نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.14K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘هنرمندانه زیستن

✍🏻 دکتر #میلاد_نوری

🍂 انسان رنج می‌کشد و می‌میرد. چه‌بسا او نزدیکی مرگ را با تصور مرگ دیگران نادیده بگیرد؛ زیرا مادام که ناظر مرگ دیگران است، خودش نمرده و مرگ هنوز سراغ او نیامده‌است، اما مرگ دیر یا زود سراغ هرکس می‌آید و هر زندگیِ نیک یا بدی را پایانی هست. هر روز بسیاری می‌میرند و ما را با مرگ ایشان کاری نیست، اما روزی هم خودِ ما می‌میریم. تدبیر و چاره‌گری‌، ما را از مرگ مقدرمان نمی‌رهاند. سرنوشتِ ناگزیر ما جز کسب‌کردن و وانهادن نیست. 

🍂 حال اگر مرگ خود به پیشواز انسان می‌آید، بیهوده است که انسان در طلبِ مرگ باشد. بیهوده است جست‌وجوی چیزی که خودش از راه می‌رسد و ما را در آغوش می‌کشد. بااین‌همه، نمی‌توان به مرگ نیاندیشید و دل به‌معنای آن نسپرد؛ زیرا مرگ، نه‌تنها از راه می‌رسد، بلکه بسی نابه‌هنگام از راه می‌رسد. نا‌به‌هنگام‌بودنِ مرگ، بدین‌سبب است که حتی اگر صدها سال زیسته‌-باشیم، زندگی کوتاه می‌نماید. تجربه‌ای اغلب آشناست که سال‌های دور زندگی، شبیه به رویدادی نزدیک تصور می‌شود؛ مرگ نیز به همین شیوه نزدیک است. 

🍂 بااین‌همه، نابه‌هنگام بودنِ مرگ، ارزشی بس‌بسیار به لحظات می‌بخشد. زندگی شبیه به نوشتنِ متنی‌ست که می‌دانیم هرگز به پایان نخواهد رسید؛ هر لحظه از حیاتِ آدمی، همچون یک واژه‌ است. نمی‌توان فهمِ واژه را تا کامل‌شدنِ متن به تعویق انداخت؛ این متن، هرگز کامل نخواهد شد و فرآیندِ نگاشتن، به‌ناگهان پایان می‌گیرد. هر واژه‌ را می‌باید که هنگامِ نوشتن خواند و معنا کرد. شبیه به شاعری که شاعرانگی‌اش را در یکایکِ واژگان، ابراز می‌دارد و احساسِ خود را در هر واژه، آشکار می‌سازد. می‌توان شاعرانگی و احساسِ او را دریافت، حتی اگر شعرِ خود را نیمه‌تمام بگذارد. 

🍂 جست‌وجوی معنای زندگی در بیرون از زندگی، کار بیهوده‌ای‌ست. زندگی آن چیزی‌ست که تمامِ چیزها برای آن خواسته می‌شود. زندگی جریانِ آگاهی‌ست. زندگی در جهانی پر از رنج، نمی‌تواند معنای خودش را از چیزی جز «عشق به خودِ زندگی» بگیرد. آدمی حتی اگر تمام عمرش را صرفِ این کند که بداند «معنای زندگی» چیست و چگونه باید زندگی کند، باز هم به‌جایی نمی‌رسد. او در می‌یابد که نمی‌تواند خودش و زندگی‌اش را درک کند و نمی‌داند که هدف از هستی‌اش چیست؛ نمی‌توان از او انتظاری جز «زیستن» و «به‌تمامی زیستن» داشت. 

🍂 «به‌تمامی زیستن» همانا هنرمندانه زیستن است؛ زیستنی که زندگی را با وجود رنج‌ها و مشکلات، به تعویق نمی‌اندازد. مسئله این نیست که «من» از زندگی چه می‌خواهم، یا خدا از آفرینش «من» چه هدفی داشته‌است. مسئله این است که جست‌وجوی معنای زندگی در بیرون از زندگی، به چیزی جز «ملال و دل‌مردگی» دامن نمی‌زند. رویدادهای روزمره اتفاق می‌افتند، اغلب برخلافِ تمام نقشه‌هایی که آدمی در سر می‌پروراند. تدبیرهای آدمی را تقدیر در هم می‌شکند؛ نمی‌توان زندگی را برای چیزی در آینده به‌ تعویق انداخت. 

🍂 زیستن برای چیزی در آینده، به انکارِ «زندگی» می‌انجامد. صاحبان ایدئولوژی، معنای زندگی را به جایی بیرون از زندگی منتقل می‌کنند؛ آرمان‌ها و اهداف ایشان، حاصلی جز رنج ندارد. بلندپروازی و زورتوزی اندیشه‌ای که جریان سیال زندگی را پاس نمی‌دارد، سبب‌سازِ حرص و آز و خودپسندی است. معنای زندگی در ایدئولوژی‌های عریض و طویل نیست؛ فقط کودکان می‌دانند که زندگی چه معنایی دارد. هنرمندانه زیستن، کودکانه زیستن است. 

🍂 کسانی که معنای زندگی را ورای زندگی می‌جویند، اغلب وعظِ مرگ می‌کنند و از زیستن برحذر می‌دارند؛ انسان‌ها را بیم می‌دهند که اگر زندگی را به‌تمامی‌ زندگی کنید، از «سعادتِ ابدی» محروم خواهید شد، اما چگونه می‌توان بدونِ تجربۀ شادمانی ابدی در همین زندگی، به شادمانی ابدی در جهانی دیگر امید بست؟ ویتگنشتاین می‌نویسد:
«اگر ابدیّت را بی‌زمانی معنا کنیم و نه مدت نامحدودی از زمان، آن‌گاه زندگی ابدی، متعلّق به کسانی‌ست که در لحظۀ حال زندگی می‌کنند!».

نمی‌توان درک معنای زندگی را به پس از مرگ موکول کرد؛ زیرا چنان‌که قرآن می‌گوید:
«آن‌که در این‌جا کور است، در آخرت نیز کور و گم‌گشته‌تر است» (اسراء، ۷۲). 

 
🍂 ناآگاهی سبب می‌شود که آدمی برای گریز از رنج و مرگ، دل در گرو چیزهایی داشته باشد که خودشان، رنج و مرگ می‌زایند. فراموش‌کردنِ زندگی و تحقیرِ آن، سببِ چنگ‌انداختن به‌صورت زندگی‌ست. رنج و غمی که آدمیان بر یکدیگر تحمیل می‌کنند، ناشی از تصلب و درآویختنِ به آرزوها و اندیشه‌های شخصی‌ست. آنان که جریان آگاهی را می‌کُشند و زندگی را به بند می‌کِشند، ملایمت و مسالمت را به قربانگاهِ فقر، نابرابری، خشونت و دروغ می‌برند. فقط یک کودک است که می‌تواند پادشاهِ بی‌قدر و عریانی را رسوا کند که خودش و دیگری را می‌فریبد و به دروغ، خود را آراسته به لباسی شایسته می‌داند. کودک هنرمندانه زندگی می‌کند.


#فلسفیدن


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📗مقولۀ «کوری» در اسلام
— مناقشه‌ای با دکتر نوری

✍🏻#علیرضاموثق


🗄 پست مرتبط

📕هنرمندانه زیستن

#نقد_روشنفکران


🌾 @Naqdagin
📗مقولۀ «کوری» در اسلام
— مناقشه‌ای با دکتر نوری

✍🏻#علیرضاموثق

🍂 بسیاری از عوام (ولو تحصیل‌کرده)، تحتِ تأثیر جو فرهنگی حاکم و اهمیتی که جامعه برای مدرک تحصیلی قائل می‌شود، گمان می‌کنند کسانی که «دکتر و مهندس» هستند، علی‌الخصوص اگر دکترای مربوطه در رشته‌هایی چون فلسفه باشد، شعور و تفکر و فهمشان نیز سطح بالاتری از متوسط جامعه دارند، و محال است که عده‌ای «دکتر و مهندس»، یک‌سری خرافات و اباطیل و احکام داعشی را سخن خداوند بدانند، و یا وجود «جن و فرشته و بهشت و جهنم» را باور کنند؛ اما مدرک تحصیلی و مطالعات آکادمیک و حتی «فلسفه‌دانی و فلسفه‌خوانی»، کسی را متفکر نمی‌کند؛ البته «تفکر» مفهومی طیفی و ذومراتب است و مرادم سطح مطلوب و بالایی از توانِ تفکر است.

🍂 در این فرصت، من مناقشه‌ای با دیگر وجوهِ متنِ دکتر میلاد نوری ندارم و فقط با جزئی از متن که در آن، ارجاعی به قرآن می‌دهد، مواجه خواهم شد تا توجه‌ِ مخاطبان را به این نکته جلب کنم که بیماریِ شایعِ دین‌خویی، و عدمِ التفات به خطراتِ جدی همیشه در کمین آن، می‌تواند مسبب آن شود که شما یک متنِ به‌نسبت خوب فلسفی بنویسید، اما در یک ارجاع‌دهی ناضرور و زائد، ناگهان همه‌چیز را خراب کنید. خصوصا که این سبک ارجاع‌دهی‌ها، در جوامعِ دین‌خو که ارجاع به آیه و حدیث، حتی بابتِ فواید اجابت مزاج(!)، نوعی از فنّ سخنوری و ارتباطِ بهتر با زبان و جهانِ مخاطب فرض می‌‌شود، گویا بدل به امری ناخودآگاه شده که فرد تا می‌خواهد سخنی معقول یا اخلاقی را با مخاطبش در-میان بگذارد، گریزی نیز به صحرای کربلایِ «قرآن و سنت نبوی و نهج‌البلاغه و...» می‌زند که تیرِ آخر را نیز در ذهنِ مخاطب، تا دسته فرو کند و به سخنش، مشروعیت و قطعیت و اتوریته‌ای الاهی و خلل‌ناپذیر ببخشد.

🍂 این کار از هر کسی قابل توجیه باشد، از یک اهلِ فلسفه که علی‌القاعده باید بنیاد آن، بر سنجشِ سخت‌گیرانۀ عقلانی و انتقادی امور، با رها کردن اتوریته‌های مدعیِ مالکیت حقیقت است، قابل پذیرش نیست؛ چرا که تفکر جامعه را در زوال و انحطاطِ تاریخیِ خود نگه خواهد داشت.

🍂 حال، به بررسی آیه و عبارتِ مورد بحث بپردازیم. این عبارتِ قرآن، کمی قبل از شماتتِ محمدبن‌عبدالله بابتِ آیاتِ به‌اصطلاح شیطانی‌ست. آیاتی که اتفاقا از جهتِ سیاستِ پلورالیستی، بسیار رحمانی و مدبرانه بودند، و می‌توانستند به کاهشِ خونریزی‌های بسیارِ حاصل از تنش‌های ناضرور (به‌صرف تفاوت درک و تفسیر از امر قدسیِ غیرقابلِ احاطه و دسترسی) بیانجامد؛ یعنی از نظرِ الله قرآن، بیانِ عباراتی که جلوی خشونتِ بلاوجه و دامنه‌دار در تاریخ را بگیرد و امکانِ مفاهمه و همزیستیِ مسالمت‌آمیز و بر پایۀ اصولی انضمامی‌تر و انسانی‌تر را بیشتر کند، حتی اگر از جانبِ فردی باشد که بالاترین تمجیدها را از سجایای اخلاقی او کرده، مستحق شکنجه‌های شدید و چند برابر در دنیا و آخرت است:
۷۲) هر که در این [دنیا] کور [دل] باشد در آخرت [هم] کور [دل] و گمراهتر خواهد بود.
۷۳) و چیزی نمانده بود که تو را از آنچه به سوی تو وحی کرده‌ایم گمراه کنند تا غیر از آن را بر ما ببندی و در آن صورت، تو را به دوستی خود بگیرند.
۷۴) و اگر تو را استوار نمی‌داشتیم ، قطعا نزدیک بود کمی به سوی آنان متمایل شوی.
۷۵) در آن صورت، حتما تو را دو برابر [در] زندگی و دو برابر [پس از] مرگ، [عذاب] می‌چشانیدیم؛ آنگاه در برابر ما برای خود یاوری نمی‌یافتی.


🔻«کوری» در قرآن، به‌معنای عدم تصدیق مدعیاتِ طرح‌شده در قرآن می‌باشد؛ نظیر:
▪️«اکبر بودنِ» الله از دیگر خدایان (نه اینکه خدایانِ دیگری وجودِ خارجیِ اثبات‌پذیر ندارند)،
▪️عادلانه‌بودنِ مثلث سرکوب (یا جزیه و باج سبیل یا مرگ و شمشیر یا اسلام و خراج به خلیفه)،
▪️نجس بودنِ مشرکین (اعم از مسیحیان و زرتشتیان و مانویان و بوداییان و هندوان و...) و پرهیز از دوستی با آنها، بلکه دشمن دانستن آنها (با تمسک به سخنانِ منسوب به ابراهیم در قرآن)، و عادلانه بودنِ مجازاتِ شکنجۀ ابدی جهنم برای آن‌ها (با وجود دینداری و اهل معنویت و اخلاق بودن) یا برای مرتدین، ولو اخلاقی و اهل دانش،
▪️تسلط و برتری ذاتیِ مردان بر زنان و ضرورتِ ضرب و شتمِ زنانِ نافرمانِ پندناپذیر،
▪️عادلانه بودن و بلکه عادی-طبیعی بودنِ برده‌داری و برده‌بودن و برده‌‌سازی، بدون حتی طرح یک عبارتِ کنایی در نقد و یا دعوت به پرهیزِ حتی‌المقدور از آن، و حلال بودنِ سکس و تجاوز به زنان شوهردار اسیر،
▪️اخلاقی بودنِ نظر جنسی به تازه‌عروس خود، با وجود اختلاف سنی شدید و عدم کفویت و زمینه‌سازی برای طلاقش.

🔺از همین منظر، مسلمین با وجود اینکه خود را بینا و بصیر تصور می‌کنند و اهل اخلاق، عملا کورتر از دیگر مردمان زیست می‌کنند و عمرشان را نیز صرفِ توجیه انواع کوری‌هایی که در قرآن و سنت نبوی، به خدا و امر مطلق نسبت داده‌شده، می‌کنند. جهنمِ خاورمیانه، ماحصل همین «جهل مقدس» است.



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📓کتابِ «در ستایش عقل»

🍂 چرا عقل اهمیت دارد؟ اگر که همه‌چیز در نهایت مبتنی است بر ایمانِ کور یا غریزهٔ درونی (و به‌نظر می‌رسد باور بسیاری از مردمان چنین باشد)، اهمیت عقل در چیست؟ چرا صرفاً بسنده نکنید به آنچه به آن اعتقاد دارید، حتی اگر در تضاد باشد با شواهد؟ وقتی که در چشم‌انداز کنونی فرهنگی و سیاسی‌مان اعمال قدرت و انگ‌زدن و دخل‌وتصرف در حقایقْ بسیار مؤثرتر است از استدلال‌ورزی، چرا به خودمان زحمت تبیین عقلانی بدهیم؟ مایکل لینچ در در ستایش عقل دفاعی پرشور عرضه می‌کند از عقل و عقلانیت در این دورانِ شکاکیتِ فراگیر؛ در زمانی که، برای مثال، مردمانی شواهد علمی در موضوعاتی مانند تکامل، تغییرات اقلیمی، و واکسن‌ها را رد می‌کنند هنگامی که با باورها و اعتقادات‌شان همخوانی نداشته باشند.

🍂 مسألۀ ارزش عقل یکی از کهن‌ترین مسائل فلسفی است و مانند بسا مسائل عمیق فلسفی تنها جنبۀ آکادمیک ندارد بلکه راه‌حل‌های این مسأله پیامدهای دامن‌گستری برای فرهنگ ما دارند. این کتاب در واقع تلاش نقص‌آلود و نابسنده‌ای برای کلنجار رفتن با این مسأله است. این اثر همچنین دعوتی است به جدی گرفتن این مسأله و پیوستن به صف کسانی که در راستای حل آن می‌کوشند.

🍂 در سال‌های اخیر، شکاکیت در مورد ارزش عملیِ عقل حتی در آکادمی علمی نیز پدیدار شده است. بسیاری از فیلسوفان و روانشناسان ادعا می‌کنند که دلیل‌هایی که برای عمیق‌ترین دیدگاه‌هایمان به‌دست می‌دهیم اغلب چیزی نیستند جز سعی در توجیه آنچه از قبل بدان باور داریم. در ستایش عقل استدلالی بر ضد این ادعا به‌دست می‌دهد. پرسش‌های شکاکانه دربارۀ عقل را، اگرچه تاریخچه‌ای عمیق و جالب دارند، می‌توان پاسخ داد. به‌ویژه، توسل به اصول علمی عقلانیت بخشی است از ارزش مشترک اساسیِ هر جامعۀ دموکراتیک و مدنی. این ایده که همه‌چیز دلبخواهی است ‌ــ‌این ایده که عقل وزنی بیش از ایمان کور ندارد‌ــ یک اصل کلیدی جامعۀ مدنی را تضعیف می‌کند: این اصل که در قبال آنچه می‌کنیم توضیحی به هموطنان‌مان بدهکاریم. عقل اهمیت دارد، نه فقط از بابت آرمان شریف حقیقت، بلکه برای دنیای روزمره‌ای که در آن زیست می‌کنیم.

📓در ستایش عقل | مایکل پ. لینچ | ترجمهٔ‌ #یاسر_میردامادی | نشرنو، چاپ دوم ۱۴۰۲، قطع رقعی، جلد سخت، هجده + ۱۸۲ صفحه،

🔗 سفارش و خرید از وب‌سایت نشرنو:
nashrenow.com

#نقد_کتاب #فلسفیدن


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ورود منجی از اساطیر به ادیان
@Naqdagin
🎧 ورود منجی از اساطیر به ادیان

🎙 #مدی (مهدی اهرابی)


#نقد_ادیان #بازاندیشی #نقد_شیعه #اسطوره‌شناسی



🌾 @Naqdagin
پنج زبان عشق
@Naqdagin
🎧 پنج زبان عشق

🎙#شهرزاد_پورعبدالله

عشق چیست و در گذر زمان چه تغییراتی کرده است؟ «پنج زبان عشق» چطور تفکیک می‌شوند؟ آیا عشق عادی می‌شود یا بایستی عشق را ساخت؟ آیا انتخاب یک شخص به‌عنوان معشوق تصادفی‌ست؟

🔸همچنین پیرامون «هدیه دادن به یکدیگر، کمک‌رسانی به یکدیگر، گذراندن زمان با کیفیت در کنار یکدیگر و تایید کلامی» گفتگو خواهد شد.


#زیست‌روان


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 روانکاویِ «شیادها و قربانیانِ آنها»

🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی


#زیست‌روان


🌾 @Naqdagin | @DrEbrahime
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 «کوروش کمپانی» قصۀ تکراری
— یک ملت چقدر باید شکست بخورد؟

🎙#حسن_آقامیری


#نقد_فرهنگ #حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin
فاجعۀ ازدواج محارم در زرتشت
زرتشتی که حالا شاید ۲۰۰ هزار نفر در کرۀ خاکی بهش باور دارند، واقعن مالی نبود! اگر مالی بود، این زرتشتیا نسل‌شون برنیافتاده بود و بخش مهمی‌شون در هندوستان نبودند!... سلام بر قاسم! لعنت بر ترامپ و شیاطین جهان!


🍂 پولی که از جیب ایرانیان زده می‌شود و بخشی از آن خرجِ پرستوهای صادراتی چون «همسرجون» می‌شود، مصداقِ کاملِ خرجِ واژن گاو است. معلوم نیست مخاطبِ چنین شارلاتانیزمِ عیان و تناقض متحرکی، چه کسانی‌اند؟ بخش حزب‌اللهی که با دعوتِ پورن‌استارها به ایران، ایمان‌شان تقویت می‌شود؟ یا ایرانیانِ سکولاری که از هر مذهبی عبور کرده‌اند؟ یا عوامی که در نظرِ کارگردانان امثال این برنامه‌ها، هیچ مبنای روشنی برای تفکیکِ امور ندارند جز دهن‌بینی و ظاهر و جنسیتِ آدم‌ها؟ یا شاید هم به بهانۀ کار تبلیغی و رسانه‌ایِ خارج ایران، اندکی پول به این افراد می‌دهند، ولی پولِ درشت و اصلی را خود بالا می‌کشند و به «ضدتبلیغات» بودنِ چنین اموری (تا حدی که ظن نفوذی بودنِ عوامل چنین برنامه‌هایی را نیز محتمل می‌کند) کمترین اهمیتی نمی‌دهند.

🍂 این نوع خرج‌کرد همچنین نشان می‌دهد، حجاب ابدا به‌مثابه یک موضوع دینی و شرعی برای حکومت آخوندی-اسلامی مطرح نیست، بلکه صرفا یک ابزار سرکوب زنان در داخل ایران است (که در این موارد، به‌شکل معکوس و با کشف آن، می‌تواند کارکردش را ایفا کند)؛ وگرنه اگر بی‌حجابی معادلِ «شرب خمر و رواجِ زنا» دانسته می‌شد، این‌چنین پول خرج کسانی نمی‌شد که حجاب امثال مهسا امینی، صدها مرتبه از آن‌ها کامل‌تر بود، ولی چون در ایران بودند، بسادگی مورد خشونت واقع شدند.

🍂 اگر قرار به این سبک مواجهۀ عوامانه و مبتذال برای برکشیدن یک دین و حکومت دینی، با کوبیدن یک دینِ در اقلیتِ دیگر، با انواع مغالطه‌ و تحریف و تقطیع بود، کارِ نقد و پژوهش از هر انسانِ خرافاتی و کودنی برمی‌آمد؛ مثل کاری که برخی از اهل سنت می‌کنند و کل شیعه را به «حکم صیغه» تقلیل می‌دهند و می‌گویند تشیع جز این نیست و در نتیجه «مالی نیست»، یا چون جمعیت‌شان در مقابل کل مسلمانان «بسی اندک» است، «نسل‌شان رو به انقراض است و مذهب‌شان مالی نیست»؛ یا مسیحیانی که در نقد اسلام، صرفا به «تعدد زوجات محمد بن عبدالله» ارجاع می‌دهند و بدونِ در نظر گرفتنِ ظرفِ عقل و عدلِ یک جامعۀ بدوی و قبیله‌ای و استبدادی و مردسالار و عصرِ حجر-حجازی در ۱۴۰۰ سالِ قبل، پیامبر اسلام را فردی زنباره و خیلی ظالم معرفی می‌کنند و صرفِ ارجاع به این امر را، گواهی بر باطل بودنِ کلیتِ وجوهِ اسلام در نظر می‌گیرند.

🍂 در این موضوع (ازدواج با محارم در میان زرتشتیان) به‌شکلی جامع در پست‌های قبلی نقدآگین پرداخته‌ایم؛ خصوصا کتابِ تحقیقی استاد علیرضا شاپور شهبازی برای نگاهی جامع و علمی به این موضوع یاری‌گر است:

📓
افسانۀ «ازدواج با محارم» در ایران باستان
📻 آن دیگریِ هرزه!
📺 صحت‌سنجیِ یک ادعا و تهمتِ رایج
📺 آیا قبل از شورش اعراب، «ازدواج با محارم» رسم بود؟
📺 جایگاهِ زنان و مقولۀ «ازدواج با محارم» در ایران پیشا اسلام

🍂 در «نقد دین به‌مثابه نقد فیلم» به موضع‌ خود به‌عنوان ناقد، به معنای مطلوب‌مان از «نقد دین» اشاره کرده‌ایم و میان «نقد» با «ستیز» تفکیک قائل شدیم. اینجا باید بیافزاییم که هیچ تفکیکی میان ادیان قائل نیستیم، به‌معنای اینکه باور داشته‌باشیم دینی به‌مثابه‌ «دین حق و الاهی» است و «ادیان دیگر» در مقابل آن «باطل‌»‌اند؛ از همین وجه، در پاسخ به یکی از اتهامات رایج به دین زرتشتی، ضروری دانستیم که در مقابل نقدهایی که مفهوم نقد را مبتذل می‌کنند، گارد بگیریم و مرز جدیِ «مباهتۀ رایج میان مومنان یک فرقه یا مذهب یا دین» در مقابل «فرقه، مذهب یا دین‌»های دیگری، با «نقد علمی و وزین و مستند» را نشان دهیم. همچنین نظیرِ این نوع مباهته، فقط با یکی از وجوهِ فرهنگی ایران‌زمین انجام نشده‌‌است، بلکه با عربِ پیش از اسلام نیز چنین برخوردی شده‌‌است که در موارد مختلفی، چنین سیاه‌نمایی‌های سیاسی‌-تئولوژیکی را نیز نقد کرده‌ایم، از جمله در «پیرامون حقوق و اختیارات زنان عرب قبل اسلام» و «بتان سیره مقابل شرک در قرآن».

#حکومت_اسلامی #نقد_ادیان



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺  کارل مارکس که بود؟ (+)


#نقد_چپ


🌾 @Naqdagin
نقدآگین
Photo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM