نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘هرکس دُمی داره که به پشت سرش وصل شده

✍🏻 #اریک

🍂 اونی که الان تو بنگلادش تو کارگاه خیاطی کار می‌کنه، دمش به خانواده‌ای وصل بود که چندسال قبل کمی اونطرف‌تر ازون کارگاه، کشاورز بودند، و در بهترین حالت، غذای روزانه‌شون رو تأمین می‌کردند. غیر از موارد خاصی که والت‌دیزنی پوشش میده، به لابراتوارهای استنفورد راه پیدا نخواهد کرد؛ چون اون‌هایی که راه پیدا می‌کنند هم دمی دارند، و دم‌شون به خانواده‌ای وصل شده که هر کدوم در دهه سی و چهل قرن بیستم، کارهای بزرگی انجام داده بودن.

🍂 اون پشت سر فقط خانواده نیست. رویداد و فضا هم هست. دم بچه افغان امروزی، که سیزده سال پیش به دنیا اومده، به جنگ وصل شده، و به بی‌قانونی، و به وجود نداشتن چیزی به نام جامعه، و خیال راحت، و برنامه‌. کسی که پشت سرش اینه، نمیتونه تربیت‌یافته‌ش نباشه؛ حتی سیم‌کشی مغزی اون بچه طوری تغییر کرده که پاسخش به اعتماد، به محبت، به امنیت، به لذت، به جدی گرفته شدن، فرق داشته باشه با پاسخ یک آدم دیگه، که پشت‌سرش چیز دیگه‌ای بوده.

🍂 تو، دمت به ایران وصله. به خانواده‌ای بیمار، که حتی نمی‌دونست چرا باید تو رو داشته باشه، به فرعون‌های کوچک و بی‌عرضه، به خیالباف‌‌های بی‌اراده، به پوچگراهای آرمان‌باز، و به فضایی پر شده از دروغ‌های کارکردی، و بی‌ثباتی، قلدرمأبی، خشونت‌های رندوم و بی‌هدف، رنج‌های بی‌نتیجه، مشغولیت‌های تهی، هرج و مرج معنایی، معنویت‌ قلابی و ماتریالیسم مازوخیستی.

🍂 همه این‌ها تو رو ساخته‌اند؛ حتی اگه نتونی ردشون رو پیدا کنی؛ حتی اگه با پدربزرگ، مادر زن، رفیق، همکار احمقت، مخالف باشی، جنس مخالفتت محصول همون چیزهاییه که دمت بشون وصله؛ برای همین دعوای تو و یک نفر دیگه، برای یک ناظر بیرونی، مثل برخورد دو زنبور از یک کلونی، با همدیگه، دیده میشه. برخورد تو، با چیزی که باش برخورد می‌کنی، برخورد خودت با اون چیز نیست، تصادم یک بخش این مجموعه، با بخش دیگه اونه؛ حتی وقتی که به واسطۀ این برخورد، حس جداشدگی و تمایز بت دست میده، در حال ایفای یک نقشی، که مجموعه بت محول کرده، یا بت تحمیل کرده.

🍂 تنها در صورتی اختیار بیشتری به دست میاری که نقشت رو خودت طراحی کنی، که اول به چیزی که هستی کافر شده باشی، که اونجوری که خودت می‌بینی، و می‌شنوی، و حس می‌کنی، و می‌فهمی رو نپذیری؛ و خود اون مجموعه‌ای که دمت بش وصل بوده، طوری تو رو ساخته که این کار رو نکنی.؛ بنابراین کفر ورزیدن به خود، مثل اینه که با یک دستت، اون یکی دستت رو از کتف ببری؛ همون دستی که باش پشت سرت رو محکم گرفتی، و بله این خشنه؛ همیشه تولد، صحنۀ خشنی داره.‌


#تجربه_زیسته #فلسفیدن

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @anarchonomy
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 به #مردان توجه کنیم!

❓چرا باید به موقعیت پسرها بیشتر توجه کنیم؟
❓چرا پسرها دارن خنگ‌تر میشن؟
❓چرا دخترها دارند جامعه را از آن خود می‌کنند؟
❓چرا پدرها توی درآمد آینده بچه‌ها نقش دارن؟

🔸آمار خودکشی بالاتر پسرها
🔸آمار افسردگی شدید در مردها
🔸نداشتن دوست در بین مردان بزرگ‌سال

♻️ باید دربارۀ «نقش پدر» در جامعه بیشتر حرف بزنیم
♻️ حذف یا تضعیف «جایگاه پدر» عوارض شدیدی در جامعه داره
♻️ تأثیر سریال‌های طنز که با پدرها شوخی می‌کنن


#نقد_فرهنگ #زیست‌روان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
روز مرد

🍂 تو این مملکت، نه عزّتی برای مرد هست، نه احترام!

🍂 مردی که زیر بار فقر و مشکلات، همیشه شرمنده‌است؛ مردی که تا ۷۰ سالگی باید کار کنه تا روزی حقوق بازنشستگی بگیره؛ مردی که چند سال باید کار کنه تا یه پراید زپرتی بگیره تا شاید با شغل دومش، تو اسنپ با بنزین ۵ هزارتومنی و سهمیۀ کمش، بتونه نون توی سفرۀ کوچیک زن و بچه‌اش بیاره که اگه روزی کارد به استخونش رسید، از ترسش داد نزنه که گرسنه‌ام تا که اعدام نشه، یا جنازۀ بچه‌شو جلوش نندازن!

🍂 مردها خیلی وقته که تو این جامعه، بی‌حرمت شدن! این روز، سالهاست دیگه روز مبارکی نیست. شما عزت و احترام رو از تک‌تک ما ملت گرفتید. برید برای خودتون، با پول مردم جشن مردانگی‌تون رو بگیرید.

✍🏻 نقاشی و متن: #زینب_نیکچه


#مردان #نگار_نو #حکومت_اسلامی

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 سحرگاه (+)

🍂 بازخوانی ترانۀ «سحرگاه» از دیماش (خواننده و آهنگساز، ترانه‌سرا و نوازندۀ اهل قزاقستان که ترانه‌هایی به ۱۵ زبان اجرا کرده‌است) توسط یکی از تماشاگران کره‌ای که حتی می‌شه گفت از خود دیماش هم زیباتر اجرا کرده‌است.


#بوقت_آواز
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗اسلام و معضلِ «اختلال در سیم‌کشیِ مغز»
— روانکاویِ دغدغه‌مندانِ «لوله‌کشی شراب به ورزشگاهی در غرب»

✍🏻#علیرضاموثق


➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📗اسلام و معضلِ «اختلال در سیم‌کشیِ مغز»
— روانکاویِ دغدغه‌مندانِ «لوله‌کشی شراب به ورزشگاهی در غرب»

✍🏻#علیرضاموثق

🍂 اخیرا یکی از افرادِ مغزفندقیِ دارایِ دو سندرومِ توأمانِ دهان و آلت بی‌قرار، به‌نامِ احمد مجدزاده که چهرۀ کریه و منگولی نیز دارد، در صداوسیمای حکومت آخوندی گفته‌است:
«در آلمان کارخانۀ مشروب‌سازی لوله کشیده تا ورزشگاه، تا تماشاچی‌ها مشروب بخورند! در آمریکا هم سِرو مشروب، الزامی‌(!)ست! چشم‌هایتان را ببندید و فکر کنید وقتی با خانواده به ورزشگاه می‌روید چه اتفاق‌هایی می‌افتد؟ خانواده‌ خود من وقتی می‌خواهند به نماز جمعه بروند، با وجود اینکه جمعیت بسیاری هم حضور دارند، اما خیالم راحت است که سالم بر می‌گردند. اما اگر بخواهند به ورزشگاه بروند، من تردید دارم که سالم برگردند».


🍂 در مواجهه با تباهی و انحطاط گویندگانِ این دست یاوه‌ها، نباید به خنده و تمسخر و طنز بسنده کرد؛ چرا که ما با یک پدیدۀ نادر و تصادفی مواجه نیستیم، بلکه با یک رویه و اپیدمیِ حماقت و بلاهت در میان سران حکومت آخوندی روبروییم که...

ادامهٔ تحلیل ⬇️

#حکومت_اسلامی #زنان #نقد_اسلام

➖➖➖

🌾@Naqdagin
📗اسلام و معضلِ «اختلال در سیم‌کشیِ مغز»
— روانکاویِ دغدغه‌مندانِ «لوله‌کشی شراب به ورزشگاهی در غرب»
(۱/۴)
✍🏻#علیرضاموثق

🍂 اخیرا یکی از افرادِ مغزفندقیِ دارایِ دو سندرومِ توأمانِ دهان و آلت بی‌قرار، به‌نامِ احمد مجدزاده که چهرۀ کریه و منگولی نیز دارد، در صداوسیمای حکومت آخوندی گفته‌است:
«در آلمان کارخانۀ مشروب‌سازی لوله کشیده تا ورزشگاه، تا تماشاچی‌ها مشروب بخورند! در آمریکا هم سِرو مشروب، الزامی‌(!)ست! چشم‌هایتان را ببندید و فکر کنید وقتی با خانواده به ورزشگاه می‌روید چه اتفاق‌هایی می‌افتد؟ خانواده‌ خود من وقتی می‌خواهند به نماز جمعه بروند، با وجود اینکه جمعیت بسیاری هم حضور دارند، اما خیالم راحت است که سالم بر می‌گردند. اما اگر بخواهند به ورزشگاه بروند، من تردید دارم که سالم برگردند».


🍂 در مواجهه با تباهی و انحطاط گویندگانِ این دست یاوه‌ها، نباید به خنده و تمسخر و طنز بسنده کرد؛ چرا که ما با یک پدیدۀ نادر و تصادفی مواجه نیستیم، بلکه با یک رویه و اپیدمیِ حماقت و بلاهت در میان سران حکومت آخوندی روبروییم که مسببِ آسیب‌های اساسیِ غیرقابل جبران، به وضعیتِ مادی و روانیِ ده‌ها ملیون ایرانی شده‌است، و خودِ این اختلال‌های حاد مغزی-روانی، ریشه‌ در تربیت غلطِ مبتنی بر اسلام (قرآن و سنت نبوی) دارد و برای خلاصی از آن، باید به‌شکلی اساسی به ریشه‌ها پرداخت.

🍂 در خاطرم هست که آخوند حسین‌علی منتظری در سال ۱۳۷۶، سخنان زیر را گفته‌بود:
«معنای رهبری اين است كه نظارت كند كه در كشور، كارهای خلاف شرع انجام نشود، نه اين كه يک تشكيلات و يک گارد سلطنتی درست كند از پادشاهان دنيا زيادتر، و كسی هم دسترسی نداشته باشد، و در وزارتخانه دخالت كنند، در استاندار دخالت كنند، در همه جا دخالت كنند».


🍂 هیچ‌کس در آن دوران، این آخوند که از بنیان‌گذارانِ اصلی ایدۀ فاشیستیِ ولایت فقیه بود را بابت طرحِ چنین سخنی شماتت نکرد؛ چرا که جامعه هنوز گرفتارِ خوابِ سنگینِ دین‌خویی بود و تحققِ «دموکراسی اسلامی» را متصور می‌دید. تازه ایشان یکی از آخوندهای نادر بوده‌است (یعنی ببینید بقیه و امثال جنتی و احمد خاتمی چه فاجعه‌ای هستند)، اما علی‌رغمِ تجربۀ دورانِ سیاه و خونینِ دهۀ شصت، نهایتا با خرفتیِ رایج در میان آخوندها در فهمِ ماهیتِ دولتِ مدرن و معنای شهروندی و ماهیتِ حقوق بشر، و یا حداقل عبرت گرفتن از حوادثِ تلخِ تاریخی (نظیر حسن روحانی که با وجود تحقیرِ رد صلاحیت، مثل یک انسان ابله و فرومایه و بی‌شخصیت، باز بر طبل مشارکت و رأی اعتراضی می‌کوبد)، گفته‌بود که «احکام شرع باید اجرا شود» و نقش رهبرِ سیاسی مملکتی با شهروندانی با باورهای متکثر، از آتئیست تا ندانم‌گرا و بهایی و یهودی و مسیحی و زرتشتی و... چنین امری‌ست.

🍂 خب، این سخن یعنی چه؟ یعنی جوازِ سپوختن دختربچه در قالب ازدواج، یعنی شلاق و سنگسار و قطعِ دست و پا و بستن مشروب‌فروشی (و زیر-زمینی و مخفی و مدیریت‌ناپذیر کردن آن و مشارکت در قتلِ جمعیت قابل توجهی از طبقۀ مستضعف، بر اثرِ مصرفِ مشروباتِ الکلی مسموم و تقلبی) و حجاب اجباری و گشتِ داعشی ارشاد و «روسری با توسری» و پدر صنعت توریسم را درآوردن و محروم کردن کشور از درآمدی دو برابر فروشِ نفت و گرفتن سهم امام غایب از این عوامِ خرافاتی و بدبخت، علاوه بر بودجۀ بر روی نفت و گاز بسته‌شده که «انفال» محسوب می‌کنند و هرگونه که ولی فقیه برای بسطِ دین مبین اسلام و ایدئولوژی سیاسی‌اش صلاح بداند، خرج می‌کنند، و علاوه بر سرقتِ مداومِ جیبِ مستضعفین با مالیات‌‌گیری از همه‌چیز و تعرفه‌های گمرگ‌ِ هنگفت و انداختن ارابه‌های مرگی چون پرایدِ آشغال با چند برابر قیمت واقعی و...

🍂 اما چرا سخنانِ آخوند منتظری در این موقعیت به ذهنم متبادر شد؟ از آنجا که اسلام برساختهٔ بافتاری «مردسالار و پدرسالار و استبدادی و سلطانی و قبیله‌ای و وایکینگی و خرافی» است و بنیادش (برخلاف مسیحیت که نوعی انقلابِ اخلاقی-معرفتیِ حاصل از زیست در ذیل حاکمیت امپراتوری رم و شهرنشینی، علیه نظامِ گستردۀ شریعت فرقه‌ای-قبیله‌ای یهود بود) به‌‌طور اساسی، بر فقهیات و شرعیات استوار است (که آن نیز بر همین نگاهِ بیمارگونِ حاصل از سرکوبِ شدید به پدیدارهایی چون «زن و شراب» استوار شده‌است)، مسلمین تا تمدنِ پیچیده و ذوابعادِ غرب را می‌بینند، اول از همه، زنانِ لخت و عور در کنار سواحل و استخرها و صنعتِ پورن و شراب در ذهنشان متبادر می‌شود! البته بهشتی که جنابِ الله نیز برای‌شان تصویر کرده و وعدۀ سرخرمن داده، با همین دو عنصر، از مسلمینِ داعشی (اعم از انتحاری و جهادی) دلبری می‌کند و نیمچه عقل‌شان را نیز به باد فنا می‌دهد: بی‌شمار حوریِ سینه‌درشتِ نارپستانِ همیشه آماده و نهرهای پر از شراب!

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗اسلام و معضلِ «اختلال در سیم‌کشیِ مغز»
— روانکاویِ دغدغه‌مندانِ «لوله‌کشی شراب به ورزشگاهی در غرب»
(۲/۴)
✍🏻#علیرضاموثق

🍂 نگاهِ شیءوار و نرینه‌سالار به زنان و آنها را جنس دوم و کالایی برای خدمت به مردان محسوب کردن، بطور کلی بر بخش قابل توجهی از جهان سنت، و بطور اخص و شدیدتر، در قبایلِ بدویِ حجر-حجازیِ مبدأ اسلام، حاکم بوده‌است. این نگاه، عاملی بوده‌است که اعراب، علی‌رغم اینکه در مسیحیت (یعنی حدود ۶۰۰ سال) ازدواج از نوعِ «تک‌همسری»، توصیۀ اکیدِ دینی‌ بوده‌است، ازدواج‌ مجدد یا چند-همسری و تجاوز به کنیزها (اعم از مجرد یا شوهردار) را در زبانِ جنابِ الله بگذارند و امری طبیعی و موردِ حمایت و قبول و رضایتِ الله جا بزنند و از سویی دیگر، پنهان‌سازی زنان در کُنج خانه‌ها را در کنارِ فرمانِ حجاب، امرِ الله و حکمی ابدی تا قیامِ قیامت و چونان امری بدیهی، نظیرِ ضرورتِ پنهان کردنِ طلا و جواهرات و کالاهای ارزشمندِ مردان قوم و قبیله در صندوق و صندوق‌خانه، بشناسند. همچنین، می‌دانیم که وفقِ سنتِ نبوی، محمد بن عبدالله زنان را حتی از خروج از خانه برای نمازِ جماعت نیز تحذیر کرده‌است: «بهترین مسجد زنان، کنج خانۀ آنها است». علامه حلی: «رفتن به مسجد، مختص مردان است، نه زنان؛ زیرا به زنان، دستور پوشش و پنهان شدن داده‌شده‌است». محمدتقى مجلسى: «نماز خواندن زنان در خانه، به عصمت و عفاف آنان نزدیک‌تر است».

🍂 با این وصف، به اقتفایِ تزریقِ چنین نگاهِ نرینه‌سالار و آلت‌محور و زن‌ستیزانه‌ای از کودکی و خُردسالی، علی‌الخصوص با ابزارِ مهلکِ «خداوند می‌فرماید که...»، مسلمین در مواجهه با تمدنِ غرب، وقتی می‌بینند که زنان را در آن بلاد، در کیسه‌ای سیاه به نام حجاب، یا کنجِ تاریکِ خانه‌ها، چون کالای جنسیِ گران‌بهایِ مردِ خانه، مخفی و محبوس نمی‌کنند و خود را ملزم به چنین سرکوبِ تمام‌عیاری، بنا به فروکاست زن به صرفِ تن و فهم او از سوراخِ چشمِ امیال بیمار دسته‌ای از مردانِ دچار سندرومِ آلت بی‌قرار نمی‌بینند، آنگاه تصوراتِ بیمارگونِ ناشی از اختلالاتِ جنسی‌‌شان، که حاصل از روابطِ نرینه‌سالار و ناانسانیِ مبتنی بر سرکوب و شیءسازی نیمی از جامعه است را، به تمدنِ غرب فرافکنی می‌کنند.

🍂 بنا به ارجاعات و ادلۀ مذکور، این ادعا که در ورزشگاه‌ها و سلف‌های دانشگاه، برای زنان امنیت نیست، اما در رستوران‌ها و نماز جمعه‌ها و مراسم حج و حرم امامان شیعه هیچ خطری وجود ندارد، یک ادعای آشکارا مهمل و کاذب است و قصد گویندۀ آن، صرفا حفظِ سلطۀ مردانه، در ذیل حکومت نرینه‌سالارِ آخوندی-اسلامی است و بر این فرض استوار است که زنان، کودکانی نابالغ و ناتوان و کالاهای جنسیِ متحرکی بیش نیستند که اگر در اماکنِ عمومیِ مختلط با مردان دیگر قرار گیرند، توانِ دفاع از خود، در مقابلِ اندک بیمارانِ جنسیِ موجود در هر جامعه را ندارند و پلیس و نیروهای انتظامی و قضاییِ حکومت آخوندی-اسلامی نیز هیچ نوع مسئولیتی در زمینۀ مهیا کردنِ فضای امن و تدارکِ انواعِ بازدارندگی از ارتکاب جرم در محیط‌های عمومی ندارد، و تنها این زنان (به‌مثابه نیمی از جمعیت جامعه) هستند که باید از داشتنِ حقوقِ اولیۀ خود، به‌صرف وجود قلیلی بیمارِ جنسی-روانی منع شوند. در همان غرب، در استخرها و سواحل، گشت داعشی ارشادی وجود ندارد، ولی به‌نظر نمی‌رسد که آمارِ تعرض جنسی یا تعرض زبانی در چنین مکان‌هایی که بعضا دارای مسئول انتظامات و امنیت نیز هستند، از آمار تعرض در حج و یا کلاس‌های قرآنِ(!) کودکان و نوجوانان در مساجد و پایگاه‌های بسیج، در جامعۀ به‌اصطلاح اسلامی، بیشتر باشد.

🍂 در موضوعِ شراب نیز متاسفانه، مسلمین چوبِ افراط‌کاریِ اعراب بدویِ حجاز را می‌خورند. از آنجا که در آن کانتکستِ عاری از سواد و هنر و تمدن و تعادل، گویا آموزش‌های ضروری در بابِ میزان مناسب و آداب نوشیدنِ شراب وجود نداشته‌است، حتی مسلمینی چون عمر بن خطاب، در نوشیدنِ شراب، زیاده‌روی پیشه می‌کرده‌اند؛ محمد بن عبدالله در مواجهه با این افراط‌های جامعۀ بدوی و نامتعادل عرب، علی‌رغم تلاش اولیه‌اش برای ایجادِ اصلاحات جزئی به‌سوی تعادل و حد وسط، نتوانست موفق باشد و نتیجتا، تصمیم به سرکوبِ حداکثریِ مصرف یک نوشیدنیِ محبوب به قدمتِ تاریخِ تمدن بشری را گرفت و این تصمیم را نیز بنا به عادت، از زبان الله بیان کرد تا سیاستش را آسان‌تر پیش ببرد.

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗اسلام و معضلِ «اختلال در سیم‌کشیِ مغز»
— روانکاویِ دغدغه‌مندانِ «لوله‌کشی شراب به ورزشگاهی در غرب»
(۳/۴)
✍🏻#علیرضاموثق

🍂 هرچند آنچه بیان شد، صرفا گمانه‌زنیِ نگارنده است و می‌توان گمانه‌زنیِ دیگری را نیز طرح کرد و آن اینکه، در فضایِ خشونت‌بار و جهادیِ حاکم بر صدرِ اسلام، شراب به‌عنوانِ یک مانع جدی برای سیاست‌های تهاجمی و جنگی و خون‌بارِ محمد بن عبدالله عمل می‌کرد و بدین خاطر، او بعنوان یک عارفِ عامی و توتالیتر و سیاستمدارِ جنگ‌آور، تصمیم گرفت که بالاترین میزانِ سرکوبِ ممکن و متصور را در مواجهه با آن، اعمال کند تا از مدینۀ تحت تسلط خود، «پادگانی تمام‌عیار» و مالامال از جان‌برکفانِ در اشتیاقِ کشتن و کشته‌شدن بسازد، و این سیاستِ موضعیِ و هدفمندِ سرکوب هم تا امروز، دامنِ مسلمین و مردمانِ تحت سلطۀ اسلام و فقهای بی‌اطلاع از کانتکست‌مندی احکامِ اللهِ ذهنِ محدودِ محمد بن عبدالله را گرفته‌است؛ به‌نحوی که هر چه فقها و احکام اسلام بر جامعه‌ای مسلط‌تر باشند، آن جامعه به «پادگانی در آرزوی مرگ‌ و جنگ و شهادت»، نزدیک‌تر می‌شود و از تمدنی انسانی و اهل احترام به حقوق و آزادی‌ها و فردیتِ زنان و مردان جامعه، و اهلِ گرامی‌داشتِ صُورِ مختلفِ شادی و جشن و زندگیِ سرخوشانه و رقص و باده‌نوشی و موسیقی و نمایشِ جلوه‌های هنر و زیبایی، دورتر می‌شود و بالتبع، اگر تاریخی‌ترین و باشکوه‌ترین مکان‌های زمین و زیباترین مناظر طبیعیِ قابل تصور را نیز داشته‌باشد، در جذبِ توریست و رونق‌بخشیِ صنعت توریسم، علیل و عاجز خواهد ماند؛ چراکه هیچ توریست عاقل و باشعوری، اگر به او حقوق هم بدهند، سمتِ پادگانی مذهبی نخواهد رفت.

🍂 از عواقبِ چنین سیاستی در بهره‌جویی محمد بن عبدالله از الله برای مقاصدِ موضعی‌اش در آن زمانه و زمینۀ خاص، این بود که بقول کانت: «اسلام که شراب را تحریم کرد، به‌نحوِ بدی این را برگزید که تریاک را مجاز بشمارد»، همچنین، حتی بهشت و آرمان‌شهر و منتهی‌الآمالِ مسلمین، بنا به وعده‌های مکرر قرآن و حدیث، رسیدن به جوی‌های مالامال از شراب در کنار حوری‌های بی‌شمارِ نارپستان تصویر شده‌است، یعنی یک فاحشه‌خانۀ تمام‌عیارِ آسمانی(!)، نه اتوپیایی بر محورِ رسیدن به آگاهی افزون‌تر از اسرار این هستیِ بی‌نهایت و برای مثال، رفتن به یک کتابخانۀ عظیم کیهانی؛ و خود این امر، یعنی دغدغۀ ذهنیِ موجود در ضمیر ناخودآگاه‌ مؤلف/مؤلفان قرآن، به‌شکلی حاد، همین سنخ از امور بوده‌است و بالتبع، وقتی مسلمین به تمدن غرب و جهان امروز می‌نگرند، با تصاویری اغراق‌شده و کارتونی، حاصل از فرافکنیِ سرکوب‌های مداومِ تاریخی‌شان، آن را تصور و ادراک می‌کنند: تمدنی حرام‌زاده و در حالِ مستی و سکس شبانه‌روزی همه با هم(!) که در همۀ ورزشگاه‌های‌شان نیز لوله‌های مشروب کشیده‌اند و حتی به این بسنده نکرده و مصرفِ مشروب را الزامی(!) کرده‌اند، و به‌همین‌خاطر، نباید زنان (این جنس‌های دوم و اجناسِ دسته‌دوم مردان) به ورزشگاه بروند و به نگاه مردانِ مستِ دیگر، یا شرابِ نجسِ جاری در لوله‌ها، آلوده شوند!

🍂 به‌‌علت مداخۀ عوامل روان‌شناختی‌ فوق‌الذکر، معمولا هنگامی که مسلمین وارد بحث با ناباوران به خدای ادیان می‌شوند، اولین نکتۀ اخلاقی که گویا ذهنشان را مدت‌ها با شدت، درگیر کرده و به‌سهولت بازگویش می‌کنند، این است: اگر الله نباشد، چرا با مادر و خواهر خودمان سکس نکنیم؟! که تبعات سوء سرکوب شدید جنسی و سیاستِ جداسازیِ حداکثریِ جنسیتی در اسلام را نشان می‌دهد که اوجِ فضیلتِ اخلاقی این مریضانِ ذهنی-روانی و دست‌پروردگانِ اسلام، این است که به‌خاطر گُلِ روی الله و باور به وجودِ دوربین‌های مخفیِ همه‌جا حاضر و ناظرش، و در واقع، به‌خاطر ترس از جهنم آشویتسی‌‌، لطف می‌کنند و با مادر و خواهر خود، آن نمی‌کنند که گویا شبانه‌روز در ذهنِ بیمارشان مرور می‌کنند؛ اما نامطلع‌اند از اینکه از اتفاق، سکس با محارم در جهان مدرن و بنا به تحقیقات علمی در حوزۀ ژنتیک، ازدواج با خویشانی نظیرِ فرزندانِ دایی و عمه و خاله نیز محسوب می‌شود، که مسلمین بنا به نص قرآن و سنت نبوی، نه‌تنها از چنین ازدواج‌های مخرب و تکثیر کنندۀ انواع بیماری‌های خاصِ روانی-تنی، منع نشده‌اند، بلکه حتی توصیۀ اکید به این دست از ازدواج با محارم نیز شده‌اند؛‌ درحالیکه مطلعیم فقط در ایران، هر سال حدود ۲۵ تا ۳۰ هزار نوزاد، صرفا به‌دلیل ازدواج‌های فامیلی با معلولیت جسمانی یا ذهنی متولد می‌شوند. اخلاق برای زیستِ سالم‌تر و معنامندتر انسان، به‌مثابه حیوان ناطقِ اجتماعی و مدنی‌ست، نه از آن رو که الله در موردی حکمی داده، و برای مثال در زمانِ فرزندان آدم و حوای اسطوره‌ای، خلافش را مجاز دانسته، فلان عمل، اخلاقی شود و برای اخلاقی بودن، نیازمند تصدیقِ یک‌مشت خرافات و اباطیل، از جمله خدای متشخصِ انسان‌وار و خالقِ پر از رذایل و تناقض‌ها، بنا به توصیف قرآن، باشیم.

(ادامه دارد)

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗اسلام و معضلِ «اختلال در سیم‌کشیِ مغز»
— روانکاویِ دغدغه‌مندانِ «لوله‌کشی شراب به ورزشگاهی در غرب»
(۴/۴)
✍🏻#علیرضاموثق

🍂 باری! برخلاف عادتِ دیرینۀ دکتر سروش که صرفا فقه و فقها را سیبل انتقادات خود قرار داده و آن‌ها را نیز با نوعی زیرکی، به مطالعۀ بیشترِ قرآن توصیه می‌کند، باید گفت که محمد بن عبدالله، اولین و بزرگترین فقیهِ تاریخ اسلام بوده‌است که سایر فقها و آخوندها، در ذیل فقه او زیسته و احکام دین او را شرح و بسط داده‌اند. اسلام، مساوی با فقه نیست، اما فقه، پارهٔ تن اسلام محمدی است و نمی‌توان خطاها و خسارات آن را فقط گردنِ فقها انداخت و سپس، مسئولیت و سهم و نقش خود قرآن و شخص محمد بن عبدالله را کتمان کرد. دکتر سروش تازه در آخرین دورۀ فکری‌اش (یعنی پس از هفتاد سالگی)، به نقش مؤلفهٔ قدرت در شخصیت محمد بن عبدالله و انعکاسش در ساختار و بافتار قرآن متفطن شده‌است، اما به‌زعم نگارنده، باید همچنین به چراییِ برجسته‌شدنِ جدیِ فقه در اسلام (قرآن و سنت نبوی) و نوع مواجهۀ غیرنرمال و بحران‌سازِ آن با زنان و یا نوشیدنی‌های تاریخی و عرفی‌ای چون شراب (که گویا حتی از معجزات جدی منسوب به عیسی مسیح، ساختِ ناگهانی مقادیر انبوهی از آن، بنا به خواست مادرش مریم، برای مصرف در یک جشنِ عروسی بوده‌است)، آن هم پس از حرکتِ تاریخی و انقلابیِ مسیحیت علیهِ سلطۀ فقه و شریعت در یهودیت، بنا بر آموزه‌های علمِ روان‌شناسی و توجه به سیاستِ سلطه و سرکوبِ رایج در جهان سنت، و بطور خاص عربستانِ آن دوران، موردِ ارزیابی قرار داد.

🍂 سخنِ خود را با متنی منسوب به صادق هدایت خاتمه می‌دهم که اگر خوانده می‌شد و درصدی از بصیرت‌‌های موجود در آن فهم می‌شد، هیچ‌گاه فاجعۀ بهمنِ ۵۷ رقم نمی‌خورد و آن نسلِ دین‌خویِ مستحیل در فضای شعاری و هیجانی و چپ‌زدۀ آن روزگار، پشت یک آخوند، صف نمی‌بست و چندین نسل و نیم‌قرن فرصتِ غیرقابلِ برگشتِ توسعه و آبادانی کشور را، در آتشِ جهالتِ خود نمی‌سوزاند:
«عید قربان مسلمانان با کشتار گوسفندان و وحشت و کثافت و شکنجۀ جانوران برای خدای مهربان و بخشایشگر است. خدای جهودی آنها، قهار و جبار و کین‌توز است و همه‌اش دستور کشتن و چاپیدن مردمان را می‌دهد، و پیش از روز رستاخیز، حضرت صاحب را می‌فرستد تا حسابی دخل امتش را بیاورد و آنقدر از آنها قتل‌عام بکند که تا زانوی اسبش در خون موج بزند!

تازه، مسلمانِ مومن کسی‌ست که به امیدِ لذت‌های موهومِ شهوانی و شکم‌پرستیِ آن دنیا، با فقر و فلاکت و بدبختی، عمر را بسر برد و وسایلِ عیش و نوشِ نمایندگان مذهبش را فراهم بیاورد. همه‌اش زیر سلطۀ اموات زندگی می‌کنند و مردمان زندۀ امروز، از قوانینِ شوم هزار سال پیش تبعیت می‌کنند؛ کاری که پست‌ترین جانوران نمی‌کنند.

عوض اینکه به مسائل فکری و فلسفی و هنری بپردازند، کارشان این است که از صبح تا شام، راجع‌به شک میان دو و سه و استحاضۀ قلیله و کثیره بحث کنند. این مذهب، برای یک وجب پائین‌تنه از عقب و جلو، ساخته و پرداخته شده‌است. انگار که پیش از ظهور اسلام، نه کسی تولید مثل می‌کرد(!) و نه سر قدم می‌رفت، و خدا آخرین فرستادۀ خود را مأمور اصلاح این امور کرده‌است!

تمام فلسفۀ اسلام روی نجاسات بنا شده؛ اگر پائین‌تنه را از آن حدف کنیم، اسلام روی هم می‌غلتد و دیگر مفهومی ندارد. بعد هم علمای این دین مجبورند از صبح تا شام با زبان ساختگی عربی، سرو کله بزنند و سجع و قافیه‌های بی‌معنی و پرطمطرق، جهتِ اغفال مردم بسازند و تحویل‌شان بدهند.

سرتاسر ممالکی را که فتح کردند، مردمش را به خاک سیاه نشاندند و به نکبت و جهل و تعصب و فقر و جاسوسی و دوروئی و دزدی و چاپلوسی و کونِ آخوند لیسی مبتلا کردند، و سرزمینش را به‌شکل صحرای برهوت درآوردند، اما مثل عصای موسی که مبدل به اژدها شد و خود موسی از آن ترسید، این اژدهای هفتاد-سر هم دارد، این دنیا را می‌بلعد.

همین روزی پنج بار دو لا راست شدن جلو قادر متعال که باید بزبان عربی آن را هجی کرد، کافی‌ست تا آدم را تو-سری‌خور و ذلیل و پست و بی‌همه‌چیز بار بیاورد. مگر برای ما چه آوردند؟! معجونِ دل‌به‌هم‌زنی از آرا و عقایدِ متضادی که از مذاهب و ادیان و خرافات پیشین، هول‌هولکی و هضم‌نکرده، استراق شده و بی‌تناسب، بهم درآمیخته شده‌است؛ دشمن ذوقیات حقیقی آدمی، و احکام آن، مخالف با هرگونه ترقی و تعالیِ اقوام و ملل است و به‌ضرب شمشیر، به مردم زورچپان کرده‌اند؛ یعنی شمشیرِ بران و کاسۀ گدائی‌ است: یا خراج و جزیه به بیت‌المال مسلمین بپردازید، یا سرتان را می‌بریم! هر چه پول و جواهر داشتیم، چاپیدند. آثار هنریِ ما را از میان بردند و هنوز هم دست‌بردار نیستند؛ هرجا رفتند همین کار را کردند».



#نقد_اسلام #نقد_قرآن #زیست‌روان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘نردبان سیاست افتادنی‌ست!
— روزگار عجیبی نیست

✍🏻#مجتبی_لطفی

🍂 چند سال پیش از این، گفتگوی مفصلی با مرحوم آیت‌الله صانعی داشتم و از حال و هوای خبرگان خرداد ۶۸ پرسیدم. استاد مرحوم، از دو کس که بیشترین تلاش برای انتخاب رهبر بعدی را انجام دادند نام برد: اکبر هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی.

🍂 آقای هاشمی با نقل خاطره معروفی از ایده آیت‌الله خمینی مبنی بر لیاقت رهبری بعدی گفت و بر آن شهادت خاصی داد. شهادت دادن مرحوم هاشمی، مربوط به جلسه‌ای بود که آیت‌‌الله خمینی، تعابیر تندی رثا در قفای آیت‌‌الله منتظری بکار برده بود و در پاسخ نگرانی‌ها برای رهبری پسا خمینی، با اشاره به تک تک حضار مجلس، نگرانی آنان را از فقدان جایگزین برای آیت‌الله منتظری رفع کرده بود.

🍂 آیت‌الله صانعی در این باره می‌گفت، من جزو ۸ نفری بودم که با انتخاب رهبر بعدی، آن هم با این عجله، مخالف بودم و طی نطقی بیان کردم که قانون راهی پیش روی ما گذاشته و می‌توان یکی از سران قوا را به عنوان رهبر موقت انتخاب کرد و سپس سر فرصت، به بحث و بررسی رهبر دایم نشست، اما آقای هاشمی با ذکرِ خاطره و تلاش خود، نظرها را به برداشت خود جلب کرد و رهبر دایم بعدی انتخاب شد.

🍂 آقای صانعی در ادامه از فرد دوم نام برد: حسن روحانی که به لحاظ دستی که در امور امنیتی کلان داشت، چندین بار می‌رفت و می‌آمد و خبر از وضعیت حساس مرزها و جبهه‌ها (جنگی که تمام شده بود) می‌داد و می‌گفت، نباید درنگ کرد؛ زیرا دشمن در کمین است و پشت مرزها منتظر رای خبرگانند!!! و خیز برداشته‌اند و نباید فرصت را به زمان دیگری موکول کرد. حسن روحانی نیز در جلب نظر حضار کوشش اساسی داشت.

🍂 بارها این گفته‌های آیت الله صانعی را مرور می‌کنم امروز! زمانه گذشت و این دو فرد موثر، مزد خود را گرفتند. نردبان سیاست افتادنی‌ست؛ یک لگد محکم کم دارد!


#آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘رقصنده‌های قطری و حجاب‌بانان مترو!

✍🏻#فرشته_مزینانی

🍂 انقلاب که شد، خدا بیامرز خاله کوچک (اسم کاملش «کوچک‌جهان» بود) که در مجالس عروسی دف می‌زد و‌ مجلس گرم می‌کرد، دفش را شکست و توبه کرد که دیگر این «گناه کبیره» را مرتکب نشود!

🍂 مجالس زنانۀ عروسی قبل از انقلاب، با دف زدن و بر پشت قابلمه کوبیدن و رقص و آواز زنان و در مجالس مردانه با ساز و سرنا گرم می‌شد و مردم، خوشی‌هایشان را در کنار هم و با حرکات موزونِ بدن به اشتراک می‌گذاشتند. پیشینۀ این رسم، قدمتی به درازای طول تاریخ انسان دارد و از جوامع ابتدایی تا مدرن، به‌عنوان یک هنر یا سرگرمی رواج داشته‌است. وجود رقص‌های متنوع محلی  و شیوه‌های متفاوت رقص در قومیت‌های مختلف، نشان‌دهندۀ تداوم آن در تمام دورانها بوده‌است.

🍂 به‌نظر نمی‌رسد پس از ورود اسلام به ایران، مدت‌زمان زیادی، این سبکِ زندگی متوقف شده باشد؛ زیرا نقاشی‌های به‌جا-مانده از زمان صفویان و قاجار، نشان‌دهندۀ علاقۀ حاکمان به رقص و تربیت رقصنده بوده‌است.
پس از مشروطه، این مدل از شادی‌کردن، به میان مردم عادی کوچه و بازار برگشت و در زمان پهلوی و رواج آزادی‌های اجتماعی، رقص در صدر محافل قرار گرفت.

🍂 پس از انقلاب و سردمداریِ روحانیون بر تمام شئونِ مملکت، همه‌چیز عوض شد؛ دیگر نه عرف، که فقه باید و نبایدها را تعیین می‌کرد؛ آن هم فقهی شدیدا سختگیرانه که فتاوای متفاوت با حاکمیت، به‌عنوان فتاوی شاذ و‌ غیرقابل اعتنا دیده می‌شد. ورودِ حلال و حرام به تمام حیطه‌های زندگی، از خوردن و آشامیدن تا پوشیدن و خوابیدن، سبکِ جدید زندگی مردم را رقم زد! تا قبل از آن، مردم بطور سنتی متدین بودند، اما دینی عرفی‌شده که هرکس مطابق عرف شهر خود، زندگی می‌کرد؛ شادی جزئی از زندگی بود و رقص هم چاشنی شادی‌ها.

🍂 انقلاب و در فاصلۀ کوتاهی بعد از آن جنگ، زندگیِ مردم را تحت تاثیر عمیقی قرار داد. عروسی‌هایی که تقریبا در تمام خانواده‌ها با ساز و رقص همراه بود، به‌سرعت تغییر کرد و به سمت ازدواج‌هایی ساده و آسان پیش رفت و گاه عقد ازدواج زوج‌ها در مساجد انجام می‌شد. این افراط، طبیعتا قابل دوام نبود؛ بخصوص اینکه حکومت دینی، هیچ جایگزینی برای مجالسِ عروسی و شادی ارائه نداد. خیلی نگذشت که دوباره رقص به مجالس بازگشت؛ آن هم نه با دایره و تنبک، که با آواز و ترانه! حالا سوال متدینین انقلابی این بود: گذشته از رقص، این آوازها و ترانه‌ها حلال است یا حرام؟ چه بسیار کدورت‌ها پیش آمد و چه دلخوری‌ها از ترک مجالس و اخم و تخم به صاحب مجلس و ... .

🍂 وقتی عموم جامعه دیدند که حاکمیت، قدرت مقابله با «گناهان بزرگ» را ندارد، خودشان را توجیه کردند که گناه رقص آنها، در مقابل گناه دزدی و اختلاس و ظلم، چیزی نیست! پس دوباره رقصیدند و این بار، مجالسشان هم مختلط شد و بعضا همراه مشروب و دیگر ممنوعیات شرعی و‌ حکومتی!

🍂 حالا دیگر خالۀ کوچک نیست که دوباره دایره دست بگیرد و‌ آنچنان زیبا بنوازد که هر رقصندۀ ناشی را هم به رقص بیاورد، اما به جایش، دف‌زنان و رقصندگان و آوازه‌خوانانی را همراه تیم فوتبال می‌کنند تا در ورزشگاه قطر بزنند و بخوانند و برقصند و مردم را انگشت‌-به‌-دندان که چه شد؟! حجاب‌بانان مترو و آمران به معروف خیابان‌ها و ادارات و پیامک‌زنندگان خودروها و برخورد با رقصِ دخترانِ اکباتان و صادق‌بوقی‌ها را قبول کنیم، یا نمایش رقصنده‌های قطری‌تان را؟! دم خروستان را یا قسم حضرت عباستان؟ ما که مانده‌ایم در این همه تناقض!


#حکومت_اسلامی #زنان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @hooreechannel