This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جمهوری اسلامی، همواره در خصوص موضوع آزادی و حقوق بشر، استانداردی دوگانه داشته است. در حالی در خصوص نقض حقوق بشر در کشورهای دیگر معترض میشود که خود بزرگترین ناقض حقوق بشر است.
همین چند وقت پیش بود که به مریمابراهیموند، زندانی سیاسی سابق و فیلمساز و فعال مدنی، به طور شفاهی اعلام شد که به دلیل سال تابعیت از خدمات کنسولی محروم است و علاوه بر آن مدارک هویتی او را که گرفته بودند، پس ندادند.
خانم ابراهیموند، ضمن انتشار ویدیویی در این خصوص نوشت:
«سخنگوی وزارت امور خارجه سلب تابعیت شهروندان بحرین را نقض حقوق بشر اعلام کرد این درحالیست که من مریم ابراهیموند فیلمساز نزدیک به یک ماه است شفاهی اعلام کردند سلب تابعیت هستم و به بهانه تمدید گذرنامه مدارک هویتی من را گرفتند و استرداد نمیکنند آیا این سلب تابعیت نیست؟ جنایتهای خود را چگونه نامگذاری میکنید؟»
لازم به ذکر است، علاوه بر خانم ابراهیموند به چندین هموطن ایرانی دیگر گفته شد که فاقد تابعیت ایرانی هستند، اموال بسیاری از ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی مصادره شده است.
پس از انتشار خبر سلب تابعیت خانم ابراهیموند، محمدرضا شهبازی، مجری حکومتی، در برنامه پاورقی ضمن ابراز خرسندی از این موضوع خواهان گسترش لغو تابعیت شده بود. علاوه بر او تعدادی از مسئولان و حامیان معروف حکومت در شبکه اجتماعی ایکس از سلب تابعیت هموطنان مخالف رژیم استقبال کردند.
حکومت بدون اعلام رسمی، عملا سلب تابعیت و عدم ارائه پاسپورت و سایر خدمات کنسولی به برخی هموطنان را اجرا کرده و یکی دیگر از مصادیق نقض حقوق بشر را اعمال کرده است.
#سلب_تابعیت #استاندارد_دوگانه #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
همین چند وقت پیش بود که به مریمابراهیموند، زندانی سیاسی سابق و فیلمساز و فعال مدنی، به طور شفاهی اعلام شد که به دلیل سال تابعیت از خدمات کنسولی محروم است و علاوه بر آن مدارک هویتی او را که گرفته بودند، پس ندادند.
خانم ابراهیموند، ضمن انتشار ویدیویی در این خصوص نوشت:
«سخنگوی وزارت امور خارجه سلب تابعیت شهروندان بحرین را نقض حقوق بشر اعلام کرد این درحالیست که من مریم ابراهیموند فیلمساز نزدیک به یک ماه است شفاهی اعلام کردند سلب تابعیت هستم و به بهانه تمدید گذرنامه مدارک هویتی من را گرفتند و استرداد نمیکنند آیا این سلب تابعیت نیست؟ جنایتهای خود را چگونه نامگذاری میکنید؟»
لازم به ذکر است، علاوه بر خانم ابراهیموند به چندین هموطن ایرانی دیگر گفته شد که فاقد تابعیت ایرانی هستند، اموال بسیاری از ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی مصادره شده است.
پس از انتشار خبر سلب تابعیت خانم ابراهیموند، محمدرضا شهبازی، مجری حکومتی، در برنامه پاورقی ضمن ابراز خرسندی از این موضوع خواهان گسترش لغو تابعیت شده بود. علاوه بر او تعدادی از مسئولان و حامیان معروف حکومت در شبکه اجتماعی ایکس از سلب تابعیت هموطنان مخالف رژیم استقبال کردند.
حکومت بدون اعلام رسمی، عملا سلب تابعیت و عدم ارائه پاسپورت و سایر خدمات کنسولی به برخی هموطنان را اجرا کرده و یکی دیگر از مصادیق نقض حقوق بشر را اعمال کرده است.
#سلب_تابعیت #استاندارد_دوگانه #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
❤3
رضا محمدحسینی طامه، در آستانه هفتمین سال حبس و در سیوسومین بهار زندگی:
هیچ قدرتی حق ندارد کرامت انسانی را با شکنجه و انفرادی لگدمال کند
رضا محمدحسینی طامه، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار کرج، در آستانهی هفتمین سالگرد اسارت خود و همزمان با زادروز سیوسومین سال زندگیاش، با انتشار متنی از تداوم فشارهای امنیتی، نگهداری در سلول انفرادی و نقض حقوق بنیادین خود و در عین حال ایستادگیاش بر آرمانها و باورهایش خبر داد.
متن این نامه به شرح زیر است:
هممیهنان عزیزم،
امروز در آستانهی هفتمین سالگرد اسارتم و همزمان با زادروز سیوسومین بهار زندگیام، از دل این «گوردخمه»ی دو متر در یکونیم برای شما مینویسم. ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ هم یادآور تولدم است و هم هفت سال از روزی میگذرد که مرا به گروگان گرفتند. در این سالها فشارهایی را تحمل کردهام که گویی برای شکستن یک انسان طراحی شدهاند.
سالهایی را در سلول انفرادی گذراندهام؛ جایی که سکوتش به اندازهی دیوارهای سردش سنگین است. در تمام این مدت، پروندهسازی، تهدید و تحقیر متوقف نشده و حتی در تاریخ ۷ اردیبهشت امسال نیز بار دیگر علیهام پروندهای تازه گشوده شد.
من، رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی در زندان قزلحصار کرج، اعلام میکنم هرگونه فشار و اجبار در جریان بازجویی، بهویژه در سلول انفرادی، مصداق شکنجه و نقض آشکار حقوق بنیادین بشر است. هر اعتراف یا بیانیهای که تحت فشار و تهدید از من گرفته شود، از پیش باطل و فاقد اعتبار است. حقوق بشر، کرامت انسانی و آزادی وجدان، میراث مشترک همهی ماست و هیچ قدرتی حق ندارد با شکنجه و انفرادی آن را لگدمال کند. من بر این اصول ایستادهام و تا آخرین نفس بر آن پافشاری خواهم کرد.
با وجود همهی این فشارها، هنوز ایستادهام. دلتنگی برای پدرم که او را نیز با فشارهای امنیتی از من گرفتند، هر روز تازه میشود و این زخم همچنان در جانم باقی است.
ما هر روز با خبرهای تلخ اعدامها بیدار میشویم؛ در جایی که مرگ به ابزاری برای ایجاد ترس تبدیل شده است. با این حال، در همین شرایط نیز آموختهایم که زندگی را از یاد نبریم. من باور دارم این فشارها نشانهی ترس کسانی است که از صدای ما هراس دارند. در سیوسومین سال زندگیام به شما میگویم که زندگی حتی در محدودیت نیز میتواند معنا داشته باشد و امید، حتی در تاریکترین شرایط، زنده میماند. ما زندانی نیستیم، بلکه گروگان یک ساختار سرکوبگر هستیم که میکوشد با فشار و کنترل، بقای خود را حفظ کند.
از خانوادههای دادخواه میخواهم که رنج خود را به نیرویی برای ایستادگی تبدیل کنند و به جوانان این سرزمین میگویم که از ترس عبور کنند، زیرا ترس تنها ابزار آنان است.
من هر روز به خود یادآوری میکنم که هنوز زندهام، هنوز باور دارم و همچنان ایران را دوست دارم. باور دارم در آیندهای آزاد، هیچ انسانی بهخاطر اندیشهاش زندانی یا اعدام نخواهد شد و ما اجازه نخواهیم داد چرخهی خشونت و استبداد تکرار شود. تا آن روز، با امید به آزادی و با ایمان به پیروزی نور بر تاریکی، ایستادگی ادامه دارد.
رضا محمدحسینی طامه
زندان قزلحصار کرج
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
#رضا_محمدحسینی #بیانیه #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
هیچ قدرتی حق ندارد کرامت انسانی را با شکنجه و انفرادی لگدمال کند
رضا محمدحسینی طامه، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار کرج، در آستانهی هفتمین سالگرد اسارت خود و همزمان با زادروز سیوسومین سال زندگیاش، با انتشار متنی از تداوم فشارهای امنیتی، نگهداری در سلول انفرادی و نقض حقوق بنیادین خود و در عین حال ایستادگیاش بر آرمانها و باورهایش خبر داد.
متن این نامه به شرح زیر است:
هممیهنان عزیزم،
امروز در آستانهی هفتمین سالگرد اسارتم و همزمان با زادروز سیوسومین بهار زندگیام، از دل این «گوردخمه»ی دو متر در یکونیم برای شما مینویسم. ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ هم یادآور تولدم است و هم هفت سال از روزی میگذرد که مرا به گروگان گرفتند. در این سالها فشارهایی را تحمل کردهام که گویی برای شکستن یک انسان طراحی شدهاند.
سالهایی را در سلول انفرادی گذراندهام؛ جایی که سکوتش به اندازهی دیوارهای سردش سنگین است. در تمام این مدت، پروندهسازی، تهدید و تحقیر متوقف نشده و حتی در تاریخ ۷ اردیبهشت امسال نیز بار دیگر علیهام پروندهای تازه گشوده شد.
من، رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی در زندان قزلحصار کرج، اعلام میکنم هرگونه فشار و اجبار در جریان بازجویی، بهویژه در سلول انفرادی، مصداق شکنجه و نقض آشکار حقوق بنیادین بشر است. هر اعتراف یا بیانیهای که تحت فشار و تهدید از من گرفته شود، از پیش باطل و فاقد اعتبار است. حقوق بشر، کرامت انسانی و آزادی وجدان، میراث مشترک همهی ماست و هیچ قدرتی حق ندارد با شکنجه و انفرادی آن را لگدمال کند. من بر این اصول ایستادهام و تا آخرین نفس بر آن پافشاری خواهم کرد.
با وجود همهی این فشارها، هنوز ایستادهام. دلتنگی برای پدرم که او را نیز با فشارهای امنیتی از من گرفتند، هر روز تازه میشود و این زخم همچنان در جانم باقی است.
ما هر روز با خبرهای تلخ اعدامها بیدار میشویم؛ در جایی که مرگ به ابزاری برای ایجاد ترس تبدیل شده است. با این حال، در همین شرایط نیز آموختهایم که زندگی را از یاد نبریم. من باور دارم این فشارها نشانهی ترس کسانی است که از صدای ما هراس دارند. در سیوسومین سال زندگیام به شما میگویم که زندگی حتی در محدودیت نیز میتواند معنا داشته باشد و امید، حتی در تاریکترین شرایط، زنده میماند. ما زندانی نیستیم، بلکه گروگان یک ساختار سرکوبگر هستیم که میکوشد با فشار و کنترل، بقای خود را حفظ کند.
از خانوادههای دادخواه میخواهم که رنج خود را به نیرویی برای ایستادگی تبدیل کنند و به جوانان این سرزمین میگویم که از ترس عبور کنند، زیرا ترس تنها ابزار آنان است.
من هر روز به خود یادآوری میکنم که هنوز زندهام، هنوز باور دارم و همچنان ایران را دوست دارم. باور دارم در آیندهای آزاد، هیچ انسانی بهخاطر اندیشهاش زندانی یا اعدام نخواهد شد و ما اجازه نخواهیم داد چرخهی خشونت و استبداد تکرار شود. تا آن روز، با امید به آزادی و با ایمان به پیروزی نور بر تاریکی، ایستادگی ادامه دارد.
رضا محمدحسینی طامه
زندان قزلحصار کرج
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
#رضا_محمدحسینی #بیانیه #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
❤11💔4🕊2
اگر زجر نکشد و نمیرد، مبارز نیست؟
بازاندیشی در «اسطورهٔ قربانی» و معنای مقاومت
پیام همراهان
در بخشی از حافظهٔ فرهنگی و سیاسی ما، هنوز این تصور ریشهدار وجود دارد که رنج کشیدن، نشانهٔ اصالت است و مرگ، مهر نهاییِ حقانیت. در بسیاری از روایتهای تاریخی و اسطورهای ما ــ از سیاوش تا حسین ابن علی ــ قربانی شدن جایگاهی اخلاقی و قدسی پیدا کرده است. این روایتها طی قرنها، از خلال ادبیات، آیینهای سوگواری و فرهنگ سیاسی، به الگویی برای فهم «مبارزهٔ شریف» تبدیل شدهاند؛ الگویی که در آن، خون و رنج، سند خلوصاند.
اما همین الگو، گاهی به معیاری سختگیرانه برای قضاوتِ مبارزانِ زنده تبدیل میشود. انگار اگر کسی زیر فشار نشکند، اگر چهرهاش همیشه پژمرده و فرسوده نباشد، یا حتی بتواند در دلِ سرکوب لحظهای شادی کند، بخشی از جامعه در اصالتِ مبارزهٔ او تردید میکند. گویی رنج باید دائماً قابل مشاهده باشد تا باورپذیر شود.
واکنشها به تصاویر رقص نرگس محمدی در زندان اوین که پیش تر منتشر شده بود، نمونهای گویا از این وضعیت بود. برای بسیاری، زندان همچنان با تصویری از فروپاشیِ کامل روح و جسم گره خورده است؛ بنابراین دیدنِ کسی که در آن شرایط میخندد، ورزش میکند یا میرقصد، با انتظار ذهنی آنان سازگار نیست. در نتیجه، بعضی به این پرسش میرسند که: «اگر واقعاً تحت فشار است، چگونه هنوز توانِ شادی دارد؟»
البته همهٔ این واکنشها را نمیتوان صرفاً به فرهنگِ شهادت یا اسطورهٔ قربانی تقلیل داد. بیاعتمادیِ گستردهٔ اجتماعی، تجربهٔ سالها تبلیغات حکومتی و فرسایش اعتماد عمومی نیز در شکلگیری چنین قضاوتهایی نقش دارند. با این حال، نمیتوان انکار کرد که در ذهنیتِ فرهنگی ما، هنوز میان «رنجِ آشکار» و «حقانیت اخلاقی» پیوندی نیرومند وجود دارد.
شاید مسئله این باشد که ما مقاومت را بیش از حد با «فروپاشی» تعریف کردهایم. در حالی که مقاومت همیشه در جان باختن یا نابود شدن خلاصه نمیشود. گاهی مقاومت، دقیقاً حفظِ کرامت انسانی در وضعیتی است که برای تحقیر و شکستنِ انسان طراحی شده است. خندیدن، ورزش کردن یا رقصیدن در زندان را میتوان نه نشانهٔ بیدردی، بلکه تلاشی برای حفظ عاملیت و تسلیم نشدنِ روان انسان در برابر سرکوب دانست.
این نوع ایستادگی، کمتر حماسی و تراژیک است؛ اما شاید به همان اندازه دشوار باشد. زنده ماندن، فرسوده نشدن، و ادامه دادنِ زندگی در شرایطی که همهچیز برای درهم شکستنِ تو مهیا شده، خود میتواند شکلی از مقاومت باشد.
شاید وقت آن رسیده باشد که در تصورمان از «مبارز شریف» بازنگری کنیم. مبارزه فقط در تصویرِ بدنِ زخمی و مرگِ قهرمانانه خلاصه نمیشود. گاهی ایستادگی، نه در لحظهٔ فرو افتادن، بلکه در توانِ ادامه دادنِ زندگی معنا پیدا میکند؛ در اینکه انسان، حتی در محدودترین و تاریکترین موقعیتها، هنوز بتواند بخندد، امید داشته باشد و شأن انسانیِ خود را حفظ کند.
و البته، گفتنِ اینها به هیچوجه به معنای کمرنگ کردنِ رنج و عظمتِ جانباختگانِ راه آزادی نیست. آنان که جان خود را در این مسیر از دست دادند، ستایشگرِ مرگ نبودند؛ عاشقانِ زندگی بودند. اگر ایستادند، برای حقِ نفس کشیدن، خندیدن، رقصیدن، دوست داشتن و آزاد زیستنِ انسان بود، نه برای تقدیسِ اندوه و نیستی. مرگ، انتخابِ آرمانیِ آنان نبود؛ بهایی بود که بر آنان تحمیل شد. یادشان گرامی؛ نه فقط با اشک، که با پاسداری از همان شوقِ زندگی و کرامتی که برایش جنگیدند.
#نرگس_محمدی #زندانیان_سیاسی #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
بازاندیشی در «اسطورهٔ قربانی» و معنای مقاومت
پیام همراهان
در بخشی از حافظهٔ فرهنگی و سیاسی ما، هنوز این تصور ریشهدار وجود دارد که رنج کشیدن، نشانهٔ اصالت است و مرگ، مهر نهاییِ حقانیت. در بسیاری از روایتهای تاریخی و اسطورهای ما ــ از سیاوش تا حسین ابن علی ــ قربانی شدن جایگاهی اخلاقی و قدسی پیدا کرده است. این روایتها طی قرنها، از خلال ادبیات، آیینهای سوگواری و فرهنگ سیاسی، به الگویی برای فهم «مبارزهٔ شریف» تبدیل شدهاند؛ الگویی که در آن، خون و رنج، سند خلوصاند.
اما همین الگو، گاهی به معیاری سختگیرانه برای قضاوتِ مبارزانِ زنده تبدیل میشود. انگار اگر کسی زیر فشار نشکند، اگر چهرهاش همیشه پژمرده و فرسوده نباشد، یا حتی بتواند در دلِ سرکوب لحظهای شادی کند، بخشی از جامعه در اصالتِ مبارزهٔ او تردید میکند. گویی رنج باید دائماً قابل مشاهده باشد تا باورپذیر شود.
واکنشها به تصاویر رقص نرگس محمدی در زندان اوین که پیش تر منتشر شده بود، نمونهای گویا از این وضعیت بود. برای بسیاری، زندان همچنان با تصویری از فروپاشیِ کامل روح و جسم گره خورده است؛ بنابراین دیدنِ کسی که در آن شرایط میخندد، ورزش میکند یا میرقصد، با انتظار ذهنی آنان سازگار نیست. در نتیجه، بعضی به این پرسش میرسند که: «اگر واقعاً تحت فشار است، چگونه هنوز توانِ شادی دارد؟»
البته همهٔ این واکنشها را نمیتوان صرفاً به فرهنگِ شهادت یا اسطورهٔ قربانی تقلیل داد. بیاعتمادیِ گستردهٔ اجتماعی، تجربهٔ سالها تبلیغات حکومتی و فرسایش اعتماد عمومی نیز در شکلگیری چنین قضاوتهایی نقش دارند. با این حال، نمیتوان انکار کرد که در ذهنیتِ فرهنگی ما، هنوز میان «رنجِ آشکار» و «حقانیت اخلاقی» پیوندی نیرومند وجود دارد.
شاید مسئله این باشد که ما مقاومت را بیش از حد با «فروپاشی» تعریف کردهایم. در حالی که مقاومت همیشه در جان باختن یا نابود شدن خلاصه نمیشود. گاهی مقاومت، دقیقاً حفظِ کرامت انسانی در وضعیتی است که برای تحقیر و شکستنِ انسان طراحی شده است. خندیدن، ورزش کردن یا رقصیدن در زندان را میتوان نه نشانهٔ بیدردی، بلکه تلاشی برای حفظ عاملیت و تسلیم نشدنِ روان انسان در برابر سرکوب دانست.
این نوع ایستادگی، کمتر حماسی و تراژیک است؛ اما شاید به همان اندازه دشوار باشد. زنده ماندن، فرسوده نشدن، و ادامه دادنِ زندگی در شرایطی که همهچیز برای درهم شکستنِ تو مهیا شده، خود میتواند شکلی از مقاومت باشد.
شاید وقت آن رسیده باشد که در تصورمان از «مبارز شریف» بازنگری کنیم. مبارزه فقط در تصویرِ بدنِ زخمی و مرگِ قهرمانانه خلاصه نمیشود. گاهی ایستادگی، نه در لحظهٔ فرو افتادن، بلکه در توانِ ادامه دادنِ زندگی معنا پیدا میکند؛ در اینکه انسان، حتی در محدودترین و تاریکترین موقعیتها، هنوز بتواند بخندد، امید داشته باشد و شأن انسانیِ خود را حفظ کند.
و البته، گفتنِ اینها به هیچوجه به معنای کمرنگ کردنِ رنج و عظمتِ جانباختگانِ راه آزادی نیست. آنان که جان خود را در این مسیر از دست دادند، ستایشگرِ مرگ نبودند؛ عاشقانِ زندگی بودند. اگر ایستادند، برای حقِ نفس کشیدن، خندیدن، رقصیدن، دوست داشتن و آزاد زیستنِ انسان بود، نه برای تقدیسِ اندوه و نیستی. مرگ، انتخابِ آرمانیِ آنان نبود؛ بهایی بود که بر آنان تحمیل شد. یادشان گرامی؛ نه فقط با اشک، که با پاسداری از همان شوقِ زندگی و کرامتی که برایش جنگیدند.
#نرگس_محمدی #زندانیان_سیاسی #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
❤4🕊3
عبدالله مؤمنی:
دفاع از حقوق زندانیان سیاسی نباید مشروط به همسویی فکری باشد
در پی بحثهایی که در شبکه ای اجتماعی پیرامون اعلام موضع سیاسی علی یونسی، زندانی سیاسی، درگرفت، عبدالله مؤمنی، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق، با تأکید بر اینکه حقوق انسانها فراتر از تعلقات و گرایشهای سیاسی است، خواستار دفاع بیقیدوشرط از حقوق تمامی زندانیان سیاسی شد و تأکید کرد که اختلافات فکری و سیاسی نباید بهانهای برای نادیده گرفتن حقوق زندانیان یا تخریب آنان باشد.
متن نوشته آقای مؤمنی به شرح زیر است:
آیا گرایش یا هواداری سیاسی میتواند دلیل نادیده گرفتن حقوق یک زندانی سیاسی باشد؟
زندانبانها همه زندانیان را ـ از منتقد تا مخالف حکومت، با هر گرایشی ـ با منطق سرکوب به بند میکشند. اما در زندان، زندانیان با گرایشهای سیاسی متفاوت و بعضاً معارض، همدلانه و با زیستی مسالمتآمیز در کنار هم زندگی میکنند.
زندانیان همگی دغدغهای مشترک دارند: آزادی.
صرفِ بیان تعلق یک زندانی به یک گروه یا سازمان سیاسی ـ جمهوریخواه، مشروطهخواه و سلطنتطلب، مجاهدین خلق ـ نباید بهانهای برای تخریب یا نادیده گرفتن حقوق زندانیان شود؛ رویکردی که نه عادلانه است و نه اخلاقی؛ بهویژه شماتت زندانیای که سالهاست هزینه اعتقاد و باور خود را در زندان میدهد.
دفاع از حقوق زندانیان سیاسی نباید مشروط به همسویی فکری باشد. حقوق انسان، فراتر از تعلقات سیاسی است.
با وجود داشتن چارچوب روشن سیاسیِ جمهوریخواهی و اختلاف اساسی با سایر گروهها و سازمانهای سیاسی، دفاع از حقوق همه زندانیان را وظیفهای انسانی میدانم؛ بیهیچ پیششرطی.
#علی_یونسی #حقوق_بشر #زندانیان_سیاسی #علی_یونسی
@Tavaana_TavaanaTech
دفاع از حقوق زندانیان سیاسی نباید مشروط به همسویی فکری باشد
در پی بحثهایی که در شبکه ای اجتماعی پیرامون اعلام موضع سیاسی علی یونسی، زندانی سیاسی، درگرفت، عبدالله مؤمنی، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق، با تأکید بر اینکه حقوق انسانها فراتر از تعلقات و گرایشهای سیاسی است، خواستار دفاع بیقیدوشرط از حقوق تمامی زندانیان سیاسی شد و تأکید کرد که اختلافات فکری و سیاسی نباید بهانهای برای نادیده گرفتن حقوق زندانیان یا تخریب آنان باشد.
متن نوشته آقای مؤمنی به شرح زیر است:
آیا گرایش یا هواداری سیاسی میتواند دلیل نادیده گرفتن حقوق یک زندانی سیاسی باشد؟
زندانبانها همه زندانیان را ـ از منتقد تا مخالف حکومت، با هر گرایشی ـ با منطق سرکوب به بند میکشند. اما در زندان، زندانیان با گرایشهای سیاسی متفاوت و بعضاً معارض، همدلانه و با زیستی مسالمتآمیز در کنار هم زندگی میکنند.
زندانیان همگی دغدغهای مشترک دارند: آزادی.
صرفِ بیان تعلق یک زندانی به یک گروه یا سازمان سیاسی ـ جمهوریخواه، مشروطهخواه و سلطنتطلب، مجاهدین خلق ـ نباید بهانهای برای تخریب یا نادیده گرفتن حقوق زندانیان شود؛ رویکردی که نه عادلانه است و نه اخلاقی؛ بهویژه شماتت زندانیای که سالهاست هزینه اعتقاد و باور خود را در زندان میدهد.
دفاع از حقوق زندانیان سیاسی نباید مشروط به همسویی فکری باشد. حقوق انسان، فراتر از تعلقات سیاسی است.
با وجود داشتن چارچوب روشن سیاسیِ جمهوریخواهی و اختلاف اساسی با سایر گروهها و سازمانهای سیاسی، دفاع از حقوق همه زندانیان را وظیفهای انسانی میدانم؛ بیهیچ پیششرطی.
#علی_یونسی #حقوق_بشر #زندانیان_سیاسی #علی_یونسی
@Tavaana_TavaanaTech
❤10👍4💯2👌1
آرش صادقی، فعال مدنی صدیق و شریف و زندانی سیاسی سابق، با انتشار متنی در استوری اینستاگرام خود بر برابری ارزش جان انسانها تأکید کرد و نوشت که نباید میان قربانیان اعتراضات دیماه و کشتهشدگان غیرنظامی جنگ مرزی کشید. او با انتقاد از نگاههای سیاسی و جناحی به رنج انسانها، تأکید کرد که تاریخ درباره مواضع افراد در برابر مرگ، ویرانی و رنج انسانها قضاوت خواهد کرد، نه بر اساس شعارها و روایتهای سیاسی.
متن نوشته آقای صادقی به شرح زیر است:
«تاریخ، در آیندهای نهچندان دور، درباره همه ما قضاوت خواهد کرد؛ نه بر اساس شعارها، بلکه بر اساس اینکه در برابر رنج انسانها چه موضعی گرفتیم.
برای کشتهشدگان دیماه گریستیم؛ همانگونه که برای قربانیان غیرنظامی جنگ گریستیم.
کشتهشدگان دیماه را فرزندان این سرزمین میدانستیم و قربانیان جنگ اخیر را نیز. میان خونها مرز نکشیدیم و میان رنجها تبعیض قائل نشدیم.
نه پرچم هیچ کشوری را بر دوش کشیدیم و نه درد انسانها را با معیارهای سیاسی سنجیدیم.
برای هر کسی که درد این سرزمین را درد خود میداند، همه آنان مردم این سرزمین بودند؛ انسانهایی با آرزوها، خانوادهها و زندگیهایی که از میان ما رفتند.
در روزهایی که فرزندان این سرزمین کشته میشدند، چه در خیابانها در دیماه و چه در آتش جنگ، سکوت نکردیم؛ زیرا باور داشتیم که ارزش جان انسانها وابسته به زمان، مکان یا روایت سیاسی نیست.
روزی که گردوغبار این سالها فروبنشیند و هیاهوی سیاست و جنگ به تاریخ بپیوندد، آنچه باقی خواهد ماند نام دولتها، پرچمها و پیروزیهای ادعایی نخواهد بود؛ بلکه یاد انسانهایی خواهد بود که جان باختند و یاد کسانی که در برابر مرگ آنان سکوت کردند.
ما در سوگ همه فرزندان این سرزمین میایستیم؛ بیآنکه خون کسی را ارزشمندتر از دیگری بدانیم.
و اگر تاریخ روزی از ما بپرسد: «در روزگار مرگ و ویرانی در کدام سو ایستاده بودید؟» پاسخ ما روشن خواهد بود:
در کنار انسان، در کنار زندگی و در کنار مردمی که بهای همه این رنجها را پرداختند.»
#آرش_صادقی #دی_ماه_خونین #جنگ #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaananaTech
متن نوشته آقای صادقی به شرح زیر است:
«تاریخ، در آیندهای نهچندان دور، درباره همه ما قضاوت خواهد کرد؛ نه بر اساس شعارها، بلکه بر اساس اینکه در برابر رنج انسانها چه موضعی گرفتیم.
برای کشتهشدگان دیماه گریستیم؛ همانگونه که برای قربانیان غیرنظامی جنگ گریستیم.
کشتهشدگان دیماه را فرزندان این سرزمین میدانستیم و قربانیان جنگ اخیر را نیز. میان خونها مرز نکشیدیم و میان رنجها تبعیض قائل نشدیم.
نه پرچم هیچ کشوری را بر دوش کشیدیم و نه درد انسانها را با معیارهای سیاسی سنجیدیم.
برای هر کسی که درد این سرزمین را درد خود میداند، همه آنان مردم این سرزمین بودند؛ انسانهایی با آرزوها، خانوادهها و زندگیهایی که از میان ما رفتند.
در روزهایی که فرزندان این سرزمین کشته میشدند، چه در خیابانها در دیماه و چه در آتش جنگ، سکوت نکردیم؛ زیرا باور داشتیم که ارزش جان انسانها وابسته به زمان، مکان یا روایت سیاسی نیست.
روزی که گردوغبار این سالها فروبنشیند و هیاهوی سیاست و جنگ به تاریخ بپیوندد، آنچه باقی خواهد ماند نام دولتها، پرچمها و پیروزیهای ادعایی نخواهد بود؛ بلکه یاد انسانهایی خواهد بود که جان باختند و یاد کسانی که در برابر مرگ آنان سکوت کردند.
ما در سوگ همه فرزندان این سرزمین میایستیم؛ بیآنکه خون کسی را ارزشمندتر از دیگری بدانیم.
و اگر تاریخ روزی از ما بپرسد: «در روزگار مرگ و ویرانی در کدام سو ایستاده بودید؟» پاسخ ما روشن خواهد بود:
در کنار انسان، در کنار زندگی و در کنار مردمی که بهای همه این رنجها را پرداختند.»
#آرش_صادقی #دی_ماه_خونین #جنگ #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaananaTech
❤22👌5👍2
مریم ابراهیموند، زندانی سیاسی سابق و فیلمساز مستقل، در متنی که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده، با اشاره به وضعیت سلامت میرحسین موسوی و فاطمه سپهری، به نقد رویکرد گزینشی در دفاع از حقوق بشر پرداخته و بر ضرورت تفکیک مخالفت سیاسی از دفاع از حقوق انسانی تأکید کرده است.
متن خانم ابراهیموند به شرح زیر است:
«حال میرحسین موسوی خوب نیست و رسیدگی پزشکی نمی شود : مشکل اینجاست که ما هنوز نتوانستهایم میان مخالفت سیاسی و دفاع از حقوق انسانی تفاوت قائل شویم. وقتی فاطمه سپهری در زندان بیمار است، بخشی از جامعه سکوت میکند. وقتی میرحسین موسوی در حصر بیمار است، بخش دیگری سکوت میکند. هر گروه فقط از قربانیان خود دفاع میکند و رنج دیگران را نادیده میگیرد. با این منطق هرگز نمیتوان بر جمهوری اسلامی غلبه کرد؛ زیرا این همان منطقی است که خود جمهوری اسلامی سالها بر اساس آن حکومت کرده است: تقسیم انسانها به «خودی» و «غیرخودی». اگر قرار باشد فقط برای کسانی فریاد بزنیم که کاملاً شبیه ما فکر میکنند، اگر از ترس برچسب خوردن در برابر ظلم سکوت کنیم، اگر زندان، حصر، سانسور و محرومیت را بر اساس هویت قربانی قضاوت کنیم، در حقیقت هنوز از منطق استبداد عبور نکردهایم. جامعهای که برای یک زندانی سیاسی قلم نمیزند چون از او خوشش نمیآید، برای یک محصور اعتراض نمیکند چون گذشتهاش را نمیپسندد و برای یک مخالف سکوت میکند چون نگران واکنش دیگران است، قبل از آنکه با حکومت بجنگد، درگیر شکست اخلاقی خودش شده است. عدالت یعنی دفاع از حق انسانها، نه دفاع از قبیله سیاسی خودمان. و برای آنهایی که همیشه آمادهاند هر مطالبهای را به حمایت سیاسی تعبیر کنند، این توضیح ضروری است: نویسنده این مطلب نهتنها مخالف جمهوری اسلامی، بلکه مخالف تمام ساختار، تفکر و کارگزاران نظامی است که امروز بر ایران حکومت میکنند. من نه از میرحسین موسوی دفاع میکنم و نه از کارنامه سیاسی او. من از این اصل دفاع میکنم که هیچ انسانی نباید به دلیل عقیده، اختلاف سیاسی یا پیشینهاش از حقوق بنیادین خود محروم شود دفاع از حقوق یک انسان در برابر ظلم، به معنای تطهیر گذشته یا تأیید مواضع سیاسی او نیست؛ بلکه مرزبندی با خودِ ظلم است.»
#حقوق_بشر #فاطمه_سپهری #میرحسین_موسوی #زندانیان_سیاسی
@Tavaana_TavaanaTech
مریم ابراهیموند، زندانی سیاسی سابق و فیلمساز مستقل، در متنی که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده، با اشاره به وضعیت سلامت میرحسین موسوی و فاطمه سپهری، به نقد رویکرد گزینشی در دفاع از حقوق بشر پرداخته و بر ضرورت تفکیک مخالفت سیاسی از دفاع از حقوق انسانی تأکید کرده است.
متن خانم ابراهیموند به شرح زیر است:
«حال میرحسین موسوی خوب نیست و رسیدگی پزشکی نمی شود : مشکل اینجاست که ما هنوز نتوانستهایم میان مخالفت سیاسی و دفاع از حقوق انسانی تفاوت قائل شویم. وقتی فاطمه سپهری در زندان بیمار است، بخشی از جامعه سکوت میکند. وقتی میرحسین موسوی در حصر بیمار است، بخش دیگری سکوت میکند. هر گروه فقط از قربانیان خود دفاع میکند و رنج دیگران را نادیده میگیرد. با این منطق هرگز نمیتوان بر جمهوری اسلامی غلبه کرد؛ زیرا این همان منطقی است که خود جمهوری اسلامی سالها بر اساس آن حکومت کرده است: تقسیم انسانها به «خودی» و «غیرخودی». اگر قرار باشد فقط برای کسانی فریاد بزنیم که کاملاً شبیه ما فکر میکنند، اگر از ترس برچسب خوردن در برابر ظلم سکوت کنیم، اگر زندان، حصر، سانسور و محرومیت را بر اساس هویت قربانی قضاوت کنیم، در حقیقت هنوز از منطق استبداد عبور نکردهایم. جامعهای که برای یک زندانی سیاسی قلم نمیزند چون از او خوشش نمیآید، برای یک محصور اعتراض نمیکند چون گذشتهاش را نمیپسندد و برای یک مخالف سکوت میکند چون نگران واکنش دیگران است، قبل از آنکه با حکومت بجنگد، درگیر شکست اخلاقی خودش شده است. عدالت یعنی دفاع از حق انسانها، نه دفاع از قبیله سیاسی خودمان. و برای آنهایی که همیشه آمادهاند هر مطالبهای را به حمایت سیاسی تعبیر کنند، این توضیح ضروری است: نویسنده این مطلب نهتنها مخالف جمهوری اسلامی، بلکه مخالف تمام ساختار، تفکر و کارگزاران نظامی است که امروز بر ایران حکومت میکنند. من نه از میرحسین موسوی دفاع میکنم و نه از کارنامه سیاسی او. من از این اصل دفاع میکنم که هیچ انسانی نباید به دلیل عقیده، اختلاف سیاسی یا پیشینهاش از حقوق بنیادین خود محروم شود دفاع از حقوق یک انسان در برابر ظلم، به معنای تطهیر گذشته یا تأیید مواضع سیاسی او نیست؛ بلکه مرزبندی با خودِ ظلم است.»
#حقوق_بشر #فاطمه_سپهری #میرحسین_موسوی #زندانیان_سیاسی
@Tavaana_TavaanaTech
👍8❤3👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زرتشت احمدی راغب از زندان مرکزی کرج: آزادی، صلح و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود خواسته ملت ایران است
زرتشت احمدی راغب، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی کرج، در پیامی صوتی به مناسبت سالگرد انتشار «بیانیه ۱۴»، ضمن اشاره به شرایط زندانیان سیاسی و وضعیت کنونی کشور، بر ضرورت آزادی، صلح، انتخابات آزاد و پایان دادن به چرخه سرکوب و استبداد در ایران تأکید کرد.
او در ابتدای این پیام با اشاره به فرارسیدن خردادماه و سالگرد انتشار بیانیه ۱۴ گفت که اگرچه بسیاری از امضاکنندگان این بیانیه در سالهای گذشته با بازداشت، زندان و فشارهای امنیتی روبهرو شدهاند و برخی از آنان همچنان در زندان به سر میبرند، اما مطالبات مطرحشده در این بیانیه همچنان زنده است و هر روز افراد بیشتری با آن همراه میشوند.
احمدی راغب با اشاره به سایه جنگ و پیامدهای آن برای جامعه ایران اظهار داشت که در شرایط بحرانی، حکومتهای استبدادی از محدودیت گردش آزاد اطلاعات برای پنهان کردن واقعیتها و توجیه سرکوب بهره میبرند. او با یادآوری جنگ هشتساله ایران و عراق تأکید کرد که مردم ایران هزینههای سنگین جنگ، سرکوب و سوءمدیریت را به خوبی به خاطر دارند و نباید اجازه داد فضای جنگی به ابزاری برای نادیده گرفتن مطالبات مردم تبدیل شود.
این زندانی سیاسی همچنین از تجربه شخصی خود در زندان سخن گفت و اظهار داشت که در اسفندماه ۱۴۰۴ به دلیل خواندن سرود «ایران» و سر دادن شعار «زن، زندگی، آزادی» به سلول انفرادی منتقل شده و ۸۵ روز را در شرایط سخت انفرادی و بندهای بسته سپری کرده است. او تأکید کرد که در نبود رسانههای آزاد و نظارت عمومی، امکان نقض حقوق زندانیان و شهروندان افزایش مییابد و دستگاههای سرکوبگر با آزادی عمل بیشتری رفتار میکنند.
احمدی راغب با اشاره به مشکلات قلبی و ریوی خود در دوران حبس گفت که تا مرز از دست دادن جان پیش رفته است، اما رنج شخصی خود را در برابر مشکلات گستردهای که میلیونها ایرانی با آن دستوپنجه نرم میکنند ناچیز میداند. او فقر، فساد، تورم، گرانی، سرکوب آزادیهای مدنی و سیاسی و محروم شدن مردم از مشارکت در تعیین سرنوشت خویش را از مهمترین بحرانهای امروز ایران برشمرد.
او همچنین از سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی انتقاد کرد و گفت در حالی که حکومت مدعی دفاع از حقوق مردم در کشورهای دیگر است، حقوق بشر، کرامت انسانی و آزادیهای اساسی در داخل ایران به طور گسترده نقض میشود.
زرتشت احمدی راغب در پایان ابراز امیدواری کرد که مردم ایران بتوانند سرنوشت خود را به دست گیرند و از طریق انتخابات آزاد، نمایندگان شایسته خود را برای اداره کشور برگزینند. او همچنین خواستار آزادی تمامی زندانیان سیاسی، تدوین قانون اساسی جدید و پایان یافتن چرخه خشونت، اعدام، سانسور، سرکوب، فقر، فساد و استبداد شد و تأکید کرد که آزادی، عدالت، حقوق بشر و صلح باید به ارزشهای پایدار و بنیادین در آینده ایران تبدیل شوند.
#زرتشت_احمدی_راغب #بیانیه #زندانی_سیاسی #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
زرتشت احمدی راغب، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی کرج، در پیامی صوتی به مناسبت سالگرد انتشار «بیانیه ۱۴»، ضمن اشاره به شرایط زندانیان سیاسی و وضعیت کنونی کشور، بر ضرورت آزادی، صلح، انتخابات آزاد و پایان دادن به چرخه سرکوب و استبداد در ایران تأکید کرد.
او در ابتدای این پیام با اشاره به فرارسیدن خردادماه و سالگرد انتشار بیانیه ۱۴ گفت که اگرچه بسیاری از امضاکنندگان این بیانیه در سالهای گذشته با بازداشت، زندان و فشارهای امنیتی روبهرو شدهاند و برخی از آنان همچنان در زندان به سر میبرند، اما مطالبات مطرحشده در این بیانیه همچنان زنده است و هر روز افراد بیشتری با آن همراه میشوند.
احمدی راغب با اشاره به سایه جنگ و پیامدهای آن برای جامعه ایران اظهار داشت که در شرایط بحرانی، حکومتهای استبدادی از محدودیت گردش آزاد اطلاعات برای پنهان کردن واقعیتها و توجیه سرکوب بهره میبرند. او با یادآوری جنگ هشتساله ایران و عراق تأکید کرد که مردم ایران هزینههای سنگین جنگ، سرکوب و سوءمدیریت را به خوبی به خاطر دارند و نباید اجازه داد فضای جنگی به ابزاری برای نادیده گرفتن مطالبات مردم تبدیل شود.
این زندانی سیاسی همچنین از تجربه شخصی خود در زندان سخن گفت و اظهار داشت که در اسفندماه ۱۴۰۴ به دلیل خواندن سرود «ایران» و سر دادن شعار «زن، زندگی، آزادی» به سلول انفرادی منتقل شده و ۸۵ روز را در شرایط سخت انفرادی و بندهای بسته سپری کرده است. او تأکید کرد که در نبود رسانههای آزاد و نظارت عمومی، امکان نقض حقوق زندانیان و شهروندان افزایش مییابد و دستگاههای سرکوبگر با آزادی عمل بیشتری رفتار میکنند.
احمدی راغب با اشاره به مشکلات قلبی و ریوی خود در دوران حبس گفت که تا مرز از دست دادن جان پیش رفته است، اما رنج شخصی خود را در برابر مشکلات گستردهای که میلیونها ایرانی با آن دستوپنجه نرم میکنند ناچیز میداند. او فقر، فساد، تورم، گرانی، سرکوب آزادیهای مدنی و سیاسی و محروم شدن مردم از مشارکت در تعیین سرنوشت خویش را از مهمترین بحرانهای امروز ایران برشمرد.
او همچنین از سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی انتقاد کرد و گفت در حالی که حکومت مدعی دفاع از حقوق مردم در کشورهای دیگر است، حقوق بشر، کرامت انسانی و آزادیهای اساسی در داخل ایران به طور گسترده نقض میشود.
زرتشت احمدی راغب در پایان ابراز امیدواری کرد که مردم ایران بتوانند سرنوشت خود را به دست گیرند و از طریق انتخابات آزاد، نمایندگان شایسته خود را برای اداره کشور برگزینند. او همچنین خواستار آزادی تمامی زندانیان سیاسی، تدوین قانون اساسی جدید و پایان یافتن چرخه خشونت، اعدام، سانسور، سرکوب، فقر، فساد و استبداد شد و تأکید کرد که آزادی، عدالت، حقوق بشر و صلح باید به ارزشهای پایدار و بنیادین در آینده ایران تبدیل شوند.
#زرتشت_احمدی_راغب #بیانیه #زندانی_سیاسی #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
❤17🕊3💯1
پویا اسماعیلی، مهندس برق ساکن نوشهر، بازداشت شد
پویا اسماعیلی، مهندس برق و ساکن شهرستان نوشهر، روز ۱۹ خرداد در پی یورش مأموران امنیتی بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.
تا زمان تنظیم این خبر، از نهاد بازداشتکننده، محل نگهداری و وضعیت او هیچ اطلاعی در دست نیست و خانواده وی نیز از سرنوشت او بیخبر هستند.
#پویا_اسماعیلی #از_بازداشتیها_بگو #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
پویا اسماعیلی، مهندس برق و ساکن شهرستان نوشهر، روز ۱۹ خرداد در پی یورش مأموران امنیتی بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.
تا زمان تنظیم این خبر، از نهاد بازداشتکننده، محل نگهداری و وضعیت او هیچ اطلاعی در دست نیست و خانواده وی نیز از سرنوشت او بیخبر هستند.
#پویا_اسماعیلی #از_بازداشتیها_بگو #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
💔18❤2🕊1
تمدید یکماهه بازداشت موقت مرتضی عطایی؛ سه ماه بلاتکلیفی در بازداشت
بر اساس اطلاعات رسیده، بازداشت موقت مرتضی عطایی، جوان اهل بجنورد، برای یک ماه دیگر تمدید شده است. او حدود سه ماه است که در بازداشت به سر میبرد و همچنان از آزادی با وثیقه محروم مانده است.
بنا بر این گزارش، اتهاماتی از جمله «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی و خارجی»، «اخلال در نظم و آسایش عمومی» و «تبلیغ علیه نظام» به وی نسبت داده شده است.
پیشتر گزارش شده بود که مرتضی عطایی و نیایش مهرگان در اوایل فروردین ۱۴۰۵ بازداشت شدند و ویدیوهایی از اعترافات اجباری منتسب به آنها توسط نهادهای وابسته به سپاه پاسداران منتشر شد. طبق اطلاعات موجود، از جمله مصادیق اتهامات مطرحشده علیه این دو جوان، حضور در مراسم چهلم جاویدنامان نازلی جانپرور و ملیحه فیروزه، ارسال تصاویر برای رسانهها و عکس گرفتن با پرچم شیروخورشید عنوان شده است.
یک منبع آگاه پیشتر همچنین اعلام کرده بود که در پرونده مرتضی عطایی مواردی چون خرید و فروش کانفینگ و شرکت در اعتراضات نیز به عنوان مصادیق اتهامی مطرح شده است.
با وجود گذشت حدود سه ماه از بازداشت مرتضی عطایی، بازداشت موقت او بار دیگر تمدید شده و همچنان از سرنوشت پرونده و زمان رسیدگی به اتهاماتش اطلاعات دقیقی در دست نیست.
#مرتضی_عطایی #نیایش_مهرگان #بجنورد #از_بازداشتیها_بگو #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات رسیده، بازداشت موقت مرتضی عطایی، جوان اهل بجنورد، برای یک ماه دیگر تمدید شده است. او حدود سه ماه است که در بازداشت به سر میبرد و همچنان از آزادی با وثیقه محروم مانده است.
بنا بر این گزارش، اتهاماتی از جمله «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی و خارجی»، «اخلال در نظم و آسایش عمومی» و «تبلیغ علیه نظام» به وی نسبت داده شده است.
پیشتر گزارش شده بود که مرتضی عطایی و نیایش مهرگان در اوایل فروردین ۱۴۰۵ بازداشت شدند و ویدیوهایی از اعترافات اجباری منتسب به آنها توسط نهادهای وابسته به سپاه پاسداران منتشر شد. طبق اطلاعات موجود، از جمله مصادیق اتهامات مطرحشده علیه این دو جوان، حضور در مراسم چهلم جاویدنامان نازلی جانپرور و ملیحه فیروزه، ارسال تصاویر برای رسانهها و عکس گرفتن با پرچم شیروخورشید عنوان شده است.
یک منبع آگاه پیشتر همچنین اعلام کرده بود که در پرونده مرتضی عطایی مواردی چون خرید و فروش کانفینگ و شرکت در اعتراضات نیز به عنوان مصادیق اتهامی مطرح شده است.
با وجود گذشت حدود سه ماه از بازداشت مرتضی عطایی، بازداشت موقت او بار دیگر تمدید شده و همچنان از سرنوشت پرونده و زمان رسیدگی به اتهاماتش اطلاعات دقیقی در دست نیست.
#مرتضی_عطایی #نیایش_مهرگان #بجنورد #از_بازداشتیها_بگو #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
💔10🕊1
زرتشت احمدی راغب، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی کرج، از تاریخ ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ و همزمان با انتشار پیام صوتی او از زندان، از بند محل نگهداری خود خارج شده و تاکنون، ۲۳ خرداد، هیچ اطلاع دقیقی از محل نگهداری او در دست نیست.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، این زندانی سیاسی به مکانی نامعلوم منتقل شده و نگرانیهای جدی درباره وضعیت او وجود دارد. با توجه به سابقه انتقال زندانیان سیاسی به بازداشتگاههای امنیتی برای بازجویی، این احتمال مطرح است که وی خارج از زندان و تحت بازجویی نهادهای امنیتی قرار داشته باشد.
بیخبری از وضعیت و محل نگهداری زرتشت احمدی راغب، با توجه به مشکلات قلبی و ریوی ایشان، نگرانیها درباره امنیت جانی و سلامت او را افزایش داده است.
صدای زرتشت احمدی راغب و همه زندانیان سیاسی باشیم.
#زرتشت_احمدی_راغب #زندانی_سیاسی #حقوق_بشر #صدای_زندانیان_باشیم
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات منتشرشده، این زندانی سیاسی به مکانی نامعلوم منتقل شده و نگرانیهای جدی درباره وضعیت او وجود دارد. با توجه به سابقه انتقال زندانیان سیاسی به بازداشتگاههای امنیتی برای بازجویی، این احتمال مطرح است که وی خارج از زندان و تحت بازجویی نهادهای امنیتی قرار داشته باشد.
بیخبری از وضعیت و محل نگهداری زرتشت احمدی راغب، با توجه به مشکلات قلبی و ریوی ایشان، نگرانیها درباره امنیت جانی و سلامت او را افزایش داده است.
صدای زرتشت احمدی راغب و همه زندانیان سیاسی باشیم.
#زرتشت_احمدی_راغب #زندانی_سیاسی #حقوق_بشر #صدای_زندانیان_باشیم
@Tavaana_TavaanaTech
💔17❤1👍1🕊1
زرتشت احمدی راغب، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی کرج، از تاریخ ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ و همزمان با انتشار پیام صوتی او از زندان، از بند محل نگهداری خود خارج شده و تاکنون، ۲۳ خرداد، هیچ اطلاع دقیقی از محل نگهداری او در دست نیست.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، این زندانی سیاسی به مکانی نامعلوم منتقل شده و نگرانیهای جدی درباره وضعیت او وجود دارد. با توجه به سابقه انتقال زندانیان سیاسی به بازداشتگاههای امنیتی برای بازجویی، این احتمال مطرح است که وی خارج از زندان و تحت بازجویی نهادهای امنیتی قرار داشته باشد.
بیخبری از وضعیت و محل نگهداری زرتشت احمدی راغب، با توجه به مشکلات قلبی و ریوی ایشان، نگرانیها درباره امنیت جانی و سلامت او را افزایش داده است.
صدای زرتشت احمدی راغب و همه زندانیان سیاسی باشیم.
#زرتشت_احمدی_راغب #زندانی_سیاسی #حقوق_بشر #صدای_زندانیان_باشیم
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات منتشرشده، این زندانی سیاسی به مکانی نامعلوم منتقل شده و نگرانیهای جدی درباره وضعیت او وجود دارد. با توجه به سابقه انتقال زندانیان سیاسی به بازداشتگاههای امنیتی برای بازجویی، این احتمال مطرح است که وی خارج از زندان و تحت بازجویی نهادهای امنیتی قرار داشته باشد.
بیخبری از وضعیت و محل نگهداری زرتشت احمدی راغب، با توجه به مشکلات قلبی و ریوی ایشان، نگرانیها درباره امنیت جانی و سلامت او را افزایش داده است.
صدای زرتشت احمدی راغب و همه زندانیان سیاسی باشیم.
#زرتشت_احمدی_راغب #زندانی_سیاسی #حقوق_بشر #صدای_زندانیان_باشیم
@Tavaana_TavaanaTech
💔18🕊4👍2❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
وحید رجبلو: دسترسیپذیری، ترجمه عملی آزادی است؛ معلولیت، مسئله عدالت و حق است
وحید رجبلو، کارآفرین ایرانی و فعال حوزه حقوق افراد دارای معلولیت که چند سالی است در ایالات متحده آمریکا زندگی میکند، همزمان با دویستوپنجاهمین سالگرد استقلال آمریکا، با انتشار ویدئویی در صفحه اینستاگرام خود، از مفهوم آزادی از منظر افراد دارای معلولیت سخن گفت.
رجبلو در این پیام تأکید کرد که برای او، این مناسبت تنها یک جشن تاریخی نیست، بلکه فرصتی برای تأمل درباره معنای واقعی آزادی است. او نوشت: «برای یک فرد دارای معلولیت، آزادی فقط یک مفهوم سیاسی یا تاریخی نیست؛ آزادی یعنی بتوانی وارد شوی، نه اینکه فقط از بیرون تماشا کنی. یعنی بتوانی درس بخوانی، کار کنی، سفر کنی، انتخاب کنی، دیده شوی و با کرامت زندگی کنی.»
او با اشاره به دستاوردهای آمریکا در حوزه حقوق افراد دارای معلولیت، یکی از مهمترین پیامهای این کشور به جهان را تغییر نگاه از ترحم به حقوق دانست و افزود: «معلولیت نباید موضوع ترحم باشد؛ باید موضوع حق، قانون، دسترسی و فرصت برابر باشد.»
این کارآفرین ایرانی همچنین بر اهمیت دسترسیپذیری تأکید کرد و گفت: «دسترسیپذیری لطف نیست، امتیاز ویژه نیست؛ دسترسیپذیری، ترجمه عملی آزادی است.»
رجبلو در ادامه، با بیان اینکه هیچ جامعهای کامل نیست، اظهار داشت آمریکا توانسته است بسیاری از آزادیها را از سطح شعار به قانون و از قانون به مطالبهای اجتماعی تبدیل کند. او همچنین تأکید کرد که تجربه آمریکا به جهان یادآوری کرده است که معلولیت صرفاً یک مسئله پزشکی نیست، بلکه موضوعی مرتبط با عدالت، حقوق شهروندی و برابری فرصتهاست.
وی در پایان پیام خود نوشت: «برای من، آزادی یعنی دسترسی. آزادی یعنی کرامت. آزادی یعنی مشارکت. آزادی یعنی اینکه هیچ انسانی به خاطر معلولیت از جامعه حذف نشود.»
وحید رجبلو از شناختهشدهترین فعالان ایرانی حوزه حقوق افراد دارای معلولیت و بنیانگذار استارتاپ «توانیتو» است که طی سالهای اخیر فعالیت خود را در ایالات متحده ادامه داده و همچنان درباره حقوق برابر، دسترسیپذیری و مشارکت اجتماعی افراد دارای معلولیت تولید محتوا و فعالیت میکند.
#روز_استقلال #استقلال_آمریکا #آزادی #حقوق_معلولان #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
وحید رجبلو: دسترسیپذیری، ترجمه عملی آزادی است؛ معلولیت، مسئله عدالت و حق است
وحید رجبلو، کارآفرین ایرانی و فعال حوزه حقوق افراد دارای معلولیت که چند سالی است در ایالات متحده آمریکا زندگی میکند، همزمان با دویستوپنجاهمین سالگرد استقلال آمریکا، با انتشار ویدئویی در صفحه اینستاگرام خود، از مفهوم آزادی از منظر افراد دارای معلولیت سخن گفت.
رجبلو در این پیام تأکید کرد که برای او، این مناسبت تنها یک جشن تاریخی نیست، بلکه فرصتی برای تأمل درباره معنای واقعی آزادی است. او نوشت: «برای یک فرد دارای معلولیت، آزادی فقط یک مفهوم سیاسی یا تاریخی نیست؛ آزادی یعنی بتوانی وارد شوی، نه اینکه فقط از بیرون تماشا کنی. یعنی بتوانی درس بخوانی، کار کنی، سفر کنی، انتخاب کنی، دیده شوی و با کرامت زندگی کنی.»
او با اشاره به دستاوردهای آمریکا در حوزه حقوق افراد دارای معلولیت، یکی از مهمترین پیامهای این کشور به جهان را تغییر نگاه از ترحم به حقوق دانست و افزود: «معلولیت نباید موضوع ترحم باشد؛ باید موضوع حق، قانون، دسترسی و فرصت برابر باشد.»
این کارآفرین ایرانی همچنین بر اهمیت دسترسیپذیری تأکید کرد و گفت: «دسترسیپذیری لطف نیست، امتیاز ویژه نیست؛ دسترسیپذیری، ترجمه عملی آزادی است.»
رجبلو در ادامه، با بیان اینکه هیچ جامعهای کامل نیست، اظهار داشت آمریکا توانسته است بسیاری از آزادیها را از سطح شعار به قانون و از قانون به مطالبهای اجتماعی تبدیل کند. او همچنین تأکید کرد که تجربه آمریکا به جهان یادآوری کرده است که معلولیت صرفاً یک مسئله پزشکی نیست، بلکه موضوعی مرتبط با عدالت، حقوق شهروندی و برابری فرصتهاست.
وی در پایان پیام خود نوشت: «برای من، آزادی یعنی دسترسی. آزادی یعنی کرامت. آزادی یعنی مشارکت. آزادی یعنی اینکه هیچ انسانی به خاطر معلولیت از جامعه حذف نشود.»
وحید رجبلو از شناختهشدهترین فعالان ایرانی حوزه حقوق افراد دارای معلولیت و بنیانگذار استارتاپ «توانیتو» است که طی سالهای اخیر فعالیت خود را در ایالات متحده ادامه داده و همچنان درباره حقوق برابر، دسترسیپذیری و مشارکت اجتماعی افراد دارای معلولیت تولید محتوا و فعالیت میکند.
#روز_استقلال #استقلال_آمریکا #آزادی #حقوق_معلولان #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
❤19👌2
محمود نبویان، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، از رئیس قوه قضائیه خواسته است برای دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو حکم قصاص صادر شود و صراحتا از الگوی حمله به سلمان رشدی به عنوان نمونهای برای اجرای این حکم یاد کرده است.
چنین اظهاراتی، صرفنظر از اختلافات سیاسی، به معنای استفاده از یک تریبون رسمی برای تشویق و مشروعیتبخشی به خشونت و ترور است؛ اقدامی که با اصول حقوق بشر، حاکمیت قانون و مسئولیتپذیری مقامات عمومی در تضاد است.
در حالی که میلیونها ایرانی با بحرانهای معیشتی، تورم، بیکاری و محدودیتهای گسترده دستوپنجه نرم میکنند، بخشی از حاکمیت همچنان به جای پاسخگویی به مطالبات شهروندان، از ادبیات تهدید، انتقام و خشونت استفاده میکند؛ آن هم از طریق پلتفرمهای عمومی و بینالمللی که باید محل گفتوگو باشند، نه ترویج ترور.
#نه_به_خشونت #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
چنین اظهاراتی، صرفنظر از اختلافات سیاسی، به معنای استفاده از یک تریبون رسمی برای تشویق و مشروعیتبخشی به خشونت و ترور است؛ اقدامی که با اصول حقوق بشر، حاکمیت قانون و مسئولیتپذیری مقامات عمومی در تضاد است.
در حالی که میلیونها ایرانی با بحرانهای معیشتی، تورم، بیکاری و محدودیتهای گسترده دستوپنجه نرم میکنند، بخشی از حاکمیت همچنان به جای پاسخگویی به مطالبات شهروندان، از ادبیات تهدید، انتقام و خشونت استفاده میکند؛ آن هم از طریق پلتفرمهای عمومی و بینالمللی که باید محل گفتوگو باشند، نه ترویج ترور.
#نه_به_خشونت #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
👍9❤2
با گذشت حدود دو هفته از بازداشت شهاب مشاری؛ همچنان بیاطلاعی از محل نگهداری و تداوم بازجویی
با وجود گذشت حدود دو هفته از بازداشت شهاب مشاری، شهروند ۴۳ ساله ساکن تهران، همچنان هیچ اطلاع دقیقی از محل نگهداری، نهاد بازداشتکننده و اتهامات منتسب به او در دست نیست.
پیشتر گزارش شده بود که آقای مشاری روز دهم تیرماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از تفتیش منزل، وسایل الکترونیکی و گذرنامهاش ضبط شد. او پس از بازداشت تنها یک تماس کوتاه با خانواده خود داشته است.
اکنون یک منبع مطلع میگوید: «به خانواده او اطلاع درستی نمیدهند و تنها اعلام کردهاند که تحقیقات هنوز به پایان نرسیده و پروندهاش تاکنون به دادگاه ارسال نشده است.»
به گفته این منبع، خانواده آقای مشاری وثیقه نیز آماده کردهاند، اما مقامهای مسئول به آنها گفتهاند: «اگر نیازی به تودیع وثیقه باشد، خودمان اطلاع خواهیم داد.» همچنین، به گفته این منبع، از تحویل داروهای تخصصی مورد نیاز شهاب مشاری که خانواده برای او تهیه کردهاند، خودداری شده و به خانواده گفتهاند که دارو توسط مسئولان در اختیار او قرار خواهد گرفت.
ادامه بازداشت در شرایط بلاتکلیفی، تداوم بازجویی، عدم دسترسی به داروهای تخصصی و بیاطلاعی از محل نگهداری شهاب مشاری، نگرانی خانواده او را بهشدت افزایش داده است.
#شهاب_مشاری #از_بازداشتیها_بگو #حقوق_بشر #بازداشت_خودسرانه
@Tavaana_TavaanaTech
با وجود گذشت حدود دو هفته از بازداشت شهاب مشاری، شهروند ۴۳ ساله ساکن تهران، همچنان هیچ اطلاع دقیقی از محل نگهداری، نهاد بازداشتکننده و اتهامات منتسب به او در دست نیست.
پیشتر گزارش شده بود که آقای مشاری روز دهم تیرماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از تفتیش منزل، وسایل الکترونیکی و گذرنامهاش ضبط شد. او پس از بازداشت تنها یک تماس کوتاه با خانواده خود داشته است.
اکنون یک منبع مطلع میگوید: «به خانواده او اطلاع درستی نمیدهند و تنها اعلام کردهاند که تحقیقات هنوز به پایان نرسیده و پروندهاش تاکنون به دادگاه ارسال نشده است.»
به گفته این منبع، خانواده آقای مشاری وثیقه نیز آماده کردهاند، اما مقامهای مسئول به آنها گفتهاند: «اگر نیازی به تودیع وثیقه باشد، خودمان اطلاع خواهیم داد.» همچنین، به گفته این منبع، از تحویل داروهای تخصصی مورد نیاز شهاب مشاری که خانواده برای او تهیه کردهاند، خودداری شده و به خانواده گفتهاند که دارو توسط مسئولان در اختیار او قرار خواهد گرفت.
ادامه بازداشت در شرایط بلاتکلیفی، تداوم بازجویی، عدم دسترسی به داروهای تخصصی و بیاطلاعی از محل نگهداری شهاب مشاری، نگرانی خانواده او را بهشدت افزایش داده است.
#شهاب_مشاری #از_بازداشتیها_بگو #حقوق_بشر #بازداشت_خودسرانه
@Tavaana_TavaanaTech
🕊15❤3💔2
Forwarded from گفتوشنود
حق بیان و حد آن
مرز میان گفتوگوی آزاد و نفرتپراکنی از نگاه حقوق بشر
جان استوارت میل در «رسالهای درباره آزادی» (۱۸۵۹) اصل مشهور «آسیب» را اینگونه نوشت: تنها دلیل موجه برای محدود کردن آزادی بیان یک فرد، جلوگیری از آسیب مستقیم به دیگران است، نه صرف ناخوشایند یا آزاردهنده بودن آن عقیده برای اکثریت.
میل هشدار میداد سرکوب یک عقیده، حتی اگر غلط به نظر برسد، جامعه را از فرصت آزمودن و تقویت حقیقت محروم میکند.
میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR)، که در سال ۱۹۶۶ به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل رسید، در ماده ۱۹ آزادی بیان را حقی بنیادین میشناسد، اما در مادهی ۲۰ صراحتا «هرگونه ترغیب به نفرت ملی، نژادی یا مذهبی که مشوق تبعیض، خصومت یا خشونت باشد» را از دایره این حمایت خارج میکند.
این دو ماده، در کنار هم، همان مرز حقوقیای را ترسیم میکنند که در ادبیات حقوق بشر «تعادل میان دو حق» نامیده میشود.
سوزان بنش، پژوهشگر حقوق بشر در دانشگاه هاروارد، در «چارچوب خطر» (۲۰۱۲) پنج معیار برای تشخیص گفتار خطرناک از گفتار صرفا آزاردهنده پیشنهاد داد. از جمله جایگاه و نفوذ گوینده بر مخاطب، وجود بستر اجتماعی از پیش متشنج، و اینکه آیا خود کلام مستقیما مخاطب را به عمل علیه گروهی دیگر فرا میخواند یا نه.
بنش تاکید داشت صرف تندی یا زننده بودن یک سخن، بهخودیخود آن را در ردیف نفرتپراکنی قابل تعقیب قرار نمیدهد.
نمونه مستندی از این تمایز، رای دیوان اروپایی حقوق بشر در پرونده «ژرسیلد علیه دانمارک» (۱۹۹۴) است، دیوان حکم داد (ژرسلید) روزنامهنگاری که مصاحبهای حاوی اظهارات نژادپرستانه افراد دیگر را پخش کرده بود، خودش مرتکب نفرتپراکنی نشده، چون هدف گزارش، افشای آن پدیده برای افکار عمومی بود، نه ترویج آن.
آنچه از این مبانی حقوقی و فلسفی برمیآید، نشان میدهد خط میان گفتوگوی آزاد و نفرتپراکنی، نه یک قاعده ساده و همیشگی، بلکه ارزیابیای وابسته به بافت، نیت، و پیامد محتمل هر سخن در بستر خاص خودش است.
#آزادی_بیان #نفرت_پراکنی #توهین #حقوق_بشر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مرز میان گفتوگوی آزاد و نفرتپراکنی از نگاه حقوق بشر
جان استوارت میل در «رسالهای درباره آزادی» (۱۸۵۹) اصل مشهور «آسیب» را اینگونه نوشت: تنها دلیل موجه برای محدود کردن آزادی بیان یک فرد، جلوگیری از آسیب مستقیم به دیگران است، نه صرف ناخوشایند یا آزاردهنده بودن آن عقیده برای اکثریت.
میل هشدار میداد سرکوب یک عقیده، حتی اگر غلط به نظر برسد، جامعه را از فرصت آزمودن و تقویت حقیقت محروم میکند.
میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR)، که در سال ۱۹۶۶ به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل رسید، در ماده ۱۹ آزادی بیان را حقی بنیادین میشناسد، اما در مادهی ۲۰ صراحتا «هرگونه ترغیب به نفرت ملی، نژادی یا مذهبی که مشوق تبعیض، خصومت یا خشونت باشد» را از دایره این حمایت خارج میکند.
این دو ماده، در کنار هم، همان مرز حقوقیای را ترسیم میکنند که در ادبیات حقوق بشر «تعادل میان دو حق» نامیده میشود.
سوزان بنش، پژوهشگر حقوق بشر در دانشگاه هاروارد، در «چارچوب خطر» (۲۰۱۲) پنج معیار برای تشخیص گفتار خطرناک از گفتار صرفا آزاردهنده پیشنهاد داد. از جمله جایگاه و نفوذ گوینده بر مخاطب، وجود بستر اجتماعی از پیش متشنج، و اینکه آیا خود کلام مستقیما مخاطب را به عمل علیه گروهی دیگر فرا میخواند یا نه.
بنش تاکید داشت صرف تندی یا زننده بودن یک سخن، بهخودیخود آن را در ردیف نفرتپراکنی قابل تعقیب قرار نمیدهد.
نمونه مستندی از این تمایز، رای دیوان اروپایی حقوق بشر در پرونده «ژرسیلد علیه دانمارک» (۱۹۹۴) است، دیوان حکم داد (ژرسلید) روزنامهنگاری که مصاحبهای حاوی اظهارات نژادپرستانه افراد دیگر را پخش کرده بود، خودش مرتکب نفرتپراکنی نشده، چون هدف گزارش، افشای آن پدیده برای افکار عمومی بود، نه ترویج آن.
آنچه از این مبانی حقوقی و فلسفی برمیآید، نشان میدهد خط میان گفتوگوی آزاد و نفرتپراکنی، نه یک قاعده ساده و همیشگی، بلکه ارزیابیای وابسته به بافت، نیت، و پیامد محتمل هر سخن در بستر خاص خودش است.
#آزادی_بیان #نفرت_پراکنی #توهین #حقوق_بشر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7❤2👌2🥰1💯1
Forwarded from گفتوشنود
ژاکلین ایزاک
مدافع آزادی دین و باور و راوی رنج بازماندگان آزارهای مذهبی
دختری ایزدی که از اسارت داعش گریخته، در پارلمان بریتانیا سخن میگوید. صدایش میلرزد. کنارش زنی مینشیند که راهش را به آنجا باز کرده و سخنانش را ترجمه میکند. این زن، ژاکلین ایزاک است؛ کسی که باور دارد رنج بازماندگان تنها زمانی معنا مییابد که جهان آن را «بشنود».
در ۲۰۱۵، ژاکلین ایزاک در برابر کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا درباره حملات داعش به اقلیتهای دینی عراق و سوریه شهادت داد. او نایب رئیس سازمان «راههای موفقیت» بود؛ سازمانی که بارها به شمال عراق سفر کرده، با آوارگان دیدار کرده و به روایت زنان و دخترانی گوش داده که از اسارت و بردگی جنسی گریخته بودند.
کار ایزاک بر سه تعهد استوار است: دیده و شنیدهشدن جوامع تحت آزار، تاکید بر کرامت انسانی بازماندگان بهجای دیدن آنان صرفا بهعنوان «شواهد» جنایت، و پیوند کنش بشردوستانه با ساختارهای حقوقی. او در ۲۰۱۵ گروهی از متخصصان تروما را همراه خود به عراق برد تا از دخترانی حمایت کنند که مورد تجاوز و شکنجه داعش قرار گرفته بودند.
هدف مرکزی او دفاع از جوامعی بود که رنجشان میتوانست نادیده گرفته شود. کار او شامل پاسخ بشردوستانه اضطراری (توزیع دارو میان آوارگان و ایزدیهای محصور در کوه سنجار)، ترمیم تروما برای بازماندگان اسارت، و کمک به شکلگیری فشار عمومی برای شناسایی جنایتهای داعش بهعنوان نسلکشی بوده است.
الگوی رهبری او را میتوان «ترجمه بین جهانها» نامید؛ توانایی حرکت میان اردوگاههای پناهندگان و نهادهای رسمی. اعتبارش هم از تجربه میدانی میآید و هم از دکترای حقوق از دانشگاه سندیگو و تحصیل در آکسفورد. مهمتر از همه، نقش او تقویت صدای بازماندگان بوده، نه جایگزینی آن با صدای خودش — چنانکه با اخلص، بازماندهی ایزدی، در پارلمان بریتانیا کرد.
کار او در بستری شکل گرفت که در آن وزارت خارجه آمریکا (۲۰۱۶) و کمیسیون تحقیق سازمان ملل، جنایتهای داعش علیه ایزدیها را نسلکشی اعلام کردند. در چنین محیطی، سازمانهای غیردولتی نقشی کلیدی ایفا کردند: بازماندگان به واسطههای قابلاعتماد نیاز داشتند و دولتها برای اقدام، به مستندسازی و فشار عمومی نیازمند بودند.
▪️درسهایی برای ایران
درس نخست: حفاظت از اقلیتها باید مسئلهای مدنی و عمومی باشد، نه دغدغهی یک گروه محدود.
درس دوم: قدرت مستندسازی، حتی وقتی عدالت فوری ممکن نیست.
درس سوم: نباید با بازماندگان مانند نمادهای رسانهای رفتار کرد.
کنشگری موثر نیازمند صبر، چندساحتیبودن و اعتباری است که از کارآمدی عملی، نه فقط از کلمات قاطع، به دست میآید.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«ژاکلین ایزاک: مدافع آزادی دین و باور و راوی رنج بازماندگان آزارهای مذهبی»
https://dialog.tavaana.org/jacqueline-isaac/
#آزادی_دین #رواداری #حقوق_بشر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مدافع آزادی دین و باور و راوی رنج بازماندگان آزارهای مذهبی
دختری ایزدی که از اسارت داعش گریخته، در پارلمان بریتانیا سخن میگوید. صدایش میلرزد. کنارش زنی مینشیند که راهش را به آنجا باز کرده و سخنانش را ترجمه میکند. این زن، ژاکلین ایزاک است؛ کسی که باور دارد رنج بازماندگان تنها زمانی معنا مییابد که جهان آن را «بشنود».
در ۲۰۱۵، ژاکلین ایزاک در برابر کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا درباره حملات داعش به اقلیتهای دینی عراق و سوریه شهادت داد. او نایب رئیس سازمان «راههای موفقیت» بود؛ سازمانی که بارها به شمال عراق سفر کرده، با آوارگان دیدار کرده و به روایت زنان و دخترانی گوش داده که از اسارت و بردگی جنسی گریخته بودند.
کار ایزاک بر سه تعهد استوار است: دیده و شنیدهشدن جوامع تحت آزار، تاکید بر کرامت انسانی بازماندگان بهجای دیدن آنان صرفا بهعنوان «شواهد» جنایت، و پیوند کنش بشردوستانه با ساختارهای حقوقی. او در ۲۰۱۵ گروهی از متخصصان تروما را همراه خود به عراق برد تا از دخترانی حمایت کنند که مورد تجاوز و شکنجه داعش قرار گرفته بودند.
هدف مرکزی او دفاع از جوامعی بود که رنجشان میتوانست نادیده گرفته شود. کار او شامل پاسخ بشردوستانه اضطراری (توزیع دارو میان آوارگان و ایزدیهای محصور در کوه سنجار)، ترمیم تروما برای بازماندگان اسارت، و کمک به شکلگیری فشار عمومی برای شناسایی جنایتهای داعش بهعنوان نسلکشی بوده است.
الگوی رهبری او را میتوان «ترجمه بین جهانها» نامید؛ توانایی حرکت میان اردوگاههای پناهندگان و نهادهای رسمی. اعتبارش هم از تجربه میدانی میآید و هم از دکترای حقوق از دانشگاه سندیگو و تحصیل در آکسفورد. مهمتر از همه، نقش او تقویت صدای بازماندگان بوده، نه جایگزینی آن با صدای خودش — چنانکه با اخلص، بازماندهی ایزدی، در پارلمان بریتانیا کرد.
کار او در بستری شکل گرفت که در آن وزارت خارجه آمریکا (۲۰۱۶) و کمیسیون تحقیق سازمان ملل، جنایتهای داعش علیه ایزدیها را نسلکشی اعلام کردند. در چنین محیطی، سازمانهای غیردولتی نقشی کلیدی ایفا کردند: بازماندگان به واسطههای قابلاعتماد نیاز داشتند و دولتها برای اقدام، به مستندسازی و فشار عمومی نیازمند بودند.
▪️درسهایی برای ایران
درس نخست: حفاظت از اقلیتها باید مسئلهای مدنی و عمومی باشد، نه دغدغهی یک گروه محدود.
درس دوم: قدرت مستندسازی، حتی وقتی عدالت فوری ممکن نیست.
درس سوم: نباید با بازماندگان مانند نمادهای رسانهای رفتار کرد.
کنشگری موثر نیازمند صبر، چندساحتیبودن و اعتباری است که از کارآمدی عملی، نه فقط از کلمات قاطع، به دست میآید.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«ژاکلین ایزاک: مدافع آزادی دین و باور و راوی رنج بازماندگان آزارهای مذهبی»
https://dialog.tavaana.org/jacqueline-isaac/
#آزادی_دین #رواداری #حقوق_بشر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤5🕊5
وکیل نابینایی که با پای شکسته از دست حکومت چین گریخت
مردی نابینا از کودکی، بدون هیچ مدرک حقوقی رسمی، جرات کرد از دولت چین بهخاطر عقیمسازی اجباری هزاران زن شکایت کند.
نتیجه؟ بازداشت خانگی، ضربوشتم، و در نهایت فراری دراماتیک با پای شکسته به سفارت آمریکا. این داستان چن گوانگچنگ است؛ وکیلی «پابرهنه» که نشان داد حتی بدون مجوز رسمی، میتوان صدای عدالت شد.
▪️وکلای پابرهنه و جنبش ویکوان چیستند؟
«وکلای پابرهنه» فعالان حقوقی خودآموختهای در چیناند که شکایات مدنی ثبت میکنند و خدمات رایگان ارائه میدهند؛ نامشان الهامگرفته از «پزشکان پابرهنه» دوران مائو است. آنها بخشی از جنبش بزرگتر «ویکوان» (حفاظت از حقوق)اند که شامل وکلای حرفهای و فعالان است و به کارگران، روستاییان، روزنامهنگاران و قربانیان تبعیض کمک میکند؛ تعدادشان تنها چند ده نفر است.
▪️شرایط حقوقی چین؛ و شباهت با ایران
چین پسامائو مدعی «حاکمیت قانون» شد، اما میراث دورانی که قانون در خدمت حزب بود همچنان پابرجاست؛ وکلای حقوق بشری با آزار، لغو پروانه و زندان روبهرو میشوند. قانون «وکلا» در ۱۹۹۶ استقلال بیشتری داد، اما اصلاحات اخیر این حرفه را محدودتر کرده است. در ایران نیز دستگاه قضایی استقلال وکلا را مشابه محدود میکند.
▪️اهداف و مقاصد
وکلای ویکوان بر ارائه کمک حقوقی به کسانی متمرکزند که به خدمات حقوقی دسترسی ندارند؛ از کارگران و ساکنان روستایی گرفته تا روزنامهنگاران تحت سانسور. آنها با آموزش دانش حقوقی پایه و میانجیگری در اختلافات، پلی میان جوامع روستایی و نظام حقوقی ساختهاند؛ هدفشان افزایش آگاهی شهروندان از حقوق قانونی و طلب عدالت برای جوامع حاشیهنشین است.
▪️چن گوانگچنگ؛ از روستا تا سفارت آمریکا
چن گوانگچنگ در ۲۰۰۵ با دادخواستی دستهجمعی، مقامات شاندونگ را به عقیمسازی و سقط اجباری زنان برای اجرای سیاست تکفرزندی متهم کرد؛ پیشتر نیز ۷۹ روستا را علیه یک کارخانه آلاینده بسیج کرده بود. شهرتش حمایت گستردهای جلب کرد، اما به بازداشت خانگی و آزار خانوادهاش انجامید؛ تا فرار نهایی او به سفارت آمریکا در ۲۰۱۲.
▪️نتیجهگیری: درسهایی برای فعالان حقوقی
جنبش ویکوان و چن گوانگچنگ نشان میدهند آگاهی ابتدایی از حقوق، حتی بدون تخصص کامل حقوقی، میتواند شهروندان را برای مقابله با سرکوب توانمند سازد. اهمیت شبکههای حمایتی محلی و پوشش بینالمللی رسانهای، همانطور که در پرونده چن دیده شد، نقشی حیاتی در تقویت تاثیر فعالان دارد؛ درسی که برای فضای مشابه ایران نیز کاربرد دارد.
نسخه کامل این مطالعه موردی را در وبسایت آموزشکده توانا بخوانید
وکلای پابرهنه و جنبش وِیکوان در چین
https://tavaana.org/barefoot-lawyers-weiquan-china-chen-guangcheng/
#حقوق_بشر #وکیل #کنشگری #جامعه_مدنی
@Tavaana_TavaanaTech
مردی نابینا از کودکی، بدون هیچ مدرک حقوقی رسمی، جرات کرد از دولت چین بهخاطر عقیمسازی اجباری هزاران زن شکایت کند.
نتیجه؟ بازداشت خانگی، ضربوشتم، و در نهایت فراری دراماتیک با پای شکسته به سفارت آمریکا. این داستان چن گوانگچنگ است؛ وکیلی «پابرهنه» که نشان داد حتی بدون مجوز رسمی، میتوان صدای عدالت شد.
▪️وکلای پابرهنه و جنبش ویکوان چیستند؟
«وکلای پابرهنه» فعالان حقوقی خودآموختهای در چیناند که شکایات مدنی ثبت میکنند و خدمات رایگان ارائه میدهند؛ نامشان الهامگرفته از «پزشکان پابرهنه» دوران مائو است. آنها بخشی از جنبش بزرگتر «ویکوان» (حفاظت از حقوق)اند که شامل وکلای حرفهای و فعالان است و به کارگران، روستاییان، روزنامهنگاران و قربانیان تبعیض کمک میکند؛ تعدادشان تنها چند ده نفر است.
▪️شرایط حقوقی چین؛ و شباهت با ایران
چین پسامائو مدعی «حاکمیت قانون» شد، اما میراث دورانی که قانون در خدمت حزب بود همچنان پابرجاست؛ وکلای حقوق بشری با آزار، لغو پروانه و زندان روبهرو میشوند. قانون «وکلا» در ۱۹۹۶ استقلال بیشتری داد، اما اصلاحات اخیر این حرفه را محدودتر کرده است. در ایران نیز دستگاه قضایی استقلال وکلا را مشابه محدود میکند.
▪️اهداف و مقاصد
وکلای ویکوان بر ارائه کمک حقوقی به کسانی متمرکزند که به خدمات حقوقی دسترسی ندارند؛ از کارگران و ساکنان روستایی گرفته تا روزنامهنگاران تحت سانسور. آنها با آموزش دانش حقوقی پایه و میانجیگری در اختلافات، پلی میان جوامع روستایی و نظام حقوقی ساختهاند؛ هدفشان افزایش آگاهی شهروندان از حقوق قانونی و طلب عدالت برای جوامع حاشیهنشین است.
▪️چن گوانگچنگ؛ از روستا تا سفارت آمریکا
چن گوانگچنگ در ۲۰۰۵ با دادخواستی دستهجمعی، مقامات شاندونگ را به عقیمسازی و سقط اجباری زنان برای اجرای سیاست تکفرزندی متهم کرد؛ پیشتر نیز ۷۹ روستا را علیه یک کارخانه آلاینده بسیج کرده بود. شهرتش حمایت گستردهای جلب کرد، اما به بازداشت خانگی و آزار خانوادهاش انجامید؛ تا فرار نهایی او به سفارت آمریکا در ۲۰۱۲.
▪️نتیجهگیری: درسهایی برای فعالان حقوقی
جنبش ویکوان و چن گوانگچنگ نشان میدهند آگاهی ابتدایی از حقوق، حتی بدون تخصص کامل حقوقی، میتواند شهروندان را برای مقابله با سرکوب توانمند سازد. اهمیت شبکههای حمایتی محلی و پوشش بینالمللی رسانهای، همانطور که در پرونده چن دیده شد، نقشی حیاتی در تقویت تاثیر فعالان دارد؛ درسی که برای فضای مشابه ایران نیز کاربرد دارد.
نسخه کامل این مطالعه موردی را در وبسایت آموزشکده توانا بخوانید
وکلای پابرهنه و جنبش وِیکوان در چین
https://tavaana.org/barefoot-lawyers-weiquan-china-chen-guangcheng/
#حقوق_بشر #وکیل #کنشگری #جامعه_مدنی
@Tavaana_TavaanaTech
❤14💯1💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درخواست فوری برای توقف اجرای حکم اعدام و نجات جان علی زارعی
ما، جمعی از زندانیان سیاسی و دو تن از آسیبدیدگان خیزشهای اعتراضی دهههای اخیر، با توجه به خطر قریبالوقوع اجرای حکم اعدام علی زارعی، از سازمان ملل متحد، دبیرکل سازمان ملل، عفو بینالملل و سایر نهادهای بینالمللی و ملی مدافع حقوق بشر درخواست میکنیم با اتخاذ اقدامات فوری و مؤثر، برای توقف اجرای این حکم و صیانت از حق حیات وی اقدام کنند.
علی زارعی، از آسیبدیدگان چشمی اعتراضات سال ۱۴۰۱، به مجازات اعدام محکوم شده است. بر اساس اطلاعات و نگرانیهای مطرحشده درباره روند رسیدگی به پرونده، وی از دادرسی عادلانه و شفاف و دسترسی مؤثر به حق دفاع و وکیل برخوردار نبوده است. همچنین با توجه به آسیب جسمانی و وضعیت پزشکی وی، دسترسی فوری به خدمات و مراقبتهای پزشکی ضروری است.
این درخواست را امضا و حمایت میکنیم:
رضا مهرگان — زندانی سیاسی سابق
مازیار ابراهیمی — زندانی امنیتی سابق
مسعود علیزاده — زندانی سیاسی و بازداشتی کهریزک در سال ۱۳۸۸
یلدا دهقانی — زندانی سیاسی سال ۱۴۰۲
هومان موسوی — زندانی سیاسی سال ۱۳۸۸
ساموئل داود — آسیبدیده سال ۱۳۸۸
داریوش عمرانزاده — زندانی سیاسی سال ۱۳۹۶
دانیال عیوضی — آسیبدیده دیماه ۱۴۰۴
از تمامی نهادهای حقوق بشری و مراجع بینالمللی ذیربط میخواهیم برای جلوگیری از اجرای حکم و تضمین حق حیات، سلامت و برخورداری او از دادرسی عادلانه، فوراً اقدام کنند.
Urgent Appeal to Stop the Execution of Ali Zarei
We, a group of political prisoners and two survivors of protest crackdowns in recent decades, urgently appeal to the United Nations, the UN Secretary-General, Amnesty International, and other national and international human rights organizations to take immediate and effective action to stop the execution of Ali Zarei and protect his right to life.
Ali Zarei, who suffered an eye injury during the 2022 protests, has been sentenced to death. Serious concerns have been raised regarding his access to a fair and transparent trial, effective legal representation, and the right to a proper defense. Given his physical injuries and medical condition, he also urgently requires appropriate medical care.
We call for the immediate suspension of his execution and urgent measures to safeguard his life and rights.
#علی_زارعی #نجات_علی_زارعی #توقف_اعدام #نه_به_اعدام #حقوق_بشر ایران
@Tavaana_TavaanaTech
ما، جمعی از زندانیان سیاسی و دو تن از آسیبدیدگان خیزشهای اعتراضی دهههای اخیر، با توجه به خطر قریبالوقوع اجرای حکم اعدام علی زارعی، از سازمان ملل متحد، دبیرکل سازمان ملل، عفو بینالملل و سایر نهادهای بینالمللی و ملی مدافع حقوق بشر درخواست میکنیم با اتخاذ اقدامات فوری و مؤثر، برای توقف اجرای این حکم و صیانت از حق حیات وی اقدام کنند.
علی زارعی، از آسیبدیدگان چشمی اعتراضات سال ۱۴۰۱، به مجازات اعدام محکوم شده است. بر اساس اطلاعات و نگرانیهای مطرحشده درباره روند رسیدگی به پرونده، وی از دادرسی عادلانه و شفاف و دسترسی مؤثر به حق دفاع و وکیل برخوردار نبوده است. همچنین با توجه به آسیب جسمانی و وضعیت پزشکی وی، دسترسی فوری به خدمات و مراقبتهای پزشکی ضروری است.
این درخواست را امضا و حمایت میکنیم:
رضا مهرگان — زندانی سیاسی سابق
مازیار ابراهیمی — زندانی امنیتی سابق
مسعود علیزاده — زندانی سیاسی و بازداشتی کهریزک در سال ۱۳۸۸
یلدا دهقانی — زندانی سیاسی سال ۱۴۰۲
هومان موسوی — زندانی سیاسی سال ۱۳۸۸
ساموئل داود — آسیبدیده سال ۱۳۸۸
داریوش عمرانزاده — زندانی سیاسی سال ۱۳۹۶
دانیال عیوضی — آسیبدیده دیماه ۱۴۰۴
از تمامی نهادهای حقوق بشری و مراجع بینالمللی ذیربط میخواهیم برای جلوگیری از اجرای حکم و تضمین حق حیات، سلامت و برخورداری او از دادرسی عادلانه، فوراً اقدام کنند.
Urgent Appeal to Stop the Execution of Ali Zarei
We, a group of political prisoners and two survivors of protest crackdowns in recent decades, urgently appeal to the United Nations, the UN Secretary-General, Amnesty International, and other national and international human rights organizations to take immediate and effective action to stop the execution of Ali Zarei and protect his right to life.
Ali Zarei, who suffered an eye injury during the 2022 protests, has been sentenced to death. Serious concerns have been raised regarding his access to a fair and transparent trial, effective legal representation, and the right to a proper defense. Given his physical injuries and medical condition, he also urgently requires appropriate medical care.
We call for the immediate suspension of his execution and urgent measures to safeguard his life and rights.
#علی_زارعی #نجات_علی_زارعی #توقف_اعدام #نه_به_اعدام #حقوق_بشر ایران
@Tavaana_TavaanaTech
🕊29❤12
جایزه حقوق بشر «اسکات کرازبی» ۲۰۲۶ به نسرین ستوده اهدا شد؛ تقدیر انجمن وکلای کیفری اروپا از بیش از دو دهه استقامت در دفاع از حقوق بشر
انجمن وکلای کیفری اروپا، جایزه حقوق بشر «اسکات کرازبی» در سال ۲۰۲۶ را به پاس بیش از دو دهه فعالیت مستمر نسرین ستوده، وکیل دادگستری و مدافع حقوق بشر ایرانی، به او اختصاص داد. مراسم اهدای این جایزه روز شنبه ۳ اکتبر (۱۱ مهر ۱۴۰۵) در جریان کنفرانس پاییزی این انجمن در هتل و مرکز کنفرانس بینالمللی تیرانا، پایتخت آلبانی، برگزار شد.
در این مراسم، نیما خندان به نمایندگی از مادرش این جایزه را دریافت کرد. انجمن وکلای کیفری اروپا با اشاره به سالها حبس، فشارهای قضایی، محدودیتهای حرفهای و آسیبهای وارده به خانواده نسرین ستوده، اعلام کرد که این نشان به پاس تعهد او به دفاع از حقوق بنیادین، حقوق زنان، استقلال حرفه وکالت، حق دفاع و برخورداری از دادرسی عادلانه اهدا شده است.
مراسم با سخنرانی وانیا کوستا راموس، رئیس انجمن وکلای کیفری اروپا، آغاز شد و الکسیس آناگنوستاکیس، مسئول حقوق بشر این نهاد، بخش اهدای جایزه را بر عهده داشت. همچنین مارگارت ساترثویت، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور استقلال قضات و وکلا و استاد حقوق دانشگاه نیویورک، به عنوان مهمان ویژه در این نشست حضور یافت و پیرامون ضرورت حمایت از وکلای مستقل و مدافعان حقوق بشر سخنرانی کرد.
نسرین ستوده طی بیش از دو دهه فعالیت حقوقی، وکالت شمار قابلتوجهی از فعالان سیاسی، روزنامهنگاران، زنان معترض به حجاب اجباری، اقلیتها و زندانیان محکوم به اعدام را بر عهده داشته است.
جایزه حقوق بشر «اسکات کرازبی» که به یاد این وکیل فقید اسکاتلندی و مدافع حقوق وکلای تحت فشار نامگذاری شده است، سالانه به چهرههایی تعلق میگیرد که نقش برجستهای در دفاع از حاکمیت قانون، حقوق بنیادین و استقلال نهاد وکالت ایفا کردهاند.
#نسرین_ستوده #وکیل #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
انجمن وکلای کیفری اروپا، جایزه حقوق بشر «اسکات کرازبی» در سال ۲۰۲۶ را به پاس بیش از دو دهه فعالیت مستمر نسرین ستوده، وکیل دادگستری و مدافع حقوق بشر ایرانی، به او اختصاص داد. مراسم اهدای این جایزه روز شنبه ۳ اکتبر (۱۱ مهر ۱۴۰۵) در جریان کنفرانس پاییزی این انجمن در هتل و مرکز کنفرانس بینالمللی تیرانا، پایتخت آلبانی، برگزار شد.
در این مراسم، نیما خندان به نمایندگی از مادرش این جایزه را دریافت کرد. انجمن وکلای کیفری اروپا با اشاره به سالها حبس، فشارهای قضایی، محدودیتهای حرفهای و آسیبهای وارده به خانواده نسرین ستوده، اعلام کرد که این نشان به پاس تعهد او به دفاع از حقوق بنیادین، حقوق زنان، استقلال حرفه وکالت، حق دفاع و برخورداری از دادرسی عادلانه اهدا شده است.
مراسم با سخنرانی وانیا کوستا راموس، رئیس انجمن وکلای کیفری اروپا، آغاز شد و الکسیس آناگنوستاکیس، مسئول حقوق بشر این نهاد، بخش اهدای جایزه را بر عهده داشت. همچنین مارگارت ساترثویت، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور استقلال قضات و وکلا و استاد حقوق دانشگاه نیویورک، به عنوان مهمان ویژه در این نشست حضور یافت و پیرامون ضرورت حمایت از وکلای مستقل و مدافعان حقوق بشر سخنرانی کرد.
نسرین ستوده طی بیش از دو دهه فعالیت حقوقی، وکالت شمار قابلتوجهی از فعالان سیاسی، روزنامهنگاران، زنان معترض به حجاب اجباری، اقلیتها و زندانیان محکوم به اعدام را بر عهده داشته است.
جایزه حقوق بشر «اسکات کرازبی» که به یاد این وکیل فقید اسکاتلندی و مدافع حقوق وکلای تحت فشار نامگذاری شده است، سالانه به چهرههایی تعلق میگیرد که نقش برجستهای در دفاع از حاکمیت قانون، حقوق بنیادین و استقلال نهاد وکالت ایفا کردهاند.
#نسرین_ستوده #وکیل #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
❤12🕊2👍1
وزارت خارجه آمریکا: جمهوری اسلامی کودکان را از ۱۲ سالگی برای مقاصد نظامی جذب میکند
وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا در گزارش سالانه جدید خود درباره قاچاق انسان، جمهوری اسلامی ایران را در پایینترین سطح ممکن یعنی «رده سوم (Tier 3)» قرار داد و اعلام کرد که حکومت ایران حداقل استانداردهای لازم برای مقابله با قاچاق انسان را رعایت نکرده و هیچگونه تلاش معناداری در این زمینه انجام نمیدهد.
این گزارش که روز پنجشنبه منتشر شد، مقامهای جمهوری اسلامی را به ارتکاب و تسهیل جرایم قاچاق انسان بدون مجازات متهم کرده و تصریح نموده است که ساختارهای حکومتی در ایران، سیاست سیستماتیکی را برای جذب اجباری کودکان در گروههای مسلح دنبال میکنند.
بر اساس یافتههای وزارت خارجه آمریکا، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی شبهنظامی بسیج، علاوه بر کودکان ایرانی، مهاجران آسیبپذیر افغان، پاکستانی و سوری را نیز برای اهداف نظامی و امنیتی بهکار میگیرند. این گزارش میافزاید که سپاه پاسداران در جریان کارزارهای جذب نیروی خود، حداقل سن برای انجام برخی فعالیتهای امنیتی و نظامی را به ۱۲ سال کاهش داده است.
نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به استثمار کودکان و پناهجویان در ساختارهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی هشدار داده و این اقدامات را مصداق بارز جنایت و نقض فاحش کنوانسیونهای بینالمللی حقوق کودک دانستهاند.
#قاچاق_انسان #کودک_سرباز #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaabaTech
وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا در گزارش سالانه جدید خود درباره قاچاق انسان، جمهوری اسلامی ایران را در پایینترین سطح ممکن یعنی «رده سوم (Tier 3)» قرار داد و اعلام کرد که حکومت ایران حداقل استانداردهای لازم برای مقابله با قاچاق انسان را رعایت نکرده و هیچگونه تلاش معناداری در این زمینه انجام نمیدهد.
این گزارش که روز پنجشنبه منتشر شد، مقامهای جمهوری اسلامی را به ارتکاب و تسهیل جرایم قاچاق انسان بدون مجازات متهم کرده و تصریح نموده است که ساختارهای حکومتی در ایران، سیاست سیستماتیکی را برای جذب اجباری کودکان در گروههای مسلح دنبال میکنند.
بر اساس یافتههای وزارت خارجه آمریکا، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی شبهنظامی بسیج، علاوه بر کودکان ایرانی، مهاجران آسیبپذیر افغان، پاکستانی و سوری را نیز برای اهداف نظامی و امنیتی بهکار میگیرند. این گزارش میافزاید که سپاه پاسداران در جریان کارزارهای جذب نیروی خود، حداقل سن برای انجام برخی فعالیتهای امنیتی و نظامی را به ۱۲ سال کاهش داده است.
نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به استثمار کودکان و پناهجویان در ساختارهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی هشدار داده و این اقدامات را مصداق بارز جنایت و نقض فاحش کنوانسیونهای بینالمللی حقوق کودک دانستهاند.
#قاچاق_انسان #کودک_سرباز #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaabaTech
💔16