📻 پیرامون «قانون حجاب»
— اعتراض به «قانون حجاب» و «حجاب اجباری» خطاست؟
🎙 استاد #حجتالله_نیکویی
🗄 پست مرتبط:
📻 سنجش معقولیت حجاب اسلامی
📻 معضلات زنان در اسلام
📺 نصیری: حجاب اجباری مستندی در اسلام و تاریخش ندارد!
📺 پروژهٔ شکار-تحقیر-مجرمسازی زنان
📕پوشش زنان و دین
📕زندگی پس از زندگی و مقولهی حجاب
📕حجاب اسلامی و منازعه بین کلاغ و طاووس
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— اعتراض به «قانون حجاب» و «حجاب اجباری» خطاست؟
🎙 استاد #حجتالله_نیکویی
🗄 پست مرتبط:
📻 سنجش معقولیت حجاب اسلامی
📻 معضلات زنان در اسلام
📺 نصیری: حجاب اجباری مستندی در اسلام و تاریخش ندارد!
📺 پروژهٔ شکار-تحقیر-مجرمسازی زنان
📕پوشش زنان و دین
📕زندگی پس از زندگی و مقولهی حجاب
📕حجاب اسلامی و منازعه بین کلاغ و طاووس
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
اعتراض به قانون حجاب، خطاست؟
@Naqdagin
🎧 پیرامون «قانون حجاب»
— اعتراض به «قانون حجاب» و «حجاب اجباری» خطاست؟
🎙 استاد #حجتالله_نیکویی
#زنان #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— اعتراض به «قانون حجاب» و «حجاب اجباری» خطاست؟
🎙 استاد #حجتالله_نیکویی
#زنان #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📅 سوم شهرویر ماه — رام: روزشمار ایرانی معنادار 🗓 #در_چنین_روزی به سال ۱۲۵۰ هجری خورشیدی (۷ جمادیالثانی ۱۲۷۷ ق.) مستشارالدوله از تهران در نامهای به آخوندزاده نوشت: «امان است ای انسان كامل! دنيا تمام شد و ما نتوانستيم به قدر ذرّهای خدمت به…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📅 چهارم شهرویر ماه
— رام: روزشمار ایرانی معنادار
🗓 #در_چنین_روزی بنا به دستور بهرام اول، مانی پیامبر را به سال ۲۷۵ میلادی کشتند و پوستش را کندند و از کاه پر کردند و به یکی از دروازه های شهر جندی شاپور آویختند.
🗓 (۲۱۵ – ۲۷۵ م) مانی پسر فاتک مادی به سال ۲۱۵ میلادی در ماردین و یا به قولی در دیه مردینو از توابع مداین متولد شد و گویند پدرش از طایفه ماد بود و از شهر همدان و مادرش از خاندان اشکانی بود و سپس پدرش به بابل مهاجرت کرد و به دیه مردینو رفت و او در کودکی در خدمت پدرش به تحصیل علوم پرداخت و در جوانی نزد قادرون حکیم، ادبیات و فلسفه یونان و طب و علم نجوم و موسیقی را آموخت و آیین زردشت و آیین مسیح را فرا گرفت و پس از مدتی دین زردشت و دین مسیح را در هم ترکیب کرد و یک چند با موبدان زرتشتی و راهبان مسیحی به کنکاش نشست و در بیست و پنج سالگی ادعای پیغمبری کرد و خود را فارقلیط خواند که مسیح ظهور را او را خبر داده بود و پس از آن آیین خود را آشکار کرد و به تبلیغ دین خود پرداخت
🗓 مانی به وسیله فیروز برادر شاپور که کیش وی را پذیرفته بود به شاپور اول ساسانی (۲۴۱ – ۲۷۲ م) معرفی شد و یکی از کتاب های خود را به نام شاپورگان که به زبان پهلوی نوشته بود به او تقدیم داشت و شاپور نخست با مانی به مهربانی رفتار کرد و او و پیروانش را آزاد گذاشت ولی سپس با بی مهری و مخالفت موبدان زرتشتی قرار گرفت و از ایران تبعید شد و مانی مدتی در آوارگی به کشورهای هند و تبت و چین سفر کرد و آیین خود را گسترش داد و پس از مرگ شاپور به ایران بازگشت و هرمز اول ساسانی (۲۷۱ – ۲۷۲ م) که بر تخت نشسته بود او را گرامی داشت و اجازه یافت که آیین خود را گسترش دهد.
🗓 مانی در این دوره بیشتر مسیحیان بین النهرین را به آیین خود فراخواند و پیروان زیادی پیدا کرد پس از هرمز، بهرام اول (۲۷۲ – ۲۷۵ م) بر تخت نشست و او موبدان را گرد آورد و در حضور آنان به گفتگو نشست و محکومش کردند و سپس قتل سیاسی او رقم خورد.
🗓 شهریورگان یا آذر جشن از جملهٔ جشنهای دوازدگانهٔ سال ایران باستان بودهاست و از شمار جشنهای آتش بودهاست. روز چهارم از هر ماه زرتشتی به نام شهریور میباشد و چهارم ماه شهریور جشن شهریورگان میباشد. امروزه زرتشتیان این جشن را به عنوان روز پدر در نظر میگیرند.
🗓 به موجب یزدانشناسی اوستایی شهریور میان امشاسپندان یا ملائک و ایزدان ششگانه از لحاظ مرتبت و مقام دومین است. نخست بهمن و دوم شهریور. این نام در اوستا خشتره وئیریه آمده که جزء اول به معنی کشور و پادشاهی و جزء دوم به معنی آرزو شده میباشد؛ پس روی هم رفته به معنی پادشاهی یا کشور آرزو شده و مجازاً به مفهوم عام از آن بهشت نیز اراده شده است.
🗓 چنانکه همهٔ امشاسپندان دارای دو وجه مینوی و زمینی هستند این امشاسپند در جهان مینوی، نمایندهی قدرت و شهریاری مطلقهی اهورامزدا و در زمین، نگاهبان و سرپرست فلزات و جنگ افزارها است. ما نمیدانیم چرا شهریورگان از شمار جشنهای آتش به شمار میرفته است.
🗓 این جشن آتشهای خانگی محسوب میشد. مردم در خانهها آتش میافروختند و ستایش خداوند و شکر نعمتهای او میگزاردند. در خانهها اغلب مهمانی برپا کرده و خوراکهای گوناگون و ویژه تدارک میبینند و به مناسبت تغییر هوا، شب هنگام در بامها نیز آتش میافروزند. اما بقایای این جشن نیز میان زرتشتیان فراموش شده و تنها شماری از خانوادههای قدیم در کرمان به گونهی محدودی این جشن را برگزار مینمایند. در دوران اخیر زرتشتیان جشن شهریورگان را به عنوان روز پدر انتخاب کردهاند، چرا که شهریور از امشاسپندان مردگونه؛ و به معنای شهریاری بر اراده و نفس است.
🗓 در چنین روزی به سال ۴۵۰ هجری خورشیدی، سپاهیان سلجوقی با رهبری الپ ارسلان و افشینبیک در نبرد ملازگرد بر بیزانسیها که رهبرشان امپراتور رومانوس چهارم[1] بود چیره شدند (تصویر بالا) و کنترل بخش عمدهی آناتولی را به دست گرفتند. در این نبرد سپاهیان سلجوقی با ۲۰-۳۰ هزار نفر نیم تا ثلث ارتش بیزانسی (۴۰-۷۰ هزار نفر) بود که در پایان، ۲ تا ۸ هزار سرباز بیزانسی (به ویژه رستهی فرنگیها که از مردم اسکاندیناوی بودند) کشته شدند و ۴ هزار تن اسیر شدند. دو هزار ترک مزدور هم که در خدمت بیزانس بودند، چون بر وفاداریشان به شاه بیزانس باقی ماندند، اعدام شدند!
🗓 در ۱۳۷۸ هم به دنبال ورود ارتش بینالمللی صلح اسلامی به داغستان، روسیه به این منطقه حمله کرد و دومین جنگ چچن آغاز شد.
🗓 در چنین روزی به سال ۱۳۱۵، مرتضی ممیز به دنیا آمد و در ۱۳۶۹ مهدی اخوان ثالث از دنیا رفتهاست.
🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز
🗄 پست مرتبط
📕چگونگی خَلق شخصیت محمد از روی الگوی مانی پیامبر
📕چگونه اعراب بر امپراتوری ایران غلبه کردند؟
📺 محمد هرگز قرآن را برای مسلمانان تفسیر نکرد!
➖➖➖
🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
— رام: روزشمار ایرانی معنادار
🗓 #در_چنین_روزی بنا به دستور بهرام اول، مانی پیامبر را به سال ۲۷۵ میلادی کشتند و پوستش را کندند و از کاه پر کردند و به یکی از دروازه های شهر جندی شاپور آویختند.
🗓 (۲۱۵ – ۲۷۵ م) مانی پسر فاتک مادی به سال ۲۱۵ میلادی در ماردین و یا به قولی در دیه مردینو از توابع مداین متولد شد و گویند پدرش از طایفه ماد بود و از شهر همدان و مادرش از خاندان اشکانی بود و سپس پدرش به بابل مهاجرت کرد و به دیه مردینو رفت و او در کودکی در خدمت پدرش به تحصیل علوم پرداخت و در جوانی نزد قادرون حکیم، ادبیات و فلسفه یونان و طب و علم نجوم و موسیقی را آموخت و آیین زردشت و آیین مسیح را فرا گرفت و پس از مدتی دین زردشت و دین مسیح را در هم ترکیب کرد و یک چند با موبدان زرتشتی و راهبان مسیحی به کنکاش نشست و در بیست و پنج سالگی ادعای پیغمبری کرد و خود را فارقلیط خواند که مسیح ظهور را او را خبر داده بود و پس از آن آیین خود را آشکار کرد و به تبلیغ دین خود پرداخت
🗓 مانی به وسیله فیروز برادر شاپور که کیش وی را پذیرفته بود به شاپور اول ساسانی (۲۴۱ – ۲۷۲ م) معرفی شد و یکی از کتاب های خود را به نام شاپورگان که به زبان پهلوی نوشته بود به او تقدیم داشت و شاپور نخست با مانی به مهربانی رفتار کرد و او و پیروانش را آزاد گذاشت ولی سپس با بی مهری و مخالفت موبدان زرتشتی قرار گرفت و از ایران تبعید شد و مانی مدتی در آوارگی به کشورهای هند و تبت و چین سفر کرد و آیین خود را گسترش داد و پس از مرگ شاپور به ایران بازگشت و هرمز اول ساسانی (۲۷۱ – ۲۷۲ م) که بر تخت نشسته بود او را گرامی داشت و اجازه یافت که آیین خود را گسترش دهد.
🗓 مانی در این دوره بیشتر مسیحیان بین النهرین را به آیین خود فراخواند و پیروان زیادی پیدا کرد پس از هرمز، بهرام اول (۲۷۲ – ۲۷۵ م) بر تخت نشست و او موبدان را گرد آورد و در حضور آنان به گفتگو نشست و محکومش کردند و سپس قتل سیاسی او رقم خورد.
🗓 شهریورگان یا آذر جشن از جملهٔ جشنهای دوازدگانهٔ سال ایران باستان بودهاست و از شمار جشنهای آتش بودهاست. روز چهارم از هر ماه زرتشتی به نام شهریور میباشد و چهارم ماه شهریور جشن شهریورگان میباشد. امروزه زرتشتیان این جشن را به عنوان روز پدر در نظر میگیرند.
🗓 به موجب یزدانشناسی اوستایی شهریور میان امشاسپندان یا ملائک و ایزدان ششگانه از لحاظ مرتبت و مقام دومین است. نخست بهمن و دوم شهریور. این نام در اوستا خشتره وئیریه آمده که جزء اول به معنی کشور و پادشاهی و جزء دوم به معنی آرزو شده میباشد؛ پس روی هم رفته به معنی پادشاهی یا کشور آرزو شده و مجازاً به مفهوم عام از آن بهشت نیز اراده شده است.
🗓 چنانکه همهٔ امشاسپندان دارای دو وجه مینوی و زمینی هستند این امشاسپند در جهان مینوی، نمایندهی قدرت و شهریاری مطلقهی اهورامزدا و در زمین، نگاهبان و سرپرست فلزات و جنگ افزارها است. ما نمیدانیم چرا شهریورگان از شمار جشنهای آتش به شمار میرفته است.
🗓 این جشن آتشهای خانگی محسوب میشد. مردم در خانهها آتش میافروختند و ستایش خداوند و شکر نعمتهای او میگزاردند. در خانهها اغلب مهمانی برپا کرده و خوراکهای گوناگون و ویژه تدارک میبینند و به مناسبت تغییر هوا، شب هنگام در بامها نیز آتش میافروزند. اما بقایای این جشن نیز میان زرتشتیان فراموش شده و تنها شماری از خانوادههای قدیم در کرمان به گونهی محدودی این جشن را برگزار مینمایند. در دوران اخیر زرتشتیان جشن شهریورگان را به عنوان روز پدر انتخاب کردهاند، چرا که شهریور از امشاسپندان مردگونه؛ و به معنای شهریاری بر اراده و نفس است.
🗓 در چنین روزی به سال ۴۵۰ هجری خورشیدی، سپاهیان سلجوقی با رهبری الپ ارسلان و افشینبیک در نبرد ملازگرد بر بیزانسیها که رهبرشان امپراتور رومانوس چهارم[1] بود چیره شدند (تصویر بالا) و کنترل بخش عمدهی آناتولی را به دست گرفتند. در این نبرد سپاهیان سلجوقی با ۲۰-۳۰ هزار نفر نیم تا ثلث ارتش بیزانسی (۴۰-۷۰ هزار نفر) بود که در پایان، ۲ تا ۸ هزار سرباز بیزانسی (به ویژه رستهی فرنگیها که از مردم اسکاندیناوی بودند) کشته شدند و ۴ هزار تن اسیر شدند. دو هزار ترک مزدور هم که در خدمت بیزانس بودند، چون بر وفاداریشان به شاه بیزانس باقی ماندند، اعدام شدند!
🗓 در ۱۳۷۸ هم به دنبال ورود ارتش بینالمللی صلح اسلامی به داغستان، روسیه به این منطقه حمله کرد و دومین جنگ چچن آغاز شد.
🗓 در چنین روزی به سال ۱۳۱۵، مرتضی ممیز به دنیا آمد و در ۱۳۶۹ مهدی اخوان ثالث از دنیا رفتهاست.
🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز
🗄 پست مرتبط
📕چگونگی خَلق شخصیت محمد از روی الگوی مانی پیامبر
📕چگونه اعراب بر امپراتوری ایران غلبه کردند؟
📺 محمد هرگز قرآن را برای مسلمانان تفسیر نکرد!
➖➖➖
🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
Telegraph
چهارم شهریور
— رام: روزشمار ایرانی معنادار #در_چنین_روزی بنا به دستور بهرام اول، مانی پیامبر را به سال ۲۷۵ میلادی کشتند و پوستش را کندند و از کاه پر کردند و به یکی از دروازه های شهر جندی شاپور آویختند. (۲۱۵ – ۲۷۵ م) مانی پسر فاتک مادی به سال ۲۱۵ میلادی در ماردین و یا…
📘حقّ رأی #زنان در آمریکا
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 ۱۰۳ سال پیش #در_چنین_روزی در ایالات متحده آمریکا، قانون حقّ رأی زنان به اجرا درآمد. متمم نوزدهم قانون اساسی، در سال ۱۹۲۰، در دو بند، حقّ رأی به زنان را اعطاء کرد و به ابطال هرگونه تبعیض جنسیتی در باب حقّ رأی و انتخاب فرمان داد؛ این متمم هم در مقام دادنِ حق بود و هم پایان تبعیض. البته حقّ رأی زنان، پیشینهٔ خودش را در تاریخ آمریکا دارد.
🍂 پیشینهٔ فکری و فلسفی حقّ رأی زنان به «لیبرالیسم روشنگری» برمیگردد که نخستین اصل و بنایش بر حقّ بنیادین و آزادی فردی است. البته که خاستگاه اروپایی داشت، امّا انقلاب آمریکا با الهام از لیبرالیسم بود که شکل گرفت.
🍂 در سدهٔ هجدهم و نوزدهم، فمینیسم لیبرال نیز رونق گرفت و متفکران فمینیست لیبرال، در دفاع از حقوق زنان قلم زدند. آثاری چون «احقاق حقوق زنان» از مری ولستونکرافت، از نخستین فمینیستهای لیبرال، و همچنین «انقیاد زنان» از جان استیوارت میل، در این دوران تولید شدند. فمینیسم لیبرال، الهامبخش حرکتهای بزرگ در دفاع از حقوق سیاسی زنان در آمریکا شد؛ مثل «کنوانسیون سنکا فالز» که نخستین اجلاس حقوق زنان بود، و «انجمن ملّی حقّ رأی زنان».
🍂 نخستین و معتبرترین سند سیاسی و قانونی در آمریکا که پیشینهٔ حقّ زنان است، به «اعلامیه استقلال آمریکا» در ۱۷۷۶ برمیگردد،. در این اعلامیه، «برابری حقوقی انسانها در آفرینش و اعطای حقوق سلبناشدنی به آدمیان از سوی آفریدگارشان»، چونان یک «حقیقت بدیهی» اعلام شدهاست و یاد شده که «حقّ زندگی»، «حقّ آزادی» و «حقّ نیل به سعادت» از حقوق بدیهی آدمیان است.
🍂 بداهت در حقوق بنیادین بشر، بهراستی آغازی ویژه برای دموکراسی لیبرال آمریکایی بود که توانست در آینده، با بازگشت به حقّ بدیهی بشر، حقّ رأی را به زنان بازگرداند، البته پس از یک قرن.
🍂 پیشینهٔ قانونی و سیاسی دیگر حقّ رأی زنان در آمریکا، متمم چهاردهم قانون اساسی در ۱۸۶۷ بود که در نخستین بند، ضمانت داد که همهٔ کسانی که در آمریکا متولد شدهاند یا تابعیت آن را کسب کردهاند، شهروند آمریکا شناخته میشوند و از حقّ زندگی، آزادی و مالکیت و حمایت مساوی قانون برخوردارند و هیچ ایالتی حقّ سلب این حقوق را ندارد.
🍂 اما فاصلهٔ زمانی متمم نوزدهم با اسناد پیشین، اثبات میکند که حقوق بشر، یک «سیر و سلوکِ تاریخی و زمانی» دارد و این راه هم تکاملی و بسطیابنده است، هم بلند و دراز؛ به قول جان آدامز، یک راهِ بیپایان. حقوق بشر، در این سیر تاریخی، تکامل یافتهاست و در تکامل خود، به عمومیت و شمول بیشتری رسیده و حقّ بشر عامتر و همگانیتر شده است.
🍂 ما امروز که مینگریم، از جایی که نشستهایم در سال ۲۰۲۳ میلادی، شاید این فاصلهٔ زمانی را بسیار بلند ببینیم. واقعاً چرا باید بیش از یک قرن از اعلامیه استقلال میگذشت تا آمریکاییها متمم نوزدهم را مینوشتند؟ ممکن است انتظار داشته باشیم که آمریکاییها، باید با سرعت و شتاب بیشتری از بداهت حقوق بشر به اعطای حقّ رأی زنان میرسیدند؛ یا لااقل یک روز، نه یک ماه، نه یک سال پس از متمّم چهاردهم، متمم پانزدهم را در اعطای حقّ زنان مینوشتند، نه ۵۳ سال بعد در متمّم نوزدهم.
🍂 اما چنانچه آمد، حقوق بشر راهی بلند است، و در این بلندی هم پُر چالش است، نه مستقیم، بلکه پیچوخم دارد و فراز و نشیب. از چالشهای فکری تا چالشهای سیاسی و حقوقی. البته این راه، ضرورت تاریخی نیست و امکانِ گشودهٔ تاریخیست، و به همین دلیل پیچیده است.
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @shahrvand_sabz
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 ۱۰۳ سال پیش #در_چنین_روزی در ایالات متحده آمریکا، قانون حقّ رأی زنان به اجرا درآمد. متمم نوزدهم قانون اساسی، در سال ۱۹۲۰، در دو بند، حقّ رأی به زنان را اعطاء کرد و به ابطال هرگونه تبعیض جنسیتی در باب حقّ رأی و انتخاب فرمان داد؛ این متمم هم در مقام دادنِ حق بود و هم پایان تبعیض. البته حقّ رأی زنان، پیشینهٔ خودش را در تاریخ آمریکا دارد.
🍂 پیشینهٔ فکری و فلسفی حقّ رأی زنان به «لیبرالیسم روشنگری» برمیگردد که نخستین اصل و بنایش بر حقّ بنیادین و آزادی فردی است. البته که خاستگاه اروپایی داشت، امّا انقلاب آمریکا با الهام از لیبرالیسم بود که شکل گرفت.
🍂 در سدهٔ هجدهم و نوزدهم، فمینیسم لیبرال نیز رونق گرفت و متفکران فمینیست لیبرال، در دفاع از حقوق زنان قلم زدند. آثاری چون «احقاق حقوق زنان» از مری ولستونکرافت، از نخستین فمینیستهای لیبرال، و همچنین «انقیاد زنان» از جان استیوارت میل، در این دوران تولید شدند. فمینیسم لیبرال، الهامبخش حرکتهای بزرگ در دفاع از حقوق سیاسی زنان در آمریکا شد؛ مثل «کنوانسیون سنکا فالز» که نخستین اجلاس حقوق زنان بود، و «انجمن ملّی حقّ رأی زنان».
🍂 نخستین و معتبرترین سند سیاسی و قانونی در آمریکا که پیشینهٔ حقّ زنان است، به «اعلامیه استقلال آمریکا» در ۱۷۷۶ برمیگردد،. در این اعلامیه، «برابری حقوقی انسانها در آفرینش و اعطای حقوق سلبناشدنی به آدمیان از سوی آفریدگارشان»، چونان یک «حقیقت بدیهی» اعلام شدهاست و یاد شده که «حقّ زندگی»، «حقّ آزادی» و «حقّ نیل به سعادت» از حقوق بدیهی آدمیان است.
🍂 بداهت در حقوق بنیادین بشر، بهراستی آغازی ویژه برای دموکراسی لیبرال آمریکایی بود که توانست در آینده، با بازگشت به حقّ بدیهی بشر، حقّ رأی را به زنان بازگرداند، البته پس از یک قرن.
🍂 پیشینهٔ قانونی و سیاسی دیگر حقّ رأی زنان در آمریکا، متمم چهاردهم قانون اساسی در ۱۸۶۷ بود که در نخستین بند، ضمانت داد که همهٔ کسانی که در آمریکا متولد شدهاند یا تابعیت آن را کسب کردهاند، شهروند آمریکا شناخته میشوند و از حقّ زندگی، آزادی و مالکیت و حمایت مساوی قانون برخوردارند و هیچ ایالتی حقّ سلب این حقوق را ندارد.
🍂 اما فاصلهٔ زمانی متمم نوزدهم با اسناد پیشین، اثبات میکند که حقوق بشر، یک «سیر و سلوکِ تاریخی و زمانی» دارد و این راه هم تکاملی و بسطیابنده است، هم بلند و دراز؛ به قول جان آدامز، یک راهِ بیپایان. حقوق بشر، در این سیر تاریخی، تکامل یافتهاست و در تکامل خود، به عمومیت و شمول بیشتری رسیده و حقّ بشر عامتر و همگانیتر شده است.
🍂 ما امروز که مینگریم، از جایی که نشستهایم در سال ۲۰۲۳ میلادی، شاید این فاصلهٔ زمانی را بسیار بلند ببینیم. واقعاً چرا باید بیش از یک قرن از اعلامیه استقلال میگذشت تا آمریکاییها متمم نوزدهم را مینوشتند؟ ممکن است انتظار داشته باشیم که آمریکاییها، باید با سرعت و شتاب بیشتری از بداهت حقوق بشر به اعطای حقّ رأی زنان میرسیدند؛ یا لااقل یک روز، نه یک ماه، نه یک سال پس از متمّم چهاردهم، متمم پانزدهم را در اعطای حقّ زنان مینوشتند، نه ۵۳ سال بعد در متمّم نوزدهم.
🍂 اما چنانچه آمد، حقوق بشر راهی بلند است، و در این بلندی هم پُر چالش است، نه مستقیم، بلکه پیچوخم دارد و فراز و نشیب. از چالشهای فکری تا چالشهای سیاسی و حقوقی. البته این راه، ضرورت تاریخی نیست و امکانِ گشودهٔ تاریخیست، و به همین دلیل پیچیده است.
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @shahrvand_sabz
نقدآگین
🎬 انسان خدا نیست؛ اسلام و ذات دین — سروش در ترازو (۳) 🍂 میدانیم که دکتر #عبدالکریم_سروش، دین را به ذاتی و عرضی تقسیم میکند و ذاتی دین را آن عنصر و مؤلفهای میداند که قوامبخش دین است. او همچنین باور دارد که با تغییر زمانه و زمینهٔ تاریخی تکوین متن، حفظ…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📗کودتای ۲۸ مرداد و سیلی خداوند
— سروش در ترازو (۴)
✍🏻#علیرضاموثق
🌐 مطالعۀ متن کامل در «سایت گویانیوز» یا «مشاهده فوری»
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۳۲ دقیقه
🔖 ۶۴۹۲ واژه
🗄پست مرتبط
📕حقیقت و تصدیق عقلا
📕 سمپتوم پیامبری؛ سروش در ترازو (۱) -در نقد رؤیاهای رسولانه-
📻 برعکس کن تا پیروز شوی - سروش در ترازو (۲)
📻 انسان خدا نیست؛ اسلام و ذات دین - سروش در ترازو (۳)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— سروش در ترازو (۴)
✍🏻#علیرضاموثق
🌐 مطالعۀ متن کامل در «سایت گویانیوز» یا «مشاهده فوری»
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۳۲ دقیقه
🔖 ۶۴۹۲ واژه
🗄پست مرتبط
📕حقیقت و تصدیق عقلا
📕 سمپتوم پیامبری؛ سروش در ترازو (۱) -در نقد رؤیاهای رسولانه-
📻 برعکس کن تا پیروز شوی - سروش در ترازو (۲)
📻 انسان خدا نیست؛ اسلام و ذات دین - سروش در ترازو (۳)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📗کودتای ۲۸ مرداد و سیلی خداوند
— سروش در ترازو (۴)
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 دکتر #عبدالکریم_سروش در فایلی تصویری به دخالت انگلستان و آمریکا در کودتای ۲۸ مردادِ ۱۳۳۲ و به استعمار و امپریالیسم انتقاد میکند و میگوید از زمانی که ماکیاولی به صراحت بیان کرد: «اخلاق در سیاست راهی ندارد و آنچه اصیل و اساسی میباشد، منافع ملی است»، از همان موقع، جنایت در سیاست رسمیت یافت و به جای حقیقت، منفعت نشست و به جای اخلاق، مصالح و منافع ملی ملاک قرار گرفت و تا امروز نیز چنین است و این ترمینولوژی چنان شایع است که بیرون از آن نمیتوان اندیشید.
🍂 دکتر سروش افعال و مواضعِ سیاستمدارانِ غربی را محصول پارادایمِ «خود را حق و سرورِ دیگران دانستن» و «در هوای ماکیاولیسم تنفس کردن» میداند و به لزومِ مهار قدرت و ثروت، و عدم تجمیع آنها اشاره میکند.
🍂 دکتر سروش میگوید که مسلمانها از «نعمت ناتوانی» برخوردار بودهاند و به این جهت که قدرت لازم را نداشتهاند، نتوانستهاند از مجرای استعمار جنایت کنند و به ملل و اقوام دیگر زور بگویند.
🍂 دکتر سروش مشروعیت بخشیدن به استبداد دینی با توسل جستن به «الله و اسلام» را امری خلاف واقع و کذب اعلام میکند و مدعی میشود که پس از انقلابِ ۵۷، استبداد در شکل دینی بازتولید شد، اما به دروغ، تأیید الله و اسلام نیز به آن افزوده شد.
🍂 دکتر سروش مقولهٔ فرهنگیِ «تبعیض نژادی» را نقد اخلاقی میکند و میگوید که هنوز این بیماری در میان غربیها ریشهکن نشدهاست، اگرچه اصلاحات زیادی صورت گرفتهاست.
🍂 دکتر سروش نقل میکند که روح الله خمینی، مصدق را از باب مباهته (که در آثار برخی فقها به صراحت مجاز است)، نامسلمان اعلام کرد و کودتای ۲۸ مرداد را سیلی خداوند بر صورت مصدق نامید. در مباهته به لحاظ اخلاقی و هنجاری، میتوان از اصنافِ دروغهای جاسوسی و ناموسی نسبت به مخالفانِ اسلام برای منفور کردن ایشان نزد مردم و جهت دور نمودنِ مردم از مخالفان اسلام استفاده کرد.
🍂 حال، در ادامهٔ این جستار، در خصوصِ اظهارات و مواضع دکتر سروش که به آنها اشاره شد، ملاحظاتی انتقادی را بیان میکنم:
۱) ماکیاولی و نیچه از حیثِ اشاره به «ماهیت سیاست» و «ارادهٔ قدرت»، پدیدهای را در جهان اجتماعی ایجاد نکردند، بلکه آنچه در عالَم واقع وجود داشت را توصیف کردند. در جهان سنت، وایکینگها، نام قتل و غارتِ ملل و اقوام دیگر را «جهاد مقدس در راه خدایان» (ثور و اودین و فریر)، برای رفتن به بهشت (والهالا) مینامیدند. اسلام نیز چنین کرد و خداوند را به استخدامِ «شهوت» و ارادهٔ «قدرت و سلطه» درآورد، و جنگ تهاجمی برای غارت دیگران و اخذ غنیمت را «جهاد در راه خداوند برای گسترش دین حق و کامل» و «رسالت الهی» نام نهاد. پیامبر اسلام از الله، امتیازات ویژه و انحصاری جنسی گرفت (قبول هبهٔ زنان، عدم رعایت عدالت در سکس با زنان متعددش و نیز ازدواج دائم با بیش از چهار زن) و نیز قتل و غارت و به بردگی گرفتنِ اهل کتاب، یعنی حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر را مجاز شمرد (توبه: ۵ و ۲۹) و مسلمانان را به نفرت ابدی از مشرکان، اعم از مشرکان اخلاقی دعوت کرد (ممتحنه: ۴).
🍂 اتفاقاً امثال ماکیاولی و نیچه، رشد خودآگاهی در جهان جدید را تسریع کردند و متفکرانِ اخلاقی، با شناختِ نقشِ «عللِ غیرمعرفتی و مؤلفهٔ قدرت» در سرشت و سرنوشتِ نوع بشر، بیش از پیش به فکر تمهیداتی تئوریک و نهادی برای مهار و توزیع قدرت افتادند. همچنین از اسباب مهمی بودند که باعث شد تا به دُم خروسِ ارادهٔ قدرت که از زیر عبای الهیات و مفاهیم مقدس بیرون زده بود، بیشتر دقت شود و متعاقباً سیاست از قداست خارج گردد و نتواند فوق نقد بنشیند و شبیه به اسلام عمل کند.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل در «سایت گویانیوز» یا «مشاهده فوری»
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۳۲ دقیقه
🔖 ۶۴۹۲ واژه
#نقد_روشنفکران #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— سروش در ترازو (۴)
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 دکتر #عبدالکریم_سروش در فایلی تصویری به دخالت انگلستان و آمریکا در کودتای ۲۸ مردادِ ۱۳۳۲ و به استعمار و امپریالیسم انتقاد میکند و میگوید از زمانی که ماکیاولی به صراحت بیان کرد: «اخلاق در سیاست راهی ندارد و آنچه اصیل و اساسی میباشد، منافع ملی است»، از همان موقع، جنایت در سیاست رسمیت یافت و به جای حقیقت، منفعت نشست و به جای اخلاق، مصالح و منافع ملی ملاک قرار گرفت و تا امروز نیز چنین است و این ترمینولوژی چنان شایع است که بیرون از آن نمیتوان اندیشید.
🍂 دکتر سروش افعال و مواضعِ سیاستمدارانِ غربی را محصول پارادایمِ «خود را حق و سرورِ دیگران دانستن» و «در هوای ماکیاولیسم تنفس کردن» میداند و به لزومِ مهار قدرت و ثروت، و عدم تجمیع آنها اشاره میکند.
🍂 دکتر سروش میگوید که مسلمانها از «نعمت ناتوانی» برخوردار بودهاند و به این جهت که قدرت لازم را نداشتهاند، نتوانستهاند از مجرای استعمار جنایت کنند و به ملل و اقوام دیگر زور بگویند.
🍂 دکتر سروش مشروعیت بخشیدن به استبداد دینی با توسل جستن به «الله و اسلام» را امری خلاف واقع و کذب اعلام میکند و مدعی میشود که پس از انقلابِ ۵۷، استبداد در شکل دینی بازتولید شد، اما به دروغ، تأیید الله و اسلام نیز به آن افزوده شد.
🍂 دکتر سروش مقولهٔ فرهنگیِ «تبعیض نژادی» را نقد اخلاقی میکند و میگوید که هنوز این بیماری در میان غربیها ریشهکن نشدهاست، اگرچه اصلاحات زیادی صورت گرفتهاست.
🍂 دکتر سروش نقل میکند که روح الله خمینی، مصدق را از باب مباهته (که در آثار برخی فقها به صراحت مجاز است)، نامسلمان اعلام کرد و کودتای ۲۸ مرداد را سیلی خداوند بر صورت مصدق نامید. در مباهته به لحاظ اخلاقی و هنجاری، میتوان از اصنافِ دروغهای جاسوسی و ناموسی نسبت به مخالفانِ اسلام برای منفور کردن ایشان نزد مردم و جهت دور نمودنِ مردم از مخالفان اسلام استفاده کرد.
🍂 حال، در ادامهٔ این جستار، در خصوصِ اظهارات و مواضع دکتر سروش که به آنها اشاره شد، ملاحظاتی انتقادی را بیان میکنم:
۱) ماکیاولی و نیچه از حیثِ اشاره به «ماهیت سیاست» و «ارادهٔ قدرت»، پدیدهای را در جهان اجتماعی ایجاد نکردند، بلکه آنچه در عالَم واقع وجود داشت را توصیف کردند. در جهان سنت، وایکینگها، نام قتل و غارتِ ملل و اقوام دیگر را «جهاد مقدس در راه خدایان» (ثور و اودین و فریر)، برای رفتن به بهشت (والهالا) مینامیدند. اسلام نیز چنین کرد و خداوند را به استخدامِ «شهوت» و ارادهٔ «قدرت و سلطه» درآورد، و جنگ تهاجمی برای غارت دیگران و اخذ غنیمت را «جهاد در راه خداوند برای گسترش دین حق و کامل» و «رسالت الهی» نام نهاد. پیامبر اسلام از الله، امتیازات ویژه و انحصاری جنسی گرفت (قبول هبهٔ زنان، عدم رعایت عدالت در سکس با زنان متعددش و نیز ازدواج دائم با بیش از چهار زن) و نیز قتل و غارت و به بردگی گرفتنِ اهل کتاب، یعنی حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر را مجاز شمرد (توبه: ۵ و ۲۹) و مسلمانان را به نفرت ابدی از مشرکان، اعم از مشرکان اخلاقی دعوت کرد (ممتحنه: ۴).
🍂 اتفاقاً امثال ماکیاولی و نیچه، رشد خودآگاهی در جهان جدید را تسریع کردند و متفکرانِ اخلاقی، با شناختِ نقشِ «عللِ غیرمعرفتی و مؤلفهٔ قدرت» در سرشت و سرنوشتِ نوع بشر، بیش از پیش به فکر تمهیداتی تئوریک و نهادی برای مهار و توزیع قدرت افتادند. همچنین از اسباب مهمی بودند که باعث شد تا به دُم خروسِ ارادهٔ قدرت که از زیر عبای الهیات و مفاهیم مقدس بیرون زده بود، بیشتر دقت شود و متعاقباً سیاست از قداست خارج گردد و نتواند فوق نقد بنشیند و شبیه به اسلام عمل کند.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل در «سایت گویانیوز» یا «مشاهده فوری»
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۳۲ دقیقه
🔖 ۶۴۹۲ واژه
#نقد_روشنفکران #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
کودتای ۲۸ مرداد و سیلی خداوند
— سروش در ترازو (۴) علیرضا موثق دکتر عبدالکریم سروش در فایلی تصویری به دخالت انگلستان و آمریکا در کودتای ۲۸ مردادِ ۱۳۳۲ و به استعمار و امپریالیسم انتقاد میکند و میگوید از زمانی که ماکیاولی به صراحت بیان کرد: «اخلاق در سیاست راهی ندارد و آنچه اصیل و اساسی…
نقدآگین
📻 اشغال ایران توسط متفقین و سقوط رضاشاه — به مناسبت سوم شهریور 🎙 استاد #علی_مرادی مراغهای 🗄پست مرتبط 📺 بحرینِ ایران [تجزیه بحرین در دوران پهلوی زیر ذرهبین] 📺 ایرانبخشیهای دو پهلوی 📕دلتنگی برای رضا شاه؟ 📕اسرار ناگفته گنج دره جنّی 📕 پهلویپرستی و آزادیخواهی؟…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘بعد از کودتا
✍🏻دکتر #جواد_کاشی
🍂 سی و یک مرداد است. از حیث تاریخی سه روز از کودتای بیست و هشت مرداد گذشته است. امسال هم بسیاری در باره چند و چون کودتا سخن گفتند، اما جای سخن در باره مابعد کودتا خالی بود.
🍂 بیایید همه چیز را همانطور که طرفداران پهلوی گفتند باور کنیم. گفتند اصلا مصدق بود که کودتا کرد و شاه هر چه کرد، قانونی بود و با تکیه بر نیروی مردم به قدرت بازگشت. قبول. حال بیایید یک طرح بحث تازه کنیم: شاه از تجربه حذف مصدق و مخالفین دیگرش چه آموخت؟ آموختههای شاه چه بلایی بر سر زندگی سیاسی در ایران آورد؟
🍂 شاه از همان روزهای نخست سلطنت، با نیروهای سیاسی گوناگون مواجه بود. از آغاز دهه بیست تا پایان این دهه، میدانی از جدالها جریان داشت و شاه هم البته یک طرف قدرتمند میدان بود. تا روز کودتا خیال میکرد داستان همین است که هست: صحنه سیاست میدان جدال است و در میان کسان بسیار، باید تلاش کنی خوب بازی کنی، اما از کودتای بیست و هشت مرداد به بعد، شاه جان تازهای گرفت.
🍂 او یک درس از میدان بازی آموخت: میتوان با حربههای متنوع، مثل کمک نیروهای خارجی، کاربرد فریب و نیرنگ و حتی تکیه بر بخشی از مردم، حریفها را حذف کنی. با خود فکر کرد چرا اینهمه دردسر بازی کردن به خود بدهد؟ تا اوایل دهه چهل، شاه در کار حذف رقیبان در عرصه سیاست بود؛ تا اینکه بالاخره کار را به هویدا سپرد و خیالش راحت شد.
🍂 کار شاه را میتوانیم به یک بنگاه اقتصادی در میدان رقابت و بازار تشبیه کنیم. شاه مثل بنگاهی بود که برای خاتمهبخشی به بازی دشوار میدان رقابت، یکدفعه همه پول موجود در بازار را جمع کرد و در صندوقچه کنار میز کارش تلنبار کرد. حاصل فقط پایان بخشی به «دوران رقابت» نبود، خاتمه دادن به «منطق زندگی اقتصادی» بود. پولهایی هم که انباشت کرده بود به کاری نمیآمدند به «زباله» تبدیل شدند.
🍂 شاه میتوانست دستکم دیکتاتور عاقلی باشد. کاش میدانست هوس صفر کردن منازعه در میدان رسمی سیاست، اگر ممکن شود، خودکشیست، اما شاه حذف را خوب آموخته بود و از آن کار غرق لذت میشد.
🍂 آنچه شاه آموخت و اجرا کرد، بلای بزرگی بر سر حیات سیاسی ایرانیان آورد. انقلاب مشروطه قرار بود در آستانه ورود ما به دوران مدرن، بسترساز زندگی سیاسی مدنی باشد. شاه با آموخته ناصوابش، جامعه را به دوران پیشا-سیاست پرتاب کرد.
🍂 «منطق حذف» را مخالفین شاه هم آموختند و البته این منطق را با سرود و شعر و خطابههای آتشین و آیه و قرآن و حدیث هم آمیختند. در این میان، شاه بود که سلاحی در کف نداشت الا تفنگ نیروهای گارد شاهنشاهیاش.
🍂 کودتای بیست و هشت مرداد برای شاه بدآموزی داشت. او را به یک «نابازیگر متوهم» تبدیل کرد. برای جامعه سیاسی ما، هزینههای فراوان به بار آورد. خودش رفت، اما آموزههایش متاسفانه باقی ماند. ما هنوز باید حسرت آِیندهای را به چشم بمالیم که امکان «زندگی سیاسی» فراهم شود. همه بدانند «بازیگری از بازیگران یک میدان» هستند. برای بقاء خود هم که شده، باید میدان را حفظ کرد، اما با بازی بهتر از دیگر رقیبان، به وزن خود در میدان افزود.
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @javadkashi
✍🏻دکتر #جواد_کاشی
🍂 سی و یک مرداد است. از حیث تاریخی سه روز از کودتای بیست و هشت مرداد گذشته است. امسال هم بسیاری در باره چند و چون کودتا سخن گفتند، اما جای سخن در باره مابعد کودتا خالی بود.
🍂 بیایید همه چیز را همانطور که طرفداران پهلوی گفتند باور کنیم. گفتند اصلا مصدق بود که کودتا کرد و شاه هر چه کرد، قانونی بود و با تکیه بر نیروی مردم به قدرت بازگشت. قبول. حال بیایید یک طرح بحث تازه کنیم: شاه از تجربه حذف مصدق و مخالفین دیگرش چه آموخت؟ آموختههای شاه چه بلایی بر سر زندگی سیاسی در ایران آورد؟
🍂 شاه از همان روزهای نخست سلطنت، با نیروهای سیاسی گوناگون مواجه بود. از آغاز دهه بیست تا پایان این دهه، میدانی از جدالها جریان داشت و شاه هم البته یک طرف قدرتمند میدان بود. تا روز کودتا خیال میکرد داستان همین است که هست: صحنه سیاست میدان جدال است و در میان کسان بسیار، باید تلاش کنی خوب بازی کنی، اما از کودتای بیست و هشت مرداد به بعد، شاه جان تازهای گرفت.
🍂 او یک درس از میدان بازی آموخت: میتوان با حربههای متنوع، مثل کمک نیروهای خارجی، کاربرد فریب و نیرنگ و حتی تکیه بر بخشی از مردم، حریفها را حذف کنی. با خود فکر کرد چرا اینهمه دردسر بازی کردن به خود بدهد؟ تا اوایل دهه چهل، شاه در کار حذف رقیبان در عرصه سیاست بود؛ تا اینکه بالاخره کار را به هویدا سپرد و خیالش راحت شد.
🍂 کار شاه را میتوانیم به یک بنگاه اقتصادی در میدان رقابت و بازار تشبیه کنیم. شاه مثل بنگاهی بود که برای خاتمهبخشی به بازی دشوار میدان رقابت، یکدفعه همه پول موجود در بازار را جمع کرد و در صندوقچه کنار میز کارش تلنبار کرد. حاصل فقط پایان بخشی به «دوران رقابت» نبود، خاتمه دادن به «منطق زندگی اقتصادی» بود. پولهایی هم که انباشت کرده بود به کاری نمیآمدند به «زباله» تبدیل شدند.
🍂 شاه میتوانست دستکم دیکتاتور عاقلی باشد. کاش میدانست هوس صفر کردن منازعه در میدان رسمی سیاست، اگر ممکن شود، خودکشیست، اما شاه حذف را خوب آموخته بود و از آن کار غرق لذت میشد.
🍂 آنچه شاه آموخت و اجرا کرد، بلای بزرگی بر سر حیات سیاسی ایرانیان آورد. انقلاب مشروطه قرار بود در آستانه ورود ما به دوران مدرن، بسترساز زندگی سیاسی مدنی باشد. شاه با آموخته ناصوابش، جامعه را به دوران پیشا-سیاست پرتاب کرد.
🍂 «منطق حذف» را مخالفین شاه هم آموختند و البته این منطق را با سرود و شعر و خطابههای آتشین و آیه و قرآن و حدیث هم آمیختند. در این میان، شاه بود که سلاحی در کف نداشت الا تفنگ نیروهای گارد شاهنشاهیاش.
🍂 کودتای بیست و هشت مرداد برای شاه بدآموزی داشت. او را به یک «نابازیگر متوهم» تبدیل کرد. برای جامعه سیاسی ما، هزینههای فراوان به بار آورد. خودش رفت، اما آموزههایش متاسفانه باقی ماند. ما هنوز باید حسرت آِیندهای را به چشم بمالیم که امکان «زندگی سیاسی» فراهم شود. همه بدانند «بازیگری از بازیگران یک میدان» هستند. برای بقاء خود هم که شده، باید میدان را حفظ کرد، اما با بازی بهتر از دیگر رقیبان، به وزن خود در میدان افزود.
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @javadkashi
مناظرهای پیرامون ۲۸ مرداد
@Naqdagin
دانشگاه تهران #داریوش_رحمانیان (استاد تاریخ) را تعلیق کرد
اخراج رحمانیان تنها ۳ روز بعد آن صورت گرفت که در این مناظره، با کاشانی (از سران حزب ج.ا و پسر آخوند کاشانی) و چهرۀ مورد حمایت حکومت اسلامی در اقتصاد (#موسی_غنینژاد) سخن گفت. در این مناظره، غنینژاد آزادانه از شاه دفاع کرد و مداخله مستقیم غرب در ساقط کردن دولت مصدق را کودتا ندانست؛ این درحالیست که اسناد سیا و سیاستمداران برجسته انگلیس [+ +]-آمریکا، حتا علم و خود شاه، بارها به کودتا بودن ۲۸ مرداد، اذعان داشتهاند و «انحلال مجلس» و وجود «دوران فترت» پیش از خلع نیز بنابه اسناد جدید، به افسانه بدل شده.
سخت تأملبرانگیز است که زیر سایه حکومت امنیتی جاعش، فردی میتواند آزادانه از سیاهترین نقاط دوران پهلوی که نطفه آغازین شکلگیری دیکتاتوری تکحزبی ضدمشروطه بوده، دفاع کند، سالها از رانت حضور آزاد در صداوسیما و مطبوعات برخوردار باشد و همزمان آزاد باشد با BBC مصاحبه کند و سخنانش، در منوتو و پیج-کانالهای پهلویست بازنشر شود، ولی استاد تاریخی با سابقه، بخاطر دید متفاوت، از دانشگاه تعلیق میشود و با فشار مردمی، رفع تعلیق.
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
اخراج رحمانیان تنها ۳ روز بعد آن صورت گرفت که در این مناظره، با کاشانی (از سران حزب ج.ا و پسر آخوند کاشانی) و چهرۀ مورد حمایت حکومت اسلامی در اقتصاد (#موسی_غنینژاد) سخن گفت. در این مناظره، غنینژاد آزادانه از شاه دفاع کرد و مداخله مستقیم غرب در ساقط کردن دولت مصدق را کودتا ندانست؛ این درحالیست که اسناد سیا و سیاستمداران برجسته انگلیس [+ +]-آمریکا، حتا علم و خود شاه، بارها به کودتا بودن ۲۸ مرداد، اذعان داشتهاند و «انحلال مجلس» و وجود «دوران فترت» پیش از خلع نیز بنابه اسناد جدید، به افسانه بدل شده.
سخت تأملبرانگیز است که زیر سایه حکومت امنیتی جاعش، فردی میتواند آزادانه از سیاهترین نقاط دوران پهلوی که نطفه آغازین شکلگیری دیکتاتوری تکحزبی ضدمشروطه بوده، دفاع کند، سالها از رانت حضور آزاد در صداوسیما و مطبوعات برخوردار باشد و همزمان آزاد باشد با BBC مصاحبه کند و سخنانش، در منوتو و پیج-کانالهای پهلویست بازنشر شود، ولی استاد تاریخی با سابقه، بخاطر دید متفاوت، از دانشگاه تعلیق میشود و با فشار مردمی، رفع تعلیق.
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘موجودی حساب رضاشاه هنگام ترک ایران چقدر بود؟
(۱/۲)
✍🏻#مهرداد_خدیر
🍂 ذیل مقاله دیروز (سوم شهریور ۲۰/ وقتی همه خواب بودیم) بهمناسبت هشتاد و دومین سالگرد واقعۀ سوم شهریور - ورود قوای روس و انگلیس به ایران به بهانۀ تنبیه رضاشاه به خاطر اخراج نکردن کارشناسان آلمانی و به قصد ارسال تجهیزات به نیروهای شوروی- که آغازی شد بر پایان سلطنت رضاشاه، برخی مخاطبان پرسیدهاند آیا راست است که رضاشاه هنگام ترک ایران مبلغ کلانی در حسابهای شخصی خود داشتهاست و مطابق کتاب «نگاهی به شاه» - نوشته دکتر عباس میلانی-۶۸ میلیون ریال؟ و اگر راست است آن پول چه شد؟ ماند یا برد؟
🍂 این پرسش هنگامی اهمیت بیشتری مییابد که بدانیم:
چنین ادعایی، در کتابهای درسی بعد از انقلاب مطرح نشده که هر سال مطابق گرایش سیاسی دولت وقت تغییر میکند و مثلا یک سال مصدق قهرمان است و سال دیگر نادان یا یک سال شیخ فضلالله نوری از رهبران مشروطه به شمار است و سال دیگر از دشمنان مشروطه و البته این فقره کمتر به صراحت در کتابهای درسی آمده و با لفظ مشروطۀ مشروعه میکوشند هم دستی او با محمد علی شاه در دوران استبداد صغیر را توجیه کنند؛
یا ادعایی نیست که در سریال تلویزیونی گفته شده یا از زبان محمد مهدی عبدخدایی ضارب دکتر فاطمی شنیده باشیم که به عنوان مورخ در تلویزیون ظاهر میشد و شاید هنوز هم میشود؛
بلکه اهمیت موضوع چنان که در آغاز آمد در این است که دکتر عباس میلانی مدیر بخش مطالعات ایران در دانشگاه استفورد در کتاب خود - نگاهی به شاه- نوشته و در صفحۀ ۱۰۷ آن آورده است: نخستوزیر فروغی در جلسۀ مجلس شورای ملی اعلام کرد رضاشاه در حسابهای شخصی خود در بانکها ۶۸ میلیون ریال موجودی داشته که برابر با ۴.۲۵ میلیون دلار میشده یعنی نزدیک به ۴۶ درصد نقدینگی کل کشور و جمع کل پول صادرۀ بانک ملی ایران.
🍂 طبعا پاسخ دقیق به این پرسش نیازمند پژوهش و مراجعه به منابع بود و خوشبختانه دیدم که آقای علی مرادی مراغهای هم در معرض این سؤال قرار گرفته و با دقت به آن پاسخ دادهاست.
🍂 چون منبع ایشان مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی است و به انصاف و دقت در تحقیق میشناسمشان، عین توضیح و پاسخ مستدل و مستند این تاریخپژوه را به عنوان پاسخ به پرسش مخاطبان یادداشت سوم شهریور/ وقتی که همه خواب بودیم، میآورم با نکاتی در ادامه:
۱. سند دکتر میلانی دست اول نیست. سند دست اول مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی است.
۲. هیچ گاه محمد علی فروغی نخستوزیر وقت چنین موضوعی را در جلسۀ مجلس مطرح نکرده است. بلکه دکتر مشرف نفیسی وزیر دارایی بوده که رقم اعلام کرده است.
۳. مبلغ و عدد هم ۶۸ میلیون ریال نیست. ۶۸ میلیون تومان است. یعنی ۶۸۰ میلیون ریال.
۴. آنچه گفته و ثبت شده در جلسه ۱۲۳ مجلس دوازدهم است به تاریخ یکشنبه ۱۶ مهر ۱۳۲۰. در این جلسه وزیر دارایی (دکتر مشرف نفیسی) در سخنان خود رقم ۶۸۰ میلیون ریال را اعلام میکند.
۵. در جلسه چهلو هشتم دوره سیزدهم مجلس شورای ملی در تاریخ ۸ اردیبهشت ۱۳۲۱ یکی از نمایندگان - ملکمدنی- میگوید درآمد رضاشاه از زمینهای غصبی هم باید عودت داده شود و برگرداندن زمینها کافی نیست و باید به صاحبان اجرتالمثل بپردازند. نایب رییس مجلس هم میگوید اگر شاکی بتواند حقانیت خود را ثابت کند به جز استرداد ملک عایدات هم برگردانده خواهد شد. اما از کدام محل؟
۶. نمایندهای دیگر به نام موید احمدی هم میگوید مطابق قاعده فقهی از غاصب باید به شدیدترین وجه اجرتالمثل دریافت شود.
۷. عدد ۶۸ میلیون تومان به این خاطر مطرح میشود که مشخص نبود اجرتالمثل را از چه منبعی باید بپردازند و دولت اعلام کرده بود پولی در این زمینه ندارد. اینجاست که برخی نمایندگان به موجودی حساب رضاشاه در بانکها با استناد به سخنان وزیر دارایی اشاره میکنند و میخواهند اجرتالمثل یا عایدات زمینها از این محل تامین شود.
۸. اول بار دشتی نماینده دیگر میپرسد «در این مدت عواید زمینهایی که رضاشاه گرفته چه شده؟ از محل عایدات همین املاک اجرتالمثل را بپردازید». او میگوید: «۶۸ میلیون تومان را اعلیحضرت همایون رضاشاه پهلوی از سوادکوه که نیاوردند. از محل استفاده همین املاک بوده. از اینها بدهید.»بنابر این عدد ۶۸ میلیون تومان در اظهارات این نماینده هم ذکر شده است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Ali_Moradi_maragheie
(۱/۲)
✍🏻#مهرداد_خدیر
🍂 ذیل مقاله دیروز (سوم شهریور ۲۰/ وقتی همه خواب بودیم) بهمناسبت هشتاد و دومین سالگرد واقعۀ سوم شهریور - ورود قوای روس و انگلیس به ایران به بهانۀ تنبیه رضاشاه به خاطر اخراج نکردن کارشناسان آلمانی و به قصد ارسال تجهیزات به نیروهای شوروی- که آغازی شد بر پایان سلطنت رضاشاه، برخی مخاطبان پرسیدهاند آیا راست است که رضاشاه هنگام ترک ایران مبلغ کلانی در حسابهای شخصی خود داشتهاست و مطابق کتاب «نگاهی به شاه» - نوشته دکتر عباس میلانی-۶۸ میلیون ریال؟ و اگر راست است آن پول چه شد؟ ماند یا برد؟
🍂 این پرسش هنگامی اهمیت بیشتری مییابد که بدانیم:
چنین ادعایی، در کتابهای درسی بعد از انقلاب مطرح نشده که هر سال مطابق گرایش سیاسی دولت وقت تغییر میکند و مثلا یک سال مصدق قهرمان است و سال دیگر نادان یا یک سال شیخ فضلالله نوری از رهبران مشروطه به شمار است و سال دیگر از دشمنان مشروطه و البته این فقره کمتر به صراحت در کتابهای درسی آمده و با لفظ مشروطۀ مشروعه میکوشند هم دستی او با محمد علی شاه در دوران استبداد صغیر را توجیه کنند؛
یا ادعایی نیست که در سریال تلویزیونی گفته شده یا از زبان محمد مهدی عبدخدایی ضارب دکتر فاطمی شنیده باشیم که به عنوان مورخ در تلویزیون ظاهر میشد و شاید هنوز هم میشود؛
بلکه اهمیت موضوع چنان که در آغاز آمد در این است که دکتر عباس میلانی مدیر بخش مطالعات ایران در دانشگاه استفورد در کتاب خود - نگاهی به شاه- نوشته و در صفحۀ ۱۰۷ آن آورده است: نخستوزیر فروغی در جلسۀ مجلس شورای ملی اعلام کرد رضاشاه در حسابهای شخصی خود در بانکها ۶۸ میلیون ریال موجودی داشته که برابر با ۴.۲۵ میلیون دلار میشده یعنی نزدیک به ۴۶ درصد نقدینگی کل کشور و جمع کل پول صادرۀ بانک ملی ایران.
🍂 طبعا پاسخ دقیق به این پرسش نیازمند پژوهش و مراجعه به منابع بود و خوشبختانه دیدم که آقای علی مرادی مراغهای هم در معرض این سؤال قرار گرفته و با دقت به آن پاسخ دادهاست.
🍂 چون منبع ایشان مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی است و به انصاف و دقت در تحقیق میشناسمشان، عین توضیح و پاسخ مستدل و مستند این تاریخپژوه را به عنوان پاسخ به پرسش مخاطبان یادداشت سوم شهریور/ وقتی که همه خواب بودیم، میآورم با نکاتی در ادامه:
۱. سند دکتر میلانی دست اول نیست. سند دست اول مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی است.
۲. هیچ گاه محمد علی فروغی نخستوزیر وقت چنین موضوعی را در جلسۀ مجلس مطرح نکرده است. بلکه دکتر مشرف نفیسی وزیر دارایی بوده که رقم اعلام کرده است.
۳. مبلغ و عدد هم ۶۸ میلیون ریال نیست. ۶۸ میلیون تومان است. یعنی ۶۸۰ میلیون ریال.
۴. آنچه گفته و ثبت شده در جلسه ۱۲۳ مجلس دوازدهم است به تاریخ یکشنبه ۱۶ مهر ۱۳۲۰. در این جلسه وزیر دارایی (دکتر مشرف نفیسی) در سخنان خود رقم ۶۸۰ میلیون ریال را اعلام میکند.
۵. در جلسه چهلو هشتم دوره سیزدهم مجلس شورای ملی در تاریخ ۸ اردیبهشت ۱۳۲۱ یکی از نمایندگان - ملکمدنی- میگوید درآمد رضاشاه از زمینهای غصبی هم باید عودت داده شود و برگرداندن زمینها کافی نیست و باید به صاحبان اجرتالمثل بپردازند. نایب رییس مجلس هم میگوید اگر شاکی بتواند حقانیت خود را ثابت کند به جز استرداد ملک عایدات هم برگردانده خواهد شد. اما از کدام محل؟
۶. نمایندهای دیگر به نام موید احمدی هم میگوید مطابق قاعده فقهی از غاصب باید به شدیدترین وجه اجرتالمثل دریافت شود.
۷. عدد ۶۸ میلیون تومان به این خاطر مطرح میشود که مشخص نبود اجرتالمثل را از چه منبعی باید بپردازند و دولت اعلام کرده بود پولی در این زمینه ندارد. اینجاست که برخی نمایندگان به موجودی حساب رضاشاه در بانکها با استناد به سخنان وزیر دارایی اشاره میکنند و میخواهند اجرتالمثل یا عایدات زمینها از این محل تامین شود.
۸. اول بار دشتی نماینده دیگر میپرسد «در این مدت عواید زمینهایی که رضاشاه گرفته چه شده؟ از محل عایدات همین املاک اجرتالمثل را بپردازید». او میگوید: «۶۸ میلیون تومان را اعلیحضرت همایون رضاشاه پهلوی از سوادکوه که نیاوردند. از محل استفاده همین املاک بوده. از اینها بدهید.»بنابر این عدد ۶۸ میلیون تومان در اظهارات این نماینده هم ذکر شده است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Ali_Moradi_maragheie
Telegram
نقدآگین
🎧 اشغال #ایران توسط متفقین و سقوط رضاشاه
— به مناسبت سوم شهریور
🎙 استاد #علی_مرادی مراغهای
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Ali_Moradi_maragheie
— به مناسبت سوم شهریور
🎙 استاد #علی_مرادی مراغهای
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Ali_Moradi_maragheie
📘موجودی حساب رضاشاه هنگام ترک ایران چقدر بود؟
(۲/۲)
✍🏻#مهرداد_خدیر
۹. همین نماینده مجلس قبل از آن در جلسه ۱۶ بهمن ۱۳۲۰ به موارد دیگر هم اشاره کرده و گفته بود:
«در ماده اول این قانون (استرداد املاک پس از سقوط رضاشاه) تصریح شود که تمام معاملات اعلیحضرت رضاشاه پهلوی لغو و باطل است. املاکی که به ضرب کتک و چوب و شکنجه و به قیمت خون از مردم گرفته و آنان را آزار دادهاند و مالکان غالبا در تبعید اجباری مردهاند. اگر اعلیحضرت همایونی رضاشاه پهلوی از ایران نمیرفتند شاید تا چهار پنج سال دیگر اصلا ملکی برای کسی در ایران باقی نمیماند!».
دشتی در همین جلسه که کلمه به کلمه آن ثبت شده از شکایت زنی میگوید که ملک او را با فشار یکی از همسران رضاشاه گرفتند: در خیابان استخر به قیمت متری ۳ تومان در حالی که ارزش آن متری ۸۰ تومان بوده است.
۱۰. در نتیجه بر اساس مذاکرات مجلس، موجودی حساب های بانکی رضاشاه هنگام ترک ایران ۶۸ میلیون تومان بوده است. (پایان توضیحات آقای مرادی). این توضیح هم لازم است که رضاشاه در 25 شهریور ۱۳۲۰ بلافاصله بعد از استعفای اجباری نرفت بلکه در مهر ماه از ایران خارج شد.
🔺نویسنده این سطور این نکته را میافزاید با مدیریت و پیشنهاد فروغی، رضاشاه املاک را با فرزندش - پادشاه جدید- صلح میکند و امکان برداشت پول را هم پیدا نمیکند.
🍂 فروغی بعدتر از پادشاه جوان میخواهد کل املاک را برگرداند و هیچ یک از آنان نزد او باقی نماند. بر اساس آنچه نقل شد قرار میشود از محل همان موجودی اجرتالمثل بپردازند ولی نمیدانیم سرنوشت آنها چه شد و پرداختند یا نه.
🍂 با این اوصاف در این که رضاشاه در سالهای آخر به غصب ملک روی آورده بود جای هیچ شک و شبهه نیست و ستایندگان رضاشاه نمیتوانند انکار کنند.
🍂 در عین حال این که محمد رضاشاه هم املاک را برگردانده درست است چندان که در خاطرات ثریا اسفندیاری ملکه وقت ایران در زمان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ آمده که شاه هم در کلاردشت و هم در رم به او گفته پولی برای خرید مزرعه در آمریکا ندارد.
🍂 خاطره غصب املاک مردم آن قدر تلخ و زشت بوده که سال ها بعد وقتی اسدالله علم اقدام به خرید زمین در جزیره کیش و اهدای آنها به محمد رضاشاه میکند از علم میخواهد به جای این کار جزیره کیش آباد شود.
🍂 محمدرضا شاه در ۱۲سال اول ( از ۲۰ تا ۳۲) برای آن که خاطره تلخ رفتارهای پدرش در اذهان مردم تکرار نشود مالاندوزی نکرد، اما تحقیر پس از کودتا او را هم به مالاندوزی کشاند، اما باز نه از طریق املاک مردم، بلکه احتمالا از محل پورسانتهای نفت یا خرید تجهیزات نظامی. حتی برای آن که کابوس املاک را دور کند و به توصیه جان. اف. کندی رییس جمهوری آمریکا برای جلوگیری از قیام دهقانی هم عمل کرده باشد، دست به اصلاحات اراضی و واگذاری زمین به کشاورزان زد که خود داستانیست دیگر...
🗄پست مرتبط
📺 بحرینِ ایران [تجزیه بحرین در دوران پهلوی زیر ذرهبین]
📺 ایرانبخشیهای دو پهلوی
📕دلتنگی برای رضا شاه؟
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Ali_Moradi_maragheie
(۲/۲)
✍🏻#مهرداد_خدیر
۹. همین نماینده مجلس قبل از آن در جلسه ۱۶ بهمن ۱۳۲۰ به موارد دیگر هم اشاره کرده و گفته بود:
«در ماده اول این قانون (استرداد املاک پس از سقوط رضاشاه) تصریح شود که تمام معاملات اعلیحضرت رضاشاه پهلوی لغو و باطل است. املاکی که به ضرب کتک و چوب و شکنجه و به قیمت خون از مردم گرفته و آنان را آزار دادهاند و مالکان غالبا در تبعید اجباری مردهاند. اگر اعلیحضرت همایونی رضاشاه پهلوی از ایران نمیرفتند شاید تا چهار پنج سال دیگر اصلا ملکی برای کسی در ایران باقی نمیماند!».
دشتی در همین جلسه که کلمه به کلمه آن ثبت شده از شکایت زنی میگوید که ملک او را با فشار یکی از همسران رضاشاه گرفتند: در خیابان استخر به قیمت متری ۳ تومان در حالی که ارزش آن متری ۸۰ تومان بوده است.
۱۰. در نتیجه بر اساس مذاکرات مجلس، موجودی حساب های بانکی رضاشاه هنگام ترک ایران ۶۸ میلیون تومان بوده است. (پایان توضیحات آقای مرادی). این توضیح هم لازم است که رضاشاه در 25 شهریور ۱۳۲۰ بلافاصله بعد از استعفای اجباری نرفت بلکه در مهر ماه از ایران خارج شد.
🔺نویسنده این سطور این نکته را میافزاید با مدیریت و پیشنهاد فروغی، رضاشاه املاک را با فرزندش - پادشاه جدید- صلح میکند و امکان برداشت پول را هم پیدا نمیکند.
🍂 فروغی بعدتر از پادشاه جوان میخواهد کل املاک را برگرداند و هیچ یک از آنان نزد او باقی نماند. بر اساس آنچه نقل شد قرار میشود از محل همان موجودی اجرتالمثل بپردازند ولی نمیدانیم سرنوشت آنها چه شد و پرداختند یا نه.
🍂 با این اوصاف در این که رضاشاه در سالهای آخر به غصب ملک روی آورده بود جای هیچ شک و شبهه نیست و ستایندگان رضاشاه نمیتوانند انکار کنند.
🍂 در عین حال این که محمد رضاشاه هم املاک را برگردانده درست است چندان که در خاطرات ثریا اسفندیاری ملکه وقت ایران در زمان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ آمده که شاه هم در کلاردشت و هم در رم به او گفته پولی برای خرید مزرعه در آمریکا ندارد.
🍂 خاطره غصب املاک مردم آن قدر تلخ و زشت بوده که سال ها بعد وقتی اسدالله علم اقدام به خرید زمین در جزیره کیش و اهدای آنها به محمد رضاشاه میکند از علم میخواهد به جای این کار جزیره کیش آباد شود.
🍂 محمدرضا شاه در ۱۲سال اول ( از ۲۰ تا ۳۲) برای آن که خاطره تلخ رفتارهای پدرش در اذهان مردم تکرار نشود مالاندوزی نکرد، اما تحقیر پس از کودتا او را هم به مالاندوزی کشاند، اما باز نه از طریق املاک مردم، بلکه احتمالا از محل پورسانتهای نفت یا خرید تجهیزات نظامی. حتی برای آن که کابوس املاک را دور کند و به توصیه جان. اف. کندی رییس جمهوری آمریکا برای جلوگیری از قیام دهقانی هم عمل کرده باشد، دست به اصلاحات اراضی و واگذاری زمین به کشاورزان زد که خود داستانیست دیگر...
🗄پست مرتبط
📺 بحرینِ ایران [تجزیه بحرین در دوران پهلوی زیر ذرهبین]
📺 ایرانبخشیهای دو پهلوی
📕دلتنگی برای رضا شاه؟
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Ali_Moradi_maragheie
Telegram
نقدآگین
🎧 اشغال #ایران توسط متفقین و سقوط رضاشاه
— به مناسبت سوم شهریور
🎙 استاد #علی_مرادی مراغهای
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Ali_Moradi_maragheie
— به مناسبت سوم شهریور
🎙 استاد #علی_مرادی مراغهای
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Ali_Moradi_maragheie
نقدآگین
@Naqdagin – اعتراض به قانون حجاب، خطاست؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📗ولایت مطلقهٔ فقیه و حکومت تکحزبی
(۱/۲)
✍️#علیرضاموثق
🍂 تئوری «امت و امامت» از #علی_شریعتی و نظریهٔ «ولایت مطلقهٔ فقیه» از روح الله خمینی وجوه شباهتشان، خصوصاً در خصومت با «دموکراسی و حقوق بشر و عدالت و آزادی» در حدی زیاد است که میتوان با کمی مسامحه، آن دو را نظریهای واحد نامید؛ به طوری که گویا یک روح در دو بدن هستند.
🍂 اسلام از آغاز و ماهیتاً یک ایدئولوژی سیاسیِ توتالیتر بود که مفهوم «خداوند» را به استخدام ارادهٔ قدرت و حکومت و سلطه درآورد. در ادامه و در روند تاریخیِ بسطِ اسلام، هر فرقه و شعبه، در مفهومی طیفی، هرچه بیشتر اسلامی بود، بیشتر «مستبد و توتالیتر و سلطهگر و دیگریستیز و قدرتطلب» بود و لذا تعارضش با «عقلانیت و عدالت و اخلاق و آزادی» بیشتر بود. وفق تاریخ اسلام، اختلاف بر سر «قدرت سیاسی و حکومت»، از لحظهٔ فوت محمد بن عبدالله آغاز شد و شیعیان با برساختن مفهوم «امامت و ولایت»، قدرت سیاسی و حکومت را حق خود میدیدند؛ حقی که در «غدیر خم» و از مجرای «ژن خوب الهی»، از جانب الله و توسط محمد بن عبدالله به آنها به ارث رسیدهبود.
🍂 نهاد دین، نوعی قدرت در سپهر جامعه است و قدرت، میل به توسعه و تسخیرِ سایر منابع قدرت دارد. بیجهت نیست که سودای تولید «علوم تجربی اسلامی» مطرح میشود. نهاد دین، پس از تسخیر نهادِ «سیاست و حکومت» در ایران، حتی نهاد علم را نیز میخواهد اشغال کند و از فردای انقلاب ۵۷، سودای «اسلامی کردن دانشگاهها» مطرح شد.
🍂علی شریعتی و روح الله خمینی، هر دو ماهیتِ سیاسی و «قدرت معطوف به حکومت» در اسلام (به شکل عام) و در تشیع (به شکل خاص) را با برساختن یکسری مفاهیم مذهبی تئوریزه کردند و برای بسط اجتماعی و تحقق عینیاش نیز تلاش عملی نمودند. از طرف دیگر، بستر اجتماعی هم به واسطهٔ «مقولهٔ تقلید از مرجع دینی» و مذهبی بودن عموم مردم ایران در آن زمان، برای پذیرش ایدهٔ شریعتی و خمینی مناسب بود و در نهایت، علل دیگر از قبیل نارضایتی عمومی با مقصود شریعتی و خمینی قرین شد، و انقلاب ۵۷ شکل گرفت و پیروز گشت.
🍂 نکته اما این است که در انقلاب ۵۷، یک ایدهٔ «خردگرا و اخلاقی و لیبرال و دموکرات و آزادیخواه» پیروز نشد، بلکه ایدئولوژیِ شریعتی و خمینی، آشکارا «فاشیستی و توتالیتر و استبدادی و خردستیز و خرافهبنیان و ارتجاعی» و در تعارض با «عقلانیت و عدالت و اخلاق و آزادی و فردیت» بود و البته این ویژگیها با فرهنگ عمومی در کانتکستِ مربوطه نیز به شدت سازگار بود، والا تحقق اجتماعی نمییافت. از این رو، با تشکیل حکومت اسلامی-آخوندی در قالب تئوری «ولایت مطلقهٔ فقیه» یا همان «امت و امامت» که شریعتی بیان میکرد، به سرعت «حقوق بشر و آزادی» به محاق رفت و در هر دو ساحتِ «اجتماع و سیاست»، سرکوبِ «دیگریها» و «اقلیتها» آغاز شد.
🍂 در حوزهٔ اجتماعی، میتوان به حجاب اجباری و تفکیک جنسیتی و برپایی نماز در ادارات دولتی اشاره کرد و در حوزهٔ سیاست، میتوان سرکوبِ نهضت آزادی که مسلمانانی مسالمتجو بودند و حتی سرکوبِ محمدکاظم شریعتمداری و حسینعلی منتظری که مرجع تقلید بودند را یادآوری نمود. به عبارت دیگر، حتی به نهضت آزادی و شریعتمداری و منتظری که شیعه بودند رحم نشد، چه رسد به فرقههای دیگر اسلامی و یا به پیروان ادیان دیگر و لامذهبها.
🍂 روح توتالیتر و مستبدِ اسلام با فاشیسم و هیتلر سازگار است و نه با لیبرالدموکراسی و گاندی. به همین جهت، مسلمانانی که به شکل «کلاژگون و صوری و نااصیل»، بین اسلام با آزادی و عدالت، کمی سازگاری ایجاد کردهبودند نیز در هجومِ طوفانِ اسلامِ راستین، منکوب و دفن شدند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍️#علیرضاموثق
🍂 تئوری «امت و امامت» از #علی_شریعتی و نظریهٔ «ولایت مطلقهٔ فقیه» از روح الله خمینی وجوه شباهتشان، خصوصاً در خصومت با «دموکراسی و حقوق بشر و عدالت و آزادی» در حدی زیاد است که میتوان با کمی مسامحه، آن دو را نظریهای واحد نامید؛ به طوری که گویا یک روح در دو بدن هستند.
🍂 اسلام از آغاز و ماهیتاً یک ایدئولوژی سیاسیِ توتالیتر بود که مفهوم «خداوند» را به استخدام ارادهٔ قدرت و حکومت و سلطه درآورد. در ادامه و در روند تاریخیِ بسطِ اسلام، هر فرقه و شعبه، در مفهومی طیفی، هرچه بیشتر اسلامی بود، بیشتر «مستبد و توتالیتر و سلطهگر و دیگریستیز و قدرتطلب» بود و لذا تعارضش با «عقلانیت و عدالت و اخلاق و آزادی» بیشتر بود. وفق تاریخ اسلام، اختلاف بر سر «قدرت سیاسی و حکومت»، از لحظهٔ فوت محمد بن عبدالله آغاز شد و شیعیان با برساختن مفهوم «امامت و ولایت»، قدرت سیاسی و حکومت را حق خود میدیدند؛ حقی که در «غدیر خم» و از مجرای «ژن خوب الهی»، از جانب الله و توسط محمد بن عبدالله به آنها به ارث رسیدهبود.
🍂 نهاد دین، نوعی قدرت در سپهر جامعه است و قدرت، میل به توسعه و تسخیرِ سایر منابع قدرت دارد. بیجهت نیست که سودای تولید «علوم تجربی اسلامی» مطرح میشود. نهاد دین، پس از تسخیر نهادِ «سیاست و حکومت» در ایران، حتی نهاد علم را نیز میخواهد اشغال کند و از فردای انقلاب ۵۷، سودای «اسلامی کردن دانشگاهها» مطرح شد.
🍂علی شریعتی و روح الله خمینی، هر دو ماهیتِ سیاسی و «قدرت معطوف به حکومت» در اسلام (به شکل عام) و در تشیع (به شکل خاص) را با برساختن یکسری مفاهیم مذهبی تئوریزه کردند و برای بسط اجتماعی و تحقق عینیاش نیز تلاش عملی نمودند. از طرف دیگر، بستر اجتماعی هم به واسطهٔ «مقولهٔ تقلید از مرجع دینی» و مذهبی بودن عموم مردم ایران در آن زمان، برای پذیرش ایدهٔ شریعتی و خمینی مناسب بود و در نهایت، علل دیگر از قبیل نارضایتی عمومی با مقصود شریعتی و خمینی قرین شد، و انقلاب ۵۷ شکل گرفت و پیروز گشت.
🍂 نکته اما این است که در انقلاب ۵۷، یک ایدهٔ «خردگرا و اخلاقی و لیبرال و دموکرات و آزادیخواه» پیروز نشد، بلکه ایدئولوژیِ شریعتی و خمینی، آشکارا «فاشیستی و توتالیتر و استبدادی و خردستیز و خرافهبنیان و ارتجاعی» و در تعارض با «عقلانیت و عدالت و اخلاق و آزادی و فردیت» بود و البته این ویژگیها با فرهنگ عمومی در کانتکستِ مربوطه نیز به شدت سازگار بود، والا تحقق اجتماعی نمییافت. از این رو، با تشکیل حکومت اسلامی-آخوندی در قالب تئوری «ولایت مطلقهٔ فقیه» یا همان «امت و امامت» که شریعتی بیان میکرد، به سرعت «حقوق بشر و آزادی» به محاق رفت و در هر دو ساحتِ «اجتماع و سیاست»، سرکوبِ «دیگریها» و «اقلیتها» آغاز شد.
🍂 در حوزهٔ اجتماعی، میتوان به حجاب اجباری و تفکیک جنسیتی و برپایی نماز در ادارات دولتی اشاره کرد و در حوزهٔ سیاست، میتوان سرکوبِ نهضت آزادی که مسلمانانی مسالمتجو بودند و حتی سرکوبِ محمدکاظم شریعتمداری و حسینعلی منتظری که مرجع تقلید بودند را یادآوری نمود. به عبارت دیگر، حتی به نهضت آزادی و شریعتمداری و منتظری که شیعه بودند رحم نشد، چه رسد به فرقههای دیگر اسلامی و یا به پیروان ادیان دیگر و لامذهبها.
🍂 روح توتالیتر و مستبدِ اسلام با فاشیسم و هیتلر سازگار است و نه با لیبرالدموکراسی و گاندی. به همین جهت، مسلمانانی که به شکل «کلاژگون و صوری و نااصیل»، بین اسلام با آزادی و عدالت، کمی سازگاری ایجاد کردهبودند نیز در هجومِ طوفانِ اسلامِ راستین، منکوب و دفن شدند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📗ولایت مطلقهٔ فقیه و حکومت تکحزبی
(۲/۲)
✍️#علیرضاموثق
🍂 علی شریعتی، شیعه را «حزب تمام عیار» مینامید و فیالواقع، آخوندها از طریق شبکهٔ مساجد و هیأتهای مذهبی، عظیمترین حزب در خاورمیانه را قبل از پیروزی انقلاب ۵۷ تأسیس کردهبودند و از طریق وجوهات شرعی و «سهم امام غائب» تأمین مالی میشدند. پس از تأسیس حکومت اسلامی، این حزب به «چاههای نفت و تمام رسانههای رسمی و بازوی نظامی-امنیتی در قالب بسیج و سپاه» نیز مجهز شد و علاوه بر تسلط بر حوزههای علمیه که به تولید آخوندهای حکومتی میپرداختند، به تأسیس دانشگاههای اختصاصی و انحصاری (مثل دانشگاه امام صادق) هم اقدام کرد.
🍂 محمدجواد ظریف -وزیر امور خارجهٔ دولت حسن روحانی- در فایلی صوتی و جنجالی گفت: «همهچیز دست میدان [بخوان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی] است»، لکن توصیف دقیق ماجرا این است که «همهچیز دست حزب ولایت مطلقهٔ فقیه به رهبری علی خامنهای است» و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، جزء بازوی نظامی-امنیتی این حزب تمام عیار است.
🍂 مخالفانِ حکومتِ اسلامی-آخوندی، اگر چه از حیث کمیت، پرشمار هستند، اما به جهت اختناق و استبدادِ حاکم و سرکوب شدید، اتمیزه میباشند و امکان تشکل و تحزب، و «کادرسازی» ندارند. در دوران حکومت محمدرضا پهلوی، اختناق و استبداد سیاسی و سرکوبِ مخالفان وجود داشت، منتها میزانش آنچنان نبود که امکانِ تأسیسِ تشکلهای مخالفِ حکومت و به اصطلاح «اپوزیسیون» به صفر رسیده باشد؛ از این رو احزاب متعددی به طور مخفی و معطوف به «براندازی حکومت و کسب قدرت سیاسی» فعالیت میکردند؛ خصوصاً حزب روح الله خمینی در شبکهٔ مساجد. چنین امکانی، اما در ذیل استبداد دینی به صفر رسیدهاست و مجالی برای تحزب و کادرسازی توسط اپوزیسیون در داخل کشور وجود ندارد.
🍂 حکومت اسلامی-آخوندی، به طور غیررسمی، حکومتی تکحزبیست که نام حزبش را میتوان «ولایت مطلقهٔ فقیه» گذاشت. حزبی تمام عیار که علاوه بر ایدئولوژی و منابع مالی و رسانه، نیروی نظامی-امنیتیِ قدرتمندی دارد و عموم اعضای آن، ذوب در ایدئولوژی حزب و رهبری آن هستند.
🍂 احزابی چون «حزب کارگزاران سازندگی ایران»، گروهکهایی چندنفره و دکورهایی نمایشی و نیز تدارکاتچیهایِ غیررسمیِ حزب حاکم میباشند. اعضای حزبِ «ولایت مطلقهٔ فقیه»، اگرچه در مقام قیاس با خیل عظیمِ مردم مخالف، پرشمار نیستند، اما عموم اعضای آن چنان مرید و مطیعِ ایدئولوژی و رهبری حزب، و به عبارت دیگر «جان بر کف» هستند که حاضرند مثل ابراهیم، حتی سر فرزند خود را جهت ابراز بندگی در مقابل پیشوا ببرند.
🍂 در اعتراضات موسوم به جنبش «زن، زندگی، آزادی»، یکی از اعضای حزبِ «ولایت مطلقهٔ فقیه» صریحاً در بلندگو اعلام کرد که عندالاقتضاء سر ناموس خودش را از بدن جدا میکند. این عبارت به نحو تلویحی دلالت میکند بر آمادگی لازم برای قتل عامِ تمام معترضانِ حکومت اسلامی-آخوندی، ولو اگر تعدادشان به میلیونها انسان برسد.
🍂 ایدئولوژی حزبِ «ولایت مطلقهٔ فقیه» را میتوان «فاشیسم مذهبی» نامید. ایدهای که متوهمانه و متفرعنانه، حقیقت مطلق و نیز تعریف و راه سعادتِ تمام جهانیان در همهٔ زمانها و مکانها را نزد خویش میداند و کلانروایت است.
🍂 ایدئولوژی «ولایت مطلقهٔ فقیه»، خصم «عقلانیت و عدالت و حقوق بشر و آزادی و دموکراسی» میباشد و اِعمال هر میزان از خشونت را برای حفظ قدرت سیاسی مجاز میداند؛ شبیه به چهره و شخصیت الله، توتالیتر و تمامیتخواه است و میخواهد تمام شئون جامعه و انسانهای انضمامی را تسخیر کند و از این روست که حجاب اسلامی را اجباری میداند. عقلانیت و فردیت و پلورالیسم در ایدئولوژی مذکور تعطیل است و اعضای حزب، ذوب در رهبری حزب هستند که ایدئولوگ حزب و به قول قاسم سلیمانی، «قرآن ناطق» است.
🍂 ایدئولوژی «ولایت مطلقهٔ فقیه»، صریحاً و رسماً حفظ قدرت سیاسی را «اوجب واجبات» میداند و به هیچ قیدی، اعم از اخلاق و عدالت مقید نیست. قرآن به طور غیررسمی، خداوند را به خدمت ارادهٔ قدرت درآورد، لکن ایدئولوژی «ولایت مطلقهٔ فقیه»، رسماً و صریحاً اعلام میکند که برای حفظ قدرت سیاسی، حتی اصول دین و توحید را نیز تعطیل میکند. مشروعیت در نگاه ولی فقیه، از الله است و نه از «مردم و عدالت و کارآمدی». حدود اختیارات ولی فقیه، در حد خداست.
🍂 در این ایدئولوژی، الله، مالک جان و مال تمام جهانیان است و این حق از جانب الله به نمایندهاش بر روی زمین، یعنی به محمد بن عبدالله تفویض شده و در وهلهٔ بعد، از مجرای «امام زمانِ غائبِ ۱۲٠٠ ساله» به ولی فقیه و به رهبری حزب «ولایت مطلقهٔ فقیه» منتقل گشتهاست. با این وصف و نظر به واقعیات میدانی، مخالفان فاشیسم مذهبی برای تغییر حکومت اسلامی-آخوندی، راهی طولانی و بسی صعب را فراروی خویش دارند.
#حکومت_اسلامی #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍️#علیرضاموثق
🍂 علی شریعتی، شیعه را «حزب تمام عیار» مینامید و فیالواقع، آخوندها از طریق شبکهٔ مساجد و هیأتهای مذهبی، عظیمترین حزب در خاورمیانه را قبل از پیروزی انقلاب ۵۷ تأسیس کردهبودند و از طریق وجوهات شرعی و «سهم امام غائب» تأمین مالی میشدند. پس از تأسیس حکومت اسلامی، این حزب به «چاههای نفت و تمام رسانههای رسمی و بازوی نظامی-امنیتی در قالب بسیج و سپاه» نیز مجهز شد و علاوه بر تسلط بر حوزههای علمیه که به تولید آخوندهای حکومتی میپرداختند، به تأسیس دانشگاههای اختصاصی و انحصاری (مثل دانشگاه امام صادق) هم اقدام کرد.
🍂 محمدجواد ظریف -وزیر امور خارجهٔ دولت حسن روحانی- در فایلی صوتی و جنجالی گفت: «همهچیز دست میدان [بخوان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی] است»، لکن توصیف دقیق ماجرا این است که «همهچیز دست حزب ولایت مطلقهٔ فقیه به رهبری علی خامنهای است» و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، جزء بازوی نظامی-امنیتی این حزب تمام عیار است.
🍂 مخالفانِ حکومتِ اسلامی-آخوندی، اگر چه از حیث کمیت، پرشمار هستند، اما به جهت اختناق و استبدادِ حاکم و سرکوب شدید، اتمیزه میباشند و امکان تشکل و تحزب، و «کادرسازی» ندارند. در دوران حکومت محمدرضا پهلوی، اختناق و استبداد سیاسی و سرکوبِ مخالفان وجود داشت، منتها میزانش آنچنان نبود که امکانِ تأسیسِ تشکلهای مخالفِ حکومت و به اصطلاح «اپوزیسیون» به صفر رسیده باشد؛ از این رو احزاب متعددی به طور مخفی و معطوف به «براندازی حکومت و کسب قدرت سیاسی» فعالیت میکردند؛ خصوصاً حزب روح الله خمینی در شبکهٔ مساجد. چنین امکانی، اما در ذیل استبداد دینی به صفر رسیدهاست و مجالی برای تحزب و کادرسازی توسط اپوزیسیون در داخل کشور وجود ندارد.
🍂 حکومت اسلامی-آخوندی، به طور غیررسمی، حکومتی تکحزبیست که نام حزبش را میتوان «ولایت مطلقهٔ فقیه» گذاشت. حزبی تمام عیار که علاوه بر ایدئولوژی و منابع مالی و رسانه، نیروی نظامی-امنیتیِ قدرتمندی دارد و عموم اعضای آن، ذوب در ایدئولوژی حزب و رهبری آن هستند.
🍂 احزابی چون «حزب کارگزاران سازندگی ایران»، گروهکهایی چندنفره و دکورهایی نمایشی و نیز تدارکاتچیهایِ غیررسمیِ حزب حاکم میباشند. اعضای حزبِ «ولایت مطلقهٔ فقیه»، اگرچه در مقام قیاس با خیل عظیمِ مردم مخالف، پرشمار نیستند، اما عموم اعضای آن چنان مرید و مطیعِ ایدئولوژی و رهبری حزب، و به عبارت دیگر «جان بر کف» هستند که حاضرند مثل ابراهیم، حتی سر فرزند خود را جهت ابراز بندگی در مقابل پیشوا ببرند.
🍂 در اعتراضات موسوم به جنبش «زن، زندگی، آزادی»، یکی از اعضای حزبِ «ولایت مطلقهٔ فقیه» صریحاً در بلندگو اعلام کرد که عندالاقتضاء سر ناموس خودش را از بدن جدا میکند. این عبارت به نحو تلویحی دلالت میکند بر آمادگی لازم برای قتل عامِ تمام معترضانِ حکومت اسلامی-آخوندی، ولو اگر تعدادشان به میلیونها انسان برسد.
🍂 ایدئولوژی حزبِ «ولایت مطلقهٔ فقیه» را میتوان «فاشیسم مذهبی» نامید. ایدهای که متوهمانه و متفرعنانه، حقیقت مطلق و نیز تعریف و راه سعادتِ تمام جهانیان در همهٔ زمانها و مکانها را نزد خویش میداند و کلانروایت است.
🍂 ایدئولوژی «ولایت مطلقهٔ فقیه»، خصم «عقلانیت و عدالت و حقوق بشر و آزادی و دموکراسی» میباشد و اِعمال هر میزان از خشونت را برای حفظ قدرت سیاسی مجاز میداند؛ شبیه به چهره و شخصیت الله، توتالیتر و تمامیتخواه است و میخواهد تمام شئون جامعه و انسانهای انضمامی را تسخیر کند و از این روست که حجاب اسلامی را اجباری میداند. عقلانیت و فردیت و پلورالیسم در ایدئولوژی مذکور تعطیل است و اعضای حزب، ذوب در رهبری حزب هستند که ایدئولوگ حزب و به قول قاسم سلیمانی، «قرآن ناطق» است.
🍂 ایدئولوژی «ولایت مطلقهٔ فقیه»، صریحاً و رسماً حفظ قدرت سیاسی را «اوجب واجبات» میداند و به هیچ قیدی، اعم از اخلاق و عدالت مقید نیست. قرآن به طور غیررسمی، خداوند را به خدمت ارادهٔ قدرت درآورد، لکن ایدئولوژی «ولایت مطلقهٔ فقیه»، رسماً و صریحاً اعلام میکند که برای حفظ قدرت سیاسی، حتی اصول دین و توحید را نیز تعطیل میکند. مشروعیت در نگاه ولی فقیه، از الله است و نه از «مردم و عدالت و کارآمدی». حدود اختیارات ولی فقیه، در حد خداست.
🍂 در این ایدئولوژی، الله، مالک جان و مال تمام جهانیان است و این حق از جانب الله به نمایندهاش بر روی زمین، یعنی به محمد بن عبدالله تفویض شده و در وهلهٔ بعد، از مجرای «امام زمانِ غائبِ ۱۲٠٠ ساله» به ولی فقیه و به رهبری حزب «ولایت مطلقهٔ فقیه» منتقل گشتهاست. با این وصف و نظر به واقعیات میدانی، مخالفان فاشیسم مذهبی برای تغییر حکومت اسلامی-آخوندی، راهی طولانی و بسی صعب را فراروی خویش دارند.
#حکومت_اسلامی #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📅 چهارم شهرویر ماه — رام: روزشمار ایرانی معنادار 🗓 #در_چنین_روزی بنا به دستور بهرام اول، مانی پیامبر را به سال ۲۷۵ میلادی کشتند و پوستش را کندند و از کاه پر کردند و به یکی از دروازه های شهر جندی شاپور آویختند. 🗓 (۲۱۵ – ۲۷۵ م) مانی پسر فاتک مادی به سال ۲۱۵…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📅 پنجم شهرویر ماه [دیروز]
— رام: روزشمار ایرانی معنادار
🗓 این روز به خاطر زاده شدن دو پهلوان نامدار و وطندوست اهمیت دارد.
🗓 نخست آن که روز چهارشنبه پنجم شهریور سال ۱۱۶۸ (۴ ذیحجه ۱۲۰۳ ق.) عباسمیرزا در قصبهی نوا (آمل) از توابع بخش لاریجان شهرستان آمل زاده شد. حدود صد و چهل سال بعد در ۱۳۰۹ هم غلامرضا تختی به دنیا آمد.
🗓 #در_چنین_روزی به سال ۱۲۸۹ (۲۱ شعبان ۱۳۲۸ ق.) پس از سقوط مستبدین و استقرار دوبارهی مشروطه، حاجی امام جمعه خویی در مقام یکی از پنج مجتهد ناظر بر امور شرعی به مجلس رفت و کار خود را آغاز کرد.
🗓 درست یک سال بعد در دوشنبه پنجم شهریور ۱۲۹۰ (۳ رمضان ۱۳۲۹ ق.) محمدعلیشاه که برای پس گرفتن تاج و تخت خود، عهد و پیمانش را زیر پا گذاشته و دوباره به ایران تاخته بود، در قصبه ایوان کیف، بر چند دسته از سربازان دولتی غلبه کرد، اما در نهایت شکست خورد و تا یک دهه بعد هم مشروطه در ایران نهادینه شده بود و هم سلسلهی قاجار کم کم از قدرت کنار گذاشته شدند. با این همه دودمان نوآمدهی پهلوی هم با حملهی خارجی روبرو شد و در پنجم شهریور سال ۱۳۲۰ محمدعلی فروغی که به صدارت رسیده بود با بولارد[1] انگلیسی و اسمیرنوف[2] روسی که نمایندگان متفقینِ اشغالگر ایران بودند مذاکره کرد.
🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز
➖➖➖
🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
— رام: روزشمار ایرانی معنادار
🗓 این روز به خاطر زاده شدن دو پهلوان نامدار و وطندوست اهمیت دارد.
🗓 نخست آن که روز چهارشنبه پنجم شهریور سال ۱۱۶۸ (۴ ذیحجه ۱۲۰۳ ق.) عباسمیرزا در قصبهی نوا (آمل) از توابع بخش لاریجان شهرستان آمل زاده شد. حدود صد و چهل سال بعد در ۱۳۰۹ هم غلامرضا تختی به دنیا آمد.
🗓 #در_چنین_روزی به سال ۱۲۸۹ (۲۱ شعبان ۱۳۲۸ ق.) پس از سقوط مستبدین و استقرار دوبارهی مشروطه، حاجی امام جمعه خویی در مقام یکی از پنج مجتهد ناظر بر امور شرعی به مجلس رفت و کار خود را آغاز کرد.
🗓 درست یک سال بعد در دوشنبه پنجم شهریور ۱۲۹۰ (۳ رمضان ۱۳۲۹ ق.) محمدعلیشاه که برای پس گرفتن تاج و تخت خود، عهد و پیمانش را زیر پا گذاشته و دوباره به ایران تاخته بود، در قصبه ایوان کیف، بر چند دسته از سربازان دولتی غلبه کرد، اما در نهایت شکست خورد و تا یک دهه بعد هم مشروطه در ایران نهادینه شده بود و هم سلسلهی قاجار کم کم از قدرت کنار گذاشته شدند. با این همه دودمان نوآمدهی پهلوی هم با حملهی خارجی روبرو شد و در پنجم شهریور سال ۱۳۲۰ محمدعلی فروغی که به صدارت رسیده بود با بولارد[1] انگلیسی و اسمیرنوف[2] روسی که نمایندگان متفقینِ اشغالگر ایران بودند مذاکره کرد.
🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز
➖➖➖
🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
Telegraph
پنجم شهریور
— رام: روزشمار ایرانی معنادار این روز به خاطر زاده شدن دو پهلوان نامدار و وطندوست اهمیت دارد. نخست آن که روز چهارشنبه پنجم شهریور سال ۱۱۶۸ (۴ ذیحجه ۱۲۰۳ ق.) عباسمیرزا در قصبهی نوا (آمل) از توابع بخش لاریجان شهرستان آمل زاده شد (تصویر پایین، چپ). حدود صد…
نقدآگین
@Naqdagin – اشغال ایران توسط متفقین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 قحطی تحمیلیای که جهان از یاد برد (منبع)
🖌 #ترجمه: #حنیف_یزدانی
🍂 ایران به پل پیروزی و کرویدور اصلی تسلیحات و مایحتاج ارتش سرخ از سوی آمریکا و انگلستان تبدیل شد و متفقین در این مدت، کنترل کامل تمامی راهها و وسایل ارتباطی از جمله کامیونها و قطار شمال-جنوب را در دست گرفتند که به فلج شدن شبکه توزیع مواد غذایی ما منجر شد. بنابر مطالعات محمدقلی مجد، ۳-۴ میلیون ایرانی کشته شدند.
🍂 همانگونه که یهودیان، بدرستی به بررسی تک تک پروندههای قربانیان جنگ جهانی پرداختهاند و جهان را وادار به یادبود، احترام و عذرخواهی کردهاند، ما نیز باید به احترام هموطنانی که مظلومانه و در سکوت، جان باختند، به بررسی این فاجعه بپردازیم.
🍂 راه آهن شمال-جنوب که از پول مالیات قند و چای ایرانیان ساخته شد، از هیچ شهر بزرگی عبور نمیکرد و جنوب را به شمال میرساند. خواست بریتانیا از زمان امتیازنامه رویتر تحقق همین مسیر بود.
🍂 مصدق بارها در مجلس، به «نظامی بودن» کارکرد این راه اشاره کرده و آن را «منتهی به جهنم»، و راه شرق-غرب (راه ابریشم) را مناسب «ترانزیت بینالمللی» و «منتهی به بهشت» دانستهبود.
#آینه_تاریخ #مستند
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🖌 #ترجمه: #حنیف_یزدانی
🍂 ایران به پل پیروزی و کرویدور اصلی تسلیحات و مایحتاج ارتش سرخ از سوی آمریکا و انگلستان تبدیل شد و متفقین در این مدت، کنترل کامل تمامی راهها و وسایل ارتباطی از جمله کامیونها و قطار شمال-جنوب را در دست گرفتند که به فلج شدن شبکه توزیع مواد غذایی ما منجر شد. بنابر مطالعات محمدقلی مجد، ۳-۴ میلیون ایرانی کشته شدند.
🍂 همانگونه که یهودیان، بدرستی به بررسی تک تک پروندههای قربانیان جنگ جهانی پرداختهاند و جهان را وادار به یادبود، احترام و عذرخواهی کردهاند، ما نیز باید به احترام هموطنانی که مظلومانه و در سکوت، جان باختند، به بررسی این فاجعه بپردازیم.
🍂 راه آهن شمال-جنوب که از پول مالیات قند و چای ایرانیان ساخته شد، از هیچ شهر بزرگی عبور نمیکرد و جنوب را به شمال میرساند. خواست بریتانیا از زمان امتیازنامه رویتر تحقق همین مسیر بود.
🍂 مصدق بارها در مجلس، به «نظامی بودن» کارکرد این راه اشاره کرده و آن را «منتهی به جهنم»، و راه شرق-غرب (راه ابریشم) را مناسب «ترانزیت بینالمللی» و «منتهی به بهشت» دانستهبود.
#آینه_تاریخ #مستند
➖➖➖
🌾 @Naqdagin