نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.44K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
⬛️ محمدرضا پهلوی و بحرین

✍️نویسنده: رهام الوندی
#ترجمه: #حنیف_یزدانی

◾️مضمون مذاکرات طولانی ایران و انگلیس برای یافتن فرمولی آبرونگهدار برای شاه جهت تجزیه بحرین متمرکز بود، بی‌آنکه بنظر برسد شاه برای تسلیم خاک با بریتانیا تبانی کرده.

◾️از نظر شاه، بحرین ارزش اقتصادی یا استراتژیک کمی داشت. بیانیه‌اش در هند، نقطه عطفی در مذاکرات بریتانیا بود و به مشاورانش چون زاهدی شوک وارد کرد.

◾️شاه از پزشکپور و پان‌ایرانیست‌ها خشمگین بود. دفاترشان در استان خوزستان بسته و روزنامه‌شان تعطیل و ناشرانش زندانی شدند. طولانی‌ترین حبس داریوش فروهر، به‌دنبال اعتراض به تجزیه و بدون برگزاری دادگاهی بود. [۱۰۳] رسانه‌ها زیر سانسور شدید، این تصمیم را بعنوان پیروزی ایران بر امپریالیسم بریتانیا معرفی کردند.

◾️نه هویدا و نه زاهدی نمی‌خواستند وظیفۀ نفرت‌انگیز اطلاع‌رسانی به مجلس را بپذیرند. شاه در نهایت در اقدام طنزآمیز ظالمانه‌ای به زاهدی، دستور داد تا خبر را به مجلس برساند و از علم پرسید: «بین خودمان باشد، فکر می‌کنی که با ادامه حل و فصل بحرین به #ایران خیانت می‌کنیم؟»

🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان: ۴۵ دقیقه

#آینه_تاریخ
➖➖➖

🌾@Naqdagin
⬛️ نقطه پایان شاه بر حقّ حاکمیت ایران بر بحرین در دهلی‌ نو
— آیا یک پادشاه، نماد واقعی وحدت و حافظ تجزیه‌ناپذیری و تمامیت‌ ارضی‌ یک کشور است؟
(۱/۲)
✍️#محمدعلی_بهمنی‌

◾️در ۱۴ دی‌ماه ۱۳۴۷ محمدرضاشاه پهلوی در ضمن سفری به هند در مصاحبه‌ای مطبوعاتی با مجله بیلتز در دهلی ‌نو برای نخستین‌بار از حق حاکمیت ایران بر بحرین صرف نظر کرد، شاه در این مصاحبه گفت:

«این اولین‌بار است که من رسماً درباره این مسأله سخن می‌گویم و دقیقاً به سؤالاتی در این زمینه پاسخ می‌دهم.

این جزیره [=بحرین] ۱۵۰ سال پیش توسط انگلیس‌ها از وطن ما جدا شده و انگلیس‌ها یک امپراتوری با یک سیاست استعماری برپا کردند. خود شما با گوشه‌ای از این سیاست استعماری در هند، آشنا هستید، ولی اینک موقع آن رسیده است که انگلیس‌ها از این نواحی بروند. باید اعتراف کنم که ما از انگلیس‌ها نخواستیم و یا به آنها نگفتیم که خلیج فارس را تخلیه کنند. آنها داوطلبانه عازم شده‌اند.

حرف ما این است، حال که آنها می‌خواهند بروند، تخلیه نواحی خلیج فارس باید واقعی و اساسی باشد. من می‌خواهم یک‌بار دیگر بیانی را که شخصاً در این زمینه گفته‌ام، تکرار کنم و بگویم که اگر انگلیس‌ها از در جلو خارج می‌شوند، نباید از در عقب وارد شوند و نیز نمی‌توانم بپذیرم، جزیره‌ای که توسط انگلیس‌ها از کشور ما جدا شده، توسط ایشان ولی به حساب ما به کسانی دیگر داده شود. این اصلی است که ایران نمی‌تواند از آن صرف نظر کند.

ایران از سوی دیگر پیوسته به این سیاست خود دلبستگی داشته است که هرگز برای به دست‌آوردن اراضی و امتیازات ارضی، علی‌رغم تمایل مردم آن سامان، به زور متوسل نشود. من می‌خواهم بگویم که اگر مردم بحرین مایل نباشند به کشور ما ملحق شوند، ما هرگز به زور متوسل نخواهیم شد؛ زیرا این خلاف اصول سیاست دولت ما است که برای گرفتن این سرزمین خود، به زور متوسل شود.

دوماً، گرفتن و حفظ ‌کردن سرزمینی که مردم آن با شما ضدیت داشته باشند، چه فایده‌ای خواهد داشت؟ قبل از هر چیز، این عمل، اشغال محسوب می‌شود. در هر اشغالی، شما باید مراقب سلامت و امنیت نیروهای اشغالگر خود باشید و در تمام اوقات، سربازان شما باید در خیابان‌ها پاس بدهند و پیوسته در معرض خطر گلوله، نارنجک و این قبیل مخاطرات باشند.

سیاست و فلسفه ما این است که با اشغال و گرفتن سرزمین‌های دیگر از طریق زور مخالف باشیم. این روشن‌ترین چیزی است که من می‌توانم در این زمینه به شما بگویم. اما نمی‌توانیم تحمل کنیم که چیزی را که به ما متعلق بوده است، به کسان دیگری بدهند».(۱)

شاه در ادامه این مصاحبه در پاسخ به این پرسش که آیا برگزاری یک همه‌پرسی مدنظر است؟ ابراز می‌دارد در این مرحله وارد جزییات نمی‌شود، ولی هر وسیله‌ای که تمایل مردم بحرین را مشخص کند و مقبولیت بین‌المللی کسب کند، راه و روش صحیحی است.

◾️سخنان شاه چرخشی کامل در مواضع ۱۵۰ ساله ایران در مورد بحرین بود. ایران قبل از این [حتا در دوران قاجار] همواره بر حق حاکمیت کامل و غیرقابل چشم‌پوشی خود بر بحرین تأکید کرده بود ولی حال شاهِ ایران صراحتاً اظهار می‌کرد که ایران حاکمیتی بر بحرین ندارد.

◾️از این گذشته به جای این که اِعمال حاکمیت دگرباره ایران بر بخشی از سرزمین خود را «آزادسازی بحرین» توصیف نماید می‌گفت ما قصد «اشغال» بحرین را نداریم. شاه چشم خود را بر حق «حاکمیت تاریخی ایران بر بحرین» و «پیوندهای دیرینه مردم بحرین با سرزمین مادری» بست و گفت و «اعاده حاکمیت ایران را اشغال خواند» و از «مقاومت» مردم بحرین در برابر «اشغالگران» سخن گفت.

◾️شاه به همه «احساسات ایران‌پرستانه مردم بحرین» و تلاشهای آنان برای آزادسازی بحرین پشت کرده و جای «قدرت اشغالگر انگلیس» و «حاکم تاریخی بحرین، یعنی ایران» را، باهم عوض کرده بود. گویی بحرین بخشی از خاک ایران نبود و قرار نبود حاکمیت ایران بر این بخش از کشور که استان چهاردهم تعیین گردیده بود، اِعمال شود.

◾️در مجموع عصاره کلام شاه در مصاحبه دهلی موارد ذیل بود:

۱- ایران حق حاکمیتی بر بحرین ندارد و بحرین ۱۵۰ سال است که از ایران جدا شده‌است.

٢- ایران نمی‌خواهد برای تصرف بحرین به زور متوسل شود.

٣- آینده بحرین، نه به عنوان یک استان ایران، بلکه به‌مثابه یک سرزمین مستقل، با اراده مردم آن تعیین خواهد شد.

۴- اگر ایران بحرین را تصرف نماید چنین اقدامی به منزله اشغال بحرین و نامشروع خواهد بود.

۵- شاه از ایرانی خواندن بحرینی‌ها و حتی اشاره به پیوندهای ناگسستنی بحرینی‌ها با سرزمین مادریشان خودداری کرد.

۶- شاه از ارائه سازوکاری خاص برای تشخیص اراده مردم بحرین نیز خودداری کرد و آن را موکول به آینده نامعلومی کرد [همین امر راه را برای دور زدن همان رفراندم پیشنهادی نیز مهیا کرد، تا بدون نظرخواهی از خود مردم بحرین، این تصمیم مشترک انگلیس و حاکم دست‌نشانده بحرین، اجرایی شود].

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
⬛️ نقطه پایان شاه بر حقّ حاکمیت ایران بر بحرین در دهلی‌ نو
— آیا یک پادشاه، نماد واقعی وحدت و حافظ تجزیه‌ناپذیری و تمامیت‌ ارضی‌ یک کشور است؟
(۲/۲)
✍️#محمدعلی_بهمنی‌

◾️دکتر فریدون زندفرد، دیپلمات ارشد وقت وزارت امور خارجه، درباره مصاحبه مطبوعاتی شاه در دهلی نو می‌نویسد: «بیانات شاه، در واقع نقطه پایانی بود بر ادعای حاکمیت ایران نسبت به بحرین، که بیش از حدود یکصد و پنجاه سال، با تعصبی زایدالوصف دنبال می‌شد و امید دستیابی به آن خطه هرگز از ذهن سیاسی‌اش به دور نمی‌رفت. گرچه در آن زمان، بی‌شک شواهد بسیاری دال بر تغییر موضع سنتی ایران در قبال بحرین مشهود می‌بود، با این وصف، بیانی چنین علنی و بدون زمینه‌سازی قبلی و در قالب مصاحبه مطبوعاتی و آن هم در خارج از کشور، دوست و دشمن، آشنا و غریبه را به تعجب واداشت. خاطره آن لایحه «استان چهاردهم» به نوعی به ذهن می‌آید.»(۲)

◾️سخنان شاه اگرچه تکان‌دهنده و تعجب‌برانگیز به شمار می‌رفت اما این موضع‌گیری شاه، نه حاصل تصمیم‌گیری یک‌شبه، بلکه نتیجه یک سلسله رخدادها بود. شاه، به‌عنوان تنها تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز در این‌گونه موارد، از مدت‌ها قبل برای چنین روزی و چنین موضعی آماده می‌شد.

◾️سر دنیس رایت، کاردار سفارت انگلیس در تهران ابراز می‌کند که شاه از سال ۱۹۵۵ (۱۳۳۴) به «بی‌علاقگی‌اش در مورد بحرین» اذعان کرده بود. رایت در این‌باره می‌نویسد: «گهگاه شاه مسأله بحرین را مطرح می‌کرد. می‌گفت مرواریدها تمام شده و نفت هم در شرف اتمام است و علاقه‌ای به گرفتن جزیره ندارد، ولی به علت «ادعای تاریخی ایران» نسبت به آن خطه نمی‌خواهد «در تاریخ از وی به عنوان پادشاهی یاد شود که ارثیه‌اش را بدون دلیلی موجه بر باد می‌دهد»، به زبان دیگر در پی فرمولی برای «حفظ آبرو» بود»(۳).

◾️جان راسل، یکی دیگر از کارداران سفارت انگلیس در تهران، نیز در نقل قولی دیگر از شاه ابراز می‌دارد: «در اوایل تابستان ۱۹۵۷، [شاه] یک‌بار عملاً نزد من اعتراف کرد که اعتقاد واقعی به انطباق عملی ادعایش در شرایط جدید ندارد، گرچه ممکن است از لحاظ تاریخی هم بسیار موجه باشد، ولی نمی‌تواند از این ادعا در مقابل فشار بی‌امان مطبوعات، پارلمان و افکار عمومی چشم‌پوشی نماید»(۴).

◾️شاه در جریان سفر خود به لندن در سال ۱۹۶۵ (۱۳۴۴) نیز در مورد بحرین موضع نرمی اتخاذ کرده بود. یک سال بعد شاه در مصاحبه با خبرنگار روزنامه گاردین در ۵ شهریور ۱۳۴۵ (۲۷ اوت ۱۹۶۶) در مورد بحرین تصریح کرد: «باتوجه به این که نفت دارد به پایان می‌رسد و مروارید به پایان رسیده‌است، بحرین از نظر ما اهمیتی ندارد»(۵).

❌❓ این استدلال شاه بسیار سخیف* بود. آیا شاه یقین داشت که در آینده ثروتی دیگر در بحرین کشف نخواهد شد؟ آیا هیچ دولتی با این استدلال که در قطعه‌ای از خاکش «هیچ ثروتی» کشف نشده، حاضر به دست‌برداشتن از حاکمیت خود بر آن سرزمین خواهد بود؟ آیا با استدلال شاهانه باید از کویر لوت دست کشید؟ دولت دانمارک حاضر است با همین استدلال از گرینلند دست بردارد؟ آیا اگر روسیه می‌دانست که بعدها در آلاسکا چه ثروتی کشف خواهد شد در برابر ثمن بخس از حاکمیت خود بر آلاسکا دست می‌کشید؟

◾️شاه در فوریه ۱۹۶۸ (اسفند ۱۳۴۷) نیز در دیدار با والت روستو مشاور امنیتی رئیس‌جمهور جانسون نسبت به موضوع بحرین «ابراز بی‌علاقگی» کرده و تأکید می‌کند که برای به‌دست‌آوردن بحرین متوسل به زور نخواهد شد. البته شاه اشاره می‌نماید که ادعای ایران بر بحرین قدمت ۱۵۰ ساله دارد و نمی‌توان بدون توجیه و علتی، یک‌باره از آن دست کشید(۶).

◾️در برنامه‌ای که قدرت‌های غربی برای خلیج فارس تدارک دیده بودند، قرار بود انگلستان از بحرین خارج شود و خلأ قدرت ناشی از خروج انگلیس را با تقویت قدرت ایران پر کنند؛ و این مستلزم آن بود که شاه از بحرین دست بردارد. در حقیقت دست‌برداشتن ایران از بحرین، «برنامه»‌ای غربی بود.

* پی‌نوشت: به مسأله زمان هم باید دقت کرد. محمدرضا پهلوی تا این حد کودن نبود و اگر با اراده بیگانگان، در کودتا همراه نمی‌شد (که بنوعی ابقای او بر تخت و تاج‌بخشی مجددش با اراده انگلیس و آمریکا بود -با عدم خلعش طبق تهدیدها که اگر همراهی نکند، برادرش را جانشین می‌کنند-)، و بعد از کودتا، سیاست سرکوبِ نیروهای ملی، و نظام یک‌دست دو حزب دست‌نشانده (که بعد تک حزب رستاخیز ماند) را پیش نمی‌برد، بی‌شک چنین استدلال‌های سخیفی که یحتمل انگلیس در دهانش گذاشته بود را بیان نمی‌کرد در توجیه تن دادن و مشروعیت‌بخشی به تجزیه ایران؛ چراکه به اندازه کافی نیروهای ملی بودند که جلوی بیان چنین توجیهات سخیفی را بگیرند. اگر ‌بحرین⁩ توسط پهلوی دوم، عروس نشده‌بود، امروز چیزی به نام «میادین مشترک» وجود نداشت و مرزهای دریایی ما تا سواحل عربستان و قطر گسترش داشت و ادعای «خلیج عربی» به‌سادگی بر زبان بسیاری نمی‌چرخید.


#آینه_تاریخ
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
⬛️ نوع مواجهه‌ٔ «خاندان ایران‌ساز»(!) با «ملی‌‌گرایان مخالف تجزیه ایران»

◾️داریوش فروهر سال ۱۳۴۹ در اعتراض به جدایی بحرین از ایران باز هم به زندان افتاد و دست به اعتصاب غذا زد و تا آستانۀ مرگ پیش رفت، اما باز حدود سه سال در زندان ماند.

◾️بهرام نمازی از اعضای حزب «ملت ایران» می گوید:

«ما به تهران برگشتیم. ورودم را به شادروان داریوش فروهر اطلاع دادم و ایشان بمن گفت که فردا صبح اول وقت بیا منزل من. من فردا صبح به دیدن ایشان رفتم و ایشان «اعلامیه بحرین» را که بسیار شدید بود و در آن اعلام کرده بود که بحرین، جزء جدایی ناپذیر ایران است و همچنین دولت و حکومت را بشدت به باد انتقاد گرفته بود و از تمام مردم و از همه زنان و مردان و گروه‌های سیاسی خواسته بود تا با این قضیه مخالفت کنند.

ما آن موقع که روزنامه ها و چاپخانه ها زیر نظر ساواک بود، با همان ماشین‌های پلی‌کپی که معرف حضورتان است، این اعلامیه را به مقدار زیادی چاپ کردیم و در سطح شهر پخش کردیم و همچنین به نمایندگی‌های سیاسی فرستاده شد؛ به خبرگزاریها فرستادیم و به سازمان ملل فرستادیم.

به هر حال، ما این اعلامیه را به‌شدت پخش کردیم و حزب وارد حرکت‌هایی شد که در پی آن، جنبش‌هایی بوجود آید.

به‌یاد دارم که چهار روز بعدش، به خانه شادروان داریوش فروهر آمده و او را دستگیر کردند. زمانی که اورا می‌بردند، شادروان پروانه فروهر و پرستو فروهر (که آنموقع خردسال بود و فکر میکنم کلاس اول ابتدائی بود) در پشت سر داریوش فروهر شروع کردند به خواندن سرود «ای ایران».

جالب این بود اتهامی که به ما زدند آن زمان، یک ماده ۶۰ بود ..و آن شامل کسانی می‌شد که قصد تجزیه کشور را داشته باشند؛ یعنی که فرقه پیشه‌وری آذربایجان را بموجب همین ماده قانون محاکمه می‌کردند و کسانی که مخالغ با رژیم سلطنت بودند را با همین ماده قانون محاکمه می‌کردند.

برای ما چهار تن همرزمان، مخبر، دکتر جمشیدی ، منصور رسولی و من (بهرام نمازی)، سه تا ده سال حبس تقاضا کرده بودند.

تیمسار خواجه نوری، ریاست دادگاه را داشت. در آنجا ما دفاع مفصلی کردیم ... یکی از ما در آن دادگاه گفت : «من نباید در دادگاه ارتش ایران محاکمه بشوم، من بایستی در دادگاه ارتش انگلیس محاکمه شوم! من که نگفتم قسمتی از ایران باید جدا بشه، من گفتم نباید جدا بشه!».

به هر حال، دادگاهی فرمایشی بود و ما چهار تن را محکوم کردند. هفت سال به من دادند، سه سال به رسولی … تا بعد که به دادگاه تجدید نظر رفتیم.

در این هنگام، دفتر برون‌مرزی حزب ملت ایران که در فرانسه بود، یک اعلامیه‌ای داد که به جدائی بحرین اعتراض کرده بود، به بازداشت فروهر و ما اعتراض کرده بود سازمان‌های برون‌مرزی که آن زمان در اروپا و آمریکا بودند، هم به جدائی بحرین اعتراض کرده بودند و هم به بازداشت ما.

به هر حال، این اعتراض‌ها و فشارها باعث شد که ما در دادگاه تجدید نظر، هرکدام به دو تا دو و نیم سال زندان محکوم شدیم و بعد از آن که زندان تمام شد، از زندان آمدیم بیرون، ولی شادروان داریوش فروهر همچنان در زندان به مدت سه سال و هشت، نه ماه ماند؛ بعدا ایشان از زندان آزاد شدند، بدون محاکمه»…

برگرفته از تارنمای روح بزرگ


#آینه_تاریخ
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
⬛️ «قدرت مطلقه» علیه «تمامیت ارضی»

✍️ #مجتبا_نجفی

◾️مستند" استان چهاردهم" را در شبکه مستند دیدم که بخش نخست، ارائه مستند است و بخش دوم، نقد مستند توسط آقایان مجید تفرشی و شاهین زینعلی‌ست. مستندی خوب برای کسانی که علاقه‌مند به بازخوانی تاریخ‌اند: اینکه چگونه بخشی از خاک ایران مفت و مجانی جدا شد.

◾️مستند در نظرم خواسته یا ناخواسته، این مشکل وحشتناک «قدرت مطلقه» را به تصویر می‌کشد: «اعلی‌حضرت تصمیم گرفتند بحرین جدا شود؛ چون آنرا در ردیف منافع ملی تعریف کردند». همچنانکه قدرت مطلقه، بنا به تعریف خاصش از منافع ملی، چهل سال است اجازه عادی‌سازی رابطه با آمریکا را نمی‌دهد تا ما زیر ضرب سنگین تحریم، شبح دایمی جنگ و کندی قطار توسعه قرار بگیریم.

◾️شاهنشاه در جدایی بحرین، تمام صداها را خفه کرد. البته بخشی از اپوزیسیون هم بدش نمی‌آمد که جدایی خاک وطن در کارنامه شاه خصمشان ثبت شود. حیرت‌آور است که چگونه «دستگاه مخ‌شویی منو‌تویی»، «جدایی خاک وطن» را «عادی‌سازی» می‌کند و «در ازای حق مالکیت ایران بر جزایر سه‌گانه» تفسیر می‌کند؛ این در حالی‌ست که به خاطر تحقق یک حقّ تاریخی، نمی‌توان چشم بر یک حقّ دیگر پوشاند.

◾️بحرین با سیاست استعماری انگلستان، بدون حتی برگزاری یک رفراندوم در استانداردهای لازم جدا شد. همه این جداسازی بر می‌گردد به «تشخیص عالیجناب» که با حاکمیت تک‌صدایی بر جامعه، کشور را از حقّ تاریخی‌اش محروم می‌کند و بعد، برای کسب یک حقّ دیگر تاریخی، حماسه‌سازی رسانه‌ای می‌کند. حیرت‌آور است «دستگاه مخ‌شویی حاکمیت وقت»، «سکوت یا تایید اپوزیسیون» و «عدم تحرک جامعه» در برابر یک رخداد بزرگ تاریخی.

◾️حالا با تصویرسازی‌های یک‌طرفه، می‌خواهند این جداسازی را به این بهانه که ایران مدتی (بنا به اشغال انگلیس) حاکمیتی بر بحرین نداشته و تنها یک ادعای تاریخی‌ بوده، ماستمالی کنند.

◾️اکنون، بحرین کشوری مستقل است با تبعیض اقلیت بر اکثریت و امروز، ما نیز با سلطه اقلیت‌ بر اکثریت طرف‌ایم، اما داستان بحرین را باید درس کرد تا بدانیم چگونه «من تشخیص می‌دهم [و مردم قوه تشخیص ندارند] حاکم مطلقه» ، سرکوب رسانه‌های آزاد و فقدان بحث‌های عمومی در بستری امن، می‌توانند به نتایج فاجعه‌باری منجر شوند.

◾️این درد تاریخی‌ست: نبود حاکمیت ملی، تداوم قدرت مطلقه، تفسیر قانون به اراده حاکم و تشخیص‌های اشتباه اپوزیسیون، می‌شود «جداسازی مجانی سرزمینی و منت گذاشتن به خاطر احقاق یک حقّ تاریخی» تا بخواست ذلت‌بار پادشاه مملکتی تاریخی از دولت‌های دیگر، «در داخل آبروداری شود».

◾️از لابلای مستند استان چهاردهم به همان درد مزمن تاریخی پی بردم که وقتی اراده ملی حاکم نباشد، منافع عالی ایران می‌شود «منویات و فرمایشات نخستین شخص قدرتمند کشور» و «منافع شخص او». دعوای اصلی، دعوای ولایت مطلقه و سلطنت مطلقه نیست، مساله «نبود آزادی و حاکمیت ملی» است. مساله این است «استبداد، شهروند کنشگر و پرسشگر را خورد و ذلیل می‌کند تا قدرت را صرفن در دستان اسکندر بیرونی یا حاکم مستبد ببیند.


#آینه_تاریخ
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @modjtabanajafifrance
⬛️ روایت محسن پزشک‌پور از استدلال‌های دولت هویدا برای جدایی بحرین

◾️فکر می‌کنم سال ۱۳۴۹ بود این توطئه جدایی بحرین. آقای هویدا خواهش کردند که در منزل مسکونی ایشان روز ۶ فروردین آن‌جا بیایید که عده‌ی دیگری هم هستند. من حدس می‌زنم که مسئله بحرین را می‌خواهند، مطرح کنند.

◾️آنجا با اشاره آقای هویدا، آقای خلعتبری شروع کرد به بیان دلایل متعددی بر این‌که به چه مناسبت می‌بایست که این برنامه را اجرا بکنند. او البته می‌گفت ما قصد این را نداریم که بحرین را جدا کنیم بلکه توافق کردیم بر این‌که سازمان ملل آن‌جا رفراندومی انجام بدهد. اما حقیقت معلوم بود که این عنوان یک پوششی است فقط برای این‌که این توطئه با این جنایت نسبت به ملت ایران صورت بگیرد.

◾️ایشان شروع کرد به طرح دلایل:

۱) این‌که اصولاً این مجمع الجزایر عنواناً جزو ایران بود درحالی که هیچ‌وقت به طور واقعی جزو ایران نبود؛

۲) ترکیب مردم این جزایر حالا فرق کرده غالباً عرب‌زبان هستند؛

۳) دیگر آن اهمیت نظامی سابق را ندارد، توضیحاتی داد با مسئله قدرت هوایی نیروی هوایی پس دیگر این جزایر از نظر موقعیت سوق‌الجیشی خلیج فارس دارای اهمیت نیست؛

۴) بحرین منابع خودش را از دست داده، دیگر دارای منابع نفتی و اقتصادی نیست و دارای یک موقعیت اقتصادی که به نفع ایران باشد نیست. بنابراین اگر هم به فرض به ایران ملحق بشود جز این‌که ما آن‌جا یک مقدار زیادی هزینه می‌بایست متحمل بشویم نتیجه دیگری ندارد. پس اقتصادی نیست که به ایران ملحق بشود؛

۵) ما هم اگر بخواهیم برویم آن‌جا و به زور متوسل بشویم دچار مشکلاتی می‌شویم و در منطقه زدوخورد پیدا می‌شود و مسائلی از این قبیل. و به همین مناسبت است که ما با رهنمودهای شاهنشاه موافقت کردیم که موضوع احاله بشود به سازمان ملل و دبیرکل سازمان ملل این موضوع را بررسی بکند و آن‌جا رفراندوم بشود… و استدلال دیگرشان هم این بود که ما به این کیفیت خواهیم توانست منادی صلح باشیم در منطقه و بعد هم وقتی عملاً در منطقه قدرت پیدا کردیم به‌هرحال دوباره این را می‌توانیم پس بگیریم، فعلاً از نظر تاکتیک ایجاب می‌کند که این کار را انجام بدهیم؛

◾️بعد من شروع کردم و نظراتم را به طور کامل بیان کردم. اولاً یکایک این دلایلی را که خلعتبری مطرح کرد رد کردم:

۱) این‌که می‌گویید که دیگر دارای اهمیت سوق‌الجیشی نیست در خلیج فارس برعکس. برای این‌که این در دورترین قسمت خلیج فارس قرار گرفته نزدیک به سواحل عربستان. پس این‌که این منطقه جزو ایران باشد این جزایر یا نباشد یا در اختیار هر کس باشد درواقع عبارت است از یک پایگاهی که تسلط او را بر قسمت اعظم از خلیج فارس تأمین می‌کند؛

۲) این‌که تنها جزایری است که در خلیج فارس دارای منابع آب‌شیرین است به همین دلیل است که از هزاران سال پیش تنها مرکزی که در این منطقه، تمدن پیدا کرد و مسکونی شد جزایر بحرین بود در خلیج فارس. و خود این‌که دارای منابع آب‌شیرین هست این یعنی یک قدرت بزرگ اقتصادی و یک موقعیت اقتصادی؛

۳) این‌که منابع نفتش هم این‌طور نیست که ارزشی نداشته باشد؛

۴) این‌که غالب این جزایری با این شیخ‌نشین‌ها هم که می‌گویند دارای منابع نفتی هستند این منابع نفت در خود آن خاک نیست این‌ها منابعی است که در آب‌های اطراف این‌ها هست بنابراین آن منابع است؛

۵) مسئله فلات قاره خلیج فارس است که درواقع وقتی بحرین جزو ایران باشد فلات قاره ما می‌رسد تا آن سوی بحرین. ولی یک‌وقتی جدا از ایران بشود فلات قاره ما آن‌وقت محدود می‌شود یک قسمت اندکی نزدیک این سواحلی از خلیج فارس که آن‌وقت جزو ایران است؛

۶) اما در این‌که بحرین هیچ‌وقت جزو ایران نبوده که این کاملاً کذب بود. استناد کردم به یک کتابی که این کتاب توسط وزارت خارجه ایران انتشار پیدا کرد در زمانی که اردشیر زاهدی وزیرخارجه شد. … یک کتاب سبز، «بحرین جزو تجزیه‌ناپذیر شاهنشاهی ایران» یک‌چنین عنوانی داشت و این کتاب سراپا اسنادی بود که حکایت داشت از نه تنها تعلق بحرین به ایران، نه تنها پیوند مردم بحرین با ایران بلکه دلایلی که به موجب آن طی یک‌صد سال اخیر یعنی از تاریخی که انگلیس‌ها آمدند به زور بر آن‌جا مسلط شدند.

مصاحبه محسن پزشک‌پور با پروژه تاریخ شفاهی #ایران در دانشگاه هاروارد، نوار نهم (+)
‌

#آینه_تاریخ
➖➖➖

🌾 @tarikh_shafahi_iran_project
🌾 @Naqdagin
Shah-and-the-bahrain-question-19681970.pdf
158.3 KB
◾️اینطور نبوده که در چشم‌پوشی از تجزیه بحرین، شاه نداند که «خیانت» می‌کند؛ به‌وضوح می‌دانسته که تاریخ ایران از او نخواهد گذشت:

Wright recounted that, in their discussions, the Shah insisted on a plebiscite in Bahrain on the grounds that:

◾️it would not be enough to tell his people that Bahrain’s oil was running out and her pearls had already done so. He must be able to say that the majority of Bahrainis had expressed a wish for independence from Iran.

◾️شاه به سفیر انگلستان اصرار بر همه‌پرسی مردم بحرین می‌کند؛ زیرا از نظر او، اینکه فقط به ایرانی‌ها بگوید، مرواریدهای بحرین تمام شده و نفتش زیاد نیست، در نظرشان کفایت نمی‌کند! بلکه باید بتواند بگوید که اکثریت بحرینی‌ها آرزوی استقلال از ایران را دارند.

◾️انگلستان و اعراب مخالف همه‌پرسی بودند و درآخر هم همه‌پرسی انجام نشد، ولی بحرین با عقب‌نشینی اساسی شاه از «پیشنهاد ایران و تاریخ طولانی مشترک ایران و بحرین» در مصاحبه هند، و سپس همراهی مجلس دست‌چین‌شده یکدست بله‌قربانگوی پساکودتای انگلیسی، به‌شکل حقوقی تجزیه شد!

🌐 متن فارسی مقاله


#آینه_تاریخ
➖➖➖

🌾@Naqdagin
⬛️ وقتی انگلستان نیز به نقش کشورش در کودتا اعتراف می‌کند
— رضا پهلوی کی از خودارضایی دست می‌کشد؟ (۱)

◾️وزیر خارجه بریتانیا در سال‌های منتهی به انقلاب ۱۳۵۷، در گفتگویی تازه که در آستانه سالگرد کودتای ۱۳۳۲ علیه دولت محمد مصدق انجام شده، می‌گوید در زمان ناآرامی‌های منجر به انقلاب ایران در پاییز ۱۳۵۷، نسبت به عواقب سرنگونی حکومت پهلوی هشدار داده است.

◾️لرد دیوید اوئن، که پست وزارت خارجه بریتانیا را در سال‌های ۱۹۷۷ تا ۱۹۷۹ بر عهده داشت، به نشریه گاردین گفت: «من در پاییز ۱۹۷۸، در تلویزیون به شیوه‌ای بسیار علنی هشدار دادم که حکومت آخوندها، از نظر حقوق بشر و سعادت شخصی افراد، بسیار بدتر از حکومت شاه خواهد بود. متأسفانه ثابت شد که چنین هشداری درست بود».

◾️حکومت محمدرضا شاه پهلوی در ایران که به عنوان متحد غرب شناخته می‌شد در دوران مسئولیت آقای اوئن در بریتانیا سقوط کرد و اسلام‌گرایان در تهران به‌قدرت رسیدند. دیوید اوئن در آن هنگام مقام وزیر خارجه را در دولت جیمز کالاهان، نخست وزیر بریتانیا، بر عهده داشت.

◾️وزیر خارجه اسبق بریتانیا اضافه کرد: «من برای شاه روشن کردم که شکل حکومت او باید راه را برای اصلاحات دموکراتیک باز کند، اما‌ ای کاش از بیماری جدی او اطلاع داشتم و می‌توانستم خیلی زودتر از سال ۱۹۷۸ او را تحت فشار قرار دهم تا برای معالجه در سوئیس بماند و به این نحو حکومت دموکراتیک‌تری در ایران بر سر کار می‌آمد».

◾️محمدرضا پهلوی در سال‌های پایانی حکومت خود از نوع نادری از سرطان رنج می‌برد، با این حال این موضوع تا زمان سقوط او از همگان پنهان نگه داشته شد.

◾️دیوید اوئن پیشتر در کتاب خود با عنوان «در بیماری و در قدرت؛ بیماری سران دولتها در طول ۱۰۰ سال گذشته» گفته بود که وزارت خارجه بریتانیا نیز در آن زمان از بیماری شاه خبر نداشته‌است.

◾️آقای اوئن در مصاحبه تازه خود همچنین گفته است که بریتانیا باید نقش رهبری خود در سرنگونی دولت محمد مصدق در سال ۱۳۳۲ را بپذیرد. امروزه شماری از مورخان، انقلاب ۱۳۵۷ در ایران را پیامد حوادث سیاسی سال ۱۳۳۲، و یکدست و متمرکز شدن قدرت و به محاق رفتن دست‌آوردهای انقلاب مشروطه و قانون آن می‌دانند.

◾️آقای اوئن با اشاره به این مطلب گفت: «دلایل خوبی برای اذعان به نقش بریتانیا با آمریکا در سال ۱۹۵۳ در سرنگون کردن تحولات دموکراتیک ایران وجود دارد. اکنون با اعتراف به این مسئله که اشتباه کردیم و به گام‌هایی که ایران برای حرکت به سمت توسعه برمی‌داشت، آسیب زدیم، می توانیم اصلاحات را کمی محتمل‌تر کنیم».

◾️وزیر خارجه سابق بریتانیا درباره اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱ در ایران گفت: «امروز استدلال‌های قدرتمند زنان برای تغییر در ایران شنیده می‌شود و مورد احترام قرار می‌گیرد، زیرا آنها به روح سیاسی موجود، که سابقه طولانی در ایران دارد، وفادار هستند. اگر دولت بریتانیا امروز اشتباهات گذشته خود در سال ۱۹۵۳ را بپذیرد، همانطور که من به اشتباهات سال‌های ۱۹۷۷ تا ۱۹۷۹ خود اعتراف کرده‌ام، به آرمان زنان در ایران کمک می‌کند و احتمال موفقیت آنها را بیشتر می‌سازد».

◾️ایالات متحده ۱۰ سال پیش، رسماً به نقش خود در سرنگونی حکومت دکتر محمد مصدق اذعان کرد و حجم وسیعی از اسناد اطلاعاتی را از حالت طبقه‌بندی خارج کرد که نشان می‌داد، برکناری نخست وزیر وقت در مرداد ماه ۷۰ سال پیش، یک تلاش مشترک اطلاعاتی بین سازمان سیا و سازمان‌ ام آی ۶ بوده‌است. با این حال، بریتانیا تا کنون از تایید رسمی چنین نقشی خودداری کرده و موضع رسمی دولت این کشور همچنان امتناع از اظهار نظر در این خصوص است.

◾️ریچارد نورتون تیلور، نویسنده کتاب «وضعیت محرمانه» درباره نهادهای اطلاعاتی و رسانه‌های بریتانیا، در این باره می‌گوید: «این غم‌انگیز، پوچ و در واقع غیرسازنده است که دولت بریتانیا، همچنان در پشت شعار قدیمی خود، یعنی نه تایید و نه رد پنهان می‌شود و از اعتراف به نقش اصلی‌ ام آی ۶ در سرنگونی مصدق امتناع می‌ورزد. در حالی که سال‌هاست موارد زیادی از جمله اسناد رسمی سیا در مورد آن افشا شده‌است».

به نقل از یورونیوز، امروز ۱۵ آگوست

◾️باید افزود غم‌انگیز، پوچ و مضحک و غیرسازنده است که رضا پهلوی، با وجود اذعان آمریکا و انگلیس به نقش اصلی‌شان در کودتا و پیاده‌نظام بودن محمدرضا شاه و نیروهای وفادار به او، همچنان نفس «کودتا» را انکار می‌کند و تصور می‌کند با دروغ پشت دروغ و انکار واقعیت‌ها و اسناد (آن هم وقتی هنوز به قدرتی نرسیده) در عصر شبکه‌های اجتماعی، می‌تواند جایگاهی موروثی را بدون لکه‌‌های ننگش حفظ کند و بلاخره بتواند آن تصویر روتوش‌شده را پله‌ای برای قدرت خود کند.


🗄پست مرتبط
📺 مستند کودتای ۵۳

#آینه_تاریخ #اپوزیشنقد

➖➖➖

🌾@Naqdagin
⬛️ انکار جایگاه مصدق و کودتا
— رضا پهلوی کی از خودارضایی دست می‌کشد؟ (۲)

✍🏻#حمیدرضا_عابدیانی

◼️ویدیوی پیوست بخشی از سخنرانی رضا پهلوی در اندیشکده‌ی هادسن است. رضا پهلوی به پرسشی در مورد کودتای ۱۳۳۲ پاسخی می‌دهد که واقعا حیرت‌آور است.

◼️او هجده ساله بود که ایران را ترک کرد. این فرصتی مناسب بود که رژیم حقیقی مشروطه را در کشورهای دموکراتیک، مطالعه کند تا در قیاس با آنچه که بنام مشروطه در دوران پدر و پدر بزرگش در ایران رواج داشت، به یک خوانش انتقادی مناسب دست پیدا کند، اما گویا فهم او از قانون اساسی مشروطیت ایران، کماکان منطبق بر فهم پدرانش از این قانون است.

◼️رضا پهلوی در حالیکه سعی می‌کند خونسرد باشد، «کودتا خواندن» عزل نخست وزیر را با این عبارت که "معمولا کودتا از پایین به بالا صورت می‌گیرد نه از بالا به پایین"، بذله‌گویانه به چالش می‌کشد.

◼️تو گویی در نظر او، پادشاه در سلسله‌مراتب قدرت، در رأس هرم قرار داشته و نخست‌وزیر، ذیل او تعریف می‌شود.

◼️با گذشت این همه سال، اینکه رضا پهلوی هنوز نمی‌تواند «نهاد تشریفاتی سلطنت» را از «نهاد مسئول حکمرانی» تفکیک کند، واقعا غم‌انگیز است؛ طرفه آنکه شنوندگان حاضر نیز برای یک‌چنین دریافت وارونه‌ای از مشروطیت، دین‌خویانه دست می‌زنند.

◼️رضا پهلوی در این ویدئو، از اینکه برخی دولت دکتر محمد مصدق را «دولت منتخب دموکراتیک» می‌خوانند، بر‌می‌آشوبد و سعی می‌کند تا با توضیح «مکانیسم انتخاب نخست وزیر» در دوره ی مربوطه، چنین دریافتی را به چالش بکشد.

◼️او ابتداء یک معنای خاص برای «دولت منتخب دموکراتیک» دست‌و‌پا می‌کند و بعد، با نشان دادن مغایرت این تعریف با نحوه‌ی انتخاب نخست‌وزیر در ایران، کاربرد چنین تعبیری را برای دولت مصدق به پرسش می‌گیرد.

◼️تعریف او از «دولت منتخب دموکراتیک»، دولتی‌ست که در یک فراآیند انتخاباتی، با رأی مستقیم مردم مستقر شده باشد.

◼️در این صورت باید از او پرسید که آیا معتقد است که «نظام‌های پارلمانی»، عموما نمی‌توانند دولت‌های منتخب دموکراتیک داشته باشند یا اینکه «ذیل سلسله پهلوی»، استقرار چنین دولتی در ایران آن روزگار ممتنع بود؟

◼️اما در مورد دولت دکتر محمد مصدق، همگان می‌دانند که ایشان، دست کم از سی تیر ۱۳۳۱ به بعد، «نخست وزیر قیام ملی» بوده‌است، به همین سبب بود که وی پس از این تاریخ، برای تاکید بر وجهه‌ی مردمی دولت، خود را «نخست وزیر ملت» می‌نامید.

◼️رضا پهلوی در این ویدئو، با بیانی مغشوش در مورد انتخاب نخست وزیر در ایران عصر مشروطیت می‌گوید که، نخست وزیر یا توسط شاه منصوب می‌شد و صلاحیتش مورد تایید پارلمان قرار می‌گرفت و یا اینکه توسط پارلمان پیشنهاد و توسط شاه پذیرفته می‌شد.

◼️ این هم تفسیر غلطی از «قانون اساسی مشروطیت ایران» است و هم بیانی غیرواقعی از «تاریخ ایران».

◼️ آیا رضا پهلوی نمی‌دانند که وقتی احمدشاه از اروپا به مجلس تلگراف زد که پدربزرگشان را از ریاست‌الوزرایی خلع و مستوفی‌الممالک را را به این مقام نصب کنند، مجلس علاوه بر این که «عزل و نصب وزراء» را از «حقوق پادشاه» ندانست و فرمان را نپذیرفت، هیئتی از نمایندگان مجلس را هم نزد سردار سپه که به حالت قهر به بومهن رفته بود، فرستاد تا از او دلجویی کند و او را بازگرداند؟ هیئتی که مصدق هم در میان آنان بود.

◼️این که رضا پالانی، شاه بعدی، بی‌اعتناء به این سابقه، رأسا به عزل و نصب وزراء می‌پرداخت، احیای «حکومت استبدادی» بود که «اختیار مجلس و دولت» را در کف قدرت پادشاه قرار می‌داد و نه الگوی شایسته‌ای از «قانون اساسی مشروطیت ایران» که بتوان به آن استناد کرد!

◼️او در این ویدئو بدرستی تاکید می‌کند، غیرممکن است که بتوانیم بگوییم هم شاه و هم مصدق، همزمان هر دو درست یا نادرست عمل کرده‌اند، لیکن در ایران آن روزگار، یک نهاد داوری که می‌بایست به این امور رسیدگی کند [مکانیسم تعیین‌کننده] وجود نداشت.

◼️معلوم نیست که ایشان، تجاهل می‌کنند و یا این که واقعا از وجود «هیئت هشت نفره‌ای» که از میان همه‌ی جناح‌های مجلس برای داوری درباره‌ی اختلاف نظر دولت و دربار در مورد «حقوق پادشاه» و «حدود اختیارات او» در اسفند ۱۳۳۱ تشکیل شده بود، اطلاعی ندارند؟ هیئتی که پس از رسیدگی در بیانیه‌ای رسمی، «تفسیر دموکراتیک دولت از قانون اساسی» را پذیرفت و پادشاه را «مقام غیرمسئولی شناخت که حق مداخله در امور دولت را ندارد».

◼️ آیا ایشان نمی‌دانند که وفق اصل ۲۷ متمم قانون اساسی، «شرح و تفسیر قوانین» از وظایف مختصه «مجلس شورای ملی» بوده‌است؟ آیا او نمی‌داند که سه فوریت این تفسیر، در قالب یک ماده واحده از تصویب مجلس هفدهم گذشته بود؟


🗄پست مرتبط
📻 تفسیر مهمّ هیئت هشت‌نفره مجلس شورای ملی از قانون مشروطه
📺 مستند کودتای ۵۳

#آینه_تاریخ #اپوزیشنقد

➖➖➖

🌾@Naqdagin
📅 بیست و چهارم امرداد
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 بیست و چهارم امرداد ماه، به‌ویژه با رخدادهایی در تاریخ فتوحات مسلمانان پیوند خورده‌است.

🗓 طبق تاریخ‌نگاری اسلامی، #در_چنین_روزی به سال پانزدهم عربی (به‌اصطلاح ه.خ)، سپاهیان اسلام به رهبری خالد بن ولید در نبرد یرموک[1] با قوای بیزانس (هر طرف به استعداد حدود پانزده هزار نفر) جنگیدند و پیروز شدند و آسورستان را تصرف کردند. تلفات بیزانسی‌ها را بیش از ۵۰ هزار تن برآورد کرده‌اند.

🗓 در ۳۰۶ سپاهیان اسلام تارانتو [2] در جنوب ایتالیا را فتح کردند و به باد غارت دادند.

🗓 نیم قرن بعد مسیحیان پاتکی نافرجام زدند و در ۳۶۱ اوتوی دوم[3] (فرمانروای امپراتوری مقدس روم) از سپاهیان مسلمان که زیر فرمان ابوالقاسم امیر سیسیل می‌جنگیدند، در نبرد کاپو کولونا[4] (در منطقه‌ی کالابریا[5]) شکست خورد.

🗓 در۸۴۰ هم دولت ترابوزان[6] تسلیم سلطان محمد دوم عثمانی شد و امپراتوری روم شرقی در عمل از میان رفت.

🗓 رخدادهای دینی این روز هم بسیار جالب توجه هستند.

🗓
روز شنبه بیست و چهارم امرداد سال ۵۴۳ (۱۷ رمضان ۵۵۹ ق.) امام حسن دوم نزاری (پیشوای اسماعیلیان) اعلام قیامت کرد و گفت که روز قیامت رسیده و شریعت پس از این منسوخ شده‌است!

🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز

➖➖➖

🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
Pezechgpour, Mohsen. Tape 9
🎧 تجزیه بحرین
—
از وعده‌ها تا تهدیدهای دولت و محمدرضا پهلوی تا روز نطق در مجلس

🎙مصاحبهٔ ارزشمند #محسن_پزشک‌پور با تاریخ شفاهی هاروارد (نوار نهم)


#آینه_تاریخ

➖➖➖

🌾 @tarikh_shafahi_iran_project
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"فتوشاپه، نواره و..."، بحرین هم حتمن فتوشاپی بوده که به #ایران افزوده شده و شاه، ایران را از شرّ آن جزیره کوچک لم‌یزرع پرضرر رهاند، یا بحرین را از شرّ ارتش اشغال‌گر ایران رهاند!

سخنان شاه مملکت درباره ایران در دهلی‌ نو، نظیر چنین سخنانی بوده و اگر مشروطه بمعنای حداقلی کلمه زنده بود، باید به‌سرعت بعد از بازگشت از هند، مثل احمدشاه از شاهی خلع و بابت چنین سخنان خیانت‌باری، محاکمه‌ علنی‌اش می‌کردند؛ بی‌شک اگر چنین می‌شد، انقلاب ۵۷ نیز رخ نمی‌داد؛ چون مشروطه زنده بود و نمایندگان واقعی مردم و ملی‌گرایان، حقّ بیان آزادانه نظر خود و حفاظت از منافع ملی را داشتند و مقامی نمی‌توانست به این و آن باج دهد و اسم باج‌دهی‌اش را لطف و سیاست (از نوع قاجاری) بگذارد.

در این میان، بازی صوری امنیتی‌ها (حسین دهباشی) با خران حزب‌اللهی، خوراکی برای صل‌علی‌پهلوی‌ها درست می‌کند تا موضوعی به این مهمی پیرامون «امر ملی و تجزیه‌‌‌» به حاشیه رود. مشخص است که در آن دوره اختناق، رسانه آزاد نبوده که بسیاری سخنان را بازتاب دهد؛ وقتی نماینده ملی‌گرای مجلس، تهدید می‌شده که نطقی نکند و بعد هم تهدید، عملی می‌شده‌است.

#آینه_تاریخ

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📅 بیست و پنجم امرداد
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 #در_چنین_روزی به سال ۳۰۲ هجری خورشیدی، ابوطاهر سلیمان جنابی (رهبر قرمطی‌های بحرین) با چهارصد سوار و پانصد پیاده به بصره حمله کرد و در جنگی سبک، مفلحی (والی بصره) را کشت وهمه‌ی مردم شهر را که به خلیفه وفادار بودند، از دم تیغ گذراند.

🗓 نزدیک به هزار سال بعد، در ۱۲۸۸ پس از جنگی دیگر که مقیاسی بزرگ‌تر و خونریزی‌ای بسیار کمتر داشت، مشروطه‌خواهان بر مستبدان چیره شدند و تهران را فتح کردند.

🗓 بعد هم در چنین روزی، انتخابات مجلس را برگزار کردند و به‌دنبال آن، نامدارانی مانند وثوق‌الدوله، مستشارالدوله، ذکاءالملک فروغی، صنیع‌الدوله، احتشام‌ السلطنه، مؤتمن‌الملک و سید حسن تقی‌زاده به نمایندگی مردم برگزیده شدند.

🗓 یازده سال بعد (۱۲۹۹)، در چنین روزی یکی از ایشان، یعنی وثوق‌الدوله، صدراعظم ایران بود که به خاطر ناکامی‌اش در مهار پیشروی جنگلی‌ها استعفا دارد. رضاخان که در این هنگام سرداری گمنام بود، در این روز به او پیشنهاد کرد که با هم دست به کودتا بزنند، اما وثوق‌الدوله که به «اصول مشروطه» پایبند بود قبول نکرد.

🗓
یک سال بعد، کنگره‌ی حزب کمونیست بخارا با پشتیبانی ارتش سرخ تشکیل شد و برای انقلاب بلشویکی فراخوانی صادر کرد. مردم بخارا که هوادار عالم خانِ فراری -آخرین حاکم بخارا- بودند، تا بیست سال بعد در برابر نیروهای اشغالگر کمونیست مقاومت کردند.

🗓 چندی بعد، استالین[1] پس از چیرگی کامل بر منطقه‌ی بخارا، تقریباً همه‌ی رهبران حزب کمونیست باقی مانده را از میان برد. دست‌اندازی کمونیست‌های روسی به بخارا و ایران شرقی بخشی از یک الگوی عمومی‌ترِ جهانی بود که با تلاش خشونت‌بار نیروهای استعماری برای استیلا بر سرزمین‌های مرزی ایران‌زمین همراه بود و واکنش مردم را به دنبال داشت.

🗓 در بیست و پنجم امرداد ۱۳۲۵ غوغای کلکته آغاز شد و طی سه روز، به کشته شدن ۷ - ۱۰ هزار نفر و بی‌خانمان شدن ۱۰۰ هزار تن منتهی شد. این فاجعه در آنجا ریشه داشت که انگلیسی‌ها که پس از جنگ جهانی اول در هند موقعیتی لرزان پیدا کرده بودند، سیاست نفرت‌پراکنی میان جمعیت هندو و مسلمان را در پیش گرفته بودند. با همین تدبیر بود که دو حزب بزرگ مخالف انگلیس در هند (مسلم لیگ از طرف مسلمانان و کنگره‌ی ملی هند از طرف هندوها)، نتوانستند با هم توافق کنند و هند و پاکستان از هم جدا شدند.

🗓 غوغای کلکته با حمله‌ی هندوها به مسلمانان در بامداد آغاز شد که پراکنده، اما سازمان‌یافته بود. مسلمانان در مقام پاسخ، ساعت ۲ بعد از ظهر تظاهراتی برپا کردند که شمار شرکت‌کنندگان در آن را بین ۳۰ تا ۱۰۰ هزار تن گزارش کرده‌اند. در این گردهمایی، خواجه نظام‌الدین (رهبر دینی مسلمانان کلکته) و سهروردی وزیر سخنرانی کردند و بر صلح و آشتی تأکید کردند و کشمکش‌های فرقه‌ای را دسیسه‌ی استعمارگران دانستند.

🗓 این در حالی بود که تا ساعت ۱۱ آن روز همه‌ی زخمیان و کشتگان و مغازه‌های غارت‌شده از مسلمانان بودند و پلیس کلکته هم از مهاجمان جلوگیری نمی‌کرد. سهروردی که وزیر کلکته بود، در سخنرانی‌اش به این نکته اشاره کرد و همدستی ضمنی پلیس با هندوها را محکوم کرد.

🗓 عصرگاه آن روز اما، درگیری‌ها ادامه یافت و فردای آن روز با حمله‌ی مجدد هندوها و سیک‌ها به مسلمانان و مقابله به مثل ایشان ادامه یافت. بخش عمده‌ی چند هزار کشته‌ی این درگیری مسلمان بودند و در نهایت بخش بزرگی از مسلمانان که در کلکته یک سوم جمعیت را تشکیل می‌دادند، از خانه‌هایشان رانده شدند.

🗓 فرماندار انگلیسی کلکته و سربازانش و پلیس زیر فرمانش، هیچ کاری برای مهار خشونت‌ها انجام ندادند. شواهدی هم هست که برانگیختن نفرت‌های قومی از آغاز، با مدیریت و پشتیبانی مقامات انگلیسی انجام می‌پذیرفته‌است.

🗓 این سیاست، کمابیش با موفقیت هم روبرو شد؛ چون هندیان که از نظر سیاسی میراث‌دار دولت گورکانی و سیاست ایرانشهری بودند، به‌دنبال این کشمکش‌ها، عنصر مسلمان خود را کمابیش از میدان سیاست طرد کردند و چون جایگزینی برایش نداشتند، ناگزیر ساختار دولت استعماری و زبان انگلیسی و وابستگی به انگلستان را پذیرفتند که تا به امروز ادامه یافته‌است.

🗓 درگیری کلکته به نفرت دوجانبه‌ی مسلمانان و هندوها در سراسر هند دامن زد و استقلال هند را چند سالی به تعویق انداخت و در نهایت، با جدایی پاکستان از هند از تشکیل دولتی متمرکز و یگانه در این ناحیه جلوگیری کرد.

🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز

➖➖➖

🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
📺 اعتماد غیرعقلانی محمد به مدعی جبرئیلی
#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین

🔗 در یوتیوب ببینید؛ هر لایک و کامنت‌، ۳ حوری، یا ۱.۵ غلمان، یا ۰.۵ شتر ثواب داره:

👉 https://youtu.be/UKQaqyFo7U4

🍂 #احمد_قبانچی -روحانی نواندیش مسلمان و شیعه- از نبوت و اساس تصدیق وحی توسط محمد بن عبدالله پرسش می‌کند.

🍂 این سومین کلیپ از اوست که توسط همیاران نقدآگین ترجمه شده.

🍂 آخوند احمد قبانچی از روحانیون نواندیش و تجدیدنظرطلب مشهور جهان عرب محسوب می‌شود. او که روزگاری در حوزه‌های علمیه ایران نیز درس خوانده، مباحث روشنفکران مسلمانان ایرانی (چون دکتر سروش و مجتهد شبستری و...) را نیز دنبال می‌کرده‌است و طعم بازداشت و بازجویی #حکومت_اسلامی را نیز چشیده‌است.

🍂 بخاطر آزادی نسبی‌ای که در عراق دارد، برخلاف آیت‌الله #کمال_حیدری که تحت انواع فشار و محدودیت تا سر حد تکفیر و حصر قرار گرفته، می‌تواند آزادانه‌تر مباحث نواندیشانه خود را با مخاطبان عرب‌زبان طرح کند.

🍂 جامعه عرب‌زبان در زمینه #نقد_اسلام بشکل روش‌مند و رادیکال، و بهره‌گیری از #تفکر_انتقادی در #نقد_ادیان و تولید محتوای غنی در این زمینه‌، صدها قدم از جامعه ما جلوتر است.

➖➖➖

🌾 نقدآگین
📺 اعتماد غیرعقلانی محمد به مدعی جبرئیلی
#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین

🔗 ویدئو در یوتیوب 👉
🔗 ویدئو در اینستاگرام 👉

🍂 #احمد_قبانچی -روحانی نواندیش مسلمان و شیعه- از نبوت و اساس تصدیق وحی توسط محمد بن عبدالله پرسش می‌کند.

🍂 این سومین کلیپ از اوست که توسط همیاران نقدآگین ترجمه شده.

🍂 آخوند احمد قبانچی از روحانیون نواندیش و تجدیدنظرطلب مشهور جهان عرب محسوب می‌شود. او که روزگاری در حوزه‌های علمیه ایران نیز درس خوانده، مباحث روشنفکران مسلمانان ایرانی (چون دکتر سروش و مجتهد شبستری و...) را نیز دنبال می‌کرده‌است و طعم بازداشت و بازجویی #حکومت_اسلامی را نیز چشیده‌است.

🍂 بخاطر آزادی نسبی‌ای که در عراق دارد، برخلاف آیت‌الله #کمال_حیدری که تحت انواع فشار و محدودیت تا سر حد تکفیر و حصر قرار گرفته، می‌تواند آزادانه‌تر مباحث نواندیشانه خود را با مخاطبان عرب‌زبان طرح کند.

🍂 جامعه عرب‌زبان در زمینه #نقد_اسلام بشکل روش‌مند و رادیکال، و بهره‌گیری از #تفکر_انتقادی در #نقد_ادیان و تولید محتوای غنی در این زمینه‌، صدها قدم از جامعه ما جلوتر است.

➖➖➖

🌾 نقدآگین