نقدآگین
1️⃣ ترامپ ایران حمله به عینالاسد را با ما هماهنگ کرده بود و پیش از حمله، اطلاعات این عملیات را به اطلاع من رسانده بود. پس از کشتهشدن قاسم سلیمانی از طرف حکومت ایران با من تماس گرفته شد و گفتند که «نگران نباشید». طرف ایرانی گفته بود ۱۸ موشک به سمت پایگاه…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
◼️ در مواجهه با شرایط ناگوار فردی و جمعی، راههای برونرفت عمدهای وجود دارد:
▪️انقلاب: یعنی آن پدیدار جمعی که روند ناگوار موجود را متوقف کند و نظمی نو بیفکند.
▪️ادبیات و هنر و فلسفه: ساختن جهانی موازی که بتوان به آن پناهنده شد و حیاتی مستقل از «واقعیت» را از طریق داستانها و ایدهها سامان داد.
▪️مذهب: یک فضای قدیمی برای معنا بخشیدن به رنجها و فقدانها از طریق تصور زندگی شخصی به عنوان عنصری از یک نظم سراسری و متعالی.
▪️مواد مخدر - الکل: تأثیرگذاری شیمیایی بر ذهن به هدف فارغ شدن از «واقعیت» و خلاصی از معضلات غیر قابل تحمل آن.
◼️ بدین معنا، معتاد به مواد مخدر -غالباً- محصولی اجتماعی و نتیجه مناسبات اقتصادی و سیاسی حاکم بر آن است. او ابژهای عمیقاً سیاسی است؛ کسی که در برابر «وضعیت»، پیشتر خلع سلاح شده و در فقدان انقلاب و ناکارآمدیِ بقیه پناهگاههای حیات، کاری عاقلانه را برای صیانت از خود برگزیده است. برخلاف تصورات رایج، اعتیاد به مواد مخدر، روشی عقلانی در برابر شرایط و تصمیمی در حد امکانات برای تداوم حیات است.
◼️ چه تفاوتی وجود دارد بین معتاد به مواد مخدر و یک انقلابی؟ یا بین او و یک مؤمن؟ اگر تفاوتی وجود دارد، بدون اینکه بخواهم در دام «ساختارگرایی» بیفتم، بیش از هر چیز، مربوط به امکاناتیست که جهان بیرون برای انقلابی بودن یا مؤمن و فرهیخته بودن در اختیار آدمی میگذارند. در فقدان این امکانات، آیا تزریق مادهای شیمیایی برای لختی رها شدن از واقعیت، عاقلانه نیست؟
◼️ سوختن معتادان در کمپی در لنگرود، در این معنا، همچون اعدام انقلابیون، کشتار مؤمنان در یک مراسم مذهبی و حتی قتل روشنفکران است. این ارتباط، چیزی ورای مسأله انسانی این واقعه است: با مرگ افرادی روبروییم که پیشتر، ناگواری زیستن را درک کرده و برای رهایی از آن دست به اقدامی زدهاند، و حال به سبب همین آگاهی و اقدامشان، کشته شدهاند. ما با مسألهای اجتماعی و سیاسی روبرو هستیم.
✍🏻 #امین_بزرگیان
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @AminBozorgiyan
▪️انقلاب: یعنی آن پدیدار جمعی که روند ناگوار موجود را متوقف کند و نظمی نو بیفکند.
▪️ادبیات و هنر و فلسفه: ساختن جهانی موازی که بتوان به آن پناهنده شد و حیاتی مستقل از «واقعیت» را از طریق داستانها و ایدهها سامان داد.
▪️مذهب: یک فضای قدیمی برای معنا بخشیدن به رنجها و فقدانها از طریق تصور زندگی شخصی به عنوان عنصری از یک نظم سراسری و متعالی.
▪️مواد مخدر - الکل: تأثیرگذاری شیمیایی بر ذهن به هدف فارغ شدن از «واقعیت» و خلاصی از معضلات غیر قابل تحمل آن.
◼️ بدین معنا، معتاد به مواد مخدر -غالباً- محصولی اجتماعی و نتیجه مناسبات اقتصادی و سیاسی حاکم بر آن است. او ابژهای عمیقاً سیاسی است؛ کسی که در برابر «وضعیت»، پیشتر خلع سلاح شده و در فقدان انقلاب و ناکارآمدیِ بقیه پناهگاههای حیات، کاری عاقلانه را برای صیانت از خود برگزیده است. برخلاف تصورات رایج، اعتیاد به مواد مخدر، روشی عقلانی در برابر شرایط و تصمیمی در حد امکانات برای تداوم حیات است.
◼️ چه تفاوتی وجود دارد بین معتاد به مواد مخدر و یک انقلابی؟ یا بین او و یک مؤمن؟ اگر تفاوتی وجود دارد، بدون اینکه بخواهم در دام «ساختارگرایی» بیفتم، بیش از هر چیز، مربوط به امکاناتیست که جهان بیرون برای انقلابی بودن یا مؤمن و فرهیخته بودن در اختیار آدمی میگذارند. در فقدان این امکانات، آیا تزریق مادهای شیمیایی برای لختی رها شدن از واقعیت، عاقلانه نیست؟
◼️ سوختن معتادان در کمپی در لنگرود، در این معنا، همچون اعدام انقلابیون، کشتار مؤمنان در یک مراسم مذهبی و حتی قتل روشنفکران است. این ارتباط، چیزی ورای مسأله انسانی این واقعه است: با مرگ افرادی روبروییم که پیشتر، ناگواری زیستن را درک کرده و برای رهایی از آن دست به اقدامی زدهاند، و حال به سبب همین آگاهی و اقدامشان، کشته شدهاند. ما با مسألهای اجتماعی و سیاسی روبرو هستیم.
✍🏻 #امین_بزرگیان
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @AminBozorgiyan
نقدآگین
📺 چرا ادبیات بر سیاست مقدم است؟ — سخن کِن فالت، فرانسویترین نویسندۀ انگلیس 🖌#ترجمه: #صدوقی_پور 🍂 #کن_فالت (Ken Follett - زاده ۵ ژوئن ۱۹۴۹ در ولز بریتانیا) نویسنده بریتانیایی رمانهای پرفروش است. 🍂 فالت ابتدا به تحصیل فلسفه در دانشگاه لندن پرداخت. پس…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘اگر صلح نوعی جایزه بود
✍🏻 #سلمان_رشدی
🖌 #عرفان_ثابتی
🍂 در ابتدا اجازه دهید که برای شما داستانی تعریف کنم.
🍂 روزی روزگاری دو شغال به نامهای کاراتاکا («محتاط») و داماناکا («متهوّر») میزیستند. آنها در صف دومِ ملتزمینِ رکابِ شیرشاه، پینگالاکا، قرار داشتند، اما جاهطلب و نیرنگباز بودند.
🍂 یک روز، صدای غرّشی در جنگل شیرشاه را به هراس افکند. شغالها میدانستند که این صدای یک گاو نرِ است و نباید از آن ترسید. آنها گاو را متقاعد کردند که به محضر شیرشاه شرفیاب شود و اظهار دوستی کند.
🍂 شیر و گاو دوست شدند، و شیرشاه به نشانهی قدردانی از آن دو شغال، آنها را در صفِ اول ملتزمینِ رکابِ خود قرار داد. متأسفانه شیر و گاو آنقدر غرق در گفتوگو با یکدیگر شدند که سرانجام شیر از شکار بازماند و ملتزمینِ رکابش به گرسنگی افتادند؛ بنابراین، شغالها شیر را متقاعد کردند که گاو سرگرم دسیسهچینی برای قتلِ اوست، و در نتیجه شیر و گاو به جانِ یکدیگر افتادند و گاو کشته شد، و همه با خوردن گوشتِ او سیر شدند.
🍂 آن دو شغال بیش از پیش مقرّبِ درگاهِ شاه شدند؛ چون به او دربارهی دسیسهچینیِ گاو هشدار داده بودند. آن دو نزد دیگر حیواناتِ جنگل هم ارج و قربی فزون یافتند؛ البته بهاستثنای گاوِ بیچاره ــ اما این مسئله اهمیتی نداشت؛ چون او دیگر زنده نبود و به طعمهی لذیذی برای ناهارِ دیگران تبدیل شده بود.
🍂 این داستان، کموبیش، چارچوب اصلیِ اولین و طولانیترین بخش از کتاب پنچاتنترا ــ مجموعهای از حکایتهای حیوانات ــ را شکل میدهد.[1] عنوان این بخش چنین است: «در باب اختلاف انداختن میان دوستان».
🍂 سومین بخش از این کتاب «جنگ و صلح» نام دارد، همان عنوانی که بعدها بر جلد کتابِ معروفِ دیگری هم نقش بست. این بخش، جنگ میان کلاغها و جغدها را شرح میدهد؛ جنگی که در پی مکر و نیرنگِ یک کلاغ حقّهباز، به شکست و نابودیِ جغدها میانجامد. من در رمان شهر پیروزی از این داستان الهام گرفتم.
🍂 آنچه همیشه مرا مجذوب داستانهای پنچاتنترا کرده این است که بسیاری از این داستانها موعظه نمیکنند و دربارهی نیکی یا فضیلت یا صداقت یا خویشتنداری درسِ اخلاق نمیدهند. در این داستانها، اغلب مکر و نیرنگ و بیاعتنایی به اصول اخلاقی به پیروزی میانجامد. در این داستانها آدمخوبها همیشه پیروز نمیشوند (حتی همیشه معلوم نیست که آدمخوبها چه کسانی هستند). به همین دلیل، این داستانها بهطرز شگفتانگیزی مدرن به نظر میرسند؛ زیرا ما خوانندگانِ معاصر، در دنیایی آکنده از بیشرمی و مکر و نیرنگ و بیاعتنایی به اصول اخلاقی زندگی میکنیم؛ دنیایی که در آن آدمبدها اغلب همهجا پیروز شدهاند.
🌐 مطالعۀ متن کامل در مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه
🔖 ۲۴۳۳ واژه
#فلسفیدن #خیالپرسه #ترجمه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
✍🏻 #سلمان_رشدی
🖌 #عرفان_ثابتی
🍂 در ابتدا اجازه دهید که برای شما داستانی تعریف کنم.
🍂 روزی روزگاری دو شغال به نامهای کاراتاکا («محتاط») و داماناکا («متهوّر») میزیستند. آنها در صف دومِ ملتزمینِ رکابِ شیرشاه، پینگالاکا، قرار داشتند، اما جاهطلب و نیرنگباز بودند.
🍂 یک روز، صدای غرّشی در جنگل شیرشاه را به هراس افکند. شغالها میدانستند که این صدای یک گاو نرِ است و نباید از آن ترسید. آنها گاو را متقاعد کردند که به محضر شیرشاه شرفیاب شود و اظهار دوستی کند.
🍂 شیر و گاو دوست شدند، و شیرشاه به نشانهی قدردانی از آن دو شغال، آنها را در صفِ اول ملتزمینِ رکابِ خود قرار داد. متأسفانه شیر و گاو آنقدر غرق در گفتوگو با یکدیگر شدند که سرانجام شیر از شکار بازماند و ملتزمینِ رکابش به گرسنگی افتادند؛ بنابراین، شغالها شیر را متقاعد کردند که گاو سرگرم دسیسهچینی برای قتلِ اوست، و در نتیجه شیر و گاو به جانِ یکدیگر افتادند و گاو کشته شد، و همه با خوردن گوشتِ او سیر شدند.
🍂 آن دو شغال بیش از پیش مقرّبِ درگاهِ شاه شدند؛ چون به او دربارهی دسیسهچینیِ گاو هشدار داده بودند. آن دو نزد دیگر حیواناتِ جنگل هم ارج و قربی فزون یافتند؛ البته بهاستثنای گاوِ بیچاره ــ اما این مسئله اهمیتی نداشت؛ چون او دیگر زنده نبود و به طعمهی لذیذی برای ناهارِ دیگران تبدیل شده بود.
🍂 این داستان، کموبیش، چارچوب اصلیِ اولین و طولانیترین بخش از کتاب پنچاتنترا ــ مجموعهای از حکایتهای حیوانات ــ را شکل میدهد.[1] عنوان این بخش چنین است: «در باب اختلاف انداختن میان دوستان».
🍂 سومین بخش از این کتاب «جنگ و صلح» نام دارد، همان عنوانی که بعدها بر جلد کتابِ معروفِ دیگری هم نقش بست. این بخش، جنگ میان کلاغها و جغدها را شرح میدهد؛ جنگی که در پی مکر و نیرنگِ یک کلاغ حقّهباز، به شکست و نابودیِ جغدها میانجامد. من در رمان شهر پیروزی از این داستان الهام گرفتم.
🍂 آنچه همیشه مرا مجذوب داستانهای پنچاتنترا کرده این است که بسیاری از این داستانها موعظه نمیکنند و دربارهی نیکی یا فضیلت یا صداقت یا خویشتنداری درسِ اخلاق نمیدهند. در این داستانها، اغلب مکر و نیرنگ و بیاعتنایی به اصول اخلاقی به پیروزی میانجامد. در این داستانها آدمخوبها همیشه پیروز نمیشوند (حتی همیشه معلوم نیست که آدمخوبها چه کسانی هستند). به همین دلیل، این داستانها بهطرز شگفتانگیزی مدرن به نظر میرسند؛ زیرا ما خوانندگانِ معاصر، در دنیایی آکنده از بیشرمی و مکر و نیرنگ و بیاعتنایی به اصول اخلاقی زندگی میکنیم؛ دنیایی که در آن آدمبدها اغلب همهجا پیروز شدهاند.
🌐 مطالعۀ متن کامل در مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه
🔖 ۲۴۳۳ واژه
#فلسفیدن #خیالپرسه #ترجمه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
Telegraph
اگر صلح نوعی جایزه بود
سلمان رشدی برگردان: عرفان ثابتی در ابتدا اجازه دهید که برای شما داستانی تعریف کنم. روزی روزگاری دو شغال به نامهای کاراتاکا («محتاط») و داماناکا («متهوّر») میزیستند. آنها در صف دومِ ملتزمینِ رکابِ شیرشاه، پینگالاکا، قرار داشتند، اما جاهطلب و نیرنگباز بودند.…
نقدآگین
📘اعتراف ناخواستۀ نتانیاهو به ماهیت ضدمدرن، تاریخپریش و التقاطی صهیونیسم ✍🏻 #علی_افشاری 🍂 نتانیاهو در این صحبتها، ناخواسته اعتراف بزرگی میکند که تئودور هرتسل برای جهان مدرن مشکل ایجاد کرده و برخلاف ادعای او قهرمان تاریخ نیست! 🍂 او میگوید هرتسل به…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
1️⃣ یک فاطیکماندویِ نخودمغز و مجسمۀ حماقت و بلاهت و گندهگازی، در سیمایِ سلطانی و در یک برنامۀ زنده، «گند-گاو-چاله-دهان»ش را باز کرد و افاضه فرمود:
2️⃣ #علیرضاموثق
🍂 استبداد همیشه با افزایش تصاعدیِ حماقت و بیانصافی و توهم و کوری و خودشیفتگی، عجین است.
🍂 فرض میکنیم که تمام کسانی که در تشییعِ جنازۀ قاسم سلیمانی و راهپیمایی اربعین و امثالهم شرکت کردهاند، طرفدارِ این نظام سیاسی و از غلامانِ استبدادِ اسلامی-آخوندی هستند، اما پرسش این است که چند میلیون نفر در این مراسمها شرکت کردند؟ ۱۰ میلیون؟ ۲۰ میلیون؟ ۳۰ میلیون؟! اما ما نزدیک ۹۰ میلیون ایرانی داریم و ایران ملکِ مشاعِ همۀ ایشان است، نه ارثِ پدرِ یک قوم و قبیله و فرقۀ خاص! بهعبارتی، جنونِ استبداد و تفرعن و خودشیفتگی، باعث میشود که حتی در شمارشِ مردم نیز مرتکبِ تبعیض و توهم شوند.
🍂 با قبضۀ انحصارطلبانۀ سلاح و پول و قانون و رسانۀ ملی و با حمایتِ قدرتِ سیاسی، تجمع و تظاهرات میکنند و بعد، احساسِ غرور و قدرت هم میکنند! و خودشان را با تعدادِ کسانی که در ذیلِ سرکوبِ خشنِ انواع نیروهای سرکوبِ قدرت سیاسی، علیه این رژیم تظاهرات میکنند، مقایسه میکنند! عجب انصافی و عجب مروتی!
🍂 خب، شما اگر از مقبولیت و محبوبیتِ خود مطمئن هستید، یکبار به مخالفان نیز حقّ تجمع دهید و با خشونت، سرکوبشان نکنید؛ بعد، رجز بخوانید!
🍂 ضمن اینکه مناقشه با حفاظت از مرزها در مقابلِ اسرائیل و طالبان و دیگر بیگانگان و دشمنان یا توسعۀ تجهیزاتِ نظامی برایِ بازدارندگی و یا دفاع از منافع ملی در مقابلِ آمریکا و اروپا نیست؛ بلکه مناقشه در سیاستهایِ امپریالیستی در منطقه و هزینههایِ گزافِ آن از جیبِ مردم مستضعف، و استبداد و ناکارآمدیِ داخلیست. حداقل وظیفۀ حکومت، حفاظت از مرزها در مقابلِ حملۀ بیگانگان است؛ مناقشه با وظایفِ متعددِ دیگر و بر زمینماندۀ این حکومت است. مناقشه در این است که سلحشوری بدونِ خردورزی و واقعبینی و امکاناتسنجی، به هلاکت میانجامد.
#ویدیو_تحلیل #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
مملکت و صداو سیما متعلق به حزباللهیهاست!
2️⃣ #علیرضاموثق
🍂 استبداد همیشه با افزایش تصاعدیِ حماقت و بیانصافی و توهم و کوری و خودشیفتگی، عجین است.
🍂 فرض میکنیم که تمام کسانی که در تشییعِ جنازۀ قاسم سلیمانی و راهپیمایی اربعین و امثالهم شرکت کردهاند، طرفدارِ این نظام سیاسی و از غلامانِ استبدادِ اسلامی-آخوندی هستند، اما پرسش این است که چند میلیون نفر در این مراسمها شرکت کردند؟ ۱۰ میلیون؟ ۲۰ میلیون؟ ۳۰ میلیون؟! اما ما نزدیک ۹۰ میلیون ایرانی داریم و ایران ملکِ مشاعِ همۀ ایشان است، نه ارثِ پدرِ یک قوم و قبیله و فرقۀ خاص! بهعبارتی، جنونِ استبداد و تفرعن و خودشیفتگی، باعث میشود که حتی در شمارشِ مردم نیز مرتکبِ تبعیض و توهم شوند.
🍂 با قبضۀ انحصارطلبانۀ سلاح و پول و قانون و رسانۀ ملی و با حمایتِ قدرتِ سیاسی، تجمع و تظاهرات میکنند و بعد، احساسِ غرور و قدرت هم میکنند! و خودشان را با تعدادِ کسانی که در ذیلِ سرکوبِ خشنِ انواع نیروهای سرکوبِ قدرت سیاسی، علیه این رژیم تظاهرات میکنند، مقایسه میکنند! عجب انصافی و عجب مروتی!
🍂 خب، شما اگر از مقبولیت و محبوبیتِ خود مطمئن هستید، یکبار به مخالفان نیز حقّ تجمع دهید و با خشونت، سرکوبشان نکنید؛ بعد، رجز بخوانید!
🍂 ضمن اینکه مناقشه با حفاظت از مرزها در مقابلِ اسرائیل و طالبان و دیگر بیگانگان و دشمنان یا توسعۀ تجهیزاتِ نظامی برایِ بازدارندگی و یا دفاع از منافع ملی در مقابلِ آمریکا و اروپا نیست؛ بلکه مناقشه در سیاستهایِ امپریالیستی در منطقه و هزینههایِ گزافِ آن از جیبِ مردم مستضعف، و استبداد و ناکارآمدیِ داخلیست. حداقل وظیفۀ حکومت، حفاظت از مرزها در مقابلِ حملۀ بیگانگان است؛ مناقشه با وظایفِ متعددِ دیگر و بر زمینماندۀ این حکومت است. مناقشه در این است که سلحشوری بدونِ خردورزی و واقعبینی و امکاناتسنجی، به هلاکت میانجامد.
#ویدیو_تحلیل #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
1️⃣ قبل از جنگ حماس، در اسرائیل، داعشیان یهودی بهشکل گلهای، به یک زن حمله کردند؛ زیرا سرش در محلهای خاص، باز بود. این زن هم با سگش، متعصبان مذهبی را ترساند. اسرائیل مدتهاست که درگیریِ افراد سکولار-ضد سکولار را تجربه میکند. مذهبیها در اسرائیل حتی پوسترهای…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 شین مثل شرافت
🍂 #عباس_کیارستمی دربارۀ مسالۀ حجاب در فیلمهای بعد از انقلاب میگوید و اینکه سعی میکرد #زنان را در خانه نشان ندهد؛ چون خانواده در این شکل، در وهلۀ اول برای خود کارگردان باورپذیر نخواهد بود ...
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 #عباس_کیارستمی دربارۀ مسالۀ حجاب در فیلمهای بعد از انقلاب میگوید و اینکه سعی میکرد #زنان را در خانه نشان ندهد؛ چون خانواده در این شکل، در وهلۀ اول برای خود کارگردان باورپذیر نخواهد بود ...
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
داد نزنیااااااا😂😂 #نقدخند ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘علیه یاوه
✍🏻 #رضا_نساجی
🍂 مهرپویا علا نوشتهاست:
🍂 او این ادعانامه را علیه اعراب فلسطین و له یهودیان اسرائیل نوشته است. اما میتوانید عدد ۷۰ را به ۲۰۰۰ تغییر دهید؛ و آنگاه این متن ادعانامهای علیه یهودیان اسرائیل و له عربهای فلسطین خواهد بود.
🍂 در واقع، صهیونیسم چیزی نیست جز ادعای آنکه یهودیان باید به سرزمین مقدس بازگردند، چون چند هزار سال پیش (به دست رومیان) از آنجا رانده و در جهان سرگردان شدهاند. پشتوانهی این بازگشت که در برخی متون دینی به آنان وعده داده شده، تصریحاتی در تورات است که اجازه میدهد همچون دوران بازگشت از مصر، ساکنان سرزمین مقدس را قتل عام کنند و جای آنان را بگیرند. نظیر آیاتی از کتاب اول سموئیل، دستور سموئیل نبی به فرماندهی به نام شائول:
🍂 از قضا، نتانیاهو هم صراحتاً فلسطینیان را عمالیق میخواند و با تکیه بر این آیه، خواهان کشتار آنان است. اما این امر افزون بر اعتراف به نسلکشی اسرائیلیها علیه فلسطینیان و نفی «حق حیات» آنان (نه فقط زن و کودک، که حیوانات اهالی آنان)، اعتراف به قدمت تاریخی چندهزار سالهی فلسطینیان در این سرزمین هست.
لذا، دیگر نیازی به ارائهی اسناد ملکی فلسطینیان و مدارک هویتی (پاسپورتهای فلسطین حتی در دوران قیمومیت انگلیسیها) نیست. بماند که یهودیان در آن سالها نهادهای داخلیشان را به نام «فلسطین» ثبت میکردند (از جمله فدراسیونهای ورزشی فلسطین) ولی اعراب را در آن راه نمیدادند و پس از رسمیتیافتن دولت اسرائیل آن نهادها را به نام اسرائیل تغییر نام دادند، بدون اینکه اجازهی تشکیل نهادهای بدیل فلسطینی را به اعراب بدهند (نظیر تشکیل «فدراسیون فوتبال فلسطین»).
🍂 اما اجازه بدهید با مفروضات مدعی مبنی بر اینکه پس از چند سال از زمان تصرف عدوانی، حق مالکیت افراد ملغی میشود و نباید به روش صلحآمیز یا قهرآمیز دنبالش بروند، موافق باشیم تا نتایج درخشان آن را بفهمیم. بر اساس این ادعا و حول همان عدد «۷۰» سال، تمام کسانی که در انقلاب اسلامی «مال»شان «غصب» و غارت شده، باید عجله کنند. چون اگر تا ۲۶ سال دیگر جمهوری اسلامی دوام بیاورد، آنان دیگر حق ندارند ادعایی کنند. از جملهی این افراد، هموطنان بهایی و صد البته کلیمی نظیر ورثهی زندهیاد حبیب القانیان هستند که بلافاصله پس از انقلاب، خودش اعدام و اموالش غارت شد.
🍂 پشت ادعای این متفکران اینترنتی که معلوم است در عمرشان کتاب مقدس یهودیان را نخوانده و فراتر از جمهوری اسلامی و اسلام، از عربها نفرت دارند (تا آنجا که توجیهگر فاشیسم اسرائیل و فاندامنتالیسم یهودی شود که اسلام نسخهی رونویسیشدهی آن به شمار میآید) چیزی جز تأیید «منطق زور» نیست. با همان روشهای جدلی که اعمال اسرائیل در فلسطین توجیه میشود، میشود اعمال جمهوری اسلامی در ایران را توجیه کرد. دیگر خود دانید و عقل سلیم که باید آن را در برابر یاوههای روزمره پاس داشت.
#نقد_روشنفکران #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin| @RezaNassaji
✍🏻 #رضا_نساجی
🍂 مهرپویا علا نوشتهاست:
«تصور کنید در همسایگیتان کسانی هستند که معتقدند حتی نوزاد شما نه فقط فرقی با نظامی ندارد، که اصلاً «حقّ حیات» هم ندارد و میتوان هر بلایی بر سرش آورد و خندید؛ اما چرا؟ به «جرم» زاده شدن در زمینی که آنها معتقدند هفتاد سال پیش «مال آنها» بود و آدمهایی در هفتاد سال پیش آمدند و آن زمینها را «غصب» کردند؛ پس حق داریم اگر زورمان رسید همه را بکشیم و باز هم مظلوم ما هستیم».
🍂 او این ادعانامه را علیه اعراب فلسطین و له یهودیان اسرائیل نوشته است. اما میتوانید عدد ۷۰ را به ۲۰۰۰ تغییر دهید؛ و آنگاه این متن ادعانامهای علیه یهودیان اسرائیل و له عربهای فلسطین خواهد بود.
🍂 در واقع، صهیونیسم چیزی نیست جز ادعای آنکه یهودیان باید به سرزمین مقدس بازگردند، چون چند هزار سال پیش (به دست رومیان) از آنجا رانده و در جهان سرگردان شدهاند. پشتوانهی این بازگشت که در برخی متون دینی به آنان وعده داده شده، تصریحاتی در تورات است که اجازه میدهد همچون دوران بازگشت از مصر، ساکنان سرزمین مقدس را قتل عام کنند و جای آنان را بگیرند. نظیر آیاتی از کتاب اول سموئیل، دستور سموئیل نبی به فرماندهی به نام شائول:
«پس الان برو و عمالیق را شكست داده، جمیع مایملك ایشان را بالكل نابود ساز، و بر ایشان شفقت مفرما، بلكه مرد و زن و طفل و شیرخواره و گاو و گوسفند و شتر و الاغ را بكُش». (اول سموئیل، ۱۵، ۳).
🍂 از قضا، نتانیاهو هم صراحتاً فلسطینیان را عمالیق میخواند و با تکیه بر این آیه، خواهان کشتار آنان است. اما این امر افزون بر اعتراف به نسلکشی اسرائیلیها علیه فلسطینیان و نفی «حق حیات» آنان (نه فقط زن و کودک، که حیوانات اهالی آنان)، اعتراف به قدمت تاریخی چندهزار سالهی فلسطینیان در این سرزمین هست.
لذا، دیگر نیازی به ارائهی اسناد ملکی فلسطینیان و مدارک هویتی (پاسپورتهای فلسطین حتی در دوران قیمومیت انگلیسیها) نیست. بماند که یهودیان در آن سالها نهادهای داخلیشان را به نام «فلسطین» ثبت میکردند (از جمله فدراسیونهای ورزشی فلسطین) ولی اعراب را در آن راه نمیدادند و پس از رسمیتیافتن دولت اسرائیل آن نهادها را به نام اسرائیل تغییر نام دادند، بدون اینکه اجازهی تشکیل نهادهای بدیل فلسطینی را به اعراب بدهند (نظیر تشکیل «فدراسیون فوتبال فلسطین»).
🍂 اما اجازه بدهید با مفروضات مدعی مبنی بر اینکه پس از چند سال از زمان تصرف عدوانی، حق مالکیت افراد ملغی میشود و نباید به روش صلحآمیز یا قهرآمیز دنبالش بروند، موافق باشیم تا نتایج درخشان آن را بفهمیم. بر اساس این ادعا و حول همان عدد «۷۰» سال، تمام کسانی که در انقلاب اسلامی «مال»شان «غصب» و غارت شده، باید عجله کنند. چون اگر تا ۲۶ سال دیگر جمهوری اسلامی دوام بیاورد، آنان دیگر حق ندارند ادعایی کنند. از جملهی این افراد، هموطنان بهایی و صد البته کلیمی نظیر ورثهی زندهیاد حبیب القانیان هستند که بلافاصله پس از انقلاب، خودش اعدام و اموالش غارت شد.
🍂 پشت ادعای این متفکران اینترنتی که معلوم است در عمرشان کتاب مقدس یهودیان را نخوانده و فراتر از جمهوری اسلامی و اسلام، از عربها نفرت دارند (تا آنجا که توجیهگر فاشیسم اسرائیل و فاندامنتالیسم یهودی شود که اسلام نسخهی رونویسیشدهی آن به شمار میآید) چیزی جز تأیید «منطق زور» نیست. با همان روشهای جدلی که اعمال اسرائیل در فلسطین توجیه میشود، میشود اعمال جمهوری اسلامی در ایران را توجیه کرد. دیگر خود دانید و عقل سلیم که باید آن را در برابر یاوههای روزمره پاس داشت.
#نقد_روشنفکران #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin| @RezaNassaji
Telegram
مهرپویا علا
موضع گرفتن ما در موضوع اسرائیل فلسطین اثر خاصی ندارد. ولی اگر برای خودتان مهم است که موضع اخلاقی و انسانی بگیرید و این دغدغه نمایشی نیست و صادقانه است - به این معنی که اصرار نداری به هر ترتیبی «تو تیم پروگرسیوها» باشی و اگر باسوادها، باکلاسها، آکادمیسینها،…
نقدآگین
📺 منطقی نیست(!) 🎙#امیر_ولیزاده #نقدخند #حکومت_اسلامی ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘هذیانات فلسفی، جنون فکری
(۱/۲)
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 بیژن عبدالکریمی، در «سیمای رسمی حکومت»، در «شبکهٔ سپاهی»، در «یک برنامهٔ سفارشی»، بر منبر رفته و افاضات و بیاناتی در ذمّ مردمِ «هذیانگوی تبدار»، روشنفکران «گناهکار»، غربِ «وحشی» و جهانِ «بیاخلاق» داشتند تا عهدش را با (به قول خودش) «گفتمانِ انقلاب» تجدید کند، اما گفتار دکتر عبدالکریمی، خود «هذیاناتِ فلسفی» بود، برخاسته از تب فکری، در تریبون و منبرِ رسمیِ حکومت در «خوراکدادن به قدرت».
🍂 میدانیم جناب عبدالکریمی نَسَب فکری و فلسفی از فردید، این هذیانگوترین متفکر ایرانی، بردهاست؛ استاد، به تبِ فردیدی بازگشتی داشته و این بار، «آرمانِ فلسطین» را بهانه کرده برای تکرار آن هذیانات، اما جنابِ استاد، این بار از یک منبر و تریبونِ رسمی، بهرهٔ کافی برد تا هذیاناتِ فلسفی خودش را بر ضدّ «مردم، روشنفکران و دانشگاهیان» بهکار ببرد و نجات را در گفتمانِ انقلاب ببیند. پس در پسِ هذیانات فقط «تبِ فلسفی» نیست، «مرضِ سیاسی» هم هست.
🍂استادِ فلسفه «از مرضِ سیاسی» بجای پرسشگری، همان «گفتمان حکومت» را تکرار میکند، از «گناهِ نابخشودنیِ روشنفکران» شکایت میبرد و از مردم گلایه میکند که به «هذیان» افتادهاند.
🍂 عفونتِ مرضِ آنجاست که استاد، «معیار و میزانِ دوگانه» در برابر فلسطین و ایران دارد:
1️⃣ فلسطین را در کاربست خشونت در برابر اشغال و سرکوبْ حقدار میشناسد، حرکت حماس به موجب بسته شدنِ راهها را مشروع میداند، خطّ مقاومت در برابر اسرائیل را منطقی و معقول میخواند،
2️⃣ اما به سراغ ایرانیان که میآید، به «اصلاح و مصالحه و همکاری و گفتگو» - راههای مسدود - دعوت میکند و دم از آشتی و همدلی میزند!
1️⃣ به مقاومت فلسطینی درود میفرستد،
2️⃣ اما با زبان تحقیر، «اتوپیای مصرف» و «دموکراسیِ پفکی» را، بر سر نسلِ جدید میکوبد و با تبختر فلسفی بر «تودهٔ هذیانگوی تبدار» میتازد!
🔺حتی حسّ مشترک در برابر رنجِ فلسطین و رنجِ ایران ندارد؛ از یکی خون میگرید و از دیگری آخ میگوید!
🍂 فلسطین برای استادْ بهانه است؛ بهانهٔ «لیبرالستیزی» و «غربهراسی» و تکرار «هذیاناتِ فاشیستی»؛ بهانهٔ «عهد با قدرت» و «تجدید پیمان با فاشیسم». به بهانهٔ فلسطین، ذاتِ غرب را در «قهر» و ذاتِ آمریکا را در «خشونت» میبیند که در تزلزل متافیزیکی خود است، اما خشونت در گفتمانِ انقلاب اسلامی را امری «عرضی» میشناسد که آن هم «از سوی غرب» به او عارض شدهاست؛ حقوق بشر را «تهی و بیبنیاد» مییابد که صرفِ «ابزار سیاسی» برای هژمونی غرب است، اما ایرادِ حقوق بشری از اسرائیل میگیرد. این هذیانات فلسفی، بیشک، ارثیهٔ «فاشیسم فردیدی» است که خبر از «تبِ فکری و جنون فلسفی» میدهد؛ این تب و بیماری، سر از فاشیسم هم درمیآورد.
🍂 استاد، جنایات اسرائیل در فلسطین را - که هیچ انسانِ منصف و دردمندی توان انکار و کتمانش را ندارد چه جای توجیه - نشانهای از آخرین مراحل متافیزیکی غرب و بحرانِ مدرنیته میبیند، اما با «بچههای انقلابِ اسلامی» همدلی دارد و بحرانِ ملل اسلامی را نیز در «غربزدگی» میبیند!
🍂 با ادعای فلسفی، «حکمی سیاسی» میدهد و همان سخن رهبری را تکرار میکند که «با غرب نمیتوان کنار آمد» و باید از برجام این درس را بگیریم!
🍂 گویا استاد، در برنامهٔ رسمی و سپاهی، همرنگ و همصدای افراطیترین طیفِ نظام شدهاست؛ حتی اصلاحطلبانه، از مذاکره و تعامل با غرب هم نمیگوید. از جنایاتِ غزّه، «بیاخلاق شدن جهان» را نتیجه میگیرد که پیآمد «از دست رفتن متافیزیکِ اخلاق» است و خودبُنیادیِ انسان، اما از کُشتار بلوچستان و کردستان، قتلِ کودکان، سرکوبِ زنان، به بیاخلاق شدنِ ایران پی نبردهاست.*
🍂 استادِ فلسفه البته سخنانی هشدارآمیز به حکومت (یا همان گفتمان انقلاب) داشت و اندکی زبان به نقد هم گشود. گفتمانِ انقلاب که در میان هذیانات مردم و گناهِ روشنفکران، به گمان او، یگانه راه منطقی را در مقاومت طی کردهاست، برخوردِ فلسفی و حکمتی با غرب ندارد، متافیزیک و فلسفهٔ آلترناتیوی در برابر انسان مُدرن تعریف نکردهاست.
🍂 در واقع، نقد استاد، به گفتمان انقلاب این است که به «نظامیگری و سیاستاندیشی» اکتفا کردهاست؛ درحالی که باید با غرب، «مبارزهٔ تمدّنی و فلسفی و متافیزیکی» هم بکند. یعنی گفتمانِ انقلاب، به نحو عمیق و بنیادین، در برابر غرب مقاومت نمیکند! به قول خودش با فقه اصغر خود به مقابله با فقه اکبر غرب رفته است. مشکلِ گفتمانِ انقلاب، نداشتنِ فقه اکبر در برابر غرب است؛ فقه اکبر، همان فلسفه و متافیزیک است. وگرنه، اصل مقاومت در برابر غرب، کنار نیامدن، نفی و مبارزه، چون و چرا ندارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
(۱/۲)
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 بیژن عبدالکریمی، در «سیمای رسمی حکومت»، در «شبکهٔ سپاهی»، در «یک برنامهٔ سفارشی»، بر منبر رفته و افاضات و بیاناتی در ذمّ مردمِ «هذیانگوی تبدار»، روشنفکران «گناهکار»، غربِ «وحشی» و جهانِ «بیاخلاق» داشتند تا عهدش را با (به قول خودش) «گفتمانِ انقلاب» تجدید کند، اما گفتار دکتر عبدالکریمی، خود «هذیاناتِ فلسفی» بود، برخاسته از تب فکری، در تریبون و منبرِ رسمیِ حکومت در «خوراکدادن به قدرت».
🍂 میدانیم جناب عبدالکریمی نَسَب فکری و فلسفی از فردید، این هذیانگوترین متفکر ایرانی، بردهاست؛ استاد، به تبِ فردیدی بازگشتی داشته و این بار، «آرمانِ فلسطین» را بهانه کرده برای تکرار آن هذیانات، اما جنابِ استاد، این بار از یک منبر و تریبونِ رسمی، بهرهٔ کافی برد تا هذیاناتِ فلسفی خودش را بر ضدّ «مردم، روشنفکران و دانشگاهیان» بهکار ببرد و نجات را در گفتمانِ انقلاب ببیند. پس در پسِ هذیانات فقط «تبِ فلسفی» نیست، «مرضِ سیاسی» هم هست.
🍂استادِ فلسفه «از مرضِ سیاسی» بجای پرسشگری، همان «گفتمان حکومت» را تکرار میکند، از «گناهِ نابخشودنیِ روشنفکران» شکایت میبرد و از مردم گلایه میکند که به «هذیان» افتادهاند.
🍂 عفونتِ مرضِ آنجاست که استاد، «معیار و میزانِ دوگانه» در برابر فلسطین و ایران دارد:
1️⃣ فلسطین را در کاربست خشونت در برابر اشغال و سرکوبْ حقدار میشناسد، حرکت حماس به موجب بسته شدنِ راهها را مشروع میداند، خطّ مقاومت در برابر اسرائیل را منطقی و معقول میخواند،
2️⃣ اما به سراغ ایرانیان که میآید، به «اصلاح و مصالحه و همکاری و گفتگو» - راههای مسدود - دعوت میکند و دم از آشتی و همدلی میزند!
1️⃣ به مقاومت فلسطینی درود میفرستد،
2️⃣ اما با زبان تحقیر، «اتوپیای مصرف» و «دموکراسیِ پفکی» را، بر سر نسلِ جدید میکوبد و با تبختر فلسفی بر «تودهٔ هذیانگوی تبدار» میتازد!
🔺حتی حسّ مشترک در برابر رنجِ فلسطین و رنجِ ایران ندارد؛ از یکی خون میگرید و از دیگری آخ میگوید!
🍂 فلسطین برای استادْ بهانه است؛ بهانهٔ «لیبرالستیزی» و «غربهراسی» و تکرار «هذیاناتِ فاشیستی»؛ بهانهٔ «عهد با قدرت» و «تجدید پیمان با فاشیسم». به بهانهٔ فلسطین، ذاتِ غرب را در «قهر» و ذاتِ آمریکا را در «خشونت» میبیند که در تزلزل متافیزیکی خود است، اما خشونت در گفتمانِ انقلاب اسلامی را امری «عرضی» میشناسد که آن هم «از سوی غرب» به او عارض شدهاست؛ حقوق بشر را «تهی و بیبنیاد» مییابد که صرفِ «ابزار سیاسی» برای هژمونی غرب است، اما ایرادِ حقوق بشری از اسرائیل میگیرد. این هذیانات فلسفی، بیشک، ارثیهٔ «فاشیسم فردیدی» است که خبر از «تبِ فکری و جنون فلسفی» میدهد؛ این تب و بیماری، سر از فاشیسم هم درمیآورد.
🍂 استاد، جنایات اسرائیل در فلسطین را - که هیچ انسانِ منصف و دردمندی توان انکار و کتمانش را ندارد چه جای توجیه - نشانهای از آخرین مراحل متافیزیکی غرب و بحرانِ مدرنیته میبیند، اما با «بچههای انقلابِ اسلامی» همدلی دارد و بحرانِ ملل اسلامی را نیز در «غربزدگی» میبیند!
🍂 با ادعای فلسفی، «حکمی سیاسی» میدهد و همان سخن رهبری را تکرار میکند که «با غرب نمیتوان کنار آمد» و باید از برجام این درس را بگیریم!
🍂 گویا استاد، در برنامهٔ رسمی و سپاهی، همرنگ و همصدای افراطیترین طیفِ نظام شدهاست؛ حتی اصلاحطلبانه، از مذاکره و تعامل با غرب هم نمیگوید. از جنایاتِ غزّه، «بیاخلاق شدن جهان» را نتیجه میگیرد که پیآمد «از دست رفتن متافیزیکِ اخلاق» است و خودبُنیادیِ انسان، اما از کُشتار بلوچستان و کردستان، قتلِ کودکان، سرکوبِ زنان، به بیاخلاق شدنِ ایران پی نبردهاست.*
🍂 استادِ فلسفه البته سخنانی هشدارآمیز به حکومت (یا همان گفتمان انقلاب) داشت و اندکی زبان به نقد هم گشود. گفتمانِ انقلاب که در میان هذیانات مردم و گناهِ روشنفکران، به گمان او، یگانه راه منطقی را در مقاومت طی کردهاست، برخوردِ فلسفی و حکمتی با غرب ندارد، متافیزیک و فلسفهٔ آلترناتیوی در برابر انسان مُدرن تعریف نکردهاست.
🍂 در واقع، نقد استاد، به گفتمان انقلاب این است که به «نظامیگری و سیاستاندیشی» اکتفا کردهاست؛ درحالی که باید با غرب، «مبارزهٔ تمدّنی و فلسفی و متافیزیکی» هم بکند. یعنی گفتمانِ انقلاب، به نحو عمیق و بنیادین، در برابر غرب مقاومت نمیکند! به قول خودش با فقه اصغر خود به مقابله با فقه اکبر غرب رفته است. مشکلِ گفتمانِ انقلاب، نداشتنِ فقه اکبر در برابر غرب است؛ فقه اکبر، همان فلسفه و متافیزیک است. وگرنه، اصل مقاومت در برابر غرب، کنار نیامدن، نفی و مبارزه، چون و چرا ندارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
📘هذیانات فلسفی، جنون فکری
(۲/۲)
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 آقای عبدالکریمی همچنین هشدار میدهد که، مبادا بچههای انقلابِ اسلامی از انقلاب بد دفاع کنند! اگر آدمکُشی اسرائیلیها «بحرانِ غرب» و «بیاخلاق شدن جهان» و «ذاتِ قهری و خشن غرب» است، آدمکُشی بچّههای انقلاب «بد دفاع کردن» است. از آنجا که خشونت در «ذاتِ غرب» است، نگرانی استاد این است که این خشونت در گفتمان انقلاب رسوخ کند.
🍂 بنای فلسفه و روشنفکری، پرسشگریست؛ چه در سیاست، چه در علم، چه در دین، چه در تاریخ. استادِ فلسفه اما، از خود نمیپرسد:
❓چرا آرمانِ فلسطین برای شماری از ایرانیان، این همه اعتبار و ارزش خود را باختهاست؟ چرا بسیاری از ایرانیان در برابر قساوتِ اسرائیل، بیتفاوت میگذرند؟ چرا به فلسطین بدبین شدهاند؟ چرا روشنفکران (کدام روشنفکر؟) از بغض حکومت، به حبّ اسرائیل افتادهاند؟ مگر این بغض، چه بغضیست که بعضی را در حبّ اسرائیل گرفتار کردهاست؟
🍂 بیآنکه بپرسد، از هذیان گفتن مردم و تب داشتن توده میگوید، اما نمیاندیشد که از مردم ستمدیده، چگونه میتوان انتظار دوستی با محبوبان ستمگر را داشت؟ نمیاندیشد که شاید سیاستهای حکومت، در حمایت از خطّ مقاومت، فلاکت و بدبختی برای مردمان آورده و آنان حق دارند از این خط بهراسند؛ نمیاندیشد مردمی که سوگوار کشتهشدگان خود هستند، شاید مجال سوگ نداشته باشند.
🍂 استادِ فلسفه چرا نمیپرسد که:
❓ اگر فلسطینیها، «حقّ مقاومت» در برابر اسرائیل دارند، حتّی «مقاومتِ قهرآمیز»، چرا ایرانیان نباید این حق را داشته باشند؟
❓اگر حماس در کاربستِ خشونتِ عریان محقّ است، چرا ایرانیان محقّ نباشند؟
🍂 اگر اسرائیل راهها را بستهاست، دولت اسلامی در ایران هم راه را بستهاست. اگر از مقاومت دفاع میکنید، از «همهٔ مقاومتها» دفاع کنید؛ اگر از خشونت دفاع میکنید، از همهٔ خشونتها دفاع کنید؛ اگر از صلح و آشتی حمایت میکنید، از همهٔ صلح و آشتیها حمایت کنید.
❓استاد از خود چرا نمیپرسد که نتیجهٔ خطّ مقاومتِ حماسی، برای مردم فلسطین و غزّه، جز بمباران و آوارگی، چه بوده است؟
❓استاد فلسفه، از خود نمیپرسد این غرب چیست که ذاتی دارد؟ این آمریکا چیست که تکذات است؟ و اگر ذاتی دارد، چرا این ذات خشونت و قهر باشد؟ و چگونه است که اسرائیل، از میان تمام تاریخِ غرب، تمام تاریخِ آمریکا، نمایانگر و نمایندهٔ ذاتِ غرب و آمریکاست؟
❓چرا روشنگری، توسعهٔ علمی، افزایش رفاه، کاهش عمومی فقر، قانونمداری، حقوق زنان، پیشرفتِ فلسفی، حقوق شهروندی، دموکراسی پاسخگو، ذاتِ غرب نباشد؟
❓چرا قانون اساسی آمریکا، اعلامیهٔ استقلال آمریکا، آزادی بیان سیاسی، نظام قضایی مستقلّ، ذاتِ آمریکا نباشد؟
❓و اگر این است، پس چرا کشتار زاهدان و بلوچستان، ذاتِ «گفتمان انقلاب» نباشد؟ اگر حقوق بشر تهی و بیبنیاد است، پس چگونه میتوان از حقوق فلسطینیها صیانت و حمایت کرد؟ گفتمان انقلاب، چه راهی برای حقوق بشر دارد؟
* پینوشت نقدآگین:
🍂 وزنِ جنایاتی که اسرائیل در غزه، به عمد یا غیرعمد، مرتکب شده، با جنایتی که یهوه، طبق تورات («نور» و «ذکر» در لسان قرآن)، فرمانش را داده (فرمان قتلعام، حتا نوزادها و زنان و حیوانات)، یا الله فرمانشان را داده (قتلعام یا تبعید کل ذکور بالغ -بنا بر اتهامی که به چند نفر از سران بستند- و از بین بردن نخلها -بهعنوان منبع حیات و اقتصاد- و تصرف و تعرض به زنان و دخترانشان)، قابل قیاس نیست.
🍂 اگر بمباران به شکل غیرمستقیم کسانی را میکشد، قتل عام در جهان سنت، به «فرمان یهوه یا الله»، به شکل مستقیم و رو-در-رو و با قصد و عمد، کودکان و حیوانات و زنان و مردم عادیِ بیگناه را کشته یا دختران و زنان و اموالشان را به تصاحب قوم غارتگرِ مؤید به «فرمان الله/یهوه» درآورده، اما عبدالکریمی با «استانداردی دوگانه»، این جنایات بسیار بزرگ در جهان سنت و بهاصطلاح متون مقدس و تاریخ ادیان را، نشانۀ «دروغ بودن خدای ادیان» و «مرگ خدای ادیان» و «مرگ اخلاق و بیبنیاد شدن آن» توسط این ادیان نمیداند، بلکه بسادگی، برای جنایت بنیقریظه، دست به توجیه و انکار میزند. اگر جنایت بنیقریظه هم قابل انکار باشد (درحالیکه برای قرون متمادی تا همین دوران مدرن، مورد تصدیق اجماع فرق اسلامی و مسلمانان بوده و با روح قرآن و سنت نبوی در تضاد نمیدیدند و خود این امر بهتنهایی، شهادتدهنده بر مختصاتی مهم از ماهیت این ادیان است)، بیشک جنایات دیگر نصّ صریح قرآن (چون مرتد و مشرک ولو اخلاقی را لایق شکنجههای ابدی دانستن و انسانزدایی از دیگریهای عقیدتی، یا ذکر مکرر قتلعامهای جمعی شهرهای نامطیع نسبت به فرامینِ الله) و جنایات تورات که مورد تصدیق کامل قرآن است و حتا یک کلمه در رد آن نگفته (ر.ک. «دستانِ هنوز خونین خدای ادیانِ ابراهیمی»)، قابل انکار نیست.
#استمرارطالبان #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
(۲/۲)
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 آقای عبدالکریمی همچنین هشدار میدهد که، مبادا بچههای انقلابِ اسلامی از انقلاب بد دفاع کنند! اگر آدمکُشی اسرائیلیها «بحرانِ غرب» و «بیاخلاق شدن جهان» و «ذاتِ قهری و خشن غرب» است، آدمکُشی بچّههای انقلاب «بد دفاع کردن» است. از آنجا که خشونت در «ذاتِ غرب» است، نگرانی استاد این است که این خشونت در گفتمان انقلاب رسوخ کند.
🍂 بنای فلسفه و روشنفکری، پرسشگریست؛ چه در سیاست، چه در علم، چه در دین، چه در تاریخ. استادِ فلسفه اما، از خود نمیپرسد:
❓چرا آرمانِ فلسطین برای شماری از ایرانیان، این همه اعتبار و ارزش خود را باختهاست؟ چرا بسیاری از ایرانیان در برابر قساوتِ اسرائیل، بیتفاوت میگذرند؟ چرا به فلسطین بدبین شدهاند؟ چرا روشنفکران (کدام روشنفکر؟) از بغض حکومت، به حبّ اسرائیل افتادهاند؟ مگر این بغض، چه بغضیست که بعضی را در حبّ اسرائیل گرفتار کردهاست؟
🍂 بیآنکه بپرسد، از هذیان گفتن مردم و تب داشتن توده میگوید، اما نمیاندیشد که از مردم ستمدیده، چگونه میتوان انتظار دوستی با محبوبان ستمگر را داشت؟ نمیاندیشد که شاید سیاستهای حکومت، در حمایت از خطّ مقاومت، فلاکت و بدبختی برای مردمان آورده و آنان حق دارند از این خط بهراسند؛ نمیاندیشد مردمی که سوگوار کشتهشدگان خود هستند، شاید مجال سوگ نداشته باشند.
🍂 استادِ فلسفه چرا نمیپرسد که:
❓ اگر فلسطینیها، «حقّ مقاومت» در برابر اسرائیل دارند، حتّی «مقاومتِ قهرآمیز»، چرا ایرانیان نباید این حق را داشته باشند؟
❓اگر حماس در کاربستِ خشونتِ عریان محقّ است، چرا ایرانیان محقّ نباشند؟
🍂 اگر اسرائیل راهها را بستهاست، دولت اسلامی در ایران هم راه را بستهاست. اگر از مقاومت دفاع میکنید، از «همهٔ مقاومتها» دفاع کنید؛ اگر از خشونت دفاع میکنید، از همهٔ خشونتها دفاع کنید؛ اگر از صلح و آشتی حمایت میکنید، از همهٔ صلح و آشتیها حمایت کنید.
❓استاد از خود چرا نمیپرسد که نتیجهٔ خطّ مقاومتِ حماسی، برای مردم فلسطین و غزّه، جز بمباران و آوارگی، چه بوده است؟
❓استاد فلسفه، از خود نمیپرسد این غرب چیست که ذاتی دارد؟ این آمریکا چیست که تکذات است؟ و اگر ذاتی دارد، چرا این ذات خشونت و قهر باشد؟ و چگونه است که اسرائیل، از میان تمام تاریخِ غرب، تمام تاریخِ آمریکا، نمایانگر و نمایندهٔ ذاتِ غرب و آمریکاست؟
❓چرا روشنگری، توسعهٔ علمی، افزایش رفاه، کاهش عمومی فقر، قانونمداری، حقوق زنان، پیشرفتِ فلسفی، حقوق شهروندی، دموکراسی پاسخگو، ذاتِ غرب نباشد؟
❓چرا قانون اساسی آمریکا، اعلامیهٔ استقلال آمریکا، آزادی بیان سیاسی، نظام قضایی مستقلّ، ذاتِ آمریکا نباشد؟
❓و اگر این است، پس چرا کشتار زاهدان و بلوچستان، ذاتِ «گفتمان انقلاب» نباشد؟ اگر حقوق بشر تهی و بیبنیاد است، پس چگونه میتوان از حقوق فلسطینیها صیانت و حمایت کرد؟ گفتمان انقلاب، چه راهی برای حقوق بشر دارد؟
* پینوشت نقدآگین:
🍂 وزنِ جنایاتی که اسرائیل در غزه، به عمد یا غیرعمد، مرتکب شده، با جنایتی که یهوه، طبق تورات («نور» و «ذکر» در لسان قرآن)، فرمانش را داده (فرمان قتلعام، حتا نوزادها و زنان و حیوانات)، یا الله فرمانشان را داده (قتلعام یا تبعید کل ذکور بالغ -بنا بر اتهامی که به چند نفر از سران بستند- و از بین بردن نخلها -بهعنوان منبع حیات و اقتصاد- و تصرف و تعرض به زنان و دخترانشان)، قابل قیاس نیست.
🍂 اگر بمباران به شکل غیرمستقیم کسانی را میکشد، قتل عام در جهان سنت، به «فرمان یهوه یا الله»، به شکل مستقیم و رو-در-رو و با قصد و عمد، کودکان و حیوانات و زنان و مردم عادیِ بیگناه را کشته یا دختران و زنان و اموالشان را به تصاحب قوم غارتگرِ مؤید به «فرمان الله/یهوه» درآورده، اما عبدالکریمی با «استانداردی دوگانه»، این جنایات بسیار بزرگ در جهان سنت و بهاصطلاح متون مقدس و تاریخ ادیان را، نشانۀ «دروغ بودن خدای ادیان» و «مرگ خدای ادیان» و «مرگ اخلاق و بیبنیاد شدن آن» توسط این ادیان نمیداند، بلکه بسادگی، برای جنایت بنیقریظه، دست به توجیه و انکار میزند. اگر جنایت بنیقریظه هم قابل انکار باشد (درحالیکه برای قرون متمادی تا همین دوران مدرن، مورد تصدیق اجماع فرق اسلامی و مسلمانان بوده و با روح قرآن و سنت نبوی در تضاد نمیدیدند و خود این امر بهتنهایی، شهادتدهنده بر مختصاتی مهم از ماهیت این ادیان است)، بیشک جنایات دیگر نصّ صریح قرآن (چون مرتد و مشرک ولو اخلاقی را لایق شکنجههای ابدی دانستن و انسانزدایی از دیگریهای عقیدتی، یا ذکر مکرر قتلعامهای جمعی شهرهای نامطیع نسبت به فرامینِ الله) و جنایات تورات که مورد تصدیق کامل قرآن است و حتا یک کلمه در رد آن نگفته (ر.ک. «دستانِ هنوز خونین خدای ادیانِ ابراهیمی»)، قابل انکار نیست.
#استمرارطالبان #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
Telegram
نقدآگین