نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
نقدآگین
#ببینید 📺پابوسی مصباح یزدی ✍️تعبد و تحجر و جزم و جمود و خرافه‌پرستی و خودشیفتگیِ قبیله‌ای-مذهبی و خویِ فاشیستی را وقتی در کنارِ این «برده‌صفتی و حقارت و پابوسی» قرار می‌دهیم؛ افکار و شخصیتِ آخوند مصباح یزدی، بهتر فهم می‌شود. آخوند مصباح یزدی، یک کوتوله‌ی…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📘چگونه می‌توان از حیات حسن‌زاده آملی پرسید؟

✍️دکتر #رحیم_محمدی

در ابتداء مجبورم یادآوری کنم به واسطه اینکه من اهلِ جامعه‌شناسی هستم، پرسش‌ها و بحث من نیز از همین علم می‌آید. به‌طور مسلّم جامعه‌شناسی در بیرونِ حیاتِ عُلمایی و «علوم قدیمه» قرار دارد و اگر خوانندگان محترم حوزوی تفاوتی در نوشتار و شیوه‌ی حجت‌آوری من می‌بینند، بدون آنکه قصد تخفیفی در کار یک عالِم مهمِ حوزوی در میان باشد، قصدم پرسیدن از اوست از ایستادنگاهِ یک علم جدید که این عالمان شناختی از آن ندارند و اُنسی با آن نگرفته‌اند، امّا عضوی از «علوم جدیده» است.

بالاخره آقای حسن حسن‌زاده آملی (۱۳۰۷ ـ ۱۴۰۰) هم که به واسطه‌ی لقبِ حوزوی‌اش آیه‌ای از آیه‌های الله بود، درگذشت و به سبب سنتی که در این سال‌ها درست شده است، اهل سیاست و تبلیغات و رسانه، سوگواره‌ی او را با حزن بسیار و صداهای بلند و تصویرهای فراوان برگزار کردند یا در حال برگزار کردن هستند. اما کسی نپرسید؛ مرگ آیت‌الله حسن‌زاده آملی چه پرسشی ایجاد کرد؟ و اصلاً مرگ این خواجه که در حوزه علمیّه و در میان اصحاب علوم قدیمه حتی ریاضیات قدیم و نجوم و طب سنتی بلد بود، چه پرسشی می‌توانست ایجاد کند؟ یا چرا اهل علم و فکر از میان حوزویان به صورت مستقل و بی‌طرفانه و سنجش‌گرانه از کارنامه‌ی روحانی و فلسفی و عرفانی و اخلاقی و تربیتی او چیزی نپرسیدند؟ و اساساً اگر قرار باشد چیزی از او بپرسند، چگونه و به چه زبانی باید از او بپرسند؟
پس اجازه دهید فعلاً همین این دو پرسش را مرکز قرار دهیم که:
چگونه می‌توان از مرگ و حیات آیت‌الله حسن‌زاده آملی پرسید؟ و چه چیز باید از او پرسید؟

به هر حال آقای حسن‌زاده آملی از منظر سنت عرفانی و تربیتی دنباله‌ی اشخاصی مثل حسینقلی همدانی، سید علی قاضی طباطبایی، مهدی الهی قمشه‌ای و علامه محمدحسین طباطبایی بود و مستقیم یا با واسطه شاگردی تعلیمات آنها را کرده بود تا به مقامات عرفان عملی و نظری رسیده بود. در سنت فلسفه قُدمایی نیز شاگردی اشخاصی چون ابوالحسن شعرانی، علامه رفیعی قزوینی و باز علامه طباطبایی را کرده بود تا فیلسوف شده بود. همینطور او به سبب اینکه در همه علوم قدیمه سررشته داشت، به تعبیر ستایندگانش به علامه ذوالفنون تبدیل شده بود.

خب این استادانِ محترم و شاگردشان آقای حسن‌زاده آملی در «جهانِ معاصر» که جهانی پر از غُوغا و پر از تحوّلات و تغییراتِ معرفتی و تاریخی و اجتماعی و سیاسی بوده است و مملکت ایران و اهل اسلام نیز با تمام وجود بخشی از این تحوّلات و تغییرات بنیادین بوده‌اند، چه چیزهایی را از این عصر و مصر خود آموختند؟ منظورم دقیقاً این است؛ آیا این معرفت و دانش عرفانی و فلسفی آنها، گزارشی از تحوّلاتِ «انسانِ معاصر» و «جامعه نوظهور» و خیزش‌ها و سیاست‌های خانمان‌برانداز به گوش آنها رساند؟ آیا آنها توانستند با این دانش‌ها و آموخته‌های خود، درک و فهمی از عصر خود پیدا کنند؟ و چیزی از جهان خود کم کنند؟ یا چیزی به جهانِ خود بیفزایند؟ اگر چنین شد؛ ثمره و نتیجه‌ی فکر و شناخت و تربیت و تدریس آنها چیست؟ و اگر نشد چرا نشد؟ و چرا آنها نتوانستند از این نشدن که عملاً شکستی بر آموزش‌ها و تعالیم و علوم آنهاست پرسشی طرح کنند. مثلاً چرا نپرسیدند؛ این فلسفه‌ای که من آموخته‌ام و آن را به شاگردانم می‌آموزم، چرا نمی‌تواند گزارشی از عصر و جهانِ منْ به منْ ارائه کند تا من عصر و جهان پرغوغای خود و مشکلات و مسأله‌های آن را دقیق‌تر و عمیق‌تر درک کنم؟

اگر مرا سرزنش نکنید، می‌خواهم بگویم؛ گویا آقای حسن‌زاده آملی و اُستادان او و معارف و علومی که او آموخته بود، با عصرِ خود معاصر نبودند، و بدون آنکه از تحوّلات و تغییراتِ معرفتی و عینیِ جهانِ کنونی چیزی دیده یا شنیده باشند یا چیزی از آنها آموخته باشند، همچنان بی‌پروا و سنّت‌پرستانه به راه خود ادامه دادند و کار خود را کردند و شاگردان و دنباله‌روان خود را تربیت کردند و نتوانستند به مهمّات زمینه و زمانه‌ی خویش توجهی کنند و درکی از آنها پیدا کنند و پرسشی در پیش روی خود و شاگردان خویش قرار دهند تا شاید راهی جدید و اُفقی نو بگشایند.

#یادداشت
#نقد_اسلام


نقدآگین
را دنبال کنید:
📸 اینستاگرام
📻 پادكست
📽 یوتیوب
🌾@Naqdagin
پیرامون من وکالت می‌دهم
@Naqdagin
#اپوزیشنقد #آینه_تاریخ

🎧 پیرامون «من وکالت می‌دهم»

🎙دکتر #رحیم_محمدی

رضا پهلوی بنیه‌ای جز میراث‌داری ندارد و ناتوان از فاصله‌‌گیری انتقادی با آن است.

رضا شاه و پسرش از کسانی بودند که آشکارا «مشروطه» و «حکومت قانون» را در هم شکستند و به خون‌ انقلابیون مشروطه‌ خیانت کردند.

تجددخواهی پیش از مشروطه آغاز شد و بجای آنکه با بال مشروطه و جامعه به پیش برود، با آمریت و زور مطلق و اجبار مقامی فراقانونی ادامه یافت و به خاطر همین، در بسیاری تجددخواهان نیز ایجاد واکنش منفی کرد؛ چنانکه در این چند دهه، در صف مقدم مخالفت با حکومت دینی و جباریت‌هایش، بسیاری از دغدغه‌مندان دین و معنویت بوده‌اند.

نقش رضاشاه و محمدرضاشاه در بازسازی و تقویت مشروعیت اجتماعی نیروهای سنتی-ارتجاعی به شکل سلبی و ایجابی (گسترش فوق‌العاده حوزه‌ها و حسینیه‌ها و مساجد، حمایت از افرادی چون شریعتی و حسین نصر و مطهری)

سلطنت مطلقه مدرن خاندان پالانی، بازسازی سلطنت سنتی قاجار بود و نوعی ولایت و مقام الوهی در خود داشت (انتخاب نام پهلوی نیز از همینجا آمد)، بازسازی دوم این سلطنت در ولایت مطلقه فقیه ظهور یافت.



🌾 @RahimMohamadi
🌾 @Naqdagin
بدن موضوع شرم نیست
@Naqdagin
#نقد_روشنفکران #زنان

🎧 بدن موضوع شرم نیست
اخلاق سنتی-اسلامی و زن‌ستیزی غیرقابل سرپوشِ سروش

🎙دکتر #رحیم_محمدی



🌾 @RahimMohamadi
🌾 @Naqdagin
1️⃣ مهدی خزعلی

🍂 پدرم لب‌های احمدی‌نژاد را بوسید و گفت: «امام زمان ایشان را تایید کرده...! به من گفت کسی از طرف حضرت زهرا پیام داده که دور احمدی‌نژاد را بگیرید و حمایتش کنید. بعد کپی یک نامۀ تایپی نشانم داد و گفت؛ نامۀ حضرت‌ زهراست(!) که  خواسته، حتما از احمدی نژاد دفاع کنید. بعد معلوم شد که شبش دکتر(!) الهام و زنش، آمده‌اند پیش حاج‌آقا و این نامه را به پدرم داده‌اند!

◼️ "ابوالقاسم خزعلی" از تدوین‌کنندگان قانون اساسی #حکومت_اسلامی، از اعضای شورای بازنگری قانون اساسی و عضو مجلس خبرگان رهبری، از ابتدا تا زمان مرگ بوده‌است. او همچنین، به‌مدت ۲۰ سال نیز عضو شورای نگهبان بوده که تایید/رد صلاحیت داوطلبان ریاست‌جمهوری، خبرگان رهبری و مجلس شورا را عهده‌دار بوده‌اند.

◼️ او حافظ کل قرآن و نهج‌البلاغه نیز بوده‌ و خدا می‌داند که امثال او، تحت تأثیر القائات و بازی‌های سیاسی شارلاتان‌ها، چه شایستگانی را رد و چه بی‌صلاحیت‌هایی را تایید و چه طرح‌ها و لوایح مفیدی را رد و چه مصوبات زیان‌آوری را تایید کرده‌اند؟!

2️⃣ دکتر
#رحیم_محمدی

🍂 به‌نظرم نباید از این رفتار آیت‌الله خزعلی تعجب کرد. رفت و آمدهای خصوصی شیخ بهلول و صوفی‌ها و عارف‌های دیگر پیش مقامات بالاتر و پایین‌تر حکومت اسلامی هم که خیلی روایت شده و می‌شود.

🍂 در واقع نقش "علوم غریبه" در بینش‌ها و تصمیمات و حکمرانی مسئولان حکومت اسلامی خیلی تعیین‌کننده‌است؛ شاید از خیلی هم مقداری بیشتر باشد، ولی چندان آشکارا گفته و نوشته‌ نمی‌شود‌.

🍂 هنوز حکمرانی در ایران، عقلانی و محاسباتی و این‌جهانی نشده‌است. اخیراً معرفی یک کتاب تاریخی را دیدم به اسم "از طلسم تا تاریخ" از پژوهشگری به اسم بهزاد کریمی (امیدوارم اسم نویسنده را اشتباه نکرده‌باشم) که ایشان نقش و مداخلات حاملان علوم غریبه و علوم پنهانی را در حکومت‌ صفوی و تصمیمات و حکمرانی آن دوره را بررسی کرده‌است. این سنت در دوره قاجار هم بسیار رایج و تعیین‌کننده بود و حتی یک صوفی صدر اعظم شد‌.

🍂 چندی پیش که خاطرات تعدادی از درباریان حکومت پهلوی پسر را می‌خواندم، مکرر اشاراتی دیدم از علاقۀ شاه به جن‌گیری و باورهای عجیب و غریب.

🍂 با این حال، هنوز هم "جامعه‌شناسی سیاسی در ایران" فصلی دربارۀ بررسی و نقش این علوم و نمایندگانشان در حکومت‌های ایرانی باز نکردهإاست، درحالیکه این واقعه‌ای مهم و تقریباً همیشگی در سیاست ایرانی‌ست.

🍂 و نکتۀ ناگفته دیگر، نقش استخاره در تصمیمات سیاسی و اجتماعی و حتی علمی‌ست. برای نمونه، یکی از رؤسای دانشگاه علوم پزشکی تهران، در تصمیمات علمی و اداری‌اش، استخاره نقش بسیار پررنگی داشت!

3️⃣ #علیرضاموثق

🍂 تأمل در همین یک مثال، برای یک انسان با آی‌کیویِ در حدِ جلبک هم کافی‌ست تا امتناعِ جمعِ مفاهیم و موضوعات مدرنی چون «انتخابات آزاد و دموکراسی و حقوق بشر» با حکومت اسلامی-آخوندی و ولایت مطلقۀ فقیه را دریابد و حکم به عدمِ صلاحیتِ کلیتِ نهادهای بلعندۀ بیت‌المال، از جمله شورای نگهبان و مجلس خبرگان(!) رهبری و رهبر برگزیده از دل این خبرگان(!) بدهد.

🍂 ماحصلِ حکومتی که این همه ساختار زائد و مهمل را در خودش جا داده تا جلوی حضورِ آزادِ نمایندگان سلایق و عقاید گوناگون مردم را بگیرد، و به این طریق، سدی بزرگ جلوی ورودِ نخبگان و معتمدانِ جامعه ایجاد کرده، نمی‌تواند در عرصه‌های مختلف، از جمله فوتبال، جز این باشد؛ کشور کوچکی چون قطر نیز باید ما را تحقیر کند؛ چرا که لااقل قطری‌ها، اینقدر احمق و کودن نبودند که تحتِ تأثیر جریان‌های چپ و اسلام‌گرای غرب‌ستیز، کلیت نظام سیاسی‌شان را به‌خاطر برخی نواقص و مفاسد و بحران‌ها، ویران کنند و افسار مملکت را دستِ یکسریِ آخوندِ خرافاتی و بی‌کار و بی‌هنر بدهند که از ادارۀ زندگیِ روزمرۀ خودشان هم عاجزند و معاش‌شان بر گریاندنِ خلق و خرافه‌فروشی و سهمِ امامِ غایبِ ۱۲۰۰ ساله را گرفتن، استوار است؛ و در وهلۀ بعد، انتظار هم داشته‌باشند که در ذیلِ حاکمیت چنین موجوداتی، به جمهوری و دموکراسیِ فرانسه و رفاهِ سوئیس نیز برسند(!) و بعد هم عده‌ای در اپوزیسیون‌ِ حکومت باشند که از «سرقتِ انقلاب‌شان» داستان ببافند!

#آخوندیسم


🌾 @Naqdagin