نگاهی به پرونده مهوش ثابت، زندانی عقیدتی
با حضور
نگار ثابت، دختر مهوش ثابت
مجری: ماهمنیر رحیمی، روزنامهنگار
سه شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۳
ساعت ۲۱:۳۰ به وقت ایران
#مهوش_ثابت #داستان_ما_یکیست #بهائی #زندانی_عقیدتی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
با حضور
نگار ثابت، دختر مهوش ثابت
مجری: ماهمنیر رحیمی، روزنامهنگار
سه شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۳
ساعت ۲۱:۳۰ به وقت ایران
#مهوش_ثابت #داستان_ما_یکیست #بهائی #زندانی_عقیدتی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤14
یادداشت مطهره گونهای از زندان اوین؛ نه به اعدام به مثابه نه به اساس جمهوری اسلامی است
مطهره گونهای
فعال دانشجویی و زندانی سیاسی
در سالگرد کارزار گسترده و فراگیر «سهشنبههای نه به اعدام» که از سوی زندانیان سیاسی در زندان قزلحصار و با همراهی بند زنان اوین آغاز شد و هماکنون به بسیاری از زندانهای سراسر کشور رسیده است، دهها نفر از زندانیان، در خطر اجرای حکم قتل حکومتی به اتهام «بغی» هستند.
مهدی حسنی و بهروز احسانی، دو تن از زندانیان محکوم به اعدام از زندان اوین به زندان قزلحصار کرج منتقل شدهاند و در شرایطی نامعلوم بهسر میبرند.
پخشان عزیزی و وریشه مرادی نیز با وجود اعتصابات گسترده و افتخارآمیز کردستان با هدف «لغو حکم اعدام» و ایجاد کمپین آزادی آنها، هنوز تحت اجرای حکم اعدام قرار دارند و جان عزیزشان در خطر است.
«باغی» در فقه شیعه و قانون قضایی جمهوری اسلامی به فرد یا افرادی اطلاق میشود که در برابر «اساس» جمهوری اسلامی شورش کنند و موجب «ترساندن» و «ارعاب» مردم و «سلب امنیت» آنها شوند.
استنباط اصلی و بنیادین اتهام «بغی» از آیه معروف سوره حجرات است که مفهوم و تفسیر آن نیست و اتفاقا متشابه است؛ بدین معنا که اولا خطاب آیه به «مومنین» است، ثانیا حکم متقن و محکم در خصوص «بغی» یا پرداخت بیشتر در مورد معنی آن داده شده است.
بحث فقهی در مورد حقوق شهروندی یک کشور، مسالهای مهم است که همکاری نواندیشان دینی و روحانیون معترض و مخالف با نظام را میطلبد اما استناد به آیهای پرابهام از یک کتاب مقدس هزار و ۴۰۰ ساله که بر اساس «وضعیت» و «اقتضای» انسانها و نه «طبیعت» آنها در زمانه «محمد» نازل شد، برای وضع و توضیح و تبیین قانونی جهت سلب راحتتر حیات افراد، آن هم صرفا با تشخیص و «استنباط» قاضی و فقیه بر مبنای نیتخوانی و کیفرخواستهایی که حتی اصول ابتدایی حقوقی و قانونی را در روندهای امنیتی بازجویی و بازپرسی طی نکردهاند، با مفهوم «قسط» و «عدالت» که در انتهای آیه مذکور بیان شده، در تضاد و تناقض آشکار است.
مردمی که از سرکوب و خشونت سیستماتیک روزافزون در ساحتهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی رنج میبرند و از خشم بیامان، در برابر «اساس» جمهوری اسلامی قد علم میکنند، مرتکب بغی نشدهاند.
هنگامی که خبر ترور آن دو قاضی شرع [علی رازینی و محمد مقیسه] منتشر شد، افسوس خوردم که دریغا که باید در دادگاهی عادل و منصف محاکمه میشدند و چه بسا مرگ برایشان سهلترین مجازات بود.
آنها که بیمحابا سالها حکم قتل صدها انسان را با افتخار امضا کردند، امروز با سیل خشم و انباشت خشونتی مواجه شدند که جمهوری اسلامی، آن را با سرکوب و کشتار و اعدام بازتولید کرده است؛ غافل از آنکه روز محاکمه به اراده و خواست مردم سرانجام فرا خواهد رسید.
از قضا «باغی»، همین حکومت جائر و مستبد دینی است که در مقابل اعتراض و مطالبه بهحق مردم جان به لب رسیده، آتش خشم و کینه و انتقام میگشاید و برای بقای سیاسی خود، با صفآرایی نیروهای سرکوبگر و آتشبهاختیار «فضای رعب و وحشت و ناامنی» را در جامعه استیلا میبخشد و برای مقابله با تهدید و تضعیف بنیان پوشالی خود، از به کار بردن هر دستاویز غیرانسانی برآمده از «اسلام فقاهتی شیعی» و به نام «مصلحت امت اسلامی» هیچ ابایی ندارد.
بنابراین امروزه شعار «نه به اعدام» به منزله مخالفت و «نه» به تمامیت ساختار و «اساس» جمهوری اسلامی است که باید نقطه ثقل و اتکا برای اشتراک فکری گروههای مختلف و متکثر و جامعه مدنی در راستای همبستگی هر چه بیشتر شود.
اکنون اعتصاب عمومی و گسترده و منسجم مردم کردستان در هفته گذشته به عنوان ایستادگی و مقاومتی ستودنی و شکلی از نافرمانی مدنی باید سرلوحه همه گروههای حقوقبشری و سیاسی مخالف اعدام قرار گیرد.
حمایتهای بینالمللی نیز میتواند همدلی و روحیه فعالان مدنی را تقویت کند اما در نهایت این اراده و مقاومت مردم است که سرانجام به ثمر خواهد نشست.
به امید ایران آگاه، آزاد و آباد و به امید «زن، زندگی، آزادی» ...
.
مطهره گونهای، دانشجوی رشته دندانپزشکی و دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران است که در ارتباط با خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ به دست نیروهای امنیتی بازداشت شد.
این فعال دانشجویی بار دیگر در ۱۲ اردیبهشت سال جاری پس از احضار به سازمان اطلاعات سپاه در تهران بازداشت و پس از چند روز با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد.
او نهایتا در تیر سال جاری از سوی شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب تهران به یک سال حبس محکوم شد و از مهر ماه دوران محکومیت خود را در زندان اوین سپری میکند.
منتشر شده در ایران اینترنشنال
@IranIntltv
#مطهره_گونه_ای #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مطهره گونهای
فعال دانشجویی و زندانی سیاسی
در سالگرد کارزار گسترده و فراگیر «سهشنبههای نه به اعدام» که از سوی زندانیان سیاسی در زندان قزلحصار و با همراهی بند زنان اوین آغاز شد و هماکنون به بسیاری از زندانهای سراسر کشور رسیده است، دهها نفر از زندانیان، در خطر اجرای حکم قتل حکومتی به اتهام «بغی» هستند.
مهدی حسنی و بهروز احسانی، دو تن از زندانیان محکوم به اعدام از زندان اوین به زندان قزلحصار کرج منتقل شدهاند و در شرایطی نامعلوم بهسر میبرند.
پخشان عزیزی و وریشه مرادی نیز با وجود اعتصابات گسترده و افتخارآمیز کردستان با هدف «لغو حکم اعدام» و ایجاد کمپین آزادی آنها، هنوز تحت اجرای حکم اعدام قرار دارند و جان عزیزشان در خطر است.
«باغی» در فقه شیعه و قانون قضایی جمهوری اسلامی به فرد یا افرادی اطلاق میشود که در برابر «اساس» جمهوری اسلامی شورش کنند و موجب «ترساندن» و «ارعاب» مردم و «سلب امنیت» آنها شوند.
استنباط اصلی و بنیادین اتهام «بغی» از آیه معروف سوره حجرات است که مفهوم و تفسیر آن نیست و اتفاقا متشابه است؛ بدین معنا که اولا خطاب آیه به «مومنین» است، ثانیا حکم متقن و محکم در خصوص «بغی» یا پرداخت بیشتر در مورد معنی آن داده شده است.
بحث فقهی در مورد حقوق شهروندی یک کشور، مسالهای مهم است که همکاری نواندیشان دینی و روحانیون معترض و مخالف با نظام را میطلبد اما استناد به آیهای پرابهام از یک کتاب مقدس هزار و ۴۰۰ ساله که بر اساس «وضعیت» و «اقتضای» انسانها و نه «طبیعت» آنها در زمانه «محمد» نازل شد، برای وضع و توضیح و تبیین قانونی جهت سلب راحتتر حیات افراد، آن هم صرفا با تشخیص و «استنباط» قاضی و فقیه بر مبنای نیتخوانی و کیفرخواستهایی که حتی اصول ابتدایی حقوقی و قانونی را در روندهای امنیتی بازجویی و بازپرسی طی نکردهاند، با مفهوم «قسط» و «عدالت» که در انتهای آیه مذکور بیان شده، در تضاد و تناقض آشکار است.
مردمی که از سرکوب و خشونت سیستماتیک روزافزون در ساحتهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی رنج میبرند و از خشم بیامان، در برابر «اساس» جمهوری اسلامی قد علم میکنند، مرتکب بغی نشدهاند.
هنگامی که خبر ترور آن دو قاضی شرع [علی رازینی و محمد مقیسه] منتشر شد، افسوس خوردم که دریغا که باید در دادگاهی عادل و منصف محاکمه میشدند و چه بسا مرگ برایشان سهلترین مجازات بود.
آنها که بیمحابا سالها حکم قتل صدها انسان را با افتخار امضا کردند، امروز با سیل خشم و انباشت خشونتی مواجه شدند که جمهوری اسلامی، آن را با سرکوب و کشتار و اعدام بازتولید کرده است؛ غافل از آنکه روز محاکمه به اراده و خواست مردم سرانجام فرا خواهد رسید.
از قضا «باغی»، همین حکومت جائر و مستبد دینی است که در مقابل اعتراض و مطالبه بهحق مردم جان به لب رسیده، آتش خشم و کینه و انتقام میگشاید و برای بقای سیاسی خود، با صفآرایی نیروهای سرکوبگر و آتشبهاختیار «فضای رعب و وحشت و ناامنی» را در جامعه استیلا میبخشد و برای مقابله با تهدید و تضعیف بنیان پوشالی خود، از به کار بردن هر دستاویز غیرانسانی برآمده از «اسلام فقاهتی شیعی» و به نام «مصلحت امت اسلامی» هیچ ابایی ندارد.
بنابراین امروزه شعار «نه به اعدام» به منزله مخالفت و «نه» به تمامیت ساختار و «اساس» جمهوری اسلامی است که باید نقطه ثقل و اتکا برای اشتراک فکری گروههای مختلف و متکثر و جامعه مدنی در راستای همبستگی هر چه بیشتر شود.
اکنون اعتصاب عمومی و گسترده و منسجم مردم کردستان در هفته گذشته به عنوان ایستادگی و مقاومتی ستودنی و شکلی از نافرمانی مدنی باید سرلوحه همه گروههای حقوقبشری و سیاسی مخالف اعدام قرار گیرد.
حمایتهای بینالمللی نیز میتواند همدلی و روحیه فعالان مدنی را تقویت کند اما در نهایت این اراده و مقاومت مردم است که سرانجام به ثمر خواهد نشست.
به امید ایران آگاه، آزاد و آباد و به امید «زن، زندگی، آزادی» ...
.
مطهره گونهای، دانشجوی رشته دندانپزشکی و دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران است که در ارتباط با خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ به دست نیروهای امنیتی بازداشت شد.
این فعال دانشجویی بار دیگر در ۱۲ اردیبهشت سال جاری پس از احضار به سازمان اطلاعات سپاه در تهران بازداشت و پس از چند روز با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد.
او نهایتا در تیر سال جاری از سوی شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب تهران به یک سال حبس محکوم شد و از مهر ماه دوران محکومیت خود را در زندان اوین سپری میکند.
منتشر شده در ایران اینترنشنال
@IranIntltv
#مطهره_گونه_ای #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍23❤3
یادداشت سایه صیدال از زندان اوین؛ بر موضع خود علیه اعدام ایستادگی میکنیم
در نخستین سالگرد کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، ضمن ایستادگی بر ادامه این کارزار تا لغو این حکم غیرانسانی، در این متن به شکلی مشخص، در رد صریح منبع فقهی و حقوقی اتهام «بغی» به چند نکته اشاره خواهم کرد.
به دلیل صدور احکام اعدام بر مبنای بغی برای همبندیانمان وریشه مرادی و پخشان عزیزی و عزیزان دیگری همچون مهدی حسنی و بهروز احسانی، ضمن ابراز انزجار مجدد از مجازات اعدام در کلیت آن (مفسد فیالارض و محاربه و غیره) که دستدرازی به جان انسانهاست، به چند نکته برای رد صریح منبع فقهی و حقوقی بغی اشاره میکنم اما همچنان تاکید دارم ورود از دریچه فقهی و حقوقی در کلیت مخالفت با اعدام، تنها با در نظر گرفتن کارکرد سیاسی، مبنا و مشروعیت دارد.
نگاه فقهی: بغی در متون فقهی در جرائم حدی قرار نگرفته است
«آن که جان میدهد، همان هم جان میستاند. پس هیچ انسانی حق سلب حیات انسان دیگری را ندارد و کشتن هر نفس ممنوع است.»
وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ.
خداوند خود در این آیه قرآن، این حق را منحصر به قصاص و محاربه دانسته که برای آن دو هم شرایط و موانعی آمده که به تفصیل قابل بحث است.
پس با همین نص صریح قرآن که جمهوری اسلامی مبنای حدود را قرآن میداند، بپردازیم به این که چگونه میشود صرف روایاتی که صحت و سقم آن مشخص نیست، مجوز کشتن انسانی را صادر کرد؟
در مورد ماده ۲۸۷ (بغی) که از سال ۱۳۹۲ وارد قانون مجازات اسلامی شده و در این سالها و روزهای اخیر بسیاری از مخالفان جمهوری اسلامی به استناد همین ماده اعدام شده یا به اعدام محکوم شدهاند، باید تصریح کرد که این ماده جدیدالتصویب در متون فقهی در جرایم حدی قرار نگرفته است.
در موضوع جنگ، پیرامون آن نکاتی آمده و بنا بر متون فقهی، بغی در وضعیت جنگی قابل اعمال است.
دیگر منبع بغی از نظر قانونگذار آیه ۹ سوره حجرات است که در آن آیه هم به جنگ بین مومنین اشاره کرده و چنین آمده که اگر گروهی از مومنین ظلم کردهاند، گروه دیگر با ظالم بجنگند تا به صلح برسند.
در احکام فقهی مرتبط به بغی هم اشاره به جنگهای مسلمانان در آن زمان بوده که علیه «امام معصوم» زمان خود شورش کردهاند اما فقهای زمانه در این مورد دو رویکرد مختلف دارند:
گروهی معتقدند که بغی خروج از اطاعت «امام معصوم» است. بنابراین در زمان غیبت اساسا بغی وجود ندارد.
گروهی دیگر بغی را خروج از اطاعت از «امام عادل» میدانند که این گروه «امام عادل» را از منظر امر حکومتی میبینند که در پایان به آن اشاره خواهم کرد. هر چند بر اساس «قاعده درء» که برگرفته از روایت «پیامبر مسلمین» است، چنین آمده که «الحدودُ تدرء الشُبهات» یعنی اجرای حدود با وجود شُبهات متوقف میشود.
همین دو رویکرد متفاوتِ فقها تصریحی از شبهه در موضوعی است که باید متوقف شود؛ یا قواعد فقهیِ دیگر همچون «لزوم احتیاط در دِماء»، «عدم تواتر در روایات» و ....
با چنین بدیهیاتی مصرح است که بغی نه تنها منبع فقهی ندارد، بلکه آنچه در آیه ۹ سوره حجرات هم آمده، مربوط به مقتضیاتِ جنگیِ زمان خود است و تناسبی با وضعیت امروز ایران ندارد.
نگاه حقوقی: حق زندگی از حقوق ذاتی است
حق حیات، ریشه و اصل حقوق بشر است. طبق بند یک ماده شش میثاق بینالمللیِ حقوق بشر، حق زندگی از حقوقی ذاتیست و هیچ فردی را نمیتوان خودسرانه از زندگی محروم کرد.
در بند دوم همین ماده گفته شده در کشورهایی که حکم اعدام لغو نشده نیز صدور حکم اعدام جایز نیست و جمهوری اسلامی هم عضوی از همین میثاق بینالمللی است که پس از تصویب آن بسیاری از کشورهایی که مجازات اعدام در آنها وجود داشت، این حکم را لغو کردند.
جمهوری اسلامی اما روند اعدامها را نه تنها متوقف نکرده بلکه افزایش هم داده است.
آنجا که هانا آرنت به مقوله جهانوند میپردازد، میگوید که همه ما شهروند جهانیم و جهانوند نهاد دارنده حقوق بشر است و تجاوز به حقوق او، تجاوز به حقوق بشر است اما ما همچنان در قانون مجازات اسلامی در ۱۵ ماده با حکم اعدام مواجهیم.
اگر به ماده ۲۸۷ برگردیم باید عنوان کنیم وقتی این ماده در بحث حدود در قانون مجازات آمده و مبنای حدود هم شرع (نص صریح قرآن و منابع فقهی) است، لذا بنا بر آنچه ذکر شد، منبع فقهی و شرعی در این مورد وجود ندارد و جامعه حقوقی و مدنی باید بر قانونگذار تکلیف کند که در تصحیح این ماده تسریع نماید.
ادامه را در سایت آموزشکده توانا بخوانید:
https://tavaana.org/execution-in-iran-motahareh-gounei/
#سایه_صیدال #مهوش_صیدال #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در نخستین سالگرد کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، ضمن ایستادگی بر ادامه این کارزار تا لغو این حکم غیرانسانی، در این متن به شکلی مشخص، در رد صریح منبع فقهی و حقوقی اتهام «بغی» به چند نکته اشاره خواهم کرد.
به دلیل صدور احکام اعدام بر مبنای بغی برای همبندیانمان وریشه مرادی و پخشان عزیزی و عزیزان دیگری همچون مهدی حسنی و بهروز احسانی، ضمن ابراز انزجار مجدد از مجازات اعدام در کلیت آن (مفسد فیالارض و محاربه و غیره) که دستدرازی به جان انسانهاست، به چند نکته برای رد صریح منبع فقهی و حقوقی بغی اشاره میکنم اما همچنان تاکید دارم ورود از دریچه فقهی و حقوقی در کلیت مخالفت با اعدام، تنها با در نظر گرفتن کارکرد سیاسی، مبنا و مشروعیت دارد.
نگاه فقهی: بغی در متون فقهی در جرائم حدی قرار نگرفته است
«آن که جان میدهد، همان هم جان میستاند. پس هیچ انسانی حق سلب حیات انسان دیگری را ندارد و کشتن هر نفس ممنوع است.»
وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ.
خداوند خود در این آیه قرآن، این حق را منحصر به قصاص و محاربه دانسته که برای آن دو هم شرایط و موانعی آمده که به تفصیل قابل بحث است.
پس با همین نص صریح قرآن که جمهوری اسلامی مبنای حدود را قرآن میداند، بپردازیم به این که چگونه میشود صرف روایاتی که صحت و سقم آن مشخص نیست، مجوز کشتن انسانی را صادر کرد؟
در مورد ماده ۲۸۷ (بغی) که از سال ۱۳۹۲ وارد قانون مجازات اسلامی شده و در این سالها و روزهای اخیر بسیاری از مخالفان جمهوری اسلامی به استناد همین ماده اعدام شده یا به اعدام محکوم شدهاند، باید تصریح کرد که این ماده جدیدالتصویب در متون فقهی در جرایم حدی قرار نگرفته است.
در موضوع جنگ، پیرامون آن نکاتی آمده و بنا بر متون فقهی، بغی در وضعیت جنگی قابل اعمال است.
دیگر منبع بغی از نظر قانونگذار آیه ۹ سوره حجرات است که در آن آیه هم به جنگ بین مومنین اشاره کرده و چنین آمده که اگر گروهی از مومنین ظلم کردهاند، گروه دیگر با ظالم بجنگند تا به صلح برسند.
در احکام فقهی مرتبط به بغی هم اشاره به جنگهای مسلمانان در آن زمان بوده که علیه «امام معصوم» زمان خود شورش کردهاند اما فقهای زمانه در این مورد دو رویکرد مختلف دارند:
گروهی معتقدند که بغی خروج از اطاعت «امام معصوم» است. بنابراین در زمان غیبت اساسا بغی وجود ندارد.
گروهی دیگر بغی را خروج از اطاعت از «امام عادل» میدانند که این گروه «امام عادل» را از منظر امر حکومتی میبینند که در پایان به آن اشاره خواهم کرد. هر چند بر اساس «قاعده درء» که برگرفته از روایت «پیامبر مسلمین» است، چنین آمده که «الحدودُ تدرء الشُبهات» یعنی اجرای حدود با وجود شُبهات متوقف میشود.
همین دو رویکرد متفاوتِ فقها تصریحی از شبهه در موضوعی است که باید متوقف شود؛ یا قواعد فقهیِ دیگر همچون «لزوم احتیاط در دِماء»، «عدم تواتر در روایات» و ....
با چنین بدیهیاتی مصرح است که بغی نه تنها منبع فقهی ندارد، بلکه آنچه در آیه ۹ سوره حجرات هم آمده، مربوط به مقتضیاتِ جنگیِ زمان خود است و تناسبی با وضعیت امروز ایران ندارد.
نگاه حقوقی: حق زندگی از حقوق ذاتی است
حق حیات، ریشه و اصل حقوق بشر است. طبق بند یک ماده شش میثاق بینالمللیِ حقوق بشر، حق زندگی از حقوقی ذاتیست و هیچ فردی را نمیتوان خودسرانه از زندگی محروم کرد.
در بند دوم همین ماده گفته شده در کشورهایی که حکم اعدام لغو نشده نیز صدور حکم اعدام جایز نیست و جمهوری اسلامی هم عضوی از همین میثاق بینالمللی است که پس از تصویب آن بسیاری از کشورهایی که مجازات اعدام در آنها وجود داشت، این حکم را لغو کردند.
جمهوری اسلامی اما روند اعدامها را نه تنها متوقف نکرده بلکه افزایش هم داده است.
آنجا که هانا آرنت به مقوله جهانوند میپردازد، میگوید که همه ما شهروند جهانیم و جهانوند نهاد دارنده حقوق بشر است و تجاوز به حقوق او، تجاوز به حقوق بشر است اما ما همچنان در قانون مجازات اسلامی در ۱۵ ماده با حکم اعدام مواجهیم.
اگر به ماده ۲۸۷ برگردیم باید عنوان کنیم وقتی این ماده در بحث حدود در قانون مجازات آمده و مبنای حدود هم شرع (نص صریح قرآن و منابع فقهی) است، لذا بنا بر آنچه ذکر شد، منبع فقهی و شرعی در این مورد وجود ندارد و جامعه حقوقی و مدنی باید بر قانونگذار تکلیف کند که در تصحیح این ماده تسریع نماید.
ادامه را در سایت آموزشکده توانا بخوانید:
https://tavaana.org/execution-in-iran-motahareh-gounei/
#سایه_صیدال #مهوش_صیدال #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍19
سالگرد کارزار سهشنبههای نه به اعدام؛ چگونه میتوان از سوره حجرات به حکم اعدام رسید؟
حورا نیکبخت
ناشر، فعال حقوق زنان و زندانی سیاسی
ماده ۲۸۷ قانون مجازات اسلامی بیانگر عنوان مجرمانهای است که اولین بار در سال ۱۳۹۲ وارد مقررات جزایی کشور شده است. مهمترین مستند شرعی آن آیه ۹ سوره حجرات است. چطور میتوان از محتوای این سوره به حکم اعدام رسید؟
به نام خداوند «بخشنده مهربان»
«و اگر دو گروه از مومنان کارزار کردند، پس آشتی افکنید میان آنها و اگر ستم کرد یکیشان بر دیگری، پس نبرد کنید با آنکه ستمگر است تا برگردد به سوی فرمان خدا واگر بازگشت، پس آشتی افکنید میان آنان به داد و دادگستری کنید که خدا دوست دارد دادگران را.»
سوره مبارکه حجرات، آِیه شریفه ۹
در ماده ۲۸۷ قانون مجازات اسلامی گفته شد «گروهی که در برابر اساس نظام جمهوری اسلامی ایران قیام مسلحانه کند باغی محسوب میشود و در صورت استفاده از سلاح، اعضای آن با مجازات اعدام محکوم میشوند». مهمترین مستند عنوان مجرمانه باغی، که اولینبار در سال ۱۳۹۲ وارد مقررات جزایی کشور شده است، آیه ۹ سوره حجرات است.
با توجه به ترجمه آیه، سوالاتی مطرح است. این سوالات را کسی طرح میکند که فقط شرارههای فربهی فقه دامنش را گرفته است، اما جوابشان را از کسانی میخواهد که دیدهاند فربهی فقه چه آتشهایی بهپا کرده و جمهوری اسلامی صرفا برای بقایش، با فربه کردن فقه و در عین حال تلاش برای شرعیسازی قانون، چه خاکسترهایی به جا گذاشته است.
توجه به این نکته مهم است: سوالات ذیل، با توجه به فقط چند منبع کاغذی در زندان به ذهن آمده است و مسلما منابع بیشتر، شمار انقُلتها را بیشتر میکند.
اول: چطور میتوان از محتوای سوره حجرات به حکم اعدام رسید؟ حتی اگر اکثرا شان نزولش را نمیدانستیم، که میدانیم، سورهای که سراسر آیاتش توصیهها و دستورالعملهای اخلاقی است و از تنوع و تکثر گونههای بشری میگوید، چگونه مخاطبانش را به «قتل عمد» رهنمون میکند؟
دوم: جرائم مستوجب حد از ابتدا در آیات، روایات و متون فقهی تعیین شدهاند و در هیچکدام از منابع، حتی نشانی از «بغی» به عنوان جرم مستوجب حد دیده نمیشود؛ حتی در کتاب مشهور روحالله خمینی، تحریرالوسیله، که مبلغ اصلی قانون مجارات است، به «بغی» اشارهای نشده، این مسلمانتر بودن از پیامبر و ائمه از کجا نشات میگیرد؟
ظاهرا برای دانش فقهی بنیانگذار این حکومت هم اهمیت و احترامی قائل نشدهاند؛ غیر از این است؟
سوم: در آیه مذکور، به صراحت چنین آمده است: «با آنکه ستمگر است نبرد کنید تا برگردد به سوی فرمان خدا.»
خداوند از بازگشت به سوی فرمانش گفته است یا خودش؟ در کجای آیه به بازگرداندن انسانها به ذات اقدس الله اشاره شده است؟
چهارم: خداوند در آیه ۹ سوره حجرات از بازگشت باغی سخن گفته و از صلح و آشتی و دادگری آیا بخشی که برگشتن او و حکمش را بیان کرده است، فقط در قرآن قانونگذاران جمهوری اسلامی آمده؟ چرا ما این بخش را نمیبینیم؟
پنجم: بر اساس فرمان خداوند در این آیه باید با ستمگر نبرد کرد؛ آیا از روش و وسیله نبرد چیزی گفته شده است؟
قانونگذاری که از اتومبیل، تلفن هوشمند و هواپیما استفاده میکند، نه از شتر، اسب، شمشیر و غیره، چرا با اندیشه باغی مبارزه نمیکند؟ با کسی که با اندیشهاش مبارزه میکند نباید با اندیشه مبارزه کرد؟
ششم: در کدام بخش از آیه، از قتل عمد باغیانی صحبت کرده است که در موقعیت دفاعاند نه حمله اولیه و ابتدا به ساکن؟ از باغیان در آتشبس چطور؟
هفتم: قانونگذار میداند که دولتمردان، نظام جمهوری اسلامی را هم در نبرد با «زنان» قرار داده است؟ مگر بنا بر باور خودشان، زنان ذاتا ریحانه و ظریف و ضعیف نیستند؟
به مسئولانی از این دست زمانی میتوان با قطعیت پرداخت که حکومت ایران را حکومت اسلامی دانست و دلیلی برای ولایت فقها در عصر غیبت داشت، وگرنه پرسشهای ابتداییتری هم وجود دارد:
چرا آقای خویی ولایت را مختص پیامبر (ص) و امام معصوم (ع) میدانست؟
چرا آقایان عبدالکریم حائری یزدی و اراکی بر این باورند که ادله فقهی نحوه خاص از حکومت را برای زمان غیبت معصوم به دست نمیدهند؟
و در نهایت چرا بسیاری از فقهای موید حاکمیت فقها در عصر غیبت، مشروعیت حاکم اسلامی را ناشی از رای و نظر مردم میدانند؟
https://tavaana.org/execution-in-iran-houra-nikbakht/
#حورا_نیکبخت #بیانبه #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
حورا نیکبخت
ناشر، فعال حقوق زنان و زندانی سیاسی
ماده ۲۸۷ قانون مجازات اسلامی بیانگر عنوان مجرمانهای است که اولین بار در سال ۱۳۹۲ وارد مقررات جزایی کشور شده است. مهمترین مستند شرعی آن آیه ۹ سوره حجرات است. چطور میتوان از محتوای این سوره به حکم اعدام رسید؟
به نام خداوند «بخشنده مهربان»
«و اگر دو گروه از مومنان کارزار کردند، پس آشتی افکنید میان آنها و اگر ستم کرد یکیشان بر دیگری، پس نبرد کنید با آنکه ستمگر است تا برگردد به سوی فرمان خدا واگر بازگشت، پس آشتی افکنید میان آنان به داد و دادگستری کنید که خدا دوست دارد دادگران را.»
سوره مبارکه حجرات، آِیه شریفه ۹
در ماده ۲۸۷ قانون مجازات اسلامی گفته شد «گروهی که در برابر اساس نظام جمهوری اسلامی ایران قیام مسلحانه کند باغی محسوب میشود و در صورت استفاده از سلاح، اعضای آن با مجازات اعدام محکوم میشوند». مهمترین مستند عنوان مجرمانه باغی، که اولینبار در سال ۱۳۹۲ وارد مقررات جزایی کشور شده است، آیه ۹ سوره حجرات است.
با توجه به ترجمه آیه، سوالاتی مطرح است. این سوالات را کسی طرح میکند که فقط شرارههای فربهی فقه دامنش را گرفته است، اما جوابشان را از کسانی میخواهد که دیدهاند فربهی فقه چه آتشهایی بهپا کرده و جمهوری اسلامی صرفا برای بقایش، با فربه کردن فقه و در عین حال تلاش برای شرعیسازی قانون، چه خاکسترهایی به جا گذاشته است.
توجه به این نکته مهم است: سوالات ذیل، با توجه به فقط چند منبع کاغذی در زندان به ذهن آمده است و مسلما منابع بیشتر، شمار انقُلتها را بیشتر میکند.
اول: چطور میتوان از محتوای سوره حجرات به حکم اعدام رسید؟ حتی اگر اکثرا شان نزولش را نمیدانستیم، که میدانیم، سورهای که سراسر آیاتش توصیهها و دستورالعملهای اخلاقی است و از تنوع و تکثر گونههای بشری میگوید، چگونه مخاطبانش را به «قتل عمد» رهنمون میکند؟
دوم: جرائم مستوجب حد از ابتدا در آیات، روایات و متون فقهی تعیین شدهاند و در هیچکدام از منابع، حتی نشانی از «بغی» به عنوان جرم مستوجب حد دیده نمیشود؛ حتی در کتاب مشهور روحالله خمینی، تحریرالوسیله، که مبلغ اصلی قانون مجارات است، به «بغی» اشارهای نشده، این مسلمانتر بودن از پیامبر و ائمه از کجا نشات میگیرد؟
ظاهرا برای دانش فقهی بنیانگذار این حکومت هم اهمیت و احترامی قائل نشدهاند؛ غیر از این است؟
سوم: در آیه مذکور، به صراحت چنین آمده است: «با آنکه ستمگر است نبرد کنید تا برگردد به سوی فرمان خدا.»
خداوند از بازگشت به سوی فرمانش گفته است یا خودش؟ در کجای آیه به بازگرداندن انسانها به ذات اقدس الله اشاره شده است؟
چهارم: خداوند در آیه ۹ سوره حجرات از بازگشت باغی سخن گفته و از صلح و آشتی و دادگری آیا بخشی که برگشتن او و حکمش را بیان کرده است، فقط در قرآن قانونگذاران جمهوری اسلامی آمده؟ چرا ما این بخش را نمیبینیم؟
پنجم: بر اساس فرمان خداوند در این آیه باید با ستمگر نبرد کرد؛ آیا از روش و وسیله نبرد چیزی گفته شده است؟
قانونگذاری که از اتومبیل، تلفن هوشمند و هواپیما استفاده میکند، نه از شتر، اسب، شمشیر و غیره، چرا با اندیشه باغی مبارزه نمیکند؟ با کسی که با اندیشهاش مبارزه میکند نباید با اندیشه مبارزه کرد؟
ششم: در کدام بخش از آیه، از قتل عمد باغیانی صحبت کرده است که در موقعیت دفاعاند نه حمله اولیه و ابتدا به ساکن؟ از باغیان در آتشبس چطور؟
هفتم: قانونگذار میداند که دولتمردان، نظام جمهوری اسلامی را هم در نبرد با «زنان» قرار داده است؟ مگر بنا بر باور خودشان، زنان ذاتا ریحانه و ظریف و ضعیف نیستند؟
به مسئولانی از این دست زمانی میتوان با قطعیت پرداخت که حکومت ایران را حکومت اسلامی دانست و دلیلی برای ولایت فقها در عصر غیبت داشت، وگرنه پرسشهای ابتداییتری هم وجود دارد:
چرا آقای خویی ولایت را مختص پیامبر (ص) و امام معصوم (ع) میدانست؟
چرا آقایان عبدالکریم حائری یزدی و اراکی بر این باورند که ادله فقهی نحوه خاص از حکومت را برای زمان غیبت معصوم به دست نمیدهند؟
و در نهایت چرا بسیاری از فقهای موید حاکمیت فقها در عصر غیبت، مشروعیت حاکم اسلامی را ناشی از رای و نظر مردم میدانند؟
https://tavaana.org/execution-in-iran-houra-nikbakht/
#حورا_نیکبخت #بیانبه #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔20👍2❤1
پیام احمدرضا حائری، برای اسپیس سازمان حقوق بشر ایران
از دوران نوجوانی این سوال که چرا ما طی چندین نسل و با وجود چند انقلاب، نهضت و چند حکومت با محوریت توسعه از بالا، به یک جامعه توسعه یافته دموکراتیک نرسیدیم، ذهن من را مشغول میکرد.
تاریخ مشروطیت را که میخواندم، میدیدم پس از امضای فرمان مشروطیت و مرگ مظفرالدین شاه و جلوس محمدعلی شاه بر تخت ، با وجود دشمنی شاه مستبد قاجار با مشروطه اما جرائد و روزنامههای وقت که کم هم نبودند به شکلی افراطی شاه و خانوادهاش را مورد هتاکی قرار میدادند، پسر اُم خاقان میخوانندش و به صدها گونه مختلف تا حد فحاشی هم فروگذار نبودند، مجلس به توپ بسته شد و شاه قاجار دق دلیاش را از آن توهینها سر زندهیادان صور اسرافیل و مَلِکالمتکلمین خالی کرد و با گره زدن طناب، دور گردن و کشیدن آن از دو سو، آن دو جان عزیز و بسیاری دیگر را را گرفت!
معرکه فتح تهران و بعد ورود فاتحان تبریز به پایتخت ( ستارخان و باقر خان ) آغاز شد، و باز بازار انتقام جویی به راه افتاد و اینبار نوبت به دار کشیدن شیخِ هوادار استبداد قجری بود و شیخ فضلالله را به دار کشیدند و پسرش زیر جایگاه اعدام پدر هلهله میکشید و شادی میکرد.
باز کشور روی آرامش ندید و گذشت تا آمدن رضاشاه و شروع مدرنیزاسیون از بالا که کم قربانی نگرفت در زندان و تبعید،در آخرِ کار مردم نه راه آهن را دیدند و نه جادههایی که رضاشاه کشید و عدلیه نوین و... و با تبعید شاه شادی کردند.
اینبار معرکه دهه بیست و مهمترین آزمون دموکراسی در تاریخ کشورمان آغاز شد و این بارنیز اما سرشار شد از ترور و اعدام انقلابی و خشونت، مصدق خواست نفت را ملی کند، فدائیان اسلام رزمآرا و هژیر را ترور کردند و به خیالشان آنها را از پیش پای نهضت ملی شدن برداشتند و از سوی رهبران نهضت نیز تحسین شدند، آمدیم تا ۲۵ مرداد و ۲۸ مرداد حزب توده و مصدق و بیتفاوتی های غریب برای حفظ موقعیت!
و در نهایت زاهدی و بعد اعدام بخشی از سازمان افسران حزب توده و حسین فاطمی، اصلاحات ارضی شروع نشده مؤتلفه حسنعلی منصور را به انتقام تبعید خمینی ترور میکند و بعد اعدام رهبران مؤتلفه!
ساواک تا جریانهای چریکی در دهه پنجاه ظهور پیدا نکردند اساسا با اعدام بیگانه بود، چریکها ترور کردند برای شکستن خفقان و ساواک اعدام میکرد…در پاسخ، حاصل، اینکه سال ۵۵ دیگر چریکی نمانده بود، اما جای دیگری دیوار سوراخ بود و روحانیت با سازمان وسیع مساجد به میان آمد، بختیار دیر آمده بود( حسىرت تاریخی شخصی خودم همیشه این بود که ای کاش با انتصاب بختیار و انحلال ساوک موج انقلاب فروکش میکرد، اما تاریخ بر اساس رؤیاهای ما به پیش نمیرود) و بعد رسیدیم به بوی گل سوسن و یاسمن که همان روز اول چهرهاش را با عکس صفحه اول اطلاعات و کیهان و بدنهای عریان و بیجان و غرقه در خون سران ارتش نشان داد و بوی خون جای بوی سوسن را گرفت و بوی باروت جای بوی یاسمن را!
جنگ داخلی، اعدامهای صحرائی، خلخالی که فقط برای لالها وکیل قبول میکرد، تا تابستان ۶۷ و اعدام دستهجمعی هرآنکس که باقی مانده بود از مخالفان!
اين چرخ سر باز ایستادن نداشته تا امروز که مائیم و داغ دلمان برای همه عزیزانی که حکومت اسلامی خونشان را بر کف خیابانهای شهرها جاری کرد و هزاران چشمی که بیفروغ کرد در آبان خونین و قیام ژینا و هزاران جوانی که اکنون در مسیر اعدامشان قرار داده!
روزی که کارزار سهشنبههای نه به اعدام را شروع کردیم در پس ذهنم این بود باید روزی برسیم به ایرانی آزاد دموکراتیک ، توسعه یافته و با حفظ حقوق و به رسمیت شناختن حقوق همه شهروندانش فارغ از مشخصهای که دارند، از زبان، دین، باور و...
عمیقا باور دارم که نه به اعدام کارزاری راهبردی برای امروز و فردای ماست، ما اگر همگی تنها بر سر همین یک ماده اعلامیه جهانی حقوق بشر توافق کنیم و حق زندگی انسانها خط قرمز ابدیمان باشد، میتوانیم امیدوار باشیم به آیندهای روشن، میتوانیم امیدوار باشیم به عدالتی انتقالی به اینکه از پس امروز، فردایمان دوباره گرفتار استبداد نخواهیم شد.
ضمن سپاس فراوان از همه عزیزانی که در این یک سال نخست در کنار کارزار سهشنبههای نه به اعدام بودند و به بلند شدن صدای آن یاری رسانند، تأکید میکنم که ما هنوز در ابتدای راه هستیم و باید در ادامه تلاشمان را دوچندان کنیم. من خود، هر وقت تاب و تحملِ حبس امانم را میبرد، به این فکر میکنم اگر روزی کارزار نه به اعدام در کشورمان همگانی شود نصف راه تحقق "دموکراسی و توسعه" در کشورمان را رفتهایم، راهی که نیم دیگرش رواداری و تحمل بالا در مقابل مخالفان و خارج نشدن از دایره تعهد به حقوقبشر و دموکراسی است.
با احترام
احمدرضا حائری
زندان قزلحصار
نخستین سالگرد کارزار سهشنبههای نه به اعدام
#احمدرضا_حائری #نه_به_اعدام #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
از دوران نوجوانی این سوال که چرا ما طی چندین نسل و با وجود چند انقلاب، نهضت و چند حکومت با محوریت توسعه از بالا، به یک جامعه توسعه یافته دموکراتیک نرسیدیم، ذهن من را مشغول میکرد.
تاریخ مشروطیت را که میخواندم، میدیدم پس از امضای فرمان مشروطیت و مرگ مظفرالدین شاه و جلوس محمدعلی شاه بر تخت ، با وجود دشمنی شاه مستبد قاجار با مشروطه اما جرائد و روزنامههای وقت که کم هم نبودند به شکلی افراطی شاه و خانوادهاش را مورد هتاکی قرار میدادند، پسر اُم خاقان میخوانندش و به صدها گونه مختلف تا حد فحاشی هم فروگذار نبودند، مجلس به توپ بسته شد و شاه قاجار دق دلیاش را از آن توهینها سر زندهیادان صور اسرافیل و مَلِکالمتکلمین خالی کرد و با گره زدن طناب، دور گردن و کشیدن آن از دو سو، آن دو جان عزیز و بسیاری دیگر را را گرفت!
معرکه فتح تهران و بعد ورود فاتحان تبریز به پایتخت ( ستارخان و باقر خان ) آغاز شد، و باز بازار انتقام جویی به راه افتاد و اینبار نوبت به دار کشیدن شیخِ هوادار استبداد قجری بود و شیخ فضلالله را به دار کشیدند و پسرش زیر جایگاه اعدام پدر هلهله میکشید و شادی میکرد.
باز کشور روی آرامش ندید و گذشت تا آمدن رضاشاه و شروع مدرنیزاسیون از بالا که کم قربانی نگرفت در زندان و تبعید،در آخرِ کار مردم نه راه آهن را دیدند و نه جادههایی که رضاشاه کشید و عدلیه نوین و... و با تبعید شاه شادی کردند.
اینبار معرکه دهه بیست و مهمترین آزمون دموکراسی در تاریخ کشورمان آغاز شد و این بارنیز اما سرشار شد از ترور و اعدام انقلابی و خشونت، مصدق خواست نفت را ملی کند، فدائیان اسلام رزمآرا و هژیر را ترور کردند و به خیالشان آنها را از پیش پای نهضت ملی شدن برداشتند و از سوی رهبران نهضت نیز تحسین شدند، آمدیم تا ۲۵ مرداد و ۲۸ مرداد حزب توده و مصدق و بیتفاوتی های غریب برای حفظ موقعیت!
و در نهایت زاهدی و بعد اعدام بخشی از سازمان افسران حزب توده و حسین فاطمی، اصلاحات ارضی شروع نشده مؤتلفه حسنعلی منصور را به انتقام تبعید خمینی ترور میکند و بعد اعدام رهبران مؤتلفه!
ساواک تا جریانهای چریکی در دهه پنجاه ظهور پیدا نکردند اساسا با اعدام بیگانه بود، چریکها ترور کردند برای شکستن خفقان و ساواک اعدام میکرد…در پاسخ، حاصل، اینکه سال ۵۵ دیگر چریکی نمانده بود، اما جای دیگری دیوار سوراخ بود و روحانیت با سازمان وسیع مساجد به میان آمد، بختیار دیر آمده بود( حسىرت تاریخی شخصی خودم همیشه این بود که ای کاش با انتصاب بختیار و انحلال ساوک موج انقلاب فروکش میکرد، اما تاریخ بر اساس رؤیاهای ما به پیش نمیرود) و بعد رسیدیم به بوی گل سوسن و یاسمن که همان روز اول چهرهاش را با عکس صفحه اول اطلاعات و کیهان و بدنهای عریان و بیجان و غرقه در خون سران ارتش نشان داد و بوی خون جای بوی سوسن را گرفت و بوی باروت جای بوی یاسمن را!
جنگ داخلی، اعدامهای صحرائی، خلخالی که فقط برای لالها وکیل قبول میکرد، تا تابستان ۶۷ و اعدام دستهجمعی هرآنکس که باقی مانده بود از مخالفان!
اين چرخ سر باز ایستادن نداشته تا امروز که مائیم و داغ دلمان برای همه عزیزانی که حکومت اسلامی خونشان را بر کف خیابانهای شهرها جاری کرد و هزاران چشمی که بیفروغ کرد در آبان خونین و قیام ژینا و هزاران جوانی که اکنون در مسیر اعدامشان قرار داده!
روزی که کارزار سهشنبههای نه به اعدام را شروع کردیم در پس ذهنم این بود باید روزی برسیم به ایرانی آزاد دموکراتیک ، توسعه یافته و با حفظ حقوق و به رسمیت شناختن حقوق همه شهروندانش فارغ از مشخصهای که دارند، از زبان، دین، باور و...
عمیقا باور دارم که نه به اعدام کارزاری راهبردی برای امروز و فردای ماست، ما اگر همگی تنها بر سر همین یک ماده اعلامیه جهانی حقوق بشر توافق کنیم و حق زندگی انسانها خط قرمز ابدیمان باشد، میتوانیم امیدوار باشیم به آیندهای روشن، میتوانیم امیدوار باشیم به عدالتی انتقالی به اینکه از پس امروز، فردایمان دوباره گرفتار استبداد نخواهیم شد.
ضمن سپاس فراوان از همه عزیزانی که در این یک سال نخست در کنار کارزار سهشنبههای نه به اعدام بودند و به بلند شدن صدای آن یاری رسانند، تأکید میکنم که ما هنوز در ابتدای راه هستیم و باید در ادامه تلاشمان را دوچندان کنیم. من خود، هر وقت تاب و تحملِ حبس امانم را میبرد، به این فکر میکنم اگر روزی کارزار نه به اعدام در کشورمان همگانی شود نصف راه تحقق "دموکراسی و توسعه" در کشورمان را رفتهایم، راهی که نیم دیگرش رواداری و تحمل بالا در مقابل مخالفان و خارج نشدن از دایره تعهد به حقوقبشر و دموکراسی است.
با احترام
احمدرضا حائری
زندان قزلحصار
نخستین سالگرد کارزار سهشنبههای نه به اعدام
#احمدرضا_حائری #نه_به_اعدام #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍20❤5💔1
شاهزاده رضا پهلوی: اتحاد ملی و گذار مسالمتآمیز، راه آینده ایران
شاهزاده رضا پهلوی در نشستی در باشگاه مطبوعات در واشینگتن با محوریت دموکراسی و حقوق بشر در ایران اظهار داشت که مردم ایران تنها نیستند و او مسئولیت رهبری انتقال از رژیم فعلی به آیندهای باثبات و مبتنی بر صلح را پذیرفته است. وی تأکید کرد که برنامهاش برای سرنگونی این رژیم شامل تسهیل انشقاق نیروهای حاکم، تعامل با مردم، بسیج افکار عمومی در داخل و دیاسپورا، و همکاری با کشورهای غربی برای اعمال حداکثر فشار بر رژیم و حمایت از مردم ایران است. او همچنین بر اهمیت آمادهسازی شرایط برای بازسازی اقتصادی و سیاسی کشور تأکید کرد.
شاهزاده رضا پهلوی خاطرنشان کرد که ادامه حیات رژیم جمهوری اسلامی امکانپذیر نیست و تغییر رژیم، نه تنها ضرورتی اجتنابناپذیر است، بلکه راهحلی برای پایان دادن به بیثباتی، تروریسم و بحران هستهای در منطقه است. او تصریح کرد که تجربههای ناموفق تغییر رژیم در خاورمیانه نباید مانعی برای اقدامات هوشمندانه و متفاوت در ایران باشد.
او افزود که در دوران گذار، یک دولت موقت مسئول مدیریت امور کشور خواهد بود و در نهایت مردم ایران با برگزاری انتخابات برای مجمع مؤسسان، درباره ساختار سیاسی آینده تصمیم خواهند گرفت. وی از اهمیت روندی دموکراتیک و شفاف برای تعیین سرنوشت کشور سخن گفت و تأکید کرد که اتحاد و همبستگی میان نیروهای مخالف، بدون توجه به اختلافات گذشته، ضرورتی انکارناپذیر است.
شاهزاده رضا پهلوی همچنین به نقش کلیدی نسل جوان ایران اشاره کرد و اظهار داشت که این نسل آگاهتر و مقاومتر از گذشته است و مسیر مقاومت مدنی و غیرخشونتآمیز را برگزیده است. او با تأکید بر نیاز به انضباط و اتحاد، اظهار امیدواری کرد که نیروهای نظامی رژیم به جای ابزار سرکوب، به حامیان مردم تبدیل شوند و اطمینان حاصل شود که آیندهای برای آنها در ایران پس از تغییر رژیم وجود دارد.
وی در پایان بر اهمیت اصول عدالت، آزادی بیان، و احترام به حقوق بشر تأکید کرد و گفت: «ما میتوانیم اختلاف نظر داشته باشیم اما باید زیر یک سقف دموکراتیک زندگی کنیم. اتحاد در چارچوب اصول انسانی و حقوقی، کلید موفقیت ماست.»
#همبستگی #مبارزه_مدنی #شاهزاده_رضا_پهلوی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
شاهزاده رضا پهلوی در نشستی در باشگاه مطبوعات در واشینگتن با محوریت دموکراسی و حقوق بشر در ایران اظهار داشت که مردم ایران تنها نیستند و او مسئولیت رهبری انتقال از رژیم فعلی به آیندهای باثبات و مبتنی بر صلح را پذیرفته است. وی تأکید کرد که برنامهاش برای سرنگونی این رژیم شامل تسهیل انشقاق نیروهای حاکم، تعامل با مردم، بسیج افکار عمومی در داخل و دیاسپورا، و همکاری با کشورهای غربی برای اعمال حداکثر فشار بر رژیم و حمایت از مردم ایران است. او همچنین بر اهمیت آمادهسازی شرایط برای بازسازی اقتصادی و سیاسی کشور تأکید کرد.
شاهزاده رضا پهلوی خاطرنشان کرد که ادامه حیات رژیم جمهوری اسلامی امکانپذیر نیست و تغییر رژیم، نه تنها ضرورتی اجتنابناپذیر است، بلکه راهحلی برای پایان دادن به بیثباتی، تروریسم و بحران هستهای در منطقه است. او تصریح کرد که تجربههای ناموفق تغییر رژیم در خاورمیانه نباید مانعی برای اقدامات هوشمندانه و متفاوت در ایران باشد.
او افزود که در دوران گذار، یک دولت موقت مسئول مدیریت امور کشور خواهد بود و در نهایت مردم ایران با برگزاری انتخابات برای مجمع مؤسسان، درباره ساختار سیاسی آینده تصمیم خواهند گرفت. وی از اهمیت روندی دموکراتیک و شفاف برای تعیین سرنوشت کشور سخن گفت و تأکید کرد که اتحاد و همبستگی میان نیروهای مخالف، بدون توجه به اختلافات گذشته، ضرورتی انکارناپذیر است.
شاهزاده رضا پهلوی همچنین به نقش کلیدی نسل جوان ایران اشاره کرد و اظهار داشت که این نسل آگاهتر و مقاومتر از گذشته است و مسیر مقاومت مدنی و غیرخشونتآمیز را برگزیده است. او با تأکید بر نیاز به انضباط و اتحاد، اظهار امیدواری کرد که نیروهای نظامی رژیم به جای ابزار سرکوب، به حامیان مردم تبدیل شوند و اطمینان حاصل شود که آیندهای برای آنها در ایران پس از تغییر رژیم وجود دارد.
وی در پایان بر اهمیت اصول عدالت، آزادی بیان، و احترام به حقوق بشر تأکید کرد و گفت: «ما میتوانیم اختلاف نظر داشته باشیم اما باید زیر یک سقف دموکراتیک زندگی کنیم. اتحاد در چارچوب اصول انسانی و حقوقی، کلید موفقیت ماست.»
#همبستگی #مبارزه_مدنی #شاهزاده_رضا_پهلوی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍37❤9
زینب جلالیان، زندانی سیاسی محکوم به حبس ابد که هفدهمین سال حبس (بدون یک روز مرخصی) خود را در زندان مرکزی یزد میگذراند، با انتشار نامهای سرگشاده، صدور احکام اعدام برای پخشان عزیزی، وریشه مرادی و دیگر زندانیان سیاسی را به شدت محکوم کرده و خواستار اقدام فوری برای لغو این احکام در ایران شده است.
متن کامل این نامه به شرح زیر است:
«چگونه توانستی مهر مادری، محبت پدری و عشق به همنوع را نادیده بگیری؟
به خاطر کدام مصلحت؟ تو وجدان و انسانیت خود را به چه فروختی؟ حق زیستن و نفس کشیدن دیگران را به چه قیمتی معامله کردی؟
به چه بهایی این همه آرزو را نابود میکنی؟ چگونه میتوانی به این راحتی، جوانان سرزمین مادریات را قربانی کنی؟ خودخواهی تو به جایی رسیده که تنها چیزی که تو را راضی میکند، حکم مرگ دیگران است.
تو که دستانت به خون دیگران آلوده است، بدان هیچکس، حتی تو، صلاحیت گرفتن حق زندگی را از انسانی ندارد. چگونه توانستی وقتی قلم به دست گرفتی، احکام اعدام پخشان عزیزی، وریشه مرادی و برادران ما را صادر کنی؟ آیا جان آدمی اینقدر برایت بیارزش شده است؟ به کدام خطا؟ به کدام گناه؟ به استناد کدام حقوق بشر؟
ما را به قربانگاهی میفرستی که طناب نیمه ضخیمش از گیسوان بریده مادران قربانیانت بافته شده است. چه عاملی تو را به این وادی تاریک کشانده است؟ برایت اندوهگینم، برای تو که تمامی اصول انسانی را زیر پا گذاشتهای و همه پلهای پشت سرت را ویران کردهای. ای شکنجهگر و قاضی ناعادل!
با وجود تمام ظلمهایی که بر ما روا داشتهای، بدان که من به دنبال انتقام نخواهم بود. من از حق خود میگذرم و تو را میبخشم. این تفاوت من و توست.
وریشه گیان، پخشان گیان، دلم میگیرد…
دلم میگیرد وقتی به من میگویند که دیروز، شما قلم در دست گرفتید و علیه اعدام من و همرزمانم نوشتید، اما امروز خودتان محکوم به اعدام شدهاید. دلم میگیرد در شهری که پاداش انسانیت یا ذلت است یا مرگ با حکم حکام.
دلم میگیرد از سرزمینی که حق آزادی، حق اندیشیدن و حق زیستن را از مردمانش دریغ میکنند. دلم میگیرد وقتی دیر به مادرانمان زنگ میزنیم و با ناباوری میپرسند: «روله، تویی؟» چون سایه شوم اعدام بر سر شهر و دیارمان سایه افکنده است.
من با تمام وجود، حکم اعدام را محکوم میکنم. از همه زنان جهان، آزادگان دنیا، سازمانهای حقوق بشری و هر کسی که هر کاری از دستش برمیآید، میخواهم حمایت خود را از محکومان به اعدام دریغ نکنند. در برابر حکم اعدام همنوعانتان سکوت نکنید!»
#بیانیه #نه_به_اعدام #زینب_جلالیان #پخشان_عزیزی #وریشه_مرادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
متن کامل این نامه به شرح زیر است:
«چگونه توانستی مهر مادری، محبت پدری و عشق به همنوع را نادیده بگیری؟
به خاطر کدام مصلحت؟ تو وجدان و انسانیت خود را به چه فروختی؟ حق زیستن و نفس کشیدن دیگران را به چه قیمتی معامله کردی؟
به چه بهایی این همه آرزو را نابود میکنی؟ چگونه میتوانی به این راحتی، جوانان سرزمین مادریات را قربانی کنی؟ خودخواهی تو به جایی رسیده که تنها چیزی که تو را راضی میکند، حکم مرگ دیگران است.
تو که دستانت به خون دیگران آلوده است، بدان هیچکس، حتی تو، صلاحیت گرفتن حق زندگی را از انسانی ندارد. چگونه توانستی وقتی قلم به دست گرفتی، احکام اعدام پخشان عزیزی، وریشه مرادی و برادران ما را صادر کنی؟ آیا جان آدمی اینقدر برایت بیارزش شده است؟ به کدام خطا؟ به کدام گناه؟ به استناد کدام حقوق بشر؟
ما را به قربانگاهی میفرستی که طناب نیمه ضخیمش از گیسوان بریده مادران قربانیانت بافته شده است. چه عاملی تو را به این وادی تاریک کشانده است؟ برایت اندوهگینم، برای تو که تمامی اصول انسانی را زیر پا گذاشتهای و همه پلهای پشت سرت را ویران کردهای. ای شکنجهگر و قاضی ناعادل!
با وجود تمام ظلمهایی که بر ما روا داشتهای، بدان که من به دنبال انتقام نخواهم بود. من از حق خود میگذرم و تو را میبخشم. این تفاوت من و توست.
وریشه گیان، پخشان گیان، دلم میگیرد…
دلم میگیرد وقتی به من میگویند که دیروز، شما قلم در دست گرفتید و علیه اعدام من و همرزمانم نوشتید، اما امروز خودتان محکوم به اعدام شدهاید. دلم میگیرد در شهری که پاداش انسانیت یا ذلت است یا مرگ با حکم حکام.
دلم میگیرد از سرزمینی که حق آزادی، حق اندیشیدن و حق زیستن را از مردمانش دریغ میکنند. دلم میگیرد وقتی دیر به مادرانمان زنگ میزنیم و با ناباوری میپرسند: «روله، تویی؟» چون سایه شوم اعدام بر سر شهر و دیارمان سایه افکنده است.
من با تمام وجود، حکم اعدام را محکوم میکنم. از همه زنان جهان، آزادگان دنیا، سازمانهای حقوق بشری و هر کسی که هر کاری از دستش برمیآید، میخواهم حمایت خود را از محکومان به اعدام دریغ نکنند. در برابر حکم اعدام همنوعانتان سکوت نکنید!»
#بیانیه #نه_به_اعدام #زینب_جلالیان #پخشان_عزیزی #وریشه_مرادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤25👍6💔5
شاهزاده رضا پهلوی: خاورمیانه در آستانه تغییر تاریخی
شاهزاده رضا پهلوی در بخش سخنرانی خود «باشگاه ملی مطبوعات» آمریکا با اشاره به تحولات اخیر خاورمیانه، تأکید کرد که منطقه در آستانه تغییری بنیادین قرار دارد که میتواند به دههها ترور و آشوب پایان دهد و صلح و ثبات پایدار را به ارمغان آورد. وی اظهار داشت که تضعیف نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی مانند حماس، حزبالله و رژیم اسد فرصتی تاریخی برای صلحطلبان ایجاد کرده است.
او تأکید کرد که رژیم جمهوری اسلامی همچنان عامل اصلی بیثباتی منطقه است و تلاش میکند از طریق فریبکاری و توافقات جعلی، بقای خود را تضمین کند. شاهزاده هشدار داد که اگر رژیم به توافق جدیدی با آمریکا دست یابد، از امتیازات آن برای تقویت نیروهای نیابتی و افزایش آشوب در منطقه استفاده خواهد کرد. وی افزود: «این کارنامه ۴۵ سال گذشته رژیم است و در DNA آن نهفته است.»
شاهزاده رضا پهلوی گفت که مبارزه برای آزادی ایران نیازی به سربازان یا پول آمریکا ندارد و این مردم ایران هستند که با مقاومت مدنی برای آزادی میجنگند. او تأکید کرد: «ما به خیابان آمدهایم و مبارزه کردهایم. اما هممیهنان من تنها نیستند. من وظیفه خود میدانم که در کنار آنها بایستم.»
وی برنامه خود برای گذار از رژیم اسلامی را تشریح کرد که شامل شکاف در بدنه رژیم، بسیج افکار عمومی، همکاری با دولتهای غربی برای اعمال فشار حداکثری و آمادهسازی برای بازسازی اقتصادی و سیاسی است. او خاطرنشان کرد که در دوران گذار، مردم ایران از طریق انتخابات آزاد برای مجمع مؤسسان، سرنوشت کشور را تعیین خواهند کرد.
در پایان، شاهزاده رضا پهلوی گفت: «زمان آن فرا رسیده که از این فرصت تاریخی استفاده کنیم و رژیم جمهوری اسلامی را که بزرگترین جنگافروز جهان است، کنار بگذاریم تا خاورمیانه به سوی صلح و رفاه حرکت کند.»
#شاهزاده_رضا_پهلوی #مقاومت_مدنی #مبارزه_مدنی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
شاهزاده رضا پهلوی در بخش سخنرانی خود «باشگاه ملی مطبوعات» آمریکا با اشاره به تحولات اخیر خاورمیانه، تأکید کرد که منطقه در آستانه تغییری بنیادین قرار دارد که میتواند به دههها ترور و آشوب پایان دهد و صلح و ثبات پایدار را به ارمغان آورد. وی اظهار داشت که تضعیف نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی مانند حماس، حزبالله و رژیم اسد فرصتی تاریخی برای صلحطلبان ایجاد کرده است.
او تأکید کرد که رژیم جمهوری اسلامی همچنان عامل اصلی بیثباتی منطقه است و تلاش میکند از طریق فریبکاری و توافقات جعلی، بقای خود را تضمین کند. شاهزاده هشدار داد که اگر رژیم به توافق جدیدی با آمریکا دست یابد، از امتیازات آن برای تقویت نیروهای نیابتی و افزایش آشوب در منطقه استفاده خواهد کرد. وی افزود: «این کارنامه ۴۵ سال گذشته رژیم است و در DNA آن نهفته است.»
شاهزاده رضا پهلوی گفت که مبارزه برای آزادی ایران نیازی به سربازان یا پول آمریکا ندارد و این مردم ایران هستند که با مقاومت مدنی برای آزادی میجنگند. او تأکید کرد: «ما به خیابان آمدهایم و مبارزه کردهایم. اما هممیهنان من تنها نیستند. من وظیفه خود میدانم که در کنار آنها بایستم.»
وی برنامه خود برای گذار از رژیم اسلامی را تشریح کرد که شامل شکاف در بدنه رژیم، بسیج افکار عمومی، همکاری با دولتهای غربی برای اعمال فشار حداکثری و آمادهسازی برای بازسازی اقتصادی و سیاسی است. او خاطرنشان کرد که در دوران گذار، مردم ایران از طریق انتخابات آزاد برای مجمع مؤسسان، سرنوشت کشور را تعیین خواهند کرد.
در پایان، شاهزاده رضا پهلوی گفت: «زمان آن فرا رسیده که از این فرصت تاریخی استفاده کنیم و رژیم جمهوری اسلامی را که بزرگترین جنگافروز جهان است، کنار بگذاریم تا خاورمیانه به سوی صلح و رفاه حرکت کند.»
#شاهزاده_رضا_پهلوی #مقاومت_مدنی #مبارزه_مدنی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤39👍8🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنان تاثیرگذار سیما مرادبیگی از آسیبدیدگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ را در مصاحبه با حلقه مونیخ بشنوید.
سیما مرادبیگی از معترضان آسیبدیده خیزش سراسری ۱۴۰۱ در بوکان است که با انتشار ویدیویی وضعیت دست خود را ۹ ماه پس از شلیک نیروهای سرکوبگر نشان داد. ۲۱ مهرماه ۱۴۰۱ او به همراه همسر خود برای شرکت در اعتراضات به خیابانهای بوکان آمده بودند، دقایقی بعد، سیما و همسرش برای لحظاتی در خیابان از هم جدا شدند و در همان حین، سربازی در خیابان، لوله تفنگ را به دست سیما میچسباند و بیرحمانه شلیک میکند، بیشتر از ۳۰۰ گلوله ساچمهای به دست سیما شلیک میشود.
با سیما مرادبیگی بیشتر آشنا شوید:
https://tavaana.org/friday-24/
#سیما_مرادبیگی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
سیما مرادبیگی از معترضان آسیبدیده خیزش سراسری ۱۴۰۱ در بوکان است که با انتشار ویدیویی وضعیت دست خود را ۹ ماه پس از شلیک نیروهای سرکوبگر نشان داد. ۲۱ مهرماه ۱۴۰۱ او به همراه همسر خود برای شرکت در اعتراضات به خیابانهای بوکان آمده بودند، دقایقی بعد، سیما و همسرش برای لحظاتی در خیابان از هم جدا شدند و در همان حین، سربازی در خیابان، لوله تفنگ را به دست سیما میچسباند و بیرحمانه شلیک میکند، بیشتر از ۳۰۰ گلوله ساچمهای به دست سیما شلیک میشود.
با سیما مرادبیگی بیشتر آشنا شوید:
https://tavaana.org/friday-24/
#سیما_مرادبیگی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤23👍2🕊2
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برگزاری «جشن سده» در گوشه و کنار تاجیکستان
و در مقابل آن، ترویج سوگواری و عزاداری در مهد این جشنها یعنی ایران!
بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان هفتاد سال سلطه کمونیسم که همراه با سیاست فارسیزدایی و ایرانزدایی در جمهوریهای آن بود، بسیاری از اهالی تاجیکستان امیدوار بودند که در کنار «برادر بزرگتر» خود یعنی ایران، بازیابی فرهنگ کهن و سنتهای زیبای باستانی را آغاز کنند.
اما این انتظار آنها بسیار سریع به ناامیدی منجرشد، چرا که در بازدید از ایران متوجه شدند که اتفاقا مهد مبارزه با سنتهای ایرانی در همین ایران است و از طرف حکومت ایران انجام میشود. آنها متوجه شدند که حتی دوستی با حکومت ایران ممکن است به نابودی فرهنگشان و ایجاد اختلافات مذهبی در تاجیکستان بینجامد!
از آن زمان بود که تاجیکستان یک تنه تبدیل به ویترینی از «ایرانشهر» شد و از رودکی بگیرید تا کوروش بزرگ و نظم و نثر فارسی و جشنهای باستانی را محافظت میکند.
#تاجیکستان #ایران_باستان #اسلام #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
و در مقابل آن، ترویج سوگواری و عزاداری در مهد این جشنها یعنی ایران!
بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان هفتاد سال سلطه کمونیسم که همراه با سیاست فارسیزدایی و ایرانزدایی در جمهوریهای آن بود، بسیاری از اهالی تاجیکستان امیدوار بودند که در کنار «برادر بزرگتر» خود یعنی ایران، بازیابی فرهنگ کهن و سنتهای زیبای باستانی را آغاز کنند.
اما این انتظار آنها بسیار سریع به ناامیدی منجرشد، چرا که در بازدید از ایران متوجه شدند که اتفاقا مهد مبارزه با سنتهای ایرانی در همین ایران است و از طرف حکومت ایران انجام میشود. آنها متوجه شدند که حتی دوستی با حکومت ایران ممکن است به نابودی فرهنگشان و ایجاد اختلافات مذهبی در تاجیکستان بینجامد!
از آن زمان بود که تاجیکستان یک تنه تبدیل به ویترینی از «ایرانشهر» شد و از رودکی بگیرید تا کوروش بزرگ و نظم و نثر فارسی و جشنهای باستانی را محافظت میکند.
#تاجیکستان #ایران_باستان #اسلام #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤37👍3💔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرهاد حافظی سمنانی که فرهاد آزرم نیز نامیده میشود، شاعر و ترانهسرا ست او در فضای مجاری در انتقاد از ظلم حکومت به مردم مینوشت که بازداشت و سپس به پنج سال حبس تعزیری محکوم شد. با اتهاماتی که برای نیروهای مبارز تبدیل به یک ترجیعبند تکراری و تلخ شده است؛ – اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور – فعالیت تبلیغی علیه نظام – توهین به رهبری – توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی در ایران امروز، هر گونه اقدام و انتقاد که از دید جمهوری اسلامی، نامطلوب قلمداد شود سریعا به امنیت کشور پیوند میخورد. بر این اساس است که هنرمندی چون فرهاد حافظی به «تبانی علیه امنیت کشور» متهم میشود.
از فرهاد حافظی بیشتر بدانید:
فرهاد حافظی؛ حبس به «جرم» ایراندوستی و مردمدوستی
https://tavaana.org/farhad-hafezi/
#فرهاد_حافظی #بیانیه #زندان_اوین #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
از فرهاد حافظی بیشتر بدانید:
فرهاد حافظی؛ حبس به «جرم» ایراندوستی و مردمدوستی
https://tavaana.org/farhad-hafezi/
#فرهاد_حافظی #بیانیه #زندان_اوین #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔24❤4👍1
علی سپهری، از برگزاری جلسه تفهیم اتهام برادر و خواهرش انتساب دو اتهام تازه به آنها و پاسخ شجاعانه فاطمه سپهری به قاضی خبر داد.
او نوشت:
«جلسه تفهیم اتهام #فاطمه_سپهرى و #محمدحسین_سپهری در روز دوشنبه ۸ بهمن ماه ۱۴۰۳ توسط شعبه ۹۰۵ برگزار شد. در این جلسه، دو اتهام به آنها وارد شد: ۱. توهین به رهبری ۲. تبلیغ علیه نظام. در تاریخ ۶ دی ماه، خواهر و برادرم از زندان وکیلآباد مشهد بیانیهای خطاب به علی خامنهای منتشر کردند که باعث تشکیل این جلسه بازپرسی شده است. یکی از جملات بیانیه که خشم رژیم را برانگیخت این بود: “علی خامنهای، اوضاع تو از یک ماه پیش بشار اسد هم وخیمتر شده و دیگر نه توان سرکوب داری و نه فرصتی برای فریبکاری باقی مانده است.” در این جلسه، بازپرس به خواهر و برادرم گفته که در بیانیه منتشر شده به “حضرت آقا” توهین کردهاند و از آنها خواسته شده که آخرین دفاع خود را ارائه دهند. خواهرم پاسخ داده: “نه اولین دفاع دارم و نه آخرین. آزادی من همراه با به زیر کشیدن جمهوری اسلامی خواهد بود.” این جلسه بهصورت مجازی (آنلاین) برگزار شد و خواهرم از بازپرس درخواست کرد تا دوربین را فعال کند تا بتواند او را ببیند، اما بازپرس از این کار امتناع کرد. بسیاری از افرادی که با خواهر و برادرم برخورد دارند، چه در زندان و چه در جلسات دادگاه، از انتشار نام یا تصویر خود به شدت واهمه دارند. این ترس به وضوح نشاندهنده این است که آنان از سقوط قریبالوقوع رژیم جمهوری اسلامی و پاسخگویی در برابر اعمالشان هراس دارند. به نظر میرسد که تلفن زندان وکیلآباد تعمیر شده است و خواهرم توانست با خانواده تماس بگیرد.»
#نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
علی سپهری، از برگزاری جلسه تفهیم اتهام برادر و خواهرش انتساب دو اتهام تازه به آنها و پاسخ شجاعانه فاطمه سپهری به قاضی خبر داد.
او نوشت:
«جلسه تفهیم اتهام #فاطمه_سپهرى و #محمدحسین_سپهری در روز دوشنبه ۸ بهمن ماه ۱۴۰۳ توسط شعبه ۹۰۵ برگزار شد. در این جلسه، دو اتهام به آنها وارد شد: ۱. توهین به رهبری ۲. تبلیغ علیه نظام. در تاریخ ۶ دی ماه، خواهر و برادرم از زندان وکیلآباد مشهد بیانیهای خطاب به علی خامنهای منتشر کردند که باعث تشکیل این جلسه بازپرسی شده است. یکی از جملات بیانیه که خشم رژیم را برانگیخت این بود: “علی خامنهای، اوضاع تو از یک ماه پیش بشار اسد هم وخیمتر شده و دیگر نه توان سرکوب داری و نه فرصتی برای فریبکاری باقی مانده است.” در این جلسه، بازپرس به خواهر و برادرم گفته که در بیانیه منتشر شده به “حضرت آقا” توهین کردهاند و از آنها خواسته شده که آخرین دفاع خود را ارائه دهند. خواهرم پاسخ داده: “نه اولین دفاع دارم و نه آخرین. آزادی من همراه با به زیر کشیدن جمهوری اسلامی خواهد بود.” این جلسه بهصورت مجازی (آنلاین) برگزار شد و خواهرم از بازپرس درخواست کرد تا دوربین را فعال کند تا بتواند او را ببیند، اما بازپرس از این کار امتناع کرد. بسیاری از افرادی که با خواهر و برادرم برخورد دارند، چه در زندان و چه در جلسات دادگاه، از انتشار نام یا تصویر خود به شدت واهمه دارند. این ترس به وضوح نشاندهنده این است که آنان از سقوط قریبالوقوع رژیم جمهوری اسلامی و پاسخگویی در برابر اعمالشان هراس دارند. به نظر میرسد که تلفن زندان وکیلآباد تعمیر شده است و خواهرم توانست با خانواده تماس بگیرد.»
#نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔31❤2👍2😍1
منوچهر بختیاری
۲۵ آبان ۱۳۹۸، دومین روز اعتراضات گسترده مردم به گرانی بنزین، پویا بختیاری، مهندس ۲۷ ساله، جوان و ایراندوست، به میان مردم معترض کرج میرود. او در حالی که فیلمی از خود ضبط کرده و استوری میکند، مردم را به شهامت فراخوانده و میگوید:
«من هم پسر کسی هستم! میدونید اومدم اینجا جونم رو به خطر گذاشتم. مادرا، پدرا، شما هم بچههاتون رو بگید بیان بیرون! یکبار برای همیشه این رژیم فاسد و تبهکار رو که چهل ساله مردم عزیز ایران رو بدبخت کرده، از بین ببریم! مردم این فرصت رو از دست ندید.»
دقایقی بعد از ملحق شدن پویا به جمعیت معترض، در مقابل چشمان مادرش ناهید شیربیشه، با تیری که به سرش اصابت کرد، بر زمین میافتد.
برای خانواده بختیاری، زندگی از ۲۵ آبان ۱۳۹۸ به بعد یک معنا داشت: دادخواهی.
پدر پویا نگذاشت پرچم محبوب فرزندش که آن را درفش حقیقی ایران میدانست بر زمین بیفتد. هر جایی که پا میگذاشت، به نام پویا، به مردم پرچم شیر و خورشید میبخشید.
منوچهر بختیاری کارزار بینالمللی برای #دادخواهی جان فرزندش و کلیهٔ جانباختگان نظام جمهوری اسلامی را به راه انداخت و لحظهای از پا ننشست.
او در چهلمین روز مرگ فرزندش، با نوشتن نامهای به میشل باشله، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، از مرگ فرزند جوان خود و آزارهایی که کل خانواده بختیاری از بازداشت تا بیکاری و تهدید متحمل شدند، خبر داد.
در دیماه ۱۳۹۸، وقتی با زور و تهدید منوچهر بختیاری و برادرش مهرداد را به تشییع جنازه قاسم سلیمانی بردند، او در پیامی ویدئویی، قاسم سلیمانی را «مزدور و آلتدست ملاها» نامید و حضور خود را از سر اجبار و با تهدید نیروهای امنیتی اعلام کرد.
منوچهر بختیاری هماکنون در زندان، محکوم به ۳ سال و نیم حبس، ۲ سال و نیم تبعید، و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور، «به جرم دادخواهی» و پیگیری پرونده کشته شدن پسرش است. او این حکم را «ناعادلانه» میداند و تأکید کرده است که در جریان رسیدگی به پرونده خود، از داشتن وکیل بیبهره بوده و هیچگاه از زمان برگزاری جلسات نیز اطلاعی نداشته است.
او در آبان ۱۴۰۳، به دنبال وخامت بیماری و عدم دریافت امکانات پزشکی، اعتصاب غذا کرد که به درخواست شاهزاده رضا پهلوی، بعد از ۹ روز به اعتصاب خود پایان داد.
#منوچهر_بختیاری، پدری دادخواه است که رژیم جمهوری اسلامی از هیچ شکنجه و آسیبی در حق او و خانوادهاش دریغ نکرده است. امروز وظیفه خود میدانیم او را به یاد آوریم و مقاومتش در برابر بیداد جمهوری اسلامی را ارج بگذاریم، تا روز آزادی او و همهی دادخواهان.
از صفحه مانا نیستانی
#منوچهر_بختیاری #دادخواهی #پویا_بختیاری #آبان_ادامه_دارد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
۲۵ آبان ۱۳۹۸، دومین روز اعتراضات گسترده مردم به گرانی بنزین، پویا بختیاری، مهندس ۲۷ ساله، جوان و ایراندوست، به میان مردم معترض کرج میرود. او در حالی که فیلمی از خود ضبط کرده و استوری میکند، مردم را به شهامت فراخوانده و میگوید:
«من هم پسر کسی هستم! میدونید اومدم اینجا جونم رو به خطر گذاشتم. مادرا، پدرا، شما هم بچههاتون رو بگید بیان بیرون! یکبار برای همیشه این رژیم فاسد و تبهکار رو که چهل ساله مردم عزیز ایران رو بدبخت کرده، از بین ببریم! مردم این فرصت رو از دست ندید.»
دقایقی بعد از ملحق شدن پویا به جمعیت معترض، در مقابل چشمان مادرش ناهید شیربیشه، با تیری که به سرش اصابت کرد، بر زمین میافتد.
برای خانواده بختیاری، زندگی از ۲۵ آبان ۱۳۹۸ به بعد یک معنا داشت: دادخواهی.
پدر پویا نگذاشت پرچم محبوب فرزندش که آن را درفش حقیقی ایران میدانست بر زمین بیفتد. هر جایی که پا میگذاشت، به نام پویا، به مردم پرچم شیر و خورشید میبخشید.
منوچهر بختیاری کارزار بینالمللی برای #دادخواهی جان فرزندش و کلیهٔ جانباختگان نظام جمهوری اسلامی را به راه انداخت و لحظهای از پا ننشست.
او در چهلمین روز مرگ فرزندش، با نوشتن نامهای به میشل باشله، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، از مرگ فرزند جوان خود و آزارهایی که کل خانواده بختیاری از بازداشت تا بیکاری و تهدید متحمل شدند، خبر داد.
در دیماه ۱۳۹۸، وقتی با زور و تهدید منوچهر بختیاری و برادرش مهرداد را به تشییع جنازه قاسم سلیمانی بردند، او در پیامی ویدئویی، قاسم سلیمانی را «مزدور و آلتدست ملاها» نامید و حضور خود را از سر اجبار و با تهدید نیروهای امنیتی اعلام کرد.
منوچهر بختیاری هماکنون در زندان، محکوم به ۳ سال و نیم حبس، ۲ سال و نیم تبعید، و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور، «به جرم دادخواهی» و پیگیری پرونده کشته شدن پسرش است. او این حکم را «ناعادلانه» میداند و تأکید کرده است که در جریان رسیدگی به پرونده خود، از داشتن وکیل بیبهره بوده و هیچگاه از زمان برگزاری جلسات نیز اطلاعی نداشته است.
او در آبان ۱۴۰۳، به دنبال وخامت بیماری و عدم دریافت امکانات پزشکی، اعتصاب غذا کرد که به درخواست شاهزاده رضا پهلوی، بعد از ۹ روز به اعتصاب خود پایان داد.
#منوچهر_بختیاری، پدری دادخواه است که رژیم جمهوری اسلامی از هیچ شکنجه و آسیبی در حق او و خانوادهاش دریغ نکرده است. امروز وظیفه خود میدانیم او را به یاد آوریم و مقاومتش در برابر بیداد جمهوری اسلامی را ارج بگذاریم، تا روز آزادی او و همهی دادخواهان.
از صفحه مانا نیستانی
#منوچهر_بختیاری #دادخواهی #پویا_بختیاری #آبان_ادامه_دارد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔45❤4🕊4👍1
سخنرانی تاریخی وداع با هموطنان، اثر جورج واشنگتن
جورج واشنگتن (۱۷۳۲ - ١۷٩٩) اولین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا بود. او که فرماندهی کل قوای نظامی آمریکا را در جنگهای استقلالطلبانه بر عهده داشت، در سال ۱۷۸۳ با برقراری صلح از ارتش کنارهگیری کرد اما به دلیل نگرانی از ضعف دولت مرکزی، با کمکگرفتن از اعتبار و نام خود برای اصلاحات کوشید.
حاصل تلاشهای واشنگتن، نوشتن پیشنویس قانون اساسی جدید آمریکا در سال ۱۷۸۷ بود. پس از تصویب قانون اساسی از سوی قاطبه نمایندگان مجمع فیلادلفیا، که واشنگتن ریاست آن را بر عهده داشت، او بدون هیچ مخالفتی به عنوان اولین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا برگزیده شد.
جورج واشنگتن در آخرین سخنرانی مهمی که در مقام رئیس جمهور آمریکا خطاب به مردم ایراد کرد، نسبت به دستبردن در قانون اساسی شدیدا هشدار داد. او باور داشت که تجربه، بهتر از هر آزمون دیگری قابلیتهای قانون اساسی جدید را نشان میدهد.
واشنگتن بیش از هر چیز دلنگران ظهور روحیه حزبگرایی بود و در سخنرانیاش ضمن تایید جنبههای مثبت حضور احزاب در کشورهای آزاد، از خطرات احتمالی ناشی از آن ابراز نگرانی کرد. او بهویژه نگران بود وابستگیهای حزبی به تفکیک قوا و نظارت و توازن پیشبینیشده در قانون اساسی، آسیب وارد کند. مثلا اینکه نمایندگان کنگره و قضات هوادار حزب جمهوریخواه نسبت به رئیس جمهور برآمده از حزب متبوعشان تمکین بیمورد نشان دهند.
واشنگتن باور داشت که «فضیلت یا اخلاق ضرورتا سرچشمه هر حکومت مردمی است» و خطاب به مردم گفت: «تلاش کنید اولین و مهمترین هدفتان ایجاد موسساتی برای گسترش و اشاعه معرفت باشد.»
«متن سخنرانی تاریخی وداع با هموطنان» را با ترجمه اختصاصی آموزشکده توانا به فارسی، به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
دانلود کنید:
https://tavaana.org/book_farewell_george_washington/
#کتاب_توانا #قانون_اساسی #ترجمه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
جورج واشنگتن (۱۷۳۲ - ١۷٩٩) اولین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا بود. او که فرماندهی کل قوای نظامی آمریکا را در جنگهای استقلالطلبانه بر عهده داشت، در سال ۱۷۸۳ با برقراری صلح از ارتش کنارهگیری کرد اما به دلیل نگرانی از ضعف دولت مرکزی، با کمکگرفتن از اعتبار و نام خود برای اصلاحات کوشید.
حاصل تلاشهای واشنگتن، نوشتن پیشنویس قانون اساسی جدید آمریکا در سال ۱۷۸۷ بود. پس از تصویب قانون اساسی از سوی قاطبه نمایندگان مجمع فیلادلفیا، که واشنگتن ریاست آن را بر عهده داشت، او بدون هیچ مخالفتی به عنوان اولین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا برگزیده شد.
جورج واشنگتن در آخرین سخنرانی مهمی که در مقام رئیس جمهور آمریکا خطاب به مردم ایراد کرد، نسبت به دستبردن در قانون اساسی شدیدا هشدار داد. او باور داشت که تجربه، بهتر از هر آزمون دیگری قابلیتهای قانون اساسی جدید را نشان میدهد.
واشنگتن بیش از هر چیز دلنگران ظهور روحیه حزبگرایی بود و در سخنرانیاش ضمن تایید جنبههای مثبت حضور احزاب در کشورهای آزاد، از خطرات احتمالی ناشی از آن ابراز نگرانی کرد. او بهویژه نگران بود وابستگیهای حزبی به تفکیک قوا و نظارت و توازن پیشبینیشده در قانون اساسی، آسیب وارد کند. مثلا اینکه نمایندگان کنگره و قضات هوادار حزب جمهوریخواه نسبت به رئیس جمهور برآمده از حزب متبوعشان تمکین بیمورد نشان دهند.
واشنگتن باور داشت که «فضیلت یا اخلاق ضرورتا سرچشمه هر حکومت مردمی است» و خطاب به مردم گفت: «تلاش کنید اولین و مهمترین هدفتان ایجاد موسساتی برای گسترش و اشاعه معرفت باشد.»
«متن سخنرانی تاریخی وداع با هموطنان» را با ترجمه اختصاصی آموزشکده توانا به فارسی، به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
دانلود کنید:
https://tavaana.org/book_farewell_george_washington/
#کتاب_توانا #قانون_اساسی #ترجمه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👌20👍5❤2