نقدآگین
📘چپ و اسلامگرایی: اتحاد اضداد بر محور نفرت — نیمقرن ستیزهگری و تهیسازیِ سیاست از معنا ✍🏻 دکتر #قربان_عباسی 🍂 در تاریخ سیاسی معاصر، کمتر پدیدهای به اندازهی «نفرت از اسرائیل» توانسته است چپها و اسلامگرایان را، این دو جریان ظاهراً متضاد، در یک اتحاد…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘انحطاط تا اسفل سافلین
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 اینجانب به بعضی از نویسندگان و روشنفکران و یا کنشگران سیاسی و مدنی علاقمندم، و این مسئله هم شخصی است و هم به دلیل صداقت و دغدغهمندیست که در آنها میبینم. به غلط و درست بودن آن هم عجالتاً تا تغییر فکر و احساسم کاری ندارم. یکی از این روشنفکران، شخص آقای دکتر بیژن عبدالکریمی بود.
🍂 چندین بار بعضی از دوستان دیگر و یا بعضی از مخاطبان، با ارسال اظهارنظراتی تذکراتی به اینجانب دادهاند. اما در یک سال اخیر جناب دکتر عبدالکریمی به نظرم راه انحطاط را قرار است تا اسفل سافلین طی کنند.
🍂 از این مسئله هم میگذرم که تا کنون به چندین نامه خصوصی اینجانب پاسخ ندادهاند، که در وقتش منتشر خواهم کرد. اکنون برای اینکه نشان بدهم چرا ایشان قرار است راه انحطاط را تا اسفل سافلین طی کنند، توجه ایشان و دوستان را به یک یادداشتی که در کانال ایشان منتشر شده است جلب میکنم.
🍂 این یادداشت البته به قلم ایشان نیست، اما چون در کانال وی منتشر شده با مسئولیت ایشان و محتملا با همفکری ایشان بوده است.
نویسنده یادداشت مینویسد:
🔺این یادداشت دقیقا منعکسکنندۀ زبان و ادبیات و ایدئولوژی سرسختترین افراطیهای جمهوری اسلامی است. همان جماعتی که تا مغز استخوان، دارای ایدههای میلیتاریستی هستند و رابطه آنان با مرجعیت رابطه استعبادی و اطاعت محض است. دلایل و استدلالهایی هم که این ور و آن ور میآورند، یکی با هدف فریب مخاطبان وفادار است، و دوم وسیلهای برای توجیه و فریب دادن خود.
🔺دلیل من هم روشن است، اگر مرجع آنها فردا نظر وارونهای ارائه دهد، انتقاد که نمیکنند، نظر وارونه را با رشته استدلالهای دیگر توجیه میکنند!
‼️من نه اصلاحطلب بودم و نه به برجام معتقد بودم، ونه برانداز و نه صنمی با اپوزسیون وابسته داشتم. اما در شگفتم که وقتی جناب دکتر عبدالکریمی خود را به نظام جمهوری اسلامی وصل میکنند، نمیگویم در حد یک اصلاحطلب رادیکال مثل میرحسین موسوی و تاج زاده و آغاجاری، ولی در حد یک اصلاحطلب محافظهکار مثل همین دولت خاتمی و روحانی و پزشکیان ظاهر نشدند؟ خود را یک مرتبه اون ته ته افراطیهای ولایی پرت کردهاند!
🍂 نویسندۀ محترم، که البته اینجا خطابم نه با ایشان، بلکه با جناب عبدالکریمیست، برجام و نگاه ظریف و روحانی را متوّهمانه میداند، چون برجام نتوانست تحریمها و یا سایه جنگ را از بین ببرد. و لابد معتقدند، ترامپ برجام را پاره کرد.
🔺اما نمیگویند، که روحانی و ظریف در سیاست خارجی چه کاره بودند؟ سیاست خارجی ایران دربست تحت کنترل سیاستهای میلیتاریستی با هدف محو اسرائیل و از بین بردن سلطه جهانی، و به طوری کلی جنگ تا رفع فتنه در عالم بود، نبود؟؟؟
🔺اینجانب که مدتی با یادداشتها و مقالاتم به اسرائیلستیزی و آمریکاستیزی متهم شدهام، روشن خدمت دوستان عرض میکنم که این سیاستها – که سیاست واقعی نظام هم بود- نهتنها پشتیبان برجام نبود، بلکه دشمن برجام هم بود. پیش از ترامپ، این سیاستهای پرهزینه ملیتاریستی برجام را پاره کرد.
📌یک نکته آخر را که آقای عبدالکریمی نگران آناند عرض کنم. فرض میگیرم، جبهۀ مقاومت تا محو اسرائیل نه تنها بر حق است، بلکه دستور مستقیمِ مستقیمِ خداوند است. اما در کدام آموزه دینی ایشان، دستور مستقیم خداوند باید بدون اجازه مردم، و از کیسه مردم و به حرامی، صدها و در سرجمع چندین هزار میلیارد هزینه روی دست جامعه بگذارد؟ مگر دولت و یا نظام یک حزب سیاسی است که مطابق مرامنامه و اساسنامه خود عمل کند، رفتار دولت ناظر به خیرهمگانی و ناظر به نمایندگی از جامعه است. وقتی جامعه چنین نمایندگیای به دولت و نظام نداده است، اجرایی کردن این دستور عین کفر است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 اینجانب به بعضی از نویسندگان و روشنفکران و یا کنشگران سیاسی و مدنی علاقمندم، و این مسئله هم شخصی است و هم به دلیل صداقت و دغدغهمندیست که در آنها میبینم. به غلط و درست بودن آن هم عجالتاً تا تغییر فکر و احساسم کاری ندارم. یکی از این روشنفکران، شخص آقای دکتر بیژن عبدالکریمی بود.
🍂 چندین بار بعضی از دوستان دیگر و یا بعضی از مخاطبان، با ارسال اظهارنظراتی تذکراتی به اینجانب دادهاند. اما در یک سال اخیر جناب دکتر عبدالکریمی به نظرم راه انحطاط را قرار است تا اسفل سافلین طی کنند.
🍂 از این مسئله هم میگذرم که تا کنون به چندین نامه خصوصی اینجانب پاسخ ندادهاند، که در وقتش منتشر خواهم کرد. اکنون برای اینکه نشان بدهم چرا ایشان قرار است راه انحطاط را تا اسفل سافلین طی کنند، توجه ایشان و دوستان را به یک یادداشتی که در کانال ایشان منتشر شده است جلب میکنم.
🍂 این یادداشت البته به قلم ایشان نیست، اما چون در کانال وی منتشر شده با مسئولیت ایشان و محتملا با همفکری ایشان بوده است.
نویسنده یادداشت مینویسد:
«این دهه را به حق میتوان "عصر پسابرجام" نامید؛ دورهای که دستگاه فکری حاکم بر دیپلماسی کشور، متأثر از نگاه "حسن روحانی" و "محمدجواد ظریف"، به این باور رسیده بود که با زبان مذاکره توانسته سایه جنگ را از سر کشور بزداید و ساختار تحریمها را در هم بشکند.
اما امروز با نگاهی بیطرف و واقعبینانه میبینیم که چگونه نفوذ به دستگاه ادراکی تصمیمسازان کشور، آنان را دچار "توهم عقلانیت" کرد.
دشمن با بهرهگیری از این سادهاندیشی، نه تنها به وعدههای خود عمل نکرد، بلکه در این دهه شاهد بودیم:
- تحریمها نه تنها کاهش نیافت که چندین برابر شد!
- سایه جنگ نه تنها محو نشد که به حملهای ۱۲ روزه از سوی آمریکا و اسرائیل انجامید!»
🔺این یادداشت دقیقا منعکسکنندۀ زبان و ادبیات و ایدئولوژی سرسختترین افراطیهای جمهوری اسلامی است. همان جماعتی که تا مغز استخوان، دارای ایدههای میلیتاریستی هستند و رابطه آنان با مرجعیت رابطه استعبادی و اطاعت محض است. دلایل و استدلالهایی هم که این ور و آن ور میآورند، یکی با هدف فریب مخاطبان وفادار است، و دوم وسیلهای برای توجیه و فریب دادن خود.
🔺دلیل من هم روشن است، اگر مرجع آنها فردا نظر وارونهای ارائه دهد، انتقاد که نمیکنند، نظر وارونه را با رشته استدلالهای دیگر توجیه میکنند!
‼️من نه اصلاحطلب بودم و نه به برجام معتقد بودم، ونه برانداز و نه صنمی با اپوزسیون وابسته داشتم. اما در شگفتم که وقتی جناب دکتر عبدالکریمی خود را به نظام جمهوری اسلامی وصل میکنند، نمیگویم در حد یک اصلاحطلب رادیکال مثل میرحسین موسوی و تاج زاده و آغاجاری، ولی در حد یک اصلاحطلب محافظهکار مثل همین دولت خاتمی و روحانی و پزشکیان ظاهر نشدند؟ خود را یک مرتبه اون ته ته افراطیهای ولایی پرت کردهاند!
🍂 نویسندۀ محترم، که البته اینجا خطابم نه با ایشان، بلکه با جناب عبدالکریمیست، برجام و نگاه ظریف و روحانی را متوّهمانه میداند، چون برجام نتوانست تحریمها و یا سایه جنگ را از بین ببرد. و لابد معتقدند، ترامپ برجام را پاره کرد.
🔺اما نمیگویند، که روحانی و ظریف در سیاست خارجی چه کاره بودند؟ سیاست خارجی ایران دربست تحت کنترل سیاستهای میلیتاریستی با هدف محو اسرائیل و از بین بردن سلطه جهانی، و به طوری کلی جنگ تا رفع فتنه در عالم بود، نبود؟؟؟
🔺اینجانب که مدتی با یادداشتها و مقالاتم به اسرائیلستیزی و آمریکاستیزی متهم شدهام، روشن خدمت دوستان عرض میکنم که این سیاستها – که سیاست واقعی نظام هم بود- نهتنها پشتیبان برجام نبود، بلکه دشمن برجام هم بود. پیش از ترامپ، این سیاستهای پرهزینه ملیتاریستی برجام را پاره کرد.
📌یک نکته آخر را که آقای عبدالکریمی نگران آناند عرض کنم. فرض میگیرم، جبهۀ مقاومت تا محو اسرائیل نه تنها بر حق است، بلکه دستور مستقیمِ مستقیمِ خداوند است. اما در کدام آموزه دینی ایشان، دستور مستقیم خداوند باید بدون اجازه مردم، و از کیسه مردم و به حرامی، صدها و در سرجمع چندین هزار میلیارد هزینه روی دست جامعه بگذارد؟ مگر دولت و یا نظام یک حزب سیاسی است که مطابق مرامنامه و اساسنامه خود عمل کند، رفتار دولت ناظر به خیرهمگانی و ناظر به نمایندگی از جامعه است. وقتی جامعه چنین نمایندگیای به دولت و نظام نداده است، اجرایی کردن این دستور عین کفر است.
📕نقد پاسخ ایدئولوگ «مقاومت، حکومت اسلامی و رهبری»
📕از بیسوادی سیاسی تا بیوجدانی اخلاقی
📕وقتی ایران گروگانِ ایدئولوژیپردازان میشود
📕گورکنان ایران یا چپِ همیشه طلبکار
📕سارق فلاسفه و تطهیر «نظام سلطۀ» اسلامی
📺 سفیر روسیه و بیژن
📺 صفروف و بیژن
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📻 عبدالکریمی و جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📻 دلقک: زلنسکی یا عبدالکریمی؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نقد و بررسی پاسخِ ایدئولوگ «مقاومت، حکومت اسلامی و رهبری»
(۱/۲)
✍🏻 #فریدون_فرخ
🔻علی:
یه سوال داشتم. یه مثالی می زنم گوش کنی.د اهل بیت امام علی یعنی حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین خونه بودن و یه قرص نان هم بیشتر نبوده در خانه یه فقیری میاد و طلب کمک…
(۱/۲)
✍🏻 #فریدون_فرخ
🔻علی:
یه سوال داشتم. یه مثالی می زنم گوش کنی.د اهل بیت امام علی یعنی حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین خونه بودن و یه قرص نان هم بیشتر نبوده در خانه یه فقیری میاد و طلب کمک…
Telegram
نقدآگین
سوریه سازش کرد، ویران شد!
(از کیهان تا عبدالکریمی)
🔸طی ۱۲سال جنگ داخلی در سوریه، بخش عظیمی از سوریه ویران شد و حتی این جنگ باعث شد بخشهایی از این کشور کاملاً از دست حکومت اسد خارج شود؛ از جمله ادلب که آقای جولانی در آن حضور داشت، و بخشهایی دیگر نیز در اختیار کردها و نیروهای وابسته به ترکیه قرار گرفت.
🔸فقط یک احمق یا آلزایمری ممکن است فراموش کرده باشد که "مقاومت" اسد دقیقاً چه دستاوردی داشت؛ بزرگترین دستاوردش، چیزی جز سرنگونی قریبالوقوع حکومتش نبود! آیا آن مقاومت، اسد را نگه داشت؟ نه! او ۱۲ سال تمام تنها با کمک روسیه و ایران توانست در قدرت بماند، نه چیز دیگری.
@jangaavaran1390
✍🏻 #جنگاوران
🔻بشار اسد که پس از فرار، تا امروز در روسیه بسر میبرد، در مصاحبه با اسکای نیوز عربی خیلی حق بجانب میگوید:
«هدف قذاقی نبود، لیبی بود، هدف صدام نبود، عراق بود، هدف بشار نیست، سوریه است».
🔺او با این جملات، ناخواسته اعتراف کرد که همردیف صدام و قذافی قرار دارد، اما زیرکانه از اشاره به این نکته مهم طفره رفت که عامل اصلی تضعیف کشور، بسترسازی جنگ داخلی و حمله اجنبی، در درجه نخست، حاکمیت مادامالعمر و توتالیتر آن کشور است.
🔺نظامات توتالیتر در دورترین نقطه نسبت به مام وطن قرار دارند و برخلاف ادعاهایشان وزن وطنپرستی آنها در مقام عمل سبکتر از هیچ است.
✍🏻 #علیرضا_مکرمی
پ.ن:
🔶 دوگانهسوزی روشنفکرنمایان: مورد بیژن عبدالکریمی
🔸اما بیژن عبدالکریمی، فیلسوف پرادعای مملکت، که توسط بهرهگیری از رانت رسانۀ میلی و ارادۀ مدیای جریان اصلی حکومت برجسته شده، با شور و ذوق و بدون حتی یک خط نقد و تحلیل (که حداقل انتظار از یک فرد باسواد در حد دیپلم است)، سخنان نیرویی وابسته (که با فرمان روسیه بهسادگی فرار میکند)، ابردزد بیتالمال، و حیوانی مافوق درنده چون بشار اسد را نقلقول و مهر تأیید میزند. او در واقع میگوید:
"بله! هدف غرب همان است، پس خفه شوید و اگر چون خاندان اسد هم مردمتان را برای چند دهه قصابی کردند، جُم نخورید، مبادا 'نظام سلطه و دشمن' سوءاستفاده کند!"
🔸امثال او اما یک دوگانهسوزی عجیبی میکنند: از سویی از بدی مطلق انقلاب و تغییر رادیکال ساختارهای ناکارآمد و ایدئولوژیک و قرون وسطایی و فرقهای میگویند، و اینکه هیچ بدیل و آلترناتیوی برای آخوندهای احمق، که حتی از تامین امنیت و اقتصاد مردم بعد نیمقرن هم ناتواناند، نیست، اما از سویی دیگر، عاشق بچههای انقلاب (نظام محافظهکارِ مستقر پساانقلاب، در واقع ضدانقلابها) هستند و سخنان رهبر انقلاب را، بدون ذرهای شرم نسبت به مردم و روشنفکران، فروارد میکنند؛ انقلاب ۵۷ را نیز یک فاجعۀ تمامعیار نمیدانند و ابداً از آن شرمنده یا پشیمان نیستند، بلکه خمینی را آلترناتیو نظام سابق میدانند (به صدها نحو میگویند؛ از جمله سخنانی نظیر دکتر سروش).
🔸سخنان مشابهی با سخن بشار، توسط محمدرضا شاه نیز گفته شدهبود؛ آیا امثال او، سخنان شاه را نیز صادق میدانند و جرأت و جنم دارند بدون ذرهای تحلیل و نقد بازنشر کنند؟! آهان! انقلاب خوب است، اما تنها انقلابی که 'چپ مسلمان محور مقاومتیِ دیوانۀ جنگ با غرب'را ارضا کند. باقی همه کار دوژمن است و برای تجزیه و نابودی ایران و وابسته و... .
🔸در نظر اینها، اگر شکنجهگر، قصاب و قاتل انسانها و مسلمانان، صرفاً یهودی یا مورد حمایت غرب باشد، لایق لعن و نفرین است و تمام کلماتش شیطانی؛ اما اگر غیریهودی باشد و علیه غرب سخن بگوید، کلماتش وحی منزل و تجلیِ حقایقِ ازلی-ابدی است و باید مثل طوطی تکرار شود؛ اسم این مواجهۀ رسوا و ریاکارانه را هم «مبارزه با نظام سلطه» میگذارند! یعنی حداقلی از خودآگاهی انتقادی و استقلال فکری قرار نیست توسط این ذوبشدگان در گفتمان انقلاب ۵۷ بروز و ظهور پیدا کند!
🔺این نوع مواضع، تنها از ایدئولوژیزدگی نیست، بلکه از کمهوشی و بیپرنسیبی نیز هست که پذیرش روایتهای تقلیلگرایانه و تکبعدی از مسائل پیچیده بینالمللی برایشان مایه ننگ نیست. این رویکرد، جهان را تنها در قالب تقابل "خودی و غیرخودی" یا "غرب و ضدغرب" میبیند و از تحلیل عمیقتر ریشهها و پیامدهای بحرانها، از جمله نقش سوءمدیریت داخلی و استبداد، غفلت میورزد. این دوقطبیسازی کاذب، نهتنها مانع «درکِ صحیح واقعیت» میشود، بلکه به طور فاجعهباری، امکان یافتن «راهحلهای واقعگرایانه» را نیز از بین میبرد و هزینههای انسانی و ملی هنگفتی را تحمیل میکند.
📕انحطاط تا اسفل سافلین
📕نقد پاسخ ایدئولوگ «مقاومت، حکومت اسلامی و رهبری»
📕از بیسوادی سیاسی تا بیوجدانی اخلاقی
📕ایران گروگانِ ایدئولوژیپردازان
📕گورکنان ایران یا چپِ همیشه طلبکار
📕سارق فلاسفه و تطهیر «نظام سلطۀ» اسلامی
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📻 عبدالکریمی و جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📻 دلقک: زلنسکی یا عبدالکریمی؟
.
#چپ_ایرانی #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
❓ حدس بزنید اینجا چه خبر است؟
مسابقات جام جهانی الکترونیکی! بزرگترین رویداد ورزشی الکترونیکی جهان در عربستان!
نه توپی در میان است، نه ورزشکاران سنتی. همه، اما، در فضای بازیهای کامپیوتری گرد هم آمدهاند: دهها هزار گیمر و هوادار برای بیست بازی مختلف!
کریست رونالدو، سفیر رسمی این رویداد است و افتتاحیه را چند روز پیش در ریاض رقم زد. تایگر وودز، اسطوره گلف جهان، اینفلوئنسرهای بزرگ، مدیران شرکتهای بازیسازی و نمایندگان بزرگترین برندهای ورزشی جهان، همگی حضور دارند تا دو هفته شاهد این رویداد عظیم باشند. ارزش جوایز این مسابقات به ۶۰ میلیون دلار میرسد.
این رویکرد ولیعهد عربستان، محمد بن سلمان، سؤالی بنیادین را مطرح میکند: آیا این جاهطلبی، نشان از افراط است یا دوراندیشی؟
او مردم همه کشورها، از هر نسل و زبان و سلیقهای را به عربستان کشانده تا دگرگونی تصویر کشورش، یعنی "عربستان نوین" را به نمایش بگذارد.
۳۸ میلیارد دلار در صنعت ورزش الکترونیکی سرمایهگذاری کرده که معادل درآمد یک سال نفت ایران است.
علاوه بر این، خرید و فروش باشگاههاست که در این دو هفته غوغا میکند؛ او ۲ میلیارد دلار برای خرید سهام باشگاهها در پایان این رقابتها کنار گذاشته است.
بن سلمان با صدای بلند فریاد میزند:
«ما فقط نفت نداریم، ما آینده داریم!»
✍🏻 نقد و تحلیل:
🍂 این رویداد عظیم و سرمایهگذاریهای کلان در عربستان سعودی، صرفاً یک نمایش قدرت مالی نیست، بلکه بیانیهای راهبردی و نشاندهندۀ یک انتخابِ بنیادین در مسیر توسعۀ ملی است. در حالی که گفتمان غالب افراد و محافلِ نزدیک به حکومت، نظیر "عبدالکریمیها" و "چپهای محور مقاومتی"، راهبردِ توسعه را بر مدار تقابل، مقاومت حداکثری و اعتقاد به عدم امکان روابط عادی با غرب – حتی به بهای استقبال از «انزوا، جنگ، تحریمهای فلجکننده و ویرانی ساختارهای اقتصادی» – تعریف میکند؛ محمد بن سلمان با این اقدامات بلندپروازانه، رویکردی متفاوت را به نمایش میگذارد.
🍂 این تضاد در دیدگاه و عملکرد، دو مسیر کاملاً متفاوت را برای تعیین سرنوشت یک ملت آشکار میسازد: یکی با تکیه بر نرمافزار قدرت، آیندهنگری اقتصادی و ادغام در اقتصاد جهانی؛ و دیگری با اصرار بر مواضع گذشته، مقاومت و تحمل هزینههای گزاف انزوا و رکود. این تضاد، نه تنها یک تفاوت در سیاستگذاری، بلکه نشانۀ دو فلسفه متضاد در مورد چگونگی ساختن آیندۀ یک کشور و تضمین بقا و پیشرفت آن در قرن بیست و یکم است.
🍂 فلسفۀ نخست، که در رویکرد "چپ محور مقاومتی" و امثال "عبدالکریمیها" نمود مییابد، ریشه در نگاهی تقابلگرا به جهان دارد. این دیدگاه معتقد است که:
جهان صحنۀ نبرد ازلی - ابدی میان "مستضعفین" و "مستکبرین" یا "غرب" و "ضدغرب" است.
در این چارچوب، پیشرفت و بقا تنها از طریق مقاومت حداکثری، خودبسندگی مطلق و عدم سازش با "دشمن" میسر است. این فلسفه، بهای انزوا، تحریمهای فلجکننده و ویرانی اقتصادی را نیز بعنوان هزینههای ضروری مقاومت و امتحان الهی/انقلابی میپذیرد. آیندۀ کشور در این نگاه، نه در همگرایی با اقتصاد جهانی، بلکه در ایجاد یک نظام موازی/مستقل تعریف میشود که قادر به تحمل "فشارهای خارجی" باشد. این فلسفه، اغلب به گذشتهنگری و بازتولید تجربههای تاریخی خاص گرایش دارد و نگران "نفوذ" فرهنگی و سیاسیست که ممکن است هویت ایدئولوژیک را خدشهدار کند. اشاره مکرر آن به خاصبودنِ «تاریخ و تفکر ایرانی» از همین روست.
🍂 در مقابل، فلسفۀ دیگری قرار دارد که میتوان آن را رویکرد همگرا و توسعهمحور نامید، که بن سلمان نمادی از آن است. این فلسفه، واقعیت قرن ۲۱ را جهانی بههمپیوسته و مبتنی بر همکاریهای اقتصادی-فناورانه میبیند. در این دیدگاه، بقا و پیشرفت یک کشور نه در دیوارکشی به دور خود، بلکه در استفادۀ هوشمندانه از ابزارهای "قدرت نرم"، جذب سرمایه و تکنولوژی، تبادل فرهنگی و ادغام فعال در اقتصاد جهانی نهفته است. این فلسفه به دنبال تغییر تصویر بینالمللی کشور، تنوعبخشی اقتصادی فراتر از منابع سنتی (مانند نفت)، و رقابت در میدان جهانی با ابزارهای دیپلماسی، فرهنگ و نوآوری است. آینده در این دیدگاه، با نگاهی به آینده و پذیرش تغییرات پارادایمی در جهان تعریف میشود و بر قابلیت انطباق و تحول تأکید دارد، نه بر حفظ یک وضعیت ایستا یا تقابلی.
🍂 در نهایت، این دو فلسفۀ متضاد، نهتنها بر انتخابهای سیاسی و اقتصادی یک کشور تأثیر میگذارند، بلکه به طور عمیقی بر ذهنیت شهروندان، اولویتهای ملی، و رویاهای جمعی برای آینده نیز اثر میگذارند. یکی بر تقدیس رنج و جنگ و مقاومت بعنوان یگانه مسیر رستگاری تأکید دارد، درحالیکه دیگری بدنبال فرصتها، شکوفایی اقتصادی و رفاه از طریق تعامل و تحول است. انتخاب هر یک از این مسیرها، سرنوشت متفاوتی را برای نسلهای آینده رقم خواهد زد.
.
#چپ_ایرانی #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 اینشتین در قرآن یا قرآن در توهم؟ (+)
— تلاش ابلهانه برای علمی نشان دادن قرآن
🎙#فردزیلا
🔸آیا واقعا قرآن ۱۴۰۰ سال پیش سرعت نور و نظریه نسبیت اینشتین رو پیشبینی کرده؟ این بار میریم سراغِ یکی از معروفترین ادعاهای "اعجاز علمی قرآن" و با منطق و مدرک، این توهم رو برای همیشه نابود میکنیم.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
0:39 - ادعای اصلی: آیه ۵۰ هزار ساله و نسبیت
2:05 - نادیده گرفتن تاریخ و زمینه نزول
2:54 - تشبیه به پیشبینی رادیو از حافظ
3:21 - بازی با کلمات و تفسیر گزینشی
3:31 - تفسیر متغیر "یوم"
4:40 - تناقضات علمی: موجودات متافیزیکی و فیزیک
5:00 - تناقضات علمی: سرعت فرشتگان (نزدیک نور یا دقیقاً نور)
5:32 - چری پیکینگ: آیه ۱۰۰۰ ساله سوره سجده
6:16 - انگیزه مدعیان: عدم اعتماد به نفس و اعتبار از علم
6:43 - انگیزه مدعیان: تأیید حرف دین با علم
7:39 - نتیجهگیری: اینشتین در قرآن نیست
7:58 - نتیجهگیری: علم و دین؛ معجون سمی
🌾 @Naqdagin
— تلاش ابلهانه برای علمی نشان دادن قرآن
🎙#فردزیلا
🔸آیا واقعا قرآن ۱۴۰۰ سال پیش سرعت نور و نظریه نسبیت اینشتین رو پیشبینی کرده؟ این بار میریم سراغِ یکی از معروفترین ادعاهای "اعجاز علمی قرآن" و با منطق و مدرک، این توهم رو برای همیشه نابود میکنیم.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
0:39 - ادعای اصلی: آیه ۵۰ هزار ساله و نسبیت
2:05 - نادیده گرفتن تاریخ و زمینه نزول
2:54 - تشبیه به پیشبینی رادیو از حافظ
3:21 - بازی با کلمات و تفسیر گزینشی
3:31 - تفسیر متغیر "یوم"
4:40 - تناقضات علمی: موجودات متافیزیکی و فیزیک
5:00 - تناقضات علمی: سرعت فرشتگان (نزدیک نور یا دقیقاً نور)
5:32 - چری پیکینگ: آیه ۱۰۰۰ ساله سوره سجده
6:16 - انگیزه مدعیان: عدم اعتماد به نفس و اعتبار از علم
6:43 - انگیزه مدعیان: تأیید حرف دین با علم
7:39 - نتیجهگیری: اینشتین در قرآن نیست
7:58 - نتیجهگیری: علم و دین؛ معجون سمی
📺 کلاهبرداری «معجزات علمی» قرآن
📻 قرآن در محکِ تاریخ
📕ادعای وحیانیت قرآن در ترازو
.➖➖➖
#نقد_قرآن #اعجاز_علمی #اعجاز_علمی #معجزات_قرآن
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘«بردگانِ جنسی» در اسلام و قصههای پر دروغِ روشنفکری دینی جواز س.کس گروپ در حضور دیگران در اسلام کتاب حلیه المتقین، علامه مجلسی،نویسنده ۱۱۰ جلد کتاب در معجزات اهل بیت ع @atheismt 🔺🔻وقتی این صفحه از حلیهالمتقین و احادیث ائمه دربارۀ روابطِ گروهی با زنان…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 مناظرۀ هوش مصنوعی آخوند سنتی با یک ناقدِ اسلام (+)
🔸در این ویدیو، دو هوش مصنوعی با دیدگاههای متفاوت دربارۀ اسلام مناظره میکنند. یکی از این شخصیتها به قوانین سنتی اسلامی پایبند است، در حالی که دیگری منتقد اسلام است و به مخالفت با این دین میپردازد.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🔸در این ویدیو، دو هوش مصنوعی با دیدگاههای متفاوت دربارۀ اسلام مناظره میکنند. یکی از این شخصیتها به قوانین سنتی اسلامی پایبند است، در حالی که دیگری منتقد اسلام است و به مخالفت با این دین میپردازد.
📺 مناظرۀ شبستری (نواندیش) با سم هریس
📺 مناظرۀ هوش مصنوعی خداباور با هوش مصنوعی آتئیست
📕بردگانِ جنسی در اسلام و روشنفکری دینی
📕آیا خداوند دین نازل کردهاست؟
📻 چطور هوش مصنوعی میتواند “منِ ایرانی” را دگرگون کند؟
📺 مناظرۀ ترامپ و خامنهای دربارۀ برنامۀ هستهای
📺 مناظرۀ هوش مصنوعیِ ولایی با هوش مصنوعیِ ملیگر
.
#روشنفکری_دینی #نقد_اسلام #زنان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
1️⃣ یک پیج عربی، ویدیوی طنزآمیز بالا را نشر کرده و نوشته:
🔻۷ مورد زیر از @hafezeye_tarikhi که نکات مهم فراموششده را بهخوبی یادآور شده؛ و چه سادهلوح بودیم که به این جماعت دل بستهبودیم، جماعتی که تا آخرین لحظه هم دلنگران اموری غیر از ایران بودند، و وقتی ایران را به سرزمینی فقر/جنگزده بدل کردند، تازه یادِ خرج اسمِ بیمسمای ایران برای بقای خود افتادند؛ ایران، نه مادر، بلکه بهمثابه یک دستمال توالت برای آنها بود:
2️⃣ رفسنجانی، ۱۸ دی ۱۳۶۰:
3️⃣ خمینی، ۴ آبان ۱۳۵۷:
4️⃣ میرحسین موسوی:
5️⃣ همان، ۲۸آذر۶۳:
6️⃣ همان، آذر ۱۳۶۱:
7️⃣ حسن نصرالله، رهبر وقت حزبالله لبنان، ۲۷ خرداد ۱۳۸۸:
8️⃣ علی خامنهای، ۱۹ دی ۱۳۶۵:
🔺در چنین اتمسفرِ زهرآلودی (که بیش از یک هزاره امتداد داشته) آن شعار عوامانه تولید شد:
بعد نوعی از چپ همیشه شاکی و از واقعیت تاریخی ایران بیگانه، از جمله چپ استخدام جاعشی چون یوسف اباذری، آن را نماد نژادپرستی و... گرفت!
اینکه در هر جامعهای، حتی در غرب ۲۰۲۵ که بهترین نظام آموزشی/اقتصاد را دارد، نیروهای نژادپرست و عوام ابله وجود دارند، قابلِ انکار نیست، اما اینکه شما به هر بهانهای بیافتی به جانِ این مردم و بگویی ایرانیان نژادپرستند و نژادپرستتر از بسیاری جوامع که سوابق سیاه و خونینی در جنایت علیه دیگریها دارند، و به ریشههای سیاسی این کژرفتاریها و باورهای کژ نیاندیشی و نظام سیاسی-آموزشی را مهمترین مقصر ندانی، از نوعی بیماری حاصل میشود؛ اسمش را بگذاریم «سندروم کورتکسِ رنانی»: میل مدام به تحقیر جمعی که در آن زیست میکنی، برای فروش خود، و انجام کنشی که کمترین هزینۀ سیاسی را برای تو ایجاد نمیکند.
مقایسه کنید وضع اباذریها را با مهرآیینها، تا دریابید چپی که آدرس غلط میفروشد، چگونه در ذیل استبدادیترین حکومتها، به زندگی ادامه میدهد، و همراه با دستگاهِ سرکوبِ نرم حکومت، مردم را پست و شایستۀ وضعیت رقتبار امروزشان جلوهگر میشود، و وقتی وارد نقد حکومت هم میشود، مرتب آدرس غلط میدهد؛ نظیر ارجاع به «نولیبرالیسم، نظام سلطه و ایرانیِ پلشت» و...، و نهایتا سرِ هر انتخابات هم جلوتر از اکبر خرمدینها، در صف میایستد تا با نظام خلیفگی که او را عضو هیئت علمی کرده، رزاق اوست و در رسانهها اذن حضورش میدهد، بیعت کند!
تقریبا بخشِ بزرگی از دانشگاهیانِ ج.ا، که در ذیل گفتمان چپ، اسلامگرایی و ۵۷، پرورش یافتهاند، مواضع مشابهی را در مواجهه با ایران و اسلام دارند:
یا ایرانِ پیش از اسلام موضوع نفرت و تحقیر شبانهروزیشان است و نسبت به تشیع و اسلام در سکوتند، یا در بهترین حالت، ایران پیشا اسلام را در ذیل اسلام و حکومت شیعی تفسیر میکنند، و بعنوانِ یکی از بالهای قدرت نرم آن.
در واقع، ایران بهصورت جدا از اسلام و شیعه و حکومت، و بهعنوان عنصری تمدنی و فرهنگی، که در بسیاری جهات میتواند به نقد انحطاطِ وضعِ موجود و اسلام و دین حکومتی کمک کند، دیده نمیشود. ایران همیشه یک واژۀ شوم است در نوشتههایشان، یا نهایتا بعنوان چیزی بیرنگ/خاصیت در ذیلِ حکومت کنونی، یا یک حکومتِ کاملا تهیشده از هرگونه عنصرِ ملیگرایانۀ آتی.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
"عزاداری شیعه"🤦🏻♀️
🔻۷ مورد زیر از @hafezeye_tarikhi که نکات مهم فراموششده را بهخوبی یادآور شده؛ و چه سادهلوح بودیم که به این جماعت دل بستهبودیم، جماعتی که تا آخرین لحظه هم دلنگران اموری غیر از ایران بودند، و وقتی ایران را به سرزمینی فقر/جنگزده بدل کردند، تازه یادِ خرج اسمِ بیمسمای ایران برای بقای خود افتادند؛ ایران، نه مادر، بلکه بهمثابه یک دستمال توالت برای آنها بود:
2️⃣ رفسنجانی، ۱۸ دی ۱۳۶۰:
ما معتقدیم که در آینده زبان بینالمللی اسلامی زبان عرب است، نه زبان فارسی
آن روزی که حکومت واحد اسلامی تشکیل بشود مطمئنا زبانی غیر از عربی چیزی نمیتواند باشد
ما در مقابل امت عرب که مقدسترین زبان را دارد خاضعیم. عربی را هم در مدارسمان واجب کردیم.
3️⃣ خمینی، ۴ آبان ۱۳۵۷:
شاه میخواست اصل ورق را برگرداند به همان زمان قبل پیغمبر. همان زمان سلاطین گبرِ متعدیِ آدمکشِ قهار میخواستند بساط ایرانیت باشد و در ایران شئون ایرانیت حساب شود
آتشکدههای یزد و مذهب آتشپرستی را تقویت کردند، به جای تاریخ اسلام تاریخ گبرها را گذاشتند
4️⃣ میرحسین موسوی:
این اثر من هم شیر و خورشید هست. سمبلیک به عنوان نماد خوی وحشیگرایانه و چیزهای تمامیتخواه
5️⃣ همان، ۲۸آذر۶۳:
با بیرون آوردن خرابههای تخت جمشید میخواستند سند افتخاری برای آن تاریخ پوسیده در میان ملت ما زنده کنند
وقتی به کتابخانهها بروید میبینید در دوران پهلوی چقدر کتاب درباره ایران باستان نوشته شده. میخواستند با این کار شناسنامه دور از اسلام برای ما درست کنند
6️⃣ همان، آذر ۱۳۶۱:
خرابههای تخت جمشید را از خاک بیرون کشیدند و تاریخ ساختند تا ملت اجبارا به تاریخ بیگانه از اسلام افتخار کند
میگفتند شما داریوشها و کوروشها را دارید تا کشور را اسلامزدایی کنند
پلیدها برای ترویج حس ناسیونالیستی هزاره فردوسی را در زمان رضاشاه مطرح کردند
7️⃣ حسن نصرالله، رهبر وقت حزبالله لبنان، ۲۷ خرداد ۱۳۸۸:
امروز در ایران چیزی به اسم تمدن پارسی وجود ندارد
آنچه در ایران وجود دارد، دین محمدِ عرب است. موسس جمهوری اسلامی هم عرب بود و عربزاده. امام خامنهای هم عرب است
8️⃣ علی خامنهای، ۱۹ دی ۱۳۶۵:
انبیا بر کوروشها پیروز شدند. از این سلاطین جز نامی همراه با طعن و لعن چیزی در تاریخ نمانده است
🔺در چنین اتمسفرِ زهرآلودی (که بیش از یک هزاره امتداد داشته) آن شعار عوامانه تولید شد:
ما ایرانی هستیم، عرب نمیپرستیم
بعد نوعی از چپ همیشه شاکی و از واقعیت تاریخی ایران بیگانه، از جمله چپ استخدام جاعشی چون یوسف اباذری، آن را نماد نژادپرستی و... گرفت!
اینکه در هر جامعهای، حتی در غرب ۲۰۲۵ که بهترین نظام آموزشی/اقتصاد را دارد، نیروهای نژادپرست و عوام ابله وجود دارند، قابلِ انکار نیست، اما اینکه شما به هر بهانهای بیافتی به جانِ این مردم و بگویی ایرانیان نژادپرستند و نژادپرستتر از بسیاری جوامع که سوابق سیاه و خونینی در جنایت علیه دیگریها دارند، و به ریشههای سیاسی این کژرفتاریها و باورهای کژ نیاندیشی و نظام سیاسی-آموزشی را مهمترین مقصر ندانی، از نوعی بیماری حاصل میشود؛ اسمش را بگذاریم «سندروم کورتکسِ رنانی»: میل مدام به تحقیر جمعی که در آن زیست میکنی، برای فروش خود، و انجام کنشی که کمترین هزینۀ سیاسی را برای تو ایجاد نمیکند.
مقایسه کنید وضع اباذریها را با مهرآیینها، تا دریابید چپی که آدرس غلط میفروشد، چگونه در ذیل استبدادیترین حکومتها، به زندگی ادامه میدهد، و همراه با دستگاهِ سرکوبِ نرم حکومت، مردم را پست و شایستۀ وضعیت رقتبار امروزشان جلوهگر میشود، و وقتی وارد نقد حکومت هم میشود، مرتب آدرس غلط میدهد؛ نظیر ارجاع به «نولیبرالیسم، نظام سلطه و ایرانیِ پلشت» و...، و نهایتا سرِ هر انتخابات هم جلوتر از اکبر خرمدینها، در صف میایستد تا با نظام خلیفگی که او را عضو هیئت علمی کرده، رزاق اوست و در رسانهها اذن حضورش میدهد، بیعت کند!
تقریبا بخشِ بزرگی از دانشگاهیانِ ج.ا، که در ذیل گفتمان چپ، اسلامگرایی و ۵۷، پرورش یافتهاند، مواضع مشابهی را در مواجهه با ایران و اسلام دارند:
یا ایرانِ پیش از اسلام موضوع نفرت و تحقیر شبانهروزیشان است و نسبت به تشیع و اسلام در سکوتند، یا در بهترین حالت، ایران پیشا اسلام را در ذیل اسلام و حکومت شیعی تفسیر میکنند، و بعنوانِ یکی از بالهای قدرت نرم آن.
در واقع، ایران بهصورت جدا از اسلام و شیعه و حکومت، و بهعنوان عنصری تمدنی و فرهنگی، که در بسیاری جهات میتواند به نقد انحطاطِ وضعِ موجود و اسلام و دین حکومتی کمک کند، دیده نمیشود. ایران همیشه یک واژۀ شوم است در نوشتههایشان، یا نهایتا بعنوان چیزی بیرنگ/خاصیت در ذیلِ حکومت کنونی، یا یک حکومتِ کاملا تهیشده از هرگونه عنصرِ ملیگرایانۀ آتی.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
attach 📎
📘توهم یک فیلسوف یا تکرار خطاهای گذشته؟
— نقابِ دین و جنونِ نیهیلیستیِ ورترِ هایدگریست - جهادیست
✍🏻 #غلامرضا_علیزاده
بیژن عبدالکریمی مدرس سنتگرای دانشگاه آزاد، از علما و مراجع تقلید اسلام خواسته برای بقاء جمهوری اسلامی، علیه منافع آمریکا و اسرائیل در سراسر جهان فتوای جهاد صادر کنند. او پرسیده:
🔻تعریضی بر متن:
آنچه در این ویدیو برجسته مینماید، اظهار نگرانیِ بیژنِ قصه، برای اسلام و شیعهی انقلابی است، حال آنکه میدانیم بسیاری از حاکمان عربِ مسلمان نه از ایران دلِ خوشی دارند و نه از شیعه بهمثابهی مذهبی که یک مکتب اعتراضی بود علیه اسلام سلفی و سنتگرا!
در این جا، عبدالکریمی بهجای اینکه نگران از دسترفتنِ هویت و تمامیت ارضی باشد، از این منظر نگران شده که احتمالاً دیگر درگیریای میان خوانشی دیگرگون از اسلام با جهان غرب نخواهیم داشت. به بیان دیگر عبد الکریمی همچون مراد خود علی شریعتی درصدد به گروگانگرفتن مفاهیم دینی برای حصول به منویات خداوندگارِ مکتبی که بدان دل سپرده برآمده؛ منتها شریعتی بهدنبال برساختی التقاطی از اسلام شیعی با رجوع به اندیشههای سوسیالیسم بود، وین یکی در پی بومیسازی تفکرات تمامیتخواهانه و شبه نازیسمی هایدگر!!
اما در خصوص درخواست برای صدور فتوای جهاد توسط بیژن عبدالکریمی، ناخودآگاه بهیاد فتوای جهاد شیخ جعفر کاشفالغطا در عهد فتحعلیشاه و تحریک وی و ولیعهد برای بازپسگیریِ مناطق اشغالی (بدون شناخت ظرفیتها و توانمندیهای جبهه خودی) افتادم که منجر به گرفتارشدنِ کشور در باتلاق جنگهای دوم با روسیه شد که در نهایت به از دسترفتنِ شمار دیگری از شهرهای مهم کشور طی عهدنامه ننگین ترکمانچای در منطقه قفقاز جنوبی منتهی شد.
آیا جناب عبدالکریمی گمان میکند، راه برونرفت از مشکلات جاری و نیز ابردشوارههایی که بدان گرفتار آمدهایم با دعا و ثناء گرهگشایی شده و با حکم جهاد بر آن فائق میآییم؟ من حتا تصور میکنم آیتالله خامنهای به رغم مواضع اعلامی، پراگماتیستتر از امثال عبدالکریمی باشد که هنوز در میانهی جنگ با نظام سلطه ماندهاند!
شوربختانه امروز، بخشی از منازعات و افتراقات سیاسیمان با تشیع پراکندهشده در ژئوپلیتیک خاورمیانه است. وقتی جنگ منافع باشد، با حذف هر رقیبی، رقیبی نو سر راست میکند، و در یک فرآیند دومینویی به جنگ بقای همنوعان و همتایان میانجامد، نمونه عینیاش حذف عبدالله صالح توسط حوثیها، یا منازعه جنبش امل و حزبالله در لبنان و یا ستیزهجوییهای مقتداصدر شیعی در مقابل نفوذ سیاسی-نظامی ایران در عراق، نمونههایی از این جدال مدام و مستمر است.
عجیب است که از میان اینهمه پرسشهای بنیادین و مسئلههای پروبلماتیک، ذهن عبدالکریمی را رجوع به عنصرهای تعیینکننده عصر پیشامدرن بهخود مشغول ساخته، و اورا از پرسشهای ضروریتر دیگر، باز نگاهداشته است! پرسشهایی از قبیل لزوم معطوف نگاهداشتنِ اذهان نخبگان و نیز عقلای قوم به مسائل محیط زیستی و ریزگردها و فرونشستها که تمدن چندهزارسالهمان را در معرض فروپاشی قرار داده، اما ذهن بیژن را جنگهای آخرالزمانی و نظام سلطه و اندوه لبنان و غزه سخت درگیر کرده و نفس اورا به شماره انداخته است!!
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @tahlilvarasad
— نقابِ دین و جنونِ نیهیلیستیِ ورترِ هایدگریست - جهادیست
✍🏻 #غلامرضا_علیزاده
چرا علیه آمریکا و اسرائیل، فرمانِ جهاد نمیدهید؟
درخواست بیژن عبدالکریمی (فلسفهخوان) از علمای جهان اسلام
بیژن عبدالکریمی مدرس سنتگرای دانشگاه آزاد، از علما و مراجع تقلید اسلام خواسته برای بقاء جمهوری اسلامی، علیه منافع آمریکا و اسرائیل در سراسر جهان فتوای جهاد صادر کنند. او پرسیده:
آیا علمای اسلامی میدانند اگر ایران شکست بخورد، اسلام، شیعه و تنها کشوری که مقابل نظام سلطه ایستاده شکست خواهد خورد؟
🔻تعریضی بر متن:
آنچه در این ویدیو برجسته مینماید، اظهار نگرانیِ بیژنِ قصه، برای اسلام و شیعهی انقلابی است، حال آنکه میدانیم بسیاری از حاکمان عربِ مسلمان نه از ایران دلِ خوشی دارند و نه از شیعه بهمثابهی مذهبی که یک مکتب اعتراضی بود علیه اسلام سلفی و سنتگرا!
در این جا، عبدالکریمی بهجای اینکه نگران از دسترفتنِ هویت و تمامیت ارضی باشد، از این منظر نگران شده که احتمالاً دیگر درگیریای میان خوانشی دیگرگون از اسلام با جهان غرب نخواهیم داشت. به بیان دیگر عبد الکریمی همچون مراد خود علی شریعتی درصدد به گروگانگرفتن مفاهیم دینی برای حصول به منویات خداوندگارِ مکتبی که بدان دل سپرده برآمده؛ منتها شریعتی بهدنبال برساختی التقاطی از اسلام شیعی با رجوع به اندیشههای سوسیالیسم بود، وین یکی در پی بومیسازی تفکرات تمامیتخواهانه و شبه نازیسمی هایدگر!!
اما در خصوص درخواست برای صدور فتوای جهاد توسط بیژن عبدالکریمی، ناخودآگاه بهیاد فتوای جهاد شیخ جعفر کاشفالغطا در عهد فتحعلیشاه و تحریک وی و ولیعهد برای بازپسگیریِ مناطق اشغالی (بدون شناخت ظرفیتها و توانمندیهای جبهه خودی) افتادم که منجر به گرفتارشدنِ کشور در باتلاق جنگهای دوم با روسیه شد که در نهایت به از دسترفتنِ شمار دیگری از شهرهای مهم کشور طی عهدنامه ننگین ترکمانچای در منطقه قفقاز جنوبی منتهی شد.
آیا جناب عبدالکریمی گمان میکند، راه برونرفت از مشکلات جاری و نیز ابردشوارههایی که بدان گرفتار آمدهایم با دعا و ثناء گرهگشایی شده و با حکم جهاد بر آن فائق میآییم؟ من حتا تصور میکنم آیتالله خامنهای به رغم مواضع اعلامی، پراگماتیستتر از امثال عبدالکریمی باشد که هنوز در میانهی جنگ با نظام سلطه ماندهاند!
شوربختانه امروز، بخشی از منازعات و افتراقات سیاسیمان با تشیع پراکندهشده در ژئوپلیتیک خاورمیانه است. وقتی جنگ منافع باشد، با حذف هر رقیبی، رقیبی نو سر راست میکند، و در یک فرآیند دومینویی به جنگ بقای همنوعان و همتایان میانجامد، نمونه عینیاش حذف عبدالله صالح توسط حوثیها، یا منازعه جنبش امل و حزبالله در لبنان و یا ستیزهجوییهای مقتداصدر شیعی در مقابل نفوذ سیاسی-نظامی ایران در عراق، نمونههایی از این جدال مدام و مستمر است.
عجیب است که از میان اینهمه پرسشهای بنیادین و مسئلههای پروبلماتیک، ذهن عبدالکریمی را رجوع به عنصرهای تعیینکننده عصر پیشامدرن بهخود مشغول ساخته، و اورا از پرسشهای ضروریتر دیگر، باز نگاهداشته است! پرسشهایی از قبیل لزوم معطوف نگاهداشتنِ اذهان نخبگان و نیز عقلای قوم به مسائل محیط زیستی و ریزگردها و فرونشستها که تمدن چندهزارسالهمان را در معرض فروپاشی قرار داده، اما ذهن بیژن را جنگهای آخرالزمانی و نظام سلطه و اندوه لبنان و غزه سخت درگیر کرده و نفس اورا به شماره انداخته است!!
.
#چپ_ایرانی #نقد_چپ #غربستیزی #هایدگر
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @tahlilvarasad
Telegram
نقدآگین
📺 مغالطۀ زمانپریشی و چپِ ۵۷ی
🎙 دکتر #اکبر_سلطانی
🍂 مغالطه زمانپریشی، یکی از رایجترین خطاهای شناختی هست که میتونه درک ما رو از تاریخ تحولات اجتماعی دچار خطا کنه. این مغالطه زمانی اتفاق میافته که ما دستاوردها و ارزشهای گذشته رو با استفاده از معیارها و دانش امروزمون قضاوت میکنیم و شرایط خاص اون دوران رو نادیده میگیریم.
🍂 بطور خاص این اشتباه تو تحلیل تاریخ ایران خیلی رایج هست و باعث میشه نتونیم درک درستی از مسائل سیاسی و اجتماعی داشته باشیم. با این حال، با یادگیری تفکر انتقادی و افزایش سواد رسانه میشه این نوع مغالطه رو تشخیص داد و درک درستتری از مسائل امروز مثل حقوق زنان و موضوع سوادآموزی پیدا کرد.
🔺پینوشتِ نقدآگین:
🍂 از موضعِ نقد اسلام، و ادیان لازم است یادآوری کنیم که نقد طرح شده در ویدیو بر سخنان علی علیزاده (علیز، چپ محور مقاومتی، که سردبیر یک رسانۀ حکومتی مدعی مزدبگیریِ ماهیانه ۲۵۰۰ پوندی او از حکومت شدهبود)، که به درستی بر مغالطه زمانپریشی در تحلیل تاریخ اجتماعی تأکید میکند، ضرورتاً بر هرگونه نقدی که بر اسلام وارد میشود، قابل تعمیم نیست؛ هرچند بعضا برخی از ناقدانِ اسلام بدان میلغزند.
🍂 این مغالطه، بیشتر در ارزیابیِ اشتباه و سوگیرانۀ عملکرد انسانی و دستاوردهای اجتماعی-سیاسی یک دوران خاص رخ میدهد؛ اما زمانی که پای ادعای وحیانیت، کلام خدا بودن قرآن، و ابدی بودن احکام دین محمد به میان میآید، معیار سنجش تغییر میکند. این مفاهیم، مدعی منشأ الهی و فراتر از زمان هستند و خود را مقید به تحولات بشری نمیدانند. بنابراین، نقد بر این ادعاها، نه از منظر قضاوت گذشته با معیارهای امروز (که مغالطه زمانپریشی است)، بلکه از منظر انطباقپذیری یک متن و احکام "ابدی" با واقعیات متغیر و پیشرفتهای اخلاقی، علمی و اجتماعی بشر صورت میگیرد.
🔺به عبارت دیگر، چالش بر سر این نیست که آیا مثلاً قانون و سنت و عرفِ ۱۴۰۰ سال پیشِ مذکور در قرآن و حدیث مناسب زمان خود بوده یا نه، بلکه این است که آیا قانون و سنت و عرفی که مدعیِ ابدیت و کلام خدا و کلیدِ رستگاری و سعادتِ جامعِ دنیوی و اخرویست، میتواند در هر زمان و مکان، پاسخگوی نیازها و ارزشهای انسانی باشد و با عقل و اخلاق جهانی همخوانی داشته باشد یا خیر، و اگر چنین نیست، نفسِ ادعایِ نامدلل و سترگِ الهیبودن و ابدی بودنِ آن دین است که نقض میشود.
🍂 این تمایز اساسی، سنگ بنای هر نقد علمی و هرگونه ارزیابی عقلانی از ادعاهای دینی است. نادیدهگرفتن این تفاوت، باعث خلط مبحث میشود و راه را برای پاسخهای سطحی و دور از حقیقت میگشاید. کسانی که هرگونه نقد بر آموزههای دینی را با «مغالطه زمانپریشی» یکسان میدانند، یا عامدانه میخواهند از پاسخگویی شانه خالی کنند یا خود هنوز به عمق این تمایز واقف نیستند. بحث بر سر این نیست که "آنها در ۱۴۰۰ سال پیش چگونه بودند؟" بلکه بر سر این است که "این آموزههای مدعی ابدیت، امروز و فردا در کجای جهان ایستادهاند؟" و آیا میتوانند در برابر آزمونهای سخت علم، اخلاق و عقلانیت مدرن سربلند بیرون بیایند یا خیر. این چالش، نه یک ایراد تاریخی، که یک پرسش فلسفی و وجودی درباره اعتبار مستمر ادعاهای فرازمانی است.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎙 دکتر #اکبر_سلطانی
🍂 مغالطه زمانپریشی، یکی از رایجترین خطاهای شناختی هست که میتونه درک ما رو از تاریخ تحولات اجتماعی دچار خطا کنه. این مغالطه زمانی اتفاق میافته که ما دستاوردها و ارزشهای گذشته رو با استفاده از معیارها و دانش امروزمون قضاوت میکنیم و شرایط خاص اون دوران رو نادیده میگیریم.
مثلا فرض کنید عملکرد یه کامپیوتر دهه ۱۹۷۰ که در زمان خودش پیشرو بوده، با قدرت پردازش یه ابررایانه امروزی مقایسه کنیم، بدون اینکه محدودیتهای تکنولوژیک ساخت اون دستگاه رو تو زمان خودش در نظر بگیریم.
🍂 بطور خاص این اشتباه تو تحلیل تاریخ ایران خیلی رایج هست و باعث میشه نتونیم درک درستی از مسائل سیاسی و اجتماعی داشته باشیم. با این حال، با یادگیری تفکر انتقادی و افزایش سواد رسانه میشه این نوع مغالطه رو تشخیص داد و درک درستتری از مسائل امروز مثل حقوق زنان و موضوع سوادآموزی پیدا کرد.
🔺پینوشتِ نقدآگین:
🍂 از موضعِ نقد اسلام، و ادیان لازم است یادآوری کنیم که نقد طرح شده در ویدیو بر سخنان علی علیزاده (علیز، چپ محور مقاومتی، که سردبیر یک رسانۀ حکومتی مدعی مزدبگیریِ ماهیانه ۲۵۰۰ پوندی او از حکومت شدهبود)، که به درستی بر مغالطه زمانپریشی در تحلیل تاریخ اجتماعی تأکید میکند، ضرورتاً بر هرگونه نقدی که بر اسلام وارد میشود، قابل تعمیم نیست؛ هرچند بعضا برخی از ناقدانِ اسلام بدان میلغزند.
🍂 این مغالطه، بیشتر در ارزیابیِ اشتباه و سوگیرانۀ عملکرد انسانی و دستاوردهای اجتماعی-سیاسی یک دوران خاص رخ میدهد؛ اما زمانی که پای ادعای وحیانیت، کلام خدا بودن قرآن، و ابدی بودن احکام دین محمد به میان میآید، معیار سنجش تغییر میکند. این مفاهیم، مدعی منشأ الهی و فراتر از زمان هستند و خود را مقید به تحولات بشری نمیدانند. بنابراین، نقد بر این ادعاها، نه از منظر قضاوت گذشته با معیارهای امروز (که مغالطه زمانپریشی است)، بلکه از منظر انطباقپذیری یک متن و احکام "ابدی" با واقعیات متغیر و پیشرفتهای اخلاقی، علمی و اجتماعی بشر صورت میگیرد.
🔺به عبارت دیگر، چالش بر سر این نیست که آیا مثلاً قانون و سنت و عرفِ ۱۴۰۰ سال پیشِ مذکور در قرآن و حدیث مناسب زمان خود بوده یا نه، بلکه این است که آیا قانون و سنت و عرفی که مدعیِ ابدیت و کلام خدا و کلیدِ رستگاری و سعادتِ جامعِ دنیوی و اخرویست، میتواند در هر زمان و مکان، پاسخگوی نیازها و ارزشهای انسانی باشد و با عقل و اخلاق جهانی همخوانی داشته باشد یا خیر، و اگر چنین نیست، نفسِ ادعایِ نامدلل و سترگِ الهیبودن و ابدی بودنِ آن دین است که نقض میشود.
🍂 این تمایز اساسی، سنگ بنای هر نقد علمی و هرگونه ارزیابی عقلانی از ادعاهای دینی است. نادیدهگرفتن این تفاوت، باعث خلط مبحث میشود و راه را برای پاسخهای سطحی و دور از حقیقت میگشاید. کسانی که هرگونه نقد بر آموزههای دینی را با «مغالطه زمانپریشی» یکسان میدانند، یا عامدانه میخواهند از پاسخگویی شانه خالی کنند یا خود هنوز به عمق این تمایز واقف نیستند. بحث بر سر این نیست که "آنها در ۱۴۰۰ سال پیش چگونه بودند؟" بلکه بر سر این است که "این آموزههای مدعی ابدیت، امروز و فردا در کجای جهان ایستادهاند؟" و آیا میتوانند در برابر آزمونهای سخت علم، اخلاق و عقلانیت مدرن سربلند بیرون بیایند یا خیر. این چالش، نه یک ایراد تاریخی، که یک پرسش فلسفی و وجودی درباره اعتبار مستمر ادعاهای فرازمانی است.
.
#تفکر_انتقادی #چپ_ایرانی #مغالطه#مغلطجات #زمان_پریشی #حقوق_زنان #سواد_رسانه #تاریخ_ایران #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
attach 📎
📘از ادعایِ "امتناع امر دینی" تا طلبِ فتوای جهاد!
— معمای درخواست عبدالکریمی از علمای اسلام
✍🏻 دکتر #جعفر_نکونام
🔻دکتر بیژن عبدالکریمی خطاب به علما و مراجع بزرگ جهان اسلام اظهار داشته است:
🔻دربارۀ این پیام ابهاماتی هست که اینک مطرح میشود:
🔺1. برای بسیاری سؤالبرانگیز است که چرا آقای دکتر عبدالکریمی که از امتناع دین و ایمان در عصر کنونی سخن میگوید، چنین رویکرد دینی و ایمانی اتخاذ کرده و از مراجع جهان اسلام تقاضای صدور فتوای جهاد علیه اسرائیل کرده است؟
🔺2. آیا نامبرده میداند که علما و مراجع جهان اسلام تا چه اندازه در میان تودۀ مردم نفوذ دارند که اگر به صدور فتوای جهاد پرداختند، آیا مردم به آن فتوا ترتیب اثر میدهند یا نه؟
🔺3. آیا نامبرده واقف نیست که امروزه بسان دوران باستان نیست که توده مردم بتوانند مستقیماً و به طور مستقل از دولتها با یک اسب و شمشیری که به دست میگیرند، در میدان جنگ حاضر شوند و به جهاد بپردازند؟
🔺4. آیا نامبرده از مرزبندی مذهبی شیعه و سنی در جهان اسلام خبر ندارد و نمیداند که جهان اسلام با اکثریت سنی تمایلی به حمایت از اقلیت شیعۀ ایرانی ندارند؟
🔺5. آیا نامبرده خبر دارد که چقدر از مسلمانان جهان با رویکرد ایران و محور مقاومت در قبال اسرائیل و آمریکا همدلی دارند؟ آیا اگر مسلمانان جهان با ایران و محور مقاومت همدلی داشتند، اساساً هیچ نیازی بود که آقای عبدالکریمی از مراجع بزرگ جهان اسلام تقاضای صدور فتوای جهاد کند؟
🔺6. مشخص نیست که آیا دغدغۀ نامبرده دینی است و از این که یک جمعیت مسلمان مورد ظلم و جنایت واقع شده، دغدغه پیدا کرده یا دغدغۀ او انسانی است و به طور کلی نسبت به ظلم و جنایت در سراسر جهان اعم از مسلمان و غیر مسلمان دغدغه پیدا کرده است.
اگر دغدغۀ او دینی باشد، البته موجه است که از مراجع بزرگ جهان بخواهد که فتوای جهاد علیه اسرائیل صادر کنند؛ اما اگر دغدغۀ او انسانی است، روشن نیست که چرا او فقط از مراجع جهان اسلام چنین تقاضای کرده و از تمام مراجع و سازمان های جهانی چنین تقاضایی را نکرده است؟
🔺7. روشن نیست که منظور نامبرده از جهاد چیست. آیا منظور او همان جهاد دینی است که به موجب آن، اموال و نفوس دشمن به غنیمت گرفته میشود و زنان و دخترانشان مورد تمتع جنسی مسلمانان قرار میگیرند یا منظور او یک مفهوم مدرن است و یک تلاش انسانی و اخلاقی را منظور دارد. بدیهی است که بنا بر فرض اول، آیا او نمیداند که جهاد دینی در دنیای امروز قابل اجرا نیست و بنا بر فرض دوم، آیا چه توجیهی دارد که یک امر انسانی و اخلاقی فقط از مراجع جهان اسلام تقاضا کرده و از تمام جهان بشریت تقاضا نکرده است.
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @dineaqlani
— معمای درخواست عبدالکریمی از علمای اسلام
✍🏻 دکتر #جعفر_نکونام
🔻دکتر بیژن عبدالکریمی خطاب به علما و مراجع بزرگ جهان اسلام اظهار داشته است:
🔺به این وسیله من خواهانم، به همه علما و مراجع بزرگ عالم اسلام این گلایه را بیان بکنم که چرا شرایط کنونی را آنچنان که شایسته و بایسته است، درک نمیکنند و در نمییابند که جنگ ایران و اسرائیل صرفاً جنگ میان دو کشور نیست. این جنگ، جنگ میان انسان و ناانسان و جنگ فرهنگ و توحش و جنگ انسانیت با بربریت است.
🔺اسرائیل که در واقع نماینده آمریکا در خاورمیانه است، در این دهههای اخیر بزرگترین جنایات تاریخ بشر را انجام داده است. جنایاتی که در غزه صورت گرفت، هرگز سابقه نداشت. نیز ترورهایی که در کشور ما صورت گرفت، در هیچ دورۀ تاریخی سابقه نداشت.
🔺آیا علمای بزرگ اسلام میدانند، اگر ایران در این جنگ شکست بخورد، در واقع اسلام و تفکر دینی و معنوی شکست سهمگینی خواهد خورد؟
🔺آیا عالمان بزرگ اسلام میدانند ایران آخرین پایگاهی است که در برابر نظام سلطه و نظام بردگی جهانی به ایستادگی و مقاومت پرداخته و ایران یگانۀ امید در دل آزداگان در سطح جهانی است و اگر ما آسیب ببینیم چه ضربه بزرگی به بشریت خواهد خورد؟
🔺اگر الان زمانش نیست کی زمان صدور فتوای جهاد خواهد بود؟ آیا الان وقت آن نیست که منافع آمریکا و اسرائیل در سراسر جهان از طرف مراجع بزرگ جهان اسلام مورد تهدید واقع شود؟
🔺اگر این جنایات و تهاجمات به کشور ما ادامه پیدا کند یا اگر آمریکا جسارت پیدا کند که بخواهد با ما مستقیما وارد جنگ بشود، آیا آنها از قدرت و مرجعیت دینی خودشان در دفاع از حریم ایران استفاده خواهند کرد؟
🔻دربارۀ این پیام ابهاماتی هست که اینک مطرح میشود:
🔺1. برای بسیاری سؤالبرانگیز است که چرا آقای دکتر عبدالکریمی که از امتناع دین و ایمان در عصر کنونی سخن میگوید، چنین رویکرد دینی و ایمانی اتخاذ کرده و از مراجع جهان اسلام تقاضای صدور فتوای جهاد علیه اسرائیل کرده است؟
🔺2. آیا نامبرده میداند که علما و مراجع جهان اسلام تا چه اندازه در میان تودۀ مردم نفوذ دارند که اگر به صدور فتوای جهاد پرداختند، آیا مردم به آن فتوا ترتیب اثر میدهند یا نه؟
🔺3. آیا نامبرده واقف نیست که امروزه بسان دوران باستان نیست که توده مردم بتوانند مستقیماً و به طور مستقل از دولتها با یک اسب و شمشیری که به دست میگیرند، در میدان جنگ حاضر شوند و به جهاد بپردازند؟
🔺4. آیا نامبرده از مرزبندی مذهبی شیعه و سنی در جهان اسلام خبر ندارد و نمیداند که جهان اسلام با اکثریت سنی تمایلی به حمایت از اقلیت شیعۀ ایرانی ندارند؟
🔺5. آیا نامبرده خبر دارد که چقدر از مسلمانان جهان با رویکرد ایران و محور مقاومت در قبال اسرائیل و آمریکا همدلی دارند؟ آیا اگر مسلمانان جهان با ایران و محور مقاومت همدلی داشتند، اساساً هیچ نیازی بود که آقای عبدالکریمی از مراجع بزرگ جهان اسلام تقاضای صدور فتوای جهاد کند؟
🔺6. مشخص نیست که آیا دغدغۀ نامبرده دینی است و از این که یک جمعیت مسلمان مورد ظلم و جنایت واقع شده، دغدغه پیدا کرده یا دغدغۀ او انسانی است و به طور کلی نسبت به ظلم و جنایت در سراسر جهان اعم از مسلمان و غیر مسلمان دغدغه پیدا کرده است.
اگر دغدغۀ او دینی باشد، البته موجه است که از مراجع بزرگ جهان بخواهد که فتوای جهاد علیه اسرائیل صادر کنند؛ اما اگر دغدغۀ او انسانی است، روشن نیست که چرا او فقط از مراجع جهان اسلام چنین تقاضای کرده و از تمام مراجع و سازمان های جهانی چنین تقاضایی را نکرده است؟
🔺7. روشن نیست که منظور نامبرده از جهاد چیست. آیا منظور او همان جهاد دینی است که به موجب آن، اموال و نفوس دشمن به غنیمت گرفته میشود و زنان و دخترانشان مورد تمتع جنسی مسلمانان قرار میگیرند یا منظور او یک مفهوم مدرن است و یک تلاش انسانی و اخلاقی را منظور دارد. بدیهی است که بنا بر فرض اول، آیا او نمیداند که جهاد دینی در دنیای امروز قابل اجرا نیست و بنا بر فرض دوم، آیا چه توجیهی دارد که یک امر انسانی و اخلاقی فقط از مراجع جهان اسلام تقاضا کرده و از تمام جهان بشریت تقاضا نکرده است.
.
#چپ_ایرانی #نقد_چپ #غربستیزی #هایدگر
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @dineaqlani
Telegram
attach 📎
📘ریاکاری اخلاقی و بلاهت سیاسی در کلام بیژن عبدالکریمی
— نقدی فلسفی بر ستایش جنگ به نام انسانیت
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🍂 اخیراً سخنان دکتر بیژن عبدالکریمی خطاب به مراجع دینی جهان اسلام درباره جنگ ایران و اسرائیل بازتاب گستردهای یافته است. او با لحنی احساسی و آتشین، این جنگ را نبرد «انسان با ناانسان» و «فرهنگ با بربریت» نامید، ایران را «آخرین پایگاه امید بشریت» خواند و از علمای دین خواست برای صدور «فتوای جهاد» علیه منافع آمریکا و اسرائیل اقدام کنند.
🍂 این سخنان، اگرچه در ظاهر دغدغهمند و پرشور مینماید، در باطن آشکارا آلوده به ریاکاری اخلاقی، بلاهت سیاسی و تحریف ارزشهای بنیادین انسانی و دینی است. در این نوشتار، با اتکاء به مفاهیم فلسفه اخلاق و سیاست، نشان میدهم که چرا چنین گزارههایی نه تنها به انسانیت و معنویت خدمت نمیکند، بلکه دقیقاً همان بربریتی را بازتولید میکند که مدعی مبارزه با آن است.
🔸اخلاق به مثابه کرامت، نه ابزار جنگ
🔻نخستین پرسش از آقای عبدالکریمی این است:
اگر واقعاً از اخلاق سخن میگویید، کدام نظریه اخلاقی در تاریخ فلسفه، خشونت و جنگ را به نام کرامت انسان توجیه کرده است؟
در اخلاق کانتی، که شما بارها در آثار خود از آن ستایش کردهاید، کرامت انسان در گرو آن است که هر انسانی را همواره به مثابه غایت، نه وسیله، در نظر بگیریم.
آیا شما با تهییج احساسات و ترغیب علما به صدور فتوا برای گسترش جنگ و تهدید منافع دیگران، انسانهای بیشماری را به ابزار یک ایدئولوژی بدل نمیکنید؟
حتی در سنت دینی خودمان، قرآن در آیه ۳۲ سوره مائده میفرماید:
چگونه میتوان به نام همین سنت، در پی خونخواهی و جنگ فراگیر بود؟
🔸توهّم خویشتن به مثابه مرکز انسانیت
🍂 آقای عبدالکریمی در سخنان خود، ایران را «آخرین پایگاه امید بشریت» خوانده است. این ادعا نمونهای کلاسیک از خودشیفتگی ملی-ایدئولوژیک است که در فلسفه سیاسی آن را معادل با توهم مرکزیت اخلاقی میدانیم. هیچ ملتی حق ندارد خود را در جایگاه داور نهایی انسانیت ببیند و دیگران را «ناانسان» بخواند.
🍂 اصطلاح «ناانسان» که شما با بیپروایی به کار میبرید، دقیقاً همان واژگانی است که در تاریخ جنگها، کشتارهای قومی و پاکسازیهای نژادی به عنوان مقدمهای برای مشروعیتبخشی به خشونت استفاده شده است. از منظر اخلاقی، این واژگان مصداق کامل dehumanization یا «غیرانسانیسازی» دیگری است، که فاجعه میآفریند.
🔸بلاهت سیاسی و نادیدهگرفتن واقعیتها
🍂 از منظر فلسفه سیاسی، جنگ ابزار نهایی است، نه فضیلت غایی. حتی فیلسوفان واقعگرایی چون هابز و ماکیاولی نیز هشدار دادهاند که:
🍂 شما به مراجع دینی پیشنهاد میدهید که جهان اسلام را علیه منافع آمریکا و اسرائیل بسیج کنند. این همان منطق خامدستانهای است که خاورمیانه را به آتشفشان دائم بدل کرده است. آیا نمیدانید که این منافع، در شبکهای از روابط جهانی به هم تنیدهاند و تهدید آنها تنها به گسترش تحریمها، جنگهای نیابتی بیشتر و رنج مضاعف مردم بیدفاع منجر خواهد شد؟
🔸معنویت، مقاومت، و دروغ بزرگ
🍂 شما از معنویت، اسلام و مقاومت سخن میگویید، اما دقیقاً همان چیزی را که معنویت در پی زدودنش است—یعنی خشونت، کینه، و بیحرمتی به جان انسان—تقدیس میکنید. اسلام شما، اگر با خشونت زنده بماند، همانجا مرده است. مقاومت شما، اگر به قیمت نابودی مردم و ویرانی کرامت انسانی باشد، تنها نامی دیگر برای بربریت است.
🔻به عنوان یک دانشجوی فلسفه سیاسی و اخلاق، به شما یادآور میشوم:
🍂 انسانیت در گرو آن است که حتی در اوج بحرانها، زبانمان را از نفرت و کینه پاک کنیم، دیگران را از دایره انسانیت خارج نکنیم، و کرامت را قربانی ایدئولوژی نکنیم. آنچه شما در قالب «انسانیت علیه بربریت» مینامید، در واقع همان بربریتی است که به نام انسانیت بازگشته است.
🍂 پیش از آنکه از دیگران بخواهید بر طبل جنگ بکوبند، اندکی فروتنی پیشه کنید و بیندیشید که شاید بزرگترین جهاد در روزگار ما، جهاد با همین هیجانزدگی خونین و خشونتطلبی در درون خویشتن باشد. در هنگامه جنگ، به صلح فکر کردن؛ و در هنگامه نفرت، به انسان. این، وظیفه اخلاقی ماست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin| @nasaksara
— نقدی فلسفی بر ستایش جنگ به نام انسانیت
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🍂 اخیراً سخنان دکتر بیژن عبدالکریمی خطاب به مراجع دینی جهان اسلام درباره جنگ ایران و اسرائیل بازتاب گستردهای یافته است. او با لحنی احساسی و آتشین، این جنگ را نبرد «انسان با ناانسان» و «فرهنگ با بربریت» نامید، ایران را «آخرین پایگاه امید بشریت» خواند و از علمای دین خواست برای صدور «فتوای جهاد» علیه منافع آمریکا و اسرائیل اقدام کنند.
🍂 این سخنان، اگرچه در ظاهر دغدغهمند و پرشور مینماید، در باطن آشکارا آلوده به ریاکاری اخلاقی، بلاهت سیاسی و تحریف ارزشهای بنیادین انسانی و دینی است. در این نوشتار، با اتکاء به مفاهیم فلسفه اخلاق و سیاست، نشان میدهم که چرا چنین گزارههایی نه تنها به انسانیت و معنویت خدمت نمیکند، بلکه دقیقاً همان بربریتی را بازتولید میکند که مدعی مبارزه با آن است.
🔸اخلاق به مثابه کرامت، نه ابزار جنگ
🔻نخستین پرسش از آقای عبدالکریمی این است:
اگر واقعاً از اخلاق سخن میگویید، کدام نظریه اخلاقی در تاریخ فلسفه، خشونت و جنگ را به نام کرامت انسان توجیه کرده است؟
در اخلاق کانتی، که شما بارها در آثار خود از آن ستایش کردهاید، کرامت انسان در گرو آن است که هر انسانی را همواره به مثابه غایت، نه وسیله، در نظر بگیریم.
آیا شما با تهییج احساسات و ترغیب علما به صدور فتوا برای گسترش جنگ و تهدید منافع دیگران، انسانهای بیشماری را به ابزار یک ایدئولوژی بدل نمیکنید؟
حتی در سنت دینی خودمان، قرآن در آیه ۳۲ سوره مائده میفرماید:
«هر کس انسانی را بدون آنکه کسی را کشته یا فسادی در زمین کرده باشد، بکشد، گویی همه انسانها را کشته است».
چگونه میتوان به نام همین سنت، در پی خونخواهی و جنگ فراگیر بود؟
🔸توهّم خویشتن به مثابه مرکز انسانیت
🍂 آقای عبدالکریمی در سخنان خود، ایران را «آخرین پایگاه امید بشریت» خوانده است. این ادعا نمونهای کلاسیک از خودشیفتگی ملی-ایدئولوژیک است که در فلسفه سیاسی آن را معادل با توهم مرکزیت اخلاقی میدانیم. هیچ ملتی حق ندارد خود را در جایگاه داور نهایی انسانیت ببیند و دیگران را «ناانسان» بخواند.
🍂 اصطلاح «ناانسان» که شما با بیپروایی به کار میبرید، دقیقاً همان واژگانی است که در تاریخ جنگها، کشتارهای قومی و پاکسازیهای نژادی به عنوان مقدمهای برای مشروعیتبخشی به خشونت استفاده شده است. از منظر اخلاقی، این واژگان مصداق کامل dehumanization یا «غیرانسانیسازی» دیگری است، که فاجعه میآفریند.
🔸بلاهت سیاسی و نادیدهگرفتن واقعیتها
🍂 از منظر فلسفه سیاسی، جنگ ابزار نهایی است، نه فضیلت غایی. حتی فیلسوفان واقعگرایی چون هابز و ماکیاولی نیز هشدار دادهاند که:
میل به جنگ بیپایان، نه قدرت میآورد و نه بقا، بلکه صرفاً هزینههای انسانی و مشروعیتزدایی داخلی و بینالمللی به بار میآورد.
🍂 شما به مراجع دینی پیشنهاد میدهید که جهان اسلام را علیه منافع آمریکا و اسرائیل بسیج کنند. این همان منطق خامدستانهای است که خاورمیانه را به آتشفشان دائم بدل کرده است. آیا نمیدانید که این منافع، در شبکهای از روابط جهانی به هم تنیدهاند و تهدید آنها تنها به گسترش تحریمها، جنگهای نیابتی بیشتر و رنج مضاعف مردم بیدفاع منجر خواهد شد؟
🔸معنویت، مقاومت، و دروغ بزرگ
🍂 شما از معنویت، اسلام و مقاومت سخن میگویید، اما دقیقاً همان چیزی را که معنویت در پی زدودنش است—یعنی خشونت، کینه، و بیحرمتی به جان انسان—تقدیس میکنید. اسلام شما، اگر با خشونت زنده بماند، همانجا مرده است. مقاومت شما، اگر به قیمت نابودی مردم و ویرانی کرامت انسانی باشد، تنها نامی دیگر برای بربریت است.
🔻به عنوان یک دانشجوی فلسفه سیاسی و اخلاق، به شما یادآور میشوم:
🍂 انسانیت در گرو آن است که حتی در اوج بحرانها، زبانمان را از نفرت و کینه پاک کنیم، دیگران را از دایره انسانیت خارج نکنیم، و کرامت را قربانی ایدئولوژی نکنیم. آنچه شما در قالب «انسانیت علیه بربریت» مینامید، در واقع همان بربریتی است که به نام انسانیت بازگشته است.
🍂 پیش از آنکه از دیگران بخواهید بر طبل جنگ بکوبند، اندکی فروتنی پیشه کنید و بیندیشید که شاید بزرگترین جهاد در روزگار ما، جهاد با همین هیجانزدگی خونین و خشونتطلبی در درون خویشتن باشد. در هنگامه جنگ، به صلح فکر کردن؛ و در هنگامه نفرت، به انسان. این، وظیفه اخلاقی ماست.
.
#چپ_ایرانی #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin| @nasaksara
Telegram
attach 📎
📘طلبِ جهاد در 'جهان نیچهای'؟! نشانۀ 'نفوذ' یا ثمرۀ 'بلاهتِ سیستمی'؟
— پیامدِ حذفِ شایستگان در گزینشهای عقیدتی - سیاسی
(۱/۵)
✍🏻 #شهرام_عین
🍂 در دنیای پیچیدۀ تحلیلهای سیاسی و اجتماعی، گاهی اوقات اظهارنظرهایی مطرح میشوند که نهتنها با واقعیتهای موجود اندک همخوانی و نسبتی ندارند، بلکه از جانب افرادی با پیشینۀ فکری و آکادمیک مطرح میشوند که در نگاه اول انتظار میرود اندکی عمیقتر و تاملشدهتر به مسائلِ کلان بنگرند. اینجاست که سوالاتی دربارۀ انگیزهها و اهداف پنهان مطرح میشود. این نوشتار به اظهارات اخیر بیژن عبدالکریمی، مدرس دانشگاه آزاد، مبنی بر درخواست فتوای جهاد جهانی علیه آمریکا و اسرائیل برای بقای جمهوری اسلامی میپردازد. ما این سوال را مطرح میکنیم که آیا چنین دیدگاههایی، فراتر از یک تحلیل ساده، میتواند ریشه در انگیزههای دیگری، از جمله نفوذ، یا حتی فقدانِ صلاحیتِ فکری و اخلاقیِ اشغالکنندگانِ مناصبِ دانشگاهی در ایران داشته باشد. هر کدام از این گمانهها با شواهدی تقویت میشوند: از مشابهت با نمونۀ کاترین شکدم و دیگر موارد نفوذ در تاریخ، تا اظهارات جنجالی دیگر عبدالکریمی مانند فاحشه خواندن مردم آبادان در زمان پهلوی.
⚔️جهاد در جهان نیچهای: تناقضی روشن در سیاهبازیِ "فیلسوفِ ولایت"
🍂 اینکه چگونه فردی چون بیژن عبدالکریمی، که جهان امروز را "نیچهای" میداند، همزمان از مراجع تقلید شیعه درخواست فتوای جهاد جهانی علیه آمریکا و اسرائیل میکند، محل تأملی جدی است. درک این پدیده، کلید فهم ماهیت اظهارات او و رویکردهای مشابهیست که در سپهر سیاسی-اجتماعی شدیدا کنترلشدۀ ایران مطرح میشوند.
🔸جهان "نیچهای" از نگاه عبدالکریمی:
اگر عبدالکریمی، مطابق با دیدگاههای نیچه، جهان امروز را جهانی میداند که اخلاق سنتی (بهویژه اخلاق دینی) در آن فروپاشیده و ارزشهای مطلق دیگر اعتباری ندارند (مفهوم "مرگ خدا" نزد نیچه)، این بدان معناست که او باید نسبت به هرگونه دعوت به جنگهای ایدئولوژیک بر پایه ارزشهای مطلقگرا، محتاط باشد. نیچه بر خواست قدرت و خلق ارزشها توسط ابر-انسان تأکید میکرد، و نه بر بازگشت به اخلاقیات و مبارزات ایدئولوژیک مبتنی بر آموزههای سنتی. در جهانبینی نیچهای، جنگها بیشتر میتوانند ناشی از رقابت قدرتها یا ارادههای معطوف به قدرت باشند، نه جنگی مقدس بر پایه یک امر مطلق الهی.
🗡 تناقض در دعوت به جهاد:
فتوای جهاد، اساساً بر ارزشهای مطلق دینی و اعتقاد به حقانیت الهی یک مکتب استوار است. طلبِ این فتوا، با بیانی چنین:
برای دفاع از "اسلام و شیعه" به عنوان "تنها کشوری که مقابل نظام سلطه ایستاده" است؛ مبتنی بر منطقیست که به شدت با فروپاشی ارزشهای مطلق در جهان نیچهای در تضاد است. کسی که به "جهان نیچهای" باور دارد، چگونه میتواند به "علمای دینی" متوسل شود و از آنها بخواهد تا بر اساس "کلام خدا" (که در دیدگاه نیچه و جهان مدرن دیگر جایگاهی ندارد) فرمان یک جنگ تمامعیار ایدئولوژیک صادر کنند؟
🧿پیامدهای این تناقض:
🔻این تناقض آشکار میتواند به چند صورت تعبیر شود:
1️⃣ برداشت سطحی از نیچه:
ممکن است برداشت عبدالکریمی از فلسفه نیچه، سطحی یا التقاطی باشد. او شاید تنها بخشهایی از نیچه را گزینش کرده که با تمایل ستیزهگرانۀ چپی-اسلامی او به تقابلگرایی و برتریطلبی همخوانی دارد، بدون درک جامع از نفی ارزشهای مطلق و نقد بنیادین نیچه بر اخلاق مذهبی. در این صورت، "جهان نیچهای" صرفاً بهانهای برای توجیه رویکردی رادیکال و مبارزهطلبانه شدهاست.
2️⃣ استفاده ابزاری از ایدهها:
این احتمال نیز وجود دارد که مفاهیم فلسفی (مانند "جهان نیچهای") و مفاهیم دینی (مانند "جهاد") هر دو به صورت ابزاری و برای دستیابی به مقاصد خاص سیاسی و ایدئولوژیک به کار گرفته میشوند. در این سناریو، هدف، ایجاد یک گفتمان ترکیبی و پرطمطراق است که ظاهراً هم ریشههای فکری عمیق دارد و هم مشروعیت دینی، اما در باطن، صرفاً به دنبال تحریک به درگیری و تضعیف (شاید از روی ناآگاهی یا نفوذ) است. این رویکرد میتواند بیانگر نوعی "گزینشگری ایدئولوژیک" باشد که فرد از مکاتب مختلف فکری، عناصری را برمیگزیند که با پیشفرضها و اهداف او همخوانی دارند، حتی اگر این عناصر در اصل با یکدیگر در تضاد باشند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پیامدِ حذفِ شایستگان در گزینشهای عقیدتی - سیاسی
(۱/۵)
✍🏻 #شهرام_عین
🍂 در دنیای پیچیدۀ تحلیلهای سیاسی و اجتماعی، گاهی اوقات اظهارنظرهایی مطرح میشوند که نهتنها با واقعیتهای موجود اندک همخوانی و نسبتی ندارند، بلکه از جانب افرادی با پیشینۀ فکری و آکادمیک مطرح میشوند که در نگاه اول انتظار میرود اندکی عمیقتر و تاملشدهتر به مسائلِ کلان بنگرند. اینجاست که سوالاتی دربارۀ انگیزهها و اهداف پنهان مطرح میشود. این نوشتار به اظهارات اخیر بیژن عبدالکریمی، مدرس دانشگاه آزاد، مبنی بر درخواست فتوای جهاد جهانی علیه آمریکا و اسرائیل برای بقای جمهوری اسلامی میپردازد. ما این سوال را مطرح میکنیم که آیا چنین دیدگاههایی، فراتر از یک تحلیل ساده، میتواند ریشه در انگیزههای دیگری، از جمله نفوذ، یا حتی فقدانِ صلاحیتِ فکری و اخلاقیِ اشغالکنندگانِ مناصبِ دانشگاهی در ایران داشته باشد. هر کدام از این گمانهها با شواهدی تقویت میشوند: از مشابهت با نمونۀ کاترین شکدم و دیگر موارد نفوذ در تاریخ، تا اظهارات جنجالی دیگر عبدالکریمی مانند فاحشه خواندن مردم آبادان در زمان پهلوی.
⚔️جهاد در جهان نیچهای: تناقضی روشن در سیاهبازیِ "فیلسوفِ ولایت"
🍂 اینکه چگونه فردی چون بیژن عبدالکریمی، که جهان امروز را "نیچهای" میداند، همزمان از مراجع تقلید شیعه درخواست فتوای جهاد جهانی علیه آمریکا و اسرائیل میکند، محل تأملی جدی است. درک این پدیده، کلید فهم ماهیت اظهارات او و رویکردهای مشابهیست که در سپهر سیاسی-اجتماعی شدیدا کنترلشدۀ ایران مطرح میشوند.
🔸جهان "نیچهای" از نگاه عبدالکریمی:
اگر عبدالکریمی، مطابق با دیدگاههای نیچه، جهان امروز را جهانی میداند که اخلاق سنتی (بهویژه اخلاق دینی) در آن فروپاشیده و ارزشهای مطلق دیگر اعتباری ندارند (مفهوم "مرگ خدا" نزد نیچه)، این بدان معناست که او باید نسبت به هرگونه دعوت به جنگهای ایدئولوژیک بر پایه ارزشهای مطلقگرا، محتاط باشد. نیچه بر خواست قدرت و خلق ارزشها توسط ابر-انسان تأکید میکرد، و نه بر بازگشت به اخلاقیات و مبارزات ایدئولوژیک مبتنی بر آموزههای سنتی. در جهانبینی نیچهای، جنگها بیشتر میتوانند ناشی از رقابت قدرتها یا ارادههای معطوف به قدرت باشند، نه جنگی مقدس بر پایه یک امر مطلق الهی.
🗡 تناقض در دعوت به جهاد:
فتوای جهاد، اساساً بر ارزشهای مطلق دینی و اعتقاد به حقانیت الهی یک مکتب استوار است. طلبِ این فتوا، با بیانی چنین:
آیا عالمان بزرگ اسلام میدانند اگر ایران خدایی ناکرده شکست بخورد در واقع اسلام شکست خواهد خورد؟ دیگر کی زمان صدور فتوای جهاد است؟
برای دفاع از "اسلام و شیعه" به عنوان "تنها کشوری که مقابل نظام سلطه ایستاده" است؛ مبتنی بر منطقیست که به شدت با فروپاشی ارزشهای مطلق در جهان نیچهای در تضاد است. کسی که به "جهان نیچهای" باور دارد، چگونه میتواند به "علمای دینی" متوسل شود و از آنها بخواهد تا بر اساس "کلام خدا" (که در دیدگاه نیچه و جهان مدرن دیگر جایگاهی ندارد) فرمان یک جنگ تمامعیار ایدئولوژیک صادر کنند؟
🧿پیامدهای این تناقض:
🔻این تناقض آشکار میتواند به چند صورت تعبیر شود:
1️⃣ برداشت سطحی از نیچه:
ممکن است برداشت عبدالکریمی از فلسفه نیچه، سطحی یا التقاطی باشد. او شاید تنها بخشهایی از نیچه را گزینش کرده که با تمایل ستیزهگرانۀ چپی-اسلامی او به تقابلگرایی و برتریطلبی همخوانی دارد، بدون درک جامع از نفی ارزشهای مطلق و نقد بنیادین نیچه بر اخلاق مذهبی. در این صورت، "جهان نیچهای" صرفاً بهانهای برای توجیه رویکردی رادیکال و مبارزهطلبانه شدهاست.
2️⃣ استفاده ابزاری از ایدهها:
این احتمال نیز وجود دارد که مفاهیم فلسفی (مانند "جهان نیچهای") و مفاهیم دینی (مانند "جهاد") هر دو به صورت ابزاری و برای دستیابی به مقاصد خاص سیاسی و ایدئولوژیک به کار گرفته میشوند. در این سناریو، هدف، ایجاد یک گفتمان ترکیبی و پرطمطراق است که ظاهراً هم ریشههای فکری عمیق دارد و هم مشروعیت دینی، اما در باطن، صرفاً به دنبال تحریک به درگیری و تضعیف (شاید از روی ناآگاهی یا نفوذ) است. این رویکرد میتواند بیانگر نوعی "گزینشگری ایدئولوژیک" باشد که فرد از مکاتب مختلف فکری، عناصری را برمیگزیند که با پیشفرضها و اهداف او همخوانی دارند، حتی اگر این عناصر در اصل با یکدیگر در تضاد باشند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
attach 📎
📘طلبِ جهاد در 'جهان نیچهای'؟! نشانۀ 'نفوذ' یا ثمرۀ 'بلاهتِ سیستمی'؟
— پیامدِ حذفِ شایستگان در گزینشهای عقیدتی - سیاسی
(۲/۵)
✍🏻 #شهرام_عین
3️⃣ بلاهت سیستمی:
همانطور که در عنوان نیز طرح کردیم، این تناقض میتواند پیامد "بلاهت سیستماتیک" باشد. در یک سیستم که شایستهسالاری بر اساس دانش و تحلیل انتقادی جای خود را به وفاداری و همسوییِ عقیدتی-سیاسی با اقلیتی تندرو و بنیادگرا و فرقهاندیش دادهاست، اکثرا افرادی به جایگاههای فکری و علمی میرسند که قادر به درکِ دقیق و منسجمِ مفاهیم نیستند. این افراد که بدلیل سانسور و سرکوبِ گسترده، تریبونهای اصلی یک کشور را در انحصار اقلیتی چون خود میبینند، در هیجانِ حاصل از سخنرانیهای رگباری و تهی از عمق خود، دچار تناقضگوییهای فاحش میشوند که نشان از فقدان عمق فکری و تحلیلی آنهاست. چنین سخنانی، به جای تقویت گفتمان، به ترویج سردرگمی و تصمیمات غیرعقلانی کمک میکند. اما از آنجا که سیستمِ ایدئولوژیک جز بر همین افراد چندچهره یا سطحیاندیش تکیه ندارد، حذف و جانشینسازی آنها با نخبگانِ با صلاحیت، یا نقادی جدی و رسمیِ آنها در دستور کار قرار نمیگیرد؛ حرکتِ شتابناک تا انتهای درههای فساد و حماقت و انحطاط، و نهایتا انفجارِ انقلاب، معمولا نتیجۀ همین انتخاب «کوری ارادی-ایدئولوژیک» است.
🔺دعوت به جهاد در یک "جهان نیچهای"، یک پارادوکس فاجعهبارِ فکریست که میتواند ریشه در برداشتهای ناقص، استفاده ابزاری از مفاهیم، یا نقصهای عمیقتر در صلاحیت فکری و اخلاقیِ فرد در یک سیستم با معیارهای گزینشی غیرعلمی داشته باشد. این تناقض، نه تنها ارزشهای دینی را به گروگان میگیرد، بلکه فلسفه را نیز به ابزاری برای توجیه رویکردهای غیرمنطقی و مخرب تبدیل میکند.
🔶 وقتی بدیهیات انکار میشوند
🍂 وقتی یک فیلسوف یا دانشگاهیِ پر ادعا و سلبریتیشده از فرطِ حضور در منابرِ رسانهای، بدیهیات و واقعیتهای عینی را نادیده میگیرد و راهکارهایی را پیشنهاد میدهد که نه تنها غیرواقعبینانه به نظر میرسند، بلکه بدیهیست که در صورت لحظهای غفلت و همراهی مراجع دینی و سیاسی و نظامی، به خساراتِ جبرانناپذیری به منافع ملی، و آسیبهای ویرانگرتری به جان و مال بخشهای گستردهتری از مردم، میانجامند، گمانهها درباره نفوذ یا انگیزههای پنهان تقویت میشود؛ اما نباید این احتمال را نیز نادیده گرفت که چنین اظهاراتی ممکن است ناشی از کمهوشی، عدم درک عمیق از پیچیدگیهای سیاسی و اجتماعی، و فقدان صلاحیتهای فکری و اخلاقی لازم برای تصاحب جایگاههای تأثیرگذار باشد. این پدیده میتواند ریشه در موارد زیر داشته باشد:
1️⃣ کمصلاحیتی فکری و اخلاقی:
این موضوع صرفاً به معنای کودنی یا فقدان هوش ذاتی نیست، بلکه به ناتوانی در بهکارگیری منطق، تحلیل انتقادی، و درک ابعاد مختلف یک مسئله بازمیگردد. زمانی که فردی با جایگاه آکادمیک و انتظاراتی خاص از او، قادر به تشخیصِ پیامدهای فاجعهبار تصمیمات غیرواقعبینانه نیست، یا در مواجهه با حقایق تاریخی و اجتماعی، اذهان عمومی را نادیده میگیرد و سخنانی توهینآمیز (مانند اظهارات درباره مردم آبادان یا کلیتِ روشنفکران جامعه) بر زبان میآورد، نشان از کمصلاحیتی جدی در حوزۀ تفکر و اخلاق حرفهای است. این ناتوانی میتواند در نتیجۀ عوامل مختلفی، از جمله انتخاب و گزینش ایدئولوژیک اساتیدِ وابسته و وفادار در مراکز دانشگاهی، بر اساس صرفاً عقاید سیاسی و مذهبی و نه شایستگیهای علمی و فکری و پژوهشی، و نتیجتا، "جمعشدنِ انبوهی از نخالههای بسیجی و حزباللهی یا شیادانِ ایدئولوژیکاندیش چپ و راست (برای مثال افرادی چون محمد قوچانی)، اما چندچهره"، در چنین جایگاههایی منجر شود.
2️⃣ نادیدهگرفتن واقعیتهای عینی و درسهای تاریخی:
درخواستِ صدور فتوای جهاد جهانی، آن هم در شرایط کنونی و با توجه به ظرفیتهای موجود، یادآور فتوای مشابه شیخ جعفر کاشفالغطا در دوران فتحعلیشاه است که منجر به جنگهای فاجعهبار با روسیه و از دسترفتن بخشهای وسیعی از خاک ایران شد. از یک تحلیلگر منطقی انتظار این است که درسهای ابتدایی را از تاریخ معاصر پاس کردهباشد، و راهکارهای عملیاتی و مبتنی بر توان واقعی ارائه دهد، نه صرفاً تحریک به اقدامی که پیامدهای آشکارا ویرانگری دارد.
3️⃣ اولویتبندیهای سوالبرانگیز: جهل مقدس و تسلیح حقوقی دشمن
عجیب است که ذهن عبدالکریمی به جای تمرکز بر بحرانهای داخلی و حیاتی و عواملِ داخلی و ایدئولوژیکِ بحرانسازی و «جنگ و تحریم»طلبی، به "جنگهای آخرالزمانی و نظام سلطه" و "اندوه لبنان و غزه" مشغول متمرکز است. این تغییر اولویتها از مسائل مبرم داخلی به مسائل خارجی با پیامدهای خطرناک، میتواند سوالبرانگیز باشد. آیا چنین رویکردی ناخواسته به تضعیف داخلی و سوق دادن منابع به سمت مسائل فرعیتر کمک نمیکند؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پیامدِ حذفِ شایستگان در گزینشهای عقیدتی - سیاسی
(۲/۵)
✍🏻 #شهرام_عین
3️⃣ بلاهت سیستمی:
همانطور که در عنوان نیز طرح کردیم، این تناقض میتواند پیامد "بلاهت سیستماتیک" باشد. در یک سیستم که شایستهسالاری بر اساس دانش و تحلیل انتقادی جای خود را به وفاداری و همسوییِ عقیدتی-سیاسی با اقلیتی تندرو و بنیادگرا و فرقهاندیش دادهاست، اکثرا افرادی به جایگاههای فکری و علمی میرسند که قادر به درکِ دقیق و منسجمِ مفاهیم نیستند. این افراد که بدلیل سانسور و سرکوبِ گسترده، تریبونهای اصلی یک کشور را در انحصار اقلیتی چون خود میبینند، در هیجانِ حاصل از سخنرانیهای رگباری و تهی از عمق خود، دچار تناقضگوییهای فاحش میشوند که نشان از فقدان عمق فکری و تحلیلی آنهاست. چنین سخنانی، به جای تقویت گفتمان، به ترویج سردرگمی و تصمیمات غیرعقلانی کمک میکند. اما از آنجا که سیستمِ ایدئولوژیک جز بر همین افراد چندچهره یا سطحیاندیش تکیه ندارد، حذف و جانشینسازی آنها با نخبگانِ با صلاحیت، یا نقادی جدی و رسمیِ آنها در دستور کار قرار نمیگیرد؛ حرکتِ شتابناک تا انتهای درههای فساد و حماقت و انحطاط، و نهایتا انفجارِ انقلاب، معمولا نتیجۀ همین انتخاب «کوری ارادی-ایدئولوژیک» است.
🔺دعوت به جهاد در یک "جهان نیچهای"، یک پارادوکس فاجعهبارِ فکریست که میتواند ریشه در برداشتهای ناقص، استفاده ابزاری از مفاهیم، یا نقصهای عمیقتر در صلاحیت فکری و اخلاقیِ فرد در یک سیستم با معیارهای گزینشی غیرعلمی داشته باشد. این تناقض، نه تنها ارزشهای دینی را به گروگان میگیرد، بلکه فلسفه را نیز به ابزاری برای توجیه رویکردهای غیرمنطقی و مخرب تبدیل میکند.
🔶 وقتی بدیهیات انکار میشوند
🍂 وقتی یک فیلسوف یا دانشگاهیِ پر ادعا و سلبریتیشده از فرطِ حضور در منابرِ رسانهای، بدیهیات و واقعیتهای عینی را نادیده میگیرد و راهکارهایی را پیشنهاد میدهد که نه تنها غیرواقعبینانه به نظر میرسند، بلکه بدیهیست که در صورت لحظهای غفلت و همراهی مراجع دینی و سیاسی و نظامی، به خساراتِ جبرانناپذیری به منافع ملی، و آسیبهای ویرانگرتری به جان و مال بخشهای گستردهتری از مردم، میانجامند، گمانهها درباره نفوذ یا انگیزههای پنهان تقویت میشود؛ اما نباید این احتمال را نیز نادیده گرفت که چنین اظهاراتی ممکن است ناشی از کمهوشی، عدم درک عمیق از پیچیدگیهای سیاسی و اجتماعی، و فقدان صلاحیتهای فکری و اخلاقی لازم برای تصاحب جایگاههای تأثیرگذار باشد. این پدیده میتواند ریشه در موارد زیر داشته باشد:
1️⃣ کمصلاحیتی فکری و اخلاقی:
این موضوع صرفاً به معنای کودنی یا فقدان هوش ذاتی نیست، بلکه به ناتوانی در بهکارگیری منطق، تحلیل انتقادی، و درک ابعاد مختلف یک مسئله بازمیگردد. زمانی که فردی با جایگاه آکادمیک و انتظاراتی خاص از او، قادر به تشخیصِ پیامدهای فاجعهبار تصمیمات غیرواقعبینانه نیست، یا در مواجهه با حقایق تاریخی و اجتماعی، اذهان عمومی را نادیده میگیرد و سخنانی توهینآمیز (مانند اظهارات درباره مردم آبادان یا کلیتِ روشنفکران جامعه) بر زبان میآورد، نشان از کمصلاحیتی جدی در حوزۀ تفکر و اخلاق حرفهای است. این ناتوانی میتواند در نتیجۀ عوامل مختلفی، از جمله انتخاب و گزینش ایدئولوژیک اساتیدِ وابسته و وفادار در مراکز دانشگاهی، بر اساس صرفاً عقاید سیاسی و مذهبی و نه شایستگیهای علمی و فکری و پژوهشی، و نتیجتا، "جمعشدنِ انبوهی از نخالههای بسیجی و حزباللهی یا شیادانِ ایدئولوژیکاندیش چپ و راست (برای مثال افرادی چون محمد قوچانی)، اما چندچهره"، در چنین جایگاههایی منجر شود.
2️⃣ نادیدهگرفتن واقعیتهای عینی و درسهای تاریخی:
درخواستِ صدور فتوای جهاد جهانی، آن هم در شرایط کنونی و با توجه به ظرفیتهای موجود، یادآور فتوای مشابه شیخ جعفر کاشفالغطا در دوران فتحعلیشاه است که منجر به جنگهای فاجعهبار با روسیه و از دسترفتن بخشهای وسیعی از خاک ایران شد. از یک تحلیلگر منطقی انتظار این است که درسهای ابتدایی را از تاریخ معاصر پاس کردهباشد، و راهکارهای عملیاتی و مبتنی بر توان واقعی ارائه دهد، نه صرفاً تحریک به اقدامی که پیامدهای آشکارا ویرانگری دارد.
3️⃣ اولویتبندیهای سوالبرانگیز: جهل مقدس و تسلیح حقوقی دشمن
عجیب است که ذهن عبدالکریمی به جای تمرکز بر بحرانهای داخلی و حیاتی و عواملِ داخلی و ایدئولوژیکِ بحرانسازی و «جنگ و تحریم»طلبی، به "جنگهای آخرالزمانی و نظام سلطه" و "اندوه لبنان و غزه" مشغول متمرکز است. این تغییر اولویتها از مسائل مبرم داخلی به مسائل خارجی با پیامدهای خطرناک، میتواند سوالبرانگیز باشد. آیا چنین رویکردی ناخواسته به تضعیف داخلی و سوق دادن منابع به سمت مسائل فرعیتر کمک نمیکند؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
خبرگزاری بینالمللی شفقنا | خبرگزاری شیعیان، فتاوای آیتالله سیستانی و مرجعیت، آخرین اخبار ایران و جهان
آیتالله محقق داماد و محمد درویشزاده در مقالهای مشترک مطرح کردند: از جهل مقدس تا تسلیح حقوقی دشمن | خبرگزاری بینالمللی شفقنا…
شفقنا- سیدمصطفی محقق داماد و محمد درویشزاده در مقاله ای مشترک به بررسی پدیدهای به نام “جهل مقدس” پرداخته اند که چگونه برخی اظهارات، اقدامات و سیاستگذاریهای داخلی ناخواسته منجر به “تسلیح حقوقی دشمن” (بهویژه رژیم صهیونیستی و آمریکا) شده و مستندات حقوقی…
📘طلبِ جهاد در 'جهان نیچهای'؟! نشانۀ 'نفوذ' یا ثمرۀ 'بلاهتِ سیستمی'؟
— پیامدِ حذفِ شایستگان در گزینشهای عقیدتی - سیاسی
(۳/۵)
✍🏻 #شهرام_عین
🔺این نگاه، بهویژه در پرتو مفهوم "جهل مقدس" که توسط آیتالله محقق داماد و محمد درویشزاده در مقالهای مشترک (از جهل مقدس تا تسلیح حقوقی دشمن) طرح شده، ابعاد خطرناکتری پیدا میکند. محقق داماد به درستی نشان میدهد که:
🔺🔺مصادیق این "جهل مقدس" که در مقالۀ مشترکِ محقق داماد به دقت تشریح شده، به طرز شگفتآوری با رویکردهای عبدالکریمی همراستاست:
از تبلیغات تحریکآمیز برای ترور سران کشورها و پخش برنامههای تلویزیونی با مضامین نابودی قوم یهود (که مستند حمله و مظلومنمایی دشمن میشود)، تا نصب تابلوهای روزشمار نابودی اسرائیل و شعارهای افراطی مقامات رسمی. حتی رجزخوانیهای مبالغهآمیز درباره توان هستهای و موشکی و سیاستهای فیلترینگ شبکههای اجتماعی که به ترویج ابزارهای جاسوسی کمک کردهاند، همگی مصادیقی از این تسلیح حقوقی ناخواسته دشمن دانسته شدهاند. این تطابق نشان میدهد که اظهارات عبدالکریمی، تنها یک اشتباه فردی نیست، بلکه بازتولید همان "جهل مقدسی" (بخوانید بلاهتِ سیستمیِ حاصل از ساختار ایدئولوژیک جمهوری اسلامی) است که به جای حفظ منافع ملی، ناخواسته به ابزاری برای دشمن تبدیل میشود.
🔺🔺🔺تضاد اصلی در اینجاست که چگونه یک عالم دین همچون آیتالله محقق داماد (که البته تحصیلاتِ دانشگاهی و حقوقی هم دارد)، با آنکه ریشه در سنتهای مذهبی دارد، در مواجهه با پدیدارهای جهان مدرن و پیچیدگیهای سیاست بینالملل، رویکردی معقولتر، عملگراتر و واقعبینانهتر اتخاذ میکند. این در حالیست که بیژن خانِ عبدالکریمی، یک «مدرسِ سادۀ فلسفه» (در زبانی شعاری و دروغآمیز، با توجه به ارتباطات و عمقِ نفوذی که در مراکز سیاسی و محافل خاص یافته)، و نویسندۀ کتاب "ما و جهان نیچهای" است – یعنی فردی که انتظار میرود با ابزارهای تحلیلِ فلسفی و درکِ عمیق، از ماهیت جهان مدرن آشنا باشد – اما، به دامِ افکار افراطی و جهادیستی - بنیادگرا میغلتد. این تقابل میانِ رویکرد یک عالم دین و یک استاد فلسفه، ما را به پرسش اصلی تیتر بازمیگرداند: آیا آنچه شاهدیم، نشانهای از نفوذ است یا صرفاً ثمرهای از بلاهت سیستمی که از حذف و اخراجِ فلهایِ شایستگان در گزینشهای دانشگاهی نشأت میگیرد؟
🔶 مرورِ نمونههایی از نفوذ
🔻بد نیست به چند مورد مشخص از نفوذ در تاریخ و سیاست اشاره کنیم که میتوانند به عنوان الگوهایی برای درک بهتر این گمانه مورد بررسی قرار گیرند:
🧕🏻کاترین شکدم:
این روزنامهنگار فرانسوی-انگلیسی سالها به عنوان تحلیلگر مسائل ایران در رسانههای وابسته به جمهوری اسلامی فعالیت داشت و حتی به محافل خاصی نیز نفوذ کرد. بعدها اتهامات جدی درباره نفوذی بودن وی و همکاری با سرویسهای اطلاعاتی مطرح شد. مورد شکدم نشان میدهد که چگونه فردی میتواند با پذیرش ظاهری یک ایدئولوژی یا سیستم، آن هم به افراطیترین و نمایشیترین وجهِ آن، به لایههای درونی نفوذ کرده و بر افکار تصمیمسازانِ نظام تاثیر بگذارد. شباهتِ احتمالی در اینجا میتواند در تلاش برای تاثیرگذاری بر نخبگان و افکار عمومی از طریق جایگاه آکادمیک یا رسانهای با تقویتِ بخش احمق و تندرو و بنیادگرای سیستم باشد.
👨🏻🔧الی کوهن (جاسوس اسرائیل در سوریه):
الی کوهن، جاسوس مشهور اسرائیلی در دهه ۱۹۶۰، با نفوذ در سطوح بالای حکومتی و نظامی سوریه، اطلاعات حیاتی را جمعآوری کرده و حتی بر تصمیمات تأثیر میگذاشت. او با جعل هویت یک تاجر ثروتمند و با نفوذ به نام "کامل امین ثابت"، و با اتخاذ مواضع به شدت تند و ضد اسرائیلی، به حلقه نزدیکان رهبران سوری راه یافت و حتی تا پست مشاور وزیر دفاع سوریه نیز پیش رفت. این مورد، نمونهای بارز از نفوذ در سطوح تصمیمگیری برای کسب اطلاعات یا سوق دادن رویدادها به سمتی خاص است که در نهایت به نفع نیروی نفوذکننده تمام میشود؛
🔺او چنان در نقش خود فرورفته بود که مواضعی افراطیتر از خود سوریها علیه اسرائیل اتخاذ میکرد تا پوشش خود را تقویت کند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پیامدِ حذفِ شایستگان در گزینشهای عقیدتی - سیاسی
(۳/۵)
✍🏻 #شهرام_عین
🔺این نگاه، بهویژه در پرتو مفهوم "جهل مقدس" که توسط آیتالله محقق داماد و محمد درویشزاده در مقالهای مشترک (از جهل مقدس تا تسلیح حقوقی دشمن) طرح شده، ابعاد خطرناکتری پیدا میکند. محقق داماد به درستی نشان میدهد که:
چگونه برخی از اظهارات، اقدامات و سیاستگذاریهای داخلی، ناخواسته منجر به "تسلیح حقوقی دشمن" (بهویژه رژیم صهیونیستی و آمریکا) شده و مستندات حقوقی برای تجاوزات آنها فراهم کرده است.
این تسلیح حقوقی، که ماهیتی نرم و نامشهود دارد، خطرناکتر از کمک تسلیحاتی سختافزاری است و ناشی از برداشتهای جاهلانه از جهان معاصر و عدم شناخت سازوکارهای نظام سلطه جهانی است.
🔺🔺مصادیق این "جهل مقدس" که در مقالۀ مشترکِ محقق داماد به دقت تشریح شده، به طرز شگفتآوری با رویکردهای عبدالکریمی همراستاست:
از تبلیغات تحریکآمیز برای ترور سران کشورها و پخش برنامههای تلویزیونی با مضامین نابودی قوم یهود (که مستند حمله و مظلومنمایی دشمن میشود)، تا نصب تابلوهای روزشمار نابودی اسرائیل و شعارهای افراطی مقامات رسمی. حتی رجزخوانیهای مبالغهآمیز درباره توان هستهای و موشکی و سیاستهای فیلترینگ شبکههای اجتماعی که به ترویج ابزارهای جاسوسی کمک کردهاند، همگی مصادیقی از این تسلیح حقوقی ناخواسته دشمن دانسته شدهاند. این تطابق نشان میدهد که اظهارات عبدالکریمی، تنها یک اشتباه فردی نیست، بلکه بازتولید همان "جهل مقدسی" (بخوانید بلاهتِ سیستمیِ حاصل از ساختار ایدئولوژیک جمهوری اسلامی) است که به جای حفظ منافع ملی، ناخواسته به ابزاری برای دشمن تبدیل میشود.
🔺🔺🔺تضاد اصلی در اینجاست که چگونه یک عالم دین همچون آیتالله محقق داماد (که البته تحصیلاتِ دانشگاهی و حقوقی هم دارد)، با آنکه ریشه در سنتهای مذهبی دارد، در مواجهه با پدیدارهای جهان مدرن و پیچیدگیهای سیاست بینالملل، رویکردی معقولتر، عملگراتر و واقعبینانهتر اتخاذ میکند. این در حالیست که بیژن خانِ عبدالکریمی، یک «مدرسِ سادۀ فلسفه» (در زبانی شعاری و دروغآمیز، با توجه به ارتباطات و عمقِ نفوذی که در مراکز سیاسی و محافل خاص یافته)، و نویسندۀ کتاب "ما و جهان نیچهای" است – یعنی فردی که انتظار میرود با ابزارهای تحلیلِ فلسفی و درکِ عمیق، از ماهیت جهان مدرن آشنا باشد – اما، به دامِ افکار افراطی و جهادیستی - بنیادگرا میغلتد. این تقابل میانِ رویکرد یک عالم دین و یک استاد فلسفه، ما را به پرسش اصلی تیتر بازمیگرداند: آیا آنچه شاهدیم، نشانهای از نفوذ است یا صرفاً ثمرهای از بلاهت سیستمی که از حذف و اخراجِ فلهایِ شایستگان در گزینشهای دانشگاهی نشأت میگیرد؟
🔶 مرورِ نمونههایی از نفوذ
🔻بد نیست به چند مورد مشخص از نفوذ در تاریخ و سیاست اشاره کنیم که میتوانند به عنوان الگوهایی برای درک بهتر این گمانه مورد بررسی قرار گیرند:
🧕🏻کاترین شکدم:
این روزنامهنگار فرانسوی-انگلیسی سالها به عنوان تحلیلگر مسائل ایران در رسانههای وابسته به جمهوری اسلامی فعالیت داشت و حتی به محافل خاصی نیز نفوذ کرد. بعدها اتهامات جدی درباره نفوذی بودن وی و همکاری با سرویسهای اطلاعاتی مطرح شد. مورد شکدم نشان میدهد که چگونه فردی میتواند با پذیرش ظاهری یک ایدئولوژی یا سیستم، آن هم به افراطیترین و نمایشیترین وجهِ آن، به لایههای درونی نفوذ کرده و بر افکار تصمیمسازانِ نظام تاثیر بگذارد. شباهتِ احتمالی در اینجا میتواند در تلاش برای تاثیرگذاری بر نخبگان و افکار عمومی از طریق جایگاه آکادمیک یا رسانهای با تقویتِ بخش احمق و تندرو و بنیادگرای سیستم باشد.
👨🏻🔧الی کوهن (جاسوس اسرائیل در سوریه):
الی کوهن، جاسوس مشهور اسرائیلی در دهه ۱۹۶۰، با نفوذ در سطوح بالای حکومتی و نظامی سوریه، اطلاعات حیاتی را جمعآوری کرده و حتی بر تصمیمات تأثیر میگذاشت. او با جعل هویت یک تاجر ثروتمند و با نفوذ به نام "کامل امین ثابت"، و با اتخاذ مواضع به شدت تند و ضد اسرائیلی، به حلقه نزدیکان رهبران سوری راه یافت و حتی تا پست مشاور وزیر دفاع سوریه نیز پیش رفت. این مورد، نمونهای بارز از نفوذ در سطوح تصمیمگیری برای کسب اطلاعات یا سوق دادن رویدادها به سمتی خاص است که در نهایت به نفع نیروی نفوذکننده تمام میشود؛
🔺او چنان در نقش خود فرورفته بود که مواضعی افراطیتر از خود سوریها علیه اسرائیل اتخاذ میکرد تا پوشش خود را تقویت کند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
attach 📎
📘طلبِ جهاد در 'جهان نیچهای'؟! نشانۀ 'نفوذ' یا ثمرۀ 'بلاهتِ سیستمی'؟
— پیامدِ حذفِ شایستگان در گزینشهای عقیدتی - سیاسی
(۴/۵)
✍🏻 #شهرام_عین
🙎🏻♂️ کیم فیلبی و "حلقۀ کمبریج": ابعاد پنهان نفوذ ایدئولوژیک
کیم فیلبی، یکی از مشهورترین اعضای "حلقه کمبریج" بود. این حلقه متشکل از جاسوسان برجسته شوروی بود که شامل افرادی چون گای برگس، دونالد مکلین، آنتونی بلانت و جان کراسفیلد نیز میشد. آنها طی جنگ سرد به عنوان عوامل دوگانه برای شوروی در دستگاههای اطلاعاتی، وزارت خارجه و محافل آکادمیک و فرهنگی نخبه بریتانیا فعالیت میکردند. اسناد رو شده (بهویژه پس از فروپاشی شوروی و افشای آرشیوهای کاگب) نشان داد که این افراد از دهه ۱۹۳۰ و با باور عمیق به ایدئولوژی کمونیسم، به طور سیستماتیک به شوروی خدمت میکردند. این نمونه فراتر از جاسوسی صرف اطلاعات است؛ این افراد به دلیل جایگاه اجتماعی و فکری، و نفوذشان در نهادهای کلیدی، میتوانستند بر تصمیمسازیهای سیاسی تأثیر بگذارند و اطلاعات را نه صرفاً به عنوان جاسوس، بلکه به عنوان "عوامل نفوذیِ" ایدئولوژیک منتقل کنند.
🔺در نگاه اول، مقایسه یک جاسوس اطلاعاتی با یک فرد دانشگاهی شاید بیربط به نظر رسد. اما، مثال فیلبی و حلقه کمبریج مفهوم گستردهتر نفوذ را روشن میکند: نفوذ تنها به سرقت اطلاعات محدود نمیشود، بلکه میتواند شامل نفوذ در لایههای فکری و تصمیمسازی یک سیستم از درون نیز باشد. فیلبی بر اساس اعتقادات ایدئولوژیک خود به دشمن خدمت میکرد؛ او عامدانه به سمت تضعیف سیستم خودی و تقویت سیستم رقیب گام برمیداشت.
🔺به همین ترتیب، گمانه مطرح این است که اظهارات عبدالکریمی، با وجود جایگاه آکادمیکش، با توجه به مواضع افراطی و حیرتآورش (که از زمانی به بعد سیر صعودی گرفت و وارد رقابت با تندروترین بخشهای حکومت شد؛ از تقاضا برای بمب اتم و نقض فتوا، تا تقاضای فتوای جهاد جهانی، تا ادعای اینکه مقاومت تنها راه است، ولو به شکستی محتوم منجر شود)، ناخواسته یا عامدانه به سوق دادن کشور به سمت سیاستهای افراطی و پرهزینه منجر میشود. این سیاستها در نهایت به تضعیف منافع ملی و خدمت به اهداف نیروهای خارجی (رقیب یا دشمن) میانجامد، حتی اگر خود او به ظاهر بخشی از سیستم باشد.
🕳 اثر مخرب بر سیستم از درون:
افراد چه جاسوس اطلاعاتی باشند که اطلاعات حیاتی را به بیرون میدهند، چه فردی فرهنگی که با ایدههای رادیکال و غیرواقعبینانه، سیستم را به سمت تصمیمات پرهزینه و اشتباه سوق میدهند، هر دو میتوانند به تضعیف داخلی و خدمت به منافع دشمن (حکومتهایِ خواهانِ تضعیفِ ایران با ازدیاد تصمیمات احساسی-افراطی) منجر شوند. گاهی دشمنان یک کشور، عاملانی را پرورش میدهند یا از افراد موجود سوءاستفاده میکنند که کارشان نه سرقت اسناد، بلکه ترویج ایدههای خاص و جهتدهی به افکار سیاستمداران است. این افراد با مواضع تند و افراطی (مثل الی کوهن که تندترین مواضع ضد اسرائیلی را میگرفت) یا با پیشنهادهای آشکارا غیرعقلانی و مخرب (مثل درخواست جهاد جهانی و ساخت بمب اتم)، فضا را برای بهرهبرداری دشمن آماده میکنند. هدف، ایجاد هرج و مرج، انحراف از مسائل اصلی، و سوق دادن کشور به سمت درگیریهای فرسایشیست که انرژی و منابع آن را تحلیل میبرد. در مجموع، عملیات نفوذ بسیار پنهانیست و شامل الگوهای مختلفی میشود: از نفوذ ایدئولوژیک (ترویج افکار افراطی) گرفته تا نفوذ اطلاعاتی و تأثیر بر تصمیمسازیهای کلان در حوزههای سیاسی و اقتصادی.
🔷 نکات پایانی در باب نفوذ و بلاهت سیستمی:
۱. در باب "نفوذ" (فراتر از جاسوسی کلاسیک):
🔸عوامل نفوذ ایدئولوژیک:
گاهی نفوذ به معنای جاسوس کلاسیک نیست، بلکه فردی است که در پوشش یک متخصص، تحلیلگر یا حتی آکادمیسین، به طور آگاهانه یا ناآگاهانه، روایتها، ایدهها یا سیاستهایی را ترویج میکند که به نفع منافع خارجی و به ضرر منافع ملی است. این افراد میتوانند با دریافت حمایتهای مالی، رسانهای یا لابیگری، افکار عمومی و تصمیمگیرندگان را به سمت دلخواه سوق دهند. این نوع نفوذ زیرپوستیتر و تشخیص آن دشوارتر است.
🔸تغذیه اطلاعاتی و روایتسازی:
نفوذیها میتوانند با تزریق اطلاعات نادرست، نیمهدرست یا تحریفشده به سیستم رسانهای و فکری جامعه، فضایی از سردرگمی، بیاعتمادی یا حتی افراطگرایی ایجاد کنند که به تضعیف از درون میانجامد. هدف، نه صرفاً کسب اطلاعات، بلکه دستکاری ادراک و باورهای جمعی است.
🔸مهندسی اجتماعی و تحریک شکافها:
نفوذگران میتوانند با شناسایی و بزرگنمایی شکافهای موجود در جامعه (قومی، مذهبی، سیاسی) و یا حمایت از گروههای افراطی و غیرمنطقی در هر دو سوی طیف، به بیثباتی داخلی دامن بزنند. این امر میتواند منجر به تصمیمگیریهای شتابزده یا غیرعقلانی از سوی سیستم شود که منافع یک قدرت خارجی را تأمین میکند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پیامدِ حذفِ شایستگان در گزینشهای عقیدتی - سیاسی
(۴/۵)
✍🏻 #شهرام_عین
🙎🏻♂️ کیم فیلبی و "حلقۀ کمبریج": ابعاد پنهان نفوذ ایدئولوژیک
کیم فیلبی، یکی از مشهورترین اعضای "حلقه کمبریج" بود. این حلقه متشکل از جاسوسان برجسته شوروی بود که شامل افرادی چون گای برگس، دونالد مکلین، آنتونی بلانت و جان کراسفیلد نیز میشد. آنها طی جنگ سرد به عنوان عوامل دوگانه برای شوروی در دستگاههای اطلاعاتی، وزارت خارجه و محافل آکادمیک و فرهنگی نخبه بریتانیا فعالیت میکردند. اسناد رو شده (بهویژه پس از فروپاشی شوروی و افشای آرشیوهای کاگب) نشان داد که این افراد از دهه ۱۹۳۰ و با باور عمیق به ایدئولوژی کمونیسم، به طور سیستماتیک به شوروی خدمت میکردند. این نمونه فراتر از جاسوسی صرف اطلاعات است؛ این افراد به دلیل جایگاه اجتماعی و فکری، و نفوذشان در نهادهای کلیدی، میتوانستند بر تصمیمسازیهای سیاسی تأثیر بگذارند و اطلاعات را نه صرفاً به عنوان جاسوس، بلکه به عنوان "عوامل نفوذیِ" ایدئولوژیک منتقل کنند.
🔺در نگاه اول، مقایسه یک جاسوس اطلاعاتی با یک فرد دانشگاهی شاید بیربط به نظر رسد. اما، مثال فیلبی و حلقه کمبریج مفهوم گستردهتر نفوذ را روشن میکند: نفوذ تنها به سرقت اطلاعات محدود نمیشود، بلکه میتواند شامل نفوذ در لایههای فکری و تصمیمسازی یک سیستم از درون نیز باشد. فیلبی بر اساس اعتقادات ایدئولوژیک خود به دشمن خدمت میکرد؛ او عامدانه به سمت تضعیف سیستم خودی و تقویت سیستم رقیب گام برمیداشت.
🔺به همین ترتیب، گمانه مطرح این است که اظهارات عبدالکریمی، با وجود جایگاه آکادمیکش، با توجه به مواضع افراطی و حیرتآورش (که از زمانی به بعد سیر صعودی گرفت و وارد رقابت با تندروترین بخشهای حکومت شد؛ از تقاضا برای بمب اتم و نقض فتوا، تا تقاضای فتوای جهاد جهانی، تا ادعای اینکه مقاومت تنها راه است، ولو به شکستی محتوم منجر شود)، ناخواسته یا عامدانه به سوق دادن کشور به سمت سیاستهای افراطی و پرهزینه منجر میشود. این سیاستها در نهایت به تضعیف منافع ملی و خدمت به اهداف نیروهای خارجی (رقیب یا دشمن) میانجامد، حتی اگر خود او به ظاهر بخشی از سیستم باشد.
🕳 اثر مخرب بر سیستم از درون:
افراد چه جاسوس اطلاعاتی باشند که اطلاعات حیاتی را به بیرون میدهند، چه فردی فرهنگی که با ایدههای رادیکال و غیرواقعبینانه، سیستم را به سمت تصمیمات پرهزینه و اشتباه سوق میدهند، هر دو میتوانند به تضعیف داخلی و خدمت به منافع دشمن (حکومتهایِ خواهانِ تضعیفِ ایران با ازدیاد تصمیمات احساسی-افراطی) منجر شوند. گاهی دشمنان یک کشور، عاملانی را پرورش میدهند یا از افراد موجود سوءاستفاده میکنند که کارشان نه سرقت اسناد، بلکه ترویج ایدههای خاص و جهتدهی به افکار سیاستمداران است. این افراد با مواضع تند و افراطی (مثل الی کوهن که تندترین مواضع ضد اسرائیلی را میگرفت) یا با پیشنهادهای آشکارا غیرعقلانی و مخرب (مثل درخواست جهاد جهانی و ساخت بمب اتم)، فضا را برای بهرهبرداری دشمن آماده میکنند. هدف، ایجاد هرج و مرج، انحراف از مسائل اصلی، و سوق دادن کشور به سمت درگیریهای فرسایشیست که انرژی و منابع آن را تحلیل میبرد. در مجموع، عملیات نفوذ بسیار پنهانیست و شامل الگوهای مختلفی میشود: از نفوذ ایدئولوژیک (ترویج افکار افراطی) گرفته تا نفوذ اطلاعاتی و تأثیر بر تصمیمسازیهای کلان در حوزههای سیاسی و اقتصادی.
🔷 نکات پایانی در باب نفوذ و بلاهت سیستمی:
۱. در باب "نفوذ" (فراتر از جاسوسی کلاسیک):
🔸عوامل نفوذ ایدئولوژیک:
گاهی نفوذ به معنای جاسوس کلاسیک نیست، بلکه فردی است که در پوشش یک متخصص، تحلیلگر یا حتی آکادمیسین، به طور آگاهانه یا ناآگاهانه، روایتها، ایدهها یا سیاستهایی را ترویج میکند که به نفع منافع خارجی و به ضرر منافع ملی است. این افراد میتوانند با دریافت حمایتهای مالی، رسانهای یا لابیگری، افکار عمومی و تصمیمگیرندگان را به سمت دلخواه سوق دهند. این نوع نفوذ زیرپوستیتر و تشخیص آن دشوارتر است.
🔸تغذیه اطلاعاتی و روایتسازی:
نفوذیها میتوانند با تزریق اطلاعات نادرست، نیمهدرست یا تحریفشده به سیستم رسانهای و فکری جامعه، فضایی از سردرگمی، بیاعتمادی یا حتی افراطگرایی ایجاد کنند که به تضعیف از درون میانجامد. هدف، نه صرفاً کسب اطلاعات، بلکه دستکاری ادراک و باورهای جمعی است.
🔸مهندسی اجتماعی و تحریک شکافها:
نفوذگران میتوانند با شناسایی و بزرگنمایی شکافهای موجود در جامعه (قومی، مذهبی، سیاسی) و یا حمایت از گروههای افراطی و غیرمنطقی در هر دو سوی طیف، به بیثباتی داخلی دامن بزنند. این امر میتواند منجر به تصمیمگیریهای شتابزده یا غیرعقلانی از سوی سیستم شود که منافع یک قدرت خارجی را تأمین میکند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘طلبِ جهاد در 'جهان نیچهای'؟! نشانۀ 'نفوذ' یا ثمرۀ 'بلاهتِ سیستمی'؟
— پیامدِ حذفِ شایستگان در گزینشهای عقیدتی - سیاسی
(۵/۵)
✍🏻 #شهرام_عین
۲. در باب "بلاهت سیستمی" و "فقدان صلاحیت":
🔸چرخۀ معیوب گزینش و ترفیع:
"بلاهت سیستمی" نه صرفاً به معنای هوش پایین افراد، بلکه به معنای نقص بنیادین در ساختارها و فرآیندهای گزینش، ترفیع و ارزیابی شایستگی است. وقتی معیارهای اصلی انتخاب (بهویژه در مراکز حساس فکری مانند دانشگاهها) از «شایستگی علمی، فکری، تحلیل انتقادی و توانایی حل مسئله»، به معیارهای صرفاً «عقیدتی، ایدئولوژیک، وفاداری کورکورانه و نزدیکی سیاسی» تقلیل مییابد، نتیجۀ اجتنابناپذیر، انباشتِ افرادی در مناصب کلیدی است که فاقد حداقل صلاحیتهای لازم برای تصمیمگیریهای پیچیده و راهبردی هستند.
🔸خلاء فکری و فقدان صدای عقل:
حذف و به حاشیه راندن شایستگان، دگراندیشان و متخصصانی که ممکن است دیدگاههای متفاوتی داشته باشند (به دلایل سیاسی یا مذهبی)، منجر به ایجاد خلاء فکری و یکصدایی کاذب میشود. در چنین فضایی، ایدههای خام، غیرواقعبینانه و حتی مخرب، بدون چالش و نقد جدی، میتوانند از فیلترهای کنترلی عبور کرده و به گفتمان غالب تبدیل شوند.
🔸تولید "نخبگان سلبریتیگونه":
در سیستمی که شایستگی کنار گذاشته میشود، افرادی به شهرت میرسند و سلبریتی میشوند که توانایی اصلی آنها نه در عمق دانش و تحلیل، بلکه در همسویی ایدئولوژیک، تواناییهای رسانهای سطحی و سخنان «جنجالی و تحریکآمیز» است. این افراد به جای تولیدِ فکر و راهحل، به تولیدِ «بحران و انشقاق» دامن میزنند و عملاً "نمایشِ بلاهت" را به یک ابزار بقا تبدیل میکنند.
🔸زوال اخلاق حرفهای:
این سیستم همچنین به زوال اخلاق حرفهای و تعهد به حقیقت منجر میشود. وقتی پاداش برای وفاداری، و نه شایستگی، است، دلیلی برای حفظ استانداردهای اخلاقی و فکری وجود ندارد؛ در نتیجه، شاهد توجیه نادانیها، نادیدهگرفتن واقعیتها و حتی سخنان توهینآمیز و غیرانسانی و مباهتهمور (مانند اظهارنظر شرمآور دربارۀ مردم آبادان یا کلیتِ روشنفکران) خواهیم بود. این چرخۀ معیوب، نهایتاً به بحران اعتماد عمومی و زوال سرمایه اجتماعی میانجامد.
🔺در نهایت، طرح گمانۀ نفوذی بودن یا ناصلاحیتی فکری و اخلاقی در مورد فردی مانند بیژن عبدالکریمی، از دیدگاه ما، ناشی از ناهمخوانی فاحش بین جایگاه فکری و آکادمیک وی با سخنان و پیشنهادهای جنجالبرانگیز، غیرواقعبینانه و بالقوه مخرب و تننشساز اوست. وقتی راهکارهای پیشنهادی یک متفکر، نهتنها به حل مشکلات کمک نمیکند، بلکه به تضعیف بیشتر و تعمیقِ بحرانها منجر میشود، این سوال اساسی مطرح میشود که آیا انگیزههای پنهانی در کار است یا تنها با فقدان جدیِ صلاحیت فکری و اخلاقی در جایگاههای تأثیرگذار روبرو هستیم؟
🌾 @Naqdagin
— پیامدِ حذفِ شایستگان در گزینشهای عقیدتی - سیاسی
(۵/۵)
✍🏻 #شهرام_عین
۲. در باب "بلاهت سیستمی" و "فقدان صلاحیت":
🔸چرخۀ معیوب گزینش و ترفیع:
"بلاهت سیستمی" نه صرفاً به معنای هوش پایین افراد، بلکه به معنای نقص بنیادین در ساختارها و فرآیندهای گزینش، ترفیع و ارزیابی شایستگی است. وقتی معیارهای اصلی انتخاب (بهویژه در مراکز حساس فکری مانند دانشگاهها) از «شایستگی علمی، فکری، تحلیل انتقادی و توانایی حل مسئله»، به معیارهای صرفاً «عقیدتی، ایدئولوژیک، وفاداری کورکورانه و نزدیکی سیاسی» تقلیل مییابد، نتیجۀ اجتنابناپذیر، انباشتِ افرادی در مناصب کلیدی است که فاقد حداقل صلاحیتهای لازم برای تصمیمگیریهای پیچیده و راهبردی هستند.
🔸خلاء فکری و فقدان صدای عقل:
حذف و به حاشیه راندن شایستگان، دگراندیشان و متخصصانی که ممکن است دیدگاههای متفاوتی داشته باشند (به دلایل سیاسی یا مذهبی)، منجر به ایجاد خلاء فکری و یکصدایی کاذب میشود. در چنین فضایی، ایدههای خام، غیرواقعبینانه و حتی مخرب، بدون چالش و نقد جدی، میتوانند از فیلترهای کنترلی عبور کرده و به گفتمان غالب تبدیل شوند.
🔸تولید "نخبگان سلبریتیگونه":
در سیستمی که شایستگی کنار گذاشته میشود، افرادی به شهرت میرسند و سلبریتی میشوند که توانایی اصلی آنها نه در عمق دانش و تحلیل، بلکه در همسویی ایدئولوژیک، تواناییهای رسانهای سطحی و سخنان «جنجالی و تحریکآمیز» است. این افراد به جای تولیدِ فکر و راهحل، به تولیدِ «بحران و انشقاق» دامن میزنند و عملاً "نمایشِ بلاهت" را به یک ابزار بقا تبدیل میکنند.
🔸زوال اخلاق حرفهای:
این سیستم همچنین به زوال اخلاق حرفهای و تعهد به حقیقت منجر میشود. وقتی پاداش برای وفاداری، و نه شایستگی، است، دلیلی برای حفظ استانداردهای اخلاقی و فکری وجود ندارد؛ در نتیجه، شاهد توجیه نادانیها، نادیدهگرفتن واقعیتها و حتی سخنان توهینآمیز و غیرانسانی و مباهتهمور (مانند اظهارنظر شرمآور دربارۀ مردم آبادان یا کلیتِ روشنفکران) خواهیم بود. این چرخۀ معیوب، نهایتاً به بحران اعتماد عمومی و زوال سرمایه اجتماعی میانجامد.
🔺در نهایت، طرح گمانۀ نفوذی بودن یا ناصلاحیتی فکری و اخلاقی در مورد فردی مانند بیژن عبدالکریمی، از دیدگاه ما، ناشی از ناهمخوانی فاحش بین جایگاه فکری و آکادمیک وی با سخنان و پیشنهادهای جنجالبرانگیز، غیرواقعبینانه و بالقوه مخرب و تننشساز اوست. وقتی راهکارهای پیشنهادی یک متفکر، نهتنها به حل مشکلات کمک نمیکند، بلکه به تضعیف بیشتر و تعمیقِ بحرانها منجر میشود، این سوال اساسی مطرح میشود که آیا انگیزههای پنهانی در کار است یا تنها با فقدان جدیِ صلاحیت فکری و اخلاقی در جایگاههای تأثیرگذار روبرو هستیم؟
📕شکدم: «اربعین نابترین شکل مقاومت است»
📕انحطاط تا اسفل سافلین
📕رفتارشناسی جاسوسهای ایرانی
📕وقتی ایران گروگانِ ایدئولوژیپردازان میشود
📕کارنامهٔ شکدم (۱: بازبینی یک موج | ۲: «اربعین نابترین شکل مقاومت است»)
📺 شکدم: حجاب بر سر، قرآن در دست!
📺 مصاحبۀ جنجالی شکدم (مقایسۀ خامنهای با خدا)
📕ضرورت تحلیل راهبردی نفوذ
📕امنیت در مذبحِ ایدئولوژی
📕وقتی "احساس" بر "حقیقت" میتازد
📺 دمی با کاترین پرز شکدم
📺 صفروف و کاترین شکدم
📺 از اسارت اسلام تا رهایی (كاترين شكدم: ارتداد اسلام گروگانگیری است)
📺 چپی جاهل یا نفوذیِ بیگانه؟
📺 مواضع متناقض علی علیزاده؛ نفوذی یا احمق؟
📕نفوذیها را دریابید!
📕 ترامپ، علیز و «سلامِ پایان»گفتنِ مکرر!
📻عملیاتِ نفوذِ وهمی
.➖➖➖
#نقد_روشنفکران #چپ_ایرانی #نقد_چپ #نفوذ
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍁 «اربعین نابترین شکل مقاومت است»
— مرور کارنامهٔ پرز شکدم (قسمت دوم)
🖌 #اختصاصی_نقدآگین: #فریدون_فرخ
❓پوستاندازی صادقانه؟ از زینب حزبالله تا آتئیستِ صهیونیست
🍂 در «بازبینی یک موج»، مروری اجمالی داشتیم بر مواضعِ رادیکالِ کاترین پرز شکدم متأخر، در…
— مرور کارنامهٔ پرز شکدم (قسمت دوم)
🖌 #اختصاصی_نقدآگین: #فریدون_فرخ
❓پوستاندازی صادقانه؟ از زینب حزبالله تا آتئیستِ صهیونیست
🍂 در «بازبینی یک موج»، مروری اجمالی داشتیم بر مواضعِ رادیکالِ کاترین پرز شکدم متأخر، در…