نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘«خرس سیبری و پیرمرد شکارچی»

✍️ #مهدی_تدینی

🍂 از کجا آغاز کنیم که بیراه نباشد؟ آلمان عزمش را جزم کرده بود تا به بهانۀ مناقشه‌اش با لهستان سر شهر دانتسیگ، خاک این کشور را به توبره بکشد. اروپا در آستانۀ جنگی «ملی» بود که می‌توانست به جنگی «جهانی» بدل شود. آن زمان در فرانسه شعاری سر زبان‌ها افتاد: «چرا برای دانتسیگ بمیریم؟» بی‌تردید اروپا امروز دقیقاً با همین وضعیت روبروست: «چرا برای کی‌یف بمیریم؟» اگر قرار باشد جنگی جهانی آغاز شود، همین‌گونه آغاز می‌شود که دیروز آغاز شد، و اگر هم قرار باشد جلوی جنگی جهانی گرفته شود، به همین شکل جلوی آن گرفته می‌شود که می‌بینیم.

🍂 اروپا پیر و ضعیف است و در بی‌هویتی غرق شده است. آمریکا نیز هر روز در دفاع از ارزش‌هایی که مدعی‌اش است، بی‌عرضه‌تر به نظر می‌رسد. اما واقعیت این است که مسائل سیاسی را نمی‌توان با گویشی «پهلوانی» و «شوالیه‌ای» خواند. عدم واکنش نظامی به روسیه رفتاری معقول است و زیرکی هوشمندانه‌ای در پس آن نهفته است ــ گرچه بی‌تردید غرب «نبردگریز» است.

🍂 این پیروزی رعدآسا شکست‌های بزرگی را برای روسیه در پی خواهد داشت که در بلندمدت دامنش را می‌گیرد و به نظر می‌رسد غرب تعمداً روسیه را به چنین مسیری هدایت کرده. صاحب‌نظران آمریکایی اتفاقات امروز را در میانۀ دهۀ ۱۹۹۰ پیش‌بینی کرده بودند؛ وقتی به کلینتون هشدار می‌دادند توسعۀ ناتو به شرق، روسیه را به مسیر ناخوشایندی سوق می‌دهد. روسیه تا دو دهه توان نداشت این ترس هشداردهندگان را جامۀ عمل پوشاند (اولین گروه از کشورهای بلوک شرق در ۱۹۹۹ به ناتو پیوستند و ناتو در ۲۰۰۴ به مرزهای روسیه رسید).

🍂 اگر با مقیاس «سالانه» به قضایا نگاه کنیم، روسیه جواب دندان‌شکنی به غرب و غرب‌گرایان اکراینی داده، اما مقیاس مطالعۀ تاریخ «سال» نیست، بلکه «دهه» است. مشکل روسیه با این تهاجم نه تنها حل نشد، بلکه به گونه‌ای گره خورد که دیگر حل نخواهد شد و در فرایندی میان‌مدت گریبانش را خواهد گرفت. برای اینکه بفهمیم چرا، باید صورت‌مسئلۀ درست را بنویسیم. صورت‌مسئله‌ای که در رسانه‌ها و اذهان مطرح است، صورت‌مسئلۀ نادرستی است. مسئله مواجهۀ روسیه با غرب نیست! بلکه پرسش این است که «ملت‌های همسایه با روسیه در میان دو میدان جاذبۀ شرق و غرب چه باید بکنند؟» آن چیزی که باعث توسعۀ ناتو به شرق شد، خواست همین ملت‌ها بود، نه صرفاً خواست آمریکا یا کشورهای ناتو! این میل همسایگان روسیه به ائتلاف نظامی با غرب، ریشه در خاطرات بدی دارد که از خودکامگی‌های کرملین در ذهن دارند.

🍂 پوتین کی‌یف را اشغال می‌کند، زِلِنسکی بازداشت یا متواری می‌شود و دولت روس‌دوست جدیدی شکل می‌گیرد که بسیار ناتوان‌تر و منفورتر از دولت یانوکوویچ خواهد بود؛ همان دولتمرد روس‌دوست که در جنبش یورومیدان در اوایل ۲۰۱۴ سرنگون شد. اگر تا پیش از این لشگرکشی و بمباران بی‌سابقه روسیه بختی برای حفظ نفوذ سنتی‌اش در اکراین داشت، از این پس فقط باید با زور سرنیزه اکراین را حفظ کند ــ به دست آوردن دل اکراینی‌ها که تعیین‌کننده‌ترین عامل بلندمدت است، شاید دیگر محال باشد. شاید بگویید: «مشکلی نیست! اکراین را با سرنیزه حفظ خواهد کرد!» بله! شاید بتوان چند سالی چنین کرد، ولی در بلندمت چنین چیزی میسر نیست.

🍂 روسیه خطا کرد! مرد دائم‌الخمری که به کتک زدن همسر و فرزندانش عادت داشت، سال‌ها بود وانمود می‌کرد خوش‌اخلاق شده و دیگر روی خانواده‌اش کمربند نمی‌کشد! اما باز روسیه به سراغ کمد قدیمی رفت، بطری‌های ودکا را درآورد، مست کرد و زن و بچه‌اش را زیر کتک گرفت. این رفتار بدترین پیام را به سایر همسایگان روسیه مخابره کرد (مانند مداخلات اخیرش در بلاروس و قزاقستان). به عنوان نظاره‌گر بیرونی که سرنوشت اکراین را دنبال می‌کند، معتقدم بهتر بود اکراین در غرب‌گرایی میانه‌روی پیشه می‌کرد و موازنۀ مثبتی در مواجهه با روسیه و غرب برقرار می‌کرد و از ناتو نیز فاصله می‌گرفت. اما اگر بخشی از مردم اکراین در روس‌هراسی‌شان سازش‌ناپذیر عمل کردند، خطای روسیه به مراتب بزرگ‌تر، زیانبارتر و توجیه‌ناپذیرتر بود.

🍂 در این میان غرب و اروپا ــ با همۀ جنگ‌گریزی و نادلاوری‌شان ــ مانند پیرمردهای زیرک، جوانی قلدر را به سوی خشونتی سرمستانه سوق دادند تا در بلندمدت زمینگیرش کند. از فردای پیروزی اوضاع به نفع روسیۀ پوتینیستی پیش نخواهد رفت، و غرب هم با جلوگیری از درگیری نظامی هزینه‌های خود را تا حد امکان پایین آورده است. در یک جمله: غرب نمی‌تواند دندان این خرس سیبری را بکِشد، اما خرس را مجبور کرد طعمۀ گوشت‌تلخ و چغری را به دندان بگیرد تا یا مجبور شود سریع آن را رها کند یا ناگزیر شود سال‌ها آن را در آرواره‌اش بفشارد و بدین‌سان دندانش از ریشه سست شود. آدم عاقل با خرس سرشاخ نمی‌شود، آن را در تله می‌اندازد.

دربارۀ ریشه‌های درگیری روسیه-اکراین اینجا توضیح دادم.


#روشیعه



🌾@Naqdagin
نقدآگین
@Naqdagin – در ستایش شیطان
وِلادیمیر در برابر وُلودیمیر
@Naqdagin
#روشیعه

🎧 وِلادیمیر در برابرِ وُلودیمیر

یک گفتگوی ارزنده برای درک موقعیت تاریخی روسیه، اوکراین و ایران

🎙گفتگوی لایو دکتر #شروین_وکیلی و دکتر #مهدی_تدینی

چرا اوکراینی‌ها با روس‌ها پدرکشتگی‌ای دارند که ما ایرانیان با هیچ دولت استعماری‌ای، از جمله روس‌ها، چنین تجربه‌ای را از سر نگذرانده‌ایم؟


🗄 پست مرتبط:
📘«خرس سیبری و پیرمرد شکارچی»
📘 سه «عملیات ویژهٔ» صلح روسیه در ایران



🌾@Naqdagin
#نقد_روشنفکران #حکومت_اسلامی

📘گفتگوی محال
— خردمند و دلسوز به نظر رسیدن کِیف می‌دهد، اما خردمندی-دلسوزی صوری خیانت به خودِ خردمندی-دلسوزی است

✍️#مهدی_تدینی

🍂 این تصویر از مراسم دولتی روز سیزده‌آبان ثبت شده است؛ از آن دست تصاویر چشم‌نواز تاریخی که این روزها بسیار می‌بینیم. شهامت مدنی اگر تصویر داشت، همین بود.

🍂 اما باید پاسخی به یک مغالطۀ رایج بدهم. خردمند و دلسوز به نظر رسیدن کِیف می‌دهد، اما خردمندی صوری خیانت به خودِ خردمندی است؛ چنانکه دلسوزیِ توخالی به خود دلسوزی آسیب می‌زند. این روزها از این دست خردمندی‌های توخالی زیاد می‌بینیم و جان کلام آنها نیز نفی خشونت و ترغیب به گفتگوست.

🍂 اصلاً گفتگو یعنی چه؟ کسی می‌داند گفتگو چگونه باید صورت بگیرد؟ گفتگو در سطح اجتماعی برای حل معضل سیاسی ایران پوچ است. در ظاهر امر دعوت به گفتگو متمدنانه و مدرن به نظر می‌رسد، اما وقتی به پس آن می‌رویم پوچ بودن آن مشخص می‌شود. اساساً گفتگو در سطح «اجتماعی» بی‌معناست. یعنی گفتگوی «شهروندان» با همدیگر بی‌معناست. نه امکان‌پذیر است و نه فایده‌ای دارد. گفتگوی شهروندان با حاکمان هم بی‌معناست. اصلاً گفتگو در سطح شهروندی هم محال و هم بی‌فایده است. یعنی چه؟

🍂 اگر دو نفر با هم مشکل داشته باشند، می‌توانند با هم گفتگو کنند. اگر سه نفر یا چهار نفر یا عده‌ای انگشت‌شمار با هم اختلاف داشته باشند، می‌توانند سر میزی بنشینند، رفته‌رفته مواضع همدیگر را بفهمند و توافقی بیندیشند. اما بگویید هزار نفر چگونه می‌توانند با هم گفتگو کنند؟ چند میلیون نفر چگونه؟ کی با کی باید صحبت کند؟ نتیجه چگونه مشخص می‌شود و چه سازوکاری برای تأمین رضایت گفتگوکنندگان میلیونی وجود دارد؟ گفتگوی اجتماعی امری محال است. پس گفتگو در سطح اجتماعی چیست و چه می‌شود؟

🍂 بشر پیشتر در این باره فکر کرده و راه‌حل گفتگوی اجتماعی را پیدا کرده است: «دموکراسی» همان گفتگوی اجتماعی است. دموکراسی سازوکار عملی گفتگو میان مردم یک کشور است. گفتگوی معنادار هیچ راهکار دیگری ندارد. از طریق سازوکار دموکراتیک شهروندان همفکرترین نمایندۀ خود را انتخاب می‌کنند تا به جای آنها «گفتگو» کند.

🍂 اتاق گفتگو «پارلمان» است. گفتگوی معنادار از مجاری دموکراسی محقق می‌شود و اصلاً این سازوکار ساخته شد تا شهروندان بتوانند با هم گفتگو کنند. مشکل ما این نیست که مردم نمی‌دانند باید گفتگو کنند! آدرس پوچ به جامعه ندهید! مشکل این است که دموکراسی نداریم. مشکل گفتگو کردن یا نکردن نیست، مشکل این است که سازوکار عملی گفتگو از میان رفته است. فهمیدن اینکه گفتگو خوب است، خردمندی نمی‌خواهد. عموم مردم می‌فهمند گفتگو خوب است و خشونت بد است. به جای دعوت به گفتگو، بگویید چگونه دموکراسی داشته باشیم.


پی‌نوشت: تمام کسانی که مکرر از «خشونت‌پرهیزی طرفین (طرف سرکوبگر تمام‌مسلح و مردم سرکوب‌شونده نامسلح)» و «ضرورت گفتگو» و حتا «تقبیح شعارهای بدون پرده مردم در مقابل خشونت و تحقیر بی‌ حد و مرز دولتی» پست‌های مکرر می‌گذارند، حداقل با حمایت جمعی و علنی از خواست‌های روشن و سازوکار عملی یک آخوند مسلمان سنی (مولوی عبدالحمید)، نشان دهند راهکاری حداقلی و معقول در جهان مدرن مد نظرشان است، نه اینکه بخواهند مردم به‌جان‌رسیده تحول‌خواه را با این گفتمان‌های پر تناقض و ابهام، سرکوب نرم کنند تا به زندگی ذلت‌بار و بدون حقوق اولیه سابق خود برگردند؛ درحالی که عرصهٔ زندگی از همه جهات بر آنها تنگ‌تر و تنگ‌تر می‌شود.

🗄 پست‌های مرتبط



🌾 نقدآگین
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#آینه_تاریخ #ایران #نقد_چپ

📺 ارزیابی کارنامهٔ میرزا کوچک‌خان جنگلی

🎙#مهدی_تدینی



🌾 @Naqdagin
#آینه_تاریخ #ایران #نقد_چپ

📘‍میرزا کوچک‌ خان، قهرمان یا ضدقهرمان؟

✍️ #مهدی_تدینی

🍂 یکی از شخصیت‌های مهم و پرسش‌برانگیز تاریخ معاصر ایران یونس استادسرایی است؛ معروف به میرزا کوچک خان، رهبر جنبش جنگل. داوری دربارۀ برخی شخصیت‌های تاریخی دشوار است و میرزا از جمله کسانی است که داوری درباره‌اش بسیار دشوار است.

🍂 اگر از منظر صرفاً ضدسوسیالیست به میرزا بنگریم، داوری دربارۀ او آسان است و باید بی‌درنگ بر تمام کارنامۀ میرزا خط بطلان کشید. اما شخصیت‌های تاریخی را باید بر اساس موقعیت تاریخی، کوران‌های دورانشان و انگیزه‌هایی که شاید امروز پی بردن به آن‌ها دشوار باشد، شناخت و فهمید.

🍂 برای کسی چون من که گمان می‌کنم یکی از خطاهای بزرگ تاریخ ما نشناختن نظام سرمایه‌داری و تن ندادن به آن است، میرزا باید شخصیتی مردود باشد؛ بی‌هیچ شک و شبهه‌ای، اما اتفاقاً همۀ حرف من همین است که نمی‌توان و نباید شخصیت‌های تاریخی یا ــ به تعبیری بهتر ــ «فاعلان تاریخی ــ را بر اساس باورهای خودمان و صرفاً از یک دیدگاه سیاسی و ایدئولوژیک خاص داوری و ارزیابی کرد.

🍂 میرزا قرار بود روحانی شود، اما در کوران انقلاب مشروطه و استبداد صغیر به مجاهدان مشروطه‌خواهی پیوست که تهران را فتح کردند و محمدعلی‌شاه را بر تخت شهریاری سرنگون کردند.

🍂 از این پس می‌توان دوران مبارزاتی میرزا را به دو دوره تقسیم کرد. دورۀ اول از ۱۲۹۳ آغاز می‌شود و پایان آن را می‌توان انقلاب اکتبر روسیه (۱۲۹۶) در نظر گرفت. میرزا در این دوران علیه اشغالگری روس‌های تزاری مبارزه می‌کرد و از جانب دولت مرکزی ایران هم که بی‌طرفی‌اش از سوی دولت‌های درگیر در جنگ جهانی اول نقض شده بود، تحمل می‌شد.

🍂 اما آن بخش سؤال‌برانگیز فعالیت میرزا دورۀ دوم مبارزات اوست (از بهار ۱۲۹۹ تا هنگام مرگ در آذر ۱۳۰۰). در این دوره در پی اشغال انزلی از سوی نیروهای ارتش سرخ میرزا مجال می‌یابد دوباره رشت را تصرف کند. در اینجا ائتلافی میان میرزا، حزب کمونیست ایران (که آن زمان هنوز حزب عدالت نامیده می‌شد و در قفقاز تأسیس شده بود) و نمایندگان روسیۀ شوروی شکل گرفت. گفتگوهای میرزا با کمونیست‌های ایرانی و روس منجر به اعلام جمهوری شوروی گیلان شد و این حکومت سوسیالیستی قرار بود پلی باشد برای سوسیالیستی و سوویتی (شورایی) شدن کل ایران. طبعاً بر چیدن نظام سلطنتی و تغییر عمدۀ مناسبات قدرت بخشی ناگزیر این ایده بود.

🍂 اما رفتارهای جناح کمونیست خیلی زود باعث رنجش میرزا و دوری گزیدن از متحدان بولشویکش شد. میرزا رشت را ترک کرد و کمونیست‌ها (امثال سلطان‌زاده، احسان‌الله خان و پیشه‌وری) بی‌درنگ در کودتایی دولت جدیدی که کاملاً باب میل خودشان باشد بدون میرزا تشکیل دادند. همین‌جا می‌توان میرزا را ارزیابی کرد: آری، میرزا سوسیالیست و باورمند به نظام سوویتی (شوروی) بود، اما گمان می‌کرد ایران هنوز گنجایش پیاده‌سازی سیاست‌های فرهنگی و اقتصادی سوسیالیسم را ندارد. او فقط چارچوب سیاسی نظام شوروی را فعلاً پذیرفته بود، گرچه دنبال اهداف سوسیالیستی تمام‌عیاری بود.

🍂 این‌که او می‌خواست از پایگاه گیلان شوروی کل ایران را سوسیالیستی کند، چیزی مگر توهمی عمیق نمی‌توانست باشد. میرزا هم مانند بسیاری از انقلابی‌های جان‌برکف دیگر ایرانی، آرمان و رشادت داشت، اما بینش سیاسی و تاریخی قابل‌دفاعی نداشت. دم زدن از سوسیالیسم و نظام شوروی در آن زمان فقط نشانۀ این بود که میرزا برای اینکه دربارۀ شکل حکومت بلاتکلیف نباشد، دنبال نظام شورایی (شوروی) و سوسیالیستی رفته بود و با اینکه در برابر کمونیست‌ها بر مناسبات خاص ایران تأکید می‌کرد، خود او مناسبات تاریخ اجتماعی ایران را درک نکرده بود.

🍂 میرزا وطن‌دوستی دلاور بود که هدفی پوچ داشت. انسان بزرگی که تصمیمات نادرست گرفت. اما این همان «فاعل تاریخی» است که من می‌شناسم... نه دیو است و نه فرشته. همۀ حرف من در تاریخ‌اندیشی و تاریخ‌نگاری همین است که بگویم نگاه الهیاتی و مانَوی به تاریخ و بازیگرانش نداشته باشیم. تاریخ الهیات نیست که دیو و فرشته داشته باشد؛ تاریخ انسان‌هایی دارد که بزرگند اما اشتباه می‌کنند؛ کوچکند اما درست عمل می‌کنند. میرزا هم یکی از همان‌هاست؛ مانند امیرکبیر که خطا و بزرگی با هم داشت؛ مانند عباس میرزا و ناصرالدین‌شاه و مانند دیگرانی که شمارشان بسیار است. و این‌چنین یونسِ داستان ما را نهنگِ تاریخ بلعید و پیکر منجمدش را در ارتفاعات تالش بالا آورد...

🔻برای توضیح بیشتر ویدئوی پیوست را ببینید که در صفحۀ اینستاگرامم به اشتراک گذاشته بودم.



🌾 @Naqdagin
📘در آستانۀ هفت اکتبر

✍🏻#مهدی_تدینی

🍂 بین خوش‌بین بودن و واقع‌بین بودن باید واقع‌بین بود و اگر خوش‌بینی به واقع‌بینی آسیب می‌زند، بی‌درنگ باید آن را کنار نهاد. متأسفانه واقع‌بینی دیگر جایی برای خوش‌بینی نگذاشته و باید پذیرفت نشانه‌ها از افزایش تنش حکایت دارد. زنجیرۀ رخدادها که با هفت اکتبر آغاز شد، در سالگرد آن بجایی رسید که یک سال پیش در مخیلۀ بدبین‌ترین تحلیلگران هم نمی‌گنجید (آیا این روند تصادفی و ناخواسته بود؟ به سختی می‌توان گفت «آری»)، چنان‌که اگر دو سال پیش این تصویر آخرالزمانیِ غزه را می‌دیدید، بعید بود آن را باور کنید؛ گرچه البته وقتی عملیاتِ ۷ اکتبر رخ داد، تقریباً می‌شد انتظار داشت واکنش اسرائیل از هر آنچه تا پیش از آن از آن سراغ داشتیم شدیدتر خواهد بود.

🍂 هر چه جلوتر می‌رویم تصویر رخدادهای یک سال گذشته شفاف‌تر می‌شود. به نظر می‌رسد اسرائیل چنین مسیری را هدفمند دنبال کرده و تعمداً اجازه می‌دهد زنجیرۀ کنش و واکنش‌ها تداوم یابد. نشانه‌ای دیده نمی‌شود که اسرائیل قصد داشته باشد این زنجیره را متوقف کند. اروپا در افولِ جهانیِ مزمن خود کلاً از خاورمیانه پا پس کشیده است. روسیه امید دارد با گسترش درگیری‌ها در خاورمیانه فشار بر غرب افزایش یابد تا دست از حمایت از اوکراین بردارند و از پشت به زلنسکی خنجر بزنند.

🍂 آمریکا تا حدی در قبال واکنش‌های اسرائیل به جمهوری اسلامی نقش ترمز را ایفا کرده است. برای مثال پس از عملیات پهپادی‌ـ‌موشکی پیشین همۀ مقامات دولت بایدن اصرار داشتند حمله شکست خورده تا به اسرائیل بقبولانند «هیچی نشده! فقط یه‌کم گلگیر جلو قُر شده که آن هم بدون رنگ درمی‌آید.» اما هر نظاره‌گری می‌دانست مسئله «نفس حمله» بود. بایدن موفق شد اسرائیل را مهار کند؛ گرچه اصلاً شک دارم آمریکا هیچ‌گاه بتواند چیزی به اسرائیل بقبولاند؛ اسرائیل مهارت خاصی دارد خواست خود را نرم‌نرم در کاسۀ آمریکا بگذارد ــ بدون حمایت آمریکا هم نظرش چندان عوض نمی‌شود.

🍂 در دومین عملیات موشکی تصاویر اجازه نمی‌داد مقامات آمریکایی بگویند «طوری نشده». گرچه باز هم می‌گفتند عملیات شکست خورده است. این‌بار مشخص بود آمریکا می‌داند نهایتاً بتواند کمی واکنش اسرائیل را تعدیل کند. به همین دلیل بایدن اول گفت تأسیسات هسته‌ای نباید هدف قرار گیرد و بعد تلویحاً تأسیسات نفتی را هم به آن افزود. اما باز هم به گمانم سیاست اسرائیل در برابر بایدن همان است که به مرگ می‌گیرد تا به تب راضی شود. ترس آمریکا این است که درگیری از مهار خارج شود، اما هدف اسرائیل این است که آمریکا را گام به گام به درگیری بکشاند.

🍂 به گمانم اسرائیل با همین ریتم سطح تنش را بالا و بالاتر خواهد برد. اینک می‌دانیم که هدف اسرائیل در برابر حماس حذف کامل آن از غزه بود. با کمی تأخیر فهمیدیم در قبال حزب‌الله نیز هدفش ضربۀ حداکثری به حزب‌الله بود ــ لازم نیست توضیح دهم ضربۀ حداکثری یعنی چه. فقط این را هم اضافه کنم که به نظر در اسرائیل سال‌ها روی جنگ سی‌وسه‌روزۀ ۲۰۰۶ فکر شده بود و این‌بار کلاً اسرائیل تغییر تاکتیک داد. اول با عملیات پیجری در قاعدۀ حزب و توأمان حملۀ گسترده به رستۀ رهبری وقتی تعادل حزب‌الله را به هم زد، حملۀ زمینی را آغاز کرد؛ آن هم پس از فعالیت گستردۀ توپخانه‌ای و نقطه‌زنی در جنوب لبنان. اما این جنگ در جنوب لبنان هم احتمالاً بسیار طولانی خواهد بود و با اشغال مناطقی همراه خواهد بود.

🍂 می‌ماند این پرسش اصلی و بزرگ که درگیری با جمهوری اسلامی چه می‌شود؟ در این مورد باید منتظر تنشی دائمی و زدوخوردی بلندمدت باشیم؛ زدوخورد به همین معنایی که تا اینجا دیده‌ایم، منتها در سطحی بالاتر. احتمالاً شدت حملاتی موشک‌های ایرانی بیشتر می‌شود و واکنش‌های اسرائیل هم شدیدتر می‌شود. به این شکل، اسرائیل به جهان فرصت می‌دهد خود را به این تنش عادت دهد. متأسفانه هیچ سازوکاری برای متوقف کردن این زنجیرۀ کنش و واکنش وجود ندارد. نمی‌توان گفت دقیقاً چه اتفاقاتی خواهد افتاد، اما دست‌کم می‌توان حدس زد «ایدۀ دولت پزشکیان» که اولین روز دولتش با ترور هنیه در تهران همراه بود، عملاً محکوم به شکست است. فقط کافی است این زنجیرۀ تنش چند درجه داغ‌تر شود تا بستن پروندۀ هسته‌ای و تحریم‌ها نه‌تنها ناممکن، بلکه سویۀ معکوس بگیرد. «ایدۀ دولت روحانی» که از سال ششم آن شکست خورد، این‌بار از روز اول دچار مشکل اساسی شد.

🍂 زنجیرۀ درگیری که هفت اکتبر آغاز شد، پس از یک سال با فرود موشک‌ها در پایگاه نوآتیم کامل شد. تاکتیک‌های اسرائیل عوض شده و بیش از همیشه آماده است خون هم بدهد (چنان‌که عملاً اجازه نداد حماس از گروگان‌ها بهرۀ خاصی ببرد). هفت اکتبر ۲۰۲۳ نمی‌دانستیم هفت اکتبر ۲۰۲۴ به اینجا می‌رسیم. ۷ اکتبر ۲۰۲۵ کجاییم؟ دست‌کم به گمانم صحبت از «سال» برای این درگیری هیچ بیراه نیست.


.


#سیاست #بین‌الملل #حکومت_اسلامی



🌾@Naqdagin | @tarikhandishi
📘اروپا و جزایرِ سه‌گانه

✍🏻#مهدی_تدینی

🍂 جنگ روسیه در اوکراین باعث شد ایران خنجر دیگری بخورد. اروپا ایران را در مورد جزایر سه‌گانه «اشغالگر» خوانده‌است. درست است که امارات با عصای موسای تجارت و اقتصاد و با بازی‌های بُردـ‌بُرد به‌خوبی یاد گرفته‌است کار خود را از پیش برد (کاری که البته هیچ مهارت شگرفی نیست، فقط لازم است ایدئولوژی چپ عقل سلیم را فلج نکرده‌باشد)، اما این فقره، یعنی این همراهیِ عجیب اروپا با امارات و غش کردن اروپایی‌ها در آغوش امارات، بیشتر پیامدِ جنگ اوکراین و دوستی خاله‌خرسۀ روسیه با ایران است تا نتیجۀ مهارت عقل‌سلیمِ اماراتی. برویم عقب‌تر...

🍂 اوایل سال ۲۰۲۲ ــ زمستان ۱۴۰۰ ــ اولیانوف، نمایندۀ روسیه در مذاکرات هسته‌ای، مَرد پرحرفِ مذاکرات که همیشه دست‌به‌توئیت بود و بر اساسِ تعداد بطری‌ها روی میز مذاکرات هسته‌ای خبرهای خوش توئیت می‌کرد، در توئیتی نوشت
«فقط پنج دقیقه تا توافق هسته‌ای با ایران مانده است».

درست می‌گفت! فقط پنج دقیقه مانده‌بود، منتها این شعرِ او مصرع دومی هم داشت! نگفته بود که رئیسش، پوتین، قصد دارد در دقیقۀ چهارم به اوکراین حمله کند. لشکرهای روسیه وارد خاک اوکراین شدند و اولیانوف هم که دیگر کاری در ژنو نداشت دفترـ‌دستکش را جمع کرد و کلاً رفت که رفت!

🍂 ساعت مذاکرات در همان دقیقۀ چهارم برای همیشه به خواب رفت. در جنگ روسیه و غرب توافق هسته‌ای قطعاً به ضرر روسیه بود؛ زیرا روسیه می‌خواست از اهرم انرژی علیه غرب استفاده کند ــ همان تئوری پوچ و بی‌نتیجۀ «زمستان سخت» که روس‌دوستان در ایران نیز از «راشاتودی» یاد گرفته بودند و تأمل‌نشده تکرار می‌کرد... وینتر ایز کامینگ! وینتر ایز کامینگ!

🍂 زمستان‌ها آمدند و رفتند و از انرژی اهرمی برای روسیه درنیامد، اما بازندۀ بازیِ روسیه با کارت انرژی که بود؟ ایران بود. در حالی که ایران می‌توانست دریچۀ امید اروپا باشد، روسیه جلوی مذاکرات را سد کرد و ایران را بخشی از کابوس اوکراین کرد.

🍂 این اقدام امروز اروپا را نیز باید یکی دیگر از ترکش‌های جنگ اوکراین بدانیم. اگر روسیه در جنگ با اوکراین واقعاً به کمک ایران نیاز دارد، یعنی از این پس نیز فقط برای ایران هزینه دارد! وقتی خود روسیه نمی‌تواند گلیم خود را در برابر غرب از آب بیرون کشد، چه گلی قرار است سر دیگران بزند؟ کَل اگر طبیب بودی، سر خود دوا نمودی!

🍂 اروپایی که با مدل اقتصادیِ سوسیال دهه به دهۀ ضعیف‌تر، و به جیب مالیات‌دهندگانِ اقتصادِ «نئولیبرالِ» آمریکا محتاج‌تر می‌شود، مجبور شده‌است برای اوکراین خرج کند.

🍂 امارات وارد بازی بُردـ‌بُرد با اروپا می‌شود، درحالی‌که روسیه ایران را درونِ جنگی می‌کشد که برای اروپا فقط ضرر است. پس باید منتظرِ ضربه‌های دیگری از جانب اروپا باشیم. اما وقتی خود چین و روسیه که ــ به خیال ما ــ طرف ما هستند، پای بیانیه‌ای را امضا می‌کنند که به نفع امارات است، از اروپا چه انتظاری می‌رود؟

🍂 دولت پزشکیان حتی قبل از تشکیل کابینه‌اش مشخص بود قرار نیست در این معادلات دیپلماتیک تغییری دهد. وزیر خارجه روز اول آب پاک را روی دست همه ریخت:
ما با آمریکا مشکل مبنایی داریم؛ پس مسئله فقط کاستن از هزینه‌های احتمالی‌ست (اما مگر دولت‌های قبل چنین نکردند؟).


🍂 این دنیا محل بده‌بستان است. طرفداران رابطۀ اقتصادی با چین در توجیه چین‌دوستی خود می‌گویند:
چین دومین اقتصاد دنیاست!

یعنی شگفت‌انگیزترین و البته عصبانی‌کننده‌ترین جواب ممکن را می‌دهند! استدلال کلان ما را خُرد می‌کنند و یک تکه از آن تحویل خود ما می‌دهند! اگر ارتباط با دومین اقتصاد بزرگ دنیا مفید است، پس تخریب رابطه با اقتصادهای اول، سوم، چهارم، پنجم، ششم، هفتم، هشتم و نهمِ دنیا مطلقاً ضرر است!

🍂 اتفاقاً رابطۀ اقتصادی با همان اقتصاد دوم هم زمانی واقعاً مفید است و به بهره‌کشی یک‌طرفه منجر نمی‌شود که همزمان ایران با سایر قدرت‌ها هم روابط اقتصادی داشته باشد. با هیچ سمباده و با هیچ اسیدی نمی‌توان این اصل را از دفتر واقعیات این دنیا جهان پاک کرد! با شعار صخره‌ها جابجا نمی‌شوند. با فریاد کوه‌ها نمی‌گریزند. پس با تبلیغات صداوسیما هم نمی‌توان هزینه‌های بی‌کران انزوای ایران را انکار کرد.

🍂 نفت و گاز ما زیر خاک می‌ماند، استعداد جوانان ما هدر می‌رود و نخبگان ناامید می‌شوند، سرمایه‌هایی که باید به شمال خلیج فارس سرازیر شود، به جنوب آن می‌رود، انواع سرمایه از ایران می‌گریزد، از صادرکنندۀ گاز به واردکنندۀ آن تبدیل می‌شویم، مردمی که ۶۰ سال پیش سوار خودروی آمریکایی، آلمانی و ژاپنی بودند، پرایدسوار می‌شوند، امید به خرید مسکن یک‌قرنی می‌شود و کشوری که آینده‌دارترین قدرت غرب آسیا به نظر می‌رسید، در برابر امارات توان دیپلماتیک لازم را برای دفاع از خود ندارد. ادامۀ این راه نیز چیزی مگر سرمایه‌سوزی در بر ندارد! والسلام!


.


#روشیعه #حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin
📺 اسلام، ایدئولوژیِ «تمامیت‌خواهی» و ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱

🎙#کریستوفر_هیچنز

🔻اسلام گرایی
🔸اسلام با قاطعیتی بسیار بیش‌تر از مثلا مسیحیت انسان را از خدا تفکیک می‌کند. اما از آنجا که از سردرگمی و تکثر صداها بیزار است، باید پیامبر اسلام را یگانه انسانی ببیند که از مجرای او اراده خداوند برای انسان‌ها قابل شنیدن [یا درک] می‌شود و «الله و رسولانش» را چنان به هم نزدیک می‌کند و دستورات رسول را چنان به منزله دستورات مستقیم خدا جلوه می‌دهد که فهمیدن محمد به عنوان «انسانی محض» ناممکن می‌شود، بلکه باید سهمی در الوهیت داشته‌باشد؛ چنان‌که چنین چیزی در آموزه‌های برخی فرقه‌های اسلامی نیز عملاً موضوعیت دارد.

🔸و از آن‌جا که اسلام - چنان که از همه توضیحاتی که درباره خود می‌دهد برمی‌آید - نه نوعی ایمان به معنای مسیحیت، بلکه نوعی شیوه زندگی بدون تمایز میان امور دنیوی و معنوی است، مدعای آن را نیز باید بی‌سابقه نامید؛ چنان که به لحاظ تمامیت از کمونیسم بسیار فراتر می‌رود.

🔺آن «رهایی بخشی» که اسلام هدف خود نهاده است، در حقیقت انقیاد انسان‌هایی پرشمار در برابر گروهی از انسان‌هاست که به نحوی موکد متاثر از ویژگی‌های خاص و ایدئولوژی مشخصی‌اند.

(#ارنست_نولته ترجمۀ #مهدی_تدینی)



📺 سانسورِ نظرِ شوپنهاور دربارۀ قرآن
📕نظرِ اسپینوزا دربارۀ محمد
📺 سانسورهای کتابِ «کمدی الهی» دانته
📕مدعی نبوت/امامت را چگونه بسنجیم؟
📕چه بسیار بیهوده‌سخن‌ها که زیاده به‌درازا کشید!
📓مسیر پیامبری (صدیقه وسمقی)

🔻شرق Vs اسلام
📕اشو: مهمل بودنِ قرآن
📕آلن واتس در برابر اسلام
📕بودیست بودا را می‌کشد، شیعه مغزش را!
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📕دفن حقیقت زیر عمامه و روایت!
📺 آنچه بودا آموخت
📕نقد و بررسی «دربارۀ محمد و بودا»
📕چرا انکارِ وجودِ بردگی و بت‌پرستی یک خطای خطرناکِ تاریخی‌ست؟
📕مناظرۀ ریوَن و خیام (یکم تا چهارم - پنجم تا دهم)

🔻مسیح + بایبل Vs اسلام
📕اسلام پسرفتی نسبت به مسیحت
📻 خنجرِ امت بر رگِ خانواده و ملت
اسلام (ایدئولوژیِ‌ خلافت)، رادیکال‌تر از یهود
📺 از تعهد مسیحیت تا هرج‌ومرجِ جنسی اسلام
📕چرا خدای اسلام و خدای قبلی‌ها یکی نیست؟
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست

.


#نقد_اسلام #نقد_قرآن #اسلام_و_غرب



🌾 @Naqdagin