#نقد_روشنفکران
📘هنرنشناسی عبدالکریم
✍️#بابک_مینا
🍂 عبدالکریم سروش نوشتهاست که سخنش دربارهٔ عریان شدن گلشیفته فراهانی زنستیزی نیست؛ به نظر من هم نیست.
گفته میتواند دربارهٔ عملی عمومی داوری کند؛ بله میتواند.
گفته کثیری از عقلای عالم حکم به بدی عریانی میدهند؛ استاد این کثیر را چگونه محاسبه کردهاند؟
در این جهان غرب که ما زندگی میکنیم کثیری از عقلا از قضا مشکلی با عریانی ندارند، اما فرض که چنین است که سروش میگوید، استاد میپذیرند که عقلایی هم هستند که حکم به خوبی یا بیاشکالی عریانی میدهند؟ پس حضرتش قبول دارند که میان «عقلا» (چه برسد به عموم مردم) در این باره اختلاف هست؟ پس عقل حکم میکند وسط بحثی که ماهیتاً مناقشهبرانگیز است، یعنی بحثی سیاسی و جدلی، دربارهٔ موضوع مناقشهبرانگیزِ دیگری حکم ندهیم و اگر خواستیم دربارهاش سخن بگوییم شستهورفته و مستدل و به تفصیل بگوییم و در وقت خود و نه در میانه بحث و به عنوان طعنه!
🍂 نکتهٔ دیگر. حضرت سروش توجه نمیکنند که گلشیفته بازیگر است و تن بازیگر ابزار بیان اوست. همهٔ بدن و حتی شرمگاه. بدن آدمی در سینما و عکاسی چنین است. داوری استاد در واقع دربارهٔ کل سینما و هنر عکاسی است! اگر این داوری درست باشد، باید گفت بخش بزرگی از سینما ناپسند است! این البته نظر مرسومی در جمهوری اسلامی بوده و هست. داوری استاد غیرعقلانی است نه برای اینکه عریانی را دوست ندارد، برای اینکه به میانجی مهمی که در این میان هست - یعنی سینما و عکاسی - توجه نمیکند.
🍂 در نقاشی تاریخی طولانی داریم از طراحی و نقاشی بدن عریان انسان. اصلاً همین امروز هم شما نمیتوانید نقاش و طراح ماهری شوید بدون اینکه بدن آدمی را به خوبی بشناسید و طراحی کنید. و این یعنی یک نفر آدمیزاد زن و مرد لخت شود و جلوی شما بنشیند و شما تمام اندام وی را یعنی سر و صورت و دست و پا و عضلات و شرمگاه و پستان و غیره را با دقت ببینید و بکشید؛ نه یک بار بلکه چند بار! این بخشی از آموزش طراحی و نقاشی است و قرنها هم در مغربزمین سابقه داشته است! پس قرنها نقاشان بزرگ - که بسیاریشان مسیحی بودهاند - از ناعاقلان بودهاند؟ خیر.
🍂 چیزی که برای من عجیب است هنرناشناسی استاد است. کسی در خیابان یا وسط مجلس درس و سخنرانی لخت نشده! موضوع هنر است و ابزار بیان؛ این چیزی است که در داوری استاد غایب است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘هنرنشناسی عبدالکریم
✍️#بابک_مینا
🍂 عبدالکریم سروش نوشتهاست که سخنش دربارهٔ عریان شدن گلشیفته فراهانی زنستیزی نیست؛ به نظر من هم نیست.
گفته میتواند دربارهٔ عملی عمومی داوری کند؛ بله میتواند.
گفته کثیری از عقلای عالم حکم به بدی عریانی میدهند؛ استاد این کثیر را چگونه محاسبه کردهاند؟
در این جهان غرب که ما زندگی میکنیم کثیری از عقلا از قضا مشکلی با عریانی ندارند، اما فرض که چنین است که سروش میگوید، استاد میپذیرند که عقلایی هم هستند که حکم به خوبی یا بیاشکالی عریانی میدهند؟ پس حضرتش قبول دارند که میان «عقلا» (چه برسد به عموم مردم) در این باره اختلاف هست؟ پس عقل حکم میکند وسط بحثی که ماهیتاً مناقشهبرانگیز است، یعنی بحثی سیاسی و جدلی، دربارهٔ موضوع مناقشهبرانگیزِ دیگری حکم ندهیم و اگر خواستیم دربارهاش سخن بگوییم شستهورفته و مستدل و به تفصیل بگوییم و در وقت خود و نه در میانه بحث و به عنوان طعنه!
🍂 نکتهٔ دیگر. حضرت سروش توجه نمیکنند که گلشیفته بازیگر است و تن بازیگر ابزار بیان اوست. همهٔ بدن و حتی شرمگاه. بدن آدمی در سینما و عکاسی چنین است. داوری استاد در واقع دربارهٔ کل سینما و هنر عکاسی است! اگر این داوری درست باشد، باید گفت بخش بزرگی از سینما ناپسند است! این البته نظر مرسومی در جمهوری اسلامی بوده و هست. داوری استاد غیرعقلانی است نه برای اینکه عریانی را دوست ندارد، برای اینکه به میانجی مهمی که در این میان هست - یعنی سینما و عکاسی - توجه نمیکند.
🍂 در نقاشی تاریخی طولانی داریم از طراحی و نقاشی بدن عریان انسان. اصلاً همین امروز هم شما نمیتوانید نقاش و طراح ماهری شوید بدون اینکه بدن آدمی را به خوبی بشناسید و طراحی کنید. و این یعنی یک نفر آدمیزاد زن و مرد لخت شود و جلوی شما بنشیند و شما تمام اندام وی را یعنی سر و صورت و دست و پا و عضلات و شرمگاه و پستان و غیره را با دقت ببینید و بکشید؛ نه یک بار بلکه چند بار! این بخشی از آموزش طراحی و نقاشی است و قرنها هم در مغربزمین سابقه داشته است! پس قرنها نقاشان بزرگ - که بسیاریشان مسیحی بودهاند - از ناعاقلان بودهاند؟ خیر.
🍂 چیزی که برای من عجیب است هنرناشناسی استاد است. کسی در خیابان یا وسط مجلس درس و سخنرانی لخت نشده! موضوع هنر است و ابزار بیان؛ این چیزی است که در داوری استاد غایب است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
#اپوزیشنقد #ایران
📘دموکراسی علیه حکومت قانون؟
✍️#بابک_مینا
پرسشگر رادیو فردا از شاهزاده میپرسد اگر گروهی بر اساس تاکتیک تمامیت ارضی را پذیرفت و فردا زد زیرش چه باید کرد؟ شاهزاده پاسخ میدهد درباره این مسائل مجلس مؤسسان که منتخب مردم هستند تصمیم میگیرد!
«انتخاباتبازی» که گفتم یعنی این! یعنی شما فکر کنی «تمامیت ارضی کشور» را میگذاری به انتخابات، ببینی رأی میآورد یا نه، آن هم درست در وسط جهنم خاورمیانه! البته به نظر من رأی میآورد، ولی نفس گفتن این حرف نشان از این دارد که شاهزاده تصور میکند تمام موجودیت یک جامعه باید حاصل انتخابات باشد! خیر! انتخاب مردم حوزهای مشخص دارد. توضیحی کوتاه:
اریک ویل، فیلسوف سیاسی آلمانی الاصل در کتاب «فلسفه سیاسی» مینویسد:
«عبارتی مانند «کنترل حکومت به وسیلهٔ مردم» بیمعنا است. آن مردمی را که ما به این طریق در مقابل دولت قرار میدهیم، به عنوان دادهای پیش از قانون وجود ندارد و جایی دیده نمیشود».
این حکومت قانون است که «جمعیت» را به شهروند صاحب رأی بدل میکند. اگر مفهوم تمامیت ارضی پذیرفته نباشد شما مفهوم ملت نخواهید داشت، اگر مفهوم ملت نداشته باشید مفهوم حاکمیت ملی ندارید، و اگر مفهوم حاکمیت ملی نداشته باشید، مشروعیت «انتخابات» در هر شکلش منتفی خواهد بود.
این حرف که اراده مردم تعیینکننده همه چیز است در نهایت یعنی اراده مردم میتواند خود اصل حکومت قانون را نیز به زیر بکشد. این یعنی نوعی انقلابیگری ضدِ حکومتِ قانون.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘دموکراسی علیه حکومت قانون؟
✍️#بابک_مینا
پرسشگر رادیو فردا از شاهزاده میپرسد اگر گروهی بر اساس تاکتیک تمامیت ارضی را پذیرفت و فردا زد زیرش چه باید کرد؟ شاهزاده پاسخ میدهد درباره این مسائل مجلس مؤسسان که منتخب مردم هستند تصمیم میگیرد!
«انتخاباتبازی» که گفتم یعنی این! یعنی شما فکر کنی «تمامیت ارضی کشور» را میگذاری به انتخابات، ببینی رأی میآورد یا نه، آن هم درست در وسط جهنم خاورمیانه! البته به نظر من رأی میآورد، ولی نفس گفتن این حرف نشان از این دارد که شاهزاده تصور میکند تمام موجودیت یک جامعه باید حاصل انتخابات باشد! خیر! انتخاب مردم حوزهای مشخص دارد. توضیحی کوتاه:
اریک ویل، فیلسوف سیاسی آلمانی الاصل در کتاب «فلسفه سیاسی» مینویسد:
«عبارتی مانند «کنترل حکومت به وسیلهٔ مردم» بیمعنا است. آن مردمی را که ما به این طریق در مقابل دولت قرار میدهیم، به عنوان دادهای پیش از قانون وجود ندارد و جایی دیده نمیشود».
این حکومت قانون است که «جمعیت» را به شهروند صاحب رأی بدل میکند. اگر مفهوم تمامیت ارضی پذیرفته نباشد شما مفهوم ملت نخواهید داشت، اگر مفهوم ملت نداشته باشید مفهوم حاکمیت ملی ندارید، و اگر مفهوم حاکمیت ملی نداشته باشید، مشروعیت «انتخابات» در هر شکلش منتفی خواهد بود.
این حرف که اراده مردم تعیینکننده همه چیز است در نهایت یعنی اراده مردم میتواند خود اصل حکومت قانون را نیز به زیر بکشد. این یعنی نوعی انقلابیگری ضدِ حکومتِ قانون.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
#اپوزیشنقد #ایران
«چرا ما اساسن بریم سراغ اسلحهسازی بجای انرژیهای تجدیدپذیر؟»
۱. اساسن وارد شدن به ائتلاف با نیروهای وابستهٔ قومیتگرا با سابقهٔ تروریستی و همکاری با صدام در بحرانیترین اوضاع کشور که ادبیاتشان کاملن ارتجاعی-ایدئولوژیک و مبتنی بر رد وجود…
«چرا ما اساسن بریم سراغ اسلحهسازی بجای انرژیهای تجدیدپذیر؟»
۱. اساسن وارد شدن به ائتلاف با نیروهای وابستهٔ قومیتگرا با سابقهٔ تروریستی و همکاری با صدام در بحرانیترین اوضاع کشور که ادبیاتشان کاملن ارتجاعی-ایدئولوژیک و مبتنی بر رد وجود…
#اپوزیشنقد #ایران
📘منشور بیبستگی و عراقیزاسیون
✍️#بابک_مینا
🍂 این منشور تا چند ماه دیگر به کاغذ باطله بدل خواهد شد و این ائتلاف هم به تدریج به حاشیه خواهد رفت و کماثر خواهد شد، اما فرض کنید ۶ ماه دیگر جمهوری اسلامی سقوط کند و همین جمع امضاءکنندگان در ایران صاحب قدرت شوند.
🍂 در چنین شرایطی این منشور دقیقا راه عراق شدن ایران را هموار میکند؛ البته کار به اینجاها نمیکشد.
🍂 ما در شرایط فعلی یک جمهوری اسلامی داریم که هم قدرت سرکوب دارد و هم به خوبی مانور میدهد و شرایط را به نفع خودش عوض میکند. از آن طرف، یک اپوزیسیون داریم که سر «ملت واحد بودن ایران»، یعنی پایهایترین مفهوم سیاست نمیتواند به اجماع برسد، ولی تعیین کرده که حکومت آینده باید به چه توافقهای جهانی بپیوندد و هر استانی هم باید چطور اداره شود! مثل اینکه شما بخواهی ساختمان بسازی و اول به فکر رنگِ دیوارِ آشپزخانه طبقه چهارم باشی، ولی یادت برود پیِ ساختمان را بسازی!
🍂 از دیگر لطفیههای این دو روز این است که برخی از موافقان منشور (که لابد در نوشتن و شکلگیری این «همبستگی(!)» نقش داشتهاند) منتقدان منشور را تهدید کردند اگر به انتقاد ادامه دهند، در کارگروهها هم راه داده نمیشوند! وای چه خسرانی! حالا چی کار کنیم؟ :)) و دیگرانی که بدون کوچکترین گفتوگویی میگویند، همین است که هست! این ادبیات جذابتان حتماً همه را جذب خواهد کرد! این اسمش «بیبستگی» است، نه همبستگی!
🍂 فکر کنم یک نکته در این چند روز کاملاً روشن شده است: ما ایراندوستان بر سر اصولمان با هیچ کس تعارف نداریم. شخص کورش کبیر هم از گور برخیزد و خطا کند، جدی و صریح نقدش میکنیم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘منشور بیبستگی و عراقیزاسیون
✍️#بابک_مینا
🍂 این منشور تا چند ماه دیگر به کاغذ باطله بدل خواهد شد و این ائتلاف هم به تدریج به حاشیه خواهد رفت و کماثر خواهد شد، اما فرض کنید ۶ ماه دیگر جمهوری اسلامی سقوط کند و همین جمع امضاءکنندگان در ایران صاحب قدرت شوند.
🍂 در چنین شرایطی این منشور دقیقا راه عراق شدن ایران را هموار میکند؛ البته کار به اینجاها نمیکشد.
🍂 ما در شرایط فعلی یک جمهوری اسلامی داریم که هم قدرت سرکوب دارد و هم به خوبی مانور میدهد و شرایط را به نفع خودش عوض میکند. از آن طرف، یک اپوزیسیون داریم که سر «ملت واحد بودن ایران»، یعنی پایهایترین مفهوم سیاست نمیتواند به اجماع برسد، ولی تعیین کرده که حکومت آینده باید به چه توافقهای جهانی بپیوندد و هر استانی هم باید چطور اداره شود! مثل اینکه شما بخواهی ساختمان بسازی و اول به فکر رنگِ دیوارِ آشپزخانه طبقه چهارم باشی، ولی یادت برود پیِ ساختمان را بسازی!
🍂 از دیگر لطفیههای این دو روز این است که برخی از موافقان منشور (که لابد در نوشتن و شکلگیری این «همبستگی(!)» نقش داشتهاند) منتقدان منشور را تهدید کردند اگر به انتقاد ادامه دهند، در کارگروهها هم راه داده نمیشوند! وای چه خسرانی! حالا چی کار کنیم؟ :)) و دیگرانی که بدون کوچکترین گفتوگویی میگویند، همین است که هست! این ادبیات جذابتان حتماً همه را جذب خواهد کرد! این اسمش «بیبستگی» است، نه همبستگی!
🍂 فکر کنم یک نکته در این چند روز کاملاً روشن شده است: ما ایراندوستان بر سر اصولمان با هیچ کس تعارف نداریم. شخص کورش کبیر هم از گور برخیزد و خطا کند، جدی و صریح نقدش میکنیم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
#اپوزیشنقد
📘برگشت سلطنتطلبان ملیگرا از رضا پهلوی
— رضا پهلوی و ائتلافی تقویتکننده تجزیهطلبان و #ایران ستیزان
✍️#بابک_مینا
🍂 چندی پیش در دیداری خصوصی که به همراه جمعی از دوستان برای اولین و آخرین بار با شاهزاده داشتم، به ایشان گفتم، «مردم ایران در خیابانها چند ماه جانفشانی کردند تا نوبت به اپوزیسیون رسید و در کمال شگفتی مدعیان نتوانستند حتی روی مفهومی پایهای یعنی «ملت ایران» توافق کنند!»؛ گفتم «این تصویری بسیار منفی از اپوزیسیون به دست میدهد»؛ گفتم «جناب مهتدی که در ائتلاف حضور دارد به «ملتهای» ایران باور دارد، و نه به «ملت ایران»، و این راه تجزیه و آشوب داخلی را باز میگذارد؛ چرا که هر ملتی حق تعیین سرنوشت دارد».
🍂 شاهزاده برافروخته پاسخ داد آقای مهتدی ایراندوست است من با او صحبت کردهام!
🍂 شاهزاده ایران را دوست دارد، ولی ایرانی که او دوست دارد، معلوم نیست چیست؟! بیشتر نقشی خیالی است تا قلمرویی سیاسی و تاریخ و فرهنگی مشخص. دوست داشتن ایران کافی نیست؛ باید ایران را شناخت! خصوصاً هستی سیاسی آن را.
🍂 اندوهبارترین بخش ماجرا جوانانی هستند که به امید این اپوزیسیون، در خیابانها با جمهوری شر میجنگند. این اپوزیسیون امید و نیروی جان شما را به گروگان گرفتهاست. زد و بندها در بالا و در محافل قدرت و ثروت، دارد به جاهای بدی کشیده میشود. امید ما این بود که شاهزاده نماینده و رهبر معنوی جریان ایراندوست باشد. اما اینطور نیست؛ ایشان با پروژهای همراه شده است که جز ویرانی و تضعیف ایران ثمری ندارد.
🍂 با همه علاقهای که به شاهزاده و منش ایشان داشته و دارم، نمیتوانم تضاد آشکار اعمال و مواضع اخیر ایشان را با اصول قطعی که به آنها باور دارم، نادیده بگیرم. متاسفانه شاهزاده راهی در پیش گرفتهاست که در ضدیت کامل با سلوک دو پادشاه سلسله پهلوی است.
🍂 من وکالتم را از ایشان پس میگیرم. میدانم که جبهه ایرانگرا راه خود را پیدا خواهد کرد؛ شاه مردهاست اما ایران و ایراندوستان میمانند.
۲۸ مارچ ۲۰۲۳
——-
🍂یکی از این دلالان حقوق بشر گفته کسانی که به اصلاحطلبان رأی دادند حق ندارند از شاهزاده انتقاد کنند [درحالیکه خود رضا پهلوی تا جنبش سبز از حامیان امثال خاتمی و موسوی بود و حتا علیه براندازی سخنها گفتهبود] یا وکالتشان را پس بگیرند! بنده بسیار خوشحالم که سالها جزء کسانی بودم که سعی میکردند به طور مسالمتآمیز تغییر را جلو ببرند. نه تنها اشتباه نبود که عین درستی بود. این حرف را که «آخوند بد است، آزادی قشنگ است»، راننده تاکسیهای انقلاب - آزادی بهتر از شما بلدند. ما در سالهای اصلاحات با آزمون و خطا کار کردیم و بسیار تاثیر گذاشتیم. البته که از ۹۶ به بعد اصلاحات تمام شد، ولی کل کارهای آن دوران را نباید به حساب «اصلاحطلبان» نوشت. ۲۰ سال تلاش جامعه ایران را زیر سئوال بردن، فقط از دلال دونمایهای مثل تو برمیآيد.
۳۱ مارچ ۲۰۲۳
——-
🍂 اگر شاهزاده صریحاً علیه تعبیر «ملیتهای ایران» که بر زبان آقای مهتدی جاری میشود، موضع نگیرد به این معنی است که این تعبیر خط قرمز ایشان نیست. من جور دیگری نمیتوانم این سکوت را تفسیر کنم. اگر هم موضع بگیرند، باید پرسید پس چرا با این فرد منشور امضاء کردهاید و ائتلاف کردهاید؟ مابقی اعضای شورا هم که تکلیفشان روشن است: دروازههای جهنم برای ایران.
۳ آپریل ۲۰۲۳
🗄پست مرتبط:
📕مرگ دوم سلطنت
📕استقلالطلبی یا استقلالفروشی؟
📕برنار آنری لوی؛ «دوست نادان کردها»
📕دموکراسی علیه حکومت قانون؟
📕ایراناینترنشنال؛ رسانه تجزیهطلبان یا پهلویطلبان؟ مسأله این نیست!
📕منشور همبستگی از منظر برخی مشروطهخواهان و ملیگرایان
📕رضا پهلوی و فقدان درک مسألهٔ ایران
📕 اپوزیسیون و فقدان مسألهٔ ایران
📕چرا ایران یک کشور «کثیرالمله» نیست؟
📻 سوء استفاده از مفهوم «ملیت»
📻 فدرالیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘برگشت سلطنتطلبان ملیگرا از رضا پهلوی
— رضا پهلوی و ائتلافی تقویتکننده تجزیهطلبان و #ایران ستیزان
✍️#بابک_مینا
🍂 چندی پیش در دیداری خصوصی که به همراه جمعی از دوستان برای اولین و آخرین بار با شاهزاده داشتم، به ایشان گفتم، «مردم ایران در خیابانها چند ماه جانفشانی کردند تا نوبت به اپوزیسیون رسید و در کمال شگفتی مدعیان نتوانستند حتی روی مفهومی پایهای یعنی «ملت ایران» توافق کنند!»؛ گفتم «این تصویری بسیار منفی از اپوزیسیون به دست میدهد»؛ گفتم «جناب مهتدی که در ائتلاف حضور دارد به «ملتهای» ایران باور دارد، و نه به «ملت ایران»، و این راه تجزیه و آشوب داخلی را باز میگذارد؛ چرا که هر ملتی حق تعیین سرنوشت دارد».
🍂 شاهزاده برافروخته پاسخ داد آقای مهتدی ایراندوست است من با او صحبت کردهام!
🍂 شاهزاده ایران را دوست دارد، ولی ایرانی که او دوست دارد، معلوم نیست چیست؟! بیشتر نقشی خیالی است تا قلمرویی سیاسی و تاریخ و فرهنگی مشخص. دوست داشتن ایران کافی نیست؛ باید ایران را شناخت! خصوصاً هستی سیاسی آن را.
🍂 اندوهبارترین بخش ماجرا جوانانی هستند که به امید این اپوزیسیون، در خیابانها با جمهوری شر میجنگند. این اپوزیسیون امید و نیروی جان شما را به گروگان گرفتهاست. زد و بندها در بالا و در محافل قدرت و ثروت، دارد به جاهای بدی کشیده میشود. امید ما این بود که شاهزاده نماینده و رهبر معنوی جریان ایراندوست باشد. اما اینطور نیست؛ ایشان با پروژهای همراه شده است که جز ویرانی و تضعیف ایران ثمری ندارد.
🍂 با همه علاقهای که به شاهزاده و منش ایشان داشته و دارم، نمیتوانم تضاد آشکار اعمال و مواضع اخیر ایشان را با اصول قطعی که به آنها باور دارم، نادیده بگیرم. متاسفانه شاهزاده راهی در پیش گرفتهاست که در ضدیت کامل با سلوک دو پادشاه سلسله پهلوی است.
🍂 من وکالتم را از ایشان پس میگیرم. میدانم که جبهه ایرانگرا راه خود را پیدا خواهد کرد؛ شاه مردهاست اما ایران و ایراندوستان میمانند.
۲۸ مارچ ۲۰۲۳
——-
🍂یکی از این دلالان حقوق بشر گفته کسانی که به اصلاحطلبان رأی دادند حق ندارند از شاهزاده انتقاد کنند [درحالیکه خود رضا پهلوی تا جنبش سبز از حامیان امثال خاتمی و موسوی بود و حتا علیه براندازی سخنها گفتهبود] یا وکالتشان را پس بگیرند! بنده بسیار خوشحالم که سالها جزء کسانی بودم که سعی میکردند به طور مسالمتآمیز تغییر را جلو ببرند. نه تنها اشتباه نبود که عین درستی بود. این حرف را که «آخوند بد است، آزادی قشنگ است»، راننده تاکسیهای انقلاب - آزادی بهتر از شما بلدند. ما در سالهای اصلاحات با آزمون و خطا کار کردیم و بسیار تاثیر گذاشتیم. البته که از ۹۶ به بعد اصلاحات تمام شد، ولی کل کارهای آن دوران را نباید به حساب «اصلاحطلبان» نوشت. ۲۰ سال تلاش جامعه ایران را زیر سئوال بردن، فقط از دلال دونمایهای مثل تو برمیآيد.
۳۱ مارچ ۲۰۲۳
——-
🍂 اگر شاهزاده صریحاً علیه تعبیر «ملیتهای ایران» که بر زبان آقای مهتدی جاری میشود، موضع نگیرد به این معنی است که این تعبیر خط قرمز ایشان نیست. من جور دیگری نمیتوانم این سکوت را تفسیر کنم. اگر هم موضع بگیرند، باید پرسید پس چرا با این فرد منشور امضاء کردهاید و ائتلاف کردهاید؟ مابقی اعضای شورا هم که تکلیفشان روشن است: دروازههای جهنم برای ایران.
۳ آپریل ۲۰۲۳
🗄پست مرتبط:
📕مرگ دوم سلطنت
📕استقلالطلبی یا استقلالفروشی؟
📕برنار آنری لوی؛ «دوست نادان کردها»
📕دموکراسی علیه حکومت قانون؟
📕ایراناینترنشنال؛ رسانه تجزیهطلبان یا پهلویطلبان؟ مسأله این نیست!
📕منشور همبستگی از منظر برخی مشروطهخواهان و ملیگرایان
📕رضا پهلوی و فقدان درک مسألهٔ ایران
📕 اپوزیسیون و فقدان مسألهٔ ایران
📕چرا ایران یک کشور «کثیرالمله» نیست؟
📻 سوء استفاده از مفهوم «ملیت»
📻 فدرالیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
#اپوزیشنقد #ایران
🍁 مرگ دوم سلطنت
— پادشاهی مشروطه، نخستوزیر و تجزیهطلبان
✍️ دکتر #رامین_کامران
🍂 ختم شدن جنبش اعتراضی که بعد از انتخابات شکل گرفته بود، مبدأ چند تحول عمده اپوزیسیون شد. اولین و بارزترین تغییر که بارها هم به آن اشاره کردهام، «مرگ اصلاحطلبی»ست…
🍁 مرگ دوم سلطنت
— پادشاهی مشروطه، نخستوزیر و تجزیهطلبان
✍️ دکتر #رامین_کامران
🍂 ختم شدن جنبش اعتراضی که بعد از انتخابات شکل گرفته بود، مبدأ چند تحول عمده اپوزیسیون شد. اولین و بارزترین تغییر که بارها هم به آن اشاره کردهام، «مرگ اصلاحطلبی»ست…
#اپوزیشنقد
📘ناهمزمانی اپوزیسیون و #حکومت_اسلامی
✍️#بابک_مینا
🍂 جمهوری اسلامی و جریان اصلی اپوزیسیونش با یکدیگر همزمان نیستند. سبک سیاستورزی اپوزیسیون تحت تاثیر «لیبرالیسم هویتگرا و وازده دهههای اخیر در غرب» است. دقیقتر بگویم: اپوزیسیون تحت تاثیر «انحطاط امر سیاسی در غرب» است، که جای «امر سیاسی» را به «امر اجتماعی، فرهنگی، حقوقی و اخلاقی» داده است؛ تازه در بهترین حالت.
🍂 به نظر من در بیشتر موارد جای «امر سیاسی»، نوعی «ذوق مصرفگرایانه» نشانده است. در این چشمانداز، جامعه «سوپرمارکتی» است که هر کس باید بتواند کالای محبوبش را انتخاب کند. نیرنگ تاریخ این بوده که چنین لیبرالیسمی، در اتحاد نانوشته با «چپ پستمدرن»، سیاست در غرب را تخدیر کردند. اپوزیسیون ما محصول چنین فضای رخوتناک و وارفتهای است.
🍂 اما در مقابل، جمهوری اسلامی فرزند «دیکتاتوریهای کلاسیک قرن بیستمی» است و هنوز، در فضای شبه«جنگ سرد»ی نفس میکشد و عمل میکند. سیاست با همه شرور بالقوهاش، در جمهوری اسلامی حاضر است: «اهمیت رهبری و تصمیم او، کاربرد خارج از قانون خشونت، مرزکشی دقیق میان دوست و دشمن و غیره»؛ به اینها اضافه کنید، «کاربرد شبهتمامیتخواهانه ایدئولوژی و پروپاگاندا» که از مشخصات اصلی حکومتهای استبدادی قرن بیستمی است. این دو ویژگی البته در دموکراسیهای لیبرال هم هست، اما نه به شکلی که در حکومتهای تمامیتخواه چپ و راست در قرن بیستم بود.
🍂 وقتی رهبران جمهوری اسلامی و اپوزیسیون را با هم مقایسه میکنیم، این ناهمزمانی براحتی به چشم میآيد. رهبران جریان غالب اپوزیسیون، بیشتر میخواهند امانوئل مکرون و جاستین ترودو باشند، اما خامنهای، نمونه کوچکی از مائو تسهتونگ است.
🍂 «سیاست انحطاط» در برابر «سیاست لُخت». یا اگر به ابن خلدون علاقه دارید: «عصبیت رو به زوال» در برابر «عصبیت نسبتاً استوار»؛ میگویم نسبتاً، چون فرایند تخدیر در جمهوری اسلامی هم آغاز شدهاست، اما تا زمان حیات خامنهای بعید است بتواند دست بالا را بگیرد.
🍂 سئوال دشوار این جاست که چگونه با وفاداری به روح لیبرالیسم، امر سیاسی را احیاء کنیم؟ یعنی چگونه از این افراط و تفریط گذر کنیم؟ این فقط سئوال ما نیست، سئوال اصلی سیاست در جوامع غربی نیز هست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘ناهمزمانی اپوزیسیون و #حکومت_اسلامی
✍️#بابک_مینا
🍂 جمهوری اسلامی و جریان اصلی اپوزیسیونش با یکدیگر همزمان نیستند. سبک سیاستورزی اپوزیسیون تحت تاثیر «لیبرالیسم هویتگرا و وازده دهههای اخیر در غرب» است. دقیقتر بگویم: اپوزیسیون تحت تاثیر «انحطاط امر سیاسی در غرب» است، که جای «امر سیاسی» را به «امر اجتماعی، فرهنگی، حقوقی و اخلاقی» داده است؛ تازه در بهترین حالت.
🍂 به نظر من در بیشتر موارد جای «امر سیاسی»، نوعی «ذوق مصرفگرایانه» نشانده است. در این چشمانداز، جامعه «سوپرمارکتی» است که هر کس باید بتواند کالای محبوبش را انتخاب کند. نیرنگ تاریخ این بوده که چنین لیبرالیسمی، در اتحاد نانوشته با «چپ پستمدرن»، سیاست در غرب را تخدیر کردند. اپوزیسیون ما محصول چنین فضای رخوتناک و وارفتهای است.
🍂 اما در مقابل، جمهوری اسلامی فرزند «دیکتاتوریهای کلاسیک قرن بیستمی» است و هنوز، در فضای شبه«جنگ سرد»ی نفس میکشد و عمل میکند. سیاست با همه شرور بالقوهاش، در جمهوری اسلامی حاضر است: «اهمیت رهبری و تصمیم او، کاربرد خارج از قانون خشونت، مرزکشی دقیق میان دوست و دشمن و غیره»؛ به اینها اضافه کنید، «کاربرد شبهتمامیتخواهانه ایدئولوژی و پروپاگاندا» که از مشخصات اصلی حکومتهای استبدادی قرن بیستمی است. این دو ویژگی البته در دموکراسیهای لیبرال هم هست، اما نه به شکلی که در حکومتهای تمامیتخواه چپ و راست در قرن بیستم بود.
🍂 وقتی رهبران جمهوری اسلامی و اپوزیسیون را با هم مقایسه میکنیم، این ناهمزمانی براحتی به چشم میآيد. رهبران جریان غالب اپوزیسیون، بیشتر میخواهند امانوئل مکرون و جاستین ترودو باشند، اما خامنهای، نمونه کوچکی از مائو تسهتونگ است.
🍂 «سیاست انحطاط» در برابر «سیاست لُخت». یا اگر به ابن خلدون علاقه دارید: «عصبیت رو به زوال» در برابر «عصبیت نسبتاً استوار»؛ میگویم نسبتاً، چون فرایند تخدیر در جمهوری اسلامی هم آغاز شدهاست، اما تا زمان حیات خامنهای بعید است بتواند دست بالا را بگیرد.
🍂 سئوال دشوار این جاست که چگونه با وفاداری به روح لیبرالیسم، امر سیاسی را احیاء کنیم؟ یعنی چگونه از این افراط و تفریط گذر کنیم؟ این فقط سئوال ما نیست، سئوال اصلی سیاست در جوامع غربی نیز هست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘حسین نصر و نظام پهلوی
— زمینهسازان ظهور #حکومت_اسلامی
✍️#بابک_مینا
🍂 امروز گفتوگوی محسن کدیور با دکتر سید حسین نصر را دیدم. مهمترین نکتهٔ تازهٔ این گفتوگو برای من این بود که علامه طباطبایی در سال ۵۷ دربارهٔ خمینی گفته بود «این کارها در شأن یک روحانی نیست». با دقت در صحبتهای دکتر نصر میفهمیم ظاهراً گلایههایی شخصی هم از جمهوری اسلامی دارد؛ مثلاً در اشاره به بردن یادداشتها و کتابخانه شخصیاش. من هیچ وقت ندیدم نقد جمهوری اسلامی از سوی سنتگرایان از این فراتر برود. یا گلایهٔ شخصی است یا خوب نیست، در شأن ما نیست. بالاخره چهل سال مصیبت حکومت اسلامی که با تلاش امثال مرتضی مطهری رفیق دکتر نصر و «بهترین شاگرد علامه طباطبایی» برپا شد، و با دیگر شاگردان برجستهٔ علامه طباطبایی مثل مصباح یزدی ادامه یافت، چگونه باید قضاوت و تحلیل شود؟
🍂 سید حسین نصر در گفتوگو با ایراناینترنشنال از فضای فکری ایران در آغاز کارش در دانشگاه تهران میگوید و به یحیی مهدی و به غلامحسن صدیقی اشاره میکند که دنبال فلسفههای غربی بودند، ولی او - یعنی نصر - تلاش کرد فلسفهٔ اسلامی را رواج دهد. چنانکه خود میگوید، او میخواست «فلسفهٔ اسلامی بنیادی برای علوم انسانی بشود و نه فلسفهٔ غربی».
🍂 بیایید فرض کنید نصر متوجه میشد که ما در وضعیت مدرن، نیاز به «فلسفهٔ غرب» و خصوصاً «فلسفهٔ سیاسی» جدید و «علم سیاست» داریم، آنوقت چه تحولی رخ میداد؟ فکر میکنم اندیشمندان و متخصصانی تربیت میشدند که میتوانستند پایههای نظری استواری برای نظام پهلوی فراهم کنند، اما نتیجهٔ کار نصر اگر چه از نظر فرهنگی ارزشمند است، ولی از نظر سیاسی فاجعه و پاس گل بزرگی به جبههٔ ارتجاع سیاه بود.
🍂 نصر نه تنها نتوانست مشاورهٔ درستی به نظام پهلوی بدهد، بلکه عملاً به کسانی چون مرتضی مطهری اعتبار دانشگاهی داد؛ از آن بدتر میراث فکریای تولید کرد که بعداً به کار توجیه ایدئولوژیک جمهوری اسلامی آمد. آشفتگی و ضربهپذیری نظام پهلوی از نظر فکری و ایدئولوژیک حیرتانگیز است! فقط تصور کنید که غلامعلی حدادعادل، یکی از اکابر فرهنگی و فکری نظام اسلامی، به قول خودش، کیفکش نصر بوده است!
🍂 نظام پهلوی اگر چه در عمل در خط مدرنیته بود، اما در تئوری، در ده سال آخر، گیر مرتجعانی مثل نصر افتاده بود که بازگشت فرهنگی را تئوریزه میکردند. گاهی آدم از شباهت نظری نصر و حلقهٔ اطراف او و ایدئولوژی جمهوری اسلامی حیرتزده میشود. سادهدلی و سیاستنشناسی نصر البته عاقبت گریبانگیر خودش هم شد. نظام پهلوی یک رمون آرون کم داشت.
🍂 سید حسین نصر در بخش دوم مصاحبه با ایران اینترنشنال میگوید، هویدا میخواست وی را وزیر کند و مرتضی مطهری اصرار میکرد که بپذیر و استدلالش این بود که «ما» باید افرادی همفکر را در دستگاههای دولتی داشته باشیم!
🍂 اینطوری که من میفهمم امثال مطهری و حتی بهشتی، پروژهٔ اسلامیسازی را پیش از انقلاب و درون دستگاه پهلوی پیش میبردند. یکجور حرکت آرام خزنده. آنها به نصر عنوان مهرهٔ خودشان در دستگاه پهلوی نگاه میکردند. سپس ناباورانه دیدند پهلوی دارد فرومیپاشد و به جای «آبباریکهٔ نصر»، دریایی از قدرت دارد به سمتشان میآيد؛ بنابراین نصر را بهراحتی فراموش کردند و رفتند سراغ پروژهٔ «حکومت اسلامی». نصر میگوید در یک سال آخر، تماس من با مطهری بسیار کم شده بود؛ او دوری میکرد. این است سرانجام «معنویت اسلامی»!
🍂 نظام پهلوی در دو دههٔ آخر، نظریهپرداز جدی نداشت که هیچ، استراتژیپرداز برجستهای هم نداشت. کشور در امور اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی در مسیر شکوفایی بود، اما دولت و رجال حاکم در سیاست داخلی گیج میزدند.
🍂 نظام طبعاً با اسلامگرایی مرزبندی امنیتی و ایدئولوژیک داشت، اما در مواردی مرزبندی ایدئولوژیکش با اسلام سنتی مبهم میشد. اثر منفی امثال حسین نصر همینجاست: اینها مرزبندی ایدئولوژیک - سیاسی نظام را به هم میریختند؛ چون خودشان تصور روشنی از دوست و دشمن سیاسی نداشتند. ریشهٔ فساد بر میگردد به نگاه عرفانی و حکمت الهی؛ با عرفان نمیشود امر سیاسی را شناخت و توضیح داد و دوست و دشمن سیاسی را تشخیص داد.
🍂 حرف من این است که نظام مستقر در استقرارِ حفاظِ ایدئولوژیکِ نظام کوتاهی کرد. یک دلیل مهمش بر میگردد به حسن ظنی که در آن روزگار به مذهب وجود داشت. آنها طبعاً با سوءظن امروزی ما به شیعه نگاه نمیکردند. شیعهای که مشکل امنیتی درست نمیکرد، از نظر آنها مشکلی نداشت. حتی نگاه مداراگر آنان نسبت به شیعه از یک نظر میتواند ویژگی مثبتی به شمار آید. منتها طرف مقابل شایستهٔ این مداراگری نبود. چهار دهه تجربه به ما نشان داده است که قضیه بسیار غمانگیزتر از این است. ما امروز میدانیم که با پدیدهای خطرناک مواجهیم که بسیار پیچیده عمل میکند و مدارا در برابر آن باید به حداقل برسد.
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— زمینهسازان ظهور #حکومت_اسلامی
✍️#بابک_مینا
🍂 امروز گفتوگوی محسن کدیور با دکتر سید حسین نصر را دیدم. مهمترین نکتهٔ تازهٔ این گفتوگو برای من این بود که علامه طباطبایی در سال ۵۷ دربارهٔ خمینی گفته بود «این کارها در شأن یک روحانی نیست». با دقت در صحبتهای دکتر نصر میفهمیم ظاهراً گلایههایی شخصی هم از جمهوری اسلامی دارد؛ مثلاً در اشاره به بردن یادداشتها و کتابخانه شخصیاش. من هیچ وقت ندیدم نقد جمهوری اسلامی از سوی سنتگرایان از این فراتر برود. یا گلایهٔ شخصی است یا خوب نیست، در شأن ما نیست. بالاخره چهل سال مصیبت حکومت اسلامی که با تلاش امثال مرتضی مطهری رفیق دکتر نصر و «بهترین شاگرد علامه طباطبایی» برپا شد، و با دیگر شاگردان برجستهٔ علامه طباطبایی مثل مصباح یزدی ادامه یافت، چگونه باید قضاوت و تحلیل شود؟
🍂 سید حسین نصر در گفتوگو با ایراناینترنشنال از فضای فکری ایران در آغاز کارش در دانشگاه تهران میگوید و به یحیی مهدی و به غلامحسن صدیقی اشاره میکند که دنبال فلسفههای غربی بودند، ولی او - یعنی نصر - تلاش کرد فلسفهٔ اسلامی را رواج دهد. چنانکه خود میگوید، او میخواست «فلسفهٔ اسلامی بنیادی برای علوم انسانی بشود و نه فلسفهٔ غربی».
🍂 بیایید فرض کنید نصر متوجه میشد که ما در وضعیت مدرن، نیاز به «فلسفهٔ غرب» و خصوصاً «فلسفهٔ سیاسی» جدید و «علم سیاست» داریم، آنوقت چه تحولی رخ میداد؟ فکر میکنم اندیشمندان و متخصصانی تربیت میشدند که میتوانستند پایههای نظری استواری برای نظام پهلوی فراهم کنند، اما نتیجهٔ کار نصر اگر چه از نظر فرهنگی ارزشمند است، ولی از نظر سیاسی فاجعه و پاس گل بزرگی به جبههٔ ارتجاع سیاه بود.
🍂 نصر نه تنها نتوانست مشاورهٔ درستی به نظام پهلوی بدهد، بلکه عملاً به کسانی چون مرتضی مطهری اعتبار دانشگاهی داد؛ از آن بدتر میراث فکریای تولید کرد که بعداً به کار توجیه ایدئولوژیک جمهوری اسلامی آمد. آشفتگی و ضربهپذیری نظام پهلوی از نظر فکری و ایدئولوژیک حیرتانگیز است! فقط تصور کنید که غلامعلی حدادعادل، یکی از اکابر فرهنگی و فکری نظام اسلامی، به قول خودش، کیفکش نصر بوده است!
🍂 نظام پهلوی اگر چه در عمل در خط مدرنیته بود، اما در تئوری، در ده سال آخر، گیر مرتجعانی مثل نصر افتاده بود که بازگشت فرهنگی را تئوریزه میکردند. گاهی آدم از شباهت نظری نصر و حلقهٔ اطراف او و ایدئولوژی جمهوری اسلامی حیرتزده میشود. سادهدلی و سیاستنشناسی نصر البته عاقبت گریبانگیر خودش هم شد. نظام پهلوی یک رمون آرون کم داشت.
🍂 سید حسین نصر در بخش دوم مصاحبه با ایران اینترنشنال میگوید، هویدا میخواست وی را وزیر کند و مرتضی مطهری اصرار میکرد که بپذیر و استدلالش این بود که «ما» باید افرادی همفکر را در دستگاههای دولتی داشته باشیم!
🍂 اینطوری که من میفهمم امثال مطهری و حتی بهشتی، پروژهٔ اسلامیسازی را پیش از انقلاب و درون دستگاه پهلوی پیش میبردند. یکجور حرکت آرام خزنده. آنها به نصر عنوان مهرهٔ خودشان در دستگاه پهلوی نگاه میکردند. سپس ناباورانه دیدند پهلوی دارد فرومیپاشد و به جای «آبباریکهٔ نصر»، دریایی از قدرت دارد به سمتشان میآيد؛ بنابراین نصر را بهراحتی فراموش کردند و رفتند سراغ پروژهٔ «حکومت اسلامی». نصر میگوید در یک سال آخر، تماس من با مطهری بسیار کم شده بود؛ او دوری میکرد. این است سرانجام «معنویت اسلامی»!
🍂 نظام پهلوی در دو دههٔ آخر، نظریهپرداز جدی نداشت که هیچ، استراتژیپرداز برجستهای هم نداشت. کشور در امور اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی در مسیر شکوفایی بود، اما دولت و رجال حاکم در سیاست داخلی گیج میزدند.
🍂 نظام طبعاً با اسلامگرایی مرزبندی امنیتی و ایدئولوژیک داشت، اما در مواردی مرزبندی ایدئولوژیکش با اسلام سنتی مبهم میشد. اثر منفی امثال حسین نصر همینجاست: اینها مرزبندی ایدئولوژیک - سیاسی نظام را به هم میریختند؛ چون خودشان تصور روشنی از دوست و دشمن سیاسی نداشتند. ریشهٔ فساد بر میگردد به نگاه عرفانی و حکمت الهی؛ با عرفان نمیشود امر سیاسی را شناخت و توضیح داد و دوست و دشمن سیاسی را تشخیص داد.
🍂 حرف من این است که نظام مستقر در استقرارِ حفاظِ ایدئولوژیکِ نظام کوتاهی کرد. یک دلیل مهمش بر میگردد به حسن ظنی که در آن روزگار به مذهب وجود داشت. آنها طبعاً با سوءظن امروزی ما به شیعه نگاه نمیکردند. شیعهای که مشکل امنیتی درست نمیکرد، از نظر آنها مشکلی نداشت. حتی نگاه مداراگر آنان نسبت به شیعه از یک نظر میتواند ویژگی مثبتی به شمار آید. منتها طرف مقابل شایستهٔ این مداراگری نبود. چهار دهه تجربه به ما نشان داده است که قضیه بسیار غمانگیزتر از این است. ما امروز میدانیم که با پدیدهای خطرناک مواجهیم که بسیار پیچیده عمل میکند و مدارا در برابر آن باید به حداقل برسد.
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘چند کلمهای درباره جنگ اسرائیل و حماس
✍🏻#بابک_مینا
🍂 اپوزیسیون «ایرانگرا» به درستی تأکید میکرد و میکند که «ایران» باید اولویت سیاست خارجی و داخلی کشور باشد و آرمان فلسطین، به ما ربطی ندارد، اما ظاهراً بهجای آرمان فلسطین، آرمان اسرائیل جایگزین شدهاست.
🍂 هر کسی نفهمد که اسرائیل در شرایط فعلی، دشمن ایران است (و نه فقط جمهوری اسلامی) احتمالاً یا غرض و مرضی دارد یا ابله است.
🍂 نمایش شرمآور اپوزیسیون در این یک سال، به مراحل عجیبی رسیده ست؛ پیشتر کمدی بود، حالا تراژدی شدهاست. چند ماه پیش خانم گیگیلی (کذا) (وزیر اطلاعات دولت اسرائیل) فرمودند، کورش یهودیان را نجات داد، حالا نوبت ماست که ایرانیان را نجات دهیم [دست، هورا، جیغ].
🍂 کسانی که این پروپاگانداهای مضحک و مسخره را باور میکنند، احتمالاً از نظر هوشی، در سطح ماهی قزلآلا قرار دارند. اسرائيل اپوزیسیون ایران را مثل «دستمال کاغذی» در دست گرفته و لوله تفنگش را با آن پاک میکند؛ تفنگی که به سمت ایران نشانه رفته.
🍂 ظاهراً برخی منتظرند اسرائیل به ایران حمله کند و بعد، لابد رهبران اپوزیسیون، در تهران به قدرت برسند. باید گفت:
اولاً) اسرائيل غلط کرده به ایران حمله کند؛
ثانیاً) جنگ نه تنها موضع جمهوری اسلامی را تقویت میکند، بلکه موجب نابودی بیشتر اپوزیسیون خواهد شد. جنگ تمام مخالفان صادق یا ناصادق حکومت را در موقعیتی دشوار و متناقض قرار خواهد داد؛
ثالثاً) اسرائيل نه میتواند، نه میخواهد ایران را اشغال کند؛ حداکثر چند حمله هوایی به چند نقطه حساس نظامی یا اقتصادی خواهد کرد و این ما را وارد جنگی خطرناک خواهد کرد که پایانش هر چه باشد، سقوط جمهوری اسلامی نیست؛ بیچارگی بیشتر مردم است.
🍂 اما درباره مسأله فلسطین و اسرائیل. وارد تاریخ و اول مرغ بود یا تخم مرغ نمیشوم. اینقدر بگویم که من آدم یهودیدوستی هستم و همیشه با فلسطینیان همدلی داشتم و دارم و همیشه هم از حماس و جهاد و... بیزار بودم و همیشه طرفدار دو دولت بوده و هستم.
🍂 اما بعد: بازی خشونت و جنایتِ دو طرف را نمیتوان مساوی درآورد؛ بله، حماس جنایت میکند، چه کسیست که نبیند؟ اما اسرائیل ده برابر آن جنایت میکند. دولت اسرائیل دههها است هر راهی را برای صلح مسدود کرده و به مانع اصلی صلح بدل شدهاست. نگویید جمهوری اسلامی نمیگذارد، اگر ارادهای برای صلح در اسرائیل و آمریکا وجود داشت، بهراحتی میشد جمهوری اسلامی را آچمز کرد و به سوی تشکیل دولت فلسطینی رفت. ارادهای برای صلح نیست.
🍂 راهحل چیست؟ نمیدانم. آیا مردم ایران باید تاوان این وضعیت را بپردازند؟ صد در صد خیر. آیا سیاست جمهوری اسلامی در قبال مساله فلسطین درست است؟ خیر. تنها چیزی که میدانم: آرمان من ایران است، نه اسرائیل و فلسطین.
#اپوزیشنقد #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻#بابک_مینا
🍂 اپوزیسیون «ایرانگرا» به درستی تأکید میکرد و میکند که «ایران» باید اولویت سیاست خارجی و داخلی کشور باشد و آرمان فلسطین، به ما ربطی ندارد، اما ظاهراً بهجای آرمان فلسطین، آرمان اسرائیل جایگزین شدهاست.
🍂 هر کسی نفهمد که اسرائیل در شرایط فعلی، دشمن ایران است (و نه فقط جمهوری اسلامی) احتمالاً یا غرض و مرضی دارد یا ابله است.
🍂 نمایش شرمآور اپوزیسیون در این یک سال، به مراحل عجیبی رسیده ست؛ پیشتر کمدی بود، حالا تراژدی شدهاست. چند ماه پیش خانم گیگیلی (کذا) (وزیر اطلاعات دولت اسرائیل) فرمودند، کورش یهودیان را نجات داد، حالا نوبت ماست که ایرانیان را نجات دهیم [دست، هورا، جیغ].
🍂 کسانی که این پروپاگانداهای مضحک و مسخره را باور میکنند، احتمالاً از نظر هوشی، در سطح ماهی قزلآلا قرار دارند. اسرائيل اپوزیسیون ایران را مثل «دستمال کاغذی» در دست گرفته و لوله تفنگش را با آن پاک میکند؛ تفنگی که به سمت ایران نشانه رفته.
🍂 ظاهراً برخی منتظرند اسرائیل به ایران حمله کند و بعد، لابد رهبران اپوزیسیون، در تهران به قدرت برسند. باید گفت:
اولاً) اسرائيل غلط کرده به ایران حمله کند؛
ثانیاً) جنگ نه تنها موضع جمهوری اسلامی را تقویت میکند، بلکه موجب نابودی بیشتر اپوزیسیون خواهد شد. جنگ تمام مخالفان صادق یا ناصادق حکومت را در موقعیتی دشوار و متناقض قرار خواهد داد؛
ثالثاً) اسرائيل نه میتواند، نه میخواهد ایران را اشغال کند؛ حداکثر چند حمله هوایی به چند نقطه حساس نظامی یا اقتصادی خواهد کرد و این ما را وارد جنگی خطرناک خواهد کرد که پایانش هر چه باشد، سقوط جمهوری اسلامی نیست؛ بیچارگی بیشتر مردم است.
🍂 اما درباره مسأله فلسطین و اسرائیل. وارد تاریخ و اول مرغ بود یا تخم مرغ نمیشوم. اینقدر بگویم که من آدم یهودیدوستی هستم و همیشه با فلسطینیان همدلی داشتم و دارم و همیشه هم از حماس و جهاد و... بیزار بودم و همیشه طرفدار دو دولت بوده و هستم.
🍂 اما بعد: بازی خشونت و جنایتِ دو طرف را نمیتوان مساوی درآورد؛ بله، حماس جنایت میکند، چه کسیست که نبیند؟ اما اسرائیل ده برابر آن جنایت میکند. دولت اسرائیل دههها است هر راهی را برای صلح مسدود کرده و به مانع اصلی صلح بدل شدهاست. نگویید جمهوری اسلامی نمیگذارد، اگر ارادهای برای صلح در اسرائیل و آمریکا وجود داشت، بهراحتی میشد جمهوری اسلامی را آچمز کرد و به سوی تشکیل دولت فلسطینی رفت. ارادهای برای صلح نیست.
🍂 راهحل چیست؟ نمیدانم. آیا مردم ایران باید تاوان این وضعیت را بپردازند؟ صد در صد خیر. آیا سیاست جمهوری اسلامی در قبال مساله فلسطین درست است؟ خیر. تنها چیزی که میدانم: آرمان من ایران است، نه اسرائیل و فلسطین.
#اپوزیشنقد #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
ریشههای انقلاب ۵۷
@Naqdagin
🎧 بررسی ریشههای انقلاب ۵۷
— جلسۀ یکم
🎙گفتگوی #مهدی_نصیری و #بابک_مینا
#آینه_تاریخ #نقد_چپ #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— جلسۀ یکم
🎙گفتگوی #مهدی_نصیری و #بابک_مینا
#آینه_تاریخ #نقد_چپ #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
@Naqdagin – ریشههای انقلاب ۵۷
ریشههای انقلاب ۵۷
@Naqdagin
🎧 بررسی ریشههای انقلاب ۵۷
— جلسۀ دوم
🎙گفتگوی #مهدی_نصیری و #بابک_مینا
#آینه_تاریخ #نقد_چپ #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— جلسۀ دوم
🎙گفتگوی #مهدی_نصیری و #بابک_مینا
#آینه_تاریخ #نقد_چپ #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
ریشههای انقلاب ۵۷
@Naqdagin
🎧 بررسی ریشههای انقلاب ۵۷
— جلسۀ سوم - نقدهایی بر #علی_شریعتی
🎙گفتگوی #مهدی_نصیری و #بابک_مینا
#آینه_تاریخ #نقد_روشنفکران #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— جلسۀ سوم - نقدهایی بر #علی_شریعتی
🎙گفتگوی #مهدی_نصیری و #بابک_مینا
#آینه_تاریخ #نقد_روشنفکران #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
ریشههای انقلاب ۵۷
@Naqdagin
🎧 بررسی ریشههای انقلاب ۵۷
— جلسۀ چهارم: کتابِ «شهید جاویدِ» صالحیِ نجفآبادی، کتابِ «توحید» حبیبالله آشوری، احمد فردید و...
🎙گفتگوی #مهدی_نصیری و #بابک_مینا
🗄پست مرتبط
📻 دکتر موسی غنینژاد و سرمایهداری اسلامی!
#آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— جلسۀ چهارم: کتابِ «شهید جاویدِ» صالحیِ نجفآبادی، کتابِ «توحید» حبیبالله آشوری، احمد فردید و...
🎙گفتگوی #مهدی_نصیری و #بابک_مینا
🗄پست مرتبط
📻 دکتر موسی غنینژاد و سرمایهداری اسلامی!
#آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
ریشههای انقلاب ۵۷
@Naqdagin
🎧 بررسی ریشههای انقلاب ۵۷
— جلسۀ پنجم
🎙#مهدی_نصیری و #بابک_مینا
🔸تاثیر دولت مدرن بر نگاه سنتی فقها و ایدئولوژیک شدن دین
🔸دکتر برهانی میگوید:
🔸سکولار شدنِ تمامعیار اسلام در زبان اسلامگرایان در جهان مدرن و در ذیل حکومت اسلامی
🔸شیعه هرگز انقلابی نبود
🔸غدیر و توصیههای پیامبر به علی و سر باز زدن مکرر علی از پذیرش خلافت بعد از عثمان و تن دادنش به حکمیت صفین، به این معنا نیست که علی میل به کسب قدرت و حفظ آن با هر وسیلۀ ممکن را داشت
🔸مشیِ امام سجاد و امام باقر و امام صادق در مقابلِ سرکوبهای شدید و قیامگرانِ انقلابی
🔸شواهد تاریخی ناقضِ کتابِ «انسان ۲۵۰ ساله» است و اصالت در شیعه «تقیه» بودهاست
🔸دو تحریف معنایی در موردِ دو روایت «تقیه سپر مومن است» و «افضل اعمال انتظار فرج است» توسطِ پیروان اسلام سیاسی-انقلابی
🔸زیدیها بودند که انقلابی بودند و امام صادق آنها را در زمرۀ ناصبیها میداند
🗄پست مرتبط
📕از حرّه تا غزه
📕حجاب اجباری «بدعت» است و حامیانش «سگان دوزخ»
#آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی
#نقد_شیعه #روشنفکری_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— جلسۀ پنجم
🎙#مهدی_نصیری و #بابک_مینا
🔸تاثیر دولت مدرن بر نگاه سنتی فقها و ایدئولوژیک شدن دین
🔸دکتر برهانی میگوید:
افزودن بیحجابی به مصادیق تعزیرات اسلامی یک «بدعت» است.
🔸سکولار شدنِ تمامعیار اسلام در زبان اسلامگرایان در جهان مدرن و در ذیل حکومت اسلامی
🔸شیعه هرگز انقلابی نبود
🔸غدیر و توصیههای پیامبر به علی و سر باز زدن مکرر علی از پذیرش خلافت بعد از عثمان و تن دادنش به حکمیت صفین، به این معنا نیست که علی میل به کسب قدرت و حفظ آن با هر وسیلۀ ممکن را داشت
🔸مشیِ امام سجاد و امام باقر و امام صادق در مقابلِ سرکوبهای شدید و قیامگرانِ انقلابی
🔸شواهد تاریخی ناقضِ کتابِ «انسان ۲۵۰ ساله» است و اصالت در شیعه «تقیه» بودهاست
🔸دو تحریف معنایی در موردِ دو روایت «تقیه سپر مومن است» و «افضل اعمال انتظار فرج است» توسطِ پیروان اسلام سیاسی-انقلابی
🔸زیدیها بودند که انقلابی بودند و امام صادق آنها را در زمرۀ ناصبیها میداند
🗄پست مرتبط
📕از حرّه تا غزه
📕حجاب اجباری «بدعت» است و حامیانش «سگان دوزخ»
#آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی
#نقد_شیعه #روشنفکری_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 بررسی ریشههای انقلاب ۵۷
— جلسۀ ششم
🎙#مهدی_نصیری و #بابک_مینا
🔸جریان اصلی شیعۀ دوازدهامامی انقلابی نبود
🔸روحیۀ انقلابی هرچد ارتباطی با روحیۀ شورشی بخشی از فرق رادیکال شیعه دارد، اما یک مفهوم بطور کلی مدرن و متاخر است
🔸انقلابیها بیشتر از اصولیها بودند و نه اخباریها
🔸ولایت فقیه ریشه در فرقۀ «شیخیه» دارد که وارد عرصۀ تقدس دادن به فقیه میشود؛ از دلِ فرقۀ شیخیه از یک سو، «بابیت و بهاییت» ظهور میکند و از سوی دیگر «ولایت فقیه»، درحالیکه شیعۀ امامیه، فقها را «نائبان عام» میدانست که فتواشان بر مبنای «ظن» است
🔸بررسی کارنامۀ محمدرضا شاه پهلوی و چرایی شکست پروژۀ توسعۀ او علیرغم موفقیت نسبی
🔸فرهنگ استبدادستیزی ایرانیان، عامل گرایششان در ۵۷ به جریانهای چپ
🔸اشتباه مشابه پهلوی و ج.ا در مواجهه با قشر مدرن و سنتی
59:10 یکی از مثالهایی که مهدی نصیری در بابِ خطای نظام سابق ذکر میکند، مورد زیر است:
🔻برای صحتسنجی این ادعا، به کلیپ ترجمهشده توسط همیاران نقدآگین رجوع کنید: جشنوارۀ «هنر شیراز» و شایعۀ سکس بر صحنۀ یک نمایش: «خوک، بچه و آتش»
🔸مهدی نصیری: باید حساسیتهای معقولِ دینداران لحاظ شود. طبق آخرین نظرسنجی، بالای ۷۰ درصد جامعۀ ایران خداباور/آخرتباورند، اگر ۲۰ درصد آنها هم شریعتمدار بشوند و مقابل حکومت آینده قرار بگیرند، یک اقلیت دردسرساز برای حکومت سکولار و دموکراتیک خواهند شد. بابک مینا: کاملا موافقم.
🔸بابک مینا: این انقلاب ریشۀ درونی داشت. آمریکا هم تاثیر داشت در اعلام بیطرفی ارتش، اما این به معنی این نیست که ۵۷ پروژۀ خارجی بود. تصوری که بر غالیان پهلوی غالب است. حمایت آمریکا از خمینی چند دلیل داشت: ۱) جلوگیری از رفتن ایران در دل شوروی، ۲) توانایی کاریزماتیک خمینی برای ایجاد ثبات در ایران، برخلاف مثلا بختیار، ۳) محاسبهای کردهبودند که با نیروهای مذهبی و نظیر ابراهیم یزدی، راحتتر رابطه خواهند داشت.
#آینه_تاریخ #نقد_شیعه #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— جلسۀ ششم
🎙#مهدی_نصیری و #بابک_مینا
🔸جریان اصلی شیعۀ دوازدهامامی انقلابی نبود
🔸روحیۀ انقلابی هرچد ارتباطی با روحیۀ شورشی بخشی از فرق رادیکال شیعه دارد، اما یک مفهوم بطور کلی مدرن و متاخر است
🔸انقلابیها بیشتر از اصولیها بودند و نه اخباریها
🔸ولایت فقیه ریشه در فرقۀ «شیخیه» دارد که وارد عرصۀ تقدس دادن به فقیه میشود؛ از دلِ فرقۀ شیخیه از یک سو، «بابیت و بهاییت» ظهور میکند و از سوی دیگر «ولایت فقیه»، درحالیکه شیعۀ امامیه، فقها را «نائبان عام» میدانست که فتواشان بر مبنای «ظن» است
🔸بررسی کارنامۀ محمدرضا شاه پهلوی و چرایی شکست پروژۀ توسعۀ او علیرغم موفقیت نسبی
🔸فرهنگ استبدادستیزی ایرانیان، عامل گرایششان در ۵۷ به جریانهای چپ
🔸اشتباه مشابه پهلوی و ج.ا در مواجهه با قشر مدرن و سنتی
59:10 یکی از مثالهایی که مهدی نصیری در بابِ خطای نظام سابق ذکر میکند، مورد زیر است:
«... یکی ماجرایِ جشن فرهنگ و هنر شیراز، آن صحنۀ تئاتر خیابانی که میخواستند خیلی آوانگارد برگزار کنند در خیابان و بازار و آنجا صحنۀ آمیزش جنسی زن و مرد را نشان دادند و سر و صدایی درست کرد در میان مذهبیها».
🔻برای صحتسنجی این ادعا، به کلیپ ترجمهشده توسط همیاران نقدآگین رجوع کنید: جشنوارۀ «هنر شیراز» و شایعۀ سکس بر صحنۀ یک نمایش: «خوک، بچه و آتش»
🔸مهدی نصیری: باید حساسیتهای معقولِ دینداران لحاظ شود. طبق آخرین نظرسنجی، بالای ۷۰ درصد جامعۀ ایران خداباور/آخرتباورند، اگر ۲۰ درصد آنها هم شریعتمدار بشوند و مقابل حکومت آینده قرار بگیرند، یک اقلیت دردسرساز برای حکومت سکولار و دموکراتیک خواهند شد. بابک مینا: کاملا موافقم.
🔸بابک مینا: این انقلاب ریشۀ درونی داشت. آمریکا هم تاثیر داشت در اعلام بیطرفی ارتش، اما این به معنی این نیست که ۵۷ پروژۀ خارجی بود. تصوری که بر غالیان پهلوی غالب است. حمایت آمریکا از خمینی چند دلیل داشت: ۱) جلوگیری از رفتن ایران در دل شوروی، ۲) توانایی کاریزماتیک خمینی برای ایجاد ثبات در ایران، برخلاف مثلا بختیار، ۳) محاسبهای کردهبودند که با نیروهای مذهبی و نظیر ابراهیم یزدی، راحتتر رابطه خواهند داشت.
#آینه_تاریخ #نقد_شیعه #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin