آموزشکده توانا
54.8K subscribers
32.5K photos
37.9K videos
2.55K files
19.4K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram

شکنجه با قطع کردن چای!

🔸فرزند #حمید_نوری اعلام کرده که‌ پدرش در زندان #سوئد «#شکنجه_سفید»‌ می‌شود و در توضیح این نوع شکنجه گفته است: او «عادت به #چای خوردن دارد، یک هفته مرتب به او چای می‌دادند بعد یکباره این چای را برای بابا قطع می‌کنند.»!

🔸#مجید_نوری می‌داند که #حامد_سلحشور، جوانی بی‌گناه را تحت شکنجه به #قتل رسانده‌اند، فرزندان معترض و بی‌دفاع ایران را به رگبار بسته‌اند و کودک شش ساله را کور کرده‌اند، اما عقیده دارد انسانی که در #اعدام زندانیان سیاسی مشارکت داشته را با قطع کردن چای #شکنجه می‌کنند. البته قطع مقطعی و نه دائمی!

🔸#جمهوری_اسلامی در هر کاری ناتوان باشد، در تولید انبوه موجودات وقیح، بدون شک قدرت اول منطقه و جهان است.

@ShirinEbadiofficial
#خیزش_سراسری #مهسا_امینی
#دفاع_مشروع #زن_زندگی_آزادی #اعتصابات_سراسری #انقلاب_۱۴۰۱ #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
هزارمین روز زندان انفرادی وحید افکاری‌‎

دیروز _ دهم خرداد ۱۴۰۲_ هزارمین روزی ست که وحید افکاری، برادر زنده‌یاد نوید افکاری، در سلول انفرادی محبوس است. زندان انفرادی مصداق عینی شکنجه زندانیان است.

طرح از بهنام محمدی
منتشر شده در دادبان
@daadbaan2021

#کارتون #نوید_افکاری #وحید_افکاری #انفرادی #سلول_انفرادی #شکنجه_سفید #یاری_حقوقی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
به مناسبت روز جهانی مبارزه با شکنجه و پشتیبانی از قربانیان شکنجه

طرح از بهنام محمدی

۲۶ ژوئن روز جهانی مبارزه با شکنجه و پشتیبانی از قربانیان شکنجه است.

زندان در ایران: جایی که نه خدا هست نه قانون‌

«شکنجه عبارت بود از شلاق با لوله لاستیکی تا حد آش و لاش کردن کف پا. در مورد شخص من در همان اولین روز شکنجه آن‌قدر شلاق زدند که نه تنها پوست کف دو پا، بلکه بخش قابل‌توجهی از عضلات از بین رفت و معالجه آن تا دوباره پوست بیاورد، درست ۳ ماه طول کشید و در این مدت هر روز پانسمان آن نو می‌شد و تنها پس از ۳ ماه من توانستم از هفته‌ای یک بار حمام رفتن بهره‌گیری کنم.

نوع دوم شکنجه که به مراتب از شلاق وحشتناک‌تر است، دستبند قپانی است. تنها کسی که دستبند قپانی خورده می‌تواند درک کند که دستبند قپانی آن هم ۱۰ - ۸ ساعت متوالی در هر شب، یعنی چه؟ در مورد من، پس از اینکه شلاق اولیه که با فحش و توهین و توسری و کشیده تکمیل می‌شد سودی نداد، یعنی آقایان نتوانستند در مورد دروغ شاخ‌دار ساخته شده که در زیر آن را شرح خواهم داد از من تائـیدی بگیرند، مرا به دستبند قپانی بردند.

۱۸ شب پشت سر هم مرا ساعت ۸ بعدازظهر به اطاقی واقع در اشکوب دوم می‌برند و دستبند قپانی می‌زدند و این جریان تا ساعت ۶ – ۵ صبح یعنی ۹ تا ۱۰ ساعت طول می‌کشید. تنها هر ساعت مأمور مربوطه می‌آمد و دست‌ها را عوض می‌کرد. چون ممکن است شما ندانید که دستبند قپانی چگونه است، آن را توضیح می‌دهم...»

آنچه خواندید قسمت‌هایی از نامه نورالدین کیانوری از سران حزب توده بود که در بهمن ۱۳۶۸ به سید علی خامنه‌ای نوشت و شرحی از شکنجه‌ها و مصایب خویش در زندان را توضیح داد. متن کامل این نامه را به همراه ۵۰ نامه دیگر از زندانیان سیاسی ایران از دهه ۶۰ تا ۹۰ را در کتاب «زندان در ایران: جایی که نه خدا هست نه قانون» بخوانید.

برای خواندن این متن ارزشمند به لینک زیر بروید:
https://t.me/Tavaana/1132

#شکنجه #زندان #کارتون #توانا #شکنجه_سفید #سلول_انفرادی #حقوق_زندانی #منع_شکنجه #ایران #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خاطرات زندان از زندان
قسمت دوم سلول انفرادی
عبدالرسول مرتضوی ۱۲ آذر ۱۴۰۲
زندان مرکزی اصفهان


عبدالرسول مرتضوی، جانباز و فعال سیاسی زندانی، در دومین قسمت از خاطرات خود از زندان، درباره شکنجه سفید و سلول انفرادی سخن می‌گوید.

#بیانیه #سلول_انفرادی #شکنجه_سفید #عبدالرسول_مرتضوی #زندانی_سیاسی #صدامونو_بشنوید #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نرگس محمدی :
«این سیستم برای مرگ فرصت و بستر مناسب را فراهم می‌کند، که مرگ بتواند سراغ زندانی بیاید، این قدر فشار می‌آورند، این قدر تعلل می‌کنند که مرگ سراغ فرد بیاید.»

ویدیو در آخرین مرخصی کوتاه نرگس محمدی از زندان برای مستند «شکنجه سفید» ضبط شده است.

برگرفته از صفحه اینستاگرام خانم محمدی

- خانم نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل و فعال حقوق بشر زندانی، در مدت کوتاهی که در سال‌های پیش در مرخصی بود، لحظه‌ای بیکار ننشست، به دیدار خانواده‌های دادخواه در شهرهای مختلف ایران می‌رفت، به دیدار زندانیان سیاسی آزاد شده می‌رفت، بر مزار جان‌باختگان راه آزادی حضور می‌یافت، در تجمعات اعتراضی حاضر می‌شد، با رسانه‌ها گفت‌وگو می‌کرد، کتاب می‌نوشت و ... اما یکی از کارهای مهم ایشان ساخت مستند. «شکنجه سفید» بود. ایشان همچنین توانست زندانیان سیاسی از گرایش‌های مختلف سیاسی را جمع کند و دسته‌جمعی علیه سلول انفرادی شکایتی حقوقی تنظیم کنند.
همچنین مصاحبه‌هایی در داخل و خارج زندان با زندانیان سیاسی مختلف انجام داد که به چند زبان منتشر شده است.
او همچنین در مدت مرخصی با حضور در اتاق‌های کلاب‌هاوسی، در مورد موضوعات مختلف از جمله تجربه شکنجه در زندان سخن می‌گفت و از حقوق همه زندانیان فارغ از اختلاف سیاسی و عقیدتی، دفاع می‌کرد. او همچنین چند بار درباره چند موضع‌گیری اشتباه سال‌های گذشته خود توضیح داده (از جمله شرکت در یکی از انتخابات‌های رژیم) و بابت آن‌ها عذرخواهی کرده بود.
خانم محمدی همچنین از فعالان مبارزه با اجرای حکم اعدام بوده است.
ایشان در نظرات اعتقادی خود هم تجدیدنظر داشته و کنار گذاشتن حجاب شرعی و اجباری از چند سال پیش نمود این تجدیدنظر بوده است.
این زندانی سیاسی، سال‌ها از فرزندان خود دور بوده و فرزندان او دور از آغوش و مهر مادرشان بزرگ شده‌اند، خانم محمدی به نوعی زندگی شخصی خود را نثار راه آزادی کرده است.

#نرگس_محمدی #شکنجه_سفید #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
تاملی کوتاه بر پدیده شکنجه سفید

«شکنجه سفید» شکنجه‌ است ولی از لحاظ ظاهری شبیه شکنجه جسمانی نیست. در واقع شکنجه سفید شکنجه‌ای است که اساسا بر جسم زندانی پیاده نمی‌شود بلکه زندانبانان فضایی فراهم می‌سازند که تاثیر روانی محیط بر زندانی چنان سنگین شود که شاید از شکنجه جسمانی نیز تاثیرات منفی گسترده‌تر و بیش تری داشته باشد. در واقع واژه و عبارت «سفید» در ترکیب «شکنجه سفید» بیانگر جنبه‌ای مثبت نیست بلکه بیانگر غیرجسمانی بودن این شکنجه است و جنبه روانی آن را بازتاب می‌دهد گرچه شاید این انتقاد وارد شود که این واژه برای بیان وجوه خسارت‌بار این شکنجه مناسب نیست.

«نرگس محمدی» - زندانی سیاسی - درباره این نوع شکنجه کتابی به همین نام نوشته است و «نشر باران» در سوئد آن را منتشر کرده است. کتاب حاوی ۱۵ گفت‌وگو با زندانیان درباره پدیده شکنجه سفید است. «اسد سیف» در گزارشی که درباره این کتاب در سایت «دویچه‌وله» نوشته است، نمونه‌هایی از شکنجه‌های سفید را نام می‌برد: «بی‌خوابی، صداهای ناهنجار و آزارنده، نور دایم؛ کم و یا زیاد، تاریکی، بازداشتن از رفتن به توالت، دمای کم و یا زیاد هوا، اتاق نمناک و یا کثیف و آلوده، سرپا نگاه‌داشتن، اعدام مصنوعی، لخت‌کردن، محرومیت از خوراک، آشامیدنی، امکانات درمانی و بهداشتی، تحرک، به کار گرفتن چشم‌بند، توهین، ایجاد وحشت، ایجاد اختلال در حواس، اختلال در سیستم درک، تنها نگاه‌داشتن و قطع رابطه او با دیگران.»

به گفته نویسنده این شکنجه‌ها در این جهت به کار گرفته می‌شود که «هویت شخص زندانی» تخریب شود و «زندانی از نظم خویش خارج و از خود تهی گردد». درگیرکردن زندانی با خود و روان خود آن چیزی است و آن هدفی است که از پی این شکنجه روانی دنبال می‌شود.

سلول انفرادی از برجسته‌ترین و بارزترین مصادیق شکنجه سفید است و گاه اثراتی ویرانگر بر زندانیان می‌گذارد. اثراتی که قطعا از بعضی از شکنجه‌های جسمی نیز بدتر است. «سعید مدنی» - پژوهشگر و زندانی سابق - که خود نیز سلول انفرادی را تجربه کرده است درباره اثرات ویرانگر سلول انفرادی به مسئله‌ای به نام «توهم‌های انفرادی» اشاره می‌کند و می‌گوید: «دوستی اهل سنت و کرد داشتم که بازداشت شده بود و حدود یک‌سال انفرادی محض داشت و تحت شکنجه و فشار بود. از او پرسیدم در انفرادی سخت‌ترین وضعیت چه بود؟ می‌گفت این‌که با اجنه کنار بیایم. آن‌ها می‌آمدند و اذیتم می‌کردند. کتکم می‌زدند و تا می‌رفتم بخوابم به سراغم می‌آمدند.»

بیش‌تر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/White_torture

#سلول_انفرادی #گزارش #یاری_حقوقی_توانا #شکنجه #شکنجه_سفید #حقیقت_زندان
 
@Tavaana_TavaanaTech
💢 شکنجه سفید
اصغر امیرزادگان فعال صنفی معلمان فارس

یادتان هست آقای خمینی گفت ما شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم مدیونید که باور نکنید رسانده !؟ من به مقام انسانیت رسیدنم را در بازداشتگاه انفرادی وزارت اطلاعات شیراز موسوم به پلاک ۱۰۰ دیدم ! با خواندن این خاطره شما هم می‌فهمید چقدر به مقام انسانیت رسیدید ولی از درکش عاجز بودید!

🔸حدود ۱۷ روزی از بازداشتم می‌گذشت درب سلول باز شد. مامورچشم‌بند را به طرفم دراز کرد. اتومات می‌فهمیدم که باید چشم بند بزنم و روانه اتاق بازجویی شوم. بعد از چند دقیقه راهپیمایی گفت : بهت احترام گذاشتیم و اجازه دادیم دخترت بیاد ملاقاتی. وارد اتاق کابین تلفن شدم دخترم اون وضع و قیافه من رو که دیده بود گریه امانش نمی‌داد. توی اتاق کابین تلفن، اجازه داری چشم بند رو برداری صورت سرخ شده دخترم و گریه بی‌امانش موجیم کرد مثل دیوانه ها تک تک گوشی ها رو بر می‌داشتم وصل نبود تا اینکه اجازه دادند همانجا در اتاق نگهبانی حضوری ببینمش. تذکر پشت تذکر که ما لطف بهت کردیم و نباید یک کلمه ترکی صحبت کنی فقط فارسی! گونه های سرخ شده دخترم و گریه بی‌ امانش از درون مرا داغون کرده بود ولی خودم را کنترل کردم تا دخترم گریه‌ام را نبیند( یادتون هست زمانی که صدام حسین رو از دخمه‌ها کشیدن بیرون!؟ قشنگ مب‌تونید قیافه من را در آن زمان تجسم کنید) ،سر دخترم را درآغوش کشیدم. بابا جونم چرا ترسیدی؟ چرا گریه می‌کنی؟ تو باید دست به آسمان شاکر خمینی باشی که ما را به مقام انسانیت رسانده!
دخترم فقط التماس می‌کرد بابا دست از حق‌طلبی بردار هیچی نمیخوایم من و برادرم قول میدیم هیچ توقعی ازت نداشته باشیم!
من و دخترم را از هم جدا کردند که وقت ملاقات تمام شده. محافظم چشم‌بند را زد و من را به سلول منتقل کردند چشم بند که روی چشمم رفته بی‌امان گریه من شروع شد. در بین راه گفت دخترت گناه داره بخاطر دخترت هم شده بیا قول بده دیگه اعتراض نمی‌کنی برو دنبال زندگیت!
سه روز صحنه ملاقات و حالت روحی دخترم جلو چشمم میومد و دائم گونه‌های سرخ شده دخترم، لب لرزانش و گریه همراه با هق هقش چون اره برقی کشیده میشد روی مغز و اعصابم.
سیستم روحی و روانیم مختل شده بود ،اختیار از دستم خارج شده بود، هر چه بازجوها می‌گفتند انگار وحی منزل بوده و ما در اشتباه بودیم، تا اینکه روز چهارم وضعیت روحیم عادی شد و مقاومت شروع شد.....
و همچنان هستیم بر آن عهدی که بستیم.

از صفحه اینستاگرام آقای امیرزادگان

مرتبط:
تاملی کوتاه بر پدیده شکنجه سفید
https://tavaana.org/white_torture/

اصغر امیرزادگان؛ معلمی محبوب و معترضی بی‌باک
https://tavaana.org/asghar-amirzadegan/

#اصغر_امیرزادگان #شکنجه_سفید #سلول_انفرادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
نگهداری آرشام رضایی و زرتشت احمدی‌راغب در انفرادی، ظلمی مضاعف است

در آستانه‌ی تحویل سال و نوروز، زمانی که همه در کنار عزیزان خود به استقبال بهار می‌روند، آرشام رضایی و زرتشت احمدی راغب همچنان در سلول انفرادی محبوس‌اند—تنهایی‌ای که خود نوعی شکنجه‌ی روحی و روانی است. این رفتار ظالمانه، آن هم در روزهایی که به سنت و فرهنگ ایرانی نماد امید و نو شدن است، بیش از پیش نشان از بی‌رحمی و سرکوبی دارد که بر این عزیزان روا داشته می‌شود.

آرشام رضایی بیش از ۳۵ روز است که در انفرادی است، زرتشت احمدی‌راغب عمدا در سالن شعار داد تا او را هم به انفرادی ببرند و آرشام در آنجا تنها نباشد.
این زندانیان سیاسی اصولاً نباید در زندان باشند، اما حتی در همین شرایط هم استمرار نگهداری آن‌ها در سلول‌های انفرادی به‌ویژه در لحظه‌ی تحویل سال، غیرانسانی و بی‌رحمانه است. هیچ توجیهی برای این رفتار سرکوبگرانه وجود ندارد و لازم است که مسئولان فوراً آن‌ها را از انفرادی خارج کنند و حداقل ابتدایی‌ترین حقوق انسانی آن‌ها را رعایت نمایند.

این ظلم مضاعف، باعث می‌شود که باور کنیم ادعای پایان دادن به حصر رهبران جنبش سبز، چیزی جز یک فریب و تاکتیک برای انحراف افکار عمومی نیست. چگونه می‌توان به اصلاحات ادعایی باور داشت، وقتی زندانیان سیاسی را در بدترین شرایط ممکن نگه می‌دارند و حتی در لحظات آغازین سال نو هم برایشان شکنجه‌ی مضاعف در نظر می‌گیرند؟

خواست ما روشن است: آزادی همه‌ی زندانیان سیاسی و پایان دادن به این رفتارهای سرکوبگرانه و غیرانسانی!

#آرشام_رضایی #زرتشت_احمدی_راغب #سلول_انفرادی #شکنجه_سفید #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
نامه‌ای از رضا محمد حسینی در حمایت از آرشام رضایی

آرشام رضایی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزل‌حصار، از ۲۱ بهمن ماه ۱۴۰۳ در سلول انفرادی است و حالا به دستور مقامات زندان، باید سه هفته دیگر را هم به صورت تنبیهی در سلول انفرادی بگذراند. سلول انفرادی که به مثابه شکنجه سفید شناخته می‌شود.

هم‌بندی او رضا محمدحسینی، در اعتراض به این وضعیت و در حمایت از آرشام رضایی، نامه‌ای به شرح زیر نوشته است:

«به‌نام ایران، به‌نام آزادی و کرامت انسانی،

دوستان، همراهان و مدافعان حقوق بشر،

در روزهایی که مردم ایران، همراه با میلیون‌ها انسان در سراسر جهان، فرارسیدن نوروز را جشن می‌گیرند و از جان و دل برای بهاری نو دعا می‌کنند، یکی از هم‌بندی‌هایم و یکی از فرزندان رنج‌کشیده این سرزمین، آرشام رضایی، در سلول انفرادی زندان قزل‌حصار روز و شب را بی‌هیچ امکان تماس یا ملاقاتی، در تنهایی و تحت شکنجه سفید سپری می‌کند.
از ۲۱ بهمن‌ماه تاکنون، آرشام نه فقط از حقوق اولیه‌ی انسانی، بلکه از ابتدایی‌ترین حق زیستن در جمع محروم شده است.

جرم او چیست؟ اعتراض. فریاد زدن حقیقت در سالگرد انقلابی که ۴۶ سال است آزادی و عدالت را به اسارت کشیده. همراهی با خانواده‌های داغداری که فرزندانشان بی‌گناه جان باختند. نه تروریست است، نه مجرم. فقط انسانی‌ست با وجدانی بیدار و صدایی رساتر از سکوت.

به دستور مقامات زندان، آرشام به‌دلیل انتشار یک پیام صوتی انتقادی، باید سه هفته‌ی دیگر نیز در انفرادی بماند؛ آن هم در بندی که به "کشتارگاه" شهرت دارد — جایی که شب‌ها، صدای نجواهای آخر محکومان به اعدام، روان زندانیان را می‌فرساید. این، شکنجه است. شکنجه‌ی سفید، اما نه بی‌صدا و نه بی‌اثر.

و در این میان، شاید دردناک‌ترین تصویر، مادری رنج‌کشیده و سالخورده است؛ زنی که جان خود را در کف گرفته، ناله و تهدید کرده، شاید فرزند مظلومش را از سیاهی انفرادی به روشنی بند عمومی بازگردانند. اما گوش شنوایی نیست. پاسخ، فقط سکوت و بی‌رحمی بوده است.

بی‌پرده بپرسم: شما که این سرزمین را به قهقرا کشانده‌اید، که نسل‌ها را به فقر، ترس و خاموشی واداشته‌اید، حالا از فرزندان همین خاک توقع سکوت دارید؟ این فرزندان اگر فریاد نزنند، اگر اعتراض نکنند، پس چه‌کسی باید مرهم زخم‌های این ملت باشد؟

از اینجا، به‌عنوان یک شهروند، و به‌نام وجدان جمعی، از همه‌ی نهادهای حقوق بشری، فعالان مدنی، رسانه‌ها و انسان‌های آگاه در سراسر جهان می‌خواهم صدای آرشام رضایی را بشنوند. نگذارید او را در تاریکی تنها بگذارند. نگذارید ظلم، با سکوت ما، مشروعیت بگیرد.
آرشام تنها نیست. صدای او، صدای ماست. و ما، در کنار او، برای آزادی‌اش خواهیم ایستاد.

با احترام و امید،
رضا محمد حسینی
اول فروردین ۱۴۰۴»

#رضا_محمدحسینی #آرشام_رضایی #سلول_انفرادی #شکنجه_سفید #بیانیه #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech