Telegram
نقدآگین
📺 پزشکیان، عدالت علی و ژن خوب الاهی!
1️⃣احمد زیدآبادی:
2️⃣ #علیرضاموثق
🍂 انتظارم از دکتر زیدآبادی این بود که با این همه مطالعه در حوزۀ سیاست، لااقل فرقِ میانِ «گاف» و «باور احمقانۀ» یک شخصیتِ بیمار و خودشیفته و ماحصلِ یک «تربیت و حیاتِ رانتی و فاسد» را بفهمد.
اولا، بخش مهمی از موفقیت افراد را نه وراثت، بلکه محیط سالم و امن و دارای امکانات لازم میسازد. اینکه مردمِ کرۀ جنوبی در وضعیتی بکلی متفاوت از مردم کرۀ شمالی زیست میکنند، یا مردم در شهرها و استانهایی چون اراک و کردستان و سیستان و بلوچستان، در وضعیتی بسیار متفاوت از مردمِ شهرهایی چون تهران و شیراز و اصفهان زیست میکنند، یا بسیاری از رتبههای تکرقمی و دو-رقمی و سهرقمی کنکور، از دهکهای بالای اقتصادی جامعه (یا افراد صاحبِ انواعِ سهمیه) هستند، به همین محیط و امکانات اقتصادی و صنعتی و آموزشی بازمیگردد، و کسی که بهجای پاسخگوییِ صحیحِ پرسشها دربارۀ بهرهگیری از آقازادگیاش در یکسری مبادلات بزرگِ اقتصادی، به ژن خوبِ خود و پدر و مادر ویژهاش استناد میکند، صرفا از ناشایستگی و عدم بلوغ و بیسوادی و بیشعوری اساسیاش حکایت میکند.
ثانیا، در اینکه وراثت و ژنتیک در ویژگیها و استعدادهای ما نقش دارد، شکی نیست، و در اینکه ایشان و پدرش در زمینههایی استعداد دارند نیز شکی نیست؛ برای مثال، همایون شجریان نیز از پدرش در حوزهای از زندگی، استعدادی را به ارث برده؛ اما نکته این است که این پسر، بسیاری از استعدادها را ندارد، چون حتی پدرش هم همهٔ ژنهای خوب را ندارد تا به او ارث دهد.
🍂 ایشان مثل پدرش، ژنِ «وجدان اخلاقیِ» و «شجاعت» و «شعور کافی» در حوزهٔ «تفکر عینی و استدلالی و انتقادی» ندارد و ذهن پدر و پسر، به کثیری خرافات مبتلاست (چون اگر به امام زمان و نائب امام زمان بودن خامنهای باور نداشتند، الان در این سیستم سیاسی که بنیانش بر خرافات است، چنین پست و مقامی نداشتند).
🍂 در حوزهٔ سخنوری نیز مشابهِ پدرش، ژن خوبی ندارد. ژن خوبی که به شعورش کمک کند که یک سخن را چگونه و کجا باید گفت و...؛ پدرش نیز بهخاطر جمع شدنِ این معلولیتِ ذهنی و فقدانِ شجاعتِ حداقلی، در دورانِ نمایندگی مجلس، نقشِ درختِ «لیست امید» را ایفا میکرد.
🔺لذا به ژنهای خوبی که ندارد نیز اگر کمی فکر کند، بد نیست. با تلاش میتوان این نقصانهای ژنتیکی را تا حدودی جبران کرد!
ثالثا، مسعود پزشکیان نیز با این انتخاب معنادار در ساحتِ عمل نشان داد که «عدالتِ» علی و نهجالبلاغه، که گوش همه را در این چند مدت با آن کر کردهبود، چیزی جز باور به تئوریِ «ژن خوب الاهی» نیست! خود ولایت مطلقۀ فقیه و تشیعِ اثنی عشری بر محور همین باور، که گویا از نظام شاهنشاهیِ ایران به تشیع سر ریز کرده، شکل گرفته، و «دموکراسی اسلامیِ»(!) مورد اشارۀ مکرر عظما نیز چیزی جز همین سفرۀ رانتی میان یکسری خودیِ خود-«ژن خوب / مستضعف»پندار نیست؛ کسانی که یکسری خرافاتِ فرقهای را تصدیق میکنند و سپس اکثریت مردم و نمایندگانشان که تن به این خرافات نمیدهند را فاقدِ صلاحیتِ تشخیص و انتخاب و نمایندگی میدانند و بعد از هر بار فریبدادنِ بخشی از جامعه با ترساندن از بخشی از همسفرهایهای خود و اجرای پر شورِ نمایشِ بیعت، «مشت محکم»ی بر دهان اکثریت و آن دیگریهای «فاقدِ ژن خوب» میزنند. دموکراسی اسلامی را از این خلاصهتر و سادهتر نمیتوان تشریح کرد.
#استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
1️⃣احمد زیدآبادی:
برخلاف تصور رایج، به نظرم عارف از همۀ گزینههای ممکن برای تصدی معاون اولی، مناسبتر است! [...] در این میان، گاف فرزندش هم قابل گذشت است!
2️⃣ #علیرضاموثق
🍂 انتظارم از دکتر زیدآبادی این بود که با این همه مطالعه در حوزۀ سیاست، لااقل فرقِ میانِ «گاف» و «باور احمقانۀ» یک شخصیتِ بیمار و خودشیفته و ماحصلِ یک «تربیت و حیاتِ رانتی و فاسد» را بفهمد.
اولا، بخش مهمی از موفقیت افراد را نه وراثت، بلکه محیط سالم و امن و دارای امکانات لازم میسازد. اینکه مردمِ کرۀ جنوبی در وضعیتی بکلی متفاوت از مردم کرۀ شمالی زیست میکنند، یا مردم در شهرها و استانهایی چون اراک و کردستان و سیستان و بلوچستان، در وضعیتی بسیار متفاوت از مردمِ شهرهایی چون تهران و شیراز و اصفهان زیست میکنند، یا بسیاری از رتبههای تکرقمی و دو-رقمی و سهرقمی کنکور، از دهکهای بالای اقتصادی جامعه (یا افراد صاحبِ انواعِ سهمیه) هستند، به همین محیط و امکانات اقتصادی و صنعتی و آموزشی بازمیگردد، و کسی که بهجای پاسخگوییِ صحیحِ پرسشها دربارۀ بهرهگیری از آقازادگیاش در یکسری مبادلات بزرگِ اقتصادی، به ژن خوبِ خود و پدر و مادر ویژهاش استناد میکند، صرفا از ناشایستگی و عدم بلوغ و بیسوادی و بیشعوری اساسیاش حکایت میکند.
ثانیا، در اینکه وراثت و ژنتیک در ویژگیها و استعدادهای ما نقش دارد، شکی نیست، و در اینکه ایشان و پدرش در زمینههایی استعداد دارند نیز شکی نیست؛ برای مثال، همایون شجریان نیز از پدرش در حوزهای از زندگی، استعدادی را به ارث برده؛ اما نکته این است که این پسر، بسیاری از استعدادها را ندارد، چون حتی پدرش هم همهٔ ژنهای خوب را ندارد تا به او ارث دهد.
🍂 ایشان مثل پدرش، ژنِ «وجدان اخلاقیِ» و «شجاعت» و «شعور کافی» در حوزهٔ «تفکر عینی و استدلالی و انتقادی» ندارد و ذهن پدر و پسر، به کثیری خرافات مبتلاست (چون اگر به امام زمان و نائب امام زمان بودن خامنهای باور نداشتند، الان در این سیستم سیاسی که بنیانش بر خرافات است، چنین پست و مقامی نداشتند).
🍂 در حوزهٔ سخنوری نیز مشابهِ پدرش، ژن خوبی ندارد. ژن خوبی که به شعورش کمک کند که یک سخن را چگونه و کجا باید گفت و...؛ پدرش نیز بهخاطر جمع شدنِ این معلولیتِ ذهنی و فقدانِ شجاعتِ حداقلی، در دورانِ نمایندگی مجلس، نقشِ درختِ «لیست امید» را ایفا میکرد.
🔺لذا به ژنهای خوبی که ندارد نیز اگر کمی فکر کند، بد نیست. با تلاش میتوان این نقصانهای ژنتیکی را تا حدودی جبران کرد!
ثالثا، مسعود پزشکیان نیز با این انتخاب معنادار در ساحتِ عمل نشان داد که «عدالتِ» علی و نهجالبلاغه، که گوش همه را در این چند مدت با آن کر کردهبود، چیزی جز باور به تئوریِ «ژن خوب الاهی» نیست! خود ولایت مطلقۀ فقیه و تشیعِ اثنی عشری بر محور همین باور، که گویا از نظام شاهنشاهیِ ایران به تشیع سر ریز کرده، شکل گرفته، و «دموکراسی اسلامیِ»(!) مورد اشارۀ مکرر عظما نیز چیزی جز همین سفرۀ رانتی میان یکسری خودیِ خود-«ژن خوب / مستضعف»پندار نیست؛ کسانی که یکسری خرافاتِ فرقهای را تصدیق میکنند و سپس اکثریت مردم و نمایندگانشان که تن به این خرافات نمیدهند را فاقدِ صلاحیتِ تشخیص و انتخاب و نمایندگی میدانند و بعد از هر بار فریبدادنِ بخشی از جامعه با ترساندن از بخشی از همسفرهایهای خود و اجرای پر شورِ نمایشِ بیعت، «مشت محکم»ی بر دهان اکثریت و آن دیگریهای «فاقدِ ژن خوب» میزنند. دموکراسی اسلامی را از این خلاصهتر و سادهتر نمیتوان تشریح کرد.
#استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 اکثریت جامعه به انتخابات تن نداد و این اتفاق خوبی بود
🎙#محمد_فاضلی
🍂 فاضلی با این همه ادعا و خرجکردِ شعارِ ایران برای شوی انتصابِ معاون اجراییِ بیت، تحریمها را امری «غیرداخلی» میداند! درحالیکه بخش وسیعی از نزاعهای داخلی و ناکارآمدیها، دقیقا به سیاستِ خارجهای بازمیگشت که تحریم را نعمت میدانست و بجای نشاندادن اراده برای بودوباشی مثل یک دولتِ نرمال، خود را شاخِ نابودکنندۀ نظم جهانی و آمریکا و... تصور و تصویر میکرد، و در صدرِ اخبار بودن را بر در مسیر توسعۀ پایدار بودن، ترجیح میداد.
🍂 در واقع، بدون تغییر اساسی در این سیاستهای کلان، جامعه هیچ تغییر محسوسی در سقوط آزادِ ارزش پول ملی که در تمام دولتهای این ۴۵ ساله رخ داده را تجربه نخواهد کرد، و دلیل اینکه اکثریت هم به این بازیِ بد/بدتر نه گفتند، دقیقا تجربۀ چندین و چند بارۀ دل بستن به این فروشندگان امید کاذب بودهاست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#محمد_فاضلی
ضربۀ گستردهای از تحریمها خوردیم (اقتصاد ایران یک دههاش رو از دست داده) که فقط نتیجۀ ناکارآمدی داخلی نبوده، فقط نتیجۀ نزاعهای داخلی سیاسی نبوده؛ نتیجۀ قطع شدنِ دسترسی ایران به بازارهای جهانی و فناوری و... بوده
🍂 فاضلی با این همه ادعا و خرجکردِ شعارِ ایران برای شوی انتصابِ معاون اجراییِ بیت، تحریمها را امری «غیرداخلی» میداند! درحالیکه بخش وسیعی از نزاعهای داخلی و ناکارآمدیها، دقیقا به سیاستِ خارجهای بازمیگشت که تحریم را نعمت میدانست و بجای نشاندادن اراده برای بودوباشی مثل یک دولتِ نرمال، خود را شاخِ نابودکنندۀ نظم جهانی و آمریکا و... تصور و تصویر میکرد، و در صدرِ اخبار بودن را بر در مسیر توسعۀ پایدار بودن، ترجیح میداد.
🍂 در واقع، بدون تغییر اساسی در این سیاستهای کلان، جامعه هیچ تغییر محسوسی در سقوط آزادِ ارزش پول ملی که در تمام دولتهای این ۴۵ ساله رخ داده را تجربه نخواهد کرد، و دلیل اینکه اکثریت هم به این بازیِ بد/بدتر نه گفتند، دقیقا تجربۀ چندین و چند بارۀ دل بستن به این فروشندگان امید کاذب بودهاست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 مهمترین هدف جنبش مشروطه چه بود؟ 🎙دکتر #محسن_بنائی 🔸مهمترین انحراف، در درکِ نام مشروطه در جنبشِ مشروطه بودهاست. #آینه_تاریخ ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 منشاء عقبماندگی #ايران از قافلۀ تمدن در تاريخ معاصر
#آینه_تاریخ
#حکومت_اسلامی #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
#آینه_تاریخ
#حکومت_اسلامی #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مصطفی ملکیان:
#گزیدهسخن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
هیچوقت دنبال پروژۀ علمی-پژوهشی نبودهام. همیشه بهدنبال مشکلات شخصی خودم بودهام. هنوز هم برایم قابل فهم نیست که...
#گزیدهسخن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
@Naqdagin – دربارۀ کتاب «شاملو» دکتر شروین وکیلی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📓«من کیستم و آنوقت چند نفر؟ سفری به درون ذهن»
🍂 نویسندهی این کتاب با ترکیب فلسفهی کلاسیک و علوم اعصاب پیشرفته، با حداکثر سهولت، خوانندگان را در انبوهترین جنگلهای گفتمانِ دانشگاهی راهنمایی میکند و موضوعاتی چالشبرانگیز و تفرقهانگیز مانند «شبیهسازی، خوردن حیوانات، اتانازی، اخلاق علم تولیدمثل، و آینده بشریت» را واکاوی میکند. کسی چه میداند؟ در پایان این سفر وحشیانه و سرگرمکننده، شاید بتوانید به مهمترین سوال تاریخ پاسخ دهید: «من کی هستم؟».
🍂 قرار است این پرسشهایی در این کتاب مطرح و به آنها پاسخ دادهشود: «حقیقت چیست؟ عشق چیست؟ آیا زندگی معنایی دارد؟». ریچارد دیوید پرشت که به «میک جگرِ کتابهای غیرداستانی» شهرت دارد، به سراسر جهان سفر کردهاست تا به دنبال پاسخ باشد و اودیسهی او به یکی از کتابهای مورد بحث در سراسر جهان تبدیل شدهاست.
بخشهای کتاب
«من کیستم؟ و آن وقت چند نفر؟» به سه بخش تقسیم میشود: چه میتوانم بدانم؟ چه باید بکنم؟ چه امیدی میتوانم داشته باشم؟
🍂 هر بخش از فصلهای کوتاهی تشکیل شدهاست که هر کدام یکی از سؤالات واقعاً مهم و بنیادین در مورد زندگی را مطرح میکند و همواره یک شخصیت کلیدی (یک فیلسوف) وجود دارد که بیشتر اوقات این سؤال را مورد بررسی قرار میدهد.
مخاطب این کتاب
تمام کسانی که به هر نوعی درگیر پرسشهای کلی و مهم زندگی هستند بالقوه میتوانند مخاطب این کتاب باشند. آنها که یافتن معنای زندگی برایشان اهمیت دارد، آنها که با پرسشهای هویتی درگیرند و میخواهند بدانند چه کسی هستند و برای چه کاری پا به این جهان گذاشتهاند. تمام افرادی که در زندگی با «پوچی، بیهدفی و یا بیانگیزگی» در زندگیشان دستبهگریبان بوده یا هستند، خواندن این کتاب میتواند برایشان مشکلگشا باشد.
نویسندۀ کتاب
ریشارد داوید پرشت، فیلسوف آلمانی در سال ۱۹۶۴ به دنیا آمد و پس از تحصیل در رشتههای فلسفه، تاریخِ هنر و زبان و ادبیات آلمانی، از سال ۱۹۹۵ در مجلههای معتبر آلمانی در زمینهی «فرهنگ، رسانه، فلسفه و اخلاق» نوشت. وی استاد افتخاری فلسفهی دانشگاه لونبرگ آلمان و استاد فلسفه و زیباییشناسی دانشگاه موسیقی هانس آیسلر در برلین است.
🍂 پس از موفقیت فراوان کتاب «من کیستم؟» سایر کتابهای او با موضوعات فلسفی یا اجتماعی ـ سیاسی نیز بسیار مورد توجه قرار گرفت.
| من کیستم و آنوقت چند نفر؟| ریشارد داوید پرشت | فاطمه تناسان | استخوانهای روح | نشر نیماژ
#نقد_کتاب #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 نویسندهی این کتاب با ترکیب فلسفهی کلاسیک و علوم اعصاب پیشرفته، با حداکثر سهولت، خوانندگان را در انبوهترین جنگلهای گفتمانِ دانشگاهی راهنمایی میکند و موضوعاتی چالشبرانگیز و تفرقهانگیز مانند «شبیهسازی، خوردن حیوانات، اتانازی، اخلاق علم تولیدمثل، و آینده بشریت» را واکاوی میکند. کسی چه میداند؟ در پایان این سفر وحشیانه و سرگرمکننده، شاید بتوانید به مهمترین سوال تاریخ پاسخ دهید: «من کی هستم؟».
🍂 قرار است این پرسشهایی در این کتاب مطرح و به آنها پاسخ دادهشود: «حقیقت چیست؟ عشق چیست؟ آیا زندگی معنایی دارد؟». ریچارد دیوید پرشت که به «میک جگرِ کتابهای غیرداستانی» شهرت دارد، به سراسر جهان سفر کردهاست تا به دنبال پاسخ باشد و اودیسهی او به یکی از کتابهای مورد بحث در سراسر جهان تبدیل شدهاست.
بخشهای کتاب
«من کیستم؟ و آن وقت چند نفر؟» به سه بخش تقسیم میشود: چه میتوانم بدانم؟ چه باید بکنم؟ چه امیدی میتوانم داشته باشم؟
🍂 هر بخش از فصلهای کوتاهی تشکیل شدهاست که هر کدام یکی از سؤالات واقعاً مهم و بنیادین در مورد زندگی را مطرح میکند و همواره یک شخصیت کلیدی (یک فیلسوف) وجود دارد که بیشتر اوقات این سؤال را مورد بررسی قرار میدهد.
مخاطب این کتاب
تمام کسانی که به هر نوعی درگیر پرسشهای کلی و مهم زندگی هستند بالقوه میتوانند مخاطب این کتاب باشند. آنها که یافتن معنای زندگی برایشان اهمیت دارد، آنها که با پرسشهای هویتی درگیرند و میخواهند بدانند چه کسی هستند و برای چه کاری پا به این جهان گذاشتهاند. تمام افرادی که در زندگی با «پوچی، بیهدفی و یا بیانگیزگی» در زندگیشان دستبهگریبان بوده یا هستند، خواندن این کتاب میتواند برایشان مشکلگشا باشد.
نویسندۀ کتاب
ریشارد داوید پرشت، فیلسوف آلمانی در سال ۱۹۶۴ به دنیا آمد و پس از تحصیل در رشتههای فلسفه، تاریخِ هنر و زبان و ادبیات آلمانی، از سال ۱۹۹۵ در مجلههای معتبر آلمانی در زمینهی «فرهنگ، رسانه، فلسفه و اخلاق» نوشت. وی استاد افتخاری فلسفهی دانشگاه لونبرگ آلمان و استاد فلسفه و زیباییشناسی دانشگاه موسیقی هانس آیسلر در برلین است.
🍂 پس از موفقیت فراوان کتاب «من کیستم؟» سایر کتابهای او با موضوعات فلسفی یا اجتماعی ـ سیاسی نیز بسیار مورد توجه قرار گرفت.
| من کیستم و آنوقت چند نفر؟| ریشارد داوید پرشت | فاطمه تناسان | استخوانهای روح | نشر نیماژ
#نقد_کتاب #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
فیلسوفانِ هیتلر ۱۴
@Naqdagin
🎧فیلسوفانِ هیتلر
— فصل پنجم) ابرمردِ هیتلر: مارتین هایدگر (۱)
✍🏻 #ایوون_شرات
🗄پست مرتبط
📕معرفی کتاب
#کتاب_صوتی #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— فصل پنجم) ابرمردِ هیتلر: مارتین هایدگر (۱)
✍🏻 #ایوون_شرات
🗄پست مرتبط
📕معرفی کتاب
#کتاب_صوتی #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 شوشتری که به دستِ رومیها ساختهشد — از بند میزان تا پل قیصر (+) 🎙دکتر #زند 🔸برخی نامهای شهرهای خوزستان احتمالا مربوط به دوره عیلامی است و نباید آنها را به فارسی ترجمه کنیم، چون این کلمات در فارسی هیچ معنایی ندارند، عیلامیها نه نژاد سامی، و نه نژاد آریایی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 در جستجوی آتشکدۀ گمشده
🎙#ایرج_میلانی
🍂 در طول تاریخ بسیاری از آتشکدهها، به عمد یا غیرعمد، مورد تخریب یا تغییر کاربری قرار گرفتهاند. به وضعیت سه مورد از آنها پرداخته میشود.
#ایران #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#ایرج_میلانی
🍂 در طول تاریخ بسیاری از آتشکدهها، به عمد یا غیرعمد، مورد تخریب یا تغییر کاربری قرار گرفتهاند. به وضعیت سه مورد از آنها پرداخته میشود.
#ایران #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 از فروپاشی شوروی تا سقوط رژیم
— گفتگو با #تورج_اتابکی (استاد تاریخ) در بیبیسی
#آینه_تاریخ #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گفتگو با #تورج_اتابکی (استاد تاریخ) در بیبیسی
#آینه_تاریخ #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘لیبرالیسم بهشرطِ شیرینی — چماقداری بد است، مگر آنکه در راه حق باشد! ✍🏻 #مهرپویا_علا ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اسلام و لائیسیته در دنیای مدرن
@Naqdagin
🎧 اسلام و لائیسیته در دنیای مدرن
🎙دکتر #شیلا_زیارتی
❓چرا سکولاریته چنانکه در کشورهای پروتستان و یا پادشاهیهای اروپا، و لائیسیته، چنانکه در کشور فرانسه است، جوابگوی مشکلات #ایران نیست؟
🔸لائیسیته برای ایران لازم است، نه کافی، و لائیسیتهای فراگیرتر برای ایران ضروریست که با کمونیسم نیز حد و مرز مشخصی داشتهباشد
🔸دینسالاری حکومت سکولار پادشاهی، زمینهساز ولایت فقیه شد
🔸مواجهۀ اسلامگرایان، از ترکیه تا تونس و مصر و لیبی، با مقولۀ قدرت
🔸سکولاریسم در فرانسه وجود داشت، اما فرانسویان نمیتوانستند با آن مشکلاتشان را حل کنند
🔻نئولائیسیته برای ایران چه ویژگیهایی باید داشتهباشد؟
▪️جلوگیری از واگذاری اماکنی چون آستان قدس به آخوندها
▪️ضرورتِ کاهش تعداد آخوندها، مساجد و امامزادهها بنا به یک منطق آماری و مولدسازی آخوندها با آموزش حرفه به آنها
▪️راهکارهایی برای جلوگیری از خطر اعلام جهاد و فتوا
▪️جلوگیری از انواعِ کودکآزاری مذهبی
▪️مساجد باید محلی برای آموزش لائیسیته از پایین به بالا باشند
🔸جنبش «زن، زندگی، آزادی» اولین جنبش لائیک ایرانیان در تاریخشان بود
🔸ضرورت نظامِ آموزشی لائیک
#سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #شیلا_زیارتی
❓چرا سکولاریته چنانکه در کشورهای پروتستان و یا پادشاهیهای اروپا، و لائیسیته، چنانکه در کشور فرانسه است، جوابگوی مشکلات #ایران نیست؟
🔸لائیسیته برای ایران لازم است، نه کافی، و لائیسیتهای فراگیرتر برای ایران ضروریست که با کمونیسم نیز حد و مرز مشخصی داشتهباشد
🔸دینسالاری حکومت سکولار پادشاهی، زمینهساز ولایت فقیه شد
🔸مواجهۀ اسلامگرایان، از ترکیه تا تونس و مصر و لیبی، با مقولۀ قدرت
🔸سکولاریسم در فرانسه وجود داشت، اما فرانسویان نمیتوانستند با آن مشکلاتشان را حل کنند
🔻نئولائیسیته برای ایران چه ویژگیهایی باید داشتهباشد؟
▪️جلوگیری از واگذاری اماکنی چون آستان قدس به آخوندها
▪️ضرورتِ کاهش تعداد آخوندها، مساجد و امامزادهها بنا به یک منطق آماری و مولدسازی آخوندها با آموزش حرفه به آنها
▪️راهکارهایی برای جلوگیری از خطر اعلام جهاد و فتوا
▪️جلوگیری از انواعِ کودکآزاری مذهبی
▪️مساجد باید محلی برای آموزش لائیسیته از پایین به بالا باشند
🔸جنبش «زن، زندگی، آزادی» اولین جنبش لائیک ایرانیان در تاریخشان بود
🔸ضرورت نظامِ آموزشی لائیک
#سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 از فروپاشی شوروی تا سقوط رژیم — گفتگو با #تورج_اتابکی (استاد تاریخ) در بیبیسی #آینه_تاریخ #نقد_چپ ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘بازارستیزی: از نقد پاپ کالچر تا افتتاحیۀ المپیک پاریس
✍🏻 #مهرپویا_علا
🗄پست مرتبط
📕جنبش دانشجویی آمریکا یا کالایی ایدئولوژیک؟
📕ووک و نقش کشیشهای تکهتکهساز
📕ژیژک: ووک همچون نوعی «جزماندیشی سکولار»
📺 ووک و چپِ نو در نقش کشیشهای تکهتکهساز
📺 گفتگوی یک فعالِ چپ ووک با منتقدان
📺 یوسف اباذری و سرمایۀ فرهنگی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
✍🏻 #مهرپویا_علا
🗄پست مرتبط
📕جنبش دانشجویی آمریکا یا کالایی ایدئولوژیک؟
📕ووک و نقش کشیشهای تکهتکهساز
📕ژیژک: ووک همچون نوعی «جزماندیشی سکولار»
📺 ووک و چپِ نو در نقش کشیشهای تکهتکهساز
📺 گفتگوی یک فعالِ چپ ووک با منتقدان
📺 یوسف اباذری و سرمایۀ فرهنگی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
Telegram
نقدآگین
📘بازارستیزی: از نقد پاپ کالچر تا افتتاحیۀ المپیک پاریس
(۱/۲)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 از میانۀ قرن بیستم، یکی از نقدهایی که مارکسیستهای مکتب فرانکفورت و منتقدان «سرمایهداری متأخر» به مناسبات سرمایهداری وارد میکردند، استفادۀ «تجاری و ابزاری» شرکتها و کسبوکارها از «نمادهای فرهنگی مهم» بود.
🍂 نیل پستمن، جامعهشناس آمریکایی، در کتاب تکنوپولی: تسلیم فرهنگ به تکنولوژی¹ استفاده از مسیح در قالب یک انیمیشن را برای آگهی بازرگانی بعنوان مثالی از فرایندی در نظام سرمایهداری ذکر میکند که در آن، از نمادها قدسیزدایی میشود و بهاینترتیب، این نمادها پس از قرنها و هزارهها اثرگذاری و الهامبخشیِ خود را از دست میدهند.
🍂 بهعبارت دیگر استفادۀ کالایی و بهاصطلاح خودمان «هر جایی کردن» نمادها، یکی از کیفرخواستهای «منتقدین سرمایهداری» علیه این مناسبات بود.
🍂 این نقد البته پاسخ روشنی دارد. شرکتی که با آگهی بازرگانی خود باعث آزردهشدن تعداد زیادی از مخاطبان بشود، توسط خود مکانیسم بازار و بواسطۀ از دست دادن مشتریانش، مجازات خواهد شد.
🍂 اگر این اتفاق نیفتاد و شرکتی با آگهی بهخصوصی متحمل زیان مالی نشد، معنایش این است که یا آن آگهی اساساً توهینآمیز تلقی نشدهاست، یا منتقدین نسبت به اهمیت بسیار زیاد آن نماد فرهنگی در میان مردم اغراق کردهاند - در واقع خود را به جای «مردم» گذاشتهاند و بهجای آنها قضاوت میکنند.
🍂 کسبوکارها و شرکتهای تجاری که بر پایۀ سود شکل گرفتهاند و به فعالیت میپردازند، معمولاً بسیار محافظهکارانه عمل میکنند و تمام تلاششان این است که تا آنجا که ممکن باشد کمتر وارد مناقشات سیاسی و عقیدتی بشوند و کمترین تعداد ممکن از مردم را با رفتارهای خود برنجانند.
🍂 اینکه گاهی دیده میشود شرکتهای بزرگ وارد مبارزههای انتخاباتی و لابیگری سیاسی میشوند، دلیلش علاقۀ این شرکتها به سیاست نیست، برعکس، دلیلش ورود سیاست و قدرت دولتی به حوزۀ کسبوکار است.
🍂 اگر سیاست وارد این حوزه نمیشد، اگر تصمیمات یکشبۀ فلان سیاستمدار و بوروکرات رؤیاپرداز سالها تلاش و برنامهریزی شرکتها را بر باد نمیداد، اگر مجموعۀ قوانین موجود امکان ایجاد مزیتهای ویژه و رانت را برای آن دست از شرکتهایی که با حکومت مستقر در ارتباط هستند فراهم نمیکردند، یا اگر عدهای عقاید مردم را به ابزاری برای باج گرفتن از شرکتها بدل نمیکردند، شرکتها هیچ سودی از ورود به مسائل سیاسی و عقیدتی و آزرده ساختن بخشی از مشتریان بالقوۀ خود از این طریق نمیدیدند.
🍂 این ربطی به در اقلیت و اکثریت بودن باورمندان هم ندارد. به فرض که نمادی فرهنگی برای تنها ۱۰ درصد مردم یک جامعه اهمیت بسیار داشتهباشد. ۱۰ درصد مشتریان برای یک کسبوکار، بهویژه در شرایط رقابتی، میتواند حکم مرگوزندگی را برای آن شرکت داشتهباشد.
🍂 از سوی دیگر، اهالی کسبوکار و مدیران شرکتها، معمولاً از لحاظ ایدئولوژیک افراد تا حد زیادی خنثی هستند و ذهنیتِ یک روشنفکر یا منتقد اجتماعی را به مسائل ندارند.
🍂 بحث مشتری و بازار فروش تازه یک جنبه از قضیه است. جنبۀ دیگر قضیه، کارکنان خود کسبوکارها هستند. هیچ شرکتی از دامن زدن به دودستگی و دشمنی میان کارکنان خود، یا آزردن تعدادی از آنها و احتمالاً از دست دادنشان سود نمیبرد.
🍂 خارج از حیطۀ کسبوکارهایی که مستقیماً به پول ارتباط پیدا میکنند، مثلاً در حوزۀ هنر، نویسندگی و نقد اجتماعی نیز همین قاعده صدق میکند.
🍂 لیبرالیسم پیشداوری خاصی پیرامون اینکه شوخی یا نقد یک نماد فرهنگی کار درستی است یا خیر، ندارد. لیبرالیسم بحث نمیکند که نمادها و ارزشها و خردهفرهنگ کدام گروه و دسته در یک جامعه را میتوان نقد کرد، یا حتی مورد تمسخر قرار داد، و نمادهای کدام گروه بعنوان مقدس باید محافظت شوند.
🍂 بحث لیبرالیسم از جایی آغاز میشود که در جامعهای چند گروه همزمان نمادها و ارزشهایی را مقدس بدانند. در این شرایط - که همواره برقرار است، مگر آنکه جامعه با اقداماتی در حد نسلکشی به تمامی یکدست شدهباشد - تنها دو راه وجود دارد که میان این چند گروه قضاوت کند و بتوانند همزیستی داشته باشند: یا یکی از طرفها باید بتواند بر دیگران غلبه کند و امر قدسی را به اتکای زور دولتی «تعیین کند»؛
🍂 یا همگی باید بپذیرند که «امر مقدسِ مطلق» وجود ندارد و تنها میتوان با احترام متقابل و داوطلبانه، بهتدریج معیارهای رفتاری مناسبی را در جامعه جا انداخت.
🍂 راه اول سادهتر است و بسیار مورد پسند افراد کوتهبین قرار میگیرد، ولی چون ریشه در ذهن افراد ندارد، با جابهجا شدن مناسبات قدرت بهسادگی تغییر میکند؛ در ضمن، جامعه را وارد چرخۀ آرامش قبرستانی-انفجار میکند.
🍂 راه دوم زمانبر است. مسیر ناهمواری دارد که طی آن بسیاری آزرده میشوند؛ اما باثبات و ریشهدار است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 از میانۀ قرن بیستم، یکی از نقدهایی که مارکسیستهای مکتب فرانکفورت و منتقدان «سرمایهداری متأخر» به مناسبات سرمایهداری وارد میکردند، استفادۀ «تجاری و ابزاری» شرکتها و کسبوکارها از «نمادهای فرهنگی مهم» بود.
🍂 نیل پستمن، جامعهشناس آمریکایی، در کتاب تکنوپولی: تسلیم فرهنگ به تکنولوژی¹ استفاده از مسیح در قالب یک انیمیشن را برای آگهی بازرگانی بعنوان مثالی از فرایندی در نظام سرمایهداری ذکر میکند که در آن، از نمادها قدسیزدایی میشود و بهاینترتیب، این نمادها پس از قرنها و هزارهها اثرگذاری و الهامبخشیِ خود را از دست میدهند.
🍂 بهعبارت دیگر استفادۀ کالایی و بهاصطلاح خودمان «هر جایی کردن» نمادها، یکی از کیفرخواستهای «منتقدین سرمایهداری» علیه این مناسبات بود.
🍂 این نقد البته پاسخ روشنی دارد. شرکتی که با آگهی بازرگانی خود باعث آزردهشدن تعداد زیادی از مخاطبان بشود، توسط خود مکانیسم بازار و بواسطۀ از دست دادن مشتریانش، مجازات خواهد شد.
🍂 اگر این اتفاق نیفتاد و شرکتی با آگهی بهخصوصی متحمل زیان مالی نشد، معنایش این است که یا آن آگهی اساساً توهینآمیز تلقی نشدهاست، یا منتقدین نسبت به اهمیت بسیار زیاد آن نماد فرهنگی در میان مردم اغراق کردهاند - در واقع خود را به جای «مردم» گذاشتهاند و بهجای آنها قضاوت میکنند.
🍂 کسبوکارها و شرکتهای تجاری که بر پایۀ سود شکل گرفتهاند و به فعالیت میپردازند، معمولاً بسیار محافظهکارانه عمل میکنند و تمام تلاششان این است که تا آنجا که ممکن باشد کمتر وارد مناقشات سیاسی و عقیدتی بشوند و کمترین تعداد ممکن از مردم را با رفتارهای خود برنجانند.
🍂 اینکه گاهی دیده میشود شرکتهای بزرگ وارد مبارزههای انتخاباتی و لابیگری سیاسی میشوند، دلیلش علاقۀ این شرکتها به سیاست نیست، برعکس، دلیلش ورود سیاست و قدرت دولتی به حوزۀ کسبوکار است.
🍂 اگر سیاست وارد این حوزه نمیشد، اگر تصمیمات یکشبۀ فلان سیاستمدار و بوروکرات رؤیاپرداز سالها تلاش و برنامهریزی شرکتها را بر باد نمیداد، اگر مجموعۀ قوانین موجود امکان ایجاد مزیتهای ویژه و رانت را برای آن دست از شرکتهایی که با حکومت مستقر در ارتباط هستند فراهم نمیکردند، یا اگر عدهای عقاید مردم را به ابزاری برای باج گرفتن از شرکتها بدل نمیکردند، شرکتها هیچ سودی از ورود به مسائل سیاسی و عقیدتی و آزرده ساختن بخشی از مشتریان بالقوۀ خود از این طریق نمیدیدند.
🍂 این ربطی به در اقلیت و اکثریت بودن باورمندان هم ندارد. به فرض که نمادی فرهنگی برای تنها ۱۰ درصد مردم یک جامعه اهمیت بسیار داشتهباشد. ۱۰ درصد مشتریان برای یک کسبوکار، بهویژه در شرایط رقابتی، میتواند حکم مرگوزندگی را برای آن شرکت داشتهباشد.
🍂 از سوی دیگر، اهالی کسبوکار و مدیران شرکتها، معمولاً از لحاظ ایدئولوژیک افراد تا حد زیادی خنثی هستند و ذهنیتِ یک روشنفکر یا منتقد اجتماعی را به مسائل ندارند.
🍂 بحث مشتری و بازار فروش تازه یک جنبه از قضیه است. جنبۀ دیگر قضیه، کارکنان خود کسبوکارها هستند. هیچ شرکتی از دامن زدن به دودستگی و دشمنی میان کارکنان خود، یا آزردن تعدادی از آنها و احتمالاً از دست دادنشان سود نمیبرد.
🍂 خارج از حیطۀ کسبوکارهایی که مستقیماً به پول ارتباط پیدا میکنند، مثلاً در حوزۀ هنر، نویسندگی و نقد اجتماعی نیز همین قاعده صدق میکند.
🍂 لیبرالیسم پیشداوری خاصی پیرامون اینکه شوخی یا نقد یک نماد فرهنگی کار درستی است یا خیر، ندارد. لیبرالیسم بحث نمیکند که نمادها و ارزشها و خردهفرهنگ کدام گروه و دسته در یک جامعه را میتوان نقد کرد، یا حتی مورد تمسخر قرار داد، و نمادهای کدام گروه بعنوان مقدس باید محافظت شوند.
🍂 بحث لیبرالیسم از جایی آغاز میشود که در جامعهای چند گروه همزمان نمادها و ارزشهایی را مقدس بدانند. در این شرایط - که همواره برقرار است، مگر آنکه جامعه با اقداماتی در حد نسلکشی به تمامی یکدست شدهباشد - تنها دو راه وجود دارد که میان این چند گروه قضاوت کند و بتوانند همزیستی داشته باشند: یا یکی از طرفها باید بتواند بر دیگران غلبه کند و امر قدسی را به اتکای زور دولتی «تعیین کند»؛
🍂 یا همگی باید بپذیرند که «امر مقدسِ مطلق» وجود ندارد و تنها میتوان با احترام متقابل و داوطلبانه، بهتدریج معیارهای رفتاری مناسبی را در جامعه جا انداخت.
🍂 راه اول سادهتر است و بسیار مورد پسند افراد کوتهبین قرار میگیرد، ولی چون ریشه در ذهن افراد ندارد، با جابهجا شدن مناسبات قدرت بهسادگی تغییر میکند؛ در ضمن، جامعه را وارد چرخۀ آرامش قبرستانی-انفجار میکند.
🍂 راه دوم زمانبر است. مسیر ناهمواری دارد که طی آن بسیاری آزرده میشوند؛ اما باثبات و ریشهدار است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin