Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حجت عبدالملکی وزیر کار و تعاون دولت رئیسی:
اگر گرانی را در نظر نگیریم هیچ مشکل اقتصادی در کشور نداریم!
این قسمتهایی از مصاحبه حجت عبدالملکی وزیر کار و تعاون دولت ابراهیم رئیسی است که دستمایه طنز کاربران در شبکههای اجتماعی شده است.
حکومتی که مدیرانش در دنیای خیالی خود سیر میکنند و حتی الفبای اقتصاد را نمیدانند تا بفهمند که «گرانی»، دقیقا همان خروجی نهاییِ تمام «مشکلات اقتصادی» و بیکفایتیهای آنهاست، نه یک عارضه جانبی که بتوان با چشم بستن روی آن، کارنامه مردودی خود را ماستمالی کرد!
یعن با همین منطق، اگر گرسنگی را در نظر نگیریم، هیچکس گرسنه نیست و اگر بیماری را کنار بگذاریم، همه سالماند!
کاربری به زبان کنایهآمیز نوشت:
کاربر دیگری نوشته:
💸 tavaanatech
اگر گرانی را در نظر نگیریم هیچ مشکل اقتصادی در کشور نداریم!
این قسمتهایی از مصاحبه حجت عبدالملکی وزیر کار و تعاون دولت ابراهیم رئیسی است که دستمایه طنز کاربران در شبکههای اجتماعی شده است.
حکومتی که مدیرانش در دنیای خیالی خود سیر میکنند و حتی الفبای اقتصاد را نمیدانند تا بفهمند که «گرانی»، دقیقا همان خروجی نهاییِ تمام «مشکلات اقتصادی» و بیکفایتیهای آنهاست، نه یک عارضه جانبی که بتوان با چشم بستن روی آن، کارنامه مردودی خود را ماستمالی کرد!
یعن با همین منطق، اگر گرسنگی را در نظر نگیریم، هیچکس گرسنه نیست و اگر بیماری را کنار بگذاریم، همه سالماند!
کاربری به زبان کنایهآمیز نوشت:
«واقعا باید به این سطح از شعور مدیریتی ایستاده ادای احترام کرد! با این منطق نبوغآمیز، میتوان تمام مشکلات بشریت را یکشبه حل کرد!»
کاربر دیگری نوشته:
«مُردن رو که بگذاریم کنار، مریض مشکل دیگهای نداره!»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍18❤1🕊1💔1
قتل عام زندگی
The Massacre of Life
در ایرانِ امروز، عدالت بیش از همیشه بیپناه به نظر میرسد؛ پس از کشتار دی ۱۴۰۴، موج بازداشتها، زندانها و اعدامها ادامه یافت و برای بسیاری، قانون دیگر نه پناهگاهی برای دادخواهی، که بخشی از چرخه سرکوب شده است. عقلانیت نیز انگار هر روز بیشتر از عرصه تصمیمگیری کنار زده میشود و صداهای منتقد، عاقلان و دلسوزان جامعه یا خاموش شدهاند یا به حاشیه رانده شدهاند. سیاستهای ماجراجویانه و تنشزای حکومت، کشور را سالهاست از صلحی پایدار و واقعی دور کرده و حاصل همه اینها جامعهای است که نه امنیت دارد، نه آرامش و نه امکان تجربه کردن شادی و نشاطی طبیعی و بیدغدغه. گویی در این میان، عدالت، عقلانیت، عشق، صلح و خودِ شادی، نه اینکه صرفاً آسیب دیده باشند، بلکه یکییکی عمداً از صحنه زندگی حذف شدهاند.
کارتونیست: مانا نیستانی
منتشر شده در دویچهوله فارسی
@Tavaana_TavaanaTech
The Massacre of Life
در ایرانِ امروز، عدالت بیش از همیشه بیپناه به نظر میرسد؛ پس از کشتار دی ۱۴۰۴، موج بازداشتها، زندانها و اعدامها ادامه یافت و برای بسیاری، قانون دیگر نه پناهگاهی برای دادخواهی، که بخشی از چرخه سرکوب شده است. عقلانیت نیز انگار هر روز بیشتر از عرصه تصمیمگیری کنار زده میشود و صداهای منتقد، عاقلان و دلسوزان جامعه یا خاموش شدهاند یا به حاشیه رانده شدهاند. سیاستهای ماجراجویانه و تنشزای حکومت، کشور را سالهاست از صلحی پایدار و واقعی دور کرده و حاصل همه اینها جامعهای است که نه امنیت دارد، نه آرامش و نه امکان تجربه کردن شادی و نشاطی طبیعی و بیدغدغه. گویی در این میان، عدالت، عقلانیت، عشق، صلح و خودِ شادی، نه اینکه صرفاً آسیب دیده باشند، بلکه یکییکی عمداً از صحنه زندگی حذف شدهاند.
کارتونیست: مانا نیستانی
منتشر شده در دویچهوله فارسی
@Tavaana_TavaanaTech
👍16🕊7❤2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
نگین باقری، روزنامهنگار، از مسدودسازی سیمکارتها گزارش داد؛ سیمکارت خودش هم مسدود شد!
نگین باقری، روزنامهنگار مجموعه زومیت، که درباره مسدود شدن سیمکارت کسبوکارهای اینستاگرامی و تعهدهای تحمیلی برای برقراری دوباره ارتباط گزارش نوشته بود، از قطع سیمکارت خودش خبر داد.
او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «به دنبال نوشتن این گزارش درباره روند قطع سیمکارتها، هفته پیش سیمکارت خودم را هم قطع کردند. پایان پیام.»
🔸این جمله "پایان پیام"، در واقع پایان ماجرا نیست؛ حالا روزنامهنگاری که از قطع ارتباط دیگران گزارش داده، خود نیز از ارتباط محروم شده است. باقری قطع سیمکارتش را به انتشار گزارش مرتبط دانسته است. سیمکارت او با دستور کدام مرجع و با چه مستندی قطع شده است؟ آیا گزارش کردن مشکلات مردم هم به فهرست دلایل محرومیت از خدمات ارتباطی اضافه شده است؟!
گزارش میدانی زومیت با جملهای آشنا اما در این موقعیت نگرانکننده آغاز میشود: «مشترک مورد نظر مجوز برقراری این ارتباط را ندارد.» پشت این پیام، صاحبان کسبوکارهایی قرار دارند که خطوط تلفن ثابت یا موبایلشان مسدود شده و برای بازگشت به کار باید به کارگروه مد و لباس مراجعه کنند؛ روندی که در گزارش از آن با عنوان «قطعی سیاه» یاد شده است.
🔸بر اساس این گزارش، کارشناسان صفحه اینستاگرام کسبوکارها را پستبهپست بررسی میکنند و برای نوع عکس، پوشش و محل تبلیغ دستور میدهند. به آرایشگر گفته میشود فقط از پشت سر عکس بگیرد، به فروشنده لباس گفته میشود تصویر تیشرت آستین کوتاه باید در خانه باشد، نه خیابان. در فرمهای تعهد نیز کلاه و مینیاسکارف ممنوع شده، حضور حیوانات خانگی و حرکات موزون منع شده و تبلیغ لباس مجلسی و ورزشی در محیط عمومی محدود شده است. حتی لباس ورزشی هم باید فقط روی رگال تبلیغ شود!
به این ترتیب، وصل بودن تلفن یک کسبوکار به تایید عکسهای صفحه اینستاگرامش گره خورده است. صاحب کسبوکار باید تعهد بدهد، پستهای قبلی را «پاکسازی» کند و صفحه را دوباره برای بررسی بفرستد. طبق روایت گزارش، پس از تایید نیز ممکن است یک ماه برای وصل شدن خطوط منتظر بماند. در برخی موارد، مسدود شدن حساب بانکی هم به این فشارها اضافه میشود. هزینه این انتظار را چه کسی میپردازد؟ اجاره، حقوق کارکنان و سفارشهای از دسترفته با امضای تعهدنامه متوقف نمیشوند!
🔸معاون ارتباطات شرکت مخابرات نیز در گفتوگو با زومیت گفته است: «اگر دادستانی به سازمان تنظیم مقررات دستور بدهد شمارههای مخابرات هم مسدود میشود.»
کسبوکارهای آنلاین، پس از تحمل اختلالها و قطعیهای اینترنت، حالا باید برای حفظ خط تلفن خود نیز از سد بررسی عکسها و تعهدنامهها بگذرند!
💸 tavaanatech
نگین باقری، روزنامهنگار مجموعه زومیت، که درباره مسدود شدن سیمکارت کسبوکارهای اینستاگرامی و تعهدهای تحمیلی برای برقراری دوباره ارتباط گزارش نوشته بود، از قطع سیمکارت خودش خبر داد.
او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «به دنبال نوشتن این گزارش درباره روند قطع سیمکارتها، هفته پیش سیمکارت خودم را هم قطع کردند. پایان پیام.»
🔸این جمله "پایان پیام"، در واقع پایان ماجرا نیست؛ حالا روزنامهنگاری که از قطع ارتباط دیگران گزارش داده، خود نیز از ارتباط محروم شده است. باقری قطع سیمکارتش را به انتشار گزارش مرتبط دانسته است. سیمکارت او با دستور کدام مرجع و با چه مستندی قطع شده است؟ آیا گزارش کردن مشکلات مردم هم به فهرست دلایل محرومیت از خدمات ارتباطی اضافه شده است؟!
گزارش میدانی زومیت با جملهای آشنا اما در این موقعیت نگرانکننده آغاز میشود: «مشترک مورد نظر مجوز برقراری این ارتباط را ندارد.» پشت این پیام، صاحبان کسبوکارهایی قرار دارند که خطوط تلفن ثابت یا موبایلشان مسدود شده و برای بازگشت به کار باید به کارگروه مد و لباس مراجعه کنند؛ روندی که در گزارش از آن با عنوان «قطعی سیاه» یاد شده است.
🔸بر اساس این گزارش، کارشناسان صفحه اینستاگرام کسبوکارها را پستبهپست بررسی میکنند و برای نوع عکس، پوشش و محل تبلیغ دستور میدهند. به آرایشگر گفته میشود فقط از پشت سر عکس بگیرد، به فروشنده لباس گفته میشود تصویر تیشرت آستین کوتاه باید در خانه باشد، نه خیابان. در فرمهای تعهد نیز کلاه و مینیاسکارف ممنوع شده، حضور حیوانات خانگی و حرکات موزون منع شده و تبلیغ لباس مجلسی و ورزشی در محیط عمومی محدود شده است. حتی لباس ورزشی هم باید فقط روی رگال تبلیغ شود!
به این ترتیب، وصل بودن تلفن یک کسبوکار به تایید عکسهای صفحه اینستاگرامش گره خورده است. صاحب کسبوکار باید تعهد بدهد، پستهای قبلی را «پاکسازی» کند و صفحه را دوباره برای بررسی بفرستد. طبق روایت گزارش، پس از تایید نیز ممکن است یک ماه برای وصل شدن خطوط منتظر بماند. در برخی موارد، مسدود شدن حساب بانکی هم به این فشارها اضافه میشود. هزینه این انتظار را چه کسی میپردازد؟ اجاره، حقوق کارکنان و سفارشهای از دسترفته با امضای تعهدنامه متوقف نمیشوند!
🔸معاون ارتباطات شرکت مخابرات نیز در گفتوگو با زومیت گفته است: «اگر دادستانی به سازمان تنظیم مقررات دستور بدهد شمارههای مخابرات هم مسدود میشود.»
کسبوکارهای آنلاین، پس از تحمل اختلالها و قطعیهای اینترنت، حالا باید برای حفظ خط تلفن خود نیز از سد بررسی عکسها و تعهدنامهها بگذرند!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤10💔4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم چهارمین سالگرد جان باختن عارف عاشوری،، با حضور جمعی از خانوادههای دادخواه بر سر مزار او برگزار شد
عارف عاشوری، جوان رعنا و ۲۷ ساله، تنها فرزند خانوادهاش بود. جوان اهل آستانه اشرفیه که از نوجوانی کار میکرد. عارف زندانی مهریه بود، چهار ماه بود که زندانی بود. او جوانی مهربان و دلسوز بود که همیشه دوست داشت به دیگران کمک کند.او امید خانوادهاش بود، خانوادهای که با هزار آرزو و با سخنی این تک فرزند خود را بزرگ کرده بودند.
یکشنبه ۱۵ مهر ماه ۱۴۰۱ مادرش به ملاقاتش رفت، روز ملاقات نبود ولی مادر با اصرار فراوان توانست راضیشان کند تا ده دقیقه فرزندش را ببیند که خبر خوش آزادیش برای دوروز بعد یعنی سهشنبه را به او بدهد.
عارف خوشحال و سرخوش بود از اینکه قرار است دو روز دیگر به آغوش پرمهر خانواده برگردد.
اما شب همان روز خبر دادند که زندان لاکان رشت آتش گرفته و مادر و پدر و اقوام سراسیمه به دم در زندان رفتند.
ولی متاسفانه کسی جواب نمیداد، همه بسیج شدند تا خبری بگیرند. تک تک بیمارستانهای رشت و دنبال عارف گشتند و سرانجاک جسد بی جان او را در سردخانه پیدا کردند.
آن شب، زندانیان جرایم عادی، به کمک زندانیان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ شتافته بودند، آنها از وحشیگری ماموران و ضرب و شتم جوانان معترض، خشمگین بودند. زندان آتش گرفت و چند نفر از جمله عارف عاشوری توسط مأموران کشت شدند.
مادر عارف در این چند سال، دچار بیماریهای متعدد شده است و حالش خوب نیست. او به شدت به عارف وابسته بود. جوانی که ۱۸۵ سانتیمتر قد داشت، به همین راحتی جانش را گرفتند،
هیچوقت نگفتند چرا و به چه جرمی!
هنگام تحویل پیکر عارف به خانوادهاش، زیر برگهای که از آنها تعهدگرفتند، نوشته بود اغتشاشگر!
علت مرگ را ایست قلبی اعلام کردند، در حالی که او بدنی سالم داشت و هیچ بیماری زمینهای نداشت.
هنوز کسی به طور دقیق جزئیات وقایع آن شب را نمیداند. تعداد دقیق کشتهشدهها مشخص نیست، ولی آنچه که میدانیم این است که این جوانان با غیرت، شرف و وجدانشان اجازه نداد که در برابر ظلم سکوت کنند و توسط رژیم کشته شدند.
#عارف_عاشوری #زندان_لاکان_رشت #آتش_سوزی_زندان_لاکان
@Tavaana_TavaanaTech
مراسم چهارمین سالگرد جان باختن عارف عاشوری،، با حضور جمعی از خانوادههای دادخواه بر سر مزار او برگزار شد
عارف عاشوری، جوان رعنا و ۲۷ ساله، تنها فرزند خانوادهاش بود. جوان اهل آستانه اشرفیه که از نوجوانی کار میکرد. عارف زندانی مهریه بود، چهار ماه بود که زندانی بود. او جوانی مهربان و دلسوز بود که همیشه دوست داشت به دیگران کمک کند.او امید خانوادهاش بود، خانوادهای که با هزار آرزو و با سخنی این تک فرزند خود را بزرگ کرده بودند.
یکشنبه ۱۵ مهر ماه ۱۴۰۱ مادرش به ملاقاتش رفت، روز ملاقات نبود ولی مادر با اصرار فراوان توانست راضیشان کند تا ده دقیقه فرزندش را ببیند که خبر خوش آزادیش برای دوروز بعد یعنی سهشنبه را به او بدهد.
عارف خوشحال و سرخوش بود از اینکه قرار است دو روز دیگر به آغوش پرمهر خانواده برگردد.
اما شب همان روز خبر دادند که زندان لاکان رشت آتش گرفته و مادر و پدر و اقوام سراسیمه به دم در زندان رفتند.
ولی متاسفانه کسی جواب نمیداد، همه بسیج شدند تا خبری بگیرند. تک تک بیمارستانهای رشت و دنبال عارف گشتند و سرانجاک جسد بی جان او را در سردخانه پیدا کردند.
آن شب، زندانیان جرایم عادی، به کمک زندانیان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ شتافته بودند، آنها از وحشیگری ماموران و ضرب و شتم جوانان معترض، خشمگین بودند. زندان آتش گرفت و چند نفر از جمله عارف عاشوری توسط مأموران کشت شدند.
مادر عارف در این چند سال، دچار بیماریهای متعدد شده است و حالش خوب نیست. او به شدت به عارف وابسته بود. جوانی که ۱۸۵ سانتیمتر قد داشت، به همین راحتی جانش را گرفتند،
هیچوقت نگفتند چرا و به چه جرمی!
هنگام تحویل پیکر عارف به خانوادهاش، زیر برگهای که از آنها تعهدگرفتند، نوشته بود اغتشاشگر!
علت مرگ را ایست قلبی اعلام کردند، در حالی که او بدنی سالم داشت و هیچ بیماری زمینهای نداشت.
هنوز کسی به طور دقیق جزئیات وقایع آن شب را نمیداند. تعداد دقیق کشتهشدهها مشخص نیست، ولی آنچه که میدانیم این است که این جوانان با غیرت، شرف و وجدانشان اجازه نداد که در برابر ظلم سکوت کنند و توسط رژیم کشته شدند.
#عارف_عاشوری #زندان_لاکان_رشت #آتش_سوزی_زندان_لاکان
@Tavaana_TavaanaTech
💔23
hey - you should join us for this live room happening now "شکنجه؛ بررسی حقوقی با کارشناسان حقوقی دادبان". https://www.clubhouse.com/i/شکنجه-بررسی-حقوقی-با-کارشناسان-حقوقی-دادبان/goLEVg7W
Clubhouse
Join شکنجه؛ بررسی حقوقی با کارشناسان حقوقی دادبان
You were invited to join this live room
❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم چهارمین سالگرد کشته شدن جاوید نام محمد رسول مومنیزاده بر سر مزارش در سلیمان داراب رشت با حضور اخنوادههای دادخواه برگزار شد.
محمدرسول مومنیزاده ۲۴ ساله در آغوش برادرش جان داد وقتی از پشت به او تیر زدند بیشتر از ۳۰ نفر موتور سوار با باتوم به او حمله کردند. برادر میگوید: «خودم را به روی محمدرسول انداختم که پهلوی شکسته و تیر خوردهاش که غرق خون بود لگد نخورد.»
مادر محمدرسول به یکی از رسانهها گفته است : «وقتی به بیمارستان رفتم پر از لباس شخصی بود و وقتی که جنازه کسی را در آنجا دیدم گفتم خدا به پدرومادرش رحم کند. پسر دیگرم به من گفت که این محمدرسول است. من قبول نمیکردم. نیروهای امنیتی نگذاشتند پیکر بچهام را ببینم و همینطوری در بیمارستان و حیاط و خیابان من را با زور و کشانکشان میبردند.»
او اضافه کرده: «چرا بچه مرا از یک متری با اسلحه کشتید؟ مگر او چه کار کرده بود؟ من چه کنم که خون او پایمال نشود؟ من حتی اجازه نداشتم فرزند خودم را ببینم و ببوسم.»
برادر محمدرسول در حساب کاربری خود با اشاره به گزارش پزشکی قانونی تصریح کرد در این گزارش نوشته شده محمد رسول از ناحیه کبد آسیب دیده است، در حالی که گلوله از زیر بغل به برادرش اصابت کرده و در سردخانه قسمت پایین دنده او پاره
شده بود.
خانواده محمد رسول در این ۴ سال گذشته بسیار تحت فشار بودند، بهادر برادرش چندین بار بازداشت شد، او در سال گذشته با ضرب و شتم و هجوم وحشیانه ماموران به خانه و محل کارش و آسیب زدن به وسایل، بازداشت شده و تا مدتی خبری از او در دست نبود. مادر محمد رسول نیز بارها احضار و تهدید و بازجویی شده است.
- همراهان گرامی، خانوادههای دادخواه به شدت تحت فشار هستند. اخیرا گزارشهای متعددی از افزایش فشار بر آنها از طریق تهدید جانی یا تهدید بازداشت فرزندان دیگرشان دریافت کردهایم. لطفا این عزیزان را تنها نگذارید و از آنها حمایت کنید.
#محمدرسول_مومنی_زاده #رشت #علیه_فراموشی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
مراسم چهارمین سالگرد کشته شدن جاوید نام محمد رسول مومنیزاده بر سر مزارش در سلیمان داراب رشت با حضور اخنوادههای دادخواه برگزار شد.
محمدرسول مومنیزاده ۲۴ ساله در آغوش برادرش جان داد وقتی از پشت به او تیر زدند بیشتر از ۳۰ نفر موتور سوار با باتوم به او حمله کردند. برادر میگوید: «خودم را به روی محمدرسول انداختم که پهلوی شکسته و تیر خوردهاش که غرق خون بود لگد نخورد.»
مادر محمدرسول به یکی از رسانهها گفته است : «وقتی به بیمارستان رفتم پر از لباس شخصی بود و وقتی که جنازه کسی را در آنجا دیدم گفتم خدا به پدرومادرش رحم کند. پسر دیگرم به من گفت که این محمدرسول است. من قبول نمیکردم. نیروهای امنیتی نگذاشتند پیکر بچهام را ببینم و همینطوری در بیمارستان و حیاط و خیابان من را با زور و کشانکشان میبردند.»
او اضافه کرده: «چرا بچه مرا از یک متری با اسلحه کشتید؟ مگر او چه کار کرده بود؟ من چه کنم که خون او پایمال نشود؟ من حتی اجازه نداشتم فرزند خودم را ببینم و ببوسم.»
برادر محمدرسول در حساب کاربری خود با اشاره به گزارش پزشکی قانونی تصریح کرد در این گزارش نوشته شده محمد رسول از ناحیه کبد آسیب دیده است، در حالی که گلوله از زیر بغل به برادرش اصابت کرده و در سردخانه قسمت پایین دنده او پاره
شده بود.
خانواده محمد رسول در این ۴ سال گذشته بسیار تحت فشار بودند، بهادر برادرش چندین بار بازداشت شد، او در سال گذشته با ضرب و شتم و هجوم وحشیانه ماموران به خانه و محل کارش و آسیب زدن به وسایل، بازداشت شده و تا مدتی خبری از او در دست نبود. مادر محمد رسول نیز بارها احضار و تهدید و بازجویی شده است.
- همراهان گرامی، خانوادههای دادخواه به شدت تحت فشار هستند. اخیرا گزارشهای متعددی از افزایش فشار بر آنها از طریق تهدید جانی یا تهدید بازداشت فرزندان دیگرشان دریافت کردهایم. لطفا این عزیزان را تنها نگذارید و از آنها حمایت کنید.
#محمدرسول_مومنی_زاده #رشت #علیه_فراموشی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
💔24❤3🕊3
ضربوشتم دانشآموز در هنرستان پسرانه شهید عباسپور گناباد به خاطر پوشیدن شلوار جین؛ انتقال دانشآموز با آمبولانس به بیمارستان
روز شنبه در هنرستان پسرانه شهید عباسپور شهرستان گناباد، حادثهای نگرانکننده رخ داد.
بر اساس مشاهدات عینی، معاون این هنرستان، فردی به نام مهدی حیدرنژاد، با همراه داشتن قیچی اقدام به کوتاه کردن موی دانشآموزانی کرد که از نظر خودش موهای بلندی داشتند.
در ادامه، یکی از دانشآموزان به دلیل پوشیدن شلوار جین از سوی این معاون مورد ضربوشتم قرار گرفت. شدت آسیبهای واردشده به این دانشآموز به حدی بود که پس از ضربوشتم قادر به راه رفتن نبود و در نهایت نیروهای اورژانس با آمبولانس او را به بیمارستان منتقل کردند.
محدودیتهای قابلتوجهی در این هنرستان اعمال میشود، دانشآموزان هنگام ورود به مدرسه موظفاند تلفن همراه خود را تحویل دهند و هنگام خروج آن را پس بگیرند؛ رویهای که یادآور محدودیتهای اعمالشده در مکانهایی مانند دادگاههاست.
همچنین، درباره حیدرنژاد به ارتباط با مجموعههای حکومتی و عنوان «جانفدا» اشاره شده است.
مدرسه باید محیطی امن برای تحصیل و رشد دانشآموزان و شکوفایی استعداد و خلاقیت آنها باشد، نه مکانی برای خشونت و آسیب رساندن به نوجوانان. برخورد فیزیکی با دانشآموز به دلیل نوع پوشش، موضوعی جدی است که نیازمند رسیدگی فوری و پاسخگویی مسئولان آموزشوپرورش است.
#گناباد #نظام_آموزشی
@Tavaana_TavaanaTech
روز شنبه در هنرستان پسرانه شهید عباسپور شهرستان گناباد، حادثهای نگرانکننده رخ داد.
بر اساس مشاهدات عینی، معاون این هنرستان، فردی به نام مهدی حیدرنژاد، با همراه داشتن قیچی اقدام به کوتاه کردن موی دانشآموزانی کرد که از نظر خودش موهای بلندی داشتند.
در ادامه، یکی از دانشآموزان به دلیل پوشیدن شلوار جین از سوی این معاون مورد ضربوشتم قرار گرفت. شدت آسیبهای واردشده به این دانشآموز به حدی بود که پس از ضربوشتم قادر به راه رفتن نبود و در نهایت نیروهای اورژانس با آمبولانس او را به بیمارستان منتقل کردند.
محدودیتهای قابلتوجهی در این هنرستان اعمال میشود، دانشآموزان هنگام ورود به مدرسه موظفاند تلفن همراه خود را تحویل دهند و هنگام خروج آن را پس بگیرند؛ رویهای که یادآور محدودیتهای اعمالشده در مکانهایی مانند دادگاههاست.
همچنین، درباره حیدرنژاد به ارتباط با مجموعههای حکومتی و عنوان «جانفدا» اشاره شده است.
مدرسه باید محیطی امن برای تحصیل و رشد دانشآموزان و شکوفایی استعداد و خلاقیت آنها باشد، نه مکانی برای خشونت و آسیب رساندن به نوجوانان. برخورد فیزیکی با دانشآموز به دلیل نوع پوشش، موضوعی جدی است که نیازمند رسیدگی فوری و پاسخگویی مسئولان آموزشوپرورش است.
#گناباد #نظام_آموزشی
@Tavaana_TavaanaTech
💔42❤3👍3
نهمین روز اعتصاب غذای مختار آلبوشوکه؛
وخامت وضعیت جسمانی او در هشتمین روز اعتصاب غذا در زندان اراک
امروز نهمین روز اعتصاب غذای مختار آلبوشوکه است. بنا بر گزارش سازمان حقوق بشر کارون، وضعیت جسمانی مختار آلبوشوکه، زندانی سیاسی عرب اهوازی محبوس در زندان اراک، در هشتمین روز اعتصاب غذا وخیم گزارش شده است.
این زندانی سیاسی از نه روز پیش در اعتراض به عملینشدن وعده مسئولان برای بازگرداندن او به زندان شیبان اهواز دست به اعتصاب غذا زده و روز دوشنبه ۲۰ مهرماه ۱۴۰۵، وضعیت جسمانی او بحرانی گزارش شده است.
سازمان حقوق بشر کارون به نقل از یک منبع مطلع اعلام کرده است که آلبوشوکه از درد و مشکلات کلیوی رنج میبرد و با وجود ابتلا به بیماری فتق، از دسترسی به خدمات درمانی مناسب محروم مانده است.
بر اساس این گزارش، مختار آلبوشوکه روز ۷ بهمنماه ۱۴۰۴ به دستور امیر خلفیان، دادستان اهواز، از زندان شیبان به زندان اراک منتقل شده است؛ انتقالی که سازمان حقوق بشر کارون آن را غیرقانونی توصیف کرده است.
آلبوشوکه پیشتر نیز در اعتراض به این انتقال دست به اعتصاب غذا زده بود، اما پس از دریافت وعده بازگرداندهشدن به زندان شیبان، به اعتصاب خود پایان داد. با این حال، عملینشدن این وعده موجب شد بار دیگر اعتصاب غذا را آغاز کند.
همچنین بنا بر اعلام سازمان حقوق بشر کارون، این زندانی سیاسی پس از انتقال به اراک، در پروندهای جدید به اتهام «ارتباط با زندانیان سیاسی آزادشده از زندان شیبان» به ۱۰ سال و یک روز حبس تعزیری دیگر محکوم شده است.
تداوم اعتصاب غذا، مشکلات کلیوی و محرومیت از رسیدگی پزشکی مناسب، نگرانیها درباره سلامت و جان مختار آلبوشوکه را افزایش داده است.
#مختار_آلبوشوکه #زندان_اراک #زندان_شیبان #اعتصاب_غذا #زندانیان_سیاسی
@Tavaana_TavaanaTech
نهمین روز اعتصاب غذای مختار آلبوشوکه؛
وخامت وضعیت جسمانی او در هشتمین روز اعتصاب غذا در زندان اراک
امروز نهمین روز اعتصاب غذای مختار آلبوشوکه است. بنا بر گزارش سازمان حقوق بشر کارون، وضعیت جسمانی مختار آلبوشوکه، زندانی سیاسی عرب اهوازی محبوس در زندان اراک، در هشتمین روز اعتصاب غذا وخیم گزارش شده است.
این زندانی سیاسی از نه روز پیش در اعتراض به عملینشدن وعده مسئولان برای بازگرداندن او به زندان شیبان اهواز دست به اعتصاب غذا زده و روز دوشنبه ۲۰ مهرماه ۱۴۰۵، وضعیت جسمانی او بحرانی گزارش شده است.
سازمان حقوق بشر کارون به نقل از یک منبع مطلع اعلام کرده است که آلبوشوکه از درد و مشکلات کلیوی رنج میبرد و با وجود ابتلا به بیماری فتق، از دسترسی به خدمات درمانی مناسب محروم مانده است.
بر اساس این گزارش، مختار آلبوشوکه روز ۷ بهمنماه ۱۴۰۴ به دستور امیر خلفیان، دادستان اهواز، از زندان شیبان به زندان اراک منتقل شده است؛ انتقالی که سازمان حقوق بشر کارون آن را غیرقانونی توصیف کرده است.
آلبوشوکه پیشتر نیز در اعتراض به این انتقال دست به اعتصاب غذا زده بود، اما پس از دریافت وعده بازگرداندهشدن به زندان شیبان، به اعتصاب خود پایان داد. با این حال، عملینشدن این وعده موجب شد بار دیگر اعتصاب غذا را آغاز کند.
همچنین بنا بر اعلام سازمان حقوق بشر کارون، این زندانی سیاسی پس از انتقال به اراک، در پروندهای جدید به اتهام «ارتباط با زندانیان سیاسی آزادشده از زندان شیبان» به ۱۰ سال و یک روز حبس تعزیری دیگر محکوم شده است.
تداوم اعتصاب غذا، مشکلات کلیوی و محرومیت از رسیدگی پزشکی مناسب، نگرانیها درباره سلامت و جان مختار آلبوشوکه را افزایش داده است.
#مختار_آلبوشوکه #زندان_اراک #زندان_شیبان #اعتصاب_غذا #زندانیان_سیاسی
@Tavaana_TavaanaTech
💔18🕊5❤1
Forwarded from گفتوشنود
مدرسه وقتی پاسخِ آماده میآموزد، چه چیزی را از دانشآموز میگیرد؟
مدرسه فقط جای یادگرفتن تاریخ و علوم نیست؛ جایی است که کودک میآموزد کدام روایت را حقیقت بداند، چه کسی را مرجع بشناسد و با پرسش چه کند. آموزش ایدئولوژیک فقط در چند شعار یا یک درس خلاصه نمیشود؛ در انتخاب مطالب، حذف روایتهای دیگر و رابطهٔ معلم و دانشآموز هم حضور دارد. شیوهٔ کلاس نیز پیام میدهد: اگر حفظ پاسخ پاداش بگیرد و پرسش دردسر شود، اطاعت تمرین میشود.
در ایران، تحلیل کتابهای مطالعات اجتماعیِ سال تحصیلی ۲۰۲۳–۲۰۲۴ نشان میدهد که برنامهٔ درسی تصویری از «انسان مطلوب اسلامی» میسازد: شهروندی دیندار و سیاسی که به حاکمیت دینی وفادار است. مسئله این نیست که مدرسه دربارهٔ ارزشها حرف بزند؛ هیچ آموزشی کاملاً بیپیشفرض نیست. مسئله از جایی آغاز میشود که یک تفسیر رسمی بیرقیب بماند و دانشآموز فرصت سنجیدن آن با شواهد و دیدگاههای دیگر را نداشته باشد.
پائولو فریره در کتاب «آموزش برای آگاهی انتقادی» از آموزشی انتقاد میکند که دانش را در ذهن دانشآموز «سپردهگذاری» میکند و او را به دریافتکنندهای خاموش فرو میکاهد. در برابر، آموزش انتقادی با پرسش و گفتوگو پیش میرود و به دانشآموز کمک میکند علتها و رابطههای پنهان در واقعیت را ببیند. ایرا شور نیز در «آموزش توانمندساز» بر مشارکت دانشآموز در یادگیری تأکید میکند: پرسیدن، جستوجوکردن و سنجیدن ایدهها.
تفکر انتقادی یعنی بتوانیم ادعا را دقیق بفهمیم، دلیلش را بررسی کنیم، پیشفرضها را ببینیم و با رسیدن شواهد تازه، نظرمان را بازنگری کنیم. این کار نه بدگمانی به هر سخن است و نه بیاحترامی به معلم.
تدریس دین، تاریخ یا ارزشها بهخودیخود آموزش ایدئولوژیک نیست. تفاوت در این است که دانشآموز را به شناخت و پرسش دعوت میکنیم یا از او میخواهیم پاسخ ازپیشتعیینشده را تکرار کند. مدرسهٔ جامعهٔ متکثر باید جایی باشد که کودک دربارهٔ باورهای گوناگون بیاموزد، بیآنکه بهخاطر پرسش یا تفاوت عقیده تحقیر شود.
مدرسه ذهن میسازد؛ آن ذهن برای اندیشیدن پرورش مییابد یا برای اطاعت؟
#آموزش_ایدئولوژیک #تفکر_انتقادی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مدرسه وقتی پاسخِ آماده میآموزد، چه چیزی را از دانشآموز میگیرد؟
مدرسه فقط جای یادگرفتن تاریخ و علوم نیست؛ جایی است که کودک میآموزد کدام روایت را حقیقت بداند، چه کسی را مرجع بشناسد و با پرسش چه کند. آموزش ایدئولوژیک فقط در چند شعار یا یک درس خلاصه نمیشود؛ در انتخاب مطالب، حذف روایتهای دیگر و رابطهٔ معلم و دانشآموز هم حضور دارد. شیوهٔ کلاس نیز پیام میدهد: اگر حفظ پاسخ پاداش بگیرد و پرسش دردسر شود، اطاعت تمرین میشود.
در ایران، تحلیل کتابهای مطالعات اجتماعیِ سال تحصیلی ۲۰۲۳–۲۰۲۴ نشان میدهد که برنامهٔ درسی تصویری از «انسان مطلوب اسلامی» میسازد: شهروندی دیندار و سیاسی که به حاکمیت دینی وفادار است. مسئله این نیست که مدرسه دربارهٔ ارزشها حرف بزند؛ هیچ آموزشی کاملاً بیپیشفرض نیست. مسئله از جایی آغاز میشود که یک تفسیر رسمی بیرقیب بماند و دانشآموز فرصت سنجیدن آن با شواهد و دیدگاههای دیگر را نداشته باشد.
پائولو فریره در کتاب «آموزش برای آگاهی انتقادی» از آموزشی انتقاد میکند که دانش را در ذهن دانشآموز «سپردهگذاری» میکند و او را به دریافتکنندهای خاموش فرو میکاهد. در برابر، آموزش انتقادی با پرسش و گفتوگو پیش میرود و به دانشآموز کمک میکند علتها و رابطههای پنهان در واقعیت را ببیند. ایرا شور نیز در «آموزش توانمندساز» بر مشارکت دانشآموز در یادگیری تأکید میکند: پرسیدن، جستوجوکردن و سنجیدن ایدهها.
تفکر انتقادی یعنی بتوانیم ادعا را دقیق بفهمیم، دلیلش را بررسی کنیم، پیشفرضها را ببینیم و با رسیدن شواهد تازه، نظرمان را بازنگری کنیم. این کار نه بدگمانی به هر سخن است و نه بیاحترامی به معلم.
تدریس دین، تاریخ یا ارزشها بهخودیخود آموزش ایدئولوژیک نیست. تفاوت در این است که دانشآموز را به شناخت و پرسش دعوت میکنیم یا از او میخواهیم پاسخ ازپیشتعیینشده را تکرار کند. مدرسهٔ جامعهٔ متکثر باید جایی باشد که کودک دربارهٔ باورهای گوناگون بیاموزد، بیآنکه بهخاطر پرسش یا تفاوت عقیده تحقیر شود.
مدرسه ذهن میسازد؛ آن ذهن برای اندیشیدن پرورش مییابد یا برای اطاعت؟
#آموزش_ایدئولوژیک #تفکر_انتقادی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍12
⭕️ تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صدوچهل و دوم در ۶۶ زندان مختلف
🔴 پیوستن گزارشگر آزادی اجتماعات ملل متحد به «کارزار سهشنبههای نه به اعدام»
روز شنبه گذشته ۱۰ اکتبر ۱۸ مهر روز جهانی علیه مجازات اعدام بود. ما در حالی این روز را گرامی داشتیم که از اکتبر ۲۰۲۵ تا اکتبر ۲۰۲۶ دستکم ۲۲۳۰ نفر در ایران اعدام شدهاند؛ از جمله ۵۴ زن، ۴۷ زندانی سیاسی و ۴ کودک. این ارقام، روایتگر جانهای ازدسترفته، خانوادههای داغدار و جامعهای است که هر روز با هراس از مرگ و سرکوب روبهروست.
در این هفته همچنین حکم اعدام امیرحسن اکبری منفرد، زندانی سیاسی و دانشجوی ۲۳ ساله توسط دیوان عالی به تایید رسید و جان او بیش از هر زمان دیگری در معرض تهدید است.
در این هفته شاهد سرکوب و خشونتهای جنونآسا از طرف حکومت بودیم به طوری که یک نوجوان ۱۷ ساله بنام امید قانونی در شهر خوانسار از استان اصفهان دستگیر شد و روز بعد جسد وی را به خانوادهاش تحویل دادند؛ درحالیکه آثار ضربات بر پیکر وی مشهود بود. در همین راستا یک شهروند دیگر به اسم فرید مکاری در مشهد دستگیر و بعد از شکنجههای فراوان کشته شد. همچنین در هفتهای که گذشت حکومت اعدامی زندانیان سیاسی جابر خسروی در دامغان و عمر درستاران شهروند بلوچ را اعدام کرد.
علاوه بر این، صدور حکم اعدام در چند روز گذشته برای علی زکانی، زندانی سیاسی ۱۹ ساله، نمونه دیگری از سایه سنگین طناب دار بر زندگی کسانی است که در بیدادگاههای حکومت محکوم به اعدام میشوند و جانشان در معرض نابودی قرار گرفته است.
در این هفته گزارشگر آزادي اجتماعات ملل متحد، خانم جينا روميرو با کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» اعلام حمایت و پیوستگی کرد. حمایت ایشان دلگرمی بزرگی برای زندانیانی است که در سایه تهدید اعدام، برای کرامت انسانی ایستادگی میکنند.
ما اعضای «کارزار سهشنبههای نه به اعدام» که صدوچهلو دو هفته پیاپی است فریاد میزنیم که هیچ انسانی نباید قربانی چوبه دار شود، از تمامی وجدانهای بیدار بشری، نهادهای بینالمللی و مدافعان حقوق بشر میخواهیم که از مرز محکومیتهای لفظی فراتر روند و برای ایجاد سازوکاری عملی و فوری بهمنظور توقف اعدامها در ایران اقدام کنند. در این روزهای تاریک سرکوب، مردم ایران را تنها نگذارید.
اعضای «کارزار سهشنبههای نه به اعدام» سهشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵ در هفته صدوچهلودوم در ۶۶ زندان زیر به امید ایرانی آزاد و به دور از شکنجه و اعدام در اعتصاب غذا هستند:
زندان اوین (بند های زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرمآباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد(بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن، زندان نیشابور، زندان گچساران، زندان نور، زندان ایرانشهر، زندان بندرعباس، زندان ضیابر صومعهسرا، زندان درهشهر ایلام و زندان مشگینشهر.
هفته صد و چهل و دوم
سه شنبه ۲۱ مهرماه۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
🔴 پیوستن گزارشگر آزادی اجتماعات ملل متحد به «کارزار سهشنبههای نه به اعدام»
روز شنبه گذشته ۱۰ اکتبر ۱۸ مهر روز جهانی علیه مجازات اعدام بود. ما در حالی این روز را گرامی داشتیم که از اکتبر ۲۰۲۵ تا اکتبر ۲۰۲۶ دستکم ۲۲۳۰ نفر در ایران اعدام شدهاند؛ از جمله ۵۴ زن، ۴۷ زندانی سیاسی و ۴ کودک. این ارقام، روایتگر جانهای ازدسترفته، خانوادههای داغدار و جامعهای است که هر روز با هراس از مرگ و سرکوب روبهروست.
در این هفته همچنین حکم اعدام امیرحسن اکبری منفرد، زندانی سیاسی و دانشجوی ۲۳ ساله توسط دیوان عالی به تایید رسید و جان او بیش از هر زمان دیگری در معرض تهدید است.
در این هفته شاهد سرکوب و خشونتهای جنونآسا از طرف حکومت بودیم به طوری که یک نوجوان ۱۷ ساله بنام امید قانونی در شهر خوانسار از استان اصفهان دستگیر شد و روز بعد جسد وی را به خانوادهاش تحویل دادند؛ درحالیکه آثار ضربات بر پیکر وی مشهود بود. در همین راستا یک شهروند دیگر به اسم فرید مکاری در مشهد دستگیر و بعد از شکنجههای فراوان کشته شد. همچنین در هفتهای که گذشت حکومت اعدامی زندانیان سیاسی جابر خسروی در دامغان و عمر درستاران شهروند بلوچ را اعدام کرد.
علاوه بر این، صدور حکم اعدام در چند روز گذشته برای علی زکانی، زندانی سیاسی ۱۹ ساله، نمونه دیگری از سایه سنگین طناب دار بر زندگی کسانی است که در بیدادگاههای حکومت محکوم به اعدام میشوند و جانشان در معرض نابودی قرار گرفته است.
در این هفته گزارشگر آزادي اجتماعات ملل متحد، خانم جينا روميرو با کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» اعلام حمایت و پیوستگی کرد. حمایت ایشان دلگرمی بزرگی برای زندانیانی است که در سایه تهدید اعدام، برای کرامت انسانی ایستادگی میکنند.
ما اعضای «کارزار سهشنبههای نه به اعدام» که صدوچهلو دو هفته پیاپی است فریاد میزنیم که هیچ انسانی نباید قربانی چوبه دار شود، از تمامی وجدانهای بیدار بشری، نهادهای بینالمللی و مدافعان حقوق بشر میخواهیم که از مرز محکومیتهای لفظی فراتر روند و برای ایجاد سازوکاری عملی و فوری بهمنظور توقف اعدامها در ایران اقدام کنند. در این روزهای تاریک سرکوب، مردم ایران را تنها نگذارید.
اعضای «کارزار سهشنبههای نه به اعدام» سهشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵ در هفته صدوچهلودوم در ۶۶ زندان زیر به امید ایرانی آزاد و به دور از شکنجه و اعدام در اعتصاب غذا هستند:
زندان اوین (بند های زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرمآباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد(بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن، زندان نیشابور، زندان گچساران، زندان نور، زندان ایرانشهر، زندان بندرعباس، زندان ضیابر صومعهسرا، زندان درهشهر ایلام و زندان مشگینشهر.
هفته صد و چهل و دوم
سه شنبه ۲۱ مهرماه۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
🕊11👍1
Forwarded from گفتوشنود
روانشناسی آشوب
آیا در غیاب عدالت و نهادهای مدنی، دین رونق میگیرد؟
پیام همراهان
وقتی ستونهای عدالت، قانون و نهادهای مدنی فرو میریزند، انسان در جستوجوی معنا و نظم تازهای برمیآید. ذهن آشفته از بینظمی، نیازمند چارچوبی است که زندگی را قابل پیشبینی کند. اریک برن این نیاز را «گرسنگی ساختار» مینامد؛ عطشی ذاتی برای نظم، معنا و جهت.
در چنین شرایطی، دین بهمثابه پناهگاهی روانی و اجتماعی نقش پررنگی پیدا میکند. وقتی دولت از تأمین عدالت بازمیماند و نهادهای مدنی از کار میافتند، دین اغلب به تنها نظام منسجم معنا و امید بدل میشود. به رنج معنا میبخشد، به آشوب نظم میدهد، و از ناامیدی وعدهی رهایی میدهد.
بنابراین، در غیاب عدالت و نهادهای مدنی، دین بهعنوان یک ساختار اجتماعی و روانی قوت میگیرد. مسجد، کلیسا یا معبد، علاوه بر کارکرد مذهبی، به کانون اعتماد و پیوند جمعی تبدیل میشوند. با این حال، این نقش مختص دین نیست و در جوامع توسعهیافتهتر، نهادها و فعالیتهای غیر دینی همچون هنر، فلسفه، علم، گفتگوهای مدنی، سازمانهای مردمنهاد و اقدامات بشردوستانه نیز میتوانند معنا، نظم و حس تعلق فراهم کنند. این مثالها نشان میدهند که انسان در جستوجوی نظم و معنا، الزاماً تنها به دین تکیه نمیکند، بلکه به هر چارچوبی که انسجام و تعلق اجتماعی ایجاد کند پاسخ مثبت میدهد.
در چنین فضایی، ایمان در متن فروپاشی ساختارها جان میگیرد و از دل اضطراب و بیپناهی، نوعی همبستگی دینی شکل میگیرد.
چهبسا اگر ساختارهای زمینی و انسانی برای تحقق عدالت و رفاه شکل گیرد، نیاز به دین کمتر احساس شود. اما آیا در آن صورت انسان میتواند معنا و امنیت روانی خود را از دل نهادها و همکاریهای اجتماعی به دست آورد؟ یا همچنان به آسمانی نیاز دارد که بر زمین سایهی معنا بیفکند؟
#ایمان #عدالت #دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
روانشناسی آشوب
آیا در غیاب عدالت و نهادهای مدنی، دین رونق میگیرد؟
پیام همراهان
وقتی ستونهای عدالت، قانون و نهادهای مدنی فرو میریزند، انسان در جستوجوی معنا و نظم تازهای برمیآید. ذهن آشفته از بینظمی، نیازمند چارچوبی است که زندگی را قابل پیشبینی کند. اریک برن این نیاز را «گرسنگی ساختار» مینامد؛ عطشی ذاتی برای نظم، معنا و جهت.
در چنین شرایطی، دین بهمثابه پناهگاهی روانی و اجتماعی نقش پررنگی پیدا میکند. وقتی دولت از تأمین عدالت بازمیماند و نهادهای مدنی از کار میافتند، دین اغلب به تنها نظام منسجم معنا و امید بدل میشود. به رنج معنا میبخشد، به آشوب نظم میدهد، و از ناامیدی وعدهی رهایی میدهد.
بنابراین، در غیاب عدالت و نهادهای مدنی، دین بهعنوان یک ساختار اجتماعی و روانی قوت میگیرد. مسجد، کلیسا یا معبد، علاوه بر کارکرد مذهبی، به کانون اعتماد و پیوند جمعی تبدیل میشوند. با این حال، این نقش مختص دین نیست و در جوامع توسعهیافتهتر، نهادها و فعالیتهای غیر دینی همچون هنر، فلسفه، علم، گفتگوهای مدنی، سازمانهای مردمنهاد و اقدامات بشردوستانه نیز میتوانند معنا، نظم و حس تعلق فراهم کنند. این مثالها نشان میدهند که انسان در جستوجوی نظم و معنا، الزاماً تنها به دین تکیه نمیکند، بلکه به هر چارچوبی که انسجام و تعلق اجتماعی ایجاد کند پاسخ مثبت میدهد.
در چنین فضایی، ایمان در متن فروپاشی ساختارها جان میگیرد و از دل اضطراب و بیپناهی، نوعی همبستگی دینی شکل میگیرد.
چهبسا اگر ساختارهای زمینی و انسانی برای تحقق عدالت و رفاه شکل گیرد، نیاز به دین کمتر احساس شود. اما آیا در آن صورت انسان میتواند معنا و امنیت روانی خود را از دل نهادها و همکاریهای اجتماعی به دست آورد؟ یا همچنان به آسمانی نیاز دارد که بر زمین سایهی معنا بیفکند؟
#ایمان #عدالت #دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍10
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
گزارش Golden Owl، تلاش شبکههای منتسب به جمهوری اسلامی برای دخالت در انتخابات اسرائیل با هویتهای جعلی را افشا کرد
جمهوری اسلامی برای مردم ایران فیلتر میسازد و شبکههای منتسب به آن، در همان فضای مجازی، با هویت اسرائیلی ظاهر میشوند. گزارش تازه Golden Owl از شناسایی شبکهای با دستکم ۶۹۴ حساب در ایکس خبر میدهد؛ پژوهشگران، ۴۴۵ حساب این مجموعه را با درجه اطمینان بالا یا نسبتا بالا به عملیات نفوذ مرتبط با ایران نسبت دادهاند. حسابهایی که با نام و ظاهر اسرائیلی، وارد بحثهای عبریزبان میشوند و خود را بخشی از جامعه هدف جا میزنند.
🔴 بر اساس توضیح منتشرشده درباره این تحقیق، حسابهایی از داخل ایران با سیمکارت سفید حکومتی در این عملیات فعالیت میکنند؛ امتیازی برای دسترسی بدون فیلتر، در حالی که مردم برای کار، آموزش و ارتباط باید دنبال فیلترشکن بگردند. گردانندگان این حسابها از مسیر ویژه وصل میشوند تا با هویت جعلی اسرائیلی و محتوای عبری تولیدشده با هوش مصنوعی، افکار عمومی جامعهای دیگر را هدف بگیرند. چه تعریف رسوایی از «حفاظت از فضای مجازی»: محدودیت برای مردم، دسترسی آزاد برای عملیات فریب!
🔴 به گفته پژوهشگران، هدف این فعالیتها تشدید بیاعتمادی به دولت، ارتش و روند انتخابات اسرائیل است. محتوای شبکه شناساییشده در دو ماه دستکم ۴.۷ میلیون بازدید گرفته است؛ عددی که گستردگی انتشار را نشان میدهد، اما بهتنهایی اثبات نمیکند این عملیات توانسته نظر مردم یا نتیجه انتخابات را تغییر دهد.
🔴 نام عبری و پرچم اسرائیل روی یک حساب، به پیام آن اعتبار مردمی نمیدهد. وقتی گرداننده، وابستگی و هدف واقعی خود را پنهان میکند، مخاطب را فریب میدهد تا پیام یک شبکه سازمانیافته را درد دل یک شهروند تصور کند. این همان نقطهای است که تبلیغات حکومتی، لباس صدای مردم میپوشد.
🔴 این گزارش، جمهوری اسلامی را در برابر پرسشی روشن قرار میدهد؛ حکومتی که مدام از خطر دخالت خارجی میگوید، درباره شبکههای نفوذ منتسب به خودش چه پاسخی دارد؟ «جنگ روایتها» عنوان شیکی برای فرار از پاسخگویی است؛ جعل هویت با تغییر نام، مشروع نمیشود.
🔗گزارش Golden Owl
💸 tavaanatech
جمهوری اسلامی برای مردم ایران فیلتر میسازد و شبکههای منتسب به آن، در همان فضای مجازی، با هویت اسرائیلی ظاهر میشوند. گزارش تازه Golden Owl از شناسایی شبکهای با دستکم ۶۹۴ حساب در ایکس خبر میدهد؛ پژوهشگران، ۴۴۵ حساب این مجموعه را با درجه اطمینان بالا یا نسبتا بالا به عملیات نفوذ مرتبط با ایران نسبت دادهاند. حسابهایی که با نام و ظاهر اسرائیلی، وارد بحثهای عبریزبان میشوند و خود را بخشی از جامعه هدف جا میزنند.
🔗گزارش Golden Owl
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
نسخه بتای فیلترشکن ۲.۷.۳ InviZible Pro؛
ابزار حریم خصوصی و دسترسی آزادتر به اینترنت
فیلترشکن InviZible Pro یک برنامه متنباز برای اندروید است که ابزارهای Tor، DNSCrypt و I2P را در کنار هم قرار میدهد تا به حفظ حریم خصوصی و دسترسی به اینترنت کمک کند. این برنامه امکان رمزگذاری درخواستهای DNS، کنترل اتصال برنامهها با فایروال و دسترسی به سایتهای .onion و سرویسهای شبکه I2P را فراهم میکند.
در نسخه بتای ۲.۷.۳، DNSCrypt به نسخه 2.1.18 و Purple I2P به نسخه 2.61.0 بهروزرسانی شدهاند. همچنین تعدادی خطا برطرف شده و بهینهسازیهایی انجام شده است. این نسخه آزمایشی است و ممکن است هنوز مشکلاتی در عملکرد داشته باشد.
دانلود از گیتهاب📱
دانلود از وبسایت InviZible Pro🔗
💸 tavaanatech
ابزار حریم خصوصی و دسترسی آزادتر به اینترنت
فیلترشکن InviZible Pro یک برنامه متنباز برای اندروید است که ابزارهای Tor، DNSCrypt و I2P را در کنار هم قرار میدهد تا به حفظ حریم خصوصی و دسترسی به اینترنت کمک کند. این برنامه امکان رمزگذاری درخواستهای DNS، کنترل اتصال برنامهها با فایروال و دسترسی به سایتهای .onion و سرویسهای شبکه I2P را فراهم میکند.
در نسخه بتای ۲.۷.۳، DNSCrypt به نسخه 2.1.18 و Purple I2P به نسخه 2.61.0 بهروزرسانی شدهاند. همچنین تعدادی خطا برطرف شده و بهینهسازیهایی انجام شده است. این نسخه آزمایشی است و ممکن است هنوز مشکلاتی در عملکرد داشته باشد.
دانلود از گیتهاب
دانلود از وبسایت InviZible Pro
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مادر یاسین الهی: بزرگش کردم که به آرزوهایش برسد؛ حالا با حسرت فرداهایش ماندهام
مادر جاویدنام یاسین الهی با انتشار ویدئویی از کارت غربالگری و بند ناف فرزندش، از امیدهایی نوشت که با بزرگ شدن او ساخته بود؛ امیدهایی که با کشته شدن یاسین ۱۸ ساله، به حسرت تبدیل شدند.
او در این نوشته گفت:
یاسین الهی حسنآبادی، متولد ۳۰ مهر ۱۳۸۶، اهل آبانار آبدانان و ساکن تهران بود. او در حسنآباد، بهعنوان فروشنده ابزارآلات کار میکرد و از نوجوانی برای استقلال و ساختن آیندهاش تلاش داشت. نزدیکانش او را مهربان، آرام، خوشاخلاق و پرانرژی توصیف میکنند؛ جوانی که لبخند از چهرهاش نمیرفت و با دیگران با احترام و محبت رفتار میکرد.
بر اساس روایت منتشرشده، یاسین شامگاه ۱۹ دی ۱۴۰۴، حدود ساعت ۹ شب، در فلکه دوم دولتآباد شهر ری هدف شلیک نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت. گلوله جنگی به سینهاش اصابت کرد و او روز بعد، بر اثر شدت جراحات جان باخت. پیکرش در آرامستان ابنبابویه شهر ری به خاک سپرده شد.
اکنون مادرش با یادگارهای نخستین روزهای زندگی او، از آیندهای مینویسد که فرصت رسیدن به آن از فرزندش گرفته شد؛ از پسری که قرار بود قد بکشد، به آرزوهایش برسد و تکیهگاهش باشد.
#یاسین_الهی
💸 tavaanatech
مادر جاویدنام یاسین الهی با انتشار ویدئویی از کارت غربالگری و بند ناف فرزندش، از امیدهایی نوشت که با بزرگ شدن او ساخته بود؛ امیدهایی که با کشته شدن یاسین ۱۸ ساله، به حسرت تبدیل شدند.
او در این نوشته گفت:
«یاسینم رو از همون کودکی با هزاران امید و آرزو بزرگ کردم؛ با عشق، با رویاهایی برای آیندهاش و با هزار نقشه برای خوشبختیاش… بزرگش کردم که قد بکشه، به آرزوهاش برسه و تکیهگاهم باشه، اما هیچوقت تصور نمیکردم روزی برسه که من بمونم و حسرت تمام فرداهایی که قرار بود با هم داشته باشیم…»
یاسین الهی حسنآبادی، متولد ۳۰ مهر ۱۳۸۶، اهل آبانار آبدانان و ساکن تهران بود. او در حسنآباد، بهعنوان فروشنده ابزارآلات کار میکرد و از نوجوانی برای استقلال و ساختن آیندهاش تلاش داشت. نزدیکانش او را مهربان، آرام، خوشاخلاق و پرانرژی توصیف میکنند؛ جوانی که لبخند از چهرهاش نمیرفت و با دیگران با احترام و محبت رفتار میکرد.
بر اساس روایت منتشرشده، یاسین شامگاه ۱۹ دی ۱۴۰۴، حدود ساعت ۹ شب، در فلکه دوم دولتآباد شهر ری هدف شلیک نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت. گلوله جنگی به سینهاش اصابت کرد و او روز بعد، بر اثر شدت جراحات جان باخت. پیکرش در آرامستان ابنبابویه شهر ری به خاک سپرده شد.
اکنون مادرش با یادگارهای نخستین روزهای زندگی او، از آیندهای مینویسد که فرصت رسیدن به آن از فرزندش گرفته شد؛ از پسری که قرار بود قد بکشد، به آرزوهایش برسد و تکیهگاهش باشد.
#یاسین_الهی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔29🕊3
خطر اجرای حکم اعدام علیسینا مصطفوی؛ انتقال به انفرادی در زندان کرمان
علیسینا مصطفوی، کوهنورد و موزیسین اهل کرمان که با حکم اعدام روبهروست، طبق خبر دریافتی، امروز به بند انفرادی زندان شهاب کرمان منتقل شده است. بر اساس اطلاعات رسیده، مسئولان زندان برای «دیدار آخر» با خانواده او تماس گرفتهاند؛ موضوعی که نگرانیها درباره احتمال اجرای قریبالوقوع حکم را افزایش داده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، حکم اعدام مصطفوی صادر و تأیید شده و پرونده او به مرحله اجرای حکم رسیده است. او کوهنوردی حرفهای و از فاتحان قله اورست است و چندین قله دیگر در رشتهکوه هیمالیا را نیز فتح کرده است.
خانواده و نزدیکان علیسینا مصطفوی نگران جان او هستند. فدراسیون کوهنوردی تاکنون درباره خطر اجرای حکم این کوهنورد برجسته واکنشی نشان نداده است.
جان علیسینا مصطفوی در خطر است. صدای او باشیم و اجازه ندهیم نامش فراموش شود.
#علی_سینا_مصطفوی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
خطر اجرای حکم اعدام علیسینا مصطفوی؛ انتقال به انفرادی در زندان کرمان
علیسینا مصطفوی، کوهنورد و موزیسین اهل کرمان که با حکم اعدام روبهروست، طبق خبر دریافتی، امروز به بند انفرادی زندان شهاب کرمان منتقل شده است. بر اساس اطلاعات رسیده، مسئولان زندان برای «دیدار آخر» با خانواده او تماس گرفتهاند؛ موضوعی که نگرانیها درباره احتمال اجرای قریبالوقوع حکم را افزایش داده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، حکم اعدام مصطفوی صادر و تأیید شده و پرونده او به مرحله اجرای حکم رسیده است. او کوهنوردی حرفهای و از فاتحان قله اورست است و چندین قله دیگر در رشتهکوه هیمالیا را نیز فتح کرده است.
خانواده و نزدیکان علیسینا مصطفوی نگران جان او هستند. فدراسیون کوهنوردی تاکنون درباره خطر اجرای حکم این کوهنورد برجسته واکنشی نشان نداده است.
جان علیسینا مصطفوی در خطر است. صدای او باشیم و اجازه ندهیم نامش فراموش شود.
#علی_سینا_مصطفوی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔28❤3🕊2
تایید حکم اعدام امیرحسن اکبریمنفرد در دیوان عالی کشور
حکم اعدام امیرحسن اکبریمنفرد، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، از سوی شعبه ۴۱ دیوان عالی کشور تایید شده است. به گزارش هرانا، این حکم روز ۱۹ مهرماه ۱۴۰۵ در زندان به او ابلاغ شد.
اکبریمنفرد مردادماه امسال از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی، به اتهام «بغی از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران» به اعدام محکوم شده بود.
او در زمستان ۱۴۰۳، به همراه پدر، برادر و خواهرش، توسط ماموران اداره اطلاعات در کرج بازداشت شد. پس از مدتی، سه عضو خانواده با تودیع وثیقه آزاد شدند، اما امیرحسن در بازداشت ماند و پروندهاش به صدور حکم اعدام انجامید.
مرکز آموزش و مشاوره حقوقی دادبان با اشاره به روشن نبودن جزئیات کامل پرونده و مستندات مورد استناد دادگاه، میگوید انتساب اتهام «بغی» در پروندههای سیاسی با مناقشههای جدی حقوقی روبهروست. به ارزیابی این مرکز، صرف انتساب اتهام یا ادعای عضویت، بهتنهایی برای انطباق با تعریف قانونی بغی کافی نیست. صدور حکم اعدام در چنین پروندهای، به گفته دادبان، با اصول دادرسی عادلانه، تفسیر مضیق قوانین کیفری و حق حیات تعارض دارد و وجاهت حقوقی حکم را با تردیدهای جدی مواجه میکند.
#امیرحسن_اکبری_منفرد #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
تایید حکم اعدام امیرحسن اکبریمنفرد در دیوان عالی کشور
حکم اعدام امیرحسن اکبریمنفرد، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، از سوی شعبه ۴۱ دیوان عالی کشور تایید شده است. به گزارش هرانا، این حکم روز ۱۹ مهرماه ۱۴۰۵ در زندان به او ابلاغ شد.
اکبریمنفرد مردادماه امسال از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی، به اتهام «بغی از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران» به اعدام محکوم شده بود.
او در زمستان ۱۴۰۳، به همراه پدر، برادر و خواهرش، توسط ماموران اداره اطلاعات در کرج بازداشت شد. پس از مدتی، سه عضو خانواده با تودیع وثیقه آزاد شدند، اما امیرحسن در بازداشت ماند و پروندهاش به صدور حکم اعدام انجامید.
مرکز آموزش و مشاوره حقوقی دادبان با اشاره به روشن نبودن جزئیات کامل پرونده و مستندات مورد استناد دادگاه، میگوید انتساب اتهام «بغی» در پروندههای سیاسی با مناقشههای جدی حقوقی روبهروست. به ارزیابی این مرکز، صرف انتساب اتهام یا ادعای عضویت، بهتنهایی برای انطباق با تعریف قانونی بغی کافی نیست. صدور حکم اعدام در چنین پروندهای، به گفته دادبان، با اصول دادرسی عادلانه، تفسیر مضیق قوانین کیفری و حق حیات تعارض دارد و وجاهت حقوقی حکم را با تردیدهای جدی مواجه میکند.
#امیرحسن_اکبری_منفرد #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔32🕊5
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
فاطمه مهاجرانی:
در میانه جنگ و برخی مواقع، سرعت اینترنت را کاهش میدهیم!
وقتی حکومت اینترنت مردم را کند میکند، نامش را «صیانت از داراییهای کشور» میگذارد؛ انگار کسبوکار، درآمد، وقت و زندگی مردم جزو داراییهای این کشور نیست. فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت جمهوری اسلامی، سهشنبه ۲۱ مهر گفت:
اما طبیعی دانستن یک تصمیم، آن را درست نمیکند؛ همانطور که اعتراف به محدودکردن اینترنت، جای پاسخگویی درباره ضرورت و پیامدهای آن را نمیگیرد.
این «مجبوریم» همان کلمهای است که قرار است تمام پرسشها را خفه کند: چه نهادی تصمیم گرفته؟ بر اساس کدام ارزیابی فنی؟ برای چه مدتی؟ با چه نتیجهای؟ و چه کسی خسارت مردم را جبران میکند؟ در توضیحات سخنگوی دولت، سهم مردم از پاسخ این است که شرایط جنگی است و باید محدودیت را تحمل کنند.
حفاظت از پایگاههای داده و مقابله با حملات سایبری، وظیفه دستگاههای مسئول است. دولت باید توضیح دهد کاهش سرعت اینترنت مردم چگونه از این زیرساختها محافظت میکند. نمیشود چند عبارت فنی را کنار هم چید و انتظار داشت شهروندان بدون دریافت توضیحی روشن، هزینه تصمیمی را بپردازند که کار و زندگیشان را مختل میکند.
کندکردن اینترنت یعنی سفارش از دسترفته، کلاس مختلشده، ارتباط قطعشده و ساعتهایی از زندگی که پشت صفحه بارگذاری تلف میشود. برای دستگاه تصمیمگیر، یک دستور اداری است؛ برای کسی که درآمدش به اینترنت وابسته است، دستبردن به سفره خانواده.
مهاجرانی میگوید جمهوری اسلامی «در میانه جنگ است» و «هیچ بخشی از جنگ متوقف نشده است». وقتی پایان جنگ چنین نامعلوم تعریف میشود، در حقیقت پایان محدودیت اینترنت هم میتواند به وعدهای بیتاریخ تبدیل شود!
💸 tavaanatech
در میانه جنگ و برخی مواقع، سرعت اینترنت را کاهش میدهیم!
وقتی حکومت اینترنت مردم را کند میکند، نامش را «صیانت از داراییهای کشور» میگذارد؛ انگار کسبوکار، درآمد، وقت و زندگی مردم جزو داراییهای این کشور نیست. فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت جمهوری اسلامی، سهشنبه ۲۱ مهر گفت:
«طبیعی است که در میانه جنگ، برخی مواقع مجبوریم سرعت اینترنت را کاهش دهیم و این را انکار نمیکنیم.»
اما طبیعی دانستن یک تصمیم، آن را درست نمیکند؛ همانطور که اعتراف به محدودکردن اینترنت، جای پاسخگویی درباره ضرورت و پیامدهای آن را نمیگیرد.
این «مجبوریم» همان کلمهای است که قرار است تمام پرسشها را خفه کند: چه نهادی تصمیم گرفته؟ بر اساس کدام ارزیابی فنی؟ برای چه مدتی؟ با چه نتیجهای؟ و چه کسی خسارت مردم را جبران میکند؟ در توضیحات سخنگوی دولت، سهم مردم از پاسخ این است که شرایط جنگی است و باید محدودیت را تحمل کنند.
حفاظت از پایگاههای داده و مقابله با حملات سایبری، وظیفه دستگاههای مسئول است. دولت باید توضیح دهد کاهش سرعت اینترنت مردم چگونه از این زیرساختها محافظت میکند. نمیشود چند عبارت فنی را کنار هم چید و انتظار داشت شهروندان بدون دریافت توضیحی روشن، هزینه تصمیمی را بپردازند که کار و زندگیشان را مختل میکند.
کندکردن اینترنت یعنی سفارش از دسترفته، کلاس مختلشده، ارتباط قطعشده و ساعتهایی از زندگی که پشت صفحه بارگذاری تلف میشود. برای دستگاه تصمیمگیر، یک دستور اداری است؛ برای کسی که درآمدش به اینترنت وابسته است، دستبردن به سفره خانواده.
مهاجرانی میگوید جمهوری اسلامی «در میانه جنگ است» و «هیچ بخشی از جنگ متوقف نشده است». وقتی پایان جنگ چنین نامعلوم تعریف میشود، در حقیقت پایان محدودیت اینترنت هم میتواند به وعدهای بیتاریخ تبدیل شود!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔15👍3❤1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خطر اجرای حکم اعدام علیسینا مصطفوی؛ کوهنورد و موزیسین اهل کرمان
این ویدئو نوازندگی از علیسینا مصطفوی، کوهنورد و ورزشکار زندانی در کرمان است؛ او به اعدام محکوم شده و بر اساس خبرهای رسیده، ممکن است حکم او بهزودی اجرا شود.
مصطفوی، که موزیسین نیز هست، طبق اطلاعات رسیده امروز به سلول انفرادی زندان شهاب کرمان منتقل شده است. گفته میشود مسئولان زندان با خانواده او برای «دیدار آخر» تماس گرفتهاند؛ خبری که نگرانی درباره جان او را افزایش داده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، حکم اعدام مصطفوی صادر و تایید شده و پرونده او به مرحله اجرای حکم رسیده است. او کوهنوردی حرفهای است که قله اورست و چند قله دیگر در رشتهکوه هیمالیا را فتح کرده است.
خانواده و نزدیکان او نگران اجرای حکم هستند. بر اساس همین گزارشها، فدراسیون کوهنوردی تاکنون درباره خطر اعدام این ورزشکار واکنشی نشان نداده است.
جان علیسینا مصطفوی در خطر است. صدای او و خانوادهاش باشیم و خواستار توقف اجرای حکم اعدام او شویم.
#علی_سینا_مصطفوی
💸 tavaanatech
این ویدئو نوازندگی از علیسینا مصطفوی، کوهنورد و ورزشکار زندانی در کرمان است؛ او به اعدام محکوم شده و بر اساس خبرهای رسیده، ممکن است حکم او بهزودی اجرا شود.
مصطفوی، که موزیسین نیز هست، طبق اطلاعات رسیده امروز به سلول انفرادی زندان شهاب کرمان منتقل شده است. گفته میشود مسئولان زندان با خانواده او برای «دیدار آخر» تماس گرفتهاند؛ خبری که نگرانی درباره جان او را افزایش داده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، حکم اعدام مصطفوی صادر و تایید شده و پرونده او به مرحله اجرای حکم رسیده است. او کوهنوردی حرفهای است که قله اورست و چند قله دیگر در رشتهکوه هیمالیا را فتح کرده است.
خانواده و نزدیکان او نگران اجرای حکم هستند. بر اساس همین گزارشها، فدراسیون کوهنوردی تاکنون درباره خطر اعدام این ورزشکار واکنشی نشان نداده است.
جان علیسینا مصطفوی در خطر است. صدای او و خانوادهاش باشیم و خواستار توقف اجرای حکم اعدام او شویم.
#علی_سینا_مصطفوی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔36🕊2