📕نیکان نادرستکردار
(نقد سنگنبشه داریوش، کتیبه داریوش و اخلاقگرايي ایرانیان)
✍️ #باوند_بهپور
🌐 برشهایی از مقاله را (اینجا)، و متن کامل آن را در تلگراف (اینجا) بخوانید.
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۲۰ دقیقه
🗄 پست مرتبط:
📺 «عینیت اخلاقی» بدون رذیلت خرافهباوری
📺 آیا اخلاق بر ستون خدایان ادیان استوار است؟
🗄 پروندهای پیرامون غیرت
📘 چرا مسلمان نیستم؟
📘 بیتفاوتی راغبانه به جنایات بزرگ، حساسیت ترسنده از گناهکاران کوچک
📘 گوشت در مسلخ روح: یهودستیزی فیلسوفانه
📘 شاه یا خمینی؟ (دکتر سروش و یک انتخاب خطیر)
📘 آیا حسین بن علی بر حق بود؟
#مقاله #نقد_فرهنگ #اندیشه #اخلاق
#فردریش_نیچه #آلن_بدیو
#کوروش #داریوش #جورج_بوش #محمد_بن_عبدالله #علی_خامنهای
➖➖➖
🌾@Naqdagin
(نقد سنگنبشه داریوش، کتیبه داریوش و اخلاقگرايي ایرانیان)
✍️ #باوند_بهپور
🌐 برشهایی از مقاله را (اینجا)، و متن کامل آن را در تلگراف (اینجا) بخوانید.
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۲۰ دقیقه
🗄 پست مرتبط:
📺 «عینیت اخلاقی» بدون رذیلت خرافهباوری
📺 آیا اخلاق بر ستون خدایان ادیان استوار است؟
🗄 پروندهای پیرامون غیرت
📘 چرا مسلمان نیستم؟
📘 بیتفاوتی راغبانه به جنایات بزرگ، حساسیت ترسنده از گناهکاران کوچک
📘 گوشت در مسلخ روح: یهودستیزی فیلسوفانه
📘 شاه یا خمینی؟ (دکتر سروش و یک انتخاب خطیر)
📘 آیا حسین بن علی بر حق بود؟
#مقاله #نقد_فرهنگ #اندیشه #اخلاق
#فردریش_نیچه #آلن_بدیو
#کوروش #داریوش #جورج_بوش #محمد_بن_عبدالله #علی_خامنهای
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘نیکان نادرستکردار
نقد سنگنبشه داریوش، کتیبه داریوش و اخلاقگرايی ایرانیان
✍️ #باوند_بهپور
✂️برشهایی از مقاله
چند هزار سال است که دولتها وملتهای ایرانی، مشکلات اجتماعی ایران را اخلاقی دانستهاند. نیچه هنگامی که میخواست پیامبری را برگزیند تا نقیض ایده آن پیامبر را از زبان او بیان کند، پیامبری ایرانی را برگزید که نمونه بارز پیامبری اخلاقی بود.
برای زرتشت مسئله این نبود که پندار و گفتار و کردار باید درست باشد؛ مسئله اساسی این بود که این سه نیک باشند. هنوز هم برای کسانی که با ایرانیان آشنا میشوند، نخستین امر تکاندهنده آن است که اینان چه مردمان نیکی هستند بیآنکه کارهایشان درست باشد. همین رابطه میان حقیقت و اخلاق است که بدیو در کتاب «اخلاق» محور بحث قرار میدهد.
از نظر داریوش مشکل گئومات شیوه کشورداریاش نبود، مسئله اینجا بود که دروغ گفته بود؛ قدرتی را غصب کرده بود که با داریوش به مجرای صحیح و اصیل و مشروع خود بازمیگشت. درباره گئومات چنین مینویسد: «این گئومات مُغ است. او به دروغ گفت: من بردیا پسر کورش هستم. من شاه هستم». درباره نه اسیر دیگری که در بیستون پیش روی داریوش ایستادهاند نیز همین را ذکر میکند.
از دید داریوش حق پادشاهی از آن شاهزاده حقیقی است. این حق را کورش با تأسیس امپراتوری ایجاد کرده بود و از پس آن، اخلاق راستگویی باید آن را سرپا نگاه میداشت. بدینترتیب، اخلاق تکیهگاه این حق میشد. یا به عبارت دیگر، پشتیباناش «حقیقت» بود نه «علم حقوق».
این را دریافته بودند که اگر اخلاق میان حقیقت و قدرت میانجی شود، اگر حقیقت حامی اخلاق و اخلاق حامی قدرت باشد، میتوان نازمانمندی حقیقت را به قدرت منتقل و آن را ابدی ساخت. به همین خاطر اخلاق برای امپراتور اهمیت تام دارد و سرپیچیدن از آن به شدت مجازات میشود:
«داریوش شاه گوید: این است کشورهایی که نافرمان شدند. دروغ آنها را نافرمان کرد… . پس اهورامزدا آنها را به دست من داد. هر گونه خواست من بود همانگونه با آنها کردم».
اما راست و دروغ بودن یک حرف را چه کسی تعیین میکند؟ داریوش در تأیید حرفهایش، معیاری جز گفتههای خود ارائه نمیکند. در واقع داستانی که او تعریف میکند به خود ارجاع میدهد و ما چارهای نداریم جز آنکه صداقت داریوش را در حکم واقعیت تاریخی تلقی کنیم.
داریوش مینویسد:
«داریوش شاه گوید: پدر من ویشتاسپ، پدر ویشتاسپ ارشام، پدر ارشام آریامن، پدر آریامن چیشپیش، پدر چیشپیش، هخامنش است».
هم فرض و هم حکم هر دو در یک جمله قرار دارد. داریوش «شاه» زمانی داریوش شاه است که نسباش به شاهان هخامنشی برسد. اما سایر شاهان دروغین هم که داریوش از میان برداشت همین جملات را گفته بودند. چرا باید حرف داریوش را باور کنیم؟
به قول دانشنامه آزاد ویکیپدیا «کورش بهخاطر بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایهگذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن بردهها و بندیان، احترام به دینها و کیشهای گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شدهاست».
متن کورش از زبان سوم شخص شروع میشود زیرا کورش نمیتواند داستان نظرکردگیاش را از سوی خداوند از زبان خود تعریف کند. پس از پایان داستان، در میانه متن به اول شخص تغییر لحن میدهد. کورش فرمانروایی نیک بود اما دیدیم که نیکی برخلاف حقیقت احتیاج به توجیه دارد و لازم است اسطورهای به زبان سوم شخص به داستان اضافه شود.
رئیسجمهور آمریکا نیز چهارماه پس از اشغال عراق برای وزیر امور خارجه فلسطین ماجرای مشابهی را تعریف کرده بود:
«مأموریت من از جانب خداوند است. خدا گفت: جرج، برو با تروریستهای افغانستان بجنگ. من هم رفتم. خدا گفت: برو با ظلم و ستم در عراق بجنگ. من هم همین کار را کردم. و حالا هم احساس میکنم کلام خدا را میشنوم که میگوید برو و برای فلسطینیان دولت و برای اسرائیلیها صلح فراهم کن و سعی کن در خاورمیانه صلح برقرار کنی. به خدا سوگند این کار را میکنم».
تفاوتی اگر هست، در این است که نام مردوکِ دورانِ جدید «حقوق بشر» است. دیگر نمیتوان همچون کورش در هر کشوری به خدای همان کشور قسم خورد، اما میتوان پای اتفاقنظری انتزاعی به نام حقوق بشر و تکثر فرهنگی را وسط کشید.
فرق حقوق بشر و خواست بشر در این است که حقوق بشر را میتوان در غیاب بشر مشخص تعیین کرد و سپس برای نجات او از آسمان نازل شد. دولت آمریکا میتواند خواست مردم عراق را به همان ترتیبی حدس بزند که کورش خواست خدای کشور مجاورش را.
🌐 متن کامل مقاله را در تلگراف (اینجا) بخوانید.
⏰ زمان مطالعه: ۲۰ دقیقه
➖➖➖
🌾@Naqdagin
نقد سنگنبشه داریوش، کتیبه داریوش و اخلاقگرايی ایرانیان
✍️ #باوند_بهپور
✂️برشهایی از مقاله
چند هزار سال است که دولتها وملتهای ایرانی، مشکلات اجتماعی ایران را اخلاقی دانستهاند. نیچه هنگامی که میخواست پیامبری را برگزیند تا نقیض ایده آن پیامبر را از زبان او بیان کند، پیامبری ایرانی را برگزید که نمونه بارز پیامبری اخلاقی بود.
برای زرتشت مسئله این نبود که پندار و گفتار و کردار باید درست باشد؛ مسئله اساسی این بود که این سه نیک باشند. هنوز هم برای کسانی که با ایرانیان آشنا میشوند، نخستین امر تکاندهنده آن است که اینان چه مردمان نیکی هستند بیآنکه کارهایشان درست باشد. همین رابطه میان حقیقت و اخلاق است که بدیو در کتاب «اخلاق» محور بحث قرار میدهد.
از نظر داریوش مشکل گئومات شیوه کشورداریاش نبود، مسئله اینجا بود که دروغ گفته بود؛ قدرتی را غصب کرده بود که با داریوش به مجرای صحیح و اصیل و مشروع خود بازمیگشت. درباره گئومات چنین مینویسد: «این گئومات مُغ است. او به دروغ گفت: من بردیا پسر کورش هستم. من شاه هستم». درباره نه اسیر دیگری که در بیستون پیش روی داریوش ایستادهاند نیز همین را ذکر میکند.
از دید داریوش حق پادشاهی از آن شاهزاده حقیقی است. این حق را کورش با تأسیس امپراتوری ایجاد کرده بود و از پس آن، اخلاق راستگویی باید آن را سرپا نگاه میداشت. بدینترتیب، اخلاق تکیهگاه این حق میشد. یا به عبارت دیگر، پشتیباناش «حقیقت» بود نه «علم حقوق».
این را دریافته بودند که اگر اخلاق میان حقیقت و قدرت میانجی شود، اگر حقیقت حامی اخلاق و اخلاق حامی قدرت باشد، میتوان نازمانمندی حقیقت را به قدرت منتقل و آن را ابدی ساخت. به همین خاطر اخلاق برای امپراتور اهمیت تام دارد و سرپیچیدن از آن به شدت مجازات میشود:
«داریوش شاه گوید: این است کشورهایی که نافرمان شدند. دروغ آنها را نافرمان کرد… . پس اهورامزدا آنها را به دست من داد. هر گونه خواست من بود همانگونه با آنها کردم».
اما راست و دروغ بودن یک حرف را چه کسی تعیین میکند؟ داریوش در تأیید حرفهایش، معیاری جز گفتههای خود ارائه نمیکند. در واقع داستانی که او تعریف میکند به خود ارجاع میدهد و ما چارهای نداریم جز آنکه صداقت داریوش را در حکم واقعیت تاریخی تلقی کنیم.
داریوش مینویسد:
«داریوش شاه گوید: پدر من ویشتاسپ، پدر ویشتاسپ ارشام، پدر ارشام آریامن، پدر آریامن چیشپیش، پدر چیشپیش، هخامنش است».
هم فرض و هم حکم هر دو در یک جمله قرار دارد. داریوش «شاه» زمانی داریوش شاه است که نسباش به شاهان هخامنشی برسد. اما سایر شاهان دروغین هم که داریوش از میان برداشت همین جملات را گفته بودند. چرا باید حرف داریوش را باور کنیم؟
به قول دانشنامه آزاد ویکیپدیا «کورش بهخاطر بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایهگذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن بردهها و بندیان، احترام به دینها و کیشهای گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شدهاست».
متن کورش از زبان سوم شخص شروع میشود زیرا کورش نمیتواند داستان نظرکردگیاش را از سوی خداوند از زبان خود تعریف کند. پس از پایان داستان، در میانه متن به اول شخص تغییر لحن میدهد. کورش فرمانروایی نیک بود اما دیدیم که نیکی برخلاف حقیقت احتیاج به توجیه دارد و لازم است اسطورهای به زبان سوم شخص به داستان اضافه شود.
رئیسجمهور آمریکا نیز چهارماه پس از اشغال عراق برای وزیر امور خارجه فلسطین ماجرای مشابهی را تعریف کرده بود:
«مأموریت من از جانب خداوند است. خدا گفت: جرج، برو با تروریستهای افغانستان بجنگ. من هم رفتم. خدا گفت: برو با ظلم و ستم در عراق بجنگ. من هم همین کار را کردم. و حالا هم احساس میکنم کلام خدا را میشنوم که میگوید برو و برای فلسطینیان دولت و برای اسرائیلیها صلح فراهم کن و سعی کن در خاورمیانه صلح برقرار کنی. به خدا سوگند این کار را میکنم».
تفاوتی اگر هست، در این است که نام مردوکِ دورانِ جدید «حقوق بشر» است. دیگر نمیتوان همچون کورش در هر کشوری به خدای همان کشور قسم خورد، اما میتوان پای اتفاقنظری انتزاعی به نام حقوق بشر و تکثر فرهنگی را وسط کشید.
فرق حقوق بشر و خواست بشر در این است که حقوق بشر را میتوان در غیاب بشر مشخص تعیین کرد و سپس برای نجات او از آسمان نازل شد. دولت آمریکا میتواند خواست مردم عراق را به همان ترتیبی حدس بزند که کورش خواست خدای کشور مجاورش را.
🌐 متن کامل مقاله را در تلگراف (اینجا) بخوانید.
⏰ زمان مطالعه: ۲۰ دقیقه
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegraph
نیکان نادرستکردار
چند هزار سال است که دولتها وملتهای ایرانی، مشکلات اجتماعی ایران را اخلاقی دانستهاند. نیچه هنگامی که میخواست پیامبری را برگزیند تا نقیض ایده آن پیامبر را از زبان او بیان کند، پیامبری ایرانی را برگزیدکه نمونه بارز پیامبری اخلاقی بود. برای زرتشت مسئله این…
آیا جهان ایرانی ارزش زیستن دارد؟
@Naqdagin
#ایران
🎧 آیا جهان ایرانی ارزش زیستن دارد؟|دربارۀ لزوم فرهنگ| خودانگارۀ ما در آینۀ غرب-جهان مدرن
🎙 #باوند_بهپور
▪️ چرا در ایران میمانم و کسانی که میروند را میفهمم؟
▪️ تفاوت فرهنگ و زبان ایرانی که به نوعی سرخوردگی و تناقض عجیب منجر میشود.
▪️ فرهنگ ایرانی (بی ارزش-داوری نسبت به فرهنگ ایرانی/مدرن) توشهٔ لازم برای زیستی مشارکتجویانه و پیشرو در جهان امروز را ندارد.
▪️هیچوقت حیرتی که بعد از خواندن کتاب «عقلا برخلاف عقل» #علی_دشتی به من دست داد، یادم نمیرود؛ حتا رنگ جلد کتاب که در کتابخانهٔ پدرم آن را دیدم، از خاطرم نرفته است.
▪️ما از زمان فارابی خود را به یونان-غرب نزدیکتر مییافتهایم تا شرق دور، اما این ابدن به معنای مدرنتر بودن ما نیست؛ آلترناتیو غرب نیز نیستیم، و نسبت به آلترناتیوها وضع بغرنجتری داریم.
🗄 پست مرتبط:
📗 اشارات و تنبیهات (۸)
📕 متافیزیک شیرازی
📕 نیکان نادرستکردار (نقد سنگنبشه داریوش، کتیبه داریوش و اخلاقگرايي ایرانیان)
📕 ایران دیگه جای موندن نیست!
📻 کوروش آزادهکیش و چپ کهنهاندیش
📻 ایرانشهری از اندیشه تا نظریه
#فلسفیدن #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎧 آیا جهان ایرانی ارزش زیستن دارد؟|دربارۀ لزوم فرهنگ| خودانگارۀ ما در آینۀ غرب-جهان مدرن
🎙 #باوند_بهپور
▪️ چرا در ایران میمانم و کسانی که میروند را میفهمم؟
▪️ تفاوت فرهنگ و زبان ایرانی که به نوعی سرخوردگی و تناقض عجیب منجر میشود.
▪️ فرهنگ ایرانی (بی ارزش-داوری نسبت به فرهنگ ایرانی/مدرن) توشهٔ لازم برای زیستی مشارکتجویانه و پیشرو در جهان امروز را ندارد.
▪️هیچوقت حیرتی که بعد از خواندن کتاب «عقلا برخلاف عقل» #علی_دشتی به من دست داد، یادم نمیرود؛ حتا رنگ جلد کتاب که در کتابخانهٔ پدرم آن را دیدم، از خاطرم نرفته است.
▪️ما از زمان فارابی خود را به یونان-غرب نزدیکتر مییافتهایم تا شرق دور، اما این ابدن به معنای مدرنتر بودن ما نیست؛ آلترناتیو غرب نیز نیستیم، و نسبت به آلترناتیوها وضع بغرنجتری داریم.
🗄 پست مرتبط:
📗 اشارات و تنبیهات (۸)
📕 متافیزیک شیرازی
📕 نیکان نادرستکردار (نقد سنگنبشه داریوش، کتیبه داریوش و اخلاقگرايي ایرانیان)
📕 ایران دیگه جای موندن نیست!
📻 کوروش آزادهکیش و چپ کهنهاندیش
📻 ایرانشهری از اندیشه تا نظریه
#فلسفیدن #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾@Naqdagin