#نقد_فرهنگ
📘دعوی بیگناهی
✍️#رضا_زمان
🍂 #حافظ شیرازی به طنز و جدّی میگفت «مستحق کرامت گناهکارانند». او که - به تعبیر سروش - شاعر و حکیمِ «گناهشناس» بود، برخلاف بسیاری دیگر از معاصران خود، نه با وعظ دینی گناه را میکوفت و نه مردم را به بیگناهی دعوت میکرد. او از منظرِ انسانشناسانهی فرادینی، به گناه مینگریست. هرچند در این منظر از متون دینی وام میگرفت. حافظ، از افسانهی خلقت انسان، درسِ گناهکاری بنیآدم را استخراج میکرد: پدرم روضه رضوان به دو گندوم بفروخت/ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم(غزل ۳۴۰). از نگاه حافظ، دعوی بیگناهی زیبندهی آدمیان نیست وقتی که برقِ عصیان بود که بر آدم صفیّ زد(غزل ۴۸۹). وی، با همین نگرش، اساساً انسان را «خرقه تردامن، خوابآلوده و سجاده شرابآلوده»(غزل ۴۲۳) تعریف میکرد. نگاهِ حافظ به توبه، نگاهِ خطاپذیری انسان است؛ حافظ شیرازی، توبه را با گناه معنا و ترجمه میکرد: سهو و خطای بنده گرش اعتبار نیست/معنی عفو و رحمت آمرزگار چیست(غزل ۶۵). اگر گناه نبود، عفو و رحمت آمرزگار هم بیمعنا بود. اگر گناهکاری بندگان بیاعتبار است، توبه هم بیاعتبار است. به همین سبب هم میگوید: مستحق کرامت گناهکارانند(غزل ۱۹۵).
🍂 اندیشه و اخلاقِ حافظی، چونان اندیشهی گناهشناس و اخلاقِ گناهباور، درسِ گرانمایه و ارزشمندی برای مؤمنان دارد: توبه، پس از گناه میآید. اگر گناه نبود، توبه هم نمیبود. بدون گناه، توبه هم بیمعناست. توبهگران نخست باید گناهکاری خویش را بپذیرند. توبه، اعتراف به گناه و گناهکاریست. توبه سزاوارِ اهل گناه و خطاست، درخورِ گناهکاران و خطاکاران است. توبه، شایستهی بنیآدمی است که ذاتاً و ضرورتاً خطاکار و گناهآلود است؛ بنیآدمی که نه قدّیس و فرشته که انسانِ خاکی و زمینی است. و از حیث خاکی و زمینی بودن، شرور است و نادان.
🍂 در این درس و آموزهی حافظی، چونان برداشتی از دین، فایدهی بسیار است برای همگان. مؤمنانِ گناهکار، در برابر خلق و خالق، بسی فروتنتر و خاضعتر خواهند نشست و بریده از کبر و ریا، خشوع و تواضع بیشتری به خرج خواهند داد. مؤمنانِ فروتن و متواضع، در کنار دیگر مردمان، نامؤمن و نادين، مینشینند و به ناباوران و منکران، چونان انسانهایی مینگرند که، به قول علی بن ابیطالب، در آفرینش با آنان یکسان و برابرند و این یکسانانگاری و برابرنگری، آغاز همنشینی و همزیستیِ مسالمتآمیزِ مؤمن و لائیک است. در این همنشینی و همزیستی، گناهْ آزاد است و بیگناهی محال؛ همچنان که خدای مؤمنان آدم را در گناهورزیدن آزاد گذاشت و سرشت و طبعشان را بر گناهکاری بنا کرد.
➖➖➖
🌾 @shahrvand_sabz
🌾 @Nagdagin
📘دعوی بیگناهی
✍️#رضا_زمان
🍂 #حافظ شیرازی به طنز و جدّی میگفت «مستحق کرامت گناهکارانند». او که - به تعبیر سروش - شاعر و حکیمِ «گناهشناس» بود، برخلاف بسیاری دیگر از معاصران خود، نه با وعظ دینی گناه را میکوفت و نه مردم را به بیگناهی دعوت میکرد. او از منظرِ انسانشناسانهی فرادینی، به گناه مینگریست. هرچند در این منظر از متون دینی وام میگرفت. حافظ، از افسانهی خلقت انسان، درسِ گناهکاری بنیآدم را استخراج میکرد: پدرم روضه رضوان به دو گندوم بفروخت/ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم(غزل ۳۴۰). از نگاه حافظ، دعوی بیگناهی زیبندهی آدمیان نیست وقتی که برقِ عصیان بود که بر آدم صفیّ زد(غزل ۴۸۹). وی، با همین نگرش، اساساً انسان را «خرقه تردامن، خوابآلوده و سجاده شرابآلوده»(غزل ۴۲۳) تعریف میکرد. نگاهِ حافظ به توبه، نگاهِ خطاپذیری انسان است؛ حافظ شیرازی، توبه را با گناه معنا و ترجمه میکرد: سهو و خطای بنده گرش اعتبار نیست/معنی عفو و رحمت آمرزگار چیست(غزل ۶۵). اگر گناه نبود، عفو و رحمت آمرزگار هم بیمعنا بود. اگر گناهکاری بندگان بیاعتبار است، توبه هم بیاعتبار است. به همین سبب هم میگوید: مستحق کرامت گناهکارانند(غزل ۱۹۵).
🍂 اندیشه و اخلاقِ حافظی، چونان اندیشهی گناهشناس و اخلاقِ گناهباور، درسِ گرانمایه و ارزشمندی برای مؤمنان دارد: توبه، پس از گناه میآید. اگر گناه نبود، توبه هم نمیبود. بدون گناه، توبه هم بیمعناست. توبهگران نخست باید گناهکاری خویش را بپذیرند. توبه، اعتراف به گناه و گناهکاریست. توبه سزاوارِ اهل گناه و خطاست، درخورِ گناهکاران و خطاکاران است. توبه، شایستهی بنیآدمی است که ذاتاً و ضرورتاً خطاکار و گناهآلود است؛ بنیآدمی که نه قدّیس و فرشته که انسانِ خاکی و زمینی است. و از حیث خاکی و زمینی بودن، شرور است و نادان.
🍂 در این درس و آموزهی حافظی، چونان برداشتی از دین، فایدهی بسیار است برای همگان. مؤمنانِ گناهکار، در برابر خلق و خالق، بسی فروتنتر و خاضعتر خواهند نشست و بریده از کبر و ریا، خشوع و تواضع بیشتری به خرج خواهند داد. مؤمنانِ فروتن و متواضع، در کنار دیگر مردمان، نامؤمن و نادين، مینشینند و به ناباوران و منکران، چونان انسانهایی مینگرند که، به قول علی بن ابیطالب، در آفرینش با آنان یکسان و برابرند و این یکسانانگاری و برابرنگری، آغاز همنشینی و همزیستیِ مسالمتآمیزِ مؤمن و لائیک است. در این همنشینی و همزیستی، گناهْ آزاد است و بیگناهی محال؛ همچنان که خدای مؤمنان آدم را در گناهورزیدن آزاد گذاشت و سرشت و طبعشان را بر گناهکاری بنا کرد.
➖➖➖
🌾 @shahrvand_sabz
🌾 @Nagdagin
Telegram
نقدآگین
📘یلدای حافظی
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 از سُنتهای نیک ایرانی در یلدای کهن و باستانی ما ایرانیان، شعرخوانی و از آن میان، حافظخوانیست. این چیزیست که غنای بیشتری به آیین ایرانی میدهد و به یک تعبیر، یلدا را ایرانیتر میکند. #حافظ شیرازی، به حق، از پدران فرهنگی ایرانزمین است؛ از میان پدران نامقدس، چنان برای ایرانیان خودیست که هر آیین و جشن، یلدا باشد یا نوروز، بهانه میکنند برای مراجعه به دیوان و خوانش غزلیاتش؛ این امّا بهانهٔ نابهجایی نیست، حافظ برای یلدا، بهانهٔ جور و موجهیست، بهانهٔ فضیلت است. شب یلدا بدون حافظ، چیزی کم دارد، چیزی ارزشمند؛ چون همۀ چیزهایی را دارد که در پسِ یلدا هست، یا باید باشد: «پاسداشت زندگی، آریگویی به دنیا، همزیستی و مُدارا».
🍂 حافظ، شاعر گیتیباور ماست؛ گیتیانهترین اشعار به فارسی شیرین، از آنِ حافظ است. او، در زمینِ دنیای خاکی، بدون تعارف و خجالت، بیشرم و بیلکنت، به زندگی، به زیستن، به دنیای اینجا-اکنون آری گفت. حافظ، به قول خودش، آدم بهشتی بود، اما در این سفر، «حالی اسیر عشق جوانان مهوش؛ مدهوشِ می صاف و روی خوش و موی دلکش». آموزهٔ حافظی، حظّ عالی از این سفر دنیویست؛ کام جُستن از زیستِ اکنون، بهره بردن از زندگیِ اینجا، لذت از بودن.
🍂 غزل حافظ، دعوت به بیشینهٔ خوشی و شادیست در همین دنیا؛ کمال التذاذ در زیستن، بدون شرم و حیا! این است که حافظ، شاعر دنیادوست و دنیاگرای ما، زندگی را با تمام لذتها و خوشیهایش میخواهد. حافظ در این گیتیباوری، بسی سخی و بخشنده است؛ کامجویی او سخاوتمندانه است نه خودخواهانه. با زبانی گویا و شیوا، مخاطب را میخواند که در لذت خود، با دیگری سهیم شود؛ اگر ساغرش پُر است، هم بنوشد و هم بنوشاند. «بنوشان و نوش کن»؛ شاد بودن و شادی را قسمت کردن، خوش بودن و خوشی را پخش کردن، لذت بردن و لذت را توزیع کردن.
🍂 آرمانشهر حافظ، که «آسایش دو گیتی» ست، همنشینی و همزیستی آدمیان در صلح و مسالمت است. که التذاذ و سخاوت جز در این آرمانشهر میسر نیست. اصل اخلاقی حافظ، بیزاری از مردمآزاری و ریاکاریست؛ قانون حافظ، «آزادیِ گناه و آزادی گناهکاران» است و رهنمای او، احتراز از دخالت در زیست مردمان: «چه کارم با کس؟» تمام دعوای او با فقیهان و متشرعان، بر سر مداخلهگری در انتخاب آدمیان بود. حافظ، رمز و سرّ همنشینی و همزیستی را تفسیر این دو حرف دید: مروت و مُدارا؛ «با دوستان مروت با دشمنان مُدارا». این مروت و مُدارا، مردمانِ «تردامن و خوابآلوده» را در یک زیستِ مشترک، در مسالمت و آسایش، کنار یکدیگر مینشاند.
#ایران #خیالپرسه #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 از سُنتهای نیک ایرانی در یلدای کهن و باستانی ما ایرانیان، شعرخوانی و از آن میان، حافظخوانیست. این چیزیست که غنای بیشتری به آیین ایرانی میدهد و به یک تعبیر، یلدا را ایرانیتر میکند. #حافظ شیرازی، به حق، از پدران فرهنگی ایرانزمین است؛ از میان پدران نامقدس، چنان برای ایرانیان خودیست که هر آیین و جشن، یلدا باشد یا نوروز، بهانه میکنند برای مراجعه به دیوان و خوانش غزلیاتش؛ این امّا بهانهٔ نابهجایی نیست، حافظ برای یلدا، بهانهٔ جور و موجهیست، بهانهٔ فضیلت است. شب یلدا بدون حافظ، چیزی کم دارد، چیزی ارزشمند؛ چون همۀ چیزهایی را دارد که در پسِ یلدا هست، یا باید باشد: «پاسداشت زندگی، آریگویی به دنیا، همزیستی و مُدارا».
🍂 حافظ، شاعر گیتیباور ماست؛ گیتیانهترین اشعار به فارسی شیرین، از آنِ حافظ است. او، در زمینِ دنیای خاکی، بدون تعارف و خجالت، بیشرم و بیلکنت، به زندگی، به زیستن، به دنیای اینجا-اکنون آری گفت. حافظ، به قول خودش، آدم بهشتی بود، اما در این سفر، «حالی اسیر عشق جوانان مهوش؛ مدهوشِ می صاف و روی خوش و موی دلکش». آموزهٔ حافظی، حظّ عالی از این سفر دنیویست؛ کام جُستن از زیستِ اکنون، بهره بردن از زندگیِ اینجا، لذت از بودن.
🍂 غزل حافظ، دعوت به بیشینهٔ خوشی و شادیست در همین دنیا؛ کمال التذاذ در زیستن، بدون شرم و حیا! این است که حافظ، شاعر دنیادوست و دنیاگرای ما، زندگی را با تمام لذتها و خوشیهایش میخواهد. حافظ در این گیتیباوری، بسی سخی و بخشنده است؛ کامجویی او سخاوتمندانه است نه خودخواهانه. با زبانی گویا و شیوا، مخاطب را میخواند که در لذت خود، با دیگری سهیم شود؛ اگر ساغرش پُر است، هم بنوشد و هم بنوشاند. «بنوشان و نوش کن»؛ شاد بودن و شادی را قسمت کردن، خوش بودن و خوشی را پخش کردن، لذت بردن و لذت را توزیع کردن.
🍂 آرمانشهر حافظ، که «آسایش دو گیتی» ست، همنشینی و همزیستی آدمیان در صلح و مسالمت است. که التذاذ و سخاوت جز در این آرمانشهر میسر نیست. اصل اخلاقی حافظ، بیزاری از مردمآزاری و ریاکاریست؛ قانون حافظ، «آزادیِ گناه و آزادی گناهکاران» است و رهنمای او، احتراز از دخالت در زیست مردمان: «چه کارم با کس؟» تمام دعوای او با فقیهان و متشرعان، بر سر مداخلهگری در انتخاب آدمیان بود. حافظ، رمز و سرّ همنشینی و همزیستی را تفسیر این دو حرف دید: مروت و مُدارا؛ «با دوستان مروت با دشمنان مُدارا». این مروت و مُدارا، مردمانِ «تردامن و خوابآلوده» را در یک زیستِ مشترک، در مسالمت و آسایش، کنار یکدیگر مینشاند.
#ایران #خیالپرسه #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
👳🏿♂️ امروز که خبر حضورِ مجدد شیخ کاظم صدیقیِ ولایتمعاش و ولایتپناه در نماز جمعه، در کسوت خطیب و سخنران، پس از رسوایی مالیِ اسفند ماه گذشته که به «ازگل گیت» موسوم گشته را خواندم، قصۀ تلخی که نقل هر محفل و نُقل هر مجلسیست، ابیاتی چند از #حافظ شیرازی فرا یادم آمد و بر زبانم جاری شد و با خود زمزمه کردم:
✍🏻 دکتر #سروش_دباغ
#آخوندیسم #حکومت_اسلامی #شعرانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
«فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد
که می حرام ولی به ز مال اوقاف است»
«مِی خور که صد گناه ز اغیار در حجاب
بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند»
«حافظا مِی خور و رندی کن و خوش باش ولی
دام تزویر مکن چون دگران قرآن را»
«آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت
حافظ این خرقۀ پشمینه بینداز و برو»
«نشان اهل خدا عاشقیست، با خود دار
که در مشایخ شهر این نشان نمیبینم»
«مبوس جز لب ساقی و جام مِی حافظ!
که دستِ زهدفروشان خطاست بوسیدن»
«من و همصحبتی اهل ریا دورم باد
از گرانان جهان رطل گران ما را بس»
«در میخانه ببستند خدایا مپسند
که در خانۀ تزویر و ریا بگشایند»
«ریا حلال شمارند و جام باده حرام
زهی طریقت و ملت، زهی شریعت و کیش»
✍🏻 دکتر #سروش_دباغ
#آخوندیسم #حکومت_اسلامی #شعرانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 اگه #حافظ شیرازی تو آهنگ Hotel California با گروه Eagles همکاری میکرد!
🎙آواز: Shine N Shid
🗄پست مرتبط
📕حافظ و رندی
📕دعوی بیگناهی
📕یلدای حافظی
📕انسانی فراسوی قرآن و مکتب
📺حافظ از غیب خبری نمیدهد
#بوقت_آواز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙آواز: Shine N Shid
🗄پست مرتبط
📕حافظ و رندی
📕دعوی بیگناهی
📕یلدای حافظی
📕انسانی فراسوی قرآن و مکتب
📺حافظ از غیب خبری نمیدهد
#بوقت_آواز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 مضمونپردازی بیباکانۀ حافظ (+)
🔸وقتی حافظ بدون ترس و با تمسخرِ نمادهای شریعت، مضمون مورد نظر خود را میپردازد.
🔗 تماشای شرح و تفسیر کامل (اینجا - پست بعدی)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸وقتی حافظ بدون ترس و با تمسخرِ نمادهای شریعت، مضمون مورد نظر خود را میپردازد.
🔗 تماشای شرح و تفسیر کامل (اینجا - پست بعدی)
🗄پست مرتبط
📺 حافظ؛ مسلم یا منتقدی فراسوی اسلام؟
📺 حافظ از غیب خبری نمیدهد
📕حافظ و تمسخر قرآن
📕حافظ و رندی
📕انسانی فراسوی قرآن و مکتب
.
#نقد_ادبی #شعرانه #حافظ#حافظ_شیرازی #حافظخوانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 آن شبِ قدری که گویند اهل خلوت امشب است (+)
— معنی و تفسیر غزلِ شمارهٔ ۳۱ دیوان حافظ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— معنی و تفسیر غزلِ شمارهٔ ۳۱ دیوان حافظ
آن شبِ قدری که گویند اهل خلوت امشب است
یا رب این تأثیرِ دولت در کدامین کوکب است؟
تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد
هر دلی از حلقهای در ذکر یارب یارب است
کشته چاه زنخدان توام کز هر طرف
صد هزارش گردن جان زیرِ طوقِ غبغب است
شهسوار من که مه آیینه دار روی اوست
تاجِ خورشیدِ بلندش خاکِ نعلِ مرکب است
عکس خِوی بر عارضش بین کآفتاب گرم رو
در هوای آن عرق تا هست هر روزش تب است
من نخواهم کرد ترک لعل یار و جام می
زاهدان معذور داریدم که اینم مذهب است
اندر آن ساعت که بر پشت صبا بندند زین
با سلیمان چون برانم من که مورم مرکب است
آن که ناوک بر دل من زیر چشمی میزند
قوتِ جانِ حافظش در خندهٔ زیر لب است
آب حیوانش ز منقار بلاغت میچکد
زاغِ کِلکِ من به نام ایزد چه عالی مشرب است
🗄پست مرتبط
📺 حافظ؛ مسلم یا منتقدی فراسوی اسلام؟
📺 حافظ از غیب خبری نمیدهد
📕حافظ و تمسخر قرآن
📕حافظ و رندی
📕انسانی فراسوی قرآن و مکتب
.
#نقد_ادبی #شعرانه #حافظ#حافظ_شیرازی #حافظخوانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin