آموزشکده توانا
47.8K subscribers
43.4K photos
42K videos
2.57K files
22.1K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود
پادزهر تکبر مذهبی و ایدئولوژیک چیست؟
پاسخ یووال نوح هراری: ما مرکز جهان نیستیم!
ورق بزنید

تقریبا تمامی مذاهب و بسیاری از مردم در نقاط مختلف دنیا فکر می‌کنند خودشان مرکز جهان هستند! این ایده‌ای است که یووال نوح هراری در کتاب ۲۱ درس برای قرن ۲۱، پس از بحث درباره نقش حماقت انسانی در جنگ‌ها و جنایت‌های فاجعه‌بار، ارائه می‌کند: تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد انسان‌ها درگیر تکبرهای حماقت-محور دینی، فرقه‌ای و گروهی هستند و این خطرناک است.

«ما از همه بهتر، کامل‌تر و درست‌تر» هستیم!
هراری می‌گوید تنش‌های دینی و فرهنگی زمانی شدیدتر می‌شوند که انسان‌ها به این باور برسند که گروه خودی، رهبران جامعه ما، دین ما و یا فرهنگ ما مهم‌ترین چیز در جهان است، و بنابراین منافع آنان باید بر منافع دیگران، یا حتی کل بشریت، مقدم باشد. او مثال‌های متعددی ارائه می‌کند: برخی یونانیان، سرچشمه اندیشه و تمدن را یونان باستان می‌بینند. ملی‌گرایان چینی سرچشمه دست‌آوردهای بزرگ بشر را به تمدن چین نسبت می‌دهند. برخی هندوها منشا تمامی دانش‌ها مانند پزشکی یا حتی اختراع فناوری‌های مدرن هسته‌ای را به حکیمان هند باستان نسبت داده‌اند. هراری این نمونه‌ها را کنار هم می‌گذارد تا نشان دهد خودمرکزبینی فرهنگی پدیده‌ای تقریبا جهانی است.

ما «فروتنانه» از شماها سر هستیم!
هراری به این اشاره می‌کند بسیاری از ادیان از تواضع ستایش می‌کنند، اما هم‌زمان خود را مهم‌ترین چیز در جهان تصور می‌کنند. یعنی از یک سو فروتنی را فضیلت می‌دانند، اما از سوی دیگر ممکن است خود را تنها راه حقیقت، مرکز تاریخ یا حامل پیام نهایی برای همه بشریت معرفی کنند. هراری یهودی و اسرائیلی است، اما عمدا از سنت و جامعه خود مثال می‌زند. او می‌نویسد بسیاری از یهودیان از کودکی چنان آموزش می‌بینند که یهودیت را «ستاره اصلی تاریخ بشر» تصور کنند، در حالی که درباره تاریخ چین یا نقاط دیگر چیز زیادی در درس‌های مدارس نیست. استدلال او فقط درباره یهودیت نیست. مسئله اصلی این است که همه ملت‌ها و ادیان مختلف، هر کدام به شیوه‌ای، می‌توانند خود را مرکز داستان بشر تصور کنند.

نمونه‌های دیگر «تکبر فروتنانه» در ادیان
این الگو را می‌توان در سنت‌های مختلف دید. بعضی ادیان اصرار دارند که تنها راه بخشش یا رستگاری بشر هستند، یا آخرین نسخه خداوند برای هدایت بشر را در خود دارند. بعضی ادیان صراحتا می‌گویند که هیچ دینی در نزد خداوند غیر از آن دین پذیرفته نیست. بعضی ادیان افراد بدون ایمان را گمراه، بی‌استعداد، بدبخت و حتی مانند حشرات و حیوانات نام می‌نهند. اغلب ادیان بزرگ راه نجات انسان را منحصر به تعالیم خود یا رهبری جامعه می‌پندارند و در مواردی دیگران را دشمن خدا و خود را دوستان خدا با حزب او می‌انگارند. 

«تواضع: شما مرکز جهان نیستید!»
منظور هراری از تواضع صرفا فروتنی شخصی نیست. از دید او ظاهرا همه می‌خواهند مرکز جهان باشند. از دید هراری خوشحال بودن از فرهنگ یا تاریخ خودی اشکالی ندارد اما مشکل از زمانی آغاز می‌شود که این افتخار تبدیل شود به این ادعا که «ما سرچشمه همه خوبی‌ها هستیم، دیگران بدهکار ما هستند و تاریخ بشر بدون ما معنایی ندارد.» دینی که خود را تنها راه حقیقت بداند، ملتی که خود را برگزیده تاریخ بداند، یا فرهنگی که دیگران را صرفا شاگردان خود تصور کند، راحت‌تر می‌تواند ستم و جنایت را نیز توجیه کند.


من در باشگاه درست‌ها و خوب‌ها هستم: تکبرهای زیرپوستی
بیشتر افراد دوست ندارند در نگاه دیگران متکبر و خودبزرگ‌بین به نظر برسند. به همین دلیل معمولا به‌صورت مستقیم نمی‌گویند «من از تو بهترم» یا «باورهای من از باورهای تو برترند». اما همین احساس برتری می‌تواند به‌شکلی غیرمستقیم و زیرپوستی ظاهر شود: با بالا بردن دین، فرهنگ یا گروه خودی و نسبت دادن حقیقت، اخلاق، خرد یا رستگاری بیشتر به آن. در این حالت فرد شاید درباره خودش ادعای برتری نکند، اما وقتی می‌گوید «دین من کامل‌ترین است»، یا «رهبران دینی ما خطا و اشتباه ندارند»، عملا خود را نیز درون باشگاه «درست‌ها» و «خوب‌ها» قرار می‌دهد، و به نیاز خودبزرگ‌بینی خود پاسخ می‌دهد


#گفت_و_شنود #تکثر_مذهبی #آزادی_دینی

@Dialogue1402
❤12👌3💯1
Forwarded from گفت‌وشنود
‌
لیدا آلکسانی برای اجرای حکم هشت سال زندان احضار شد

لیدا آلکسانی، شهروند مسیحی ساکن تهران، روز پنج‌شنبه ۱۶ مهر با دریافت ابلاغیه‌ای به شعبه اجرای احکام دادسرای عمومی و انقلاب تهران احضار شد. بر اساس ابلاغیه، او سه روز فرصت دارد خود را برای اجرای حکم هشت سال حبس معرفی کند.

حکم آلکسانی، همراه با احکام چهار شهروند مسیحی دیگر، اواخر خرداد امسال در دادگاه تجدیدنظر استان تهران تأیید شده بود. در این پرونده، ناصر نورد گل‌تپه، ژوزف شهبازیان و یک شهروند مسیحی دیگر هرکدام به ۱۰ سال حبس محکوم شده‌اند. آیدا نجف‌لو نیز در مجموع به ۱۷ سال زندان محکوم شده که ۱۰ سال آن قابل اجراست. مجموع احکام قابل اجرا در این پرونده به ۴۸ سال می‌رسد؛ مجموع همه احکام صادرشده ۵۵ سال است.

آلکسانی ۲۴ فروردین ۱۴۰۴ در منزل خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. او پس از حدود یک ماه، در ۲۳ اردیبهشت همان سال با سپردن وثیقه به‌طور موقت آزاد شد.

اگر مبنای محکومیت او فعالیت‌های مسالمت‌آمیز دینی، تغییر مذهب یا حضور در اجتماعات مذهبی باشد، این حکم با آزادی دین و وجدان در تعارض است. در چنین صورتی، پرسش فقط درباره یک حکم زندان نیست: آیا شهروندان می‌توانند بی‌هراس از مجازات، باور خود را انتخاب کنند، تغییر دهند یا به آن عمل کنند؟ جامعه‌ای متکثر زمانی می‌تواند از گفت‌وگو سخن بگوید که اختلاف باور، به محرومیت از آزادی نینجامد.

#لیدا_آلکسانی #نوکیشان_مسیحی #سرکوب_باور #آزادی_دینی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
🕊11💔4❤1
وخامت حال عاطفه تاجیک در زندان ورامین؛ توقف درمان سرطان و تهدید زندانیان معترض

گزارش‌ها از زندان ورامین حاکی است که عاطفه تاجیک، زندانی ۴۸ ساله مبتلا به سرطان استخوان، با وخامت شدید وضعیت جسمانی و توقف درمان روبه‌روست. هم‌زمان، شماری از زندانیان در اعتراض به بی‌توجهی مسئولان به وضعیت او قصد اعتصاب غذا دارند و به گفته یک منبع مطلع، با تهدید انتقال به سلول انفرادی مواجه شده‌اند.

عاطفه تاجیک، اهل ورامین و مادر یک پسر ۲۲ ساله، ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ بازداشت و به زندان ورامین منتقل شد. او به پنج سال و یک ماه حبس محکوم شده است. اتهام‌های مطرح‌شده علیه او «حمایت از کشور اسرائیل» و «تبلیغ علیه نظام» عنوان شده‌اند.

تاجیک پیش از بازداشت به‌دلیل ابتلا به سرطان استخوان تحت درمان و شیمی‌درمانی بود و پرونده پزشکی دارد. با این حال، بنا بر اطلاعات دریافتی، پس از انتقال او به زندان، روند درمانش با تأخیر روبه‌رو شد و اکنون متوقف مانده است.

یک منبع مطلع از داخل زندان در روز ۱۸ مهر ۱۴۰۵ وضعیت جسمانی او را وخیم توصیف کرده است. به گفته این منبع، تاجیک حدود سه تا چهار روز است که نمی‌تواند غذا بخورد، دچار فراموشی شده و اطرافیانش را به‌درستی نمی‌شناسد. او همچنین استفراغ می‌کند و داروهای مورد نیازش به دستش نمی‌رسد.

درخواست‌هایی برای رسیدگی پزشکی و انتقال تاجیک به مرکز درمانی مطرح شده، اما به گفته منبع مطلع، تاکنون اقدام مؤثری صورت نگرفته است.

در واکنش به این وضعیت، شماری از زندانیان اعلام کرده‌اند که قصد دارند روز ۱۹ مهر در اعتراض به توقف درمان تاجیک و بی‌توجهی مسئولان اعتصاب غذا کنند. به گفته منبع مطلع، مسئولان زندان آنان را تهدید کرده‌اند که در صورت پیوستن به این اعتراض، به سلول انفرادی منتقل خواهند شد.

محروم‌ماندن زندانی مبتلا به سرطان از درمان ضروری، در صورت تأیید، نقض جدی حق دسترسی به مراقبت‌های پزشکی و تهدیدی علیه جان اوست. بازداشت یا محکومیت، مسئولیت حکومت در حفاظت از سلامت و جان افرادی را که در اختیار دارد از میان نمی‌برد. تهدید زندانیان به انفرادی به‌دلیل اعتراض به وضعیت درمانی یک هم‌بند نیز می‌تواند فشار بر آنان را تشدید کند.

ما خواهان رسیدگی فوری پزشکی به وضعیت عاطفه تاجیک، تأمین داروهای ضروری، ازسرگیری درمان تخصصی و شیمی‌درمانی زیر نظر پزشکان و بررسی امکان انتقال فوری او به مرکز درمانی مجهز هستیم. همچنین باید هرگونه تهدید علیه زندانیانی که به وضعیت او اعتراض دارند پایان یابد.

مسئولان زندان ورامین و نهادهای قضایی و پزشکی جمهوری اسلامی باید درباره وضعیت درمانی عاطفه تاجیک پاسخ‌گو باشند. حق درمان، حق حیات و کرامت انسانی از حقوق بنیادین هر فرد، از جمله زندانیان، است.

#عاطفه_تاجیک

@Tavaana_TavaanaTech
💔32🕊5
جف بزوس، مدیرعامل آمازون:
هوش مصنوعی می‌تواند هفته کاری را به ۳ روز کاهش دهد

جف بزوس، بنیان‌گذار آمازون، در مصاحبه با فاکس‌نیوز پیش‌بینی کرد که افزایش بهره‌وری ناشی از هوش مصنوعی می‌تواند در آینده به برخی افراد امکان دهد تنها سه روز در هفته کار کنند و همچنان هزینه‌های زندگی خانواده خود را تامین کنند. از نگاه او، این فناوری می‌تواند انجام کارها را سریع‌تر و کارآمدتر کند و نیاز به ساعات طولانی کار را کاهش دهد.

بزوس همچنین گفت ممکن است در برخی خانواده‌ها، درآمد یک نفر برای تامین مخارج کافی باشد؛ در چنین شرایطی، اشتغال هر دو نفر می‌تواند به انتخاب خانواده تبدیل شود، نه ضرورتی برای پرداخت هزینه‌های زندگی.


💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤2👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
داوود سلطانی، معلم و پدر سه‌قلوها، در ۱۹ دی ۱۴۰۴ با شلیک مستقیم گلوله کشته شد

همسر جاویدنام داوود سلطانی با انتشار این ویدئو نوشته:
«به‌قران بچهام بهونتو میگیرن دلشون بازی با تورو میخواد من دیگه نمیدونم چکار کنم...
اونجا ک داوود میگه نامردا چن نفر به یه نفر حس میکنم تو اون روز لعنتی همین اتفاق براش افتاده و با دست خالی بهشون گفته نامردا چن نفر به یه نفر 💔💔»


داوود سلطانی‌هلیسادی، معلم ۳۸ ساله و پدر سه فرزند سه‌قلوی سه‌ساله، در جریان اعتراضات مردمی روز ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در اصفهان، هدف شلیک مستقیم گلوله جنگی قرار گرفت و جان باخت. گلوله در محله ملک‌شهر، محدوده علیخانی، به پهلوی او اصابت کرد.

نزدیکان داوود پس از بی‌خبری از وضعیت او، سه روز به مراکز مختلف مراجعه کردند و در جست‌وجویش بودند، اما در این مدت اطلاعی از سرنوشت او به خانواده داده نشد. پیکرش روز ۲۲ دی‌ماه به خانواده تحویل داده شد و مراسم خاکسپاری او روز ۲۳ دی‌ماه در شاهین‌شهر برگزار شد.
به گفته نزدیکانش، داوود زندگی خود را وقف کار و خانواده‌اش کرده بود؛ معلمی که با کشته‌شدنش، سه کودک سه‌ساله پدر خود را از دست دادند.

◾️با سانسور خبرگزاری‌های داخلی، این خانواده‌های داغدار هستند که با دوربین موبایل، با یک روایت یا یک عکس از لباس خون‌آلود فرزندشان، تنها روزنه‌ ممکن برای رساندن صدایشان به جهان را باز نگه می‌دارند.
شبکه‌های اجتماعی، از توییتر تا اینستاگرام و تلگرام، به تنها تریبونی بدل شده‌اند که صدای دادخواهی این خانواده‌ها را منعکس می‌کنند.

#داوود_سلطانی

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔48🕊6❤3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فائزه مستعان، ۲۰ ساله، در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه در فردیس کرج، بر اثر اصابت گلوله جان خود را از دست داد.

جاویدنام فائزه مستعان، متولد مهرماه ۱۳۸۴، در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه در فردیس کرج، بر اثر اصابت گلوله به ناحیه سینه جان خود را از دست داد.

بر اساس روایت شاهدان، پس از قطع تماس با فائزه، خانواده‌اش در همان منطقه به جست‌وجوی او پرداختند. در نهایت، پیکر او توسط یکی دیگر از معترضان به خانواده تحویل داده شد.

به گفته نزدیکان، پیکر فائزه تا حوالی ساعت ۶ صبح در آغوش مادرش باقی ماند و سپس برای انجام کالبدشکافی به مراجع مربوطه منتقل شد. گزارش‌ها حاکی از آن است که پیکر او حدود دو روز پس از انتقال، به خانواده تحویل داده شده است.

#فائزه_مستعان

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔28🕊3❤1
امیرسالار داوودی در دادگاه انقلاب اصفهان بازداشت شد

امیرسالار داوودی، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، صبح یکشنبه ۱۹ مهر در دادگاه انقلاب اصفهان بازداشت شد. او برای پیگیری پرونده مهشاد کشانی به دادگاه رفته بود؛ همان زندانی‌ای که داوودی چند ساعت پیش از اعدام همسرش، علیرضا سپاهی، خطبه عقد او را خوانده بود.
بر اساس گزارش‌ها، دو مأمور لباس‌شخصی داوودی را به دفتر محمدرضا توکلی، رئیس مجتمع دادگاه انقلاب اصفهان، فراخواندند. او پس از ورود به دفتر بازنگشت. گزارش‌ها از تشکیل پرونده‌ای تازه و صدور قرار بازداشت برای این وکیل حکایت دارند، اما تاکنون اتهام‌های جدید او اعلام نشده است.
مهشاد کشانی شب پیش از اعدام همسرش از ملاقات با او محروم ماند. علیرضا سپاهی بامداد ۱۳ مهر، به همراه علیرضا رئیسی، در زندان دستگرد اصفهان اعدام شد.
محمدرضا توکلی پیش‌تر نیز در پرونده‌های قضایی معترضان، فعالان سیاسی و شهروندان بهایی با صدور احکام سنگین مطرح شده بود. از جمله، حکم اعدام توماج صالحی در شعبه‌ای به ریاست او صادر شد؛ حکمی که بعدتر دیوان عالی کشور آن را نقض کرد.
شش روز پس از اعدام علیرضا سپاهی، وکیل او و مهشاد کشانی نیز بازداشت شده است؛ وکیلی که در واپسین ساعات پیش از اعدام، پیوند رسمی این دو زندانی را ثبت کرده بود.

امیرسالار داوودی پیشتر نیز سابقه بازداشت و زندان به خاطر دفاع از موکلان خود داشته است.

#امیرسالار_داوودی #مهشاد_کشانی #علیرضا_سپاهی

@Tavaana_TavaanaTech
💔30🕊6
‌
پنج روز بی‌خبری از ناهید خداجو؛ خانواده از تفتیش منزل او خبر دادند

اتحادیه آزاد کارگران ایران از بازداشت ناهید خداجو، فعال کارگری، و بی‌خبری خانواده‌اش از وضعیت او خبر داده است.
بر اساس اطلاعیه این اتحادیه، خانواده خداجو صبح یکشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۵، پس از پنج روز بی‌خبری، به منزل او مراجعه کردند. درِ خانه قفل بود، اما پس از ورود، با وسایل به‌هم‌ریخته و سفره غذای جمع‌نشده روبه‌رو شدند؛ وضعیتی که به گفته اتحادیه، نشان می‌دهد مأموران امنیتی منزل او را تفتیش کرده‌اند.
ناهید خداجو از زندانیان سیاسی دهه ۱۳۶۰ است. او روز جهانی کارگر سال ۱۳۹۸ در تجمع مقابل مجلس بازداشت و پس از آزادی به پنج سال حبس محکوم شد. خداجو اسفند ۱۴۰۲ برای تحمل محکومیتش دوباره بازداشت و به بند زنان زندان اوین منتقل شد. او شهریور ۱۴۰۴ از زندان آزاد شد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران با ابراز نگرانی از ادامه بی‌خبری خانواده از وضعیت او، نحوه بازداشت خداجو و بی‌اطلاع گذاشتن خانواده‌اش را محکوم کرده و خواستار آزادی فوری و بی‌قیدوشرط این فعال کارگری شده است.
این اطلاعیه روز ۱۹ مهر ۱۴۰۵ از سوی اتحادیه آزاد کارگران ایران منتشر شده است.

#ناهید_خداجو #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
💔33🕊5❤3
Forwarded from گفت‌وشنود
‌
علی‌اکبر فال‌اسیری، یکی از مجتهدان بانفوذ شیراز در دوران قاجار، نمونه‌ای آشکار از چیرگی دگماتیسم مذهبی و تعصب کور در تاریخ ایران است.

او در زمانی می‌زیست که روحانیون نه تنها مرجع امور شرعی بودند، بلکه با نفوذ گسترده‌ خود بر آموزش، قضاوت و حتی زندگی فرهنگی مردم سیطره داشتند.

فال‌اسیری با تکیه بر همین قدرت، به یکی از نمادهای تاریک تفکر ضدفرهنگی بدل شد؛ کسی که از ترس فروپاشی ایمان مردم در برابر شعر و اندیشه‌ حافظ، به تخریب فیزیکی یادگار او دست زد.

در روایت‌های تاریخی آمده است که سه بار مردم شیراز، و به‌ویژه زرتشتیان، با عشق و احترام آرامگاه حافظ را بازسازی کردند، فال‌اسیری آن را «نشانه‌ شرک و گمراهی» دانست و فرمان ویرانی‌اش را صادر کرد و حتی زمانی که ناصرالدین شاه دستور باز سازی داد روی منبر گفت: "اگر شاه هزار بار بسازد من خراب می‌کنم."

این رفتار نه از ایمان، بلکه از هراس ریشه‌دار روحانیت سنتی نسبت به اندیشه و آزادی برمی‌خاست.

حافظ برای آنان شاعری نبود که از خدا و عشق سخن گفته بود، بلکه خطری بود برای اقتدار نهاد دینی‌ای که از جمود و خرافه تغذیه می‌کرد.

تخریب آرامگاه حافظ، تنها ویران‌کردن یک بنای سنگی نبود؛ نمادی بود از نزاع دیرینه‌ تفکر بسته با روح آزاد فرهنگ ایرانی.

فال‌اسیری و همفکرانش در تلاش بودند تا حافظ را از حافظه‌ جمعی مردم پاک کنند، غافل از آن‌که شعر و اندیشه را نمی‌توان با کلنگ فرو ریخت.
آن‌چه آنان نتوانستند درک کنند، این بود که صدای حافظ از دل تاریخ برخاسته بود، و هرچند مرقدش را سه‌بار ویران کردند، اما نام و کلامش در جان مردم ایران جاودانه ماند.

عیبِ رندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزه‌سرشت
که گناهِ دگران بر تو نخواهند نوشت

#تعصب #دگماتیسم #مرجعیت_شیعه #حافظ #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍21❤5💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شکنجه «تخت معجزه» چیست؟

تا کنون درباره «تخت معجزه» شنیده‌اید؟ یکی از شکنجه‌هایی است که در زندان‌های جمهوری اسلامی انجام می شود. چرا چنین اسمی را بر یک شکنجه گذاشته‌اند؟ شیراحمد شیرانی، زندانی سیاسی سابق، درباره این شکنجه و اثر آن بر زندانیان توضیح می‌دهد و می‌گوید منجر به کشته‌شدن زندانی‌هایی شده است.

این بخشی است از برنامه «زندان در ایران در هفته‌ای که گذشت» که دی ۱۴۰۰ در اتاق آموزشکده توانا در کلاب‌هاوس برگزار شد.

https://youtu.be/MMKc9eBZDgg

در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/club-t-parts2-takht-mojeze

#تخت_معجزه #شکنجه #حقیقت_زندان #صابر_ملک_رئیسی #شیراحمد_شیرانی #یاری_حقوقی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔19🕊4❤1
درخواست ده فعال سیاسی و مدنی از مسعود فرهیخته و زرتشت احمدی‌راغب برای پایان دادن به اعتصاب غذا

در دهمین روز اعتصاب غذای مسعود فرهیخته و زرتشت احمدی‌راغب، دو زندانی سیاسی، نگرانی‌ها درباره وضعیت جسمانی و شرایط نگهداری آنان افزایش یافته است. زرتشت احمدی‌راغب از دو روز پیش از مسعود فرهیخته جدا شده و به سلول انفرادی انتقال یافته است. هم‌زمان، ده تن از زندانیان سیاسی سابق و فعالان سیاسی، مدنی و صنفی با انتشار بیانیه‌ای، از این دو زندانی خواسته‌اند برای حفظ جان خود به اعتصاب غذا پایان دهند.
این دو زندانی سیاسی در اعتراض به اعدام‌ها دست به اعتصاب غذا زده‌اند. انتقال احمدی‌راغب به سلول انفرادی در جریان این اعتراض، نگرانی‌ها را درباره شرایط نگهداری او تشدید کرده است.

بر اساس گزارش شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، فرهیخته و احمدی‌راغب اعتصاب غذای خود را از ۱۱ مهرماه در اعتراض به افزایش اعدام‌ها و نقض حقوق بشر آغاز کرده‌اند. این شورا همچنین خواستار آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی، از جمله معلمان زندانی، شده است.
مسعود فرهیخته، معلم و فعال صنفی، پیش از آغاز اعتصاب غذا نیز برای مدتی طولانی در شرایط انفرادی نگهداری شده بود. او در شهریورماه پس از نزدیک به ۷۰ روز در تماسی کوتاه با خانواده‌اش از شرایط دشوار نگهداری خود و احمدی‌راغب خبر داده بود.
همچنین گزارش‌های منتشرشده در روزهای اخیر از محدودیت تماس و بی‌اطلاعی درباره وضعیت جسمانی این دو زندانی حکایت دارند. با ادامه اعتصاب غذا، ضرورت دسترسی آنان به خدمات پزشکی، امکان تماس با خانواده و پایان دادن به نگهداری در شرایط انفرادی بیش از پیش مطرح شده است.

#اعتصاب_غذا #مسعود_فرهیخته #زرتشت_احمدی_راغب #بیانیه

@Tavaana_TavaanaTech
🕊19💔1
گلشن فتحی: جمهوری اسلامی با محرومیت از حقوق شهروندی، انسان‌ها را به مرز فروپاشی می‌رساند

گلشن فتحی، فعال مدنی، با انتشار متنی در شبکه اجتماعی ایکس از تداوم مسدود بودن سیم‌کارت و کد ملی خود و محرومیت از دسترسی به خدمات بانکی، قضایی و اداری خبر داد. او با اشاره به ناتوانی در پیگیری پرونده‌های قضایی و انجام ابتدایی‌ترین امور شخصی‌اش، این محدودیت‌ها را بخشی از شیوه‌های سرکوب جمهوری اسلامی توصیف کرد که به گفته او، با تحمیل فشار روانی مستمر و فرسودن تدریجی انسان‌ها، زندگی آنان را به مبارزه‌ای روزانه برای بقا تبدیل می‌کند.

متن کامل نوشته گلشن فتحی:

امروز از صبح زود چند کار اداری داشتم… کارهایی که در هر جامعه‌ای باید جزو عادی‌ترین امور زندگی باشند. اما با مسدودی سیمکارت و کدملی‌ام همچنان از دسترسی به سامانه ثنا، سخا، تهران من، سجام، املاک، پلیس من، بیمه، کاتب، برق من، پست، مالیات من، کلیه بانک‌ها و هرآنچه فکر کنید برای پیگیری کارهای اداری، پرونده‌ها و امور شخصی‌ام محرومم.

جمهوری اسلامی فقط با زندان، شکنجه و #اعدام و طناب دار جان انسان‌ها را نمی‌گیرد. برای امثال من با سلب حقوق شهروندی، مسدود کردن راه‌های ارتباطی، محروم کردن آدم‌ها از دسترسی به خدمات و حقوق قانونی‌شان و تحمیل فشارهای مداوم روانی، زندگی را چنان فرساینده می‌کند که انسان به مرز فروپاشی می‌رسد.

وقتی راه‌های عادی زندگی را به روی یک انسان می‌بندند، برای ابتدایی‌ترین حقوقش باید بجنگد و حتی امکان پیگیری پرونده‌های خودش را از او می‌گیرند و هر روز با اضطراب، انتظار بازداشت ناگهانی به بهانه اجرای حکمی که از اطلاع از آن محروم است، تهدید و بلاتکلیفی از خواب بیدار می‌شود، مصداق جنایتی است که نامش اتفاقا سرکوب فیزیکی سیاسی نیست، فرسودن تدریجی انسان و اجبار سفید به خودکشی است.

حکومتی که حق زندگی آزادانه را از مردم می‌گیرد، نباید تصور کند مسئولیتش فقط به همان محدودیت‌ها ختم می‌شود. فشار روانی، ناامیدی و ویرانی تدریجی زندگی و روان انسان‌ها نیز پیامدهای واقعی این سرکوب‌اند.

قرار نیست برای کشتن یک انسان، گلوله‌ای شلیک شود یا طنابی دور گردنش بیفتد. میتوان آن‌قدر راه نفس کشیدن را بست که خودِ زندگی به میدان مبارزه برای بقا تبدیل شود و خودش مرگ را انتخاب کند

و رنج روزانه امثال من تلخ‌ترین چهره‌ه سرکوب وطن پرستی و عشق به خاک است.. انسانی که نه به دلیل ارتکاب جرم، بلکه به دلیل مطالبه حقوقش، باید بهای سنگینی برای زندگی کردن بپردازد و در آرزوی‌مرگ بنشیند…

#ایران #تهران #جنگ

@Tavaana_TavaanaTech
🕊18👍6💯1
دانشگاه فرش قرمز برای عاملان جنایت پهن نمی‌کند

جنایت بزرگ دی‌ماه را نمی‌توان از حافظه تاریخی مردم ایران پاک کرد. نه با سانسور، نه با تهدید و بازداشت، نه با گذشت زمان و نه با برگزاری مراسم رسمی و تلاش برای بازگرداندن چهره‌های حکومتی به زندگی عادی، چنان‌که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است.
دانشجویان دانشگاه بهشتی در واکنش به حضور مسعود پزشکیان در مراسم آغاز سال تحصیلی، با نصب تصاویر و نوشته‌هایی بر دیوار دانشگاه، بار دیگر یاد جان‌باختگان دی‌ماه را زنده کردند. در یکی از نوشته‌ها آمده است: «جای رئیس دولت کشتار در دانشگاه ما نیست!» و در دیگری، با یادآوری نام هادی فروغ، دانشجوی جان‌باخته دانشگاه ملی (بهشتی)، تأکید شده است: «از او بگو به دنیا».
این اعتراض، فراتر از مخالفت با حضور یک مقام حکومتی در دانشگاه است. یادآوری مسئولیتی است که نمی‌توان با سکوت، انکار یا عادی‌سازی از آن گریخت. هر مقام جمهوری اسلامی، در هر جایگاهی که باشد، باید با پرسش درباره کشتار شهروندان، مسئولیت نهادهای حکومتی و سرنوشت دادخواهی خانواده‌های قربانیان روبه‌رو شود.
اهمیت این حرکت زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم دانشگاه در ماه‌های گذشته چه فشارهایی را تحمل کرده است؛ از بازداشت و احضار دانشجویان تا اخراج، محرومیت از تحصیل و برخوردهای انضباطی. با این همه، دانشگاه هنوز روحیه انتقادی خود را حفظ کرده و دانشجویان نشان داده‌اند که سرکوب، لزوماً به فراموشی و سکوت نمی‌انجامد.
دانشگاه قرار نیست محل نمایش مشروعیت قدرت باشد. دانشگاه جایی برای پرسیدن، نقد کردن و به چالش کشیدن صاحبان قدرت است. اگر قرار باشد مقام‌های حکومتی بدون پاسخ‌گویی درباره جان‌های ازدست‌رفته، در دانشگاه حاضر شوند و از آینده سخن بگویند، دانشجویان حق دارند از گذشته‌ای بپرسند که هنوز حقیقت آن روشن نشده و خانواده‌های بسیاری همچنان در انتظار عدالت‌اند.
دانشگاه نه برای عاملان جنایت و نه برای کسانی که در برابر آن سکوت کرده‌اند یا به توجیه و حمایت از آن برخاسته‌اند، فرش قرمز پهن نمی‌کند.
حافظه تاریخی یک جامعه تنها در کتاب‌ها و اسناد حفظ نمی‌شود؛ گاهی بر دیوار یک دانشگاه، در تصویری از یک جان‌باخته، در یک جمله اعتراضی و در امتناع دانشجویی از سکوت زنده می‌ماند.
جنایت دی‌ماه نباید به رویدادی فراموش‌شده تبدیل شود. تا زمانی که حقیقت روشن نشده و عدالت تحقق نیافته است، پرسش از مسئولیت آمران و عاملان کشتار همچنان پابرجاست.
دانشگاهی که پرسشگری را حفظ می‌کند، از حافظه تاریخی جامعه نیز پاسداری می‌کند.


#دانشگاه #نه_به_جمهوری_اسلامی #۱۸_۱۹_دی

@Tavaana_TavaanaTech
❤21👌6👍1💯1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
لیلا مهدوی، مادر سیاوش محمودی: چرا برای دادخواهی فرزندم باید از بازداشت و پرونده‌سازی بترسم؟

لیلا مهدوی، مادر دادخواه سیاوش محمودی، نوجوان ۱۶ ساله جان‌باخته در اعتراضات سال ۱۴۰۱، در ویدیویی با انتقاد از بی‌پاسخ ماندن پرونده کشته‌شدن فرزندش و فشارهای امنیتی بر خانواده‌های دادخواه، پرسید: «چرا بابت دادخواهی من همه هستن، ولی بابت کشته شدن بچه من هیچ‌کس نیست که جوابگو باشه؟»
او با اشاره به گذشت چهار سال از کشته‌شدن فرزندش گفت که همچنان ناچار است برای بیان رنج و مطالبه عدالت، مراقب واژه‌های خود باشد تا با احضار، اتهام‌زنی و تهدید مواجه نشود.
مهدوی تأکید کرد که پسرش بر اثر شلیک سلاح جنگی از پشت سر کشته شده، اما پرونده قضایی او بدون انجام تحقیقات مؤثر بایگانی شده است. او همچنین با اشاره به پاک شدن تصاویر دوربین‌ها و انکار استفاده از سلاح جنگی از سوی مسئولان، خواستار روشن شدن حقیقت و معرفی عاملان قتل فرزندش شد.
مادر سیاوش محمودی با شرح فشارهای روانی چهار سال گذشته گفت که پیگیری دادخواهی و نگرانی از برخوردهای امنیتی موجب شده بارها دچار حملات پانیک شود.
او در بخشی از سخنانش گفت: «من چشمامو می‌بندم و باز می‌کنم، صورت خونی بچه‌ام جلو چشممه. من نمی‌تونم... یادم نمی‌ره فرق شکسته بچه‌مو.»
لیلا مهدوی در پایان با تأکید بر اینکه از مطالبه عدالت دست نکشیده است، پرسید: «کی به بچه‌های ما شلیک کرد؟ چرا هیچ‌کس جوابگو نیست؟»


#دادخواهی #سیاوش_محمودی #زن_زندگی_آزادی

@Tavaana_TavaanaTech
💔32❤6👍2🕊1
Forwarded from گفت‌وشنود
‌
چرا نقدِ یک باور، گاهی شبیه حمله به خودمان است؟

وقتی از کسی می‌خواهیم برای یک ادعا دلیل بیاورد، گاهی بحث خیلی زود از شواهد فراتر می‌رود. چرا نقدِ یک باور ممکن است توهین به خودمان احساس شود؟ چون باورها همیشه فقط پاسخ‌هایی دربارهٔ جهان نیستند؛ بعضی از آن‌ها پیوند ما با خانواده، جامعه یا گروهی را نشان می‌دهند که به آن تعلق داریم.

نیل ون‌لیوون، در کتاب Religion as Make-Believe، میان باورهایی که برای عمل‌کردن به آن‌ها دقت و شواهد اهمیت دارد و باورهایی که می‌توانند نشانهٔ هویت و وفاداری گروهی باشند، تمایز می‌گذارد. از نگاه او، برخی باورهای دینی در کنار معنای شخصی‌شان، با ارزش‌های مقدس و احساس تعلق هم گره می‌خورند. این نظریه دربارهٔ بخشی از باورهای دینی است؛ نه تعریفی برای همهٔ ادیان و همهٔ دینداران.

وقتی باوری به نشانهٔ عضویت در یک جمع تبدیل می‌شود، نقد آن ممکن است چنین شنیده شود: «پس ما را نمی‌پذیری.» در این لحظه، فرد شاید به‌جای سنجیدن دلیل، از هویت جمعی‌اش دفاع کند. مخالفت هم آسان‌تر به بی‌احترامی، بدخواهی یا دشمنی نسبت داده می‌شود. این‌جاست که تعصب می‌تواند جای پرسش را بگیرد و پیش‌داوری دربارهٔ آدم‌ها، جای بررسی گفته‌هایشان را.

این سازوکار فقط به دین محدود نیست. باورهای سیاسی و ملی هم گاهی چنان با هویت ما درمی‌آمیزند که نقد یک ادعا را حمله به خودمان می‌فهمیم. اما می‌شود به یک جمع تعلق داشت و دربارهٔ باورهای رایج آن پرسید؛ همان‌طور که می‌شود باوری را نقد کرد، بی‌آن‌که کرامتِ باورمندان را زیر سؤال برد.

گفت‌وگو از همین تفکیک آغاز می‌شود: دقیقاً کدام ادعا را نقد می‌کنیم؟ چه شواهدی داریم؟ و آیا می‌توانیم دربارهٔ یک فکر اختلاف داشته باشیم، بی‌آن‌که دربارهٔ ارزش و نیتِ صاحب آن حکم بدهیم؟

مدارا به معنای کنارگذاشتن نقد نیست؛ یعنی نقد را متوجه ادعاها و رفتارها کنیم، نه حق آدم‌ها برای باورداشتن یا باورنداشتن. آیا می‌توانیم از باوری که برایمان عزیز است دفاع کنیم و در عین حال، نقد آن را حمله به خودمان ندانیم؟


#باور #تعصب #ایدئولوژی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍12❤3👌1
تمدید بازداشت موقت دکتر احمد رحیمی؛ ممانعت از دسترسی وکیل انتخابی به پرونده و هشدار درباره احتمال صدور کیفرخواست اعدام

آخرین جلسه بازپرسی دکتر احمد رحیمی، روز دوشنبه ۲۰ مهرماه ۱۴۰۵، در دادسرای انقلاب مشهد و با حضور وکیل تسخیری برگزار شد. با وجود پایان اخذ آخرین دفاعیات، بازپرس پرونده با تبدیل قرار بازداشت موقت به وثیقه مخالفت کرد و قرار بازداشت او تمدید شد.

به گفته یک منبع آگاه، محسن واحدیان عظیمی، بازپرس پرونده، دفاعیات ارائه‌شده را برای تغییر اتهامات انتسابی کافی ندانسته و رسیدگی به پرونده با حفظ اتهامات پیشین ادامه دارد.

این منبع، واحدیان عظیمی را از بازپرسان مورد اعتماد سازمان اطلاعات سپاه معرفی کرده و مدعی شده است که او در رسیدگی به پرونده‌های امنیتی، اتهامات مطرح‌شده از سوی ضابطان اطلاعات سپاه را مبنای تصمیمات قضایی خود قرار می‌دهد.

بر اساس اطلاعات دریافتی، بازپرس پرونده پیش‌تر در گفت‌وگو با همسر احمد رحیمی، او را به صدور کیفرخواست با مجازات اعدام برای همسرش تهدید کرده است. این در حالی است که هنوز جزئیات دقیق اتهامات و مستندات پرونده در اختیار وکیل انتخابی رحیمی قرار نگرفته است.

به گفته این منبع، وکیل انتخابی احمد رحیمی بارها برای مطالعه پرونده و پیگیری وضعیت موکل خود به مرجع قضایی مراجعه کرده، اما بازپرس از دادن اجازه مطالعه پرونده به او خودداری کرده است. در مقابل، وکیلی تسخیری با تصمیم بازپرس برای این پرونده تعیین شده که به گفته نزدیکان رحیمی، مورد اعتماد خانواده نیست.

همچنین گزارش شده است که وکیل تسخیری در تماس با خانواده احمد رحیمی، درباره رسانه‌ای کردن اطلاعات و اخبار مربوط به پرونده به آنان هشدار داده است.

بر اساس اطلاعات دریافتی، احمد رحیمی در جلسه بازپرسی با دستبند و پابند حضور داشته است.

#احمد_رحیمی #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
🕊11❤3💔1
حسین شریعتمداری خواستار قطع کابل‌های فیبر نوری در خلیج فارس شد

برای حسین شریعتمداری، کابل‌های اینترنت هم باید به میدان جنگ کشیده شوند. نماینده رهبر جمهوری اسلامی در روزنامه کیهان، با تمجید از مواضع محسن رضایی، خواستار استفاده از مسیر عبور کابل‌های فیبر نوری در خلیج فارس و تنگه هرمز برای فشار بر آمریکا و متحدانش شد؛ پیشنهادی که آن را راهی برای «به زانو درآوردن و قطع نفس» دشمنان توصیف کرد.

شریعتمداری حتی کابل‌های زیر آب را «جان‌فدا» خواند و از مسئولان گلایه کرد که چرا به این اهرم توجه کافی نکرده‌اند. در این نگاه، زیرساخت ارتباطی هم باید سرباز حکومت باشد؛ ابزاری برای تهدید و تشدید جنگ، بدون پاسخ به این پرسش که هزینه چنین اقدامی را چه کسانی خواهند پرداخت.

این ادبیات، نمایش عریان همان تفکری است که ارتباط و دسترسی مردم را گروگان اهداف سیاسی و نظامی می‌خواهد. کابل‌هایی که برای انتقال اطلاعات و پیوند میان جوامع ساخته شده‌اند، در نوشته نماینده رهبر جمهوری اسلامی به ابزار «قطع نفس» تبدیل می‌شوند. نامش را هم حق مسلم می‌گذارند؛ انگار حق حکومت برای تهدید، از حق مردم برای زندگی و ارتباط مهم‌تر است!

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊8❤2
محسن رضایی مراکز داده و زیرساخت‌های هوش مصنوعی را به حمله تهدید کرد

مراکز داده، کابل‌های ارتباطی و تاسیسات هوش مصنوعی؛ این‌ها اهدافی هستند که محسن رضایی برای جنگ احتمالی بعدی مطرح کرده است. او در گفت‌وگو با شبکه پرس‌تی‌وی، با اشاره به حضور آمریکا در امارات و اطراف تنگه هرمز، گفت این زیرساخت‌ها تاکنون در فهرست اهداف حملات ایران نبوده‌اند، اما در صورت ازسرگیری جنگ ممکن است این وضعیت تغییر کند.

رضایی ارزش این دارایی‌ها را بیش از دو هزار میلیارد دلار اعلام کرد، یعنی در منطق محسن رضایی، زیرساختی که برای ارتباط، پردازش اطلاعات و توسعه فناوری ساخته شده، پیش از هر چیز فرصتی برای خسارت زدن است. معیار قدرت هم میزان ویرانی است که می‌توان به بار آورد!

پشت عنوان «اهداف حمله»، زندگی و کار مردمی قرار دارد که به این زیرساخت‌ها وابسته‌اند. اما در سخنان رضایی، از هزینه اختلال در ارتباطات و خدمات خبری نیست؛ فقط رقم دارایی‌ها و امکان هدف گرفتن آن‌ها مطرح است. ظاهرا در حساب‌وکتاب حکومت، ارزش تجهیزات دیده می‌شود، اما زندگی مردمی که هزینه جنگ را می‌پردازند، جایی ندارد.

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6🕊3💔1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیمان براتی، ورزشکار و قهرمان رشته بدنسازی در ۱۹دی ۱۴۰۴ بر اثر اصابت گلوله جان خود را از دست داد

جاویدنام پیمان براتی، ورزشکار و قهرمان رشته بدنسازی، ۳۲ ساله و اهل مبارکه اصفهان بود؛ کارگر ماهر جوشکاری در مجتمع فولاد مبارکه که در کنار کار، سال‌ها برای ورزش و پرورش اندام تلاش کرده بود.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، پیمان روز ۱۹ دی ۱۴۰۴ از ناحیه پا هدف گلوله قرار گرفت و پس از زخمی شدن، توسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی منتقل شد. پنج روز بعد، در ۲۴ دی، پیکر او با آثار تیراندازی به خانواده‌اش تحویل داده شد.
بنا بر گزارش‌های منتشرشده، خانواده براتی روز ۲۶ دی، در فضایی به‌شدت امنیتی و با حضور نیروهای مسلح، پیکر او را به خاک سپردند.
زندگی پیمان میان کار در فولاد، تمرین‌های ورزشی و برنامه‌هایش برای آینده می‌گذشت؛ آینده‌ای که از او گرفته شد و خانواده‌ای که حتی مراسم وداع با فرزندشان را زیر حضور نیروهای مسلح برگزار کردند.

#پیمان_براتی

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔28🕊4❤3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خواهر بیتا اکبری با انتشار این کلیپ نوشت:
‏من حتی دلم نمی اومد بهش گلوله برفی بزنم، شما چطوری بهش گلوله زدین؟

جاویدنام ‏بیتا اکبری، ۱۹ ساله‌، و اهل شهر «گزبرخوار»در استان ⁧اصفهان⁩ بود.

او با شلیک گلوله به سرش کشته شد و مادرش پیکر او را از روی تتوی دستش شناسایی کرد.
‏بیتا اکبری، ۱۹ ساله‌، و اهل شهر «گزبرخوار»در استان ⁧اصفهان⁩ بود.

او با شلیک گلوله به سرش کشته شد و مادرش پیکر او را از روی تتوی دستش شناسایی کرد.

#بیتا_اکبری

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔42