آموزشکده توانا
49K subscribers
41.8K photos
41.7K videos
2.57K files
21.8K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ویدیوهایی از یک هیئت مذهبی در شهر آمل میدان ۱۷ شهریور، منتشر شده که در آن‌، مداحان مذهبی متن تفاهم‌نامه اخیر میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده را به آتش کشیدند. در این مراسم، حاضران شعارهایی همچون «مرگ بر مخالفان رهبر»، «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر می‌دهند و مخالفت خود را با روند تنش‌زدایی و توافق اخیر ابراز می‌کنند.

پیش از این نیز ویدیوهایی از برخی مداحان و تجمع‌های حکومتی منتشر شده بود که در آن‌ها مقام‌های جمهوری اسلامی از جمله مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف و عباس عراقچی مورد حمله لفظی قرار می‌گرفتند. در یکی از این مراسم حتی پزشکیان به شکلی آشکار تهدید شد.

آنچه در این ویدیوها دیده می‌شود، تنها مخالفت با یک توافق سیاسی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از شکاف‌های آشکار در درون جریان‌های حامی حکومت است. بخشی از نیروهای تندرو که سال‌ها از تریبون‌های رسمی و مذهبی برخوردار بوده‌اند، اکنون مخالفت خود را با هرگونه مذاکره یا کاهش تنش با جهان بیان می‌کنند.

در عین حال، استفاده از هیئت‌های مذهبی به‌عنوان تریبون رقابت‌های سیاسی و نمایش قدرت، پرسش‌های مهمی را نیز مطرح می‌کند.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊153😍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام ستاره رفیعی، ۱۹ ساله، روز ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در منطقه نارمک تهران با شلیک گلوله به سر جان باخت. خانواده‌اش پس از ساعت‌ها جست‌وجو و بی‌خبری، پیکر او را در میان جان‌باختگان منتقل‌شده به محوطه بیمارستان الغدیر پیدا کردند.

ستاره متولد ۲۱ خرداد ۱۳۸۵ بود؛ دختری جوان با آرزوهایی که هنوز فرصت زندگی‌کردن نیافته بودند. او تنها ۱۹ سال داشت؛ سنی که باید سرشار از امید، برنامه برای آینده و تجربه‌های تازه باشد، اما گلوله‌های سرکوب فرصت ادامه زندگی را از او گرفتند.

ستاره آن شب قزار نبود که به خیابان برود ولی به خانواده‌اش گفت: «دوستام میگن دارن بچه‌ها رو میکشن من باید برم» و او رفت و ستاره‌ای شد در شب‌های تار میهن.

پیکر ستاره در حیاط بیمارستان الغدیر پیدا شد؛ مکانی که در روزهای سرکوب خونین دی‌ماه، به یکی از تلخ‌ترین نمادهای جست‌وجوی خانواده‌ها برای یافتن عزیزانشان تبدیل شد.

حالا خانواده ستاره که سال گذشته در خانه کنار هم تولد او را جشن می‌گرفتند، زادروزش را کنار مزارش گرامی داشتند.
ستاره یک برادر هشت ساله دارد. بر پدر و مادر و برادر ستاره، روزهای سختی می‌گذرد. روزهایی بی فروغ، اما به امید روشنایی و آزادی؛ به امید روزی که نام ستاره و همه جان‌باختگان این سرزمین با حقیقت و عدالت گره بخورد.

فرهاد پوریای، هنرمند ایرانی در سواحل عمان، تندیس شنی ستاره رفیعی را درست کرد.

#ستاره_رفیعی #دادخواهی #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔27🕊73


احضار صبا کردافشاری و راحله احمدی به دادسرا؛ تفتیش منزل و ضبط وسایل شخصی

به گزارش هرانا، روز چهارشنبه ۳ تیرماه، نیروهای امنیتی با مراجعه به منزل خانوادگی صبا کردافشاری و مادرش، راحله احمدی، دو فعال مدنی و زندانی سیاسی پیشین، اقدام به تفتیش منزل و ضبط شماری از وسایل شخصی و تجهیزات دیجیتال آنان کردند.

بر اساس این گزارش، مأموران امنیتی در حالی منزل این مادر و دختر را تفتیش کردند که هیچ‌یک از آنان در زمان مراجعه در خانه حضور نداشتند. از جمله اقلام ضبط‌شده، یک دستگاه گیرنده اینترنت ماهواره‌ای استارلینک عنوان شده است.

هرانا همچنین گزارش داده است که صبا کردافشاری و راحله احمدی به‌صورت تلفنی برای حضور در دادسرای ناحیه ۳۳ تهران (دادسرای شهید مقدس مستقر در زندان اوین) احضار شده‌اند و از آنان خواسته شده است روز سه‌شنبه ۹ تیرماه ۱۴۰۵ در این مرجع قضایی حاضر شوند. تا زمان انتشار این گزارش، از عناوین اتهامی، شعبه احضارکننده و جزئیات پرونده احتمالی علیه آنان اطلاعی در دست نیست.

احضار و تفتیش منزل این مادر و دختر در حالی صورت گرفته است، آنان اخیرا فعالیت خاصی نداشته‌اند. صبا کردافشاری پس از تحمل دوران حبس، در بهمن‌ماه ۱۴۰۱ از زندان اوین آزاد شد و راحله احمدی نیز پس از پایان دوران محکومیت خود، در مهرماه ۱۴۰۱ از زندان آزاد شده بود.

#صبا_کردافشاری #راحله_احمدی


@Tavaana_TavaanaTech
🕊12💔64
صدور قرار نهایی پرونده حبیب ادبی؛ ارجاع سه اتهام به دادگاه

بر اساس قرار نهایی صادرشده از سوی دادسرای عمومی و انقلاب گناباد، تحقیقات مقدماتی پرونده حبیب ادبی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، به پایان رسیده است.
مطابق این قرار، دادسرا برخی از اتهامات مطرح‌شده علیه وی را به دلیل فقدان ادله کافی مشمول قرار منع تعقیب دانسته است. در مقابل، در خصوص اتهام‌های «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور»، «عضویت در گروه یا جمعیت با هدف برهم زدن امنیت کشور» و «تبلیغ علیه نظام»، قرار جلب به دادرسی صادر شده و پرونده برای رسیدگی به دادگاه ارسال شده است.

همزمان، منابع نزدیک به ایشان از ادامه مشکلات جسمی و روانی حبیب ادبی پس از آزادی خبر می‌دهند. به گفته این منابع، وی در دوران بازداشت با فشارهای شدید جسمی و روانی مواجه بوده و همچنان از پیامدهای آن رنج می‌برد. این منابع همچنین اعلام کرده‌اند که او به دلیل آسیب‌دیدگی دست، حدود یک ماه پیش تحت عمل جراحی قرار گرفته است.
منابع آگاه همچنین می‌گویند که حبیب ادبی در دوران بازداشت از دسترسی به وکیل محروم بوده و خانواده او، به‌ویژه مادرش طاهره فغانزاده، با فشارها و محدودیت‌هایی مواجه شده‌اند.
بر اساس همین منابع، پزشک متخصص اعصاب و روان در گزارشی به دادگاه اعلام کرده است که حبیب ادبی به دلیل آثار روانی ناشی از دوران بازداشت، در شرایط فعلی توان تحمل حبس و اجرای مجازات را ندارد. با این حال، روند رسیدگی قضایی به پرونده همچنان ادامه دارد.
همچنین گفته می‌شود بخشی از وسایل شخصی حبیب ادبی، از جمله تلفن همراه و برخی اقلام دیگر، پس از گذشت چند ماه از آزادی او هنوز به خانواده تحویل داده نشده است.
#حبیب_ادبی #گناباد

@Tavaana_TavaanaTech
🕊11💔4
صدور حکم ۱۴ ماه حبس برای آریا نورانی، معلم ابتدایی در خراسان شمالی

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران از صدور حکم ۱۴ ماه حبس برای آریا نورانی، معلم رسمی پایه ابتدایی در شهرستان مانه از توابع استان خراسان شمالی، خبر می‌دهد.

بر اساس اطلاعات دریافتی، آریا نورانی در جریان اعتراضات روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه بازداشت و حدود دو هفته را در بازداشت موقت سپری کرد. وی پس از آن با تودیع وثیقه تا پایان مراحل رسیدگی قضایی به صورت موقت آزاد شد.

بنا بر این گزارش، پس از برگزاری جلسه دادگاه و رسیدگی به پرونده، این معلم به تحمل ۱۴ ماه حبس محکوم شده است.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، تداوم برخوردهای قضایی و امنیتی با معلمان را نگران‌کننده دانسته و بر ضرورت رعایت حقوق شهروندی، دادرسی عادلانه و پایان دادن به فشار بر فعالان صنفی و فرهنگیان تأکید می‌کند.

#آریا_نورانی

@Tavaana_TavaanaTech
💔123🕊2
Forwarded from گفت‌وشنود
شیرین عبادی، حقوقدان و برنده جایزه نوبل صلح، با انتشار پیامی نسبت به توقیف و مصادره یکی از قدیمی‌ترین کلیساهای پروتستان تهران، کلیسای پطرس مقدس در خیابان سی‌تیر، هشدار داد.

او با اشاره به گزارش‌هایی اعلام کرد که مقام‌های وابسته به سپاه پاسداران به رهبران و ساکنان این مجموعه هشدار داده‌اند در صورت مقاومت در برابر توقیف و مصادره، با بازداشت و زندان روبه‌رو خواهند شد. همچنین از ساکنان مسیحی ارمنی و آشوری که سال‌ها در این مجموعه زندگی کرده‌اند، خواسته شده محل سکونت خود را ترک کنند.

عبادی این اقدام را صرفاً اختلاف بر سر یک ملک ندانست و آن را ادامه سیاستی توصیف کرد که به گفته او سال‌هاست علیه مسیحیان ایران، به‌ویژه نوکیشان مسیحی، دنبال می‌شود. او به تعطیلی کلیساهای فارسی‌زبان، تهدید رهبران کلیسا، بازداشت نوکیشان، تشکیل پرونده‌های امنیتی، مصادره اموال و حذف تدریجی حضور مسیحیان از عرصه عمومی اشاره کرد.

به گفته این حقوقدان، پیش‌تر عبادت به زبان فارسی تهدید تلقی شد و سپس کلیساهای فارسی‌زبان تعطیل شدند. او افزود اکنون دامنه این فشارها از نوکیشان فراتر رفته و املاک تاریخی، کلیساهای قدیمی و حتی محل زندگی شهروندان ارمنی و آشوری را نیز دربر گرفته است.

عبادی تأکید کرد حق عبادت، حق مالکیت، حق زندگی امن و حق تغییر دین از حقوق بنیادین انسان هستند و هیچ نهاد حکومتی حق ندارد کلیسا را به زور تصرف کند، ساکنان آن را تهدید کند یا جامعه مسیحیان ایران را با ایجاد فضای ترس و پرونده‌سازی تحت فشار قرار دهد.

او در پایان خواستار حمایت از مسیحیان ایران شد و گفت دفاع از آنان، دفاع از آزادی وجدان، آزادی ایمان و حق همه شهروندان برای زندگی بدون ترس است. وی همچنین خواستار حفظ کلیسای پطرس مقدس، توقف فشار بر نوکیشان و رهبران کلیسا و پایان مصادره اموال و عبادتگاه‌های مسیحیان شد و هشدار داد که این اقدام می‌تواند آغاز موج تازه‌ای از سرکوب و مصادره اموال اقلیت‌ها باشد.

#مسیحیان_ایران #رواداری #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍123🕊2
تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در ۵۷ زندان مختلف در هفته صدوبیست‌وهفتم

ماشین اعدام و سرکوب حکومت مستبد حاکم همچنان به کار خود ادامه می‌دهد و روزانه شاهد اعدام زندانیان سیاسی و زندانیان جرایم عمومی در سراسر کشور هستیم.

دستگاه قضائیه حکومتی اعلام کرده است که از آغاز جنگ اخیر تاکنون، ۳ هزار و ۲۹۲ نفر را به اتهام «همکاری با دشمن» بازداشت کرده است. این آمار در شرایطی منتشر می‌شود که پس از سرکوب اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای نظامی و امنیتی، روند برخورد با معترضان وارد مرحله تازه‌ای شده و بخش زیادی از دستگیرشدگان در معرض صدور احکام اعدام یا زندان‌های طولانی‌مدت هستند.

دادستان ساری گفته ۷۰۰ پرونده علیه معترضان دی‌ماه تشکیل شده، علم‌الهدی امام جمعه فاسد مشهد نیز از هزارها پرونده برای دستگیرشدگان قیام دی‌ماه خبر داده است.

آمار اعدام‌ها در خردادماه سال جاری به حدود ۱۴۰ تن بالغ می‌شود.

کارنامه این حکومت پر از نقض گسترده و آشکار حقوق بشر و استفاده از اعدام به عنوان ابزاری برای سرکوب و ارعاب است. هزاران خانواده در ایران داغدار عزیزانی هستند که در فرآیندی غیر انسانی قربانی اراده سرکوبگر حکومت شده‌اند. در این میان صدای پدری که می‌پرسد : «مزار پسرم کجاست؟» صدایی است که از عمق رنج و بی‌عدالتی برمی‌خیزد؛ پرسش پدر وحید بنی‌عامریان، زندانی سیاسی که به همراه پنج زندانی سیاسی دیگر در فروردین‌ماه امسال در زندان قزلحصار اعدام شد، و دیگر خانواده‌هایی که جسد فرزندانشان را به آن‌‌ها تحویل ندادند تنها یک مطالبه شخصی نیست، بلکه فریاد بسیاری از دادخواهان است که حتی از حق ابتدایی دانستن محل دفن عزیزانشان محروم شده‌اند. این محرومیت ادامه مجازات پس از مرگ و نقض آشکار کرامت انسانی است. جایی که رنج نه پایان می‌یابد و نه حتی اجازه سوگواری می‌یابد.

در مقابل این سرکوبگری‌ها و بربریت قرون وسطایی صدای زندانیان در کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» همچنان بلند است. آنان بدون توقف هر سه‌شنبه یادآوری می‌کنند که مجازات اعدام باید لغو شود و آزادی و برابری در ایران برقرار گردد.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» سه‌شنبه ۹ تیر ۱۴۰۵ در هفته صدو بیست و هفتم در ۵۷ زندان زیر در اعتصاب غذا می‌باشند:

زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار( واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام و زندان کرمان.

هفته صد‌وبیست‌وهفتم
سه‌شنبه ۹تیر ۱۴۰۵
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه #نه_به‌_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
🕊112💔2
«هزار و صدمین روز حبس شهریار براتی دور از محل اقامت خانواده»

شهریار براتی، زندانی سیاسی، هزار و صدمین روز از دوران محکومیت پنج‌ساله‌ی خود را در بند هفت زندان اوین سپری می‌کند.

او نخستین بار در سال ۱۳۹۸، به دلیل فعالیت‌های عدالت‌خواهانه در فضای مجازی، بازداشت شد و ۱۱۹ روز را در سلول انفرادی گذراند. بار دوم نیز در سال ۱۴۰۲ بازداشت شد و به مدت ۸۴ روز در سلول انفرادی، یا به تعبیری تحت «شکنجه سفید»، نگهداری شد. در نهایت، با اتهاماتی از جمله «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» به پنج سال و هشت ماه حبس محکوم شد.

شهریار براتی، اهل یاسوج، دوران محکومیت خود را به‌صورت تبعید در زندان اوین سپری می‌کند؛ محکومیتی که به باور نزدیکانش، به دلیل عدالت‌خواهی، مبارزه با تبعیض و دفاع از حقوق هم‌نوعانش بر او تحمیل شده است.

او در مردادماه ۱۴۰۲، پس از دیپورت از ترکیه به ایران، در مرز بازرگان توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. پیش از آن نیز به اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام»، «عضویت در گروه‌هایی با هدف برهم زدن امنیت کشور»، «تشکیل اداره، دسته یا جمعیت به قصد برهم زدن امنیت کشور در فضای حقیقی و مجازی»، «تحریک مردم به جنگ و کشتار با هدف برهم زدن امنیت» و «تحریک و ترغیب افراد به انجام اعمال خشونت‌آمیز از طریق فضای مجازی» به هفده ماه حبس محکوم شده بود.

براتی در سال ۱۳۹۸ نیز، پس از بازگشت از سوئد ــ کشوری که مدتی در آن اقامت داشت ــ توسط اطلاعات سپاه بازداشت شده بود.

پس از بازداشت مجدد او در سال ۱۴۰۲، خانواده‌اش بیش از دو هفته از وضعیت و محل نگهداری وی بی‌اطلاع بودند. در این مدت، او دوران دشواری را در سلول انفرادی، تحت فشار بازجویی و انواع فشارهای روحی، سپری کرد. انفرادی و بازجویی‌های طولانی، به گفته بسیاری از زندانیان، روندی در جهت فرسایش روانی و انکار هویت فردی است و آثار آن می‌تواند سال‌ها با فرد باقی بماند.

شهریار براتی، جوانی لر، عمدتاً در حوزه آسیب‌های اجتماعی، نابرابری، خودسوزی زنان در مناطق لرنشین، بیکاری، پدیده شوتی‌ها، محیط زیست، بحران آب و سدسازی بی‌ضابطه در استان‌های لرنشین به نگارش مقاله و یادداشت می‌پرداخت. او می‌کوشید مشکلات معیشتی، محرومیت‌های گسترده و تبعیض‌های تحمیل‌شده بر مردم لر را بازتاب دهد.

شهریار نویسنده، شاعر و پژوهشگر حوزه علوم اجتماعی است که به دلیل فعالیت‌های خود، سال‌هاست در زندان به سر می‌برد.

او اکنون بیش از هزار و صد روز است که دور از محل اقامت خانواده و بدون بهره‌مندی از مرخصی یا هرگونه تخفیف در مجازات، دوران حبس خود را سپری می‌کند. خانواده‌اش برای هر ملاقات ناچارند مسیر طولانی و پرمشقتی را طی کنند؛ ملاقات‌هایی که گاه به دلیل اعلام «ممنوع‌الملاقات» بودن او، بدون اطلاع قبلی لغو می‌شود.

براتی در طول دوران حبس خود، دو جنگ را تجربه کرده است که یکی از آن‌ها هم‌زمان با بمباران زندان اوین بود. روایت او از روز بمباران، که پیش‌تر منتشر شده است، به گفته نزدیکانش با اعمال محدودیت‌هایی همچون ممنوع‌الملاقات شدن، مخالفت با آزادی مشروط و عدم اعطای مرخصی همراه بوده است.

شهریار براتی پس از سپری کردن بیش از یک‌سوم دوران محکومیت خود، بارها و مطابق مقررات قوه قضاییه درخواست انتقال به زندان محل سکونتش را ارائه کرده است؛ اما این درخواست‌ها هر بار از سوی نهادهای امنیتی و قضایی نادیده گرفته شده‌اند.

#شهریار_براتی

@Tavaana_TavaanaTech
💔13🕊32
Forwarded from گفت‌وشنود
یادی از کشیش طاطه‌وس میکائیلیان
قربانی سرکوب عقیده در جمهوری اسلامی

ورق بزنید

۳۲ سال پیش در چنین روزهایی در هشتم تیر ۱۳۷۳، کشیش طاطه‌وس میکائیلیان، رهبر مذهبی، رئیس شورای کشیشان پروتستان ایران و مترجم کتاب مقدس به زبان پارسی، در تهران ناپدید شد. سه روز بعد، پیکر او را در حالی یافتند که با گلوله‌های متعدد به قتل رسیده بود. این واقعه، نقطه عطفی تلخ در تاریخ برخورد با اقلیت‌های دینی و فعالان مذهبی در ایران است.

طاطه‌وس میکائیلیان فراتر از یک مقام مذهبی، اندیشمندی بود که بر حق دسترسی به متون مقدس به زبان مادری پافشاری می‌کرد. او با ترجمه ده‌ها اثر الهیاتی و اخلاقی، کوشید بستری برای اندیشه و گفتگو فراهم سازد. فعالیت‌های او بازتاب‌دهنده باور عمیق به آزادی بیان و انتخاب عقیده بود؛ حقی که او تا پای جان بر سر آن ایستاد.

او از منتقدان صریح‌اللهجه جمهوری اسلامی بود. یک ماه پیش از قتلش، اعلام کرده بود که مسیحیان در ایران همچون شهروندان درجه‌دو و «نجس» دیده می‌شوند؛ آنان را تشویق و حتی به‌طور غیرمستقیم مجبور به مسلمان شدن می‌کنند؛ اجازه ساخت کلیسا یا انتشار کتاب مقدس را ندارند؛ و رهبرانشان به قتل می‌رسند. این سخنان، شهادتی بر فشارهای نظام‌مند علیه باورمندان بود.

قتل او در زمره «قتل‌های زنجیره‌ای» و ترورهای فراقضایی دهه هفتاد قرار می‌گیرد؛ پرونده‌ای که نشان‌دهنده حذف فیزیکیِ صداهای منتقد به بهانه‌های امنیتی است. کشته شدن او نه تنها نقضِ حقِ حیات، بلکه تعرضی آشکار به آزادی عقیده و امنیتِ شهروندانی بود که در پیِ تجلیِ باورهای فردی خود در جامعه بودند.

از منظر حقوق بشری، این رویکرد امنیتی در برابر فعالیت‌های مذهبی، در تضاد با میثاق‌های بین‌المللی است. تبدیل عقیده به «تهدید امنیتی»، ابزاری برای محدود کردن حقوق بنیادین شهروندان شده است. محرومیت سازمان‌یافته از فعالیت‌های دینی، بستری را فراهم کرد که در آن، ابراز باورهای متفاوت، هزینه‌ای گزاف به نام جان انسان‌ها در بر داشته باشد.

داستان میکائیلیان، گواهی بر این حقیقت است که برای نظام‌های تمامیت‌خواه، تفکر و باور مستقل، بزرگ‌ترین چالش محسوب می‌شود. مرگ او و بسیاری دیگر از فعالان در آن دوران، نمادی از سرکوب سازمان‌یافته‌ای است که سعی کرد با حذف فیزیکی افراد، بر تکثر فکری و آزادی عقیده در ایران سرپوش بگذارد.

او یکی از سه رهبر مسیحی بود که در سال ۱۹۹۴ میلادی در ایران کشته شدند؛ در کنار دوست و هم‌وطن ارمنی‌تبار خود، اسقف هایک هوسپیان، و نوکیش مسیحی، کشیش مهدی دیباج. نام آنان در حافظه تاریخی جامعه حقوق بشری ایران، به عنوان نمادهای ایستادگی بر حق آزادی عقیده در برابر فشارهای حکومتی باقی مانده است.

#طاطاوس_میکائلیان #آزادی_باور #رواداری #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💔13👍5🕊31
ضرب‌وشتم شدبد محمدرضا مرادبهروزی در زندان چوبیندر قزوین؛ انتقال به بیمارستان

طبق اطلاعات دربافتی محمدرضا مرادبهروزی، شامگاه گذشته در زندان چوبیندر قزوین مورد ضرب‌وشتم شدید قرار گرفته و در پی آن از ناحیه صورت دچار جراحات شدید شده و دست و دنده‌هایش نیز شکسته است.

آقای مرادبهروزی پس از این حادثه به بیمارستان منتقل شده و هم‌اکنون تحت مراقبت و درمان قرار دارد.

خانواده این زندانی با ابراز نگرانی از وضعیت جسمانی او، خواستار اطلاع‌رسانی گسترده درباره این حادثه و پیگیری وضعیت وی شده‌اند.

محمدرضا مرادبهروزی، فعال سیاسی منتقد حکومت، صبح روز ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ پس از مراجعه به دادسرای محمدیه قزوین بازداشت و به زندان چوبیندر قزوین منتقل شد.

وی با اتهام «ارتباط و ارسال فیلم برای عناصر بیگانه، گروه‌های مخالف حکومت و اسرائیل» مواجه شده است. به گفته منابع مطلع، با وجود حضور فردی برای تودیع وثیقه یا ارائه سند، مقام‌های قضایی از پذیرش آن خودداری کرده و دستور بازداشت او را صادر کردند.

همسر وی، سوری بابایی چگینی، نیز پیش‌تر در تاریخ ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در خیابان ولیعصر قزوین بازداشت شده بود. او پس از طی روندی که خانواده‌اش آن را فاقد استانداردهای دادرسی عادلانه می‌دانند، در یک دادگاه غیابی و بدون دسترسی به وکیل منتخب خود، به دو سال حبس تعزیری محکوم شد و از زمان بازداشت تاکنون در زندان به سر می‌برد.

محمدرضا مرادبهروزی و سوری بابایی چگینی هر دو از فعالان سیاسی منتقد حکومت در قزوین هستند و اکنون هر دو در زندان چوبیندر نگهداری می‌شوند.

بازداشت هم‌زمان این زوج، نگرانی‌هایی را درباره وضعیت سه فرزند آنان ایجاد کرده است. کوچک‌ترین فرزند این خانواده دانش‌آموز کلاس چهارم ابتدایی است و در غیاب هر دو والد، فرزندان این خانواده با مشکلات و چالش‌های جدی در زندگی روزمره خود روبه‌رو خواهند بود.

#محمدرضا_مرادبهروزی #سوری_بابایی_چگینی #از_بازداشتیها_بگو


@Tavaana_TavaanaTech
💔31🕊1
فریبا حسینی، دندان‌پزشک ۳۷ ساله و فعال مدنی ساکن شیراز، پس از ماه‌ها فشار قضایی و اقتصادی، فردا ناچار است برای نصب پابند الکترونیکی به مراجع قضایی مراجعه کند. این مراجعه در شرایطی انجام می‌شود که توقیف حقوق مادر او، عملاً به‌عنوان اهرم فشار برای واداشتن او به اجرای حکمی به‌کار رفته است که پیش‌تر به آن تن نداده بود.

فریبا حسینی دهم دی‌ماه سال گذشته در منزلش توسط نیروهای امنیتی بازداشت و چند ماه بعد با قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی و کفالت ۱۰۰ میلیون تومانی – که از محل حقوق مادرش تأمین شده بود – موقتاً آزاد شده بود. پس از احضار برای مراجعه و نصب پابند و عدم تمکین او، حقوق مادرش توقیف شد؛ اقدامی که خانواده را تحت فشار شدید اقتصادی قرار داد و ادامه‌دار بودن آن، یکی از عوامل اصلی تصمیم کنونی او برای رفتن به اجرای حکم است.

در پرونده نخست، شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز به ریاست قاضی ساداتی، فریبا حسینی را به اتهام «نوشتن شعار مرگ بر جمهوری اسلامی» به یک سال حبس تعزیری تحت نظارت سامانه الکترونیکی، در شعاع ۱۰۰۰ متر، محکوم کرد. بر اساس همین حکم، او به دو سال ممنوعیت فعالیت در شبکه‌های اجتماعی، ممنوع‌الخروجی و ابطال گذرنامه نیز محکوم شده و این حکم در دادگاه تجدیدنظر استان فارس عیناً تأیید شده است. احضاریه‌ای که حدود یک ماه پیش برای او ارسال شد، به‌منظور اجرای همین حکم و نصب پابند الکترونیکی بود؛ اما او اعلام کرده بود که داوطلبانه برای اجرای حکم مراجعه نخواهد کرد.

در کنار این پرونده، برای فریبا حسینی یک پرونده جدید نیز در شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز گشوده شده است. گزارش‌ها حاکی است که در این پرونده، بابت اتهام «اجتماع و تبانی» حکم پنج سال حبس و بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» حکم یک سال حبس صادر شده، اما به دلیل برخی نواقص، پرونده به مرحله بازپرسی بازگردانده شده است. هم‌زمان، قاضی ساداتی از او خواسته بود برای معاینات روان‌شناسی به پزشکی قانونی مراجعه کند؛ درخواستی که او از انجام آن امتناع کرده است.

در پی این مجموعه فشارها، از بازداشت و احکام سنگین گرفته تا توقیف حقوق مادر و بازداشت وکیل مدافعش، آستاره انصاری، فریبا حسینی اکنون در موقعیتی قرار گرفته که برای کاهش فشار بر خانواده و آزاد شدن حقوق مادر، ناچار شده است به اجرای حکم پابند الکترونیکی تن بدهد و فردا برای نصب این پابند مراجعه کند؛ تصمیمی که بیش از آن که انتخاب آزادانه باشد، نتیجه یک روند طولانی از فشارهای امنیتی و اقتصادی است.

#فریبا_حسینی #شیراز

@Tavaana_TavaanaTech
16💔13🕊1
«من پیرترم هزار سالی امروز
با داغِ هزارها جوانم بر دل…»

اسماعیل خویی، شاعر، اندیشمند، پژوهشگر و از اعضای هیئت مؤسس کانون نویسندگان ایران، نهم تیر ۱۳۱۷ در مشهد زاده شد. او پس از تحصیل در ایران، با دریافت بورس تحصیلی راهی انگلستان شد و دکترای فلسفه خود را از دانشگاه لندن گرفت. پس از بازگشت به ایران، سال‌ها در دانشگاه تربیت معلم تهران به تدریس فلسفه پرداخت.

خویی از برجسته‌ترین شاعران معاصر فارسی است؛ شاعری که آثارش به زبان‌های گوناگون از جمله انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، روسی و اوکراینی ترجمه شده‌اند. خود باور داشت:

«شعر پیشرو برای من شعری است که آرمان‌های بزرگ انسانی دارد؛ شعری که خفقان را می‌شناسد و آزادی، برابری و دادگری آرمان آن است.»
پس از استقرار جمهوری اسلامی و آغاز سرکوب گسترده دگراندیشان، اسماعیل خویی ناچار به ترک ایران شد. خویی تا پایان عمر، صدای آزادی‌خواهی، نقد استبداد و دفاع از انسان باقی ماند. او از شاعرانی بود که تبعید نتوانست پیوندش را با زبان فارسی، فرهنگ ایران و آرمان آزادی بگسلد.
بخوانید:
https://tavaana.org/esmaeil_khoei/

@Tavaana_TavaanaTech
🕊153
Forwarded from گفت‌وشنود
بیش از ۹۵ روز بازداشت، محرومیت از درمان و رسیدگی قضایی بهزاد یزدانی، مترجم و ویراستار بهائی

بیش از ۹۵ روز از بازداشت موقت بهزاد یزدانی، مترجم و ویراستار بهائی، می‌گذرد؛ با این حال، او همچنان بدون تعیین تکلیف پرونده و رسیدگی قضایی، در قرنطینهٔ زندان عادل‌آباد شیراز نگهداری می‌شود.

آقای یزدانی در تاریخ ۹ فروردین ۱۴۰۵ به همراه همسرش، رومینا خزعلی، در منزل شخصی‌شان در شیراز بازداشت شد. با وجود گذشت بیش از سه ماه و پیگیری‌های مکرر خانواده، تاکنون هیچ پیشرفتی در روند رسیدگی قضایی پرونده او حاصل نشده است. نهادهای مسئول نیز پاسخی به پیگیری‌های خانواده نداده‌اند و هیچ حکمی برای تمدید این بازداشت موقت در اختیار آنان قرار نگرفته است.

بهزاد یزدانی در نتیجهٔ شرایط نامناسب زندان دچار مشکلات جسمانی، از جمله کمردرد، شده و با وجود نیاز به درمان، از دسترسی به خدمات و امکانات پزشکی محروم مانده است.

شایان ذکر است که همسر او، رومینا خزعلی، پیش‌تر در روز شنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵، با تودیع وثیقه‌ای به مبلغ سه میلیارد تومان، به طور موقت از زندان آزاد شد.

#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #بهزاد_یزدانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔17🕊21