This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انتخاب وکیل برای زندانی که وکیل ندارد
اگر زندانی وکیل نداشته باشد، چطور میتواند وکیل انتخاب کند؟ زندانی در صورتی که کسی قبل از ورود به زندان یا بازداشتگاه موفق به انتخاب وکیل و امضای وکالتنامه نشده باشد، میتواند از وکیل مورد نظرش درخواست کند که با حضور در زندان و ملاقات با او، وکالتنامه را امضا کند.
در صورتی که زندانی یا بازداشتی بنا به نظر مقام قضائی ممنوعملاقات باشد، مسئولین زندان وظیفه دارند که وکالتنامه را از وکیل گرفته و آن را به دست زندانی یا بازداشتی برسانند و امضایش را بگیرند. بنابراین حتی کسی که تا قبل از بازداشت یا زندانیشدن، وکیل نداشته باشد، در بازداشتگاه یا زندان هم حق دارد که وکالتنامهای را با وکیل منتخب خود تنظیم و برای خودش وکیل انتخاب کند
سایت:
https://tavaana.org/prisoners_rights63/
یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=U0dJMygLl2c
ساندکلاود:
https://soundcloud.com/tavaana/o9ygsxfyfm88
منبع: کتاب حقوق زندانی به زبان ساده، منتشر شده توسط کانون مدافعان حقوق بشر
#پادکست #حقوق_زندانی_به_زبان_ساده #یاری_حقوقی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
اگر زندانی وکیل نداشته باشد، چطور میتواند وکیل انتخاب کند؟ زندانی در صورتی که کسی قبل از ورود به زندان یا بازداشتگاه موفق به انتخاب وکیل و امضای وکالتنامه نشده باشد، میتواند از وکیل مورد نظرش درخواست کند که با حضور در زندان و ملاقات با او، وکالتنامه را امضا کند.
در صورتی که زندانی یا بازداشتی بنا به نظر مقام قضائی ممنوعملاقات باشد، مسئولین زندان وظیفه دارند که وکالتنامه را از وکیل گرفته و آن را به دست زندانی یا بازداشتی برسانند و امضایش را بگیرند. بنابراین حتی کسی که تا قبل از بازداشت یا زندانیشدن، وکیل نداشته باشد، در بازداشتگاه یا زندان هم حق دارد که وکالتنامهای را با وکیل منتخب خود تنظیم و برای خودش وکیل انتخاب کند
سایت:
https://tavaana.org/prisoners_rights63/
یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=U0dJMygLl2c
ساندکلاود:
https://soundcloud.com/tavaana/o9ygsxfyfm88
منبع: کتاب حقوق زندانی به زبان ساده، منتشر شده توسط کانون مدافعان حقوق بشر
#پادکست #حقوق_زندانی_به_زبان_ساده #یاری_حقوقی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔15
همزمان با برگزاری انتخابات در ونزوئلا، ماریا کورینا ماچادو، از رهبران اپوزیسیون ونزوئلا، خبر از بازداشت بیش از ۵۰ نفر از نیروهای اپوزیسیون این کشور داد.
به گفته او، شمار زیادی از سیاستمداران، فعالان مدنی و روزنامهنگاران در میان بازداشتشدگان هستند.
به این بهانه نگاهی داشته باشیم به مطالعه موردی توانا
«مقاومت علیه تاریکی: نگاهی به وضعیت زندانیان سیاسی در ونزوئلا»
این مطالعه نشان میدهد چگونه ونزوئلا، که زمانی یک کشور مرفه بود، به یکی از فقیرترین کشورهای آمریکای لاتین تبدیل شده است که ۹۶ درصد از جمعیت آن در فقر زندگی میکنند.
تاریخچه استعمار، مبارزات استقلال و بهرهبرداری از ذخایر نفت که منجر به ظهور رهبران مستبدی مانند هوگو چاوز و جانشین او نیکلاس مادورو شد، در این مطالعه مورد اشاره قرار گرفته است. این مطالعه سپس به تغییرات سیستم قضایی ونزوئلا میپردازد و چگونگی سقوط آن از دموکراسی به فساد و سرکوب را نشان میدهد.
متن کامل را بخوانید:
https://tavaana.org/political-prisoners-venezuela/
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران
#مطالعه_موردی #ونزوئلا
@Tavaana_TavaanaTech
به گفته او، شمار زیادی از سیاستمداران، فعالان مدنی و روزنامهنگاران در میان بازداشتشدگان هستند.
به این بهانه نگاهی داشته باشیم به مطالعه موردی توانا
«مقاومت علیه تاریکی: نگاهی به وضعیت زندانیان سیاسی در ونزوئلا»
این مطالعه نشان میدهد چگونه ونزوئلا، که زمانی یک کشور مرفه بود، به یکی از فقیرترین کشورهای آمریکای لاتین تبدیل شده است که ۹۶ درصد از جمعیت آن در فقر زندگی میکنند.
تاریخچه استعمار، مبارزات استقلال و بهرهبرداری از ذخایر نفت که منجر به ظهور رهبران مستبدی مانند هوگو چاوز و جانشین او نیکلاس مادورو شد، در این مطالعه مورد اشاره قرار گرفته است. این مطالعه سپس به تغییرات سیستم قضایی ونزوئلا میپردازد و چگونگی سقوط آن از دموکراسی به فساد و سرکوب را نشان میدهد.
متن کامل را بخوانید:
https://tavaana.org/political-prisoners-venezuela/
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران
#مطالعه_موردی #ونزوئلا
@Tavaana_TavaanaTech
💔8👍4
عبدالکریم موسوی اردبیلی، از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ عالیترین مقام قضایی در ایران بود.
اگرچه برخی تلاش میکنند از موسوی اردبیلی چهرهای فرهنگی نشان دهند ولی شواهد آنچنان آشکار است که چارهای نمیماند جز آنکه از موسوی اردبیلی نیز تصویر یک ناقض بیرحم حقوق بنیادین انسانها عرضه شود.
موسوی اردبیلی که در دهه ۶۰، امام جمعه تهران نیز بود در ۱۴ مرداد ۱۳۶۷ در دفاع از کشتار زندانیان سیاسی گفت:
«قوه قضایی در فشار بسیار سخت افکار عمومی است که چرا اینها را محاکمه میکنید. اینها که محاکمه ندارند؛ حکمشان معلوم، موضوعش معلوم و جزایش نیز معلوم میباشد. قوه قضایی در فشار است که اینها چرا محاکمه میشوند. قوه قضایی در فشار است که چرا تمام اینها اعدام نمیشوند و یک دستهشان زندانی میشوند؟ ... من با شما هماهنگ هستم و به شما حق میدهم و میگویم اینها نباید عفو شوند.»
در دوره زعامت قضایی موسوی اردبیلی، نقض حقوق سیستماتیک شهروندان بهایی کشور نیز برقرار شد و دهها شهروند بهایی کشته شدند، تنها به این علت که بهایی بودند! موسوی اردبیلی از بزرگترین دشمنان آیین بهایی بود و از پست قضایی خود کمال بهره را برد تا در آزار باورمندان به این آیین بکوشد.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/Mosavi-Ardebili
#یاری_مدنی_توانا #دادخواهی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
اگرچه برخی تلاش میکنند از موسوی اردبیلی چهرهای فرهنگی نشان دهند ولی شواهد آنچنان آشکار است که چارهای نمیماند جز آنکه از موسوی اردبیلی نیز تصویر یک ناقض بیرحم حقوق بنیادین انسانها عرضه شود.
موسوی اردبیلی که در دهه ۶۰، امام جمعه تهران نیز بود در ۱۴ مرداد ۱۳۶۷ در دفاع از کشتار زندانیان سیاسی گفت:
«قوه قضایی در فشار بسیار سخت افکار عمومی است که چرا اینها را محاکمه میکنید. اینها که محاکمه ندارند؛ حکمشان معلوم، موضوعش معلوم و جزایش نیز معلوم میباشد. قوه قضایی در فشار است که اینها چرا محاکمه میشوند. قوه قضایی در فشار است که چرا تمام اینها اعدام نمیشوند و یک دستهشان زندانی میشوند؟ ... من با شما هماهنگ هستم و به شما حق میدهم و میگویم اینها نباید عفو شوند.»
در دوره زعامت قضایی موسوی اردبیلی، نقض حقوق سیستماتیک شهروندان بهایی کشور نیز برقرار شد و دهها شهروند بهایی کشته شدند، تنها به این علت که بهایی بودند! موسوی اردبیلی از بزرگترین دشمنان آیین بهایی بود و از پست قضایی خود کمال بهره را برد تا در آزار باورمندان به این آیین بکوشد.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/Mosavi-Ardebili
#یاری_مدنی_توانا #دادخواهی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔21👍4❤1
♦️تبریک بیش از ۱۵۰ کنشگرسیاسی، فرهنگی و مدنی به جعفر پناهی برای دریافت نخل طلای جشنواره کن ۲۰۲۵
ما، جمعی از فعالان سیاسی و مدنی و فرهنگی و هنری ، با شادمانی و سرافرازی، دریافت نخل طلای جشنواره کن ۲۰۲۵ را به جعفر پناهی، فیلمساز برجسته و شجاع ایرانی، صمیمانه تبریک میگوییم. این دستاورد تاریخی، که پناهی را به دومین کارگردان ایرانی برنده این جایزه معتبر پس از زنده یاد عباس کیارستمی تبدیل کرده، افتخاری بزرگ برای سینما و جامعه مدنی ایران است.
جعفر پناهی، که سالها با وجود فشارها، زندان و سرکوب به خلق آثار ارزشمند ادامه داده، با این موفقیتها بار دیگر ثابت کرد که هنرمند پیشرو و متعهد به آرمانهای انسانی میتواند حتی در دشوارترین شرایط، الهامبخش امید و تغییر باشد.
این نخل طلا، که در کنار جایزه شهروندی جشنواره کن به او اهدا شده، تعهد پناهی به ارزشهای والای انسانی را برجسته میکند و پیامی روشن از استقامت و خلاقیت اوست.
این موفقیتها، نشانهای است از آنکه هنر متعهد و صدای حقیقت، حتی در میان دیوارهای سانسور و فشار، میتواند جهانی را به تحسین وادارد. این دستاوردها، افتخاری برای همه ایرانیانی است که در راه آزادی، عدالت و کرامت انسانی مبارزه میکنند.
ما به جعفر پناهی درود میفرستیم و برایش آرزوی تداوم این مسیر درخشان و الهامبخش را داریم. نخل طلای کن ۲۰۲۵، همراه با جایزه شهروندی، گواهی است بر اینکه صدای حقیقت و هنر، هرگز در برابر ستم خاموش نخواهد شد.
📌اسامی به ترتیب حروف الفبا:
اسامی به ترتیب حروف الفبا:
الف: مصطفی آلاحمد، ابوطالب آدینه وند، حمید آصفی، سیامک ابراهیمی، پیمان احمدی، نوشین احمدیخراسانی، حسن اسدی زیدابادی، علی افشاری، شهرام اقبالزاده، حسن اعتمادی، مینا اکبری، حمیدرضا امیری، مژگان ایلانلو، هوشیار انصاریفر، محمد اولیاییفرد، محسن امیریوسفی
ب: مسعود باستانی، اسماعیل بخشی، رسول بداقی، محمدباقر بختیار، هانیه بختیار، مجید برزگر ، علیرضا بهشتی شیرازی، محمود بهشتی لنگرودی، تیرداد بنکدار
پ: مهناز پراکند، محمد پیرهادی، حبیبالله پیمان
ت: مصطفی تاجزاده ،مصطفی تنها، نیره توحیدی ، مجید تولّایی
ج: روزبه جامهشورانی، محمود جعفری ، ابوالفضل حاجی زادگان
ح: محمد حبیبی، سیاوش حاتم
خ: هادی خوانساری
د: بهنام داراییزاده، امیرسالار داوودی، رضا دُرمیشیان، خسرو دلیرثانی، سعيد دهقان، معصومه دهقان، آزاده دواچی
ر: ویدا ربانی، علیرضا رجایی،تقی رحمانی، زهرا رحیمی، کیوان رحیمیان، حسین رزاق، محمد رسولاف، سپیده رشنو، حسین رفیعی، سعید رضوی فقیه،
س: نسرین ستوده، بهروز ستوده، خشایار سفیدی، فرج سرکوهی، میثم سعادت، مریم سطوت، عبدالفتاح سلطانی، بلقیس سلیمانی، محمد سیفزاده
ش: بهروز شاهرخنیا، صادق شجاعی، احسان شریعتی، آرمین شریفی، صبا شعردوست، مونا شکرریز، بهزاد شیشهگران
ص: توماج صالحی، عباس صادقی، فیروزه صابر، کوروش صحتی ، هایده صفییاری، کیوان صمیمی
ض: منظر ضرابی
ف: مهدی فتاپور، مسعود فتحی، سهیلا فرزاد، مسعود فرهیخته، یغما فشخامی، محمدتقی فلاحی
ق: اجلال قوامی، عزیز قاسم زاده، حاتم قادری، ابوالفضل قدیانی، محسن قشقائیزاده، میرا قربانیفر، عبدالنبی قیم
ع: شیرین عبادی، داوود عباسی، اسماعیل عبدی، مهدی عربشاهی، فرزانه عظیمی، رضا علامهزاده، رضا علیجانی، محمود عمرانی
ک: مهرانگيز كار، مرتضی کاظمیان، خسرو کردپور، مسعود کردپور، کاظم کردوانی، مریم کیانارثی، ساجده کیانوش راد، محمد کیانوش راد
گ: مهدیه گلرو، مطهره گونهای، فاطمه گوارایی
ل: سوران (اسکندر)لطفی، مونا معافی
م: نرگس محمدی، مهدی محمودیان، سعید مدنی، علی مصفا، عالیه مطلب زاده، عبدالله مومنی ،حافظ موسوی، کیوان مهتدی، مصطفی مهرآئین، خزر مهرانفر، حمید مشایخی، فاطمه معتمدآریا، محمدرضا مویینی، هدا مویینی، میثم مویینی، فرهاد مهرانفر، مهدی مطهرنیا، اسفندیار منفردزاده، فرهاد میثمی، شارمین میمندینژاد، جواد موسوی خوزستانی ، سلمان موسوی، مهدی مظفری
ن: مهشید ناظمی، عبدالله ناصری، محمد نجفی، سعید نعیمی، حسین نقاشی، علی نورانی، مانا نیستانی، مصطفی نیلی، محمدرضا نیکفر
و: صدیقه وسمقی،زمان وفاجویی
ه: مجتبی هاشمی
ی: مهدی یراحی، حسین یزدی ،حسن یوسفی اشکوری
#جعفر_پناهی #جشنواره_کن #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
ما، جمعی از فعالان سیاسی و مدنی و فرهنگی و هنری ، با شادمانی و سرافرازی، دریافت نخل طلای جشنواره کن ۲۰۲۵ را به جعفر پناهی، فیلمساز برجسته و شجاع ایرانی، صمیمانه تبریک میگوییم. این دستاورد تاریخی، که پناهی را به دومین کارگردان ایرانی برنده این جایزه معتبر پس از زنده یاد عباس کیارستمی تبدیل کرده، افتخاری بزرگ برای سینما و جامعه مدنی ایران است.
جعفر پناهی، که سالها با وجود فشارها، زندان و سرکوب به خلق آثار ارزشمند ادامه داده، با این موفقیتها بار دیگر ثابت کرد که هنرمند پیشرو و متعهد به آرمانهای انسانی میتواند حتی در دشوارترین شرایط، الهامبخش امید و تغییر باشد.
این نخل طلا، که در کنار جایزه شهروندی جشنواره کن به او اهدا شده، تعهد پناهی به ارزشهای والای انسانی را برجسته میکند و پیامی روشن از استقامت و خلاقیت اوست.
این موفقیتها، نشانهای است از آنکه هنر متعهد و صدای حقیقت، حتی در میان دیوارهای سانسور و فشار، میتواند جهانی را به تحسین وادارد. این دستاوردها، افتخاری برای همه ایرانیانی است که در راه آزادی، عدالت و کرامت انسانی مبارزه میکنند.
ما به جعفر پناهی درود میفرستیم و برایش آرزوی تداوم این مسیر درخشان و الهامبخش را داریم. نخل طلای کن ۲۰۲۵، همراه با جایزه شهروندی، گواهی است بر اینکه صدای حقیقت و هنر، هرگز در برابر ستم خاموش نخواهد شد.
📌اسامی به ترتیب حروف الفبا:
اسامی به ترتیب حروف الفبا:
الف: مصطفی آلاحمد، ابوطالب آدینه وند، حمید آصفی، سیامک ابراهیمی، پیمان احمدی، نوشین احمدیخراسانی، حسن اسدی زیدابادی، علی افشاری، شهرام اقبالزاده، حسن اعتمادی، مینا اکبری، حمیدرضا امیری، مژگان ایلانلو، هوشیار انصاریفر، محمد اولیاییفرد، محسن امیریوسفی
ب: مسعود باستانی، اسماعیل بخشی، رسول بداقی، محمدباقر بختیار، هانیه بختیار، مجید برزگر ، علیرضا بهشتی شیرازی، محمود بهشتی لنگرودی، تیرداد بنکدار
پ: مهناز پراکند، محمد پیرهادی، حبیبالله پیمان
ت: مصطفی تاجزاده ،مصطفی تنها، نیره توحیدی ، مجید تولّایی
ج: روزبه جامهشورانی، محمود جعفری ، ابوالفضل حاجی زادگان
ح: محمد حبیبی، سیاوش حاتم
خ: هادی خوانساری
د: بهنام داراییزاده، امیرسالار داوودی، رضا دُرمیشیان، خسرو دلیرثانی، سعيد دهقان، معصومه دهقان، آزاده دواچی
ر: ویدا ربانی، علیرضا رجایی،تقی رحمانی، زهرا رحیمی، کیوان رحیمیان، حسین رزاق، محمد رسولاف، سپیده رشنو، حسین رفیعی، سعید رضوی فقیه،
س: نسرین ستوده، بهروز ستوده، خشایار سفیدی، فرج سرکوهی، میثم سعادت، مریم سطوت، عبدالفتاح سلطانی، بلقیس سلیمانی، محمد سیفزاده
ش: بهروز شاهرخنیا، صادق شجاعی، احسان شریعتی، آرمین شریفی، صبا شعردوست، مونا شکرریز، بهزاد شیشهگران
ص: توماج صالحی، عباس صادقی، فیروزه صابر، کوروش صحتی ، هایده صفییاری، کیوان صمیمی
ض: منظر ضرابی
ف: مهدی فتاپور، مسعود فتحی، سهیلا فرزاد، مسعود فرهیخته، یغما فشخامی، محمدتقی فلاحی
ق: اجلال قوامی، عزیز قاسم زاده، حاتم قادری، ابوالفضل قدیانی، محسن قشقائیزاده، میرا قربانیفر، عبدالنبی قیم
ع: شیرین عبادی، داوود عباسی، اسماعیل عبدی، مهدی عربشاهی، فرزانه عظیمی، رضا علامهزاده، رضا علیجانی، محمود عمرانی
ک: مهرانگيز كار، مرتضی کاظمیان، خسرو کردپور، مسعود کردپور، کاظم کردوانی، مریم کیانارثی، ساجده کیانوش راد، محمد کیانوش راد
گ: مهدیه گلرو، مطهره گونهای، فاطمه گوارایی
ل: سوران (اسکندر)لطفی، مونا معافی
م: نرگس محمدی، مهدی محمودیان، سعید مدنی، علی مصفا، عالیه مطلب زاده، عبدالله مومنی ،حافظ موسوی، کیوان مهتدی، مصطفی مهرآئین، خزر مهرانفر، حمید مشایخی، فاطمه معتمدآریا، محمدرضا مویینی، هدا مویینی، میثم مویینی، فرهاد مهرانفر، مهدی مطهرنیا، اسفندیار منفردزاده، فرهاد میثمی، شارمین میمندینژاد، جواد موسوی خوزستانی ، سلمان موسوی، مهدی مظفری
ن: مهشید ناظمی، عبدالله ناصری، محمد نجفی، سعید نعیمی، حسین نقاشی، علی نورانی، مانا نیستانی، مصطفی نیلی، محمدرضا نیکفر
و: صدیقه وسمقی،زمان وفاجویی
ه: مجتبی هاشمی
ی: مهدی یراحی، حسین یزدی ،حسن یوسفی اشکوری
#جعفر_پناهی #جشنواره_کن #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍32❤2
Forwarded from گفتوشنود
در روزگاری که ما بیش از هر زمان دیگر نیازمند انسانیت و اخلاقی همدلانه هستیم، پروژهای مثل «ساعت به وقت بهشت» در فومن – با شبیهسازی قبر و جهنم و استفاده از آتش واقعی با استفاده از صداهای وهمانگیز، قبر، پل صراط و موجودات مذهبی – بهخوبی نشان میدهد چگونه ایدههای مذهبی، اگر از ریشههای انسانی و اخلاقیشان جدا شوند، به یک «نمایش ترسناک» تبدیل میشوند: تئاتری که به جای پرورش ایمان به انسانیت و شفقت و مهربانی به همنوع، ترس و فرمانبرداری کور را در دلها میکارد.
این پروژه عملاً بهوضوح یک تصویرسازی از وحشت است: تجربهای شدید و جسمانی، برای شوکدادن مخاطب و در عین حال حذف هرگونه گفتوگوی صادقانه با دل و وجدان آدمی. هدفش چیزی جز ترویج سرسپردگی مطلق و خفهکردن هر صدای پرسشگر نیست – اما در نهایت، آنچه باقی میماند فقط هیجانزدهگی زودگذر و خلأیی عمیقتر است.
از منظر روانشناسی، چنین تجربههای ترسناک، بهویژه برای نوجوانان و ذهنهای جوان، میتواند به حالت های تجزیه ای و گسست، تروما سازی عمیق و کرختی و بی تفاوتی اخلاقی به رنج دیگراندیشان منجر شود. در جامعهای که باید پرسشگری و حساسیت به رنج انسانها را تقویت کند، چنین پروژههایی دقیقاً برعکس عمل میکنند: ایجاد بیتفاوتی و خونسردی در برابر خشونت – خونسردی در برابر بدنهای ساچمهخورده، در برابر تجاوز به معترضی که در خون خود غلتیده، در برابر اشک و زخم و جانهای شکسته، مادری که می گرید و می سوزد و پسرش زیر تیغ اعدام است.
تاریخچهی ما و جهان، پر است از نمونههای مشابه: از اردوگاههای شستشوی مغزی طالبان و داعش گرفته تا نظامهای توتالیتر مثل کره شمالی یا گروه سفاکی چون بوکوحرام. همهی اینها بهخوبی نشان میدهند که وقتی ترس و نمایشهای خشونتبار، جایگزین گفتگو و تربیت فکری میشوند، نتیجه چیزی جز پرورش نسلی مطیع و مسخشده نیست – نه نسلی متفکر و اخلاقمحور.
چنین پروژههایی، با سلاح ترس و آتش، نهتنها به رشد معنوی یا اخلاقی هیچ کمکی نمیکنند، بلکه زمینهساز افراطگرایی و حتی تربیت نیروهای سرکوب آینده خواهند شد. این تجربهها، بهجای پرورش وجدان اخلاقی، آدمی را به ابزاری برای خشونت و سرکوب بدل میکنند – سربازانی که پیش از هرچیز، در ذهن خود، وحشت و فرمانبرداری را تجربه کردهاند.
ایمان و اخلاق، بهجای آتش و دود، در روابط انسانی، در لمس رنج و امید آدمها، در تأملهای صادقانه و در چشمهایی که درد یکدیگر را میبینند، زنده میمانند – نه در آتشهایی که فقط برای سوزاندن روان انسان طراحی شدهاند.
کانال تلگرام دکتر یزدی
https://t.me/DrARYazdi
#ساعت_به_وقت_بهشت
#بهشت #جهنم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
این پروژه عملاً بهوضوح یک تصویرسازی از وحشت است: تجربهای شدید و جسمانی، برای شوکدادن مخاطب و در عین حال حذف هرگونه گفتوگوی صادقانه با دل و وجدان آدمی. هدفش چیزی جز ترویج سرسپردگی مطلق و خفهکردن هر صدای پرسشگر نیست – اما در نهایت، آنچه باقی میماند فقط هیجانزدهگی زودگذر و خلأیی عمیقتر است.
از منظر روانشناسی، چنین تجربههای ترسناک، بهویژه برای نوجوانان و ذهنهای جوان، میتواند به حالت های تجزیه ای و گسست، تروما سازی عمیق و کرختی و بی تفاوتی اخلاقی به رنج دیگراندیشان منجر شود. در جامعهای که باید پرسشگری و حساسیت به رنج انسانها را تقویت کند، چنین پروژههایی دقیقاً برعکس عمل میکنند: ایجاد بیتفاوتی و خونسردی در برابر خشونت – خونسردی در برابر بدنهای ساچمهخورده، در برابر تجاوز به معترضی که در خون خود غلتیده، در برابر اشک و زخم و جانهای شکسته، مادری که می گرید و می سوزد و پسرش زیر تیغ اعدام است.
تاریخچهی ما و جهان، پر است از نمونههای مشابه: از اردوگاههای شستشوی مغزی طالبان و داعش گرفته تا نظامهای توتالیتر مثل کره شمالی یا گروه سفاکی چون بوکوحرام. همهی اینها بهخوبی نشان میدهند که وقتی ترس و نمایشهای خشونتبار، جایگزین گفتگو و تربیت فکری میشوند، نتیجه چیزی جز پرورش نسلی مطیع و مسخشده نیست – نه نسلی متفکر و اخلاقمحور.
چنین پروژههایی، با سلاح ترس و آتش، نهتنها به رشد معنوی یا اخلاقی هیچ کمکی نمیکنند، بلکه زمینهساز افراطگرایی و حتی تربیت نیروهای سرکوب آینده خواهند شد. این تجربهها، بهجای پرورش وجدان اخلاقی، آدمی را به ابزاری برای خشونت و سرکوب بدل میکنند – سربازانی که پیش از هرچیز، در ذهن خود، وحشت و فرمانبرداری را تجربه کردهاند.
ایمان و اخلاق، بهجای آتش و دود، در روابط انسانی، در لمس رنج و امید آدمها، در تأملهای صادقانه و در چشمهایی که درد یکدیگر را میبینند، زنده میمانند – نه در آتشهایی که فقط برای سوزاندن روان انسان طراحی شدهاند.
کانال تلگرام دکتر یزدی
https://t.me/DrARYazdi
#ساعت_به_وقت_بهشت
#بهشت #جهنم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍22❤1👌1
همدلی و حضور خانوادههای دادخواه در مراسم سوم پدر جاویدنام مهران بصیر توانا
خانوادههای دادخواه، درد مشترک دارند و همدیگر را بهتر درک میکنند. همه تحت فشار و آزار حکومت بودهاند و در خانواده شاهد غمی عمیق بودهاند. برای همین در مراسمهای درگذشت هر یک از اعضای خانوادهها، سایر خانوادههای دادخواه انگار که عضوی از خانواده خودشان را از دست داده باشند، حضور پیدا میکنند.
#همدلی #دادخواهی #مهران_بصیر_توانا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
خانوادههای دادخواه، درد مشترک دارند و همدیگر را بهتر درک میکنند. همه تحت فشار و آزار حکومت بودهاند و در خانواده شاهد غمی عمیق بودهاند. برای همین در مراسمهای درگذشت هر یک از اعضای خانوادهها، سایر خانوادههای دادخواه انگار که عضوی از خانواده خودشان را از دست داده باشند، حضور پیدا میکنند.
#همدلی #دادخواهی #مهران_بصیر_توانا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤22🕊6💯2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر باقرینیا، رواندرمانگر و استاد اخراجشده دانشگاه، در این ویدیو میپرسد: آیا یافتههای علم زوجدرمانی با سنت، عرف و تفسیر رسمی مذهب در جامعه ما در تضاد نیست؟
او با اشاره به کتاب «چگونه منصفانه دعوا کنیم؟» از مؤسسه گاتمن میگوید: این رویکرد بر پیشفرض «برابری در رابطه» بنا شده است؛ اینکه دعوا اگر منصفانه باشد، میتواند رابطه را نجات دهد. اما در جامعهای که زن هنوز از نگاه قانون، عرف و دین، انسانی مستقل شمرده نمیشود، آیا چنین مفهومی اساساً موضوعیت دارد؟
وقتی قانون زن را «نصف» انسان میبیند، وقتی در فقه رسمی اعتراض زن به معنی «نشوز» است و میتواند به سلب حقوق او بینجامد، وقتی رابطه از اساس نابرابر تعریف شده، دیگر دعوا، گفتوگوی سالم نیست؛ نبردی ناعادلانه است.
او به لایحه ناکام «تأمین امنیت زنان» اشاره میکند که در مسیر تصویب، با تفسیرهای فقهی چنان مثله شد که در نهایت کنار گذاشته شد. اما مشکل فقط قانون نیست. باقرینیا میگوید ما با فرهنگی روبهرو هستیم که در آن زن خوب، زنی مطیع است. از سعدی تا جلسات مشاوره مذهبی، زن باید بسازد، صبر کند، قانع باشد.
در این شرایط، دعوای منصفانه معنایی ندارد. چون زن هنوز باید «تمکین» کند، حتی اگر نخواهد. او هر روز با زنانی مواجه است که تحصیلکرده و مستقلاند، اما وقتی از رنجشان حرف میزنند، احساس گناه دارند. چون جامعه به آنها آموخته خواستن، یعنی زیادهخواهی.
در پایان، باقرینیا نتیجه میگیرد: تا زمانی که زن در قانون، عرف و تفسیر دینی بهعنوان انسان به رسمیت شناخته نشود، هیچ نسخهای از زوجدرمانی—حتی علمیتریناش—کارآمد نخواهد بود. چون در زمین نابرابر، عدالت فقط یک توهّم است.
#تبعیض_علیه_زنان #روابط_نابرابر #زنان #سنت #زوج_درمانی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او با اشاره به کتاب «چگونه منصفانه دعوا کنیم؟» از مؤسسه گاتمن میگوید: این رویکرد بر پیشفرض «برابری در رابطه» بنا شده است؛ اینکه دعوا اگر منصفانه باشد، میتواند رابطه را نجات دهد. اما در جامعهای که زن هنوز از نگاه قانون، عرف و دین، انسانی مستقل شمرده نمیشود، آیا چنین مفهومی اساساً موضوعیت دارد؟
وقتی قانون زن را «نصف» انسان میبیند، وقتی در فقه رسمی اعتراض زن به معنی «نشوز» است و میتواند به سلب حقوق او بینجامد، وقتی رابطه از اساس نابرابر تعریف شده، دیگر دعوا، گفتوگوی سالم نیست؛ نبردی ناعادلانه است.
او به لایحه ناکام «تأمین امنیت زنان» اشاره میکند که در مسیر تصویب، با تفسیرهای فقهی چنان مثله شد که در نهایت کنار گذاشته شد. اما مشکل فقط قانون نیست. باقرینیا میگوید ما با فرهنگی روبهرو هستیم که در آن زن خوب، زنی مطیع است. از سعدی تا جلسات مشاوره مذهبی، زن باید بسازد، صبر کند، قانع باشد.
در این شرایط، دعوای منصفانه معنایی ندارد. چون زن هنوز باید «تمکین» کند، حتی اگر نخواهد. او هر روز با زنانی مواجه است که تحصیلکرده و مستقلاند، اما وقتی از رنجشان حرف میزنند، احساس گناه دارند. چون جامعه به آنها آموخته خواستن، یعنی زیادهخواهی.
در پایان، باقرینیا نتیجه میگیرد: تا زمانی که زن در قانون، عرف و تفسیر دینی بهعنوان انسان به رسمیت شناخته نشود، هیچ نسخهای از زوجدرمانی—حتی علمیتریناش—کارآمد نخواهد بود. چون در زمین نابرابر، عدالت فقط یک توهّم است.
#تبعیض_علیه_زنان #روابط_نابرابر #زنان #سنت #زوج_درمانی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍26
Forwarded from گفتوشنود
ژینوس فروتن در صفحه کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
پیشتر بارها نسبت به وضعیت وخیم جسمی عطاءالله ظفر، زندانی بهائی ۸۲ساله هشدار داده شده بود. امروز مهدی محمودیان، زندانی سیاسی، اعلام کرد که او به دلیل بیتوجهیهای مکرر پزشکی در زندان دچار سکتهٔ قلبی شده است:
«عطاءالله ظفر، شهروند بهائی وزندانى ٨٢ ساله، روز گذشته پس از چند نوبت مراجعه بىپاسخ به بهدارى زندان اوين، دجار سكته قلبى شد و به بيمارستان منتقل شد. اين حادثه در حالى رخ داد كه بارها وضعيت جسمى وخيم او از سوى وكيل، همبندها و حتى پزشکان به مسئولان قضايى گزارش شده بود, اما هیچ اقدام مؤثرى براى
درمان يا توقف اجراى حكم انجام نشد.
ظفر كه در مرحله اول بازداشت, به دليل كهولت سن و بيمارى قلبى، با تایید پزشكى قانونى مشمول قرار عدم تحمل كيفر شده و از زندان آزاد شده بود، پس از مدت كوتاهى با فشار نهادهاى امنيتى مجدداً محاكمه و به زندان بازگردانده شد. در حكمى عجيب و با وجود افزايش سن و وخامت بيمارى، پزشکی قانونى اين بار با فشار وزارت اطلاعات اعلام كرد كه وى «قادر به تحمل كيفر» است.
حتى در همين پروندهٔ جديد، اجراى حكم او براى شش ماه به دستور پزشکی قانونى متوقف شد, اما دوباره تحت فشار نهادهاى امنيتى و به دليل عدم استقلال قوه قضاييه و بله قربانگویی سيستم قضايى در برابر نهادهاى امنيتى، او را به زندان بازگرداندند؛ بازگشتی که اكنون جان او را به خطر انداخته است.
در ماههاى اخير، بارها زندانيان مختلف در مراجعه به بهدارى اوين، وضعيت خطرناك ظفر را گزارش كرده بودند. وكيل او نيز چندین نوبت هشدارهاى رسمى و مكتوب دربارهٔ وخامت حال او به مراجع قضايى داده بود. در دو روز منتهى به سكته قلبى، عطاالله ظفر چند بار به بهدارى مراجعه كرد، اما هر بار با پاسخ «چیزی نيست» به بند بازگردانده شد.
اكنون كه اين زندانى سالخورده و بيمار، با سكته قلبى و در شرايطى بحرانى در بيمارستان بسترى است، بايد پرسيد: وقتى كسى با اين سن و وضعيت جسمى را صرفاً براى فشار سياسى و امنيتى، به زندان باز میگردانند و در برابر هشدارهاى مكرر نسبت به خطر جانى او سكوت مىكنند، آيا اين چیزی جز قتل است؟ قتلى با زجر، كه در برابر چشم همه و با مسئوليت مستقيم نهادهاى امنيتى، قضايى و پزشکی صورت میگیرد.»
#داستان_ما_یکیست #رواداری #بهائیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پیشتر بارها نسبت به وضعیت وخیم جسمی عطاءالله ظفر، زندانی بهائی ۸۲ساله هشدار داده شده بود. امروز مهدی محمودیان، زندانی سیاسی، اعلام کرد که او به دلیل بیتوجهیهای مکرر پزشکی در زندان دچار سکتهٔ قلبی شده است:
«عطاءالله ظفر، شهروند بهائی وزندانى ٨٢ ساله، روز گذشته پس از چند نوبت مراجعه بىپاسخ به بهدارى زندان اوين، دجار سكته قلبى شد و به بيمارستان منتقل شد. اين حادثه در حالى رخ داد كه بارها وضعيت جسمى وخيم او از سوى وكيل، همبندها و حتى پزشکان به مسئولان قضايى گزارش شده بود, اما هیچ اقدام مؤثرى براى
درمان يا توقف اجراى حكم انجام نشد.
ظفر كه در مرحله اول بازداشت, به دليل كهولت سن و بيمارى قلبى، با تایید پزشكى قانونى مشمول قرار عدم تحمل كيفر شده و از زندان آزاد شده بود، پس از مدت كوتاهى با فشار نهادهاى امنيتى مجدداً محاكمه و به زندان بازگردانده شد. در حكمى عجيب و با وجود افزايش سن و وخامت بيمارى، پزشکی قانونى اين بار با فشار وزارت اطلاعات اعلام كرد كه وى «قادر به تحمل كيفر» است.
حتى در همين پروندهٔ جديد، اجراى حكم او براى شش ماه به دستور پزشکی قانونى متوقف شد, اما دوباره تحت فشار نهادهاى امنيتى و به دليل عدم استقلال قوه قضاييه و بله قربانگویی سيستم قضايى در برابر نهادهاى امنيتى، او را به زندان بازگرداندند؛ بازگشتی که اكنون جان او را به خطر انداخته است.
در ماههاى اخير، بارها زندانيان مختلف در مراجعه به بهدارى اوين، وضعيت خطرناك ظفر را گزارش كرده بودند. وكيل او نيز چندین نوبت هشدارهاى رسمى و مكتوب دربارهٔ وخامت حال او به مراجع قضايى داده بود. در دو روز منتهى به سكته قلبى، عطاالله ظفر چند بار به بهدارى مراجعه كرد، اما هر بار با پاسخ «چیزی نيست» به بند بازگردانده شد.
اكنون كه اين زندانى سالخورده و بيمار، با سكته قلبى و در شرايطى بحرانى در بيمارستان بسترى است، بايد پرسيد: وقتى كسى با اين سن و وضعيت جسمى را صرفاً براى فشار سياسى و امنيتى، به زندان باز میگردانند و در برابر هشدارهاى مكرر نسبت به خطر جانى او سكوت مىكنند، آيا اين چیزی جز قتل است؟ قتلى با زجر، كه در برابر چشم همه و با مسئوليت مستقيم نهادهاى امنيتى، قضايى و پزشکی صورت میگیرد.»
#داستان_ما_یکیست #رواداری #بهائیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔27👍1
محمود بهشتی لنگرودی، معلم و فعال صنفی که بارها بازداشت و زندانی شده است، تصویری از حضور جعفر پناهی در تولدش در زمان کوتاه مرخصی از زندان منتشر کرده و درباره آقای پناهی متن زیر را منتشر کرده است:
«جعفر پناهی؛ هنرمندی از دل مردم، برای مردم
این عکس، فقط یک قاب ساده از یک دیدار نیست. برای من، لحظهایست از نفس کشیدن در کنار مردی که سالهاست نفسهای مردم این سرزمین را با دوربینش ثبت کرده؛ بیهیاهو، بیادعا، اما با دلی پر از درد و امید. جعفر پناهی، هنرمندیست که دوربین را نه برای شهرت، که برای گفتن حقیقت به دست گرفته. برای ثبت لبخندهای خاموش، اشکهای پنهان، و فریادهای بیصدا. در روزگار ما، صداقت بهای سنگینی دارد. اما او ایستاده، با تمام قلبش، با تمام جانش، با تمام آنچه هنوز از انسانیت باقیست. عکس مربوط به زمانیست که در مرخصی زندان بودم . در حین بریدن کیک تولد کنارم ایستاد. حس کردم هنوز میشود به روشنی دل بست. هنوز کسانی هستند که اگرچه زیر فشارند، اما خنیاگران روشناییاند. پناهی یکی از آنهاست که از دل مردم آمده، برای مردم مانده، و بهخاطر مردم میسازد، حتی اگر هیچ پردهای برای نمایش نمانده باشد. جعفر پناهی، برای من فقط یک فیلمساز نیست؛ صداییست که در خاموشیها شنیده میشود، نوریست که از روزنههای بسته عبور میکند. و من، مفتخرم که روزی، در میان لحظاتی کوتاه اما ناب، در کنارش ایستادهام.»
mahmood.beheshti.l
ـ چند سینماگر را میشناسید که به دیدار زندانیان سیاسی و خانوادههای دادخواه رفته باشد؟
#محمود_بهشتی_لنگرودی #جعفر_پناهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«جعفر پناهی؛ هنرمندی از دل مردم، برای مردم
این عکس، فقط یک قاب ساده از یک دیدار نیست. برای من، لحظهایست از نفس کشیدن در کنار مردی که سالهاست نفسهای مردم این سرزمین را با دوربینش ثبت کرده؛ بیهیاهو، بیادعا، اما با دلی پر از درد و امید. جعفر پناهی، هنرمندیست که دوربین را نه برای شهرت، که برای گفتن حقیقت به دست گرفته. برای ثبت لبخندهای خاموش، اشکهای پنهان، و فریادهای بیصدا. در روزگار ما، صداقت بهای سنگینی دارد. اما او ایستاده، با تمام قلبش، با تمام جانش، با تمام آنچه هنوز از انسانیت باقیست. عکس مربوط به زمانیست که در مرخصی زندان بودم . در حین بریدن کیک تولد کنارم ایستاد. حس کردم هنوز میشود به روشنی دل بست. هنوز کسانی هستند که اگرچه زیر فشارند، اما خنیاگران روشناییاند. پناهی یکی از آنهاست که از دل مردم آمده، برای مردم مانده، و بهخاطر مردم میسازد، حتی اگر هیچ پردهای برای نمایش نمانده باشد. جعفر پناهی، برای من فقط یک فیلمساز نیست؛ صداییست که در خاموشیها شنیده میشود، نوریست که از روزنههای بسته عبور میکند. و من، مفتخرم که روزی، در میان لحظاتی کوتاه اما ناب، در کنارش ایستادهام.»
mahmood.beheshti.l
ـ چند سینماگر را میشناسید که به دیدار زندانیان سیاسی و خانوادههای دادخواه رفته باشد؟
#محمود_بهشتی_لنگرودی #جعفر_پناهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍29❤7👌1
اعتصاب کامیونداران
«کامیوندارا که بایستن، همه چی میایسته؛ بنزین، غذا، مصالح، حتی نفس اقتصاد!
اعتصابشون یعنی شکستن ستونهای حکومت از پایه.
این شروعه؛ با حمایت از اونا میتونیم بقیه مشاغل رو هم همراه کنیم.
تنهایشون نذاریم، این جاده به آزادی میرسه.»
طرح و متن از محمد یاوری
#اعتصابات_سراسری #اعتصاب_کامیونداران #نه_به_جمهورى_اسلامى #هنر_اعتراض #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«کامیوندارا که بایستن، همه چی میایسته؛ بنزین، غذا، مصالح، حتی نفس اقتصاد!
اعتصابشون یعنی شکستن ستونهای حکومت از پایه.
این شروعه؛ با حمایت از اونا میتونیم بقیه مشاغل رو هم همراه کنیم.
تنهایشون نذاریم، این جاده به آزادی میرسه.»
طرح و متن از محمد یاوری
#اعتصابات_سراسری #اعتصاب_کامیونداران #نه_به_جمهورى_اسلامى #هنر_اعتراض #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍44❤7🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جعفر پناهی، برنده جایزه نخل طلایی فستیوال فیلم کن، دقایقی پیش با استقبال مردمی که شعار «زن، زندگی، آزادی» میدادند، وارد ایران شد.
جعفر پناهی، کارگردان سرشناس ایرانی، پس از دریافت نخل طلای جشنواره فیلم کن برای فیلم «یک تصادف ساده»، با تاکید بر ضرورت کنار گذاشتن اختلافها در این برهه برای ایران گفت: از تمام ایرانیان با هر عقیده و مرام، چه در داخل و چه در خارج از کشور، که برای آزادی، کرامت انسانی و دموکراسی تلاش میکنند، خواهش میکنم اختلافات را کنار بگذارید. مهم کشور ما و یکپارچگی است.
پناهی با آرزوی آزادی ایران افزود: به امید اینکه به روزی برسیم کسی به ما نگوید چه بکن و چه نکن، چه بپوش و چه نپوش، و اینکه چه چیزی بسازیم و چه نسازیم.
#جعفر_پناهی #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جشنواره_کن #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
جعفر پناهی، کارگردان سرشناس ایرانی، پس از دریافت نخل طلای جشنواره فیلم کن برای فیلم «یک تصادف ساده»، با تاکید بر ضرورت کنار گذاشتن اختلافها در این برهه برای ایران گفت: از تمام ایرانیان با هر عقیده و مرام، چه در داخل و چه در خارج از کشور، که برای آزادی، کرامت انسانی و دموکراسی تلاش میکنند، خواهش میکنم اختلافات را کنار بگذارید. مهم کشور ما و یکپارچگی است.
پناهی با آرزوی آزادی ایران افزود: به امید اینکه به روزی برسیم کسی به ما نگوید چه بکن و چه نکن، چه بپوش و چه نپوش، و اینکه چه چیزی بسازیم و چه نسازیم.
#جعفر_پناهی #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جشنواره_کن #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤69👍17🕊3
روایتی از مهدی حسنی: شوخطبعی در سایه مرگ
✍️ کامبیز نوروززاده، زندانی سیاسی سابق
در گوشهای از زندان قزل حصار، جایی که دیوارها قصههای بیپایان از درد و مقاومت را در خود حک کردهاند، مردی با سه فرزند و چهرهای آرام اما مصمم، زیر سایه سنگین حکم اعدام زندگی میکند. نامش مهدی حسنی است؛ زندانی سیاسی ۴۸ سالهای که حتی در تاریکترین لحظات، شوخطبعیاش چون فانوسی روشنایی میبخشد.
سلول انفرادی و نبرد با سکوت :
مهدی ماهها در سلول انفرادی بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰ زندان اوین، برای اخذ اعتراف اجباری محبوس بود؛ جایی که نه امکان تماس با خانواده را داشت و نه حق برخورداری از وکیل. او در زیر شدیدترین فشارهای جسمی و روانی، همراه با تهدید خانوادهاش، ناچار به «اعتراف» شد.
شدت شکنجهها بهحدی بود که گردن و زانوی او دچار آسیبهای جدی شد. در همان سلول یازده متری، گاه تا هفت زندانی دیگر را نیز جای میدادند؛ جایی که «خوابیدن» به رویایی دور از دسترس تبدیل شده بود.
شب آتشسوزی؛ آزمونی برای روحیه :
شب آتشسوزی اوین و در بند ۲۰۹، همهی ما در هراس فرو رفته بودیم. دود غلیظ راه نفسمان را بند آورده بود. نگرانی از وضعیت جسمی «آقای اسدالله هادی»، زندانی هفتادساله و بیمار، که همچنان در زندان قزلحصار محبوس است، بر اضطرابها افزوده بود. اما مهدی، با همان طنز همیشگیاش، فریاد زد: «دیدن سردمون شده، آتیش زدن شاید گرمتر بشیم!»
همین شوخطبعی، برای ما که هیچ اطلاعی از آنچه در زندان میگذشت نداشتیم، لحظهای اضطراب ما را به خنده بدل کرد. او حتی در وحشتناکترین شرایط، امید را زنده نگه میداشت، گویی مرگ برایش بیمعنا بود.
نامه های ناتمام به سه فرزند:
مهدی همیشه از فرزندانش میگفت: «پسر کوچکم میپرسد، بابا کی برمیگردی؟ میگویم وقتی ستارهها از آسمان به پایین بیایند…».
نامههایش به خانواده، همواره آمیخته با شعر و طنز بود، اما هرگز به دستشان نرسید. مقامات زندان حتی تماس تلفنیاش را هم قطع کرده بودند.
ولی مگر میشود صدای مهدی را خاموش کرد؟
دادگاهی بدون عدالت :
حکم اعدام مهدی در شهریور ۱۴۰۳، توسط قاضی «ایمان افشاری» در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب صادر شد، با اتهاماتی همچون «بغی و محاربه»، بیهیچ مدرک قابل استنادی.
او سهبار درخواست اعادهی دادرسی داد، اما دیوان عالی کشور هر بار، حتی بدون مطالعهی پرونده، آن را رد کرد.
وکیلش، «امین عادل» میگوید: «حتی حق مطالعهی پرونده را هم به ما ندادند.»
انتقال به قزلحصار: پایانی نزدیک؟
در بهمن ۱۴۰۳، مهدی و همبندش، بهروز احسانی، به بهانهی «درمان» به زندان قزلحصار، مکانی که اجرای احکام اعدام در آن صورت میگیرد، منتقل شدند.
از همان روز اول، همراه با همسرش به قزلحصار رفتیم، چرا که هر لحظه ممکن بود حکم اجرا شود. با پیگیریهای مداوم و تلاشهای وکیلش، درخواست اعاده دادرسی ثبت شد و در نهایت، مهدی و آقای احسانی را به بند زندانیان سیاسی منتقل کردند؛ هرچند این همان اعادهای بود که کمی بعدتر بدون مطالعه توسط قضات دیوان رد شد.
با این حال، او هنوز در بند ۴ زندان قزلحصار محبوس است.
پاسخ جهانی،فریادی که شنیده نشد:
سازمان عفو بینالملل و ۲۲۲ کارشناس حقوق بشری، نامههایی خطاب به سازمان ملل فرستادند و خواستار توقف اجرای حکم اعدام شدند. «اما کو گوش شنوا؟»
جمهوری اسلامی بیتوجه به این درخواستهای بین المللی، صرفا بر تأیید حکم اصرار ورزید، پروندهای که از ابتدا و پر از ایراد و خالی از هرگونه ادلهی متقن بود را بی هیچ تغییری در روند بررسی با همان حکم اعدام پیش می برد.
و اما در پایان…
«مهدی حسنی»، امروز هنوز زنده است…
شاید به لطف فشارهای جهانی، همبستگی هموطنان آزادیخواه و رسانههایی که صدایش را بازتاب دادند.
در پیوست همین روایت برای چندمین بار، بی هیچ لکنتی و با صدای بلند میگویم:
حتی یک ساعت زندان برای مهدی حسنی ظلم است،چه برسد به این حکم ناعادلانه ی اعدام که حتی نمیخواهم و نمیتوانم به آن فکر کنم.
#نه_به_اعدام
#مهدی_حسنی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️ کامبیز نوروززاده، زندانی سیاسی سابق
در گوشهای از زندان قزل حصار، جایی که دیوارها قصههای بیپایان از درد و مقاومت را در خود حک کردهاند، مردی با سه فرزند و چهرهای آرام اما مصمم، زیر سایه سنگین حکم اعدام زندگی میکند. نامش مهدی حسنی است؛ زندانی سیاسی ۴۸ سالهای که حتی در تاریکترین لحظات، شوخطبعیاش چون فانوسی روشنایی میبخشد.
سلول انفرادی و نبرد با سکوت :
مهدی ماهها در سلول انفرادی بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰ زندان اوین، برای اخذ اعتراف اجباری محبوس بود؛ جایی که نه امکان تماس با خانواده را داشت و نه حق برخورداری از وکیل. او در زیر شدیدترین فشارهای جسمی و روانی، همراه با تهدید خانوادهاش، ناچار به «اعتراف» شد.
شدت شکنجهها بهحدی بود که گردن و زانوی او دچار آسیبهای جدی شد. در همان سلول یازده متری، گاه تا هفت زندانی دیگر را نیز جای میدادند؛ جایی که «خوابیدن» به رویایی دور از دسترس تبدیل شده بود.
شب آتشسوزی؛ آزمونی برای روحیه :
شب آتشسوزی اوین و در بند ۲۰۹، همهی ما در هراس فرو رفته بودیم. دود غلیظ راه نفسمان را بند آورده بود. نگرانی از وضعیت جسمی «آقای اسدالله هادی»، زندانی هفتادساله و بیمار، که همچنان در زندان قزلحصار محبوس است، بر اضطرابها افزوده بود. اما مهدی، با همان طنز همیشگیاش، فریاد زد: «دیدن سردمون شده، آتیش زدن شاید گرمتر بشیم!»
همین شوخطبعی، برای ما که هیچ اطلاعی از آنچه در زندان میگذشت نداشتیم، لحظهای اضطراب ما را به خنده بدل کرد. او حتی در وحشتناکترین شرایط، امید را زنده نگه میداشت، گویی مرگ برایش بیمعنا بود.
نامه های ناتمام به سه فرزند:
مهدی همیشه از فرزندانش میگفت: «پسر کوچکم میپرسد، بابا کی برمیگردی؟ میگویم وقتی ستارهها از آسمان به پایین بیایند…».
نامههایش به خانواده، همواره آمیخته با شعر و طنز بود، اما هرگز به دستشان نرسید. مقامات زندان حتی تماس تلفنیاش را هم قطع کرده بودند.
ولی مگر میشود صدای مهدی را خاموش کرد؟
دادگاهی بدون عدالت :
حکم اعدام مهدی در شهریور ۱۴۰۳، توسط قاضی «ایمان افشاری» در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب صادر شد، با اتهاماتی همچون «بغی و محاربه»، بیهیچ مدرک قابل استنادی.
او سهبار درخواست اعادهی دادرسی داد، اما دیوان عالی کشور هر بار، حتی بدون مطالعهی پرونده، آن را رد کرد.
وکیلش، «امین عادل» میگوید: «حتی حق مطالعهی پرونده را هم به ما ندادند.»
انتقال به قزلحصار: پایانی نزدیک؟
در بهمن ۱۴۰۳، مهدی و همبندش، بهروز احسانی، به بهانهی «درمان» به زندان قزلحصار، مکانی که اجرای احکام اعدام در آن صورت میگیرد، منتقل شدند.
از همان روز اول، همراه با همسرش به قزلحصار رفتیم، چرا که هر لحظه ممکن بود حکم اجرا شود. با پیگیریهای مداوم و تلاشهای وکیلش، درخواست اعاده دادرسی ثبت شد و در نهایت، مهدی و آقای احسانی را به بند زندانیان سیاسی منتقل کردند؛ هرچند این همان اعادهای بود که کمی بعدتر بدون مطالعه توسط قضات دیوان رد شد.
با این حال، او هنوز در بند ۴ زندان قزلحصار محبوس است.
پاسخ جهانی،فریادی که شنیده نشد:
سازمان عفو بینالملل و ۲۲۲ کارشناس حقوق بشری، نامههایی خطاب به سازمان ملل فرستادند و خواستار توقف اجرای حکم اعدام شدند. «اما کو گوش شنوا؟»
جمهوری اسلامی بیتوجه به این درخواستهای بین المللی، صرفا بر تأیید حکم اصرار ورزید، پروندهای که از ابتدا و پر از ایراد و خالی از هرگونه ادلهی متقن بود را بی هیچ تغییری در روند بررسی با همان حکم اعدام پیش می برد.
و اما در پایان…
«مهدی حسنی»، امروز هنوز زنده است…
شاید به لطف فشارهای جهانی، همبستگی هموطنان آزادیخواه و رسانههایی که صدایش را بازتاب دادند.
در پیوست همین روایت برای چندمین بار، بی هیچ لکنتی و با صدای بلند میگویم:
حتی یک ساعت زندان برای مهدی حسنی ظلم است،چه برسد به این حکم ناعادلانه ی اعدام که حتی نمیخواهم و نمیتوانم به آن فکر کنم.
#نه_به_اعدام
#مهدی_حسنی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔24👍6🕊3
پروندهسازی جدید و احضار دکتر حسن باقرینیا به دادسرا
طبق احضاریهای که روز گذشته به آقای دکتر باقرینیا ابلاغ شده، ایشان باید ظرف پنج روز بابت دفاع از اتهام انتسابی به شعبه ۹۲۱ دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۹ مشهد مراجعه کنند.
اتهام منتسب شده به ایشان «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» قید شده است.
این در حالی است که آقای باقرینیا برای روز ۱۲ خرداد ماه هم وقت رسیدگی به اتهامات دارند که یکی از اتهامات آن دادگاه نیز همین اتهام «تبلیغ علیه نظام» است!
سایر اتهامات نوشته شده در احضاریه جلسه دادگاه ایشان برای ۱۲ خرداد ماه به شرح زیر هستند:
«"اهانت به مقدسات اسلام" و "نشر اکاذیب تشويش اذهان عمومی از طریق نشر اکاذیب" و "اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم برضد امنیت داخلي / خارجي کشور" و "تشکیل دسته یا جمعیت با هدف برهم زدن امنیت کشور" و "عضویت در جمعیت های معارض کشور" و تحريك موثر نیروهای رزمنده با اشخاصی که در خدمت نیروهای مسلح هستند به عصیان قرار تسلیم یا عدم اجرای وظایف نظامی" و "اهانت به مقام معظم رهبری" و "اغوا يا تحريك مردم به جنگ و کشتار با یکدیگر به قصد برهم زدن امنیت کشور"، "تحريك افراد به اعمال خشونت آمیز در بستر فضای مجازی"»
پیشتر البته برای اکثر این اتهامات حکم صادر شده است و دکتر باقرینیا در مجموع به ده سال و نه ماه حبس محکوم شد، که طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، حکم اشد، یعنی ۶ سال قابل اجرا لست، از این شش سال، پنج سالش به مدت پنج سال به حالت تعلیق درآمده و در صورت تشخیص حکومت مبنی بر انجام مجدد «جرم» آن هم اجرا خواهد شد.
همچنین دکتر باقرینیا به عنوان مجازات تکمیلی به مدت ۲ سال از تدریس در دانشگاهها و مؤسسات آموزشی منع و ۲ سال ممنوعالخروج شد.
حالا باید دید که نتیجه پروندهسازی جدید و رای دادگاه تجدید نظر چه خواهد بود.
#حسن_باقری_نیا #دانشگاه #سرکوب_استادان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
طبق احضاریهای که روز گذشته به آقای دکتر باقرینیا ابلاغ شده، ایشان باید ظرف پنج روز بابت دفاع از اتهام انتسابی به شعبه ۹۲۱ دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۹ مشهد مراجعه کنند.
اتهام منتسب شده به ایشان «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» قید شده است.
این در حالی است که آقای باقرینیا برای روز ۱۲ خرداد ماه هم وقت رسیدگی به اتهامات دارند که یکی از اتهامات آن دادگاه نیز همین اتهام «تبلیغ علیه نظام» است!
سایر اتهامات نوشته شده در احضاریه جلسه دادگاه ایشان برای ۱۲ خرداد ماه به شرح زیر هستند:
«"اهانت به مقدسات اسلام" و "نشر اکاذیب تشويش اذهان عمومی از طریق نشر اکاذیب" و "اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم برضد امنیت داخلي / خارجي کشور" و "تشکیل دسته یا جمعیت با هدف برهم زدن امنیت کشور" و "عضویت در جمعیت های معارض کشور" و تحريك موثر نیروهای رزمنده با اشخاصی که در خدمت نیروهای مسلح هستند به عصیان قرار تسلیم یا عدم اجرای وظایف نظامی" و "اهانت به مقام معظم رهبری" و "اغوا يا تحريك مردم به جنگ و کشتار با یکدیگر به قصد برهم زدن امنیت کشور"، "تحريك افراد به اعمال خشونت آمیز در بستر فضای مجازی"»
پیشتر البته برای اکثر این اتهامات حکم صادر شده است و دکتر باقرینیا در مجموع به ده سال و نه ماه حبس محکوم شد، که طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، حکم اشد، یعنی ۶ سال قابل اجرا لست، از این شش سال، پنج سالش به مدت پنج سال به حالت تعلیق درآمده و در صورت تشخیص حکومت مبنی بر انجام مجدد «جرم» آن هم اجرا خواهد شد.
همچنین دکتر باقرینیا به عنوان مجازات تکمیلی به مدت ۲ سال از تدریس در دانشگاهها و مؤسسات آموزشی منع و ۲ سال ممنوعالخروج شد.
حالا باید دید که نتیجه پروندهسازی جدید و رای دادگاه تجدید نظر چه خواهد بود.
#حسن_باقری_نیا #دانشگاه #سرکوب_استادان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔15🕊3❤2👍2
Forwarded from گفتوشنود
ژینوس فروتن- در پی افزایش فشارها بر جامعۀ بهائیان در ایران، شماری از کسبۀ بهائی در شیراز در اردیبهشتماه ۱۴۰۴ با احضار، بازجویی و تشکیل پروندۀ قضایی مواجه شده و این روند کماکان ادامه دارد.
طبق اطلاع یک منبع آگاه، طی هفتههای اخیر، افرادی که خود را نمایندۀ ادارۀ اماکن معرفی کردهاند، با مراجعه به واحدهای صنفی متعلق به شهروندان بهائی در شیراز، آنان را دربارۀ اعتقادات دینیشان مورد پرسش قرار دادهاند. این روند که در سالهای اخیر نیز سابقه داشته، امسال با شدت بیشتری دنبال شده است.
بیقانونی آشکار زمانی اتفاق افتاد که روز یکشنبه ۲۸ اردیبهشتماه، تماسهایی از سوی ادارۀ اماکن با تعدادی از کسبۀ بهائی برقرار شد و از آنان خواسته شد که در ساعتی مشخص در محل این اداره حاضر شوند. در این مراجعه، این شهروندان با اتهام «تبلیغ فرقه ضالۀ بهائیت» روبهرو و مورد بازجویی قرار گرفتند، اتهامی که دستگاه قضایی آن را مصداق «تبلیغ علیه نظام» قلمداد میکند.
دلیل این اتهام، تعطیلی مغازهها در یکی از اعیاد مذهبی بهائیان عنوان شده است. مأموران اعلام کردهاند که این اقدام به منزلۀ تبلیغ باورهای دینی و مصداق جرم تلقی میشود.
در ادامهٔ این پروندهسازی غیر قانونی، این شهروندان سپس به شعبۀ ۱۰ دادیاری دادسرای انقلاب شیراز احضار شدهاند. در این روند، برای آزادی موقت آنان تا زمان تشکیل دادگاه، وثیقهای به مبلغ ۴۰۰ میلیون تومان تعیین شده و دفاعیۀ آخر نیز از ایشان اخذ شده است.
این منبع مطلع همچنین افزود که طی روزهای گذشته برای حدود ۲۰ تن از شهروندان بهائی در شیراز به این شیوه پروندۀ قضایی تشکیل شده است. به گفتۀ بازپرس، در مجموع نام حدود ۴۰۰ نفر در فهرستی قرار دارد که تاکنون احضار شدهاند یا قرار است در آینده احضار شوند. این در حالی است که مطابق قوانین جاری، تعطیلی واحد صنفی تا ۱۵ روز بدون نیاز به مجوز از مراجع خاص کاملا مجاز است و تعطیل نمودن بیش از آن نیز با اطلاعرسانی به صنف مربوطه، قانونی است و این در حالی است که کل ایام تعطیلی دینی بهائیان در طول سال ۹ روز میباشد.
اقدامات صورتگرفته علیه شهروندان بهائی در شیراز در حالی است که کشور با بحرانهای اقتصادی گستردهای مواجه است و برخوردهای امنیتی با کسبۀ بهائی فشار مضاعفی بر این شهروندان وارد کرده است. این برخوردها بخشی از سیاستهای تبعیضآمیز و سازمانیافتهای است که طی سالیان گذشته علیه اقلیتهای دینی، بهویژه بهائیان، اعمال شده است.
#داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #رواداری #آزادی_ادیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ژینوس فروتن- در پی افزایش فشارها بر جامعۀ بهائیان در ایران، شماری از کسبۀ بهائی در شیراز در اردیبهشتماه ۱۴۰۴ با احضار، بازجویی و تشکیل پروندۀ قضایی مواجه شده و این روند کماکان ادامه دارد.
طبق اطلاع یک منبع آگاه، طی هفتههای اخیر، افرادی که خود را نمایندۀ ادارۀ اماکن معرفی کردهاند، با مراجعه به واحدهای صنفی متعلق به شهروندان بهائی در شیراز، آنان را دربارۀ اعتقادات دینیشان مورد پرسش قرار دادهاند. این روند که در سالهای اخیر نیز سابقه داشته، امسال با شدت بیشتری دنبال شده است.
بیقانونی آشکار زمانی اتفاق افتاد که روز یکشنبه ۲۸ اردیبهشتماه، تماسهایی از سوی ادارۀ اماکن با تعدادی از کسبۀ بهائی برقرار شد و از آنان خواسته شد که در ساعتی مشخص در محل این اداره حاضر شوند. در این مراجعه، این شهروندان با اتهام «تبلیغ فرقه ضالۀ بهائیت» روبهرو و مورد بازجویی قرار گرفتند، اتهامی که دستگاه قضایی آن را مصداق «تبلیغ علیه نظام» قلمداد میکند.
دلیل این اتهام، تعطیلی مغازهها در یکی از اعیاد مذهبی بهائیان عنوان شده است. مأموران اعلام کردهاند که این اقدام به منزلۀ تبلیغ باورهای دینی و مصداق جرم تلقی میشود.
در ادامهٔ این پروندهسازی غیر قانونی، این شهروندان سپس به شعبۀ ۱۰ دادیاری دادسرای انقلاب شیراز احضار شدهاند. در این روند، برای آزادی موقت آنان تا زمان تشکیل دادگاه، وثیقهای به مبلغ ۴۰۰ میلیون تومان تعیین شده و دفاعیۀ آخر نیز از ایشان اخذ شده است.
این منبع مطلع همچنین افزود که طی روزهای گذشته برای حدود ۲۰ تن از شهروندان بهائی در شیراز به این شیوه پروندۀ قضایی تشکیل شده است. به گفتۀ بازپرس، در مجموع نام حدود ۴۰۰ نفر در فهرستی قرار دارد که تاکنون احضار شدهاند یا قرار است در آینده احضار شوند. این در حالی است که مطابق قوانین جاری، تعطیلی واحد صنفی تا ۱۵ روز بدون نیاز به مجوز از مراجع خاص کاملا مجاز است و تعطیل نمودن بیش از آن نیز با اطلاعرسانی به صنف مربوطه، قانونی است و این در حالی است که کل ایام تعطیلی دینی بهائیان در طول سال ۹ روز میباشد.
اقدامات صورتگرفته علیه شهروندان بهائی در شیراز در حالی است که کشور با بحرانهای اقتصادی گستردهای مواجه است و برخوردهای امنیتی با کسبۀ بهائی فشار مضاعفی بر این شهروندان وارد کرده است. این برخوردها بخشی از سیاستهای تبعیضآمیز و سازمانیافتهای است که طی سالیان گذشته علیه اقلیتهای دینی، بهویژه بهائیان، اعمال شده است.
#داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #رواداری #آزادی_ادیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍8💔8
لحظهای جعفر پناهی ما را به اصل خودمان برگرداند
هنر به مثابه مقاومت و سینما به مثابه اعتراض
✍️مریم ابراهیموند، کارگردان و زندانی سیاسی سابق
وقتی جعفر پناهی با «نخل طلا» گفت: به خانه برمیگردیم، من فقط یک لحظه، طعم آزادی را زیر زبانم مزهمزه کردم. طعمی نه در واقعیت، بلکه از زبانی زیر زبانی حس شد. نه آزادیای که بشود به آن دست یافت، بلکه در اشاراتی که زبان نمیگوید اما دل میفهمد. در ایران، آزادی را نه میگذارند ببینی، نه اجازه میدهند بچشی.
تنها گاهگاهی، در صدای فیلمی توقیفشده چیزی شبیه آزادی را حس میکنی.
نخل طلای جعفر پناهی، فقط یک جایزه نبود. این نخل، صدای خفهشدهی میلیونها انسانی بود که در دل سانسور، هنوز خواب بازگشت به خانه را میبینند. برای من، بهعنوان یک هنرمند تبعیدشده و سرکوبشده از ایران، لحظهای جعفر پناهی، ما را به اصل خودمان برگرداند،به هنر بهمثابه مقاومت، به سینما بهمثابه اعتراض.
در سرزمینی که حقیقت را شلاق میزنند، و تصویر را سانسور میکنند، جعفر پناهی یادمان داد هنر همیشه زنده است. حتی وقتی وطن، زنده نیست. و چه زیباست اگر پایان این مسیر، بازگشت به خانه باشد.
مریم ابراهیم وند هنرمند تبعیدی
#جعفر_پناهی #سینما #ایران #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
هنر به مثابه مقاومت و سینما به مثابه اعتراض
✍️مریم ابراهیموند، کارگردان و زندانی سیاسی سابق
وقتی جعفر پناهی با «نخل طلا» گفت: به خانه برمیگردیم، من فقط یک لحظه، طعم آزادی را زیر زبانم مزهمزه کردم. طعمی نه در واقعیت، بلکه از زبانی زیر زبانی حس شد. نه آزادیای که بشود به آن دست یافت، بلکه در اشاراتی که زبان نمیگوید اما دل میفهمد. در ایران، آزادی را نه میگذارند ببینی، نه اجازه میدهند بچشی.
تنها گاهگاهی، در صدای فیلمی توقیفشده چیزی شبیه آزادی را حس میکنی.
نخل طلای جعفر پناهی، فقط یک جایزه نبود. این نخل، صدای خفهشدهی میلیونها انسانی بود که در دل سانسور، هنوز خواب بازگشت به خانه را میبینند. برای من، بهعنوان یک هنرمند تبعیدشده و سرکوبشده از ایران، لحظهای جعفر پناهی، ما را به اصل خودمان برگرداند،به هنر بهمثابه مقاومت، به سینما بهمثابه اعتراض.
در سرزمینی که حقیقت را شلاق میزنند، و تصویر را سانسور میکنند، جعفر پناهی یادمان داد هنر همیشه زنده است. حتی وقتی وطن، زنده نیست. و چه زیباست اگر پایان این مسیر، بازگشت به خانه باشد.
مریم ابراهیم وند هنرمند تبعیدی
#جعفر_پناهی #سینما #ایران #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍20💔9👌3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصاویر رسیده به توانا در خصوص اعتصاب کامیونداران در شهر زنجان
چند روز است که اعتصاب کامیونداران در ایران آغازشده است و در حال گسترش است.
رانندگان معترض خواستار، رفع تبعیض در توزیع سوخت و قطعات، حذف کمیسیونهای ناعادلانه، حمایت واقعی بیمهای و صنفی و برخورد با فساد در اتحادیهها و نهادهای حملونقل
هستند.
اعتصاب کامیونداران به عنوان بخش مهمی از زنجیره تامین میتواند بر روی صنایع مختلف تاثیر بگذارد.
#اعتصابات_سراسری #اعتصاب_کامیونداران #زنجان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
چند روز است که اعتصاب کامیونداران در ایران آغازشده است و در حال گسترش است.
رانندگان معترض خواستار، رفع تبعیض در توزیع سوخت و قطعات، حذف کمیسیونهای ناعادلانه، حمایت واقعی بیمهای و صنفی و برخورد با فساد در اتحادیهها و نهادهای حملونقل
هستند.
اعتصاب کامیونداران به عنوان بخش مهمی از زنجیره تامین میتواند بر روی صنایع مختلف تاثیر بگذارد.
#اعتصابات_سراسری #اعتصاب_کامیونداران #زنجان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍23👌4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«آقای خامنهای! ما هنوز ایستادهایم»
دکتر حسن باقرینیا، استاد اخراجی دانشگاه حکیم سبزواری، در واکنش به احضار دوبارهاش به شعبه ۹۲۱ دادیاری دادگاه انقلاب مشهد، با انتشار پیامی ویدیویی، خطاب به رهبر جمهوری اسلامی گفت: «این ابلاغیه جدید باز هم برای اتهام تبلیغ علیه نظام است. باید جواب بدم که چرا دوربین دست گرفتم و گفتم زندانیان سیاسی ما قهرماناند، نه مجرم.»
او با اشاره به اخراج غیرقانونیاش از دانشگاه، قطع حقوق و بیمه خود و خانوادهاش، گفت: «دیوان عدالت حکم بازگشتم رو داد، اما نیروهای آتشبهاختیار شما مانع بازگشتم شدند. چون از زندانیان سیاسی دفاع کردم؛ از وکیلم جواد علیکردی که حالا خودش در زندانه، از استادی که بهخاطر اشاره به ویژگیهای فرعون در قرآن، محکوم به زندان شد.»
باقرینیا با لحنی تند خطاب به علی خامنهای افزود: «آقای خامنهای! اینهمه پروندهسازی با امضای قاضیهاتون، پای خودت نوشته میشه. شما مسئول هستید. هر قدمی که برای سرکوب مردم برمیدارید، نظامتون رو به مرگ نزدیکتر میکنید.»
او روایتگری را سلاح معلمان و روشنفکران دانست و گفت: «شما به روایت میگید تبلیغ علیه نظام، ولی ما روایت رو دفاع از حقیقت میدونیم؛ ایستادگی در برابر فراموشی. روایت یعنی کسی باشه که بگه من اون روز اونجا بودم. من دیدم. من میدونم.»
در پایان، باقرینیا با اشاره به رفتار دوگانه نظام در برابر دشمنان خارجی و مردم خود گفت: «کاش همون فروتنیای که پای میز مذاکره با آمریکا و عربستان نشون دادید، یهبار هم برای مردم خودتون داشتید. ما سلاح نداریم، فقط صدا داریم. اما همون صدا هم براتون غیرقابل تحمله.»
او افزود: «این بار، بهخاطر ترس بچههام از یورش مأمورها، خودم میرم دادگاه؛ اما این حضور تأیید این بیدادگاه نیست. من و امثال من تو هیچ سیستمی که به حقیقت لگد بزنه، تن به تسلیم نمیدیم. ما هنوز ایستادهایم. و روایت، مثل آتش، از زیر خاکستر هم زبانه میکشه.»
#حسن_باقری_نیا #زن_زندگی_آزادی #سرکوب_استادان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دکتر حسن باقرینیا، استاد اخراجی دانشگاه حکیم سبزواری، در واکنش به احضار دوبارهاش به شعبه ۹۲۱ دادیاری دادگاه انقلاب مشهد، با انتشار پیامی ویدیویی، خطاب به رهبر جمهوری اسلامی گفت: «این ابلاغیه جدید باز هم برای اتهام تبلیغ علیه نظام است. باید جواب بدم که چرا دوربین دست گرفتم و گفتم زندانیان سیاسی ما قهرماناند، نه مجرم.»
او با اشاره به اخراج غیرقانونیاش از دانشگاه، قطع حقوق و بیمه خود و خانوادهاش، گفت: «دیوان عدالت حکم بازگشتم رو داد، اما نیروهای آتشبهاختیار شما مانع بازگشتم شدند. چون از زندانیان سیاسی دفاع کردم؛ از وکیلم جواد علیکردی که حالا خودش در زندانه، از استادی که بهخاطر اشاره به ویژگیهای فرعون در قرآن، محکوم به زندان شد.»
باقرینیا با لحنی تند خطاب به علی خامنهای افزود: «آقای خامنهای! اینهمه پروندهسازی با امضای قاضیهاتون، پای خودت نوشته میشه. شما مسئول هستید. هر قدمی که برای سرکوب مردم برمیدارید، نظامتون رو به مرگ نزدیکتر میکنید.»
او روایتگری را سلاح معلمان و روشنفکران دانست و گفت: «شما به روایت میگید تبلیغ علیه نظام، ولی ما روایت رو دفاع از حقیقت میدونیم؛ ایستادگی در برابر فراموشی. روایت یعنی کسی باشه که بگه من اون روز اونجا بودم. من دیدم. من میدونم.»
در پایان، باقرینیا با اشاره به رفتار دوگانه نظام در برابر دشمنان خارجی و مردم خود گفت: «کاش همون فروتنیای که پای میز مذاکره با آمریکا و عربستان نشون دادید، یهبار هم برای مردم خودتون داشتید. ما سلاح نداریم، فقط صدا داریم. اما همون صدا هم براتون غیرقابل تحمله.»
او افزود: «این بار، بهخاطر ترس بچههام از یورش مأمورها، خودم میرم دادگاه؛ اما این حضور تأیید این بیدادگاه نیست. من و امثال من تو هیچ سیستمی که به حقیقت لگد بزنه، تن به تسلیم نمیدیم. ما هنوز ایستادهایم. و روایت، مثل آتش، از زیر خاکستر هم زبانه میکشه.»
#حسن_باقری_نیا #زن_زندگی_آزادی #سرکوب_استادان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍33❤2👌2😍1
Forwarded from گفتوشنود
در تاریخ اول خرداد ۱۴۰۴، نیروهای امنیتی به چندین مراسم مذهبی بهائیان در شهر یزد یورش بردند. مأموران همزمان با ورود به منازل میزبانان به نامهای نادره ثابت و جمال قدیرزاده، مهرناز مزیدی و قدرتالله میرزایی و ژینوس ذاکری و رامین جیوه، اقدام به ضبط لپتاپها، تلفنهای همراه و همچنین زیورآلات طلا با نشانهای بهائی و کتب مربوط به آیین بهائی کرده و با رفتاری تهدیدآمیز، فضا را به شدت متشنج ساختند.
در جریان این یورشها، مأموران با نشان دادن اسلحه و ایجاد فضای ارعاب باعث ضعف و بیهوشی دو تن از افراد حاضر در این جمع شدند. همچنین برخی از حاضرین را با خود به منازلشان منتقل کرده و تحت عنوان بررسی و ضبط تلفن همراه، منازل ایشان را نیز مورد تفتیش قرار دادند. در پی این تفتیشها، افزون بر تلفنهای همراه، سایر لوازم شخصی ایشان نیز ضبط گردید.
از جمله دیگر منازل شخصی تفتیششدهٔ افراد حاضر، میتوان به منزل زوجهای بهائی، فریبا میرزایی و طراز امیری، فرحدخت بیانی و فرخ شادپور و همچنین منوچهر سبحانی و مرجان اخضر اشاره کرد.
همچنین بهصورت همزمان، تماسهای تلفنی تهدیدآمیزی با تعدادی دیگر از بهائیان صورت گرفته است. در این تماسها، تهدیدهایی نسبت به تفتیش مراسمهای بهائی دیگر صورت گرفته است.
این اقدامات محدود به یورشهای اخیر نبوده و بررسی سابقهٔ اتفاقات مشابه در هفتهها و ماههای گذشته نشان میدهد که چنین روندی با نظمی خاص تکرار میشود. نمونهٔ بارز آن، یورش مشابه هفتهٔ گذشته به یک مراسم مذهبی بهائی دیگر در منزل خانوادهٔ برنا بوده که طی آن همچنین منزل یکی از حاضرین مورد تفتیش قرار گرفت. در ماههای گذشته چندین مرتبهٔ دیگر مراسم مذهبی بهائیان در این شهر مورد یورش و تفتیش ادارهٔ اطلاعات قرار گرفته و پس از آن بالغ بر ۳۰ نفر به صورت تلفنی به ادارهٔ اطلاعات احضار و مورد بازجویی قرار گرفتهاند.
شواهد نشان میدهد که این برخوردها، هدفی فراتر از مداخلهگری مقطعی داشته و در چارچوب برنامهای سیستماتیک برای ایجاد رعب، جلوگیری از برگزاری آیینهای مذهبی و تضعیف انسجام اجتماعی پیروان آیین بهائی صورت میپذیرد.
#بهائیان_ایران #بهائی #یزد #داستان_ما_یکیست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در جریان این یورشها، مأموران با نشان دادن اسلحه و ایجاد فضای ارعاب باعث ضعف و بیهوشی دو تن از افراد حاضر در این جمع شدند. همچنین برخی از حاضرین را با خود به منازلشان منتقل کرده و تحت عنوان بررسی و ضبط تلفن همراه، منازل ایشان را نیز مورد تفتیش قرار دادند. در پی این تفتیشها، افزون بر تلفنهای همراه، سایر لوازم شخصی ایشان نیز ضبط گردید.
از جمله دیگر منازل شخصی تفتیششدهٔ افراد حاضر، میتوان به منزل زوجهای بهائی، فریبا میرزایی و طراز امیری، فرحدخت بیانی و فرخ شادپور و همچنین منوچهر سبحانی و مرجان اخضر اشاره کرد.
همچنین بهصورت همزمان، تماسهای تلفنی تهدیدآمیزی با تعدادی دیگر از بهائیان صورت گرفته است. در این تماسها، تهدیدهایی نسبت به تفتیش مراسمهای بهائی دیگر صورت گرفته است.
این اقدامات محدود به یورشهای اخیر نبوده و بررسی سابقهٔ اتفاقات مشابه در هفتهها و ماههای گذشته نشان میدهد که چنین روندی با نظمی خاص تکرار میشود. نمونهٔ بارز آن، یورش مشابه هفتهٔ گذشته به یک مراسم مذهبی بهائی دیگر در منزل خانوادهٔ برنا بوده که طی آن همچنین منزل یکی از حاضرین مورد تفتیش قرار گرفت. در ماههای گذشته چندین مرتبهٔ دیگر مراسم مذهبی بهائیان در این شهر مورد یورش و تفتیش ادارهٔ اطلاعات قرار گرفته و پس از آن بالغ بر ۳۰ نفر به صورت تلفنی به ادارهٔ اطلاعات احضار و مورد بازجویی قرار گرفتهاند.
شواهد نشان میدهد که این برخوردها، هدفی فراتر از مداخلهگری مقطعی داشته و در چارچوب برنامهای سیستماتیک برای ایجاد رعب، جلوگیری از برگزاری آیینهای مذهبی و تضعیف انسجام اجتماعی پیروان آیین بهائی صورت میپذیرد.
#بهائیان_ایران #بهائی #یزد #داستان_ما_یکیست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔16❤2👍2