📘ادیان چگونه فراگیر میشوند؟
🍂 متولیان مذهبی، اغلب دین خود را بعنوان تنها دین حقیقی معرفی میکنند که بدلیل اصالت و حقانیتش، در جوامع فراگیر شده؛ در عین حال، دیگر مذاهب را انحرافی و تحریفشده معرفی میکنند که پیروانشان یا فریبخوردهاند و یا عامدانه خود را به خواب زدهاند! تزریق چنین باورهایی در جامعه، منجر به نوعی خودشیفتگی در میان پیروان ادیان شده و مانند سدی، ارتباط معتقدان با یکدیگر و همچنین ارتباط آنها با ناباوران را ممتنع میکند؛ ارتباطی که برای گفتگو دربارۀ مسائل مهم اجتماعی-سیاسی در یک جامعهٔ مدرن و متکثر ضروریست.
🍂 در این پست تلاش شده تا با پرداختن به عوامل موثر در فراگیر شدن مذاهب «مسیحیت و تشیع»، درکِ واقعبینانه و تاریخیای از این فرایند ایجاد شود. درکی که اغلب در سیستم آموزشی ایدئولوژیک ما با آن مقابله شدهاست.
🔺پینوشت:
شاه اسماعیل پس از شکست از عثمانی در جنگ چالدران، جایگاهش را بعنوان مرشد کامل و منجی از دست داد و بههمین دلیل، در دورههای بعدی، صفویان با گردآوری علمای شیعه (بویژه از منطقه جبل عامل در لبنان)، بدنبال تحکیم مشروعیت خود بودند.
#نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @maghzonaghz
🍂 متولیان مذهبی، اغلب دین خود را بعنوان تنها دین حقیقی معرفی میکنند که بدلیل اصالت و حقانیتش، در جوامع فراگیر شده؛ در عین حال، دیگر مذاهب را انحرافی و تحریفشده معرفی میکنند که پیروانشان یا فریبخوردهاند و یا عامدانه خود را به خواب زدهاند! تزریق چنین باورهایی در جامعه، منجر به نوعی خودشیفتگی در میان پیروان ادیان شده و مانند سدی، ارتباط معتقدان با یکدیگر و همچنین ارتباط آنها با ناباوران را ممتنع میکند؛ ارتباطی که برای گفتگو دربارۀ مسائل مهم اجتماعی-سیاسی در یک جامعهٔ مدرن و متکثر ضروریست.
🍂 در این پست تلاش شده تا با پرداختن به عوامل موثر در فراگیر شدن مذاهب «مسیحیت و تشیع»، درکِ واقعبینانه و تاریخیای از این فرایند ایجاد شود. درکی که اغلب در سیستم آموزشی ایدئولوژیک ما با آن مقابله شدهاست.
🔺پینوشت:
شاه اسماعیل پس از شکست از عثمانی در جنگ چالدران، جایگاهش را بعنوان مرشد کامل و منجی از دست داد و بههمین دلیل، در دورههای بعدی، صفویان با گردآوری علمای شیعه (بویژه از منطقه جبل عامل در لبنان)، بدنبال تحکیم مشروعیت خود بودند.
#نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @maghzonaghz
Telegram
نقدآگین
📺 پسرِ خدا یا پسرخالۀ خدا؟ مسأله این نیست!
✍🏻 #علیرضاموثق
1️⃣ حماقت و بلاهت و توهمِ حاصل از خودشیفتگیِ دینی، در کلماتی که برمیگزیند و قصههایی که سر هم میکند، شاید تفاوتهایی داشته باشد، اما در ذات و ماهیت، پدیدهای واحد است؛ هر قبیله برای شخصیتِ تاریخی-اسطورهای خود، پپسی باز میکند و از زبان آن شخصیت، یکسری گزارۀ نامدلل را در ذیلِ «خدا میفرماید که...» (بزرگترین دروغ تاریخ)، به خورد عوامالناس میدهد.
🔻سطح شعورِ نازل و ابتذال دعواهای کلامیشان هم در این حد فاجعهبار است:
▫️عبد-بردۀ خرافاتیِ قبیلۀ دومی به اولی:
◾️عبد-بردۀ خرافاتیِ قبیلۀ اولی به دومی:
🔺هر دو دسته از احمقانِ فوق، بیش از هزار سال، ادعای گزافِ «تفکر» و تولیدِ «فلسفۀ دینی» داشتهاند، با این سطحِ نازل و سخیف از استدلالورزی و عقلانیت!
2️⃣ کسی نیست از این دلقکِ مغزفندقیِ کراواتی بپرسد، آخر جبرئیل را چه کسی دیده، ای ابلهِ فرومایه؟! فرق جبرئیل و جن با هیولای اسپاگتی که به من گفته «تو خالقِ تمام خدایانِ تاریخی و مآلاً خدایِ خدایان، از جمله خدایِ عیسی مسیح و پدرش»، و شاهد این مکاشفه نیز نه یک یا دو تن، بلکه چند تن از شاگردانِ من بودهاند، چیست؟ و چگونه سخنش بر سخنِ هیولای اسپاگتی که شهود مستقیم من بوده، رجحان منطقی مییابد؟
3️⃣ کشیشها و آخوندهایی که به عوامالناس، حسب مورد، بهشت فروختند و یا از آنها، سهم امام غائبِ ۱۲۰۰ ساله(!) اخذ کردند، خیلی زرنگ بودند، اما زرنگتر از آنها، اولین کسی بود که بارداری مادر عیسی را گردن خدای زبانبسته انداخت! از منظرِ طرحِ ادعاهایِ گزاف و خرافی، باز صد رحمت به مسلمین و شیعیان خرافاتی که فقط در بابِ ذهن خدا و تقریر آن، یا عمرِ ۱۲۰۰ سالۀ امام آخرشان، سخندوانی کردهاند؛ این بزرگوار اما، گویا (بنا به سخنی که یک شیادِ دچار سادیسمِ حاد و مسئول شکنجه و قتل عام مسیحیانِ اولیه (پولس) در دهانش گذاشته) ادعا داشته، پسر خدا، بلکه خودِ خداست(!).
#نقد_ادیان #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #علیرضاموثق
1️⃣ حماقت و بلاهت و توهمِ حاصل از خودشیفتگیِ دینی، در کلماتی که برمیگزیند و قصههایی که سر هم میکند، شاید تفاوتهایی داشته باشد، اما در ذات و ماهیت، پدیدهای واحد است؛ هر قبیله برای شخصیتِ تاریخی-اسطورهای خود، پپسی باز میکند و از زبان آن شخصیت، یکسری گزارۀ نامدلل را در ذیلِ «خدا میفرماید که...» (بزرگترین دروغ تاریخ)، به خورد عوامالناس میدهد.
🔻سطح شعورِ نازل و ابتذال دعواهای کلامیشان هم در این حد فاجعهبار است:
▫️عبد-بردۀ خرافاتیِ قبیلۀ دومی به اولی:
جادوگر قبیلۀ ما از قولِ جبرئیل از قول خدا میگوید، «خدا مگر همسر داشته که پسر داشته باشد؟(!) این شرک است و اگر چند خدا بود، جهان دچار فساد میشد!» و طبق «حدیث کساء» از قول جادوگر قبیلۀ ما، خلقت کائنات برای گُل روی جادوگر قبیلۀ ما بوده که «رحمتللعالمین و اسوۀ بشریت در تمام زبانها و زمانها و مکانها و کاملکنندۀ مکارم اخلاق» است؛ پس جادوگر قبیلۀ ما، پسرخالۀ خداست و اگر شما دست از شرک نکشید، تمام اعمالتان باطل است و اگر عالمترین و اخلاقیترین و فضیلتمندترینِ انسانهای طول تاریخ هم باشید، به جهنم میروید و تا ابد توسط الله شکنجه میشوید؛ چرا که شرک، بالاترین گناه غیرقابل بخشش است.
◾️عبد-بردۀ خرافاتیِ قبیلۀ اولی به دومی:
کتاب ما در صف تاریخ، اولتر بوده و ادعا کرده که جبرئیل چه گفته و شاهدش هم مادر عیسی [متهم به خیانت به نامزد خود] بوده، مبنی بر اینکه جادوگر قبیلۀ ما، "پسر خدا و خدا"ست؛ پس سخن کتاب شما که جادوگر قبیلۀ شما در ۶۰۰ سال بعد از آن، گزارههای خلاف آن گفته، از اعتبار ساقط است.
🔺هر دو دسته از احمقانِ فوق، بیش از هزار سال، ادعای گزافِ «تفکر» و تولیدِ «فلسفۀ دینی» داشتهاند، با این سطحِ نازل و سخیف از استدلالورزی و عقلانیت!
2️⃣ کسی نیست از این دلقکِ مغزفندقیِ کراواتی بپرسد، آخر جبرئیل را چه کسی دیده، ای ابلهِ فرومایه؟! فرق جبرئیل و جن با هیولای اسپاگتی که به من گفته «تو خالقِ تمام خدایانِ تاریخی و مآلاً خدایِ خدایان، از جمله خدایِ عیسی مسیح و پدرش»، و شاهد این مکاشفه نیز نه یک یا دو تن، بلکه چند تن از شاگردانِ من بودهاند، چیست؟ و چگونه سخنش بر سخنِ هیولای اسپاگتی که شهود مستقیم من بوده، رجحان منطقی مییابد؟
3️⃣ کشیشها و آخوندهایی که به عوامالناس، حسب مورد، بهشت فروختند و یا از آنها، سهم امام غائبِ ۱۲۰۰ ساله(!) اخذ کردند، خیلی زرنگ بودند، اما زرنگتر از آنها، اولین کسی بود که بارداری مادر عیسی را گردن خدای زبانبسته انداخت! از منظرِ طرحِ ادعاهایِ گزاف و خرافی، باز صد رحمت به مسلمین و شیعیان خرافاتی که فقط در بابِ ذهن خدا و تقریر آن، یا عمرِ ۱۲۰۰ سالۀ امام آخرشان، سخندوانی کردهاند؛ این بزرگوار اما، گویا (بنا به سخنی که یک شیادِ دچار سادیسمِ حاد و مسئول شکنجه و قتل عام مسیحیانِ اولیه (پولس) در دهانش گذاشته) ادعا داشته، پسر خدا، بلکه خودِ خداست(!).
#نقد_ادیان #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘مسیحیت چونان دینِ معقول
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 اگر بنابر قیاس و سنجش باشد، از میان ادیانِ بهاصطلاح ابراهیمی، امروز مسیحیت معقولترین دین است. معقول، نه به معنای عقلانی ـ که هیچ دینی عقلانی نیست ـ بلکه بهمعنای اخلاقی. معقول، بهمعنایی که دقیقاً جان رالز در نظر داشت: معقولیت، به ساحتِ عمومی برمیگردد و در نسبت با «دیگری» معنا میشود.
🍂 امر معقول، امر عادلانه و اخلاقیست که رو به سوی عدالت و اخلاق دارد. معقولیت، محلّ گفتوگو، تعامل، همکاری و مشارکتِ متقابل است؛ امر معقول، امر گفتوگوپذیر و همکارانه و مشارکتی است؛ یابندهٔ اصول عدالت و عامل به آنهاست. پس، آنچه معقول است، بار عدالت دارد. به این معنا، میتوان از ادیان معقول و نامعقول سخن گفت.
🍂 مسیحیت امروز یک دین معقول است. به بیان بهتر، برداشتِ معقول از مسیحیت، برداشتِ مسلط است. و در نسبت با دیگر ادیان ابراهیمی، اسلام و یهودیت، مسیحیت معقولتر است.
🍂 مسیحیت، چونان دینِ معقول، در ساحتِ عمومی آیینی است پذیرنده و گشوده، تکثرگرا و تعاملی و مشارکتی. معقولیت امروز مسیحیت، میتوان گفت دو پایه دارد:
یکی معقولیت تاریخی، و دیگری معقولیت بنیادین.
🍂 مسیحیتِ تاریخی، یعنی مسیحیتِ تجربی و عینی. مسیحیت، در مقام یک دین تاریخی، معقول شدهاست؛ یعنی در قبض و بسط معرفتی و الهیاتی خود، به یک آیین معقول در اروپا تبدیل شده و برداشتِ معقول را در خود هضم کردهاست.
🍂 روشن است که مسیحیت، در سدههای میانی، چونان دینِ نامعقول رخ نمود. مسیحیتِ قرون وسطایی، از بدترین و خشنترین نمونههای یک دینِ نامعقول است. مسیحیتِ میانی، یک دینِ مرجعیتپرست و اقتدارطلب بود که هیچ معقولیتی در خود نداشت. اما در روند و مسیر تاریخی خود، معقولیت پذیرفت.
🍂 مسیحیت، در بختِ خوشِ تاریخی خود، در اروپای جدید با عبور از سدههای میانی، پس از جنبش اصلاح دینی، در رویارویی با روشنگری و روشناندیشی، در برخورد با علم نو، و در تماس با لیبرالیسم روشنگری، در یک گذار تاریخی، به یک دینِ معقول گذر کرد. این به بخت و اقبالِ تاریخی مسیحیت برمیگردد که نقش تغییردهندۀ بیرون از دین بود.
🍂 اما بنای دیگر، مسیحیّت نخستین یا عیسوی است. مسیحیتِ عیسوی، یعنی روایت اناجیل، نسبتاً یک دین معقول است که حاوی آموزههای معقول دینی و اخلاقی است؛ یعنی همان پیامها و سخنان عیسی مسیح.
🍂 «موعظهٔ سر کوه»، که شالودهٔ اخلاق مسیحیست، به یک تعبیر، الگوی معقولیتِ مسیحیتِ عیسوی است. آموزههای عیسی در کوه زیتون، نمونهٔ آموزههای معقولِ دینیست که در پاسداشتِ اخلاق جهانی بیان شدهاست.
🍂 موعظهٔ سر کوه، فرمان به عدالت، صلح و احسان است؛ در تأیید فرمانهای اخلاقی، ناهی و نافی رنج و درد رساندن است؛ در ستایش دوستی و مهر و محبت، مُدارا و مروّت است، حتی با دشمنان؛ در مذمّت و نکوهشِ ریا و تظاهر.
🍂 البته این آموزهها بسیار سختگیرانه، اما معقول است. چنین نیست که تمام آموزههای عیسی مسیح معقول باشند، بلکه فرمانها و اقوالی از او، سخت نامعقولند؛ مثل خطاب خشونتآلود او در شمشیر آوردن به جای صلح و آسایش برقرار ساختن؛ پدر و پسر را جدا کردن و در خانواده اختلاف انداختن (انجیل متی: باب ۱۰)، اما حجم خطابههای نامعقول، در برابر خطابههای معقول، اندک و کمتر است.
🍂 معقولیتِ مسیحیتِ عیسوی، در مقعولیتِ مسیحیتِ تاریخی دخیل بود. پس از سدههای میانه، تفسیر و برداشتِ نو از مسیحیتِ نخستین، از فرمانهای عیسی، جاری شد.
🍂 در دوران اصلاح دینی، از لوتر تا کالوِن، کوشیدند برداشتی جدید از مسیحیت ارائه دهند. برداشتِ رهاییبخش و روشنگرانه از مسیحیت، در تکوین و تکامل لیبرالیسم نقش اساسی داشت. لیبرالیسمِ لاک، مبتنی بر الهیات مسیحی تقریر شد؛ غیر از جان لاک که مفسر لیبرال مسیحیت بود، اراسموس و کانت هم در پی تفاسیر جدید بودند. مسیحیتِ نخستین، استعداد درونی برای تفسیرِ رهاییبخش و روشنگرانه داشت.
#نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 اگر بنابر قیاس و سنجش باشد، از میان ادیانِ بهاصطلاح ابراهیمی، امروز مسیحیت معقولترین دین است. معقول، نه به معنای عقلانی ـ که هیچ دینی عقلانی نیست ـ بلکه بهمعنای اخلاقی. معقول، بهمعنایی که دقیقاً جان رالز در نظر داشت: معقولیت، به ساحتِ عمومی برمیگردد و در نسبت با «دیگری» معنا میشود.
🍂 امر معقول، امر عادلانه و اخلاقیست که رو به سوی عدالت و اخلاق دارد. معقولیت، محلّ گفتوگو، تعامل، همکاری و مشارکتِ متقابل است؛ امر معقول، امر گفتوگوپذیر و همکارانه و مشارکتی است؛ یابندهٔ اصول عدالت و عامل به آنهاست. پس، آنچه معقول است، بار عدالت دارد. به این معنا، میتوان از ادیان معقول و نامعقول سخن گفت.
🍂 مسیحیت امروز یک دین معقول است. به بیان بهتر، برداشتِ معقول از مسیحیت، برداشتِ مسلط است. و در نسبت با دیگر ادیان ابراهیمی، اسلام و یهودیت، مسیحیت معقولتر است.
🍂 مسیحیت، چونان دینِ معقول، در ساحتِ عمومی آیینی است پذیرنده و گشوده، تکثرگرا و تعاملی و مشارکتی. معقولیت امروز مسیحیت، میتوان گفت دو پایه دارد:
یکی معقولیت تاریخی، و دیگری معقولیت بنیادین.
🍂 مسیحیتِ تاریخی، یعنی مسیحیتِ تجربی و عینی. مسیحیت، در مقام یک دین تاریخی، معقول شدهاست؛ یعنی در قبض و بسط معرفتی و الهیاتی خود، به یک آیین معقول در اروپا تبدیل شده و برداشتِ معقول را در خود هضم کردهاست.
🍂 روشن است که مسیحیت، در سدههای میانی، چونان دینِ نامعقول رخ نمود. مسیحیتِ قرون وسطایی، از بدترین و خشنترین نمونههای یک دینِ نامعقول است. مسیحیتِ میانی، یک دینِ مرجعیتپرست و اقتدارطلب بود که هیچ معقولیتی در خود نداشت. اما در روند و مسیر تاریخی خود، معقولیت پذیرفت.
🍂 مسیحیت، در بختِ خوشِ تاریخی خود، در اروپای جدید با عبور از سدههای میانی، پس از جنبش اصلاح دینی، در رویارویی با روشنگری و روشناندیشی، در برخورد با علم نو، و در تماس با لیبرالیسم روشنگری، در یک گذار تاریخی، به یک دینِ معقول گذر کرد. این به بخت و اقبالِ تاریخی مسیحیت برمیگردد که نقش تغییردهندۀ بیرون از دین بود.
🍂 اما بنای دیگر، مسیحیّت نخستین یا عیسوی است. مسیحیتِ عیسوی، یعنی روایت اناجیل، نسبتاً یک دین معقول است که حاوی آموزههای معقول دینی و اخلاقی است؛ یعنی همان پیامها و سخنان عیسی مسیح.
🍂 «موعظهٔ سر کوه»، که شالودهٔ اخلاق مسیحیست، به یک تعبیر، الگوی معقولیتِ مسیحیتِ عیسوی است. آموزههای عیسی در کوه زیتون، نمونهٔ آموزههای معقولِ دینیست که در پاسداشتِ اخلاق جهانی بیان شدهاست.
🍂 موعظهٔ سر کوه، فرمان به عدالت، صلح و احسان است؛ در تأیید فرمانهای اخلاقی، ناهی و نافی رنج و درد رساندن است؛ در ستایش دوستی و مهر و محبت، مُدارا و مروّت است، حتی با دشمنان؛ در مذمّت و نکوهشِ ریا و تظاهر.
🍂 البته این آموزهها بسیار سختگیرانه، اما معقول است. چنین نیست که تمام آموزههای عیسی مسیح معقول باشند، بلکه فرمانها و اقوالی از او، سخت نامعقولند؛ مثل خطاب خشونتآلود او در شمشیر آوردن به جای صلح و آسایش برقرار ساختن؛ پدر و پسر را جدا کردن و در خانواده اختلاف انداختن (انجیل متی: باب ۱۰)، اما حجم خطابههای نامعقول، در برابر خطابههای معقول، اندک و کمتر است.
🍂 معقولیتِ مسیحیتِ عیسوی، در مقعولیتِ مسیحیتِ تاریخی دخیل بود. پس از سدههای میانه، تفسیر و برداشتِ نو از مسیحیتِ نخستین، از فرمانهای عیسی، جاری شد.
🍂 در دوران اصلاح دینی، از لوتر تا کالوِن، کوشیدند برداشتی جدید از مسیحیت ارائه دهند. برداشتِ رهاییبخش و روشنگرانه از مسیحیت، در تکوین و تکامل لیبرالیسم نقش اساسی داشت. لیبرالیسمِ لاک، مبتنی بر الهیات مسیحی تقریر شد؛ غیر از جان لاک که مفسر لیبرال مسیحیت بود، اراسموس و کانت هم در پی تفاسیر جدید بودند. مسیحیتِ نخستین، استعداد درونی برای تفسیرِ رهاییبخش و روشنگرانه داشت.
#نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
📘سورۀ القدر یا سورۀ کریسمس؟
✍️ #مسعود_امیرخلیلی
🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۰۱۷ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍️ #مسعود_امیرخلیلی
🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۰۱۷ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
سورۀ القدر یا سورۀ کریسمس؟
✍️ مسعود امیر خلیلی ابن هشام، تاریخنویس عرب قرن ۹، که زندگینامه محمد را نوشت، اشاره میکند:
📘سورۀ القدر یا سورۀ کریسمس؟
✍🏻 #مسعود_امیرخلیلی
🍂 ابنهشام، تاریخنویس عرب قرن ۹، که زندگینامۀ محمد را نوشت، اشاره میکند:
🍂 همچنین در زندگینامۀ محمد نقل شده که:
🍂 ابوطالب از راهب سوال میکند: "به چه دلیل ما را به غذا دعوت کردی؟" و بحیرا جواب میدهد: "چون ابرى روشن بر سر رسول اکرم (ص) سایه افکنده بود ". این زندگینامه ادامه میدهد که:
🍂 نه فقط ابنهشام، بلکه مسیحیان نیز داستان بحیرای راهب را بطور دیگری تعریف کردهاند:
🔺طبق این خبرِ مسیحیان از بحیرای راهب، وحی محمد در حقیقت، سرودهای مسیحی بودند و قرآن یک متن مسیحیست.
🍂 مسیحیان با پخش داستان بحیرایِ راهب در دوران مأمون، این هدف را دنبال میکردند که مسلمانان، به آزار و تعقیب مسیحیان خاتمه دهند و مالیات زیاد از آنها مطالبه نکنند؛ چون اصل، یا مبدا اسلام مسیحی است.
🍂 اما این داستانِ بحیرای راهب، یک واقعیت تاریخی را نیز بازگو میکند و آن، گذارِ مذهبِ نستوریِ (مسیحیت شرقی) اعراب و ایرانیان در ایران، به اسلام، در دوران عباسیان است. حالا مسیحیان، برای اثبات نظریۀ «مبدا مسیحیِ اسلام»، به سورۀ ۹۷ اشاره میکنند که این سوره، در واقع از تولد مسیح (کریسمس) خبر میدهد و نه از نازل شدن قرآن:
🍂 اول اینکه این سوره، اشارهای به قرآن نکردهاست و همچنین، قرآن در یک شب نیز نازل نشده، بلکه بر طبق روایاتها، محمد سورههای قرآن را در طول ۲۳ سال دریافت کردهاست. برای آشتی دادن این دو دیدگاه، مفسران مسلمان، این طرح را پیشنهاد کردهاند که فرشتگان، ابتدا قرآن را در یک شب به پایینترین سطح آسمان فرود آوردهاند و جبرئیل از آنجا، به طور تدریجی، متن قرآن را به محمد در مکه و مدینه وحی کرد.
🍂 واژۀ "قدر“ در سورههای: (۶، آیه ۹۱) – (سوره ۳۹ آیه ۶۷) – (سوره ۲۲، آیه ۷۴) و (سوره ۶۵، آیه ۳) نیز مشاهده میشوند، اما در هیچکدام از این سورهها، "قدر“ به معنی “ سرنوشت“، یا “ حکم“ ، آنطور که در سورۀ ۹۷ بیان شده، نیست. در این سورهها، واژۀ قدر بیشتر به معنی “برآورد“، “ اندازهگیری“ و “ تخمین“ است.
🍂 بهنقل از زبانشناس آلمانی – لبنانی، کریستف لوکزنبرگ، سورۀ ۹۷ (سوره القدر)، در اصل خبر از «تولد مسیح» میدهد و نه از نازل شدن قران(۱). ویرایشگران قرآن، در برگرداندن واژههای بینقطه به نقطهدار، دچار اشتباه شدند. در سطر ۳ حرف «ش» در وآژه “ شهر“، بهمعنی «ماه» باید به حرف «س»، به «سهر»، از ریشۀ سوری-آرامی (Shahra) به معنی “نگهبان شب “ برگردانده شود که پس از حذف نقطه «ش» سطر ۳، این معنی را میدهد: "شب قدر از هزار نگهبانِ شب ارجمندتر است “ و نه "از هزار ماه ارجمندتر" است.
🍂 این امکان نیز هست که سطر ۳ سورۀ ۹۷ (القدر) از "سرود تولد مسیح“ (Christian Nativity hymns) که کشیش مسیحیِ قرن ۴، ماراپرم سریانی (وفات ۳۷۳)، آن را سرودهاست، اقتباس شدهباشد:
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۰۱۷ واژه
#نقد_ادیان #نقد_قرآن #بازاندیشی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #مسعود_امیرخلیلی
🍂 ابنهشام، تاریخنویس عرب قرن ۹، که زندگینامۀ محمد را نوشت، اشاره میکند:
محمد بارها یک جوان مسیحی را ملاقات می کرد. این جوان مسیحی، درسهای را به محمد آموزش داد که بعد، محمد این درسها را بیان کرد [وحی ؟].
🍂 همچنین در زندگینامۀ محمد نقل شده که:
محمد، در سن ۱۲ سالگى، همراه عموى خود، ابوطالب، با کاروانی برای تجارت رهسپار دمشق شد. در روستایی در نزدیکی دمشق راهبى به نام بحیرى که در صومعهای زندگی میکرد و از علوم مسیحى آگاه بود، برای ابوطالب و محمد غذا تهیه کرد.
🍂 ابوطالب از راهب سوال میکند: "به چه دلیل ما را به غذا دعوت کردی؟" و بحیرا جواب میدهد: "چون ابرى روشن بر سر رسول اکرم (ص) سایه افکنده بود ". این زندگینامه ادامه میدهد که:
راهب برخى خصوصیات را در آن حضرت به دقت بررسى کرد و خطاب به ایشان گفت: “ اى پسر؛ تو را به لات و عزّى سوگند میدهم که از هر چه سؤال میکنم به من پاسخ دهى"، حضرت فرمود "مرا به آنها سوگند مده که از هیچ چیز به اندازه آنها نفرت ندارم"…. بحیرا سؤالاتى را مطرح کرد و حضرت پاسخ داد که مطابق دانستههاى آن راهب بود. آنگاه به مهر نبوت که در میان دو شانۀ پیامبر بود نگریست.
🍂 نه فقط ابنهشام، بلکه مسیحیان نیز داستان بحیرای راهب را بطور دیگری تعریف کردهاند:
بحیرای راهب ۴۰ بیت (سرود) از ایمانش را برای محمد خواند که بعد، محمد این بیتها را بعنوان وحی بازگو کرد.
🔺طبق این خبرِ مسیحیان از بحیرای راهب، وحی محمد در حقیقت، سرودهای مسیحی بودند و قرآن یک متن مسیحیست.
🍂 مسیحیان با پخش داستان بحیرایِ راهب در دوران مأمون، این هدف را دنبال میکردند که مسلمانان، به آزار و تعقیب مسیحیان خاتمه دهند و مالیات زیاد از آنها مطالبه نکنند؛ چون اصل، یا مبدا اسلام مسیحی است.
🍂 اما این داستانِ بحیرای راهب، یک واقعیت تاریخی را نیز بازگو میکند و آن، گذارِ مذهبِ نستوریِ (مسیحیت شرقی) اعراب و ایرانیان در ایران، به اسلام، در دوران عباسیان است. حالا مسیحیان، برای اثبات نظریۀ «مبدا مسیحیِ اسلام»، به سورۀ ۹۷ اشاره میکنند که این سوره، در واقع از تولد مسیح (کریسمس) خبر میدهد و نه از نازل شدن قرآن:
۱- ما [قرآن را] در شب قدر نازل كرديم.
۲- شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است.
۳- و از شب قدر چه آگاهت كرد.
۴- در آن [شب] فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان براى هر كارى [كه مقرر شده است] فرود آيند.
۵- آن شب تا دم صبح صلح و سلام است (سوره القدر).
🍂 اول اینکه این سوره، اشارهای به قرآن نکردهاست و همچنین، قرآن در یک شب نیز نازل نشده، بلکه بر طبق روایاتها، محمد سورههای قرآن را در طول ۲۳ سال دریافت کردهاست. برای آشتی دادن این دو دیدگاه، مفسران مسلمان، این طرح را پیشنهاد کردهاند که فرشتگان، ابتدا قرآن را در یک شب به پایینترین سطح آسمان فرود آوردهاند و جبرئیل از آنجا، به طور تدریجی، متن قرآن را به محمد در مکه و مدینه وحی کرد.
🍂 واژۀ "قدر“ در سورههای: (۶، آیه ۹۱) – (سوره ۳۹ آیه ۶۷) – (سوره ۲۲، آیه ۷۴) و (سوره ۶۵، آیه ۳) نیز مشاهده میشوند، اما در هیچکدام از این سورهها، "قدر“ به معنی “ سرنوشت“، یا “ حکم“ ، آنطور که در سورۀ ۹۷ بیان شده، نیست. در این سورهها، واژۀ قدر بیشتر به معنی “برآورد“، “ اندازهگیری“ و “ تخمین“ است.
🍂 بهنقل از زبانشناس آلمانی – لبنانی، کریستف لوکزنبرگ، سورۀ ۹۷ (سوره القدر)، در اصل خبر از «تولد مسیح» میدهد و نه از نازل شدن قران(۱). ویرایشگران قرآن، در برگرداندن واژههای بینقطه به نقطهدار، دچار اشتباه شدند. در سطر ۳ حرف «ش» در وآژه “ شهر“، بهمعنی «ماه» باید به حرف «س»، به «سهر»، از ریشۀ سوری-آرامی (Shahra) به معنی “نگهبان شب “ برگردانده شود که پس از حذف نقطه «ش» سطر ۳، این معنی را میدهد: "شب قدر از هزار نگهبانِ شب ارجمندتر است “ و نه "از هزار ماه ارجمندتر" است.
🍂 این امکان نیز هست که سطر ۳ سورۀ ۹۷ (القدر) از "سرود تولد مسیح“ (Christian Nativity hymns) که کشیش مسیحیِ قرن ۴، ماراپرم سریانی (وفات ۳۷۳)، آن را سرودهاست، اقتباس شدهباشد:
ما نمیخواهیم بیدار ماندن امروزمان را مانند بیدار ماندن معمولی به شمار بیآوریم – یک جشن است که اجرت آن صدبار بیشتر است.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۰۱۷ واژه
#نقد_ادیان #نقد_قرآن #بازاندیشی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 هِن... هِن... هِن.. هِن..
🍂 گویا یکی از ۱۲۴ هزار پیامبر، بنا بر روایات، لحافدوز بوده😏 از نوع چلتکه🙃
🍂 ولی انصافا، حتی این شکل از نمایشِ «جهلِ مقدس»، بر عزاداری شیعیان در خیابانها، با بستنِ راههای ترددِ وسایلِ نقلیه، یا کنار مراکز مسکونی و آپارتمانها، با بهرهگیری از عظیمترین طبلهای ممکن با مهیبترین صداها، جهت ارضای امیال سادیستی و مردمآزارانۀ یکسری بیمارِ متوهم خرافاتی، و همچنین مبتنی بر گریه و شیون و تباکی و قمهزنی و زنجیرزنی و سینهزنی، همراه با لختشدنِ جمعی، ارجحیت دارد.
#نقد_ادیان #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 گویا یکی از ۱۲۴ هزار پیامبر، بنا بر روایات، لحافدوز بوده😏 از نوع چلتکه🙃
🍂 ولی انصافا، حتی این شکل از نمایشِ «جهلِ مقدس»، بر عزاداری شیعیان در خیابانها، با بستنِ راههای ترددِ وسایلِ نقلیه، یا کنار مراکز مسکونی و آپارتمانها، با بهرهگیری از عظیمترین طبلهای ممکن با مهیبترین صداها، جهت ارضای امیال سادیستی و مردمآزارانۀ یکسری بیمارِ متوهم خرافاتی، و همچنین مبتنی بر گریه و شیون و تباکی و قمهزنی و زنجیرزنی و سینهزنی، همراه با لختشدنِ جمعی، ارجحیت دارد.
#نقد_ادیان #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📗حماقت جمعی؛ چرایی و ضرورتها
(۱/۲)
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 جملهای مشهور به آلبرت اینشتين منسوب شدهاست:
🍂 خود را موقتا، جای آدمفضاییهایی فرضی تصور کنید که در حالِ نگاه کردن به ما هستند. خندهدار یا گریهدار نیست که حدود ۲۰۰۰ سال، حتی کثیری انسان تحصیلکرده و حتی فیلسوف و منطقدان، یک بار هم به شکلی رادیکال و روشمند، به «داستان بارداری بدون اسپرم مادر عیسی» شک نکنند؟ و در وهلۀ بعد، به اینکه اگر بر فرض، چنین واقعهای بهشکلی نادر و تصادفی و با عللی نامعلوم، رخ داده، به این نیاندیشند که هیچ دلیلِ قابل اعتنایی وجود ندارد، مبنی بر اینکه نوزاد مذکور، تفاوت ماهوی با دیگر انسانها داشته، به این معنی که بنا بر حکمتی، از جانب خدایی خالق و متشخص و انسانوار (که پیشتر نشان دادهام چنین تصوری از خدا، بنا بر کثرت تناقضات درونی، از جمله در مواجهه با برهان شر، کاذب است)، مثل برخی امامان شیعه، در نوزادی برگزیده شدهباشد، یا آنگونه که گویا مسیحیان متصورند، این نوزاد بهشکل پیشینی، دارای ذاتی ویژه و یگانه و مشترک با خدا باشد؟
🍂 آیا محال است که مسلمین نیز گرفتار خطاهای ادراکی مشابهی شدهباشند؟ چه کسی در زمان ماقبل کوپرنیک، گمان میکرد که ممکن است تمام انسانها، در موضوعی چنین بدیهینما و جلوی چشم، بر خطا باشند و به اشتباه زمین را مرکز عالم بدانند؟
🍂 آیا محال است که مسلمین نیز نسبت به صدق باورهای خود و نسبت به ماهیتِ «وحی و قرآن و پیامبرشان» در خطا باشند و بیجهت آن شخص و این متن را بزرگ کرده باشند؟ یا اصلا تمامیتِ متنی که با واسطههای مختلفِ تاریخی و فیلتر قدرتهای استبدادیِ جهانِ سنت، بقول آخوند کمال حیدری، قرآن اصلی نباشد و از دهان نبی خارج نشده باشد و بعضاً به اصنافِ تحریف، دچار شده باشد؟ یا حتی حسبِ ادعای یک محقق غربی که ابتدا مسلمان شدهبوده، اما بعد، به تبعِ پژوهشهایش از اسلام خارج شد، اصلا محمد بن عبدالله مذکور در سیرههایی که حدود سدۀ دوم هجری مکتوب شده، وجود خارجی نداشته باشد؟
🍂 اگر الان کسی بیاید و ادعا کند که جن میبیند و جنها با او سخن گفتهاند و از فلان کارش، تمجید و تکریمها کردهاند -مشابه عبارات موجود در سورۀ «جن» و تمجید جنیان از قرآن(!)- و بنا به اطلاعاتی که فرشتهای بهصورت مردی خوشهیکل و دلربا برایش آورده، جنها از از آتش خلق شدهاند، یا وقتی در حال قدم زدن با ماست، ناگهان ادعا کند که صدای جبرئیل را میشنود یا جبرئیل را میبیند، چه کار میکنیم؟ او را فوراً نزد روانپزشک نمیبریم؟ یا از کنار او بودن، احساسِ خطر و احتمال جدی متحمل شدنِ آسیبهای غیرمنتظره نمیکنیم؟ اگر کسی ادعا کند که کائنات برای او خلق شده (حدیث کساء) چه کار میکنیم؟ او را دچار اختلال فکری و شخصیتی و خودشیفتگیِ بیمارگون نمیبینیم؟
🍂 با خرافات دیگر ملل، مثل خرافات هندیها و سرخپوستها و تثلیث مسیحیان چه طور رفتار میکنیم؟ اگر ما یک هندی بودیم، در خصوص موضوع غیب شدنِ شخصی برای ۱۲۰۰ سال، یا عصمت و علم لدنی کودک ۸ ساله چه موضعی میگرفتیم؟ چرا در خصوص ادعاهای مهمل و مبهم و بلادلیل دیگران حساسیم، اما در خصوص ادعاهای مشابه از جانب پیامبر و امام خود خیر؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 جملهای مشهور به آلبرت اینشتين منسوب شدهاست:
دو چيز انتها ندارد؛ حماقت انسانها و پهنۀ کهکشانها؛ که البته در مورد کهکشانها مطمئن نيستم!
🍂 خود را موقتا، جای آدمفضاییهایی فرضی تصور کنید که در حالِ نگاه کردن به ما هستند. خندهدار یا گریهدار نیست که حدود ۲۰۰۰ سال، حتی کثیری انسان تحصیلکرده و حتی فیلسوف و منطقدان، یک بار هم به شکلی رادیکال و روشمند، به «داستان بارداری بدون اسپرم مادر عیسی» شک نکنند؟ و در وهلۀ بعد، به اینکه اگر بر فرض، چنین واقعهای بهشکلی نادر و تصادفی و با عللی نامعلوم، رخ داده، به این نیاندیشند که هیچ دلیلِ قابل اعتنایی وجود ندارد، مبنی بر اینکه نوزاد مذکور، تفاوت ماهوی با دیگر انسانها داشته، به این معنی که بنا بر حکمتی، از جانب خدایی خالق و متشخص و انسانوار (که پیشتر نشان دادهام چنین تصوری از خدا، بنا بر کثرت تناقضات درونی، از جمله در مواجهه با برهان شر، کاذب است)، مثل برخی امامان شیعه، در نوزادی برگزیده شدهباشد، یا آنگونه که گویا مسیحیان متصورند، این نوزاد بهشکل پیشینی، دارای ذاتی ویژه و یگانه و مشترک با خدا باشد؟
🍂 آیا محال است که مسلمین نیز گرفتار خطاهای ادراکی مشابهی شدهباشند؟ چه کسی در زمان ماقبل کوپرنیک، گمان میکرد که ممکن است تمام انسانها، در موضوعی چنین بدیهینما و جلوی چشم، بر خطا باشند و به اشتباه زمین را مرکز عالم بدانند؟
🍂 آیا محال است که مسلمین نیز نسبت به صدق باورهای خود و نسبت به ماهیتِ «وحی و قرآن و پیامبرشان» در خطا باشند و بیجهت آن شخص و این متن را بزرگ کرده باشند؟ یا اصلا تمامیتِ متنی که با واسطههای مختلفِ تاریخی و فیلتر قدرتهای استبدادیِ جهانِ سنت، بقول آخوند کمال حیدری، قرآن اصلی نباشد و از دهان نبی خارج نشده باشد و بعضاً به اصنافِ تحریف، دچار شده باشد؟ یا حتی حسبِ ادعای یک محقق غربی که ابتدا مسلمان شدهبوده، اما بعد، به تبعِ پژوهشهایش از اسلام خارج شد، اصلا محمد بن عبدالله مذکور در سیرههایی که حدود سدۀ دوم هجری مکتوب شده، وجود خارجی نداشته باشد؟
🍂 اگر الان کسی بیاید و ادعا کند که جن میبیند و جنها با او سخن گفتهاند و از فلان کارش، تمجید و تکریمها کردهاند -مشابه عبارات موجود در سورۀ «جن» و تمجید جنیان از قرآن(!)- و بنا به اطلاعاتی که فرشتهای بهصورت مردی خوشهیکل و دلربا برایش آورده، جنها از از آتش خلق شدهاند، یا وقتی در حال قدم زدن با ماست، ناگهان ادعا کند که صدای جبرئیل را میشنود یا جبرئیل را میبیند، چه کار میکنیم؟ او را فوراً نزد روانپزشک نمیبریم؟ یا از کنار او بودن، احساسِ خطر و احتمال جدی متحمل شدنِ آسیبهای غیرمنتظره نمیکنیم؟ اگر کسی ادعا کند که کائنات برای او خلق شده (حدیث کساء) چه کار میکنیم؟ او را دچار اختلال فکری و شخصیتی و خودشیفتگیِ بیمارگون نمیبینیم؟
🍂 با خرافات دیگر ملل، مثل خرافات هندیها و سرخپوستها و تثلیث مسیحیان چه طور رفتار میکنیم؟ اگر ما یک هندی بودیم، در خصوص موضوع غیب شدنِ شخصی برای ۱۲۰۰ سال، یا عصمت و علم لدنی کودک ۸ ساله چه موضعی میگرفتیم؟ چرا در خصوص ادعاهای مهمل و مبهم و بلادلیل دیگران حساسیم، اما در خصوص ادعاهای مشابه از جانب پیامبر و امام خود خیر؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📗حماقت جمعی؛ چرایی و ضرورتها
(۲/۲)
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 ظاهرا چیزی در ادیان تاریخی وجود دارد که یا حماقتزاست و یا حماقت بشر آن را طلب و تولید میکند و رشد و بسط میدهد یا رابطۀ دو سویه با حماقت بشر دارد و یکدیگر را تقویت میکنند! و به نظر برای تاریخی دراز، حماقت جمعی و مشترک، عامل بقای گونۀ انسانها در مواجهه با خطرات مهلکِ زندگیِ خشنِ در طبیعت وحشی و قبایلِ رقیب و متخاصم، یا عامل حکمرانیِ سهلتر و پایدارتر، و با شورشهای کمینه بودهاست؛ چرا که در جهت بسطِ صفت مطلوبِ روحیۀ «بردگی و اطاعت» از مقامات مذهبی و سیاسی، تا سر حد بذل مال و ناموس و جان، با کمترین «چون و چرا و بهرهگیری از ذهن شکاک و پرسشگر و منتقد» عمل میکردهاست.
🍂 هرچند بحث اصرار بر حماقت، محدود به ادیان و نظامهای باورِ خرافی-اسطورهایشان نمیشود؛ امتناع از قبولِ شواهد، مدارک و ادلهٔ نقیضِ عقاید شخصی، نهتنها در باورمندان به دین و آیینی خاص، بلکه در میان دانشمندان، پزشکان، سیاستمداران و .... نیز وجود داشته و دارد. مثالهای فراوانی در مورد باورهای منجیگرایانۀ مشابه شیعیان، مبنی بر اینکه عیسی مسیح، در روز، یا ماه و سال مشخصی ظهور میکند، وجود دارد که تمامی آنها، بهوضوح به خطا رفتهاند. امتناع از قبول شواهد جدیدِ نقیض در پزشکان، باعث «تشخیص اشتباهِ بیماری» و در دانشمندان، باعث «رها نکردن فرضیات غلط» بودهاست.
🍂 هنگامیکه به فرضیهای دست بیابیم و ببینیم که کارآيی دارد، آن را به صورت یک باور یقینی و جزمی تلقی میکنیم و بعد از آن، بسیار سخت خواهد بود که آن را کنار بگذاریم. فرانسیس بیکن، فیلسوف پایهگذار روشهای علمی، بخوبی به این امر واقف بود:
🍂 ماکس پلانک (پدر نظریه کوانتوم) بخوبی رها نکردن و لجوجانه چسبیدن به نظراتی که حتی دانشمندان، مدتهای زیادی روی آنها سرمایهگذاری کردهاند را بیان میکند:
.
#نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 ظاهرا چیزی در ادیان تاریخی وجود دارد که یا حماقتزاست و یا حماقت بشر آن را طلب و تولید میکند و رشد و بسط میدهد یا رابطۀ دو سویه با حماقت بشر دارد و یکدیگر را تقویت میکنند! و به نظر برای تاریخی دراز، حماقت جمعی و مشترک، عامل بقای گونۀ انسانها در مواجهه با خطرات مهلکِ زندگیِ خشنِ در طبیعت وحشی و قبایلِ رقیب و متخاصم، یا عامل حکمرانیِ سهلتر و پایدارتر، و با شورشهای کمینه بودهاست؛ چرا که در جهت بسطِ صفت مطلوبِ روحیۀ «بردگی و اطاعت» از مقامات مذهبی و سیاسی، تا سر حد بذل مال و ناموس و جان، با کمترین «چون و چرا و بهرهگیری از ذهن شکاک و پرسشگر و منتقد» عمل میکردهاست.
🍂 هرچند بحث اصرار بر حماقت، محدود به ادیان و نظامهای باورِ خرافی-اسطورهایشان نمیشود؛ امتناع از قبولِ شواهد، مدارک و ادلهٔ نقیضِ عقاید شخصی، نهتنها در باورمندان به دین و آیینی خاص، بلکه در میان دانشمندان، پزشکان، سیاستمداران و .... نیز وجود داشته و دارد. مثالهای فراوانی در مورد باورهای منجیگرایانۀ مشابه شیعیان، مبنی بر اینکه عیسی مسیح، در روز، یا ماه و سال مشخصی ظهور میکند، وجود دارد که تمامی آنها، بهوضوح به خطا رفتهاند. امتناع از قبول شواهد جدیدِ نقیض در پزشکان، باعث «تشخیص اشتباهِ بیماری» و در دانشمندان، باعث «رها نکردن فرضیات غلط» بودهاست.
🍂 هنگامیکه به فرضیهای دست بیابیم و ببینیم که کارآيی دارد، آن را به صورت یک باور یقینی و جزمی تلقی میکنیم و بعد از آن، بسیار سخت خواهد بود که آن را کنار بگذاریم. فرانسیس بیکن، فیلسوف پایهگذار روشهای علمی، بخوبی به این امر واقف بود:
هنگامیکه انسانها باوری را قبول میکنند، تمامی مقولههای دیگر، منجمله استدلالها و مدارکی را که چنین باوری را تائید میکند، برای توجیه باور خود در نظر میگیرند؛ گویا، براهین و مدارک متعددی که خلافِ باورهایشان دلالت میکنند را یا فرو میگذارند، یا تحقیر میکنند، یا با تبصرهای کنار میگذارند و یا آنها را رد میکنند، فقط به خاطر اینکه چنین باور مضر و شاید مهلکی که اعتبار آن به علت داشتن مفروضات ابتدائی ست را همواره داشته باشند.
🍂 ماکس پلانک (پدر نظریه کوانتوم) بخوبی رها نکردن و لجوجانه چسبیدن به نظراتی که حتی دانشمندان، مدتهای زیادی روی آنها سرمایهگذاری کردهاند را بیان میکند:
یک واقعیت علمی جدید، با مجاب و متقاعد کردن مخالفان آن به دیدن نتایج آزمایشات جدید به پیروزی نمیرسد، بلکه به این علت به پیروزی میرسد که مخالفین واقعیات جدید، پیر میشوند و از جهان میروند و صدای مخالفت خودشان را به گور میبرند و بهجای آنها، نسل جدیدی بوجود می آید که واقعیات جدید را باور میکنند.
.
#نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘پیرامون یک تصویر هولناک
(۱/۲)
✍️ #علی_مرادی مراغهای
🍂 بنظرم کمتر فیلم یکدقیقهای را میتوان پیدا کرد که بهاندازۀ این فیلم، منزجرکننده و تکاندهنده باشد! در اینجا چند جوان داعشی داوطلب، از همدیگر سبقت میگیرند برای عملیات انتحاری و عاقبت، مجبور میگردند قرعهکشی کنند.
🍂 ۲۵ سال پیش، قبل از اینکه وارد رشتۀ فلسفه و بعدا تاریخ بشوم، کتابداری میخواندم؛ واحدی داشتیم بهنام «آفتها و دشمنان کتاب»، مانند موریانهها، مورچهها، حشرات، سوسکها، شپشها و...، اما بنظرم بزرگترین دشمنان کتابها، انسانها هستند؛ مخصوصا آن انسانهایی که فقط یک کتاب میخوانند! تاریخ کتابسوزی و کتابخانهسوزی انسانها اگر نوشته شود، یکی از قطورترین کتابها خواهد بود!.
🍂 بدون شک، انسان خطرناکترین موجود سراسر تاریخ است و این قدیم و جدید نمیشناسد؛ تنها کافیست در تربیتش کوتاهی شده باشد، آنوقت شبیهِ یکی از افراد این فیلم خواهد بود! جامعهای که در سیستم آموزشی و تریبت کودکانش کوتاهی کرده باشد، دیگر جبرانش امکانپذیر نخواهد بود و تمام تلاش و سعی آن جامعه، حکایتِ بخیه زدن بر آب خواهد شد.
🍂 برتراند راسل جملۀ جالبی دارد که بهنظر من، حداقل در مورد نوجوانان و جوانان کم سن و سال صادق است؛ آنجا که میگوید:
🔻تکملۀ نقدآگین بنقل از «عملیات استشهادی و انتحاری» در ویکیشیعه
🍂 عمَلیات اِستِشهادی نباید با با عملیات انتحاری اشتباه نشود. عَمَلیات اِستِشهادی از اقسام جهاد دفاعی که فردی داوطلبانه خود را برای کشتهشدن قطعی و ضربه به دشمن آماده میکند. از نگاه فقهی، این عمل در صورتی که بهخاطر حفظ مصالح دینی صورت بگیرد، صحیح است. مراجع تقلید درباره مشروعیت این عمل، نظرات مختلفی دارند. این روشِ مبارزه، از جهتهای مختلف با عملیات انتحاری و ترور تفاوت دارد.
🍂 مفهومشناسی| استشهاد در لغت به معنای گواه طلبیدن [۱] و یا کشتهشدن در راه خدا آمده است.[۲]همچنین «استشهادی» به فداکاری رزمندهای گفته میشود که با حمل مواد منفجره به دشمنان دین حمله میکند و خود و آنان را به قتل میرساند.[۳] از نگاه فقهی، عملیات استشهادی از مصداقهای جهاد دفاعی معرفی شده و اقدامی است که شخص، با قصد قربت و با علم به شهادت و با هدف ضربهزدن به دشمن متجاوز و اشغالگر به انجام آن مبادرت ورزد و در این راه کشته میشود.[۴]
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Ali_Moradi_maragheie
(۱/۲)
✍️ #علی_مرادی مراغهای
🍂 بنظرم کمتر فیلم یکدقیقهای را میتوان پیدا کرد که بهاندازۀ این فیلم، منزجرکننده و تکاندهنده باشد! در اینجا چند جوان داعشی داوطلب، از همدیگر سبقت میگیرند برای عملیات انتحاری و عاقبت، مجبور میگردند قرعهکشی کنند.
🍂 ۲۵ سال پیش، قبل از اینکه وارد رشتۀ فلسفه و بعدا تاریخ بشوم، کتابداری میخواندم؛ واحدی داشتیم بهنام «آفتها و دشمنان کتاب»، مانند موریانهها، مورچهها، حشرات، سوسکها، شپشها و...، اما بنظرم بزرگترین دشمنان کتابها، انسانها هستند؛ مخصوصا آن انسانهایی که فقط یک کتاب میخوانند! تاریخ کتابسوزی و کتابخانهسوزی انسانها اگر نوشته شود، یکی از قطورترین کتابها خواهد بود!.
🍂 بدون شک، انسان خطرناکترین موجود سراسر تاریخ است و این قدیم و جدید نمیشناسد؛ تنها کافیست در تربیتش کوتاهی شده باشد، آنوقت شبیهِ یکی از افراد این فیلم خواهد بود! جامعهای که در سیستم آموزشی و تریبت کودکانش کوتاهی کرده باشد، دیگر جبرانش امکانپذیر نخواهد بود و تمام تلاش و سعی آن جامعه، حکایتِ بخیه زدن بر آب خواهد شد.
🍂 برتراند راسل جملۀ جالبی دارد که بهنظر من، حداقل در مورد نوجوانان و جوانان کم سن و سال صادق است؛ آنجا که میگوید:
من هرگز حاضر نیستم بخاطر اعتقاداتم کشته شوم؛ چون ممکن است غلط باشند.
🔻تکملۀ نقدآگین بنقل از «عملیات استشهادی و انتحاری» در ویکیشیعه
🍂 عمَلیات اِستِشهادی نباید با با عملیات انتحاری اشتباه نشود. عَمَلیات اِستِشهادی از اقسام جهاد دفاعی که فردی داوطلبانه خود را برای کشتهشدن قطعی و ضربه به دشمن آماده میکند. از نگاه فقهی، این عمل در صورتی که بهخاطر حفظ مصالح دینی صورت بگیرد، صحیح است. مراجع تقلید درباره مشروعیت این عمل، نظرات مختلفی دارند. این روشِ مبارزه، از جهتهای مختلف با عملیات انتحاری و ترور تفاوت دارد.
🍂 مفهومشناسی| استشهاد در لغت به معنای گواه طلبیدن [۱] و یا کشتهشدن در راه خدا آمده است.[۲]همچنین «استشهادی» به فداکاری رزمندهای گفته میشود که با حمل مواد منفجره به دشمنان دین حمله میکند و خود و آنان را به قتل میرساند.[۳] از نگاه فقهی، عملیات استشهادی از مصداقهای جهاد دفاعی معرفی شده و اقدامی است که شخص، با قصد قربت و با علم به شهادت و با هدف ضربهزدن به دشمن متجاوز و اشغالگر به انجام آن مبادرت ورزد و در این راه کشته میشود.[۴]
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Ali_Moradi_maragheie
Telegram
نقدآگین
📘پیرامون یک تصویر هولناک
(۲/۲)
✍️ #علی_مرادی مراغهای
🍂 تفاوت(!) استشهادی با عملیات انتحاری و ترور | عملیات استشهادی با عملیات انتحاری اگرچه در ظاهر با یکدیگر تفاوتی ندارند؛ اما از نگاه درونمذهبی از سه جهت متفاوت دانسته شده است.[۵] اولین جهت مسأله، انگیزه و نیت هر یک از این دو است. در عملیات استشهادی، نیت و انگیزه مجاهد، دفاع از ایمان، مقدسات و سرزمین اسلامی است، در حالی که در عملیات انتحاری، چنین قصدی نیست.[۶]
🍂 دومین تفاوت، هدف هریک از این دو است. هدف مجاهد در عملیات استشهادی از جهت شخصی، دستیابی به مقام شهادت است و از جهت اجتماعی، ضربهزدن به دشمن و تقویت روحیه مسلمانان است، در حالی که عملیات انتحاری، چنین خصوصیتی ندارد.[۷]
🍂 سومین تفاوت بین عملیات استشهادی و عملیات انتحاری در مسئله شخصی است که مجاهد استشهادی، دارای روحیهای قوی، شجاعت، شهامت و ایمان است که با آگاهی کامل پا در این راه می گذارد، در حالی که عامل انتحاری به دنبال راحت کردن خود از مشکلات روحی و شخصی خود است.[۸]
🍂 تفاوت ترور با عملیات استشهادی هم در این است که ترور، یک فعالیت مجرمانه و خشونتآمیز بوده و برای ایجاد رعب و وحشت و با هدف سیاسی انجام میگیرد، در حالیکه عملیات استشهادی، دفاعی و در مقابل تجاوز و برای استیفای حقوق از دسترفته است و راه دیگری نیز برای دریافت حق وجود ندارد.[۹]
🍂 فتوای عالمان | عملیات استشهادی در فتوای عالمان شیعه و سنی مورد توجه و بحث است. در میان عالمان شیعه، این عمل از جمله مصادیق جهاد دفاعی معرفی گردیده و شرط مهم آن نیز منحصر شدن دفاع به این راه بیان شده است.[۱۱] آیتالله فاضل لنکرانی،[۱۲] آیتالله مکارم شیرازی[۱۳] و آیتالله نوری همدانی[۱۴] از مراجع تقلید شیعه، عملیات استشهادی را مصداق جهاد دفاعی دانستهاند و انجام آن را نیازمند اجازه از فقیه جامعالشرایط ندانستهاند، اما آیتالله موسوی اردبیلی ضمن اشاره به حرمت اصل این کار، اجازه فقیه جامع الشرایط را ضروری دانستهاست.[۱۵] همچنین سید محمدحسین فضلالله از مراجع تقلید شیعه در لبنان نیز معتقد است که این عملیات، از مصادیق جهاد دفاعی بوده و به شرایط نظامی بستگی دارد.[۱۶]
🍂 عملیات استشهادی در میان عالمان اهلسنت نیز مورد اختلافنظر است. یوسف قَرضاوی دانشمند مصری معتقد است این عمل فقط برای فلسطینیها مجاز است و در غیر فلسطین شرعا جایز نیست.[۱۷] در مقابل، عدهای دیگر از عالمان اهل سنت، عملیات استشهادی را در برابر دشمنان اسلام با ملاحظه شرایطی جایز دانستهاند.[۱۸]
🍂 عملیات انتحاری علیه شیعیان | به باور پژوهشگران حوزه عملیات انتحاری، شیعیان در کشورهای مختلف اسلامی هدف حملات تروریستی انتحاری بوده و تلفات زیادی را متقبل شدهاند از جمله در ایران، افغانستان، پاکستان، عراق، سوریه، لبنان، یمن و نیجریه، شاهد عملیاتهای مکرر انتحاری علیه شیعیان بودهایم.[۲۹] بر اساس یک تحقیق انجام شده در بخش خشونتهای فرقهای، گروههای رادیکال سنی مذهب از افزایش قدرت شیعیان نگران انند و به همین دلیل شیعیان را هدف قرار میدهند.[۳۰] مجله تروریسم و خشونت سیاسی، گزارش داده است که از میان ۶۲۲۴ عملیات انتحاری که از ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۶م ثبت شده است، ۵۲۹۸ حمله یعنی ۸۵ درصد کل حملات توسط گروههای تندرو سنی مذهب انجام شده است.[۳۱]همین مجله گزارش داده است که در ۱۵ سال اخیر (۲۰۰۱-۲۰۱۶م) حملات گروههای تندرو سنی مذهب بجای هدف قرار دادن کافران غربی به سمت مسلمانان اقلیت بهزعم انها مرتد متمرکز شده است.[۳۲]
#تفکر_انتقادی #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Ali_Moradi_maragheie
(۲/۲)
✍️ #علی_مرادی مراغهای
🍂 تفاوت(!) استشهادی با عملیات انتحاری و ترور | عملیات استشهادی با عملیات انتحاری اگرچه در ظاهر با یکدیگر تفاوتی ندارند؛ اما از نگاه درونمذهبی از سه جهت متفاوت دانسته شده است.[۵] اولین جهت مسأله، انگیزه و نیت هر یک از این دو است. در عملیات استشهادی، نیت و انگیزه مجاهد، دفاع از ایمان، مقدسات و سرزمین اسلامی است، در حالی که در عملیات انتحاری، چنین قصدی نیست.[۶]
🍂 دومین تفاوت، هدف هریک از این دو است. هدف مجاهد در عملیات استشهادی از جهت شخصی، دستیابی به مقام شهادت است و از جهت اجتماعی، ضربهزدن به دشمن و تقویت روحیه مسلمانان است، در حالی که عملیات انتحاری، چنین خصوصیتی ندارد.[۷]
🍂 سومین تفاوت بین عملیات استشهادی و عملیات انتحاری در مسئله شخصی است که مجاهد استشهادی، دارای روحیهای قوی، شجاعت، شهامت و ایمان است که با آگاهی کامل پا در این راه می گذارد، در حالی که عامل انتحاری به دنبال راحت کردن خود از مشکلات روحی و شخصی خود است.[۸]
🍂 تفاوت ترور با عملیات استشهادی هم در این است که ترور، یک فعالیت مجرمانه و خشونتآمیز بوده و برای ایجاد رعب و وحشت و با هدف سیاسی انجام میگیرد، در حالیکه عملیات استشهادی، دفاعی و در مقابل تجاوز و برای استیفای حقوق از دسترفته است و راه دیگری نیز برای دریافت حق وجود ندارد.[۹]
🍂 فتوای عالمان | عملیات استشهادی در فتوای عالمان شیعه و سنی مورد توجه و بحث است. در میان عالمان شیعه، این عمل از جمله مصادیق جهاد دفاعی معرفی گردیده و شرط مهم آن نیز منحصر شدن دفاع به این راه بیان شده است.[۱۱] آیتالله فاضل لنکرانی،[۱۲] آیتالله مکارم شیرازی[۱۳] و آیتالله نوری همدانی[۱۴] از مراجع تقلید شیعه، عملیات استشهادی را مصداق جهاد دفاعی دانستهاند و انجام آن را نیازمند اجازه از فقیه جامعالشرایط ندانستهاند، اما آیتالله موسوی اردبیلی ضمن اشاره به حرمت اصل این کار، اجازه فقیه جامع الشرایط را ضروری دانستهاست.[۱۵] همچنین سید محمدحسین فضلالله از مراجع تقلید شیعه در لبنان نیز معتقد است که این عملیات، از مصادیق جهاد دفاعی بوده و به شرایط نظامی بستگی دارد.[۱۶]
🍂 عملیات استشهادی در میان عالمان اهلسنت نیز مورد اختلافنظر است. یوسف قَرضاوی دانشمند مصری معتقد است این عمل فقط برای فلسطینیها مجاز است و در غیر فلسطین شرعا جایز نیست.[۱۷] در مقابل، عدهای دیگر از عالمان اهل سنت، عملیات استشهادی را در برابر دشمنان اسلام با ملاحظه شرایطی جایز دانستهاند.[۱۸]
🍂 عملیات انتحاری علیه شیعیان | به باور پژوهشگران حوزه عملیات انتحاری، شیعیان در کشورهای مختلف اسلامی هدف حملات تروریستی انتحاری بوده و تلفات زیادی را متقبل شدهاند از جمله در ایران، افغانستان، پاکستان، عراق، سوریه، لبنان، یمن و نیجریه، شاهد عملیاتهای مکرر انتحاری علیه شیعیان بودهایم.[۲۹] بر اساس یک تحقیق انجام شده در بخش خشونتهای فرقهای، گروههای رادیکال سنی مذهب از افزایش قدرت شیعیان نگران انند و به همین دلیل شیعیان را هدف قرار میدهند.[۳۰] مجله تروریسم و خشونت سیاسی، گزارش داده است که از میان ۶۲۲۴ عملیات انتحاری که از ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۶م ثبت شده است، ۵۲۹۸ حمله یعنی ۸۵ درصد کل حملات توسط گروههای تندرو سنی مذهب انجام شده است.[۳۱]همین مجله گزارش داده است که در ۱۵ سال اخیر (۲۰۰۱-۲۰۱۶م) حملات گروههای تندرو سنی مذهب بجای هدف قرار دادن کافران غربی به سمت مسلمانان اقلیت بهزعم انها مرتد متمرکز شده است.[۳۲]
#تفکر_انتقادی #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Ali_Moradi_maragheie
نقدآگین
📘اندر حکایتِ «دیدن کاه و ندیدن کوه» — عیب مشترکِ دو حکمرانیِ استبدادی ✍🏻#علیرضاموثق 🍂 اگر در داوری سیاسی، ارزشی برخورد نکنیم و توصیفی بنگریم و موقتاً سوگیریهای خود را تا حد امکان، در اپوخه قرار دهیم، مهمترین مشکلِ حکومت شاه و امثال پرویز ثابتی که حتی برای…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 گزارش تلویزیون فرانسه دربارۀ تظاهرات ۱۳۵۷
🍂 مصاحبهشونده دختریست که معتقد است، وقت آن نیست که به مسائلی همچون حجاب و اختلافات ناشی از آن فکر کند. در وهم او، پس از پیروزی انقلاب، حقّ «آزادی انتخاب پوشش» خواهد داشت.
🍂 برخلاف این مدعای مفت که «هنر نزد ایرانیان است و بس(!)»، ما در بسی جهات، جزء ابلهترینها بودهایم. این مصاحبه یکی از اسناد این بلاهت جمعیِ غالب است که مصاحبهشونده با وجود «زن بودن، در ایران زیستن و مهاجرت به غرب و تسلط به یک زبان غربی»، ناتوان از دیدن آن اولیات و بدیهیاتیست که مصاحبهکننده، مثل روز روشن میبیند و در بابشان پرسش میکند.
🍂 متأسفانه بعلل مختلف، از جمله کمر همت بستنِ حکومت محمدرضا شاه به بسط و ترویج خرافات، تا کمکاری روشنفکران و نشناختن مسألهها و اولویتهای جامعۀ دهاتی و بیسواد و اسلامزدۀ ایرانی، زنان ایران، کمترین درکی از ماهیت توتالیتر و زنستیز اسلام نداشتند. علی شریعتی فقط یکی از افرادی بود که در شیپور امتداد این بلاهت و ناخودآگاهیِ تاریخی و جمعی، برخلاف روحِ جهان مدرن، میدمید و در «فاطمه فاطمه است»، افسانهسرایی میکرد.
✍🏻#علیرضاموثق
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 مصاحبهشونده دختریست که معتقد است، وقت آن نیست که به مسائلی همچون حجاب و اختلافات ناشی از آن فکر کند. در وهم او، پس از پیروزی انقلاب، حقّ «آزادی انتخاب پوشش» خواهد داشت.
🍂 برخلاف این مدعای مفت که «هنر نزد ایرانیان است و بس(!)»، ما در بسی جهات، جزء ابلهترینها بودهایم. این مصاحبه یکی از اسناد این بلاهت جمعیِ غالب است که مصاحبهشونده با وجود «زن بودن، در ایران زیستن و مهاجرت به غرب و تسلط به یک زبان غربی»، ناتوان از دیدن آن اولیات و بدیهیاتیست که مصاحبهکننده، مثل روز روشن میبیند و در بابشان پرسش میکند.
🍂 متأسفانه بعلل مختلف، از جمله کمر همت بستنِ حکومت محمدرضا شاه به بسط و ترویج خرافات، تا کمکاری روشنفکران و نشناختن مسألهها و اولویتهای جامعۀ دهاتی و بیسواد و اسلامزدۀ ایرانی، زنان ایران، کمترین درکی از ماهیت توتالیتر و زنستیز اسلام نداشتند. علی شریعتی فقط یکی از افرادی بود که در شیپور امتداد این بلاهت و ناخودآگاهیِ تاریخی و جمعی، برخلاف روحِ جهان مدرن، میدمید و در «فاطمه فاطمه است»، افسانهسرایی میکرد.
✍🏻#علیرضاموثق
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
1️⃣ بامداد نو (اینجا) 🔴 ورزشکاران دیگر هم به میدان آمدند/درخواست علیرضا دبیر برای مجوز واردات خودروهای لوکس 🔸رییس فدراسیون کشتی از درخواست خود از هیات دولت برای موافقت با صدور مجوز واردات خودرو به ۲۱ چهره شاخص کشتی خبر داد. 2️⃣ #علیرضاموثق 🍂 تاریخ غرب،…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘قیمت برخی خودروها در ایران، ۱۶ برابر کشورهای همسایه است!
علیرغم دو مصوبه مجلس یازدهم در خصوص واردات خودروهای نو و کارکردۀ خارجی و البته شعارهای دولت سیزدهم در خصوص ساماندهی صنعت و بازار خودرو، آن چیزی که همچنان عیان است، اوضاع آشفته صنعت و البته گرانی بالا خودروهای ساخت داخل است.
به گزارش اقتصاد ۲۴، در همین رابطه، سیداحمد آوایی، نماینده دزفول گفت:
واقعاً نمیدانم چه ارادهای وجود دارد که نمیخواهند مردم روی به خرید «خودروی امن» که «قیمت آن منطقی باشد»، بیاورند؟ من معتقدم این رویه، فساد موجود، در سیستم دولتی است و این حرف را هم قبول ندارم که اگر خودرو وارد مملکت شود، برخی شاغلان در این حوزه، کارشان را از دست میدهند. اینگونه صحبتها، توهین به مردم است.
ما در مجلس یازدهم و در دو مقطع، تصویب کردیم که واردات خودروی نو و کارکرده به کشور صورت بگیرد. عجیب است که قانون وضع میشود، اما خروجی نمیبینیم.
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس تصریح کرد: وقتی ما دو مصوبه در خصوص واردات خودرو داشتیم، عدهای آمدند و گفتند که اینها، دنبال تحقیر مردم هستند و میخواهند خودروی کارکرده وارد کنند، یا وقتی قانون وضع کردیم که خودروی نو وارد شود، باز ایراد گرفتند که این کار ارزبری دارد که باید بگویم این صحبتها دروغ است.
🔻همه دولت ها در خیانت تولید خودروی بی کیفیت شریکاند
آوایی اظهار داشت: ما افرادی را در کشور داریم که محصولی را صادر کردند و ارزآوری داشتند، حال آقایان بگذارند با این ارز وارد شده، خودرو وارد کشور شود. از سوی دیگر، ما عدهای کارمند و دیپلمات در خارج از کشور داریم که ساکن آنجا هستند و خودشان ارز دارند. چرا آقایان نمیگذارند آنها خودرو وارد مملکت کنند؟
وی یادآور شد: تعداد افراد کشته و مجروح در کشور به واسطه سوانح رانندگی در ایران، به اندازه افراد بیگناهی است که این ماهها در غزه کشته شدند. چرا باید روزانه این همه کشته و مجروح به خاطر بیکیفیتی خودروها داشته باشیم؟ این رویه، هیچ ربطی به تحریم و استکبار جهانی ندارد و تمام دولتها در این زمینه خیانت کردند.
🔻حتی در افغانستان هم خودرو به قیمت واقعی خریده میشود
چرا ۸۰ میلیون نفر ایرانی باید فدای دو، سه خودروساز داخلی شوند؟ قیمت بعضی خودروهای ما، ۱۶ برابر قیمت خودروهای کشورهای همسایه است. حتی در افغانستان، امارات و عراق خودرو به قیمت واقعی خریده میشود. واقعاً چه دستی در کار است که وضعیت ما این شده است؟ اسم این وضعیتی که در آن قرار داریم، بیعرضگی است. نامش تسلیم دولتها در برابر رانتخوارها است و اصلاً ربطی به این دولت ندارد، همۀ دولتها در این زمینه مقصر هستند.
🔻چرا جلوی واردات خودروی هیبریدی را گرفتهاند؟
وی در ادامه بیان کرد: ایران که خودروی برقی و هیبریدی تولید نمیکند، پس چرا ایندست خودروها را وارد نمیکنند؟ با خودروی هیبریدی که صنعت داخلی ما ضربه نمیخورد، پس دلیل این وضعیت چیست؟ چرا به خودروهایی که کیفیت بالاتری دارند، لوکس میگویند؟ آنها فقط ایمنی بالاتری دارند. شماها مشکل دارید که نمیگذارید این خودروها وارد کشور شوند؟ اجازه واردات بدهید تا هرکسی پول دارد و دلش میخواهد، آن خودرو را بخرد.
رویه کنونی در حوزه خودرو، یعنی تنگنظری و تسلیم یکسری رانت و فسادها شدن. متاسفانه، تمام دولتها این راه را رفتهاند.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
علیرغم دو مصوبه مجلس یازدهم در خصوص واردات خودروهای نو و کارکردۀ خارجی و البته شعارهای دولت سیزدهم در خصوص ساماندهی صنعت و بازار خودرو، آن چیزی که همچنان عیان است، اوضاع آشفته صنعت و البته گرانی بالا خودروهای ساخت داخل است.
به گزارش اقتصاد ۲۴، در همین رابطه، سیداحمد آوایی، نماینده دزفول گفت:
واقعاً نمیدانم چه ارادهای وجود دارد که نمیخواهند مردم روی به خرید «خودروی امن» که «قیمت آن منطقی باشد»، بیاورند؟ من معتقدم این رویه، فساد موجود، در سیستم دولتی است و این حرف را هم قبول ندارم که اگر خودرو وارد مملکت شود، برخی شاغلان در این حوزه، کارشان را از دست میدهند. اینگونه صحبتها، توهین به مردم است.
ما در مجلس یازدهم و در دو مقطع، تصویب کردیم که واردات خودروی نو و کارکرده به کشور صورت بگیرد. عجیب است که قانون وضع میشود، اما خروجی نمیبینیم.
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس تصریح کرد: وقتی ما دو مصوبه در خصوص واردات خودرو داشتیم، عدهای آمدند و گفتند که اینها، دنبال تحقیر مردم هستند و میخواهند خودروی کارکرده وارد کنند، یا وقتی قانون وضع کردیم که خودروی نو وارد شود، باز ایراد گرفتند که این کار ارزبری دارد که باید بگویم این صحبتها دروغ است.
🔻همه دولت ها در خیانت تولید خودروی بی کیفیت شریکاند
آوایی اظهار داشت: ما افرادی را در کشور داریم که محصولی را صادر کردند و ارزآوری داشتند، حال آقایان بگذارند با این ارز وارد شده، خودرو وارد کشور شود. از سوی دیگر، ما عدهای کارمند و دیپلمات در خارج از کشور داریم که ساکن آنجا هستند و خودشان ارز دارند. چرا آقایان نمیگذارند آنها خودرو وارد مملکت کنند؟
وی یادآور شد: تعداد افراد کشته و مجروح در کشور به واسطه سوانح رانندگی در ایران، به اندازه افراد بیگناهی است که این ماهها در غزه کشته شدند. چرا باید روزانه این همه کشته و مجروح به خاطر بیکیفیتی خودروها داشته باشیم؟ این رویه، هیچ ربطی به تحریم و استکبار جهانی ندارد و تمام دولتها در این زمینه خیانت کردند.
🔻حتی در افغانستان هم خودرو به قیمت واقعی خریده میشود
چرا ۸۰ میلیون نفر ایرانی باید فدای دو، سه خودروساز داخلی شوند؟ قیمت بعضی خودروهای ما، ۱۶ برابر قیمت خودروهای کشورهای همسایه است. حتی در افغانستان، امارات و عراق خودرو به قیمت واقعی خریده میشود. واقعاً چه دستی در کار است که وضعیت ما این شده است؟ اسم این وضعیتی که در آن قرار داریم، بیعرضگی است. نامش تسلیم دولتها در برابر رانتخوارها است و اصلاً ربطی به این دولت ندارد، همۀ دولتها در این زمینه مقصر هستند.
🔻چرا جلوی واردات خودروی هیبریدی را گرفتهاند؟
وی در ادامه بیان کرد: ایران که خودروی برقی و هیبریدی تولید نمیکند، پس چرا ایندست خودروها را وارد نمیکنند؟ با خودروی هیبریدی که صنعت داخلی ما ضربه نمیخورد، پس دلیل این وضعیت چیست؟ چرا به خودروهایی که کیفیت بالاتری دارند، لوکس میگویند؟ آنها فقط ایمنی بالاتری دارند. شماها مشکل دارید که نمیگذارید این خودروها وارد کشور شوند؟ اجازه واردات بدهید تا هرکسی پول دارد و دلش میخواهد، آن خودرو را بخرد.
رویه کنونی در حوزه خودرو، یعنی تنگنظری و تسلیم یکسری رانت و فسادها شدن. متاسفانه، تمام دولتها این راه را رفتهاند.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘آدرس غلط ندهید!
— «مافیا»هایی که از آن دم میزنید، «برادران دینی» شما هستند
✍🏻#بیژن_اشتری
🍂 دیدم امروز شهردار تهران گفته «در تهران مافیای زباله داریم». چند روز پیش هم دیدم که آقای امام جمعه مشهد فرموده «کشور را از مافیای برنج نجات دهید». پیش از آن هم دیدم آقای ابراهیم رئیسی سخنان تندی علیه «مافیای دارو و تجهیزات پزشکی» به زبان آورده و قول بریدن دستهای این مافیا را دادهاست. خلاصه روزی نیست که مقامات بالای نظام جمهوری اسلامی، علیه انواع «مافیا»ها سخن نگویند.
🍂 خیلی صریح و روشن بگویم که چنین موضعگیریهایی، از مصادیق بارز عوامفریبی و دروغگوییست؛ وگرنه هم رییسجمهور و شهردار و هم مابقی زعمای حکومتی، خوب آگاهند که در جمهوری اسلامی، هیچ مافیایی وجود ندارد. ما در این مملکت «گروههای تبهکار حکومتی» داریم و نه «باندهای مافیایی».
🍂 اما با این حال، مقامات کشورمان علاقۀ وافری دارند که از کلمۀ «مافیا» استفاده کنند؛ چون این نحوۀ نامگذاری، باعث میشود که فساد و تباهی دامنگستر فعلی، تلویحا به «مشتی اجنبی خدانشناس» و به «دشمنان خارجی» نسبت داده شود، نه به «اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی و مقاماتِ بهاصطلاح مسلمان و پاکدستش».
🍂 این حضرات، با مافیا نامیدن «دزدان مسلمان حکومتی»، هم ژست ضدفساد میگیرند و حرفی مردمپسند میگویند، هم توجه مخاطب را از همکاران فاسدشان معطوف به مشتی گانگستر غربی کلاهشاپو بهسر، مثل الکاپون جلب میکنند و هم تلویحا پیام میدهند که قضیۀ فساد، همچون مقولۀ مافیا (که تاکنون هیچکس نتوانسته سر از کار آن درآورد)، مبهم و غیرقابل حل است؛ درحالیکه همۀ ما خوب میدانیم که این گروههای تبهکار، جملگی «مسلمان شیعۀ دوازده امامی» هستند و ایرانی و «معتقد به ولایت مطلقه فقیه» و «شاغل در بالاترین مناصب حکومتی» و «وابسته به خاندانهای مذهبی حکومتی» و چنان ریشهای در کشور دواندهاند که هزار تا مثل آقای رئیسی هم نمیتواند کوچکترین تلنگری به امنیت جانی و مالیشان بزند.
🍂 رئیس جمهور و دیگر مقامات، که لقلقۀ زبانی «مافیا» به دهانشان افتاده، عمدا به مردم آدرس غلط میدهند. اینها خیلی بهتر از بنده و شما میدانند که رهبران این گروههای فاسد حکومتی، چه کسانی هستند؟ سرشان به کجا وصل است؟ و ریشه قدرتشان از کجاست؟
🍂 لذا مستدعیست بیخود و بیجهت، پای مافیا و اجنبیها را به میان نکشید. به آقای رئیسجمهور عرض می کنم که شما اتفاقا با این نوع نامگذاری غلط، خواسته یا ناخواسته، فقط نوعی پوشش امنیتی به همان گروههای حکومتی فاسدی میدهید که ادعای مبارزه با آن ها را دارید.
🍂 از مردم و رسانهها هم انتظار میرود که هر چیزی را به نام خودش بنامند. ما در ایران «گروههای تبهکار حکومتی» داریم و نه «باندهای مافیایی».
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— «مافیا»هایی که از آن دم میزنید، «برادران دینی» شما هستند
✍🏻#بیژن_اشتری
🍂 دیدم امروز شهردار تهران گفته «در تهران مافیای زباله داریم». چند روز پیش هم دیدم که آقای امام جمعه مشهد فرموده «کشور را از مافیای برنج نجات دهید». پیش از آن هم دیدم آقای ابراهیم رئیسی سخنان تندی علیه «مافیای دارو و تجهیزات پزشکی» به زبان آورده و قول بریدن دستهای این مافیا را دادهاست. خلاصه روزی نیست که مقامات بالای نظام جمهوری اسلامی، علیه انواع «مافیا»ها سخن نگویند.
🍂 خیلی صریح و روشن بگویم که چنین موضعگیریهایی، از مصادیق بارز عوامفریبی و دروغگوییست؛ وگرنه هم رییسجمهور و شهردار و هم مابقی زعمای حکومتی، خوب آگاهند که در جمهوری اسلامی، هیچ مافیایی وجود ندارد. ما در این مملکت «گروههای تبهکار حکومتی» داریم و نه «باندهای مافیایی».
🍂 اما با این حال، مقامات کشورمان علاقۀ وافری دارند که از کلمۀ «مافیا» استفاده کنند؛ چون این نحوۀ نامگذاری، باعث میشود که فساد و تباهی دامنگستر فعلی، تلویحا به «مشتی اجنبی خدانشناس» و به «دشمنان خارجی» نسبت داده شود، نه به «اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی و مقاماتِ بهاصطلاح مسلمان و پاکدستش».
🍂 این حضرات، با مافیا نامیدن «دزدان مسلمان حکومتی»، هم ژست ضدفساد میگیرند و حرفی مردمپسند میگویند، هم توجه مخاطب را از همکاران فاسدشان معطوف به مشتی گانگستر غربی کلاهشاپو بهسر، مثل الکاپون جلب میکنند و هم تلویحا پیام میدهند که قضیۀ فساد، همچون مقولۀ مافیا (که تاکنون هیچکس نتوانسته سر از کار آن درآورد)، مبهم و غیرقابل حل است؛ درحالیکه همۀ ما خوب میدانیم که این گروههای تبهکار، جملگی «مسلمان شیعۀ دوازده امامی» هستند و ایرانی و «معتقد به ولایت مطلقه فقیه» و «شاغل در بالاترین مناصب حکومتی» و «وابسته به خاندانهای مذهبی حکومتی» و چنان ریشهای در کشور دواندهاند که هزار تا مثل آقای رئیسی هم نمیتواند کوچکترین تلنگری به امنیت جانی و مالیشان بزند.
🍂 رئیس جمهور و دیگر مقامات، که لقلقۀ زبانی «مافیا» به دهانشان افتاده، عمدا به مردم آدرس غلط میدهند. اینها خیلی بهتر از بنده و شما میدانند که رهبران این گروههای فاسد حکومتی، چه کسانی هستند؟ سرشان به کجا وصل است؟ و ریشه قدرتشان از کجاست؟
🍂 لذا مستدعیست بیخود و بیجهت، پای مافیا و اجنبیها را به میان نکشید. به آقای رئیسجمهور عرض می کنم که شما اتفاقا با این نوع نامگذاری غلط، خواسته یا ناخواسته، فقط نوعی پوشش امنیتی به همان گروههای حکومتی فاسدی میدهید که ادعای مبارزه با آن ها را دارید.
🍂 از مردم و رسانهها هم انتظار میرود که هر چیزی را به نام خودش بنامند. ما در ایران «گروههای تبهکار حکومتی» داریم و نه «باندهای مافیایی».
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 پیرامون #مستند «عمامه صورتی»
✍🏻 #محمود_کریمی
🍂 حسین شمقدری پسرِ جواد شمقدری (معاون سینمایی وزارت ارشاد اسلامی در دورۀ دوم احمدینژاد)، پس از ساخت مستندهای میراث آلبرتا، متولد اورشلیم و انقلاب جنسی و... بهتازگی مستندی با نام «عمامه صورتی» دربارهٔ «حجاب و گشت ارشاد» ساختهاست. او محور این مستند را نمایش یک «آخوندِ خوبِ» با تحمل و مدارا نسبت به حضورِ بیحجابها و شنیدنِ نقدهای تند و مستقیمشان علیه حکومت و آخوندها قرار دادهاست.
🍂 فیلم مشخصا سرگردان است میان طرح تناقضهای قانونِ بیربط به عرف و فرهنگ جامعه (قانونِ تهی از معنای قانون در معنای مدرن آن) با جامعه و نسلهای جدید سکولار و عبور کرده از اسلام و آخوندها و حکومت و رهبرش از سویی، و متمسک شدن آشکار به سخنان همان رهبری که گشتِ داعشی ارشاد را بعنوان آخرین سنگر بقای مقامِ خود بعنوان «ولی مطلقۀ فقیه» میپندارد، از سوی دیگر، برای انداختنِ تقصیر چنین وضعیتِ تناقضآمیز و پرهزینهای که کشور را به انواع خطرات مهلک برای امنیت ملی دچار کرده، بر سرِ علمالهدی که بنا به روایت کارگردانِ وصل به نهادهای خاص (در طرح و نمایش آزادانۀ نفرت عمومی و حملات تند مردم به کسی چون علمالهدی)، بخاطر ورودش به اقتصاد و وصل شدن به انواع رانتهای بزرگ، بزرگترین دغدغۀ نمایشیاش، «معضلِ بیحجابی» شدهاست.
🍂 در واقع، فیلم بیشتر تناقضات ذهنی و وجودی یک آقازادۀ خودی را بیان میکند که به انواع رانت برای رد کردن خطوط قرمز در مستندهایش وصل است و در عین حال، وظیفهاش بیان روایتِ بزکشده و مطلوبِ حاکمیت از بحرانهای پیچیدۀ روز است و اگر عنصر رانتِ عبور از برخی خطوط قرمز را فاقد بود، مستندهایش از جذابیتِ حداقلی نیز برخوردار نبودند؛ چرا که تفکر عمیق و بدون تناقضی پسِ پشتِ مستندهایش نیست و خلاقیتی نیز در تصویرسازی یک اثرِ سینمایی، یا لااقل روایتگریِ جذاب یک مستند را ندارند.
🍂 حسین شمقدری از فهم یا بیان ریشۀ اصلی مشکل حجاب و سرکوبِ خشنِ بخش مدرن جامعه، و بطور خاص زنان، ناتوان است، یا همیشه حواسش هست که آدرس غلط بدهد و مشکل را به اسم یا اسامیای خاص و عللِ بیربط یا دستهچندم، تقلیل بدهد:
▪️علمالهدی مسئول این همه اختلاسهای بزرگ و سریالی کشور و گشت ارشاد و بودجهٔ نجومیاش و بحرانها و تعرضات روانی-فیزیکی گستردهٔ بوجودآمده به شهروندان ایران، از چنین ارگانِ عریض و طویل و اضافیای بودهاست [آقازادۀ ما آلزایمر میگیرد که علمالهدی، متفاوت از آنچه «ستاد ائمۀ جمعه» به امامان جمعه دیکته میکند و سرتیترهایی که جلویشان در هر هفته میگذارند، موعظه نمیکند و یک استثناء در حکومت اسلامیِ تحت زعامتِ ولی مطلقهٔ فقیه نیست]؛
▪️یا بهنظرش اگر برخی مدیرانِ کاخنشینِ جمهوری اسلامی نبودند، آنگاه دعوت و امر مردم به حجاب، مؤثر میافتاد؛
▪️یا گلایه دارد از «طبقاتی بودنِ نهی از منکر» که چرا حکومت در زندگی طبقات بالا هم سرک کشیدنش را بسط ندادهاست؟ و اینها اینقدر رد دادهاند و یله و آزاد و بیحد و مرز (یعنی مثل مردم اکثریت کشورهای جهان) میچرخند و چشمان هیز او را دچار گناه میکنند؛
▪️در پایان نیز این «بسیجی و عمارِ سینما»، مسئول کافهای را که به مشتریانش تذکر حجاب نمیدهد و از مداخلۀ «آخوند خوبِ» فیلم در مِلک و مکانِ کسبش، هراسان و عصبی میشود (مثل هر شهروند معمولی جهان مدرن در مواجهه با چنین مداخله و تعرضِ تهدیدآمیزی)، مثلِ مصاحبهشوندههایی که «حتی سینما رکس را "گردن آخوندها انداختند"» و یا «خواهان رفتن آخوندها از قدرت بودند»، متهم به «دیکتاتوری» میکند که تاب شنیدنِ «صدای مخالف» را ندارند و اگر مملکت دست امثال آنها بیافتد، تضمینی وجود ندارد که چه شود! پیام هم بهشکل واضح این است: «مملکت دست هر که غیر آخوندها بیافتد، اوضاع بدتر خواهد شد؛ پس بچسبید به سخنان حکیمانۀ قائد اعظم در پایان فیلم».
حقارت و کوتولگیِ ذهنِ یک عرزشی، دقیقا از اینجا به بعد، بالا میزند. آقازادهای که پدرش مسئول انواع سانسور و توقیف در سینما و تطهیرگر زندان اوین و... بوده و خودش نیز چنین بردهوش و پاچهخوار است نسبت به دیکتاتور اعظم، صاحبِ یک کافه که چون انسانی متمدن، از مداخله در پوشش مشتریان پرهیز میکرده، یا دخترانی ساده و شجاع که از سخنانی بدیهی چون ضرورتِ سکولاریسم سیاسی میگفتند، به دیکتاتوری متهم میکند و نگرانِ سرنوشتِ مردم و ظهورِ یک دیکتاتوری، در صورتِ در صدر نماندنِ یک «آخوند خوب» یا همان «دیکتاتور خوب/اسلامی» میشود.
🔺و البته تیتراژ پایانی هم با پخشِ سخنانِ خدای متجسدِ یک آقازادۀ وصلِ بیهنر، همراه میشود؛ سخنرانی خلیفه مبنی بر اینکه تمرکز امر به معروف، حجاب نیست و حجاب بعنوان «واجب دینی-سیاسی»، یکی از مواردِ امر و فرمان دادن به معروف است و مسئولان نیز باید امر به معروف شوند.
#نقد_فیلم #حکومت_اسلامی #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #محمود_کریمی
🍂 حسین شمقدری پسرِ جواد شمقدری (معاون سینمایی وزارت ارشاد اسلامی در دورۀ دوم احمدینژاد)، پس از ساخت مستندهای میراث آلبرتا، متولد اورشلیم و انقلاب جنسی و... بهتازگی مستندی با نام «عمامه صورتی» دربارهٔ «حجاب و گشت ارشاد» ساختهاست. او محور این مستند را نمایش یک «آخوندِ خوبِ» با تحمل و مدارا نسبت به حضورِ بیحجابها و شنیدنِ نقدهای تند و مستقیمشان علیه حکومت و آخوندها قرار دادهاست.
🍂 فیلم مشخصا سرگردان است میان طرح تناقضهای قانونِ بیربط به عرف و فرهنگ جامعه (قانونِ تهی از معنای قانون در معنای مدرن آن) با جامعه و نسلهای جدید سکولار و عبور کرده از اسلام و آخوندها و حکومت و رهبرش از سویی، و متمسک شدن آشکار به سخنان همان رهبری که گشتِ داعشی ارشاد را بعنوان آخرین سنگر بقای مقامِ خود بعنوان «ولی مطلقۀ فقیه» میپندارد، از سوی دیگر، برای انداختنِ تقصیر چنین وضعیتِ تناقضآمیز و پرهزینهای که کشور را به انواع خطرات مهلک برای امنیت ملی دچار کرده، بر سرِ علمالهدی که بنا به روایت کارگردانِ وصل به نهادهای خاص (در طرح و نمایش آزادانۀ نفرت عمومی و حملات تند مردم به کسی چون علمالهدی)، بخاطر ورودش به اقتصاد و وصل شدن به انواع رانتهای بزرگ، بزرگترین دغدغۀ نمایشیاش، «معضلِ بیحجابی» شدهاست.
🍂 در واقع، فیلم بیشتر تناقضات ذهنی و وجودی یک آقازادۀ خودی را بیان میکند که به انواع رانت برای رد کردن خطوط قرمز در مستندهایش وصل است و در عین حال، وظیفهاش بیان روایتِ بزکشده و مطلوبِ حاکمیت از بحرانهای پیچیدۀ روز است و اگر عنصر رانتِ عبور از برخی خطوط قرمز را فاقد بود، مستندهایش از جذابیتِ حداقلی نیز برخوردار نبودند؛ چرا که تفکر عمیق و بدون تناقضی پسِ پشتِ مستندهایش نیست و خلاقیتی نیز در تصویرسازی یک اثرِ سینمایی، یا لااقل روایتگریِ جذاب یک مستند را ندارند.
🍂 حسین شمقدری از فهم یا بیان ریشۀ اصلی مشکل حجاب و سرکوبِ خشنِ بخش مدرن جامعه، و بطور خاص زنان، ناتوان است، یا همیشه حواسش هست که آدرس غلط بدهد و مشکل را به اسم یا اسامیای خاص و عللِ بیربط یا دستهچندم، تقلیل بدهد:
▪️علمالهدی مسئول این همه اختلاسهای بزرگ و سریالی کشور و گشت ارشاد و بودجهٔ نجومیاش و بحرانها و تعرضات روانی-فیزیکی گستردهٔ بوجودآمده به شهروندان ایران، از چنین ارگانِ عریض و طویل و اضافیای بودهاست [آقازادۀ ما آلزایمر میگیرد که علمالهدی، متفاوت از آنچه «ستاد ائمۀ جمعه» به امامان جمعه دیکته میکند و سرتیترهایی که جلویشان در هر هفته میگذارند، موعظه نمیکند و یک استثناء در حکومت اسلامیِ تحت زعامتِ ولی مطلقهٔ فقیه نیست]؛
▪️یا بهنظرش اگر برخی مدیرانِ کاخنشینِ جمهوری اسلامی نبودند، آنگاه دعوت و امر مردم به حجاب، مؤثر میافتاد؛
▪️یا گلایه دارد از «طبقاتی بودنِ نهی از منکر» که چرا حکومت در زندگی طبقات بالا هم سرک کشیدنش را بسط ندادهاست؟ و اینها اینقدر رد دادهاند و یله و آزاد و بیحد و مرز (یعنی مثل مردم اکثریت کشورهای جهان) میچرخند و چشمان هیز او را دچار گناه میکنند؛
▪️در پایان نیز این «بسیجی و عمارِ سینما»، مسئول کافهای را که به مشتریانش تذکر حجاب نمیدهد و از مداخلۀ «آخوند خوبِ» فیلم در مِلک و مکانِ کسبش، هراسان و عصبی میشود (مثل هر شهروند معمولی جهان مدرن در مواجهه با چنین مداخله و تعرضِ تهدیدآمیزی)، مثلِ مصاحبهشوندههایی که «حتی سینما رکس را "گردن آخوندها انداختند"» و یا «خواهان رفتن آخوندها از قدرت بودند»، متهم به «دیکتاتوری» میکند که تاب شنیدنِ «صدای مخالف» را ندارند و اگر مملکت دست امثال آنها بیافتد، تضمینی وجود ندارد که چه شود! پیام هم بهشکل واضح این است: «مملکت دست هر که غیر آخوندها بیافتد، اوضاع بدتر خواهد شد؛ پس بچسبید به سخنان حکیمانۀ قائد اعظم در پایان فیلم».
حقارت و کوتولگیِ ذهنِ یک عرزشی، دقیقا از اینجا به بعد، بالا میزند. آقازادهای که پدرش مسئول انواع سانسور و توقیف در سینما و تطهیرگر زندان اوین و... بوده و خودش نیز چنین بردهوش و پاچهخوار است نسبت به دیکتاتور اعظم، صاحبِ یک کافه که چون انسانی متمدن، از مداخله در پوشش مشتریان پرهیز میکرده، یا دخترانی ساده و شجاع که از سخنانی بدیهی چون ضرورتِ سکولاریسم سیاسی میگفتند، به دیکتاتوری متهم میکند و نگرانِ سرنوشتِ مردم و ظهورِ یک دیکتاتوری، در صورتِ در صدر نماندنِ یک «آخوند خوب» یا همان «دیکتاتور خوب/اسلامی» میشود.
🔺و البته تیتراژ پایانی هم با پخشِ سخنانِ خدای متجسدِ یک آقازادۀ وصلِ بیهنر، همراه میشود؛ سخنرانی خلیفه مبنی بر اینکه تمرکز امر به معروف، حجاب نیست و حجاب بعنوان «واجب دینی-سیاسی»، یکی از مواردِ امر و فرمان دادن به معروف است و مسئولان نیز باید امر به معروف شوند.
#نقد_فیلم #حکومت_اسلامی #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin