📘طنابهای آسمانی و مرجعیت پیامبرانه
— چکیدهای از مقالۀ «طنابهای آسمانی و «مرجعیت پیامبرانه در قرآن و بافتارِ آن در دوران باستانِ متأخر» از #کوین_فنبلدل
(۱/۲)
✍️ #زهیر_میرکریمی
✂️ بریدههایی از متنِ چکیده
🍂 کوین فُن بِلَدِل در مقالهی «طنابهای آسمانی و مرجعیت پیامبرانه در قرآن و بافتارِ آن در دوران باستانِ متأخر» کوشیدهاست تا نشان دهد که برخلاف نظر بیشینهی مفسران مسلمان که واژهی «سبب» در قرآن را بهمعنای «وسیله، مسیر، و راه» گرفتهاند، این واژه در کیهانشناسی قرآن، معنایی ویژه دارد و در دورانِ باستانِ متأخر (در سدههای ششم و هفتم میلادی) بهمعنای «طنابهای آسمانی» بودهاست.
🍂 در باورهای کیهانشناختیِ مردمانی که در دوران باستان متأخر در سرزمینهای شرق مدیترانه و عربستان میزیستهاند، با «طنابهای آسمانی» ممکن بوده که بهطور جسمانی یا روحانی، بر سقفِ «گنبدِ آسمان» و «بالاترین نقطهی عالم»، یعنی جایگاه خدا و فرشتگان، بالا رفت و «از عالم عِلوی پیام آورد».
🍂 او برای اثبات مدعای خود در این مقاله، بهویژه از متن سُریانی «افسانهی اسکندر» که در قرآن در روایت ذوالقرنین بازگویی شدهاست، بهره بردهاست.
مقدمه
🍂 بنا بر ادعای فُن بِلَدِل، این باور یعنی «وجود أسباب» یا همان «طنابهای آسمانی»، با آنکه در نگاه نخست عجیب به نظر میرسد، اما یکی از ویژگیهای «کیهانشناسیِ قرآن» است.
🍂 طبق آنچه در قرآن ذکر شدهاست، پیامآورانِ راستین و انسانهای مهذّب، بهاذن خدا میتوانند با طنابهایی از آسمان بالا بروند و به فراز سقف گنبدی برسند که جایگاه خداوند است و از آنجا برای مردمان پیام بیاورند.
🍂 کارکرد چنین تصور و معنایی برای «طنابهای آسمانی» نه فقط توجیهگر «راه ارتباط بعضی از انسانها با خدا» برای آوردن پیام بودهاست، بلکه نقش «ایجاد مرجعیت برای پیامبر و تأییدِ صدقِ سخنانش در برابر شکّاکان» را نیز ایفاء میکردهاست.
🍂 چنین تصوری از صعود بر گنبد آسمان و رسیدن به جایگاه خدا و فرشتگان را میتوان در نزد مصریان، زرتشتیان، سنتهای فلسفیِ یونانی و لاتین، یهودیان، مسیحیان، مانَویان، مَندائیان، و حتی در اوپانیشادها به زبان سانسکریت و در دیگر سنتهای آن مناطق نیز یافت؛ از این رو، وجود چنین باوری در قرآن و در میان مسلمانان (از جمله باور به سفر جسمانی و/یا روحانی محمد به آسمان، یعنی معراج) مطلبی تازه و بیرون از «سنت کیهانشناختی آن دوران» نخواهد بود.
[...]
🔶 افسانهی اسکندرِ سُریانی و ذکرِ ذوالقرنینِ عربی
🍂 فن بِلَدِل در مقالهای دیگر بهتفصیل شرح میدهد و نشان میدهد که چگونه آیههای ۸۳ تا ۱۰۲ سورهی کهف از متنی سُریانی که در زمانِ ظهور قرآن نوشته شده است اقتباس و بازگویی شدهاند. «افسانهی اسکندر» متنی آخرالزمانی است که با اهداف سیاسی و در راستای تبلیغات دینی بر علیه شاهنشاهی ساسانی (خسرو پرویز) و پس از پیروزی هراکلیوس، امپراتور مسیحی روم (بیزانس)، بر ایرانیان و بازپسگیری اورشلیم در ۶۲۹ یا ۶۳۰ میلادی نوشته شدهاست.
[....]
🍂 در «کیهانشناسی قرآن»، زمین «مسطح» است؛ «آسمانهای هفتگانه» همچون «گنبدی بر فراز زمین» قرار گرفتهاند؛ آسمان «سقف محفوظ»ی است؛ آسمان با «ستونهایی نادیدنی» بنا و استوار شده است؛ «قطعههایی از آسمان» اگر نگاه داشته نشوند، میتوانند بر سر مردمان بیافتند؛ ستارگان در «مکانی نزدیکتر از خورشید و ماه» به زمین واقع شدهاند؛ ستارگان «روزنههایی در سقفِ آسمان اول» (سماء الدنیا) و نزدیک به زمیناند؛ آبهایی در آسماناند و باران از «درهای آسمان» نازل میشود؛ آبهای آسمان و زمین («دریایِ شیرین» آسمان و «دریای شور و تلخِ» زمین) در مکانی به هم میپیوندند؛ کیهان تشکیل شده از «زمین، آسمان، و آنچه میان زمین و آسمان است»؛ خدا امر خود را از آسمان به سوی زمین تدبیر میکند و سپس از زمین به سوی او (در آسمان) در روزی که مقدار آن هزار سال است بالا میرود؛ فرشتگان فاصلهی زمین تا آسمان را در روزی که مقدار آن پنجاه هزار سال است طی میکنند.
[...]
🍂 «کیهانشناسی قرآن» مطابق با کیهانشناسی مردمان «شرق مدیترانه» و کیهانشناسی «یهودی-مسیحی» بودهاست. در این کیهانشناسی، خدا «واقعاً» بر «سقف گنبد» یا «خیمهی آسمان» جای دارد و تنها کسانی میتوانند ادعای پیامبری کنند که بتوانند به «اذن خدا» با «طنابهایی آسمانی»، از درهای آسمان بگذرند و آسمانها را ببینند و به جایگاه خدا برسند و از آنجا خبر بیاورند. این کار تنها به «اذن خدا» ممکن است و در قرآن این اذن فقط برای ذوالقرنین روایت شدهاست (و البته تأییدی برای مرجعیت پیامبرانهی محمد). انسانهای دیگر راهی به سقف گنبد آسمان ندارند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @anqanotes
— چکیدهای از مقالۀ «طنابهای آسمانی و «مرجعیت پیامبرانه در قرآن و بافتارِ آن در دوران باستانِ متأخر» از #کوین_فنبلدل
(۱/۲)
✍️ #زهیر_میرکریمی
✂️ بریدههایی از متنِ چکیده
🍂 کوین فُن بِلَدِل در مقالهی «طنابهای آسمانی و مرجعیت پیامبرانه در قرآن و بافتارِ آن در دوران باستانِ متأخر» کوشیدهاست تا نشان دهد که برخلاف نظر بیشینهی مفسران مسلمان که واژهی «سبب» در قرآن را بهمعنای «وسیله، مسیر، و راه» گرفتهاند، این واژه در کیهانشناسی قرآن، معنایی ویژه دارد و در دورانِ باستانِ متأخر (در سدههای ششم و هفتم میلادی) بهمعنای «طنابهای آسمانی» بودهاست.
🍂 در باورهای کیهانشناختیِ مردمانی که در دوران باستان متأخر در سرزمینهای شرق مدیترانه و عربستان میزیستهاند، با «طنابهای آسمانی» ممکن بوده که بهطور جسمانی یا روحانی، بر سقفِ «گنبدِ آسمان» و «بالاترین نقطهی عالم»، یعنی جایگاه خدا و فرشتگان، بالا رفت و «از عالم عِلوی پیام آورد».
🍂 او برای اثبات مدعای خود در این مقاله، بهویژه از متن سُریانی «افسانهی اسکندر» که در قرآن در روایت ذوالقرنین بازگویی شدهاست، بهره بردهاست.
مقدمه
🍂 بنا بر ادعای فُن بِلَدِل، این باور یعنی «وجود أسباب» یا همان «طنابهای آسمانی»، با آنکه در نگاه نخست عجیب به نظر میرسد، اما یکی از ویژگیهای «کیهانشناسیِ قرآن» است.
🍂 طبق آنچه در قرآن ذکر شدهاست، پیامآورانِ راستین و انسانهای مهذّب، بهاذن خدا میتوانند با طنابهایی از آسمان بالا بروند و به فراز سقف گنبدی برسند که جایگاه خداوند است و از آنجا برای مردمان پیام بیاورند.
🍂 کارکرد چنین تصور و معنایی برای «طنابهای آسمانی» نه فقط توجیهگر «راه ارتباط بعضی از انسانها با خدا» برای آوردن پیام بودهاست، بلکه نقش «ایجاد مرجعیت برای پیامبر و تأییدِ صدقِ سخنانش در برابر شکّاکان» را نیز ایفاء میکردهاست.
🍂 چنین تصوری از صعود بر گنبد آسمان و رسیدن به جایگاه خدا و فرشتگان را میتوان در نزد مصریان، زرتشتیان، سنتهای فلسفیِ یونانی و لاتین، یهودیان، مسیحیان، مانَویان، مَندائیان، و حتی در اوپانیشادها به زبان سانسکریت و در دیگر سنتهای آن مناطق نیز یافت؛ از این رو، وجود چنین باوری در قرآن و در میان مسلمانان (از جمله باور به سفر جسمانی و/یا روحانی محمد به آسمان، یعنی معراج) مطلبی تازه و بیرون از «سنت کیهانشناختی آن دوران» نخواهد بود.
[...]
🔶 افسانهی اسکندرِ سُریانی و ذکرِ ذوالقرنینِ عربی
🍂 فن بِلَدِل در مقالهای دیگر بهتفصیل شرح میدهد و نشان میدهد که چگونه آیههای ۸۳ تا ۱۰۲ سورهی کهف از متنی سُریانی که در زمانِ ظهور قرآن نوشته شده است اقتباس و بازگویی شدهاند. «افسانهی اسکندر» متنی آخرالزمانی است که با اهداف سیاسی و در راستای تبلیغات دینی بر علیه شاهنشاهی ساسانی (خسرو پرویز) و پس از پیروزی هراکلیوس، امپراتور مسیحی روم (بیزانس)، بر ایرانیان و بازپسگیری اورشلیم در ۶۲۹ یا ۶۳۰ میلادی نوشته شدهاست.
[....]
🍂 در «کیهانشناسی قرآن»، زمین «مسطح» است؛ «آسمانهای هفتگانه» همچون «گنبدی بر فراز زمین» قرار گرفتهاند؛ آسمان «سقف محفوظ»ی است؛ آسمان با «ستونهایی نادیدنی» بنا و استوار شده است؛ «قطعههایی از آسمان» اگر نگاه داشته نشوند، میتوانند بر سر مردمان بیافتند؛ ستارگان در «مکانی نزدیکتر از خورشید و ماه» به زمین واقع شدهاند؛ ستارگان «روزنههایی در سقفِ آسمان اول» (سماء الدنیا) و نزدیک به زمیناند؛ آبهایی در آسماناند و باران از «درهای آسمان» نازل میشود؛ آبهای آسمان و زمین («دریایِ شیرین» آسمان و «دریای شور و تلخِ» زمین) در مکانی به هم میپیوندند؛ کیهان تشکیل شده از «زمین، آسمان، و آنچه میان زمین و آسمان است»؛ خدا امر خود را از آسمان به سوی زمین تدبیر میکند و سپس از زمین به سوی او (در آسمان) در روزی که مقدار آن هزار سال است بالا میرود؛ فرشتگان فاصلهی زمین تا آسمان را در روزی که مقدار آن پنجاه هزار سال است طی میکنند.
[...]
🍂 «کیهانشناسی قرآن» مطابق با کیهانشناسی مردمان «شرق مدیترانه» و کیهانشناسی «یهودی-مسیحی» بودهاست. در این کیهانشناسی، خدا «واقعاً» بر «سقف گنبد» یا «خیمهی آسمان» جای دارد و تنها کسانی میتوانند ادعای پیامبری کنند که بتوانند به «اذن خدا» با «طنابهایی آسمانی»، از درهای آسمان بگذرند و آسمانها را ببینند و به جایگاه خدا برسند و از آنجا خبر بیاورند. این کار تنها به «اذن خدا» ممکن است و در قرآن این اذن فقط برای ذوالقرنین روایت شدهاست (و البته تأییدی برای مرجعیت پیامبرانهی محمد). انسانهای دیگر راهی به سقف گنبد آسمان ندارند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @anqanotes
Telegraph
طنابهای آسمانی و مرجعیت پیامبرانه
چکیدهای از مقالهی «طنابهای آسمانی و مرجعیت پیامبرانه در قرآن و بافتارِ آن در دوران باستانِ متأخر» از کِوین فُن بِلَدِل
Telegram
نقدآگین
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن
— فصل هشتم #کتاب «قرآن در بافت تاریخی آن» تألیف #گابریلسعید_رینولدز
✍🏻 نویسنده: #کوین_فنبلدل
🖌#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #الف_میم؛ ویراستار: #محمود_کریمی
🍂 یکی از مسائلی که بهویژه پس از انتشار کتاب خوانش سریانی-آرامی قرآن از #کریستف_لوکزنبرگ، در آغاز سدۀ ۲۱، بسیار پرشور در میان قرآنپژوهان غربی مطرح شد، ارتباط قرآن با متون و ادبیات سریانی مسیحی است. این کتاب، که دستاورد همایشی در دانشگاه نوتردام در سال ۲۰۰۵ است، دربردارندۀ دوازده مقاله از پژوهشگران مشهور غربی در این زمینه است که نویسندگان در آنها، از جنبهها و با دیدگاههای گوناگون، دربارۀ خاستگاه ادبی قرآن در بافت سریانی سخن میگویند.
🍂 «افسانۀ اسکندر» سریانی که در ۶۳۰-۶۲۹ میلادی، بعنوان یک پروپاگاندای مذهبی - سیاسیِ باب میل هراکلیوس، بعد از جنگ مخرب با ایران، نوشته شدهاست، دو پیشگویی را بیان میکند:
اول، آمدنِ قریبالوقوع «آخرالزمان» در جنگ بزرگ میان مردمان جهان؛
دوم، «مسیحیان رومی» قبل از آمدن مسیح موعود، بر تمام جهان حکومت خواهند کرد.
🍂 این متن، قطعا بلافاصله بعد از منتشر شدنش، متنی شناختهشده بود؛ به این دلیل که چند متن دیگر که در قرن ۷ میلادی نوشته شده بودند، یا در واکنش به آن بودند، یا عناصری از آن را در داستان خود آوردهبودند. روایت عربی - قرآنی «ذوالقرنین» نیز این داستان را تکرار میکند، اما تنها شامل «پیشگویی اول» از میان دو پیشگویی است ، بههمراه بازگوییِ سفرهای اسکندر.
🍂 به نظر، نویسندۀ مقالۀ ترجمه شدۀ این کتاب، به وجودِ آشکار پیشگویی دوم در قرآن توجه نکردهاست. یکی از سورههای قرآن اساسا به نام «روم» است! هیچ سورهای از قرآن بهعنوان یک امپراتوری یا کشور دیگر، نظیر ایران نیست. اسم هیچ امپراتوریای جز امپراتوری روم در قرآن نیامدهاست. جالبتر اینجاست که بسیار هم مثبت با این امپراتوری مسیحی مشرک برخورد میشود. عبارات آغازینش نیز یکی از پیشگوییهای مشهور قرآن در نزد مفسران است که آن را بعنوان یکی از «معجزات قرآن» تلقی میکردند. و باز جالبتر این است که طبق قرآن، پیروزی روم (با مذهبِ مسیحیت تثلیثی و مشرک از نظر قرآنی که شرک، بالاترین گناه و تنها گناهِ غیرقابل بخشش است و الله، عذاب و شکنجههای ابدیاش را به اهل شرک، بطور خاص، وعده میدهد) بعد از شکستش، باعث «شادی مؤمنان» دانسته میشود و مفسران، مؤمنان را بهغلط، «مسلمانان موحد» که عقیدهای متضاد با مسیحیان رومی داشتند، دانستهاند. با خواندن این مقاله در مییابیم که شادی مؤمنان مسیحیِ تثلیثیِ رومی، بنا بر تصورشان از تحقق پیشگویی دومِ «افسانۀ اسکندر» سریانی و وعدۀ عیسی در انجیل و نزدیک شدن بازگشت عیسی بودهاست.
📍فهرست موضوعی:
بخش اول: مقایسه متن عربی با سریانی
بخش دوم: تطابق دقیق دو متن
بخش سوم: تعیین قدمت تاریخی و بافتار تاریخی «افسانۀ اسکندر» سریانی
بخش چهارم: ارتباط بین «افسانۀ اسکندر» و «ذوالقرنین» سورۀ کهف
بخش پنجم: ترجمۀ داستان از متن سریانی به عربی
بخش ششم: سیل ملتها و پیشگویی مسیح
بخش هفتم: زبان قرآن در داستان ذوالقرنین
نتیجهگیری
📖 تعداد صفحات: ۲۸
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— فصل هشتم #کتاب «قرآن در بافت تاریخی آن» تألیف #گابریلسعید_رینولدز
✍🏻 نویسنده: #کوین_فنبلدل
🖌#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #الف_میم؛ ویراستار: #محمود_کریمی
🍂 یکی از مسائلی که بهویژه پس از انتشار کتاب خوانش سریانی-آرامی قرآن از #کریستف_لوکزنبرگ، در آغاز سدۀ ۲۱، بسیار پرشور در میان قرآنپژوهان غربی مطرح شد، ارتباط قرآن با متون و ادبیات سریانی مسیحی است. این کتاب، که دستاورد همایشی در دانشگاه نوتردام در سال ۲۰۰۵ است، دربردارندۀ دوازده مقاله از پژوهشگران مشهور غربی در این زمینه است که نویسندگان در آنها، از جنبهها و با دیدگاههای گوناگون، دربارۀ خاستگاه ادبی قرآن در بافت سریانی سخن میگویند.
🍂 «افسانۀ اسکندر» سریانی که در ۶۳۰-۶۲۹ میلادی، بعنوان یک پروپاگاندای مذهبی - سیاسیِ باب میل هراکلیوس، بعد از جنگ مخرب با ایران، نوشته شدهاست، دو پیشگویی را بیان میکند:
اول، آمدنِ قریبالوقوع «آخرالزمان» در جنگ بزرگ میان مردمان جهان؛
دوم، «مسیحیان رومی» قبل از آمدن مسیح موعود، بر تمام جهان حکومت خواهند کرد.
🍂 این متن، قطعا بلافاصله بعد از منتشر شدنش، متنی شناختهشده بود؛ به این دلیل که چند متن دیگر که در قرن ۷ میلادی نوشته شده بودند، یا در واکنش به آن بودند، یا عناصری از آن را در داستان خود آوردهبودند. روایت عربی - قرآنی «ذوالقرنین» نیز این داستان را تکرار میکند، اما تنها شامل «پیشگویی اول» از میان دو پیشگویی است ، بههمراه بازگوییِ سفرهای اسکندر.
🍂 به نظر، نویسندۀ مقالۀ ترجمه شدۀ این کتاب، به وجودِ آشکار پیشگویی دوم در قرآن توجه نکردهاست. یکی از سورههای قرآن اساسا به نام «روم» است! هیچ سورهای از قرآن بهعنوان یک امپراتوری یا کشور دیگر، نظیر ایران نیست. اسم هیچ امپراتوریای جز امپراتوری روم در قرآن نیامدهاست. جالبتر اینجاست که بسیار هم مثبت با این امپراتوری مسیحی مشرک برخورد میشود. عبارات آغازینش نیز یکی از پیشگوییهای مشهور قرآن در نزد مفسران است که آن را بعنوان یکی از «معجزات قرآن» تلقی میکردند. و باز جالبتر این است که طبق قرآن، پیروزی روم (با مذهبِ مسیحیت تثلیثی و مشرک از نظر قرآنی که شرک، بالاترین گناه و تنها گناهِ غیرقابل بخشش است و الله، عذاب و شکنجههای ابدیاش را به اهل شرک، بطور خاص، وعده میدهد) بعد از شکستش، باعث «شادی مؤمنان» دانسته میشود و مفسران، مؤمنان را بهغلط، «مسلمانان موحد» که عقیدهای متضاد با مسیحیان رومی داشتند، دانستهاند. با خواندن این مقاله در مییابیم که شادی مؤمنان مسیحیِ تثلیثیِ رومی، بنا بر تصورشان از تحقق پیشگویی دومِ «افسانۀ اسکندر» سریانی و وعدۀ عیسی در انجیل و نزدیک شدن بازگشت عیسی بودهاست.
📍فهرست موضوعی:
بخش اول: مقایسه متن عربی با سریانی
بخش دوم: تطابق دقیق دو متن
بخش سوم: تعیین قدمت تاریخی و بافتار تاریخی «افسانۀ اسکندر» سریانی
بخش چهارم: ارتباط بین «افسانۀ اسکندر» و «ذوالقرنین» سورۀ کهف
بخش پنجم: ترجمۀ داستان از متن سریانی به عربی
بخش ششم: سیل ملتها و پیشگویی مسیح
بخش هفتم: زبان قرآن در داستان ذوالقرنین
نتیجهگیری
📖 تعداد صفحات: ۲۸
🗄پست مرتبط
📺 ذوالقرنین قرآن کپی نعل به نعل «رمانس اسکندر»
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📕طنابهای آسمانی و مرجعیت پیامبرانه
📕افسانۀ سُریانیِ دروازهی اسکندر
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن
— فصل هشتم #کتاب «قرآن در بافت تاریخی آن» تألیف #گابریلسعید_رینولدز
✍🏻 نویسنده: #کوین_فنبلدل
🖌#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #الف_میم؛ ویراستار: #محمود_کریمی
🍂 یکی از مسائلی که بهویژه پس از انتشار کتاب خوانش سریانی-آرامی قرآن از #کریستف_لوکزنبرگ، در آغاز سدۀ ۲۱، بسیار پرشور در میان قرآنپژوهان غربی مطرح شد، ارتباط قرآن با متون و ادبیات سریانی مسیحی است. این کتاب، که دستاورد همایشی در دانشگاه نوتردام در سال ۲۰۰۵ است، دربردارندۀ دوازده مقاله از پژوهشگران مشهور غربی در این زمینه است که نویسندگان در آنها، از جنبهها و با دیدگاههای گوناگون، دربارۀ خاستگاه ادبی قرآن در بافت سریانی سخن میگویند.
🍂 «افسانۀ اسکندر» سریانی که در ۶۳۰-۶۲۹ میلادی، بعنوان یک پروپاگاندای مذهبی - سیاسیِ باب میل هراکلیوس، بعد از جنگ مخرب با ایران، نوشته شدهاست، دو پیشگویی را بیان میکند:
اول، آمدنِ قریبالوقوع «آخرالزمان» در جنگ بزرگ میان مردمان جهان؛
دوم، «مسیحیان رومی» قبل از آمدن مسیح موعود، بر تمام جهان حکومت خواهند کرد.
🍂 این متن، قطعا بلافاصله بعد از منتشر شدنش، متنی شناختهشده بود؛ به این دلیل که چند متن دیگر که در قرن ۷ میلادی نوشته شده بودند، یا در واکنش به آن بودند، یا عناصری از آن را در داستان خود آوردهبودند. روایت عربی - قرآنی «ذوالقرنین» نیز این داستان را تکرار میکند، اما تنها شامل «پیشگویی اول» از میان دو پیشگویی است ، بههمراه بازگوییِ سفرهای اسکندر.
🍂 به نظر، نویسندۀ مقالۀ ترجمه شدۀ این کتاب، به وجودِ آشکار پیشگویی دوم در قرآن توجه نکردهاست. یکی از سورههای قرآن اساسا به نام «روم» است! هیچ سورهای از قرآن بهعنوان یک امپراتوری یا کشور دیگر، نظیر #ایران نیست. اسم هیچ امپراتوریای جز امپراتوری روم در قرآن نیامدهاست. جالبتر اینجاست که بسیار هم مثبت با این امپراتوریِ مسیحیِ مشرک برخورد میشود. عبارات آغازینش نیز یکی از پیشگوییهای مشهور قرآن در نزد مفسران است که آن را بعنوان یکی از «معجزات قرآن» تلقی میکردند. و باز جالبتر این است که طبق قرآن، پیروزی روم (با مذهبِ مسیحیت تثلیثی و مشرک از نظر قرآنی که شرک، بالاترین گناه و تنها گناهِ غیرقابل بخشش است و الله، عذاب و شکنجههای ابدیاش را به اهل شرک، بطور خاص، وعده میدهد) بعد از شکستش، باعث «شادی مؤمنان» دانسته میشود و مفسران، مؤمنان را بهغلط، «مسلمانان موحد» که عقیدهای متضاد با مسیحیان رومی داشتند، دانستهاند. با خواندن این مقاله در مییابیم که شادی مؤمنان مسیحیِ تثلیثیِ رومی، بنا بر تصورشان از تحقق پیشگویی دومِ «افسانۀ اسکندر» سریانی و وعدۀ عیسی در انجیل و نزدیک شدن بازگشت عیسی بودهاست.
📍فهرست موضوعی:
بخش اول: مقایسه متن عربی با سریانی
بخش دوم: تطابق دقیق دو متن
بخش سوم: تعیین قدمت تاریخی و بافتار تاریخی «افسانۀ اسکندر» سریانی
بخش چهارم: ارتباط بین «افسانۀ اسکندر» و «ذوالقرنین» سورۀ کهف
بخش پنجم: ترجمۀ داستان از متن سریانی به عربی
بخش ششم: سیل ملتها و پیشگویی مسیح
بخش هفتم: زبان قرآن در داستان ذوالقرنین
نتیجهگیری
📖 تعداد صفحات: ۲۸
#بازاندیشی #نقد_قرآن #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— فصل هشتم #کتاب «قرآن در بافت تاریخی آن» تألیف #گابریلسعید_رینولدز
✍🏻 نویسنده: #کوین_فنبلدل
🖌#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #الف_میم؛ ویراستار: #محمود_کریمی
🍂 یکی از مسائلی که بهویژه پس از انتشار کتاب خوانش سریانی-آرامی قرآن از #کریستف_لوکزنبرگ، در آغاز سدۀ ۲۱، بسیار پرشور در میان قرآنپژوهان غربی مطرح شد، ارتباط قرآن با متون و ادبیات سریانی مسیحی است. این کتاب، که دستاورد همایشی در دانشگاه نوتردام در سال ۲۰۰۵ است، دربردارندۀ دوازده مقاله از پژوهشگران مشهور غربی در این زمینه است که نویسندگان در آنها، از جنبهها و با دیدگاههای گوناگون، دربارۀ خاستگاه ادبی قرآن در بافت سریانی سخن میگویند.
🍂 «افسانۀ اسکندر» سریانی که در ۶۳۰-۶۲۹ میلادی، بعنوان یک پروپاگاندای مذهبی - سیاسیِ باب میل هراکلیوس، بعد از جنگ مخرب با ایران، نوشته شدهاست، دو پیشگویی را بیان میکند:
اول، آمدنِ قریبالوقوع «آخرالزمان» در جنگ بزرگ میان مردمان جهان؛
دوم، «مسیحیان رومی» قبل از آمدن مسیح موعود، بر تمام جهان حکومت خواهند کرد.
🍂 این متن، قطعا بلافاصله بعد از منتشر شدنش، متنی شناختهشده بود؛ به این دلیل که چند متن دیگر که در قرن ۷ میلادی نوشته شده بودند، یا در واکنش به آن بودند، یا عناصری از آن را در داستان خود آوردهبودند. روایت عربی - قرآنی «ذوالقرنین» نیز این داستان را تکرار میکند، اما تنها شامل «پیشگویی اول» از میان دو پیشگویی است ، بههمراه بازگوییِ سفرهای اسکندر.
🍂 به نظر، نویسندۀ مقالۀ ترجمه شدۀ این کتاب، به وجودِ آشکار پیشگویی دوم در قرآن توجه نکردهاست. یکی از سورههای قرآن اساسا به نام «روم» است! هیچ سورهای از قرآن بهعنوان یک امپراتوری یا کشور دیگر، نظیر #ایران نیست. اسم هیچ امپراتوریای جز امپراتوری روم در قرآن نیامدهاست. جالبتر اینجاست که بسیار هم مثبت با این امپراتوریِ مسیحیِ مشرک برخورد میشود. عبارات آغازینش نیز یکی از پیشگوییهای مشهور قرآن در نزد مفسران است که آن را بعنوان یکی از «معجزات قرآن» تلقی میکردند. و باز جالبتر این است که طبق قرآن، پیروزی روم (با مذهبِ مسیحیت تثلیثی و مشرک از نظر قرآنی که شرک، بالاترین گناه و تنها گناهِ غیرقابل بخشش است و الله، عذاب و شکنجههای ابدیاش را به اهل شرک، بطور خاص، وعده میدهد) بعد از شکستش، باعث «شادی مؤمنان» دانسته میشود و مفسران، مؤمنان را بهغلط، «مسلمانان موحد» که عقیدهای متضاد با مسیحیان رومی داشتند، دانستهاند. با خواندن این مقاله در مییابیم که شادی مؤمنان مسیحیِ تثلیثیِ رومی، بنا بر تصورشان از تحقق پیشگویی دومِ «افسانۀ اسکندر» سریانی و وعدۀ عیسی در انجیل و نزدیک شدن بازگشت عیسی بودهاست.
📍فهرست موضوعی:
بخش اول: مقایسه متن عربی با سریانی
بخش دوم: تطابق دقیق دو متن
بخش سوم: تعیین قدمت تاریخی و بافتار تاریخی «افسانۀ اسکندر» سریانی
بخش چهارم: ارتباط بین «افسانۀ اسکندر» و «ذوالقرنین» سورۀ کهف
بخش پنجم: ترجمۀ داستان از متن سریانی به عربی
بخش ششم: سیل ملتها و پیشگویی مسیح
بخش هفتم: زبان قرآن در داستان ذوالقرنین
نتیجهگیری
📖 تعداد صفحات: ۲۸
#بازاندیشی #نقد_قرآن #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Forwarded from نقدآگین
Telegram
نقدآگین
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن
— فصل هشتم #کتاب «قرآن در بافت تاریخی آن» تألیف #گابریلسعید_رینولدز
✍🏻 نویسنده: #کوین_فنبلدل
🖌#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #الف_میم؛ ویراستار: #محمود_کریمی
🍂 یکی از مسائلی که بهویژه پس از انتشار کتاب خوانش سریانی-آرامی قرآن از #کریستف_لوکزنبرگ، در آغاز سدۀ ۲۱، بسیار پرشور در میان قرآنپژوهان غربی مطرح شد، ارتباط قرآن با متون و ادبیات سریانی مسیحی است. این کتاب، که دستاورد همایشی در دانشگاه نوتردام در سال ۲۰۰۵ است، دربردارندۀ دوازده مقاله از پژوهشگران مشهور غربی در این زمینه است که نویسندگان در آنها، از جنبهها و با دیدگاههای گوناگون، دربارۀ خاستگاه ادبی قرآن در بافت سریانی سخن میگویند.
🍂 «افسانۀ اسکندر» سریانی که در ۶۳۰-۶۲۹ میلادی، بعنوان یک پروپاگاندای مذهبی - سیاسیِ باب میل هراکلیوس، بعد از جنگ مخرب با ایران، نوشته شدهاست، دو پیشگویی را بیان میکند:
اول، آمدنِ قریبالوقوع «آخرالزمان» در جنگ بزرگ میان مردمان جهان؛
دوم، «مسیحیان رومی» قبل از آمدن مسیح موعود، بر تمام جهان حکومت خواهند کرد.
🍂 این متن، قطعا بلافاصله بعد از منتشر شدنش، متنی شناختهشده بود؛ به این دلیل که چند متن دیگر که در قرن ۷ میلادی نوشته شده بودند، یا در واکنش به آن بودند، یا عناصری از آن را در داستان خود آوردهبودند. روایت عربی - قرآنی «ذوالقرنین» نیز این داستان را تکرار میکند، اما تنها شامل «پیشگویی اول» از میان دو پیشگویی است ، بههمراه بازگوییِ سفرهای اسکندر.
🍂 به نظر، نویسندۀ مقالۀ ترجمه شدۀ این کتاب، به وجودِ آشکار پیشگویی دوم در قرآن توجه نکردهاست. یکی از سورههای قرآن اساسا به نام «روم» است! هیچ سورهای از قرآن بهعنوان یک امپراتوری یا کشور دیگر، نظیر ایران نیست. اسم هیچ امپراتوریای جز امپراتوری روم در قرآن نیامدهاست. جالبتر اینجاست که بسیار هم مثبت با این امپراتوری مسیحی مشرک برخورد میشود. عبارات آغازینش نیز یکی از پیشگوییهای مشهور قرآن در نزد مفسران است که آن را بعنوان یکی از «معجزات قرآن» تلقی میکردند. و باز جالبتر این است که طبق قرآن، پیروزی روم (با مذهبِ مسیحیت تثلیثی و مشرک از نظر قرآنی که شرک، بالاترین گناه و تنها گناهِ غیرقابل بخشش است و الله، عذاب و شکنجههای ابدیاش را به اهل شرک، بطور خاص، وعده میدهد) بعد از شکستش، باعث «شادی مؤمنان» دانسته میشود و مفسران، مؤمنان را بهغلط، «مسلمانان موحد» که عقیدهای متضاد با مسیحیان رومی داشتند، دانستهاند. با خواندن این مقاله در مییابیم که شادی مؤمنان مسیحیِ تثلیثیِ رومی، بنا بر تصورشان از تحقق پیشگویی دومِ «افسانۀ اسکندر» سریانی و وعدۀ عیسی در انجیل و نزدیک شدن بازگشت عیسی بودهاست.
📍فهرست موضوعی:
بخش اول: مقایسه متن عربی با سریانی
بخش دوم: تطابق دقیق دو متن
بخش سوم: تعیین قدمت تاریخی و بافتار تاریخی «افسانۀ اسکندر» سریانی
بخش چهارم: ارتباط بین «افسانۀ اسکندر» و «ذوالقرنین» سورۀ کهف
بخش پنجم: ترجمۀ داستان از متن سریانی به عربی
بخش ششم: سیل ملتها و پیشگویی مسیح
بخش هفتم: زبان قرآن در داستان ذوالقرنین
نتیجهگیری
📖 تعداد صفحات: ۲۸
🗄پست مرتبط
📺 ذوالقرنین قرآن کپی نعل به نعل «رمانس اسکندر»
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📕طنابهای آسمانی و مرجعیت پیامبرانه
📕افسانۀ سُریانیِ دروازهی اسکندر
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— فصل هشتم #کتاب «قرآن در بافت تاریخی آن» تألیف #گابریلسعید_رینولدز
✍🏻 نویسنده: #کوین_فنبلدل
🖌#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #الف_میم؛ ویراستار: #محمود_کریمی
🍂 یکی از مسائلی که بهویژه پس از انتشار کتاب خوانش سریانی-آرامی قرآن از #کریستف_لوکزنبرگ، در آغاز سدۀ ۲۱، بسیار پرشور در میان قرآنپژوهان غربی مطرح شد، ارتباط قرآن با متون و ادبیات سریانی مسیحی است. این کتاب، که دستاورد همایشی در دانشگاه نوتردام در سال ۲۰۰۵ است، دربردارندۀ دوازده مقاله از پژوهشگران مشهور غربی در این زمینه است که نویسندگان در آنها، از جنبهها و با دیدگاههای گوناگون، دربارۀ خاستگاه ادبی قرآن در بافت سریانی سخن میگویند.
🍂 «افسانۀ اسکندر» سریانی که در ۶۳۰-۶۲۹ میلادی، بعنوان یک پروپاگاندای مذهبی - سیاسیِ باب میل هراکلیوس، بعد از جنگ مخرب با ایران، نوشته شدهاست، دو پیشگویی را بیان میکند:
اول، آمدنِ قریبالوقوع «آخرالزمان» در جنگ بزرگ میان مردمان جهان؛
دوم، «مسیحیان رومی» قبل از آمدن مسیح موعود، بر تمام جهان حکومت خواهند کرد.
🍂 این متن، قطعا بلافاصله بعد از منتشر شدنش، متنی شناختهشده بود؛ به این دلیل که چند متن دیگر که در قرن ۷ میلادی نوشته شده بودند، یا در واکنش به آن بودند، یا عناصری از آن را در داستان خود آوردهبودند. روایت عربی - قرآنی «ذوالقرنین» نیز این داستان را تکرار میکند، اما تنها شامل «پیشگویی اول» از میان دو پیشگویی است ، بههمراه بازگوییِ سفرهای اسکندر.
🍂 به نظر، نویسندۀ مقالۀ ترجمه شدۀ این کتاب، به وجودِ آشکار پیشگویی دوم در قرآن توجه نکردهاست. یکی از سورههای قرآن اساسا به نام «روم» است! هیچ سورهای از قرآن بهعنوان یک امپراتوری یا کشور دیگر، نظیر ایران نیست. اسم هیچ امپراتوریای جز امپراتوری روم در قرآن نیامدهاست. جالبتر اینجاست که بسیار هم مثبت با این امپراتوری مسیحی مشرک برخورد میشود. عبارات آغازینش نیز یکی از پیشگوییهای مشهور قرآن در نزد مفسران است که آن را بعنوان یکی از «معجزات قرآن» تلقی میکردند. و باز جالبتر این است که طبق قرآن، پیروزی روم (با مذهبِ مسیحیت تثلیثی و مشرک از نظر قرآنی که شرک، بالاترین گناه و تنها گناهِ غیرقابل بخشش است و الله، عذاب و شکنجههای ابدیاش را به اهل شرک، بطور خاص، وعده میدهد) بعد از شکستش، باعث «شادی مؤمنان» دانسته میشود و مفسران، مؤمنان را بهغلط، «مسلمانان موحد» که عقیدهای متضاد با مسیحیان رومی داشتند، دانستهاند. با خواندن این مقاله در مییابیم که شادی مؤمنان مسیحیِ تثلیثیِ رومی، بنا بر تصورشان از تحقق پیشگویی دومِ «افسانۀ اسکندر» سریانی و وعدۀ عیسی در انجیل و نزدیک شدن بازگشت عیسی بودهاست.
📍فهرست موضوعی:
بخش اول: مقایسه متن عربی با سریانی
بخش دوم: تطابق دقیق دو متن
بخش سوم: تعیین قدمت تاریخی و بافتار تاریخی «افسانۀ اسکندر» سریانی
بخش چهارم: ارتباط بین «افسانۀ اسکندر» و «ذوالقرنین» سورۀ کهف
بخش پنجم: ترجمۀ داستان از متن سریانی به عربی
بخش ششم: سیل ملتها و پیشگویی مسیح
بخش هفتم: زبان قرآن در داستان ذوالقرنین
نتیجهگیری
📖 تعداد صفحات: ۲۸
🗄پست مرتبط
📺 ذوالقرنین قرآن کپی نعل به نعل «رمانس اسکندر»
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📕طنابهای آسمانی و مرجعیت پیامبرانه
📕افسانۀ سُریانیِ دروازهی اسکندر
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Forwarded from نقدآگین
Telegram
نقدآگین
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن
— فصل هشتم #کتاب «قرآن در بافت تاریخی آن» تألیف #گابریلسعید_رینولدز
✍🏻 نویسنده: #کوین_فنبلدل
🖌#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #الف_میم؛ ویراستار: #محمود_کریمی
🍂 یکی از مسائلی که بهویژه پس از انتشار کتاب خوانش سریانی-آرامی قرآن از #کریستف_لوکزنبرگ، در آغاز سدۀ ۲۱، بسیار پرشور در میان قرآنپژوهان غربی مطرح شد، ارتباط قرآن با متون و ادبیات سریانی مسیحی است. این کتاب، که دستاورد همایشی در دانشگاه نوتردام در سال ۲۰۰۵ است، دربردارندۀ دوازده مقاله از پژوهشگران مشهور غربی در این زمینه است که نویسندگان در آنها، از جنبهها و با دیدگاههای گوناگون، دربارۀ خاستگاه ادبی قرآن در بافت سریانی سخن میگویند.
🍂 «افسانۀ اسکندر» سریانی که در ۶۳۰-۶۲۹ میلادی، بعنوان یک پروپاگاندای مذهبی - سیاسیِ باب میل هراکلیوس، بعد از جنگ مخرب با ایران، نوشته شدهاست، دو پیشگویی را بیان میکند:
اول، آمدنِ قریبالوقوع «آخرالزمان» در جنگ بزرگ میان مردمان جهان؛
دوم، «مسیحیان رومی» قبل از آمدن مسیح موعود، بر تمام جهان حکومت خواهند کرد.
🍂 این متن، قطعا بلافاصله بعد از منتشر شدنش، متنی شناختهشده بود؛ به این دلیل که چند متن دیگر که در قرن ۷ میلادی نوشته شده بودند، یا در واکنش به آن بودند، یا عناصری از آن را در داستان خود آوردهبودند. روایت عربی - قرآنی «ذوالقرنین» نیز این داستان را تکرار میکند، اما تنها شامل «پیشگویی اول» از میان دو پیشگویی است ، بههمراه بازگوییِ سفرهای اسکندر.
🍂 به نظر، نویسندۀ مقالۀ ترجمه شدۀ این کتاب، به وجودِ آشکار پیشگویی دوم در قرآن توجه نکردهاست. یکی از سورههای قرآن اساسا به نام «روم» است! هیچ سورهای از قرآن بهعنوان یک امپراتوری یا کشور دیگر، نظیر #ایران نیست. اسم هیچ امپراتوریای جز امپراتوری روم در قرآن نیامدهاست. جالبتر اینجاست که بسیار هم مثبت با این امپراتوریِ مسیحیِ مشرک برخورد میشود. عبارات آغازینش نیز یکی از پیشگوییهای مشهور قرآن در نزد مفسران است که آن را بعنوان یکی از «معجزات قرآن» تلقی میکردند. و باز جالبتر این است که طبق قرآن، پیروزی روم (با مذهبِ مسیحیت تثلیثی و مشرک از نظر قرآنی که شرک، بالاترین گناه و تنها گناهِ غیرقابل بخشش است و الله، عذاب و شکنجههای ابدیاش را به اهل شرک، بطور خاص، وعده میدهد) بعد از شکستش، باعث «شادی مؤمنان» دانسته میشود و مفسران، مؤمنان را بهغلط، «مسلمانان موحد» که عقیدهای متضاد با مسیحیان رومی داشتند، دانستهاند. با خواندن این مقاله در مییابیم که شادی مؤمنان مسیحیِ تثلیثیِ رومی، بنا بر تصورشان از تحقق پیشگویی دومِ «افسانۀ اسکندر» سریانی و وعدۀ عیسی در انجیل و نزدیک شدن بازگشت عیسی بودهاست.
📍فهرست موضوعی:
بخش اول: مقایسه متن عربی با سریانی
بخش دوم: تطابق دقیق دو متن
بخش سوم: تعیین قدمت تاریخی و بافتار تاریخی «افسانۀ اسکندر» سریانی
بخش چهارم: ارتباط بین «افسانۀ اسکندر» و «ذوالقرنین» سورۀ کهف
بخش پنجم: ترجمۀ داستان از متن سریانی به عربی
بخش ششم: سیل ملتها و پیشگویی مسیح
بخش هفتم: زبان قرآن در داستان ذوالقرنین
نتیجهگیری
📖 تعداد صفحات: ۲۸
#بازاندیشی #نقد_قرآن #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— فصل هشتم #کتاب «قرآن در بافت تاریخی آن» تألیف #گابریلسعید_رینولدز
✍🏻 نویسنده: #کوین_فنبلدل
🖌#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #الف_میم؛ ویراستار: #محمود_کریمی
🍂 یکی از مسائلی که بهویژه پس از انتشار کتاب خوانش سریانی-آرامی قرآن از #کریستف_لوکزنبرگ، در آغاز سدۀ ۲۱، بسیار پرشور در میان قرآنپژوهان غربی مطرح شد، ارتباط قرآن با متون و ادبیات سریانی مسیحی است. این کتاب، که دستاورد همایشی در دانشگاه نوتردام در سال ۲۰۰۵ است، دربردارندۀ دوازده مقاله از پژوهشگران مشهور غربی در این زمینه است که نویسندگان در آنها، از جنبهها و با دیدگاههای گوناگون، دربارۀ خاستگاه ادبی قرآن در بافت سریانی سخن میگویند.
🍂 «افسانۀ اسکندر» سریانی که در ۶۳۰-۶۲۹ میلادی، بعنوان یک پروپاگاندای مذهبی - سیاسیِ باب میل هراکلیوس، بعد از جنگ مخرب با ایران، نوشته شدهاست، دو پیشگویی را بیان میکند:
اول، آمدنِ قریبالوقوع «آخرالزمان» در جنگ بزرگ میان مردمان جهان؛
دوم، «مسیحیان رومی» قبل از آمدن مسیح موعود، بر تمام جهان حکومت خواهند کرد.
🍂 این متن، قطعا بلافاصله بعد از منتشر شدنش، متنی شناختهشده بود؛ به این دلیل که چند متن دیگر که در قرن ۷ میلادی نوشته شده بودند، یا در واکنش به آن بودند، یا عناصری از آن را در داستان خود آوردهبودند. روایت عربی - قرآنی «ذوالقرنین» نیز این داستان را تکرار میکند، اما تنها شامل «پیشگویی اول» از میان دو پیشگویی است ، بههمراه بازگوییِ سفرهای اسکندر.
🍂 به نظر، نویسندۀ مقالۀ ترجمه شدۀ این کتاب، به وجودِ آشکار پیشگویی دوم در قرآن توجه نکردهاست. یکی از سورههای قرآن اساسا به نام «روم» است! هیچ سورهای از قرآن بهعنوان یک امپراتوری یا کشور دیگر، نظیر #ایران نیست. اسم هیچ امپراتوریای جز امپراتوری روم در قرآن نیامدهاست. جالبتر اینجاست که بسیار هم مثبت با این امپراتوریِ مسیحیِ مشرک برخورد میشود. عبارات آغازینش نیز یکی از پیشگوییهای مشهور قرآن در نزد مفسران است که آن را بعنوان یکی از «معجزات قرآن» تلقی میکردند. و باز جالبتر این است که طبق قرآن، پیروزی روم (با مذهبِ مسیحیت تثلیثی و مشرک از نظر قرآنی که شرک، بالاترین گناه و تنها گناهِ غیرقابل بخشش است و الله، عذاب و شکنجههای ابدیاش را به اهل شرک، بطور خاص، وعده میدهد) بعد از شکستش، باعث «شادی مؤمنان» دانسته میشود و مفسران، مؤمنان را بهغلط، «مسلمانان موحد» که عقیدهای متضاد با مسیحیان رومی داشتند، دانستهاند. با خواندن این مقاله در مییابیم که شادی مؤمنان مسیحیِ تثلیثیِ رومی، بنا بر تصورشان از تحقق پیشگویی دومِ «افسانۀ اسکندر» سریانی و وعدۀ عیسی در انجیل و نزدیک شدن بازگشت عیسی بودهاست.
📍فهرست موضوعی:
بخش اول: مقایسه متن عربی با سریانی
بخش دوم: تطابق دقیق دو متن
بخش سوم: تعیین قدمت تاریخی و بافتار تاریخی «افسانۀ اسکندر» سریانی
بخش چهارم: ارتباط بین «افسانۀ اسکندر» و «ذوالقرنین» سورۀ کهف
بخش پنجم: ترجمۀ داستان از متن سریانی به عربی
بخش ششم: سیل ملتها و پیشگویی مسیح
بخش هفتم: زبان قرآن در داستان ذوالقرنین
نتیجهگیری
📖 تعداد صفحات: ۲۸
#بازاندیشی #نقد_قرآن #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن
— فصل هشتم #کتاب «قرآن در بافت تاریخی آن» تألیف #گابریلسعید_رینولدز
✍🏻 نویسنده: #کوین_فنبلدل
🖌#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #الف_میم؛ ویراستار: #محمود_کریمی
🍂 یکی از مسائلی که بهویژه پس از انتشار کتاب خوانش سریانی-آرامی قرآن از…
— فصل هشتم #کتاب «قرآن در بافت تاریخی آن» تألیف #گابریلسعید_رینولدز
✍🏻 نویسنده: #کوین_فنبلدل
🖌#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #الف_میم؛ ویراستار: #محمود_کریمی
🍂 یکی از مسائلی که بهویژه پس از انتشار کتاب خوانش سریانی-آرامی قرآن از…
📘ابردروغِ غیبت یا کلاهبرداریِ هزارساله (۳/۳)
— گوسالۀ سامریای که آخوند را خدا کرد و جان و تن ایران را بلعید
🔸بحرانهای قرن هفتم میلادی (جنگهای امپراتوری بیزانس):
🍂 چند قرن بعد، در قرن هفتم میلادی، این بار امپراتوری روم شرقی (بیزانس) با بحرانی بزرگ مواجه شد. این دوران شاهد حملات ویرانگر ایران ساسانی (جنگهای خسرو پرویز و هراکلیوس) و سپس آغاز حملاتِ اعراب (احتمالا مسیحیانِ شرقیِ که بعد بعنوان مسلمان جا زدهشدند) بود. در این دوره نیز، داستانهای منجیباورانه و آخرالزمانی بار دیگر رونق گرفتند.
🔺🔺بعنوان نمونه، افسانهی اسکندر که در قالب سریانی منتشر شد، نوید آمدن منجی را میداد: نبردی آخرالزمانی که در آن رومیهای مسیحی پیروز میشدند و مسیح موعود بازمیگشت. هراکلیوس، امپراتور روم، از این داستانها و روایات آخرالزمانی بعنوان ابزاری قدرتمند برای بسیج تودهها، تقویت روحیه جنگی و مشروعیت بخشیدن به لشکرکشیهای خود علیه ایران و دیگر دشمنان استفاده کرد.
🔹ماهیت مشترک این افسانهها:
🍂 اما این افسانهها، چیزی بیش از یک روایت مذهبی ساده بودند؛ آنها ابزارهایی سیاسی و روانی در دست کلیسا و حاکمان برای تسخیر ذهنها و منحرف کردن توجه از واقعیتهای تلخ بودند. مردم عادی، به جای مقاومت واقعی در برابر مهاجمان یا بازسازی زیرساختهای فروریخته، به دعا و نذر روی آوردند تا منجی ظهور کند. اما نه عیسی بازگشت و نه امپراتوری روم (چه غربی و چه شرقی) از فروپاشی کامل نجات یافت. این تجربه تاریخی نشان میدهد که چگونه منجیباوری، در بزنگاههای تاریخی، میتواند به جای راهحل، به افیونی برای ملتها تبدیل شود.
🟩 اقتباس و استخدامِ ابزار سودمند منجیباوری در اسلام
🍂 همانگونه که افسانهی اسکندر، پیشبینی نبرد آخرالزمانی و بازگشت مسیح را مطرح کرد، روایات اسلامی نیز این الگو را تکرار کردند. داستان ذوالقرنین در سوره کهف، با کپی نعلبهنعل (با اندکی ویرایش) از «رمانس اسکندر»، نسخهای اسلامی از این افسانه را ارائه داد.
🔺🔺قرآن، در سورۀ روم، حتی پیروزی مسیحیان رومی بر ایران را جشن میگیرد؛ پیروزیای که در نگاه مفسران سریانی، گامی به سوی ظهور مسیح بود.
➕در این میان، امام زمان نیز به همین زنجیره اضافه شد: منجیای که در تاریخ گم شد، اما باور به ظهور قریبالوقوع او، همواره ابزار رهبران شیعه برای تسخیر ذهن و جیب مردم بودهاست.
🔶 از مشروطه تا خامنهای: تکرار یک سناریو
🍂 انقلاب اسلامی ایران نمونۀ بارز بهرهبرداری سیاسی از خرافه امام زمان بود. مردم، فریب شعارهایی را خوردند که از ظهور منجی سخن میگفت، اما آنچه بهدست آمد، چیزی جز تحمیل جهل نبود. خیابانهای ایران پر شد از جوانانی که با تفنگ و کتاب دعا، برای «حکومت مهدوی» میجنگیدند؛ حکومتی که جز تاریکی چیزی برای ملت به ارمغان نیاورد.
🍂 مشروطه، که میتوانست سرآغاز عصر جدیدی در ایران باشد، در سایۀ این خرافه که قرنها در ذهن مردم بزور شیعهشدۀ ایران تزریق شدهبود، شکستی سخت خورد. خرافهای که دروغهای شیرین به مردم میداد و عقل و آزادی را از آنان میگرفت. کشورهای مسلمانِ منطقه، که بدون بارِ این خرافۀ مضاعف و سنگین، مسیر پیشرفت را طی کردند، امروز فاصلهای فاحش با ایران یافتهاند.
🍂 در نظام انقلابی، علی خامنهای نمادی از استفاده مدرن از خرافه امام زمان است. با ادعای ارتباط با امام، او نهتنها قدرت مطلق را در دستان خود قبضه کرده، بلکه مصون از هر انتقاد و پرسشی شدهاست. ثروت عظیمی که زیر لوای این خرافه جمع شده، دیگر تنها خمس و زکات نیست؛ بلکه کل اقتصاد کشور است که در حلقوم نهادهای ناپاسخگوی زیرمجموعۀ او فرو میرود.
🍂 چه چیزی او را اینچنین توانا کرده است؟ باور به امام غایب، که نهتنها مشروعیت میدهد، بلکه هر انتقاد و اعتراضی را به کفر و طغیان نسبت میدهد. مردم امروز، زیر فشار اقتصادی و اجتماعی خرد شدهاند، اما باز هم صدای این خرافه بلند است: "منتظر باشید، منجی خواهد آمد!"
🔄 چرخۀ تکراریِ انحطاط را پایان دهیم
🍂 چه در امپراتوری روم و چه در ایران، باور به منجی بجای راهحلی واقعی، افیونی برای مردم بوده است. منجیباوری، اعم از عیسی یا امام زمان، هرگز راهی بسوی آزادی و رهایی باز نکرد، بلکه همیشه ابزاری برای قدرتطلبی و سرکوب باقی ماند. این چرخه، همواره عقل و عمل را به حاشیه رانده و جای آن را با توهم و انقیاد پر کردهاست.
🍂 خرافۀ امام زمان نهتنها خرد را از ایرانیان غارت کرد، بلکه جان و مال آنان را نیز به تاراج برد. ایرانی که باید به تمدنِ جهانی و بازی توسعه میپیوست، به انتظار پوچِ سازندۀ سوژۀ منزوی و ستیزهگر گرفتار شد. اما آیا وقت آن نرسیده که بیدار شویم؟ وقت آن نرسیده که بفهمیم هیچ منجیای در کار نبوده و نخواهد بود و این صرفا ما هستیم که باید ایران را بازپس گیریم و بسازیم؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گوسالۀ سامریای که آخوند را خدا کرد و جان و تن ایران را بلعید
🔸بحرانهای قرن هفتم میلادی (جنگهای امپراتوری بیزانس):
🍂 چند قرن بعد، در قرن هفتم میلادی، این بار امپراتوری روم شرقی (بیزانس) با بحرانی بزرگ مواجه شد. این دوران شاهد حملات ویرانگر ایران ساسانی (جنگهای خسرو پرویز و هراکلیوس) و سپس آغاز حملاتِ اعراب (احتمالا مسیحیانِ شرقیِ که بعد بعنوان مسلمان جا زدهشدند) بود. در این دوره نیز، داستانهای منجیباورانه و آخرالزمانی بار دیگر رونق گرفتند.
🔺🔺بعنوان نمونه، افسانهی اسکندر که در قالب سریانی منتشر شد، نوید آمدن منجی را میداد: نبردی آخرالزمانی که در آن رومیهای مسیحی پیروز میشدند و مسیح موعود بازمیگشت. هراکلیوس، امپراتور روم، از این داستانها و روایات آخرالزمانی بعنوان ابزاری قدرتمند برای بسیج تودهها، تقویت روحیه جنگی و مشروعیت بخشیدن به لشکرکشیهای خود علیه ایران و دیگر دشمنان استفاده کرد.
🔹ماهیت مشترک این افسانهها:
🍂 اما این افسانهها، چیزی بیش از یک روایت مذهبی ساده بودند؛ آنها ابزارهایی سیاسی و روانی در دست کلیسا و حاکمان برای تسخیر ذهنها و منحرف کردن توجه از واقعیتهای تلخ بودند. مردم عادی، به جای مقاومت واقعی در برابر مهاجمان یا بازسازی زیرساختهای فروریخته، به دعا و نذر روی آوردند تا منجی ظهور کند. اما نه عیسی بازگشت و نه امپراتوری روم (چه غربی و چه شرقی) از فروپاشی کامل نجات یافت. این تجربه تاریخی نشان میدهد که چگونه منجیباوری، در بزنگاههای تاریخی، میتواند به جای راهحل، به افیونی برای ملتها تبدیل شود.
🟩 اقتباس و استخدامِ ابزار سودمند منجیباوری در اسلام
🍂 همانگونه که افسانهی اسکندر، پیشبینی نبرد آخرالزمانی و بازگشت مسیح را مطرح کرد، روایات اسلامی نیز این الگو را تکرار کردند. داستان ذوالقرنین در سوره کهف، با کپی نعلبهنعل (با اندکی ویرایش) از «رمانس اسکندر»، نسخهای اسلامی از این افسانه را ارائه داد.
🔺🔺قرآن، در سورۀ روم، حتی پیروزی مسیحیان رومی بر ایران را جشن میگیرد؛ پیروزیای که در نگاه مفسران سریانی، گامی به سوی ظهور مسیح بود.
➕در این میان، امام زمان نیز به همین زنجیره اضافه شد: منجیای که در تاریخ گم شد، اما باور به ظهور قریبالوقوع او، همواره ابزار رهبران شیعه برای تسخیر ذهن و جیب مردم بودهاست.
🔶 از مشروطه تا خامنهای: تکرار یک سناریو
🍂 انقلاب اسلامی ایران نمونۀ بارز بهرهبرداری سیاسی از خرافه امام زمان بود. مردم، فریب شعارهایی را خوردند که از ظهور منجی سخن میگفت، اما آنچه بهدست آمد، چیزی جز تحمیل جهل نبود. خیابانهای ایران پر شد از جوانانی که با تفنگ و کتاب دعا، برای «حکومت مهدوی» میجنگیدند؛ حکومتی که جز تاریکی چیزی برای ملت به ارمغان نیاورد.
🍂 مشروطه، که میتوانست سرآغاز عصر جدیدی در ایران باشد، در سایۀ این خرافه که قرنها در ذهن مردم بزور شیعهشدۀ ایران تزریق شدهبود، شکستی سخت خورد. خرافهای که دروغهای شیرین به مردم میداد و عقل و آزادی را از آنان میگرفت. کشورهای مسلمانِ منطقه، که بدون بارِ این خرافۀ مضاعف و سنگین، مسیر پیشرفت را طی کردند، امروز فاصلهای فاحش با ایران یافتهاند.
🍂 در نظام انقلابی، علی خامنهای نمادی از استفاده مدرن از خرافه امام زمان است. با ادعای ارتباط با امام، او نهتنها قدرت مطلق را در دستان خود قبضه کرده، بلکه مصون از هر انتقاد و پرسشی شدهاست. ثروت عظیمی که زیر لوای این خرافه جمع شده، دیگر تنها خمس و زکات نیست؛ بلکه کل اقتصاد کشور است که در حلقوم نهادهای ناپاسخگوی زیرمجموعۀ او فرو میرود.
🍂 چه چیزی او را اینچنین توانا کرده است؟ باور به امام غایب، که نهتنها مشروعیت میدهد، بلکه هر انتقاد و اعتراضی را به کفر و طغیان نسبت میدهد. مردم امروز، زیر فشار اقتصادی و اجتماعی خرد شدهاند، اما باز هم صدای این خرافه بلند است: "منتظر باشید، منجی خواهد آمد!"
🔄 چرخۀ تکراریِ انحطاط را پایان دهیم
🍂 چه در امپراتوری روم و چه در ایران، باور به منجی بجای راهحلی واقعی، افیونی برای مردم بوده است. منجیباوری، اعم از عیسی یا امام زمان، هرگز راهی بسوی آزادی و رهایی باز نکرد، بلکه همیشه ابزاری برای قدرتطلبی و سرکوب باقی ماند. این چرخه، همواره عقل و عمل را به حاشیه رانده و جای آن را با توهم و انقیاد پر کردهاست.
🍂 خرافۀ امام زمان نهتنها خرد را از ایرانیان غارت کرد، بلکه جان و مال آنان را نیز به تاراج برد. ایرانی که باید به تمدنِ جهانی و بازی توسعه میپیوست، به انتظار پوچِ سازندۀ سوژۀ منزوی و ستیزهگر گرفتار شد. اما آیا وقت آن نرسیده که بیدار شویم؟ وقت آن نرسیده که بفهمیم هیچ منجیای در کار نبوده و نخواهد بود و این صرفا ما هستیم که باید ایران را بازپس گیریم و بسازیم؟
.
#نقد_شیعه #امام_زمان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin