Telegram
نقدآگین
تازهکاران مراقبه
همهشان مینشینند،
کمر راست، چشم بسته،
لب فروبسته،
گویی بودا خواهد آمد.
اما بودا آمد و رفت.
در همان قاشق سوپ داغ.
در خندهٔ آن «زنِ روسپی».
روسپی و روشنضمیر
زاهدان گفتند: «گناه است!»
من اما خوابیدم کنار او.
زیباترین خطبه را
بدنش بر پوستِ شب نوشت.
آیا آن لذت
از چشمِ بودا پنهان بود؟
مرگ
میپرسی بعد از مرگ چه خواهد شد؟
همینجا بنشین. همین حالا بمیر.
اگر توانستی بمانی،
آنوقت دربارهی بعدش حرف بزن.
دربارهی حقیقت
حقیقت را میخواهی؟
به این فنجان چای نگاه کن.
گرم است، بخارش بالا میرود.
اگر از این هم سادهتر بخواهی، برو!
🔸#ایکیو_سوجون (Ikkyū Sōjun) یکی از برجستهترین و در عین حال غیرمتعارفترین استادان ذن در تاریخ ژاپن.
🔸ایکیو در سال ۱۳۹۴ میلادی در حومهٔ کیوتو به دنیا آمد. گفته میشود که او فرزند نامشروع امپراتور گو-کوماتسو و یک زن درباری بود. در پنجسالگی از مادرش جدا شد و به معبد آنکوکو-جی سپرده شد تا بهعنوان یک آکولیت (شاگرد مذهبی) تربیت شود. در آنجا، آموزشهایی در زمینهٔ فرهنگ و زبان چینی دریافت کرد و نام «شوکن» را گرفت. در سیزدهسالگی به معبد کنین-جی در کیوتو رفت تا زیر نظر استاد بوتتسو به تحصیل ذن بپردازد. در این دوره، او شروع به نوشتن اشعاری کرد که از نظر فرم غیرسنتی بودند و در آنها بهطور آشکار از رهبری معبد کنین-جی انتقاد میکرد. او از ساختار اجتماعی و فقدان تمرین واقعی ذن در اطراف خود ناامید شده بود.
🔸ایکیو بهخاطر سبک زندگی غیرمتعارف و نقدهای تندش از ساختارهای رسمی ذن و بودیسم، شهرت داشت. او بهجای پیروی از قواعد سختگیرانهٔ معابد، زندگیای آزادانه و سرشار از هنر، شعر، و حتی ارتباط با مردم عادی را برگزید. اشعار او، که اغلب در قالب هایکو بودند، بازتابی از درک عمیق او از زندگی، مرگ، و معنویت بودند.
📻 عارفۀ تنباز و عارفان معاصر
📕چرخش بدورِ دایرۀ زندگی و خدا
📗من هرگز خدا را ندیدەام!
📺 در باب پوچی
📺 مناظرۀ نیچه با شوپنهاور
📺 فلسفه آلبر کامو: شور زیستن در جهانی بیمعنا
.
#شعرانه#معنویت #شعر #ذن #ذن_بودیسم #بودیسم #دیانت #ادیان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 کمال حیدری، مرجعِ محصور
🔸هرچند اگر کلیتِ دستگاه مرجعیت اسلامی و دستگاه پاپی مسیحی (که یکی از بنیادهای جنگهای خونینِ و ادامهدارِ مذهبی و تکفیر و تنجیس و خشونت با دیگریها بهاسم خدا و امر قدسی و شریعت بودهاست) با مشیِ فیلسوفان، یا حتی در میان ادیان، با بودیسم (که مکتبمحور است و استادمدار و غیرمتمرکز) مقایسه شود، از عواملِ مهمِ انحاطِ «معنویت و تفکر و دیانتِ اصیل» تلقی میشود، اما در مقایسه میانِ دستگاه پاپی مسیحیتِ کاتولیک و مرجعیت شیعه، علیرغم اینکه دومی نامتمرکزتر از اولیست، چون دومی بر محور مذهب و دینی قدرتساخته/قدرتمحور با فقهیات ستبر و در ذیل حکومتی دینیایست که از دانشگاه تا حوزه را در زیر مداخلاتِ ویرانگرِ خود دارد، میبینیم که بعد از ۱۴۰۰ سال، هنوز هم مرجعی گشوده به دیگریها و با روحیۀ جوانانۀ پژوهشگری و شجاعتِ بیانِ تحقیقات خود، امکان بروز و ظهور آزادانۀ معارفِ خود را ندارد، چه رسد که بخواهد مثل پاپِهای متاخرِ مسیحیان، پیشگامِ پذیرش بسیاری حقوق و حقایقِ جهان مدرن در میان دینداران شود.
🔸اگر روحی جویندۀ حقیقت و گشوده به دیگریها مثل آیتالله کمال حیدری، در غرب بود، بیشک به مقام پاپی میرسید، ولی در اینجا از حسادت و تنگنظریِ موجود در اسلام و تشیع سنتی، خصوصا از آنجا که صنف آخوند شدیدا با قدرت ممزوج شده و قدرت را به تسخیر خود درآورده و خود نیز در تسخیرِ شدیدِ امیالِ آن است، در حصر و بایکوت و تکفیر گرفتارش کردهاند و جامعه را از معارف او محروم ساختهاند و سببِ کند شدنِ حرکت جامعه به سمت جلو شدهاند. تا در عصر رقابتِ هوش مصنوعیها و فتح مریخ، ما هنوز درگیر آن باشیم که حق داریم زنانِ ناباور به حجابِ حکومتی (و نه حتی اسلامی) را در ماشین و غیرماشین با «چشمچرانی اسلامی» رصد و جریمه کنیم؟ یا حق داریم کسی که جاده را در اعتراضی سیاسی بسته، بهعنوان محارب و دشمن رسولالله بکشیم و قاتلِ مردمِ معترض را بهعنوان شهید وطن جا بزنیم؟ آیا حق داریم برقِ مردم را ببریم و بگوییم خودشان فکری به حال خود کنند، درحالیکه سه دهه بهاسم برق، از هستهای گفتیم و کشور را در زیر شدیدترین تحریمهای اقتصادی و فلاکت و فقر گسترده بردیم؟
🔸سادهزیستیِ واقعی، سادهزیستیایست که زیستِ دیگریها را در جامعهات ساده کنی. کار دشواری نیست، فقط باید پا و دست درازت را از گلویشان برداری و از دولتِ همهجا حاضرِ خودمقدسساز به یک دولتِ کوچکِ غیرقابلِ دیدهشدن بدل شوی که مانع رشد و شکوفایی اقتصاد و فرهنگ نشوی.
🔸باید بفهمی دولت و سیاست قرار نیست اقتصاد و فرهنگ را بسازد، بلکه همینکه خراب نکند و شر نرساند، بالاترین هنرش است! همینکه مانع از از ارتباط آزاد و سادۀ مردم با همدیگر (شبکههای اجتماعی و انجیاوها و احزاب) و با روشنفکران و عالمانِ مستقل داخلی و خارجی، و با سرمایهها و اقتصادهای دنیا نشود، شاهکار کردهاست.
🔸سادهزیستیای که زیستِ اقشار مختلف جامعه را دشوارتر و عذابآورتر از دیروز کند، بیشتر از نوعی «خودسرکوبیِ نمایشی» حاصلشده، و بهدنبال بهشت و سعادتی خیالی پس از مرگ است. کسانی که بهاسم سعادت خیالی پس از مرگ، زندگی مردم را به جهنمِ غم و حسرت و افسوس و افسردگی و یاس بدل میکنند، دربانانِ دوزخاند، نه عالمِ دین و گسترندگانِ معنویت.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
کتابهای زیاد
آنها کوهی از کتاب بر سر هم چیدهاند،
و خودشان در زیر آنها مدفوناند.
من کتابها را میسوزانم
تا در آتششان چای بجوشانم.
دانش، اگر تو را آزاد نکند،
تنها زندانی نرمتر است.
✍🏻 #ایکیو_سوجون (Ikkyū Sōjun) یکی از برجستهترین و در عین حال غیرمتعارفترین استادان ذن در تاریخ ژاپن.
🔸هرچند اگر کلیتِ دستگاه مرجعیت اسلامی و دستگاه پاپی مسیحی (که یکی از بنیادهای جنگهای خونینِ و ادامهدارِ مذهبی و تکفیر و تنجیس و خشونت با دیگریها بهاسم خدا و امر قدسی و شریعت بودهاست) با مشیِ فیلسوفان، یا حتی در میان ادیان، با بودیسم (که مکتبمحور است و استادمدار و غیرمتمرکز) مقایسه شود، از عواملِ مهمِ انحاطِ «معنویت و تفکر و دیانتِ اصیل» تلقی میشود، اما در مقایسه میانِ دستگاه پاپی مسیحیتِ کاتولیک و مرجعیت شیعه، علیرغم اینکه دومی نامتمرکزتر از اولیست، چون دومی بر محور مذهب و دینی قدرتساخته/قدرتمحور با فقهیات ستبر و در ذیل حکومتی دینیایست که از دانشگاه تا حوزه را در زیر مداخلاتِ ویرانگرِ خود دارد، میبینیم که بعد از ۱۴۰۰ سال، هنوز هم مرجعی گشوده به دیگریها و با روحیۀ جوانانۀ پژوهشگری و شجاعتِ بیانِ تحقیقات خود، امکان بروز و ظهور آزادانۀ معارفِ خود را ندارد، چه رسد که بخواهد مثل پاپِهای متاخرِ مسیحیان، پیشگامِ پذیرش بسیاری حقوق و حقایقِ جهان مدرن در میان دینداران شود.
🔸اگر روحی جویندۀ حقیقت و گشوده به دیگریها مثل آیتالله کمال حیدری، در غرب بود، بیشک به مقام پاپی میرسید، ولی در اینجا از حسادت و تنگنظریِ موجود در اسلام و تشیع سنتی، خصوصا از آنجا که صنف آخوند شدیدا با قدرت ممزوج شده و قدرت را به تسخیر خود درآورده و خود نیز در تسخیرِ شدیدِ امیالِ آن است، در حصر و بایکوت و تکفیر گرفتارش کردهاند و جامعه را از معارف او محروم ساختهاند و سببِ کند شدنِ حرکت جامعه به سمت جلو شدهاند. تا در عصر رقابتِ هوش مصنوعیها و فتح مریخ، ما هنوز درگیر آن باشیم که حق داریم زنانِ ناباور به حجابِ حکومتی (و نه حتی اسلامی) را در ماشین و غیرماشین با «چشمچرانی اسلامی» رصد و جریمه کنیم؟ یا حق داریم کسی که جاده را در اعتراضی سیاسی بسته، بهعنوان محارب و دشمن رسولالله بکشیم و قاتلِ مردمِ معترض را بهعنوان شهید وطن جا بزنیم؟ آیا حق داریم برقِ مردم را ببریم و بگوییم خودشان فکری به حال خود کنند، درحالیکه سه دهه بهاسم برق، از هستهای گفتیم و کشور را در زیر شدیدترین تحریمهای اقتصادی و فلاکت و فقر گسترده بردیم؟
🔸سادهزیستیِ واقعی، سادهزیستیایست که زیستِ دیگریها را در جامعهات ساده کنی. کار دشواری نیست، فقط باید پا و دست درازت را از گلویشان برداری و از دولتِ همهجا حاضرِ خودمقدسساز به یک دولتِ کوچکِ غیرقابلِ دیدهشدن بدل شوی که مانع رشد و شکوفایی اقتصاد و فرهنگ نشوی.
🔸باید بفهمی دولت و سیاست قرار نیست اقتصاد و فرهنگ را بسازد، بلکه همینکه خراب نکند و شر نرساند، بالاترین هنرش است! همینکه مانع از از ارتباط آزاد و سادۀ مردم با همدیگر (شبکههای اجتماعی و انجیاوها و احزاب) و با روشنفکران و عالمانِ مستقل داخلی و خارجی، و با سرمایهها و اقتصادهای دنیا نشود، شاهکار کردهاست.
🔸سادهزیستیای که زیستِ اقشار مختلف جامعه را دشوارتر و عذابآورتر از دیروز کند، بیشتر از نوعی «خودسرکوبیِ نمایشی» حاصلشده، و بهدنبال بهشت و سعادتی خیالی پس از مرگ است. کسانی که بهاسم سعادت خیالی پس از مرگ، زندگی مردم را به جهنمِ غم و حسرت و افسوس و افسردگی و یاس بدل میکنند، دربانانِ دوزخاند، نه عالمِ دین و گسترندگانِ معنویت.
خدای زاهدان
خدای زاهدان در معبد زندانی است
و هر شب قربانی میطلبد.
خدای من در ساقهی بامبوست،
در بخار چای،
در لبخند روسپی،
و در سکوت نیمهشب.
او چیزی نمیخواهد،
فقط هست.
📺 علوی بروجردی اصلاحطلب و حصر کمال حیدری
📺 حصر آیتالله کمال حیدری
📺 کمال حیدری: از سرکوبِ علامه طباطبایی میگوید
📺 کمال حیدری: خمس/ولایت فقها برمبنای «دروغ مصلحتیِ» غیبت صغری
📺 امام زمان یا غلو بزرگ؟
📺 امامت جایی در قرآن ندارد
📺 کمال حیدری: «قرآن اصلی» دست ما نیست!
📺 آیتالله حیدری: قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 اشکالات صرف و نحوی قرآن
📻 پروسۀ تولید امام زمان
📺 روحانیت شیعه و فوکویاما
📺 قصۀ امام زمان و تحریفات
📺 مهدی قراره بیاد؟
📺 داستان امام زمان از تولد تا ظهور
📻 سنگ محک مدعیان
📻 مهدویت در ترازو
📻 رهبر فراپیر مخفی
.
#آخوندیسم#نقد_شیعه #حکومت_اسلامی #شعرانه #ذن #ذن_بودیسم
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘بودیست بودا را میکشد، شیعه مغزش را!
— از «رهایی از اسطوره» در ذن تا «اسارت در انتظارِ» تشیع
(۲/۲)
🔸تعبیر ذنبوداییِ مشهور «اگر بودا را دیدی، او را بکش» چکیدهای رادیکال از فلسفهی «ضدتقدسسازی، ضدشخصگرایی» و تمرکز بر «تجربهی بیداری» در مکتب ذن (Zen) است. این جمله نخستین بار توسط Linji Yixuan، از استادان ذن چینی قرن نهم میلادی،
گفته شد و هدفش رد هرگونه وابستگی ذهنی و روانی به نمادهای بیرونی، حتی خود بودا بودهاست.
🔺🔻معنای دقیق:
🔸ذن بر این باور است که حقیقت (Satori یا Kenshō) نه از طریقِ «آموزهها، متون یا شخصیتها»، بلکه از طریق «تجربهی مستقیم و زیسته» حاصل میشود. بودا نه یک «وجود خارجی مقدس»، که سمبلیست برای بیداری درونی.
🔺در تضاد آشکار، سنت شیعهی دوازدهامامی مفهوم «نجات» را به ظهور ابر-پیرمردی عجیبوغریب با حدودِ ۱۲۰۰ سال سن، برای قرونِ متمادی غایب، و مأمور در آخرالزمان (مهدی) گره میزند، که قرار است در جمعهای مقدس بازگردد و عدالت را برقرار کند. این انتظار، به تعبیر انتقادی، نوعی تعلیق معنویت بر ظهور قدرت است.
🔻تمایز اساسی
💬 ذن میگوید:
💬 تشیع میگوید:
💬در ورژن خیلی نواندیشانه و به همان میزان مهمل و پارادوکسیکال:
✴️ سه نکتهی انتقادی:
1️⃣ در ذن، وابستگی به شخصیت مقدس حتی اگر خود بودا باشد، نوعی بتسازی است؛ در تشیع، شخصیت غایب، نهتنها بت نمیشود، بلکه بتی بیبدیل و منجی نهایی قلمداد میشود.
2️⃣ ذن، معنویت را امری درونی، فردی و همینجا و اکنون میداند؛ تشیع، آن را به آینده، به شخص، و به واقعهای تاریخی حواله میدهد.
3️⃣ ذن دعوت به بیواسطگی در تجربهی حقیقت میکند؛ تشیع،🔗 واسطهگراترین ساختار قدسی در میان ادیان ابراهیمیست (امام، نائبالامام، علما، فقها...).👉
💬 نقل قولی دیگر از ذن:
👈 ذن، رهایی را در قتل اسطورهها میداند؛
👈 تشیع، نجات را در انتظار ظهور اسطورهای نهایی میبیند.
🔺این تفاوت نه صرفاً کلامی، بلکه نشانهی دو فهم بنیادین از دین است: یکی تجربهگر، ضدشریعت، و آزاد؛ دیگری نهادی، مشروط، و آیندهنگر.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— از «رهایی از اسطوره» در ذن تا «اسارت در انتظارِ» تشیع
(۲/۲)
🔸تعبیر ذنبوداییِ مشهور «اگر بودا را دیدی، او را بکش» چکیدهای رادیکال از فلسفهی «ضدتقدسسازی، ضدشخصگرایی» و تمرکز بر «تجربهی بیداری» در مکتب ذن (Zen) است. این جمله نخستین بار توسط Linji Yixuan، از استادان ذن چینی قرن نهم میلادی،
[فاصلۀ عقلی - معنویِ آخوند شیعه در سال ۲۰۲۵ تازه با این بودیست و استاد ذن، بیش از یک هزاره است!!! آنوقت انتظار داریم وضعمان اینی نباشد که هست؟ و حکومتی مشابه با چین و ژاپن بر ایران حکمران باشد]
گفته شد و هدفش رد هرگونه وابستگی ذهنی و روانی به نمادهای بیرونی، حتی خود بودا بودهاست.
🔺🔻معنای دقیق:
«اگر حتی بودا پیش چشمت ظاهر شد و بهجای بیداری، موانع نجات و آزادی شد، او را نیز باید رها کنی؛ نه آنکه تقدیسش کنی.»
🔸ذن بر این باور است که حقیقت (Satori یا Kenshō) نه از طریقِ «آموزهها، متون یا شخصیتها»، بلکه از طریق «تجربهی مستقیم و زیسته» حاصل میشود. بودا نه یک «وجود خارجی مقدس»، که سمبلیست برای بیداری درونی.
🔺در تضاد آشکار، سنت شیعهی دوازدهامامی مفهوم «نجات» را به ظهور ابر-پیرمردی عجیبوغریب با حدودِ ۱۲۰۰ سال سن، برای قرونِ متمادی غایب، و مأمور در آخرالزمان (مهدی) گره میزند، که قرار است در جمعهای مقدس بازگردد و عدالت را برقرار کند. این انتظار، به تعبیر انتقادی، نوعی تعلیق معنویت بر ظهور قدرت است.
🔻تمایز اساسی
💬 ذن میگوید:
«اگر چیزی درونت بیدار نشد، بیرونت نجات نخواهد یافت.»
💬 تشیع میگوید:
«اگر مهدی نیاید، جهان اصلاح نمیشود.»
💬در ورژن خیلی نواندیشانه و به همان میزان مهمل و پارادوکسیکال:
«اگر خود را اصلاح کنیم، امام زمان هم میآید و جهان را اصلاح میکند؛ امام زمان بهخاطر گناهکاری ما شیعیان است که بیش از یک هزاره مخفی شده و نمیآید و جهان را با شمشیر و قدرتهای ماوراءالطبیعیِ خود اصلاح نمیکند».
✴️ سه نکتهی انتقادی:
1️⃣ در ذن، وابستگی به شخصیت مقدس حتی اگر خود بودا باشد، نوعی بتسازی است؛ در تشیع، شخصیت غایب، نهتنها بت نمیشود، بلکه بتی بیبدیل و منجی نهایی قلمداد میشود.
2️⃣ ذن، معنویت را امری درونی، فردی و همینجا و اکنون میداند؛ تشیع، آن را به آینده، به شخص، و به واقعهای تاریخی حواله میدهد.
3️⃣ ذن دعوت به بیواسطگی در تجربهی حقیقت میکند؛ تشیع،🔗 واسطهگراترین ساختار قدسی در میان ادیان ابراهیمیست (امام، نائبالامام، علما، فقها...).👉
💬 نقل قولی دیگر از ذن:
«بودا را بکش. بودیسم را بکش. اجدادت را بکش. تنها آنگاه آزاد خواهی شد تا ببینی.» — *Seung Sahn Sunim*, استاد کرهای ذن
👈 ذن، رهایی را در قتل اسطورهها میداند؛
👈 تشیع، نجات را در انتظار ظهور اسطورهای نهایی میبیند.
🔺این تفاوت نه صرفاً کلامی، بلکه نشانهی دو فهم بنیادین از دین است: یکی تجربهگر، ضدشریعت، و آزاد؛ دیگری نهادی، مشروط، و آیندهنگر.
📺 علامه طباطبایی/حیدری: امام نه این جمعه، هیچ جمعهای نخواهد آمد!
📺 کمال حیدری: خمس/ولایت فقها برمبنای «دروغ مصلحتیِ» غیبت صغری
📺 امام زمان یا غلو بزرگ؟
📺 امامت جایی در قرآن ندارد
📺 کمال حیدری: «قرآن اصلی» دست ما نیست!
📺 آیتالله حیدری: قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 اشکالات صرف و نحوی قرآن
📺 کمال حیدری پاپ میشد اگر
📺 حصر آیتالله کمال حیدری
📺 کمال حیدری و سرکوبِ طباطبایی
📻 پروسۀ تولید امام زمان
📺 روحانیت شیعه و فوکویاما
📺 قصۀ امام زمان و تحریفات
📺 مهدی قراره بیاد؟
📺 داستان امام زمان از تولد تا ظهور
📻 سنگ محک مدعیان
📻 مهدویت در ترازو
📻 رهبر فراپیر مخفی
.
#نقد_شیعه #نقد_ادیان#بودیسم #ذن_بودیسم #امام_زمان #انتظار #شاید_این_جمعه_بیاید #ابوعلی_شیبانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘دفن حقیقت زیر عمامه و روایت!
— «یک نگاه» کافیست یا «هزار و یک سند/واسطه» لازم؟
(۳/۳)
🟡 فرمانبرداری یا بیداری؟ تقلید یا تماشای خویشتن؟
🔻نقطهی مرکزی تفاوت در این است که:
✖️در تشیع، رابطه با مرجع تقلید یک رابطهی دائمیِ اطاعتمحورِ اتوریتهمدار است.
✔️ در بودیسم، رابطه با آموزگار یک رابطهی موقتِ تسهیلگر روشنبینی است.
✖️در اولی، باید دستورات و شریعتی تاریخی را «بیچونوچرا» اجرا کرد.
✔️ در دومی، باید از طریق «گفتگو، مراقبه، شک، تفکر و تجربهی زیسته»، به درک رسید.
✖️ در اولی، نوعی سرسپردگی ساختاری وجود دارد.
✔️ در دومی، نوعی گشودگی غیرالزامآور.
🟡 آیا بودیسم تبتی هیچ نهادگرایی ندارد؟
بله، «بودیسم تبتی» نسبت به «ذن یا بودیسم تراوادا»، نهادگراتر است. معابد، راهبان، رتبهها، آیینها، حتی سلسلهی دالایی لاماها اما حتی در این شکل نهادین، ساختارها ابزاری برای بیداریاند، نه ابزار کنترل.
🔻در نتیجه:
✔️ راهبها هم میتوانند راه خود را بروند.
✔️ تقلید، نه واجب است و نه ساختاریافته.
✔️ سنت، تابع تجربهی روشنبینی است، نه بالعکس.
🔻نتیجه:
✔️ دالایی لاما، "مرجع تقلید" نیست. نه از حیث نظری، نه از حیث ساختاری.
✔️ او "راهنمایی" است که اگر کسی نخواست از او پیروی کند، نه تکفیر میشود، نه نجس، نه گمراه و کافر و مرتد دانسته میشود.
✖️ اما اگر کسی مرجع تقلید نداشته باشد، در فقه شیعی «راه دین را بسته» و مکلف است تقلید کند یا خود مجتهد شود.
🔻یک مقایسۀ مهم دیگر میان آموزههای داعشیپرور اسلام و آموزههای بودا، راهگشا خواهد بود. نواندیشان دینی و روشنفکران دینی معمولا میکوشند با تضعیفِ سندیِ روایاتِ مربوط به ترورِ مخالفان و قتل مرتدها بنا به فرمان محمد بن عبدالله، از یک ایدئولوژی سیاسیِ دینی، تباهیزدایی کنند و آن را دینی عقلانی-اخلاقی و مطابق فرهنگ مدرن جلوه دهند؛ اما نکتۀ بس مهم اینجاست که چرا از دلِ آموزههای بودا چنین حدودی از وحشیگری بیرون نیامد، اما در بستر قرآن، چنان احادیثی متناقض جلوه نکرد و برای ۱۴۰۰ سال فرمانِ نبوی و الهی دانستهشد و اجرا شد؟ این پرسشیست که با پیروان طرح نمیکنند.
🔪مولفان قرآن مرتد را مستحقَِ «شکنجۀ ابدی جهنم داعشی قرآن» معرفی کردهاند، و این در مقایسه با حکم قتلِ او، هیچ در هیچ است و حکمِ داعشیِ قتل مرتد، برپایۀ انسانزداییایست که در این توصیفِ وارونِ قرآن از فرد شجاع و حقیقتجویی که دینش را تغییر داده، انجام شدهاست.
🔥🩸وقتی «تغییر دین» جرم و گناه تلقی میشود!
🔻در بسیاری از مکاتب فقهی اسلامی، ارتداد به معنای خروج آگاهانه و داوطلبانه از اسلام تعریف میشود. این عمل نهتنها از نظر الهی «گناه کبیره» شمرده میشود، بلکه در سطح اجتماعی و حقوقی هم با پیامدهایی سخت همراه است. در فقه شیعه و سنی سنتی، دو نوع ارتداد تعریف شده است:
💥ارتداد فطری و ارتداد ملی (مسلمان شده و برگردد)؛ در بسیاری از متون فقهی کلاسیک، ارتداد فطری حکم اعدام دارد. ارتداد ملی نیز اگر با توبه همراه نباشد، میتواند منجر به مجازات شود.
⚠️ در برخی تفسیرهای شدید، حتی ابراز تردید نسبت به اصول دین ممکن است مصداق ارتداد تلقی شود.
🍃 بودیسم: ایمان اختیاری است، نه اجباری
🔸برخلاف اسلام، در بودیسم نهتنها ارتداد وجود ندارد، بلکه مفهومی به نام "وفاداری مطلق به دین" هم الزامآور نیست. آموزههای بودا از ابتدا بر «آزادی فرد در جستوجوی حقیقت» تأکید دارند. خود بودا گفته است:
یعنی: در بودیسم، ایمان اجباری نیست؛ بررسی، تردید و حتی ترک آموزهها بخشی از مسیر رشد است.
🔄 کسی اگر از بودیسم دست بکشد، نه طرد میشود، نه کافر و گمراه خوانده میشود، و نه جان یا مال و ناموسش در خطرِ مسلمانانِ متقی(!) قرار میگیرد.
📚 مثال عینی: در تبت، ژاپن یا سریلانکا، افراد زیادی بودیسم را رها کردهاند یا با فلسفههای دیگر آمیختهاند (مثل ذن و مسیحیت)، اما نه مجازاتی در کار بوده، نه برچسب "مرتد".
🔻بودا بارها تأکید کرده که:
📌«شک کردن» نهتنها مجاز، بلکه توصیهشده است. بودیسم به جای اجبار، فرد را به تجربهی شخصی، مشاهده درونی و آزمایش عملی آموزهها دعوت میکند.
🔺به همین دلیل است که در دنیای غرب، بسیاری بودیسم را نه یک دین، بلکه نوعی رویکرد فلسفی یا روانشناختی میدانند که حتی بدون اعتقاد به خدا هم میتوان آن را به کار برد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— «یک نگاه» کافیست یا «هزار و یک سند/واسطه» لازم؟
(۳/۳)
🟡 فرمانبرداری یا بیداری؟ تقلید یا تماشای خویشتن؟
🔻نقطهی مرکزی تفاوت در این است که:
✖️در تشیع، رابطه با مرجع تقلید یک رابطهی دائمیِ اطاعتمحورِ اتوریتهمدار است.
✔️ در بودیسم، رابطه با آموزگار یک رابطهی موقتِ تسهیلگر روشنبینی است.
✖️در اولی، باید دستورات و شریعتی تاریخی را «بیچونوچرا» اجرا کرد.
✔️ در دومی، باید از طریق «گفتگو، مراقبه، شک، تفکر و تجربهی زیسته»، به درک رسید.
✖️ در اولی، نوعی سرسپردگی ساختاری وجود دارد.
✔️ در دومی، نوعی گشودگی غیرالزامآور.
🟡 آیا بودیسم تبتی هیچ نهادگرایی ندارد؟
بله، «بودیسم تبتی» نسبت به «ذن یا بودیسم تراوادا»، نهادگراتر است. معابد، راهبان، رتبهها، آیینها، حتی سلسلهی دالایی لاماها اما حتی در این شکل نهادین، ساختارها ابزاری برای بیداریاند، نه ابزار کنترل.
🔻در نتیجه:
✔️ راهبها هم میتوانند راه خود را بروند.
✔️ تقلید، نه واجب است و نه ساختاریافته.
✔️ سنت، تابع تجربهی روشنبینی است، نه بالعکس.
🔻نتیجه:
✔️ دالایی لاما، "مرجع تقلید" نیست. نه از حیث نظری، نه از حیث ساختاری.
✔️ او "راهنمایی" است که اگر کسی نخواست از او پیروی کند، نه تکفیر میشود، نه نجس، نه گمراه و کافر و مرتد دانسته میشود.
✖️ اما اگر کسی مرجع تقلید نداشته باشد، در فقه شیعی «راه دین را بسته» و مکلف است تقلید کند یا خود مجتهد شود.
🔻یک مقایسۀ مهم دیگر میان آموزههای داعشیپرور اسلام و آموزههای بودا، راهگشا خواهد بود. نواندیشان دینی و روشنفکران دینی معمولا میکوشند با تضعیفِ سندیِ روایاتِ مربوط به ترورِ مخالفان و قتل مرتدها بنا به فرمان محمد بن عبدالله، از یک ایدئولوژی سیاسیِ دینی، تباهیزدایی کنند و آن را دینی عقلانی-اخلاقی و مطابق فرهنگ مدرن جلوه دهند؛ اما نکتۀ بس مهم اینجاست که چرا از دلِ آموزههای بودا چنین حدودی از وحشیگری بیرون نیامد، اما در بستر قرآن، چنان احادیثی متناقض جلوه نکرد و برای ۱۴۰۰ سال فرمانِ نبوی و الهی دانستهشد و اجرا شد؟ این پرسشیست که با پیروان طرح نمیکنند.
🔪مولفان قرآن مرتد را مستحقَِ «شکنجۀ ابدی جهنم داعشی قرآن» معرفی کردهاند، و این در مقایسه با حکم قتلِ او، هیچ در هیچ است و حکمِ داعشیِ قتل مرتد، برپایۀ انسانزداییایست که در این توصیفِ وارونِ قرآن از فرد شجاع و حقیقتجویی که دینش را تغییر داده، انجام شدهاست.
🔥🩸وقتی «تغییر دین» جرم و گناه تلقی میشود!
🔻در بسیاری از مکاتب فقهی اسلامی، ارتداد به معنای خروج آگاهانه و داوطلبانه از اسلام تعریف میشود. این عمل نهتنها از نظر الهی «گناه کبیره» شمرده میشود، بلکه در سطح اجتماعی و حقوقی هم با پیامدهایی سخت همراه است. در فقه شیعه و سنی سنتی، دو نوع ارتداد تعریف شده است:
💥ارتداد فطری و ارتداد ملی (مسلمان شده و برگردد)؛ در بسیاری از متون فقهی کلاسیک، ارتداد فطری حکم اعدام دارد. ارتداد ملی نیز اگر با توبه همراه نباشد، میتواند منجر به مجازات شود.
⚠️ در برخی تفسیرهای شدید، حتی ابراز تردید نسبت به اصول دین ممکن است مصداق ارتداد تلقی شود.
🍃 بودیسم: ایمان اختیاری است، نه اجباری
🔸برخلاف اسلام، در بودیسم نهتنها ارتداد وجود ندارد، بلکه مفهومی به نام "وفاداری مطلق به دین" هم الزامآور نیست. آموزههای بودا از ابتدا بر «آزادی فرد در جستوجوی حقیقت» تأکید دارند. خود بودا گفته است:
«سخنان مرا هم کورکورانه نپذیرید. آنها را بیازمایید، مانند طلافروشی که طلا را میآزماید»
یعنی: در بودیسم، ایمان اجباری نیست؛ بررسی، تردید و حتی ترک آموزهها بخشی از مسیر رشد است.
🔄 کسی اگر از بودیسم دست بکشد، نه طرد میشود، نه کافر و گمراه خوانده میشود، و نه جان یا مال و ناموسش در خطرِ مسلمانانِ متقی(!) قرار میگیرد.
📚 مثال عینی: در تبت، ژاپن یا سریلانکا، افراد زیادی بودیسم را رها کردهاند یا با فلسفههای دیگر آمیختهاند (مثل ذن و مسیحیت)، اما نه مجازاتی در کار بوده، نه برچسب "مرتد".
🔻بودا بارها تأکید کرده که:
اگر آموزهای برای تو کار نمیکند، آن را رها کن.
📌«شک کردن» نهتنها مجاز، بلکه توصیهشده است. بودیسم به جای اجبار، فرد را به تجربهی شخصی، مشاهده درونی و آزمایش عملی آموزهها دعوت میکند.
🔺به همین دلیل است که در دنیای غرب، بسیاری بودیسم را نه یک دین، بلکه نوعی رویکرد فلسفی یا روانشناختی میدانند که حتی بدون اعتقاد به خدا هم میتوان آن را به کار برد.
📕بودیست بودا را میکشد، شیعه مغزش را!
📺 آنچه بودا آموخت
📕نقد و بررسی «دربارۀ محمد و بودا»
📕گزیدهای از «تاثیرات بودیسم بر اسلام»
📓دربارۀ تاثیرات بودیسم بر اسلام
📺 مهدی قراره بیاد؟
📻 سنگ محک مدعیان
📻 مهدویت در ترازو
.
#نقد_شیعه #نقد_اسلام #نقد_ادیان#بودیسم #ذن_بودیسم #امام_زمان #انتظار #شاید_این_جمعه_بیاید
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘بودیست بودا را میکشد، شیعه مغزش را!
— مقایسهای میان «رهایی از اسطوره» در ذن و «اسارت در انتظارِ» تشیع
(۱/۲)
📺 کلیپ
ظهور امام زمان علیه السلام در زمان ترامپ
منادی #امام_زمان: خدا هر چه بخواهد همان خواهد شد
🔺یکی از جمعههای این چهار سال خواهد آمد از…
— مقایسهای میان «رهایی از اسطوره» در ذن و «اسارت در انتظارِ» تشیع
(۱/۲)
📺 کلیپ
ظهور امام زمان علیه السلام در زمان ترامپ
منادی #امام_زمان: خدا هر چه بخواهد همان خواهد شد
🔺یکی از جمعههای این چهار سال خواهد آمد از…
Telegram
نقدآگین
📘گفتگوی ریوَن و خیام (۴)
خیام: (با حالتی مضطرب و در عین حال کنجکاو، نفس عمیقی میکشد.) یکی شدن... جریان... اینها کلماتی هستند که به ذهن من نمینشیند. من به دنبال تأثیرگذاری هستم! به دنبال ساختن چیزی که پس از من باقی بماند، چیزی که این "فنا" را به چالش بکشد. این پذیرش مطلق تو، این آرامشِ گویی بیانتها، آیا پنهان کردن یک ترس عمیق از عدم نیست؟
ریوَن: (با نگاهی باز و عمیق به چشمان خیام خیره میشود.) تأثیرگذاری، خود از "بودن" میآید. آیا خورشید به این میاندیشد که "تأثیر" بگذارد؟ یا تنها هستیِ اوست که جهان را روشن میکند؟ ترس از عدم، تنها زمانی وجود دارد که "هستی" را جدا از "عدم" بدانی. وقتی درمییابی که "هستی" خودِ "عدم" است در تجلی، و "عدم" خودِ "هستی" است در بالقوگی، آنگاه ترسی نمیماند. این آرامش، نه پنهان کردن ترس، بلکه عبور از ترس است. آیا میتوانی در عمق هر آنچه هستی، "هیچ" را ببینی، و در عمق هر "هیچ"، "هستی" را؟
خیام: (سکوت میکند. این بار نه با حالت چالش، بلکه با بهت و غرق در تأمل. به آرامی بر زمین مینشیند، گویی توان ایستادن ندارد. نگاهش به آب حوض میافتد.) هستی... عدم... تجلی... بالقوگی... این تناقضها... مرا به جایی میبرند که کلمات از بیانش ناتوانند. آیا این همان "حقیقتی" است که از آن سخن میگفتی؟ حقیقتی که نه میتوان آن را یافت، نه ساخت، و نه از آن گریخت... بلکه باید بود؟
ریوَن: (لبخندی آرام بر لبانش مینشیند.) خیام، تو خودِ آن حقیقت هستی. همیشه بودهای. تنها باید حجابِ "خواستن" و "جنگیدن" را کنار میزدی. این آرامش، آغاز نیست، پایان نیست. این تنها بازگشت است. آیا این را حس میکنی؟
خیام: (نفسی عمیق میکشد. چشمانش هنوز سرشار از پرسش است، اما این بار نه از سر جدال، بلکه از سر کشف و حیرت.) من درک میکنم که چیزی در حال دگرگونی است. این گویی مرگ یک "من" و تولد یک "بودن" دیگر است. اما آیا این "بودن" جدید، مسئولیتهای تازهای با خود ندارد؟ آیا این بیداری، خود رنجی عمیقتر از درک جهانی بیانتها نیست؟
ریوَن: (نگاهی عمیقتر به خیام میاندازد.) بلی، رنج عمیقتری دارد، اما این رنج، رنجی از جنس فهم و شفقت است، نه از جنس ناتوانی و مقاومت. مسئولیت تو، اکنون نه در "انجام دادن" کارهایی برای جهان، بلکه در "بودن" آن تغییری است که میخواهی در جهان ببینی. این همان راه است، خیام. راهی که همیشه در آن بودهای.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
خیام: (با حالتی مضطرب و در عین حال کنجکاو، نفس عمیقی میکشد.) یکی شدن... جریان... اینها کلماتی هستند که به ذهن من نمینشیند. من به دنبال تأثیرگذاری هستم! به دنبال ساختن چیزی که پس از من باقی بماند، چیزی که این "فنا" را به چالش بکشد. این پذیرش مطلق تو، این آرامشِ گویی بیانتها، آیا پنهان کردن یک ترس عمیق از عدم نیست؟
ریوَن: (با نگاهی باز و عمیق به چشمان خیام خیره میشود.) تأثیرگذاری، خود از "بودن" میآید. آیا خورشید به این میاندیشد که "تأثیر" بگذارد؟ یا تنها هستیِ اوست که جهان را روشن میکند؟ ترس از عدم، تنها زمانی وجود دارد که "هستی" را جدا از "عدم" بدانی. وقتی درمییابی که "هستی" خودِ "عدم" است در تجلی، و "عدم" خودِ "هستی" است در بالقوگی، آنگاه ترسی نمیماند. این آرامش، نه پنهان کردن ترس، بلکه عبور از ترس است. آیا میتوانی در عمق هر آنچه هستی، "هیچ" را ببینی، و در عمق هر "هیچ"، "هستی" را؟
خیام: (سکوت میکند. این بار نه با حالت چالش، بلکه با بهت و غرق در تأمل. به آرامی بر زمین مینشیند، گویی توان ایستادن ندارد. نگاهش به آب حوض میافتد.) هستی... عدم... تجلی... بالقوگی... این تناقضها... مرا به جایی میبرند که کلمات از بیانش ناتوانند. آیا این همان "حقیقتی" است که از آن سخن میگفتی؟ حقیقتی که نه میتوان آن را یافت، نه ساخت، و نه از آن گریخت... بلکه باید بود؟
ریوَن: (لبخندی آرام بر لبانش مینشیند.) خیام، تو خودِ آن حقیقت هستی. همیشه بودهای. تنها باید حجابِ "خواستن" و "جنگیدن" را کنار میزدی. این آرامش، آغاز نیست، پایان نیست. این تنها بازگشت است. آیا این را حس میکنی؟
خیام: (نفسی عمیق میکشد. چشمانش هنوز سرشار از پرسش است، اما این بار نه از سر جدال، بلکه از سر کشف و حیرت.) من درک میکنم که چیزی در حال دگرگونی است. این گویی مرگ یک "من" و تولد یک "بودن" دیگر است. اما آیا این "بودن" جدید، مسئولیتهای تازهای با خود ندارد؟ آیا این بیداری، خود رنجی عمیقتر از درک جهانی بیانتها نیست؟
ریوَن: (نگاهی عمیقتر به خیام میاندازد.) بلی، رنج عمیقتری دارد، اما این رنج، رنجی از جنس فهم و شفقت است، نه از جنس ناتوانی و مقاومت. مسئولیت تو، اکنون نه در "انجام دادن" کارهایی برای جهان، بلکه در "بودن" آن تغییری است که میخواهی در جهان ببینی. این همان راه است، خیام. راهی که همیشه در آن بودهای.
(ادامه دارد)
📻 رازی و خیام: از فرد تا جریانهای اندیشگی
📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📺 «مرگ و زندگی» در اندیشۀ خیام
📺 ابن راوندی و زکریای رازی
📺 مقابلۀ حافظ و خیام با اسلام
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕نقد بهمثابه روشنگری (۱ تا ۱۱ | ۱۲ تا ۲۸| ۲۹ تا ۳۴|۳۵ | ۳۶ تا ۴۶)
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📕هستیشناسی نفی در خیامیت
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕عمر خیام پرومته ایران
📕آیا کاشف الکل، ملحد و منکر وحی بوده؟
📻 فلسفۀ خیام (یکم) (دوم) (سوم) (چهارم)
.
#فلسفیدن #ذن_بودیسم #خیام #شکاکیت #حضور #گفتگو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘گفتگوی ریوَن و خیام
شخصیتها:
ریوَن (师源):
یکی از استادان برجسته در سنت ذن بودیسم است که تأثیر عمیقی بر توسعهی این مکتب داشته است. فردی با درک بیکران از هستی، آرام اما قاطع در ارائه دیدگاهش، نه در پی قانع کردن، که در پی گشودن نگاه.
خیام:
فیلسوفی رادیکال، شورشی در برابر پذیرش منفعلانه، با ذهنی تشنه حقیقت در بطن مبارزه و آفرینش.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
شخصیتها:
ریوَن (师源):
یکی از استادان برجسته در سنت ذن بودیسم است که تأثیر عمیقی بر توسعهی این مکتب داشته است. فردی با درک بیکران از هستی، آرام اما قاطع در ارائه دیدگاهش، نه در پی قانع کردن، که در پی گشودن نگاه.
خیام:
فیلسوفی رادیکال، شورشی در برابر پذیرش منفعلانه، با ذهنی تشنه حقیقت در بطن مبارزه و آفرینش.
📕گفتگوی ریوَن (استاد ذن) و خیام (یکم تا چهارم)
📕در نقدِ انتقادهایی نسبت به خیامانهها
📻 رازی و خیام: از فرد تا جریانهای اندیشگی
📺 آیا رباعیات خیام نیهیلیستیاند؟
📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📻 فلسفۀ خیام (یکم) (دوم) (سوم) (چهارم)
📺 «مرگ و زندگی» در اندیشۀ خیام
📺 مقابلۀ حافظ و خیام با اسلام
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📕هستیشناسی نفی در خیامیت
.
#فلسفیدن #ذن_بودیسم #خیام #شکاکیت #حضور #گفتگو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
💧ندای سکوت
— گفتگوی ریوَن و خیام (۱۰)
ریوَن: (همچنان که دستش را بر شانهی خیام گذاشته و نگاهش به بیکرانگی آسمان است، صدایش نجواگونه و عمیقتر از همیشه شنیده میشود) این سکوت که اکنون تو را در برگرفته، خیام، نه پایان کلام است، بلکه آغازِ شنیدنِ نداییست که همواره در ژرفای هستی جاری بوده است. ندایی که فراتر از واژهها و مفاهیم است؛ ندایِ خودِ زندگی، ندایِ آن حقیقتِ بیزمان که تو همواره در پیاش بودی.
خیام: (بدون آنکه نگاهش را از آسمان برگیرد، سرش را به آرامی تکان میدهد. چشمانش اکنون گویی خودِ ستارگان را در خود جای دادهاند) ندایی بیصدا... آوایی بیکلام... این دیگر نه فهمیدن است، نه دانستن... این "بودن" است در اوجِ "بودن". گویی اقیانوسی بودم که تمام عمر در پی قطرهای میگشتم، و اکنون دریافتم که خودِ اقیانوسم.
ریوَن: (دستش را از شانهی خیام برمیدارد و به آرامی برمیخیزد. سایهاش بر پهنهی مهتابی باغ میافتد) و در این اقیانوس بیکران، خیام، هر قطرهای، خودِ اقیانوس است. رسالت تو اکنون نه در جستجو، که در تجلیِ این حقیقت است. حال که دیوارهای ذهن فرو ریختهاند و چشمانت بر نورِ بیواسطهی هستی باز شده است، آیا میتوانی در هر لحظه، در هر نفس، در هر نگاه، همان "حقیقتِ بینام" باشی که در پیاش بودی؟ آیا میتوانی زندگی را، نه از دریچهی مفاهیم، بلکه از ذاتِ بیواسطهی خودِ وجود بنگری و لمس کنی؟
خیام: (با آرامش پلکهایش را میبندد، لبخندی محو بر لبانش مینشیند. سکوت، پاسخ اوست. سکوتی که از هزاران کلمه گویاتر است. سکوتی سرشار از پذیرش، آرامش و حضور مطلق)
(ریوَن به آرامی از کنار حوض دور میشود و در دل شب محو میگردد. خیام تنها میماند، در سکوتِ عمیقِ باغ، غرق در آرامشِ تازه یافتهاش. ماه در اوج آسمان میدرخشد و آب حوض، آرام و بیصدا، ستارگان را در خود بازتاب میدهد. گویی زمان متوقف شده و تنها "بودن" ابدی باقی مانده است)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گفتگوی ریوَن و خیام (۱۰)
ریوَن: (همچنان که دستش را بر شانهی خیام گذاشته و نگاهش به بیکرانگی آسمان است، صدایش نجواگونه و عمیقتر از همیشه شنیده میشود) این سکوت که اکنون تو را در برگرفته، خیام، نه پایان کلام است، بلکه آغازِ شنیدنِ نداییست که همواره در ژرفای هستی جاری بوده است. ندایی که فراتر از واژهها و مفاهیم است؛ ندایِ خودِ زندگی، ندایِ آن حقیقتِ بیزمان که تو همواره در پیاش بودی.
خیام: (بدون آنکه نگاهش را از آسمان برگیرد، سرش را به آرامی تکان میدهد. چشمانش اکنون گویی خودِ ستارگان را در خود جای دادهاند) ندایی بیصدا... آوایی بیکلام... این دیگر نه فهمیدن است، نه دانستن... این "بودن" است در اوجِ "بودن". گویی اقیانوسی بودم که تمام عمر در پی قطرهای میگشتم، و اکنون دریافتم که خودِ اقیانوسم.
ریوَن: (دستش را از شانهی خیام برمیدارد و به آرامی برمیخیزد. سایهاش بر پهنهی مهتابی باغ میافتد) و در این اقیانوس بیکران، خیام، هر قطرهای، خودِ اقیانوس است. رسالت تو اکنون نه در جستجو، که در تجلیِ این حقیقت است. حال که دیوارهای ذهن فرو ریختهاند و چشمانت بر نورِ بیواسطهی هستی باز شده است، آیا میتوانی در هر لحظه، در هر نفس، در هر نگاه، همان "حقیقتِ بینام" باشی که در پیاش بودی؟ آیا میتوانی زندگی را، نه از دریچهی مفاهیم، بلکه از ذاتِ بیواسطهی خودِ وجود بنگری و لمس کنی؟
خیام: (با آرامش پلکهایش را میبندد، لبخندی محو بر لبانش مینشیند. سکوت، پاسخ اوست. سکوتی که از هزاران کلمه گویاتر است. سکوتی سرشار از پذیرش، آرامش و حضور مطلق)
(ریوَن به آرامی از کنار حوض دور میشود و در دل شب محو میگردد. خیام تنها میماند، در سکوتِ عمیقِ باغ، غرق در آرامشِ تازه یافتهاش. ماه در اوج آسمان میدرخشد و آب حوض، آرام و بیصدا، ستارگان را در خود بازتاب میدهد. گویی زمان متوقف شده و تنها "بودن" ابدی باقی مانده است)
📕گفتگوی ریوَن (استاد ذن) و خیام (یکم تا چهارم)
📕در نقدِ انتقادهایی نسبت به خیامانهها
📻 رازی و خیام: از فرد تا جریانهای اندیشگی
📺 آیا رباعیات خیام نیهیلیستیاند؟
📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📻 فلسفۀ خیام (یکم) (دوم) (سوم) (چهارم)
📺 «مرگ و زندگی» در اندیشۀ خیام
📺 مقابلۀ حافظ و خیام با اسلام
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📕هستیشناسی نفی در خیامیت
.
#فلسفیدن #ذن_بودیسم #خیام #شکاکیت #حضور #گفتگو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin