نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.14K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 عبارت «معماریِ ایرانی-اسلامی» به‌ چه‌ معناست؟
— مسجد جامع ورامین (آتشکده جامع ورامین)

🎙#کاوه_ایران‌فره

🍂 حقیقتاً ما چیزی به‌عنوان معماری اسلامی نداریم و تنهاچیزی که می‌تواند ایرانی-اسلامی خوانده‌شود، معماری ایرانی به‌همراهِ «آیات و عباراتِ مذهبیِ اسلامی» می‌باشد.

🍂 بخشِ اسلامی در این بناها همان آیات قرآنِ گچکاری‌شده بر روی بناهاست؛ ما چیزی تحت‌ عنوان معماری به‌سبک اسلامی نداریم؛ معماری ایرانی است.

🍂 مسجد جامع ورامین آتشکدهٔ سابق جامع ورامین بوده‌است که در دوره‌ی سلجوقیان بازسازی و تغییر کاربرد داده‌است.


#ایران #هنر #نقد_اسلام

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بازسازی هویت ایرانی
@Naqdagin
🎧 چگونه ایران و هویت ایرانی را بازسازی کنیم؟

🎙دکتر #شروین_وکیلی


#ایران

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @sherwin_vakili
سیمای من پارسی
@Naqdagin
🎧 سیمای منِ پارسی

🎙دکتر #شروین_وکیلی


#ایران
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @sherwin_vakili
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 برای فهم اینکه کشور چگونه اداره می‌شود، باید به حرف‌های این جوان چاپلوس و بی‌اطلاعی آقای خامنه‌ای، توجه‌ کرد. جوان چاپلوس دارد در مورد «حفاری افقی» حرف می‌زند که تکنولوژی آن‌ را حداقل دو دهه پیش، آمریکا و اروپا‌ ساخته و در حفاری افقی چاه‌های نفت و گاز، از آن استفاده می‌کنند. روسیه و چین، هنوز هم تجربه‌ای در این راه کسب نکرده‌اند.

🍂 رهبر که توضیحات دروغ این جوان چاپلوس را نمی‌فهمد، برای مقایسه، قنات را مثال می‌زند و آن‌چنان سر شعف می‌آید که به او می‌گوید، این تکنولوژی را به‌نام ایران ثبت کنید.

🍂 جوانک چاپلوس که می‌داند دروغ می‌گوید، به‌شکلی خودش را تبرئه می‌کند و می‌خواهد دست بالا را در خلق این تکنولوژی به چینی‌ها دهد.

🍂 کروناسنج سپاه، تولید واکسن کرونا، محو اسرائیل از نقشه دنیا، اقتصاد مقاومتی، اقتصاد و صنعت هوشمند و جبهۀ مقاومت، همه از همین دست و ناشی از جهالت مطلقی‌ بودند که رهبران #حکومت_اسلامی از دنیای بیرونی، سیاست، صنعت و تکنولوژی دارند. کشور این‌‌گونه در جهل اداره می‌شود.

✍🏻 دکتر #مهدی_نوربخش (استاد امور بین‌الملل و تجارت دانشگاه علم و صنعت هریسبورگ)


➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 پیرمرد نابینایی که خیاطی می‌کند


#تجربه_زیسته
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘پیرامون هنر ایران و تاثیر آن بر اسلام

✍🏻 #محمد_احیائی


🗄پست مرتبط

📺 معماری اسلامی وجود ندارد -هوشنگ سیحون-
📺 عبارت «معماریِ ایرانی-اسلامی» به‌چه‌معناست؟

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @Jan_o_Kherad
📘پیرامون هنر ایران و تاثیر آن بر اسلام
(۱/۲)
✍🏻 #محمد_احیائی

🍂 [ادعای] بی‌سواد بودن پیامبر اسلام، اهمیت قطعی در بنیان‌گذاری اسلام داشته و از همین‌رو، کتابِ اسلام (قرآن) به‌معنی «خوانده شده/خواندنی» و با فعل دستوری «بخوان» آغاز گردیده‌است. آن‌قدر این موضوع، در دین‌شناسی تطبیقی و فلسفهٔ تطبیقی هنر اهمیت دارد که ما آن را درست در تراز «باکرگی مریم» بر‌می‌شماریم؛ یعنی اگر مریم بکرزا بوده‌باشد، فرزندش تجسد خداست، به‌مثابه وجهی از حضور امر مطلق در تاریخ؛ به‌همین رویه، اگر پیامبر اسلام بی‌سواد باشد، پیامبر خداست، یعنی وجهی از حضور مطلق، به‌مثابه زبانِ حقیقت.

🍂 «تجسد خدا از دختری باکره» و «خواندن [یا انشاء کتاب] از فردی بی‌سواد» دو نوع مواجهه با امر مطلق و بالتبع، دو ریشهٔ فلسفهٔ هنر در مسیحیت و اسلام را برساخته‌است. چنانکه هنر مسیحیت از تصورِ حضور خدا و بازتاب آن در «نقاشی و مجسمه‌سازی» برآمد، در اسلام هر دوی این هنرها، نکوهیده و تحریم شدند، و هنر مسلمانان از تصورِ موضوعِ حضور خدا در خواندن و نوشتن، به‌صورت‌های «قرائت، ترتیل و تجوید و خطاطی قرآن» متجلی شد.

🍂 تا سال‌های سال و دهه‌ها، این فلسفه جاری بود تا این که ایرانیان، برای نگارش قرآن (که اکثر آن هم حتی عربی نبود)، دستور زبان و نوشتار عرب را از روی خطوط پهلوی و دستور آن نگاشتند.

۱- ریشه‌شناسی مسجد

از نظر ریشه‌شناسی، این واژه عربی نیست و ریشهٔ اوستایی و پهلوی دارد. هنوز در بسیاری از نقاط ایران، نام نیایشگاه‌های کهن «مزگت» است. نمونهٔ آن «اسپید مزگت» در گیلان و بی‌شمار در کردستان و ... که از این میان، به‌علت اهمیت موضوع، «اسپید مزگت» را مستندسازی کرده‌ام. این نام از ریشه «مزدا» گرفته شده و در آغاز، «مزداکده» بوده که در پهلوی و دری، به‌صورت «مزگت» درآمده و در عربی از آن «مسجد» ساخته شده‌است. این ریشه را می‌توانید در نام «مسقط» هم ببینید. یعنی به دو صورت «مسقط» و «مسجد» معرب شده‌است. سپس از آن، ریشه «س ج د» گرفته شده و در باب رفته‌است. این الگوی ساخت فعل از اسم در عربی هنوز رایج است. نمونه این که حتی در روزگار معاصر در عربی، از «تلفن» نیز «یتلفن» ساخته شده‌است.

۲- معنی‌شناسی

از آن روی که در گاهان، نام «مزدا» در معنی «خرد»، بر «اهوره» در معنی «جان» بیشتر پدیدار شد، نام «مزداکده» برای «چارتاقی‌»ها به کاربرده شد؛ نتیجه این که نوشتار قرآنی، ربطی به اسلام نداشته و ندارد. هنر ایرانیان بود، طبق شاهنامه، تهمورس دیوان را دستگیر کرد و ایشان خط‌ها را به وی آموختند. باستان‌شناسی نیز نشان داده که نخستین خط‌های جهان، در میان‌رودان و عیلام در ۵۰۰۰ سال پیش پدیدار شده‌اند. خطی که روی بناهای مزگت‌ها پدیدار شد نیز به دست ایرانیان و از خط پهلوی نهاده شد و بسیار دیرتر در اسلام پرده از رخ برگرفت.

۳- قدمت

کهن‌ترین آن‌ها را که هنوز سرپا هستند، مستند کرده‌ام که بازه هور در خراسان و نیاسر در کاشان هستند و بیش از ۲۰۰۰ سال پیش ساخته شده‌اند.

۴- کارکردها

ابعاد کارکردهای چهارتاقی‌ها گسترده هستند و از اختربینی، هیات و نجوم تا آتشکده و نیایشگاه بوده‌است. در رساله کارشناسی ارشدم کارکردهای بسیار شگفت‌انگیز را یافته و برشمرده‌ام.

(ادامه دارد)

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘پیرامون هنر ایران و تاثیر آن بر اسلام
(۲/۲)
✍🏻 #محمد_احیائی

🍂 از آن روی که اسلام نمی‌توانست از «فلسفهٔ هنر» خود فراتر برود که مبنایش بر «خواندن و امر شفاهی-زبانی» بود و همچنین، «مزگت‌ها» که در آن‌ها، مشکل حل‌نشدنی پارادوکسِ «تربیع دایره» به‌دست ایرانیان حل شده‌بود (که به‌صورت امکان‌پذیر کردنِ ناممکن -یعنی قرار دادن گنبد بر مکعب- بود)، برای حل مشکلِ نداشتنِ نیایش‌گاه، مزگت‌ها تنها الگوی گسترده‌شده در سراسر شاهنشاهی ساسانی بودند که با کمترین تلاش و تغییری، به‌عنوان «مسجد»، مبنا قرار گرفتند؛ کافی بود یکی از دهانه‌های «چهارتاقی» را که رو به قبله بود، با سنگ و گچ ببندند و آن را به‌عنوان «مهراب («محراب» مُعرَب «مِهراب» است) و مسجد» استفاده کنند.

🍂 این‌گونه بود که بیابانگرد بودن اعراب و نداشتن تمدن و یکجانشینی از یک سو، و فقرِ مطلق و ذاتی فلسفهٔ هنری اسلام برای هنرهایی مانند معماری و ضدیت ذاتی آن با باقی هنرها، مانند نقاشی، مجسمه‌سازی، رقص، موسیقی (غیر از صوت خاص قرائت)، اجازهٔ ایجاد، رشد و تعالی هنر را نمی‌داد و به هرجا که می‌رسید، از آن ویرانه‌ای برجای می‌نهاد. تجلیات هنری برای این موجودات، یا باید تخریب می‌شد یا به‌غنیمت برده‌-می‌شد؛ نمونهٔ تلخ آن، ویران‌سازی شهر تیسفون و ایوان مدائن و تکه‌تکه کردن فرش‌های بهارستان و گلستان بود.

🍂 فرم اصلی «چهارتاقی و گنبد»، بر فراز «مزداکده» چندان کامل بود و توانسته بود تضاد جای‌دادن مربع در دایره را حل کند که حتی تاکنون نیز، بهتر از آن در جهان پدیدار نشده‌است. برای همین، به‌عنوان فرم اصلی به بسیاری تمدن‌ها رفته و بیابانگردان اسلام نیز همان را به‌/عنوان پایه و اساس معماری مصادره کردند و همچنین با همین روند، دیگر فرم‌های اصلی معماری ایران، مانند کاروانسرا و... نیز در سرزمین‌های تصرف‌شدهٔ اسلام، گسترش یافت و حتی به بسیاری نقاط جهان نیز سرایت کرد؛ برای نمونه، آنچه در اسپانیای اشغالی دوران اموی در کوردوبا و ... دیده می‌شود، خود گواه به‌کارگیری مزگت و کلیسا به‌عنوان نیایشگاه اسلام است. راستی تاکنون از خود پرسیده‌اید که چرا هیچ مسجدی مانند کعبه نیست؟ و چرا مسجد مدینه که از چند تنه‌ٔ نخل و برگ آن‌ها ساخته شده بود، الگو قرار نگرفت؟


#ایران #هنر #نقد_اسلام

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘دین به‌مثابه ایدئولوژی سیاسی

✍🏻 #مهرپویا_علا

🍂
هیچ دولتی نمی‌تواند به مدت طولانی تنها با اتکای به زور به حکومت ادامه دهد. باید کسانی باشند که همان زور را اعمال کنند. باید کسانی باشند که آن زور را سازماندهی کنند. حتی اگر فرض بگیریم برای به دست آوردن زور پول کفایت می‌کند، باز باید کسانی باشند که به دولت مالیات بپردازند یا معدن‌ها را برای دولت استخراج کنند. کسانی که مالیات می‌پردازند چرا با همان پول خودشان، زور را نخرند و حاکم نشوند؟ پس فقط با زور و پول نمی‌توان مدت طولانی حکومت کرد.

🍂 اینجاست که پای «ایدئولوژی» وسط می‌آید. من نمی‌گویم تنها سرچشمۀ دین همین است، ولی قطعاً یکی از سرچشمه‌های مهم و عامل تقویت آن، همین نیاز حاکم به مشروعیت است. باید کسانی باشند که قانع شوند آن فردی که آن بالا نشسته‌است و دستور می‌دهد، حق دارد که چنین کند. نظام اعتقادی چنین پذیرشی را فراهم می‌کند.

🍂 صفویه تا حد زیادی توانسته بود چنین مشروعیتی را برای خود فراهم کند؛ مدت نسبتاً طولانی‌ای دوام آورده‌بودند؛ با دولت‌های دیگر طرف مذاکره واقع می‌شدند. به معنای سنتی شهرنشین بودند - یعنی عشایری نبودند؛ شجرنامه‌ای برای خود جعل کرده بودند که یک طرفش به ائمۀ شیعه و طرف دیگرش به ساسانیان می‌رسید؛ خلاصه مشروعیت صفویه تا حد مؤثری پذیرفته شده بود. این چیزی است که با انقراض صفویه از میان رفت. کسی «نَدَر قلی» را که بعد «نادرشاه» شد، واقعاً به‌عنوان شاه قبول نمی‌کرد. خان قاجار یا خان‌های لر و کرد می‌گفتند که اگر قرار است با زور شاه شد، چرا ما نه؟ قاجار چه کمی از افشار دارد؟

🍂 در جغرافیایی که تا صد و خورده‌ای سال پیش، یعنی تا اوائل قرن بیستم، هنوز بخش اعظم جمعیت عشایر بودند، باز ۱۵۰ سال دیگر هم به عقب باز گردید و آن وقت تصور کنید وقتی رئیس یک ایل، خودش را شاه می‌کند، چه بلبشویی به راه می‌افتد. نادر، پدر و پدربزرگِ آقامحمدخان و همین‌طور خود آقامحمدخان، از این بلبشو زنده بیرون نیامدند. کریم‌خان زند که خود را شاه اعلام نکرد و عملاً هم تسلطی بر نیمۀ شمالی ایران نداشت، به مرگ طبیعی مرد، ولی اعضای خاندانش اینقدر خوش‌شانس نبودند.

🍂 از این لحاظ، انقراض صفویه یک فاجعه بود؛ ارتباط با فرنگ تقریباً قطع شد؛ بسیاری از تأسیسات نابود شدند؛ تجارت خوابید، و بسیاری کشته شدند. قاجاریه پس از آقامحمدخان کوشیدند تا یک مشروعیت تازه فراهم کنند؛ مثلاً منشاء ازدواج‌های مکرر فتحعلی‌شاه، میل جنسی شدید نبود! تلاش برای برقراری پیوند با عشایر - به جای جنگ - بود؛ یا «تاج کیانی» بر سر گذاشتن و به سبک ساسانی‌ها کتیبه کندن، هیچ‌کدام پیش از فتحعلیشاه رواج چندانی نداشتند.

🍂 فتحعلی‌شاه هدفی از این اقدامات داشت که همان فراهم آوردن یک منشاء مشروعیت تازه برای حکومتش بود. نظر ما امروز دربارۀ او و قاجار، به‌طور کلی هر چه باشد، ولی عملاً در این هدف چندان هم ناموفق نبود. هرچند مقارن شدن قاجار با قرن نوزدهم و انقلاب صنعتی هم در تداوم‌شان مؤثر بود.

🍂 درون این کاخ چهل‌ستون، شش نقاشی عمده وجود دارند. من تا جایی که گشتم، دو تا از این شش نقاشی - یکی مربوط به جنگ چالدران در دورۀ شاه اسماعیل و دیگری مربوط به جنگ کرنال در دورۀ نادرشاه -، در همان اوائل قاجاریه کشیده شده‌اند. نادرشاه دشمن ‌و رقیب قاجارها بود و پدربزرگ آقامحمدخان، اساساً با توطئۀ او کشته شد. اگر تاریخ این دو تابلو مربوط به اوائل قاجار باشد، یک نشانه‌ای از این است که آنها می‌کوشیدند تا نهاد پادشاهی و دولت را چیزی فراتر از محل دعواهای ایلی و طایفه‌ای ببینند.


#آینه_تاریخ #نگار_نو #نقد_ادیان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
📘امامِ مُطلقِ مردم

✍🏻 #رضا_زمان


➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
📘امام مطلق مردم

✍🏻 #رضا_زمان

🍂 روح‌الله خمینی با اقبال و رضایتِ عمومی پای در سیاست نهاد؛ ۱۲ بهمن، سند این اقبال است؛ روزی که مردم مشتاقانه به استقبالش رفتند، بی‌آنکه کسی مجبورشان کند، با انتخاب خود دست بیعت به خمینی دادند و بی‌ فرمایش و سفارش، لبیک گفتند، اما نه فقط عامه‌، نه فقط مردم کوچه و بازار، که نخبگان هم به سوی او شتافتند. کثیری از روشنفکران و دانشگاهیان، چپ و راست، پذیرای او شدند. این بود که خمینی را مردم امام کردند. امام امضای امامتِ خود را از اکثریت مردم گرفت.

🍂 خمینی رهبری دینی شد که دم از حاکمیتِ ملت زد؛ از ارادۀ عمومی خرج کرد و بر تعیینِ سرنوشتِ ملی اصرار ورزید. همین بود که گفت «سرنوشت هر ملت به دست خودش است» و «به پشتیبانی از ملّت» توی دهن دولت زد. چون ارادۀ عمومی در رهبریِ خمینی بود؛ مردم حاکمیت خود را به دست او سپردند و سرنوشت خویش را در امامتِ او تعیین کردند.

🍂 رهبری و امامتِ خمینی، وفق ارادۀ عمومی و تعیین سرنوشتِ ملت، به‌واقع اسطورۀ حاکمیتِ مُطلقِ عامه را شکست؛ اسطوره‌ای که از دو اسطورۀ شکست‌خوردۀ «ارادۀ عمومی» و «تعیینِ سرنوشتِ جمعی»، پایه و مایه می‌گیرد؛ این زیربنای حکومتِ اکثریت یا حکومتِ مردم است که به‌خطا، دموکراسی خوانده می‌شود. اسطوره‌ی حاکمیتِ مُطلقِ عامه، نه به دموکراسی که به «استبداد عمومی-استبداد اکثریت» می‌انجامد؛ آنچه رهبری و امامت خمینی را امضا کرد، استبداد عمومی بود نه دموکراسی.

🍂 استبداد، به قول کُنستان، در «قدرتِ بی‌کران» است، چه در قامت یک تن باشد چه در قامت همگان؛ به دیگر سخن، «حاکمیّتِ ناکران‌مند مردم» به استبدادِ اکثریت می‌رسد، و استبدادِ اکثریت، در نهایت به استبداد یک تن ختم می‌شود؛ یعنی انتقال استبداد از اکثریّت به یک تن. این است که استبداد، یعنی قدرتِ مُطلق و اقتدار تام، ذاتاً نامشروع است و «دستیازی به ارادۀ مردم» نیز مشروعیت به آن نمی‌بخشد.

🍂 در یک دریافت لیبرال، بنای دموکراسی بر حقوق بشر است نه حاکمیتِ مُطلق عامه، و نه تعیینِ نامحدودِ سرنوشت. آنچه که مرجع برتر است، حقّ هر فرد در زندگی خود است، نه ارادۀ اکثریت. ‌در نگرۀ لیبرالی، دموکراسی مشروعیت و موجهیت خود را از حقّ و حقوق افراد می‌گیرد. پیام لیبرالیسم، به بیان کُنستان، همین است که شهروندان، فارغ از هر اقتداری، «حقوق فردی» دارند که فوق رأی و همه‌پرسی است و همین حقوق، بر دموکراسی یک حد لیبرال می‌زند.

🍂 بر این بنا، دموکراسی (به قول پوپر) استوار بر «عزل دموکراتیک و مسالمت‌آمیزِ قدرت» است نه تعیین رهبر و امامِ مطلقه. در واقع، اگر بنای دموکراسی بر حقوق فرد است، یک حق از این حقوق، حقّ آزادی سیاسی است که باز به‌تعبیر کُنستان، ضامن آزادی فردی است. اما یک بنای آزادی سیاسی، در حقّ عزل حاکمان، بدون خونریزی است. این است که پوپر، دموکراسی را به «امکان رهایی از شرّ حاکمان بدون شورش و انقلاب» تعبیر کرد. آنچه ابزار این امکان است، همان «انتخابات عمومی» است؛ در واقع، انتخابات، نه نصب که «عزل حاکمان و احزاب» است.

🍂 در برابر دموکراسی، دیکتاتوری آن است که این امکان وجود نداشته باشد و مردم جز با انقلاب و خشونت، توان کنار زدن حکام را نداشته باشند. بدین معنا، دموکراسی اصلاح‌‌پذیر و دیکتاتوری اصلاح‌ناپذیر است؛ پس، دموکراسی این نیست که مردمْ امام مطلق‌العنانی را تعیین کنند و تمام امور و حقوق خود را به او بسپارند و دست او را در نقض «حقوق فردی» باز بگذارند. دموکراسی به‌معنای «تعیین امام و رهبر»، به‌واقع فاسدترین و مبتذل‌ترین برداشت از دموکراسی‌ست. اگر این است، «حکومت خلفای اسلامی» هم دموکراتیک بود. همچنین «نازیسم هیتلری» هم نوعی دموکراسی بود!

🍂 به‌سبب ضعف فرهنگ دموکراتیک و برداشت بسیار خام از دموکراسی، که ناشی از ضعف و قلت لیبرالیسم در کشور بود، نخبگان خمینی را در قامت یک رهبرِ دموکراتیک تصور کردند؛ چون خمینی اقبال عمومی داشت و او از این اقبال، استقبال می‌کرد. تصور این بود که رهبری با پشتیبانی عمومی، برآمده از دموکراسی است و رهبری که از تعیین سرنوشتِ ملت به‌دست خویش می‌گوید و به پشتیبانی ملّت مفتخر است، رهبری دموکراتیک است؛ پس لابد باید نظامی دموکراتیک برپا کند و خود هم کنار بنشیند. این تصور اما خطا بود، و به زودی روشن شد که چرا خطا بود.

🍂 اما این را هم باید یادآور شد که انگارۀ حاکمیتِ عامۀ مردم، برای خمینی اصالت نداشت؛ ابزار بود نه امری اصیل. برای او، اصالت با همان حق الهی و دینی حکومت بود. خمینی ولایت خود را با حقّ الهی اثبات می‌کرد، نه حقّ مردمی؛ یعنی انتخاب مردم در اثبات حقّ حاکمیت او قدر و منزلتی نداشت. او این حق را از خدا و شریعت می‌گرفت. اما در مقام امکان و احقاقِ عملی حکومت، از ارادۀ مردم خرج کرد؛ یعنی مردم ابزاری بودند برای او. اگر ارادۀ عمومی خلاف رأی او بود، آن را سرکوب می‌کرد.


#حکومت_اسلامی #آینه_تاریخ #فلسفیدن

➖➖➖

🌾 @Naqdagin