🗒 دربارۀ دکتر علی صاحبی و ادامۀ فعالیتش علیرغمِ مستندات منتشره و حکم دادگاهِ استرالیا، نوع مواجهۀ بیمارگونِ مخاطبانش (از مردم عادی تا روانشناسان تا پیچهای مرجع) با او و حذف پیامهای انتقادی توسط ادمین، نوع مواجهۀ منفعلانه و مسئولیتگریزانه و مخربِ انجمنِ روانشناسی با موضوعی به این اهمیت
🗄پست مرتبط
📺 دکتر علی صاحبی و بقیۀ ماجرا (نقدِ آرین اکبری و دیگران)
📺 آن عذرخواهی که یک عذرخواهی نیست
#نقد_روشنفکران #نقد_فرهنگ #زیستروان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🗄پست مرتبط
📺 دکتر علی صاحبی و بقیۀ ماجرا (نقدِ آرین اکبری و دیگران)
📺 آن عذرخواهی که یک عذرخواهی نیست
#نقد_روشنفکران #نقد_فرهنگ #زیستروان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 به سرتا پای دین اینها کافرم؛ این دین نیست، یک ایدئولوژیِ فاشیستیست 🔻ابراهیم اصغرزاده: 🔸دولت سایه فقط در حاشیه در حال تصمیمسازی نیست، نباید آدرس غلط داد؛ در خیابان هم اسید میپاشد به صورت دختران و زنان و یا با ساچمه به آنها شلیک میکند؛ حملات شیمیایی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 نگاهی به «ازدواج موقت» یا «صیغه»، در دنیای امروز
🎙#زئوس
🗄پست مرتبط
📕روسپیگری و پول
📕کنیزهای قرن بیست و یکم
📕وضعِ روسپیگری در کانالهای تلگرامی
📓برشی از تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران
#نقد_شیعه #نقد_ادیان #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#زئوس
🗄پست مرتبط
📕روسپیگری و پول
📕کنیزهای قرن بیست و یکم
📕وضعِ روسپیگری در کانالهای تلگرامی
📓برشی از تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران
#نقد_شیعه #نقد_ادیان #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘استیصال فرقهای که به نعرهزنی و جامهدرانی در وادی جنون کشید ✍🏻 #علی_صاحبالحواشی 🔻#الکساندر_دوگین در ملاقات با میرباقری در بهمن ۱۳۹۴: «بینهایت خوشحالم که به مقر اصلی «مبارزه با مدرنیته» آمدهام. من زندگی خودم را وقف این مبارزه کردهام زیرا برای من مدرنیته…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 جنگیری از دختری جوان و فاجعۀ دخالت دینبانان در امور پزشکی
🗄پست مرتبط
📺 روانکاویِ «ذهنِ خرافهگرا»
👳🏿♂️پنج خانهای که در آن جن وجود دارد
📕و تو چه میدانی جن چیست؟
| بخش یکم: دکتر محسن بنائی
| بخش دوم: آرمین لنگرودی
#زیستروان #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🗄پست مرتبط
📺 روانکاویِ «ذهنِ خرافهگرا»
👳🏿♂️پنج خانهای که در آن جن وجود دارد
📕و تو چه میدانی جن چیست؟
| بخش یکم: دکتر محسن بنائی
| بخش دوم: آرمین لنگرودی
#زیستروان #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
🍂 جامعهشناسی به ما میآموزد «ذاتگرایی» از دانش ناکافی نسبت به انسان و جامعه بوجود میآید: این که حتا نوع خلقوخوی ما محصول محیط زندگی اجداد ما هستند؛ به این علت، تمامی ویژگیهایی که حتا توسط ژن به ما منتقل میشوند، نه در ذات آن ژن به ودیعه گذاشته شدهاند،…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 جنایتِ تاریخیِ معاصر (۱)
🎙دکتر #داروین_صبوری
❓چرا انقلاب اسلامی از موفقترین انقلابها در تحقق گفتمانها و ایدههایش بودهاست؟
🔸قیام اخلاق روستایی علیه اخلاق شهری
#جامعه #نقد_فرهنگ #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #داروین_صبوری
❓چرا انقلاب اسلامی از موفقترین انقلابها در تحقق گفتمانها و ایدههایش بودهاست؟
🔸قیام اخلاق روستایی علیه اخلاق شهری
#جامعه #نقد_فرهنگ #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
📎
📘نفاقی که "تاریخ" تعلیممان کرد!
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 البته کلیپ پیوست اغراق میکند، اما اغراق دروغ نیست! تاریخ طولانیِ ناامنیِ پسااسلامیِ ما، "نفاق" را بعنوان ابزاری برای صیانت از خود، در فرهنگ ما جا-انداخت:
🍂 این نفاق نهادینه در ما اغراق نیست. ردِ پر رنگ آن را در تواریخ متعددی که نوشتهایم، از بیهقی هزارسال پیش تا رستمالحکمای اواخر زندیه، و در ادبیات فربهی که بار آوردیم، و در ادبیات مدرنی که ساختهایم، بهوضوح میتوان پیگرفت.
🍂 در سفرنامههای "دیگران" که ما را دیدند، نیز میتوان همین شناساییِ "نفاق" ما توسط آنان را خواند؛ از سفرنامۀ شاردن در عصر صفویان تا خاطرات دکتر پولاک در عصر ناصری.
🍂 سوای اینها، ضربالمثلهای ما نیز آکنده از پژواکِ گاهی "تجویزیِ" این "نفاق" است. گاهی هم این ضربالمثلها، حکم متلکی را دارند که به "خود"مان انداختهایم. این موارد اخیر را بیشتر مایِ متجددشده، که بیرون از زیستجهان مالوفِ سنتی شده و درنتیجه امکان "دیدنِ" اعوجاجهایمان را داشته است، ساختهاست.
🍂 در این میان، رُمان اورینتالیستیِ (شرقشناسانۀ) "حاجیبابای اصفهانی" که جیمز موریه در اوایلِ قرن نوزدهم نوشت، در بیان مضحکهآمیزِ آغشته به دلزدگی که از "پدرسوختگی" ما میداد، الحق نمونهوار شد!
🍂 این رمان را میرزاحبیب اصفهانی که مدتی شارژدافر (کاردار) سفارت ایران در دارالخلافه استانبول بود (و خود از بیرونشدگان نیمهمتجددِ از زیستجهان سنتیمان گشته بود) به فارسی ترجمه کرد که در تاریخ ادبیات مدرن ما نخستین نمونه نثر روان و شیوای فارسی دانسته میشود.
🍂 "حاجیبابای اصفهانیِ" جیمز موریه، بدجوری ماها را عصبانی کرد! چون دُرست همان کراهت منظری که سخت میکوشیدیم پوشیدهاش بداریم را پیش رویمان نهاد؛ فحش و فضاحت به جیمزموریه "انگلیسی" باریدیم، ولی غلط کردیم! موریه از ما "کاریکاتوری" ساختهبود که از قضا خیلی هم شبیه ما بود!
🍂 خیلی بعدترها، بتدریج آگاهتر شدیم به ایندست خصلتهای خودمان. این آگاهی را روندِ خزندۀ بیرونشدنمان از زیستجهان مالوف، در کنار دیدنِ "دیگران"ی که مثل ما نبودند، رقم زد.
🍂 دیدنِ "دیگران" بختیست که روزیِ انسانِ مدرن شدهاست. انسان پیشامدرن چندان "دیگران" را نمیدید؛ زیرا هیچکس جابجا نمیشد؛ مردم در همان آبادی که بهدنیا میآمدند، زندگی کرده و میمردند.
🍂 این بختِ دیدن "دیگران" را نباید دستکم گرفت. ما در آینۀ تفاوتها که با "دیگران" داریم، به چیستی و چگونگی خودمان آگاه میشویم.
🍂 مردمان پیشا-مدرن خود را "طاووسانعلیین" میانگاشتند که در برابرشان، "دیگران" جز جانور-صفتانی ننگین نبودند. این قاعده، ایرانی و فرنگی و شرقی و غربی نداشت. انسان پیشا-مدرن بختی از خودآگاهی نداشت! این بختِ انسانمدرن است که میتواند خود را درست بشناسد.
#نقد_فرهنگ #جامعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 البته کلیپ پیوست اغراق میکند، اما اغراق دروغ نیست! تاریخ طولانیِ ناامنیِ پسااسلامیِ ما، "نفاق" را بعنوان ابزاری برای صیانت از خود، در فرهنگ ما جا-انداخت:
"استُر ذَهَبَک و ذَهابکَ و مَذهبَک!"
[طلا و مقصد و دینت را پوشیده دارد!]
🍂 این نفاق نهادینه در ما اغراق نیست. ردِ پر رنگ آن را در تواریخ متعددی که نوشتهایم، از بیهقی هزارسال پیش تا رستمالحکمای اواخر زندیه، و در ادبیات فربهی که بار آوردیم، و در ادبیات مدرنی که ساختهایم، بهوضوح میتوان پیگرفت.
🍂 در سفرنامههای "دیگران" که ما را دیدند، نیز میتوان همین شناساییِ "نفاق" ما توسط آنان را خواند؛ از سفرنامۀ شاردن در عصر صفویان تا خاطرات دکتر پولاک در عصر ناصری.
🍂 سوای اینها، ضربالمثلهای ما نیز آکنده از پژواکِ گاهی "تجویزیِ" این "نفاق" است. گاهی هم این ضربالمثلها، حکم متلکی را دارند که به "خود"مان انداختهایم. این موارد اخیر را بیشتر مایِ متجددشده، که بیرون از زیستجهان مالوفِ سنتی شده و درنتیجه امکان "دیدنِ" اعوجاجهایمان را داشته است، ساختهاست.
🍂 در این میان، رُمان اورینتالیستیِ (شرقشناسانۀ) "حاجیبابای اصفهانی" که جیمز موریه در اوایلِ قرن نوزدهم نوشت، در بیان مضحکهآمیزِ آغشته به دلزدگی که از "پدرسوختگی" ما میداد، الحق نمونهوار شد!
🍂 این رمان را میرزاحبیب اصفهانی که مدتی شارژدافر (کاردار) سفارت ایران در دارالخلافه استانبول بود (و خود از بیرونشدگان نیمهمتجددِ از زیستجهان سنتیمان گشته بود) به فارسی ترجمه کرد که در تاریخ ادبیات مدرن ما نخستین نمونه نثر روان و شیوای فارسی دانسته میشود.
🍂 "حاجیبابای اصفهانیِ" جیمز موریه، بدجوری ماها را عصبانی کرد! چون دُرست همان کراهت منظری که سخت میکوشیدیم پوشیدهاش بداریم را پیش رویمان نهاد؛ فحش و فضاحت به جیمزموریه "انگلیسی" باریدیم، ولی غلط کردیم! موریه از ما "کاریکاتوری" ساختهبود که از قضا خیلی هم شبیه ما بود!
🍂 خیلی بعدترها، بتدریج آگاهتر شدیم به ایندست خصلتهای خودمان. این آگاهی را روندِ خزندۀ بیرونشدنمان از زیستجهان مالوف، در کنار دیدنِ "دیگران"ی که مثل ما نبودند، رقم زد.
🍂 دیدنِ "دیگران" بختیست که روزیِ انسانِ مدرن شدهاست. انسان پیشامدرن چندان "دیگران" را نمیدید؛ زیرا هیچکس جابجا نمیشد؛ مردم در همان آبادی که بهدنیا میآمدند، زندگی کرده و میمردند.
🍂 این بختِ دیدن "دیگران" را نباید دستکم گرفت. ما در آینۀ تفاوتها که با "دیگران" داریم، به چیستی و چگونگی خودمان آگاه میشویم.
🍂 مردمان پیشا-مدرن خود را "طاووسانعلیین" میانگاشتند که در برابرشان، "دیگران" جز جانور-صفتانی ننگین نبودند. این قاعده، ایرانی و فرنگی و شرقی و غربی نداشت. انسان پیشا-مدرن بختی از خودآگاهی نداشت! این بختِ انسانمدرن است که میتواند خود را درست بشناسد.
#نقد_فرهنگ #جامعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi
Telegram
نقدآگین
📘زیرِ پوستِ درحالِ دگردیسیِ جامعۀ ما
— ازدواج دختر #سعید_مدنی: عاقد دکتر صدیقه وسمقی
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 برخلاف مسیحیت که بنیاد ازدواج جنبۀ "قدسی" دارد، در اسلام چنین نیست، بلکه از آغاز پیوندی مدنی (یعنی سکولار) بود. منتها سازههای فرهنگ، توسعهطلب و انحصارگرند و نمیپذیرند که پدیداری در ایشان باشد که رنگ فرهنگ را بهخود نپذیرفتهباشد.
🍂 این است که برخلاف ایستار صریح اسلام، فرهنگ پسا-صفویۀ امامیه، خواست تا بر عقد ازدواج نیز رنگ قدسیِ خودش بزند. چنین شد که پای "آخوند" به عقد ازدواج مسلمانان باز شد.
🍂 صیغۀ عقد ازدواج در اسلام، میتواند توسط "زن/عروس" خوانده و توسط "مرد/داماد" قبول شود، و نیازی به هیچ "شخص سوم"ی نیست، تا آخوند باشد یا غیر آن؛ با اینوجود، این الزام که عاقد باید آخوند باشد، به رغم فشار فرهنگ امامیه، نتوانست خودش را درونِ فقه امامیه صورتبندیِ محکمی بکند، بلکه صرفاً جنبۀ استحسانی یافت؛ یعنی که:
🍂 آن هتک حرمت و آبروریزی که حکومت ولایتفقیه از "دین" علیالاطلاق، و از "تشیع" علیالخصوص کرد، موجب خیلی چیزها شد، ازجمله اینکه از ازدواج تا ختم مرده را، مردم هرچه بیشتر در بیرون از حوزۀ دین برگزار میکنند. ازدواجهای سفید هم که بین جوانان بسیار رایج شدهاست و نوعاً فارغ از هرگونه صبغۀ دینی-شرعی است.
🍂 دلهای مردم سیطرهپذیر نیست! آنجا میدان عربدۀ «حیدر، حیدرِ» اوباش اجارهای، و شلیک شاتگانها به چشم مردم، و باتوم و زندان و شکنجه متجاسران نمیشود!
🍂 جامعۀ سوار بر محمل "آگاهی"، به راه خود میرود. نهاد روحانیتِ پاکباخته نیز چارهای جز تماشا کردن ندارد، چون بسطِ یدی بر "دلهای مردم" ندارد.
🍂 کافیست توجه کنید دیروزی که مردم بر نوزادانشان نامهای مسلمانی میگذاشتند، امروز از این نامها چنان گریزان و گاهی منزجر گشتهاند که اولیای ثبتاحوال، بهتر خبر دارند که چه خبر است.
🍂 البته دکتر مدنی عزیز ما، آدم بجد متدینیست. این است که عاقد دخترشان را خانم وسمقی برگزیدهاند که یکتنه چندمشت "آیتالله" را در جیب شلوارش میریزد، اما حتی در این آئین ازدواجِ متدینانه نیز، اگر خود را به کوری نزدهباشیم، سیر کلی جامعه بهسوی سکولاریسم را میشود آشکارا دید.
🍂 این، آیندۀ جامعه ماست و این "آینده" را #حکومت_اسلامی رقم زد. مزۀ قدرت و سطوت، و طعم لقمۀ حرام در کام روحانیت، آنقدر شیرین بود که این نهاد را غافل از آن کرد که آنچه میکند، جز خاک بر سر خود ریختن نیست؛ مبارکهاشان باشد این خاکبرسری!!!
🍂 و هزار البته این وصلت در خانوادۀ محترم دکتر مدنی عزیزمان مبارک باشد؛ رهایی دکتر مدنی از بند مروانیان و حکم یزیدیان زمان، آرزوی همۀ آنانی است که قدر این اندیشمند نفیس و شریف را دانند.
#جامعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi
— ازدواج دختر #سعید_مدنی: عاقد دکتر صدیقه وسمقی
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 برخلاف مسیحیت که بنیاد ازدواج جنبۀ "قدسی" دارد، در اسلام چنین نیست، بلکه از آغاز پیوندی مدنی (یعنی سکولار) بود. منتها سازههای فرهنگ، توسعهطلب و انحصارگرند و نمیپذیرند که پدیداری در ایشان باشد که رنگ فرهنگ را بهخود نپذیرفتهباشد.
🍂 این است که برخلاف ایستار صریح اسلام، فرهنگ پسا-صفویۀ امامیه، خواست تا بر عقد ازدواج نیز رنگ قدسیِ خودش بزند. چنین شد که پای "آخوند" به عقد ازدواج مسلمانان باز شد.
🍂 صیغۀ عقد ازدواج در اسلام، میتواند توسط "زن/عروس" خوانده و توسط "مرد/داماد" قبول شود، و نیازی به هیچ "شخص سوم"ی نیست، تا آخوند باشد یا غیر آن؛ با اینوجود، این الزام که عاقد باید آخوند باشد، به رغم فشار فرهنگ امامیه، نتوانست خودش را درونِ فقه امامیه صورتبندیِ محکمی بکند، بلکه صرفاً جنبۀ استحسانی یافت؛ یعنی که:
"خوب است" صیغۀ عقد را "آخوندی" بخواند، نه که لابد است که چنین باشد، والا عقد درست درنمیآید.
🍂 آن هتک حرمت و آبروریزی که حکومت ولایتفقیه از "دین" علیالاطلاق، و از "تشیع" علیالخصوص کرد، موجب خیلی چیزها شد، ازجمله اینکه از ازدواج تا ختم مرده را، مردم هرچه بیشتر در بیرون از حوزۀ دین برگزار میکنند. ازدواجهای سفید هم که بین جوانان بسیار رایج شدهاست و نوعاً فارغ از هرگونه صبغۀ دینی-شرعی است.
🍂 دلهای مردم سیطرهپذیر نیست! آنجا میدان عربدۀ «حیدر، حیدرِ» اوباش اجارهای، و شلیک شاتگانها به چشم مردم، و باتوم و زندان و شکنجه متجاسران نمیشود!
🍂 جامعۀ سوار بر محمل "آگاهی"، به راه خود میرود. نهاد روحانیتِ پاکباخته نیز چارهای جز تماشا کردن ندارد، چون بسطِ یدی بر "دلهای مردم" ندارد.
🍂 کافیست توجه کنید دیروزی که مردم بر نوزادانشان نامهای مسلمانی میگذاشتند، امروز از این نامها چنان گریزان و گاهی منزجر گشتهاند که اولیای ثبتاحوال، بهتر خبر دارند که چه خبر است.
🍂 البته دکتر مدنی عزیز ما، آدم بجد متدینیست. این است که عاقد دخترشان را خانم وسمقی برگزیدهاند که یکتنه چندمشت "آیتالله" را در جیب شلوارش میریزد، اما حتی در این آئین ازدواجِ متدینانه نیز، اگر خود را به کوری نزدهباشیم، سیر کلی جامعه بهسوی سکولاریسم را میشود آشکارا دید.
🍂 این، آیندۀ جامعه ماست و این "آینده" را #حکومت_اسلامی رقم زد. مزۀ قدرت و سطوت، و طعم لقمۀ حرام در کام روحانیت، آنقدر شیرین بود که این نهاد را غافل از آن کرد که آنچه میکند، جز خاک بر سر خود ریختن نیست؛ مبارکهاشان باشد این خاکبرسری!!!
🍂 و هزار البته این وصلت در خانوادۀ محترم دکتر مدنی عزیزمان مبارک باشد؛ رهایی دکتر مدنی از بند مروانیان و حکم یزیدیان زمان، آرزوی همۀ آنانی است که قدر این اندیشمند نفیس و شریف را دانند.
#جامعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi
📘چقدر خوشحال تشریف دارید!
✍🏻 #بیژن_اشتری
🔻دیدم جناب زیدآبادی در تحلیلی ابراز امیدواری کرده:
🔻اقای عباس عبدی هم به این نتیجه رسیده که:
🔺خوشخیالی هم حد و مرزی دارد! واقعا چگونه ممکن است بساط این «اقلیت افراطی» که «حامیان اصلیِ» نظام و رهبر نظام هستند، برچیده شود؟ نظامی که خودش افراطی محسوب میشود، مگر مغزِ خر خورده که خود را از حمایت این نیروی چند میلیونیِ وفادار و پا در رکاب محروم کند؟!
🍂 فردا روزی که نظام دچار دردسر شود و اعتراضهای خیابانی شکل بگیرد، تنها نیروی حمایتی نظام که به کف خیابانها خواهد آمد، همین «افراطی»هایی هستند که حسین شریعتمداریها آنها را تغذیۀ فکری میکنند.
🍂 راس نظام هم خوب میداند که پایگاه اصلی حامیانش همین نیروهای «افراطی» هستند، و نه نیروهای اصلاحطلب! اصلا مگر اصلاحطلبها نیروی آمادهخدمت به نظام هم دارند؟
🔻دوستان تحلیلگر اصلاحطلب باید بدانند که این «اقلیت افراطی» تا زمانی که نظام جمهوری اسلامی برقرار است، حذفشدنی نیستند و هرگز هم به محاق نخواهند رفت؛
▪️اینها پایه و اساس نظام را تشکیل میدهند؛
▪️اینها در همه ارکان و اعضای نظام حضور دارند و صاحب قدرت و پول و نفوذند؛
▪️اینها یک اهرم فشار حیاتی در بازی قدرتند، و میتوانند توازنبخش یا برهمزنندۀ توازنِ قدرت باشند، بر حسب آنچه راس نظام خواهانش است؛
▪️اینها دهها نقش حیاتی دیگر برای نظام دارند و از همین رو، نهتنها حذفشدنی نیستند، بلکه وجودشان برای نظام حیاتیست؛
🔺حداکثر چیزی که میتوان انتظار داشت، در خوشبینانهترین حالت، اندکی کاسته شدن از شدت فشار آنهاست، آن هم برای مدتی محدود و بر حسب صلاحدید و خواست راس نظام؛ که البته از ظواهر امر پیداست که حتی بروز چنین احتمالی بسیار اندک است.
#حکومت_اسلامی #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #بیژن_اشتری
🔻دیدم جناب زیدآبادی در تحلیلی ابراز امیدواری کرده:
حالا که یک رئیس جمهور اصلاح طلب سر کار آمده مقام رهبری هم پا پیش بگذارد نمایندۀ خود در روزنامه کیهان (آقای شریعتمداری) را بازنشسته کند و فرد معتدلی را جایگزین وی کند؛ زیرا «منبع تغذیه بسیاری از افراط گرایان داخلی» همین روزنامه کیهان و شریعتمداری است.
🔻اقای عباس عبدی هم به این نتیجه رسیده که:
آوردن یک رئیس جمهور اصلاحطلب میل و خواستۀ خود نظام (یعنی آقای خامنهای) بوده و این دفعه قضیه با دفعات پیش فرق دارد و بساط افراطی ها به زودی جمع خواهد شد.
🔺خوشخیالی هم حد و مرزی دارد! واقعا چگونه ممکن است بساط این «اقلیت افراطی» که «حامیان اصلیِ» نظام و رهبر نظام هستند، برچیده شود؟ نظامی که خودش افراطی محسوب میشود، مگر مغزِ خر خورده که خود را از حمایت این نیروی چند میلیونیِ وفادار و پا در رکاب محروم کند؟!
🍂 فردا روزی که نظام دچار دردسر شود و اعتراضهای خیابانی شکل بگیرد، تنها نیروی حمایتی نظام که به کف خیابانها خواهد آمد، همین «افراطی»هایی هستند که حسین شریعتمداریها آنها را تغذیۀ فکری میکنند.
🍂 راس نظام هم خوب میداند که پایگاه اصلی حامیانش همین نیروهای «افراطی» هستند، و نه نیروهای اصلاحطلب! اصلا مگر اصلاحطلبها نیروی آمادهخدمت به نظام هم دارند؟
🔻دوستان تحلیلگر اصلاحطلب باید بدانند که این «اقلیت افراطی» تا زمانی که نظام جمهوری اسلامی برقرار است، حذفشدنی نیستند و هرگز هم به محاق نخواهند رفت؛
▪️اینها پایه و اساس نظام را تشکیل میدهند؛
▪️اینها در همه ارکان و اعضای نظام حضور دارند و صاحب قدرت و پول و نفوذند؛
▪️اینها یک اهرم فشار حیاتی در بازی قدرتند، و میتوانند توازنبخش یا برهمزنندۀ توازنِ قدرت باشند، بر حسب آنچه راس نظام خواهانش است؛
▪️اینها دهها نقش حیاتی دیگر برای نظام دارند و از همین رو، نهتنها حذفشدنی نیستند، بلکه وجودشان برای نظام حیاتیست؛
🔺حداکثر چیزی که میتوان انتظار داشت، در خوشبینانهترین حالت، اندکی کاسته شدن از شدت فشار آنهاست، آن هم برای مدتی محدود و بر حسب صلاحدید و خواست راس نظام؛ که البته از ظواهر امر پیداست که حتی بروز چنین احتمالی بسیار اندک است.
#حکومت_اسلامی #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 نگاهی به «ازدواج موقت» یا «صیغه»، در دنیای امروز 🎙#زئوس 🗄پست مرتبط 📕روسپیگری و پول 📕کنیزهای قرن بیست و یکم 📕وضعِ روسپیگری در کانالهای تلگرامی 📓برشی از تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران #نقد_شیعه #نقد_ادیان #زنان ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 بدعتِ عزاداری
❓آیا می شود رسمی از اوصاف جاهلیت باشد، ولی برایش استثناء قائل شد؟!
🔻محمدبنعبدالله:
🔻محمد باقر میگوید یکی از سخنان کوتاه پیامبر که هیچکس پیش از او نگفته، این بود:
محمدبنعبدالله فاطمه را منع کرد، حسینبنعلی همه را منع کرد، علیبنابیطالب و محمد باقر میگویند "جزع نکنید"، ولی شیعیان ...
🗞 پژوهش-تدوین: کانال پژوهشگر | ایران آپاتئیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
❓آیا می شود رسمی از اوصاف جاهلیت باشد، ولی برایش استثناء قائل شد؟!
🔻محمدبنعبدالله:
خدا لعنت کند کسی را که در عزاداری صورت خود را بخراشد و گریبان خود را بدرد و صدای واویلا و هلاکت بلند کند.
🔻محمد باقر میگوید یکی از سخنان کوتاه پیامبر که هیچکس پیش از او نگفته، این بود:
النیاحه من عمل الجاهلیه
محمدبنعبدالله فاطمه را منع کرد، حسینبنعلی همه را منع کرد، علیبنابیطالب و محمد باقر میگویند "جزع نکنید"، ولی شیعیان ...
🗞 پژوهش-تدوین: کانال پژوهشگر | ایران آپاتئیسم
🗄پست مرتبط
📺 بدعت در دین و تقلید صفویه از مسیحیت
📺 تاریخچۀ شکلگیری اجزایِ عزاداری محرم
📕تبارشناسی عزاداری توسط دکتر علی شریعتی
📕چرا حجاب اجباری «بدعت» است
📻 نقد سوگواری و عزاداری توسط فلاسفۀ یونان
.
#نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 جنگیری از دختری جوان و فاجعۀ دخالت دینبانان در امور پزشکی 🗄پست مرتبط 📺 روانکاویِ «ذهنِ خرافهگرا» 👳🏿♂️پنج خانهای که در آن جن وجود دارد 📕و تو چه میدانی جن چیست؟ | بخش یکم: دکتر محسن بنائی | بخش دوم: آرمین لنگرودی #زیستروان #آخوندیسم ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘سیرک بیکارخانجات بافندگی و مسخ آخوند به ضد آخوند
✍🏻 #اصغر_حکمتیار
🍂 بعد از انفجار باد، چنتۀ آخوندهای انقلابی در مقابل ملّیون (سوسیال دموکراتها) و سایر چپیها خالی بود. ایدهفروشهای ملیگرا و چپگرا قرار بود «زحمتکشان را نجات دهند و کارخانجات را ملی و مردمی کنند و جامعه بیطبقاتی توحیدی بهپا کنند» و کلی بادِ گندۀ دیگر؛ اما احیاکنندگان خلافت اسلامی، جز چند آیه و اصلِ اخلاقیِ کلی و احکامِ دیه و قصاص، چیزی در چنته نداشتند.
🍂 بعضیهاشان خواستند از «حقوق مالکیت و اقتصاد مردمی» حرف بزنند که بلافاصله متوجه شدند هم خودشان و هم سایر مصادرهکنندگان انقلابی را به زحمت میاندازند. خمس و زکات را هم که نمیشد فورا از حوزه گرفت و به حکومت داد. کاری نداریم که احکام خمس و زکات بسیار غریب و کهن بود و اشتهای دزدان را سیر نمیکرد. منتظر حوزه هم نمیشد ماند که آنها اولا، تا آن لحظه غلطی نکرده بودند، ثانیا، اصول فقهی دست و پاگیر بود، ثالثا، حوزه را به یوغ کشیدن وقت میگرفت. خلاصه در مسابقه ایدهتراشی و بادفروشی و بهانهتراشی، آخوندها از سایر نخبگان نابغه عقبتر بودند.
🍂 نتیجتا، اشرار به فکر تاسیس دانشگاههای مدرنی افتادند که احکام اسلام را با «علوم» اجتماعی قاطی کند و معادلۀ پیچیده و مغفولماندۀ حکمرانی را بعد پنج هزار سال تمدن، کشف کرده و بهشت را در همین دنیا تحویل دهند.
🍂 بر همگان واضح و مبرهن است که حکومتهای پیشین، همه مشکل داشتند و حل مشکلات مادی و معنوی فقط به دست «نخبگانِ مخلص نظریهباز» حل میشد که از زمان باب شیفتۀ واژهپردازی و آموختۀ وراجی شده بودند؛ لذا تعدادی از آخوندهای مدعی، مدرسۀ حقانی را تاسیس کردند و مهدوی کنی هم دانشکدۀ مدیریت را بالا کشید و دانشگاه معظم امام صادق را تاسیس کرد؛ تمساح یزدی هم مدرسۀ امام خمینی را افتتاح کرد؛ چند نفر دیگر هم کارهای مشابه کردند.
🍂 نتیجۀ قابل پیشبینی بود. اسلام سنتی هیچ چیزی برای «ایدهفروشان» نداشت. در واقع، اسلام سنتی برای حفظ سنت و مبارزه با «حقهبازان و بادفروشان» تنظیم شده بود؛ لذا نوگرایان و انقلابیون، از سنتیها متنفر و شاکی بودند؛ پس برای نظرپردازی، دست به دامانِ مارکسیسم و نئومارکسیسم شدند. به جز مارکسیسم راه دیگری برای ایدهفروشان نبود؛ چرا که مثلا نظریۀ بازار آزاد، «حکومت نخبگان» و «برنامهریزی برای جامعه» را بلاموضوع میکرد.
🍂 البته تمام نظریات مارکسیستی باید رنگ اسلام میخورد که کار سادهای بود: جای مولف اصلیِ ایدهها را با «اسلام» یا شخصیتهای عمامهدار عوض کردند و پکیج «فقه پویا» تحویل دادند. با مقدار عظیمی از منابع مالی بیتالمال، این مدارس به «کارخانجات نظریهبافی» تبدیل شدند. حقش بود به جای واژۀ مدرسه و دانشگاه، از عبارت «بیکارخانجات بافندگی» استفاده میشد!
🍂 کار به جایی رسید که تمساح یزدی قضیۀ «انتخاب با الهام» را از کالجِ «کاردینالهای کاتولیک» دزدید و به مجلسِ وزین خبرگان بست؛ یعنی انتخاب ولی فقیه به نخبگان الهام میشود! و صد البته این مسالهای بدیهی بود که هم به مجردِ تصور تصدیق میشود(!) و هم آیات قرآن بر آن صحه گذاشته(!) و هم به صورت آماری با مشاهدۀ فیلم انتخابِ احسن(!) در سال ۶۸، قابل اثبات است! بباف تا ببافیم و میلیاردها تومان از بودجه بیصاحاب دریافت کنیم!
🍂 خطر اینها از کمونیستها بدتر بود، چون با هیچ دیسیپلینی، حتی با خود مارکسیسیم و سوسیالیسم سنتی، هم محدود نمیشدند. «بافندگیِ مطلقه» داشتند. کاملا در وجود باری تعالی حل شده بودند!
🍂 دقیقتر اگر بگوییم، مارکسیسم و مرکانتالیسم قلبِ سیاستگذاری نظام بود و بقیۀ تصنعات، در حاشیه و برای زیور استفاده شد.
🍂 این زیورها شامل فقه کاملا تصنعی حکومتی بود که از یک کامیون الفاظ عربی واستدلالهای دور و دراز مغلوط و چرند تهیه میشد.
🍂 زیور دیگر، عرفانسازی نوین بود که نهایتا «پرستش باباللهها» را به دنبال داشت. و نهایتا امورِ عرعری و هیجانی برای خرکردن ذلیلترین قشر جامعه به مداحان واگذار شد.
🍂 خلاصه، آخوندها مسخ شدند: از «مروج سنت محمدی» و «معلم قرآن» تبدیل شدند به «بابی» و «مارکسیست عمامهدار» و «عارف دزد». سرانجام منبر و مسجد، باب طبع نژادهای پست جامعه شد. مسجد متعلق به حکومت شد و از آن طرف، مداحان نقش اصلی پیدا کردند. آخوندهای سنتی هم در حیرت ماندند که چگونه همه چیزشان بر باد رفت. این نتیجۀ خیانتِ آخوندها به شاه و سنت بود.
#حکومت_اسلامی #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #اصغر_حکمتیار
🍂 بعد از انفجار باد، چنتۀ آخوندهای انقلابی در مقابل ملّیون (سوسیال دموکراتها) و سایر چپیها خالی بود. ایدهفروشهای ملیگرا و چپگرا قرار بود «زحمتکشان را نجات دهند و کارخانجات را ملی و مردمی کنند و جامعه بیطبقاتی توحیدی بهپا کنند» و کلی بادِ گندۀ دیگر؛ اما احیاکنندگان خلافت اسلامی، جز چند آیه و اصلِ اخلاقیِ کلی و احکامِ دیه و قصاص، چیزی در چنته نداشتند.
🍂 بعضیهاشان خواستند از «حقوق مالکیت و اقتصاد مردمی» حرف بزنند که بلافاصله متوجه شدند هم خودشان و هم سایر مصادرهکنندگان انقلابی را به زحمت میاندازند. خمس و زکات را هم که نمیشد فورا از حوزه گرفت و به حکومت داد. کاری نداریم که احکام خمس و زکات بسیار غریب و کهن بود و اشتهای دزدان را سیر نمیکرد. منتظر حوزه هم نمیشد ماند که آنها اولا، تا آن لحظه غلطی نکرده بودند، ثانیا، اصول فقهی دست و پاگیر بود، ثالثا، حوزه را به یوغ کشیدن وقت میگرفت. خلاصه در مسابقه ایدهتراشی و بادفروشی و بهانهتراشی، آخوندها از سایر نخبگان نابغه عقبتر بودند.
🍂 نتیجتا، اشرار به فکر تاسیس دانشگاههای مدرنی افتادند که احکام اسلام را با «علوم» اجتماعی قاطی کند و معادلۀ پیچیده و مغفولماندۀ حکمرانی را بعد پنج هزار سال تمدن، کشف کرده و بهشت را در همین دنیا تحویل دهند.
🍂 بر همگان واضح و مبرهن است که حکومتهای پیشین، همه مشکل داشتند و حل مشکلات مادی و معنوی فقط به دست «نخبگانِ مخلص نظریهباز» حل میشد که از زمان باب شیفتۀ واژهپردازی و آموختۀ وراجی شده بودند؛ لذا تعدادی از آخوندهای مدعی، مدرسۀ حقانی را تاسیس کردند و مهدوی کنی هم دانشکدۀ مدیریت را بالا کشید و دانشگاه معظم امام صادق را تاسیس کرد؛ تمساح یزدی هم مدرسۀ امام خمینی را افتتاح کرد؛ چند نفر دیگر هم کارهای مشابه کردند.
🍂 نتیجۀ قابل پیشبینی بود. اسلام سنتی هیچ چیزی برای «ایدهفروشان» نداشت. در واقع، اسلام سنتی برای حفظ سنت و مبارزه با «حقهبازان و بادفروشان» تنظیم شده بود؛ لذا نوگرایان و انقلابیون، از سنتیها متنفر و شاکی بودند؛ پس برای نظرپردازی، دست به دامانِ مارکسیسم و نئومارکسیسم شدند. به جز مارکسیسم راه دیگری برای ایدهفروشان نبود؛ چرا که مثلا نظریۀ بازار آزاد، «حکومت نخبگان» و «برنامهریزی برای جامعه» را بلاموضوع میکرد.
🍂 البته تمام نظریات مارکسیستی باید رنگ اسلام میخورد که کار سادهای بود: جای مولف اصلیِ ایدهها را با «اسلام» یا شخصیتهای عمامهدار عوض کردند و پکیج «فقه پویا» تحویل دادند. با مقدار عظیمی از منابع مالی بیتالمال، این مدارس به «کارخانجات نظریهبافی» تبدیل شدند. حقش بود به جای واژۀ مدرسه و دانشگاه، از عبارت «بیکارخانجات بافندگی» استفاده میشد!
🍂 کار به جایی رسید که تمساح یزدی قضیۀ «انتخاب با الهام» را از کالجِ «کاردینالهای کاتولیک» دزدید و به مجلسِ وزین خبرگان بست؛ یعنی انتخاب ولی فقیه به نخبگان الهام میشود! و صد البته این مسالهای بدیهی بود که هم به مجردِ تصور تصدیق میشود(!) و هم آیات قرآن بر آن صحه گذاشته(!) و هم به صورت آماری با مشاهدۀ فیلم انتخابِ احسن(!) در سال ۶۸، قابل اثبات است! بباف تا ببافیم و میلیاردها تومان از بودجه بیصاحاب دریافت کنیم!
🍂 خطر اینها از کمونیستها بدتر بود، چون با هیچ دیسیپلینی، حتی با خود مارکسیسیم و سوسیالیسم سنتی، هم محدود نمیشدند. «بافندگیِ مطلقه» داشتند. کاملا در وجود باری تعالی حل شده بودند!
🍂 دقیقتر اگر بگوییم، مارکسیسم و مرکانتالیسم قلبِ سیاستگذاری نظام بود و بقیۀ تصنعات، در حاشیه و برای زیور استفاده شد.
🍂 این زیورها شامل فقه کاملا تصنعی حکومتی بود که از یک کامیون الفاظ عربی واستدلالهای دور و دراز مغلوط و چرند تهیه میشد.
🍂 زیور دیگر، عرفانسازی نوین بود که نهایتا «پرستش باباللهها» را به دنبال داشت. و نهایتا امورِ عرعری و هیجانی برای خرکردن ذلیلترین قشر جامعه به مداحان واگذار شد.
🍂 خلاصه، آخوندها مسخ شدند: از «مروج سنت محمدی» و «معلم قرآن» تبدیل شدند به «بابی» و «مارکسیست عمامهدار» و «عارف دزد». سرانجام منبر و مسجد، باب طبع نژادهای پست جامعه شد. مسجد متعلق به حکومت شد و از آن طرف، مداحان نقش اصلی پیدا کردند. آخوندهای سنتی هم در حیرت ماندند که چگونه همه چیزشان بر باد رفت. این نتیجۀ خیانتِ آخوندها به شاه و سنت بود.
#حکومت_اسلامی #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
#آینه_تاریخ #اپوزیشنقد 📘دلتنگی برای رضا شاه؟ ✍️ دکتر #رامین_کامران ✂️مقدمه متن 🌐 مطالعه متن کامل ⏰ ۳۱ دقیقه 🔖 ۶۱۳۰ واژه 🗄پست مرتبط: 📻 پایان «رویای اقتدار»، شرط رسیدن ایران به «دموکراسی» 📻 اقتدارگرایی و شخصیت اقتدارگرا 📻 امکانهای متفاوت تجدد 📻 سردارسپه…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘استعفا، تبعید، و مرگ رضا شاه
✍🏻 #فریدون_مجلسی
🗄پست مرتبط:
📕دلتنگی برای رضا شاه؟
📕راهآهن و رضا شاه
📕پایان مشروطیت
📕رضاشاه کبیر و یک اعتراف شخصی
📕موجودی حساب رضاشاه هنگام ترک ایران
📕پهلویپرستی و آزادیخواهی؟
📺 قحطی تحمیلیای که جهان از یاد برد
📺 اشتباهات بزرگ رضا شاه
📻 امکانهای متفاوت تجدد
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @Baruwiki
✍🏻 #فریدون_مجلسی
🗄پست مرتبط:
📕دلتنگی برای رضا شاه؟
📕راهآهن و رضا شاه
📕پایان مشروطیت
📕رضاشاه کبیر و یک اعتراف شخصی
📕موجودی حساب رضاشاه هنگام ترک ایران
📕پهلویپرستی و آزادیخواهی؟
📺 قحطی تحمیلیای که جهان از یاد برد
📺 اشتباهات بزرگ رضا شاه
📻 امکانهای متفاوت تجدد
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @Baruwiki
📘استعفا، تبعید، و مرگ رضا شاه
✍🏻 #فریدون_مجلسی
🍂 چند سال پیش کتابی به قلم آقای شائول بخاش (سردبیر اسبق روزنامهٔ تهران جورنال) دربارهٔ «سقوط و افول رضاشاه» در آمریکا منتشر شد که برخلاف آثار متعدد دربارهٔ او بهصورت خصمانه یا دوستانه به زندگی او نمیپردازد، بلکه میکوشد با دید انتقادی واقعبینانه به فصل آخر زندگی او، یعنی پس از اشغال ایران در سوم شهریور ۱۳۲۰ و برکناری او از سلطنت، و دوران پایانی محنتبار او در تبعید از خروج از بندرعباس تا ندادن اجازه برای پیادهشدنش در هند، و اعزام به تبعید در جزیرهٔ موریس و سپس به شهر ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی، و مشکلات و مرگش میپردازد.
🍂 در ایران داوری نسبت به رضا شاه، همچون داوری نسبت به بسیاری از مردان سیاسی و تاریخی که ایرانیان آنان را خوش میدارند یا نمیدارند، از مقولات سفید یا سیاه است. یا سفیدش میدانند که سیاهش را هم سفید میبینند، یا سیاهش میپندارند و سفیدش را هم سیاه میبیند! و هر یک با تعبیر و تفسیری، داوری را در هر زمینه به رنگ دلخواه میرسانند.
🍂 در میان سرسلسلههای ایرانی پس از قرن شانزده میلادی، شاه اسماعیل به دلایلی با وجود شکست چالدران، در شمار سفیدها قرار میگیرد، و فراموش میکنند که او در تبریز، که پیش از آن پایتخت آق قویونلو بایندور و پیش از آنها پایتخت جهانشاه قرا قیونلو (شاهان سنّیمذهب) بود، برای استقرار حکومت خود، از خشونت چهها که نکرد، اما هرچه کرد، ایرانی را که امروز میشناسیم برای ما برجای نهاد!
🍂 یا در داوری دربارهٔ شاه عباس که خدماتی افتخارآفرین در توسعهٔ اقتصادی و فرهنگی و بینالمللی و امنیتی و کسب احترام ملّی کرد، خشونتهایش را به فراموشی میسپاریم، یا پس از آنکه صفوی از آن اقتدار، کارش به آن انحطاط شاه سلطان حسینی و سقوط کشید، چگونه در داوری دربارهٔ نادرشاه که نجاتدهندهٔ ایرانِ ازهمپاشیده بود، خشونتهایی را که خودش را هم به دام نابودی کشاند، فراموش میکنیم.
🍂 نادرشاه و کریمخان و آقامحمدخان و رضاشاه از جهاتی با یکدیگر شباهت داشتند، هر چهار سرسلسله با سابقه و تجربه، تربیت حرفهای نظامی و سرداریِ متناسب با زمان خود داشتند و در زمانهای فروپاشی و بحران، وحدت کشور را حفظ کردند.
🍂 نادر از سطوح پایین جامعه بود، اما از حمایت عشایری افشار برخوردار بود، اما کریمخان، که استثنایی خشونتگریز بود، ضمن اینکه از سربازان نادری بود، در فروپاشی پس از او، بار دیگر ناجی ایران شد، به نوبهٔ خود از حمایت عشایری خود و طوایف لر برخوردار بود.
🍂 آقامحمدخان نیز در خدمت به پدر و عموهایی که از خوانین جنگاور بودند، با فروپاشی زندیه، بار دیگر وحدت ایران ازهمپاشیده را حفظ کرد، اما از لحاظ خشونت و رعبانگیزی، از نادر تندخوتر بود، و در دام همین خشونت اسیر و کشته شد.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖۱۳۲۰ واژه
#نقد_کتاب #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍🏻 #فریدون_مجلسی
🍂 چند سال پیش کتابی به قلم آقای شائول بخاش (سردبیر اسبق روزنامهٔ تهران جورنال) دربارهٔ «سقوط و افول رضاشاه» در آمریکا منتشر شد که برخلاف آثار متعدد دربارهٔ او بهصورت خصمانه یا دوستانه به زندگی او نمیپردازد، بلکه میکوشد با دید انتقادی واقعبینانه به فصل آخر زندگی او، یعنی پس از اشغال ایران در سوم شهریور ۱۳۲۰ و برکناری او از سلطنت، و دوران پایانی محنتبار او در تبعید از خروج از بندرعباس تا ندادن اجازه برای پیادهشدنش در هند، و اعزام به تبعید در جزیرهٔ موریس و سپس به شهر ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی، و مشکلات و مرگش میپردازد.
🍂 در ایران داوری نسبت به رضا شاه، همچون داوری نسبت به بسیاری از مردان سیاسی و تاریخی که ایرانیان آنان را خوش میدارند یا نمیدارند، از مقولات سفید یا سیاه است. یا سفیدش میدانند که سیاهش را هم سفید میبینند، یا سیاهش میپندارند و سفیدش را هم سیاه میبیند! و هر یک با تعبیر و تفسیری، داوری را در هر زمینه به رنگ دلخواه میرسانند.
🍂 در میان سرسلسلههای ایرانی پس از قرن شانزده میلادی، شاه اسماعیل به دلایلی با وجود شکست چالدران، در شمار سفیدها قرار میگیرد، و فراموش میکنند که او در تبریز، که پیش از آن پایتخت آق قویونلو بایندور و پیش از آنها پایتخت جهانشاه قرا قیونلو (شاهان سنّیمذهب) بود، برای استقرار حکومت خود، از خشونت چهها که نکرد، اما هرچه کرد، ایرانی را که امروز میشناسیم برای ما برجای نهاد!
🍂 یا در داوری دربارهٔ شاه عباس که خدماتی افتخارآفرین در توسعهٔ اقتصادی و فرهنگی و بینالمللی و امنیتی و کسب احترام ملّی کرد، خشونتهایش را به فراموشی میسپاریم، یا پس از آنکه صفوی از آن اقتدار، کارش به آن انحطاط شاه سلطان حسینی و سقوط کشید، چگونه در داوری دربارهٔ نادرشاه که نجاتدهندهٔ ایرانِ ازهمپاشیده بود، خشونتهایی را که خودش را هم به دام نابودی کشاند، فراموش میکنیم.
🍂 نادرشاه و کریمخان و آقامحمدخان و رضاشاه از جهاتی با یکدیگر شباهت داشتند، هر چهار سرسلسله با سابقه و تجربه، تربیت حرفهای نظامی و سرداریِ متناسب با زمان خود داشتند و در زمانهای فروپاشی و بحران، وحدت کشور را حفظ کردند.
🍂 نادر از سطوح پایین جامعه بود، اما از حمایت عشایری افشار برخوردار بود، اما کریمخان، که استثنایی خشونتگریز بود، ضمن اینکه از سربازان نادری بود، در فروپاشی پس از او، بار دیگر ناجی ایران شد، به نوبهٔ خود از حمایت عشایری خود و طوایف لر برخوردار بود.
🍂 آقامحمدخان نیز در خدمت به پدر و عموهایی که از خوانین جنگاور بودند، با فروپاشی زندیه، بار دیگر وحدت ایران ازهمپاشیده را حفظ کرد، اما از لحاظ خشونت و رعبانگیزی، از نادر تندخوتر بود، و در دام همین خشونت اسیر و کشته شد.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖۱۳۲۰ واژه
#نقد_کتاب #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegraph
استعفا، تبعید، و مرگ رضا شاه
فریدون مجلسی
فیلسوفانِ هیتلر ۱۲
@Naqdagin
🎧فیلسوفانِ هیتلر
— فصل چهارم) قانونگذار هیتلر: کارل اشمیت (۱)
✍🏻 #ایوون_شرات
🗄پست مرتبط
📕معرفی کتاب
#کتاب_صوتی #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— فصل چهارم) قانونگذار هیتلر: کارل اشمیت (۱)
✍🏻 #ایوون_شرات
🗄پست مرتبط
📕معرفی کتاب
#کتاب_صوتی #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin