نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.14K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
افسانۀ غدیر خم
@Naqdagin
🎧 افسانۀ غدیر خم

🎙نسیم

.


#نقد_شیعه



🌾 @Naqdagin | @AVAYEBUF
مسالۀ غدیر خم
@Naqdagin
🎧 مسألۀ غدیر خم و جانشینی

🎙 #ایمان_سلیمانی امیری

.


#نقد_شیعه



🌾 @Naqdagin
📘حجاب غدیری، نگاه علوی

✍🏻 #امیرحسین_ترکاشوند

🍂 آیا می‌دانید که پیامبر اسلام در روز غدیر خم، هنگام معرفی علی، چندان دست خود بالا بُرد که سفیدی زیر بغلش در حضور خیل کثیر زنان و مردانِ حاضر در صحنه نمایان شد، اما بعدها علمای پیرو آن نبی پیدا‌ بودنِ جاهایی کم‌تر از آن (حتی جای دکمه بالای پیراهن) را نیز خلاف عفت می‌شمارند؟
أخذ رسول‌الله بید علی بغدیر خم فرفعها حتی رأینا بیاض إبطیه فقال: من کنت مولاه فعلی مولاه.


🍂 آیا می‌دانید که: امام علی مراد قرآن در نهی از نگاه کردنِ زن و مرد به یکدیگر (در آیات یغضّوا من ابصارهم و یغضضن من ابصارهنّ) را محدود به نگاه نکردن به «ناحیۀ دامن» یکدیگر دانسته، اما علمای فریقین بر نهی از نگاه طبیعی و عادی به هر موضعی «حتی چهره و صورت» پافشاری می‌کنند:
فرض علی البصر أن لا ینظر إلی ما حرم الله عزوجل علیه فقال عز من قائل: "قُل للمؤمنین یغضّوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم" فحرم أن ینظر أحد إلی فرج غیره.


#بازاندیشی #آخوندیسم


🌾 @Naqdagin | @baznegari
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خطر بازی فریب برای ایران
@Naqdagin
🎧ظریف و پزشکیان، خطرِ «بازیِ فریب» برای ایران

🎙#علی_افشاری


#استمرارطالبان #حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 سیرک بیعت: دیدگاه مجید توکلی نسبت به اصلاح‌طلبان و «انتخابات»



#استمرارطالبان #حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 سیرکِ بیعت: مسعود پزشکیان


#استمرارطالبان #حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin
📘چرا رای نمی‌دهم؟

✍🏻 #آرمان_امیری




🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
📘چرا رای نمی‌دهم؟
(۱/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری

۱- من، بزرگترین عامل رسیدن کشور و جامعه به وضعیت بحرانی فعلی را رویکرد بسیار کلانی می‌دانم که شخص رهبر نظام تدبیر کرده‌است. هرچند قانون اساسی فعلی هم باید تغییر کند، اما من این رویکرد را حتی از اصل قانون اساسی کشور هم قدرتمندتر و نقش‌آفرین‌تر می‌دانم.

🍂 در سال‌های گذشته، با وعده‌هایی همچون قانون‌گرایی، بازگشت به حاکمیت قانون و مردم‌سالاری، یا حتی برجام و حل مسائل بین‌الملل، امیدواری‌هایی برای توقف این رویکرد در چهارچوب خود حکومت پیدا شد که می‌شد نامش را «اصلاحات» گذاشت، اما بالاترین وعده و شعار این دور آقای پزشکیان «اجرای بی‌کم و کاست سیاست‌های رهبری است». من نگران نیستم که ایشان خلف وعده کنند؛ کاملا برعکس! اتفاقا وحشت دارم که ایشان به بهترین وجه ممکن این وعده را عملی کرده و سرعت سقوط و نابودی کشور را تسریع کنند!

۲- پرتکرارترین کلیدواژه‌ در کلام نامزدهای حاضر، به‌ویژه مسعود پزشکیان، تاکید بر «کار کارشناسی» است. این بزرگترین اسم رمز «سیاست‌زدایی» از بحران‌های کلان ماست. تمامی کارشناسان واقعی کشور، به‌ویژه در حوزه‌های اقتصادی و بین‌المللی، همان‌ها که اتفاقا اغلب سوابق اصلاح‌طلبی دارند، معترفند که بحران‌های کشور ما تنها و تنها راه‌حل «سیاسی» دارد. پزشکیان، درست به‌مانند باقی نامزدهای موجود، با تقلیل مساله‌ی کلان سیاست به «تکنسین‌گرایی»، اصل وجود بحران را انکار کرده و آدرس غلط می‌دهد. من به این «دروغ‌پردازی بزرگ» مهر تایید نمی‌زنم.

۳- در عرصه‌ی روابط بین‌الملل، کشور ما در یکی از خطرناک‌ترین وضعیت‌های تاریخی خودش قرار گرفته و مواجهه‌ای تمام‌عیار با اسرائیل و تمامی هم‌پیمانان قدرتمندش، بسیار قریب‌الوقوع است. آنچه ما را در معرض این خطر بزرگ قرار داده، همان «رویکرد کلان حکومت»، و «تداوم نگرش نظامی» در عرصه‌ی بین‌الملل است.

🍂 سخن گفتن از برجام و تقلیل مساله‌ی این بحران به «ماجرای پرونده‌ی هسته‌ای»، یک «آدرس غلط بزرگ» است. اگر نیروهای نظامی تنش‌ها در منطقه را متوقف نکنند، جنگ بسیار زودتر از آنکه تصورش را بکنید از راه می‌رسد. هیچ دولتی اختیار تغییر چنین رویکردی را ندارد و امثال محمدجواد ظریف تنها برای فریب افکار عمومی و سرپوش گذاشتن بر عوامل آشکار جنگ به صحنه احضار می‌شوند؛ حتی برای پرهیز از جنگ هم باید از این صحنه‌آرایی دروغین فاصله گرفت.

۴- تمامی تلاش‌های تبلیغاتی اصلاح‌طلبان معطوف به این ادعاست که ما برای مشکلات کشور راه‌حل‌های خوبی (مثل برجام) داشتیم، اما کارشکنی‌های جناح مقابل جلوی حصول نتیجه را گرفت. اینان اما پاسخ نمی‌دهد که امروز چه چیزی تغییر کرده که می‌خواهند دوباره قبول مسوولیت کنند؟

اگر این فرض بیش‌ از اندازه خوش‌بینانه را در نظر بگیریم که تصمیمات و رویکردهای آن‌ها همگی درست بوده، باید جواب بدهند که با کدام نیرو، یا کدام تغییر در ساختار قدرت، قرار است این‌بار به نتیجه‌ای متفاوت از «شکست برجام»، یا «کشتار آبان» برسند؟ این شیوه از «بازگشت به عقب»، «انکار تمامیِ "تجربه‌های تاریخی"» است که ملت ما با صرف هزینه‌های گزاف به‌دست آورده. من با رای خودم این بازگشت به عقب را تایید نمی‌کنم.

۵- من بعنوان یک لیبرال، به آزادسازی قیمت سوخت و حذف مداخلات دولتی در اقتصاد باور عمیق دارم، اما گران کردن دستوری بنزین، در عین تداوم سیطره‌ی وحشتناک حکومت بر تمامی ارکان اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را، گامی در راستای‌ «آزادسازی» یا اصلاح اقتصادی نمی‌دانم. این یک چپاول‌گری آشکار است. دست بردن در جیب مردم است از جانب حکومتی که خودش مسوول فقر و فلاکت عمومی است.

🔺من هشدار می‌دهم که جراحی‌هایی حتی بزرگتر از جراحی آبان ۹۸ در همین دولت آینده به اجرا درخواهد آمد و من به کسانی که آمده‌اند تا صرفا مجریان حلقه‌به‌گوش این جراحی‌های خونین باشند، رای نمی‌دهم و بار مسوولیت تکرار فجایع احتمالی را متوجه تمامی آمران، عاملان و حامیان‌شان می‌دانم.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
📘چرا رای نمی‌دهم؟
(۲/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری

۶- به باور من، تنها نیروی موثری که در تمامی دهه‌های اخیر توانسته اندک مقاومت معناداری در برابر سیاست‌های کلان حکومتی از خود نشان دهد و روزنه‌هایی از امکان زیست طبیعی برای شهروندان را باز کند، مقاومت جنبش‌های خودجوش اجتماعی و سیاسی بوده که جرات داشته‌اند به کلیت این وضعیت رو به زوال «نه» بگویند.

🔺🔺🔺بزرگترین ماموریت نیروهای حاضر در انتخابات از نگاه من، تنها و تنها به شکست کشاندن موج مقاومت‌های اجتماعی از طریق بالا بردنِ مشارکت انتخاباتی است تا بتوانند بازگشت دوباره‌ی جامعه، از وضعیت مقاومت معنادار، به سرسپردگی در مدل‌های نمایشی را جشن بگیرند. بزرگترین پیروزی تمامی جناح‌‌های حاضر تنها غلبه بر نفس باور عمومی به «امکان گذار» از این دور باطل است. من به ابزار خفه کردن جنبش‌ مقاومت اجتماعی بدل نمی‌شوم.

۷- ادامه‌دار شدن چالش‌های کلان، جامعه‌ی ایرانی را فرسوده کرده و در معرض فروپاشی قرار داده‌است. جامعه‌ی ما توان تحمل فقر و تورم و بیکاری بیشتر از این را ندارد. زنان ما بیش از این پذیرای سرکوب و تبعیض سیستماتیک حکومتی نیستند. آپارتاید مذهبی، بخش بزرگی از جامعه‌ی ایرانی را «غیرخودی» و خفه کرده‌است.

🔻در چنین شرایطی، اگر ما هنوز توانسته‌ایم اندک پیوندهای اجتماعی و ملی خود را حفظ کنیم، محصول نوعی «همدلی ملی» بوده‌است. یعنی در هرکجا و در هر موقعیتی که هستیم، دردهای همدیگر را درد خودمان دانسته‌ایم و پیام حمایت‌مان را به هم‌وطنان خودمان رسانده‌ایم.

🔻 اما پیام مشارکت در چنین انتخابات بی‌معنایی برای اقشاری که بیشترین فشار را تحمل می‌کنند این است که ما علی‌رغم آگاهی به تمامی این شکاف‌ها، دیگر انگیزه‌ای برای حل واقعی مساله نداریم. این یعنی گسست بیشتر اجتماعی. بی‌اعتمادی حتی نسبت به هم‌وطنان.

🍂 من چنین پیامی به هم‌وطنان خودم ارسال نمی‌کنم. من با تحریم انتخابات به آن‌ها اطمینان می‌دهم که هرچند حل تمامی این بحران‌ها در کوتاه‌مدت غیرممکن است، اما من دست‌کم ابزارِ «به تعویق انداختن جراحی‌های سخت» نخواهم شد.

۸- در نهایت اینکه، هدف اصلی و چشم‌انداز من برای آینده‌ی این کشور، رسیدن به ملتی یکپارچه ذیل سایه‌ی ایرانی دموکراتیک، سکولار و رو به توسعه و پیشرفت است. هرچند که دست‌یابی به چنین آینده‌ای نیازمند حرکتی گام‌به‌گام و تلاش مداوم برای کاهش هزینه‌هاست، اما هیچ اقدامی که ما را از اصل چشم‌انداز نهایی دور و منحرف کند، نمی‌تواند بخشی از مسیر قلمداد شود.

🍂 بلوغی که جامعه‌ی ایرانی در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» کسب کرده، ارزشمندترین سرمایه‌ی ما برای امیدواری به این آینده است. ما نباید این سرمایه‌ی ارزشمند را تحقیر کرده و با دست خود از بین ببریم. کسب این آگاهی و این توافق گسترده در میان لایه‌های گسترده‌ی اجتماعی، باید به سنگ بنا و موضوع و محور تمامی مذاکرات سیاسی کشور بدل شود.

🔻در جامعه‌ای که زنانش ضرورت آزادی خود را فهم کرده‌اند و برای کسب حقوق انسانی‌شان به پا خاسته‌اند، حمایت از چهره‌ها و جریاناتی که بهترین‌شان مدعی است «ما دختران را بد تربیت کرده‌ایم» یک سقوط تاریخی است.

🍂 من با رای خودم بر این توهین آشکار به شعور، استقلال و بلوغ زنان کشورم مهر تایید نمی‌زنم. بلکه اتفاقا از فرصت صندوق رای استفاده می‌کنم و به درستی از همین دریچه «پیام آشکار خودم» را به تمامی تحقیرکنندگان جامعه‌ی ایرانی ارسال می‌کنم:

🍂 رای ندادن من از سر ناامیدی و سرخوردگی و یاس نیست، کاملا برعکس. من به نام «زن، زندگی، آزادی» به شما و صندوق‌تان و نمایش‌های و دسیسه‌ها و جدال‌های حقیرانه‌تان «نه» می‌گویم؛ خودم را در مسیر حل واقعی بحران‌های کشور قرار می‌دهم و پیشاپیش نشان می‌دهم که در هیچ یک از بزنگاه‌ها و بحران‌هایی که حاکمیت سرکوبگر شما به دنبال خواهد داشت، در کنار شما نخواهم ایستاد.


#استمرارطالبان#ایران


🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 روانکاویِ «منتخبانِ رهبر» در مناظره‌های انتخاباتی

🎙 دکتر #محمدرضا_ابراهیمی


#زیست‌روان #حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin | @DrEbrahime
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘پزشکیان و چشمهای مسعود!

✍🏻 #مینا_احدی




🌾 @Naqdagin
📘پزشکیان و چشمهای مسعود!

✍🏻 #مینا_احدی

🍂 هم‌دوره‌ای‌های او، پزشکیان را با این قیافه می‌شناسند. هم‌دورۀ ما در دانشکدۀ پزشکی دانشگاه تبریز بود و یکی از ده‌ها فالانژ وقیح که به تظاهرات‌ها حمله می‌کرد و با چاقو و زنجیر، دخترانِ مخالف حجاب و صدها دانشجوی مخالف خمینی و حکومت اسلامی‌اش را نشانه می‌گرفت. در ابتدا، انجمن اسلامی سازمان دادند و سپس با چاقو و زنجیر حمله کردند، و در نهایت، کلاشینکف در دست گرفتند و زدند و کشتند و با خونریزی و پاکسازی دانشگاه‌ها، پایه‌های حکومتشان را محکم کردند.

🍂 در مورد پزشکیانی حرف می‌زنم که انجمن اسلامی دانشگاه را تاسیس کرد و با جان و دل از حکومت دفاع می‌کرد.

🍂 در مورد پزشکیانی که وقتی رفسنجانی را در سال ۵۸ دعوت کردند در دانشگاه تبریز، که اساسا زیر سیطرۀ چپ‌ها بود، سخنرانی کند و اسلامی‌ها و رفقای پزشکیان قدرقدرتی کنند، با اعتراض ما، رفسنجانی از ترس، پا به فرار گذاشت و یک نعلین او در صحن دانشگاه بجا ماند! و سپس تصمیم گرفتند با جنایت، ما را ساکت کنند. اولین قتل وحشتناک در دانشگاه تبریز، دزدیدن و کشتن مسعود بود؛ دانشجوی همین دانشگاه که به همراه دو نفر دیگر، گم شدند.

🍂 درست یادم هست که بعد از جستجو و پیگیری توام با ترس ما، یکی از دوستانم در مقابلِ دادسرای شهر، اتفاقی می‌بیند که چند پیکر جوانان کشته‌شده را جابجا می‌کنند و مسعود را شناخت.

🍂 فردا در گورستان شهر تبریز، او را بدرقه کردیم؛ دوستان پزشکیان مسعود را کشته و چشم‌هایش را از حدقه در آورده‌بودند.

🍂 بر مزارش سخنرانی کردم و گفتم ما با جنایتکارانی وحشی روبرو هستیم و پیام وحشی‌گری خود را آن‌زمان چنین بما دادند؛ ۴۴ سال است که کماکان می‌کشند و به چشم‌ها شلیک می‌کنند.

🍂 این روزها که بساط مشمئزکنندۀ جدل بین چند مفت‌خور و جانی و قاتل و بی‌سواد و پفیوز ، بعنوان کاندیداهای ریاست جمهوری، در جریان است و یک مشت کثافتِ مدافعِ این خون‌ریزان، بازارِ مثلا انتخابات را داغ می‌کنند، خواستم فقط کوتاه بگویم هر کس رای داد، در مقابل مردم ایران ایستاده و دشمن کارگر و دانشجو و بازنشسته و زندانی سیاسی و تمام جوانانی‌ست که از روز اولِ روی کار آمدن این لاشخورهای اسلامی تا امروز، در مقابلِ این‌ها ایستاده و قهرمانانه جان باخته‌اند.

🍂 این نمایشِ مسخره و این جدی‌گرفتن ماجرا، واقعا مشمئزکننده است. شش مرد جانی و مرتجع و زن‌ستیز را در مقابلِ جامعه‌ای که بپا خاسته و مهر زنانگی بر آن حک شده‌است، پرت کرده‌اند و می‌گویند پای صندوق بیایید، و شرم هم نمی‌کنند که جار بزنند «این رای به مشروعیت نظام است».

🍂 خودشان هم خوب می‌دانند که در نهایت، دیکتاتور اعظم خواهد گفت که چه غلامی از صندوق‌های مسخرۀ این‌ها بیرون می‌آید. شرکت در این سیرک، در جهتِ تقویت سیستمی‌ست که در هر دوره، فقر و سرکوب و خفقان و اعدام را نگه داشته و بسط داده‌است، و توهین به معنای شهروندی و ایرانی‌بودن است. در مقابل این بازی مسخره باید ایستاد و بویژه در خارج کشور، صندوق‌های بیعت را باید بر سرشان خراب کرد.


#استمرارطالبان = #حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin
🍂 آنچه به گمان دریافتم این است که پزشکیان، علی‌رغم صداقت و سادگی و دلسوزی، سیاست‌مداری ضعیف و رئیسی ناتوان در برابر ستمگران و زورگویان و اقتدارگرایان است.

🍂 سیاستِ پزشکیان در برابر نظامِ اقتدار و زور، حاکمیّت قهر و سرکوب، به‌واقع که سیاستِ ضعف و ذلّت است نه عزّت و مقاومت. سیاستِ التماس است نه اعتراض.

🍂 از این سیاست، البته یک دولتِ زبون و تسلیم درمی‌آید که بناست تقصیرات و گناهان نظام را گردن بگیرد، نه یک دولتِ عزّت‌مند و مقاوم. اگر بناست که حقّ شهروندان را باز گرفت، از آزادی مردمان صیانت کرد، عدالت را گستراند و از برابری دفاع کرد، حاجت به عزّت و مقاومت است در برابر خودکامگی و دیکتاتوری؛ مقاومت عزّت‌مند بر سر حقّ و حقوق مردم.

🍂 با سیاستِ ضعف و ذلّت در برابر قدرتِ مطلق و خودرأی، نمی‌توان حقوق ملّت را استیفا کرد؛ نمی‌توان حقّ مردم را از اقتدار و ولایت باز گرفت؛ نمی‌توان صدای بی‌صدایان شد؛ نمی‌توان کارگزار و وکیلِ جمهورِ مردم شد.

🍂 برای احقاق حقّ ملّت، برای وکالتِ جمهوری، سیاستِ عزّت و مقاومت را باید پیش گرفت؛ همان سیاستی که جنبش سبز با رهبری و همراهی ميرحسين موسوی به صحنه آمد.

🍂 عاقبتِ سیاستِ ضعف و ذلّت، تسامح و تساهل است در برابر ولایت و سلطانیّت. آقای پزشکیان، نه صدای بی‌صدایان که بی‌صدایی‌ست که کسی باید صدای خود او باشد. با فرض پیروزی و تصرّف قدرت، از پزشکیان یک رئیس «ناتوان، بدنام و ناکار» خواهد ماند که از این سو و آن سو فحش می‌خورد؛ درحالی که رهبر نظام با ژست اپوزیسیون و معترض به او می‌نگرد.

🍂 نخبگان اصلاح‌طلبی، امروز از این مرد یک قهرمان و ابرانسان ساخته اند و گفته‌های او را حماسی روایت می‌کنند، تصویری که با واقعیّت و حقیقتِ سلوک و سیاستِ پزشکیان هیچ جور نیست و سود و فایده‌ای برای شخص ایشان ندارد.

🍂 آنچه نوشتم البته به گمان بود نه یقین. شاید من برخطا باشم. آرزومندم که برخطا باشم و پزشکیان آن نباشد که نمایانده است. سخت آرزومندم که پزشکیان همانی باشد که رأی‌دهنده‌ها به او می‌خواهند. آقای پزشکیان، به اصطلاح، آدم خوبی‌ست، اما من توانی در او برای ریاست جمهوری نمی‌بینم. آرزومندم که کاملاً برخطا باشم.

✍🏻 #رضا_زمان


#استمرارطالبان


🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘«جنبش تحریم» و ارادۀ معطوف به زندگی

✍🏻 دکتر #حسین_بیات

🍂 در ساختار سیاسی کشورمان، تجمیع و تمرکز قدرت، به‌حدی رسیده‌است که در آن، دولت، به گواهی چندباره رئیسانِ دولت‌های پیشین، اساساً تبدیل به یک تدارکاتچی شده‌است که شنبه‌ها متوجه تصمیمات بالادستی‌ها می‌شود، اقلیتی دویست سیصد نفره که تفنگ و پول و رسانه را یکجا جمع کرده‌اند، شبکه‌‌ای از صاحبان قدرت و نفوذ و برادران قاچاقچی.

🍂 اگر رؤسای جمهور، عین همین تعابیر را به کار نمی‌بردند، باور به ساختار دو دولتی می‌توانست مصداق توطئه‌اندیشی باشد، ساختاری متشکل از دو دولت: دولتِ آشکارِ نیمه‌منتخب و دولتِ پنهانِ تماماً منتصب.

🍂 دولت پنهان به این معنا ساختاری غیرقانونی، مداخله‌گر، سلطه‌گر، غیرپاسخگو و غیرقابل نقد است؛ بنابراین نباید آن را با "کابینه در سایه" اشتباه گرفت.

🍂 در ساختارهای «دو دولتی»، اگر غلبۀ دولتِ پنهان از نقطه‌ای بحرانی به نام "سلطه" عبور کرده‌باشد، عملا دولتِ آشکار، فاقد اختیار و ارادۀ مستقل خواهد شد. بخصوص در موضوعات مهم و اساسی و مناقشه‌آمیز، دولتِ آشکار موظف خواهد بود تا به موازین دولت پنهان، که خودشان گاهی به آن عمقِ راهبردی می‌گویند، معتفد و ملتزم باشد.

🍂 به‌نظر می‌رسد، با حوادث ۹۶ و تحمیل شکست به برجام، فرایند تجمیع قدرت، نقطۀ بحرانیِ سلطه را متاسفانه رد کرد؛ بنابراین، شرکت در انتخابات، از آن تاریخ به بعد، به‌معنای مشارکت در «انتخاب یک دولتِ مطلقا بی‌اختیار» شده‌است؛ دولتی که در موضوعات اساسی کشور عملا فاقد اختیار است.

🍂 برخی ممکن است استدلال بالا را بپذیرند،اما همچنان رای‌گرا یا مردد باشند؛ چون معتقدند دولت گرچه در موضوعات اساسی اراده و اختیاری ندارد، اما برای تغییرات کوچک، همچنان موثر است. این استدلال را می‌توان تمثیل انتخاب زندانبانِ بهتر نامید، یا تمثیل گشودن روزنه‌ای برای هوای تازه یا بارقه‌ای نور.

🍂 اما حتی این توقع حداقلی نیز معقول نیست؛ چون هزینه‌های قطعی و احتمالی انتخاب زندانبانِ بهتر، یا گشودن روزنه‌ای کوچک، بسیار بیشتر از فواید احتمالی آن است؛ از جمله‌‌ی این هزینه‌ها، بازتولید «ساختار اقتدارگراییِ انتخاباتی» است و نیز «دادن اعتبار و مشروعیت‌ به آن» و کار و کارنامه آن.

🍂 این یعنی اصل ترجیح بد به بدتر، در سیستمی که سیر اقتدارگرایی در آن، صعودی‌ست، حال چه صعودی نوسانی و چه صعودی خطی، بعد از مدتی، معقولیت خود را از دست می‌دهد.

🍂 این مدعا هم پشتوانۀ فلسفی دارد (مثل مداقه‌های هانا آرنت)، هم شواهد تجربی (مثل پژوهش آندریاس شِدلر که مبتنی بر تحلیل و ارزیابی ۱۹۴ انتخابات از ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۳ است)، هم از سوی مبارزان بزرگ خشونت‌پرهیز مثل ماندلا تایید و تاکید شده‌است، و هم از سوی طیف وسیعی از کنشگران وطنی مثل میرحسین، تاجزاده، نرگس محمدی، صدیقه وسمقی و دیگران.

🍂 بنابراین، مواضع برخی روشنفکران و تحلیلگران، در دفاع از آنچه "روزنه‌گشایی" می‌نامند، غیرقابل دفاع است. به‌نظر می‌رسد این عزیزان، نه‌تنها در توسل به نظریه‌های علمی و شواهد تجربی، درست نمی‌اندیشند، بلکه صدای بخش بسیار وسیعی از بزرگان و کنشگران و مردم عادی را نیز درست نمی‌شنوند. مردمی که به تعبیر هاول، مدتها در دایره حقیقت زیسته‌اند و به‌موجب چنین زیستنی، امید را در تاریک‌ترین اعماق ناامیدی دیده‌اند، و به تعبیر پائولو فریره، به حکمت مشترک ارزشمند و "راه‌گشایی" رسیده‌اند.

🍂 اما مهمترین پرسشی که تحریم‌گرایان باید پاسخ دهند این است که، رای ندادن آیا سودی هم دارد؟ به عبارت دیگر، رای ندادن آیا فقط به موجب نداشتن هزینه‌‌هایی که برای رای دادن برشمردیم، معقول‌تر است یا اینکه فایده‌ای هم دارد؟

🍂 به‌نظرم پاسخ را می‌توان در رفتار مردم در ماه‌های پایانی جنگ جستجو کرد. تا سال ۶۵ مردم از جنگ، حمایت می‌کردند، امیدوار و بی‌دریغ؛ بنابراین، رهبران به پیروزی در جنگ می‌اندیشیدند، امیدوار و بی‌تامل. کم‌کم مردم از جنگ خسته و ناامید شدند و به جبهه نرفتند؛ پس رهبران به تامل افتادند و ناامید شدند و به پایان جنگ تن دادند و جنگ تمام شد. هم به سود مردم شد و هم ساختار.

🍂 این رفتار مردم، «نه انقلاب بود، نه کودتا، نه اصلاح‌طلبی بود و نه اصولگرایی». شاید بتوان نامش را «واسازی» نامید. واسازی اندام‌وار (ارگانیک) ساختار برای تداوم زندگی. مردم ارادۀ معطوف به زندگی را بر ساختار قدرتی که خودشان در ایجاد آن سهیم بودند، تحمیل کردند و آن را تغییر دادند. همان اراده‌ای که دیگر بار در دوم خرداد تپید، بار سوم در جنبش سبز و بنفش، بار بعدی در جنبش مهسا و اینک در جنبش تحریم.

🍂 جنبش تحریم، اگر نیک بنگریم در امتداد تاریخِ آزادی‌خواهی و عدالت‌طلبی ایرانیان است؛ نه‌تنها همان جنبش مهسا و سبز و دوم خرداد و پایان جنگ است؛ بلکه همان جنبش مشروطه و تحریم تنباکو است. هر لحظه بشکلی بت عیار بر آمد، دل برد و نهان شد.


#ایران #حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin