Telegram
نقدآگین
📘پیرامون یک تصویر هولناک
(۱/۲)
✍️ #علی_مرادی مراغهای
🍂 بنظرم کمتر فیلم یکدقیقهای را میتوان پیدا کرد که بهاندازۀ این فیلم، منزجرکننده و تکاندهنده باشد! در اینجا چند جوان داعشی داوطلب، از همدیگر سبقت میگیرند برای عملیات انتحاری و عاقبت، مجبور میگردند قرعهکشی کنند.
🍂 ۲۵ سال پیش، قبل از اینکه وارد رشتۀ فلسفه و بعدا تاریخ بشوم، کتابداری میخواندم؛ واحدی داشتیم بهنام «آفتها و دشمنان کتاب»، مانند موریانهها، مورچهها، حشرات، سوسکها، شپشها و...، اما بنظرم بزرگترین دشمنان کتابها، انسانها هستند؛ مخصوصا آن انسانهایی که فقط یک کتاب میخوانند! تاریخ کتابسوزی و کتابخانهسوزی انسانها اگر نوشته شود، یکی از قطورترین کتابها خواهد بود!.
🍂 بدون شک، انسان خطرناکترین موجود سراسر تاریخ است و این قدیم و جدید نمیشناسد؛ تنها کافیست در تربیتش کوتاهی شده باشد، آنوقت شبیهِ یکی از افراد این فیلم خواهد بود! جامعهای که در سیستم آموزشی و تریبت کودکانش کوتاهی کرده باشد، دیگر جبرانش امکانپذیر نخواهد بود و تمام تلاش و سعی آن جامعه، حکایتِ بخیه زدن بر آب خواهد شد.
🍂 برتراند راسل جملۀ جالبی دارد که بهنظر من، حداقل در مورد نوجوانان و جوانان کم سن و سال صادق است؛ آنجا که میگوید:
🔻تکملۀ نقدآگین بنقل از «عملیات استشهادی و انتحاری» در ویکیشیعه
🍂 عمَلیات اِستِشهادی نباید با با عملیات انتحاری اشتباه نشود. عَمَلیات اِستِشهادی از اقسام جهاد دفاعی که فردی داوطلبانه خود را برای کشتهشدن قطعی و ضربه به دشمن آماده میکند. از نگاه فقهی، این عمل در صورتی که بهخاطر حفظ مصالح دینی صورت بگیرد، صحیح است. مراجع تقلید درباره مشروعیت این عمل، نظرات مختلفی دارند. این روشِ مبارزه، از جهتهای مختلف با عملیات انتحاری و ترور تفاوت دارد.
🍂 مفهومشناسی| استشهاد در لغت به معنای گواه طلبیدن [۱] و یا کشتهشدن در راه خدا آمده است.[۲]همچنین «استشهادی» به فداکاری رزمندهای گفته میشود که با حمل مواد منفجره به دشمنان دین حمله میکند و خود و آنان را به قتل میرساند.[۳] از نگاه فقهی، عملیات استشهادی از مصداقهای جهاد دفاعی معرفی شده و اقدامی است که شخص، با قصد قربت و با علم به شهادت و با هدف ضربهزدن به دشمن متجاوز و اشغالگر به انجام آن مبادرت ورزد و در این راه کشته میشود.[۴]
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Ali_Moradi_maragheie
(۱/۲)
✍️ #علی_مرادی مراغهای
🍂 بنظرم کمتر فیلم یکدقیقهای را میتوان پیدا کرد که بهاندازۀ این فیلم، منزجرکننده و تکاندهنده باشد! در اینجا چند جوان داعشی داوطلب، از همدیگر سبقت میگیرند برای عملیات انتحاری و عاقبت، مجبور میگردند قرعهکشی کنند.
🍂 ۲۵ سال پیش، قبل از اینکه وارد رشتۀ فلسفه و بعدا تاریخ بشوم، کتابداری میخواندم؛ واحدی داشتیم بهنام «آفتها و دشمنان کتاب»، مانند موریانهها، مورچهها، حشرات، سوسکها، شپشها و...، اما بنظرم بزرگترین دشمنان کتابها، انسانها هستند؛ مخصوصا آن انسانهایی که فقط یک کتاب میخوانند! تاریخ کتابسوزی و کتابخانهسوزی انسانها اگر نوشته شود، یکی از قطورترین کتابها خواهد بود!.
🍂 بدون شک، انسان خطرناکترین موجود سراسر تاریخ است و این قدیم و جدید نمیشناسد؛ تنها کافیست در تربیتش کوتاهی شده باشد، آنوقت شبیهِ یکی از افراد این فیلم خواهد بود! جامعهای که در سیستم آموزشی و تریبت کودکانش کوتاهی کرده باشد، دیگر جبرانش امکانپذیر نخواهد بود و تمام تلاش و سعی آن جامعه، حکایتِ بخیه زدن بر آب خواهد شد.
🍂 برتراند راسل جملۀ جالبی دارد که بهنظر من، حداقل در مورد نوجوانان و جوانان کم سن و سال صادق است؛ آنجا که میگوید:
من هرگز حاضر نیستم بخاطر اعتقاداتم کشته شوم؛ چون ممکن است غلط باشند.
🔻تکملۀ نقدآگین بنقل از «عملیات استشهادی و انتحاری» در ویکیشیعه
🍂 عمَلیات اِستِشهادی نباید با با عملیات انتحاری اشتباه نشود. عَمَلیات اِستِشهادی از اقسام جهاد دفاعی که فردی داوطلبانه خود را برای کشتهشدن قطعی و ضربه به دشمن آماده میکند. از نگاه فقهی، این عمل در صورتی که بهخاطر حفظ مصالح دینی صورت بگیرد، صحیح است. مراجع تقلید درباره مشروعیت این عمل، نظرات مختلفی دارند. این روشِ مبارزه، از جهتهای مختلف با عملیات انتحاری و ترور تفاوت دارد.
🍂 مفهومشناسی| استشهاد در لغت به معنای گواه طلبیدن [۱] و یا کشتهشدن در راه خدا آمده است.[۲]همچنین «استشهادی» به فداکاری رزمندهای گفته میشود که با حمل مواد منفجره به دشمنان دین حمله میکند و خود و آنان را به قتل میرساند.[۳] از نگاه فقهی، عملیات استشهادی از مصداقهای جهاد دفاعی معرفی شده و اقدامی است که شخص، با قصد قربت و با علم به شهادت و با هدف ضربهزدن به دشمن متجاوز و اشغالگر به انجام آن مبادرت ورزد و در این راه کشته میشود.[۴]
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Ali_Moradi_maragheie
Telegram
نقدآگین
📘پیرامون یک تصویر هولناک
(۲/۲)
✍️ #علی_مرادی مراغهای
🍂 تفاوت(!) استشهادی با عملیات انتحاری و ترور | عملیات استشهادی با عملیات انتحاری اگرچه در ظاهر با یکدیگر تفاوتی ندارند؛ اما از نگاه درونمذهبی از سه جهت متفاوت دانسته شده است.[۵] اولین جهت مسأله، انگیزه و نیت هر یک از این دو است. در عملیات استشهادی، نیت و انگیزه مجاهد، دفاع از ایمان، مقدسات و سرزمین اسلامی است، در حالی که در عملیات انتحاری، چنین قصدی نیست.[۶]
🍂 دومین تفاوت، هدف هریک از این دو است. هدف مجاهد در عملیات استشهادی از جهت شخصی، دستیابی به مقام شهادت است و از جهت اجتماعی، ضربهزدن به دشمن و تقویت روحیه مسلمانان است، در حالی که عملیات انتحاری، چنین خصوصیتی ندارد.[۷]
🍂 سومین تفاوت بین عملیات استشهادی و عملیات انتحاری در مسئله شخصی است که مجاهد استشهادی، دارای روحیهای قوی، شجاعت، شهامت و ایمان است که با آگاهی کامل پا در این راه می گذارد، در حالی که عامل انتحاری به دنبال راحت کردن خود از مشکلات روحی و شخصی خود است.[۸]
🍂 تفاوت ترور با عملیات استشهادی هم در این است که ترور، یک فعالیت مجرمانه و خشونتآمیز بوده و برای ایجاد رعب و وحشت و با هدف سیاسی انجام میگیرد، در حالیکه عملیات استشهادی، دفاعی و در مقابل تجاوز و برای استیفای حقوق از دسترفته است و راه دیگری نیز برای دریافت حق وجود ندارد.[۹]
🍂 فتوای عالمان | عملیات استشهادی در فتوای عالمان شیعه و سنی مورد توجه و بحث است. در میان عالمان شیعه، این عمل از جمله مصادیق جهاد دفاعی معرفی گردیده و شرط مهم آن نیز منحصر شدن دفاع به این راه بیان شده است.[۱۱] آیتالله فاضل لنکرانی،[۱۲] آیتالله مکارم شیرازی[۱۳] و آیتالله نوری همدانی[۱۴] از مراجع تقلید شیعه، عملیات استشهادی را مصداق جهاد دفاعی دانستهاند و انجام آن را نیازمند اجازه از فقیه جامعالشرایط ندانستهاند، اما آیتالله موسوی اردبیلی ضمن اشاره به حرمت اصل این کار، اجازه فقیه جامع الشرایط را ضروری دانستهاست.[۱۵] همچنین سید محمدحسین فضلالله از مراجع تقلید شیعه در لبنان نیز معتقد است که این عملیات، از مصادیق جهاد دفاعی بوده و به شرایط نظامی بستگی دارد.[۱۶]
🍂 عملیات استشهادی در میان عالمان اهلسنت نیز مورد اختلافنظر است. یوسف قَرضاوی دانشمند مصری معتقد است این عمل فقط برای فلسطینیها مجاز است و در غیر فلسطین شرعا جایز نیست.[۱۷] در مقابل، عدهای دیگر از عالمان اهل سنت، عملیات استشهادی را در برابر دشمنان اسلام با ملاحظه شرایطی جایز دانستهاند.[۱۸]
🍂 عملیات انتحاری علیه شیعیان | به باور پژوهشگران حوزه عملیات انتحاری، شیعیان در کشورهای مختلف اسلامی هدف حملات تروریستی انتحاری بوده و تلفات زیادی را متقبل شدهاند از جمله در ایران، افغانستان، پاکستان، عراق، سوریه، لبنان، یمن و نیجریه، شاهد عملیاتهای مکرر انتحاری علیه شیعیان بودهایم.[۲۹] بر اساس یک تحقیق انجام شده در بخش خشونتهای فرقهای، گروههای رادیکال سنی مذهب از افزایش قدرت شیعیان نگران انند و به همین دلیل شیعیان را هدف قرار میدهند.[۳۰] مجله تروریسم و خشونت سیاسی، گزارش داده است که از میان ۶۲۲۴ عملیات انتحاری که از ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۶م ثبت شده است، ۵۲۹۸ حمله یعنی ۸۵ درصد کل حملات توسط گروههای تندرو سنی مذهب انجام شده است.[۳۱]همین مجله گزارش داده است که در ۱۵ سال اخیر (۲۰۰۱-۲۰۱۶م) حملات گروههای تندرو سنی مذهب بجای هدف قرار دادن کافران غربی به سمت مسلمانان اقلیت بهزعم انها مرتد متمرکز شده است.[۳۲]
#تفکر_انتقادی #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Ali_Moradi_maragheie
(۲/۲)
✍️ #علی_مرادی مراغهای
🍂 تفاوت(!) استشهادی با عملیات انتحاری و ترور | عملیات استشهادی با عملیات انتحاری اگرچه در ظاهر با یکدیگر تفاوتی ندارند؛ اما از نگاه درونمذهبی از سه جهت متفاوت دانسته شده است.[۵] اولین جهت مسأله، انگیزه و نیت هر یک از این دو است. در عملیات استشهادی، نیت و انگیزه مجاهد، دفاع از ایمان، مقدسات و سرزمین اسلامی است، در حالی که در عملیات انتحاری، چنین قصدی نیست.[۶]
🍂 دومین تفاوت، هدف هریک از این دو است. هدف مجاهد در عملیات استشهادی از جهت شخصی، دستیابی به مقام شهادت است و از جهت اجتماعی، ضربهزدن به دشمن و تقویت روحیه مسلمانان است، در حالی که عملیات انتحاری، چنین خصوصیتی ندارد.[۷]
🍂 سومین تفاوت بین عملیات استشهادی و عملیات انتحاری در مسئله شخصی است که مجاهد استشهادی، دارای روحیهای قوی، شجاعت، شهامت و ایمان است که با آگاهی کامل پا در این راه می گذارد، در حالی که عامل انتحاری به دنبال راحت کردن خود از مشکلات روحی و شخصی خود است.[۸]
🍂 تفاوت ترور با عملیات استشهادی هم در این است که ترور، یک فعالیت مجرمانه و خشونتآمیز بوده و برای ایجاد رعب و وحشت و با هدف سیاسی انجام میگیرد، در حالیکه عملیات استشهادی، دفاعی و در مقابل تجاوز و برای استیفای حقوق از دسترفته است و راه دیگری نیز برای دریافت حق وجود ندارد.[۹]
🍂 فتوای عالمان | عملیات استشهادی در فتوای عالمان شیعه و سنی مورد توجه و بحث است. در میان عالمان شیعه، این عمل از جمله مصادیق جهاد دفاعی معرفی گردیده و شرط مهم آن نیز منحصر شدن دفاع به این راه بیان شده است.[۱۱] آیتالله فاضل لنکرانی،[۱۲] آیتالله مکارم شیرازی[۱۳] و آیتالله نوری همدانی[۱۴] از مراجع تقلید شیعه، عملیات استشهادی را مصداق جهاد دفاعی دانستهاند و انجام آن را نیازمند اجازه از فقیه جامعالشرایط ندانستهاند، اما آیتالله موسوی اردبیلی ضمن اشاره به حرمت اصل این کار، اجازه فقیه جامع الشرایط را ضروری دانستهاست.[۱۵] همچنین سید محمدحسین فضلالله از مراجع تقلید شیعه در لبنان نیز معتقد است که این عملیات، از مصادیق جهاد دفاعی بوده و به شرایط نظامی بستگی دارد.[۱۶]
🍂 عملیات استشهادی در میان عالمان اهلسنت نیز مورد اختلافنظر است. یوسف قَرضاوی دانشمند مصری معتقد است این عمل فقط برای فلسطینیها مجاز است و در غیر فلسطین شرعا جایز نیست.[۱۷] در مقابل، عدهای دیگر از عالمان اهل سنت، عملیات استشهادی را در برابر دشمنان اسلام با ملاحظه شرایطی جایز دانستهاند.[۱۸]
🍂 عملیات انتحاری علیه شیعیان | به باور پژوهشگران حوزه عملیات انتحاری، شیعیان در کشورهای مختلف اسلامی هدف حملات تروریستی انتحاری بوده و تلفات زیادی را متقبل شدهاند از جمله در ایران، افغانستان، پاکستان، عراق، سوریه، لبنان، یمن و نیجریه، شاهد عملیاتهای مکرر انتحاری علیه شیعیان بودهایم.[۲۹] بر اساس یک تحقیق انجام شده در بخش خشونتهای فرقهای، گروههای رادیکال سنی مذهب از افزایش قدرت شیعیان نگران انند و به همین دلیل شیعیان را هدف قرار میدهند.[۳۰] مجله تروریسم و خشونت سیاسی، گزارش داده است که از میان ۶۲۲۴ عملیات انتحاری که از ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۶م ثبت شده است، ۵۲۹۸ حمله یعنی ۸۵ درصد کل حملات توسط گروههای تندرو سنی مذهب انجام شده است.[۳۱]همین مجله گزارش داده است که در ۱۵ سال اخیر (۲۰۰۱-۲۰۱۶م) حملات گروههای تندرو سنی مذهب بجای هدف قرار دادن کافران غربی به سمت مسلمانان اقلیت بهزعم انها مرتد متمرکز شده است.[۳۲]
#تفکر_انتقادی #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Ali_Moradi_maragheie
نقدآگین
📘اندر حکایتِ «دیدن کاه و ندیدن کوه» — عیب مشترکِ دو حکمرانیِ استبدادی ✍🏻#علیرضاموثق 🍂 اگر در داوری سیاسی، ارزشی برخورد نکنیم و توصیفی بنگریم و موقتاً سوگیریهای خود را تا حد امکان، در اپوخه قرار دهیم، مهمترین مشکلِ حکومت شاه و امثال پرویز ثابتی که حتی برای…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 گزارش تلویزیون فرانسه دربارۀ تظاهرات ۱۳۵۷
🍂 مصاحبهشونده دختریست که معتقد است، وقت آن نیست که به مسائلی همچون حجاب و اختلافات ناشی از آن فکر کند. در وهم او، پس از پیروزی انقلاب، حقّ «آزادی انتخاب پوشش» خواهد داشت.
🍂 برخلاف این مدعای مفت که «هنر نزد ایرانیان است و بس(!)»، ما در بسی جهات، جزء ابلهترینها بودهایم. این مصاحبه یکی از اسناد این بلاهت جمعیِ غالب است که مصاحبهشونده با وجود «زن بودن، در ایران زیستن و مهاجرت به غرب و تسلط به یک زبان غربی»، ناتوان از دیدن آن اولیات و بدیهیاتیست که مصاحبهکننده، مثل روز روشن میبیند و در بابشان پرسش میکند.
🍂 متأسفانه بعلل مختلف، از جمله کمر همت بستنِ حکومت محمدرضا شاه به بسط و ترویج خرافات، تا کمکاری روشنفکران و نشناختن مسألهها و اولویتهای جامعۀ دهاتی و بیسواد و اسلامزدۀ ایرانی، زنان ایران، کمترین درکی از ماهیت توتالیتر و زنستیز اسلام نداشتند. علی شریعتی فقط یکی از افرادی بود که در شیپور امتداد این بلاهت و ناخودآگاهیِ تاریخی و جمعی، برخلاف روحِ جهان مدرن، میدمید و در «فاطمه فاطمه است»، افسانهسرایی میکرد.
✍🏻#علیرضاموثق
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 مصاحبهشونده دختریست که معتقد است، وقت آن نیست که به مسائلی همچون حجاب و اختلافات ناشی از آن فکر کند. در وهم او، پس از پیروزی انقلاب، حقّ «آزادی انتخاب پوشش» خواهد داشت.
🍂 برخلاف این مدعای مفت که «هنر نزد ایرانیان است و بس(!)»، ما در بسی جهات، جزء ابلهترینها بودهایم. این مصاحبه یکی از اسناد این بلاهت جمعیِ غالب است که مصاحبهشونده با وجود «زن بودن، در ایران زیستن و مهاجرت به غرب و تسلط به یک زبان غربی»، ناتوان از دیدن آن اولیات و بدیهیاتیست که مصاحبهکننده، مثل روز روشن میبیند و در بابشان پرسش میکند.
🍂 متأسفانه بعلل مختلف، از جمله کمر همت بستنِ حکومت محمدرضا شاه به بسط و ترویج خرافات، تا کمکاری روشنفکران و نشناختن مسألهها و اولویتهای جامعۀ دهاتی و بیسواد و اسلامزدۀ ایرانی، زنان ایران، کمترین درکی از ماهیت توتالیتر و زنستیز اسلام نداشتند. علی شریعتی فقط یکی از افرادی بود که در شیپور امتداد این بلاهت و ناخودآگاهیِ تاریخی و جمعی، برخلاف روحِ جهان مدرن، میدمید و در «فاطمه فاطمه است»، افسانهسرایی میکرد.
✍🏻#علیرضاموثق
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
1️⃣ بامداد نو (اینجا) 🔴 ورزشکاران دیگر هم به میدان آمدند/درخواست علیرضا دبیر برای مجوز واردات خودروهای لوکس 🔸رییس فدراسیون کشتی از درخواست خود از هیات دولت برای موافقت با صدور مجوز واردات خودرو به ۲۱ چهره شاخص کشتی خبر داد. 2️⃣ #علیرضاموثق 🍂 تاریخ غرب،…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘قیمت برخی خودروها در ایران، ۱۶ برابر کشورهای همسایه است!
علیرغم دو مصوبه مجلس یازدهم در خصوص واردات خودروهای نو و کارکردۀ خارجی و البته شعارهای دولت سیزدهم در خصوص ساماندهی صنعت و بازار خودرو، آن چیزی که همچنان عیان است، اوضاع آشفته صنعت و البته گرانی بالا خودروهای ساخت داخل است.
به گزارش اقتصاد ۲۴، در همین رابطه، سیداحمد آوایی، نماینده دزفول گفت:
واقعاً نمیدانم چه ارادهای وجود دارد که نمیخواهند مردم روی به خرید «خودروی امن» که «قیمت آن منطقی باشد»، بیاورند؟ من معتقدم این رویه، فساد موجود، در سیستم دولتی است و این حرف را هم قبول ندارم که اگر خودرو وارد مملکت شود، برخی شاغلان در این حوزه، کارشان را از دست میدهند. اینگونه صحبتها، توهین به مردم است.
ما در مجلس یازدهم و در دو مقطع، تصویب کردیم که واردات خودروی نو و کارکرده به کشور صورت بگیرد. عجیب است که قانون وضع میشود، اما خروجی نمیبینیم.
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس تصریح کرد: وقتی ما دو مصوبه در خصوص واردات خودرو داشتیم، عدهای آمدند و گفتند که اینها، دنبال تحقیر مردم هستند و میخواهند خودروی کارکرده وارد کنند، یا وقتی قانون وضع کردیم که خودروی نو وارد شود، باز ایراد گرفتند که این کار ارزبری دارد که باید بگویم این صحبتها دروغ است.
🔻همه دولت ها در خیانت تولید خودروی بی کیفیت شریکاند
آوایی اظهار داشت: ما افرادی را در کشور داریم که محصولی را صادر کردند و ارزآوری داشتند، حال آقایان بگذارند با این ارز وارد شده، خودرو وارد کشور شود. از سوی دیگر، ما عدهای کارمند و دیپلمات در خارج از کشور داریم که ساکن آنجا هستند و خودشان ارز دارند. چرا آقایان نمیگذارند آنها خودرو وارد مملکت کنند؟
وی یادآور شد: تعداد افراد کشته و مجروح در کشور به واسطه سوانح رانندگی در ایران، به اندازه افراد بیگناهی است که این ماهها در غزه کشته شدند. چرا باید روزانه این همه کشته و مجروح به خاطر بیکیفیتی خودروها داشته باشیم؟ این رویه، هیچ ربطی به تحریم و استکبار جهانی ندارد و تمام دولتها در این زمینه خیانت کردند.
🔻حتی در افغانستان هم خودرو به قیمت واقعی خریده میشود
چرا ۸۰ میلیون نفر ایرانی باید فدای دو، سه خودروساز داخلی شوند؟ قیمت بعضی خودروهای ما، ۱۶ برابر قیمت خودروهای کشورهای همسایه است. حتی در افغانستان، امارات و عراق خودرو به قیمت واقعی خریده میشود. واقعاً چه دستی در کار است که وضعیت ما این شده است؟ اسم این وضعیتی که در آن قرار داریم، بیعرضگی است. نامش تسلیم دولتها در برابر رانتخوارها است و اصلاً ربطی به این دولت ندارد، همۀ دولتها در این زمینه مقصر هستند.
🔻چرا جلوی واردات خودروی هیبریدی را گرفتهاند؟
وی در ادامه بیان کرد: ایران که خودروی برقی و هیبریدی تولید نمیکند، پس چرا ایندست خودروها را وارد نمیکنند؟ با خودروی هیبریدی که صنعت داخلی ما ضربه نمیخورد، پس دلیل این وضعیت چیست؟ چرا به خودروهایی که کیفیت بالاتری دارند، لوکس میگویند؟ آنها فقط ایمنی بالاتری دارند. شماها مشکل دارید که نمیگذارید این خودروها وارد کشور شوند؟ اجازه واردات بدهید تا هرکسی پول دارد و دلش میخواهد، آن خودرو را بخرد.
رویه کنونی در حوزه خودرو، یعنی تنگنظری و تسلیم یکسری رانت و فسادها شدن. متاسفانه، تمام دولتها این راه را رفتهاند.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
علیرغم دو مصوبه مجلس یازدهم در خصوص واردات خودروهای نو و کارکردۀ خارجی و البته شعارهای دولت سیزدهم در خصوص ساماندهی صنعت و بازار خودرو، آن چیزی که همچنان عیان است، اوضاع آشفته صنعت و البته گرانی بالا خودروهای ساخت داخل است.
به گزارش اقتصاد ۲۴، در همین رابطه، سیداحمد آوایی، نماینده دزفول گفت:
واقعاً نمیدانم چه ارادهای وجود دارد که نمیخواهند مردم روی به خرید «خودروی امن» که «قیمت آن منطقی باشد»، بیاورند؟ من معتقدم این رویه، فساد موجود، در سیستم دولتی است و این حرف را هم قبول ندارم که اگر خودرو وارد مملکت شود، برخی شاغلان در این حوزه، کارشان را از دست میدهند. اینگونه صحبتها، توهین به مردم است.
ما در مجلس یازدهم و در دو مقطع، تصویب کردیم که واردات خودروی نو و کارکرده به کشور صورت بگیرد. عجیب است که قانون وضع میشود، اما خروجی نمیبینیم.
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس تصریح کرد: وقتی ما دو مصوبه در خصوص واردات خودرو داشتیم، عدهای آمدند و گفتند که اینها، دنبال تحقیر مردم هستند و میخواهند خودروی کارکرده وارد کنند، یا وقتی قانون وضع کردیم که خودروی نو وارد شود، باز ایراد گرفتند که این کار ارزبری دارد که باید بگویم این صحبتها دروغ است.
🔻همه دولت ها در خیانت تولید خودروی بی کیفیت شریکاند
آوایی اظهار داشت: ما افرادی را در کشور داریم که محصولی را صادر کردند و ارزآوری داشتند، حال آقایان بگذارند با این ارز وارد شده، خودرو وارد کشور شود. از سوی دیگر، ما عدهای کارمند و دیپلمات در خارج از کشور داریم که ساکن آنجا هستند و خودشان ارز دارند. چرا آقایان نمیگذارند آنها خودرو وارد مملکت کنند؟
وی یادآور شد: تعداد افراد کشته و مجروح در کشور به واسطه سوانح رانندگی در ایران، به اندازه افراد بیگناهی است که این ماهها در غزه کشته شدند. چرا باید روزانه این همه کشته و مجروح به خاطر بیکیفیتی خودروها داشته باشیم؟ این رویه، هیچ ربطی به تحریم و استکبار جهانی ندارد و تمام دولتها در این زمینه خیانت کردند.
🔻حتی در افغانستان هم خودرو به قیمت واقعی خریده میشود
چرا ۸۰ میلیون نفر ایرانی باید فدای دو، سه خودروساز داخلی شوند؟ قیمت بعضی خودروهای ما، ۱۶ برابر قیمت خودروهای کشورهای همسایه است. حتی در افغانستان، امارات و عراق خودرو به قیمت واقعی خریده میشود. واقعاً چه دستی در کار است که وضعیت ما این شده است؟ اسم این وضعیتی که در آن قرار داریم، بیعرضگی است. نامش تسلیم دولتها در برابر رانتخوارها است و اصلاً ربطی به این دولت ندارد، همۀ دولتها در این زمینه مقصر هستند.
🔻چرا جلوی واردات خودروی هیبریدی را گرفتهاند؟
وی در ادامه بیان کرد: ایران که خودروی برقی و هیبریدی تولید نمیکند، پس چرا ایندست خودروها را وارد نمیکنند؟ با خودروی هیبریدی که صنعت داخلی ما ضربه نمیخورد، پس دلیل این وضعیت چیست؟ چرا به خودروهایی که کیفیت بالاتری دارند، لوکس میگویند؟ آنها فقط ایمنی بالاتری دارند. شماها مشکل دارید که نمیگذارید این خودروها وارد کشور شوند؟ اجازه واردات بدهید تا هرکسی پول دارد و دلش میخواهد، آن خودرو را بخرد.
رویه کنونی در حوزه خودرو، یعنی تنگنظری و تسلیم یکسری رانت و فسادها شدن. متاسفانه، تمام دولتها این راه را رفتهاند.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘آدرس غلط ندهید!
— «مافیا»هایی که از آن دم میزنید، «برادران دینی» شما هستند
✍🏻#بیژن_اشتری
🍂 دیدم امروز شهردار تهران گفته «در تهران مافیای زباله داریم». چند روز پیش هم دیدم که آقای امام جمعه مشهد فرموده «کشور را از مافیای برنج نجات دهید». پیش از آن هم دیدم آقای ابراهیم رئیسی سخنان تندی علیه «مافیای دارو و تجهیزات پزشکی» به زبان آورده و قول بریدن دستهای این مافیا را دادهاست. خلاصه روزی نیست که مقامات بالای نظام جمهوری اسلامی، علیه انواع «مافیا»ها سخن نگویند.
🍂 خیلی صریح و روشن بگویم که چنین موضعگیریهایی، از مصادیق بارز عوامفریبی و دروغگوییست؛ وگرنه هم رییسجمهور و شهردار و هم مابقی زعمای حکومتی، خوب آگاهند که در جمهوری اسلامی، هیچ مافیایی وجود ندارد. ما در این مملکت «گروههای تبهکار حکومتی» داریم و نه «باندهای مافیایی».
🍂 اما با این حال، مقامات کشورمان علاقۀ وافری دارند که از کلمۀ «مافیا» استفاده کنند؛ چون این نحوۀ نامگذاری، باعث میشود که فساد و تباهی دامنگستر فعلی، تلویحا به «مشتی اجنبی خدانشناس» و به «دشمنان خارجی» نسبت داده شود، نه به «اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی و مقاماتِ بهاصطلاح مسلمان و پاکدستش».
🍂 این حضرات، با مافیا نامیدن «دزدان مسلمان حکومتی»، هم ژست ضدفساد میگیرند و حرفی مردمپسند میگویند، هم توجه مخاطب را از همکاران فاسدشان معطوف به مشتی گانگستر غربی کلاهشاپو بهسر، مثل الکاپون جلب میکنند و هم تلویحا پیام میدهند که قضیۀ فساد، همچون مقولۀ مافیا (که تاکنون هیچکس نتوانسته سر از کار آن درآورد)، مبهم و غیرقابل حل است؛ درحالیکه همۀ ما خوب میدانیم که این گروههای تبهکار، جملگی «مسلمان شیعۀ دوازده امامی» هستند و ایرانی و «معتقد به ولایت مطلقه فقیه» و «شاغل در بالاترین مناصب حکومتی» و «وابسته به خاندانهای مذهبی حکومتی» و چنان ریشهای در کشور دواندهاند که هزار تا مثل آقای رئیسی هم نمیتواند کوچکترین تلنگری به امنیت جانی و مالیشان بزند.
🍂 رئیس جمهور و دیگر مقامات، که لقلقۀ زبانی «مافیا» به دهانشان افتاده، عمدا به مردم آدرس غلط میدهند. اینها خیلی بهتر از بنده و شما میدانند که رهبران این گروههای فاسد حکومتی، چه کسانی هستند؟ سرشان به کجا وصل است؟ و ریشه قدرتشان از کجاست؟
🍂 لذا مستدعیست بیخود و بیجهت، پای مافیا و اجنبیها را به میان نکشید. به آقای رئیسجمهور عرض می کنم که شما اتفاقا با این نوع نامگذاری غلط، خواسته یا ناخواسته، فقط نوعی پوشش امنیتی به همان گروههای حکومتی فاسدی میدهید که ادعای مبارزه با آن ها را دارید.
🍂 از مردم و رسانهها هم انتظار میرود که هر چیزی را به نام خودش بنامند. ما در ایران «گروههای تبهکار حکومتی» داریم و نه «باندهای مافیایی».
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— «مافیا»هایی که از آن دم میزنید، «برادران دینی» شما هستند
✍🏻#بیژن_اشتری
🍂 دیدم امروز شهردار تهران گفته «در تهران مافیای زباله داریم». چند روز پیش هم دیدم که آقای امام جمعه مشهد فرموده «کشور را از مافیای برنج نجات دهید». پیش از آن هم دیدم آقای ابراهیم رئیسی سخنان تندی علیه «مافیای دارو و تجهیزات پزشکی» به زبان آورده و قول بریدن دستهای این مافیا را دادهاست. خلاصه روزی نیست که مقامات بالای نظام جمهوری اسلامی، علیه انواع «مافیا»ها سخن نگویند.
🍂 خیلی صریح و روشن بگویم که چنین موضعگیریهایی، از مصادیق بارز عوامفریبی و دروغگوییست؛ وگرنه هم رییسجمهور و شهردار و هم مابقی زعمای حکومتی، خوب آگاهند که در جمهوری اسلامی، هیچ مافیایی وجود ندارد. ما در این مملکت «گروههای تبهکار حکومتی» داریم و نه «باندهای مافیایی».
🍂 اما با این حال، مقامات کشورمان علاقۀ وافری دارند که از کلمۀ «مافیا» استفاده کنند؛ چون این نحوۀ نامگذاری، باعث میشود که فساد و تباهی دامنگستر فعلی، تلویحا به «مشتی اجنبی خدانشناس» و به «دشمنان خارجی» نسبت داده شود، نه به «اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی و مقاماتِ بهاصطلاح مسلمان و پاکدستش».
🍂 این حضرات، با مافیا نامیدن «دزدان مسلمان حکومتی»، هم ژست ضدفساد میگیرند و حرفی مردمپسند میگویند، هم توجه مخاطب را از همکاران فاسدشان معطوف به مشتی گانگستر غربی کلاهشاپو بهسر، مثل الکاپون جلب میکنند و هم تلویحا پیام میدهند که قضیۀ فساد، همچون مقولۀ مافیا (که تاکنون هیچکس نتوانسته سر از کار آن درآورد)، مبهم و غیرقابل حل است؛ درحالیکه همۀ ما خوب میدانیم که این گروههای تبهکار، جملگی «مسلمان شیعۀ دوازده امامی» هستند و ایرانی و «معتقد به ولایت مطلقه فقیه» و «شاغل در بالاترین مناصب حکومتی» و «وابسته به خاندانهای مذهبی حکومتی» و چنان ریشهای در کشور دواندهاند که هزار تا مثل آقای رئیسی هم نمیتواند کوچکترین تلنگری به امنیت جانی و مالیشان بزند.
🍂 رئیس جمهور و دیگر مقامات، که لقلقۀ زبانی «مافیا» به دهانشان افتاده، عمدا به مردم آدرس غلط میدهند. اینها خیلی بهتر از بنده و شما میدانند که رهبران این گروههای فاسد حکومتی، چه کسانی هستند؟ سرشان به کجا وصل است؟ و ریشه قدرتشان از کجاست؟
🍂 لذا مستدعیست بیخود و بیجهت، پای مافیا و اجنبیها را به میان نکشید. به آقای رئیسجمهور عرض می کنم که شما اتفاقا با این نوع نامگذاری غلط، خواسته یا ناخواسته، فقط نوعی پوشش امنیتی به همان گروههای حکومتی فاسدی میدهید که ادعای مبارزه با آن ها را دارید.
🍂 از مردم و رسانهها هم انتظار میرود که هر چیزی را به نام خودش بنامند. ما در ایران «گروههای تبهکار حکومتی» داریم و نه «باندهای مافیایی».
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 پیرامون #مستند «عمامه صورتی»
✍🏻 #محمود_کریمی
🍂 حسین شمقدری پسرِ جواد شمقدری (معاون سینمایی وزارت ارشاد اسلامی در دورۀ دوم احمدینژاد)، پس از ساخت مستندهای میراث آلبرتا، متولد اورشلیم و انقلاب جنسی و... بهتازگی مستندی با نام «عمامه صورتی» دربارهٔ «حجاب و گشت ارشاد» ساختهاست. او محور این مستند را نمایش یک «آخوندِ خوبِ» با تحمل و مدارا نسبت به حضورِ بیحجابها و شنیدنِ نقدهای تند و مستقیمشان علیه حکومت و آخوندها قرار دادهاست.
🍂 فیلم مشخصا سرگردان است میان طرح تناقضهای قانونِ بیربط به عرف و فرهنگ جامعه (قانونِ تهی از معنای قانون در معنای مدرن آن) با جامعه و نسلهای جدید سکولار و عبور کرده از اسلام و آخوندها و حکومت و رهبرش از سویی، و متمسک شدن آشکار به سخنان همان رهبری که گشتِ داعشی ارشاد را بعنوان آخرین سنگر بقای مقامِ خود بعنوان «ولی مطلقۀ فقیه» میپندارد، از سوی دیگر، برای انداختنِ تقصیر چنین وضعیتِ تناقضآمیز و پرهزینهای که کشور را به انواع خطرات مهلک برای امنیت ملی دچار کرده، بر سرِ علمالهدی که بنا به روایت کارگردانِ وصل به نهادهای خاص (در طرح و نمایش آزادانۀ نفرت عمومی و حملات تند مردم به کسی چون علمالهدی)، بخاطر ورودش به اقتصاد و وصل شدن به انواع رانتهای بزرگ، بزرگترین دغدغۀ نمایشیاش، «معضلِ بیحجابی» شدهاست.
🍂 در واقع، فیلم بیشتر تناقضات ذهنی و وجودی یک آقازادۀ خودی را بیان میکند که به انواع رانت برای رد کردن خطوط قرمز در مستندهایش وصل است و در عین حال، وظیفهاش بیان روایتِ بزکشده و مطلوبِ حاکمیت از بحرانهای پیچیدۀ روز است و اگر عنصر رانتِ عبور از برخی خطوط قرمز را فاقد بود، مستندهایش از جذابیتِ حداقلی نیز برخوردار نبودند؛ چرا که تفکر عمیق و بدون تناقضی پسِ پشتِ مستندهایش نیست و خلاقیتی نیز در تصویرسازی یک اثرِ سینمایی، یا لااقل روایتگریِ جذاب یک مستند را ندارند.
🍂 حسین شمقدری از فهم یا بیان ریشۀ اصلی مشکل حجاب و سرکوبِ خشنِ بخش مدرن جامعه، و بطور خاص زنان، ناتوان است، یا همیشه حواسش هست که آدرس غلط بدهد و مشکل را به اسم یا اسامیای خاص و عللِ بیربط یا دستهچندم، تقلیل بدهد:
▪️علمالهدی مسئول این همه اختلاسهای بزرگ و سریالی کشور و گشت ارشاد و بودجهٔ نجومیاش و بحرانها و تعرضات روانی-فیزیکی گستردهٔ بوجودآمده به شهروندان ایران، از چنین ارگانِ عریض و طویل و اضافیای بودهاست [آقازادۀ ما آلزایمر میگیرد که علمالهدی، متفاوت از آنچه «ستاد ائمۀ جمعه» به امامان جمعه دیکته میکند و سرتیترهایی که جلویشان در هر هفته میگذارند، موعظه نمیکند و یک استثناء در حکومت اسلامیِ تحت زعامتِ ولی مطلقهٔ فقیه نیست]؛
▪️یا بهنظرش اگر برخی مدیرانِ کاخنشینِ جمهوری اسلامی نبودند، آنگاه دعوت و امر مردم به حجاب، مؤثر میافتاد؛
▪️یا گلایه دارد از «طبقاتی بودنِ نهی از منکر» که چرا حکومت در زندگی طبقات بالا هم سرک کشیدنش را بسط ندادهاست؟ و اینها اینقدر رد دادهاند و یله و آزاد و بیحد و مرز (یعنی مثل مردم اکثریت کشورهای جهان) میچرخند و چشمان هیز او را دچار گناه میکنند؛
▪️در پایان نیز این «بسیجی و عمارِ سینما»، مسئول کافهای را که به مشتریانش تذکر حجاب نمیدهد و از مداخلۀ «آخوند خوبِ» فیلم در مِلک و مکانِ کسبش، هراسان و عصبی میشود (مثل هر شهروند معمولی جهان مدرن در مواجهه با چنین مداخله و تعرضِ تهدیدآمیزی)، مثلِ مصاحبهشوندههایی که «حتی سینما رکس را "گردن آخوندها انداختند"» و یا «خواهان رفتن آخوندها از قدرت بودند»، متهم به «دیکتاتوری» میکند که تاب شنیدنِ «صدای مخالف» را ندارند و اگر مملکت دست امثال آنها بیافتد، تضمینی وجود ندارد که چه شود! پیام هم بهشکل واضح این است: «مملکت دست هر که غیر آخوندها بیافتد، اوضاع بدتر خواهد شد؛ پس بچسبید به سخنان حکیمانۀ قائد اعظم در پایان فیلم».
حقارت و کوتولگیِ ذهنِ یک عرزشی، دقیقا از اینجا به بعد، بالا میزند. آقازادهای که پدرش مسئول انواع سانسور و توقیف در سینما و تطهیرگر زندان اوین و... بوده و خودش نیز چنین بردهوش و پاچهخوار است نسبت به دیکتاتور اعظم، صاحبِ یک کافه که چون انسانی متمدن، از مداخله در پوشش مشتریان پرهیز میکرده، یا دخترانی ساده و شجاع که از سخنانی بدیهی چون ضرورتِ سکولاریسم سیاسی میگفتند، به دیکتاتوری متهم میکند و نگرانِ سرنوشتِ مردم و ظهورِ یک دیکتاتوری، در صورتِ در صدر نماندنِ یک «آخوند خوب» یا همان «دیکتاتور خوب/اسلامی» میشود.
🔺و البته تیتراژ پایانی هم با پخشِ سخنانِ خدای متجسدِ یک آقازادۀ وصلِ بیهنر، همراه میشود؛ سخنرانی خلیفه مبنی بر اینکه تمرکز امر به معروف، حجاب نیست و حجاب بعنوان «واجب دینی-سیاسی»، یکی از مواردِ امر و فرمان دادن به معروف است و مسئولان نیز باید امر به معروف شوند.
#نقد_فیلم #حکومت_اسلامی #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #محمود_کریمی
🍂 حسین شمقدری پسرِ جواد شمقدری (معاون سینمایی وزارت ارشاد اسلامی در دورۀ دوم احمدینژاد)، پس از ساخت مستندهای میراث آلبرتا، متولد اورشلیم و انقلاب جنسی و... بهتازگی مستندی با نام «عمامه صورتی» دربارهٔ «حجاب و گشت ارشاد» ساختهاست. او محور این مستند را نمایش یک «آخوندِ خوبِ» با تحمل و مدارا نسبت به حضورِ بیحجابها و شنیدنِ نقدهای تند و مستقیمشان علیه حکومت و آخوندها قرار دادهاست.
🍂 فیلم مشخصا سرگردان است میان طرح تناقضهای قانونِ بیربط به عرف و فرهنگ جامعه (قانونِ تهی از معنای قانون در معنای مدرن آن) با جامعه و نسلهای جدید سکولار و عبور کرده از اسلام و آخوندها و حکومت و رهبرش از سویی، و متمسک شدن آشکار به سخنان همان رهبری که گشتِ داعشی ارشاد را بعنوان آخرین سنگر بقای مقامِ خود بعنوان «ولی مطلقۀ فقیه» میپندارد، از سوی دیگر، برای انداختنِ تقصیر چنین وضعیتِ تناقضآمیز و پرهزینهای که کشور را به انواع خطرات مهلک برای امنیت ملی دچار کرده، بر سرِ علمالهدی که بنا به روایت کارگردانِ وصل به نهادهای خاص (در طرح و نمایش آزادانۀ نفرت عمومی و حملات تند مردم به کسی چون علمالهدی)، بخاطر ورودش به اقتصاد و وصل شدن به انواع رانتهای بزرگ، بزرگترین دغدغۀ نمایشیاش، «معضلِ بیحجابی» شدهاست.
🍂 در واقع، فیلم بیشتر تناقضات ذهنی و وجودی یک آقازادۀ خودی را بیان میکند که به انواع رانت برای رد کردن خطوط قرمز در مستندهایش وصل است و در عین حال، وظیفهاش بیان روایتِ بزکشده و مطلوبِ حاکمیت از بحرانهای پیچیدۀ روز است و اگر عنصر رانتِ عبور از برخی خطوط قرمز را فاقد بود، مستندهایش از جذابیتِ حداقلی نیز برخوردار نبودند؛ چرا که تفکر عمیق و بدون تناقضی پسِ پشتِ مستندهایش نیست و خلاقیتی نیز در تصویرسازی یک اثرِ سینمایی، یا لااقل روایتگریِ جذاب یک مستند را ندارند.
🍂 حسین شمقدری از فهم یا بیان ریشۀ اصلی مشکل حجاب و سرکوبِ خشنِ بخش مدرن جامعه، و بطور خاص زنان، ناتوان است، یا همیشه حواسش هست که آدرس غلط بدهد و مشکل را به اسم یا اسامیای خاص و عللِ بیربط یا دستهچندم، تقلیل بدهد:
▪️علمالهدی مسئول این همه اختلاسهای بزرگ و سریالی کشور و گشت ارشاد و بودجهٔ نجومیاش و بحرانها و تعرضات روانی-فیزیکی گستردهٔ بوجودآمده به شهروندان ایران، از چنین ارگانِ عریض و طویل و اضافیای بودهاست [آقازادۀ ما آلزایمر میگیرد که علمالهدی، متفاوت از آنچه «ستاد ائمۀ جمعه» به امامان جمعه دیکته میکند و سرتیترهایی که جلویشان در هر هفته میگذارند، موعظه نمیکند و یک استثناء در حکومت اسلامیِ تحت زعامتِ ولی مطلقهٔ فقیه نیست]؛
▪️یا بهنظرش اگر برخی مدیرانِ کاخنشینِ جمهوری اسلامی نبودند، آنگاه دعوت و امر مردم به حجاب، مؤثر میافتاد؛
▪️یا گلایه دارد از «طبقاتی بودنِ نهی از منکر» که چرا حکومت در زندگی طبقات بالا هم سرک کشیدنش را بسط ندادهاست؟ و اینها اینقدر رد دادهاند و یله و آزاد و بیحد و مرز (یعنی مثل مردم اکثریت کشورهای جهان) میچرخند و چشمان هیز او را دچار گناه میکنند؛
▪️در پایان نیز این «بسیجی و عمارِ سینما»، مسئول کافهای را که به مشتریانش تذکر حجاب نمیدهد و از مداخلۀ «آخوند خوبِ» فیلم در مِلک و مکانِ کسبش، هراسان و عصبی میشود (مثل هر شهروند معمولی جهان مدرن در مواجهه با چنین مداخله و تعرضِ تهدیدآمیزی)، مثلِ مصاحبهشوندههایی که «حتی سینما رکس را "گردن آخوندها انداختند"» و یا «خواهان رفتن آخوندها از قدرت بودند»، متهم به «دیکتاتوری» میکند که تاب شنیدنِ «صدای مخالف» را ندارند و اگر مملکت دست امثال آنها بیافتد، تضمینی وجود ندارد که چه شود! پیام هم بهشکل واضح این است: «مملکت دست هر که غیر آخوندها بیافتد، اوضاع بدتر خواهد شد؛ پس بچسبید به سخنان حکیمانۀ قائد اعظم در پایان فیلم».
حقارت و کوتولگیِ ذهنِ یک عرزشی، دقیقا از اینجا به بعد، بالا میزند. آقازادهای که پدرش مسئول انواع سانسور و توقیف در سینما و تطهیرگر زندان اوین و... بوده و خودش نیز چنین بردهوش و پاچهخوار است نسبت به دیکتاتور اعظم، صاحبِ یک کافه که چون انسانی متمدن، از مداخله در پوشش مشتریان پرهیز میکرده، یا دخترانی ساده و شجاع که از سخنانی بدیهی چون ضرورتِ سکولاریسم سیاسی میگفتند، به دیکتاتوری متهم میکند و نگرانِ سرنوشتِ مردم و ظهورِ یک دیکتاتوری، در صورتِ در صدر نماندنِ یک «آخوند خوب» یا همان «دیکتاتور خوب/اسلامی» میشود.
🔺و البته تیتراژ پایانی هم با پخشِ سخنانِ خدای متجسدِ یک آقازادۀ وصلِ بیهنر، همراه میشود؛ سخنرانی خلیفه مبنی بر اینکه تمرکز امر به معروف، حجاب نیست و حجاب بعنوان «واجب دینی-سیاسی»، یکی از مواردِ امر و فرمان دادن به معروف است و مسئولان نیز باید امر به معروف شوند.
#نقد_فیلم #حکومت_اسلامی #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 سیاهِ زنگی 🎙#کیمیا_خانزادی #بوقت_آواز ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 «بیآشیونه» با اجرای میثاق مرادی
🍂 بعد از انقلاب ۱۳۵۷، بسیاری از #زنان خوانندۀ ایرانی، مجبور به ترک وطن خود و مهاجرت شدند که این امر، باعث از دست دادن مخاطب اصلی آنان شد. ناتوان در اجرای دوباره برای طرفداران واقعی خود، بسیاری از آنان در تبعید فوت کردند. در کنسرت «بیآشیونه» و به احترام این هنرمندان برجسته، #میثاق_مرادی برخی از آهنگهای بینظیر آنها را روی صحنه اجرا میکند.
نمیخوام، هایده
مگیرش از من، مهستی
زائر، رامش
آشیونه، هایده
رفتی و ندیدی، الهه
#بوقت_آواز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 بعد از انقلاب ۱۳۵۷، بسیاری از #زنان خوانندۀ ایرانی، مجبور به ترک وطن خود و مهاجرت شدند که این امر، باعث از دست دادن مخاطب اصلی آنان شد. ناتوان در اجرای دوباره برای طرفداران واقعی خود، بسیاری از آنان در تبعید فوت کردند. در کنسرت «بیآشیونه» و به احترام این هنرمندان برجسته، #میثاق_مرادی برخی از آهنگهای بینظیر آنها را روی صحنه اجرا میکند.
نمیخوام، هایده
مگیرش از من، مهستی
زائر، رامش
آشیونه، هایده
رفتی و ندیدی، الهه
#بوقت_آواز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📗حماقت جمعی؛ چرایی و ضرورتها ✍🏻#علیرضاموثق ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📗عرصۀ باور، ساحت شعر و سیاست نیست
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 امروز آغاز سال نوی میلادیست و به این بهانه، خطابم به برخی از ایرانیان است که میخواهند، بهزعم خود، از چاه اسلام به چالۀ مسیحیت عروج کنند و خود را به یک نظام باورِ در ظاهر غربی و شیکتر (ولی سرشار از خرافات و اباطیلِ فاجعهبارتر) گرفتار کنند.
🍂 حالا که میخواهید از دست و شرِ اسلام در قرن ۲۱ راحت و رها شوید، درکتان میکنم. حمل این حجم از خرافه و احکامِ ظالمانه و داعشی سخت است؛ کمرتان را میشکند؛ اما خب! چرا همان کاری که کثیری از جوانان، خصوصا دهههشتادیها و نودیها، میکنند را انجام نمیدهید؟ یعنی صرفا «یخرجون من دین الله افواجا» و ترک آیین بندگی هر الله و مکتبِ مدعی «خدا میفرماید که...» و عدم جایگزین کردن مذهب سابق، با خرافات و اباطیلی دیگر، ولو کمی اغواگرتر؟ چرا لقمه را دور سرتان میگردانید و دوباره خود را گرفتار یکسری جزم و جمود نامدلل دیگر میکنید؟ ساحت سیاست، به اقتضای جبرهای حاکم بر عالم واقع، عرصهایست که حرکت انقلابی در آن معنا ندارد و چه بسا مجبور شویم بطور موقت، میان بد و بدتر، دست به انتخاب بزنیم، اما ساحت اندیشه و باور، چنین عرصهای نیست، بلکه باید «باور صادق موجه» را برگزید.
🍂 به این امر التفات داشتهباشید که معلمانِ بیسواد و خرافاتی این مملکت، در بهترین حالت، امثالِ الاهی قمشهای بودهاند که با بازی با کلمات و خطابههای مغالطیِ یکسویه، هر خرافه و سخن مهملی را بنا به اقتضای ذائقۀ مخاطبان هر جمع، بهاسم «عرفان» و «معرفت وحدت وجودی»، با جور کردن چند بیت شعر، به عوامالناس بعنوان باوری صادق و موجه، غالب میکردند.
🍂 پیشتر به الاهی قمشهای پیشنهاد کردهبودم تا از برج عاجی که با القابی نابرازنده زینت یافتهاست، پایین بیاید و پس از مختصر مطالعهای راجع به مقولهٔ «استدلال»، بدون توسل به کاسهکلکبازیهای نخنمای تئولوژیک و یا کرسیشعربافیهای عرفانزدهٔ درباری و تکراری، به نقدهایی که به قرآن وارد کردهام، پاسخی «مدلل» دهد تا مشخص شود، چرا این کتاب، تاج ادبیاتِ جهان است؟ با چه ملاکی و توسط کدام داوران صالح، قرآن به چنین مقامی در تاریخ ادبیات جهان دست یافتهاست؟ با چه روشی، به لحاظ فرمی و مضمونی و زیباشناختی، یک اثر ادبی در زبان «آلمانی و فرانسوی» با زبان «عربی» قیاس میشود؟ آیا زیبایی، ملاکی بینالاذهانی و فراتاریخی دارد؟ اما عارفکانِ منگِ بنگی، با یک ذهن دینخو و شعرزده، هیچوقت فراتر از خطابه و بت عیار جمع بودن نمیروند و وارد دیالوگ منطقی با منتقدان زیرک و چالاک خود نخواهند شد.
🍂 در این ویدیو نیز که الاهی قمشهای بهمناسبت سال نوی میلادی منتشر کرده، کمینه درکی ندارد از اینکه منطقا، شعر و ادبیات، در ساحت سنجشِ عقلانی و نقادانۀ باورها، نمیتواند راهگشا باشد؛ چرا که با کاستن از ابهامها و تعارضات منطقی نسبتی ندارد. شاعران و عارفکانِ منگِ بنگی، میروند پشت تپه در دهات پدریشان و چلهنشینی میکنند و بعد، گودرز را به شقایق، و فیزیک کوانتوم را به الله ربط میدهند و یا مثل ملاصدرا انوار قدسی را در رخ پسرکان زیبارو و بیمو میبینند و وقتی مطالبهٔ دلیل کنیم، با ارجاع به «شهود معنوی و عرفانی»، هذیان یا رذیلت خویش را توجیه میکنند.
🍂 الله وفقِ آیهٔ ۴۸ نساء، ۶ بینه و ۶۹-۶۸ فرقان میگوید، مشرکان (مثل مرتدها) تا ابد (نه صد یا هزار سال)، در جهنم شکنجه میشوند و تمام اعمال نیکشان ضایع میگردد، یعنی فرد مشرک، ولو مؤمنترین و اخلاقیترین و داناترین و خردمندترینِ قومش باشد، تا ابد در جهنم سوزانده میشود و سپس، پوست و گوشت جدید در یک چرخهٔ ابدی، برای سوزانده شدن بر استخوانش رویانده میشود. طبق مسیحیت نیز تنها راه نجات از عقوبت گناهان و راهیابی به ملکوت، تصدیقِ «"پسر خدا/خدا" بودن عیسی» (تثلیث مقدس) است؛ مابقی مردم هلاک خواهند شد، مگر اینکه در عدم تصدیق تثلیث، جاهلِ قاصر باشند. مسألۀ ارتداد و مجازات مرتد، از طریق تورات در میان مسیحیان نیز راه یافت و مسیحیت تا قبل از پیدایش مذهب پروتستان با فشار جهان مدرن و اومانیسم، مجازات مرتد را اعدام میدانستهاست. طبق اسلام نیز بشکل وارونه، تنها عامل جهنم ابدی که هرگز مورد عفو جنابِ اللهِ ارحمالراحمین قرآن قرار نمیگیرد، تصدیق مدعای مسیحیت، یا همان «شرک» بودهاست.
🍂 در هیچ کدام از این دو دکانِ فروشِ بهشت و ترویج خرافات و اباطیل، ملاکِ سعادت، التزام مطلق هر فرد به عقلانیت استدلالی و وجدان اخلاقی، و هر نتیجهای که بدان برسد، ولو خلافِ مدعیات این دو دین، دانسته نشدهاست. اینجاست که باید پرسید، این چه خداییست که عقل و وجدان اخلاقی را آفرید، اما ارزش ذاتیشان را به پیروانش گوشزد نکرد و بکار بستن آنها را مشروط به تصدیق مدعیات خاصی عقلگریز یا عقلستیز و متناقض در ادیان مختلف کرد؟
#نقد_ادیان #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 امروز آغاز سال نوی میلادیست و به این بهانه، خطابم به برخی از ایرانیان است که میخواهند، بهزعم خود، از چاه اسلام به چالۀ مسیحیت عروج کنند و خود را به یک نظام باورِ در ظاهر غربی و شیکتر (ولی سرشار از خرافات و اباطیلِ فاجعهبارتر) گرفتار کنند.
🍂 حالا که میخواهید از دست و شرِ اسلام در قرن ۲۱ راحت و رها شوید، درکتان میکنم. حمل این حجم از خرافه و احکامِ ظالمانه و داعشی سخت است؛ کمرتان را میشکند؛ اما خب! چرا همان کاری که کثیری از جوانان، خصوصا دهههشتادیها و نودیها، میکنند را انجام نمیدهید؟ یعنی صرفا «یخرجون من دین الله افواجا» و ترک آیین بندگی هر الله و مکتبِ مدعی «خدا میفرماید که...» و عدم جایگزین کردن مذهب سابق، با خرافات و اباطیلی دیگر، ولو کمی اغواگرتر؟ چرا لقمه را دور سرتان میگردانید و دوباره خود را گرفتار یکسری جزم و جمود نامدلل دیگر میکنید؟ ساحت سیاست، به اقتضای جبرهای حاکم بر عالم واقع، عرصهایست که حرکت انقلابی در آن معنا ندارد و چه بسا مجبور شویم بطور موقت، میان بد و بدتر، دست به انتخاب بزنیم، اما ساحت اندیشه و باور، چنین عرصهای نیست، بلکه باید «باور صادق موجه» را برگزید.
🍂 به این امر التفات داشتهباشید که معلمانِ بیسواد و خرافاتی این مملکت، در بهترین حالت، امثالِ الاهی قمشهای بودهاند که با بازی با کلمات و خطابههای مغالطیِ یکسویه، هر خرافه و سخن مهملی را بنا به اقتضای ذائقۀ مخاطبان هر جمع، بهاسم «عرفان» و «معرفت وحدت وجودی»، با جور کردن چند بیت شعر، به عوامالناس بعنوان باوری صادق و موجه، غالب میکردند.
🍂 پیشتر به الاهی قمشهای پیشنهاد کردهبودم تا از برج عاجی که با القابی نابرازنده زینت یافتهاست، پایین بیاید و پس از مختصر مطالعهای راجع به مقولهٔ «استدلال»، بدون توسل به کاسهکلکبازیهای نخنمای تئولوژیک و یا کرسیشعربافیهای عرفانزدهٔ درباری و تکراری، به نقدهایی که به قرآن وارد کردهام، پاسخی «مدلل» دهد تا مشخص شود، چرا این کتاب، تاج ادبیاتِ جهان است؟ با چه ملاکی و توسط کدام داوران صالح، قرآن به چنین مقامی در تاریخ ادبیات جهان دست یافتهاست؟ با چه روشی، به لحاظ فرمی و مضمونی و زیباشناختی، یک اثر ادبی در زبان «آلمانی و فرانسوی» با زبان «عربی» قیاس میشود؟ آیا زیبایی، ملاکی بینالاذهانی و فراتاریخی دارد؟ اما عارفکانِ منگِ بنگی، با یک ذهن دینخو و شعرزده، هیچوقت فراتر از خطابه و بت عیار جمع بودن نمیروند و وارد دیالوگ منطقی با منتقدان زیرک و چالاک خود نخواهند شد.
🍂 در این ویدیو نیز که الاهی قمشهای بهمناسبت سال نوی میلادی منتشر کرده، کمینه درکی ندارد از اینکه منطقا، شعر و ادبیات، در ساحت سنجشِ عقلانی و نقادانۀ باورها، نمیتواند راهگشا باشد؛ چرا که با کاستن از ابهامها و تعارضات منطقی نسبتی ندارد. شاعران و عارفکانِ منگِ بنگی، میروند پشت تپه در دهات پدریشان و چلهنشینی میکنند و بعد، گودرز را به شقایق، و فیزیک کوانتوم را به الله ربط میدهند و یا مثل ملاصدرا انوار قدسی را در رخ پسرکان زیبارو و بیمو میبینند و وقتی مطالبهٔ دلیل کنیم، با ارجاع به «شهود معنوی و عرفانی»، هذیان یا رذیلت خویش را توجیه میکنند.
🍂 الله وفقِ آیهٔ ۴۸ نساء، ۶ بینه و ۶۹-۶۸ فرقان میگوید، مشرکان (مثل مرتدها) تا ابد (نه صد یا هزار سال)، در جهنم شکنجه میشوند و تمام اعمال نیکشان ضایع میگردد، یعنی فرد مشرک، ولو مؤمنترین و اخلاقیترین و داناترین و خردمندترینِ قومش باشد، تا ابد در جهنم سوزانده میشود و سپس، پوست و گوشت جدید در یک چرخهٔ ابدی، برای سوزانده شدن بر استخوانش رویانده میشود. طبق مسیحیت نیز تنها راه نجات از عقوبت گناهان و راهیابی به ملکوت، تصدیقِ «"پسر خدا/خدا" بودن عیسی» (تثلیث مقدس) است؛ مابقی مردم هلاک خواهند شد، مگر اینکه در عدم تصدیق تثلیث، جاهلِ قاصر باشند. مسألۀ ارتداد و مجازات مرتد، از طریق تورات در میان مسیحیان نیز راه یافت و مسیحیت تا قبل از پیدایش مذهب پروتستان با فشار جهان مدرن و اومانیسم، مجازات مرتد را اعدام میدانستهاست. طبق اسلام نیز بشکل وارونه، تنها عامل جهنم ابدی که هرگز مورد عفو جنابِ اللهِ ارحمالراحمین قرآن قرار نمیگیرد، تصدیق مدعای مسیحیت، یا همان «شرک» بودهاست.
🍂 در هیچ کدام از این دو دکانِ فروشِ بهشت و ترویج خرافات و اباطیل، ملاکِ سعادت، التزام مطلق هر فرد به عقلانیت استدلالی و وجدان اخلاقی، و هر نتیجهای که بدان برسد، ولو خلافِ مدعیات این دو دین، دانسته نشدهاست. اینجاست که باید پرسید، این چه خداییست که عقل و وجدان اخلاقی را آفرید، اما ارزش ذاتیشان را به پیروانش گوشزد نکرد و بکار بستن آنها را مشروط به تصدیق مدعیات خاصی عقلگریز یا عقلستیز و متناقض در ادیان مختلف کرد؟
#نقد_ادیان #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘رتوریک و دماگوژی
— زمانی که خودآگاهی دموکراتیک غایب است
(۱/۲)
✍🏻 #سینا_جهاندیده
🍂 وقتی انسانها دچار فشارها روانی شدیدی هستند، میل عامه به گوش دادنِ «حرفهای قاطعانه و حکیمانه» افزون میشود. حرفهایی که در اجزا «ژرفنما» است، اما «فاقد کلیت» است. گریز از کلیت و تلاش برای ژرفنمایی، در ساختار افقی زبان، سبب میشود که سخنور، جملاتی بسازد که به شکل آنی، مخاطب را میخکوب میکند.
🍂 سخنور مدام باید از جملات قصار استفاده کند و استدلالهای هیجانی کلامش را افزایش دهد، اما اگر شنونده قدری دقت کند، متوجه میشود که تنها چیزی که خطیب دوست ندارد به آن توجه شود، ساختار انسجامی کلام او است.
🍂 او مدام مقدمه میسازد و شنونده را در تعلیق معلق نگه میدارد و سپس، به نتایج عجیب و غریب میرسد. این نوع سخنان پرهیجان، معمولاً یک مقدمه دارد و چند نتیجه و البته هم مقدمه و هم نتایج، با «رتوریک» خاصی همراه است. در این شرایط، این رتوریک است که در غیاب منطق، خود را منطقی مینمایاند.
❓با این مقدمه میخواهم خواننده را با چند سوال مهم مواجه سازم:
▪️چرا در تلویزیون ایران، ناگهان خطیبان یا سخنورانی آشکار میشوند که از «فریب رتوریک» استفاده میکنند؟ چرا این احساس در سخنوران شکل گرفتهاست که میتوانند با «رتوریک»، عامه را به سمت مطلوب خود ببرند؟
▪️البته در طول تاریخ، همیشه رتوریک با حقیقت و ناحقیقت رابطه داشتهاست. اینکه عدۀ زیادی از مردم، خصوصا مردم بیشیلهپیله، تحت تأثیر این نوع نطقها قرار میگیرند، از چه چیز حکایت میکند؟ جامعۀ ایران در چه شرایطیست که چنین ظهوراتی را دامن میزند؟
▪️البته این نوع وعظها و سخنرانیهای هیجانی، در تمام جوامع وجود دارند و معروفاند به «سخنان انگیزشی»، و بیتردید حکایتگرِ بیمعنا شدن زندگی؛ اما تلویزیون ایران که خود را «رسانهای ملی» میداند، چه نیازی به این سخنوران رؤیافروش دارد؟
▪️اکثر این سخنرانان، بیش از اندازه به «حافظه» تکیه میکنند؛ درحالیکه تعریف حافظه، با ظهور «مموریهای بیرون از مغز»، تغییر کردهاست. اینکه کسی ۳۰ - ۲۰ بیت از مثنوی را یک نفس بخواند و ناگهان، بدون در نظر گرفتن مخاطب، شعری به زبان انگلیسی از شکسپیر به زبان آورد و سرانجام، به استدلال و نتایج بپردازد، یا خود را انسان پر مطالعهای نشان دهد که از «روانشناسی علوم انسانی» خبر دارد، چه امید جذابی برای مردم برمیانگیزد؟
🍂 او بیتردید میداند که مردم نسبت به هر چیزی که کمتر میفهمند، واکنش حیرتناک نشان میدهند؛ بیگمان برای مخاطبی که شعرهای بسیار نادری در ذهن دارد و اصلا نمیداند که شکسپیر هم شاعر است، شنیدن شعرهایی که از حافظۀ «سخنور انگیزشی» شنیده میشود، میتواند نوعی «شوک رتوریکی» ایجاد کند.
🍂 تفکر نقادانه از «سخنان پیامبرگونه» پرهیز میکند؛ زیرا شنونده باید مدام آگاه باشد که دچار از خودبیگانگی نشود؛ زیرا هرگاه شعبدۀ میخکوب کردن مخاطب ظاهر شود، شعبدهباز میتواند تقلبهای خود را بسادگی پنهان کند. در واقع، شعبدهباز، کوری را از حیرت و هیجان مخاطب میگیرد؛ همان چیزی که به آن «مکانیزم دکترین شوک» هم میگویند نوع هیپنوتیز کردن مخاطب است تا او نداند که به قول مولانا، خر او را خوردهاند و اکنون او همصدا و بیخبر ترانۀ «خر برفت و خر برفت» سر میدهد.
🍂 اگر از از درون دموکراسی، «خودآگاهی» را حذف کنیم، دموکراسی تبدیل به موجودی میشود که بدنی «دایمونی» [الاهی-مقدس] دارد و روح «دمونی» [شیطانی-شر]. در این شرایط است که مدام «دمو» را به فرمهایی ارجاع میدهند که دسیسههای «دمون» را نبیند؛ به همین دلیل کسانی چون افلاطون دموکراسی را حکومت عوام میدانستند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— زمانی که خودآگاهی دموکراتیک غایب است
(۱/۲)
✍🏻 #سینا_جهاندیده
🍂 وقتی انسانها دچار فشارها روانی شدیدی هستند، میل عامه به گوش دادنِ «حرفهای قاطعانه و حکیمانه» افزون میشود. حرفهایی که در اجزا «ژرفنما» است، اما «فاقد کلیت» است. گریز از کلیت و تلاش برای ژرفنمایی، در ساختار افقی زبان، سبب میشود که سخنور، جملاتی بسازد که به شکل آنی، مخاطب را میخکوب میکند.
🍂 سخنور مدام باید از جملات قصار استفاده کند و استدلالهای هیجانی کلامش را افزایش دهد، اما اگر شنونده قدری دقت کند، متوجه میشود که تنها چیزی که خطیب دوست ندارد به آن توجه شود، ساختار انسجامی کلام او است.
🍂 او مدام مقدمه میسازد و شنونده را در تعلیق معلق نگه میدارد و سپس، به نتایج عجیب و غریب میرسد. این نوع سخنان پرهیجان، معمولاً یک مقدمه دارد و چند نتیجه و البته هم مقدمه و هم نتایج، با «رتوریک» خاصی همراه است. در این شرایط، این رتوریک است که در غیاب منطق، خود را منطقی مینمایاند.
❓با این مقدمه میخواهم خواننده را با چند سوال مهم مواجه سازم:
▪️چرا در تلویزیون ایران، ناگهان خطیبان یا سخنورانی آشکار میشوند که از «فریب رتوریک» استفاده میکنند؟ چرا این احساس در سخنوران شکل گرفتهاست که میتوانند با «رتوریک»، عامه را به سمت مطلوب خود ببرند؟
▪️البته در طول تاریخ، همیشه رتوریک با حقیقت و ناحقیقت رابطه داشتهاست. اینکه عدۀ زیادی از مردم، خصوصا مردم بیشیلهپیله، تحت تأثیر این نوع نطقها قرار میگیرند، از چه چیز حکایت میکند؟ جامعۀ ایران در چه شرایطیست که چنین ظهوراتی را دامن میزند؟
▪️البته این نوع وعظها و سخنرانیهای هیجانی، در تمام جوامع وجود دارند و معروفاند به «سخنان انگیزشی»، و بیتردید حکایتگرِ بیمعنا شدن زندگی؛ اما تلویزیون ایران که خود را «رسانهای ملی» میداند، چه نیازی به این سخنوران رؤیافروش دارد؟
▪️اکثر این سخنرانان، بیش از اندازه به «حافظه» تکیه میکنند؛ درحالیکه تعریف حافظه، با ظهور «مموریهای بیرون از مغز»، تغییر کردهاست. اینکه کسی ۳۰ - ۲۰ بیت از مثنوی را یک نفس بخواند و ناگهان، بدون در نظر گرفتن مخاطب، شعری به زبان انگلیسی از شکسپیر به زبان آورد و سرانجام، به استدلال و نتایج بپردازد، یا خود را انسان پر مطالعهای نشان دهد که از «روانشناسی علوم انسانی» خبر دارد، چه امید جذابی برای مردم برمیانگیزد؟
🍂 او بیتردید میداند که مردم نسبت به هر چیزی که کمتر میفهمند، واکنش حیرتناک نشان میدهند؛ بیگمان برای مخاطبی که شعرهای بسیار نادری در ذهن دارد و اصلا نمیداند که شکسپیر هم شاعر است، شنیدن شعرهایی که از حافظۀ «سخنور انگیزشی» شنیده میشود، میتواند نوعی «شوک رتوریکی» ایجاد کند.
🍂 تفکر نقادانه از «سخنان پیامبرگونه» پرهیز میکند؛ زیرا شنونده باید مدام آگاه باشد که دچار از خودبیگانگی نشود؛ زیرا هرگاه شعبدۀ میخکوب کردن مخاطب ظاهر شود، شعبدهباز میتواند تقلبهای خود را بسادگی پنهان کند. در واقع، شعبدهباز، کوری را از حیرت و هیجان مخاطب میگیرد؛ همان چیزی که به آن «مکانیزم دکترین شوک» هم میگویند نوع هیپنوتیز کردن مخاطب است تا او نداند که به قول مولانا، خر او را خوردهاند و اکنون او همصدا و بیخبر ترانۀ «خر برفت و خر برفت» سر میدهد.
🍂 اگر از از درون دموکراسی، «خودآگاهی» را حذف کنیم، دموکراسی تبدیل به موجودی میشود که بدنی «دایمونی» [الاهی-مقدس] دارد و روح «دمونی» [شیطانی-شر]. در این شرایط است که مدام «دمو» را به فرمهایی ارجاع میدهند که دسیسههای «دمون» را نبیند؛ به همین دلیل کسانی چون افلاطون دموکراسی را حکومت عوام میدانستند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘رتوریک و دماگوژی
— زمانی که خودآگاهی دموکراتیک غایب است
(۲/۲)
✍🏻 #سینا_جهاندیده
🍂 در دهۀ ۸۰، کسی مثل دکتر الهی قمشهای ظهور کرد؛ کسی که شکسپیر، مولانا، حافظ، شبستری، شعر عرب، قرآن و احادیث و هزار چیز دیگر را با هم ترکیب میکرد و مخاطب را در «افیون کلام» خود غرق.
🍂 چه اتفاقی افتادهبود که مردم، نیاز به این شبهپیامبران عامهپسند داشتند؟ در ایران، بارها ادبیات وجه افیونی خود را نشان دادهاست و جالب است که در بین همۀ کتابهای گذشتگان، مثنوی مولانا بیشتر از همه میتواند چنین مردم را میخکوب کند.
🍂 دموکراسی به تخیل مکتوب نیازمند است؛ زیرا دقیقا از زمانی که گفتمان گوتنبرگی، انسان را با خود تنها گذاشت، فردانیت نیز آشکار شد. همان فردانیتی که با استغراق در حروف مکتوب بدست میآید، نه با شنیدن سخنان معجزهگر یک سخنور.
🍂 در دهۀ ۹۰ شمسی، باز کسانی پیدا شدند که بهمراتب از دکتر الهی قمشهای، کمعمقتر بودند، اما با یک تفاوت فاحش، سخنورانی که میتوانند مثنوی را با «برایان تریسی» و بهطور کلی ادبیات کهن ایران را با روانشناسیِ عامهپسند ترکیب کنند. چنان قاطعانه سخن میگویند که گویی، همۀ حقیقت پیش آنها است، و آنها پیش و بیش از همه، به منبع جوشان حقیقت دسترسی دارند.
🍂 در حالیکه مغزشان انبانی از جملات قصار فریبنده است. سخنورانی که مخاطب را «مردمِ من» خطاب میکنند. تو کیستی که به هموطن خود «مردم من» میگویی، جز اینکه توهم خود بزرگبینی داشته باشی؟! این همان استعارۀ توهمِ «تجمیعِ تخیل ملت در یک تن» است که برخی را چنان متوهم کردهاست که بجای همه حرف میزنند. هیتلر هم مدام میگفت «فولک». کسانی که با گفتن «مردم من» میخواهند جهل مردم را به رویشان بیاورند، خود یک جاهل و جاعل بزرگاند، و البته کسانی که نمیخوانند و تحقیق نمیکنند بهراحتی به دام میافتند.
🍂 آیا تاکنون به تدریس برخی از این مدرسان حرفهای کنکور دقت کردهاید؟ آیا شما را به یاد سوفسطائیان نمیاندازد. آنها نیز فکر میکنند که حقیقت کنکور پیش آنها است و از معجزۀ ۱۰۰ درصد قبولی میگویند. حرکات تئاتری اینها هنگام تدریس، شما را به یاد چه میاندازد؟ کنکور در ایران نماد غیردموکراتیک بودن حقیقت است. چیزی که دانش را به فن تقلیل میدهد و سرانجام، جامعه را غیردموکراتیک، فرمایشی و طبقاتی خواهد کرد. وجود چنین رتوریکی که به مردم اجازۀ فکر کردن نمیدهد، نشان از غیاب دموکراسی و خودآگاهی تاریخی است.
🔺توضیحات
دماگوژی: این واژه از اصل یونانی «دماگوگیا» بهمعنای «رهبری مردم» گرفته شدهاست، اما رفتهرفته در زبان سیاسی، معنای عوامفریبی و مردمفریبی از طریق دادن وعدهها و شعارهای دروغین به خود گرفتهاست.
رتوریک: استفاده از هنرهای زبانی برای اقناع مخاطب در انجام کاری یا پذیرش اندیشهای. بلاغت، هنر سخنوری، هنر سخنوری اقناعی.
#تفکر_انتقادی #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— زمانی که خودآگاهی دموکراتیک غایب است
(۲/۲)
✍🏻 #سینا_جهاندیده
🍂 در دهۀ ۸۰، کسی مثل دکتر الهی قمشهای ظهور کرد؛ کسی که شکسپیر، مولانا، حافظ، شبستری، شعر عرب، قرآن و احادیث و هزار چیز دیگر را با هم ترکیب میکرد و مخاطب را در «افیون کلام» خود غرق.
🍂 چه اتفاقی افتادهبود که مردم، نیاز به این شبهپیامبران عامهپسند داشتند؟ در ایران، بارها ادبیات وجه افیونی خود را نشان دادهاست و جالب است که در بین همۀ کتابهای گذشتگان، مثنوی مولانا بیشتر از همه میتواند چنین مردم را میخکوب کند.
🍂 دموکراسی به تخیل مکتوب نیازمند است؛ زیرا دقیقا از زمانی که گفتمان گوتنبرگی، انسان را با خود تنها گذاشت، فردانیت نیز آشکار شد. همان فردانیتی که با استغراق در حروف مکتوب بدست میآید، نه با شنیدن سخنان معجزهگر یک سخنور.
🍂 در دهۀ ۹۰ شمسی، باز کسانی پیدا شدند که بهمراتب از دکتر الهی قمشهای، کمعمقتر بودند، اما با یک تفاوت فاحش، سخنورانی که میتوانند مثنوی را با «برایان تریسی» و بهطور کلی ادبیات کهن ایران را با روانشناسیِ عامهپسند ترکیب کنند. چنان قاطعانه سخن میگویند که گویی، همۀ حقیقت پیش آنها است، و آنها پیش و بیش از همه، به منبع جوشان حقیقت دسترسی دارند.
🍂 در حالیکه مغزشان انبانی از جملات قصار فریبنده است. سخنورانی که مخاطب را «مردمِ من» خطاب میکنند. تو کیستی که به هموطن خود «مردم من» میگویی، جز اینکه توهم خود بزرگبینی داشته باشی؟! این همان استعارۀ توهمِ «تجمیعِ تخیل ملت در یک تن» است که برخی را چنان متوهم کردهاست که بجای همه حرف میزنند. هیتلر هم مدام میگفت «فولک». کسانی که با گفتن «مردم من» میخواهند جهل مردم را به رویشان بیاورند، خود یک جاهل و جاعل بزرگاند، و البته کسانی که نمیخوانند و تحقیق نمیکنند بهراحتی به دام میافتند.
🍂 آیا تاکنون به تدریس برخی از این مدرسان حرفهای کنکور دقت کردهاید؟ آیا شما را به یاد سوفسطائیان نمیاندازد. آنها نیز فکر میکنند که حقیقت کنکور پیش آنها است و از معجزۀ ۱۰۰ درصد قبولی میگویند. حرکات تئاتری اینها هنگام تدریس، شما را به یاد چه میاندازد؟ کنکور در ایران نماد غیردموکراتیک بودن حقیقت است. چیزی که دانش را به فن تقلیل میدهد و سرانجام، جامعه را غیردموکراتیک، فرمایشی و طبقاتی خواهد کرد. وجود چنین رتوریکی که به مردم اجازۀ فکر کردن نمیدهد، نشان از غیاب دموکراسی و خودآگاهی تاریخی است.
🔺توضیحات
دماگوژی: این واژه از اصل یونانی «دماگوگیا» بهمعنای «رهبری مردم» گرفته شدهاست، اما رفتهرفته در زبان سیاسی، معنای عوامفریبی و مردمفریبی از طریق دادن وعدهها و شعارهای دروغین به خود گرفتهاست.
رتوریک: استفاده از هنرهای زبانی برای اقناع مخاطب در انجام کاری یا پذیرش اندیشهای. بلاغت، هنر سخنوری، هنر سخنوری اقناعی.
#تفکر_انتقادی #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘آموزش و پرورش در ایران
— استدلالگرایی یا حافظهمحوری؟
✍🏻 #مصطفی_ملکیان
🍂 آموزش و پرورش را چه آگاهانه و چه غیرآگاهانه -کاری به این ندارم- مبتنی کردهاند بر حافظه، و هرچه ابتناء بر حافظه بیشتر، ابتنای بر استدلالگرایی کمتر میشود.
🍂 شما بسیار ساده این نکته را ببینید. از بچهات راجعبه تکلیف مدرسهاش سوال میکنی. میگوید بابا پاسخ فلان سوال در تاریخ یا جغرافی یا تعلیمات اجتماعی یا فیزیک یا شیمی چیست، مخصوصا در سنینی که شما میتوانید اظهارنظری بکنید. خب شما یک چیزی میگویید، مثلا میگویید جوابش این است. فورا بچه میگوید، نه بابا! خانم معلم ما این را گفتهاست.
🍂 وقتی شما دقت میکنید، میبینید که خانم معلمش هم همان سخنی را گفته که شما گفتهاید. با تعبیر زبانی دیگری گفتهاست. توجه میکنید؟ مثلا خانم معلمشان گفته که پایتخت فرانسه پاریس است و من بعنوان پدرش گفتهام مرکز فرانسه پاریس است. میگوید: نه! خانم معلم ما گفته که پایتخت فرانسه، پاریس است. بچهای که نمیتواند ورای کثرت الفاظ، وحدت معنا را ببیند، این معلوم است که مبتنی بر حافظه است. فهم یعنی چه؟ فهم یعنی ورای کثرات، آدم بتواند وحدتی ببیند.
🍂 وقتی اولاً بچۀ من نمیتواند فقط دو جمله را که به لحاظ ترکیببندی و بهلحاظ صرفی یا نحوی یا لغوی، با هم تفاوت دارند، پشت آن را ببیند که معنای واحدی وجود دارد و بعد میگوید عبارت باید عین عبارت معلمم باشد.
🍂 ثانیاً فرض میکنیم که بچه اشتباه نکرده باشد و واقعا حرفی که به او زدهاید، با حرف معلمش دو تا باشد. چرا فوری میگوید آن چیزی که معلمم گفت درست است؟ این را از کجا یاد گرفته است؟ توجه می کنید؟ نهایتاً باید میگفت که پدرم یک چیزی راجع به این گفت، ولی معلمم چیزی دیگری. من باید ببینم کدامشان درست است؟ اما چرا فوری میگوید، آنی که معلمم گفت، درست است؟ باز به جهت این که استدلال و نحوۀ برخورد استدلالی را به او یاد ندادهاند؛ فقط به او گفتهاند که مطلب این است که ما می گوییم و این را باید حفظ کنید. به ورای این هم نباید بپردازید.
🍂 این استدلالناگرایی رشد میکند و بعد میبینید که شخص دانشجو هم هست، تحصیلات هم کرده، دکترا هم گرفته، پزشک و مهندس است، ولی میبینید هیچ چیزی در وجودش بیشتر از جزم و جمود بارز نیست. شاخص نیست. با این که تحصیلات آکادمیک هم دارد و ما گمان میکنیم کسی که تحصیلات دارد، نباید اهل جزم و جمود باشد، نباید اهل پیشداوری باشد، اهل خرافهپرستی باشد، ولی میبینید که هست؛ به دلیل این که آموزش و پرورش، آموزش و پرورش مبتنی بر ظاهر یا مبتنی بر حافظه است، نه مبتنی بر باطن یا استدلالگرایی.
#تفکر_انتقادی #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— استدلالگرایی یا حافظهمحوری؟
✍🏻 #مصطفی_ملکیان
🍂 آموزش و پرورش را چه آگاهانه و چه غیرآگاهانه -کاری به این ندارم- مبتنی کردهاند بر حافظه، و هرچه ابتناء بر حافظه بیشتر، ابتنای بر استدلالگرایی کمتر میشود.
🍂 شما بسیار ساده این نکته را ببینید. از بچهات راجعبه تکلیف مدرسهاش سوال میکنی. میگوید بابا پاسخ فلان سوال در تاریخ یا جغرافی یا تعلیمات اجتماعی یا فیزیک یا شیمی چیست، مخصوصا در سنینی که شما میتوانید اظهارنظری بکنید. خب شما یک چیزی میگویید، مثلا میگویید جوابش این است. فورا بچه میگوید، نه بابا! خانم معلم ما این را گفتهاست.
🍂 وقتی شما دقت میکنید، میبینید که خانم معلمش هم همان سخنی را گفته که شما گفتهاید. با تعبیر زبانی دیگری گفتهاست. توجه میکنید؟ مثلا خانم معلمشان گفته که پایتخت فرانسه پاریس است و من بعنوان پدرش گفتهام مرکز فرانسه پاریس است. میگوید: نه! خانم معلم ما گفته که پایتخت فرانسه، پاریس است. بچهای که نمیتواند ورای کثرت الفاظ، وحدت معنا را ببیند، این معلوم است که مبتنی بر حافظه است. فهم یعنی چه؟ فهم یعنی ورای کثرات، آدم بتواند وحدتی ببیند.
🍂 وقتی اولاً بچۀ من نمیتواند فقط دو جمله را که به لحاظ ترکیببندی و بهلحاظ صرفی یا نحوی یا لغوی، با هم تفاوت دارند، پشت آن را ببیند که معنای واحدی وجود دارد و بعد میگوید عبارت باید عین عبارت معلمم باشد.
🍂 ثانیاً فرض میکنیم که بچه اشتباه نکرده باشد و واقعا حرفی که به او زدهاید، با حرف معلمش دو تا باشد. چرا فوری میگوید آن چیزی که معلمم گفت درست است؟ این را از کجا یاد گرفته است؟ توجه می کنید؟ نهایتاً باید میگفت که پدرم یک چیزی راجع به این گفت، ولی معلمم چیزی دیگری. من باید ببینم کدامشان درست است؟ اما چرا فوری میگوید، آنی که معلمم گفت، درست است؟ باز به جهت این که استدلال و نحوۀ برخورد استدلالی را به او یاد ندادهاند؛ فقط به او گفتهاند که مطلب این است که ما می گوییم و این را باید حفظ کنید. به ورای این هم نباید بپردازید.
🍂 این استدلالناگرایی رشد میکند و بعد میبینید که شخص دانشجو هم هست، تحصیلات هم کرده، دکترا هم گرفته، پزشک و مهندس است، ولی میبینید هیچ چیزی در وجودش بیشتر از جزم و جمود بارز نیست. شاخص نیست. با این که تحصیلات آکادمیک هم دارد و ما گمان میکنیم کسی که تحصیلات دارد، نباید اهل جزم و جمود باشد، نباید اهل پیشداوری باشد، اهل خرافهپرستی باشد، ولی میبینید که هست؛ به دلیل این که آموزش و پرورش، آموزش و پرورش مبتنی بر ظاهر یا مبتنی بر حافظه است، نه مبتنی بر باطن یا استدلالگرایی.
#تفکر_انتقادی #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📗عرصۀ باور، ساحت شعر و سیاست نیست ✍🏻 #علیرضاموثق 🍂 امروز آغاز سال نوی میلادیست و به این بهانه، خطابم به برخی از ایرانیان است که میخواهند، بهزعم خود، از چاه اسلام به چالۀ مسیحیت عروج کنند و خود را به یک نظام باورِ در ظاهر غربی و شیکتر (ولی سرشار از خرافات…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘زلزلۀ ژاپن و رنسانس دوم
✍🏻#اریک
🍂 زلزلۀ امروز ژاپن از لحاظ قدرت، تقریبا به اندازه زلزله لیسبون در ۱۷۵۵ بود. اون زلزله یکی از تکونهای بزرگ عصر روشنگری بود؛ چون خدا، خانههای خودش در لیسبون هم خراب کرد، و ذهنیت مذهبی که «بلایای طبیعی رو خدا می فرسته تا گناهکاران را عذاب بده»، بهم ریخت.
🍂 در واقع در اون حادثه یکی از ستونهای مذهب فرو ریخت؛ چون باید برای رنج بشر توضیح جدیدی ارائه میشد؛ توضیحی که دیگه کلیسا نداشت.
🍂 مذهب همواره باید چیزی برای فروختن داشته باشه، و توضیح رنج یکی ازونها بود. با از دست دادنش کالاهایی که برای فروش داشت، کم شد؛ بنابراین متمرکز شد روی بقیه جنسهایی که همچنان داشت. یکی از مهمترین چیزهایی که هنوز داشت، کیفیت نفسانی بود؛ مخصوصا بعد از عصر روشنگری و در دورۀ مدن، کلیسا میگفت «باشه، توضیحات من درباره پدیدهها قدیمی شدهاند، اما حداقل من می تونم آدمهایی تربیت کنم که باکیفیتترند.. بیرون رو ببینید.. پر شده از آدمهای غیرقابل اعتماد، خائن، ترسو، منفعتطلب، بیرحم، بیهدف».
🍂 در دوران ما، این ستون هم داره فرو میریزه. اگه کنتراستی بوجود اومده بود بین «انسان بیایمانی که از مرگ وحشت دارد و در مهلکۀ خطر، وحشیبازی در میآورد» و «انسان مؤمنی که مثل کوه با خطر مواجه میشود؛ چون مرگ را پایان زندگی نمیبیند»، آموزش و تربیت علمی، کنتراستش رو از بین برد.
🍂 شهروند رندوم ژاپنی، که تمام عمر تحت آموزش و تربیت علمی بوده، در مواجهه با هیولایی از زلزله، که معادلش در جای دیگه، آدمهای اونجا رو به پنیک میرسونه، آرامش، خونسردی، و متانتی نشون میده که حالت پیامبرانه داره؛ در حالی که تمام ترسها و استرسهای متداول یک انسان مدرن شهری رو با خودش داره و از قضا، مرگ رو پایان زندگی میبینه (که این امر، نه تنها اون رو با تصویر یک مومن برابر میکنه، بلکه تصویر برتری ازش میسازه؛ چون شجاعت کسی که مرگ رو پایان زندگی میدونه، باید بیشتر از شجاعت کسی که مرگ رو پایان زندگی نمیدونه، باشه، تا بتونه تصویر برابری با اون ایجاد کنه).
🍂 این آدمهای آموزشدیده، لزوما شخصیتهای عمیقی نیستند و همین، فروریختن این ستون رو مهمتر میکنه. برای جامعۀ انسانی، اهداف کوچک و دستیافتنی، مفیدتر از اهداف بزرگ و دور از دسترسه. میلیونها شهروند که آدمهای عمیقی نیستند، اما وحشیبازی درنمیارن، کیفیت بالاتری ایجاد میکنه، تا جامعهای که هزاران ساله دنبال تربیت آدمهای ملکوتیه، و چیزی هم گیرش نمیآد. و این شکست کیفی داره هرروز برجستهتر میشه.
🍂 ما داخل رنسانس دوم هستیم، اما حسش نمیکنیم؛ چون فکر میکنیم مثل فیلمهای سینمایی، حضور در قسمتهای مهم تاریخ، باید حس و حال ویژهای داشته باشه.
#بازاندیشی #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @anarchonomy
✍🏻#اریک
🍂 زلزلۀ امروز ژاپن از لحاظ قدرت، تقریبا به اندازه زلزله لیسبون در ۱۷۵۵ بود. اون زلزله یکی از تکونهای بزرگ عصر روشنگری بود؛ چون خدا، خانههای خودش در لیسبون هم خراب کرد، و ذهنیت مذهبی که «بلایای طبیعی رو خدا می فرسته تا گناهکاران را عذاب بده»، بهم ریخت.
🍂 در واقع در اون حادثه یکی از ستونهای مذهب فرو ریخت؛ چون باید برای رنج بشر توضیح جدیدی ارائه میشد؛ توضیحی که دیگه کلیسا نداشت.
🍂 مذهب همواره باید چیزی برای فروختن داشته باشه، و توضیح رنج یکی ازونها بود. با از دست دادنش کالاهایی که برای فروش داشت، کم شد؛ بنابراین متمرکز شد روی بقیه جنسهایی که همچنان داشت. یکی از مهمترین چیزهایی که هنوز داشت، کیفیت نفسانی بود؛ مخصوصا بعد از عصر روشنگری و در دورۀ مدن، کلیسا میگفت «باشه، توضیحات من درباره پدیدهها قدیمی شدهاند، اما حداقل من می تونم آدمهایی تربیت کنم که باکیفیتترند.. بیرون رو ببینید.. پر شده از آدمهای غیرقابل اعتماد، خائن، ترسو، منفعتطلب، بیرحم، بیهدف».
🍂 در دوران ما، این ستون هم داره فرو میریزه. اگه کنتراستی بوجود اومده بود بین «انسان بیایمانی که از مرگ وحشت دارد و در مهلکۀ خطر، وحشیبازی در میآورد» و «انسان مؤمنی که مثل کوه با خطر مواجه میشود؛ چون مرگ را پایان زندگی نمیبیند»، آموزش و تربیت علمی، کنتراستش رو از بین برد.
🍂 شهروند رندوم ژاپنی، که تمام عمر تحت آموزش و تربیت علمی بوده، در مواجهه با هیولایی از زلزله، که معادلش در جای دیگه، آدمهای اونجا رو به پنیک میرسونه، آرامش، خونسردی، و متانتی نشون میده که حالت پیامبرانه داره؛ در حالی که تمام ترسها و استرسهای متداول یک انسان مدرن شهری رو با خودش داره و از قضا، مرگ رو پایان زندگی میبینه (که این امر، نه تنها اون رو با تصویر یک مومن برابر میکنه، بلکه تصویر برتری ازش میسازه؛ چون شجاعت کسی که مرگ رو پایان زندگی میدونه، باید بیشتر از شجاعت کسی که مرگ رو پایان زندگی نمیدونه، باشه، تا بتونه تصویر برابری با اون ایجاد کنه).
🍂 این آدمهای آموزشدیده، لزوما شخصیتهای عمیقی نیستند و همین، فروریختن این ستون رو مهمتر میکنه. برای جامعۀ انسانی، اهداف کوچک و دستیافتنی، مفیدتر از اهداف بزرگ و دور از دسترسه. میلیونها شهروند که آدمهای عمیقی نیستند، اما وحشیبازی درنمیارن، کیفیت بالاتری ایجاد میکنه، تا جامعهای که هزاران ساله دنبال تربیت آدمهای ملکوتیه، و چیزی هم گیرش نمیآد. و این شکست کیفی داره هرروز برجستهتر میشه.
🍂 ما داخل رنسانس دوم هستیم، اما حسش نمیکنیم؛ چون فکر میکنیم مثل فیلمهای سینمایی، حضور در قسمتهای مهم تاریخ، باید حس و حال ویژهای داشته باشه.
#بازاندیشی #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @anarchonomy