🔪قربانی انجام شد؛ علاج، آغاز!
— کدام تحریف شده: «عصیانگر بر خدایان» یا «خونیندست به امر خدا»؟
🖌 #ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: میم. الف
🌐 مطالعۀ متن کامل در سایت «تریبون زمانه»| یا مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۷ دقیقه
🔖 ۱۳۰۱ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
— کدام تحریف شده: «عصیانگر بر خدایان» یا «خونیندست به امر خدا»؟
🖌 #ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: میم. الف
🌐 مطالعۀ متن کامل در سایت «تریبون زمانه»| یا مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۷ دقیقه
🔖 ۱۳۰۱ واژه
🗄پست مرتبط
📻 اسحاق و ایفیگنیا (تطورات دو روایت باستانی از «قربانی فرزند»)
📕ابراهیم، پدرِ معنویِ داعش
📕کتاب اخلاقی؟ (پروفسور ریچارد داوکینز)
📕پدیدارشناسی ابراهیم
📕تحلیل روانشناختی خدای ادیان ابراهیمی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
Telegram
نقدآگین
🔪قربانی انجام شد؛ علاج، آغاز!
— کدام تحریف شده: «عصیانگر بر خدایان» یا «خونیندست به امر خدا»؟
🖌 #ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: میم. الف
✂️ برشهایی از متن (۱/۲)
🍂 برخی از پژوهشگران کتاب مقدس، با دید انتقادی به روایت «قربانی شدن اسحاق» در فصل بیست و دوم سفر پیدایش نگاه میکنند؛ آنها این روایت را تحریفشده میدانند. از منظر ایشان، احتمالا در روایات اولیه، اسحاق در نهایت، نجات پیدا نکرده و کشته شدهاست! این یعنی ویرایشگران بعدی تورات، خاتمۀ این داستان را تغییر دادهاند. در این پایانبندی تازه، یک قوچ به جای اسحاق قربانی میشود و اسحاق نجات پیدا میکند.
🍂 «دومین ظهور فرشته» [اولین حضور فرشته، در منع از قربانی بوده] بر ابراهیم (آیه ۱۴-۱۸) که «اطاعت ابراهیم» را «تمجید» کرده و «فرزندانش را برکت میدهد» (در ماجرای قربانی کردن اسحاق)، در واقع یک واردسازی تحریفگرایانۀ متون «یهوهای» در روایت اصلی متون اِلوهیمی» بودهاست (آیه ۱-۱۳ و ۱۹). «سبک و ترکیب این آیات» و همچنین استفاده کردن از نام «یهوه» برای معبود، مؤید این امر است.
🍂 اخیراً مطرح شده که در واقع، ردپاهای این نوع تحریف، در «اولین ظهور فرشته» نیز دیده میشود (آیه ۱۱-۱۲) که در آن فرشتهی یهوه، ابراهیم را قبل از کشتن اسحاق، متوقف میکند. «سبک و ترکیب» این آیات، شبیه به «حضور دوم» فرشته است و برای امر الوهی، بجای خدا، واژه «یهوه» [اسم بکار-رفته در منابع «یهوهای» و نه منابع «الوهیمی»] به کار رفتهاست.
⬛️ تبدیل «قهرمانی عصیانگر» به «عبدی مطیع»
🍂 بر اساس روایت ذبح، در نسخه اصلی «الوهیم»، ابراهیم از فرمان خدا اطاعت نمیکند، بلکه به مسئولیت خود، بدون اینکه فرشته مانع ذبح شود، قوچی را «به جای پسرش» قربانی میکند (آیه ۱۳).
«و ابراهیم دست خود را دراز کرد و چاقو را گرفت تا پسرش را بکشد، اما ابراهیم چشمان خود را بلند کرد و نگریست و دید که پشت سرش قوچی بود که بهوسیله شاخهایش در بین بیشهزاری گرفتار شده بود و ابراهیم رفت و قوچ را گرفت و آن را به عنوان فدیهای تقدیم کرد. قربانیای سوختنی به جای پسرش!» (آیه ۱۰ و۱۳).
🍂 با افزودن تحریفگون اولین آشکار شدن فرشته، یک ویرایشگر بعدی تورات، مسئولیت «توقف آزمون» را از ابراهیم به فرشته واگذار کردهاست (آیه ۱۱-۱۲). در ن*تیجه، ظهور فرشته دوم (که در آن ابراهیم برای اطاعتش پاداش میگیرد) به دلیل تغییر مسئولیت، ضروری شدهاست (آیه ۱۴-۱۸).
🍂 این تجزیه و تحلیل داستان، ارتباط بین «ذبح» و «داستان قوم سدوم» را روشن میکند (پیدایش-۱۸) که در آن، ابراهیم به نقشهی غیراخلاقی خدا برای ویران کردن شهر، بدون تمایز قائل شدن بین افراد صالح و شریر، اعتراض میکند: «انجام چنین کاری از تو دور باد! آیا قاضیِ تمام زمین، عدالت را انجام نمیدهد؟!». قیام اخلاقی ابراهیم علیه خدا در ماجرای نابودی سدوم، به نافرمانی او از خدا و امتناع از قربانی کردن اسحاق به اوج خود میرسد.
⬛️ احتمال قربانی شدن کودک
🍂 فرانچسکا استاوراکوپولو گفتهاست که این امکان وجود دارد که این داستان، «دارای رگههایی از روایتی باشد که در آن، ابراهیم اسحاق را قربانی میکند». به گفته آر.ای. فریدمن در داستان اصلی الوهیم، ابراهیم ممکن است ذبح اسحاق را انجام داده باشد، اما «انزجار بعدی از ایده قربانی کردن انسان» باعث شدهاست که ویرایشگران الوهیستی-یهوویستی (JE) خطوطی را اضافه کنند که در آن قوچ جایگزین اسحاق شدهاست.
🍂 بههمین ترتیب، ترنس.ای. فرتئیم [استاد و پژوهشگرِ عهد عتیق] نوشت که «متن هیچ نشانه خاصی از بحث «ضد قربانی کردن» کودک ندارد». دکتر وویچک کاسیو همچنین گفت که قطعه شجرهنامه (آیات ۲۰-۲۴) حاوی اشارهای به خوانش بدیل است که در آن، ابراهیم اسحاق را قربانی کردهاست!
🍂 تفاسیر سنتی متن با نسخهای از بایبل که در آن قوچ قربانی میشود، در تضاد قرار دارد. برای مثال، مارتین اس. برگمان اظهار داشت: خاخامهای آگادا اظهار داشتند که: «پدر-اسحاق را در قربانگاه بستند؛ خاکستر شد و غبار قربانی او بر روی کوه موریا ریخته شد». در «رساله به عبرانیان» نیز چنین تعبیری آمدهاست {«خاکستر اسحاق» عبارتیست که در تلمود یهودیان نیز یافت میشود}.
🍂 به گفته مارگارت بارکر: طبق پیدایش ۲۲-۱۹، «ابراهیم بدون اسحاق به بِئِرشبَع بازگشت» که نشانهایست مؤید بر این احتمال، که او واقعاً قربانی شدهاست.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— کدام تحریف شده: «عصیانگر بر خدایان» یا «خونیندست به امر خدا»؟
🖌 #ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: میم. الف
✂️ برشهایی از متن (۱/۲)
🍂 برخی از پژوهشگران کتاب مقدس، با دید انتقادی به روایت «قربانی شدن اسحاق» در فصل بیست و دوم سفر پیدایش نگاه میکنند؛ آنها این روایت را تحریفشده میدانند. از منظر ایشان، احتمالا در روایات اولیه، اسحاق در نهایت، نجات پیدا نکرده و کشته شدهاست! این یعنی ویرایشگران بعدی تورات، خاتمۀ این داستان را تغییر دادهاند. در این پایانبندی تازه، یک قوچ به جای اسحاق قربانی میشود و اسحاق نجات پیدا میکند.
🍂 «دومین ظهور فرشته» [اولین حضور فرشته، در منع از قربانی بوده] بر ابراهیم (آیه ۱۴-۱۸) که «اطاعت ابراهیم» را «تمجید» کرده و «فرزندانش را برکت میدهد» (در ماجرای قربانی کردن اسحاق)، در واقع یک واردسازی تحریفگرایانۀ متون «یهوهای» در روایت اصلی متون اِلوهیمی» بودهاست (آیه ۱-۱۳ و ۱۹). «سبک و ترکیب این آیات» و همچنین استفاده کردن از نام «یهوه» برای معبود، مؤید این امر است.
🍂 اخیراً مطرح شده که در واقع، ردپاهای این نوع تحریف، در «اولین ظهور فرشته» نیز دیده میشود (آیه ۱۱-۱۲) که در آن فرشتهی یهوه، ابراهیم را قبل از کشتن اسحاق، متوقف میکند. «سبک و ترکیب» این آیات، شبیه به «حضور دوم» فرشته است و برای امر الوهی، بجای خدا، واژه «یهوه» [اسم بکار-رفته در منابع «یهوهای» و نه منابع «الوهیمی»] به کار رفتهاست.
⬛️ تبدیل «قهرمانی عصیانگر» به «عبدی مطیع»
🍂 بر اساس روایت ذبح، در نسخه اصلی «الوهیم»، ابراهیم از فرمان خدا اطاعت نمیکند، بلکه به مسئولیت خود، بدون اینکه فرشته مانع ذبح شود، قوچی را «به جای پسرش» قربانی میکند (آیه ۱۳).
«و ابراهیم دست خود را دراز کرد و چاقو را گرفت تا پسرش را بکشد، اما ابراهیم چشمان خود را بلند کرد و نگریست و دید که پشت سرش قوچی بود که بهوسیله شاخهایش در بین بیشهزاری گرفتار شده بود و ابراهیم رفت و قوچ را گرفت و آن را به عنوان فدیهای تقدیم کرد. قربانیای سوختنی به جای پسرش!» (آیه ۱۰ و۱۳).
🍂 با افزودن تحریفگون اولین آشکار شدن فرشته، یک ویرایشگر بعدی تورات، مسئولیت «توقف آزمون» را از ابراهیم به فرشته واگذار کردهاست (آیه ۱۱-۱۲). در ن*تیجه، ظهور فرشته دوم (که در آن ابراهیم برای اطاعتش پاداش میگیرد) به دلیل تغییر مسئولیت، ضروری شدهاست (آیه ۱۴-۱۸).
🍂 این تجزیه و تحلیل داستان، ارتباط بین «ذبح» و «داستان قوم سدوم» را روشن میکند (پیدایش-۱۸) که در آن، ابراهیم به نقشهی غیراخلاقی خدا برای ویران کردن شهر، بدون تمایز قائل شدن بین افراد صالح و شریر، اعتراض میکند: «انجام چنین کاری از تو دور باد! آیا قاضیِ تمام زمین، عدالت را انجام نمیدهد؟!». قیام اخلاقی ابراهیم علیه خدا در ماجرای نابودی سدوم، به نافرمانی او از خدا و امتناع از قربانی کردن اسحاق به اوج خود میرسد.
⬛️ احتمال قربانی شدن کودک
🍂 فرانچسکا استاوراکوپولو گفتهاست که این امکان وجود دارد که این داستان، «دارای رگههایی از روایتی باشد که در آن، ابراهیم اسحاق را قربانی میکند». به گفته آر.ای. فریدمن در داستان اصلی الوهیم، ابراهیم ممکن است ذبح اسحاق را انجام داده باشد، اما «انزجار بعدی از ایده قربانی کردن انسان» باعث شدهاست که ویرایشگران الوهیستی-یهوویستی (JE) خطوطی را اضافه کنند که در آن قوچ جایگزین اسحاق شدهاست.
🍂 بههمین ترتیب، ترنس.ای. فرتئیم [استاد و پژوهشگرِ عهد عتیق] نوشت که «متن هیچ نشانه خاصی از بحث «ضد قربانی کردن» کودک ندارد». دکتر وویچک کاسیو همچنین گفت که قطعه شجرهنامه (آیات ۲۰-۲۴) حاوی اشارهای به خوانش بدیل است که در آن، ابراهیم اسحاق را قربانی کردهاست!
🍂 تفاسیر سنتی متن با نسخهای از بایبل که در آن قوچ قربانی میشود، در تضاد قرار دارد. برای مثال، مارتین اس. برگمان اظهار داشت: خاخامهای آگادا اظهار داشتند که: «پدر-اسحاق را در قربانگاه بستند؛ خاکستر شد و غبار قربانی او بر روی کوه موریا ریخته شد». در «رساله به عبرانیان» نیز چنین تعبیری آمدهاست {«خاکستر اسحاق» عبارتیست که در تلمود یهودیان نیز یافت میشود}.
🍂 به گفته مارگارت بارکر: طبق پیدایش ۲۲-۱۹، «ابراهیم بدون اسحاق به بِئِرشبَع بازگشت» که نشانهایست مؤید بر این احتمال، که او واقعاً قربانی شدهاست.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔪قربانی انجام شد؛ علاج، آغاز!
— کدام تحریف شده: «عصیانگر بر خدایان» یا «خونیندست به امر خدا»؟
🖌 #ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: میم. الف
✂️ برشهایی از متن (۲/۲)
[توضیح مترجم -برگرفته از مقاله اسحاق و ایفیگنیا-
«پس ابراهیم نزد نوکران خود بازگشت و ایشان برخاسته با هم به بئرشبع رفتند و ابراهیم در بئرشبع ساکن شد».
ابراهیم بازگشت (فعل مفرد) و در بئرشبع ساكن شد (فعل مفرد). عجیب این است که اسحاق کجاست؟ و چرا سخنی از اسحاق نیست؟ این در حالیست که در آیات قبلی، وقتی ابراهیم و اسحاق در راه رسیدن به قربانگاه هستند، متن به صراحت بیان میکند که ابراهیم و اسحاق «هر دو با هم» راه میروند: «ابراهیم هیزم قربانی تمامسوز را برگرفته، بر پسر خویش اسحاق نهاد و آتش و چاقو را به دست خود گرفت و هر دو با هم میرفتند».
عبارت «هر دو با هم» دو آیه بعد دوباره تکرار میشود. سوال آن است که چرا قبل از قربانی قوچ، ابراهیم و اسحاق هر دو با هم حرکت میکنند، ولی بعد از قربانی قوچ، فقط ابراهیم در حال حرکت است؟! حتی در فصل بعدی (فصل ۲۳ از کتاب پیدایش) هم نامی از اسحاق برده نمیشود؛ درحالیکه فصل بیست و سوم درباره عزاداری و خاکسپاری مادر اسحاق است. پس این احتمال وجود دارد که در روایت اولیه، اسحاق واقعا کشته شده و ابراهیم بهتنهایی از قربانگاه برگشتهاست
پایان توضیح مترجم].
🍂 همچنین مارگارت بارکر گفتهاست که نقاشیهای دیواری در کنیسه باستانی دورا-اروپوس [یک شهر مرزی میان شاهنشاهی اشکانی، ساسانی و امپراتوری روم در سوریه امروز] بهصراحت «قربانی شدن اسحاق» و به دنبال آن، «روح او در حال سفر به بهشت» نگارهگری شدهاست.
🍂 به گفته جان دی. لونسون، بخشی از سنت یهودی، اسحاق را بهعنوان قربانی تفسیر میکرد. به طور مشابه، متکلمان آلمانی مانند کریستین رز و هانس فریدریش ویس گفتهاند که، به دلیل استفاده گرامری از "Perfect Tense" برای توصیف «فعل قربانی کردن» اسحاق توسط ابراهیم، ابراهیم در واقع این عمل را انجام دادهاست.
🌐 مطالعۀ متن کامل در سایت «تریبون زمانه»| یا مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۷ دقیقه
🔖 ۱۳۰۱ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— کدام تحریف شده: «عصیانگر بر خدایان» یا «خونیندست به امر خدا»؟
🖌 #ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: میم. الف
✂️ برشهایی از متن (۲/۲)
[توضیح مترجم -برگرفته از مقاله اسحاق و ایفیگنیا-
«پس ابراهیم نزد نوکران خود بازگشت و ایشان برخاسته با هم به بئرشبع رفتند و ابراهیم در بئرشبع ساکن شد».
ابراهیم بازگشت (فعل مفرد) و در بئرشبع ساكن شد (فعل مفرد). عجیب این است که اسحاق کجاست؟ و چرا سخنی از اسحاق نیست؟ این در حالیست که در آیات قبلی، وقتی ابراهیم و اسحاق در راه رسیدن به قربانگاه هستند، متن به صراحت بیان میکند که ابراهیم و اسحاق «هر دو با هم» راه میروند: «ابراهیم هیزم قربانی تمامسوز را برگرفته، بر پسر خویش اسحاق نهاد و آتش و چاقو را به دست خود گرفت و هر دو با هم میرفتند».
عبارت «هر دو با هم» دو آیه بعد دوباره تکرار میشود. سوال آن است که چرا قبل از قربانی قوچ، ابراهیم و اسحاق هر دو با هم حرکت میکنند، ولی بعد از قربانی قوچ، فقط ابراهیم در حال حرکت است؟! حتی در فصل بعدی (فصل ۲۳ از کتاب پیدایش) هم نامی از اسحاق برده نمیشود؛ درحالیکه فصل بیست و سوم درباره عزاداری و خاکسپاری مادر اسحاق است. پس این احتمال وجود دارد که در روایت اولیه، اسحاق واقعا کشته شده و ابراهیم بهتنهایی از قربانگاه برگشتهاست
پایان توضیح مترجم].
🍂 همچنین مارگارت بارکر گفتهاست که نقاشیهای دیواری در کنیسه باستانی دورا-اروپوس [یک شهر مرزی میان شاهنشاهی اشکانی، ساسانی و امپراتوری روم در سوریه امروز] بهصراحت «قربانی شدن اسحاق» و به دنبال آن، «روح او در حال سفر به بهشت» نگارهگری شدهاست.
🍂 به گفته جان دی. لونسون، بخشی از سنت یهودی، اسحاق را بهعنوان قربانی تفسیر میکرد. به طور مشابه، متکلمان آلمانی مانند کریستین رز و هانس فریدریش ویس گفتهاند که، به دلیل استفاده گرامری از "Perfect Tense" برای توصیف «فعل قربانی کردن» اسحاق توسط ابراهیم، ابراهیم در واقع این عمل را انجام دادهاست.
🌐 مطالعۀ متن کامل در سایت «تریبون زمانه»| یا مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۷ دقیقه
🔖 ۱۳۰۱ واژه
.
#بازنگری #نقد_ادیان #نقد_اسلام #ابراهیم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
قربانی انجام شد؛ علاج، آغاز!
— کدام تحریف شده: «عصیانگر بر خدایان» یا «خونیندست به امر خدا»؟ 🖌 ترجمه: میم. الف به نقل از «Binding of Isaac، Wikipedia» قربانی اسحاق توسط ابراهیم همچنین در نوشتههای چندین الهیدان مهم مدرن، مانند سورن کیرکگارد در «ترس و لرز» و شالوم اشپیگل در «آخرین…
نقدآگین
📗تبلیغ از قاسم سلیمانی و بازی «مال من بهتره» ✍️#علیرضاموثق 🍂 طبق نظریات اریک برن -روانشناس شهیر- کودکان برای تسکین رنج «حقارت و کوچکی و وابستگی» بازیهایی را برای تسکین رنج در دوران کودکی خلق میکنند تا احساس کوچکی در وجودشان را تسکین دهند و در وهلهٔ بعد،…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘«زن، زندگی، آزادی»، شبحِ پدر و فرزندکُشی
✍️ #علی_کاکاوند
🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۳۲ دقیقه
🔖 ۶۳۰۴ واژه
🗄 پست مرتبط
📕شاهنامه یا فردوسینامه
📕رؤیای «عظمت» در ذهن ملتی خوابرفته
📻 پایان «رویای اقتدار»
📻 زن دربرابر پدر-سروری
📻 سیر تطور دازاین آگاهی ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍️ #علی_کاکاوند
🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۳۲ دقیقه
🔖 ۶۳۰۴ واژه
🗄 پست مرتبط
📕شاهنامه یا فردوسینامه
📕رؤیای «عظمت» در ذهن ملتی خوابرفته
📻 پایان «رویای اقتدار»
📻 زن دربرابر پدر-سروری
📻 سیر تطور دازاین آگاهی ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘«زن، زندگی، آزادی»، شبحِ پدر و فرزندکُشی
✍️ #علی_کاکاوند
(۱/۲)
از کوه پایین میآیم؛
نترسید!
من حامل هیچ پیامی برای رستگاری بشر نیستم.
🔸پدر ملی، شبح رستم
🍂 داستان رستم و سهراب را میدانید، اما احتمالاً جزییات آن را فراموش کردهاید. در داستان و شعر و هنر، جزئیات مهم هستند؛ پس بیایید با هم بخشی از داستان را مرور کنیم.
🍂 فردوسی یا هر کسی پیش از او در مقام راویِ این داستانها تمام راهها را برای جلوگیری از رخداد تلخ پسرکُشی پیش پای رستم میگذارد، اما رستم پدر است و باید پسر را بکشد؛ تو گویی شاعر ما نمیخواهد فرزندکُشی رخ بدهد، برای همین به صفحههای داستان پا میگذارد تا این رسم ننگین را از میان بر دارد و موفق نمیشود.
🍂 سهراب شب قبل از نبرد فکر میکند مبادا این دشمن پدرش باشد و چه بد میشود که پدرکُشی کند؟ روز نبرد نیز به رستم میگوید بیا صلح کنیم و شادی و بزم بر پا کنیم، جنگ چیز خوبی نیست پهلوان! و رستم نمیپذیرد؛ حتی روز قبل، از او میپرسد که آیا تو رستم هستی؟ و رستم انکار میکند:
بدو گفت کز تو بپرسم سخن/ همه راستی باید افگند بن
من ایدون گمانم که تو رستمی/ گر از تخمهی نامور نیرمی
چنین داد پاسخ که رستم نیم/ هم از تخمهی سام و نیرم نیم
🍂 نشان دیگر شباهت بسیار زیاد سهراب به پدر و اجداد رستم است. او شبیه زال و سام نریمان است. شباهتی که رستم هم متوجهش میشود، اما از آن میگذرد.
🍂 به هر روی، با هم کشتی میگیرند؛ سهراب رستم را بر زمین میزند و پیروز میدان میشود؛ اما نه، نباید پسر پدر را بکشد. فردوسی اجازهی این همه گستاخی در فرهنگ ایرانی را ندارد. رستم که به زیر افتادهاست، سهراب را فریب میدهد که «جوانک خام! بار اول پشت مرا به خاک مالیدی درست، ولی قاعدهی این است که باید دوباره این کار را بکنی تا اجازه کشتن بزرگتر از خودت را داشته باشی»؛ سهراب ساده دل، باورش میشود و رستم را رها میکند.
🍂 برای بار دوم کشتی و نبرد آغاز میشود و این بار رستم پیروز است و اجازه گفتن حتی یک کلمه به سهراب نمیدهد و به تندی خنجر بر پهلویش فرو میکند.
🍂 سهراب میگوید این همه راهنماییات کردم که شاید من پسرت باشم چرا مرا کشتی؟ گویی فردوسی که سعی بیهوده در آگاه کردن رستم داشت از زبان سهراب میگوید: «ز هرگونهای بودمت رهنمای / نجنبید یک ذره مهرت ز جای». باقی داستان را که میدانید. این داستان را فردوسی چنین مینامد: «یکی داستان است پُر آب چشم». داستانی پر آب چشم که تا امروز تکرار میشود. اگر خوب گوش بسپارید به داستان، فریاد، ناله و زوزهی فردوسی بزرگ را از لابه لای سطرها میشنوید که گاه میغرد و گاه لابه میکند که: رستم؛ نه! رستم او پسرت است! رستم تو پهلوان، قهرمان و آدم خوب داستان مایی! تو نکُش! بگذار آدمهای بد، بکُشند. تو اگر بکُشی … و رستم کر است، سرشار از غرور و خودبینی پسر را میکشد؛ وقتی میفهمد کشتهاش پسرش است تو گویی میشکند، از هم میپاشد، دود میشود و چون شبحی در آسمان ایران سرگردان میماند تا امروز.
🍂 بعید میدانم حتی یک ایرانی از این پدر پسر کُش، بدش بیاید. او هفت خوان را پیموده، زور دارد، گرز سیصد من دارد، در تمام زندگیاش قهرمان بوده است. او بزرگ است، پدر است و فرزندان ایران زمین، او را میپرستند.
🔸پدر مذهبی، شبح ابراهیم
🍂 در مورد فرزندکشی (و خصوصا پسرکشی) اسطوره بسیار داریم، اما آنچه تا امروز در بین جوامع متمدن و به ظاهر متمدن، بهعنوان آیین و روش زیستن وجود دارد، مربوط به مواردی خاص است.
🍂 بر اساس جریان داشتن چنین رسومی از زمان کهن تا امروز، شاید بتوان گفت اولین کسی که «قانون پدر» را رسماً وارد قوانین بشر کرد، ابراهیم پیامبر بود، یا دست کم، این قانون از داستان او الهام گرفته شدهاست. خداوند بر ابراهیم ظاهر میشود، مستقیم با او حرف میزند و در نقش پدر به او دستور میدهد که برای «اثبات وفاداری» دو کار انجام دهدابتدا «اختگی» و سپس «فرزندکشی».
🍂 نرینگی از آنِ پدر آسمانیست؛ فرزندش ابراهیم، نباید آن را داشته باشد و باید خود را اخته کند و این نشان از «عهد و پیمان» با پدر یا همان خداست (عنوان «عهد عتیق و عهد جدید» که بر روی کتاب مقدس نهادهاند، منظور همین سنخ عهد و پیمان است و نه عصر و زمان).
🍂 اولین «عهد» آدمی با پدر، «ختنه» است؛ گویی بخواهد بگوید: «اگر مرا «تنها نرِ غالب» میدانی، اگر مرا «نری بزرگ» میدانی که صاحب همهی مادههای گله هستم، پس این را ثابت کن، بیا و عضو نرینهی خودت را ببُر، همانا این نشانهی پیمان من و توست».
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍️ #علی_کاکاوند
(۱/۲)
از کوه پایین میآیم؛
نترسید!
من حامل هیچ پیامی برای رستگاری بشر نیستم.
🔸پدر ملی، شبح رستم
🍂 داستان رستم و سهراب را میدانید، اما احتمالاً جزییات آن را فراموش کردهاید. در داستان و شعر و هنر، جزئیات مهم هستند؛ پس بیایید با هم بخشی از داستان را مرور کنیم.
🍂 فردوسی یا هر کسی پیش از او در مقام راویِ این داستانها تمام راهها را برای جلوگیری از رخداد تلخ پسرکُشی پیش پای رستم میگذارد، اما رستم پدر است و باید پسر را بکشد؛ تو گویی شاعر ما نمیخواهد فرزندکُشی رخ بدهد، برای همین به صفحههای داستان پا میگذارد تا این رسم ننگین را از میان بر دارد و موفق نمیشود.
🍂 سهراب شب قبل از نبرد فکر میکند مبادا این دشمن پدرش باشد و چه بد میشود که پدرکُشی کند؟ روز نبرد نیز به رستم میگوید بیا صلح کنیم و شادی و بزم بر پا کنیم، جنگ چیز خوبی نیست پهلوان! و رستم نمیپذیرد؛ حتی روز قبل، از او میپرسد که آیا تو رستم هستی؟ و رستم انکار میکند:
بدو گفت کز تو بپرسم سخن/ همه راستی باید افگند بن
من ایدون گمانم که تو رستمی/ گر از تخمهی نامور نیرمی
چنین داد پاسخ که رستم نیم/ هم از تخمهی سام و نیرم نیم
🍂 نشان دیگر شباهت بسیار زیاد سهراب به پدر و اجداد رستم است. او شبیه زال و سام نریمان است. شباهتی که رستم هم متوجهش میشود، اما از آن میگذرد.
🍂 به هر روی، با هم کشتی میگیرند؛ سهراب رستم را بر زمین میزند و پیروز میدان میشود؛ اما نه، نباید پسر پدر را بکشد. فردوسی اجازهی این همه گستاخی در فرهنگ ایرانی را ندارد. رستم که به زیر افتادهاست، سهراب را فریب میدهد که «جوانک خام! بار اول پشت مرا به خاک مالیدی درست، ولی قاعدهی این است که باید دوباره این کار را بکنی تا اجازه کشتن بزرگتر از خودت را داشته باشی»؛ سهراب ساده دل، باورش میشود و رستم را رها میکند.
🍂 برای بار دوم کشتی و نبرد آغاز میشود و این بار رستم پیروز است و اجازه گفتن حتی یک کلمه به سهراب نمیدهد و به تندی خنجر بر پهلویش فرو میکند.
🍂 سهراب میگوید این همه راهنماییات کردم که شاید من پسرت باشم چرا مرا کشتی؟ گویی فردوسی که سعی بیهوده در آگاه کردن رستم داشت از زبان سهراب میگوید: «ز هرگونهای بودمت رهنمای / نجنبید یک ذره مهرت ز جای». باقی داستان را که میدانید. این داستان را فردوسی چنین مینامد: «یکی داستان است پُر آب چشم». داستانی پر آب چشم که تا امروز تکرار میشود. اگر خوب گوش بسپارید به داستان، فریاد، ناله و زوزهی فردوسی بزرگ را از لابه لای سطرها میشنوید که گاه میغرد و گاه لابه میکند که: رستم؛ نه! رستم او پسرت است! رستم تو پهلوان، قهرمان و آدم خوب داستان مایی! تو نکُش! بگذار آدمهای بد، بکُشند. تو اگر بکُشی … و رستم کر است، سرشار از غرور و خودبینی پسر را میکشد؛ وقتی میفهمد کشتهاش پسرش است تو گویی میشکند، از هم میپاشد، دود میشود و چون شبحی در آسمان ایران سرگردان میماند تا امروز.
🍂 بعید میدانم حتی یک ایرانی از این پدر پسر کُش، بدش بیاید. او هفت خوان را پیموده، زور دارد، گرز سیصد من دارد، در تمام زندگیاش قهرمان بوده است. او بزرگ است، پدر است و فرزندان ایران زمین، او را میپرستند.
🔸پدر مذهبی، شبح ابراهیم
🍂 در مورد فرزندکشی (و خصوصا پسرکشی) اسطوره بسیار داریم، اما آنچه تا امروز در بین جوامع متمدن و به ظاهر متمدن، بهعنوان آیین و روش زیستن وجود دارد، مربوط به مواردی خاص است.
🍂 بر اساس جریان داشتن چنین رسومی از زمان کهن تا امروز، شاید بتوان گفت اولین کسی که «قانون پدر» را رسماً وارد قوانین بشر کرد، ابراهیم پیامبر بود، یا دست کم، این قانون از داستان او الهام گرفته شدهاست. خداوند بر ابراهیم ظاهر میشود، مستقیم با او حرف میزند و در نقش پدر به او دستور میدهد که برای «اثبات وفاداری» دو کار انجام دهدابتدا «اختگی» و سپس «فرزندکشی».
🍂 نرینگی از آنِ پدر آسمانیست؛ فرزندش ابراهیم، نباید آن را داشته باشد و باید خود را اخته کند و این نشان از «عهد و پیمان» با پدر یا همان خداست (عنوان «عهد عتیق و عهد جدید» که بر روی کتاب مقدس نهادهاند، منظور همین سنخ عهد و پیمان است و نه عصر و زمان).
🍂 اولین «عهد» آدمی با پدر، «ختنه» است؛ گویی بخواهد بگوید: «اگر مرا «تنها نرِ غالب» میدانی، اگر مرا «نری بزرگ» میدانی که صاحب همهی مادههای گله هستم، پس این را ثابت کن، بیا و عضو نرینهی خودت را ببُر، همانا این نشانهی پیمان من و توست».
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
زن زندگی آزادی، شبح پدر و فرزندکُشی
پدر ملی، شبح رستم داستان رستم و سهراب را میدانید، اما احتمالاً جزییات آن را فراموش کردهاید. در داستان و شعر و هنر، جزئیات مهم هستند؛ پس بیایید با هم بخشی از داستان را مرور کنیم. فردوسی یا هر کسی پیش از او در مقام راویِ این داستانها تمام راهها را برای…
📘«زن، زندگی، آزادی»، شبحِ پدر و فرزندکُشی
✍️ #علی_کاکاوند
(۲/۲)
🍂 بر اساس این عهد، هر کودک نری پیش از بلوغ و هشت روز پس از تولد، باید ختنه شود. ابراهیم باید آن عضو آویزان را ببُرد، اما قرار نیست کامل از «مردی» ساقط شود؛ پس این کار را با بریدن بخشی از عضو جنسیاش انجام میدهد، یعنی ختنه میکند. ختنه، نشانی از اختگی پسر در برابر پدر است.
🍂 حال که «سر آن عضو» را برید، عهد بعدی این است که باید «سر فرزندش» را ببرد، تا خدا، یعنی «پدر»، را راضی کند. این بار نیز خداوند این مورد را به ابراهیم تخفیف میدهد که به جای پسرش، خون یک حیوان نر را بر زمین بریزد. چنین است که گوسفندی برایش میفرستد تا به جای پسرش، سر او را ببرد(۱).
🍂 این دو عهد با خدا، در بین یهودیان و مسیحیان و مسلمانان وجود دارد. اوج این پسرکُشی در مصلوب شدن عیسیست که تعارف را کنار گذاشت و خود را پسر خدا و خدا را پدر نامید و خودش را قربانی او کرد.
🍂 میتوان به اساطیر کهن و خدایان یونانی هم اشاره کرد و میتوان در این باره صفحههای زیادی سیاه کرد، اما مد نظر این متن نیست و باید آن را به اهلش واگذاشت؛ چنان که صدها کتاب و متن تاریخی و تحقیقی در رابطه با نقش پدر در اساطیر غربی نوشته شدهاست. تاکید میکنم که هدف من در اینجا اشاره به مواردیست که سهمشان، بیش از کتابها و کتابخانههاست؛ یعنی مواردی که ردپای آنها تا امروز، در رسم و آیین جوامع بشری وجود دارد.
🔸شبح مضاعف پدر
🍂 اگر همین دو داستان ساده را در نظر بگیریم، یکی به ریشهی ملی یا ایرانی ما برمیگردد، یعنی شبحی از جنس «مردم، ملت، خلق، جمهور»… دیگری به ریشهی «دینی، مذهبی، اسلامی و شیعی» ایرانیان مربوط است.
🍂 اینچنین است که در طول سدهها، هر حکومت و هر گروهی آمدهاست، چه شاهی-شیعی بوده باشد و چه ملی-مذهبی و چه سلطانی-رعیتی یا خلقِی-مسلمان، از هر دو سر و بهطور مضاعف، پدرسالارانه بودهاست. همین حکومت آخری، جمهوری اسلامی، جمهوریاش «شبح رستم» است و اسلامیاش «شبح ابراهیم»؛ یعنی شبح پدر بر سر مردم ایران در طول اعصار متمادی، شبحی مضاعف بودهاست.
🍂 نیمی از آن شبح، ابراهیم است که میگوید، سر «عضو نرینهی بدن» و سر «فرزند نر» را ببُر و نیمی رستم است که پسر را میکُشد. شبح رستم از داستانهای شرق ایران، از خراسان یا سیستان آمدهاست و شبح ابراهیم از داستانهای غرب ایران (یعنی از کلدانیان یا سومر و نزدیکی دجله و فرات در عراق کنونی یا بعداً کنعان، سوریه و فلسطین کنونی) آمدهاست.
🍂 دو شبحِ دو پدر، چونان ابری تیره چنان از شرق و غرب، هوای ایران را دربرگرفتهاند و یک شبح بزرگ از پدر را شکل دادهاند که راه فرار از سایهی سیاهشان، بسیار سخت مینماید. دقت کنید که این دو شبح، چنان حضور پر-رنگی دارند که حتی بخشی از چپ، بهعنوان جنبشی مدرن و با داعیه ستیز با تحجر، در ایران به شکل «مارکسیستهای مسلمان» یا «خلق مسلمان» تغییر شکل میدهد. پس تکلیف «دین افیون تودههاست» چه میشود؟ آنان که غیر از این مدل رفتار کردند، بخصوص بعد از انقلاب، آماج لعن و نفرین و سنگ و گلولهی مردم کوچه و بازار قرار گرفتند؛ یعنی نوگراترین آدمها نیز نمیتوانند بهراحتی از شرّ اشباح تاریخی پدرسالارانه خلاص شوند.
🍂 پدرسالاری ما دو پای قوی دارد؛ یک پا و یک ریشهاش در دین جامعه است و یک پا و ریشهاش در فرهنگ ملی جامعه است. چنین است که نوع حکومت و قانون اساسی، چه مشروطه و مشروعه باشد، چه شاهِ شیعه باشد (شیعه بهعنوان مذهب رسمی در قانون اساسی مشروطه و دوران پهلوی) و چه جمهوری اسلامی، سایهی سنگین پدری متشکل از دو پدر قدر-قدرت بر سر مردم است و البته تمامیت این امر، مربوط به حکومت نیست؛ این سایه میتواند همه جا در خانه و زندگی مردم حضور داشته باشد.
🔻عنوانهای بعدی که نویسنده، در ادامۀ متن بدانها میپردازد:
تمایز دو شبح
شبح پدر شولای نو بر تن میکند
روشنفکر، خوب میداند چه غلطی میکند
زن زندگی آزادی علیه اشباح
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۳۲ دقیقه
🔖 ۶۳۰۴ واژه
#نقد_فرهنگ #نقد_روشنفکران #نقد_ادیان #زنان #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍️ #علی_کاکاوند
(۲/۲)
🍂 بر اساس این عهد، هر کودک نری پیش از بلوغ و هشت روز پس از تولد، باید ختنه شود. ابراهیم باید آن عضو آویزان را ببُرد، اما قرار نیست کامل از «مردی» ساقط شود؛ پس این کار را با بریدن بخشی از عضو جنسیاش انجام میدهد، یعنی ختنه میکند. ختنه، نشانی از اختگی پسر در برابر پدر است.
🍂 حال که «سر آن عضو» را برید، عهد بعدی این است که باید «سر فرزندش» را ببرد، تا خدا، یعنی «پدر»، را راضی کند. این بار نیز خداوند این مورد را به ابراهیم تخفیف میدهد که به جای پسرش، خون یک حیوان نر را بر زمین بریزد. چنین است که گوسفندی برایش میفرستد تا به جای پسرش، سر او را ببرد(۱).
🍂 این دو عهد با خدا، در بین یهودیان و مسیحیان و مسلمانان وجود دارد. اوج این پسرکُشی در مصلوب شدن عیسیست که تعارف را کنار گذاشت و خود را پسر خدا و خدا را پدر نامید و خودش را قربانی او کرد.
🍂 میتوان به اساطیر کهن و خدایان یونانی هم اشاره کرد و میتوان در این باره صفحههای زیادی سیاه کرد، اما مد نظر این متن نیست و باید آن را به اهلش واگذاشت؛ چنان که صدها کتاب و متن تاریخی و تحقیقی در رابطه با نقش پدر در اساطیر غربی نوشته شدهاست. تاکید میکنم که هدف من در اینجا اشاره به مواردیست که سهمشان، بیش از کتابها و کتابخانههاست؛ یعنی مواردی که ردپای آنها تا امروز، در رسم و آیین جوامع بشری وجود دارد.
🔸شبح مضاعف پدر
🍂 اگر همین دو داستان ساده را در نظر بگیریم، یکی به ریشهی ملی یا ایرانی ما برمیگردد، یعنی شبحی از جنس «مردم، ملت، خلق، جمهور»… دیگری به ریشهی «دینی، مذهبی، اسلامی و شیعی» ایرانیان مربوط است.
🍂 اینچنین است که در طول سدهها، هر حکومت و هر گروهی آمدهاست، چه شاهی-شیعی بوده باشد و چه ملی-مذهبی و چه سلطانی-رعیتی یا خلقِی-مسلمان، از هر دو سر و بهطور مضاعف، پدرسالارانه بودهاست. همین حکومت آخری، جمهوری اسلامی، جمهوریاش «شبح رستم» است و اسلامیاش «شبح ابراهیم»؛ یعنی شبح پدر بر سر مردم ایران در طول اعصار متمادی، شبحی مضاعف بودهاست.
🍂 نیمی از آن شبح، ابراهیم است که میگوید، سر «عضو نرینهی بدن» و سر «فرزند نر» را ببُر و نیمی رستم است که پسر را میکُشد. شبح رستم از داستانهای شرق ایران، از خراسان یا سیستان آمدهاست و شبح ابراهیم از داستانهای غرب ایران (یعنی از کلدانیان یا سومر و نزدیکی دجله و فرات در عراق کنونی یا بعداً کنعان، سوریه و فلسطین کنونی) آمدهاست.
🍂 دو شبحِ دو پدر، چونان ابری تیره چنان از شرق و غرب، هوای ایران را دربرگرفتهاند و یک شبح بزرگ از پدر را شکل دادهاند که راه فرار از سایهی سیاهشان، بسیار سخت مینماید. دقت کنید که این دو شبح، چنان حضور پر-رنگی دارند که حتی بخشی از چپ، بهعنوان جنبشی مدرن و با داعیه ستیز با تحجر، در ایران به شکل «مارکسیستهای مسلمان» یا «خلق مسلمان» تغییر شکل میدهد. پس تکلیف «دین افیون تودههاست» چه میشود؟ آنان که غیر از این مدل رفتار کردند، بخصوص بعد از انقلاب، آماج لعن و نفرین و سنگ و گلولهی مردم کوچه و بازار قرار گرفتند؛ یعنی نوگراترین آدمها نیز نمیتوانند بهراحتی از شرّ اشباح تاریخی پدرسالارانه خلاص شوند.
🍂 پدرسالاری ما دو پای قوی دارد؛ یک پا و یک ریشهاش در دین جامعه است و یک پا و ریشهاش در فرهنگ ملی جامعه است. چنین است که نوع حکومت و قانون اساسی، چه مشروطه و مشروعه باشد، چه شاهِ شیعه باشد (شیعه بهعنوان مذهب رسمی در قانون اساسی مشروطه و دوران پهلوی) و چه جمهوری اسلامی، سایهی سنگین پدری متشکل از دو پدر قدر-قدرت بر سر مردم است و البته تمامیت این امر، مربوط به حکومت نیست؛ این سایه میتواند همه جا در خانه و زندگی مردم حضور داشته باشد.
🔻عنوانهای بعدی که نویسنده، در ادامۀ متن بدانها میپردازد:
تمایز دو شبح
شبح پدر شولای نو بر تن میکند
روشنفکر، خوب میداند چه غلطی میکند
زن زندگی آزادی علیه اشباح
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۳۲ دقیقه
🔖 ۶۳۰۴ واژه
#نقد_فرهنگ #نقد_روشنفکران #نقد_ادیان #زنان #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
زن زندگی آزادی، شبح پدر و فرزندکُشی
پدر ملی، شبح رستم داستان رستم و سهراب را میدانید، اما احتمالاً جزییات آن را فراموش کردهاید. در داستان و شعر و هنر، جزئیات مهم هستند؛ پس بیایید با هم بخشی از داستان را مرور کنیم. فردوسی یا هر کسی پیش از او در مقام راویِ این داستانها تمام راهها را برای…
📗 احمد زیدآبادی، هادی خرسندی و ماجرای جناب اسلام
— ویژۀ خبرنامۀ گویا
✍️ #علیرضاموثق
🌐 مطالعۀ متن کامل در سایت «خبرنامۀ گویا - گویانیوز» | یا مشاهده فوری
⏰ زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه
🔖 ۲۳۱۴ واژه
🗄پست مرتبط
📺 نقد سخنان سروش پیرامون «حوادث تروریستی فرانسه»
📕خدای قرآن، قطعاً وجود ندارد
📕اختفای الهی و عدالت الهی
📻 اسلام و عقلانیت (نقدِ نقدِ احمد زیدآبادی بر آرامش دوستدار)
📻 توهین و مغالطهٔ استاندارد دوگانه (نقدی بر سخنان احمد زیدآبادی)
📻 زیدآبادی و هزینههایش در راه آزادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ویژۀ خبرنامۀ گویا
✍️ #علیرضاموثق
🌐 مطالعۀ متن کامل در سایت «خبرنامۀ گویا - گویانیوز» | یا مشاهده فوری
⏰ زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه
🔖 ۲۳۱۴ واژه
🗄پست مرتبط
📺 نقد سخنان سروش پیرامون «حوادث تروریستی فرانسه»
📕خدای قرآن، قطعاً وجود ندارد
📕اختفای الهی و عدالت الهی
📻 اسلام و عقلانیت (نقدِ نقدِ احمد زیدآبادی بر آرامش دوستدار)
📻 توهین و مغالطهٔ استاندارد دوگانه (نقدی بر سخنان احمد زیدآبادی)
📻 زیدآبادی و هزینههایش در راه آزادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📗احمد زیدآبادی، هادی خرسندی و ماجرای جناب اسلام
— ویژۀ خبرنامۀ گویا
✍️ #علیرضاموثق
۱) من در طول زندگیِ قریب به نیم قرنهام، حتی یک روز مسلمان نبودهام و حتی یک بار نماز نخواندهام و روزه نگرفتهام. از کودکی، کذب بودن مدعیات اسلام (از قبیلِ وجود خدای «متشخص و عادل و مهربان» یا نبوت یا معاد جسمانی) را تشخیص میدادم. وقتی دختر دو سالهٔ همسایه در استخر آب افتاد و فوت نمود، فهمیدم که اگر خدایی وجود داشته باشد، یقیناً «عادل و مهربان» نیست.
🍂 کودکی من با اوایل انقلاب ۵۷ مصادف بود. در کودکی تحت تأثیر جو فرهنگی حاکم و اهمیتی که جامعه برای مدرک تحصیلی قائل میشد، گمان میکردم بزرگسالانی که «دکتر و مهندس» هستند، شعور و تفکر و فهمشان نیز سطح بالایی دارد.
🍂 وقتی میشنیدم که افرادی چون دکتر حدادعادل و دکتر لاریجانی و دکتر ولایتی و دکتر اردکانی و دکتر سروش، مسلمان هستند، از آنجا که وفق پیشفرض مذکور، شخصی که پزشک و دکتر و مهندس است را متفکر تلقی میکردم، نمیتوانستم «مسلمان» بودن را با «پزشک و دکتر و مهندس» بودن جمع کنم و لذا در عالَم کودکی به این ایده متوسل میشدم که افراد مدنظر به خاطر فشار سیاسی و ترس از قتل و طرد و به خاطر ایجادِ امکان ورود به قدرت سیاسی و خدمت کردن به توسعه و یا نجات کشور از دست «آخوندها و اسلام»، به نحو تاکتیکی و مصلحتاندیشانه ریاکاری و تظاهر به مسلمان بودن میکنند، وگرنه محال است که عدهای «دکتر و مهندس»، یکسری خرافات و اباطیل و احکام داعشی را سخن خداوند بدانند و یا وجود «جن و فرشته و بهشت و جهنم» را باور کنند. به تدریج و با افزایش سن متوجه شدم که مدرک تحصیلی و مطالعات آکادمیک و حتی «فلسفهدانی و فلسفهخوانی»، کسی را متفکر نمیکند؛ البته «تفکر» مفهومی طیفی و ذومراتب است و مرادم سطح مطلوب و بالایی از توان تفکر است.
۲) هادی خرسندی در ژانر طنز، انتقاداتی را نسبت به باورهای دینی بیان کردهاست (۱) و احمد زیدآبادی، سخنان هادی خرسندی را نقل به مضمون «توهین کردن به مقدسات مسلمانان، به قصد شاد نمودنِ دل مخالفانِ اسلام و مخالفانِ حکومت اسلامی» تعبیر کردهاست (۲).
🍂 زیدآبادی دکترای علوم سیاسی دارد. انسانی آزادیخواه و لیبرال است و برای دفاع از آرمان «آزادی و عدالت و حقوق بشر» از مجرای فعالیتهای سیاسیِ خشونتپرهیز، به ناحق و ظالمانه چندین سال زندانی شدهاست. وفق نوشتهها و نقل خاطراتش، خاصه در ایام حبس، مطالعات فلسفی نیز داشتهاست. تمایل دارم که چنین شخصی در خصوص باورهای مذهبیاش وارد «بازنگری انتقادی» شود و بکوشد تا «میزان دلبستگی به باورهای مذهبی را با میزان قوتِ دلایلِ مؤیدِ آن باورها» موزون کند.
🍂 در دو یادداشت خطاب به زیدآبادی (اینجا و اینجا)، استدلالهایی را در نقد و نقض خدای قرآن آوردم و استنتاج کردم که خدای قرآن، یقیناً وجود ندارد و اگر خدایی وجود داشته باشد، بیگمان «نامتشخص و ناانسانوار» است، یعنی نهایتاً «نوعی شعور مرموز و ناانسانوار» با تمامیت «هستی-هستومندها» وحدت تام دارد و «خدا» و «موجودات و طبیعت»، دو چیز مستقل نیستند و خداوند، خالق موجودات نیست. دریا موج را خلق نمیکند، بلکه دریا بر اثر جبر ناشی از مقتضیات وجودیاش در صیرورت است و «موجیده» میشود. موج، حصه و حالتی از دریا میباشد و نه «مخلوق» دریا. اینک خطاب به زیدآبادی و به امید «بازنگری انتقادیِ» زیدآبادی در باورهای «دینی-میراثی-اجدادی-عادتیاش» به اختصار، دلایلی را در راستای نقد مدعای نبوت اقامه میکنم.
🌐 مطالعۀ متن کامل در سایت «خبرنامۀ گویا - گویانیوز»| یا مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه
🔖 ۲۳۱۴ واژه
#نقد_روشنفکران #نقد_اسلام #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ویژۀ خبرنامۀ گویا
✍️ #علیرضاموثق
۱) من در طول زندگیِ قریب به نیم قرنهام، حتی یک روز مسلمان نبودهام و حتی یک بار نماز نخواندهام و روزه نگرفتهام. از کودکی، کذب بودن مدعیات اسلام (از قبیلِ وجود خدای «متشخص و عادل و مهربان» یا نبوت یا معاد جسمانی) را تشخیص میدادم. وقتی دختر دو سالهٔ همسایه در استخر آب افتاد و فوت نمود، فهمیدم که اگر خدایی وجود داشته باشد، یقیناً «عادل و مهربان» نیست.
🍂 کودکی من با اوایل انقلاب ۵۷ مصادف بود. در کودکی تحت تأثیر جو فرهنگی حاکم و اهمیتی که جامعه برای مدرک تحصیلی قائل میشد، گمان میکردم بزرگسالانی که «دکتر و مهندس» هستند، شعور و تفکر و فهمشان نیز سطح بالایی دارد.
🍂 وقتی میشنیدم که افرادی چون دکتر حدادعادل و دکتر لاریجانی و دکتر ولایتی و دکتر اردکانی و دکتر سروش، مسلمان هستند، از آنجا که وفق پیشفرض مذکور، شخصی که پزشک و دکتر و مهندس است را متفکر تلقی میکردم، نمیتوانستم «مسلمان» بودن را با «پزشک و دکتر و مهندس» بودن جمع کنم و لذا در عالَم کودکی به این ایده متوسل میشدم که افراد مدنظر به خاطر فشار سیاسی و ترس از قتل و طرد و به خاطر ایجادِ امکان ورود به قدرت سیاسی و خدمت کردن به توسعه و یا نجات کشور از دست «آخوندها و اسلام»، به نحو تاکتیکی و مصلحتاندیشانه ریاکاری و تظاهر به مسلمان بودن میکنند، وگرنه محال است که عدهای «دکتر و مهندس»، یکسری خرافات و اباطیل و احکام داعشی را سخن خداوند بدانند و یا وجود «جن و فرشته و بهشت و جهنم» را باور کنند. به تدریج و با افزایش سن متوجه شدم که مدرک تحصیلی و مطالعات آکادمیک و حتی «فلسفهدانی و فلسفهخوانی»، کسی را متفکر نمیکند؛ البته «تفکر» مفهومی طیفی و ذومراتب است و مرادم سطح مطلوب و بالایی از توان تفکر است.
۲) هادی خرسندی در ژانر طنز، انتقاداتی را نسبت به باورهای دینی بیان کردهاست (۱) و احمد زیدآبادی، سخنان هادی خرسندی را نقل به مضمون «توهین کردن به مقدسات مسلمانان، به قصد شاد نمودنِ دل مخالفانِ اسلام و مخالفانِ حکومت اسلامی» تعبیر کردهاست (۲).
🍂 زیدآبادی دکترای علوم سیاسی دارد. انسانی آزادیخواه و لیبرال است و برای دفاع از آرمان «آزادی و عدالت و حقوق بشر» از مجرای فعالیتهای سیاسیِ خشونتپرهیز، به ناحق و ظالمانه چندین سال زندانی شدهاست. وفق نوشتهها و نقل خاطراتش، خاصه در ایام حبس، مطالعات فلسفی نیز داشتهاست. تمایل دارم که چنین شخصی در خصوص باورهای مذهبیاش وارد «بازنگری انتقادی» شود و بکوشد تا «میزان دلبستگی به باورهای مذهبی را با میزان قوتِ دلایلِ مؤیدِ آن باورها» موزون کند.
🍂 در دو یادداشت خطاب به زیدآبادی (اینجا و اینجا)، استدلالهایی را در نقد و نقض خدای قرآن آوردم و استنتاج کردم که خدای قرآن، یقیناً وجود ندارد و اگر خدایی وجود داشته باشد، بیگمان «نامتشخص و ناانسانوار» است، یعنی نهایتاً «نوعی شعور مرموز و ناانسانوار» با تمامیت «هستی-هستومندها» وحدت تام دارد و «خدا» و «موجودات و طبیعت»، دو چیز مستقل نیستند و خداوند، خالق موجودات نیست. دریا موج را خلق نمیکند، بلکه دریا بر اثر جبر ناشی از مقتضیات وجودیاش در صیرورت است و «موجیده» میشود. موج، حصه و حالتی از دریا میباشد و نه «مخلوق» دریا. اینک خطاب به زیدآبادی و به امید «بازنگری انتقادیِ» زیدآبادی در باورهای «دینی-میراثی-اجدادی-عادتیاش» به اختصار، دلایلی را در راستای نقد مدعای نبوت اقامه میکنم.
🌐 مطالعۀ متن کامل در سایت «خبرنامۀ گویا - گویانیوز»| یا مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه
🔖 ۲۳۱۴ واژه
#نقد_روشنفکران #نقد_اسلام #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Gooya
احمد زیدآبادی، هادی خرسندی و ماجرای جناب اسلام
علیرضا موثق - ویژه خبرنامه گویا
نقدآگین
📘«زن، زندگی، آزادی»، شبحِ پدر و فرزندکُشی ✍️ #علی_کاکاوند 🌐 مطالعۀ متن کامل ⏰ زمان مطالعه: ۳۲ دقیقه 🔖 ۶۳۰۴ واژه 🗄 پست مرتبط 📕شاهنامه یا فردوسینامه 📕رؤیای «عظمت» در ذهن ملتی خوابرفته 📻 پایان «رویای اقتدار» 📻 زن دربرابر پدر-سروری 📻 سیر تطور دازاین آگاهی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘حماس، قاتل مشروعیت مقاومت فلسطین
✍️#دومان_رادمهر
🍂 احزاب چپ سوئد، سنتاً حامی فلسطین بوده و در بکاربردن کلمه «تروریست» برای گروههای فلسطینی، محتاط هستند. انجمنهای عدیدهای با بودجه دولتی در مورد مسئله فلسطین در سوئد فعال هستند. راست افراطی سوئد نیز به تبع دیگر افراطیهای اروپا، با رویکرد یهودستیزی، معمولا مخالف اسرائیل است.
🍂 دولت هرسال حدود چهل میلیون دلار به فلسطین کمک میکند و اخیرا صحبت از افزایش آن بود. دولتهای چپ سوئد، غالبا شهرکسازی اسرائیل را محکوم کرده، ولی برای محکومیت حملات گروههای فلسطینی، چندان فعال نبودهاند؛ که این موضوع همواره مورد انتقاد اسرائیل بودهاست. سوئد در واردات و صادرات سلاح با اسرائیل خیلی محافظهکارانه عمل میکند.
🍂 تمام آنچه اشاره شد، نمونهایست از «مشروعیت مقاومت فلسطین» در این کشور غربی؛ بهتر است بگوییم، «بود»؛ زیرا حمله وحشیانه حماس، تقریبا تمام این مشروعیت را (حداقل برای مدتی) برباد داد.
🍂 از اولین لحظات حمله، حتی احزاب چپ، در محکومیت گروه تروریستی حماس در حال رقابتند. موضوع، دیگر «حقّ دفاع مشروع اسرائیل» از خودش در مقابل حماس است. دولت ائتلافی سوئد نیز در حال گفتگو برای قطع «کمکهای سالانه به فلسطین» است.
🍂 آنچه که حماس با فلسطین کرد، آرزوی افراطیهای اسرائیل بود؛ مخصوصا در شرایطی که آنها برای تصویب قانون مطلوب خود در اسرائیل، در مضیقه بودند. توحشی کمنظیر در کشتار صدها جوان بیسلاح که هیچ امکانی برای توجیه آن باقی نمانده (دقیقا مانند داعش)، با این تفاوت که هدف این وحشیگری، مردم بیصاحب عراق و سوریه نبود.
🍂 از تمام مؤلفههای قدرت، اعم از نظامی، سیاسی، رسانهای و ...، طرف فلسطینی فقط در «مشروعیت دفاع» دست برتر داشت، اما با «عملیات تروریستی حماس»، مخصوصا به آن شکل وحشیانه، قدرت فلسطین در آن مؤلفه نیز از بین رفته و میدان نبرد از مشروعیت، به «مقابله نظامی» تغییر یافت که قدرت اسرائیل در آن بسیار فراتر است.
🍂 سوال اساسی اینست که حماس به بهای مشروعیت از دسترفته، چه چیزی بدست آورد؟ نه شهری را آزاد کرد و نه اراضیای تصاحب شد. گفته میشود که حماس با این اقدام، «ابهت قدرت اسرائیل» را شکست؛ که چه بشود؟! این به چه کار مردم آواره فلسطین و ساکنان آن میآید؟! اگر فرضا اسرائیل چندان هم قدرتمند نباشد، آنقدر قدرت دارد که غزه را با خاک یکسان کند و سیاست خود را راحتتر دنبال کند. اگر هدف این بود، حماس میتوانست به شکلی متمدنانهتر، این کار را انجام دهد، نه با این مشروعیتزدایی از مقاومت.
🍂 تنها دلیلی که میماند، استفاده تبلیغاتی اربابان ایرانی حماس در تهران است که با بهای ریختن خون فلسطینیها، اندکی شاد شوند. یعنی حماس اینقدر در قبال مردم فلسطین بیمسئولیت و خودفروخته است؟!
🔶 پینوشت نقدآگین: بله، در همین سطح، بیمسئولیت، بیشعور و خودفروخته است و هر گروهی که برای مبارزه برای استقلال و آزادی ملتش، به بودجهگیری یا کسب اجازه و تأییدگیری از قدرتهای بیگانه عادت کند، بهتدریج بدل به یک عنصر مزدور تمامعیار میشود و حرکتش از حرکتی آرمانخواهانه و منطبق با پرنسیبهای اخلاقی و منطقی، به تجارت و بیزنس معدودی از رهبران گروه و خدمترسانی به قدرتهای بیگانه بدل میشود. نزدیکترین گروه ایرانی در این زمینه و همچنین در شدتِ کوری و خود-تخریبی به حماس، مجاهدین خلق بودهاست؛ البته این عدم استقلال و بدل شدن مبارزه به «بیزینس» و یا حرکتی برای جلب تأیید قدرتهای بیگانه، فقط برای این گروه چپ رخ ندادهاست و بسیاری از گروهها به این بلیه دچار شدهاند.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DumanRadmehr
✍️#دومان_رادمهر
🍂 احزاب چپ سوئد، سنتاً حامی فلسطین بوده و در بکاربردن کلمه «تروریست» برای گروههای فلسطینی، محتاط هستند. انجمنهای عدیدهای با بودجه دولتی در مورد مسئله فلسطین در سوئد فعال هستند. راست افراطی سوئد نیز به تبع دیگر افراطیهای اروپا، با رویکرد یهودستیزی، معمولا مخالف اسرائیل است.
🍂 دولت هرسال حدود چهل میلیون دلار به فلسطین کمک میکند و اخیرا صحبت از افزایش آن بود. دولتهای چپ سوئد، غالبا شهرکسازی اسرائیل را محکوم کرده، ولی برای محکومیت حملات گروههای فلسطینی، چندان فعال نبودهاند؛ که این موضوع همواره مورد انتقاد اسرائیل بودهاست. سوئد در واردات و صادرات سلاح با اسرائیل خیلی محافظهکارانه عمل میکند.
🍂 تمام آنچه اشاره شد، نمونهایست از «مشروعیت مقاومت فلسطین» در این کشور غربی؛ بهتر است بگوییم، «بود»؛ زیرا حمله وحشیانه حماس، تقریبا تمام این مشروعیت را (حداقل برای مدتی) برباد داد.
🍂 از اولین لحظات حمله، حتی احزاب چپ، در محکومیت گروه تروریستی حماس در حال رقابتند. موضوع، دیگر «حقّ دفاع مشروع اسرائیل» از خودش در مقابل حماس است. دولت ائتلافی سوئد نیز در حال گفتگو برای قطع «کمکهای سالانه به فلسطین» است.
🍂 آنچه که حماس با فلسطین کرد، آرزوی افراطیهای اسرائیل بود؛ مخصوصا در شرایطی که آنها برای تصویب قانون مطلوب خود در اسرائیل، در مضیقه بودند. توحشی کمنظیر در کشتار صدها جوان بیسلاح که هیچ امکانی برای توجیه آن باقی نمانده (دقیقا مانند داعش)، با این تفاوت که هدف این وحشیگری، مردم بیصاحب عراق و سوریه نبود.
🍂 از تمام مؤلفههای قدرت، اعم از نظامی، سیاسی، رسانهای و ...، طرف فلسطینی فقط در «مشروعیت دفاع» دست برتر داشت، اما با «عملیات تروریستی حماس»، مخصوصا به آن شکل وحشیانه، قدرت فلسطین در آن مؤلفه نیز از بین رفته و میدان نبرد از مشروعیت، به «مقابله نظامی» تغییر یافت که قدرت اسرائیل در آن بسیار فراتر است.
🍂 سوال اساسی اینست که حماس به بهای مشروعیت از دسترفته، چه چیزی بدست آورد؟ نه شهری را آزاد کرد و نه اراضیای تصاحب شد. گفته میشود که حماس با این اقدام، «ابهت قدرت اسرائیل» را شکست؛ که چه بشود؟! این به چه کار مردم آواره فلسطین و ساکنان آن میآید؟! اگر فرضا اسرائیل چندان هم قدرتمند نباشد، آنقدر قدرت دارد که غزه را با خاک یکسان کند و سیاست خود را راحتتر دنبال کند. اگر هدف این بود، حماس میتوانست به شکلی متمدنانهتر، این کار را انجام دهد، نه با این مشروعیتزدایی از مقاومت.
🍂 تنها دلیلی که میماند، استفاده تبلیغاتی اربابان ایرانی حماس در تهران است که با بهای ریختن خون فلسطینیها، اندکی شاد شوند. یعنی حماس اینقدر در قبال مردم فلسطین بیمسئولیت و خودفروخته است؟!
🔶 پینوشت نقدآگین: بله، در همین سطح، بیمسئولیت، بیشعور و خودفروخته است و هر گروهی که برای مبارزه برای استقلال و آزادی ملتش، به بودجهگیری یا کسب اجازه و تأییدگیری از قدرتهای بیگانه عادت کند، بهتدریج بدل به یک عنصر مزدور تمامعیار میشود و حرکتش از حرکتی آرمانخواهانه و منطبق با پرنسیبهای اخلاقی و منطقی، به تجارت و بیزنس معدودی از رهبران گروه و خدمترسانی به قدرتهای بیگانه بدل میشود. نزدیکترین گروه ایرانی در این زمینه و همچنین در شدتِ کوری و خود-تخریبی به حماس، مجاهدین خلق بودهاست؛ البته این عدم استقلال و بدل شدن مبارزه به «بیزینس» و یا حرکتی برای جلب تأیید قدرتهای بیگانه، فقط برای این گروه چپ رخ ندادهاست و بسیاری از گروهها به این بلیه دچار شدهاند.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DumanRadmehr
حمله حماس به اسرائیل
@Naqdagin
🎧 حملۀ حماس به اسرائیل
🎙#هیمن_سیدی
❓چرا جنبش فلسطینیها همیشه غیردموکراتیک و فاقد معیارهای حقوق بشری بودهاست؟
🍂 نقطۀ شروع مسألۀ فلسطین، فرصتطلبی اقتصادی بود. فروش زمین به قیمت گران. فلسطینیها از همان آغاز، بر برتری عددی خود جهت نابودی یهودیها تاکید میکردند، و حتا به هیتلر هم روی آوردند.
🍂 پس از ناکامی ناسیونالیسم فلسطینی، اینبار به پانعربیسم و رؤیای جنگ چند صد میلیون عرب برای کشتار چند میلیون اسرائیلی متوسل شدند. بعد به شوروی و بلوک شرق و چپ جهانی اتکا کردند؛ در نهایت، سر از اسلامگرایی و تروریسم اسلامی در آوردند.
🍂 حماس از یکسو خود را بزرگترین قربانی اشغالگری معرفی میکرد، اما از اشغالگری اردوغان در عفرین استقبال کردند. فرصتطلبیاش در بهار عربی عیانتر شد زمانی که به #حکومت_اسلامی ایران پشت کرد و به حمایت از اپوزیسیون سوریه علیه بشار اسد پرداخت و تصور کرد ارباب جدید، اردوغان، برنده این نبرد خواهد بود.
🍂 خشونت عریان امروز حماس با ساکنان اسرائیل، علیه خود فلسطینیهای حامی فتح هم انجام شدهبود.
❓پس از ۷۵ سال جنگ و توسل به همه دیکتاتورها، چرا چند سال به صلح شانسی نمیدهید؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#هیمن_سیدی
❓چرا جنبش فلسطینیها همیشه غیردموکراتیک و فاقد معیارهای حقوق بشری بودهاست؟
🍂 نقطۀ شروع مسألۀ فلسطین، فرصتطلبی اقتصادی بود. فروش زمین به قیمت گران. فلسطینیها از همان آغاز، بر برتری عددی خود جهت نابودی یهودیها تاکید میکردند، و حتا به هیتلر هم روی آوردند.
🍂 پس از ناکامی ناسیونالیسم فلسطینی، اینبار به پانعربیسم و رؤیای جنگ چند صد میلیون عرب برای کشتار چند میلیون اسرائیلی متوسل شدند. بعد به شوروی و بلوک شرق و چپ جهانی اتکا کردند؛ در نهایت، سر از اسلامگرایی و تروریسم اسلامی در آوردند.
🍂 حماس از یکسو خود را بزرگترین قربانی اشغالگری معرفی میکرد، اما از اشغالگری اردوغان در عفرین استقبال کردند. فرصتطلبیاش در بهار عربی عیانتر شد زمانی که به #حکومت_اسلامی ایران پشت کرد و به حمایت از اپوزیسیون سوریه علیه بشار اسد پرداخت و تصور کرد ارباب جدید، اردوغان، برنده این نبرد خواهد بود.
🍂 خشونت عریان امروز حماس با ساکنان اسرائیل، علیه خود فلسطینیهای حامی فتح هم انجام شدهبود.
❓پس از ۷۵ سال جنگ و توسل به همه دیکتاتورها، چرا چند سال به صلح شانسی نمیدهید؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 اگر جمهوری اسلامی نتواند حزبالله لبنان را وادار یا راضی کند که وارد جنگ شود و با اسرائیل درگیر شود، کار غزه تمام است. پیشبینی من از محدودیت زمانی، ۴۸ الی نهایتاً ۷۲ است. بعد از این زمان دیگر ورود یا عدم ورود حزبالله لبنان به جنگ، تاثیر جدی روی سرنوشت غزه نخواهد داشت.
🍂 تمام نقشهی بازدارندهی جمهوری اسلامی برای جلوگیری از شخم خوردن نوار غزه، تهدید به بازگشایی جبهههای جدید از لبنان و سوریه علیه اسرائیل، حملهی گروههای نیابتی به نیروهای آمریکایی در عراق و تلاش برای فعال کردن گروههای بنیادگرایی اسلامی در خاورمیانه است.
🍂 نهایت اهرم فشار حماس هم بستن اسرای اسرائیلی روی بام خانهها و زاغههای مهمات است یا اعدام اسرا جلوی دوربینهای تلویزیونی و رسانهها؛ والسلام!
🍂 اگر حزبالله لبنان جبهه جدید علیه اسرائیل باز کند، وضعیت اسرائیل بحرانی خواهد شد اما غرب در عمل انجام شده قرار میگیرد. هدفها به ترتیب در لبنان، سوریه، عراق و ایران خواهد بود. چقدر از این مسیر طی خواهد شد؟ فعلاً مشخص نیست یا حداقل برای من مشخص نیست.
🍂 ایالات متحده فعلاً قصد درگیری با جمهوری اسلامی در خاک ایران را ندارد برای همین چین را تحت فشار گذاشته تا جمهوری اسلامی را وادار به عدم دخالت حزبالله لبنان در جنگ کند. جمهوری اسلامی بدون چین، در زمان کوتاهی مچاله میشود. احتمال زیادی وجود دارد که چین موفق شود که جمهوری اسلامی و از طریق جمهوری اسلامی،حزبالله لبنان را از دخالت مستقیم در جنگ باز دارد، اما تحلیلگرانی که در ایران زندگی کرده باشند، بهخوبی میدانند که نقش و نیروی ایدئولوژی را نباید دستکم گرفت.
پینوشت: آمریکا تمایل داشت و دارد هرگونه طرح یا برنامهی عملی برای حمله به جمهوری اسلامی را تا هجده الی بیست و چهار ماه دیگر به تاخیر بیاندازد. اسرائیل هم این را میداند و قصد ندارد به صورت احساساتی، مستقیماً به جمهوری اسلامی حمله کند، اما اگر حتی یک شلیک از خاک ایران به سمت اسرائیل اتفاق بیافتد، برنامهی حمله به جمهوری اسلامی کلید خواهد خورد.
✍️#عابد_توانچه (کنشگر و تحلیلگر چپ)
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 تمام نقشهی بازدارندهی جمهوری اسلامی برای جلوگیری از شخم خوردن نوار غزه، تهدید به بازگشایی جبهههای جدید از لبنان و سوریه علیه اسرائیل، حملهی گروههای نیابتی به نیروهای آمریکایی در عراق و تلاش برای فعال کردن گروههای بنیادگرایی اسلامی در خاورمیانه است.
🍂 نهایت اهرم فشار حماس هم بستن اسرای اسرائیلی روی بام خانهها و زاغههای مهمات است یا اعدام اسرا جلوی دوربینهای تلویزیونی و رسانهها؛ والسلام!
🍂 اگر حزبالله لبنان جبهه جدید علیه اسرائیل باز کند، وضعیت اسرائیل بحرانی خواهد شد اما غرب در عمل انجام شده قرار میگیرد. هدفها به ترتیب در لبنان، سوریه، عراق و ایران خواهد بود. چقدر از این مسیر طی خواهد شد؟ فعلاً مشخص نیست یا حداقل برای من مشخص نیست.
🍂 ایالات متحده فعلاً قصد درگیری با جمهوری اسلامی در خاک ایران را ندارد برای همین چین را تحت فشار گذاشته تا جمهوری اسلامی را وادار به عدم دخالت حزبالله لبنان در جنگ کند. جمهوری اسلامی بدون چین، در زمان کوتاهی مچاله میشود. احتمال زیادی وجود دارد که چین موفق شود که جمهوری اسلامی و از طریق جمهوری اسلامی،حزبالله لبنان را از دخالت مستقیم در جنگ باز دارد، اما تحلیلگرانی که در ایران زندگی کرده باشند، بهخوبی میدانند که نقش و نیروی ایدئولوژی را نباید دستکم گرفت.
پینوشت: آمریکا تمایل داشت و دارد هرگونه طرح یا برنامهی عملی برای حمله به جمهوری اسلامی را تا هجده الی بیست و چهار ماه دیگر به تاخیر بیاندازد. اسرائیل هم این را میداند و قصد ندارد به صورت احساساتی، مستقیماً به جمهوری اسلامی حمله کند، اما اگر حتی یک شلیک از خاک ایران به سمت اسرائیل اتفاق بیافتد، برنامهی حمله به جمهوری اسلامی کلید خواهد خورد.
✍️#عابد_توانچه (کنشگر و تحلیلگر چپ)
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
نقدآگین
📗چرا تحدی مغالطه است؟ ✍️#علیرضاموثق 1️⃣ داور این مسابقه کیست؟ آیا مسلمانها داور هستند؟ منتها مسلمانها، صلاحیتِ داوری ندارند؛ به همان قیاس که یک قاضی، صلاحیتِ قضاوت نسبت به پروندهٔ قضاییِ خودش را ندارد، «به این دلیلِ ساده که ذی نفع است»، لذا قرآن، با مشخص…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📗«شهادت»، «هلاکت» و «استاندارد دوگانه»
✍️#علیرضاموثق
🍂 مغالطه از رذایل درجهٔ اول اخلاقی است؛ «تعبد و جزم و جمود و تعصب و تکرار ادعای بلادلیل و تصدیق ادعای بلادلیل»، همگی رذایل اخلاقی هستند و باعث انحطاط «عقل و اخلاق و عواطف، یعنی فرهنگ»، و موجب تباهی و سیاهی باطن انسانها میشوند.
🍂 «استاندارد دوگانه» یکی از اصناف مغالطه است. مسلمانان اگر کسی فرشته ببیند و صداهایی بشنود که دیگران نمیشنوند، بیدرنگ او را بیمار و دچار اختلال مغزی-روانی میبینند، اما وقتی به پیامرشان میرسند، موضع متفاوتی اتخاذ میکنند. مسلمانان فحشهای قرآن نسبت به مخالفان و کافران، چون «حرامزاده و سگ و الاغ و بوزینه و گورخر» را محکوم نمیکنند و ناروا نمیدانند. مسلمانان احکام ظالمانه و متوحشانهٔ اسلام چون «بردهداری و کودکهمسری و قتل مرتد و قتل سابالنبی و شلاق و قطع دست و قطع پا و قصاص و سنگسار و نجاست کفار و تبعیض علیه زنان/کافران و نیز قتل و غارت و به بردگی گرفتن کافران غیرحربی و اهل کتاب، یعنی حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر» را محکوم و مذمت نمیکنند. مسلمانان خرافات و اباطیل موجود در نحلههایی چون گاوپرستها را میبینند و نقد میکنند، اما خرافات و اباطیل مندرج در قرآن و سنت نبوی را نمیبینند و نقد نمیکنند؛ خرافات و اباطیلی چون «خدای متشخص و عادل و مهربان» و «نبوت» و «معاد جسمانی» و «قبض شدن روح هنگام خواب از بدن» و «هفتآسمان و هفتزمین و فرو رفتن خورشید در لجن هنگام غروب» و «دفع شیاطین با شهابسنگ» و «جن و فرشته و خلقت جن از آتش» و «خلقت انسان از خاک و خلقت شش روزهٔ جهان» را.
🍂 حماس -از گروههای مبارز فلسطینی در نوار غزه- به نحو غافلگیرانه به خاک اسرائیل حمله کرد و صدها غیرنظامی و زن و کودک را به نحو فجیعی با شقاوت تمام قتل عام کرد. رسانههای حکومتِ «ولایت مطلقهٔ فقیه»، کشتهشدنِ غیرنظامیانِ بیگناه در اسرائیل را «هلاکت صهیونیستهای نجس و نحس در روند مجاهدت و حملهٔ نظامیِ نیروهای مبارز فلسطینی» مینامند، لکن غیرنظامیان و زنان و کودکانی که بر اثر حملاتِ هواییِ حریفِ اسرائیلی در نوار غزه کشتهمیشوند را شهدایی مینامند که بر اثر «حملات وحشیانه و ددمنشانهٔ رژیم صهیونیستی» کشته شدهاند. در صورتی که طبق قوانین و معیارها و حقوق بینالملل، کشتن غیرنظامیان ممنوع و مذموم است؛ چه از جانب حماس باشد و چه از جانب اسرائیل و لذا در هر شکلش باید محکوم و مذمت شود. مغالطهٔ «استاندارد دوگانه» تنها یکی از مغالطات و رذایل مسلمانان، خاصه عمله و عقبهٔ «استبداد دینی و فاشیسم مذهبی» میباشد.
🗄پست مرتبط
📕احمد زیدآبادی، هادی خرسندی و ماجرای جناب اسلام
📕سروش دباغ و مقولۀ توهین (۱)
📕سروش دباغ و مقوله توهین (۲)
📕سروش دباغ و استاندارد دوگانه
📕 آیا اسلام خردپسند است یا خردستیز؟
📻 توهین و مغالطهٔ استاندارد دوگانه
#مغلطجات #نقد_اسلام #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍️#علیرضاموثق
🍂 مغالطه از رذایل درجهٔ اول اخلاقی است؛ «تعبد و جزم و جمود و تعصب و تکرار ادعای بلادلیل و تصدیق ادعای بلادلیل»، همگی رذایل اخلاقی هستند و باعث انحطاط «عقل و اخلاق و عواطف، یعنی فرهنگ»، و موجب تباهی و سیاهی باطن انسانها میشوند.
🍂 «استاندارد دوگانه» یکی از اصناف مغالطه است. مسلمانان اگر کسی فرشته ببیند و صداهایی بشنود که دیگران نمیشنوند، بیدرنگ او را بیمار و دچار اختلال مغزی-روانی میبینند، اما وقتی به پیامرشان میرسند، موضع متفاوتی اتخاذ میکنند. مسلمانان فحشهای قرآن نسبت به مخالفان و کافران، چون «حرامزاده و سگ و الاغ و بوزینه و گورخر» را محکوم نمیکنند و ناروا نمیدانند. مسلمانان احکام ظالمانه و متوحشانهٔ اسلام چون «بردهداری و کودکهمسری و قتل مرتد و قتل سابالنبی و شلاق و قطع دست و قطع پا و قصاص و سنگسار و نجاست کفار و تبعیض علیه زنان/کافران و نیز قتل و غارت و به بردگی گرفتن کافران غیرحربی و اهل کتاب، یعنی حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر» را محکوم و مذمت نمیکنند. مسلمانان خرافات و اباطیل موجود در نحلههایی چون گاوپرستها را میبینند و نقد میکنند، اما خرافات و اباطیل مندرج در قرآن و سنت نبوی را نمیبینند و نقد نمیکنند؛ خرافات و اباطیلی چون «خدای متشخص و عادل و مهربان» و «نبوت» و «معاد جسمانی» و «قبض شدن روح هنگام خواب از بدن» و «هفتآسمان و هفتزمین و فرو رفتن خورشید در لجن هنگام غروب» و «دفع شیاطین با شهابسنگ» و «جن و فرشته و خلقت جن از آتش» و «خلقت انسان از خاک و خلقت شش روزهٔ جهان» را.
🍂 حماس -از گروههای مبارز فلسطینی در نوار غزه- به نحو غافلگیرانه به خاک اسرائیل حمله کرد و صدها غیرنظامی و زن و کودک را به نحو فجیعی با شقاوت تمام قتل عام کرد. رسانههای حکومتِ «ولایت مطلقهٔ فقیه»، کشتهشدنِ غیرنظامیانِ بیگناه در اسرائیل را «هلاکت صهیونیستهای نجس و نحس در روند مجاهدت و حملهٔ نظامیِ نیروهای مبارز فلسطینی» مینامند، لکن غیرنظامیان و زنان و کودکانی که بر اثر حملاتِ هواییِ حریفِ اسرائیلی در نوار غزه کشتهمیشوند را شهدایی مینامند که بر اثر «حملات وحشیانه و ددمنشانهٔ رژیم صهیونیستی» کشته شدهاند. در صورتی که طبق قوانین و معیارها و حقوق بینالملل، کشتن غیرنظامیان ممنوع و مذموم است؛ چه از جانب حماس باشد و چه از جانب اسرائیل و لذا در هر شکلش باید محکوم و مذمت شود. مغالطهٔ «استاندارد دوگانه» تنها یکی از مغالطات و رذایل مسلمانان، خاصه عمله و عقبهٔ «استبداد دینی و فاشیسم مذهبی» میباشد.
🗄پست مرتبط
📕احمد زیدآبادی، هادی خرسندی و ماجرای جناب اسلام
📕سروش دباغ و مقولۀ توهین (۱)
📕سروش دباغ و مقوله توهین (۲)
📕سروش دباغ و استاندارد دوگانه
📕 آیا اسلام خردپسند است یا خردستیز؟
📻 توهین و مغالطهٔ استاندارد دوگانه
#مغلطجات #نقد_اسلام #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📗 احمد زیدآبادی، هادی خرسندی و ماجرای جناب اسلام
— ویژۀ خبرنامۀ گویا
✍️ #علیرضاموثق
🌐 مطالعۀ متن کامل در سایت «خبرنامۀ گویا - گویانیوز» | یا مشاهده فوری
⏰ زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه
🔖 ۲۳۱۴ واژه
🗄پست مرتبط
📺 نقد سخنان سروش پیرامون «حوادث تروریستی فرانسه»
📕خدای…
— ویژۀ خبرنامۀ گویا
✍️ #علیرضاموثق
🌐 مطالعۀ متن کامل در سایت «خبرنامۀ گویا - گویانیوز» | یا مشاهده فوری
⏰ زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه
🔖 ۲۳۱۴ واژه
🗄پست مرتبط
📺 نقد سخنان سروش پیرامون «حوادث تروریستی فرانسه»
📕خدای…
📘پیرامون تقابل فلسطین-اسرائیل
(۱/۲)
✍️ دکتر #محمدعلی_میرباقری
🍂 مسئلۀ فلسطین و اسرائیل پیچیده است. آن مقدار که من فهمیدهام حق تا حدی با فلسطینیان است (مثل مسئلۀ شهرکسازیها)، و تا حدی با اسرائیلیها (مثلاینکه علاقهای ندارند کاملاً محو شوند). اما مسئله اینجاست که شرایط مردمان بسیاری در جهان (مثل مسلمانان روهینگیا) بدتر از فلسطینیان است، اما نه خودشان اینقدر تقلا میکنند، نه جهان اینقدر به آنها توجه نشان میدهد.
🍂 نمیدانم اینهمه تقلای فلسطینیان برای چیست؟ به نظر روشن است که آرمان محو کامل اسرائیل توهمی بیش نیست. پس این نظامیگریهای شبه تروریستی که توسط حماس و جهاد اسلامی و غیره انجام میشود، هیچ تأثیری در تحقق این آرمانِ وهمی ندارد؛ میماند مسئلۀ «سر و سامان گرفتن اوضاع فلسطینیان در مرزهای رسمی بینالمللی و داشتن زندگی عادی» (در قالب ایدۀ دو کشور یا هر راهحل دیگری). در اینجا هم به نظرم روشن است که به زمین گذاشتن اسلحه و مبارزۀ بدون خشونت بهمراتب میتواند راهگشاتر از نظامیگری در مقابل حریفی باشد که صدها بار قویتر است.
🍂 اساساً من هم اگر جای اسرائیل میبودم و با قومی طرف بودم که آرمانشان محو کامل من است، هیچوقت وجود مستقل آنها را به رسمیت نمیشناختم؛ پس به نظر شرط اول قدم آن است که اسرائیل احساس نکند بقایش درخطر است، که این با تغییر آرمان (در مقام نظر) و زمین گذاشتن اسلحه (در مقام عمل) قابل تحقق است. به نظرم در چنین شرایطی، هم اسرائیل بیشتر آمادۀ کوتاه آمدن خواهد بود، هم جهان آمادۀ همراهی بیشتر با فلسطینیان میشود.
🍂 اسرائیل به هر شکلی که بوده، در بخشی از سرزمینهای کنونیاش شکلگرفته و جامعۀ بینالمللی نیز وجود آن را به رسمیت شناخته. این اصل بحث است. آیا این اشغالگریست؟ شاید بله، شاید خیر.
🍂 اگر بحث را تاریخی دنبال کنیم، اسرائیلیان مدعی هستند که نخستین ساکنان سرزمین مورد مناقشه یهودیها بودهاند. پس، اگر سکونت تاریخی را ملاک قرار دهیم، آن سرزمین متعلق به یهودیهاست. نمیشود گفت که ما در اِستناد تاریخی، مثلاً، فقط تا هزار سال عقب میرویم، نه بیشتر. چون چنین کاری سلیقهای میشود. اگر هم در تاریخ بهقدر کافی عقب برویم، به یهودیها میرسیم.
🍂 اما اگر کسی بگوید که ملاک، ساکنین هر زمانِ سرزمینها هستند، درست است که صد سال پیش ساکنان سرزمین مورد مناقشه فلسطینیان بودهاند و ازاینجهت اسکان مجدد یهودیها در آن سرزمین نامشروع است، اما باید توجه داشت که اکنون از زمان تأسیس اسرائیل زمانی گذشته و ساکنان فعلی آن سرزمین اسرائیلیها هستند. بهعبارتی، چه از جهت تاریخی، چه از جهت استناد به ساکنین بالفعل سرزمینها، اسرائیلیان (دستکم از منظری) محق هستند که «اکنون» در آن سرزمینها ساکن باشند.
🍂 اما میخواهم به بحث از منظر عملی نیز نگاه کنم. اگر قرار باشد هر قومی نسبت به سرزمینهایی که زمانی در تملک خود داشته ادعا کند، جهان باید هرروز شاهد جنگ باشد؛ ایران باید مدعی قفقاز شود، بریتانیا مدعی آمریکا شود، ایتالیا مدعی بریتانیا شود و... .
🍂 بر همین اساس، باید راهحلی عملی برای حل این مناقشات پیدا کرد. من فکر میکنم احترام به مرزهای مورد تأیید سازمان ملل راهحلی مناسب، یا شاید تنها راهحل باشد. مالکیت اساساً امری قراردادی است. هیچ خاکی ملک ازلی و ابدی هیچ قومی نیست. اقوام میآیند و میروند و خاک باقی میماند. در این میان، باید کاری کرد که انسانها هرچه سعادتمندتر زندگی کنند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @tafakoresadeh
(۱/۲)
✍️ دکتر #محمدعلی_میرباقری
🍂 مسئلۀ فلسطین و اسرائیل پیچیده است. آن مقدار که من فهمیدهام حق تا حدی با فلسطینیان است (مثل مسئلۀ شهرکسازیها)، و تا حدی با اسرائیلیها (مثلاینکه علاقهای ندارند کاملاً محو شوند). اما مسئله اینجاست که شرایط مردمان بسیاری در جهان (مثل مسلمانان روهینگیا) بدتر از فلسطینیان است، اما نه خودشان اینقدر تقلا میکنند، نه جهان اینقدر به آنها توجه نشان میدهد.
🍂 نمیدانم اینهمه تقلای فلسطینیان برای چیست؟ به نظر روشن است که آرمان محو کامل اسرائیل توهمی بیش نیست. پس این نظامیگریهای شبه تروریستی که توسط حماس و جهاد اسلامی و غیره انجام میشود، هیچ تأثیری در تحقق این آرمانِ وهمی ندارد؛ میماند مسئلۀ «سر و سامان گرفتن اوضاع فلسطینیان در مرزهای رسمی بینالمللی و داشتن زندگی عادی» (در قالب ایدۀ دو کشور یا هر راهحل دیگری). در اینجا هم به نظرم روشن است که به زمین گذاشتن اسلحه و مبارزۀ بدون خشونت بهمراتب میتواند راهگشاتر از نظامیگری در مقابل حریفی باشد که صدها بار قویتر است.
🍂 اساساً من هم اگر جای اسرائیل میبودم و با قومی طرف بودم که آرمانشان محو کامل من است، هیچوقت وجود مستقل آنها را به رسمیت نمیشناختم؛ پس به نظر شرط اول قدم آن است که اسرائیل احساس نکند بقایش درخطر است، که این با تغییر آرمان (در مقام نظر) و زمین گذاشتن اسلحه (در مقام عمل) قابل تحقق است. به نظرم در چنین شرایطی، هم اسرائیل بیشتر آمادۀ کوتاه آمدن خواهد بود، هم جهان آمادۀ همراهی بیشتر با فلسطینیان میشود.
🍂 اسرائیل به هر شکلی که بوده، در بخشی از سرزمینهای کنونیاش شکلگرفته و جامعۀ بینالمللی نیز وجود آن را به رسمیت شناخته. این اصل بحث است. آیا این اشغالگریست؟ شاید بله، شاید خیر.
🍂 اگر بحث را تاریخی دنبال کنیم، اسرائیلیان مدعی هستند که نخستین ساکنان سرزمین مورد مناقشه یهودیها بودهاند. پس، اگر سکونت تاریخی را ملاک قرار دهیم، آن سرزمین متعلق به یهودیهاست. نمیشود گفت که ما در اِستناد تاریخی، مثلاً، فقط تا هزار سال عقب میرویم، نه بیشتر. چون چنین کاری سلیقهای میشود. اگر هم در تاریخ بهقدر کافی عقب برویم، به یهودیها میرسیم.
🍂 اما اگر کسی بگوید که ملاک، ساکنین هر زمانِ سرزمینها هستند، درست است که صد سال پیش ساکنان سرزمین مورد مناقشه فلسطینیان بودهاند و ازاینجهت اسکان مجدد یهودیها در آن سرزمین نامشروع است، اما باید توجه داشت که اکنون از زمان تأسیس اسرائیل زمانی گذشته و ساکنان فعلی آن سرزمین اسرائیلیها هستند. بهعبارتی، چه از جهت تاریخی، چه از جهت استناد به ساکنین بالفعل سرزمینها، اسرائیلیان (دستکم از منظری) محق هستند که «اکنون» در آن سرزمینها ساکن باشند.
🍂 اما میخواهم به بحث از منظر عملی نیز نگاه کنم. اگر قرار باشد هر قومی نسبت به سرزمینهایی که زمانی در تملک خود داشته ادعا کند، جهان باید هرروز شاهد جنگ باشد؛ ایران باید مدعی قفقاز شود، بریتانیا مدعی آمریکا شود، ایتالیا مدعی بریتانیا شود و... .
🍂 بر همین اساس، باید راهحلی عملی برای حل این مناقشات پیدا کرد. من فکر میکنم احترام به مرزهای مورد تأیید سازمان ملل راهحلی مناسب، یا شاید تنها راهحل باشد. مالکیت اساساً امری قراردادی است. هیچ خاکی ملک ازلی و ابدی هیچ قومی نیست. اقوام میآیند و میروند و خاک باقی میماند. در این میان، باید کاری کرد که انسانها هرچه سعادتمندتر زندگی کنند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @tafakoresadeh
📘پیرامون تقابل فلسطین-اسرائیل
(۲/۲)
✍️ دکتر #محمدعلی_میرباقری
🍂 با این مقدمه (که پر از ادعاهای مختلف و قابل مناقشه است) اگر فرض بگیریم که مرزهای بینالمللی محترم هستند و بحث را از این نقطه آغاز کنیم، بهتر میتوان راجع به منازعۀ فلسطین-اسرائیل اظهارنظر کرد.
🍂 در حال حاضر، گروهی در فلسطین وجود دارد به نام حماس، که حدود پانزده سال پیش در یک انتخابات از جانب مردم فلسطین برگزیده شد؛ یعنی مورد حمایت مردم فلسطین بود. بعداً جدالی درونی در فلسطین، حاکمیت این گروه را بر غزه محدود کرد. ایدئولوژی این گروه «محو اسرائیل» است؛ یعنی هیچگونه موجودیتی را برای اسرائیل بهرسمیت نمیشناسد.
🍂 حال، این گروه که اعضایش در مناطق شهری و بین غیرنظامیان سنگر میگیرند، هر چند وقت یکبار به مناطق مسکونی اسرائیل، که فرض گرفتیم حاکمیتش بر مناطق مورد تأیید سازمان ملل مشروع است، حمله میکند. در اینجا اسرائیل چه واکنشی باید نشان دهد؟ پیش از ادامه دادن متن کمی به این مطلب فکر کنید.
🍂 اسرائیل یا میتواند کلاً ماجرا را نادیده بگیرد، که این ممکن نیست (چون حملات حماس ادامه پیدا میکند و احتمالاً گستردهتر هم میشود)، یا باید به مواضع حماس حمله کند. مواضع حماس اما، در بین مردم غیرنظامی است. در اینجا اسرائیل ناگزیر از حمله به مناطق مسکونی است.
🍂 گفته میشود که اسرائیل از قبل (دستکم گاهی) اطلاع میدهد که ساختمانها را خالی کنند تا کسی بیگناه کشته نشود. احتمالاً در خیلی از موارد چنین هشداری صورت نمیگیرد؛ چون اساساً هدف افراد داخل ساختمان هستند. دراینبین غیرنظامیها، خصوصاً کودکان هم کشته میشود.
🍂 اما گناه بر گردن کیست؟ کسی که پاسخ حملههای راکتی را میدهد یا کسانی که در میان مردم سنگر میگیرند؟ اساساً این تفاوت مهم میان کشتههای غیرنظامی فلسطینیان و اسرائیلیهاست. پایگاههای نظامی اسرائیل و محل استقرار نظامیان آنها مشخص است؛ لذا توجیهی برای کشتن غیرنظامیان توسط حماس وجود ندارد، اما کشته شدن غیرنظامیان در حملات اسرائیل عمدتاً اثر جانبی استقرار نیروهای حماس در دل مناطق مسکونیست.
🍂 محاصره، گزینۀ آلترناتیویست برای تضعیف حماس و احتمالاً ایجاد «نارضایتی مردمی» در جهت سقوط حماس، اما تا جایی که من دیدهام و خواندهام، تقریباً هیچ اعتراض فراگیری (شبیه آنچه در ۱۵ سال اخیر در ایران دیدهایم) به ماهیت حماس صورت نگرفتهاست؛ این یعنی مردم آنقدرها هم از حماس ناراضی نیستند، یا دستکم، حاضر نیستند برای پایین کشیدن حماس هزینه بدهند.
🍂 دراینبین، آیا اسرائیل باید هزینۀ در قدرت ماندن حماس را بدهد؟ بهعبارتی، به نظر میرسد که وضع فعلی غزه ناگزیر است. حماس میخواهد اسرائیل را محو کند؛ در این کار جسور هم هست، و اسرائیل ناچار به دفاع از خود است. حماس «سپر انسانی» درست میکند؛ درنتیجه حملات اسرائیل تلفات غیرنظامی میگیرد.
🍂 همۀ اینها تا اینجا. اما اگر به گذشته برویم، حتماً رفتار اسرائیل درست نبوده. همین حالا هم با شهرکسازیها و اشغال مناطقی خارج از مرزهای بینالمللی، اشغالگری میکند، اما نباید هر جنایتی که اسرائیل در مقاطع زمانی و در مکانهای دیگر انجام داده را به بحث غزۀ امروز تسری داد. امروز، آنچنان که من میبینم، در تقابل با غزه، برخلاف تقابل با سایر مناطق فلسطینی، حق عمدتاً با اسرائیل است؛ حماس سازمانی جنایتکار و جنگطلب است که ازقضا، مانع حلّ مناقشۀ فلسطین و اسرائیل نیز هست.
🔶 پینوشت نقدآگین: کشتار غیرنظامیان ساکن اسرائیل توسط حماس، منشأ قرآنی دارد. از نظر حماس، هرآنکه در اسرائیل ساکن است، اعم از نظامی و غیرنظامی، اشغالگر و کافر حربی محسوب میشود و تکلیف این گروه در سورۀ توبه و آیات سیف (ناسخ آیات مکی)، بهعنوان آخرین سورۀ نازل شده بر پیامبر، مشخص شدهاست. حماس، طالبان و داعش، نماینده بالفعل قرآنند. از یاد نبریم که «جهاد ابتدایی»، هم در فقه اهل سنت هست و هم در فقه شیعه جزو مشهورات است. مفسران متقدم که به عصر نزول نزدیکتر بودند، از آیات قرآن «جهاد ابتدایی» برداشت میکردند. از این منظر، وقتی حماس قدرت گرفت، میتواند جنگ را آغاز کند (جهاد ابتدایی).
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @tafakoresadeh
(۲/۲)
✍️ دکتر #محمدعلی_میرباقری
🍂 با این مقدمه (که پر از ادعاهای مختلف و قابل مناقشه است) اگر فرض بگیریم که مرزهای بینالمللی محترم هستند و بحث را از این نقطه آغاز کنیم، بهتر میتوان راجع به منازعۀ فلسطین-اسرائیل اظهارنظر کرد.
🍂 در حال حاضر، گروهی در فلسطین وجود دارد به نام حماس، که حدود پانزده سال پیش در یک انتخابات از جانب مردم فلسطین برگزیده شد؛ یعنی مورد حمایت مردم فلسطین بود. بعداً جدالی درونی در فلسطین، حاکمیت این گروه را بر غزه محدود کرد. ایدئولوژی این گروه «محو اسرائیل» است؛ یعنی هیچگونه موجودیتی را برای اسرائیل بهرسمیت نمیشناسد.
🍂 حال، این گروه که اعضایش در مناطق شهری و بین غیرنظامیان سنگر میگیرند، هر چند وقت یکبار به مناطق مسکونی اسرائیل، که فرض گرفتیم حاکمیتش بر مناطق مورد تأیید سازمان ملل مشروع است، حمله میکند. در اینجا اسرائیل چه واکنشی باید نشان دهد؟ پیش از ادامه دادن متن کمی به این مطلب فکر کنید.
🍂 اسرائیل یا میتواند کلاً ماجرا را نادیده بگیرد، که این ممکن نیست (چون حملات حماس ادامه پیدا میکند و احتمالاً گستردهتر هم میشود)، یا باید به مواضع حماس حمله کند. مواضع حماس اما، در بین مردم غیرنظامی است. در اینجا اسرائیل ناگزیر از حمله به مناطق مسکونی است.
🍂 گفته میشود که اسرائیل از قبل (دستکم گاهی) اطلاع میدهد که ساختمانها را خالی کنند تا کسی بیگناه کشته نشود. احتمالاً در خیلی از موارد چنین هشداری صورت نمیگیرد؛ چون اساساً هدف افراد داخل ساختمان هستند. دراینبین غیرنظامیها، خصوصاً کودکان هم کشته میشود.
🍂 اما گناه بر گردن کیست؟ کسی که پاسخ حملههای راکتی را میدهد یا کسانی که در میان مردم سنگر میگیرند؟ اساساً این تفاوت مهم میان کشتههای غیرنظامی فلسطینیان و اسرائیلیهاست. پایگاههای نظامی اسرائیل و محل استقرار نظامیان آنها مشخص است؛ لذا توجیهی برای کشتن غیرنظامیان توسط حماس وجود ندارد، اما کشته شدن غیرنظامیان در حملات اسرائیل عمدتاً اثر جانبی استقرار نیروهای حماس در دل مناطق مسکونیست.
🍂 محاصره، گزینۀ آلترناتیویست برای تضعیف حماس و احتمالاً ایجاد «نارضایتی مردمی» در جهت سقوط حماس، اما تا جایی که من دیدهام و خواندهام، تقریباً هیچ اعتراض فراگیری (شبیه آنچه در ۱۵ سال اخیر در ایران دیدهایم) به ماهیت حماس صورت نگرفتهاست؛ این یعنی مردم آنقدرها هم از حماس ناراضی نیستند، یا دستکم، حاضر نیستند برای پایین کشیدن حماس هزینه بدهند.
🍂 دراینبین، آیا اسرائیل باید هزینۀ در قدرت ماندن حماس را بدهد؟ بهعبارتی، به نظر میرسد که وضع فعلی غزه ناگزیر است. حماس میخواهد اسرائیل را محو کند؛ در این کار جسور هم هست، و اسرائیل ناچار به دفاع از خود است. حماس «سپر انسانی» درست میکند؛ درنتیجه حملات اسرائیل تلفات غیرنظامی میگیرد.
🍂 همۀ اینها تا اینجا. اما اگر به گذشته برویم، حتماً رفتار اسرائیل درست نبوده. همین حالا هم با شهرکسازیها و اشغال مناطقی خارج از مرزهای بینالمللی، اشغالگری میکند، اما نباید هر جنایتی که اسرائیل در مقاطع زمانی و در مکانهای دیگر انجام داده را به بحث غزۀ امروز تسری داد. امروز، آنچنان که من میبینم، در تقابل با غزه، برخلاف تقابل با سایر مناطق فلسطینی، حق عمدتاً با اسرائیل است؛ حماس سازمانی جنایتکار و جنگطلب است که ازقضا، مانع حلّ مناقشۀ فلسطین و اسرائیل نیز هست.
🔶 پینوشت نقدآگین: کشتار غیرنظامیان ساکن اسرائیل توسط حماس، منشأ قرآنی دارد. از نظر حماس، هرآنکه در اسرائیل ساکن است، اعم از نظامی و غیرنظامی، اشغالگر و کافر حربی محسوب میشود و تکلیف این گروه در سورۀ توبه و آیات سیف (ناسخ آیات مکی)، بهعنوان آخرین سورۀ نازل شده بر پیامبر، مشخص شدهاست. حماس، طالبان و داعش، نماینده بالفعل قرآنند. از یاد نبریم که «جهاد ابتدایی»، هم در فقه اهل سنت هست و هم در فقه شیعه جزو مشهورات است. مفسران متقدم که به عصر نزول نزدیکتر بودند، از آیات قرآن «جهاد ابتدایی» برداشت میکردند. از این منظر، وقتی حماس قدرت گرفت، میتواند جنگ را آغاز کند (جهاد ابتدایی).
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @tafakoresadeh
📘آرمان فلسطین، جریان «محور مقاومت» و حماس
✍️ #آرمان_امیری
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | صفحهٔ آرمان امیری
✍️ #آرمان_امیری
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | صفحهٔ آرمان امیری