دارالاسلام قرار داده و الباقی دنیا را که دارالکفر است، به تسخیر خود در آورد و مدل حکمرانی خود را در ایران از جمله واجب شرعی و سیاسی حجاب اجباری، در سرتاسر جهان اجرایی کند.
آن روزی که آیت الله خامنه ای با گردنی فراز و در مراسم رژه پاسداران، تهدید به با خاک یکسان کردن حیفا و تل آویو می کرد نیز پیش در آمدی برای آزادی قدس بود.
بعد از پیروزی انقلاب ۵۷، یاسر عرفات رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین به عنوان یکی از چهره های سیاسی دردانه جمهوری اسلامی که قبل از ۵۷ به انقلابیون ایران آموزش چریکی می داد، به ایران آمد و با استقبال گرم آیت الله خمینی و حزب توده و مجاهدین خلق و فداییان و دیگر احزاب انقلابی مسلمان و چپ روبرو شد، اما دیری نپایید که ابوعمار مسیر صلح با اسرائیل و تشکیل دولت فلسطینی را انتخاب کرد و از همان لحظه، مغضوب و منفور جمهوری اسلامی واقع شد، چرا که از ایده حذف غده سرطانی اسرائیل عقب نشینی کرده و به صلح می اندیشید.
در این مقطع بود که پیوند جمهوری اسلامی با حماس آغاز شد و چند سال بعد محض محکم کاری، جنبش شیعی جهاد اسلامی فلسطین هم که مامور به تقیه شده بود و خود را باید همچنان سنی می دانست، توسط ج ا بنیاد گذاشته شد.
تداوم مسیری که از سال ۱۳۲۷ با نطق نواب شروع شده بود، به حمله ۷ اکتبر حماس منجر شد که شخص آقای خامنه ای فرماندهی ایدئولوژیک و لجستیکی آن را از طریق نیروی قدس سپاه بر عهده داشت و چنین برآورد کرده بود که می تواند ضربه ای کاری به اسراییل زده و مقدمه ای برای تحقق پیشگویی پیامبر گونه اش در موضوع نابودی اسرائیل باشد که تابلوی روزشمارش را در تهران نصب کرده بود.
اما از آنجا که به قول حدیث مشهور "العبد یدبر و الله یقدر" (بندگان تدبیر می کنند و خداوند تقدیر و تعیین می کند و طرح خود را پیش می برد)، تقدیر خداوند بر خلاف تدبیر رهبر جمهوری اسلامی قرار گرفت و با حمله تلافی جویانه و پیش دستانه اسراییل، فرمانده ام القراء و دارالاسلام به زیر زمین رفت و حاکمیت آسمان آن به دست اسراییل افتاده است(ماضی نقلی استمراری!)
اما این وسط بیشترین خسارت و ویرانی نصیب مردم بی دفاع غزه شد که قربانی تهاجم اسراییل برای نابودی حماس بعد از حمله تروریستی ۷ اکتبر شدند.
پیش از ۷ اکتبر، غزه شهری زیبا و در حال زندگی بود که روزانه هزاران نفر برای کار به اسرائیل می رفتند و در وضعیتی مرفه تر از بسیاری از ایرانیانِ به زیر خط فقر رفته، زندگی می کردند.
اکنون همه کسانی که برای کشتار بی رحمانه مردم غزه توسط اسرائیل مویه می کنند و در کنار ج ا قرار گرفته و خامنه ای را در سیاست ویرانگر ضد اسرائیلی اش تشویق می کنند، باید قصه پر غصه غزه را از اول بخوانند و نه از آخر.
ضمنا نیم نگاهی هم به صدها هزار مردم مظلوم سوریه داشته باشند که توسط دولت سوریه (متحد استراتژیک ج ا و با همکاری راهبردی سردار قاسم سلیمانی برای حفظ بشار اسد از سقوط در امواج بهار عربی) کشته و سلاخی شدند، اما شانس حمایت چپ جهانی و انقلابیون ایرانی را نداشتند.
📘نقدی بر مهدی نصیری در تقلیلگراییِ یهودستیزی اسلامی
(۱/۲)
🔻مهدی نصیری در متن اخیر خود، تمام اسرائیلسیزی بیمارگونِ حکام جمهوری اسلامی را به آخوندی به نام نواب صفوی فرو میکاهد، گویی اگر نواب نبود، یهودستیزی جنونآمیزِ حکام ج.ا وجود نداشت، یا نواب صفوی از یک خلاء تاریخ زاده شدهاست و هیچ کدام از منابع اسلامی (اعم از قرآن و سیره) او را به اتخاذ چنین رویکردهای بنیادگرایانهای نکشاندهاست.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— نقد این موضع، در ادامۀ متن
✍🏻 #مهدی_نصیری
تاریخ را نه از آخر که باید از اول خواند. آغازِ ویرانی و کشتار مردم غزه را هم نه حتی از حمله تروریستی ۷ اکتبر حماس، که باید از پیروزی انقلاب ۵۷ و بلکه ۳۰ سال جلوتر، از نطق نواب صفوی پدر ایدئولوژیک آیات خمینی و خامنه ای در ضرورت محو اسرائیل (چند روز پس از به رسمیت شناختن دولت اسرائیل توسط سازمان ملل) دید.
البته نواب در آن روز، پیش شرط نابودی اسرائیل را از بین بردن نظام پهلوی دانسته بود، چرا که ایران به صورت دوفاکتو و غیر رسمی، اسراییل را به رسمیت شناخته بود.
این اندیشه جهادی و انقلابی نواب صفوی (که افتخار ترور ۴ نخست وزیر شاه را در کارنامه اش دارد و اولین حامل قرائت اسلام تکفیری سید قطب به آقایان خمینی و خامنه ای است) بود که ایده آزادی قدس و محو اسرائیل را دال مرکزی ایدئولوژی انقلاب ۵۷ قرار داد و بیش از دو تریلیون دلار ثروت ملت ایران را هزینه ساخت سلاح هسته ای کرد و ملتی را به خاک فقر و فلاکت نشاند، تا روزی آرزوی دیرینه محو اسرائیل و آزادی قدس با حمله ای اتمی و کشتار صدها هزار مسلمان و یهودی عملی شود و آیت الله خامنه ای ولی امر مسلمین جهان در اورشلیم نماز جمعه اقامه کند و قدس را بر اساس اندیشه رهبر فکری اش سید قطب، مرکز دارالاسلام قرار داده و الباقی دنیا را که دارالکفر است، به تسخیر خود در آورد و مدل حکمرانی خود را در ایران از جمله واجب شرعی و سیاسی حجاب اجباری، در سرتاسر جهان اجرایی کند.
آن روزی که آیت الله خامنه ای با گردنی فراز و در مراسم رژه پاسداران، تهدید به با خاک یکسان کردن حیفا و تل آویو می کرد نیز پیش در آمدی برای آزادی قدس بود.
بعد از پیروزی انقلاب ۵۷، یاسر عرفات رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین به عنوان یکی از چهره های سیاسی دردانه جمهوری اسلامی که قبل از ۵۷ به انقلابیون ایران آموزش چریکی می داد، به ایران آمد و با استقبال گرم آیت الله خمینی و حزب توده و مجاهدین خلق و فداییان و دیگر احزاب انقلابی مسلمان و چپ روبرو شد، اما دیری نپایید که ابوعمار مسیر صلح با اسرائیل و تشکیل دولت فلسطینی را انتخاب کرد و از همان لحظه، مغضوب و منفور جمهوری اسلامی واقع شد، چرا که از ایده حذف غده سرطانی اسرائیل عقب نشینی کرده و به صلح می اندیشید.
در این مقطع بود که پیوند جمهوری اسلامی با حماس آغاز شد و چند سال بعد محض محکم کاری، جنبش شیعی جهاد اسلامی فلسطین هم که مامور به تقیه شده بود و خود را باید همچنان سنی می دانست، توسط ج ا بنیاد گذاشته شد.
تداوم مسیری که از سال ۱۳۲۷ با نطق نواب شروع شده بود، به حمله ۷ اکتبر حماس منجر شد که شخص آقای خامنه ای فرماندهی ایدئولوژیک و لجستیکی آن را از طریق نیروی قدس سپاه بر عهده داشت و چنین برآورد کرده بود که می تواند ضربه ای کاری به اسراییل زده و مقدمه ای برای تحقق پیشگویی پیامبر گونه اش در موضوع نابودی اسرائیل باشد که تابلوی روزشمارش را در تهران نصب کرده بود.
اما از آنجا که به قول حدیث مشهور "العبد یدبر و الله یقدر" (بندگان تدبیر می کنند و خداوند تقدیر و تعیین می کند و طرح خود را پیش می برد)، تقدیر خداوند بر خلاف تدبیر رهبر جمهوری اسلامی قرار گرفت و با حمله تلافی جویانه و پیش دستانه اسراییل، فرمانده ام القراء و دارالاسلام به زیر زمین رفت و حاکمیت آسمان آن به دست اسراییل افتاده است(ماضی نقلی استمراری!)
اما این وسط بیشترین خسارت و ویرانی نصیب مردم بی دفاع غزه شد که قربانی تهاجم اسراییل برای نابودی حماس بعد از حمله تروریستی ۷ اکتبر شدند.
پیش از ۷ اکتبر، غزه شهری زیبا و در حال زندگی بود که روزانه هزاران نفر برای کار به اسرائیل می رفتند و در وضعیتی مرفه تر از بسیاری از ایرانیانِ به زیر خط فقر رفته، زندگی می کردند.
اکنون همه کسانی که برای کشتار بی رحمانه مردم غزه توسط اسرائیل مویه می کنند و در کنار ج ا قرار گرفته و خامنه ای را در سیاست ویرانگر ضد اسرائیلی اش تشویق می کنند، باید قصه پر غصه غزه را از اول بخوانند و نه از آخر.
ضمنا نیم نگاهی هم به صدها هزار مردم مظلوم سوریه داشته باشند که توسط دولت سوریه (متحد استراتژیک ج ا و با همکاری راهبردی سردار قاسم سلیمانی برای حفظ بشار اسد از سقوط در امواج بهار عربی) کشته و سلاخی شدند، اما شانس حمایت چپ جهانی و انقلابیون ایرانی را نداشتند.
📘نقدی بر مهدی نصیری در تقلیلگراییِ یهودستیزی اسلامی
(۱/۲)
🔻مهدی نصیری در متن اخیر خود، تمام اسرائیلسیزی بیمارگونِ حکام جمهوری اسلامی را به آخوندی به نام نواب صفوی فرو میکاهد، گویی اگر نواب نبود، یهودستیزی جنونآمیزِ حکام ج.ا وجود نداشت، یا نواب صفوی از یک خلاء تاریخ زاده شدهاست و هیچ کدام از منابع اسلامی (اعم از قرآن و سیره) او را به اتخاذ چنین رویکردهای بنیادگرایانهای نکشاندهاست.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نقدی بر مهدی نصیری در تقلیلگرایی یهودستیزی اسلامی
(۲/۲)
🔶 ریشههای یهودستیزی (و مناقشه بر سر اورشلیم)
— از منظرگاه ادن لافونتن (نویسندۀ کتابِ راز بزرگ اسلام)
از منظر پژوهشگرانِ مکتبِ تجدیدنظرطلب و تاریخِ انتقادی اسلام، روایت سنتی تاریخ اسلام، بویژه در مورد یهودستیزی، تاریخی است که در گذر زمان شکل گرفته و به طور عمده ساخته و پرداخته تحولات سیاسی و ایدئولوژیک است. برخلاف دیدگاه رایج که ریشههای یهودستیزی را در سیرۀ قهرمانی اسطورهای به نام محمد بن عبدالله و قرآن جستجو میکند، تجدیدنظرطلبان معتقدند که این خصومت با یهودیت و ادعاهای آن بر اماکن مقدس، نه بر اساس یک بنیاد دینی ثابت، بلکه بواسطۀ شرایط تاریخی و رقابتهای سیاسی شکل گرفته است. از این منظر، خصومت با یهودیان در برخی متون اسلامی، بخشی اصیل و ذاتی از این دین نبوده است، بلکه تحولی تاریخی و ناشی از مناقشات سیاسی بودهاست.
▪️ناصریها بعنوان پیشگامان: کتاب «راز بزرگ اسلام» استدلال میکند که اسلام اولیه از فرقهای به نام ناصریهای یهودی نشأت گرفتهاست. این گروه از یهودی-مسیحیها، پس از تبعید از اورشلیم، در سوریه ساکن شدند. این گروه باوری مسیحایی داشتند که عیسی برای برپایی یک پادشاهی الهی بازخواهد گشت و خود را وارثان حقیقی ابراهیم میدانستند. آنها با گروههای یهودی دیگر، بهویژه یهودیان خاخامی، که آنها را به پنهان کردن معنای حقیقی تورات از طریق تفاسیر تلمودی متهم میکردند، در مناقشه بودند.
▪️مناقشه با یهودیان خاخامی: هسته اصلی یهودستیزی اولیه، محکومیت عمومیِ همهٔ یهودیان نبود، بلکه رقابتی مشخص میان ناصریهای یهودی و یهودیان خاخامی بود. این رقابت پس از تلاش ناموفق برای تصرف اورشلیم در سال ۶۱۴ میلادی، زمانی که یک ژنرال ساسانی با حمایت یهودیان خاخامی، ناصریهای یهودی و متحدان عرب آنها را از شهر بیرون راند، شدت گرفت. این رویداد منجر به نفرت عمیق ناصریها و اعراب شد که یهودیان خاخامی را خائن و منافق میدانستند. واژهٔ «کفار» که در ابتدا توسط ناصریهای یهودی برای اشاره به «پنهانکنندگان» حقیقت (یهودیان خاخامی که تورات را با تلمود پنهان کردند) به کار میرفت، بعدها در بستر گستردهتر اسلامی به «کافر» تغییر معنا داد.
▪️حذف تاریخ: حاکمان بعدی عرب (خلفا) بهصورت سیستماتیک تاریخ ناصریهای یهودی را پاک کردند و دین آنها را از آنِ خود ساختند. این فرآیند شامل «دستکاری معنایی» بود که در آن کلمات و مفاهیم برای تطابق با روایت جدید تغییر یافتند. به عنوان مثال، واژهٔ «النصره» (ناصری) به «مسیحی» تعبیر شد و رویدادهای تاریخی مربوط به درگیری آنها با یهودیان خاخامی، به عنوان مناقشهای میان پیامبر اسلام و یهودیان مدینه بازنویسی شد.
🔶 اورشلیم و فلسطین: یک ساختار سیاسی-مذهبی
این دیدگاه استدلال میکند که نقش محوریِ اورشلیم در اسلام، یک اصل بنیادین نبود، بلکه ساختاری سیاسی و ایدئولوژیک بود که توسط حاکمان عرب برای مشروعیت بخشیدن به قدرتشان و رقابت با دیگر ادیان یکتاپرست ایجاد شد.
▪️تغییر قبله: در ابتدا، اولین مساجد، مانند مسجد مدینه، رو به اورشلیم ساخته شده بودند. با این حال، با تثبیت قدرت حاکمان عرب و تلاش برای پاک کردن یاد ناصریهای یهودی، جهت قبله تغییر یافت. این تغییر به سمت مکه نبود، بلکه در ابتدا به سمت یک «کعبه ابراهیم» موقتی در سوریه و سپس به سمت کعبه تازه ساخت در مکه انجام گرفت. کتاب ادعا میکند که کعبه در مکه در قرن هفتم میلادی ساخته شده و نه توسط ابراهیم، و شهر مکه نیز تا قبل از آن یک مرکز تجاری مهم نبود.
▪️قبةالصخره: قبةالصخره در اواخر قرن هفتم میلادی توسط خلیفه عبدالملک بر روی مکان معبد یهودیان در اورشلیم ساخته شد. کتاب بیان میکند که این کار به صورت نمادین برای نمایش برتری اسلام بر یهودیت و مسیحیت و جایگزینی مکان مقدس یهودیان انجام گرفت. روایات مربوط به «معراج» پیامبر اسلام به اورشلیم، احتمالاً در قرن نهم ساخته شده تا به این مکان قداستی روحانی ببخشد که در متون اولیه نداشت.
▪️وعدهٔ رهایی: بنابراین، مناقشه بر سر فلسطین بهعنوان امتداد همان پروژه مسیحاییِ اولیهٔ ناصریهای یهودی دیده میشود که توسط حاکمان عرب اقتباس و تطبیق داده شد. وعده بازگشت یک مسیح برای تأسیس پادشاهی الهی در اورشلیم، که در اصل اعتقاد ناصریهای یهودی بود، تصاحب، و به یک اصل اصلی در معادشناسی اسلامی تبدیل شد. از این رو، این مناقشه نه یک نبرد مقدسِ از پیش تعیینشده، بلکه تبلور یک ایدئولوژی مسیحاییِ بازنویسیشده است.
از این منظر، مناقشه بر سر فلسطین و ریشههای یهودستیزی در برخی روایات اسلامی، بر پایهٔ یک حقیقت بنیادین و ذاتی نیست. بلکه نتیجهٔ یک فرآیند تاریخی از کشمکشهای سیاسی برای قدرت، تصاحب ایدئولوژیک و بازنویسی عمدی تاریخ برای خلق یک روایتِ یکپارچه و خودتوجیهکننده برای امپراتوری عربی است.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
(۲/۲)
🔶 ریشههای یهودستیزی (و مناقشه بر سر اورشلیم)
— از منظرگاه ادن لافونتن (نویسندۀ کتابِ راز بزرگ اسلام)
از منظر پژوهشگرانِ مکتبِ تجدیدنظرطلب و تاریخِ انتقادی اسلام، روایت سنتی تاریخ اسلام، بویژه در مورد یهودستیزی، تاریخی است که در گذر زمان شکل گرفته و به طور عمده ساخته و پرداخته تحولات سیاسی و ایدئولوژیک است. برخلاف دیدگاه رایج که ریشههای یهودستیزی را در سیرۀ قهرمانی اسطورهای به نام محمد بن عبدالله و قرآن جستجو میکند، تجدیدنظرطلبان معتقدند که این خصومت با یهودیت و ادعاهای آن بر اماکن مقدس، نه بر اساس یک بنیاد دینی ثابت، بلکه بواسطۀ شرایط تاریخی و رقابتهای سیاسی شکل گرفته است. از این منظر، خصومت با یهودیان در برخی متون اسلامی، بخشی اصیل و ذاتی از این دین نبوده است، بلکه تحولی تاریخی و ناشی از مناقشات سیاسی بودهاست.
▪️ناصریها بعنوان پیشگامان: کتاب «راز بزرگ اسلام» استدلال میکند که اسلام اولیه از فرقهای به نام ناصریهای یهودی نشأت گرفتهاست. این گروه از یهودی-مسیحیها، پس از تبعید از اورشلیم، در سوریه ساکن شدند. این گروه باوری مسیحایی داشتند که عیسی برای برپایی یک پادشاهی الهی بازخواهد گشت و خود را وارثان حقیقی ابراهیم میدانستند. آنها با گروههای یهودی دیگر، بهویژه یهودیان خاخامی، که آنها را به پنهان کردن معنای حقیقی تورات از طریق تفاسیر تلمودی متهم میکردند، در مناقشه بودند.
▪️مناقشه با یهودیان خاخامی: هسته اصلی یهودستیزی اولیه، محکومیت عمومیِ همهٔ یهودیان نبود، بلکه رقابتی مشخص میان ناصریهای یهودی و یهودیان خاخامی بود. این رقابت پس از تلاش ناموفق برای تصرف اورشلیم در سال ۶۱۴ میلادی، زمانی که یک ژنرال ساسانی با حمایت یهودیان خاخامی، ناصریهای یهودی و متحدان عرب آنها را از شهر بیرون راند، شدت گرفت. این رویداد منجر به نفرت عمیق ناصریها و اعراب شد که یهودیان خاخامی را خائن و منافق میدانستند. واژهٔ «کفار» که در ابتدا توسط ناصریهای یهودی برای اشاره به «پنهانکنندگان» حقیقت (یهودیان خاخامی که تورات را با تلمود پنهان کردند) به کار میرفت، بعدها در بستر گستردهتر اسلامی به «کافر» تغییر معنا داد.
▪️حذف تاریخ: حاکمان بعدی عرب (خلفا) بهصورت سیستماتیک تاریخ ناصریهای یهودی را پاک کردند و دین آنها را از آنِ خود ساختند. این فرآیند شامل «دستکاری معنایی» بود که در آن کلمات و مفاهیم برای تطابق با روایت جدید تغییر یافتند. به عنوان مثال، واژهٔ «النصره» (ناصری) به «مسیحی» تعبیر شد و رویدادهای تاریخی مربوط به درگیری آنها با یهودیان خاخامی، به عنوان مناقشهای میان پیامبر اسلام و یهودیان مدینه بازنویسی شد.
🔶 اورشلیم و فلسطین: یک ساختار سیاسی-مذهبی
این دیدگاه استدلال میکند که نقش محوریِ اورشلیم در اسلام، یک اصل بنیادین نبود، بلکه ساختاری سیاسی و ایدئولوژیک بود که توسط حاکمان عرب برای مشروعیت بخشیدن به قدرتشان و رقابت با دیگر ادیان یکتاپرست ایجاد شد.
▪️تغییر قبله: در ابتدا، اولین مساجد، مانند مسجد مدینه، رو به اورشلیم ساخته شده بودند. با این حال، با تثبیت قدرت حاکمان عرب و تلاش برای پاک کردن یاد ناصریهای یهودی، جهت قبله تغییر یافت. این تغییر به سمت مکه نبود، بلکه در ابتدا به سمت یک «کعبه ابراهیم» موقتی در سوریه و سپس به سمت کعبه تازه ساخت در مکه انجام گرفت. کتاب ادعا میکند که کعبه در مکه در قرن هفتم میلادی ساخته شده و نه توسط ابراهیم، و شهر مکه نیز تا قبل از آن یک مرکز تجاری مهم نبود.
▪️قبةالصخره: قبةالصخره در اواخر قرن هفتم میلادی توسط خلیفه عبدالملک بر روی مکان معبد یهودیان در اورشلیم ساخته شد. کتاب بیان میکند که این کار به صورت نمادین برای نمایش برتری اسلام بر یهودیت و مسیحیت و جایگزینی مکان مقدس یهودیان انجام گرفت. روایات مربوط به «معراج» پیامبر اسلام به اورشلیم، احتمالاً در قرن نهم ساخته شده تا به این مکان قداستی روحانی ببخشد که در متون اولیه نداشت.
▪️وعدهٔ رهایی: بنابراین، مناقشه بر سر فلسطین بهعنوان امتداد همان پروژه مسیحاییِ اولیهٔ ناصریهای یهودی دیده میشود که توسط حاکمان عرب اقتباس و تطبیق داده شد. وعده بازگشت یک مسیح برای تأسیس پادشاهی الهی در اورشلیم، که در اصل اعتقاد ناصریهای یهودی بود، تصاحب، و به یک اصل اصلی در معادشناسی اسلامی تبدیل شد. از این رو، این مناقشه نه یک نبرد مقدسِ از پیش تعیینشده، بلکه تبلور یک ایدئولوژی مسیحاییِ بازنویسیشده است.
از این منظر، مناقشه بر سر فلسطین و ریشههای یهودستیزی در برخی روایات اسلامی، بر پایهٔ یک حقیقت بنیادین و ذاتی نیست. بلکه نتیجهٔ یک فرآیند تاریخی از کشمکشهای سیاسی برای قدرت، تصاحب ایدئولوژیک و بازنویسی عمدی تاریخ برای خلق یک روایتِ یکپارچه و خودتوجیهکننده برای امپراتوری عربی است.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘چرا به ج.ا «رژیمِ آپارتاید» نمیگویید؟
— استاندارد دوگانه، وارونهگویی و یهودستیزی #روشنفکریِ_دینی (و چپها و اصلاحطلبان)
✍🏻 #فراز
🔻ادامۀ بررسی هوش مصنوعی:
🔶 حقوق رسمی و قوانین
برابری در قانون: قوانین اسرائیل رسماً برابری حقوق را برای همهٔ شهروندان، بدون توجه به دین یا قومیت، تضمین میکند.
حقوق مدنی: شهروندان عرب اسرائیل حق رأی دارند، میتوانند در انتخابات شرکت کنند و در مناصب دولتی، از جمله قضاوت، نمایندگی مجلس (کنست) و حتی کابینه حضور داشته باشند. آنها دارای آزادی مذهب هستند و میتوانند زبان، فرهنگ و هویت خود را حفظ کنند.
تفاوت با سرکوب اقلیتها در ایران
نابرابریهایی که اعراب در اسرائیل تجربه میکنند با سرکوب بهائیان در ایران متفاوت است. در ایران، آزار و اذیت بهائیان یک سیاست رسمی و سیستماتیک است که شامل زندان، مصادره اموال و محرومیت از تحصیل میشود. در مقابل، در اسرائیل، تبعیض علیه اعراب بیشتر در اجرای قانون و تخصیص منابع مشاهده میشود تا سرکوب و حذف مستقیم.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— استاندارد دوگانه، وارونهگویی و یهودستیزی #روشنفکریِ_دینی (و چپها و اصلاحطلبان)
✍🏻 #فراز
🔻ادامۀ بررسی هوش مصنوعی:
🔶 حقوق رسمی و قوانین
برابری در قانون: قوانین اسرائیل رسماً برابری حقوق را برای همهٔ شهروندان، بدون توجه به دین یا قومیت، تضمین میکند.
حقوق مدنی: شهروندان عرب اسرائیل حق رأی دارند، میتوانند در انتخابات شرکت کنند و در مناصب دولتی، از جمله قضاوت، نمایندگی مجلس (کنست) و حتی کابینه حضور داشته باشند. آنها دارای آزادی مذهب هستند و میتوانند زبان، فرهنگ و هویت خود را حفظ کنند.
تفاوت با سرکوب اقلیتها در ایران
نابرابریهایی که اعراب در اسرائیل تجربه میکنند با سرکوب بهائیان در ایران متفاوت است. در ایران، آزار و اذیت بهائیان یک سیاست رسمی و سیستماتیک است که شامل زندان، مصادره اموال و محرومیت از تحصیل میشود. در مقابل، در اسرائیل، تبعیض علیه اعراب بیشتر در اجرای قانون و تخصیص منابع مشاهده میشود تا سرکوب و حذف مستقیم.
📕دیۀ ایرانیانِ غیرمسلمان «صفر» است!
📕ریشههای یهودستیزی اسلامی
📕شوروی و «آرمان فلسطین»
.
#نقد_روشنفکران #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
نقدآگین
📘ناتوانی در درک وظایف ریاست جمهوری — وقتی «نمیدانم» به جای «تصمیم» مینشیند ✍🏻 دکتر #قربان_عباسی 🍂 اظهارات اخیر رئیسجمهور ایران مبنی بر اینکه «دیپلماسی بلد نیستم» و یا اینکه «کسی بیاید به من بگوید چه باید بکنیم» نه تنها حیرتآور، بلکه توهینی آشکار به مفهوم…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸جمهوری اسلامی حکومتیست که نحوهی سخن گفتن و استدلالورزیِ رئیسجمهورش، با بیسوادترین بسیجیِ جامعه فرقی نمیکند! اصلاحطلب و روشنفکریِ دینی مملکت هم موجودیست که برای چنین نفلهی بدونِ شخصیت و تحلیلی، هشتگِ #برای_ایران را خرج کرد. وقتی روحالله خمینی را باسوادترینِ رهبر سیاسی ایران و جهان از زمانِ هخامنشیان بدانند، که اگر به عقب برگردند، باز پشتِ او خواهند رفت، تکلیف مابقیِ انتخابها و ملاکهای داوری و بازیهای سیاسیشان مشخص است.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📕چالشِ دولتِ بیپرنسیب
📕بیسوادترین رئیسجمهور دنیا
📕ناتوانی در درک وظایف ریاست جمهوری
— وقتی «نمیدانم» به جای «تصمیم» مینشیند
📕وزیرِ شیادِ کابینۀ مسعودِ پزشکیان!
📕ریشههای ایدئولوژیک بحران آب
📺 بحران خودساختۀ واردات خودرو
📺 چرا همیشه مردم مقصرند؟
.
#حکومت_اسلامی #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📺 عمرکشون و شیعهگری
—جنبشِ مقاومت ایرانیان که ریشههایش را از یاد برد و مضحکهای چندشآور شد
از دیدگاهی انتقادی، مراسم «عمرکُشون» و سایر اشکال شیعهگری افراطی، بیش از آنکه تجلی یک عبادت اصیل مذهبی باشند، نشاندهندهٔ فروکاستن یک جنبش مقاومت تاریخی به یک مضحکهٔ آیینی است. این رویکرد، مبارزهٔ عمیق ایرانیان علیه سلطه فرهنگی و سیاسی اعراب را به یک دشمنیِ شخصی و نمادین تقلیل داد.
🔶 از سوگ سیاوش تا عزاداری برای حسینِ تازی
پس از حمله اعراب و سقوط ساسانیان، ایرانیان برای حفظ هویت ملی خود، به سوگگری و عزاداری روی آوردند. این واکنش در ابتدا یک دفاع فرهنگی در برابر تحمیل زبان و فرهنگ عربی بود و ریشههای عمیقی در سنتهای کهن ایرانی، مانند سوگ سیاوش، داشت. با گذشت زمان، این سنت با سوگگری برای حسین ادغام شد و عزاداری شیعی به ابزاری برای ابراز مقاومت و حفظ هویت ایرانی در برابر دنیای عرب تبدیل شد.
🔶 دوران صفویه؛ نهادینه شدن هویتطلبی و تفرقهگرایی
در دوران صفویه، این روند به اوج خود رسید. پادشاهان صفوی با انتخاب شیعه بهعنوان مذهب رسمی کشور، از این رویکرد برای مشروعیت بخشیدن به حکومت خود و ایجاد هویتی مستقل از امپراتوریهای سنیمذهب بهره بردند. در این دوره، اعمالی مانند لعنت فرستادن به خلفای اول اسلام، بهویژه عمر و عثمان، به یک عبادت مذهبی و سنت فرهنگی تبدیل شد. این کار نه تنها فاصلهای ایدئولوژیک با اسلام سنی ایجاد میکرد، بلکه پاسخی نمادین به آسیبهای تاریخی و فرهنگی وارد شده از سوی اعراب به ایران بود. در واقع، شیعهگری به ابزاری سیاسی برای مقابله با روند عربسازی تبدیل شد.
🔶 فروکاستن مبارزه به مضحکه
اما این فرآیند، در بلندمدت، به تحریف و تهی شدن مبارزهٔ اصیل منجر شد. جنبشی که در ابتدا ریشه در عدالتخواهی و مقاومت داشت، در نهایت به مجموعهای از مناسک نمادین و احساسی فروکاسته شد. مراسمی مانند «عمرکُشون»، بهجای تحلیل ریشههای تاریخی و سیاسی مقاومت، بر دشمنی با نمادهای مذهب دیگر تمرکز کرد. این تحریف، نه تنها از اصالت مبارزه کاست، بلکه آن را به ابزاری برای تفرقه و مضحکه بدل کرد و ریشههای عمیق مقاومت تاریخی ایرانیان را در برابر سلطهٔ فرهنگی و سیاسی به فراموشی سپرد.
🌾@Naqdagin
—جنبشِ مقاومت ایرانیان که ریشههایش را از یاد برد و مضحکهای چندشآور شد
از دیدگاهی انتقادی، مراسم «عمرکُشون» و سایر اشکال شیعهگری افراطی، بیش از آنکه تجلی یک عبادت اصیل مذهبی باشند، نشاندهندهٔ فروکاستن یک جنبش مقاومت تاریخی به یک مضحکهٔ آیینی است. این رویکرد، مبارزهٔ عمیق ایرانیان علیه سلطه فرهنگی و سیاسی اعراب را به یک دشمنیِ شخصی و نمادین تقلیل داد.
🔶 از سوگ سیاوش تا عزاداری برای حسینِ تازی
پس از حمله اعراب و سقوط ساسانیان، ایرانیان برای حفظ هویت ملی خود، به سوگگری و عزاداری روی آوردند. این واکنش در ابتدا یک دفاع فرهنگی در برابر تحمیل زبان و فرهنگ عربی بود و ریشههای عمیقی در سنتهای کهن ایرانی، مانند سوگ سیاوش، داشت. با گذشت زمان، این سنت با سوگگری برای حسین ادغام شد و عزاداری شیعی به ابزاری برای ابراز مقاومت و حفظ هویت ایرانی در برابر دنیای عرب تبدیل شد.
🔶 دوران صفویه؛ نهادینه شدن هویتطلبی و تفرقهگرایی
در دوران صفویه، این روند به اوج خود رسید. پادشاهان صفوی با انتخاب شیعه بهعنوان مذهب رسمی کشور، از این رویکرد برای مشروعیت بخشیدن به حکومت خود و ایجاد هویتی مستقل از امپراتوریهای سنیمذهب بهره بردند. در این دوره، اعمالی مانند لعنت فرستادن به خلفای اول اسلام، بهویژه عمر و عثمان، به یک عبادت مذهبی و سنت فرهنگی تبدیل شد. این کار نه تنها فاصلهای ایدئولوژیک با اسلام سنی ایجاد میکرد، بلکه پاسخی نمادین به آسیبهای تاریخی و فرهنگی وارد شده از سوی اعراب به ایران بود. در واقع، شیعهگری به ابزاری سیاسی برای مقابله با روند عربسازی تبدیل شد.
🔶 فروکاستن مبارزه به مضحکه
اما این فرآیند، در بلندمدت، به تحریف و تهی شدن مبارزهٔ اصیل منجر شد. جنبشی که در ابتدا ریشه در عدالتخواهی و مقاومت داشت، در نهایت به مجموعهای از مناسک نمادین و احساسی فروکاسته شد. مراسمی مانند «عمرکُشون»، بهجای تحلیل ریشههای تاریخی و سیاسی مقاومت، بر دشمنی با نمادهای مذهب دیگر تمرکز کرد. این تحریف، نه تنها از اصالت مبارزه کاست، بلکه آن را به ابزاری برای تفرقه و مضحکه بدل کرد و ریشههای عمیق مقاومت تاریخی ایرانیان را در برابر سلطهٔ فرهنگی و سیاسی به فراموشی سپرد.
📺 لعنیات جعلی زیارت عاشورا
📕«مدافعان حرم»؛ از جنگ در سوریه تا اجرای شریعت در تهران
📕بر کوروشِ بچهزنا لعنت!
— تلاقی اسلام و فاشیسم: تاریخزدایی از هویت ملی
📺 شیخ صدوق و لعن شیعه بابت اذان
📺 بدعتِ پیادهرویِ اربعین و ضربه به اقتصادِ ویران
⬛️ پیادهروی اربعین و نقش غذا
📺 بدعتِ پیادهرویِ اربعین
📺 شیعهٔ زیارت عاشورایی: ضد قرآن
📻 ذهنیتِ زارِ روضهزده
📻 آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدالِ «دو حقیقت»، یا «مطلقِ حق» و «مطلقِ باطل»؟
📻 از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیرِ مقدس یا تراژدیِ هیبْریس؟
📻 "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
.➖➖➖
#نقد_شیعه #نقد_اسلام #ایران
🌾@Naqdagin
نقدآگین
📘ناتوانی در درک وظایف ریاست جمهوری — وقتی «نمیدانم» به جای «تصمیم» مینشیند ✍🏻 دکتر #قربان_عباسی 🍂 اظهارات اخیر رئیسجمهور ایران مبنی بر اینکه «دیپلماسی بلد نیستم» و یا اینکه «کسی بیاید به من بگوید چه باید بکنیم» نه تنها حیرتآور، بلکه توهینی آشکار به مفهوم…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📺 روایتِ کاملتر و هولناکتر «حمیدرضا گودرزی» از نابرابری مسلمانان و غیرمسلمانان در قانون مجازات اسلامی ایران
🔸تبعیض قضایی و حقوقی در جمهوری اسلامی، ریشه در احکامَ حجر - حجازی و داعشی اسلامی دارد که عملاً اصل برابری شهروندان را نقض میکند.
🔸قوانین مبتنی بر شریعت، بهویژه در حوزههایی چون قصاص و دیه، نشاندهندهی دیدگاهی است که مسلمان را در جایگاهی برتر از پیروان ادیان دیگر قرار میدهد و این برتری حقوقی به شکلی نهادی و سیستماتیک اعمال میشود.
🔸چنین رویکردی نه تنها عدالت و برابری را مخدوش میسازد، بلکه بیانگر نوعی دیگریستیزی است که در بطن نظام حقوقی و سیاسی جمهوری اسلامی نهادینه شده و به حذف تدریجی حقوق اقلیتهای دینی و مذهبی میانجامد.
🔺عجیب اینجاست که چنین امور اساسی و مهمی هنوز هم حل نشده ولی، دغدغۀ اصلی چپهای منقطع از نگاهِ تاریخی و دانشگاهیان چپزده و اصلاحطلبانِ حکومتی، اساسا چنین اموری نبوده و نیست! اما همه، از رئیسجمهورِ بیسواد و قومگرای مملکت تا درپیتترین رسانههای چپ، از مثلا «عدمِ آموزش به زبان مادری» بهعنوان ستمِ بزرگِ جمهوری اسلامی یاد میکنند، یا از «ضرورتِ فدرالسازیِ» کشوری تاریخا یکپارچه و ممزوجشده میگویند. جابجایی مسالههای اصلی و مسائل فرعی و نامسالهها، از هنرهای مشترک این گروههاست.
🔺جانِ شهروندانِ ایران، صرفا بهخاطر تمایز عقیدتی، پشیزی ارزش ندارد و با سگ و گربه یکی گرفته میشود، یا حقّ اینترنت آزاد و ابرازِ آزادانۀ عقده و فکر، و برابری عقیدتی در استخدامها و کسبِ مقاماتِ سیاسی، ذرهای در میان نیست، اما برخی دنبالِ اموریاند که در بسیاری کشورهای دموکراتیکِ دنیا نیز محل بحث و جدل است.
🔺مشابه همین مساله، در موضوع مهریه و کالاسازیِ عشق و رابطۀ زناشویی و عدمِ حقوقِ برابر طرفین وجود دارد. هستۀ ستم، اگر بخواهیم صادق باشیم، در همین قوانینِ مربوط به خانواده شکل میگیرد، جایی که مرد بابتِ رابطهای طبیعی و دارای سود/تقاضای دوطرفه، از آغاز گروگان گرفته میشود و هستیِ اقتصادی و زندگیاش بهخاطر بدعتِ جاهلیِ مهریه به تاراج میرود، و زن نیز همینطور؛ از آزادیِ سفر و طلاق و...، یا حقّ اقامۀ شکایت از شوهرش بهخاطر برقراریِ رابطه بدونِ رضایت، که از بدیهیترین حقوقِ یک انسانِ آزاد در سال ۲۰۲۵ محسوب میشود، محروم میشود.
🔺بدلسازی مهمترین رابطۀ مهرآمیز بشر، که نسلهای بعد بر محور آن ساخته میشود، و باید بر محورِ آزادی و صداق حداکثری و مشارکت باشد، بر محور پیشخرید و خرید و فروش و تضمینهای اقتصادیِ پیشینی، یا فروشِ حقوقِ اولیۀ یکی از طرفین بهسود نفر دیگر رابطه، یک شاهکار است که فقط از دلِ حکومتی اسلامی برمیآید، و یکی از معجزاتِ اسلام است که باید به جهانیان عرضه شود تا همگی فوجفوج مسلمان شوند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸تبعیض قضایی و حقوقی در جمهوری اسلامی، ریشه در احکامَ حجر - حجازی و داعشی اسلامی دارد که عملاً اصل برابری شهروندان را نقض میکند.
🔸قوانین مبتنی بر شریعت، بهویژه در حوزههایی چون قصاص و دیه، نشاندهندهی دیدگاهی است که مسلمان را در جایگاهی برتر از پیروان ادیان دیگر قرار میدهد و این برتری حقوقی به شکلی نهادی و سیستماتیک اعمال میشود.
🔸چنین رویکردی نه تنها عدالت و برابری را مخدوش میسازد، بلکه بیانگر نوعی دیگریستیزی است که در بطن نظام حقوقی و سیاسی جمهوری اسلامی نهادینه شده و به حذف تدریجی حقوق اقلیتهای دینی و مذهبی میانجامد.
🔺عجیب اینجاست که چنین امور اساسی و مهمی هنوز هم حل نشده ولی، دغدغۀ اصلی چپهای منقطع از نگاهِ تاریخی و دانشگاهیان چپزده و اصلاحطلبانِ حکومتی، اساسا چنین اموری نبوده و نیست! اما همه، از رئیسجمهورِ بیسواد و قومگرای مملکت تا درپیتترین رسانههای چپ، از مثلا «عدمِ آموزش به زبان مادری» بهعنوان ستمِ بزرگِ جمهوری اسلامی یاد میکنند، یا از «ضرورتِ فدرالسازیِ» کشوری تاریخا یکپارچه و ممزوجشده میگویند. جابجایی مسالههای اصلی و مسائل فرعی و نامسالهها، از هنرهای مشترک این گروههاست.
🔺جانِ شهروندانِ ایران، صرفا بهخاطر تمایز عقیدتی، پشیزی ارزش ندارد و با سگ و گربه یکی گرفته میشود، یا حقّ اینترنت آزاد و ابرازِ آزادانۀ عقده و فکر، و برابری عقیدتی در استخدامها و کسبِ مقاماتِ سیاسی، ذرهای در میان نیست، اما برخی دنبالِ اموریاند که در بسیاری کشورهای دموکراتیکِ دنیا نیز محل بحث و جدل است.
🔺مشابه همین مساله، در موضوع مهریه و کالاسازیِ عشق و رابطۀ زناشویی و عدمِ حقوقِ برابر طرفین وجود دارد. هستۀ ستم، اگر بخواهیم صادق باشیم، در همین قوانینِ مربوط به خانواده شکل میگیرد، جایی که مرد بابتِ رابطهای طبیعی و دارای سود/تقاضای دوطرفه، از آغاز گروگان گرفته میشود و هستیِ اقتصادی و زندگیاش بهخاطر بدعتِ جاهلیِ مهریه به تاراج میرود، و زن نیز همینطور؛ از آزادیِ سفر و طلاق و...، یا حقّ اقامۀ شکایت از شوهرش بهخاطر برقراریِ رابطه بدونِ رضایت، که از بدیهیترین حقوقِ یک انسانِ آزاد در سال ۲۰۲۵ محسوب میشود، محروم میشود.
🔺بدلسازی مهمترین رابطۀ مهرآمیز بشر، که نسلهای بعد بر محور آن ساخته میشود، و باید بر محورِ آزادی و صداق حداکثری و مشارکت باشد، بر محور پیشخرید و خرید و فروش و تضمینهای اقتصادیِ پیشینی، یا فروشِ حقوقِ اولیۀ یکی از طرفین بهسود نفر دیگر رابطه، یک شاهکار است که فقط از دلِ حکومتی اسلامی برمیآید، و یکی از معجزاتِ اسلام است که باید به جهانیان عرضه شود تا همگی فوجفوج مسلمان شوند.
📕چرا به ج.ا «رژیمِ آپارتاید» نمیگویید؟
— استاندارد دوگانه، وارونهگویی و یهودستیزی روشنفکری_دینی (و چپها و اصلاحطلبان)
📕نقدی بر مهدی نصیری در تقلیلگرایی یهودستیزی اسلامی
📕شوروی و «آرمان فلسطین»
.
#حکومت_اسلامی#استمرارطالبان #نقد_چپ #نقد_اسلام #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin